تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

333 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3287 روز

    بنام خالق بی همتا ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست

    وَاتَّقُواْ یَوْماً لاَّ تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئاً وَلاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَلاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ یُنصَرُونَ

    و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى (از عذاب خدا) را از کسى دفع نمى کند و هیچ شفاعتى از کسى پذیرفته نمى شود، و از کسى غرامت و بدلى گرفته نشود ویارى نخواهند شد.

    خدایا…

    گاهی فقط دلم می‌خواهد بنشینم و با تو حرف بزنم، بی‌هیچ خواهشی، بی‌هیچ واژه‌ی درست و رسمی.

    تو که خودت دلم را می‌خوانی، می‌دانی چقدر گاهی دلم لبریزِ «شکر» می‌شود بی‌آنکه بتوانم وصفش کنم.

    برای آرامشی که بی‌صدا در وجودم می‌نشانی… ممنونم.

    برای لحظه‌هایی که می‌ترسم و با یک نشانه کوچک، اطمینان را در قلبم می‌گذاری… سپاسگزارم.

    خدایا،وقتی خسته‌ام، حضور تو مثل نسیم نرمِ صبح است.

    یادم می‌آوری چه چیزهایی واقعاً مهم‌اند،و چگونه حتی در دلِ تاریکی، می‌شود نور را پیدا کرد.

    برای عشق، برای نفس، برای قدرتِ دوباره برخاستن، ممنونم.

    می‌دانم هر چه دارم، از توست ،حتی لبخندی که بی‌دلیل به دلم می‌نشیند.

    خدایا،

    راستش نمی‌دانم همیشه لایق این همه مهربانی‌ات هستم یا نه،ولی می‌دانم که تو مرا می‌فهمی، حتی وقتی سکوت می‌کنم.

    پس همین سکوتِ سپاس را بپذیر…

    از دلی که هنوز باور دارد:

    تو همیشه نزدیک‌تر از رگ گردنی

    سلام به استاد نازنین

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت بخاطر یه گام دیگه از این پروژه شگفت انگیز ،شکرت که در مدار دریافت این آگاهیها قرار دارم

    گام 17

    شما در زندگی تان کدام طناب

    اتکا به غیر خدا را رها کردید ؟؟

    وقتی در زمینه سلامتی ام به تضاد برخوردم ،با اینکه شرایط برای کارم اوکی بود ومدیریت پذیرفته بود با همون شرایط به همکاری ام ادامه بدم وتمام حقوق ومزایام سرجاش بود وبه موقعه پرداخت می‌شد ،یه حسی از درونم گفت که باید از این کار کارمندی که 17 سال هست بخاطر ترسام وشرک بهش چسبیدم بیام بیرون ،اولش که این فکرآمد واقعا ترسیدم گفتم چه جوری همسرم به تنهایی از عُهده هزینه های زندگی بربیاد ،تا الان کنار هم زندگی خوبی داشتیم ولی هنوز مستأجریم ومنم باید کار کنم تا بتونیم خونه رو بسازیم ولی اون حسِ قوی تر بود وچون میخواستم تمرکزم روی سلامتی ورشد شخصیت فردی ام باشه با تمام مخالفت‌های مدیر وهمکارام وخانواده ام که میگفتند حقوق ومزایای خوبی داری (عملا تمام مایحتاج زندگی ام توسط شرکت پرداخت میشد )،این همه تلاش کردی وصبر کن تا چند سال دیگه که بازنشسته بشی ، من استعفادادم واون طناب اتکاء به غیر خدا رو رها کردم ،و ایمانم رو نشون دادم ودرها یکی یکی پشت سرهم باز شدند ، اول اینکه مدیریت با اینکه استعفا داده بودم ولی چند ماه آخر سال رو پاداش وپشت لیستی من رو طبق روال قبل به حسابم واریز کرد وبعد از بوسیله یکی از دستان خداوند هدایت شدم که کارهای بازنشستگی ام رو انجام بدم وبه ساده ترین وراحت ترین شکل فقط با یک جلسه من بازنشسته شدم اونم زودتر از موعد ،وبطرز جادویی همسرم تونست در کمتر از یکسال ساخت خونه ویلایی که مدنظرمون بود رو به اتمام برساند وبعد از آن تجربه حس سبکی وآرامشی که داشتم ،دیگه عجله وبدو بدویی نداشتم خداروشکر از تمام لحظات زندگی ام لذت میبردم وشاد بودم

    تصمیم گرفتم وتعهد دادم که هرروز روی خودم در این مسیر زیبا کار کنم وخداروشکر هدایت شدم به خرید دوره های 12 قدم واحساس لیاقت ودوره هم جهت با جریان خداوند که دری از آگاهی به رویم باز شد ،درک کردم هرچقدر من خودم رو لایق آرامش وخوشبختی بدونم همانقدر هم آن رو تجربه میکنم ،درک کردم برای رسیدن به خواسته هام نیاز به تلاش فیزیکی خاصی نیست بلکه باید از نظر ذهنی من آماده باشم ،چقدر سپاسگزارتر ورهاتر از قبل هستم ،الان دیگه لذت بردن از مسیر برام شیرین تر شده تا رسیدن به اون خواسته

    وجالبه همین دیروز داشتم به خودم میگفتم از مسافرت که برگشتم باید با تمرکز وتعهد بیشتری شروع کنم به کار کردن روی خودم ،چون میدونم که هنوز نیاز دارم به تغییردر تمام زمینه هام

    خداروشکر تا حدودزیادی باورهای توحیدی خوبی درونم ساختم وتمام تلاشم اینه که بغیر از خدا تکیه نکنم وفکر میکنم همین امر سبب شد کمتر نگرانی وترس در شرایط ناجالب به سراغم بیاید خدایا شکرت …شکرت…شکرت

    عاشقتونم …..

    از صمیم قلبم از اساتید عزیزم ودوستان بهشتی ام سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    فاطمه پاک گفته:
    مدت عضویت: 609 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیزم که بهترین الگوی من هستن.

    استاد تصمیم سختم که 8 سال عقب انداختم و میترسیدم تصمیم بگیرم و بهش عمل کنم جدایی از همسرم بود من کل زندگی متاهلیم رو به طلاق فکر میکردم ولی هیچوقت ترس هام نمیذاشت قدمی بردارم ضمن اینکه دو تا دختر کوچیک هم دارم. اما لطف خدای عزیزم که شمارو برامون فرستاده امسال با شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر من بعد از جلسه 14 قدم اول برداشتم با قلبی مطمئن و آکنده از ایمان و امید به خدا .

    این بار اصلا نترسیدم اصلا ناراحت نبودم و به هیچ وجه غصه دخترام نمیخوردم کاملا خدای عزیزم آرومم کرده بود بهم آرامش و امید بخشیده و امید دارم که آینده ای روشن در انتظارمه.

    استاد ترس دیگه ای که داشتم من حسابداری خوندم ولی میترسم برم جایی مشغول به کار بشم فک میکنم اشتباه میکنم یا شاید نتونم . ولی به لطف خدای عزیزم به ترسم غلبه کردم و دارم دنبال کار میگردم و دیروز اولین مصاحبه کاری انجام دادم کمی استرس داشتم ولی خوب بود و ادامه میدم وامید دارم خدا بهترین کار برام آماده کرده خدایا شکرت خداجونم.

    استاد عزیزم نمیدونم با چه کلمات ازتون تشکر کنم لطف و محبت شما بی نهایت که چنین فایل های رایگان بی نظیری آماده میکنید ازتون ممنونم.

    سپاسگذار خداوند مهربونم هستم برای اینکه منو هدایت کرد به این مسیر بهشتی به سایت استاد عباس منش عزیزم استاد خیلی دوستتون دارم برام دعا کنید این قدم هایی که برداشتم و به عقب برنگردم و با قاطعیت ادامه بدم تا به آرامش و شادی و رضایت برسم .استاد عزیزم الان چند وقت تو زندگیم همش تو جیب لباس هم پول پیدا میکنم و تا کارتم خالی میشه سریع پیامک واریزی برام میاد از جایی که حتی فکرشم نمیکردم الان اصلا نگران مالی ندارم چون با این نشانه هایی که میبینم خدا بهترین روزی رسون به غیر از حسابه استاد عزیزم قصد دارم بعداز طلاق تمام تمرکزم بذارم رو هدف اصلیم من از دوران راهنمایی علاقه دارم به پرورش بوقلمون. میخوام بزرگترین پرورش دهنده و تولید کننده گوشت بوقلمون راه اندازی کنم قدم به قدم و با رعایت قانون تکامل استاد برای همه چیز ممنونم.

    خدای عزیزم ممنونم خدایا شکرت خداجونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    فاطمه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 2332 روز

    سلام استاد جان عزیز

    سلام خانم شایسته نازنین

    سپاسگزاری برای این همه تلاش و عشق بی نظیری که در جهان پخش می کنید، واژه ی کمیه…

    خدای شاکرم بهتون خیر عظیمش رو بده ان شاءالله

    چقدر فایل هاتون عالی و در زمان درسته استاد… چقدر شما هماهنگ و هم جهت هستید با انرژی خداوند…

    دیشب ایده ای که پارسال هم برام اومده بود ولی ادامه ش نداده بودم برام اومد، اما بهتر، یعنی جوری که من بیشتر دوستش داشتم…

    تو نت گوشیم نوشتمش و در ادامه از خدا کمک خواستم که اینبار بهم انرژی بده که ادامه بدم…

    و تا نیمه های شب داشتم تو ذهنم پرورشش میدادم و از نتیجه ش لذت می‌بردم…

    اولین قدم رو هم امروز با وجود خستگی زیاد و داشتن بهونه انجام دادم…

    امروز هم یک ساعت تو پارک قدم زدم و با خدا حرف زدم و از دیدن برگ ریزان های آخر پاییز لذت بردم… خدایا شکرت

    و خدایی که همیشه قبل از درخواست، قبل از نیاز حتی، پاسخ داده…اهرم رنج و لذت…

    خدا جونم بی نهایت ازت ممنونم…

    استاد از شما و خانم شایسته ی عزیز هم بی نهایت سپاسگزارم

    برقرار باشید و سربلند…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    الهام اقایی گفته:
    مدت عضویت: 464 روز

    به نام‌خدای خوبم

    سلام به استادان‌گلم ودوستان گلم

    چقدر تجربه دوستان را دوست دارم ولذت میبرم ازاین گفتگو با دوستان؛ من از فایل های رایگان خیلی نتیجه دیدم به خصوص در سلامتی واینکه بتونم خودما کنترل کنم؛واینکه اگه ما احساسمون خوب باشه به نفع ما تموم‌میشه؛دیشب یه اتفاقی افتاد ومن گفتم ایشالا یه خیریتی هست واصلا احساسم رابد نکردم وخداشکر خبرهای خوب شنیدم اما بااینکه اصلا این اتفاق هیج ربطی به من نداشت اما من تونستم خودما راکنترل کنم وحواسم راپرت کنم وتمرکز را بزارم روی سایت وفایلها خدایا شکرت برای اینکه تونستم قانون رادرک کنم وحالم خوب شده؛استاد جان من قبلا خیلی آدم استرسی وتپش قلب داشتم اما خداراشکر خیلی خیلی بهتر شدم ؛ممنونم ازاستاد عزیزم وهمه دوستان گلم برای اینکه صادقانه میان ونتیجه هاشون میگن وما کلیردرس میگیریم؛خدایا هزاران بار شکرت برای این هدایت بزرگ وارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1316 روز

    تمرین این فایل برام یه ویکآپ ال بود و همزمان شد با یه موضوعی که ناخواسته ای برای عزیزی شنیدم و مچ خودمو گرفتم کههههه مواظب باشم که از این تضاد و ناخواسته کارم به مشت و لگد نکشه

    تمرین این قسمت:

    شما همین حالا برای کدام یک از اهداف بزرگ (کاری یا شخصی) که به دلیل ترس از آن فرار می‌کنید، می‌خواهید این اهرم را فعال کنید؟

    رسیدگی به سلامت دندون هام

    لطفاً دقیقاً بنویسید:

    1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداخته‌اید، چیست؟ (مانند راه‌اندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)

    مسواک زدن مرتب، نخ دندون کشیدن ، مراجعه به دندان پزشکی و معاینات و اقدامات لازم

    2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگی‌تان می‌آید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟

    دندونهای طبیعی و خدادایم رو به اجبار کشیده بشن و یا نهایت با صرف مبلغ زیاد مجبور به ترمیم، عصب کشی ها ، روکش یا همون کشیدن بشن

    درد زیاااد. هزینه زیاااد اونم برای از دست دادن دندان سالم و طبیعی که خدا داده و هیچی جاش رو نمیگیره حتی ایمپلنتم

    3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)

    لبخند زیباااا دارم

    دندان های سااالم دارم

    همیشه سلامت و حس خوب در دهان دارم

    هزینه ای برای دندونپزشکی صرف نمیشه فقط معاینات چکاپ

    درد و ریسک ندارم تو دندون

    4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع می‌کنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمی‌دارید؟»

    مسئولیت بدنم و خوبی و بدی و سختی و راحتیش فقط و فقط به خودم مربوطه و حتی دندانپزشک و روش های علمی مث ایمپلنت و حتی هر پولی که هست از هرجایی رو بهش دل خوش نکنم و کارم در نهایت به ضرورت و درد و کسی نمیرسه و خداروشکر خودم و خدا کافی میشیم با استمرار در مسیر درست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    فاطمه خرم دل گفته:
    مدت عضویت: 1312 روز

    خوب استاد فکر می‌کنم که آدم‌هایی که تازه وارد این حوزه میشن اکثریت شما رو نمی‌شناسن برای خود من هم اینطوری بود که از طریق یک کانال تلگرامی اعلام کرده بودند که می‌خوان دوره‌های شما رو تهیه کنند و شراکتی چند نفر با همدیگه خرید کنیم که من هم از اون طریق مذاکره کردم و بعد از مدتی فایل‌های شما رو توی یوتیوب دنبال کردم یا جاهای دیگه و البته خیلی هم پیگیر این ماجرا نبودم که بخوام حتماً وارد این فضا بشم و به صورت جدی این فضا رو دنبال کنم اتفاقی اگر فایلی رو در یک اینستاگرام در اکسپلور می‌دیدم کانالی جایی می‌دیدم گوش می‌دادم چون قبلاً تجربه اینو داشتم که فایل‌های شما رو تو یوتیوب چند باری دیده بودم و احساس می‌کردم چقدر احساس خوبی رو این فایل‌ها منتقل می‌کنند اما هیچ وقت جدی نبودم که بخوام این فضا رو دنبال کنم تا اینکه بر اساس اتفاقاتی که افتاد تصمیم گرفتم خیلی جدی تغییر کنم از درون و خودم رو بیشتر دوست داشته باشم چون دیگه با اون حال روحی نمی‌شد ادامه داد و اینجوری بود که برای اولین بار عباس منش دات کام رو داخل اینترنت سرچ کردم وارد شدم . و شروع کردم فایل‌های رایگان رو گوش دادن کامنت‌های من هم داخل سایت هست که اوایلی که وارد سایت شدم چقدر حال بدی داشتم و چقدر سوالات بی جوابی داشتم و فکر می‌کنم شاید برای اکثر ماها این اتفاق افتاده باشه که اولین برخوردهای ما با استاد از طریق فایل‌هایی بوده که از طرق مختلفی در سوشال مدیا توسط افرادی که خواستند دوره‌های شما را از این طریق بفروشند با شما آشنا شدن. و فکر می‌کنم واقعاً این هم شاید نوعی لطف خداوند به شما که حتی اگر که قراره که از فایل‌های شما سودجویی بشه همون فایل‌ها کم کم زمینه این رو فراهم می‌کنه که افراد بیان و وارد سایت اصلی شما بشن و یه نوعی بازاریابی رایگان برای شماست. خود من وقتی تصمیم گرفتم که به صورت جدی روی خودم کار کنم اولین گامی که برداشتم این بود که وارد سایت شما بشم و از فایل‌های رایگان استفاده کنم چون توی اون فضایی که این فایل‌ها رو منتشر می‌کردند خارج بشم. من فکر کردم تمام اون زمان ها فرکانس من توی همون فضایی بود که جسته گریخته چیزی حالا اگر شد یه اندک آرامشی عایدم بشه اما الان من نمی‌خوام که جسته گریخته بر اساس قضا و قدر چیزی رو به دست بیارم. می‌خوام که آگاهانه و واقعی روی خودم کار کنم و زمانی که آدم‌ها واقعی دنبال تغییر باشن حتماً شما رو پیدا می‌کنن و از راه واقعیش وارد میشن. و از مرحله شک و دودلی و اینی که حالا یه حرفی می‌زنن شاید واقعاً هم به اون ترتیبی که گفته میشه نباشه و این‌ها می‌گذره و واقعی میشه اون وقت که واقعی شد می‌تونه تازه وارد سایت شما بشه چه جای هر کسی حتی برای فایل‌های رایگان هم به نظر من نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 183 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام به استاد گرامی و مریم جان مهربونمون و اهالی محترم سایت

    خیلی خوشحال و سپاسگزارم که خداوند من رو در این فضا آورد و بدین وسیله هدایتم کرد

    از دوستانی که با این اشتیاق صحبت میکنن و مارو در شادی هاشون شریک میکنند بسیار سپاسگزارم واقعا خیلی احساس فوق العاده ای

    که با استاد راجع به نتایجی که گرفته ایم صحبت کنیم به امید خدا یکی یکیمون در رابطه با رسیدن و در آغوش گرفتن خواسته هامون مینویسیم و صحبت میکنیم

    العان که به لطف خدا مطالبی که درنوشتن کتاب به من الهام شده بود رو تایپیست به صورت فایل به من تحویل داده بسیار خوشحال و سپاسگزارم و این که قدم های رسیدن به خواسته هایت یکی پس از دیگری طی میشود و در لحظه به لحظه اش حضور دستان خداوند رو احساس میکنی که به کمکت اومدن و چقدر مشتاقانه برای رسیدن به خواسته هایت حمایتت میکنند سپاسگزار تر میشوی میشوی واقعا وصف ناپذیره

    امروز باید تصمیم بزرگی رو بگیرم که کدام انتشارات رو انتخاب کنم یکی دو روزی بود که اصرار بر یک انتشارات خاص داشتم ولی جور در نیومد و بلاخره امروز تصمیم گرفتم که تسلیم شوم و ترمزی که شناسایی کردم بر روی یک مکان خاص را رها کنم و تسلیم شوم و خودم رو به دستان توانمند خدا بسپارم و گفتم خدایا من نمیدونم تومیدونی خدایا من نمیدونم تو میدونی و تو هم بهم میگی همون راه درست رو تصمیم گرفتم کتاب هایی که داشتم رو نگاه کنم و به انتشارات دیگری تماس بگیرم من کرج هستم و انتشاراتی در قم حتی به ترمز مکان هم مجال ندادم که قد علم کند و گفتم اشکالی نداره اینترنتی هم میشود انجام داد و قرار داد نوشت پس از تسلیم شدنم و تماس گرفتنم گفتن مسئولش نیم ساعت دیگه میاد من هم وارد سایت شدم و به فایل جدید دوستان گوش دادم

    حالا از این که تصمیم دارم با توکل بر اراده خداوند سرمایه گذاری کنم بر روی چاپ کتاب در صورتی که دیگران میگویند بازار کتاب کساد است من قدم هایم رامحکمتر بر میدارم و روزی خداوند نشانم میدهد که اگر او بخواهد در بازار کساد هم ثروت ایجاد میکند و دست کسی را که به اوتوکل کرده است را رها نمیکند و در پناه امنش جای هیچ ترس و شک و دودلی نخواهد بود مهم این است که من کلماتی را که خداوند به من الهام کرد رابه ثبت رسانده ام او که ایده هارا گفت و واژگان را جاری ساخت توان چاپ انتشار و فروش را نیز دارد و او خود واژه میشود خود انتشار میدهد و او خود مشتری و مخاطب میشود من ایمان دارم اگر خواست او نیود این ایده به من گفته نمیشد و رویایش در سرم پرورش نمیافت و گنجینه ای که اینک تبدیل به کتابی شده است تشکیل نمیشد

    ای الله بی همتا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم و مطمئن هستم در 5سال آینده میگویم همان خدایی که دیگران میگفتند نمیشود من را با ایمانم به این جا رساند و به تعداد نسخه های چاپ شده کتابم نگاه میکنم ولذت میبرم و از این که مخاطبین را به احساس خوب رسانده ام خوشحالتر میشوم و به لذت بردنم افزوده تر میشود به این که چقدر نزد خداوند محبوب بوده ام که مرا به جایگاهی که برایم برگزیرده بود رسانده ام و اگر بترسم و به حرف دیگران و کسادی بازار توجه کنم در 5 سال آینده هیچ لذتی برایم نخواهد آورد و به رنج ای کاش ها مبتلا میشوم

    اگر با ایمان حرکت کنم و به یاری خدا ادامه دهم 5 سال دیگر حتی لذت چاپ کتاب دوم هم خواهم داشت و لذت ترجمه شدن کتاب پرفروش اولم که در سراسر دنیا هم به فروش میرسد واااااااااای خدایا شکرت ایمان و توکل به تو شیرین ترین لذت است در راه رسیدن به رویاهایمان خدایا شکرت

    دیگه باید برم و به انتشارات زنگ بزنم

    به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    ندا ام گفته:
    مدت عضویت: 2255 روز

    سلام بر استادِ عزیز و مریم بانو بینظیر

    عاشقتونم استادِ جان

    استادجان میخواستم با اجازه تون در خصوص آشنایی افراد جدید با سایت و استفاده از فایلها تجربه خودمو بگم

    من یکسال و خرده یی میشه با شما هستم استادِ عزیز؛ این تجربه یکساله م به عنوان یک نوپا این سایت ؛ دوستای گلم ؛ عزیزای مهربون؛ همه دوستان عالی؛

    بهترین روش و پیشرفت و درک آگاهی شخص خود استاد هستند ؛ من تجربه یکساله م که پر از فراز و فرود بود رو میگم ؛ دوستان خیلی لطف داشتند و دارند ولی هرآنچه که استاد میگوید اصل رو فقط استاد و آگاهی های استاد قرار دهند؛

    اگر واقعا دنبال درک کردن هستیم فقط استاد ؛

    خیلی از دوستان هستند که در این مسیر مثل همین گفتگو دوستان و شنیدن تجربیات شون در این مسیر خیلی کمک کننده و تایید کننده این مسیر هست ولی ؛

    ولی هرآنچه که استاد بیان میکنند و آموزش و آگاهی میدهند رو ملاک این مسیر پر عشق قرار دهیم

    فایلهای استاد که رایگانه بینهایت فوق العاده به من کمک کرد ؛ همیشه گفتم حالا هم میگم من دیوانه شدم با فایل توحیدی ۵ ؛ که نقطه آشنایی من با این دنیای بینظیر بود ؛ و هربار که من فایلهای دانلودی رو برمیگردم و گوش میدم میتونم قسم بخورم نکته جدیدی درک کردم که بعد از چندین بار اصلا نشنیده بودم و انگار اولین بار بود به من تلنگرش زده شد ؛ فوق العاده هستند این فایلهای دانلودی ؛ چند برابر کردن درآمد که ۳ قسمتی هست ؛ نشانه های قانون جذب در قرآن ؛ خدا را بهتر بشناسیم ؛فایلهای توحید عملی ؛ چشم زخم ؛ معظلی ویرانگر بنام جلب توجه ؛ رفع احساس گناه و …..بی نهایت فایل رایگان عالی که دیگه زندگی در بهشت و سفر به آمریکا گل سر سبد و متفاوت هستند 🤩😍❤

    استاد جان از آشنایی من با شما و سایت بواسطه بی تجربگی و بی اطلاعیِ خودِ من ؛ خیلی به در و دیوار خوردم بواسطه تمرکزی عمل نکردن به آگاهی های شخص استاد و پرداختن به حاشیه ؛ ولی یه جا به این نقطه رسیدم فقط باید تمرکز به آگاهیی باشه که از شخص شما بیان میشه ولاغیر… اون هم بواسطه یه چک و لگدی بود که خوردم از دنیا 🤪 خدای مهربونم مرسی بابت نوازشی که نثارم شد که بفهمم …..

    اخه دخترِ خوب استادِ به این نازنینی چرا آخه به در دیوار میری و…. ؟؟؟؟؟؟ و وقتی نوازش حسابی شدم استاد جان خیلی متعهدانه و با جدیت و انجام تمرینها با قدرت در حال پیشروی هستم 💪😍

    من برای خرید محصولات خیلی راحت هزینه ش برام مهیا شده بعد از حدود ۶ ماه اولین دوره را خریدم و چقدر ساده مبلغش به دستم رسید و برای دوره های بعد هم خواهد شد و همچنان من در کنار محصولات مدام فایلهای دانلودی رو گوش میکنم و کامنت ها رو مخصوصا کامنتهای مریم جان عزیزِدل رو بی حد میخونم ؛ فایلهای دانلودی یک دنیا آگاهی حالص داره ؛ نگم از کتابهای بینظیرتون که کولاک هستند و واقعا مبلغ کتابها خیلی کم بها قرار دادید ولی ارزش محتوایی واقعا خیلی زیاد بالاست

    استاد جان کاش بشه برای افرادی که میخوان این مسیر رو شروع کنند به عنوان پیشنهاد دوره آفرینش رو معرفی کنید ؛ این دوره شما فوق العاده؛ فوق العاده؛ فوق العاده بینظیره؛ هرچقدر بگم از این دوره حق مطلب به جا نیامده ؛ بنظرم البته نظر من هست اگر کسی بخواد قانون و خیلی مسایل درک کنه اولین قدم شروع با این دوره خیلی کمک میکنه البته من خودم تازه بخش سوم هستم ولی همین سه بخش بی نهایت آگاهی دهنده بود و چقدر زیاد جوابهای سوالهامو گرفتم و چقدر زیاد حالم عالی کرد ؛ سپاس بی حد و اندازه از شما و مریم جان عزیز🤩😍

    چقدر بی نهایت لذت بردم از نتایج و صحبتهای دوستان ؛ واقعا سپاس از دوستان پر انرژی و پر عشق

    استاد جان من ۳سال مدام باشگاه میرم و حتی این دوره بیماری ورزش من قطع نشد به یاری الله مهربان؛ چون واقعا از خدا خواستم و درخواستم پرانرژی شدن بود و این ورزش من قطع نشه چون در این مسیر که قرار گرفتم واقعا کمک کننده بوده برام ؛ ورزشی که میکنم خیلی تمرکز و تمرکز کردن مهم هست و انجام میشه ؛ دوستان فوق العاده یی اونجا هستند که بعد ورزش حافظ خوانی میکنیم و هر کدوم درک مون از اشعار زیبا حافظ رو بیان میکتیم ( فقط توجه کنید باشگاه که میشه جایی برای وقت گذرانی بیهوده باشه میشه استفاده بهینه و در جهت رشد انجام داد و افرادی در این مسیر هم گام میشوندو احساس خوب رو همه جا در حال دریافت هستم) و بچه هایی که ناآگاه هستن به قوانین خدا ولی گویا درخواست دادم و مهرتایید خورده خیلی دوستای انرژی مثبت و در جهت درخواست من پیش میره و خیلی شکرگزار هستند ؛ ۵ دقیقه پایان ورزش به یوگا و سپاس گزاری از خدا ختم میشه و انقدر انرژی های بی حد مثبت وجود داره که شکر خدا بعد از آشنایی من با شما هرجا میرم و هرجا باشم انرژی های مثبت و هم جهت 😍🤩 من عاشقتونم نباشم اخه استاد جان؛ خدای مهربونم من عاشقت نباشم که این بینظیرترین استاد فرستادید برام؛ الهی خیلی شکرررت😍🤩🙏

    استاد جان وقتی واقعا احساس خوب اتفاق خوب رو بخوای و درک کنی البته من سعی کردم واقعا این قانون رو واقعا جاری کنم در زندگیم

    امروز پل طبیعت بودم و نگم چقدر زیبا و چقدر رویایی بود و چقدر زیاد لذت بردم و نگم براتون که انقدر رها و آزاد شدم یه قسمتی هست پارک آب و آتش ، مثل یکی از پارکهایی که در زندگی در بهشت رفتید که از زمین آب فواره میشد و بچه ها بازی میکردن امروز منم دقیقا مثل بچه ها پر انرژی و پر عشق و حال زدم به این بازی و کلی خیس شدم و کلی انرژی گرفتم 😍🤩 چقدر زیاد لذت بردم و چقدر زیاد زیبا بود و چقدر عالی بود این زیبایی پل طبیعت در شب و زیبایی فوق العاده😍 دیگه تا اومدم درگیر این فایل بینظیرتون شدم و لذتم صد چندان😍🤩

    و خدا رو شکر به اون اندازه یی که باور کردم و عمل کردم نتیجه شو روزانه دارم دریافت میکنم و مدام شکرگزاری میکنم از این خدای مهربان ؛ با آفریدن این استاد بینظبرش🤩😍🙏

    عاشقتونم استاااد عزیز و بینظیر 😍🤩

    خدایا شکرت چقدر حالم خوبه و چقدر دنیات قشنگه😍🤩

    استادِ عزیز و مریم جانِ مهربان سپاس بی حد از شما دو عزیز عاشقتونم 🤩😍

    در پناه رب مهربان❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    مریم بانو گفته:
    مدت عضویت: 2767 روز

    به نام رب فرمانروای کل هستی

    استاد سلام

    تا ذهنم آماده هست بدون هیچ مقدمه ای مینویسم

    تمرین

    1..آن تصمیم بزرگ وترسناکی که همیشه به تعویق انداخته اید چیست؟

    من درتمام زندگیم از بابت مالی توفقرمطلق بودم وهربارجهان به هزاران طریق داره بهم چک ولگد میزنه ،توخونه پدرم همیشه برای گرفتن 5ریال برای رفت و5ریال برای برگشتم از مدرسه یه دعوای حسابی بود ،بابام میگفت چرا صبح اول صبح بیدارم کردی برای پول شب بهم بگو وشب دوباره دادوفریاد که صبح بگو ،این درحالی بود که من مدرسه نمونه دولتی درس میخوندم وباید یه مسیربسیار طولانی میرفتم تا به مدرسه برسم ،حالا بماند که من هیچ وقت تغذیه نداشتم وتاظهر دیگه خودتون میدونید چطوریه ،وقتی سوم راهنماییم تموم شد پدرومادرم تصمیم گرفتن من دیگه از وقت ازدواجم گذشته وباید برم سرخونه زندگیم ،همسری که برام انتخاب کردن بسیار وضع مالی خوبی داشت اما با معیارهای من برای وضع خوب خیلی تفاوت داشت ،نمیخوام بازش کنم وهمینقدر بگم که اونم به واسطه یه سری اتفاقات پشت سرهم دچار وضع مالی بدی شد وتا همین لحظه ادامه داره ..

    میخوام بگم من به هردری زدم تاکارکنم اما همسرم اجازه نمیداد ودچارافسردگی شدید شدم وتصمیم گرفت شوهرم اجازه بده کارکنم ورفتم آرایشگری یادگرفتم ومشغول کار شدم وبعداز اون خیاطی رویاد گرفتم وکار کردم ،استاد توتمام مدتی که من آرایشگر بودم همسرم یک ریال به من نمیداد وبعداز اون توتمام مدتی که خیاط شدم هم بهم یک ریال نمیداد ،نه برای خرج خونه ونه برای بچه ها ،من تصمیم گرفتم کار نکنم وهمیشه مشکلم این بود که مثلا اگر من یک ماه کار میکردم ویک میلیون درآمد داشتم ،همسرم 30 میلیون درآمد داشت ومسخرم میکرد ومیگفت برو باهمون پاچه کوتاه کردن زندگی کن ،فقط این اواخربرای دخترا یه سری هزینه ها میکرد یا اینکه با هزارتا دعوا کارتش روخودم میبردم وخرید میکردم ووقتی تمام یخچال تموم میشد دوباره جروبحث سر پول ،یه موقع هایی که تمرین ها روانجام میدادم بهتر میشد اما بازم به همه پول میدادالامن وهمیشه میگه کارت من که دراختیار خودته همه چی میخری منظورش وسایل برای پخت غذا هست دیگه پول میخوای چکار وانگار این روند بابام همیشه داره تکرار میشه

    جواب سوال بالا این میشه که من باید به طورجدی بیزینس خودم روراه اندازی کنم اما میترسم با این روند کم بیارم وهمیشه یه مدت کار میکنم ودوباره به عقب برمیگردم ومیگم گور باباش بره کار کنه خرج کنه دیگه دیوونه شدم از بس باید توضیح بدم که این کاری که میکنم یه کم زمان میبره تا بیفته رودور ،

    پس بنابراین شروع جدی بیزینسم وآنلاین کردنش به جای اینکه مشتری به محل کارم رفت وآمد کنه برای من بهترین گزینه هست

    2…رنج:اگراین تصمیم روبه مدت 5سال دیگه نگیرم چه بلاهایی به سرزندگیم میاد به وضوح وبابزرگنمایی

    اولین بلا اینه که الان 43سال دارم واون موقع درآستانه 50 سالگی توان کار کردنم کمه ،حتی همین الان هم اوضاع بدنم خرابه ودارم روز به روز فرسوده تر میشم

    بلای بعدی اینه که روز به روز باید آرزوی زندگی کردن بهتر روبه گورببرم ،همین الان ماشین لباسشوییم خرابه برام نه میخره ،نه درستش میکنه

    جاروبرقیم خرابه نه میخره ونه درستش میکنه

    گازم خرابه نه میخره نه درستش میکه

    خونمون 15ساله ننیمه کاره رهاشده وتویه زیرزمین زندگی میکنیم که 2متر زیرزمینه

    هیچ لباس نویی توکمدم ندارم وچندین ساله یه خرید درست وحسابی نرفتم وهرسال کهنه سال قبلم رومیپوشم .

    آرزودارم تغذیم روعوض کنم اما پول خرید گوشت ندارم ومجبورم اونی که ماهی یک بارخریده میشه اینقدر به بسته های کوچیک تبدیلش کنم که یه ماه وخورده ای برسه

    آرزوی یه مسافرت درست وحسابی تودلم مونده

    آرزودارم یه باربرم یه رستوران وبدون نگاه کردن به قیمتش سفارش بدم تازه همون که تا دررستوران برم هم شده رویا چه برسه به خرید

    آرزو دارم یه تکه طلا داشته باشم

    آرزوی یه ماشین تودلم مونده ،حالا یه پراید معمولی ماشین خوب که دیگه بماند

    وهزارتا آرزوی دیگه

    بنابراین اگر پا روی ترسم نزارم وشروع نکنم

    اول افسردگیم برمیگرده که اینقدرحالت رنج آوری هست که نمیتونم توصیفش کنم فقط اونی که تجربش کرده متوجه حرف من میشه

    دوم دچار بیماریهای جسمی زیادی میشم از جمله اضافه وزنم به واسطه تغذیه نادرستم اونقدربالا میره که فلج میشم چون همین الانم خیلی اضافه وزن دارم وداره روزبه روز پاهام روبدتر میکنه ودردشدیدی دارم

    هرگز نمیتونم لذت پسافرت خوب روبچشم

    هرگز نمیتونم یه ماشین خوب سوار شم

    همیشه خجالت زده هستم از لباسهای کهنه وکفش وکیف کهنم

    اگر بیزینسم به پول ودرآمدبالا نرسه همیشه شرمنده بچه هام خستم چون اونا بیشتر از من پول توجیبشون دارن

    نمیتونم برای دخترم جهیزیه بگیرم همین طور که بابام به خودم جهیزیه ندادواینقدرفحش خوردم وبد وبیراه شنیدم که یادمه یه بار مرگ موش خوردم که بمیرم اما بدنم اونقدرقوی بود که چیزیم نشد

    اگر پول نسازم نمیتونم جاهای دیگه دنیا روببینم

    اگر پول نسازم هرگز تجربه یه خونه تمیز ومرتی روندارم وتوهمین خونه آجری وکف سیمانی وپارکینگ بدون دروسقفی که همیشه توبارون آب ازش میاد وخونه بدون وسابل نوروباید تحمل کنم

    هرگز نمیتونم تجربه وسایل نوروداشته باشم

    هرگز نمیتونم توتخت بخوابم

    حتی هرگز تابستونا کولر نداریم وهرگز نخواهم داشت

    اگر پول نداشته باشم رفتار تحقیر آمیز دیگران روبایدتحمل کنم

    همین الان هم خیلیها باتحقیروترحم بهم نگاه میکنن ومن از ترحم دیگران نسبت به خودم متنفرم

    اگرزندگی الانم رو5سال دیگه بایدتحمل کنم قطعا سکته میکنم ومیفتم گوشه خونه چون همین الان حالم خیلی بده وتقریبا هرشب دارم باهمسرم دعوا میکنم که این چه وضعشه

    قطعا5سال دیگه حتی این خونه ای که توش هستیم هم میفروشیم ومیخوریم همین طور که ماشینمون روفروختیم برای اینکه چندماه بود غذانداشتیم وطلب کارا دیوونمون کرده بودن ودیگه نتونستیم ماشین بخریم

    3…لذت::

    اگر همین امروزاین تصمیم روبگیرید وموفق شویدلذت ودستاوردشمادر5سال آینده چگونه خواهدبود؟؟؟

    فکرکردن به این جمله اشکم رو سرازیر کرد ،حالانمیدونم از رنجهایی که نوشتم بودیا فکرکردن به زندگی رویاییم

    اینکه بدونم موفق میشم تو5سال آینده حالم روخوب کرد

    اگر موفق بشم قطعا میتونم تجربه یه زندگی لذت بخش روداشته باشم ،اول از همه شرایط جسمی وسلامتیم عالی میشه ووقتی سلامتی جسمی داشته باشم میتونم کارهای شخصیم روبه راحتی انجام بدم

    موفق که باشم وپرکیفم وکارت بانکیم پول باشه بدون ترس خرید میکنم ودیگه به تگ قیمتهانگاه نمیکنم

    هررستورانی که دوست داشته باشم میرم

    هرچقدردوست داشته باشم گوشت میخورم .

    هرچقدردلم خواست مسافرت میرم بدون ترس

    توهرهتلی که دوست داشته باشم میرم

    حتی اگر بخوام میتونم برای خودم آروی بخرم

    میتونم برم قواصی رویادبگیرم وزیردریاها روببینم

    میتونم برم کلاس شنا وشناکردن رویادبگیرم

    میتونم برتی دخترم هرچقدردوست داشت جهیزیه تهیه کنم ،

    میتونم چندتا خونه بخرم

    چندتاماشین داشته باشم

    من عاشق لکسوس 570 هستم میتونم به راحتی بخرمش

    من عاشق ماشین سنگین هستم ومیتونم چندتا ماشین سنگین هم بخرم

    عاشق داف هستم ،عاشق اسکانیا ،ماک ،مان ،وازهمه مهمتر عاشق زندگی کردن توآمریکام

    میتونم به راحتی مهاجرت کنم به کشورموردعلاقم

    میتونم به راحتی از این قاره به قاره دیگری برم بدون نگرانی

    ازهمه مهمتر اینه که وقتی لحظه مرگم برسه من راحت سرم رومیزارم زمین ومیمیرم بدون حسرت اینکه کاش بهترزندگی کرده بودم

    دوست دارم وقتی با خودم روبرو میشم از خودم راضی راضی باشم

    4…تعهدتوحیدی

    اکنون که اهرم فعال شد،شماچطور (امیدتان به حمایت دیگران)راقطع میکنید وبا اتکای مطلق به خداونداین گام شجاعانه روبرمیدارید؟؟

    اول باشکرگزاری روزانه شروع میکنم وکم کم برای ذهنم جامیندازم که این خداونده که داره کارها روبرات انجام میده

    تمرین برای اینکه هدایت هایی که میگیرم رواجراکنم

    تمرین لیاقت داشتن یه زندگی خوب ،باید باورکنم من لایق تمام این نعمت هایی که میخوام هستم

    بایدباورکنم که اگر به خداوند توکل کنم خداوند برام کافیه

    باید اینایی که نوشتم روباصدای خودم ضبط کنم تا اونقدر تکرارش کنم که باور کنم من موفق میشم

    باید باور کنم که خداوند وجود داره

    باید باور کنم فرمانروای کل هستی اونه وفقط وفقط از اون کمک بخوام

    استاد نمیدونم اینایی که نوشتم درسته یا غلط اما من تا چند روز آینده این تمرین روهرروز مینویسم تا به درک درستی ازش برسم من چندین ساله که توسایت عضوم واونقدرترس هام زیاد بودن که نتونستم این تمرین روانجام بدم واز ترس موفق نشدن هربار عقب انداختمش با اینکه میدونستم باید به ترسم غلبه کنم ،امروز برای اولین بار درزندگیم نوشتمش وامیدوارم درست نوشته باشم واستاد دعا میکنم خداوند اینقدربهم شجاعت بده که خودم رولایق یه زندگی عالی بدونم ،چندین بار به هزاران طریق هدایت شدم که کارم روآنلاین کنم اما نکردم ،ولی امروز به خودم وخداوند تعهد میدم انجامش میدم ونوشتن این کامنت بهم کمک کردحالم خیلی خیلی بهتر بشه ،

    دوستتون دارم استاد این پروژه بینظیره ودسته بندیش حرف نداره مرسی که به رایگان دراختیارمون قرارش دادید من قدرش رومیدونم وکارم روحتما آنلاین میکنم واز نتایجش حتما براتون مینویسم انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1709 روز

      مریم عزیز سلام

      فقط 5 ستاره کم بود و باید ازت تشکر کنم.

      واقعا اهرم رنج و لذت رو یادم دادی

      در طول خواندن رنجم زیاد و لذتم بی شمار شد.

      امیدوارم به خواسته‌های قلبیت برسی که حق هر خلیفه اللهی است

      هر کس بر خدا توکل کنه و از غیر خدا ببره واقعا به ریسمان محکمی چنگ زده.

      بعد از ایمان هم نیاز به کنترل ذهن است و استمرار تا انشاالله نتایج حاصل بشه.

      ما لایق بهترین نعمت‌ها هستیم چون خلیفه الله هستیم

      ما لایق آرامش هستیم چون نیاز به نا آرامی نداریم

      ما درخواست میکنیم و خدا اجابت میکنه.

      امیدوارم روزی بیای و بنویسی به همه خواسته هات رسیدی

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        مریم بانو گفته:
        مدت عضویت: 2767 روز

        ابراهیم عزیزسلام

        سپاسگزارم که برام نوشتی ومطمئنم کردی که تمرینم رودرست انجام دادم

        خودم هم امید دارم روزی بیاد که به تمام خواسته هام رسیده باشم ،از خداوند میخوام که همه به خواسته های قلبیشون برسن .

        من به شخصه وقتی که میبینم یکی موفق شده از صمیم قلبم براش خوشحال میشم

        متشکرم که برام از توکل وایمان نوشتی

        انشاالله که همیشه یادم بمونه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1630 روز

      سلام مریم عزیز…

      واقعا به شجاعتتون تبریک میگم که میتونید جنجالهای زندگیتونو جمع کنید…

      واقعا این خودش یه استقامت و صبر بزرگی رو میطلبه..

      خقیتا نوشته بودین یبار مرگ موش خوردم.بدونم اینقدر قوی بود که عمل نکرده بود..

      خندمم گرفت..ولی این خودافشاییتونو تحسین میکنم..

      انشالله خداوند همیشه یارو نگهبانت باشه..و از غار زندگیت بیرون بیایی و بهتربنها رو برای خودت بسازی..

      دوست عزیزم….یه لحظه خودمو جای شما گذاشتم…

      واقعا درکش نیاز به صبر قوی هست…

      من یه دختر مجردم.و کل خواهرام به لطف خدا ازدواج کردن..

      بعد از اینکه خواهرم ازدواج کرد مسیر تضاد برام اومد.و لطف خدا شامل حالم شد بیام تو ابن مسیر..

      و فهمیدم اگر تعقییر نکنم..من میمیرم..و یه روز حسرت میخورم..

      نه فردی بودم هر ازدواجی رو بهم تحمیل کنن.

      نه فردی بودم مثل اکثرا دوستانم..بتونم به اون روش زندگی کنم..

      لطف خداوند شامل حالم شد.و امروز در این بهشتم..

      و لطف خداوند و خوردن اون مرگ موش…برای شما بزرگترین خیر و خوبی از طرف خودشه..

      و خداوند میدونسته شما موقعه مرگتون نیست…

      مرگ رو تجربه کردم..توی یه تصادف..

      ولی اونجا دقیق دیدم یکی منو بغل کرد گذاشت روی زمین.توی کمتر از یه چشم بهم زدن.

      دوست عزیزم…بهتون افتخار میکنم.این مسیر توحیدی رو ادامه بده..

      همین اذان مغرب خداوند یا ایه الذین امنوا..رو بهم یاداور شد.

      و وعده بهشت و وعده.شو بهم داد..

      بهم گفت حتما وعده خداوند حقه..و بهت میرسه..

      راسی چهرتون بسیار زیبا و الهی هست..تحسینت میکنم مادر عزیزم..

      روزتونم مبارک مادر بهشتی و با استقامت.

      انشالله خداوند توی این غار باورهای گذشته ات به زودی نجاتتت دهد….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم بانو گفته:
        مدت عضویت: 2767 روز

        نرگس عزیزم سلام

        خوشحالم که از اون تصادف نجات پیداکردی وخداوند روشاکرم

        من اولین بار بود که داستان مرگ موش روگفتم وهنوز هیچکس از خانوادم نمیدونن واصلا یادم نبودنوشتمش امروز برگشتم عقب وکامنتم رو دوباره خوندم وبرای خودم عجیب بودنوشتنش

        من 15سال داشتم که ازدواج کردم وامروز 43سال عمر از خداگرفتم ،تواین سالها هرگز از کاری که اون لحظه کردم پشیمون نشدم چون اینقدر شرایطم دردناک بود که احساس میکردم اگر بمیرم برام بهتره ،کلاسهای مختلفی روبعد از اون امتحان کردم ورفتم وهمشون رایگان دراختیارم بود

        اون کلاسها کمی کمکم کرد تا شرایط رو برام قابل تحمل تر کنه ،تا اینکه واردسایت شدم ویک دنیای جادویی رو دیدم با یه خدای بسیار متفاوت از خدای توذهن خودم

        تمام زندگیم عوض شده غیر از مشکل مالی اصلا نمیفهمم چرا این یکی درست نمیشه انگار باور ندارم که خداهم بتونه درستش کنه ،

        من تواین چند سال مسائلی روحل کردم که فقط کار خدابود که انجام بشه

        اما مالی هرگز ونمیفهمم چرا

        به هرحال ممنونم ازت که برام نوشتی وباعث شدی برگردم به کامنتم ویه سری اشتباهات رو توتمرینم متوجه بشم

        ومتشکرم دختر عزیزم بابت تبریک صمیمانت ،

        برات آرزو میکنم طعم خوشبختی روبچشی هرجور که دوست داری

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3083 روز

    سلام و سپاس خدمت استادان عزیزم و دوستان عزیزم در سایت

    نکته 1: با هیچ دلیل و منطقی در احساس بد نمون و خودتو بابت هیچ اشتباهی سرزنش نکن.

    نکته 2: اصلا مهم نیست الان شرایط چطوریه شرایط تغییر میکنه.

    نکته 3: روی هیچکس حساب نکن حتی روی عزیزانت و روی پای خودت وایسا. انتخاب کن خودت زندگی خودت رو خودت خلق کنی.

    نکته 4: وقتی توحیدی عمل میکنی درهایی باز میشه که قبلا نمیدونستی وجود داره.

    نکته 5: هر تغییری میدونی باید ایجاد کنی ولی نمیکنی از اهرم رنج و لذت استفاده کن.

    تمرین:

    شما در زندگی‌تان، کدام «طناب اتکا به غیر خدا» را رها کردید (یا می‌دانید که باید رها کنید)؟

    شاید این طناب، اتکا به حقوق کارمندی بوده که جرات شروع کسب‌وکار خودتان را نداشتید.

    شاید اتکا به یک فرد خاص (پدر، مادر، همسر، شریک) برای حمایت مالی یا عاطفی بوده.

    شاید اتکا به مدرک تحصیلی‌تان بوده که جلوی تغییر شغل شما را گرفته.

    یا شاید اتکا به یک مشتری خاص یا یک «آب باریکه‌ی همیشگی» بوده.

    جواب:

    من چند سال قبل کارمند بودم و کار خیلی خوب بود و حقوقم هر ماه بیشتر میشد ولی هم یکسری تضادها اونجا برام پیش اومد و هم اینکه تصمیم گرفتم کسب و کار شخصیم رو راه بندازم بنابراین از کارم استعفا دادم و کسب و کار خودم رو شروع کردم هر چند بعد بخاطر پایان نامه ام که نیاز به تمرکز بالا داشت تمرکزم روی کسب و کارم کم شد و رشدمم کند شد ولی این شجاعت رو داشتم که حداقل این تصمیم شجاعانه رو گرفتم و بابتش خودمو تحسین میکنم.

    در گذشته شده که بخاطر اتکا به یک فرد خاص مثل دوست ضربه خوردم ولی نمی‌خوام که این دوباره تکرار بشه. سعی میکنم آگاهانه حواسم باشه که به حمایت عاطفی هیچکس وابسته نشم و از خدا میخوام قلبم رو از عشق خودش پر کنه که محتاج عشق بنده هاش نباشم. نیاز عاطفی دارم ولی میخوام خدا خودش در بهترین حالت ممکن این نیازمو برآورده کنه. روی هیچ فرد خاصی کلید نمیکنم.

    الان هم دارم به سهم اجاره ملک پدرم اتکا میکنم البته این ملک قابل استفاده نبود و خودم این ملک رو قابل استفاده کردم و دادم اجاره ولی خیلی دوست دارم کلا از این اجاره بی‌نیاز بشم. کلا رها کنم سهمم رو بیخیال بشم و ببخشم به خانواده‌ام. روی پای خودم بایستم صد درصد مسئولیت زندگیمو به عهده بگیرم. هنوز این تصمیم رو نگرفتم. میگم بذار اول درآمدم بیشتر بشه بعد واگذار میکنم ولی شاید تصمیم درست اینه که اول قید این آب باریکه رو بزنم بعد درهای جدید باز میشه. مثل حامد جان که توضیح داد. نمیدونم دوست ندارم زجر بکشم. از طرفی اون پول رو حق خودم میدونم. شاید هنوز اونقدر شجاع نشدم و باید یکم به خودم زمان بدم و بیشتر رو خودم کار کنم.

    ولی خودمو که نمیتونم گول بزنم من خودم باید پول بسازم. محتاج هیچ منبع درآمدی غیر از پولی که خودم می‌سازم نباشم. این یه حقیقته و نمیتونم نپذیرمش.

    دارم سعی میکنم هر طور شده از این منبع درآمد زودتر دل بکنم برای اینکه خدا درهای جدید رو برام باز کنه و هم اینکه مجبور بشم و بیشتر به تکاپو بیفتم و جدی‌تر رو کسب و کارم تمرکز کنم و هر طور شده پول بسازم.

    تمرین:

    شما همین حالا برای کدام یک از اهداف بزرگ (کاری یا شخصی) که به دلیل ترس از آن فرار می‌کنید، می‌خواهید این اهرم را فعال کنید؟

    کسب و کار شخصی.

    1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداخته‌اید، چیست؟ (مانند راه‌اندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)

    تمرکز 100 درصد روی همین کسب و کارم.

    2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگی‌تان می‌آید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟

    هیچی بدبخت و بیچاره و فقیر و محتاج هر کس و ناکسی میشم. افسرده میشم. سنم میره بالا و به هیچکدوم از خواسته های معمولیم هم نمیرسم چه برسه به رویاهام. نون ندارم بخورم. از گشنگی میمیرم.

    با خفت و خاری زندگی میکنم. خودم از خودم شرمنده ام. از خدای خودم شرمنده ام که اینهمه بهم فرصت داد و استفاده نکردم.

    3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)

    خب من خیلیا رو میبینم کا در همین حوزه کاری من موفق هستن و دارن خوب پول میسازن. پس منم میتونم یکی از اونا باشم و پول بسازم و خوب زندگی کنم. طبیعی زندگی کنم. عزت و شرف داشته باشم. خودم به خودم افتخار کنم. دیگران بهم افتخار کنن. آرزوی هر مردی باشه که باهام ازدواج کنه. کلی شهرت نیک کسب کنم. محتاج غیر خدا نباشم. هر چی رو دوست دارم و نیاز دارم بخرم بدون اینکه درگیر حساب کتاب باشم. نیازهای ضروری زندگیم رو راحت برآورده کنم و بعد نیازهای لول بالاترم رو آرزوها و رویاهام رو.

    محتاج ارث و میراث و اجاره ملک پدری نباشم و اختلافات خونوادگیم کلا حل میشه. هر جایی که دوست داشته باشم میتونم زندگی کنم. هر شهری هر کشوری که دوست داشته باشم میتونم برم سفر. زندگی رو میتونم زندگی کنم به معنی واقعی و از زندگیم لذت ببرم. تا 5 سال دیگه میتونم به همه خواسته‌هایی که الان دارم برسم. 5 سال وقت دارم. میشه. میتونه اتفاق بیفته و اگه بشه واقعا تازه میشم همون دختری که همیشه میخواستم باشم. یه دختر مستقل ثروتمند خودساخته.

    4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع می‌کنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمی‌دارید؟»

    خدایا من الان هنوز محتاج اون ورودی مالی هستم ولی نمیدونم باید یهویی یه اقدام انتحاری انجام بدم و کلا این منبع درآمد رو حذف کنم بعد درهای جدید باز میشه

    یا اینکه به خودم استرس ندم تمرکز کنم روی کارم به یک درآمد مناسب برسم بعد خودبخود دیگه به اون پول نیازی نخواهم داشت.

    در کل احساس میکنم روش اول درست‌تره ولی میترسم به زجر و سختی بیفتم. دوست ندارم زجر بکشم واقعیتش میخوام راحت اتفاق بیفته. اون درآمدی که منو از این پول بی‌نیاز میکنه میخوام برام راحت اتفاق بیفته. آدم زجر کشیدن نیستم. اگه بدونم این پول آب باریکه رو رها کنم یه در دیگه‌ای باز میشه حتما این کار رو میکنم. ولی خب هیچ تضمینی نیس خودم اینو میسازم که این اتفاق میفته یا نه. هنوز ایمانم کامل نشده حس می‌کنم میشه ولی بازم میترسم. خدایا بهم الهام کن بگو چیکار کنم؟ از همین ماه این پول رو از زندگیم حذف کنم؟ یا کی؟ بهم بگو. واقعا با تمام وجود میخوام تغییر کنم.

    با اینکه بیاد میارم من همون آدمیم که تمام دارو ندارم رو رها کردم و به تهران مهاجرت کردم و درها برام باز شد هم کار پیدا کردم هم اسکان مناسب هم دوست فوق‌العاده ولی بازم برای این اقدام جدید ترس دارم. با اینکه اون اقدام قبلیم خیلی بنظرم شجاعانه تر و خفن تر بود چون من اون موقع مهاجرت هم کردم ولی الان میخوام تو همین شهری که هستم فقط یه پولی که همیشه میومد رو دیگه نگیرم. پس سخت‌تر از قبلی نیس. میتونم. از عهده اش برمیام.

    اول باید در قبلی رو رها کنم تا در جدید باز بشه.

    نمیتونم خودمو گول بزنم نمیشه اول باید ایمانم نشون بدم باور کنم که یه در دیگه ای باز میشه و با این باو در قبلی رو رها کنم.

    الان که اینا رو نوشتم واقعا به این نتیجه رسیدم که اول باید بیخیال اجاره مغازه ها بشم بعد خدا بزرگه از کار خودم میتونم پول بسازم.

    الان این ایده اومد که به برادر بزرگم بگم که از این ماه اجاره ملک به حساب تو واریز بشه و سهم من رو هم نده. اگه مقاومت کرد یا تعارف کرد میگم سهمم رو برام نگه دار ولی واریز نکن. میخوام رو پای خودم وایسم.

    مطمئنم درک میکنه و قبول میکنه.

    خدایا شکرت

    دقیقا 2 شب پیش که با دوست عزیزم صحبت میکردم خیلی تند و محکم برگشت بهم گفت تک هنوز نمیتونی از اون اجاره مغازه ها دل بکنی بعد صحبت مهاجرت رو میکنی؟ خیلی بهم برخورد و سعی کردم توجیه کنم ولی ته دلم میدونستم که باید این کار رو بکنم چند ماهه که این خواسته تو دلم بوجود اومده و اصلا خودم به دوستم گفتم که میخوام همچین تصمیمی بگیرم. برای اینکه میخوام خودم پول بسازم و محتاج کسی نباشم. واقعا این خواسته قلبی منه.

    حتما اینا همش یه نشونه اس و یه مسیر تکاملیه برای اینکه من به این مرحله برسم و این تصمیم رو بگیرم و بعد به اون خواسته یعنی استقلال مالی و بی نیازی از دیگران برسم.

    خدایا شکرت احساسم خوبه انجامش میدم. هر چی شد پاش وایمیستم. ممکنه مثل حامد عزیز وسط کار سختی هایی پیش بیاد و پشیمون بشم ولی برنمیگردم ادامه میدم تا مثل حامد نتایج بزرگ بگیرم.

    شایدم هیچ سختی پیش نیاد. شاید الکی دارم میترسم. شاید از همون روزی که اون پول رو قطع کنم از زندگیم، یه در دیگه ای باز بشه.

    من می‌سازم که قراره چه اتفاقی بیفته. پس اگه من می‌سازم من میخوام اینو بسازم که:

    من این پولو واگذار میکنم به برادرم.

    و بعد درامدم از کسب و کار خودم بیشتر میشه یا به یه کاری ایده‌ای هدایت میشم که دیگه به اون پول عملا نیازی نخواهم داشت.

    و هرماه رشد میکنم.

    و نتایج شگفت‌انگیز تو زندگیم شروع میشه به رخ دادن!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: