تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 1 - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

163 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شيدا نوید گفته:
    مدت عضویت: 2369 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته دوست داشتنی و دوستانم در خانواده صمیمی عباس منش

    استاااااااااااد هر فایل شما هزاران درس داره و با هر بار گوش دادن یکی از نکته ها رو بیشتر درک میکنی این موضوع خیلی خیلی جالبه و من از این که هر بار قانون ها رو بیشتر درک می کنم و فرکانسم بهتر میشه خدا رو هزاران بار شاکرم.

    من قبلا همه فایل های گفتگو با دوستان رو گوش داده بودم و ایمانم به این که نتایج وجود داره بیشتر شده بود و واقعا میگم خیلی تغییرات زیادی در من بوجود اومده بود. اما امروز که این فایل رو گوش دادم انگار قبلا نشنیده بودم، در این فایل وقتی درباره تجربه به ظاهر منفی خودتون گفتید خیلی خیلی زیاد در من اثر گذاشت الان فهمیدم چطور میشه با نجواهای ذهن روبرو شد و چطور کنترلشون کرد. اصلا وقتی گفتید حتی شما هم که سال هاست دارید روی ذهنتون و نکات مثبت تمرکز میکنید اما ی اتفاق به ظاهر ساده چطور میتونه اون ریشه های منفی نگر که در ذهن وجود داره و اون نجواها چطور اثر میذاره رو شنیدم و نحوه برخورد شما با شرایط رو دیدم آروم شدم و مطمئن شدم که کار کردن روی ذهن نتیجه می دهد، یاد گرفتم که وظیفه طبیعی ذهن این هست که به بدترین جنبه های یک اتفاق فکر کند؛ اما من باید آگاهانه تمام تلاشم رو بکنم که یک:در اون مورد با کسی حرف نزنم تا تکرار آن باعث بدتر شدن و تکرار شرایط منفی نشود

    دو:با هر بار شنیدن نجواها سعی در توجه به نکات مثبت کنم که این کار سخت است اما شدنی است.

    وااااای که وقتی ذهن رو کنترل میکنی چه اتفاقات خوبی میوفته.

    خدا رو شکر میکنم که این فایل رو گوش دادم و توانستم آگاهی های خوبی از آن بگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مهدی ایزدی گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم

    چقدر منتظر بودم که امروز این فایل رو دانلود کنم

    خدایا سپاسگزارم

    اینکه اول در مورد این دوست عزیزی که توی کرمان و اون شرایط نامناسب که بقول خودش غذا نداشته بخوره والان به لطف خدای مهربان و قوانین ثابتی که درجهان هست تغییراتی در زندگیش ایجاد کرده خداروشکر

    چقدر ایمانم به مسیرم بیشتر شد

    چقدر لذت بردم که یک آدمی میتونه حتی از بدترین شرایط شروع به تغییر کنه و همه چیز رو تغییر بده و الان به جایی برسه که از خودش خونه خریده و زندگیشو داره هرروز زیباتر میکنه آرزوی بهترین هارو براش دارم خیلی لذت بردم

    دوم بحث اینکه آقای امید عزیز با اون شرایطی که زبانش خوب نبوده ولی رفته امریکا بااینکه همه میگفتن که نمیشه و ترامپه و ترامپ نمیزار و…

    اما قانون خداوند داره خیلی واضح خودش رو نشون میده که وقتی قدرت ندی به هر عامل بیرون و تمرکزت رو بزاری روی خواسته هات همه چیز در مسیر رسیدن تو به اون خواسته بنفعت تموم میشه و جهان تورو به اون خواسته میرسونه به بینهایت روش ،،آرزوی موفقیت های بیشتر برات دارم امید جان

    درمورد داستان شما استاد عزیزم

    چقدر واقعا شکه شدم که این داستان رو شنیدم یعنی من قبلا شنیده بودم که گفته بودید که من چند روز فقط درایو کردم که به بازی برسم

    اما الان که این داستان رو شنیدم اصلا غوغایی شد توی وجودم

    میدونم که چقدر سخته که در شرایطی که به ظاهر همه چیز بهم میریزه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و اونم تازه درحالی که توی یک دنیای جدیدی باشی که ن زبانشون رو بلدی و ن قوانینشون رو بلدی و فقط توی این شرایط کسی میتونه ذهنش رو کنترل کنه که از قبل خیلی رو خودش کار کرده باشه روی ایمانش بخداوند بشدت کار کرده باشه که بتونه توی این شرایط فقط به خداوند توکل کنه و اونم چنددددددد ماه ذهنش رو کنترل کنه این نجواهایی که هرروز میاد که آاااااای دیگه تموم شد دیگه آخر خته و….

    یک شخصی که از قبل آمادگی داشته باشه میتونه این ذهن نجوا گر رو در این شرایط کنترل کنه چون واقعا کنترل ذهن کار هرکسی نیست

    و چقدر ایمانم نسبت به این موضوع تقویت شد که وقتی تو بتونی تو هر شرایطی حتی شرایطی که اصلا تهش هیچ چیزی مشخص نیست بتونی ذهنت رو کنترل کنی همه چیز بنفع تو تموم میشه

    که تو اون لحظه که هیچ نشانه ای نیس یهو این اتفاق بیافته و همه چیز تغییر کنه و شما بتونید به میوه های اون تضاد برسی و تازه ایمانت قویتر بشه و احساس بهتری پیدا کنی به کل سیستم قضایی این کشور

    این کاررو کسی میتونه انجام بده که از قبل رو خودش کار کرده و بخاطر همینه که شما همیشه میگید که اگر میخای نتایج توزندگیت بزرگ بشه باید همیشه رو ذهنت کار کنی چون اگر یه مدت روش کار نکنی این ذهن با اون ورودی های جدید خودشو برنامه ریزی میکنه و انقدر چموش میشه باز

    که دیگه آدم زیر فشارش خرد میشه

    این درسی که من ازاین داستان گرفتم اینه که ما باید همیشه رو ذهنمون کار کنیم و هرچقدر هم اوضاع ناجالب بشه فقط با کنترل احساس من همه چیز، همه چیز ،،تغییر میکنه چون قانون جهان اینه

    استاد عزیزم خیلی ازتون سپاسگزارم که این فایل هارو باعشق برای ما هرروز دارید آماده میکنید

    در پناه خدای یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    الماس گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم دوست داشتنی

    من امروز با این فایل چیزهای خوبی یاد گرفتم وجدیدا هم با همسرم فایلهای رایگان شما رو میبینیم وایشون هم به شما وحرفهاتون کم کم ایمان آوردن .

    من سه ساله که با شما آشنا شدم حالا اگر اون عدد بالا چیز دیگه ای میگه دلیل دیگه ای داره .

    امروز با دیدن این فایل یه سوالی برام پیش اومد نمی‌دونم میتونید جواب بدین یانه ولی قلبم بهم میگه بپرس ومیپرسم بقیش رو میسپارم به خدا.

    راستش من همیشه از فایلهای رایگان تون استفاده کردم و نتیجه هم گرفتم افکارم تغییر کرده وزندگیم هم از لحاظ مالی بهتر شده تصمیم گرفتم روانشناسی ثروت رو خریداری کنم و منتظرم تا خداوند پولش رو برام فراهم کنه چون از لحاظ مالی خیلی برام مهمه که زندگیم اساسی تغییر کنه چون یکی از چالش‌های بزرگ زندگیم بوده .یه باوری تویه ذهنم هست که میگه همه چیز یک شبه اتفاق نمیفته .زمان زیادی می‌بره که من از طریق شغلم بتونم میلیاردر بشم یا اونقدر ثروتمند بشم که دیگه دغدغه مالی نداشته باشم به راحتی سفر خارج از کشور برم ماشینی که دوست دارم لند کروز که دوست دارم رو داشته باشم و غیره …

    من فایلهای گفتگو با دوستان رو دنبال میکنم وقتی مثلا دوستی میاد میگه من تویه کپر زندگی میکردم والان بعد از شش ماه تونستم خونه صد و پنجاه متری که دوست داشتم رو بخرم .یا دوستی که گفتن ما تمام سرمایمونو تویه بورس از دست دادیم و دیگه اوضاع مالیمون خیلی بد شد و بعد از خریدن روانشناسی ثروت درآمد همسرم سی برابر شد ذهن من سریع مقاومت می‌کنه دوستان من رو ببخشن ولی ذهنه دیگه باید رویه باور هاش کار کنم اصلا قصد جسارت ندارم ذهنم سریع بهم میگه اینا دارن دروغ میگن مگه میشه مگه داریم .سعی میکنم ذهنم توجیه کنم اینها متعلق به خانواده های ثروت مند هستن وازقبل هم راه بدست آوردن پول زیاد رو هم بلدن باید هم بتونن در مدت کوتاهی درامدشون رو سی برابر کنن .شغل من خیاطی هست تصمیم گرفتم یه تولیدی کوچیک راه بندازم تا درآمدم بیشتر بشه و منتظر اون سرمایه کوچیک هستم که بتونم پارچه بخرم .گاهی وقتا با خودم فکر می کنم با این کسب و کار نمیشه ثروتمند شد یا اگه بشه هم خیلی دیر این اتفاق می‌افته به این فکر میکنم باید دنبال شغلی برم که بهش علاقه مند هستم و استعداد دارم مثلاً نقاشی که واقعاً استعدادش رو دارم .ودارم آموزش میبینم اما وقتی به راههای درآمد اون هم نگاه میکنم میبینم اون هم اگر درآمد زیادی داشته باشه زمان زیادی می‌بره که این اتفاق بیفته .راستش قانون رهایی رو هم درک کردم که نباید آنقدر به زمانش فکر کنم وهی بگم پس کی قراره بشه زمانش که برسه خودش اتفاق می‌افته اون رو به خداوند سپردم فقط راه رو نمی‌دونم و منتظرم که خداوند راه رو بهم نشون بده میخواستم درباره زمان رسیدن به مقصد برای ما بیشتر توضیح بدین چهجوریه واقعا بعضیا برای رسیدن به رویاهاشون زمان زیادی نیاز ندارند و بعضیا باید زمان زیادی بزارن.

    ذهنم هر روز وقتی آدمهایی که به رویاهاشون رسیدن رو نشونش میدم بهم میگه این در مورد تو اصلا میشه ؟من سه ساله با شما آشنا شدم و همیشه از فایلهای رایگان تون استفاده کردم و واقعا هم نتیجه گرفتم یه زمانی آرزو داشتم یه کار داشته باشم که ماهی دویست هزار تومان هم بهم بدن هم خوبه بتونم لباسی که می‌خوام برای خودم بچه هام بخرم .اما الان بعد از سه سال در آمدم شده ماهی چهار میلیون وبه اون روزها که دویست هزار تومان آرزوم بود میخندم .ولی ذهنم بهم میگه سه سال خیلی زیاده چرا آنقدر کند پیشرفت می‌کنی من میلیاردها تومان پول می‌خوام .

    وقتی داستان آدمهایی که زود پیشرفت میکنن رو می‌شنوم فکر میکنم من یه جای کارم ایراد داره که نتونستم آنقدر زود پیشرفت کنم .یا به خودم میگم باشه تا الان به اندازه خودت خوب بیشرفت کردی خدا رو شکر اما خواهش میکنم بیا امسال یه مقدار بیشتر از لحاظ مالی پیشرفت کنیم بیا تولیدیمون رو راه بندازیم بیا نقاشی رو حرفه ای یاد بگیریم چون بهش علاقه مند یم شاید از این راه خداوند میلیاردها پول رو وارد زندگیمون کنه .

    این زمانه و راه یه جورایی فکر من رو به خودش درگیر می‌کنه .نمی‌دونم شما میتونید جواب من رو بدین یا نه ولی دوست دارم این سوالم رو بنویسم شاید این یه رد پا برای من بشه .شاید یه روزی به لطف خدا اومدم واین متن رو خوندم ودیدم که مثل همون دویست هزار تومان رویام برآورده شده که هیچ چقدر هم خنده داره که من به چه چیزهایی فکر میکردم ونگران چه چیزهایی بودم .

    راستش رو بخواین ایمانم کمی قویتر شده درسته که ذهنم هنوز هم مقاومت‌های زیادی داره اما به لطف خدای بزرگ دارم رو خودم وافکار م کار میکنم وارامشم بیشتر شده کمتر حرص میخورم شبا راحتتر می‌خوابم خدایا شکرت .یادمه یه روز افکارم منرو آزار می‌داد به خدا پناه بردم و تویه عکس پروفایل تلگرام که همیشه به قول خودم برای خدا پیام میزاشتم به خدا گفتم خدایا می‌دونستی تو تنها امید منی می‌دونم نا امیدم نمیکنی چون بهت اعتماد دارم ازت ممنونم خدا جون و بعد خدا درها رو به شکلی باور نکردنی به رویه من باز کرد هر وقت اینا یادم میاد احساس میکنم هیچ وقت نتونستم درست و حسابی از خدا تشکر کنم .واقعا استاد چه‌طور میشه از خدا تشکر کرد .شما چه جوری از خدا تشکر میکنین که قلبتون راضی بشه وبگه که آفرین دمت گرم بلاخره تونستی حق شکرگذاری رو ادا کنی .

    من هر چی قلبا به اون نیرویه بر تر متصل میشم وبهش میگم ازت ممنون قلبم راضی نمیشه میگه کم گفتی باید بیشتر از اینا ازش تشکر کنی .

    خدایا اینجا هم برات پیام می‌زارم می‌دونم که میخونی تو همیشه پیامهای من رو هر جا می‌نویسم میخونی ازت ممنونم ،سپاسگذارم ،متشکرم و ای بسیار بخشنده بسیار مهربان احساسم بهم میگه تو عاشق این هستی که به من نعمت و فراوانی بدی پس از تو خواهش میکنم میلیاردها میلیارد تومان پول رو وارد زندگیه من کن .به تو ایمان آوردم ایمانم رو قویتر کن .

    امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فهیمه پژوهنده گفته:
      مدت عضویت: 2413 روز

      سلام و درود دوست عباسمنشی عزیز

      سلام بتو زهرا یاقوتی عزیز

      کامنتت رو تا انتها خوندم و برام خیلی جالب بود.

      ممنون که اینقدر شفاف و صادق هستی با خودت با ما با جهان. اینکه میدونی تقریبا کجاها مشکل داری خیلی خوبه. اینکه خودتو و موفقیت هاتو به یاداوردی خیلی خوبه و واقعا بهت احسنت گفتم. من واقعا الان درامدم صفره. چون تقریبا هیچ کار خاص پولسازی ندارم. اما قبلا داشتم و نصفف کمتر حقوق شما میانگین درامدم یا حقوقم بود. اما مهاجرت کردیم و الان بیشتر از قبل دارم سعی میکنم روی خودم کار میکنم و به یاد بیارم چرا پل های پشت سرم رو خراب کردم و اومدیم تهران.

      ولی با خوندن کامنت شما منم یکم با خودم دیدم آره منم یکم عجله دارم که زودتر یک اتفاقی چیزی بشه.

      اما اول بخودم و بعد به شما دوست عزیزم میگم قانون تکامل رو به یاد بیار. عجله نکن. به الهاماتی که بهت میشه و با شرایط موجودت هماهنگ هست عمل کن. تا باز هم راه های بهتر و پولسازتر بهت گفته بشه. تو خودت رو رشد بده ترمزهات رو بردار خدا بی انتها راه داره تا ما رو به خواسته ها و نعمت ها و ثروت ها برسونه. خوشبختی این مسیره. از مسیر لذت ببر. نخوای که عجله کنی. نخوای که خودتو با بقیه مقایسه کنی که نجواهای شیطان رو بیدار میکنه و تو رو به عقب میکشونه. آروم باش نجواها اومد گوش کن و با چیزهای خوب و الگوهای ماسب آرام آرام جایگزین کن.

      دوست من تو خیلی خوب پیش رفتی درآمد 4میلیون تو رو من اگر داشتم با همین باورهام حتما دوره میخریدم. یا نگاه میکردم کجای کارم میلنگه که باوجود داشتن کتاب و چندتا دوره هنوز عقبم و تازه شاید از نطر مالی عقبتر هم شدم. کجا عجله کردم و تکاملم رو رعایت نکردم. چرا این فایل های رایگان رو دست کم میگرفتم و متعهد تر انجام ندادم. وقتی تصمیم میگیری برو تو دلش بزار عضله تصمیم گیری ات قوی تر بشه.

      اگر قراره تو عقل کل بچرخی تا بیشتر به راه حل ها برسی حب بیشتر بچرخ.

      اگر یک فایلی رو تمرینش رو انجام ندادمم هنوز خب اون پاشنه آشیل منه بیشتر روی اون وقت بذار.

      یکم باور لیاقت و ارزشمندی و لیاقت رو در خودم تقویت کنم.

      دوست عزیزم بقول استاد عزیز ما باید بتونیم کنترل ذهن داشته باشیم.

      اتفاقات مثبت رو در ذهن مون بالا ببریم و افاقات به ظاهر منفی رو توی ذهن مون پایین بیاریم تا اتافاقات مثبت بیشتر و بیشتر بشه.

      برات بهترین پیشرفت های دروونی و بیرونی رو از خداند یکتا دارم.

      ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        الماس گفته:
        مدت عضویت: 1927 روز

        سلام به دوست عباسمنشی عزیزم خانم فهیمه پژوهنده

        کامنت قشنگی که برام نوشتی رو خوندم واین جمله توجه من رو جلب کرد نباید خودت رو با دیگران مقایسه

        کنی چه خوب درک کردم این جمله رو.اره مشکل اینجاست من خودم رو با دیگران مقایسه میکنم شاید خیلیا باشن تو همین اوایل آشنایی با استاد و این آگاهیها به یکباره خوب پیشرفت میکنن ولی در ادامه مسیر بنا به دلایلی متوقف میشن وبعضیها هر چند کند اما پیوسته پیشرفت میکنن . هیچوقت نباید هیچکدوممون خودمون رو با دیگری مقایسه کنیم هر کس مسیر خودش رو میره ما باید خودمون رو با خودمون مقایسه کنیم .

        اگر تمرینی رو انجام ندادیم باید متعهد بشیم مرتبا انجام بدیم یقینا نتایج خودشون رو نشون میدن نباید نگران باشیم .

        من هم برای شما دوست عزیزم آرزو سلامتی دارم وارزو میکنم موفقیت‌های پی در پی و مداوم در زندگی شما ومن اتفاق بیفتند واین جزو نا ممکنها نیست خدایی رو که من با استاد عباسمنش شناختم خدای بسیار مشتاق تر از ما برای تحقق خواسته هایمان است او فقط منتظر درخواست ماست این رو با قلبی روشن احساس میکنم وبا ایمان این حرف رو میزنم .

        هدایت خدای مهربانم رو احساس میکنم هر روز داره راههای جدید رو به من نشون میده چون تمام وجودم رو به اون سپردم و در آرامش هستم .

        منی که درآمدم روزی صفر بود حالا باورم این شده نه ماهی چهار میلیون که داشتن درآمدی بیش از ماهی بیست میلیون هم کار سخت و دشواری نیست چه برای من چه برای شما و چه برای هر کس دیگه ای .

        دوست دارم از تجربیات خودم برات بنویسم اما مجال نوشتن نیست .

        حتما یه روز میام وبا تمام جزییات می‌نویسم .فقط در همین حد می‌نویسم که اگه یک بار جرات کنیم وتا خیابان پانزده خرداد تهران بریم و یک دوری تو بازار بزرگ بزنیم حتما متوجه این میشیم که هر کسی حتی با نداشتن حجره یا مغازه ای یه گوشه بازار رو گرفته و داره وبا سرمایه کم داره یه سری از اجناسی رو میفروشه .یا آدمهای زیادی رو میبینی که برای خرید مغازه هاشون اومدن اجناسی رو از کلی فروشی‌ها میخرن که جالبه خیلی از اونها زن هستن .

        این نشون میده حتی یه زن هم می‌تونه با سرمایه کم وارد بازار بشه و به شکلهای مختلفی شغل توزیع کنندگی رو راه بندازه این یعنی فراوانی یعنی نعمت .یعنی راهی وجود داره برای غصه نخوردن یعنی راهی وجود داره برای امید داشتن .

        خدایا هزاران مرتبه شکرت

        شما رو به خدا میسپارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          فهیمه پژوهنده گفته:
          مدت عضویت: 2413 روز

          سلام زهرا یاقوتی عزیز

          چقدر خوب نوشتی: هر کس مسیر خودش رو میره ما باید خودمون رو با خودمون مقایسه کنیم .

          دقیقا همینطوره و این یعنی تکامل و تکامل هرکسی با بقیه فرق داره و ذهن مون باید اینو قبول کنه.

          ممنون از توجه ات.

          ممنون از پیشنهاد خوبت. اتفاقا یک روز برای اولین بار که برای اولین بار به خیابان پانزده خرداد تهران رفتم.حس فراوانی ایده و کار و پول و آدم ها برام خیلی ایجاد شد اونم بدون محدودیت جنسیت و حتی داشتن مغازه. هرچند که گاهی خود متروها هم برای خودشون بازاری میشن…اما همسرم اجازه نمیده کاری خارج از علایقم انجام بدم و من باید عزت نفس خودمو دوباره تقویت کنم تا دوباره بتونم.(من مدرس نجوم به کودک و نوجوان بودم و همینطور خیلی علاقه دارم کتاب بنویسم. اما یک باور محدود کنده و ترمزی که دارم اینه که از این راه نمیشه پول در آورد. از علاقه ام فقط لذت میبرم و پول ساختنم ضعیفه و ذهنم باور نداره که از این راه هم میشه ثروتمند شد)

          من منتظر خوندن نتایج و کامنت های پر از موفقیت و پیشرفتت هستم.

          منم میسپارمت به الله یکتا

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رویا محمدیان گفته:
      مدت عضویت: 1357 روز

      سلام دوست عزیزم درسته که مدت زیادی از کامنتتون میگذره ولی دوست داشتم جوابش رو بدم تا برای خودم مروری بشه قبلش امیدوارم تا الان به خواسته ها و اهدافتون رسیده باشین💞

      دوست عزیزم این حرف استاد رو بهت و به خودم یاد اوری میکنم تکامل تکامل تکامل قانونی که جهان بر پایش تشکیل شده و خودمون حتی به وجود امدیم به خواست خداوند رب العالمین

      تکامل باید طی بشه اما بحث زمانی مطرح نیست یعنی وقتی اسم تکامل میاد ذهنت نره سمت اینکه روزی یه قدم حتما باید حرکت کنی سالها بعد به چیزی ک بخوای برسی ،استاد هم میگن این تکامل برای هر کس یه مقدار زمان میبره شاید اونی که ۶ماهه از کپر رسیده به یه خونه ی بزرگ خیلییییی بیشتر رو خودش کار کرده که تکامل رو به این زودی طی کرده یا شاید از قبل اماده تر بوده و تو مدار بالاتری بوده و فقط باید رو باور های ثروتسازش کار میکرده

      هیچ وقت کسی رو با خودتون مقایسه نکنین این کار ابزار شیطانه تا حالتونو بد کنه همیشه به خودت بگو من در مدار خودمم با کسی هم کاری ندارم استاد میگه ما هر کدوم در یک جهان متفاوت بصورت مجرد و مجزا زندگی میکنیم پس خیلی بیهودس ک خودمونو مقایسه کنیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محمدحسین رضازاده گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    به نام خداوندی که هرلحظه داره عاشقانه منوهدایت میکنه

    خداوندی که همین الان بهم الهام کردبه زیبایی برو وقتشه بنویسی وقتش بعداز مدتی بادست پر بری بنویسی میخوام اینجا اقرار کنم من تواین سال جدید با خودم عهد کردم دیگه حرف کم بزنم شعارندم هروقت عمل کردم بیام بنویسم از عملکردم ازنتایجم به لطف الله همین چندماه خیلی نتایج گرفتم خیلی تغییرات داشتم توهمه جنبه ها بگذریم موضوع این فایل راجب یه موضوع دیگه هست راجب اینکه چه باورهایی قبل از دیدن سریال زندگی دربهشت وسفربه دورامریکا راجب کشور زیبای آمریکا و همچنین مردمان نارنینش داشتیم والان چه دیدگاهی داریم چه باورهایی داریم استاد منم مثل اکثریت بچها باهمون باورهایی که ازجامعه ازپدرومادر از مدرسه که آمریکا یک کشور زورگو ظالم ستمگر مردمانی آدم کش مرمانی که هیچ مهرمحبت وانسانیتی درونشون نیست هیچ احساس عشقی درونشون نیست مثل حیوان فقط توفکر بخورند سکس کنن نژاد پرست برده دار همه روبرده میدونن اصلا خیلی باورهای خراب این دیدگاه های من گفتم توسط جامعه صدا سیما باپخش فیلم های سینمایی توسط اخبارها خیلی خیلی دیدگاه های ناجوری داشتم تا باسایت شما آشناشدم درضمن این باور اینکه امریکایی ها عشق وحال میکنن هم کناراون باورها بود ولی میگفتم خدا به اینا نعمت ثروت داده عشق وحال کنن تواین دنیا تا یاد خدانباشند همون باور مخرب مذهبی که خدا به اونا داده تااین دنیا ولی اون دنیا روندارند اون دنیا ما عشقو حال میکنیم چون داریم الان سختی میکشیم اونا دارند با پول خون مظلومین جهان عشقو حال میکنن اینا باورهایی بود۸قبل ازشناخت قوانین ثابت جهان هستی آشنایی با سایت شما دیدن مستندات ازاین سایت الهی ولی وقتی مخصوصا سریال سفربه دورامریکا وسریال تمرکز برنکات مثبت رودیدم اصلا خیلی خیلی ازهمه لحاظ باورهام یه شخم اساسی خورد مخصوصا راجب مردمان۸باعشق آمریکا فقط زیبایی دیدم عشق دیدم صمیمت دیدم شادی دیدم فرهنگ بالا دیدم شعور تربیت بالا دیدم احترام به همه بشر رودیدم طبیعت های زیبارودیدم وای چی بگم به والله هرچی بگم کم گفتم من خودم یه ادمی بودم به شدت باورهای۸مخرب داشتم راجب آمریکا الان خودم تیشرت گرفتم که اسم آمریکا وپرچم امریکا روش حک شده اینقد عاشق این کشور شدم اینم ازشما الگو برداری کردم به والله حتی لباس خریدن تون هم برای ما کلی درس داشت استاد عزیزم واقعا سپاس گذارتم اینقد زیبا همه چیز روبرای ما۸زیبا کردی باورهای مارو هم زیبا کردی چی بگم نمیدونی استاد با سریال زندگی دربهشت چقد باورهای زیبایی ازشما وخانم شایسته عزیز یادگرفتم کدوم روبگم فقط میتونم ازتون سپاس گذاری کنم فقط سپاس گذاری کنم بابت اینکه زندگی کردن روبه من یاد دادید وسپاس کذارخدا هستم اینکه تاالان بهم عمر۸داد زنده باشم تا۸درک کنم زیبایی هارو تا درک کنم زیبا زندگی کردن رو تابشناسم این کشور رواین مردمان رو۸واقعا الان بزرگترین ارزوم۶اینه یه روزی بین این مردم زندگی کنم خودمو جزیی ازاونا میدونم مخصوصا تمپا وای۸اصلا تمپا۸شهرمون دیگع مگه میشه کسی تمپا۸رودیده باشه این۸مردم همیشه شادوحاضر درصحنه روببینه عاشقشون نشه وای وای۸ به والله نمیشه هرروز من فکرنکنم به این شهرزیبا ومردمش همیشه تصویرسازی میکنم خودمو میبینم اونجا هستم اینم سپاس گذار شما هستم که این شهر روبه تصویر کشیدید ما بتونیم تصویرسازی کنیم میدونم استاد خودت میفهمی ما چی۹میگیم چه کار بزرگی کردید وباعث شدید چه نتایجی خلق شده وچه نتایجی خواهد خلق شدبادیدن این مستندات

    واقعا۸سپاس گذارشما هستم بهترین دستان خدا منتظر۸ماباشید استاد همه مایه۸روزی شمارو۸ملاقات میکنیم اونم کجا توتمپا قول میدم دوستون دارم

    امیدوارم درپناه حق شادو ثروتمند وسعادتمند دردنیا واخرت باشید 🌸 دوست دارم خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2413 روز

    به نام خالق هدایتگر خوبی ها

    سلام به استاد نازنینم استاد مهربان و متینم

    سلام به مریم شایسته دوست داشتنی که حضورش در پشت صحنه هم میشد حس کرد ک یک گوشه ایی نشسته.

    سلام به تک تک دوستانی که در کلاب هاووس بودن حدود ۷۰۰ نفر

    قبل اینکه برم سراغ مطالبی که نوشتم و درس ها و موضوع این فایل. میخوااااام بگـــــــــــم ما هم موفق شدیم که در این کلاب باشیم. یعنی خودمون رو رسوندیم. یعنی خدا فکرا و ایده ها رو به ذهن ما آورد تا ما هم دوشنبه باشیــــم. چقدر خوشحالم که بودم. چقدر حس جالبی بود برام انگار که از یک رادیو بصورت مستقیم صدا دارم و یک عالمه هم تصویر از استاد تو ذهنم بود. که انگار دور هم نشستیم و گفتگویی راه انداختیم به رهبری استاد…یک گفتگو که همش پرسوده و استفاده و درس و اگاهی هست.

    من همسرم یک نرم افزار پیدا کرده بود که روی اندروید هم جواب میداد و اونو قبلا نصب کرده بود و ولی نتونسته بودیم فعالش کنیم،ظاهرا باید کسی ما رو دعوت میکرد. من یکم فکر کردم ببینم کدوم یکی از دوستان احتمالا اپل دارن یا بهشون میاد که این نرم افزار رو نصب کرده باشن. اتفاقا توی یکی از استوری های دوستانم درباره گفتگویی در کلاب هاووس معرفی شده بود با خودم گفتم اگر اون یکی گفتگو رو اطلاع رسانی کرده پس حتما خودش هم داره بهش پیام دادم. و بعد یادم اومد که یکی از دوستانم همون اوایل یک آموزش نصب کلاب هاووس گذاشته بود به ایشون زنگ زدم و رد تماس داد.و یک دوست دیگه هم تو واتساپ پیام دادم.(این اتفاقات ساعت ده شب روز شنبه افتاده) خلاصه که عزیزدلم در حال جستجوی یک نرم افزار دیگه دیدم اون نرم افزار رو پاک کرده و یک نرم افزار دیگه نصب کرده…دیگه منم که منتطر یکی از دوستان تا جواب بده و راهنمایی کنه و خط همسرم رو بهش بگم تا ما رو دعوت کنه.خلاصه که خودمون نمیدونم چی شد که تو مراحل اون نرم افزار جدیده با لینکی که در سایت استاد گذاشتن تونستیم قبل تماس و پاسخگویی دوستان وارد کلاب هاووس بشیم.چقدر خوب بود این حس. موفق شده بودیم….خدایا شکرت که کمک مون کردی و ما رو هدایت به سمت بهترین راه حل ها.

    اینجوری شد که ما هم کلاب هاووس دار شدیم اونم با گوشی اندورید همسرم.

    اینجوری شد که مشتاقانه آماده شدیم برای بودن تو جمع دوستان عباسمنشی ام.

    الان شاید یک کار ساده و یک چیز جذابی بنظر نیاد اما نوشتم تا یادم باشه که چقدر برامون مهم بود تا در کلاب هاووس باشیم و چقدر راحت و ساده هدایت شدیم و چقدر خوب که جهان درخواست ها بخوبی پاسخ میده.

    اینکه یک برنامه نویس هایی برای نسخه اندورید هم این نرم افزار رو ایجاد کنن و فقط مختص گوشی اپل نباشه.

    هر چند این تضادی بود که در کلاب هاووس اول که من با گوشی مدل پایینم که از سال ۹۳ یا ۹۴ دارمش خواسته ایی ایجاد شد که من اینبار باید گوشی اپل بخرم و خیلی دلیل محکمی هم براش دارم. حالا نمیدونم کی و چه طوری ولی ایمان دارم خدایی که منو تا اینجا و این خواست هدایت کرده و رسونده به اون خواسته هم میرسونه…

    خواستم به خودم بگم که میشود و توجه کنم به خواسته ها و اتفاقات خوب. اینم اتفاق خوب من برای ورود به کلاب هاووس و جمع دوستان قرار گرفتن شد.

    همسر عزیزم “عشق من” روز دوشنبه حتی نهار نیومد و خیلی عصر کارهاشو تند تند انجام داده بود تا خودش رو ساعت ۱۹ برسونه. حالا با چند دقیقه تاخیر رسید اما رسید و من خیلی خوشحالم و ازش هم به شدت ممنونم.عشقم عاشقتم وممنون برای تمام تلاش های خوبت.

    گفتگوی استاد عباسمنش با دوستان_قسمت ۲۲

    موضوع صحبت:

    پیش فرض های ذهنی_ اینکه چطور ذهنیت ما توسط رسانه و خانواده، دوستان مدرسه،معلمین، دانشگاه و … شکل گرفته

    و این ذهنیت شکل گرفته باعث تجربیات ما میشه.

    اینکه بگیم که قبل دیدن این سریال ها چه نگاهی به آمریکا داشتیم؟چرا اون نگاه رو داشتیم؟

    واینکه بعد از دیدن برنامه ها نگاه مون چه تغییری کرد؟

    خب استاد نگاه میکنه که در همین ابتدا ۱۰۱ نفر دستشون رو بردن بالا و یکنفر رو میاره بالا و صداش رو باز میکنه. ایشون یکنفر از بچه های پر و پاقرص عباسمنشی هستن به افتخارشون هـــوووووورررررا

    مهدی عزیز سلام میکنه و استاد هم در مقابل سلام و احوال پرسی میکنن (و البته در مقابل حاضرین در کلاب هم بهش در دلشون سلام و درود میفرستن من که از دلم گذشته بود بهت بلند سلام دادم و تحسینت کردم)

    مهدی عزیز متولد جنوب استان کرمان هستن. از خودش گفت از شرایط نادلخواهش و جو موجود در خانه و خانواده و ذهنیت بدش نسبت آمریکا تا شروع کسب و کار در اینستاگرام و یادگرفتن مهارت های ارتباطی در کمتر از ۶ ماه. از رسیدن به درآمد، گرفتن خونه فوق العاده و اینکه گفتن با دیدن استاد و خوردن اون خوراکی ها و غذاهای خوشمزه با خودش میگفته که منم میخوام

    _توضیحات استاد در ادامه حرف های ایشون

    اینکه یکنفر از یک شرایط سخت بتونه زندگیشو تغییر بده. این باور میشه در ما ایجاد کنه که آقا میـــشــود و امکان پذیر است.

    استاد خیلی عالی به ما یادآوری میکنه که خودمون رو کنترل کنیم و اگر بتونیم روی اون موضوع خاص مشخص شده مون وایستیم،میتونیم موضوع به موضوع پیش بریم.

    ذهن مون در موضوعات مختلف ممکن هست سم پاشی شده باشه یا برین واشینگ(شتشو مغزی) شده باشه.

    مثبت اندیشی یعنی ما یک نگاه درستی به مردم، به دنیا داشته باشیم و به تبع اون ما هدایت می شویم به جاهای بهتر

    استاد عزیز خیلی قشنگ اشاره کردن به اینکه وقتی اونا در مورد آمریکا صحبت میکنن یا فایل قرار میدن. اون چیزهایی بوده که اونا دیده بودن. یــــعـــــنــــــی به این معنا نیست که آمریکا یا هر کشور دیگه ایی هیچ ایرادی نداره، هیچ مشکلی نداره و اینجا بهشت برین هست.این کشور هم مسائل خودش رو داره.

    حالا اینکه ما همچین چیزهایی که دیدیم چیزهایی بوده که اونا بهش برخورد کردن.

    حالا چرا به همچین چیزی برخورد کردن؟چون دیدگاه متفاوتی داشتن. چون سعی کردن از دریچه زیباتری ببینن.سعی کردن تمرکزشون رو بگذارن روی نکات مثبت.اگر نکته منفی هم دییدیم بهش توجه نکنیم

    استاد عزیز اولین برخورد با یک پلیس و افسر امریکایی رو در خاک امریکا در فرودگاه میامی تعریف کردن.

    اینکه برگه ایی که باید همراه شون باشه رو نداشتن و اون افسر بهشون کمک کرد تا پر کنن و مهر زد اونم مهر با زمان اقامت بالا.

    اینکه اون افسر درخواست نکرد برای چک کردن ساک هاشون و خیلی راحت از بازرسی رد شدن.(در حالی بوده که تو ساک هاشون پر از خوراکی هایی بوده که آوردن شون به خاک امریکا ممنوع بود و اونا نمیدونستن)

    جالب ود برخورد همون افسر در همون لاین با دونفر دیگه که اصلا قابل مقایسه نبود و برخورد خوبی نداشت.

    استاد گفتن:ما اومدیم چیکار کردیم؟ یک اتفاق خوب رو هی ادامه دادیم هی درباره اش صحبت کردیم. یک اتفاقی که وجود داشت رو هی صحبت کردیم

    ممکن است باد مخالفت بوزد اما باید بتونیم ذهنیت خودمون رو مثبت نگه داریم.

    خب میریم برای صحبت های دوست دیگه ایی که انتخاب میشه و صداش باز میشه تا حرف بزنه.هـوووووررراااااا

    امید از لس آنجلس که با یک لهجه ایی که استاد ازشون متوجه شد در ابتدای صحبت یک شوخی هم با هم کردن و متوجه شدیم ایشون بچه اصفهان هستن که پنج سال هست که در لس آنجلس هست.

    دیدگاه ایشون جالب بود اینکه اخبار ایران رو نمیبینن و توی محیط هستن براشون اون سریال و مردمان آمریکا براشون عجیب نیست.

    امید عزیز از داستان رفتن به سفارت امریکا در اتریش گفتن و باور اینکه خدای من خدایی است که هر کار من میخوام انجام میده.

    این دوست عزیز یک سوال عالی پرسیدن اینکه فرق هدایت الهی و نجواهای شیطانی رو از استاد پرسیدن و استاد خیلی خوب دوباره برای اینکه رو موضوع اصلی متمرکز باشیم با طرح یک سوال دوباره تمرکز گفتگو رو برد همون موضوع اصلی…اینکه برخورد هم دانشگاهی ها و آدم ها باهاش چطور بوده؟و چقدر جالب جواب داد اینکه: تبعیض قائل شدن بر اساس جنس رنگ پوست،جنسیت،ملیت خلاف منافع امریکاست این نکته و قانون برام جالب بود.

    توضیحات استاد

    خودمون گاهی اعتماد به نفس پایینی داریم بعد میگیم اینا خارجی هستند،این خارجی ها و … یک کمبود اعتما به نفس در کلیت جامعه وجود داره که میگیم خارجی ها از ما خیلی بهترن.

    کار جهان همینه که ببینه، تو به چی باور داری همون رو بهت نشون میده

    بعضی ها از اینور خر میفتن. مثلا هنر نزد ایرانیان است و بس،من ایرانی ام، ما از همه برتریم باهوش تریم و… این هم اعتماد به نفس نیست غروره،طبل تو خالی ست.

    این نگاه رو باید درست کنیم. مثلا اینکه ما یرانی هستیم اونا مال فلان کشور هستن و …ما انسان ها برای هر کشور و با هر ملیتی هر کدوم یکسری تجربیات داشتیم و ما انسان ها برابریم.مثل کسی که تو ایران توی روستا به دنیا اومده و کسی که تو شهر به دنیا اومده.یکسری تجربیات در گذشته داشتیم،یکسری تفوت ها داشتیم. امااین تفاوت ها با عث نمیشه اون یا من برتر باشیم از همدیگر؛ این نگاه رو باید درست کنیم.

    اما اگر بتونیم خوودمون با خودمون در صلح باشیم این نگاه در صلح بودن با خود،آرامش داشتن، حال خوب داشتن باعث میشه هرکجا بریم با ادم هایی برخورد کنیم که اونا هم در صلح هستن و انا هم ارامش دارند با خودشون و اتفاقات خوب را تجربه کنیم.

    ادامــــه اولین تجربه با یک افسر پلیس امریکایی که سعی کردن این تجربه رو نگه دارند و بلد کنند.

    کلا ذهن ما اینجوری هست که اگر یک دوست هزار خوبی و محبت کنه ولی یکبار یک حرف نادرست بزنه انگار کل دنیا ریخته رو سرت و فقط میچسبیم به همون یک بدی

    بعد از یکماه اومدن به امریکا متوجه شدن که مسابقات کشتی در لس آنجلس هست. و تصمیم گرفتن تا راهی بشن تا فاصله میامی تا لس آنجلس رو که حدود ۴ هزار مایل هست رو بکوبن بن تا به مسابقات برسن. فقط یک اتفاقی در مسیر راه و تو جاده نیومکزیکو افتاد و اونم برخورد بد و ناجور افسر پلیس.

    اینکه انگار بعد از سبقت از تریلی در یک قسمت جاده سرعت مجاز کمتر از ۷۰ مایل بوده و استاد هنوز با همون سرعت داشته میرفته چون اولا نمیدونستن که باید اون قسمت جاده چون در حال تعمیر هست کم کنن و هم نمیخواستن پشت تریلی رانندگی کنن و اینجوری میشه که پلیس میفته دنبالشون و نگه شون میداره و ازشن مدارک میخواد.

    از اونجایی که استاد جدیدترین ماشین تراک ۴در سیلورادو رو خریده بودن اون افسر با شونت و شاید اهانت میپرسه این ماشین از کجا آوردی.و از اونجایی که آی دی کارت و گواهینامه در امریکا یکی هست و استثنا استاد یکی نبوده و گواهینامه بین المللی نشون میده و…. و از اونجایی که افسر فکر میکنه استاد درباره مدارکش دروغ میگه یک برگه رو میده امضا میکنه که از اونجایی که به انگلیسی هنوز مسلط نبوده امضا میکنه و با امضا خودش موافقت میکنه که انگار دروغ گفته و باید بعد به دادگاه بره. استاد با تمام نجواهای شیطانی و فکر های منفی که براش پیش میاد به مسیر ادامه میدن و میرن که از مسابقه لذت ببرن .

    استاد میگن: حالا منی که میدانم چگونه باید زندگی ام را خلق کنم باید بتونم نگاه خودمو متفاوت کنمکه اصلا کار راحتی نیست.کنترل ذهن کار راحتی نیست. اینکه آدم های زیادی نمیتونن توی زندگی شون به موفقیت خیلی خاصی برسن بخاطر اینه که نمیتونن ذهن شون رو کنترل کنن..

    هر روز باید تمرین کنیم هر چقدر که یاد داشته باشیم،هر چقدر که نتیجه گرفته باشیم. باید روی ذهن مون و کنترل ذهن مون کار کنیم.

    جالب بود که بعد دیدن مسابقه،با یک وکیل در لس آنجلس آشنا شدن و کارهای اقامت شون رو انجام بده.

    و هی سعی میکردن یادآوری کنن این همه اتفاق به ظاهر بد افتاد و آخرش خیر شد.

    خب روز دادگاه رسید و چه جالب داستان این اتفاق به ظاهر بد تموم شد.اینکه قاضی از هزاران قاضی در امریکا پرونده ایشون رو در دست داشت که ۱۵ سال در زمان شاه ایران بوده و آموزش میداده.اینکه این ارتباط و این رفتن به دادگاه با شنیدن خاطرات یک قاضی و اشنا شدن با ایشون ختم به خیر شد…واقعا عالی بود واقعا تحسین تون میکنم استاد این پاداش پرهیزکاران است این پاداش کنترل ذهن و دیدگاه متفاوت وو درست داشتن به اتفاقات و آدم هاست.

    کنترل ذهن هم یک نگاه میتونه بشه وقتی بتونیم به اتفاقات جوری دیگه ایی نگاه کنیم. اینکه بتونیم اتفاقات مثبت رو در ذهن مون بالا ببریم و الیت دار ترش کنیم و اتفاقات به ظاهر بد و منفی رو توی ذهن مون پایین بیاریم تا اتفاقات مثبت بیشتر و بیشتر بشه.

    وای چقدر تو این ۴۸ دقیقه این بخش فایل (فکر کنم بیشتر از چهار بار دیدم و بیشتر از چندین بار تو هر قسمت استپ زدم ) چقدر یاد گرفتم و به درک خودم کمک کردم و چقدر خوب بود…واقعا از خداوند بخاطر تک تک اتفاقاتی برام میفته و قطعا اون هدایتگر همه چیز است تشکر میکنم. تشکر میکنم که اینقدر عالی ما رو همیشه و در هر لحظه هدایت میکنه.

    تشکر میکنم از استاد عزیزمون که اینقدر شفاف و راحت از تجربیات و خاطرات شون برامون میگن و نکته هایی که آگاهانه در دل حرف هاشون به ما میزنن و باعث بهتر درک کردن آگاهی ها میشن.

    واقعا تشکر میکنم از تک تک دوستانی که حرف زدن و بودن در کنارشون به من چیزهای زیادی رو هم یاد داد و هم یادآوری شد.

    من یک چیزی تو این بهبوهه ها از ملت شریف خودمون و ما ایرانی ها فهمیدم اینکه ما خیلی هیجانی هستیم و هیجانی عمل میکنیم و کلا خیلی عشقیم. اما یادگرفتم که اگر هرچقدر هم این عشق و هیجان خوب باشه باید بتونیم خودمون رو کنترل کنیم تا تغییری بنیادین در ریشه های ذهن مون ایجاد کنیم.

    چقدر خوبه که هیچ کس و هیچ چیز رو قضاوت نکنیم حتی خودمون رو. و آرام باشیم تا بهتر هدایت ها رو دریافت کنیم. تا بهتر بتونیم این ذهن چموش رو کنترل کنیم.

    چقدر خوبه که مثل استاد عمل کنده با این آگاهی ها باشم هر چه بیشتر و بیشتر با تمرین…

    خدایا شکرت شکرت شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    فاطمه شول گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوار و عزیز و همچنین خانم شایسته مهربون و بی نظیر

    از اینکه این فایل رو شنیدم بسیار بسیار سپاسگزار خداوند مهربان هستم

    از این فایل من درسی رو گرفتم که هیچوقت نگرفته بودم

    و اینکه چیزی رو فهمیدم که فکر کنم خودتون هم متوجهش نبودید

    که خدا تو سوره بقره آیه ۲۱۶ میفرماید: جنگ [با دشمن] بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می داند و شما نمی دانید.

    همینجور که پلیس سر راه شمارو گرفته و شمارو دادگاهی کرده

    اما به مذاق شما خوش نیومده

    آخرش خیر شده

    و باعث شده شما به این ذهنیت برسی که قاضی های اینجا بد نیستن

    خب میخوام تشریحش کنم

    همینجور که شما تو مسیر هدایت هستی و داری با ذهنت هر روز میجنگی و به خدا ایمان داری و میخوای همه چیز رو خوب ببینی خدا هم داره یاریت می‌کنه که به این هدفت برسی که همه چیزو خوب ببینی

    این داستان جزئی از برنامه بوده جزئی از مسیر بوده

    ایمان داشته باشه به هدف خوب دیدنِ همه چیز میرسونمش

    وإلا…

    با خدا باشو پادشاهی کن

    ولی اگه به حرفای ذهنت دامن زده بودی و به خدا ایمان نداشتی قطعا اینطور نمیشد و شایدم بد تموم میشد و …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مریم فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2413 روز

    با سلام به استاد محترم و همه دوستانی که تجریبات قشنگشون رو با همه به اشتراک می گذارند

    چند نکته زیبا و مثبت رو از صحبتهای استاد که امیدوارم درست باشند، تا بتونیم بارها و بارها با خودمون نکات مثبت رو یادآوری کنیم :

    * مثبت اندیشی => نگاه درست به دنیا و به تبع آن هدایت می شویم به جاهای بهتر و توجه نکردن به نکات منفی و صحبت کردن در مورد نکات مثبت بارها و بارها و تبدیل نکات مثبت به باور و توجه بیشتر و بیشتر به نکات مثبت البته ممکن است باد مخالف هم بوزد ولی چیزی که مهم است این است که بتوانیم ذهنیت رو مثبت نگه داریم

    * معنی در صلح بودن با خود => آرامش داشتن و حال خوب داشتن که باعث می شه با انسانهایی برخورد نماییم که با خودشون در صلح هستند، آرامش دارند و حال خوب دارند

    * نحوه غلبه یافتن ذهنیت مثبت به ذهنیت منفی => ذهن منفی گرا بین هزاران موردمثبت و یک نکته منفی ، نکته منفی را انتخاب می کند => این خاصیت ذهن را می توان تغییر داد و آگاهانه روی آن کار کرد، اگر بین هزاران مورد فقط یک مورد منفی بود به آن توجه نکنیم، در موردش صحبت نکنیم، نکات منفی را کم رنگ و کم رنگتر کرد

    * کنترل ذهن => به سادگی صورت نمی گیرد و باید روی آن کار کرد، قانونها رو بارها و بارها توی ذهن مرور کرد و نتایج مثبت قبلی را در ذهن تکرار کرد تا ذهنیت مثبت بر ذهنیت منفی غلبه یابد و تجارب بهتر و بهتر کسب شود و بازی به نفع ما تمام می شود

    در پناه الله یکتا و بی همتا، سالم، شاد و خوشحال باشید و گل لبخند همیشه بر لبان شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوب خودم

    چه موضع جالب و مهمی را استاد در این فایل برای مت بازگو کردند

    چقدر الگوها مهم هستند در شناخت ما نسبت به این جهان زیبا

    وقتی که من هیچ ندیده ام و هیچ از دنیای بیرون خودم خبر ندارم طبیعی است که ذهن من بسته است و نمی تواند درست تصمیم بگیرد و بعد با دیدن الگوهای خوب و مطمین و عالی بی شک ذهن من به سمت زیبایی ها سوق داده می شود

    و اینگونه برای من یک الگوهایی تازه به وجود می آید

    این بدان معنی است برای من که در این جهان بزرگ از همه چیز به فراوانی وجود دارد

    هم خیر و خوبی و هم شر و ظلم

    حال این من هستم که کدامیک از این راه ها را انتخاب می کنم

    نکته عالی

    دیدن زیبایی های زندگی خود

    صحبت کردن در مورد اتفاقات خوب زندگی خود

    این نکته را در بر دارد که با دیدن زیبایی ها جهان هستی هم از همان زیبایی ها بیشتر و بیشتر سر راه من قرار می دهد

    یادم باشد که خدای من خدایی توانایی ها است

    تبعیض قایل نشدن برای دیگران بخاطر رنگ و پوست مردم

    همه را یکسان دیدن

    همه را در برابر پیشگاه خداوند یکسان دیدن

    اینها درس هایی است که من باید در ذهن خودم بصورت باورهایی قوی بسازم که من هم ارزشمند و لایق هستم

    چه نکته جالبی

    ذهن من بارهای بار خوبی را به او انجام بدهی برای او عادی است و فقط کافی است گه یکبار بدی را ببیند و ذهن همان بدی را می بیند

    و آن بدی را برای خودش بلد می کند

    باید آگاهانه به خودم این را آموزش بدهم که همیشه نکات مثبت را ببینم و تمرکز و توجه خودم بر روی خوبی ها باشد

    شنیدن این نکته برای من خیلی عالی بود

    کنترل ذهن خودم

    توانایی این را داشته باشم که در موقعیت های بد زندگی خودم ذهن خودم را کنترل کنم تا این ذهن من به سمت نکات منفی نرود و بتوانم در همان شرایط هم حال خودم را خوب نگه دارم و آرامش خودم را حفظ کنم

    یاد بگیرم که در هر تضادی یک خیری نهفته است و به شرطی که بتوانم ذهن خودم را کنترل کنم و آرامش خودم را حفظ کنم

    ممنونم استاد عزیز از این فایل عالی

    از این همه الگوهای خوب

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2585 روز

    به نام خداوند جان

    سلام بر استاد جان جانان و مریم نازنین و همه دوستان مسیر بی انتهای آگاهی

    چند روز پیش که اطلاعیه این دور گفتگو در کلاب هاوس رو روی سایت دیدم و موضوعش رو خوندم خیلی کیف کردم که قراره چه صحبت هایی انجام بشه و چه فایلهای فوق العده ای از داخلش در بیاد و چه آگاهی هایی که مجددا به جریان در بیاد

    خدا رو شکر که امروز وقتی وارد سایت شدم دیدم قیمت اولش اومده و سریع دانلود کردم و استادم رو دیدم که مثل همیشه فرش با حال و احساس خوب نشستن در آپارتمان فوق العادشون در تمپا و این سری گفتگو در برامون تهیه میکنن

    خدا رو شمر میکنم که هر لحظه به هدایت ها و الهامات قلبیتون عمل میکنید و در زاویه ای قرار میگیرید که همش حال خوب و احساس خوب داره

    همش پر از آرامشه

    همش درس توجه و تمرکز بر نکات مثبت رو به من میده

    و خداوندم رو بیشتر و بیشتر شاکرم که در مسیر این آگاهی ها و نکات مثبت هستم و توی این فرصت زندگی دارم هر چند به اندازه درکم، دریافت میکنم موارد زندگی ساز رو

    چقدر دوست عزیزم مهدی عزیز بزیبایی گفتن تفکرات و پیشینه های ذهنیسون رو

    چیزی که برای هممون آسنایت و هر کدوم از ماها بجورایی این پیش فرض ها رو داشتیم چون تقریبا عممون در یه محیط خبری بزرگ شدیم با باورها و اعتقاداتی که آمریکا و مردمش اون شیطان بزرگه هستن و فقط ماها خوبیم و از این موارد که توی فایل ۱۷۴ زندگی در بهشت هم من و هم خیلی از دوستانم در مورد اون باورها و تفکرات توشتیم و چقدر پیش فرض ها و نوع سکل کیریسون برامون واضح تر شد

    و حالا این سریالها به چه شکل معجزه وار و آگاهانه ای تونست ذهن و باورهای ما رو تغییر بده چرا؟؟

    چون اون چیزی که در ذهن ما بود، اون چیزی نبود که قلبمون و خدای درونمون بپذیره و چون ماها ذوزی آگاهانه تصمیم گرفتیم که از بدنه جامعه از عموم جدا بشیم، خداوند هم مسیرش رو برامون هموار و فراهم کرد

    و من و شما دیدیم که مهدی عزیز حتی نه تنها باورهاش در مورد اون کشور عوض شد بلکه برای خودش جوری باور ساخت که اون همه ثروت و فراوانی رو من هم میتونم داشته باشم و خودش رو در واقعیت از فرش به عرش رسوند

    این برای من خیلی جای تحسین و شکرگذاری داره که این باورهای جدیدی که شمل گرفته شده مثل یه اهرم که در همه جنبه های زندگی داره به ما کمک میکنه

    اینکه ماخا وقتی ثروت ها نعمت ها روابط عالی و اون همه امکانات متفاوت رو میبینیم نه تنها دیگه دست از اون تفکرات منفیمون در مورد خود آمریکا و دولت و مردمش بر میداریم بلکه این باعث میشه درهای نعمت و خوشبختی توی بقیه جنبه ها هم بروی ما باز بشه

    ایده های جدید بیاد برای اون کساییکه میخوان شغلی دست و پا کنن

    باورهای جدید و زیبا ساخته میشه در مورد روابط و آزادی و لذت بردن فارغ از جنسیت و نوع پوشش

    تفکرات و باورهای جدید و سازنده میاد در مورد اینکه من میخواهم پس میشود همونطور که برای بقیه شده

    و میفهمم و درک میکنم که خداوند همه جا هست و فقط من باید درکش کنم ، قوانینش رو اجرا کنم و اون موقع هست که دیگه نه غمی هست و نه ترسی

    که همون خدا میدونه که من خودم بشخصه چقدر همین دو سریال تا حالا برام باورهای موبت ساخته

    چقدر حال درون من رو موبت کرده

    چقدر باعث شده بهتر و بیشتر فکر کنم و یسری محدودیت ها رو دیگه حتی بهشون فکر نکنم چه برسه به اینکه باورسون داسته باشم

    و من چقدر شکر گذار خداوندم و سپاسگذار وجود ارزشمند شما هستم

    و استاد همیشه شرایط کفتگوها جوری پیش میره که توی یه لحظه، دوباره با یه جنله کلیدی، یکدفعه یه آگاهی رو تکرار میکنید که ساید در من ، کج فهمی ایجاد کرده باشه

    اینکه آقا اینجا در آمریکا هم میتونه سیل و زلزله و انواع اتفاقات بد بیفته یا ناخواسته هایی وجود داشته باشه اما این من هستم که چطور با این مسائل مواجه میشم و ذهنمو کنترل میکنم و این باعث میشه من بیشتر و بیشتر به اون موارد مثلت و دلخواهم هدایت بشم

    چقدر لذت بردم که شما مجددا بر قانون تضادها در زندگی بطور غیر مستقیم اشاره کردید

    و اینکه اون تضاد هست ولی اینکه من چژور بهش نگاه میکنم و ذهنمو کنترل میکنم اهمیت داره

    و چقدر خوب شد که شما دوباره کفتید بچه ها، کنترل ذهن باید همیشگی باشه

    باید همیشه افسار این ذهن رو داشته باشم چون در کوچکترین فرصت میخواد در بره و کار خودش که عمون منفی بافی هست رو انجام بده

    امید عزیز دوست ارزشمندم رو تحسین میکنم که تونسته با باوزهای مثبت بره آمریکا و خیلی از لهجه زیباش هم بذت بردم

    چه تجربه های خوبی داشتن و اینجا رو خیلی کیف کردم که گفتن من به خودم کفتم امید، تو راه برگشت نداری و باید بری توی دل جامعه، زبان یاد بگیری، ارتباط برقرار کنی و وقتی رفت اوی دل ترساش، اونجا براش شد بهشت چون یه جور دیگه نگاه کرد و یه جور دیگه هم نتیجه کرفت و من خیلی ایشون رو تحسین میکنم

    دوست دارم در مورد اون هدایت خداوندی و نجوای شیطان که ایشون پرسیدن یه اشاره کنم و اون این هست که:

    در هر لهظه این احساس من هست که به من نشون میده در مسیر درستم و در واقع دارم به الهامات خداوند عمل میکنم یا در مسیر دور شدن از خواسته ها هستم و در واقع دارم به نجواهای ذهنم یا عمون شیطان گوش میدم

    پس همونطور که استاد هزاران بار گفتن تنخا عامل تشخیص نجوای شیطانی و الهامات، رجوع کردن به درون و بررسی حس درونیمونه

    استاد جقدر اون قضیه پلیس و سرعت غیر مجاز که تعریف کردید جالب بود

    یعنی دوباره این کج فعمی رو کنار زد که همیشه اوضاع گل و بلبله

    نه عزیزم

    تضادها همیشه هستن البته میتونن کم یا زیاد باشن

    اما چیزی که این وسط مهمه، نوع برخورد من با اون تضاده

    اینکه توی تضاد میمونم و حالم رو بدتر و بدتر میکنم و بعدش هی اتفاقات بدتر میفته

    یا اینکه نه

    بله تضاد اومده و من تا جایی که میتوتم ذهنمو کنترل کتم، موفقیت هامو به یاد خودم بیارم و از هر باور موبتم استفاده کنم تا جایی که میتونم و اون موقع خداوند اون دستی که باید رو میفرسته و تو جوب کنترل ذهنت رو میگیری

    یعنی بخدا ذهنم سوت کشید که کفتید اون قاضی ۱۵ سال ایران بوده !!؟؟🥸🥸

    یعنی جوابی و نتیجه ای بهتر و هدایت گونه تر از این دیگه نمیتونست به اون کنترل ذهن شما داده بشه که واقعا درس گرفتم که من در زمانهای تضاد هست که میتوتم بفهمم باورسازیهام چقدر عمقی و واقعی هستن چون من هر چقدر کار کرده باشم، نتیجه میکیزیم و چون این قانونه دس همیشه صادقه

    خیلی خیلی سپاسگذارم

    خیلی بذت بردم باید مجدد این قایل رو گوش بدم چون خیلی ارزشمند بود

    منتظر بقیه قسمت ها هم هستم با عشق

    شاد سالم سربلند و خوشبخت باشیم در پناه الله بی همتا

    تا بعد…

    💕💕✋🏻✋🏻✋🏻👋👋🌺🌺🌺🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    فرحناز رستمی پور گفته:
    مدت عضویت: 3321 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام استاد عزیزم مریم جان شایسته و همه عزیزانم در این سایت الهی

    خدا رو شکر میکنم که هدایت شدم به دیدن این فایل و ایمانم رو به خداوند و هدایت به مسیر درست بیشتر و بیشتر کرد .

    استاد عزیزم امروز ماجرایی برام پیش اومد که اصلا انتظارش رو نداشتم و همش گریه میکردم و میگفتم خدایا من که اینهمه دارم روی نکات مثبت تمرکز می کنم من که در تمرین ستاره قطبی چیز دیگه ای خواسته بودم آخه این چی بود که برام پیش اومد؟ ایراد کارم کجا بود ؟

    البته که مدام با ذهنم درگیر بودم که بیشتر وارد جاده خاکی نشه و همش میگفتم افسار تو دست منه افسار من دست تو نیست ! من تو رو به نفع خودم تربیت می کنم . و بعد از یکی دو ساعت تونستم خودمو آروم کنم و از اونجایی که قانون همیشه جواب میده بعد از چند ساعت شرایط به نفع من تغییر کرد !

    می خوام اینو بگم استاد جان این فایل جواب سوالات امروز من بود . به خودم گفتم استاد عباس منش که الگوی کنترل ذهن هست برای ما با چنین موضوعی مواجه شده و از اونجایی که به خوبی قانون رو میدونه خداوند هدایتش کرد به مسیری که همه چیز نهایتا به نفع استاد تموم شد و این درس خیلی بزرگی برای من داشت .

    این فایل باز هم الگوهای ذهنی منو در مورد آمریکا بهتر کرد درسته رفتار پلیس با شما خوب نبود ولی به خاطر باورهای درستی که داشتید هدایت شدید به شرایطی که مسائل رو براتون حل کرد و نهایتا پرونده ختم بخیر شد و از شما عذر خواهی کردند .

    همه ما میدونیم نکاتی که شما در مورد کشور آمریکا با ما به اشتراک گذاشتید و نود و نه درصدش مثبت بوده به دلیل مدار درستی هست که شما در اون قرار دارید . مطمئنا یه نفر با پیش فرضهای ذهنی منفی اگه وارد این کشور بشه اصلا مسائلی رو که شما تجربه کردید تجربه نخواهد کرد .

    این دنیای شماست که تونستید خودتون به زیبایی با کنترل ذهن و تمرکز و توجه به نکات مثبت و تغییر باورها برای خودتون خلقش کنید و با دنیای دیگران فرق میکنه و چقدر خوشبختم که اینا رو از شما آموختم و دارم دنیامو خودم خلق می کنم هر چند کار خیلی سختیه چون تمام سلولهای مغزی ما به هورمونهای ترس و استرس و غم و نکات منفی اعتیاد پیدا کردند و این ترک اعتیاد نیاز به یه کمپ داره که اون کمپ ترک اعتیاد به نکات منفی سایت شماست !

    شما می دونید استاد جان ولی شاید دوستان باور نکنن وقتی داری رو خودت کار می کنی و تصمیم داری ذهنتو مدیریت و کنترل کنی سلول های معتاد مغز که عادت داشتند همیشه با هورمونهای مختلف منفی تغذیه بشن چنان شورشی در مغز ایجاد می کنن و یه تظاهرات عظیم راه میندازن که نگو و نپرس هر کدوم یه پلاکارد اعتراضی و بلندگو دستشونه و تو مغز رژه میرن که : “ما هورمون منفی می خواییم یالا ” و اینجاست که ما باید وارد معرکه بشیم و با سیاست بالا شیک و مجلسی این سلولهای محترم رو راضی کنیم که دیگه خبری از هورمونهای منفی نیست و از این بعد نوع تغذیه شما عزیزان تغییر کرده و باید به این رژیم غذایی جدید عادت کنید ! امااااااااا …. حالا این دیگه هنر شماست که چه نوع ورودیهایی به ذهن بدید و چقدر به این رژیم غذایی جدید ذهنی پایبند باشید که دیگه زور سلولهای معتاد معترض به شما نچربه !

    من که سلولهای مغزی معتاد به هورمون منفی مو خیلی وقته آوردم کمپ پارادیس واقع در فلوریدا و دارم مدیریت شون میکنم که ترک کنن و باید مدام حواسم بهشون باشه که از کمپ فرار نکنن !

    خدا رو شکر که دارم آروم آروم نتایج مثبتش رو می بینم کار ساده ای نیست اما شدنیه و نیاز به زمان و تعهد بالا داره .

    استاد عزیزم باز هم خدا رو هزاران بار شکر میکنم که داره هدایتم میکنه به مسیرهای درست و از شما سپاسگزارم که در این مسیر در کنار ما هستید .

    در پناه الله یکتا محفوظ باشید.

    به زودی آمریکا می بینمتون .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: