اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نگاه ماه به زندگی در آمریکا، نشانگر باور ماست ، و اینکه چرا اینطور فکر می کنیم ، بخاطر ورودیهای ذهن هست ، که ممکن هست از طریق فیلم های سینمایی ، رسانه ها ، و گفته های مردم باشه و نکته جالب اینجاست که اغلب دور از واقعیت هست ، چون فیلم ها و سریال ها ، زندگی روز مره مردم را نشان نمی دهند و بخاطر جذب مخاطب مسائل غیر واقعی را اضافه می کنند.
باتوجه به مطالب ارزشمند آین فایل ، بهترین راه این است که وضعیت زندگی و کیفیت آن را از کسی سوال کنیم داخل آن سرزمین داره زندگی می کنه و البته انسان موفق و خوشبختی نیز هست .
نکته مهم بعدی :
بحث آزادی هست ، و ما اکثرا آزادی را مترادف با بی بندی باری می دونیم ، در حالی که اینطوری نیست ، مردم کشور آمریکا، چون مهاجر هسنتد داری تنوع فرهنگی و اجتماعی هستن و در عین حال با کمال احترام و خوشبختی در کنار هم زندگی می کنند و از حقوق یکسان استفاده میکنند، و فرقی بین ملیت اصیل آمریکایی و مهاجر نیست .
از ویژگی های خوب شخصیتی این مردمان، قضاوت نکردن هست و این بسیار ارزشمند است، چون اساس زندگی آنها آزادی و شادی هست ، به نحوه زندگی و عقاید هم احترام می گذارند و بخاطر همین ویژگی خوب دارای اعتماد به نفس بالایی نیز هستن .
-مراقب ورودی های دریافت شده خود باشیم بسیاری از فیلم ها و سریال ها توهماتی را در قالب حقیقت به نمایش می گذارند که باعث شکل گیری باورهای منفی و نامناسب در مورد موضوعات مختلف می شود
-کمتر از یک درصد فیلم ها و سریالها واقعی هستند
-هدف ساخت فیلم ها و سریال ها کسب درآمد بیشتر است
-هرگز با دیدن فیلم ها و سریال ها در مورد فرهنگ یا کشورها اظهار نظر و قضاوت نکنیم
-افراد با یکدیگر متفاوت هستند و هرگز نمی توانیم یک خصوصیت مشترک را به ساکنان یک کشور نسبت دهیم
-از جمله تفاوت هایی که کشور آمریکا با سایر کشور ها دارد:
تنوع بسیار بالای آن است
بسیاری از افراد ساکن در آمریکا مهاجران هستند
به دلیل تنوع ،افراد ساکن در آمریکا به هیچ وجه در مورد نژاد یا ظاهر افراد را قضاوت یا سرزنش نمی کنند
وجود کسب و کارهای متنوع و زیاد باعث شده صاحبان کسب و کار بالاترین خدمات و کیفیت را به مشتریان عرضه کنند
با دریافت بازخورد منفی از مشتریان کسب و کار آنها به کلی نابود می شود
چون اغلب کسب و کارها تحت نظارت دولت نبوده و در بخش خصوصی فعالیت دارند به همین دلیل ملزم به ارایه بالاترین کیفیت ممکن برای کالاها و خدمات خود هستند
در آمریکا پرداختن به هر نوع شغل را افتخار می دانند فرزندان خود را مستقل بار آورده و از آنها حمایت نمی کنند
رقابت در کشور آمریکا برای ارایه ی محصولات و خدمات با کیفیت به شدت زیاد است
ازادی در کشور امریکا به معنای وجود بی قانونی نیست
در آمریکا قوانین بسیار سختگیرانه ای حکم فرماست و به همین دلیل شهروندان در تمام موارد عملکرد بهتری نسبت به سایر کشورها دارند
-غیبت کردن مانند این است که گوشت برادر مرده ی خود را بخوریم
-اگر به تهمت ها و غیبت ها بی توجه باشیم انها نمی توانند هیچ تاثیری چه مثبت یا منفی در ما باقی بگذارند
-هیچ گاه پشت سر دیگران غیبت نکرده پخش کننده ی ان نباشیم با افرادی که غیبت می کنند رفت و آمد نکنیم در زندگی دیگران تجسس نکرده و تمرکز خود را بر اهداف و تغییر باورهایمان قرار دهیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه با دیدن فیلم ها و سریال ها در مورد اعضای یک کشور نظر ندهیم آنها را قضاوت و سرزنش نکنیم
-یک خصوصیت را به تمام افراد ساکن در کشور نسبت ندهیم
-تفاوت و تنوع در ارا و عقاید اعضای کشور را بپذیریم
-کشور آمریکا به دلیل مهاجر پذیر بودن دادن آزادی به افراد در عین تصویب قوانین سختگیرانه نسبت به سایر کشورها برتری دارد
-مهاجر پذیر بودن کشور آمریکا باعث شده افراد با رنگ پوست متفاوت و از نزادهای مختلف مورد تحقیر یا سرزنش سایرین قرار نگیرند
-وجود قوانین سخت گیرانه باعث شده افراد به رعایت قوانین در تمام حوزه ها پایبند و متعهد باشند
-اینکه مشاغل دولتی وجود ندارد باعث شده صاحبان مشاغل کالاها و خدمات با کیفیت ارایه دهند
-رقابت و تنوع بالا در کشور امریکا باعث شده صاحبان مشاغل بدون داشتن ناظر کار خود را با کیفیت هر چه تمام تر انجام دهند
-بازخوردی که از مشتریان دریافت می شود ضمانتی برای ادامه یا عدم ادامه ی کسب و کار افراد است
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-پیش از دیدن سریال های زیبای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت ما هم بر مبنای فیلم ها و سریال های دیده شده مردم امریکا را بسیار خشن زورگو و مستبد … می دانستیم و به هیچ وجه فکر نمی کردیم این کشور تا این حد متعهد و پایبند به خانواده و قوانین باشند
با شعار توحیدی که حتی بر روی اسکناس های انها درج شده متوجه شدیم تا چه اندازه باورهای خوبی در مورد خداوند دارند
قوانینی که از استاد در دوره های مختلف اموختیم در زندگی مردم آمریکا کاملا مشهود است و به چشم می خورد
البته نباید به ساکنان هیچ کشوری به صورت صفر و یک نگاه کرد اما می توانیم به وضوح مشاهده کنیم ساکنان کشور امریکا با پایبند بودن به قوانین الهی عملکرد و نتایجی بسیار متفاوت از سایر کشورها کسب کرده اند که آنها را تبدیل به بهترین افراد و بهترین کشور در جهان کرده است
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
– این است که افراد را با ورودی های نادرست دریافت شده قضاوت نکنیم بدانیم همه ی افراد با یکدیگر متفاوت هستند نمی توانیم خصوصیتی به تمام ساکنان یک کشور نسبت دهیم حتی اعضای یک خانواده هم خصوصیات یکسان و مشخص ندارند و هر لحظه ممکن است تحت شرایطی تصمیم به تغییر بگیرند
رفتار مردم امریکا را به عنوان الگو برای خود قرار داده و به شیوه ی مناسب رفتار کنیم باورهای توحیدی در ذهن خود ایجاد کرده کار خود را با بالاترین کیفیت ممکن انجام دهیم منتظر نباشیم که شخصی به عنوان ناظر بر کسب و کار ما نظارت کند
با ارایه ی بهترین کالا و خدمات ممکن با دیگران رقابت کنیم
بر نکات مثبت هر کشور تمرکز کرده تا به تدریج به مکان بهتر از مکان فعلی خود مهاجرت کنیم
این فایل کلا فایلی است برای الگوهای ذهنی که براحتی و به سادگی می توان به خواسته های خود رسید
چقدر تلوزیون و رسانه ها در شکل گیری الگوهای ذهنی برای ما بسیار نقش مهمی را ایفا می کنند
این نکته را باید توجه داشتم که در این فیلم ها هیچکدام از اینها واقعی نیست و ذهن من به دنبال الگوهای ساختگی و خیالی نباید برود
حال می فهمم که چقدر در گذشته من از این فیلم ها و سریال ها الهام می گرفتم و برای من الگوهایی بوده است
اما الان که این منطق را درک کردم باید به خودم این را متذکر بشوم که همیشه ورودی های ذهن خودم را کنترل کنم و مراقب باشم که چه می شنوم و چه می بینم
درس هایی عالی من از صحبت های استاد و دوستان یاد گرفتم
من تا امروز تصور دیگری از آمریکا و مردم آنجا داشتم اما اکنون با صحبت های استاد و تجربیات دوستان که می شنوم واقعا ذهنیت و تصورم نسبت به آمریکا تغییر کرده است
همچنین یاد گرفتم که اگر در ایران و در شهر و در خانواده من ممکن است بی قانونی و زشتی باشد در همه جای آمریکا و در کشورهای جهان هم وجود دارد اما اینجا نکته ای که وجود دارد این است که با چه دید و نگاهی به آن اتفاق و رفتار من نگاه می کنم
این باورهای من را می سازد
من وقتی با حس و حال خوب دنبال نکات مثبت و اتفاقات خوب باشم بی شک و ناگزیرا هم اتفاقات خوب برای من رخ خواهد داد
واقعا شنیدن این فایل های برای من و ذهن من عالی بود
توی این فایل فوقالعاده، یاد گرفتم که ورودیهای زندگی، مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون میکاریم. وقتی ورودیهای محدودکننده باشن، باورهای محدودکننده شکل میگیرن و ما رو با اتفاقات و آدمهایی هممدار میکنن که انرژی منفی دارن.
اما وقتی آگاهانه ورودیهامون رو انتخاب کنیم، ذهنمون پر از باورهای قدرتمند میشه و کمکم با وجه مثبت و خوشایند آدمها و اتفاقات، هممدار میشیم. این یعنی کنترل زندگی دست خودمونه!
چقدر این گفتگو باعث شد به اهمیت ورودیهای ذهنیام فکر کنم و تصمیم بگیرم از این به بعد فقط ورودیهای مثبت و الهامبخش رو انتخاب کنم. این فایل مثل چراغ راه بود، حسابی انرژی گرفتم!
یکی از اون چیزهایی که نگاه مارو شکل داده به دنیای اطراف مخصوصا جاهایی که نرفتیم، همین فیلم هستند. مخصوصا فیلم هایی هالیودی
این صحبت و این منطقی که استاد عزیز صحبت کردند، باعث شد یک موضوعی رو بررسی کنم. حالا من در مورد یک نگاه، صحبت می کنم، نگاه ثروتمند بودن یا پولدار بودن. خیلی وقته فیلم های ایرانی نمیبینم، فقط فیلم های انگلیسی برای تقویت زبان توی لبتابم داشتم که اونم با شنیدن این صحبت ها، همه رو شیفت دلیلت کردم.
حالا درمورد ذهنیت بد بودن پول و ثروت: فیلمی به نام بانوی کوچک که خارجی هم بود چند روز پیش توی تلویزیون پخش میشد، (کس دیگه ای میدید و من توی خونه میشنیدم فقط، البته برای دقایقی) توی همون چند دقیقه یک پیرزن پولدار بود که به نوه اش که فقیر بود، نگاه از بالا به پایین داشت و محبت نمی کرد و سرد بود و اینها! در کل این سبک ها فیلم ها و ایجاد این نگاه نسبت به ثروتمندان خیلی توی این سالهای زندگیمون شنیدیم یا دیدیم. مثل حشمت فردوس، یا توی سریال دردسرهای عظیم، ناخودآگاه این ذهیت منفی در مورد پول توی ذهنمون میسازن و متوجه شدم توی همین فیلم های زبان انگلیسی هم هست.
چرا من فیلم های انگلیسی نگاه می کردم؟ برای تقویت زبان و در نهایت برای رشد و پیشرفت دیگه! خب این فیلم ها ذهنیت منو اشتباه شکل میداد، یا نمیزاشت به پیشرفت برسم مثل سنگی سد راه بودند که مسیر را سخت و سرعت رو کند می کرد. این یکی از اون دلایلی بود که همه ی فیلم های انگلیسی ام رو شیفت دیلیت کردم.
چند وقت پیش مستند رونمایی از آخرین مدل ماشین ایلان ماسک رو میدیدم که نیم ساعت بود. هم جذاب بود، هم باورسازی داشت، هم انگلیسیم تقویت میشد. در کل مستند اختراعات، اکتشافات، موفقیت ها، حتی مستند حیوانات، کارتون های شعرگونه، تبلیغات انگلیسی حتی، تمام اینها به زبان انگلیسی.
و برای تغییر ذهنیتم در مورد افراد پولدار و ثروتمند، این چند روز دارم از نگاه پولدار یا دوربین پولداری و ثروتمندی افراد رو بررسی می کنم. وقتی شروع کردم اینطوری و از این لنز دوربین به افراد نگاه کنم و رفتارهاشون رو بررسی کنم، واقعا هاج و واج موندم. یعنی اصلا مقاومت ذهن تا چه حد؟! خداروشکر خیلی آدم های ثروتمند رو میشناختم، خداروشکر می کنم توی تجربه زندگیم هستند این افراد تا برای رشد و تغییر نگاهم ازشون استفاده کنم. باورتون نمیشه این افراد اینقدر خوش برخورد، مهمان نواز، بخشنده، مودب، friendly، خودمانی و… بودند که من هیچوقت به ذهنم نرسیده بود که این افراد برچسب ثروتمندی رو دارن! اصلا به ذهنم خطور نکرده بود. و زوم می کنم روی رفتارشون و تجربیاتی که از تک تک اونها داشتم و همزمان و آگاهانه یادآور میشم که این افراد پولدرا یا ثروتمند هستند. حتی سفربه دور امریکا رو دارم با این نگاه، میبینم. حتی به شخصیت مریم شایسته ی عزیز هم دارم با این نگاه، نگاه می کنم. تمام این افراد هم ثروتمند هستند و اینقدر طمانینه و آرامش و مهربانی و لطافت و سادگی و … ازشون میباره… و هی میرسم به هم راستا بودن پول و ثروت با خداوند!
استاد چقدر این منطقی که توضیح دادید برای دیدن سریال ها و فیلم ها عالی بود. باعث شد این سوال رو از خودم بپرسم:
همین سریال های سفربه دور امریکا و زندگی در بهشت رو مقایسه کنیم با یکی از بهترین سریال هایی توی ذهنمون داریم.
اگر هر دوسریال از شبکه های تی وی پخش بشه، طرفدار کدوم بیشتره؟ سریال های این سایت، حالا با اینکه اینهمه تجربه و اتفاقات جالب توش رخ میده، و در عین حال واقعیه!! تاکید می کنم زندگی واقعیه! آیا این دومستند به اندازه ای جذابیت و هیجان داره که مردم جامعه بشینن برای تماشای اونها؟ یا فیلم های هالیودی یا سریال های ایرانی؟؟ چقدر پرسیدن این سوال از خودم برای ذهنم منطقی می کنه واقعیت نبودن اون هارو.
در مورد منطق بعدی که توضیح دادید، چقدر چقدر چقدر عالی بود و ذهنیت منو کاملا باز کرد نسبت به تمام آدم های کشورهای دیگه! چون بارها و بارها شنیده بودم که امریکایی ها اصلا فلان جور هستند تا نمیدونم سوئیسی ها بهمان جور هستند! این منطق اینقدر عالی بود که از این به بعد هرچی مشنوم باید داخل این فرمول بزارم! همون جمله رو در مورد ایرانی ها به کارببرم، و از خودم بپرسم آیا میتونیم بگیم ایرانی ها (که منظور همه ی ایرانی ها هستش) اینطوری هستند؟ و جوابی که ذهنم میده: نه! هم اینطوری میشه باشه و هم اونطوری! پس اجازه ندم برچسب هایی به افراد کشورهای دیگه بدون آگاهی زده بشه.
این نگاه این رو دوباره و دوباره به من یادآوری می کنه که برای برخورد با آدم های مناسب این نیست که برم امریکا، وقتی توی همین کشور و همین شهر، مدار من تغییر کنه، ادم های هماهنگ با من وارد زندگیم می شن. و اگر نتونم در همین جایی که هستم در این زمنیه موفق عمل کنم، امریکا هم برم همین آش است و همین کاسه، چون اونجا هم کلی خوب و بد و تنوع است.
درمورد همین متنوع بودن و همه جور آدم در امریکا بودن: من اوایل که در برنامه ی هلوتاک بودم، یه مناسبت مذهبی برای مسلمانان میشد، مثل عید فطر، ماه رمضان، محرم و … چقدر ساکنین امریکا (که زبانشون هم انگلیسی بود) پست میزاشتن و تبریک یا تسلیت می گفتن و اولش خیلی برای من جای تعجب داشت، و الان با توضیحات استاد بهتر تونستم درک کنم و بفهمم که اونجا داستان از چه قراره!
درمورد خوب انجام دادن کارهاشون و منطق پشتش: استاد راسیتش این مدت با مستندهای این سایت، ما فقط از امریکا زیبایی و خوبی دیده بودیم (از نگاه دوربین شما که در مدار بالایی هستید) و یجورایی اونجارو و افرادش رو میدونستیم خوب هستن، چراشو نمیدونستیم، و این روزها با این فایل ها چقدر نگاه مارو باز می کنید. و بازهم اگر قراره روزی من در امریکا ساکن باشم باید بتونم همینجایی که هستم بهترین خودم رو ارائه بدم، اگه اینجا، توی ایران نتونم به اون لول level برسم، قطعا اونجا هم نمیتونم! پس خیال و وهم برمون نداره که ما اگه بریم امریکا خیلی پیشرفت می کنیم با موفق خواهیم شد، اگه اینجا سستی کنیم و برای بهترین بودن تلاش نکنیم، قطعا بین اونهمه کمپانی که در امریکا هست، جایگاهی نخواهیم داشت. و این سبک دیدگاه چقدر بهم آرامش میده برای حسرت نخوردن از نبودنم توی امریکا و چقدر آگاهم میکنه که برای رسیدن به اونجا باید همینجا بهترین بود و خداوند و جهان هدایتم میکنه به جاهای بهتر. و الان بهتر درک می کنیم دلیل موفقیت استاد رو! در هر موقعیتی بهترین خودشون رو ارائه دادند، مدام درحال بهبود و کسب مهارت در زمینه ی کاری خودشون بودند و طبق قوانین بی تغییر خداوند، به جایی هدایت شدند که همه ی کسب و کارها، همین مدلی هستند. وقتی آدم این چیزهارو متوجه میشه، دیگه فکر نمی کنه استاد شانس آورده، یا کسب و کار ایشون طوری بوده که موفق شده! نه! میفهمیم که هنوز بهترین خودمون رو ارائه ندادیم، و شروع کنیم بیشتر و بهینه تر کار کنیم، مهارتمون رو افزایش بدیم، فرصت هارو با کارهای بیهوده هدر ندیم، نعمتی به نام زمان که در اختیار داریم رو بهینه و در مسیر اهداف بگذرانیم.
درمورد حمایت پدرو مادرها از فرزندان: استاد این مسئله تا جایی که من دیدم و شنیدم یکی از بزرگترین و قوی ترین ترمزهای والدین هستش که اونهارو از نعمت فرزند محروم کرده. و این نگاه نازیبا و غیرالهی که پدرومادر حتی فکر می کنه سالها بعد چقدر باید جهیزیه بده یا عروسی بگیره به شدت از فرزندآوری جلوگیری کرده. من وقتی اومدم توی این مسیر و آگاهانه دارم زندگی می کنم چقدر تونستم نگاه های بهتری بسازم و پیش برم. ماه پیش وقتی توی قران آیه های مربوط به فرزند رو خوندم که گفته شده بود: فرزندان به عنوان یک نعمت هستند، به عنوان یاری رسان برای پدرومادر! وقتی این آیه هارو خوندم خیلی حسم به فرزند خوب شد، و دقیقا خلاف گفته های جامعه بود که میگن بچه دردسره و مسئولیت داره! یا ازطرف دیگه موافق این نبودم که از این زاویه به یاری رسان بودن فرزند توجه کنیم که فرداروزی ما پیربشیم بیاد به کمکمون! نه! وقتی چندین و چندتا مثال عینی بررسی کردم دیدم اعضای یک خانواده با اتصال قلبی در یک کسب و کار یاری رسان همدیگه هستند. همانطور که مریم شایسته ی عزیز چیزی فراتر از یک کارمند داره برای سایت زحمت میکشه و خودش هم لذت میبره، یا دختری به نام ناستیا که یوتیوبر هستش، یاری رسان خانواده اش شده برای کسب و درآمد!
و دیدم میشه فرزندمون رو از کودکی طوری تربیت کنیم که با هدف و برنامه باشه، همین نگاه نازیبا (همیشه حمایت کننده خواهیم بود)رو دروجودش جانندازیم، طوری پیش ببریم که حرکت کنه و هدف داشته باشه، دور و برم خیلی هستن بچه هایی که سن مدرسه هستند، و هدف خاصی ندارن، یا توگوشی هستند تا نهایت درسهای مدرسه یا خیلی دیگه زحمت بکشن یه کلاس خاص میرن. خیلی مهمه همین افکاری که خودمون توی این مسیر الهی یادمیگیرم به فرزندمون آموزش بدیم، اینکه میتونه بهترین باشه و نیازه فقط تمرین کنه، و هدایتش کنیم در مسیر علایقش حرکت کنه. میبینم پدرومادرهایی که هردو ساعت های زیادی، بیرون از خونه مشغول کار هستند، و فقط از نظر مالی بچه هاشون رو تامین می کنن، درحالیکه یکی از مهمترین کارهایی که باید انجام بدن اینه که بچه هاشونو سوق بدن و امیدوار کنن برای پیگیری علایقشون، یکی از دختران هشت ساله ی نزدیکانم به طراحی لباس علاقه داره، ولی اصلا پدرومادرش اون رو در این مسیر قرار ندادن. و والدینش به سختی کار می کنن تا بچه هاشون رو از نظر مالی تامین کنن. درحالیکه همون دختر می تونه از کودکی توی زمنیه ی مورد علاقه اش حرفه ای بشه و در سن نوجوانی یا جوانی درآمد خوبی داشته باشه! همین یک موضوع و همین یک زاویه ی نگاه چیزیه که در جامعه رواج داره و برای مایی که توی این مسیر هستیم متفاوته!
توی زندگی در بهشت هم دیدیم که مادر خانواده ی جیکاب، برای پسرشون که عاشق نجوم بود یه کتاب بزرگ بهش هدیه داده بود. چقدر زیبا اونا در مسیر علایقش حفظ کرده بود و به مرور که بزرگتر میشه بخاطر حرفه ای شدن توی نجوم و قانون مدارها و امید و انگیزه ای که والدین بهش میدن، نتیجه چیزی جز موفقیت نیست.
یا استاد یه کلیپی توی اینستا گذاشته بودید پسربچه ی دوستتون که فقط با دیدن کارتون انگلیسی یادگرفته بود، وقتی میشه از کودکی بدون دردسرکلاس زبان، فقط از روش راحت (با کارتون و شعر) انگلیسی یادبگیره، چرا اینکارو نکنیم؟! یعنی تا قبل سن مدرسه حدودا، جوری برنامه بچینیم که فقط کارتون های انگلیسی در دسترسش باشه نه شبکه های تلویزیون فارسی! اون وقت چقدر از فرصتش استفاده شده اون بچه؟! چقدر عمرش خوب سپری شده و فقط جلوی تی وی یا بازی با گوشی یا بازی توی کوچه و خیابون هدر نرفته! چقدر جلو افتاده! چقدر مهارت کسب کرده! و چقدر همین مهارت کمکش میکنه برای رشدهای بیشتر!
خداوند نعمتی به نام خانواده و محبت بین اعضای خانواده رو قرارداده برای آرامش قلب هامون و شادی بیشتر و پیشرفت بیشتر، نه عذاب الهی که!!!
به امید درک آگاهی های بهتر و الهی تر
خداوندا مارا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آن ها نعمت دادی
من توی تولد امسالم دو هفته خودم رو به یک سفر در جوار آموزه های شما به یک اقامتگاه سنتی خیلی زیبا در بهترین زمان و مکان دعوت کردم و در اون سیر انفس(درون) که با سیر آفاق(بیرون) برای خودم تدارک دیدم، هدیه ی اصلیم به خودم گوش دادن تمام فایلهای دانلودی و دوره هایی که از شما عزیزدل دارم، شد.
گرچه سالهاست افتخار شاگردی شما رو دارم و نتایج خیلی عزیزی از نور هدایتگر آگاهی های اصیلی که شما به جانم تزریق کردید دیدم، ولی خب به صورت خیلی جدی تر
از 29 اردیبهشت تا الان مثل یک شاگرد کلاس اول ابتدایی روزم رو با نشانه ی هدایتگر و آموزه های شما شروع و در خلال کارهای روزانه حتی چند دقیقه وقت آزاد خودم رو صرف گوش دادن آموزه های شما میکنم، و نهایتا روزم رو با نور این آگاهی ها به پایان میرسونم.
امروز هم این قسمت بسیار جذاب رو دیدم و خیلی لذت بردم، و برام خیلی جالب بود که در طی این مدت ناخودآگاه دارم مکالمه به زبان انگلیسی رو تمرین میکنم با اینکه اصلا دلیلش هم نمیدونم ولی یک جریان درونی در من شکل گرفته، که قطعا با مداومت بر گوش دادن، نوشتن، و مدام و مدام
در جهت آگاهی های جدید بارگزاری شده در ضمیر ناخودآگاهم در بهترین کانالها هدایت خواهم شد.
تنها وظیفه ی کنونی خودم رو شاگردی کردن صفر تا صد و تعهد کامل به شما میدونم و در مابقی ماجرا، خودم رو مثل یک قایق در تسلیم ترین حالت آرامش و سکون میبینم که جریان هدایت الهی منو میبره به هر جا دلش خواست و به هر جا برد یقینا ساحل همونجاست.
من پیش آشنایی با شما و سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت ، فکر می کردم نه تنها مردم امریکا بلکه اروپایی ها نیز کافرند و اصلا خدارا قبول ندارند واون های هم که وجود خدارا قبول دارند میگن عیسی پسر خداست وخلاصه همه کافرند، حتی در یکی از سریال های زنده گی در بهشت خانواده ای که مهمان شما شده بودند وقتی دیدم اسم یکی از پسر های شان یوسف است تعجب کردم از اینکه اسم یکی از پیامبر هارا روی پسر شان گذاشته بودند این مورد زاویه نگاهم را به نحوی تغییر داد راجب شان. در کنار این موضوع از اقوامم خانواده هم شنیده بودم که خارجی ها از ازدواج و دوستی و مهربانی بین زوجین بویی نمیبرند و نمیهمن این جور مسایل را و اصلا مرد های خارجی به زن اهمیتی نمیدن و مثل حیوان باهاش رفتار می کنن یا واضح تر بگم فقط استفاده جنسی می کنن و تمام و هیچ ازدواجی نیست که مدت درازی زوجین باهم باشن یکی دو سال و یا سه سال پس از ازدواج باهم میمانن و بعدا از هم جدا میشن و باز وارد یک رابطه نامشروع میشن ، و از خانواده ، اقوام ، محیط دانشگاه و تلویزیون و جامعه شنیده بودم که آنها بیشتر رابطه نامشروع را دوست دارند تا یک ازدواج مشروع. و از سوی در بعضی سریال ها میدیدم که دختره از دواج نکرده دو و یا سه بچه داره و تازه کسی که این بچه ها مال اون است از دختره دور شده و غرق در خوش گذرانی خود است و بهای اصلا به دختر قایل نیست. عده ای از اساتید دینی دانشگاه مان میگفتن اگر به خارج ( منظورم امریکا و اروپا است) بری به زور وادارت می کنن تا حجابت را دور بیندازی و از سوی وقتی ببینن که سرت لوچ است و یا لباس مناسبی که درحجاب است نداری خوش حال میشن با خود میگن ببین این هارا چه جوری مثل خود کافر کردیم و بدین شکل کیلو کیلو گوشت میگرن، از یکی از خانواده های فامیل مان که اکنون در شهر تگزاس زندگی میکنه شنیدیم که میگفتن شب ها بخصوص در شهر تگزاس امریکا آفریقایی های شراب خور از 11 شب به اون طرف میگردن و شراب می خورن اگر خانم یا خواهر و مادرت را در این موقع شب بیرون کنی حمله جنسی میکنن به آنها و حتی چون من افغانی هستم استاد و چند سال هم که امریکا در این جا بود، میگفتن امریکایی ها این جا هستند تا شمارا از دین تان بگردانند و ذخایر معدنی شما را به غارت ببرند . و لی از وقتی من این سریال هارا دیدم ، نوع نگاهم راجع به امریکایی ها تغییر کرده بخصوص مساله حجاب که حتی من در یکی از فایل های تان که سر مزرعه توت فرنگی رفته بودید دیدم اونجا هم خانم های محجب بودند و هم غیر محجب دیدم اصلا کسی به حجاب کسی کاری نداره چقدر خوش و خندان هر کی مشغول چیدن توت فرنگی است. نکته دیگری که توجه هم را به خود مشغول کرده از دیدن سریال ها سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت اینه که مردم وقتی تفریح میکنن واقعا خود شانند وقتی شما دور بین را به سمت شان می برید چقدر با یک رفتار خوب و مهربانانه دست شان را تکان میدن و جلو دور بین ادا بازی در نمیارن که این دور بین است و بیا خودمو جم و جور کنم و چقدر این مردم شادند!!!! در صورتیکه از خانواده بخصوص بعضی از اساتید دینی دانشگاهم مکرر شنیده بودم که میگفتن خارجی ها اصلا آرامش ندارند و همش خود کشی میکنن چون زندگی برای شان معنایی نداره و باز از خانواده و اقوامم این را هم شنیده بودم که اگر تو میبینی خارجی ها این قدر کشور های شان آبادی داره و ثروتمند اند به خاطر اینه که خدا گفته این دنیا مال شماست و لی اون دنیا جایی شما جهنم است و خدا گفته مسلمان ها این دنیای شان پر از رنج است و غم است و آن دنیا جایی شان بهشت ولی از وقتی در پی شناخت خدا قرآن را عمیقا مطالعه کردم و سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا را دیدم ، در ذهنم این معادله یی ساختگی به هم خورد، استاد اگر من امروز در این جایگاهم و این طرز دید جدید را نسبت به خدا و جهان دارم از وجود با ارزش و پاک شماست از همین راه دور دست تان را می بوسم و خوشی های هر دو دنیا را برای شما و مریم جان خواهانم.
سلام و عرض ادب به استاد عملگرا و دوست داشتنیم، و خانم شایسته ی جسور و بینظیرم، چقدر از دیدن این فایل لذت بردم، استاد جونم چقدر این جنس منطقی کردن شما رو دوس دارم، منطق منطق منطق، همون چهارحرفی عزیزی که عجیب حریف نجواهای ذهنمونه! یعنی قشنگ ذهن چموش رو به زانو در میاره! استاد جونم چقدر پشت نگرش هاتون عمله، چقدر منطقی ساده سازی کردین، چقدر به جای اینکه بت بسازین، تسهیل کردین رابطه ی علت و معلولی تفاوت نتایج آمریکارو..
استاد جونم مرسی که واژه ی آزادی رو جانانه بازش کردین! چقدر این قوانین اخذ شده، کمک کرده به گسترش زیبایی ها و همینطور گسترش جهان..
استادجونم این نگرش که کار کردن عار نیست، عجیب به دل من نشست، خدا میدونه که چقدر آدم ها به خاطر قضاوت های دیگران به خودشون درد و روز به روز ضعیف تر شدن تحمیل کردن که نگو و نپرس..
استاد جونم اینکه هرکسی کارش رو به بهترین شکل انجام میده، مثل همون هدایت به مسیر درستی و راستی و پاکی هست که میشه سرشار از رحمت و برکت..
استادجونم عاشق این لبخند پر مهر نشسته روی صورتتونم که پشتش نه ادا و اصوله، نه نقاب، پشتش توحید، پشتش عمله، پشتش عشقه..
مررررسی برا این فایل توحیدی، مرررسی برای عشق جاری توی این فایل، مرررررسی برا نگاه پرمهرتون، مرسی برای وجود ارزشمندتون، خییییییلی دوستون دارم، هزاران بار سپاس،سپاس، سپاس
به نام خدای روزی رسان و ثروتمندم 🌷🍀
فرهنگ کار در امریکا چقدر ستودنی است
جالبه دختر بیل گیتس داره تو امربکا تو ین رستوران کار می کنه 🙏🙊
چه نشانه ای زیبایی , کار عار نیست و من باید هر روز فعالیت کنم خو هر زمینه ای تا راهم.روشن بشود
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه گوید چون باید کرد
سپاس فراوان 🌷🌷🌷🌷🙏🙏🙏🌺🌺🌺🌺
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
باور
همه چیز باور هست.
نگاه ماه به زندگی در آمریکا، نشانگر باور ماست ، و اینکه چرا اینطور فکر می کنیم ، بخاطر ورودیهای ذهن هست ، که ممکن هست از طریق فیلم های سینمایی ، رسانه ها ، و گفته های مردم باشه و نکته جالب اینجاست که اغلب دور از واقعیت هست ، چون فیلم ها و سریال ها ، زندگی روز مره مردم را نشان نمی دهند و بخاطر جذب مخاطب مسائل غیر واقعی را اضافه می کنند.
باتوجه به مطالب ارزشمند آین فایل ، بهترین راه این است که وضعیت زندگی و کیفیت آن را از کسی سوال کنیم داخل آن سرزمین داره زندگی می کنه و البته انسان موفق و خوشبختی نیز هست .
نکته مهم بعدی :
بحث آزادی هست ، و ما اکثرا آزادی را مترادف با بی بندی باری می دونیم ، در حالی که اینطوری نیست ، مردم کشور آمریکا، چون مهاجر هسنتد داری تنوع فرهنگی و اجتماعی هستن و در عین حال با کمال احترام و خوشبختی در کنار هم زندگی می کنند و از حقوق یکسان استفاده میکنند، و فرقی بین ملیت اصیل آمریکایی و مهاجر نیست .
از ویژگی های خوب شخصیتی این مردمان، قضاوت نکردن هست و این بسیار ارزشمند است، چون اساس زندگی آنها آزادی و شادی هست ، به نحوه زندگی و عقاید هم احترام می گذارند و بخاطر همین ویژگی خوب دارای اعتماد به نفس بالایی نیز هستن .
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان عالی خودم
وقتی که باورهای خوب بسازم
وقتی که به خدای خودم اعتماد کنم
زمانی که به او دل ببندم
زمانی که از او کمک بگیرم
او هم دستهای من را می گیرد و به راحتی و بدون هیچ دردسری من را به جلو می برد
وقتی که استاد توانسته است به این راحتی به موفقیت برسد
وقتی که من با تغییر باورهای خودم توانسته ام به موفقیت های اکنون خودم برسم
پس باز هم می توانم موفق بشوم
پس باز هم می توانم به جلو بروم
خوب
مراقب ورودی های خودم باشم
دل به دیدن زیبایی ها ببیندم
حال خودم را خوب نگه دارم
همیشه در تلاش و تکاپو باشم
بی شک من موفق خواهم بود
بی شک من مثل همیشه شاد و پیروز خواهم بود
این شادی و این احساس خوب واقعا من را به خواسته هایم می رساند
یک نکته
یک درس
هر چیزی که همگان می گویند دلیل بر درت بودن آن نیست
بلکه باید خودم در ابتدا آنرا ببینم و درک کنم و سپس آنرا یا قبول کنم و ی خیر
در نهایت همان برای من رخ می دهد که در ذهن و فکر خودم دارم
هر جور که دنیا را ببینم همان برای من رخ می دهد
خوب زیبا ببینم
با حال خوب ببینم
آنوقت من همیشه موفق خواهم بود
عمل کردن به این صحبت های استاد در این فایل وقعا زندگی همه ما را دگرگون خواهد کرد
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-مراقب ورودی های دریافت شده خود باشیم بسیاری از فیلم ها و سریال ها توهماتی را در قالب حقیقت به نمایش می گذارند که باعث شکل گیری باورهای منفی و نامناسب در مورد موضوعات مختلف می شود
-کمتر از یک درصد فیلم ها و سریالها واقعی هستند
-هدف ساخت فیلم ها و سریال ها کسب درآمد بیشتر است
-هرگز با دیدن فیلم ها و سریال ها در مورد فرهنگ یا کشورها اظهار نظر و قضاوت نکنیم
-افراد با یکدیگر متفاوت هستند و هرگز نمی توانیم یک خصوصیت مشترک را به ساکنان یک کشور نسبت دهیم
-از جمله تفاوت هایی که کشور آمریکا با سایر کشور ها دارد:
تنوع بسیار بالای آن است
بسیاری از افراد ساکن در آمریکا مهاجران هستند
به دلیل تنوع ،افراد ساکن در آمریکا به هیچ وجه در مورد نژاد یا ظاهر افراد را قضاوت یا سرزنش نمی کنند
وجود کسب و کارهای متنوع و زیاد باعث شده صاحبان کسب و کار بالاترین خدمات و کیفیت را به مشتریان عرضه کنند
با دریافت بازخورد منفی از مشتریان کسب و کار آنها به کلی نابود می شود
چون اغلب کسب و کارها تحت نظارت دولت نبوده و در بخش خصوصی فعالیت دارند به همین دلیل ملزم به ارایه بالاترین کیفیت ممکن برای کالاها و خدمات خود هستند
در آمریکا پرداختن به هر نوع شغل را افتخار می دانند فرزندان خود را مستقل بار آورده و از آنها حمایت نمی کنند
رقابت در کشور آمریکا برای ارایه ی محصولات و خدمات با کیفیت به شدت زیاد است
ازادی در کشور امریکا به معنای وجود بی قانونی نیست
در آمریکا قوانین بسیار سختگیرانه ای حکم فرماست و به همین دلیل شهروندان در تمام موارد عملکرد بهتری نسبت به سایر کشورها دارند
-غیبت کردن مانند این است که گوشت برادر مرده ی خود را بخوریم
-اگر به تهمت ها و غیبت ها بی توجه باشیم انها نمی توانند هیچ تاثیری چه مثبت یا منفی در ما باقی بگذارند
-هیچ گاه پشت سر دیگران غیبت نکرده پخش کننده ی ان نباشیم با افرادی که غیبت می کنند رفت و آمد نکنیم در زندگی دیگران تجسس نکرده و تمرکز خود را بر اهداف و تغییر باورهایمان قرار دهیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه با دیدن فیلم ها و سریال ها در مورد اعضای یک کشور نظر ندهیم آنها را قضاوت و سرزنش نکنیم
-یک خصوصیت را به تمام افراد ساکن در کشور نسبت ندهیم
-تفاوت و تنوع در ارا و عقاید اعضای کشور را بپذیریم
-کشور آمریکا به دلیل مهاجر پذیر بودن دادن آزادی به افراد در عین تصویب قوانین سختگیرانه نسبت به سایر کشورها برتری دارد
-مهاجر پذیر بودن کشور آمریکا باعث شده افراد با رنگ پوست متفاوت و از نزادهای مختلف مورد تحقیر یا سرزنش سایرین قرار نگیرند
-وجود قوانین سخت گیرانه باعث شده افراد به رعایت قوانین در تمام حوزه ها پایبند و متعهد باشند
-اینکه مشاغل دولتی وجود ندارد باعث شده صاحبان مشاغل کالاها و خدمات با کیفیت ارایه دهند
-رقابت و تنوع بالا در کشور امریکا باعث شده صاحبان مشاغل بدون داشتن ناظر کار خود را با کیفیت هر چه تمام تر انجام دهند
-بازخوردی که از مشتریان دریافت می شود ضمانتی برای ادامه یا عدم ادامه ی کسب و کار افراد است
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-پیش از دیدن سریال های زیبای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت ما هم بر مبنای فیلم ها و سریال های دیده شده مردم امریکا را بسیار خشن زورگو و مستبد … می دانستیم و به هیچ وجه فکر نمی کردیم این کشور تا این حد متعهد و پایبند به خانواده و قوانین باشند
با شعار توحیدی که حتی بر روی اسکناس های انها درج شده متوجه شدیم تا چه اندازه باورهای خوبی در مورد خداوند دارند
قوانینی که از استاد در دوره های مختلف اموختیم در زندگی مردم آمریکا کاملا مشهود است و به چشم می خورد
البته نباید به ساکنان هیچ کشوری به صورت صفر و یک نگاه کرد اما می توانیم به وضوح مشاهده کنیم ساکنان کشور امریکا با پایبند بودن به قوانین الهی عملکرد و نتایجی بسیار متفاوت از سایر کشورها کسب کرده اند که آنها را تبدیل به بهترین افراد و بهترین کشور در جهان کرده است
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
– این است که افراد را با ورودی های نادرست دریافت شده قضاوت نکنیم بدانیم همه ی افراد با یکدیگر متفاوت هستند نمی توانیم خصوصیتی به تمام ساکنان یک کشور نسبت دهیم حتی اعضای یک خانواده هم خصوصیات یکسان و مشخص ندارند و هر لحظه ممکن است تحت شرایطی تصمیم به تغییر بگیرند
رفتار مردم امریکا را به عنوان الگو برای خود قرار داده و به شیوه ی مناسب رفتار کنیم باورهای توحیدی در ذهن خود ایجاد کرده کار خود را با بالاترین کیفیت ممکن انجام دهیم منتظر نباشیم که شخصی به عنوان ناظر بر کسب و کار ما نظارت کند
با ارایه ی بهترین کالا و خدمات ممکن با دیگران رقابت کنیم
بر نکات مثبت هر کشور تمرکز کرده تا به تدریج به مکان بهتر از مکان فعلی خود مهاجرت کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوبم
این فایل کلا فایلی است برای الگوهای ذهنی که براحتی و به سادگی می توان به خواسته های خود رسید
چقدر تلوزیون و رسانه ها در شکل گیری الگوهای ذهنی برای ما بسیار نقش مهمی را ایفا می کنند
این نکته را باید توجه داشتم که در این فیلم ها هیچکدام از اینها واقعی نیست و ذهن من به دنبال الگوهای ساختگی و خیالی نباید برود
حال می فهمم که چقدر در گذشته من از این فیلم ها و سریال ها الهام می گرفتم و برای من الگوهایی بوده است
اما الان که این منطق را درک کردم باید به خودم این را متذکر بشوم که همیشه ورودی های ذهن خودم را کنترل کنم و مراقب باشم که چه می شنوم و چه می بینم
درس هایی عالی من از صحبت های استاد و دوستان یاد گرفتم
من تا امروز تصور دیگری از آمریکا و مردم آنجا داشتم اما اکنون با صحبت های استاد و تجربیات دوستان که می شنوم واقعا ذهنیت و تصورم نسبت به آمریکا تغییر کرده است
همچنین یاد گرفتم که اگر در ایران و در شهر و در خانواده من ممکن است بی قانونی و زشتی باشد در همه جای آمریکا و در کشورهای جهان هم وجود دارد اما اینجا نکته ای که وجود دارد این است که با چه دید و نگاهی به آن اتفاق و رفتار من نگاه می کنم
این باورهای من را می سازد
من وقتی با حس و حال خوب دنبال نکات مثبت و اتفاقات خوب باشم بی شک و ناگزیرا هم اتفاقات خوب برای من رخ خواهد داد
واقعا شنیدن این فایل های برای من و ذهن من عالی بود
ممنونم استاد عزیز
سپاس از خدای زیبای خودم
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
توی این فایل فوقالعاده، یاد گرفتم که ورودیهای زندگی، مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون میکاریم. وقتی ورودیهای محدودکننده باشن، باورهای محدودکننده شکل میگیرن و ما رو با اتفاقات و آدمهایی هممدار میکنن که انرژی منفی دارن.
اما وقتی آگاهانه ورودیهامون رو انتخاب کنیم، ذهنمون پر از باورهای قدرتمند میشه و کمکم با وجه مثبت و خوشایند آدمها و اتفاقات، هممدار میشیم. این یعنی کنترل زندگی دست خودمونه!
چقدر این گفتگو باعث شد به اهمیت ورودیهای ذهنیام فکر کنم و تصمیم بگیرم از این به بعد فقط ورودیهای مثبت و الهامبخش رو انتخاب کنم. این فایل مثل چراغ راه بود، حسابی انرژی گرفتم!
سلام به استاد بزرگوار
سلام به تمامی دوستان بزرگوارم در این بهشت الهی
یکی از اون چیزهایی که نگاه مارو شکل داده به دنیای اطراف مخصوصا جاهایی که نرفتیم، همین فیلم هستند. مخصوصا فیلم هایی هالیودی
این صحبت و این منطقی که استاد عزیز صحبت کردند، باعث شد یک موضوعی رو بررسی کنم. حالا من در مورد یک نگاه، صحبت می کنم، نگاه ثروتمند بودن یا پولدار بودن. خیلی وقته فیلم های ایرانی نمیبینم، فقط فیلم های انگلیسی برای تقویت زبان توی لبتابم داشتم که اونم با شنیدن این صحبت ها، همه رو شیفت دلیلت کردم.
حالا درمورد ذهنیت بد بودن پول و ثروت: فیلمی به نام بانوی کوچک که خارجی هم بود چند روز پیش توی تلویزیون پخش میشد، (کس دیگه ای میدید و من توی خونه میشنیدم فقط، البته برای دقایقی) توی همون چند دقیقه یک پیرزن پولدار بود که به نوه اش که فقیر بود، نگاه از بالا به پایین داشت و محبت نمی کرد و سرد بود و اینها! در کل این سبک ها فیلم ها و ایجاد این نگاه نسبت به ثروتمندان خیلی توی این سالهای زندگیمون شنیدیم یا دیدیم. مثل حشمت فردوس، یا توی سریال دردسرهای عظیم، ناخودآگاه این ذهیت منفی در مورد پول توی ذهنمون میسازن و متوجه شدم توی همین فیلم های زبان انگلیسی هم هست.
چرا من فیلم های انگلیسی نگاه می کردم؟ برای تقویت زبان و در نهایت برای رشد و پیشرفت دیگه! خب این فیلم ها ذهنیت منو اشتباه شکل میداد، یا نمیزاشت به پیشرفت برسم مثل سنگی سد راه بودند که مسیر را سخت و سرعت رو کند می کرد. این یکی از اون دلایلی بود که همه ی فیلم های انگلیسی ام رو شیفت دیلیت کردم.
چند وقت پیش مستند رونمایی از آخرین مدل ماشین ایلان ماسک رو میدیدم که نیم ساعت بود. هم جذاب بود، هم باورسازی داشت، هم انگلیسیم تقویت میشد. در کل مستند اختراعات، اکتشافات، موفقیت ها، حتی مستند حیوانات، کارتون های شعرگونه، تبلیغات انگلیسی حتی، تمام اینها به زبان انگلیسی.
و برای تغییر ذهنیتم در مورد افراد پولدار و ثروتمند، این چند روز دارم از نگاه پولدار یا دوربین پولداری و ثروتمندی افراد رو بررسی می کنم. وقتی شروع کردم اینطوری و از این لنز دوربین به افراد نگاه کنم و رفتارهاشون رو بررسی کنم، واقعا هاج و واج موندم. یعنی اصلا مقاومت ذهن تا چه حد؟! خداروشکر خیلی آدم های ثروتمند رو میشناختم، خداروشکر می کنم توی تجربه زندگیم هستند این افراد تا برای رشد و تغییر نگاهم ازشون استفاده کنم. باورتون نمیشه این افراد اینقدر خوش برخورد، مهمان نواز، بخشنده، مودب، friendly، خودمانی و… بودند که من هیچوقت به ذهنم نرسیده بود که این افراد برچسب ثروتمندی رو دارن! اصلا به ذهنم خطور نکرده بود. و زوم می کنم روی رفتارشون و تجربیاتی که از تک تک اونها داشتم و همزمان و آگاهانه یادآور میشم که این افراد پولدرا یا ثروتمند هستند. حتی سفربه دور امریکا رو دارم با این نگاه، میبینم. حتی به شخصیت مریم شایسته ی عزیز هم دارم با این نگاه، نگاه می کنم. تمام این افراد هم ثروتمند هستند و اینقدر طمانینه و آرامش و مهربانی و لطافت و سادگی و … ازشون میباره… و هی میرسم به هم راستا بودن پول و ثروت با خداوند!
استاد چقدر این منطقی که توضیح دادید برای دیدن سریال ها و فیلم ها عالی بود. باعث شد این سوال رو از خودم بپرسم:
همین سریال های سفربه دور امریکا و زندگی در بهشت رو مقایسه کنیم با یکی از بهترین سریال هایی توی ذهنمون داریم.
اگر هر دوسریال از شبکه های تی وی پخش بشه، طرفدار کدوم بیشتره؟ سریال های این سایت، حالا با اینکه اینهمه تجربه و اتفاقات جالب توش رخ میده، و در عین حال واقعیه!! تاکید می کنم زندگی واقعیه! آیا این دومستند به اندازه ای جذابیت و هیجان داره که مردم جامعه بشینن برای تماشای اونها؟ یا فیلم های هالیودی یا سریال های ایرانی؟؟ چقدر پرسیدن این سوال از خودم برای ذهنم منطقی می کنه واقعیت نبودن اون هارو.
در مورد منطق بعدی که توضیح دادید، چقدر چقدر چقدر عالی بود و ذهنیت منو کاملا باز کرد نسبت به تمام آدم های کشورهای دیگه! چون بارها و بارها شنیده بودم که امریکایی ها اصلا فلان جور هستند تا نمیدونم سوئیسی ها بهمان جور هستند! این منطق اینقدر عالی بود که از این به بعد هرچی مشنوم باید داخل این فرمول بزارم! همون جمله رو در مورد ایرانی ها به کارببرم، و از خودم بپرسم آیا میتونیم بگیم ایرانی ها (که منظور همه ی ایرانی ها هستش) اینطوری هستند؟ و جوابی که ذهنم میده: نه! هم اینطوری میشه باشه و هم اونطوری! پس اجازه ندم برچسب هایی به افراد کشورهای دیگه بدون آگاهی زده بشه.
این نگاه این رو دوباره و دوباره به من یادآوری می کنه که برای برخورد با آدم های مناسب این نیست که برم امریکا، وقتی توی همین کشور و همین شهر، مدار من تغییر کنه، ادم های هماهنگ با من وارد زندگیم می شن. و اگر نتونم در همین جایی که هستم در این زمنیه موفق عمل کنم، امریکا هم برم همین آش است و همین کاسه، چون اونجا هم کلی خوب و بد و تنوع است.
درمورد همین متنوع بودن و همه جور آدم در امریکا بودن: من اوایل که در برنامه ی هلوتاک بودم، یه مناسبت مذهبی برای مسلمانان میشد، مثل عید فطر، ماه رمضان، محرم و … چقدر ساکنین امریکا (که زبانشون هم انگلیسی بود) پست میزاشتن و تبریک یا تسلیت می گفتن و اولش خیلی برای من جای تعجب داشت، و الان با توضیحات استاد بهتر تونستم درک کنم و بفهمم که اونجا داستان از چه قراره!
درمورد خوب انجام دادن کارهاشون و منطق پشتش: استاد راسیتش این مدت با مستندهای این سایت، ما فقط از امریکا زیبایی و خوبی دیده بودیم (از نگاه دوربین شما که در مدار بالایی هستید) و یجورایی اونجارو و افرادش رو میدونستیم خوب هستن، چراشو نمیدونستیم، و این روزها با این فایل ها چقدر نگاه مارو باز می کنید. و بازهم اگر قراره روزی من در امریکا ساکن باشم باید بتونم همینجایی که هستم بهترین خودم رو ارائه بدم، اگه اینجا، توی ایران نتونم به اون لول level برسم، قطعا اونجا هم نمیتونم! پس خیال و وهم برمون نداره که ما اگه بریم امریکا خیلی پیشرفت می کنیم با موفق خواهیم شد، اگه اینجا سستی کنیم و برای بهترین بودن تلاش نکنیم، قطعا بین اونهمه کمپانی که در امریکا هست، جایگاهی نخواهیم داشت. و این سبک دیدگاه چقدر بهم آرامش میده برای حسرت نخوردن از نبودنم توی امریکا و چقدر آگاهم میکنه که برای رسیدن به اونجا باید همینجا بهترین بود و خداوند و جهان هدایتم میکنه به جاهای بهتر. و الان بهتر درک می کنیم دلیل موفقیت استاد رو! در هر موقعیتی بهترین خودشون رو ارائه دادند، مدام درحال بهبود و کسب مهارت در زمینه ی کاری خودشون بودند و طبق قوانین بی تغییر خداوند، به جایی هدایت شدند که همه ی کسب و کارها، همین مدلی هستند. وقتی آدم این چیزهارو متوجه میشه، دیگه فکر نمی کنه استاد شانس آورده، یا کسب و کار ایشون طوری بوده که موفق شده! نه! میفهمیم که هنوز بهترین خودمون رو ارائه ندادیم، و شروع کنیم بیشتر و بهینه تر کار کنیم، مهارتمون رو افزایش بدیم، فرصت هارو با کارهای بیهوده هدر ندیم، نعمتی به نام زمان که در اختیار داریم رو بهینه و در مسیر اهداف بگذرانیم.
درمورد حمایت پدرو مادرها از فرزندان: استاد این مسئله تا جایی که من دیدم و شنیدم یکی از بزرگترین و قوی ترین ترمزهای والدین هستش که اونهارو از نعمت فرزند محروم کرده. و این نگاه نازیبا و غیرالهی که پدرومادر حتی فکر می کنه سالها بعد چقدر باید جهیزیه بده یا عروسی بگیره به شدت از فرزندآوری جلوگیری کرده. من وقتی اومدم توی این مسیر و آگاهانه دارم زندگی می کنم چقدر تونستم نگاه های بهتری بسازم و پیش برم. ماه پیش وقتی توی قران آیه های مربوط به فرزند رو خوندم که گفته شده بود: فرزندان به عنوان یک نعمت هستند، به عنوان یاری رسان برای پدرومادر! وقتی این آیه هارو خوندم خیلی حسم به فرزند خوب شد، و دقیقا خلاف گفته های جامعه بود که میگن بچه دردسره و مسئولیت داره! یا ازطرف دیگه موافق این نبودم که از این زاویه به یاری رسان بودن فرزند توجه کنیم که فرداروزی ما پیربشیم بیاد به کمکمون! نه! وقتی چندین و چندتا مثال عینی بررسی کردم دیدم اعضای یک خانواده با اتصال قلبی در یک کسب و کار یاری رسان همدیگه هستند. همانطور که مریم شایسته ی عزیز چیزی فراتر از یک کارمند داره برای سایت زحمت میکشه و خودش هم لذت میبره، یا دختری به نام ناستیا که یوتیوبر هستش، یاری رسان خانواده اش شده برای کسب و درآمد!
و دیدم میشه فرزندمون رو از کودکی طوری تربیت کنیم که با هدف و برنامه باشه، همین نگاه نازیبا (همیشه حمایت کننده خواهیم بود)رو دروجودش جانندازیم، طوری پیش ببریم که حرکت کنه و هدف داشته باشه، دور و برم خیلی هستن بچه هایی که سن مدرسه هستند، و هدف خاصی ندارن، یا توگوشی هستند تا نهایت درسهای مدرسه یا خیلی دیگه زحمت بکشن یه کلاس خاص میرن. خیلی مهمه همین افکاری که خودمون توی این مسیر الهی یادمیگیرم به فرزندمون آموزش بدیم، اینکه میتونه بهترین باشه و نیازه فقط تمرین کنه، و هدایتش کنیم در مسیر علایقش حرکت کنه. میبینم پدرومادرهایی که هردو ساعت های زیادی، بیرون از خونه مشغول کار هستند، و فقط از نظر مالی بچه هاشون رو تامین می کنن، درحالیکه یکی از مهمترین کارهایی که باید انجام بدن اینه که بچه هاشونو سوق بدن و امیدوار کنن برای پیگیری علایقشون، یکی از دختران هشت ساله ی نزدیکانم به طراحی لباس علاقه داره، ولی اصلا پدرومادرش اون رو در این مسیر قرار ندادن. و والدینش به سختی کار می کنن تا بچه هاشون رو از نظر مالی تامین کنن. درحالیکه همون دختر می تونه از کودکی توی زمنیه ی مورد علاقه اش حرفه ای بشه و در سن نوجوانی یا جوانی درآمد خوبی داشته باشه! همین یک موضوع و همین یک زاویه ی نگاه چیزیه که در جامعه رواج داره و برای مایی که توی این مسیر هستیم متفاوته!
توی زندگی در بهشت هم دیدیم که مادر خانواده ی جیکاب، برای پسرشون که عاشق نجوم بود یه کتاب بزرگ بهش هدیه داده بود. چقدر زیبا اونا در مسیر علایقش حفظ کرده بود و به مرور که بزرگتر میشه بخاطر حرفه ای شدن توی نجوم و قانون مدارها و امید و انگیزه ای که والدین بهش میدن، نتیجه چیزی جز موفقیت نیست.
یا استاد یه کلیپی توی اینستا گذاشته بودید پسربچه ی دوستتون که فقط با دیدن کارتون انگلیسی یادگرفته بود، وقتی میشه از کودکی بدون دردسرکلاس زبان، فقط از روش راحت (با کارتون و شعر) انگلیسی یادبگیره، چرا اینکارو نکنیم؟! یعنی تا قبل سن مدرسه حدودا، جوری برنامه بچینیم که فقط کارتون های انگلیسی در دسترسش باشه نه شبکه های تلویزیون فارسی! اون وقت چقدر از فرصتش استفاده شده اون بچه؟! چقدر عمرش خوب سپری شده و فقط جلوی تی وی یا بازی با گوشی یا بازی توی کوچه و خیابون هدر نرفته! چقدر جلو افتاده! چقدر مهارت کسب کرده! و چقدر همین مهارت کمکش میکنه برای رشدهای بیشتر!
خداوند نعمتی به نام خانواده و محبت بین اعضای خانواده رو قرارداده برای آرامش قلب هامون و شادی بیشتر و پیشرفت بیشتر، نه عذاب الهی که!!!
به امید درک آگاهی های بهتر و الهی تر
خداوندا مارا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آن ها نعمت دادی
سلام استاد ِ جان!
درود های فراوان به شما باد عزیزدلم!
من توی تولد امسالم دو هفته خودم رو به یک سفر در جوار آموزه های شما به یک اقامتگاه سنتی خیلی زیبا در بهترین زمان و مکان دعوت کردم و در اون سیر انفس(درون) که با سیر آفاق(بیرون) برای خودم تدارک دیدم، هدیه ی اصلیم به خودم گوش دادن تمام فایلهای دانلودی و دوره هایی که از شما عزیزدل دارم، شد.
گرچه سالهاست افتخار شاگردی شما رو دارم و نتایج خیلی عزیزی از نور هدایتگر آگاهی های اصیلی که شما به جانم تزریق کردید دیدم، ولی خب به صورت خیلی جدی تر
از 29 اردیبهشت تا الان مثل یک شاگرد کلاس اول ابتدایی روزم رو با نشانه ی هدایتگر و آموزه های شما شروع و در خلال کارهای روزانه حتی چند دقیقه وقت آزاد خودم رو صرف گوش دادن آموزه های شما میکنم، و نهایتا روزم رو با نور این آگاهی ها به پایان میرسونم.
امروز هم این قسمت بسیار جذاب رو دیدم و خیلی لذت بردم، و برام خیلی جالب بود که در طی این مدت ناخودآگاه دارم مکالمه به زبان انگلیسی رو تمرین میکنم با اینکه اصلا دلیلش هم نمیدونم ولی یک جریان درونی در من شکل گرفته، که قطعا با مداومت بر گوش دادن، نوشتن، و مدام و مدام
در جهت آگاهی های جدید بارگزاری شده در ضمیر ناخودآگاهم در بهترین کانالها هدایت خواهم شد.
تنها وظیفه ی کنونی خودم رو شاگردی کردن صفر تا صد و تعهد کامل به شما میدونم و در مابقی ماجرا، خودم رو مثل یک قایق در تسلیم ترین حالت آرامش و سکون میبینم که جریان هدایت الهی منو میبره به هر جا دلش خواست و به هر جا برد یقینا ساحل همونجاست.
ارادتمند وجود عزیز شما و روح پر فروغتون هستم.
سلام استاد عزیزم و مریم جان!
خدا کنه همیشه خوشحال و آرام باشید.
من پیش آشنایی با شما و سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت ، فکر می کردم نه تنها مردم امریکا بلکه اروپایی ها نیز کافرند و اصلا خدارا قبول ندارند واون های هم که وجود خدارا قبول دارند میگن عیسی پسر خداست وخلاصه همه کافرند، حتی در یکی از سریال های زنده گی در بهشت خانواده ای که مهمان شما شده بودند وقتی دیدم اسم یکی از پسر های شان یوسف است تعجب کردم از اینکه اسم یکی از پیامبر هارا روی پسر شان گذاشته بودند این مورد زاویه نگاهم را به نحوی تغییر داد راجب شان. در کنار این موضوع از اقوامم خانواده هم شنیده بودم که خارجی ها از ازدواج و دوستی و مهربانی بین زوجین بویی نمیبرند و نمیهمن این جور مسایل را و اصلا مرد های خارجی به زن اهمیتی نمیدن و مثل حیوان باهاش رفتار می کنن یا واضح تر بگم فقط استفاده جنسی می کنن و تمام و هیچ ازدواجی نیست که مدت درازی زوجین باهم باشن یکی دو سال و یا سه سال پس از ازدواج باهم میمانن و بعدا از هم جدا میشن و باز وارد یک رابطه نامشروع میشن ، و از خانواده ، اقوام ، محیط دانشگاه و تلویزیون و جامعه شنیده بودم که آنها بیشتر رابطه نامشروع را دوست دارند تا یک ازدواج مشروع. و از سوی در بعضی سریال ها میدیدم که دختره از دواج نکرده دو و یا سه بچه داره و تازه کسی که این بچه ها مال اون است از دختره دور شده و غرق در خوش گذرانی خود است و بهای اصلا به دختر قایل نیست. عده ای از اساتید دینی دانشگاه مان میگفتن اگر به خارج ( منظورم امریکا و اروپا است) بری به زور وادارت می کنن تا حجابت را دور بیندازی و از سوی وقتی ببینن که سرت لوچ است و یا لباس مناسبی که درحجاب است نداری خوش حال میشن با خود میگن ببین این هارا چه جوری مثل خود کافر کردیم و بدین شکل کیلو کیلو گوشت میگرن، از یکی از خانواده های فامیل مان که اکنون در شهر تگزاس زندگی میکنه شنیدیم که میگفتن شب ها بخصوص در شهر تگزاس امریکا آفریقایی های شراب خور از 11 شب به اون طرف میگردن و شراب می خورن اگر خانم یا خواهر و مادرت را در این موقع شب بیرون کنی حمله جنسی میکنن به آنها و حتی چون من افغانی هستم استاد و چند سال هم که امریکا در این جا بود، میگفتن امریکایی ها این جا هستند تا شمارا از دین تان بگردانند و ذخایر معدنی شما را به غارت ببرند . و لی از وقتی من این سریال هارا دیدم ، نوع نگاهم راجع به امریکایی ها تغییر کرده بخصوص مساله حجاب که حتی من در یکی از فایل های تان که سر مزرعه توت فرنگی رفته بودید دیدم اونجا هم خانم های محجب بودند و هم غیر محجب دیدم اصلا کسی به حجاب کسی کاری نداره چقدر خوش و خندان هر کی مشغول چیدن توت فرنگی است. نکته دیگری که توجه هم را به خود مشغول کرده از دیدن سریال ها سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت اینه که مردم وقتی تفریح میکنن واقعا خود شانند وقتی شما دور بین را به سمت شان می برید چقدر با یک رفتار خوب و مهربانانه دست شان را تکان میدن و جلو دور بین ادا بازی در نمیارن که این دور بین است و بیا خودمو جم و جور کنم و چقدر این مردم شادند!!!! در صورتیکه از خانواده بخصوص بعضی از اساتید دینی دانشگاهم مکرر شنیده بودم که میگفتن خارجی ها اصلا آرامش ندارند و همش خود کشی میکنن چون زندگی برای شان معنایی نداره و باز از خانواده و اقوامم این را هم شنیده بودم که اگر تو میبینی خارجی ها این قدر کشور های شان آبادی داره و ثروتمند اند به خاطر اینه که خدا گفته این دنیا مال شماست و لی اون دنیا جایی شما جهنم است و خدا گفته مسلمان ها این دنیای شان پر از رنج است و غم است و آن دنیا جایی شان بهشت ولی از وقتی در پی شناخت خدا قرآن را عمیقا مطالعه کردم و سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا را دیدم ، در ذهنم این معادله یی ساختگی به هم خورد، استاد اگر من امروز در این جایگاهم و این طرز دید جدید را نسبت به خدا و جهان دارم از وجود با ارزش و پاک شماست از همین راه دور دست تان را می بوسم و خوشی های هر دو دنیا را برای شما و مریم جان خواهانم.
سلام و عرض ادب به استاد عملگرا و دوست داشتنیم، و خانم شایسته ی جسور و بینظیرم، چقدر از دیدن این فایل لذت بردم، استاد جونم چقدر این جنس منطقی کردن شما رو دوس دارم، منطق منطق منطق، همون چهارحرفی عزیزی که عجیب حریف نجواهای ذهنمونه! یعنی قشنگ ذهن چموش رو به زانو در میاره! استاد جونم چقدر پشت نگرش هاتون عمله، چقدر منطقی ساده سازی کردین، چقدر به جای اینکه بت بسازین، تسهیل کردین رابطه ی علت و معلولی تفاوت نتایج آمریکارو..
استاد جونم مرسی که واژه ی آزادی رو جانانه بازش کردین! چقدر این قوانین اخذ شده، کمک کرده به گسترش زیبایی ها و همینطور گسترش جهان..
استادجونم این نگرش که کار کردن عار نیست، عجیب به دل من نشست، خدا میدونه که چقدر آدم ها به خاطر قضاوت های دیگران به خودشون درد و روز به روز ضعیف تر شدن تحمیل کردن که نگو و نپرس..
استاد جونم اینکه هرکسی کارش رو به بهترین شکل انجام میده، مثل همون هدایت به مسیر درستی و راستی و پاکی هست که میشه سرشار از رحمت و برکت..
استادجونم عاشق این لبخند پر مهر نشسته روی صورتتونم که پشتش نه ادا و اصوله، نه نقاب، پشتش توحید، پشتش عمله، پشتش عشقه..
مررررسی برا این فایل توحیدی، مرررسی برای عشق جاری توی این فایل، مرررررسی برا نگاه پرمهرتون، مرسی برای وجود ارزشمندتون، خییییییلی دوستون دارم، هزاران بار سپاس،سپاس، سپاس