تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 5 (به ترتیب امتیاز)
موضوع این قسمت: خطر «بی ارزش جلوه دادن نعمتهای دیگران»
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- پیش فرض های اشتباه را می توان با اطلاعات درست و منطقی تغییر داد؛
- همانطور که پیش فرضهای مثبت زندگی را سخت می کند، پیش فرض های مثبت، باعث تحول زندگی می شود؛
- پیش فرض های مثبت، باور به امکان پذیر بودن را در ذهن پرورش می دهد؛
- پیش فرض های مثبت، بوسیله تمرکز بر وجه مثبت اتفاقات، آدمها و شرایط، ساخته می شوند؛
- وقتی خواسته ای برای ذهن ناممکن به نظر برسد، ذهن شروع به تخریب و بد جلوه دادن آن خواسته می کند؛
- به جای بی ارزش جلوه دادنِ آنچه دیگران دارند و تو نداری، باورهای محدود کننده ات را درباره آن نعمت ها تغییر بده؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 5282MB30 دقیقه
- فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 529MB30 دقیقه













سلام روزتون پر از شادی و معجزات زیبای خداوند
سوال اینجاست که استاد عباسمنش خودشون مربی و مدرس کنترل ذهن هستند کارشون اینه پس طبیعیه ک هروز روی ذهنشون کار کنن و ازین کار خسته نشن و از صبح تا شب روتینشون این باشه ولی برای ادمهای معمولی چی ک مثلا کار و حرفه شون چیزه دیگه ای هستش قطعا کسی ک مثلامربی شنا هستش هروز داره با این ورزش کار میکنه و هروز براش این موضوع تکرار میشه مثل استاد عباسمنش
برای ادمای معمولی نسخه چیه ک ازین فضا دور نشن این خیلی مهمه و تفاوت ادمهایی مثل ما و کسانی ک استاد انجام کاری هستند و هروز دارن انجامش میدن
لطفا راهنمایی کنید
سلام به استاد عباسمنش عزیز خانم مریم شایسته عزیز و تمامی دوستان گل این سایت که از انرژی تک تکتون چقد میشه استفاده کرد با اینکه به نظرم مردم ایران چقد احساسات قشنگی دارن و خدا خیر بده به استاد عباسمنش که همچین شرایطی رو فراهم کردن که بشه تبادل انرژی های مثبت و ترویج افکار مثبت بشه ⚘ من
از سریال زندگی در بهشت اینو فهمیدم که چقد راحت میشه پول دراورد چقد خوب میشه زندگی کرد چقد راحت و فراون میشه هر چیزی که رو راحت خرید هرچیزی رو راحت خورد بدون اینکه بیخایم حتی لحظه ای به پولش فکر کنیم که آی کم نباشه آی بی پول نشم و هزاران فکر بدرد نخور ینی اینکه استاد خب هرجا میخاد میره چقد لباس خریده بودن از تو RV در آوردن که حتی یادش نبود خریده و خیلی وسیله و لوازم دیگه آی که همیشه هر چیزی که لازم داشت ولو اینکه شاید چند بار میخواست استفاده کنه ینی چقد فراونی موج میزنه از محیط عالی از ادمای در صلحن با خودشون از ماشینای قیمتی و مدل به مدل از غذاهای مختلف که هرچقدر بخوری باز مدلای جدید هست برا تنوع از قوانین خوب اون کشور، از روابطی که آزاده هرکس هرطور خواست راه بره از اون قایقا از اون دریا که وصله به اقیانوس وای خدا چقد فراونی چقد زیاد چقد همه چیز زیاده و فراونه هرچی میشمری تموم نمیشه و لحظه به لحظه زیاد میشه خدایا چقد بی نهایت از همه چی وجود داره چقد لحظه به لحظه از به تعدادش افزوده میشه خدایا شکرت من قبلا نمیدونستم که تو ایران یا فارسی زبون باشن اینقد با انرژی و با فکرای قشنگ هستن که میشه با هاشون درباره چیزای خوب حرف زد و تفکرات مثبت و سالم جابه جا بشه بابت اینهم خدایا شکرت و ممنون از استادعباسمنش و خانم شایسته چقد خوب تفریحات سالم میکنن بدون نیاز به فکر به وقت و زمان و پول خدایا شکرت چقد همه چی تمیزه حتی خیابونا جاده ها نماهای خونه ها درختا پارکا چقد تمیز و مرتب وای خدایا چی بوده تا حالا فکر میکردم چقد زیباس طراحی این شهر چقد بزرگه همه خونه ها و باغها استاد عزیز و خانم شایسته خدا پشت پناهتون ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
به نام خدا
سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همهی دوستان عزیزم.
در مورد ذهنم که باور نداشتم به یک سری چیز ها بریم برسم و می گفتم بده میخواستم صحبت کنم.اولیش ترک سیگاره که ی جورایی باور نداشتم بهش برسم و می گفتم حالا مشکلی نداره من به موفقیت میرسم و ورزش هم میکنم گوشش یکی دو نخ سیگار هم میکشم یا در مورد دختر ها که من با دختری زیاد ارتباط بر قرار نکردم و وقتی کسی می پرسید یا با خودم که صحبت میکردم می گفتم که فایده نداره و همش خرجه و چرا باید وقتم رو تلف کنم در صورتی که خودم جرعت نداشتم برم جلو و بدم هم نمیاد که با دختری دوست باشم .برای کارم هم باید ی درخواستی کنم که به پیش رفتم کمک میکنه (البته تا نصفه های راهش رفتم و عمل کردم به الهامی که بهم شد و مقداری از نتیجشو دیدم ) اما می گفتم این موقعیت چندان فرقی ندارد با اون جایی که میخوام باشم و… درصورتی که به خاطر ترسم هست که حرکت نمی کردم و ترس از این که در یک موقعیت جدید وارد بشم.
ممنون که کامنت من رو خوندید . در پناه الله یکتا دوستون دارم😘😘
سلام بر استاد عزیز
اول اینکه شعارهای آمریکا با چنان آهنگ و ترانه ای میساختن که الآنم تو ذهنم زمزمه میشه و البته که هنوزم خیلی جاها گفته میشه. اخیرا ذهنیتی برام به وجود اومده بود که این مسیر و شعارها فریب برنامه ریزی شده قبلی از طریق مذهب بوده ولی اکنون که با قانون نگاه میکنم میگم مدارمون در این سطح بوده اگرم برنامه ریزی باشه مدار ما اینو میطلبیده و هر کی بخواد شرایطش رو میتونه تغییر بده .
واقعیت اون اوایل که پارادیس رو دیدم ذهنم نجوا میکرد که فتوشاپه ، نه بخاطر اینکه نمیشه داشته باشید بلکه بخاطر باور یا ذهنیت عدم اعتماد به آدما بود که گول میزنن اونم از باور تاثیر عوامل بیرونی بخصوص آدمها در زندگی ، کار م …. بود . تا بعدها که غرق در پارادیس ، فلوریدا ، تمپا و باورها …. شدم که کلا تا الان یادم رفته بود چنین فکری به سرم زده بود که با گفته شما بخاطرم رسید.
در مورد خراب کردن خواسته بخاطر سرپوش گذاشتن به باور منفی عدم توانایی تو داشتن خواسته هم مثال های زیادی دارم
و اینکه یه روزی بشه علاوه بر بودن در مدار شنیدن و دیدن آزادی مکانی زمانی مالی ، در مدار داشتنشون هم قرار بگیریم . راستی استاد فاصله دو مدار دیدن و داشتن چقدره؟🤔😊
سپاسگزارم❤️❤️❤️