این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی دوره هم جهت با خداوند استارت خورد،هرچقدر جلوتر میرفتم
و شما درمورد سپاسگزار بودن صحبت میکردین برای کوچیکترین نعمت یا بدیهی ترین نعمت میگفتین
من یاد حرفهای رزا جان میوفتادم
قشنگ یادمه میگفتم وقتی رزا جان برا سیب تو یخچالش سپاسگزاری میکنه
باید به اون همه نعمت دسترسی پیدا کنه
متوجه میشدم دلیل موفقیت های رزا جان رو
——————————————
در مورد سوالات این بخش
قبل از تغییر کجا بودی؟ یادمه قبل از آشنایی با استاد اصلا زندگی خوبی نداشتم،همیشه رو به خدا میکردم میگفتم ینی منو آفریدی تا سرویس بدم و بچه بدنیا بیارم،بدشم بیوفتم بمیرم!
آرزو ها وهدف هایی که فکر میکنم باید با خودم به گور ببرم و هیچ وقت نمیتونم بهشون برسم
چون همسرم اجازه نمیده
چون من شرایط رو ندارم
هیچ دوست وآشنایان نداشتم
ترسها بی نهایت بودن
حتی نمیتونم با خدا صحبت کنم
جرقه:کدام فایل استاد باعث شروع تغییرات شد؟
فایل فقط روی خدا حساب کن و فایلهای توحید عملی بودن
اولین اقدام کوچک عملی چی بود؟ خریدن قدم اول 12 قدم
فرایند تکاملی:شکر گذاری بود و نوشتن ستاره قطبی
چالش و غلبه:کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟
بارها شده تو این مدتی که تو این مسیر بودم دلسرد شدم،خسته شدم،آموزش ها رو متوقف کردم چون اون چیزی که از استاد میشنیدم خیلی زیاد فرق داشت با اون چیزی که در اطرافم شنیده بودم و باور کرده بودم
اما وقتی نتایج بچه ها رو میخوندم دوباره انگیزه میگرفتم،یا بارها شده شما یه فایلی رو تو سایت گذاشتین و حرفهایی زدین که باعث شد برگردم به مسیر
نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد
رابطه ام با همسرم خیلی تغییر کرده
از نظر مالی منی که قبلا لنگ یه شارژ 2 تومنی بودم
الان به لطف خدا به اندازه نیازم پول تو کارتم هست
یا به طرز جادوئی چیزی که بخوام خداوند از بی نهایت دستانش بهم میرسونه
از همه مهم ترمنی که نمی تونستم با خدا حرف بزنم، همش احساس گناه داشتم،نمازم رو میخوندم و سریع سجاده رو جم میکردم و میرفتم دنبال کارهام
کلام معروف شما که به خدا میگید من نمیدونم را الان خیلی بهتر متوجه شدم
برای یه کاری خیلی شک داشتم که انجامش بدم یا نه نشانه امروز رو زدم یکی از قسمتها اومد که شما وسط روخونه بنزین تموم کردید و یه امریکایی بهتون کمک کرد
و یکی از دوستان نوشته بود به در راه ماندگان و یتیمان و ..کمک کنید
از اون روز میگم خدایا خودت گفتی من نمیدونم کی دراه مانده است کی عاجز هست از حل فلان مشکلش خودت اون ادم را به سمت من هدایت کن من نمیتونم دنیال اون ادم بگردم
نه به حالت طلبکاری و نه به حالت عجز به یه حالت دوستانه ازش خواستم خودش انسانهای مناسب را بیاره از ته دل به این نتیجه رسیدم که ناتوانم و خودش همیشه لطف داره الان هم لطف کنه
اون لحظه که رزا رفت سمت رستوران صد در صد نمیدونست که کارگر میخاند ولی رفت ای ول به این دختر خیلی کارش درسته
استاد اینکه بخام بگم تغیر از کجا شروع شد شاید برام سخت باشه ولی با شنیدن هر فایل از شما یه کم تو اون زمینه تغیر میکردم مثلا از لحاظ ثروت با روانشناسی ثروت که انصافا مباحثی که شنیدم اولین بار بود چون همه میگفتند با قناعت میشه به ثروت رسید اصلا حال اون روزهای من قابل وصف نیست بخدا استاد میپریدم بالا بعد میومدم ریز میشدم تو رفتار و گفتار افراد و بعد نتیجه گیری میکردم که البته این کارم خیلی درست نبود و الان دیگه انجامش نمیدم
پله پله تغیر کردم خودم هم نفهمیدم چی شد
با هر دوره یه جنبه از زندگی
دوره هم جهت با خدا که بینظیر بود و من را تبدیل کرد به ادم شکر گزار قلبی و الان یه ظرف شفاف بزرگ برداشتم فقط مینویسم میندازم توی ظرف امروز نوشتم خدایا شکرت دخترم توان مدرسه رفتن و یاد گیری داره
وقتی هدایت شدم به سایت ، یک فرد عصبی و زود رنج و حساس به شدت عجول بودم .
ماهای اول من فقط فایلهای رایگان گوش میکردم و درک درستی هم از قانون نداشتم .
به شدت عجله داشتم زود به همه چیز برسم و شرایطم را در تمام جنبه ها درست کنم . من درک درستی از قانون تکامل نداشتم.
گوش کردن فایل باعث شد تا کمی مقاومتهای ذهنی من شکسته بشه. تا جایی پیش رفت که استاد دوره 12 قدم را روی سایت گذاشت و من شروع به تهیه این دوره کردم و اولین دوره بود که به شکل آنلاین با استاد پیش میرفتم .
اول دوره شروع کردم به نوشتن شرایطم و چکاپ فرکانسی .
دوره که تمام شد ، وقتی اومدم چکاپ فرکانسی که نوشته بودم را بخونم ، تازه متوجه شدم که چقدر من تغییر کردم ولی چون آروم آروم بود اصلاً متوجه این روند تکاملی رشد خودم نشدم البته این هم بگم که من فقط با کمی عمل کردن به دوره ها تونستم رشد خوبی داشته باشم . این روند رشد ادامه داشت تا اینکه روی دوره کشف قوانین زندگی کارکردم و در این دوره بود که فهمیدم ترمز بزرگ من ، شرک هست . شروع کردم برای خودم اهرم رنج و لذت در این زمینه درست کردم و کار کردم و نتیجه های خوبی وارد زندگیم شده ولی هنوز این پاشنه آشیل جای کار داشت .
من در دوره کشف قوانین تمرین انجام دادن را یاد گرفتم . و تازه اونجا بود که حرف استاد را درک کردم که انجام تمرین خیلی مهمه .
با معرفی دوره قانون سلامتی ، من سریع همون روزهای اول تهیه کردم و وارد دوره شدم چون یکی از تضادهای زندگی من مسائل جسمانی و اضافه وزن بود . من همیشه خواب آلود و کسل و بی حوصله و عصبی بودم و زود از کوره در میرفتم و یکی از مواردی که زیاد متعهدنبودم به انجام تمرینات دوره ها همین بود .هر زمان سراغ خووندن کامنتها میرفتم با اولین کامنت خوابم میگرفت و نوشتن کامنت خیلی برام سخت بود .
من برای دوره قانون سلامتی آماده بودم چون از دو سال قبلش شروع کرده بودم به رژیم گرفتن ولی خوب نتیجه قابل قبولی دستم نگرفت . من از همون روزهای اول متعهدانه شروع کردم به سبک قانون سلامتی زندگی کردن . نتیجه اینکه من در عرض 4 ماه به چیزی که میخواستم رسیدم . از همه مهمتر جسم من آنقدر سالم و پر انرژی شده بود که تازه اونجا فهمیدم که چقدر این جسم بیمار من
اجازه نمیداد که من زمان بیشتری برای این سایت و دوره ها بزارم از همه مهمتر اینکه من برای اولین بار بود که یه دوره از استاد تهیه کرده بودم و با تعهد انجام دادم و نتیجه دستم بود و این اتفاق در من خودباوری ایجاد کرد که من میتوانم. من توانایی خلق زندگیم دارم و اینجا نقطه عطف زندگی من از عمل به قانون بود . الهی صدهزار مرتبه شکر.
بااین شرایط خوب جسمانی وقتی سراغ دوره احساس لیاقت رفتم از روز اول نشستم پای جلسات دوره و انجام تمرینات و من دفترها نوشتم از این دوره و چقدر خودم را شناختم
استاد این دوره زندگی منو زیرو رو کرد.
من به چنان آگاهی از شخصیت خودم رسیدم و روی این شخصیت کار کردم که رفتار جهان با من دگرگون شد .
هنوز دارم روی این دوره ارزشمند کار میکنم .
من روی دوره های ثروت کار کردم ولی نتایج مالی من در دوره احساس لیاقت خیلی شگفت انگیز بود .
در این دوره وقتی داشتم روی خود باوری و توانمندی های درونیم کار میکردم من هدایت شدم به مسیر علاقه ولی ولی ،
جسارت حرکت نداشتم .
شهامت اقدام نداشتم .
من ایمانم هنوز ضعیف بود در برابر نجواهای ذهنی .
تا اینکه وارد دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند شدم و با جلسه مراقبه فراوانی ، سدهای ذهنی من شکسته شد و توکل کردم و خودم سپردم به جریان خداوند و اقدام کردم.
اقدام عملی در مسیر علاقم .
نمیدونید چقدر نشانه دیدم . خداوند از هر روشی استفاده کرد که به من حالی کنه بابا حرکت کن نترس من کنارتم .
چه افرادی که به من کلامی میگفتن که چقدر در فلان چیز عالی هستی . خدا داشت با من حرف میزد، الهام شروع کن .
وهنوز هم نشانه ها ادامه داره .
یکی از نتایج فوق العاده این دوره ، وارد شدن به مسیر عشق و علاقه ام است و الان تو مسیر یادگیری و کسب تجربه و رشد تکاملی ام هستم مهم اینکه شروع کردم و ایمان دارم خدا وند به شجاعان پاداش میدهد.
این روزها دوباره با خودم پیمان بستم . پیمانی عاشقانه که پای عهدم قرص و محکم بایستم و ادامه بدم این مسیر عشق و خودسازی را .
این مسیر پروانه شدن را.
استاد عزیزم از شما سپاسگزارم . در کلام جاری نمیشه قدر دانی کنم انشاله دیدار شما در بهترین زمان و مکان و با نتایج عالی شما و خانم شایسته را در آغوش بگیرم .
خانم شایسته جانم سپاسگزار شما هستم برای تمام قدمهایی که با عشق برای ما برمیدارید. به امید دیدار شما در کنار استاد عزیزم .
دوستان هم فرکانسی ام سپاسگزار شما هستم برای ثبت کامنتهای خوبتون .
خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .
خدای ثروتمندم من هرآنجه دارم از آن توست و تو از فضل و عشق بی نهایتت به من میبخشی .
سپاسگزارتم که یکبار دیگه کمکم میکنی برای نوشتن .
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم .
خداقوت
من قبل از آشنایی با استاد و تغییر ، در دنیایی از جهل و نادانی و شرک زندگی میکردم و اصلا از این قوانین خبر نداشتم و خدای خوشگلم بخاطر اون همه ورودیای داغون یک خدای وحشتناک و خشمگین و انتقام گیرنده بود که همش میخواست ازم امتحان بگیره و همش منو عذاب بده و منتظر اشتباهاتم بود که بزنه خورد و خاکشیرم کنه و من پُر بودم از ترس ، وابستگی ، شرک ، احساس گناه و احساس قربانی بودن و قربانی شدن و اون زندگی و شرایط رو پذیرفته بودم و خودمو مستحق میدیدم و میگفتم که حق من همینه و من محکومم به این زندگی .
یادمه که به شدت داغون بودم و با تمام وجودم از خدا خواستم بهم رحم کنه و اصلا یادم نیست که چطوری کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن به دستم رسید و من شروع کردم به انجام دادنش بعد با یه نفر آشنا شدم که انگار تنها ماموریت زندگیش این بود که منو با استاد آشنا کنه و اون تو تلگرام برام فایلای استاد رو میفرستاد و من تشنه بودم و بازم میخواستم که اون رفت و من تو تلگرام فایل استاد (فقط روی خدا حساب کن) رو شنیدم و من عاشق اون فایل شدم و بارها و بارها و بارها گوش میدادمش و کم کم از تلگرام دوره های استاد رو خریدم که وقتی سایت رو پیدا کردم اونارو پاک کردم .
شکرگزاری میکردم ، خودم رو سرگرم کار میکردم ، در طول روز بارهااا فایل (فقط روی خداحساب باز کن) رو گوش میدادم ، از فامیل خیلی زیاد فاصله گرفتم جوری که اصلا مراسم و دورهمی ها رو شرکت نمیکردم .
فایلای استاد تو تلگرام رو گوش میدادم ، خواسته هام رو مینوشتم ، این عبارت تاکیدی رو که از تو فایلای استاد شنیده بودم و حسابی به دلم نشسته بود رو بارها و بارها با خودم تکرار میکردم :” خدای عزیزم من آماده هستم ، من مهیا هستم ، من اجازه میدهم ، من قلبمو باز کردم تا تو منو هدایت کنی به راه راست ، به مسیر درست ، به مسیر ثروت و نعمت و برکت و سلامتی و عشق و حال خوب .”
تو مسیر زندگی و طلاقم به بن بست رسیده بودم و تو کارمم با چالش روبرو بودم و میفهمیدم که دارم تو مسیری میرم که تهش نابودیه و من درمانده و ناامید ازش درخواست کمک کردم و اون یکی یکی گره هارو باز میکرد ، منو وارد رابطه ای که الان هنوزم توش هستم کرد و یک آدم درست رو سرراهم قرارداد ، هدایت شدم به یک محیط کاری بهتر و پاداش اون تغییرات تو شخصیتم دوره 12قدم استاد بود به صورت درست و قانونی .
با اینکه من حتی یک درصد هم به گفته های استاد عمل نکردم اما نتایج برای من عالی بود .
وارد یک رابطه درست و سالم و عاشقانه شدم .
پارتنرم با من هم مسیر شد .
آدمای نادرست اطرافم حذف شدن .
هدایت شدم به محیط کاری سالم .
از نظر سلامتی سردردا و زیر سِرُم رفتنا تموم شدن .
از لحاظ مالی هم کلی رشد کردم و پول ساختم .
اما بعدش که از مسیر دور شدم نتایج هم خیلی کمرنگ شدن ، البته من هیچ وقت ارتباطم رو با سایت قطع نکردم و فایلا رو گوش میدادم و میدم اما اعتراف میکنم که تو عمل کردن بسیاااار ضعیف هستم .
خدای عزیزم سپاسگزارتم که اجازه دادی تا دوبار بنویسم و این کمالگرایی و مهم بودن نظر دیگران رو داری برام کم رنگ میکنی .
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
ردپای جلسه دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر
چی بگم
اصلا از کجا بگم
چطوری باید احساسی که الان دارم رو بیان کنم نمیدونم
این خود خدا بود که داشت از زبان رزای عزیز با من صحبت میکرد
این خود خدا بود
این کلام الله بود
شاید باورتون نشه ولی الان ساعت 00:05 من تهران توی خوابگاه هستم و روی تختم نشستم و دارم ابن کامنت رو مینویسم و دقیقا شرایطم مثل زمانی هست که رزای عزیز داشته
من 7 ماهه که به تهران مهاجرت کردم و از نگهبانی شروع کردم وقتی میخواستم مهاجرت کنم مغازه لباس فروشی داشتم و تمام اون رو جمع کردم و برای همه جای تعجب داشت که این خوشی زده زیر دلش و داره اینکار رو میکنه اما من هدف داشتم.
اومدم تهران و از نگهبانی شروع کردم و 4 ماه نگهبان بودم و بعد عرصه داشت برام تنگ میشد و نگهبانی ام کاری ام نبود که من براش اومده باشم تهران بهم الهام شد که استفا بدم و بیام بیرون با اینکه نمیدونستم چه کاری باید بکنم.
استفا دادم و اومدم بیرون و اومدم دنبال کار از اونجایی که علاقم به مدلینگ و لباس هست گفتم برم توی یک لباس فروش کار کنم
چند تا آگهی از سایت دیوار پیدا کردم و شروع کردم به زنگ زدن که یکی گفت بیا مصاحبه رفتم مصاحبه گفت قبوله از فردا بیا من خوشحال اومدم بیرون و داشتم میرفتم که برم یک خوابگاه اون نزدیک میدا کنم توی راه بودم که اون بنده خدا زنگ زد گفت کنسله شما نیا برو دنبال یه کار دیگه قعط که کرد گفتم اشکال نداره حتما خدا یک کار بهتر برام سراغ داره
یک آگهی دیگه زنگ زدم گفت بیا مصاحبه رفتم اونجا دیدم شال فروشیه و بدرد من نمیخوره اومدم دم در پاساژ نشستم اومدم سایت دیوار و دنبال آگهی کار که یک آگهی که قبلا ندیده بودم رو پیدا کردم و زنگ زدم گفت ما دوتا شعبه داریم و یکی از شعبه هاشون دقیقا توی همون پاساژی بود که من جلوش نشسته بودم گفت بیا مصاحبه رفتم مصاحبه کردم با اعتماد به نفس بالا چون دوره عزت نفس رو کار کرده بودم
صحبت کردم از توانایی هام و سابقه کاریم گفتم گفت از فردا بیا الان 2 ماهه که دارم اینجا کار میکنم و پله به پله دارم پیش میرم
این فایل چنان ایمان من رو افزایش داد که واقعا دوست دارم وسط خوابگاه داد بزنم بگم خدایا شکرت
خیلی خیلی احساساتی شدم و واقعا اشک شوق از چشمانم سرازیر شد و نفهمیدم چطور شام خوردم.
تمرین:
1)قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغیر وسط یک منجلاب بودم
قبل از تغیر با شرک همراه بودم
قبل از تغیر خدا ناباور بودم
قبل از تغیر مشرک ترین انسان بودم
قبل از تغیر انگاری نبودم
قبل از تغیر احساس ترس داشتم
قبل از تغیر احساس گناه داشتم
قبل از تغیر احساس بدبختی و نا امیدی داشتم
قبل از تغیر گویی مرده ای بودم که فقط تحرک دارد
2)جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
یادمه با یکی از دوستانم صحبت میکردم که گفت یک شخصی هست به اسم عباسمنش قبلا اسم استاد رو شنیده بودم و بزارید رک و راست بگم استاد که میگفتم این هم حرف های چرت و پرت و انگیزه دهنده میزند اما این سری فرق داشت گفت یک سری فایل ازش دارم که نباید به هرکسی بدهی اگر واقعا میخواهی تغیرکنی برات بفرستم گفتم میخوام تغیر کنم بفرست و اون فایل ها دوره کشف قوانین زندگی بود شروع کردم به گوش دادن با اینکه بهایش را پرداخت نکرده بودم چند ماه مداوم گوش میدادم و مینوشتم و شکرگزاری میکردم و اهرم رنج و لذت رو انجام میدادم و شروع من از اینجا بود که بعدا تمامی اون فایل هارو پاک کردم و از فایل های دانلودی شروع کردم و بعد قدم اول 12 قدم و بعد عزت نفس و الان هم قدم دوم 12 قدم هستم.
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
ترک سیگار
اولین اقدام عملی که انجام دادم ترک سیگار بود که واقعا کمک بسیاری به من کرد چون مثل یک سد بزرگ جلوی مسیر رسیدن من به اهدافم بود.
4)فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
شکرگزاری روزانه و شبانه که واقعا به من کمک کرد تا نعمت های زندگی امرو ببینم و بابتشون شکرگزار باشم و باعث شد که روز به روز نعمت بیشتری وارد زندگیمبشه.
دفتر باورها که اومده بودم و باورهایی در رابطه با شغل موردعلاقه ام رابطه عاطفی که الان دارم راجب بیزنس شخصی خودم داخلش مینوشتم.
اهرم رنگ و لذت برای کسب و کاروخودم و داشتن رابطه عاطفی
تمربن ستاره قطبی که هر روز دارم انجام میدم و نتایج فوق الاده ای ازش گرفتم و دارم میگیرم.
اقدام الهام گرفته به اینکه مهاجرت کنم و عمل به این الهامواقعا ظرف وجودی من رو بزرگ کرده و بینهایت خوشحالم از اینکه این کار رو کردم و مرد دوم الهام به خرید دوره عزت نفس که بعد زا تمکم شدن یک رابطه عاطفی سمی که داشتم بهم الهام شد و باعث شد چنان تغیراتی در من ایجاد بشه که جرئت مهاجرت کردن رو پیدا کنم توی مسابقات فیتنس شرکت کنم و اول بشم و یک رابطه عاشقانه فوق الاده عالی با یک فرد فوق الاده عالی شکل بدم و الانم دارم روی پیجم کار میکنم به لطف خداوند.
5)
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
چالش مهاجرت کردن رو داشتم چون میترسیدم از اینکه برم شهر غریب اما دقیقا دوهفته بود که دورا عزت نفس رو شروع کرده بودم و منتظر این بودم موقعیتی باشه به ترسدهام غلبه کنم و یکی از دوستام اومده بود پیشم و داشت صحبت میکرد که آره من مدیر ساختمانم تو تهران و نگهبانمون داره و من دنبال نگهبانم و وقتی داشت میگفت من حس کردم خدا داره باهام صحبت میکنه و سریع گفتم من میام و اونجا بود که به این ترسم غلبه کردم و خیلی خیلی رشد کردم.
مورد بعدی این بود که دوست داشتم یک رابطه عاطفی داشته باشم و از خدا خواسته بودم کا فرد عالی سر راهم قرار بده و توی مترو من شخصی رو دیدم که واقعا چشمم رو گرفت و ویژگی های مورد نظر من رو داشت و چالش پیش رو این بود که برم و باهاش صحبت کنم دل رو زدم به دریا گفتم به عنوان یک تمرین بهش نگاه میکنم و میرم صحبت میکنم و صحبت کردن همانا و الان 6 ماهه که ما باهم توی رابطه هستیم و نهایت لذت رو میبریم باهم.
از نظر احساسی واقعا تغیرات شگرفی در من به وجود اوماه مخصوصا بعد از دوره عزت نفس واقعا احساسات من از این رو به اون رو شده که خیل خیلی امیدوارم ایمانم به خدا خیلی بیشتر شده احسای خوبم نسبت به زندگی خیلی خیلی بیشتر شده و واقعا از نظر احساسی حالم عالیه و داره عالی ترم میشه.
از نظر روابط که نگم براتون خدا بهترین دستانش رو سر راه من قرار میده انسان هایی بسیار شریف که بدون هیچ چشم داشتی به من کمک میکنن و هوای من رو دارن رابطه ام با خانوادم با اینکه ازشون دورن عالیه یک رابطه عاطفی فوق الاده عالی با یک فرد فوق الاده عالی دارم که هر روز درحال بهتر شدنه رابطه ام با خودم خیلی خیلی عالی شده که خودم رو خیلی دوست دارم و عاشق خودم شدم رابطه ام با خداوند بسیار تا بسیار خوب و عالی شده و واقعا خدارو سپاسگزارم.
از نظر درآمد درآمدم 2 برابر شغل قبلی که داشتم شده اما چون زه یک سری تضادها برخوردم قصد دارم توی این پروژه به صورت تمرکزی روی تغیر درآمدم و مدیریت پولم کار کنم تا درآمدم رو چندین برابر الان کنم.
خیلی خیلی خوشحالم از اینکه توی این مسیر زیبا با شما استاد عزیزم و دوستان عزیزم هستم و میتونم از تجربه های عالی شما دوستان استفاده کنم.
رزا عزیزچکار کردی چه زیبا داستان هدایتت رو تعریف کردی هربار که گوش میکنماشکهام جاری میشه حتی الان که دارم کامنت مینویسم
رزا جان هر وقت کم میارم ذهنم میخواد ادا در بیاره صحبتهاتو بارها گوش میکنم انگار خدا داره با من حرف میزنه برو شکر گزار نعمتهایی رو که داری باش شکر کدوم نعمتت رو بجا آوردی که انتظار داری اون نعمتی رو که میخوای تو زندگیت داشته باشی رو بهت بدم چقدر حالت رو خوب کردی چقدر حرکت کردی
رزای عزیز بهت تبریک میگم که حرکت کردی با گوش دل حرفاای استاد رو شنیدی و با ایمان عمل کردی نوش جونت این همه پیشرفت منم هر بار که صداتو میشنوم یه قدم برای تغییرم برمیدارم
حرفهای رزا نورامید دوباره بهم داد ..که ایمان وباورم رامحکم ترکنم.وفقط ازخداوند کمک بخوام.
وقتی رزا ازشرایطی که داشت میگفت.دریک کشور دیگه بدون کاروحتی خونه وجداشده بودازهمسرش.ناخوداگاه به خودم گفتم فرشته تو
همسرت کنارته شغل داری درسته الان ازنظرمالی مشکل داری ولی خداکه هست.باورش کن.
سپاسگزاری کن بابت داشته هات به خاطرچیزهایی که الان داری.که اگرناسپاس باشی خداوند همین نعمتها راهم ازت میگیره.روی داشته هات ونکات مثبت تمرکزکن.این فایل خودش ی جرقه بود برای من.
که باورکنم میتونم.
من ازصحبتهای رزا چندتا نکته رادرمورد خودم فهمیدم
اول اینکه من خیلی برای رسیدن به اهدافم عجولم.
یک ازپاشنه اشیلهای منه.
دوره دوازده قدم راشروع کردم والان قدم 4هستم.
این دوره رافقط به همین خاطرخریدم که روی خودم کارکنم.که بتونم تکامل رایواش یواش طی کنم.
همین طورکه استادهمیشه میگه باید هرفردی تکامل راطی کنه.ومن مدام دارم روی این پاشنه آشیل کارمیکنم.
درمورداشنایی من باسایت دقیق نمی دونم چه باعث شد به سمت سایت بیام.فقط قبل ازآنجایی باسایت عباسمنش من چند دوره از2تااستاد دیگه خریدم.
ولی هیچ کدوم رامن نمیتونستم باورکنم. بااین که تمرینات آنها راهم انجام دادم.ولی نتیجه ای نگرفته بودم.تااینکه واردسایت شدم.چندروزی فایلهای رایگان رامیدیدم.وبعدازهفته دوم دوره عزت نفس راخریدم.
بعدازان هم دوره 12قدم رادرحال خرید هرقدم هستم.
درسته که نتایج چشمگیری نگرفتم.ولی باانجام تمرین ستاره قطبی هرازگاهی نتایج کوچک بوده. وبهترین نتیجه که تاالان گرفتم ازگوش دادن به فایلها مخصوصا فایلهای توحیدی کسب آرامش بوده.
این ردپا را ازخودم به جا میزارم .
که روزی انشالله خواهد رسید که تکامل راطی کردم
باورهامو عوض کردم وباباورهای توحیدی زندگی خودم راتغییر خواهم داد.
خدایاشکرت بابت این فایل که باعث شددوباره باامید صدبرابر شروع کنم..
قبل از شناخت استاد تو درودیوار و برده هر انسانی بودم و فکر میکردم کسی که جایگاهی دارد میتواند من را هم کمک کند من حدود ده سال پیش با فایلهای رایگان استاد و یکی از محصولات استاد از شغل کارمندی با ده سال سابقه امدم بیرون
اما باز رها کردم استادو نا اگاهانه نتیجش شد گشتن بدنبال موفقیت حتی خارج از ایران و دوباره
هدایت شدم یه سمت استاد با محصول اعتماد به نفس شروع کردم وووو محصولات دیگر استاد کمک کرده بهم الان در ارزوی بچگیم زندگی کنم یه مربی که
درامدم رو به پیشرفت و حال احساسم عالی الان هم 7صبح هستش روی تردمیل دارم کامنت میزارم
خولستم رد پا بزارم فقط بگم واقعا با آموزههای استاد ثروت و سلامتی وارد زندگی میشه فقط شکور و صبار بمونیم در مومنتوم مثبت یا الله
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم استاد شایسته و تمام دوستان
گفتگوی شما با رزا جان جزو فایلهای محبوب سایت هست
و فک میکنم تمام بچه ها حتی شده یکبار گوشش دادن
حرفهای خیلی خوبی زده شده تو این فایل
وقتی دوره هم جهت با خداوند استارت خورد،هرچقدر جلوتر میرفتم
و شما درمورد سپاسگزار بودن صحبت میکردین برای کوچیکترین نعمت یا بدیهی ترین نعمت میگفتین
من یاد حرفهای رزا جان میوفتادم
قشنگ یادمه میگفتم وقتی رزا جان برا سیب تو یخچالش سپاسگزاری میکنه
باید به اون همه نعمت دسترسی پیدا کنه
متوجه میشدم دلیل موفقیت های رزا جان رو
——————————————
در مورد سوالات این بخش
قبل از تغییر کجا بودی؟ یادمه قبل از آشنایی با استاد اصلا زندگی خوبی نداشتم،همیشه رو به خدا میکردم میگفتم ینی منو آفریدی تا سرویس بدم و بچه بدنیا بیارم،بدشم بیوفتم بمیرم!
آرزو ها وهدف هایی که فکر میکنم باید با خودم به گور ببرم و هیچ وقت نمیتونم بهشون برسم
چون همسرم اجازه نمیده
چون من شرایط رو ندارم
هیچ دوست وآشنایان نداشتم
ترسها بی نهایت بودن
حتی نمیتونم با خدا صحبت کنم
جرقه:کدام فایل استاد باعث شروع تغییرات شد؟
فایل فقط روی خدا حساب کن و فایلهای توحید عملی بودن
اولین اقدام کوچک عملی چی بود؟ خریدن قدم اول 12 قدم
فرایند تکاملی:شکر گذاری بود و نوشتن ستاره قطبی
چالش و غلبه:کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟
بارها شده تو این مدتی که تو این مسیر بودم دلسرد شدم،خسته شدم،آموزش ها رو متوقف کردم چون اون چیزی که از استاد میشنیدم خیلی زیاد فرق داشت با اون چیزی که در اطرافم شنیده بودم و باور کرده بودم
اما وقتی نتایج بچه ها رو میخوندم دوباره انگیزه میگرفتم،یا بارها شده شما یه فایلی رو تو سایت گذاشتین و حرفهایی زدین که باعث شد برگردم به مسیر
نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد
رابطه ام با همسرم خیلی تغییر کرده
از نظر مالی منی که قبلا لنگ یه شارژ 2 تومنی بودم
الان به لطف خدا به اندازه نیازم پول تو کارتم هست
یا به طرز جادوئی چیزی که بخوام خداوند از بی نهایت دستانش بهم میرسونه
از همه مهم ترمنی که نمی تونستم با خدا حرف بزنم، همش احساس گناه داشتم،نمازم رو میخوندم و سریع سجاده رو جم میکردم و میرفتم دنبال کارهام
الان تو هر شرایطی تو هر موقعیتی باهاش حرف میزنم
خیلی جای کار دارما،اما خیلی بهتر شدم
ممنونم از شما استاد عزیزم
در پناه الله مهربان باشید
سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانم مریم شایسته عزیزم و دوستان عزیزم
استاد تقریبا دوسال پیش بود البته مدتها که دوره عزت نفس را خریداری کرده بودم
وچند بار دوره کرده بودم ولی خوب متمرکز روی دوره های دیگر شده بودم مطالب ان رافراموش
کرده بودم تا اینکه مدت 4 ماه بود که مستاجرم تمدید قرارداد نمی کرد و پنهان میشد من از خدا
هدایت خواستم و خداوند من را به فایل جلسه سوم عزت نفس هدایت کرد که واقعا معجزه رخ داد
انجا که شما گفتید محکم و قاطع و مودب حرفت رابزن وان مثال باغ دوستتان را زدید من همان لحظه
با همان قاطعیت و محکم تلفن کردم از قضا گوشی را برداشت ومن با همان راه که شماگفتید صحبت
کردم و ان اقا قبول کرد ومن واقعا تعجب کردم که چطور جواب داد ایراد من قاطعیت نداشتن در کلامم
بود مورد بعدی شما در دوره های مختلفتتان گفتید قدم اول را بردار قدم بعدی به تو گفته می شود من
ثبتنام برای یک مصاحبه به زبان انگلیسی کردم ومن اصلا زبانم خوب نیست ولی پیش خودم گفتم همین
که شهامت ثبت نام داشتم خوبه و شکر گذاری من فقط برای شهامت خودم بود به خودم گفتم خیلیها
شهامت ثبتنام کردن هم ندارند و عقب میرند خدا را شکر که من این شهامت رادارم قبول هم نشدم باز
من راضی هستم خلاصه زمان مصاحبه شد ومن تمام سوالاتی که فکر می کردم به زبان انگلیسی امکان
داره از من بپرسد را روی برگه نوشتم و حفظ کردم این کار از شب قبل تا پشت اتاق مصاحبه حفظ میکرد
استاد باورتان نمیشه مصاحبه کننده گفت شما همه سوالاتی که من می خواستم بپرسم گفتید تازه یک
و دوبار هم سوال کرد به انگلیسی ومن راندمی یک جواب می دادم که از قضا جواب همان سوال بود
که من اصلا به انگلیسی نمی فهمیدم چی پرسیده استاد من قبول شدم با روی باز من راقبول کرد و
خیلی هم خوشش امده بود استاد من در تمام مراحل شکر گزاری میکردم و می گفتم حتی اگر قبول
هم نشدم شهامت این را داشتم تا پشت اتاق مصاحبه کننده امدم خیلی شهامت این راهم ندارند
استاد عزیزم از راهنمایی و دوره های شما بسیار سپاسگزارم
خدا نگهدار شما باشد
سلام استاد عزیزم
کلام معروف شما که به خدا میگید من نمیدونم را الان خیلی بهتر متوجه شدم
برای یه کاری خیلی شک داشتم که انجامش بدم یا نه نشانه امروز رو زدم یکی از قسمتها اومد که شما وسط روخونه بنزین تموم کردید و یه امریکایی بهتون کمک کرد
و یکی از دوستان نوشته بود به در راه ماندگان و یتیمان و ..کمک کنید
از اون روز میگم خدایا خودت گفتی من نمیدونم کی دراه مانده است کی عاجز هست از حل فلان مشکلش خودت اون ادم را به سمت من هدایت کن من نمیتونم دنیال اون ادم بگردم
نه به حالت طلبکاری و نه به حالت عجز به یه حالت دوستانه ازش خواستم خودش انسانهای مناسب را بیاره از ته دل به این نتیجه رسیدم که ناتوانم و خودش همیشه لطف داره الان هم لطف کنه
اون لحظه که رزا رفت سمت رستوران صد در صد نمیدونست که کارگر میخاند ولی رفت ای ول به این دختر خیلی کارش درسته
استاد اینکه بخام بگم تغیر از کجا شروع شد شاید برام سخت باشه ولی با شنیدن هر فایل از شما یه کم تو اون زمینه تغیر میکردم مثلا از لحاظ ثروت با روانشناسی ثروت که انصافا مباحثی که شنیدم اولین بار بود چون همه میگفتند با قناعت میشه به ثروت رسید اصلا حال اون روزهای من قابل وصف نیست بخدا استاد میپریدم بالا بعد میومدم ریز میشدم تو رفتار و گفتار افراد و بعد نتیجه گیری میکردم که البته این کارم خیلی درست نبود و الان دیگه انجامش نمیدم
پله پله تغیر کردم خودم هم نفهمیدم چی شد
با هر دوره یه جنبه از زندگی
دوره هم جهت با خدا که بینظیر بود و من را تبدیل کرد به ادم شکر گزار قلبی و الان یه ظرف شفاف بزرگ برداشتم فقط مینویسم میندازم توی ظرف امروز نوشتم خدایا شکرت دخترم توان مدرسه رفتن و یاد گیری داره
وچند مورد دیگه از اتفاقات خوب
استاد عزیزم ممنونم از شما و خانم شایسته بزرگوار
یاد خدا آرامش بخش قلبهاست
خدایا هر چه دارم از آن توست و تو به من دادی.
خدایا هر خیری از تو به من برسه من فقیرم .
خدایا سپاسگزارت هستم برای این لحظهی
اکنونم.
سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته
سلام به دوستان هم فرکانسی .
قبل از تغییر کجا بودی ؟
وقتی هدایت شدم به سایت ، یک فرد عصبی و زود رنج و حساس به شدت عجول بودم .
ماهای اول من فقط فایلهای رایگان گوش میکردم و درک درستی هم از قانون نداشتم .
به شدت عجله داشتم زود به همه چیز برسم و شرایطم را در تمام جنبه ها درست کنم . من درک درستی از قانون تکامل نداشتم.
گوش کردن فایل باعث شد تا کمی مقاومتهای ذهنی من شکسته بشه. تا جایی پیش رفت که استاد دوره 12 قدم را روی سایت گذاشت و من شروع به تهیه این دوره کردم و اولین دوره بود که به شکل آنلاین با استاد پیش میرفتم .
اول دوره شروع کردم به نوشتن شرایطم و چکاپ فرکانسی .
دوره که تمام شد ، وقتی اومدم چکاپ فرکانسی که نوشته بودم را بخونم ، تازه متوجه شدم که چقدر من تغییر کردم ولی چون آروم آروم بود اصلاً متوجه این روند تکاملی رشد خودم نشدم البته این هم بگم که من فقط با کمی عمل کردن به دوره ها تونستم رشد خوبی داشته باشم . این روند رشد ادامه داشت تا اینکه روی دوره کشف قوانین زندگی کارکردم و در این دوره بود که فهمیدم ترمز بزرگ من ، شرک هست . شروع کردم برای خودم اهرم رنج و لذت در این زمینه درست کردم و کار کردم و نتیجه های خوبی وارد زندگیم شده ولی هنوز این پاشنه آشیل جای کار داشت .
من در دوره کشف قوانین تمرین انجام دادن را یاد گرفتم . و تازه اونجا بود که حرف استاد را درک کردم که انجام تمرین خیلی مهمه .
با معرفی دوره قانون سلامتی ، من سریع همون روزهای اول تهیه کردم و وارد دوره شدم چون یکی از تضادهای زندگی من مسائل جسمانی و اضافه وزن بود . من همیشه خواب آلود و کسل و بی حوصله و عصبی بودم و زود از کوره در میرفتم و یکی از مواردی که زیاد متعهدنبودم به انجام تمرینات دوره ها همین بود .هر زمان سراغ خووندن کامنتها میرفتم با اولین کامنت خوابم میگرفت و نوشتن کامنت خیلی برام سخت بود .
من برای دوره قانون سلامتی آماده بودم چون از دو سال قبلش شروع کرده بودم به رژیم گرفتن ولی خوب نتیجه قابل قبولی دستم نگرفت . من از همون روزهای اول متعهدانه شروع کردم به سبک قانون سلامتی زندگی کردن . نتیجه اینکه من در عرض 4 ماه به چیزی که میخواستم رسیدم . از همه مهمتر جسم من آنقدر سالم و پر انرژی شده بود که تازه اونجا فهمیدم که چقدر این جسم بیمار من
اجازه نمیداد که من زمان بیشتری برای این سایت و دوره ها بزارم از همه مهمتر اینکه من برای اولین بار بود که یه دوره از استاد تهیه کرده بودم و با تعهد انجام دادم و نتیجه دستم بود و این اتفاق در من خودباوری ایجاد کرد که من میتوانم. من توانایی خلق زندگیم دارم و اینجا نقطه عطف زندگی من از عمل به قانون بود . الهی صدهزار مرتبه شکر.
بااین شرایط خوب جسمانی وقتی سراغ دوره احساس لیاقت رفتم از روز اول نشستم پای جلسات دوره و انجام تمرینات و من دفترها نوشتم از این دوره و چقدر خودم را شناختم
استاد این دوره زندگی منو زیرو رو کرد.
من به چنان آگاهی از شخصیت خودم رسیدم و روی این شخصیت کار کردم که رفتار جهان با من دگرگون شد .
هنوز دارم روی این دوره ارزشمند کار میکنم .
من روی دوره های ثروت کار کردم ولی نتایج مالی من در دوره احساس لیاقت خیلی شگفت انگیز بود .
در این دوره وقتی داشتم روی خود باوری و توانمندی های درونیم کار میکردم من هدایت شدم به مسیر علاقه ولی ولی ،
جسارت حرکت نداشتم .
شهامت اقدام نداشتم .
من ایمانم هنوز ضعیف بود در برابر نجواهای ذهنی .
تا اینکه وارد دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند شدم و با جلسه مراقبه فراوانی ، سدهای ذهنی من شکسته شد و توکل کردم و خودم سپردم به جریان خداوند و اقدام کردم.
اقدام عملی در مسیر علاقم .
نمیدونید چقدر نشانه دیدم . خداوند از هر روشی استفاده کرد که به من حالی کنه بابا حرکت کن نترس من کنارتم .
چه افرادی که به من کلامی میگفتن که چقدر در فلان چیز عالی هستی . خدا داشت با من حرف میزد، الهام شروع کن .
وهنوز هم نشانه ها ادامه داره .
یکی از نتایج فوق العاده این دوره ، وارد شدن به مسیر عشق و علاقه ام است و الان تو مسیر یادگیری و کسب تجربه و رشد تکاملی ام هستم مهم اینکه شروع کردم و ایمان دارم خدا وند به شجاعان پاداش میدهد.
این روزها دوباره با خودم پیمان بستم . پیمانی عاشقانه که پای عهدم قرص و محکم بایستم و ادامه بدم این مسیر عشق و خودسازی را .
این مسیر پروانه شدن را.
استاد عزیزم از شما سپاسگزارم . در کلام جاری نمیشه قدر دانی کنم انشاله دیدار شما در بهترین زمان و مکان و با نتایج عالی شما و خانم شایسته را در آغوش بگیرم .
خانم شایسته جانم سپاسگزار شما هستم برای تمام قدمهایی که با عشق برای ما برمیدارید. به امید دیدار شما در کنار استاد عزیزم .
دوستان هم فرکانسی ام سپاسگزار شما هستم برای ثبت کامنتهای خوبتون .
در پناه الله یکتا
اِلهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک
خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .
خدای ثروتمندم من هرآنجه دارم از آن توست و تو از فضل و عشق بی نهایتت به من میبخشی .
سپاسگزارتم که یکبار دیگه کمکم میکنی برای نوشتن .
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم .
خداقوت
من قبل از آشنایی با استاد و تغییر ، در دنیایی از جهل و نادانی و شرک زندگی میکردم و اصلا از این قوانین خبر نداشتم و خدای خوشگلم بخاطر اون همه ورودیای داغون یک خدای وحشتناک و خشمگین و انتقام گیرنده بود که همش میخواست ازم امتحان بگیره و همش منو عذاب بده و منتظر اشتباهاتم بود که بزنه خورد و خاکشیرم کنه و من پُر بودم از ترس ، وابستگی ، شرک ، احساس گناه و احساس قربانی بودن و قربانی شدن و اون زندگی و شرایط رو پذیرفته بودم و خودمو مستحق میدیدم و میگفتم که حق من همینه و من محکومم به این زندگی .
یادمه که به شدت داغون بودم و با تمام وجودم از خدا خواستم بهم رحم کنه و اصلا یادم نیست که چطوری کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن به دستم رسید و من شروع کردم به انجام دادنش بعد با یه نفر آشنا شدم که انگار تنها ماموریت زندگیش این بود که منو با استاد آشنا کنه و اون تو تلگرام برام فایلای استاد رو میفرستاد و من تشنه بودم و بازم میخواستم که اون رفت و من تو تلگرام فایل استاد (فقط روی خدا حساب کن) رو شنیدم و من عاشق اون فایل شدم و بارها و بارها و بارها گوش میدادمش و کم کم از تلگرام دوره های استاد رو خریدم که وقتی سایت رو پیدا کردم اونارو پاک کردم .
شکرگزاری میکردم ، خودم رو سرگرم کار میکردم ، در طول روز بارهااا فایل (فقط روی خداحساب باز کن) رو گوش میدادم ، از فامیل خیلی زیاد فاصله گرفتم جوری که اصلا مراسم و دورهمی ها رو شرکت نمیکردم .
فایلای استاد تو تلگرام رو گوش میدادم ، خواسته هام رو مینوشتم ، این عبارت تاکیدی رو که از تو فایلای استاد شنیده بودم و حسابی به دلم نشسته بود رو بارها و بارها با خودم تکرار میکردم :” خدای عزیزم من آماده هستم ، من مهیا هستم ، من اجازه میدهم ، من قلبمو باز کردم تا تو منو هدایت کنی به راه راست ، به مسیر درست ، به مسیر ثروت و نعمت و برکت و سلامتی و عشق و حال خوب .”
تو مسیر زندگی و طلاقم به بن بست رسیده بودم و تو کارمم با چالش روبرو بودم و میفهمیدم که دارم تو مسیری میرم که تهش نابودیه و من درمانده و ناامید ازش درخواست کمک کردم و اون یکی یکی گره هارو باز میکرد ، منو وارد رابطه ای که الان هنوزم توش هستم کرد و یک آدم درست رو سرراهم قرارداد ، هدایت شدم به یک محیط کاری بهتر و پاداش اون تغییرات تو شخصیتم دوره 12قدم استاد بود به صورت درست و قانونی .
با اینکه من حتی یک درصد هم به گفته های استاد عمل نکردم اما نتایج برای من عالی بود .
وارد یک رابطه درست و سالم و عاشقانه شدم .
پارتنرم با من هم مسیر شد .
آدمای نادرست اطرافم حذف شدن .
هدایت شدم به محیط کاری سالم .
از نظر سلامتی سردردا و زیر سِرُم رفتنا تموم شدن .
از لحاظ مالی هم کلی رشد کردم و پول ساختم .
اما بعدش که از مسیر دور شدم نتایج هم خیلی کمرنگ شدن ، البته من هیچ وقت ارتباطم رو با سایت قطع نکردم و فایلا رو گوش میدادم و میدم اما اعتراف میکنم که تو عمل کردن بسیاااار ضعیف هستم .
خدای عزیزم سپاسگزارتم که اجازه دادی تا دوبار بنویسم و این کمالگرایی و مهم بودن نظر دیگران رو داری برام کم رنگ میکنی .
سپاسگزارتونم استاد عزیزم و مریم جانم .
در پناه الله باشید .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
ردپای جلسه دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر
چی بگم
اصلا از کجا بگم
چطوری باید احساسی که الان دارم رو بیان کنم نمیدونم
این خود خدا بود که داشت از زبان رزای عزیز با من صحبت میکرد
این خود خدا بود
این کلام الله بود
شاید باورتون نشه ولی الان ساعت 00:05 من تهران توی خوابگاه هستم و روی تختم نشستم و دارم ابن کامنت رو مینویسم و دقیقا شرایطم مثل زمانی هست که رزای عزیز داشته
من 7 ماهه که به تهران مهاجرت کردم و از نگهبانی شروع کردم وقتی میخواستم مهاجرت کنم مغازه لباس فروشی داشتم و تمام اون رو جمع کردم و برای همه جای تعجب داشت که این خوشی زده زیر دلش و داره اینکار رو میکنه اما من هدف داشتم.
اومدم تهران و از نگهبانی شروع کردم و 4 ماه نگهبان بودم و بعد عرصه داشت برام تنگ میشد و نگهبانی ام کاری ام نبود که من براش اومده باشم تهران بهم الهام شد که استفا بدم و بیام بیرون با اینکه نمیدونستم چه کاری باید بکنم.
استفا دادم و اومدم بیرون و اومدم دنبال کار از اونجایی که علاقم به مدلینگ و لباس هست گفتم برم توی یک لباس فروش کار کنم
چند تا آگهی از سایت دیوار پیدا کردم و شروع کردم به زنگ زدن که یکی گفت بیا مصاحبه رفتم مصاحبه گفت قبوله از فردا بیا من خوشحال اومدم بیرون و داشتم میرفتم که برم یک خوابگاه اون نزدیک میدا کنم توی راه بودم که اون بنده خدا زنگ زد گفت کنسله شما نیا برو دنبال یه کار دیگه قعط که کرد گفتم اشکال نداره حتما خدا یک کار بهتر برام سراغ داره
یک آگهی دیگه زنگ زدم گفت بیا مصاحبه رفتم اونجا دیدم شال فروشیه و بدرد من نمیخوره اومدم دم در پاساژ نشستم اومدم سایت دیوار و دنبال آگهی کار که یک آگهی که قبلا ندیده بودم رو پیدا کردم و زنگ زدم گفت ما دوتا شعبه داریم و یکی از شعبه هاشون دقیقا توی همون پاساژی بود که من جلوش نشسته بودم گفت بیا مصاحبه رفتم مصاحبه کردم با اعتماد به نفس بالا چون دوره عزت نفس رو کار کرده بودم
صحبت کردم از توانایی هام و سابقه کاریم گفتم گفت از فردا بیا الان 2 ماهه که دارم اینجا کار میکنم و پله به پله دارم پیش میرم
این فایل چنان ایمان من رو افزایش داد که واقعا دوست دارم وسط خوابگاه داد بزنم بگم خدایا شکرت
خیلی خیلی احساساتی شدم و واقعا اشک شوق از چشمانم سرازیر شد و نفهمیدم چطور شام خوردم.
تمرین:
1)قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغیر وسط یک منجلاب بودم
قبل از تغیر با شرک همراه بودم
قبل از تغیر خدا ناباور بودم
قبل از تغیر مشرک ترین انسان بودم
قبل از تغیر انگاری نبودم
قبل از تغیر احساس ترس داشتم
قبل از تغیر احساس گناه داشتم
قبل از تغیر احساس بدبختی و نا امیدی داشتم
قبل از تغیر گویی مرده ای بودم که فقط تحرک دارد
2)جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
یادمه با یکی از دوستانم صحبت میکردم که گفت یک شخصی هست به اسم عباسمنش قبلا اسم استاد رو شنیده بودم و بزارید رک و راست بگم استاد که میگفتم این هم حرف های چرت و پرت و انگیزه دهنده میزند اما این سری فرق داشت گفت یک سری فایل ازش دارم که نباید به هرکسی بدهی اگر واقعا میخواهی تغیرکنی برات بفرستم گفتم میخوام تغیر کنم بفرست و اون فایل ها دوره کشف قوانین زندگی بود شروع کردم به گوش دادن با اینکه بهایش را پرداخت نکرده بودم چند ماه مداوم گوش میدادم و مینوشتم و شکرگزاری میکردم و اهرم رنج و لذت رو انجام میدادم و شروع من از اینجا بود که بعدا تمامی اون فایل هارو پاک کردم و از فایل های دانلودی شروع کردم و بعد قدم اول 12 قدم و بعد عزت نفس و الان هم قدم دوم 12 قدم هستم.
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
ترک سیگار
اولین اقدام عملی که انجام دادم ترک سیگار بود که واقعا کمک بسیاری به من کرد چون مثل یک سد بزرگ جلوی مسیر رسیدن من به اهدافم بود.
4)فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
شکرگزاری روزانه و شبانه که واقعا به من کمک کرد تا نعمت های زندگی امرو ببینم و بابتشون شکرگزار باشم و باعث شد که روز به روز نعمت بیشتری وارد زندگیمبشه.
دفتر باورها که اومده بودم و باورهایی در رابطه با شغل موردعلاقه ام رابطه عاطفی که الان دارم راجب بیزنس شخصی خودم داخلش مینوشتم.
اهرم رنگ و لذت برای کسب و کاروخودم و داشتن رابطه عاطفی
تمربن ستاره قطبی که هر روز دارم انجام میدم و نتایج فوق الاده ای ازش گرفتم و دارم میگیرم.
اقدام الهام گرفته به اینکه مهاجرت کنم و عمل به این الهامواقعا ظرف وجودی من رو بزرگ کرده و بینهایت خوشحالم از اینکه این کار رو کردم و مرد دوم الهام به خرید دوره عزت نفس که بعد زا تمکم شدن یک رابطه عاطفی سمی که داشتم بهم الهام شد و باعث شد چنان تغیراتی در من ایجاد بشه که جرئت مهاجرت کردن رو پیدا کنم توی مسابقات فیتنس شرکت کنم و اول بشم و یک رابطه عاشقانه فوق الاده عالی با یک فرد فوق الاده عالی شکل بدم و الانم دارم روی پیجم کار میکنم به لطف خداوند.
5)
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
چالش مهاجرت کردن رو داشتم چون میترسیدم از اینکه برم شهر غریب اما دقیقا دوهفته بود که دورا عزت نفس رو شروع کرده بودم و منتظر این بودم موقعیتی باشه به ترسدهام غلبه کنم و یکی از دوستام اومده بود پیشم و داشت صحبت میکرد که آره من مدیر ساختمانم تو تهران و نگهبانمون داره و من دنبال نگهبانم و وقتی داشت میگفت من حس کردم خدا داره باهام صحبت میکنه و سریع گفتم من میام و اونجا بود که به این ترسم غلبه کردم و خیلی خیلی رشد کردم.
مورد بعدی این بود که دوست داشتم یک رابطه عاطفی داشته باشم و از خدا خواسته بودم کا فرد عالی سر راهم قرار بده و توی مترو من شخصی رو دیدم که واقعا چشمم رو گرفت و ویژگی های مورد نظر من رو داشت و چالش پیش رو این بود که برم و باهاش صحبت کنم دل رو زدم به دریا گفتم به عنوان یک تمرین بهش نگاه میکنم و میرم صحبت میکنم و صحبت کردن همانا و الان 6 ماهه که ما باهم توی رابطه هستیم و نهایت لذت رو میبریم باهم.
6)نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
از نظر احساسی واقعا تغیرات شگرفی در من به وجود اوماه مخصوصا بعد از دوره عزت نفس واقعا احساسات من از این رو به اون رو شده که خیل خیلی امیدوارم ایمانم به خدا خیلی بیشتر شده احسای خوبم نسبت به زندگی خیلی خیلی بیشتر شده و واقعا از نظر احساسی حالم عالیه و داره عالی ترم میشه.
از نظر روابط که نگم براتون خدا بهترین دستانش رو سر راه من قرار میده انسان هایی بسیار شریف که بدون هیچ چشم داشتی به من کمک میکنن و هوای من رو دارن رابطه ام با خانوادم با اینکه ازشون دورن عالیه یک رابطه عاطفی فوق الاده عالی با یک فرد فوق الاده عالی دارم که هر روز درحال بهتر شدنه رابطه ام با خودم خیلی خیلی عالی شده که خودم رو خیلی دوست دارم و عاشق خودم شدم رابطه ام با خداوند بسیار تا بسیار خوب و عالی شده و واقعا خدارو سپاسگزارم.
از نظر درآمد درآمدم 2 برابر شغل قبلی که داشتم شده اما چون زه یک سری تضادها برخوردم قصد دارم توی این پروژه به صورت تمرکزی روی تغیر درآمدم و مدیریت پولم کار کنم تا درآمدم رو چندین برابر الان کنم.
خیلی خیلی خوشحالم از اینکه توی این مسیر زیبا با شما استاد عزیزم و دوستان عزیزم هستم و میتونم از تجربه های عالی شما دوستان استفاده کنم.
عاشقتونم
خدانگهدار.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام وقتتون بخیر
سپاسگزارم از استاد عزیزم و دوستان که تو نوشتن کامنت ها مشارکت میکنن
الهی شکرت برای همه چیز و همه کسانی که تو زندگیم هستند و من کنارشون لذت میبرم و رشد میکنم
جواب سوالات
قبل از تغییر کجا بودی چه احساسی داشتی
همه کسانی که این مسیر سر راهشون قرار گرفته قطعا به یه چالش هایی تو زندگیشون برخوردن
و از خدا هدایت خواستند و خدا هم اینها رو به این آگاهی ها از لول های پایین آورده تا به سایت هدایت کرد ..پله پله..با تکامل
من هم همینطور بودم
از نظر رابطه همش تنش بود
احساس قربانی شدن
احساسی نشدن
احساسی بی ارزشی
احساسی خشم
آشنایی با این مباحث داشتم وقتی وارد سایت شدم و اولین فایل استاد به همراه خانم شایسته عزیز در مورد بروزرسانی فایل ها صحبت میکردم
تو اون فایل خانم شایسته در مورد تسلیم و هدایتشان گفتن
در مورد ترس و غلبه بر ترس گفتن
در مورد پاشنه آشیل و تعریفش استاد صحبت کردن
و فایلی که باعث شد بیشتر مشتاق شم در سایت بمونم
فایل که خانم شایسته گفتند گنج چرا تابحال بهش توجه نشده
در مورد دسته بندی فایل ها صحبت شد
فایل دعای کمیل حضرت علی و نامه حضرت علی به امام حسن
اولین فایلی بود که منو وصل خدای من و وصل این سایت کرد
اولین اقدام
قطعا کنترل ذهن بوده
تغییر مسیر افکار
عمل کردن به آگاهی ها
گام های که برداشتم
دفتر شکرگزاری و حرف های عاشقانه با خدا دارم و تقریبا اکثر شب ها با خدا حرف میزنم
فایل گوش میکنم
کامنت میخونم و کمی کامنت میزارم
دوره جدید خریدم و رو پاشنه آشیل های خودم کار میکنم
ستاره قطبی گه گداری انجام میدم
چند روز که از مسیر دور میشی سریع مغزت آلارم میدن و روحیه و احساسی خوبه خبری ازش نیست و مثل معتادها برمیگردم به مسیر
نتایج ملموس
مهاجرت و انتقالی همسر به شهر خودمون از تهران
شغل مورد علاقه ام رو دارم
به صورت حضوری هفتهای یکبار فروش رو تجربه میکنم
آرامش بیشتر
فکر آزاد تر
رابطه بهتر
ایده های کاربردی تر
انسان بودن و انسان ماندن
آرامش…آرامش…آرامش
سپاسگزارم از رزای عزیز برای این فایل و نتایج قشنگی که گرفتن
رزا جان با باورهای که استاد تو صحبت کردنشون میگن ذهنشون رو کنترل کردن
اینکه اگه یکبار بشه بازم میشه
اینکه یه پله جلو رفتی شکر گزار تغییر ا باش
اینکه خدا میرسونه
اینکه به مو میرسه پاره نمیشه
اینکه باید وا داد پارو نزد
اینکه همه چیز به نفع منه
برین تو ترسهاتون
خدا به شجاعان پاسخ میده
خدایا سپاسگزارم برای این جلسه
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
سلام به اسناد عزیز و مریم دوست داشتنی
سلام به رزا عزیز
رزا عزیزچکار کردی چه زیبا داستان هدایتت رو تعریف کردی هربار که گوش میکنماشکهام جاری میشه حتی الان که دارم کامنت مینویسم
رزا جان هر وقت کم میارم ذهنم میخواد ادا در بیاره صحبتهاتو بارها گوش میکنم انگار خدا داره با من حرف میزنه برو شکر گزار نعمتهایی رو که داری باش شکر کدوم نعمتت رو بجا آوردی که انتظار داری اون نعمتی رو که میخوای تو زندگیت داشته باشی رو بهت بدم چقدر حالت رو خوب کردی چقدر حرکت کردی
رزای عزیز بهت تبریک میگم که حرکت کردی با گوش دل حرفاای استاد رو شنیدی و با ایمان عمل کردی نوش جونت این همه پیشرفت منم هر بار که صداتو میشنوم یه قدم برای تغییرم برمیدارم
خدایا شکرت برای بودن در این سایت بهشتی
1404/8/4
سلام خدمت استادعزیز ودوستان مهربان
قدم دوم پروژه راگوش دادم برای باردوم.
این فایل رادرشرایطی گوش میکنم که درشرایط مالی بسیار بدی قرارداریم.(من وهمسرم)
کلی بدهی بابت اجاره مغازه ویک اظهارنامه ازدادگاه
برای من که اقساط بانک عقب افتاده.
فروش بسیارپایین وکم.وقتی صحبتهای رزا راگوش دادم ناخودآگاه اشک میریختم.که چقدر من ناامیدم.
حرفهای رزا نورامید دوباره بهم داد ..که ایمان وباورم رامحکم ترکنم.وفقط ازخداوند کمک بخوام.
وقتی رزا ازشرایطی که داشت میگفت.دریک کشور دیگه بدون کاروحتی خونه وجداشده بودازهمسرش.ناخوداگاه به خودم گفتم فرشته تو
همسرت کنارته شغل داری درسته الان ازنظرمالی مشکل داری ولی خداکه هست.باورش کن.
سپاسگزاری کن بابت داشته هات به خاطرچیزهایی که الان داری.که اگرناسپاس باشی خداوند همین نعمتها راهم ازت میگیره.روی داشته هات ونکات مثبت تمرکزکن.این فایل خودش ی جرقه بود برای من.
که باورکنم میتونم.
من ازصحبتهای رزا چندتا نکته رادرمورد خودم فهمیدم
اول اینکه من خیلی برای رسیدن به اهدافم عجولم.
یک ازپاشنه اشیلهای منه.
دوره دوازده قدم راشروع کردم والان قدم 4هستم.
این دوره رافقط به همین خاطرخریدم که روی خودم کارکنم.که بتونم تکامل رایواش یواش طی کنم.
همین طورکه استادهمیشه میگه باید هرفردی تکامل راطی کنه.ومن مدام دارم روی این پاشنه آشیل کارمیکنم.
درمورداشنایی من باسایت دقیق نمی دونم چه باعث شد به سمت سایت بیام.فقط قبل ازآنجایی باسایت عباسمنش من چند دوره از2تااستاد دیگه خریدم.
ولی هیچ کدوم رامن نمیتونستم باورکنم. بااین که تمرینات آنها راهم انجام دادم.ولی نتیجه ای نگرفته بودم.تااینکه واردسایت شدم.چندروزی فایلهای رایگان رامیدیدم.وبعدازهفته دوم دوره عزت نفس راخریدم.
بعدازان هم دوره 12قدم رادرحال خرید هرقدم هستم.
درسته که نتایج چشمگیری نگرفتم.ولی باانجام تمرین ستاره قطبی هرازگاهی نتایج کوچک بوده. وبهترین نتیجه که تاالان گرفتم ازگوش دادن به فایلها مخصوصا فایلهای توحیدی کسب آرامش بوده.
این ردپا را ازخودم به جا میزارم .
که روزی انشالله خواهد رسید که تکامل راطی کردم
باورهامو عوض کردم وباباورهای توحیدی زندگی خودم راتغییر خواهم داد.
خدایاشکرت بابت این فایل که باعث شددوباره باامید صدبرابر شروع کنم..
ممنونم ازاستادعزیز
سلام درود به استاد عزیز
قبل از شناخت استاد تو درودیوار و برده هر انسانی بودم و فکر میکردم کسی که جایگاهی دارد میتواند من را هم کمک کند من حدود ده سال پیش با فایلهای رایگان استاد و یکی از محصولات استاد از شغل کارمندی با ده سال سابقه امدم بیرون
اما باز رها کردم استادو نا اگاهانه نتیجش شد گشتن بدنبال موفقیت حتی خارج از ایران و دوباره
هدایت شدم یه سمت استاد با محصول اعتماد به نفس شروع کردم وووو محصولات دیگر استاد کمک کرده بهم الان در ارزوی بچگیم زندگی کنم یه مربی که
درامدم رو به پیشرفت و حال احساسم عالی الان هم 7صبح هستش روی تردمیل دارم کامنت میزارم
خولستم رد پا بزارم فقط بگم واقعا با آموزههای استاد ثروت و سلامتی وارد زندگی میشه فقط شکور و صبار بمونیم در مومنتوم مثبت یا الله