این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من قبل از اینکه استاد بشناسم یه دختر کامل بی اعتقاد کینه ای عصبی انتظار داشتن زیاد از خانواده در کل بی هدف بی انگیزه
تا اینکه شد هدایتی از طریق گوگل با استاد عباس منش قران اشنا شدم شروع کردم به گوش دادن به حرف های استاد من به خودم تعهد دادم به مدت یکماه تمرکزی شروع کنم به گوش ادن به فایل ها من از فایل های روز شمار زنگدی از فصل اول شروع کردم هدایت شدم به کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم اصلا هر چی از این کتاب بگم کم گفتم اصلا دروازه ای از درک خداون به روی من باز کرد خیلی کتاب زیبایی بود تا اینکه شروع کردم به خریدن دوره 12 قدم چه دوره ای زیبایی این دوره وسط دوره که بودم هدایت شدم به دوره هم جهت با جریان خداوند
من به واسطه این دوره ها ایمانم به خداون زیاد خدا راپیدا کردم خودم شناختن اصلا یه ادم دیگه ای شدم واقعا منی که الان دارم این پیام مینویسم خیلی تلاش کردم برای این کسی که هستم من شب و روز فقط مینویسم یاد گرفتم که از کوچکترین چیزایی که دارم سپاسگذار باشم حال خودم خوب نگاه دارم بزرگترین کاری که به واسطه این دوره انجام دادم بخشیدن بود من چند سال از نزدیکترین کسای زندگیم کینه داشتم ولی با تلاش زیاد اون ادم بخشیدم و حال خوب کردم
واقعا وقتبی میفتی تو مومنتوم مثبت همه چی برات راحت میشه روی دوش خداوند سوار میشی لذت میبری
این کامنتو دارم از ارایشگاه مینویسم ؛ خیلی احساس خوبی داره ولی غلبه میکنی به اون حسه و شروع میکنی !
رزای عزیز واقعا هم صداشون پر از انرژی و حال خوب بود هم داستان معرکشون ! منم بار ها این رو تجربه کردم به شکلای مختلف . میدونین استاد شرک واقعا مخفی بوجود میاد ولی ما باید انقدر خوب کار کنیم روی خودمون که بسیار حساس بشیم به نشانه ها ! من الان خیلی بهترم نسبت به قبل راجب این موضوع که قشنگ میفهمم کجاها دارم از ریل خارج میشم توحید داره کمرنگ میشه !
من رشته سینما قبول شدم و موضوعی که بود کلی باور منفی هس تو پارتی میخوای تو فلان میخوای و من رفتم خیلی سنگین تحقیق کردم رثی این باور شرک الود ؛ همون بازیگرایی که اینو تایید میکردن من رفتم دیدم مثل خانوم مریم امیر جلالی درسته سریالای موندگاری بازی کردن ولی شما اثارو نگاه کنی یجا قفل شدن ! هیچوقت پیشرفت خاصی نکردن توی حرفه بازیگری به خصوص میگم و مثلا اقای اصغر فرهادی هیچوقت ایشونم برنمیداره ! ولی من مصاحبه اقای محسن تنابنده هم دیدم که تعریف میکرد چقدر تمرین میکرده اونموقع میرفتن مقاله ترجمه میکردن تازه بفهمن چی باید تمرین کنن مثل الان کتابای عالی ترجمه هم نشده بودن ! ایشون تمرکزش روی بهتر کردن تمرین خودشه و کسی که مهارت خودشو اصل قرار میده ایمان درونشو درواقع پشت توانایی هاش میزاره دیگه مگه قابل خراب شدنه ؟ کسی که منو با پارتی بیاره بالا پس فردا یکی خوش سیماتر بیاد جوون تر خوش سر و زبون تر بیاد خب منو مثل یه تیکه نون دور پیتزا پرت میکنه از اون بالا پایین ! پس خیلی مهمه شرک رو بریزیم دور …
برای اولین فیلم کوتاهمم دارم سعی میکنم با تموم وجود توحیدی باشم و کمک بگیرم خب بودجه خاصی نداریم ولی من از اشناها دوستان هرکی که فکر میکنم چیزی بلده سعی میکنم یه کمکی بگیرم ولی نگاهم اینه که اینا فرشته هایی از پروردگارمن نه اینکه اگه الان فیلم بردارم بره وای بدبخت میشم ! اقای کیوان محسنی رو حتما پادکستی که حرف میزننو ببینین ایشون خودش کل کارای فیلماشو میکنه یعنی یه فیلمایی میسازه با چه بودجه های کمی ولی چه کیفیتی اونم کلا با دو سه نفر از یه شهرستان توی شیراز هس به نام گراش ؛ خیلی درس داشت زندگیش واقعا و میفهمی میشه حتی تکی بری فیلم بسازی ! یجاهایی هم که نه کلی جا ضرر داره خب ؟ نمیگم تیم بده ولی اینم هستش قرار نیس به قولی هرکی خواست کاری کنه حتما به یکی بالاسرش باید باج بده ! بخدا همین مدیرعاملای دیزنی و نتفلیکس دوبار فیلم زیر دستشون بد بفروشه با تیپا پرت میشن بیرون همون رییسای اینا هم ممکنه خیلی راحت ورشکسته بشن اگه بخوان هی با غرور با این و اون رفتار کنن چیزی که ما از قدرتمندای ثروتمند در فیلما دیدیم ! و دلیل اینکه کم اتفاق افتاده اینه که خودشون حواسشون هس وگرنه طبق قانون تو هی بخوای اذیت کنی مسیر منحرف رو بری پرت میشی پایین میخوای جورج بوش باش رسوایی بیار میخوای هرکی باش …
سلام استاد عزیز،سلام دوستان،سلام روزای عزیز ،چقدر با احساس چقدر قشنگ و پر تلاش و صبورانه،از اون قسمت خیلی خیلی به دلم نشست که می گفتی روی اینه نوشتی خدا من نمیدانم و…و توضیحات عالی استاد ،خدایا منم نمیدانم تو میدانی کمکم کن
نمیدونستم چی بنویسم چون تغییراتم کوچیکه ولی برا خودم قابل لمسه ،
اما اینقدر فایل قشنگی بود و اینقدررررر صدای رزاخانم و حرفاش قشنگ بودن ،اینقدر قشنگ فرکانسش رو دریافت کردم که یه چندین بار گوشش دادم ،
اولای راهم ، قدم قدم دارم این کاری رو که شروع کردم پیش میبرم و همین امشب با همین امکانات باااااااید کوبیده بزنم و بفروشم در کنار قهوه … چون تا کباب نکنم قدم های بعدی گفته نمیشن و پیشرفت نمیکنم ، پس باید بزنم تا بدونم دیگه باید چیکار کنم ،
انگلیس رو هم دوس داشتم از قبل و یه لحظه فکر کردم رفتم انگلیس و برگشتم با صحبتای خانم رزا ،
احساس کردم منم بهتر و بیشتر دارم تغییر می کنم ،
دارم سعی می کنم شکرگذاریم رو با احساس تر کنم که مثل خانم رزا با تک تک سلول هام بتونم تغییر کنم و شکرگذار باشم ،
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
یک عادت بدی که دارم حالا روزهایی دارم تو زندگیم که یه خورده حالم بد هست و اعصابم خورد و نجوا دارم یا مثلاً اگر کسی دلخورم میکنه خلاصه میخوام اینو بگم مثلاً شما میای یه چیز به من میگی و من یه چیز میگم و تموم میشه داستان و من پشت سر هم نجوا دریافت میکنم و چون من عادت دارم که اون نجواها رو بریزم بیرون و به طرف مقابل بگم منظورم افکاری هست که تو سرم اومده و من اون افکار رو به طرف مقابل میگم و باعث میشه طرف دستم ناراحت بشه و رابطه ام خراب بشه
من در گذشته خیلی خیلی خیلی خیلی اینجوری بودم لحظه به لحظه اینجوری بودم اگر خواسته باشم خودم رو با گذشته خودم مقایسه کنم تو زندگیم خداییش من نیستم آدم قبلیم که خدا این ادمای خوب رو دوروبرم اورده و من دارم باهاشون کار میکنم
فقط همت ندارم یه خورده فکر کنم و کامنت بنویسم نتایج تغیراتم رو در طول این یک سال و خورده ای به خودم میگم خوب تغیر کردم که کردم دیگه دیگه نوشتن نداره من باید ببینم کجام درد میکنه برم سراغ تغیر بعدی یعنی نمیام بنویسم کجا بودم کجا رسیدم به خورده مینویسما ولی یه خورده نمینویسم یه خورده ام یادم میاره نمیدونم یه چند روزی هست که دارم نماز میخونم اونم ظهر و شب در مقابل همچون خدایی که اینجوری اومده و از طریق آقای برزگر داره خدمت میکنه سجده کردن خداییش کمه من وقتی میبینم لطف و محبت خدا رو از دست هاش که خود خدا از طریق دستهاش داره بهم محبت میکنه به سجده میوفتم میگم سبحان الله ولله تو مزهی تو مشتی منزهی بابا تو خیلی مردی هر چی بگم کم گفتم از مردونگیش اینکه چقدر هوای منو داره بعضی موقعها شاید تو سختیها ازش پرسیدم تو منو برا چی میخواستی و میخوای که آنقدر هوامو داری آخه مشتی
فقط فقط فقط فقط فقط کافیه اراده بکنم چیزی بخوااااااام
همین
موتورم خراب شده بود نوبت گرفتم برا یکشنبه دیروز بردم تعمیرگاه سر کوچمون این بنده خدا زمین بری اسمون تخفیف نمیده نرخ همون هست که گفته آقا من فقط خواستم و خدا بهم یاد داد که چجوری باهاش صحبت کن و چکار بکن و من فقط دلم میخواست اگه هزار تومنم هست بهم تخفیف زده و اون مبلغی که گفته نگیره و همینم شد تخفیف خوبی بهم داد
فقط کافیه بخوام
من اینجا دارم کامنت مینویسم اگر همین الان دلم هوس خوانندگی کرد مجلس روضه خوانی خواستم پشت سر هم زنگ میزنن
من مغازه کبابی هم که داشتم اینجوری بود یه روزهایی بود که جواب نمیتونستم بدم از حجم کار
فقط خدایاااااا
همه چیز دست اونه
بهش گفتم مشتی تو که تو کار نانوایی دل اسا کار رو نرم کردی تعطیلیها به ما حقوق میداد اینجا هم درست کن دیگه
گفت دیشب صداش کن بیاد صداش کردم مرتضی بیا اومد قضیه رو براش تعریف کردم گفت اتفاقا خانم هم گفته این چند روزی که مصطفی نیومده مغازه پولش دادی گفتم نه حالا میخوام باشگاه ثبت نامش کنم و به لکرت هستم و اینا خلاصه باشگاه کن من فعلا قبول نکردم ولی صحبت کردیم که تعطیلیا هم حقوق کامل داشته باشم
نمیگم خدا رو درک کردم خیلییییی زیاد نه ولی در حد خودم درکش کردم
یادمه بار اولی که این فایلهای کلاب هوس با بچها رو گوش میدادم من تو بهشت بودم از بس حالم خوب بود و لذت میبردم بخدا بچها کلامشون کلام خداست از بس صداقت به خرج دادند حالا ان شائلله میرسیم به اون دوستمون آقا وحید عزیز که تو چهار سال چه نتایجی گرفته بابا اینا همش داره فریاد میزنه مصطفی خدا رو ببین که خداوند میتونه چه کارهایی رو برای انسان بکنه اگر آدم باورش کنه
دیشب سر کار حمید داماد خواهر اقای برزگر داره به مشتری میگه ما ممنون برنامه دیوار هستیم بخواطر اینکه آقا مصطفی از طریق دیوار با ما آشنا شد و چون مشتری داشت منو تحسین میکرد این حرف رو زد
کی این حرف ها رو سر زبانها میاره جز تو خدایااااااا من که اینا برام مهم نیستن خدا من تو برام مهمی
من تو خونه تک و تنها بودم من تو قهر چاه بودم من تو اوج گرفتاری بودم من تو دود سیگار و چایی غرق بودم من تو افسردگیهای شدید بودم من تو تنهاییهای خودم بودم من تو اشکهای خودم بودم خدایا من کسی رو نداشتم من اون روزها رو دیدم من تو اون روزها امیدوار به تو بودم حالا بیام بنده ات رو ببینم و خدایی که منو از قهر چاه نجات داده رها کنم بچسبم به بنده وای بر من وای خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن فقط تو رو ببینم خدایا کمکم کن فقط رو تو حساب کنم
من هر روز فایل های توحیدی رو گوش میدم استاد اون فیل فقط روی خدا حساب باز کن هر روز گوش میدم که یادم بمونه کجا بودم و کجا رسیدم
خدایا خدایا من باور دارم به این سایت باور دارم به استاد کمکم کن شجاعت عمل کردن هم بهم بده میخوام اینجا به بعد اهل عمل هم باشم
دیشب وقتی که آقا پیمان مشتری از ظاهرم از چهره ام تعریف کرد گفتم تشکر سپاسگذارم و یاد دوره عذت نفس افتادم یاد تمرینی که استاد داده بود افتادم شروع کردم منم از آقا پیمان تعریف کردن ذهنم میگفت حالا تو هیچ کدوم از تمرینات رو انجام نمیدی این تمرین رو انجام دادی گفتم همین باعث رشد من میشه مثل تمرین آینه که هر روز صبح انجام میدم و شروع کردم از آقا پیمان که ماشالا ورزشکارم هست و یک بدن بسیار عضلانی عالی داره که باشگاه میره و مشتری هر روزمون هست تعریف کردم و خوشحال شد گفت اومدم دیدمت انرژی گرفتم حالا دارم میرم سر کار و خداحافظی کردیم از هم دیگه و رفت
خدایا تو به من این عذت و مقام رو دادی و تو حفظش کن
خدایا من کسی نیستم
خدایا من هیچی سرم نمیشه
خدایا من بلد نیستم تو بهم بگو باید چیکار کنم چی بگم خدایا تو کمکم کن
خدایا کمکم کن
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی خوشبختی شادی آرامش و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
خدایا هزاران بار شکرت می خواهم شکر گزاریم را از خداوند از همین جا شروع کنم از استادی تمام تجربه زیبای زندگی خودش را در اختیار من گذاشته تا من هم باورهای در ذهن خودم ایجاد کنم تا بتونم توحید را به معنای واقعی درک کنم وارامش خوشبختی وثروت سلامتی را تجربه کنم
خدایا هزاران بار شکرت
بعداز متعد شدن به گوش دادن دوره احساس لیاقت
مخصوصا حرف های که استاد زد دقیقا بدون زره ای تعغیر تمام این حرف های به همان شکلی که استاد گفتن من در ذهنم خودم به خودم زدم
واین خیلی برام امید وار کننده بود که استاد چقدر زیبا ودرست این گفتگوها را رسد کرده انگار تو ذهنم من هست همان طور این گفتگوها را پیدا کرده راحل درستش را هم با اموزش داده پس نقطه امیدورای من از اینجا شروع شده که خودم از دورن دوست داشته باشم
وبدون این شرایط الانم نه این این نیامده که مرا بدبخت کنه به شروعی هست برای من خوشبختی را ددرون خودم تجربه کنم
وبا عذاب وجدان واون احساس گناه که سال ها مغزم مرا وسلول بدنم مرا خورده بود خداحافظی کنم احساس عذاب وجدانی که خودش جای خدا زده بود
که عین یک والد بی رحم با من برخورد می کرد
وقتی فایل جلسه دوم را گوش کردم متوجه شدم
که چقدر در حق خدای درون خودم کم لطفی کردم چقدر در حق خدای درونم نامهربانی کردم
چقدر دیگران مهم تر وبا ارزش تر از خدای درون خودم می دونستم
وبرای خدای تو درون خودم ارزش قائل نبودم تمام ارزش خودم را در عوامل بیرونی می دیدم
وقتی صادقانه به سوالات جواب دادم من فهمیدم تو حالت عادی وحتی زمانی یک کاری درست انجام می دادم به جای اینکه خودم را تحسین کنم وبرای خودم غز درون خوشحال باشم بدترین حرف ها به خودم می زدم
همیشه می اومد اشتباهات که انجام داده بودم را تو ذهنم خودم مور می کردم وبه خودم میگفتم چقدر من ادم پستی هستم اگر این ادم های دوره ورم بدونن که من چه اشتباهاتی در گذشته کردم چون احساس گناه با به وجود امدن افکارمنفی در من شده بود ومن نمی دونستم دلیل این افکار منفی چیه همیش خودم را یه طوری با بقیقه ادم ها متفاوت می دونستم همیشه به خودم میگفتم اگر این ادم بدون من چقدر نگاه منفی دارم
وچقدرذهن منفی بینی دارم مرا طرد میکنن واین نگاه منفی را معیاری برای ارزش مندی خودم قرار داده بودم
واصلن توامندی خودم صفات خدا گونه خودم ذا نمیدم
این عذاب وجدان به خاطر اشتباهاتم با
باعث تحریب عزت نفس واعتماد بنفس در من شده بودم
بدترین حرف ها بدترین توهین ها همیشه خودم را از دیگران کمتر می دونستم
اصلن با خودم مهربانی نمی کردم ساعت ها روز ها وشب ها وقت می گذاشتم که دیگران را ارام کنم ولی هرگز زره ای ارزش برای خودم قائل نشدم
از این مهارتی که خداوند بهم داده که اینقدر راحت دیگران ارام میکنم وبه اونا احساس امید میدم
بیام از مهارت استفاده کنم خودم دوست داشته باشم به خودم احساس امید بدم بیام به جای. اعتماد عوامل بیرونی بیام وندای درونم وبه توامندی درونی خودم خدای درونم اعتماد کنم
وخودم لایق بدونم بدون قید وشرط وخوشبختی که در پول یک چهره زیبا ویک مهارت خاصی ویا یک جایگاه خاصی وبا یک ادم خاصی ویا یک مکان خاصی ویا شخصیت خاصی ودر یک کمک خاصی تصورش می کردم بیام از درونم خودم تصورش وتجربه اش کنم چیزی که با من بوده وهست واجازه ندم ذهنم درون را تخربب کنه بخواد نگران وبخواد خدای مهربان تو درون من هست وازدرونذمهربانی کنم با خودم
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی ام. من همیشه بهتون افتخار میکنم هم به شما و هم به خانم شایسته عزیز.
استاد من بار اولم هست این دیدگاه رو میزارم برای روی سایت.
استاد عزیز حرفهاتون و عمل به حرفهاتون واقعا انسان رو تحت تاثیر بسزایی قرار میدهد مخصوصا وقتی از توحید سخن میگویید.
استاد یه سوالی دارم امیدوارم بتونم جواب رو ازتون بگیرم. من دوره ی کشف قوانین، ثروت یک عزت نفس. رسیدن عملی به رویاها و صلح درون و کتابهاتون رو خریداری کردم و تقریبا کلشون رو گوش کردم. استاد من در این مدت دو سال که با شما آشنا شدم خیلی تغییرات خوب اومد اما من بعضی وقتها یه سوالی در ذهنم میاد که هنوز درست درکش نکردم. میشه راهنمایی ام کنید چطور باید فکر کنم؟
استاد شما در دوره رسیدن عملی به دوره ها میگید خدا انرژی هست و تو شکل میدهی خدا رو و هر چی که بخواهی میتونی خلقش کنی بعد در جای دیگر میگویید باید تسلیم باشید تا به شما گفته شود من بعضی وقتها واقعا گیج میشم شاید هنوز در مدار درستش قرار نگرفتم میدونم شما خیلی خوب درک کردید اما من درست نتونستم درک کنم. ممنون میشم اگر وقت کردید یه راهنمایی کنید ممنونم
این فایل یکی از محبوبترین فایلهای سایت برای منه، بارها بهش گوش دادم، بارها به طرق مختلف هدایت شدم تا صدای زیبای رزا جان رو بشنوم.
رزا جان برای من تبدیل به الگو شد، همونطور که تو کامنت قبلیم گفتم ماهها مجبور شدم برم سرکاری که هیچ علاقهای بهش ندارم و توی تمام اون روزها صدای رزا جان توی گوشم بود که میگفت مهم نیست فقط میخوام کار کنم میخوام دستم تو جیب خودم باشه، رزا جان گفت یه روزی فهمید که چرا باید تو رستوران میکرده و منم مدام به خودم میگفتم بهاره الخیر فی ما وقع یه روزی میفهمی که چرا الان اینجایی.
واقعا کار کردن روی باورهای توحیدی اصله، من خیلی ضعف دارم خیلی جاها پاشنه آشیلمه، ولی خداروشکر میکنم که اینجام و کار میکنم روی خودم.
استاد عزیزم نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم، هر بار ناامید میشم هر بار فرکانسم میاد پایین میام سراغ دسته بندی گفتگو با دوستان شنیدن تجربه بچهها و دستاوردهاشون بهم جون دوباره میده.
به امید روزی که من فرصت اینو داشته باشم باهاتون صحبت کنم استاد عزیزم.
نمیدونم ماجرای تغییرات رو از کجا شروع کنم .از سال 1401 فک کنم زندگی من خیلی تغییر کرد چون من دیسک کمر گرفتم و خیلی ناراحت و بهم ریخته و افسرده شده بودم
یه شب بعد از 5 یا 6 ماه افسردگی و سرکار نرفتن دیگه خسته شده بودم گریه می کردم و می گفتم خدایا خودت بگو چی کار کنم ؟مس خوام حالن خوب باشه می خوام پول به دست بیارم
و در همین حال و احوال بودم تو اینترنت زدم با خدا صحبت کن نمی دونم چی نوشتم فقط میدون اسم خدا بود
و جالب هدایت شدم به فایل های شما در باره خدا
برلن جالب بود و نمی دونم چه طوری هدایت شدن به یک قسمت از سریال زندگی در بهشت
این نقطه شروع من بود .
و بعد شروع کردم باتمرکز بالا سریال سفر به درو آمریکا دیدم سریال زندگی در بهشت و هر روز یه فایل رایگان
تا رسیدم به فایل درامد 3 برابر شدن در یک سال
اینو که دیدم گفتم خدایا خودت درست کن
و ماه بعد بهمالهام شد که برمی پیش دوستم به صورت رایگان کار کنم و کارهای اداری شغل خودم رو یاد بگیرم
خداروشکر اونجا میدیدم دوستم چقدر مشتری داره و فلان و هر روز باورهای من بهتر شد
و برج 1 شروع کردم به پرزنت کردن فک کنم 7 تا پرزنت انجام دادم که باعث شد درآمدم ماه بعد 5 برابر بشه
وای چه خوشحال شدم از اونجا شروع تغییرات کوچیک شد
و هر جا که قلبا از خدا هدایت خواستم منو هدایت کرد
بعد دوره 12 قدم خریدم دوره دوره احساس لیاقت
خداروشکر اتفاقات خوبی افتاده
و امروز روز تولدم هست حس میکنم امسال یه سال متفاوت برام میشه یه تغییر متفاوت یه درآمد بالای 100 میلیون و یا حتی بیشتر
روابط عالیتر
و آرامش بیشتر
خدایا مرسی کع همیشه در قلبم هستی و بهم داری میگی که بنده من کار رو به من بسپر و خودت آزاد و رها باش
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
مصطفی جان منتظر کی هستی که بیاد و نجاتت بده منتظر کی هستی بیاد و همین ده نخ سیگار رو براد بکنه پنج نخ و بعد بکنه براد ترک تو که داری رنج میکشی پس چرا اقدام نمیکنی مصطفی جان منتظر کی هستی که دوره قانون سلامتی رو برات بخره و برات عمل کنه و شیوه تغذیه ات رو درست کنه تا نجاتت بده از بیماریهایی که داری پسر مثل معده سوزهایی که داری که هر روز باید قرص بخوری. مصطفی جان منتظر کی هستی که بیاد دوره عذت نفس که یک سال و خورده ای هست خریدی بهش عمل کنه تا به نتیجه برسونتت و راحت بشی ازین همین درد و رنج مصطفی جان منتظر کی هستی تو این زندگی
مصطفی جان چرا فکر میکنید کالا که تو داری میری سر کار باید همه چیز درست شده باشه و دیگه همه چیز گل و بل با باشه چون تو داری میری سر کار روابطط عالی باشه حالت عالی باشه انرژیت عالی باشه همه بهت احترام بزارم چرا چون تو داری میری کبابی و الان که اینطور نیست حالت گرفتست و الان که زن بابات محلت نمیگذاره باهات سنگین هست حالت گرفتست و به محضی که محلت بزاره حالت توپ میشه و شاد و شنگول میشی میدونی چرا چون تو حال خوبم بستگی داره به شرایط بیرونی و این یک فاجعه بزرگ خیییلییییی بده پسر اگه بدونی چقدر بده همین الان اشک از چشمانت جاری میشه و از خدا طلب بخشش میکنی و دست به تغیر برمیداری ولی چکار کنم که تو درک نمیکنی اینا رو
اگر صاحب کار باهات خوب برخورد کنه حالت خوبه. اگر باهات بد برخورد کنه حالت گرفته میشه اگر خوب برخورد کنه میری سر کار. نکنه میگی من دیگه نمیخوام برم سر کار من علاقه ندارم به این کار تو حال خوبت دست مردم هست تو حال خوبت دست خودت نیست میفهمی اینا رو
مصطفی جان باید تغیر کنی خیلی زود باید دست به تغیر برداری وگرنه اون قورباغه ابپزتر میشه و از دست میره مصطفی جان حرفهای استاد عباس منش رو به بازی نگیر اینا حرفهای ایشون نیست حرفهای خداونده حاصل تجربیاتشه مصطفی میگی صبحها بیکارم میگی سر کار آقای برزگر گفته نیا و کارید ندارم مشکلی نداره من یه راه کار بهت میدم بشین صبح ها تا شب که میخوای بری سر کار روی دوره عذت نفس کار کن روی بخش اول قانون افرینش که داری کار کن میگی میترسم کار کنم اگر کار کنم حالم تغیر کنه و برم سر کار و آقای برزگر باهام بد برخوردخکنه چی تو روی خودت کار کن و میبینی که این ترسها همش توهم هست
مصطفی جان تو باید روی خودت کار کنی تغیر کنی و به درجه ای برسی که اطرافیانت التماست کنن که به ما بگو چکار کردی تو که نیچی نداشتی و از همه ما پایینتر بودی تو چکار کردی به اینجا رسیدی و تو در جواب فقط و فقط بگی سایت عباس منش همین مصطفی جان من دارم خجالت میکشم از استاد چقدر دیگه نصیحتت کنم کن بشینی روی دوره عذت نفس کار کنی عزیزم میگی بلد نیستم خوب بیا با هم شروع میکنیم میگی میترسم کم کم میریم جلو
ببین مصطفی تاریخ 6برج شش من از خدا تو همین سایت خواستم کمکم کنه و الان کار دارم و الان ابرو بهم داده و الان به جایی رسیدم که سر کار دیشب مشتری اومده میگه جانم عزیزم و داره با عشق با من برخورد میکنه اینا شوخی نیستا اینا عین معجزه است اینا خود خداست من یک روزی تو اوج غم و نجوا بودم از خدا خواستم خدایا هدایتم کن و خدا کمکم کرد و الان کار دارم مصطفی جان الان هم میتونی همین لحظه از خداوند کمک بخوری به خدا بگو خدایا کمکم کن بتونم دوره عذت نفس رو عمل کنم
خدایا کمکم کن بتونم مسیر استاد عباس منش رو بیام جلو
خدایا کمکم کن بتونم تغیر بدم خودم رو
خدایا کمکم کن من اگر نمیخواستم تغیر کنم نمیومدم کامنت بنویسم که این ذهن چموش داره میگه تو نمیخوای تغیر کنی
خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا قدرت تغیر رو به من بده
خدایا این صداهایی که به گوشم میرسه و من نمیدونم دلیل اصلیش چی هست رو از من بگیر
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا پروردگارا من فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی
خدایا پروردگارا من نیازمند تو هستم
خدایا پروردگارا من هیچی ندارم در مقابل قدرت و عظمت تو هیچی نمیدونم هیچی نیستم کمکم کن
خدایا پروردگارا میخوام سر کار کار رو برام آسون تر کنی خدایا تو برات کاری ندارن اسونش کن برام خدایا
خدایا پروردگارا کمکم کن بتونم ادامه بدم و موانع و مسائل و مشکلات رو کمکم کن حلش کنم و برم جلو
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا من نمیدونم باید چکار کنم تو بهم بگو من بلد نیستم تو بهم بگو چکار کنم
خدایا تو راه ذهنم رو باز کن تا بتونم فکر کنم و راه درست رو پیدا کنم خدایا از من بگیر نجواهای ذهنی رو
خدایا تو که میدونی من ذهنم هم نجوا دارم هم صداهایی که نمیدونم چی هست به گوشم میرسه دارم خدایا شلوغه شلوغ و تغیر برام سخته پس کمکم کن خدایا من سخت به تو محتاجم من خیلی میخوام کمکم کنی خدایا خدایا این صداها رو از من بگیر
خدایا پروردگارا بابت حال خوبی که بعد از نوشتن کامنتم پیدا کردم ازت سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی شادی آرامش و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
خدایا تو که میدونی من تو ذهنم نجوا دارم همون صداهایی که نمیدونم چی هست به گوشم میرسه ، خدایا شلوغه شلوغ و تغیر برام سخته پس کمکم کن خدایا من سخت به تو محتاجم من خیلی میخوام کمکم کنی خدایا خدایا این صداها رو از من بگیر
خدایا کمکم کن بتونم مسیر استاد عباس منش رو بیام جلو
خدایا کمکم کن بتونم تغیر بدم خودم رو
خدایا کمکم کن من اگر نمیخواستم تغیر کنم نمیومدم کامنت بنویسم که این ذهن چموش داره میگه تو نمیخوای تغیر کنی
خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا قدرت تغیر رو به من بده
خدایا این صداهایی که به گوشم میرسه و من نمیدونم دلیل اصلیش چی هست رو از من بگیر
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا پروردگارا من فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی کن
خدایا پروردگارا من نیازمند تو هستم
خدایا پروردگارا من هیچی ندارم در مقابل قدرت و عظمت تو هیچی نمیدونم هیچی نیستم کمکم کن
خدایا پروردگارا میخوام سر کار ، کار رو برام آسون تر کنی خدایا تو برات کاری نداره ، اسونش کن برام خدایا
خدایا پروردگارا کمکم کن بتونم ادامه بدم و موانع و مسائل و مشکلات رو کمکم کن حلش کنم و برم جلو
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا من نمیدونم باید چکار کنم تو بهم بگو من بلد نیستم تو بهم بگو چکار کنم
خدایا تو راه ذهنم رو باز کن تا بتونم فکر کنم و راه درست رو پیدا کنم خدایا از من بگیر نجواهای ذهنی رو
چقدر زیبا تو این دعاهاتون حال دل من را گفتید
در حال حل کردن مسایلی هستم و هر لحظه از خدا کمک میخوام که هدایتم کنه که دوباره مسیر را بهم روشن تر کنه تا راه را تشخیص بدم کمی به بیراهه منحرف شدم و دنبال نشانه و هدایت خداوندم
از شما سپاسگزارم خواسته من هم همین خواسته شماست
هدایت ، کنترل ذهن ،آرامش ، ایمان ، ادامه دادن در مسیر هدایت شدگان
سلام به استاد عزیز خانم شایسته گرامی
سپاسگذارم به خاطر این پروژه زیبای استاد
بریم سراغ جواب سوال ها:
من قبل از اینکه استاد بشناسم یه دختر کامل بی اعتقاد کینه ای عصبی انتظار داشتن زیاد از خانواده در کل بی هدف بی انگیزه
تا اینکه شد هدایتی از طریق گوگل با استاد عباس منش قران اشنا شدم شروع کردم به گوش دادن به حرف های استاد من به خودم تعهد دادم به مدت یکماه تمرکزی شروع کنم به گوش ادن به فایل ها من از فایل های روز شمار زنگدی از فصل اول شروع کردم هدایت شدم به کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم اصلا هر چی از این کتاب بگم کم گفتم اصلا دروازه ای از درک خداون به روی من باز کرد خیلی کتاب زیبایی بود تا اینکه شروع کردم به خریدن دوره 12 قدم چه دوره ای زیبایی این دوره وسط دوره که بودم هدایت شدم به دوره هم جهت با جریان خداوند
من به واسطه این دوره ها ایمانم به خداون زیاد خدا راپیدا کردم خودم شناختن اصلا یه ادم دیگه ای شدم واقعا منی که الان دارم این پیام مینویسم خیلی تلاش کردم برای این کسی که هستم من شب و روز فقط مینویسم یاد گرفتم که از کوچکترین چیزایی که دارم سپاسگذار باشم حال خودم خوب نگاه دارم بزرگترین کاری که به واسطه این دوره انجام دادم بخشیدن بود من چند سال از نزدیکترین کسای زندگیم کینه داشتم ولی با تلاش زیاد اون ادم بخشیدم و حال خوب کردم
واقعا وقتبی میفتی تو مومنتوم مثبت همه چی برات راحت میشه روی دوش خداوند سوار میشی لذت میبری
روز دوم
این کامنتو دارم از ارایشگاه مینویسم ؛ خیلی احساس خوبی داره ولی غلبه میکنی به اون حسه و شروع میکنی !
رزای عزیز واقعا هم صداشون پر از انرژی و حال خوب بود هم داستان معرکشون ! منم بار ها این رو تجربه کردم به شکلای مختلف . میدونین استاد شرک واقعا مخفی بوجود میاد ولی ما باید انقدر خوب کار کنیم روی خودمون که بسیار حساس بشیم به نشانه ها ! من الان خیلی بهترم نسبت به قبل راجب این موضوع که قشنگ میفهمم کجاها دارم از ریل خارج میشم توحید داره کمرنگ میشه !
من رشته سینما قبول شدم و موضوعی که بود کلی باور منفی هس تو پارتی میخوای تو فلان میخوای و من رفتم خیلی سنگین تحقیق کردم رثی این باور شرک الود ؛ همون بازیگرایی که اینو تایید میکردن من رفتم دیدم مثل خانوم مریم امیر جلالی درسته سریالای موندگاری بازی کردن ولی شما اثارو نگاه کنی یجا قفل شدن ! هیچوقت پیشرفت خاصی نکردن توی حرفه بازیگری به خصوص میگم و مثلا اقای اصغر فرهادی هیچوقت ایشونم برنمیداره ! ولی من مصاحبه اقای محسن تنابنده هم دیدم که تعریف میکرد چقدر تمرین میکرده اونموقع میرفتن مقاله ترجمه میکردن تازه بفهمن چی باید تمرین کنن مثل الان کتابای عالی ترجمه هم نشده بودن ! ایشون تمرکزش روی بهتر کردن تمرین خودشه و کسی که مهارت خودشو اصل قرار میده ایمان درونشو درواقع پشت توانایی هاش میزاره دیگه مگه قابل خراب شدنه ؟ کسی که منو با پارتی بیاره بالا پس فردا یکی خوش سیماتر بیاد جوون تر خوش سر و زبون تر بیاد خب منو مثل یه تیکه نون دور پیتزا پرت میکنه از اون بالا پایین ! پس خیلی مهمه شرک رو بریزیم دور …
برای اولین فیلم کوتاهمم دارم سعی میکنم با تموم وجود توحیدی باشم و کمک بگیرم خب بودجه خاصی نداریم ولی من از اشناها دوستان هرکی که فکر میکنم چیزی بلده سعی میکنم یه کمکی بگیرم ولی نگاهم اینه که اینا فرشته هایی از پروردگارمن نه اینکه اگه الان فیلم بردارم بره وای بدبخت میشم ! اقای کیوان محسنی رو حتما پادکستی که حرف میزننو ببینین ایشون خودش کل کارای فیلماشو میکنه یعنی یه فیلمایی میسازه با چه بودجه های کمی ولی چه کیفیتی اونم کلا با دو سه نفر از یه شهرستان توی شیراز هس به نام گراش ؛ خیلی درس داشت زندگیش واقعا و میفهمی میشه حتی تکی بری فیلم بسازی ! یجاهایی هم که نه کلی جا ضرر داره خب ؟ نمیگم تیم بده ولی اینم هستش قرار نیس به قولی هرکی خواست کاری کنه حتما به یکی بالاسرش باید باج بده ! بخدا همین مدیرعاملای دیزنی و نتفلیکس دوبار فیلم زیر دستشون بد بفروشه با تیپا پرت میشن بیرون همون رییسای اینا هم ممکنه خیلی راحت ورشکسته بشن اگه بخوان هی با غرور با این و اون رفتار کنن چیزی که ما از قدرتمندای ثروتمند در فیلما دیدیم ! و دلیل اینکه کم اتفاق افتاده اینه که خودشون حواسشون هس وگرنه طبق قانون تو هی بخوای اذیت کنی مسیر منحرف رو بری پرت میشی پایین میخوای جورج بوش باش رسوایی بیار میخوای هرکی باش …
سلام استاد عزیز،سلام دوستان،سلام روزای عزیز ،چقدر با احساس چقدر قشنگ و پر تلاش و صبورانه،از اون قسمت خیلی خیلی به دلم نشست که می گفتی روی اینه نوشتی خدا من نمیدانم و…و توضیحات عالی استاد ،خدایا منم نمیدانم تو میدانی کمکم کن
به نام خدا ،
عرض ادب و احترام ،
نمیدونستم چی بنویسم چون تغییراتم کوچیکه ولی برا خودم قابل لمسه ،
اما اینقدر فایل قشنگی بود و اینقدررررر صدای رزاخانم و حرفاش قشنگ بودن ،اینقدر قشنگ فرکانسش رو دریافت کردم که یه چندین بار گوشش دادم ،
اولای راهم ، قدم قدم دارم این کاری رو که شروع کردم پیش میبرم و همین امشب با همین امکانات باااااااید کوبیده بزنم و بفروشم در کنار قهوه … چون تا کباب نکنم قدم های بعدی گفته نمیشن و پیشرفت نمیکنم ، پس باید بزنم تا بدونم دیگه باید چیکار کنم ،
انگلیس رو هم دوس داشتم از قبل و یه لحظه فکر کردم رفتم انگلیس و برگشتم با صحبتای خانم رزا ،
احساس کردم منم بهتر و بیشتر دارم تغییر می کنم ،
دارم سعی می کنم شکرگذاریم رو با احساس تر کنم که مثل خانم رزا با تک تک سلول هام بتونم تغییر کنم و شکرگذار باشم ،
ممنونم خدای من ،
ممنونم استاد بزرگ ،
ممنونم رزا
و ممنونم از خودم که دارم ادامه میدم
به نام خدای بخشنده و مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیک تره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدایی که نعمتها و ثروتها دست اونه
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
یک عادت بدی که دارم حالا روزهایی دارم تو زندگیم که یه خورده حالم بد هست و اعصابم خورد و نجوا دارم یا مثلاً اگر کسی دلخورم میکنه خلاصه میخوام اینو بگم مثلاً شما میای یه چیز به من میگی و من یه چیز میگم و تموم میشه داستان و من پشت سر هم نجوا دریافت میکنم و چون من عادت دارم که اون نجواها رو بریزم بیرون و به طرف مقابل بگم منظورم افکاری هست که تو سرم اومده و من اون افکار رو به طرف مقابل میگم و باعث میشه طرف دستم ناراحت بشه و رابطه ام خراب بشه
من در گذشته خیلی خیلی خیلی خیلی اینجوری بودم لحظه به لحظه اینجوری بودم اگر خواسته باشم خودم رو با گذشته خودم مقایسه کنم تو زندگیم خداییش من نیستم آدم قبلیم که خدا این ادمای خوب رو دوروبرم اورده و من دارم باهاشون کار میکنم
فقط همت ندارم یه خورده فکر کنم و کامنت بنویسم نتایج تغیراتم رو در طول این یک سال و خورده ای به خودم میگم خوب تغیر کردم که کردم دیگه دیگه نوشتن نداره من باید ببینم کجام درد میکنه برم سراغ تغیر بعدی یعنی نمیام بنویسم کجا بودم کجا رسیدم به خورده مینویسما ولی یه خورده نمینویسم یه خورده ام یادم میاره نمیدونم یه چند روزی هست که دارم نماز میخونم اونم ظهر و شب در مقابل همچون خدایی که اینجوری اومده و از طریق آقای برزگر داره خدمت میکنه سجده کردن خداییش کمه من وقتی میبینم لطف و محبت خدا رو از دست هاش که خود خدا از طریق دستهاش داره بهم محبت میکنه به سجده میوفتم میگم سبحان الله ولله تو مزهی تو مشتی منزهی بابا تو خیلی مردی هر چی بگم کم گفتم از مردونگیش اینکه چقدر هوای منو داره بعضی موقعها شاید تو سختیها ازش پرسیدم تو منو برا چی میخواستی و میخوای که آنقدر هوامو داری آخه مشتی
فقط فقط فقط فقط فقط کافیه اراده بکنم چیزی بخوااااااام
همین
موتورم خراب شده بود نوبت گرفتم برا یکشنبه دیروز بردم تعمیرگاه سر کوچمون این بنده خدا زمین بری اسمون تخفیف نمیده نرخ همون هست که گفته آقا من فقط خواستم و خدا بهم یاد داد که چجوری باهاش صحبت کن و چکار بکن و من فقط دلم میخواست اگه هزار تومنم هست بهم تخفیف زده و اون مبلغی که گفته نگیره و همینم شد تخفیف خوبی بهم داد
فقط کافیه بخوام
من اینجا دارم کامنت مینویسم اگر همین الان دلم هوس خوانندگی کرد مجلس روضه خوانی خواستم پشت سر هم زنگ میزنن
من مغازه کبابی هم که داشتم اینجوری بود یه روزهایی بود که جواب نمیتونستم بدم از حجم کار
فقط خدایاااااا
همه چیز دست اونه
بهش گفتم مشتی تو که تو کار نانوایی دل اسا کار رو نرم کردی تعطیلیها به ما حقوق میداد اینجا هم درست کن دیگه
گفت دیشب صداش کن بیاد صداش کردم مرتضی بیا اومد قضیه رو براش تعریف کردم گفت اتفاقا خانم هم گفته این چند روزی که مصطفی نیومده مغازه پولش دادی گفتم نه حالا میخوام باشگاه ثبت نامش کنم و به لکرت هستم و اینا خلاصه باشگاه کن من فعلا قبول نکردم ولی صحبت کردیم که تعطیلیا هم حقوق کامل داشته باشم
نمیگم خدا رو درک کردم خیلییییی زیاد نه ولی در حد خودم درکش کردم
یادمه بار اولی که این فایلهای کلاب هوس با بچها رو گوش میدادم من تو بهشت بودم از بس حالم خوب بود و لذت میبردم بخدا بچها کلامشون کلام خداست از بس صداقت به خرج دادند حالا ان شائلله میرسیم به اون دوستمون آقا وحید عزیز که تو چهار سال چه نتایجی گرفته بابا اینا همش داره فریاد میزنه مصطفی خدا رو ببین که خداوند میتونه چه کارهایی رو برای انسان بکنه اگر آدم باورش کنه
دیشب سر کار حمید داماد خواهر اقای برزگر داره به مشتری میگه ما ممنون برنامه دیوار هستیم بخواطر اینکه آقا مصطفی از طریق دیوار با ما آشنا شد و چون مشتری داشت منو تحسین میکرد این حرف رو زد
کی این حرف ها رو سر زبانها میاره جز تو خدایااااااا من که اینا برام مهم نیستن خدا من تو برام مهمی
من تو خونه تک و تنها بودم من تو قهر چاه بودم من تو اوج گرفتاری بودم من تو دود سیگار و چایی غرق بودم من تو افسردگیهای شدید بودم من تو تنهاییهای خودم بودم من تو اشکهای خودم بودم خدایا من کسی رو نداشتم من اون روزها رو دیدم من تو اون روزها امیدوار به تو بودم حالا بیام بنده ات رو ببینم و خدایی که منو از قهر چاه نجات داده رها کنم بچسبم به بنده وای بر من وای خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن فقط تو رو ببینم خدایا کمکم کن فقط رو تو حساب کنم
من هر روز فایل های توحیدی رو گوش میدم استاد اون فیل فقط روی خدا حساب باز کن هر روز گوش میدم که یادم بمونه کجا بودم و کجا رسیدم
خدایا خدایا من باور دارم به این سایت باور دارم به استاد کمکم کن شجاعت عمل کردن هم بهم بده میخوام اینجا به بعد اهل عمل هم باشم
دیشب وقتی که آقا پیمان مشتری از ظاهرم از چهره ام تعریف کرد گفتم تشکر سپاسگذارم و یاد دوره عذت نفس افتادم یاد تمرینی که استاد داده بود افتادم شروع کردم منم از آقا پیمان تعریف کردن ذهنم میگفت حالا تو هیچ کدوم از تمرینات رو انجام نمیدی این تمرین رو انجام دادی گفتم همین باعث رشد من میشه مثل تمرین آینه که هر روز صبح انجام میدم و شروع کردم از آقا پیمان که ماشالا ورزشکارم هست و یک بدن بسیار عضلانی عالی داره که باشگاه میره و مشتری هر روزمون هست تعریف کردم و خوشحال شد گفت اومدم دیدمت انرژی گرفتم حالا دارم میرم سر کار و خداحافظی کردیم از هم دیگه و رفت
خدایا تو به من این عذت و مقام رو دادی و تو حفظش کن
خدایا من کسی نیستم
خدایا من هیچی سرم نمیشه
خدایا من بلد نیستم تو بهم بگو باید چیکار کنم چی بگم خدایا تو کمکم کن
خدایا کمکم کن
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی خوشبختی شادی آرامش و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
بنام خداوند بخشنده مهربان
خدایا هزاران بار شکرت می خواهم شکر گزاریم را از خداوند از همین جا شروع کنم از استادی تمام تجربه زیبای زندگی خودش را در اختیار من گذاشته تا من هم باورهای در ذهن خودم ایجاد کنم تا بتونم توحید را به معنای واقعی درک کنم وارامش خوشبختی وثروت سلامتی را تجربه کنم
خدایا هزاران بار شکرت
بعداز متعد شدن به گوش دادن دوره احساس لیاقت
مخصوصا حرف های که استاد زد دقیقا بدون زره ای تعغیر تمام این حرف های به همان شکلی که استاد گفتن من در ذهنم خودم به خودم زدم
واین خیلی برام امید وار کننده بود که استاد چقدر زیبا ودرست این گفتگوها را رسد کرده انگار تو ذهنم من هست همان طور این گفتگوها را پیدا کرده راحل درستش را هم با اموزش داده پس نقطه امیدورای من از اینجا شروع شده که خودم از دورن دوست داشته باشم
وبدون این شرایط الانم نه این این نیامده که مرا بدبخت کنه به شروعی هست برای من خوشبختی را ددرون خودم تجربه کنم
وبا عذاب وجدان واون احساس گناه که سال ها مغزم مرا وسلول بدنم مرا خورده بود خداحافظی کنم احساس عذاب وجدانی که خودش جای خدا زده بود
که عین یک والد بی رحم با من برخورد می کرد
وقتی فایل جلسه دوم را گوش کردم متوجه شدم
که چقدر در حق خدای درون خودم کم لطفی کردم چقدر در حق خدای درونم نامهربانی کردم
چقدر دیگران مهم تر وبا ارزش تر از خدای درون خودم می دونستم
وبرای خدای تو درون خودم ارزش قائل نبودم تمام ارزش خودم را در عوامل بیرونی می دیدم
وقتی صادقانه به سوالات جواب دادم من فهمیدم تو حالت عادی وحتی زمانی یک کاری درست انجام می دادم به جای اینکه خودم را تحسین کنم وبرای خودم غز درون خوشحال باشم بدترین حرف ها به خودم می زدم
همیشه می اومد اشتباهات که انجام داده بودم را تو ذهنم خودم مور می کردم وبه خودم میگفتم چقدر من ادم پستی هستم اگر این ادم های دوره ورم بدونن که من چه اشتباهاتی در گذشته کردم چون احساس گناه با به وجود امدن افکارمنفی در من شده بود ومن نمی دونستم دلیل این افکار منفی چیه همیش خودم را یه طوری با بقیقه ادم ها متفاوت می دونستم همیشه به خودم میگفتم اگر این ادم بدون من چقدر نگاه منفی دارم
وچقدرذهن منفی بینی دارم مرا طرد میکنن واین نگاه منفی را معیاری برای ارزش مندی خودم قرار داده بودم
واصلن توامندی خودم صفات خدا گونه خودم ذا نمیدم
این عذاب وجدان به خاطر اشتباهاتم با
باعث تحریب عزت نفس واعتماد بنفس در من شده بودم
بدترین حرف ها بدترین توهین ها همیشه خودم را از دیگران کمتر می دونستم
اصلن با خودم مهربانی نمی کردم ساعت ها روز ها وشب ها وقت می گذاشتم که دیگران را ارام کنم ولی هرگز زره ای ارزش برای خودم قائل نشدم
از این مهارتی که خداوند بهم داده که اینقدر راحت دیگران ارام میکنم وبه اونا احساس امید میدم
بیام از مهارت استفاده کنم خودم دوست داشته باشم به خودم احساس امید بدم بیام به جای. اعتماد عوامل بیرونی بیام وندای درونم وبه توامندی درونی خودم خدای درونم اعتماد کنم
وخودم لایق بدونم بدون قید وشرط وخوشبختی که در پول یک چهره زیبا ویک مهارت خاصی ویا یک جایگاه خاصی وبا یک ادم خاصی ویا یک مکان خاصی ویا شخصیت خاصی ودر یک کمک خاصی تصورش می کردم بیام از درونم خودم تصورش وتجربه اش کنم چیزی که با من بوده وهست واجازه ندم ذهنم درون را تخربب کنه بخواد نگران وبخواد خدای مهربان تو درون من هست وازدرونذمهربانی کنم با خودم
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی ام. من همیشه بهتون افتخار میکنم هم به شما و هم به خانم شایسته عزیز.
استاد من بار اولم هست این دیدگاه رو میزارم برای روی سایت.
استاد عزیز حرفهاتون و عمل به حرفهاتون واقعا انسان رو تحت تاثیر بسزایی قرار میدهد مخصوصا وقتی از توحید سخن میگویید.
استاد یه سوالی دارم امیدوارم بتونم جواب رو ازتون بگیرم. من دوره ی کشف قوانین، ثروت یک عزت نفس. رسیدن عملی به رویاها و صلح درون و کتابهاتون رو خریداری کردم و تقریبا کلشون رو گوش کردم. استاد من در این مدت دو سال که با شما آشنا شدم خیلی تغییرات خوب اومد اما من بعضی وقتها یه سوالی در ذهنم میاد که هنوز درست درکش نکردم. میشه راهنمایی ام کنید چطور باید فکر کنم؟
استاد شما در دوره رسیدن عملی به دوره ها میگید خدا انرژی هست و تو شکل میدهی خدا رو و هر چی که بخواهی میتونی خلقش کنی بعد در جای دیگر میگویید باید تسلیم باشید تا به شما گفته شود من بعضی وقتها واقعا گیج میشم شاید هنوز در مدار درستش قرار نگرفتم میدونم شما خیلی خوب درک کردید اما من درست نتونستم درک کنم. ممنون میشم اگر وقت کردید یه راهنمایی کنید ممنونم
خیلی دوستتون دارم
در پناه خداوند یکتا و قدرتمند باشید
سلام به استاد عزیزم، مریم جانم و دوستان خوبم
این فایل یکی از محبوبترین فایلهای سایت برای منه، بارها بهش گوش دادم، بارها به طرق مختلف هدایت شدم تا صدای زیبای رزا جان رو بشنوم.
رزا جان برای من تبدیل به الگو شد، همونطور که تو کامنت قبلیم گفتم ماهها مجبور شدم برم سرکاری که هیچ علاقهای بهش ندارم و توی تمام اون روزها صدای رزا جان توی گوشم بود که میگفت مهم نیست فقط میخوام کار کنم میخوام دستم تو جیب خودم باشه، رزا جان گفت یه روزی فهمید که چرا باید تو رستوران میکرده و منم مدام به خودم میگفتم بهاره الخیر فی ما وقع یه روزی میفهمی که چرا الان اینجایی.
واقعا کار کردن روی باورهای توحیدی اصله، من خیلی ضعف دارم خیلی جاها پاشنه آشیلمه، ولی خداروشکر میکنم که اینجام و کار میکنم روی خودم.
استاد عزیزم نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم، هر بار ناامید میشم هر بار فرکانسم میاد پایین میام سراغ دسته بندی گفتگو با دوستان شنیدن تجربه بچهها و دستاوردهاشون بهم جون دوباره میده.
به امید روزی که من فرصت اینو داشته باشم باهاتون صحبت کنم استاد عزیزم.
روز دوم پروزه تغییر را بغل کن
خداجونم ازت ممنون
این فایل رو گوش کردم و باهاش اشک ریختم
از صحبت های زیبای رزا
از آرامش رزا
از نتایج رزا
خدا جونممرسی ازت
چقدر قشنگ در باره کنترل ذهن گفتی
چقدر خوبه که من از دید مثبت تمام اتفاقات رو ببینم
نمیدونم ماجرای تغییرات رو از کجا شروع کنم .از سال 1401 فک کنم زندگی من خیلی تغییر کرد چون من دیسک کمر گرفتم و خیلی ناراحت و بهم ریخته و افسرده شده بودم
یه شب بعد از 5 یا 6 ماه افسردگی و سرکار نرفتن دیگه خسته شده بودم گریه می کردم و می گفتم خدایا خودت بگو چی کار کنم ؟مس خوام حالن خوب باشه می خوام پول به دست بیارم
و در همین حال و احوال بودم تو اینترنت زدم با خدا صحبت کن نمی دونم چی نوشتم فقط میدون اسم خدا بود
و جالب هدایت شدم به فایل های شما در باره خدا
برلن جالب بود و نمی دونم چه طوری هدایت شدن به یک قسمت از سریال زندگی در بهشت
این نقطه شروع من بود .
و بعد شروع کردم باتمرکز بالا سریال سفر به درو آمریکا دیدم سریال زندگی در بهشت و هر روز یه فایل رایگان
تا رسیدم به فایل درامد 3 برابر شدن در یک سال
اینو که دیدم گفتم خدایا خودت درست کن
و ماه بعد بهمالهام شد که برمی پیش دوستم به صورت رایگان کار کنم و کارهای اداری شغل خودم رو یاد بگیرم
خداروشکر اونجا میدیدم دوستم چقدر مشتری داره و فلان و هر روز باورهای من بهتر شد
و برج 1 شروع کردم به پرزنت کردن فک کنم 7 تا پرزنت انجام دادم که باعث شد درآمدم ماه بعد 5 برابر بشه
وای چه خوشحال شدم از اونجا شروع تغییرات کوچیک شد
و هر جا که قلبا از خدا هدایت خواستم منو هدایت کرد
بعد دوره 12 قدم خریدم دوره دوره احساس لیاقت
خداروشکر اتفاقات خوبی افتاده
و امروز روز تولدم هست حس میکنم امسال یه سال متفاوت برام میشه یه تغییر متفاوت یه درآمد بالای 100 میلیون و یا حتی بیشتر
روابط عالیتر
و آرامش بیشتر
خدایا مرسی کع همیشه در قلبم هستی و بهم داری میگی که بنده من کار رو به من بسپر و خودت آزاد و رها باش
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدایی که نعمتها و ثروتها فقط دست اونه
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
مصطفی جان منتظر کی هستی که بیاد و نجاتت بده منتظر کی هستی بیاد و همین ده نخ سیگار رو براد بکنه پنج نخ و بعد بکنه براد ترک تو که داری رنج میکشی پس چرا اقدام نمیکنی مصطفی جان منتظر کی هستی که دوره قانون سلامتی رو برات بخره و برات عمل کنه و شیوه تغذیه ات رو درست کنه تا نجاتت بده از بیماریهایی که داری پسر مثل معده سوزهایی که داری که هر روز باید قرص بخوری. مصطفی جان منتظر کی هستی که بیاد دوره عذت نفس که یک سال و خورده ای هست خریدی بهش عمل کنه تا به نتیجه برسونتت و راحت بشی ازین همین درد و رنج مصطفی جان منتظر کی هستی تو این زندگی
مصطفی جان چرا فکر میکنید کالا که تو داری میری سر کار باید همه چیز درست شده باشه و دیگه همه چیز گل و بل با باشه چون تو داری میری سر کار روابطط عالی باشه حالت عالی باشه انرژیت عالی باشه همه بهت احترام بزارم چرا چون تو داری میری کبابی و الان که اینطور نیست حالت گرفتست و الان که زن بابات محلت نمیگذاره باهات سنگین هست حالت گرفتست و به محضی که محلت بزاره حالت توپ میشه و شاد و شنگول میشی میدونی چرا چون تو حال خوبم بستگی داره به شرایط بیرونی و این یک فاجعه بزرگ خیییلییییی بده پسر اگه بدونی چقدر بده همین الان اشک از چشمانت جاری میشه و از خدا طلب بخشش میکنی و دست به تغیر برمیداری ولی چکار کنم که تو درک نمیکنی اینا رو
اگر صاحب کار باهات خوب برخورد کنه حالت خوبه. اگر باهات بد برخورد کنه حالت گرفته میشه اگر خوب برخورد کنه میری سر کار. نکنه میگی من دیگه نمیخوام برم سر کار من علاقه ندارم به این کار تو حال خوبت دست مردم هست تو حال خوبت دست خودت نیست میفهمی اینا رو
مصطفی جان باید تغیر کنی خیلی زود باید دست به تغیر برداری وگرنه اون قورباغه ابپزتر میشه و از دست میره مصطفی جان حرفهای استاد عباس منش رو به بازی نگیر اینا حرفهای ایشون نیست حرفهای خداونده حاصل تجربیاتشه مصطفی میگی صبحها بیکارم میگی سر کار آقای برزگر گفته نیا و کارید ندارم مشکلی نداره من یه راه کار بهت میدم بشین صبح ها تا شب که میخوای بری سر کار روی دوره عذت نفس کار کن روی بخش اول قانون افرینش که داری کار کن میگی میترسم کار کنم اگر کار کنم حالم تغیر کنه و برم سر کار و آقای برزگر باهام بد برخوردخکنه چی تو روی خودت کار کن و میبینی که این ترسها همش توهم هست
مصطفی جان تو باید روی خودت کار کنی تغیر کنی و به درجه ای برسی که اطرافیانت التماست کنن که به ما بگو چکار کردی تو که نیچی نداشتی و از همه ما پایینتر بودی تو چکار کردی به اینجا رسیدی و تو در جواب فقط و فقط بگی سایت عباس منش همین مصطفی جان من دارم خجالت میکشم از استاد چقدر دیگه نصیحتت کنم کن بشینی روی دوره عذت نفس کار کنی عزیزم میگی بلد نیستم خوب بیا با هم شروع میکنیم میگی میترسم کم کم میریم جلو
ببین مصطفی تاریخ 6برج شش من از خدا تو همین سایت خواستم کمکم کنه و الان کار دارم و الان ابرو بهم داده و الان به جایی رسیدم که سر کار دیشب مشتری اومده میگه جانم عزیزم و داره با عشق با من برخورد میکنه اینا شوخی نیستا اینا عین معجزه است اینا خود خداست من یک روزی تو اوج غم و نجوا بودم از خدا خواستم خدایا هدایتم کن و خدا کمکم کرد و الان کار دارم مصطفی جان الان هم میتونی همین لحظه از خداوند کمک بخوری به خدا بگو خدایا کمکم کن بتونم دوره عذت نفس رو عمل کنم
خدایا کمکم کن بتونم مسیر استاد عباس منش رو بیام جلو
خدایا کمکم کن بتونم تغیر بدم خودم رو
خدایا کمکم کن من اگر نمیخواستم تغیر کنم نمیومدم کامنت بنویسم که این ذهن چموش داره میگه تو نمیخوای تغیر کنی
خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا قدرت تغیر رو به من بده
خدایا این صداهایی که به گوشم میرسه و من نمیدونم دلیل اصلیش چی هست رو از من بگیر
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا پروردگارا من فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی
خدایا پروردگارا من نیازمند تو هستم
خدایا پروردگارا من هیچی ندارم در مقابل قدرت و عظمت تو هیچی نمیدونم هیچی نیستم کمکم کن
خدایا پروردگارا میخوام سر کار کار رو برام آسون تر کنی خدایا تو برات کاری ندارن اسونش کن برام خدایا
خدایا پروردگارا کمکم کن بتونم ادامه بدم و موانع و مسائل و مشکلات رو کمکم کن حلش کنم و برم جلو
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا من نمیدونم باید چکار کنم تو بهم بگو من بلد نیستم تو بهم بگو چکار کنم
خدایا تو راه ذهنم رو باز کن تا بتونم فکر کنم و راه درست رو پیدا کنم خدایا از من بگیر نجواهای ذهنی رو
خدایا تو که میدونی من ذهنم هم نجوا دارم هم صداهایی که نمیدونم چی هست به گوشم میرسه دارم خدایا شلوغه شلوغ و تغیر برام سخته پس کمکم کن خدایا من سخت به تو محتاجم من خیلی میخوام کمکم کنی خدایا خدایا این صداها رو از من بگیر
خدایا پروردگارا بابت حال خوبی که بعد از نوشتن کامنتم پیدا کردم ازت سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی شادی آرامش و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
سلام به مصطفی عزیز
خدایا تو که میدونی من تو ذهنم نجوا دارم همون صداهایی که نمیدونم چی هست به گوشم میرسه ، خدایا شلوغه شلوغ و تغیر برام سخته پس کمکم کن خدایا من سخت به تو محتاجم من خیلی میخوام کمکم کنی خدایا خدایا این صداها رو از من بگیر
خدایا کمکم کن بتونم مسیر استاد عباس منش رو بیام جلو
خدایا کمکم کن بتونم تغیر بدم خودم رو
خدایا کمکم کن من اگر نمیخواستم تغیر کنم نمیومدم کامنت بنویسم که این ذهن چموش داره میگه تو نمیخوای تغیر کنی
خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا قدرت تغیر رو به من بده
خدایا این صداهایی که به گوشم میرسه و من نمیدونم دلیل اصلیش چی هست رو از من بگیر
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا پروردگارا من فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی کن
خدایا پروردگارا من نیازمند تو هستم
خدایا پروردگارا من هیچی ندارم در مقابل قدرت و عظمت تو هیچی نمیدونم هیچی نیستم کمکم کن
خدایا پروردگارا میخوام سر کار ، کار رو برام آسون تر کنی خدایا تو برات کاری نداره ، اسونش کن برام خدایا
خدایا پروردگارا کمکم کن بتونم ادامه بدم و موانع و مسائل و مشکلات رو کمکم کن حلش کنم و برم جلو
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا من نمیدونم باید چکار کنم تو بهم بگو من بلد نیستم تو بهم بگو چکار کنم
خدایا تو راه ذهنم رو باز کن تا بتونم فکر کنم و راه درست رو پیدا کنم خدایا از من بگیر نجواهای ذهنی رو
چقدر زیبا تو این دعاهاتون حال دل من را گفتید
در حال حل کردن مسایلی هستم و هر لحظه از خدا کمک میخوام که هدایتم کنه که دوباره مسیر را بهم روشن تر کنه تا راه را تشخیص بدم کمی به بیراهه منحرف شدم و دنبال نشانه و هدایت خداوندم
از شما سپاسگزارم خواسته من هم همین خواسته شماست
هدایت ، کنترل ذهن ،آرامش ، ایمان ، ادامه دادن در مسیر هدایت شدگان