اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند یکتا سلام به استاد عزیزم و مریم بانو اولین قسمت از قوانین ثابت خداوند
در رابطه با کلمه انشاالله باید بگم که همونطور که استاد فرمودند اینجوری نیست که خداوند برای کسی بخواد یا برای کسی نخواد اگه بخواد اینجوری باشه خیلی از مسیرها رو که ما میخوایم طی کنیم و میخوایم یه هدفی رو شروع کنیم اگه با شک و تردید شروعش کنیم مطمئناً نمیتونیم به نتیجه دلخواه برسیم برای اینکه بتونیم هدفمونو به سرانجام برسونیم رسالتمونو پیش ببریم انگیزه داشته باشیم باید ایمان داشته باشیم به اون هدفمون که دریافتش میکنیم اون نعمت اون ثروته اون روابط هرچی هست باید بدونیم که حتماً میتونیم دریافتش کنیم پس اینکه بگیم معنی انشاالله اگه خدا بخواد به هر کی میده این درست نیست معنی اینه که اگه ما در مدار اون قوانین ثابت باشیم به ما داده میشه مثلاً من ظرف ثروتمو با باورهای درست باورهای قدرتمند کننده با افکار با تجسم با اقدامات هر چند کوچک رفتم مدار بالاتری از ثروت پس بنابراین دریافتهای بیشتری خواهم داشت و در رابطه با خواست خداوند در ارادالله قرار میگیره و اونجا توی قرآن همونطور که استادم فرمودند افراد و گروه خاصی رو مد نظرشون بوده که خواست خداوند این بوده که مثلاً مشرکان یا کافران عذاب داده بشن
از طرفی دنیا برای اینه که گسترش پیدا کنه به وسیله تک تک انسانهایی که هستند گسترش پیدا کنه و هر کدوم از ماها رسالت خاص خودمونو داریم و اگه قرار باشه خداوند به بعضی از آدمها نعمتها بده و به بعضیا نده بنابراین نمیتونیم باعث گسترش جهان بشیم چون انگیزه کافی نداریم حرکت کافی نداریم مثلاً من حرکت کردم اما از کجا معلوم خداوند به من بده پس بنابراین این دیدگاه درست نیست و و درستش اینه که بگیم خداوند وقتی که ما در مدار قوانین ثابتش باشیم تو هر مداری به همون اندازه به ما داده میشه
استاد خداوندهمیشه از لطف وکرمش درزندگیتون جاری کنه. شمادستی از دستان خداشدین برای من
اینقدربااین فایلتو حال کردم که حدنداره.
کلی برام اگاهی داشت
اینکه تمرکزاز تغییردیگران بردارید روی خودمون بزاریم.
وتوقرارنیست همه روراضی کنی تورسالتت نیست بلکه خداوند ادم های رو سرراهت قرارمیده که همیشه راضی باشن.
خدایاعاشقتم
هذامن فضل ربی
هرچه دارم از لطف رحمت تودارم خداجونم
امروز یه هماهنگی قشنگی برام چیدکه فقط عاشقانه شکرگذاری کردم.
آگهی که داخل دیوارگذشتم اصلاخبری ازش نبود ومنم بیخیال یه روزب طور اتفاقی یه حسی بهم گفت برو اسم اگهیتو تغییربده وجالب اینجامنم حرف گوش کن بدون اما چرا رفتم.
چیزی که بهم الهام شده رو انجام دادم.
تغییر اسموانجام دادم وروز بعدمشتری زنگ زد ونوبت گرفت. که توشوک بودم من یک هفته اگهی گذشتم الان تماس گرفته بعدش رفتم سالن مشتری اومد. گفت من داخل دیوار سرچ کرد اولین اگهی شمابودین تماس گرفتم.
باورتون نمیشه الان که مینویسم اشک ازچشمام جاری شده.
درصورتی که اگهی داخل دیوار یک روز بگذره میره اخرین اگهی قرارمیگیره.
درصورتی بعدیک هفته شایدم بیشتر این خانم سرچ کنه ومن اولین اگهی بودم.
ویه اتفاق معجزه واردیگه این بودکه چندساعت قبل از رفتنم دوباره یه حسی بهم گفتم به مشتری پیام بده درصورت نداشتن همراه بانک باخودتون پول نقدبیارید. اولین باری بود این پیامو ب مشتری دادم چون همه ی مشتری هام همراه بانک داشتن. بعدبامن تماس گرفتن که همراه بانک ندارم واین همه مبلغ عابرنمیده. منم گفتم مشکلی نداره بعدکارت بکارت کنید.
ایشون اومدن گفتن من ب طور اتفاقی رفتم داخل سوپر مارکت یه خانم خرید کرده دقیقا ب همین مبلغی که من نیاز داشتم بعدسوپرمارکت پول نقدقبول نکردمن ب خانمه گفتم من این مبلغولازم دارم بدین ب من من کارت بکشم قبول کردن وچقدرازمن تشکرکرده خیرببینی اومدی وگرنه من بایدچیکار میکردم. قربون خدابرم اینقدراسان قشنگ میچینه.
منم یه هماهنگی قشنگ این روزا داشتم که حسسابی کیف کردم.
چند روز پیش از دیجی کالا یه مقدار خورد و ریز واسه خونه سفارش دادم .یکی ازون وسایل جا ادویه ای کشو ای بود که هیچ جا پیدا نکردم.بناچار از دیجی کالا سفارش دادم .ولی خیلی دلم میخواست از نزدیک ببینم بعد بخرم ، که هیچ جا پیدا نکردم.
یکی دو روز بعد سفارش ، به صورت اتفاقی تو دیوار دیدم، اونم نزدیک خونمون، که میتونستم حضوری برم خرید کنم.
اولش حسم بد شد گفتم کاش صبر میکردم .ولی بعدش گفتم عیب نداره حتما خیری توش هست .امید بخدا.
در کمال ناباوری یه پیام از دیجی کالا اومد که سفارش جا ادویه ای شما کنسل شده ،بقیه موارد اوکیه.
خیلی خوشحال شدم و سریع با فروشنده دیوار تماس گرفتم و هماهنگ کردم و رفتم از نزدیک دیدم و خرید کردم .
جالبش اینجاست که یه چیز دیگه هم لازم داشتم که یهو جرقه زد تو ذهنم که اونم ازین بپرس ببین میزنه برات یانه .که بنده خدا با قیمت مناسب قبول کرد .در صورتی که بیرون بیشتر ازین قیمت داده بودن .تازه قراره خودش هم بیاره در خونه .یعنی حتی من زحمت رفتن هم نداشته باشم. وای خدایا شکرت.
یه چیز خیلی جالب تر دیگه هم اینه که یه جا حبوباتی کاربردی و کم جا هم میخواستم، و کلی هم اینور اونور گشتم ،که خداوند به زبون دخترم اورد که از همین بررگترش برای حبوبات بردار.و منم دیدم اره چه عالی میشه ، و یه جا حبوباتی 10 کشو هم سفارش دادم .
وای خدایا شکرت
چه تجربه ی دلنشینی، با یه تیر چند نشون زدم.
وقتی از ته دلت یه چیزی رو بخوای و پیگیرش باشی ،ازجایی که فکرشو نمیکنی خدا برات درست میکنه
سلامی ازته دل به استادعزیزم وخانم شاسته عزیزودوست داشتنی وتمام اعضای خانواده دوست داشتنی عباسمنش.نه اینکه من دوستتون دارماخودتون دوست داشتنی هستیدمخصوصامامان وبابای این خانواده که خانم شایسته عزیزواستادعزیزهستن دقت کردیدمثل مامان وباباچه قشنگ عمل میکنن والبته درست
پاشنه آشیل من دعوت همسرم به صحبتهای استادبودوهرروزهمسرمن دورترودورترمیشدتااینکه تصمیم جدی برای ترک اینکارروگرفتم وسراغ باورسازی درقران رفتم.من سه سال یه بارم سراغ قران نمیرفتم استادعزیزم طوری من روباقران اشنا کردکه الان روخوانی قران برام عذابه بایدباهرکلمه وهرایه کلی حال کنم وردشم.وامادرموردهدایت افرادبه راه راست
عاشق ایه186 سوره بقره هستم اگرازمن پرسیدندمن بسیارنزدیکم اینجااصلابگونداره استادفرمودندبه ترجمه داخل پرانتزکاری نداشته باشیدولی دراین موردخودشون هم بگورومیگن خدامیگه اگرازمن پرسیدن توپیامبرهم این وسط نیستی بنده عزیزمن یه بارراه گم کرده ازمن میپرسه خودم هستم همونطورکه تونامه31حضرت علی به امام حسن میگن حتی ازمن علی نخواه ازخودخدابخواه
حالاخداچطورخودشونشون میده یکی ازبهترین جاهایی که هست برای من توسایت عباسمنشه خداهمون حال خوبه
تاحالاپرسیدیدبخاطرخدایاقربتاالی الله یعنی چی
همون به خاطرحال خوب وبالارفتن فرکانسه
یه شب به یه درک قشنگی ازاین ایه رسیدم ازمحل کارم تامنزل 15 دقیقه راهه همیشه پیاده میام ومیرم اون شب موقع رفتن این درک به من رسید ازمغازه تاخونه همه داشتن میدیدن بی اختیارمثل ابربهاراشک میریختم تارسیدم خونه رفتم داخل حمام میخواستم بااون حالم تنها باشم زیردوش اشکهام روحس میکردم نمیدونم چقدرشدوازحمام بیرون اومدم برای لحظاتی اشکم قطع شدولی دوباره باشدت بیشتروبیشترسرازیرشدخیلی خیلی خیلی خیلی خوووووووووب بوددوباره میخوام این حس قشنگ روتجربه کنم.این تجربه قشنگ حاصل شبانه روزگوش کردن به فایلای زیبای استاد ومتنای زیبای خانم شایسته عزیز وکامنتای همه ی عزیزانه
بهترین جایی که حضورخدا روحس کردم سایت عباسمنش هست
خدابه پیامبرش میگه توکاره ای نیستی علی به پسرش میگه من کاره ای نیستم اونوقت من سوپرمن بازی دربیارم وخدایی کنم وبگم من همسرم روهدایت کنم بعدخودمن که هنوزشناکردن نیاموختم میخواهم اورانجات دهم وخودم هم غرق میشوم
گفتم میرم تافقط خودم وخودم قدم قدم دم دم برم جلو
دوباره ازصحبتهای استادهدایت شدم به معنی امربه معروف ونهی ازمنکردرقران خیلییییی باحال بوددوستان اگراینکاررونکردید حتماانجام بدیدمن هروقت مراجعه کردم یه درک متفاوت داشتم وهمه ی این درکها توصیه به من درموردخودم بوده .معروف شناخته شده.اگرازشماخیلی سوال شدبه قول استادالتماست کردن اون چیزی که خودت ازش شناخت کامل کامل داری وخودت بارهاتجربه داری دراختیارش میزاری این یکیش بود
کارم شده کشف درقران ولذت بردن ازان برای دل خودم ولی موضوعاتی که به این فایل مربوطه
هرشب به قران به دیده کشف نگاه میکردم که ببینم خدابه من چی میگه یه شب کتاب روبستم وگفتم خداهرچی میخوادبگه بهم میگه فرداش یه پیرمرد قرص وباحال اومدتومغازم وچیزایی درموردقران بهم گفت که اگرسالهاتوقران کشف میکردم بهش نمیرسیدم یکیش که به این فایل داره کلمه پیامبرهست
درقران رسول ونبی هردوبه پیامبرترجمه شده ولی معنی رسول یعنی پیام خداکه توسط هرشخص یاچیزیااتفاقی به مامیرسه ومعنی نبی خودشخص پیامبراست من هم مثل استادعاشق الهامات هستم استادتوصحبتاشون گفتن الهامات وهدایتهای خداانقدرراحت هست که ازطرف ادمای معمولی وذهن ما مسخره میشن چندجاتوقران اومده که یه جاش ایه30سوره یس هست وازکلمه رسول که همان پیام خداست استفاده شده وچقدرازاین پیامها وتمرینهای مسخره شونده توسایت عباسمنش فراوونه .انرژیم به لطف پدرومادراین سایت وفرزندان این سایت روهزاره وایمان دارم حتی ازطریق تایپ هم انتقال پیدامیکنه خیلی خیلی خیلی ازهمتون سپاسگزارم توپرانتزبگم استاداینقدرکه خودتون اززندگی دربهشت وسفربه دورامریکالذت بردیدصدهابرابرمن لذت بردم وتوایران تجربش کردم برای مثال شماکه فایل ابشارنیاگاراروگذاشتیددوروزبعدش خیلی اتفاقی من به ابشاری درایران رفتم وبزودی خودنیاگاراروتجربه میکنم
یامثلامیگم اولین کلمه ای که به پیامبرچی بودوچرا ازبین این همه کلمه اقرا حداقل سه ساعت خدادرمورداین کلمه به من اگاهی رسوند
اقرا فعل امره فعل امردرزمان حاله همین الان بخوان حالاچرابخونه چون عاشق خوندن بود چراعاشق خوندن بودچون بیسوادبودو…
دوایه بعدش میگه ماانسان راازعلق بوجوداوردیم ونگفته ازعلق انسان رابوجوداوردیم اول کلمه خوبه که انسان بوده اورده مثل اینکه به مامیگن یه خبرخوب دارم یکی بدکدوم رواول بگم درستش اینه که بگیم خوب رواول بگو یاته دیگ غذارواگه دوست داریم اول غذابخوریم نه اخرغذا
من عاشق داستان زندگی یوسف پیامبرم
یوسف نخواست برادرانش راموردنصیحت وهدایت قراردهدفقط حال خوبشودرهرشرایطی حفظ کردوحسادت برادرانش وبه چاه افتادن وهوسرانی زلیخا وزندان وقحطی همشون چیزای بدی بودن ولی برای یوسف عالی شدن
وقتی حال یوسف خوب بوداون هدایت اطرافیان خودبخودانجام شدحال یوسف روی انهاهم تاثیرمثبت گذاشت .زلیخایی که خدایی نمیشناخت بهترین رفیقش خداشد مردم ازگمراهی وبت پرستی وقحطی نجات پیداکردن زندانیهانهتنهاازادشدن بلکه افرادمهمی شدندچون فرکانس یوسف بیشتربه پروبالشون گرفته بودالبته درمرحله اول چون خودشون خواستن واین خیلی مهمه واللایه زندانی هم بودکه میخواست یوسف روبکشه اوهم درکناریوسف بودحتی برادران یوسف که خودشون یوسف روتوچاه انداخته بودن وفاصله فیزیکی بااوداشتندهم موردلطف حال خوب یوسف قرارگرفتن اونها هم ازقحطی نجات پیداکردندوسعادت یه عمل زیبا به اسم توبه نصیبشون شدیعقوب هم ازقحطی نجات پیداکردویک لذت بسیارشیرین چشید.شمایک ساعت ازعزیزی خبرنداری بعازیک ساعت خبرمیدن حالش خوبه فقط همین چه حسی عالی بهتون دست میده حالاببینیدیعقوب چه احساسی روتجربه کرده .یوسف استادهم همیشه تواین سایت هست چون همیشه اسمش هست وبامثالش چه ارامشها وشادیهایی نصیب بچه های سایت شده
یاهمه میگن همه میگنااااایوسف چون به غیرازخدابه کس دیگه ای رجوع کردهفت سال دیگه توزندان موندواین اشتباس .یوسف که همونجا توبه کردودرضمن خدای ماخدایی نیست که بخوادزیروروبکشه”اشکهام هدیه قدمهای شمابزرگواران”خدای ماخدایی هست که میگه بشارت بده به اوناعذاب علیم رو.عذاب که خیلی بده عذاب علیم که بدترولی خداتوقرانش فکرکنم شش بارکه دوبارش توسوره زیبای توبه اومده خدایی که عذاب علیمش مژدگونی داره روچطوربه مامعرفی کرده بودن والبته وصدالبته مقصرماییم که مثل ابراهیم خودمون تحقیق نکردیم خودمون کشف نکردیم .بریم سراغ یوسف علیه السلام
اگراون موقع یوسف اززندان بیرون میومدنهایتامثل یه شهروندمعمولی زندگی میکرداگه نمیکشتنش یاازشهربیرونش نمیکردن چون میخواسته به همسرعزیزمصردست درازی کنه.چی میشه اون شرابداراون موقع یادش میره ولی ولی هفت سااااااال بعدیادش میفته.چون یوسف بایددرزمان قحطی ازادمیشدحالاقحطی روباکیامدیریت کردباهمون زندانیا پس زندان هم براش خوب بودخودش هم گفته بودوازهمه مهمترایندفعه اومدن باسلام وصلوات بردنش نه درخواست خودش خلاصه کردم حالابزاریدکناراینکه چرااستادعباسمنش چراباراول که اون استادارایشگری امریکا روبهشون پیشنهاددادنرفت حتی خواهراون ارایشگرهم توهمین مسیرهابودچراحتی برای باربعددراخرازفرانسه رفت واین جمله روشنید
مادوست داریم شمابه امریکا مسافرت کنید یوسف هم این جمله روشنیده بود
چون تسلیم بودندمثل ابراهیم
من هم اگرتسلیم باشم وبه قول استاددرقدم اول دوازده قدم ان ای بگم من هیچ چیزنمیدونم توبه من بگو
وقتی من هیچ نمیدانم چیو میخوام به همسرم تفهیم کنم
صحبتهای استادعباسمنش ازطرف خداست صحبتهای خانم شایسته عزیز ازطرف خداست چون مواداولیش وپختش همه از عشقه
ولی صحبتای من برای همسرم به علت نگرانی که من دارم یاشورمیشه یابی نمک
یعقوب هم نگران بودوبهترین چیزکه تودنیامحبت است روتبدیل کردبه حسادت پسراش
محبت به یوسف باعث حسادت پسرای دیگه شد ولی خدای مهربون اونم به خیرتبدیل کرد.میگن به معتادامحبت نکنید براشون سمه یادیابتیهاشیرینی که چیزخوبیه براشون سمه چون حالشون بده ولی یوسفی که حالش خوب بودذهرهم براش شیرین ترازعسل شد حال خوبی که بااعتمادبه خدایی که کارشوبلده بوجودمیاد
پس من هم تصمیم قطعی گرفتم تمرکزکامل کامل فقط روی خودخودم “صلات”خوشاانان که دایم درنمازند
خوش بحال اونایی که مثل ابراهیم مثل یوسف مثل موسی مثل عیسی مثل محمدومثل…فقط تمرکزشون روی خودشونه وحال دلشون وبع ازاون خودبخودروی اطرافیان تاثیرمیزاره
کامنت شما رو خوندم و بعد از مدتها دست به نوشتنم شروع شد.
چون لذت بردم از درکت.لذت بردم از اگاهی های که با خوندن کامنتت بهم داده شد.خدا رو سپاسگزارم که هدایتهاش رو همیشه میرسونه.
حتی بوسیله دلنوشته ی یک دوست در سایتی که مامن و گنجی ارزشمند برای همه مونه.
همه ی نکته ها و اگاهی هایی که اشاره کردی، برای من یک طرف، قسمت اخر هم یکطرف دیگه.
اونجایی که نوشتین :
صلات”خوشاانان که دایم درنمازند
از قبل با توضیحات استاد متوجه شده بودم که معنی اصلی صلاه چیه.
و حتی وقتی خانواده ام پاپیچم میشدن که چرا نماز نمیخوانم ، توضیح میدادم که اون نمازی که شما فکر میکنین ، یکی از تفسیرهای صلاه هست،،، و خوب با گارد بدی روبرو میشدم .فکر میکردن از راه خدا خارج شدم ، اما فکر اونها مهم نبود.خودم مبفهمیدم پا در چه مسیر طولانی اما شیرینی گذاشتم.
توجه به خدا ، در همه حال
همون دائم الصلاه میشه
روحم لذت برد از شنیدن پیام امروز خداوند از زبان شما.
یار ودلدارم ،مونس وهمراهم ،شکرت برای حس آرامش وخیال راحتی که به قلبم جاری می کنی.
شکرت برای گام یک یه پروژه جدید که نامش درک عمیق تر قوانین توست.
هرچه آگاهی از استاد یاد گرفتم ،زندگس را برام روان تر کرد.
هرجا عمل کردم و طبق قوانین تو پیش رفتم ،اشان شدم برای آسانی ها.
سمت تو،و قوانین تو درست است وفقط این سمت من است که نوسان داره.
با این همه قوانین در مورد دوره هم جهت با جریان خداوند ،باز در مومنتوم منفی میفتم ویه مدت که می گذره مثل غورباقه که تو آب گرم اول نمی فهمه ،ولی بعد می فهمه وبالا و پایین می پره ،بعد میفهمه .
احساس خوب =اتفاقات خوب
این یه قانونه
لا خوف علیهم ولاهم یخزنون
این یه قانونه
کنترل ذهن داشته باشم =بندگانی که خدا در حال هدایتشونه همیشه واین کنترل ذهن باعث میشه همیشه هدایت بشوند یه خوبی ها
این یه قانونه
اعتراض از ناخواسته ها وصحبت نکردن در مورد آنچه که نمی خواهیم .
این یه قانونه
نخواهیم کسی را که در فرکانسش نیست با قانون آشنا کنیم ،چون تمرکز می ره بر بقیه و احساس ارزشمندی را وصل کنیم به عوامل بیرونی .
این یه قانونه.
این چند تااز قوانین را که از استاد یاد گرفتم، برای خودم نوشتم که مرور بشه برام ویه یادم بیندازم.
که اگر ذهنم را کنترل نکنم دستم را کردم تو آتیش وعواقبش با خودمه .
زمانی که هدایت شدم به دوره دوازده قدم نارانان ،اولین قدم ،این بود که عجزت را بپذیر که هیچ کسی را نمی تونی جز خودت تغییر بدهی.
چقدر سخت بود برام بپذیرم ولی کم کم با سوالات قدم یک که اصلی ترین قدم بود ،رشد کردم.
واکر تو اون دوره دوازده قدم نبودم هدایت نمی شدم به این سایت.
انگار مثل پازل خدا بران چیده بود تا آماده بشم برای این آگاهی های ناب از زبان استاد.
چقدر درک قوانین سایت خداوند ،به انسان برای اینکه خوشبخت زندگی کنه واسان بشه همه چیز براش ،سپاسگزاری داره .
همه از این آگاهی ها دریافت نمی کنند ،جز اینکه آماده اش باشند .
اگر به من قبل از اینکه آماده باشم برای دریافت این آگاهی ها ،کسی به من می گفت ،من لجبازی می کردم و درست برعکسش عمل می کردم.
خدارا شکر می کنم که درست واصل قانون را که سالها یه دنبال درکش بودم ،هدایتم کرد .
تازه بهتر فهمیدم ،که چقدر به خودم ظلم کردم ،که می خواستم بقیه را خوشبخت کنم و فکر می کردم می توانم کمک کنم .
ولی نتیجه اش توقع ازمن شد .
اگر یه کدوم از اون تمرکز را برای خودم می داشتم ،هم از خودم راضی تر بودم وهم قوی تر بودم.
ولی خدا را شکر که رفت توی وجودم این آگاهی ،که نخوام کسی را تغییر بدم .
اگر من زرنگم ،روی خودم کار کنم ،وخودم پیشرفت کنم و برای خودم ارزش قائل باشم وخودخواه باشم.
استاد اولین بار مفهوم یرید و شی را که از شما توی دوره قانون افرینش شنیدم ،چقدر بار از روس دوشم برداشته شد.
چقدر احساس شادی کردم وکج فهمی در مورد عدالت خدا از ذهنم رفت .
در ابتدا بر خود لازم میدانم از استاد عباسمنش عزیز، که واقعاً برای من در جایگاه حقیقی یک استاد قرار دارند، و همچنین از خانم شایستهی گرامی صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم.
تشکر ویژه دارم بابت راهاندازی پروژههای ارزشمند و عمیق؛ بهویژه پروژهی «تغییر را در آغوش بگیر» که برای من پروژهای ناب، اثرگذار و تحولآفرین بوده است. از خداوند متعال، به تعداد تمام کلماتی که در این پروژه بیان شده، برای شما خیر و برکت دنیا و آخرت را مسئلت دارم.
لازم میدانم به نکتهای شخصی اشاره کنم؛ حدود 11 یا 12 سال پیش از خداوند پرسشی در ذهن داشتم:
چرا میان انسانها تفاوتهای زیادی وجود دارد، از جمله تفاوت در درآمد و شرایط زندگی؟
در همان زمان، خداوند مرا در مسیری توحیدی هدایت کرد و پاسخ این سؤال، بهروشنی در جلسهی اول «توحید عملی» به من داده شد؛ اینکه تفاوت انسانها، ریشه در تفاوت باورهای آنان نسبت به خداوند دارد.
شناخت دقیق قوانین الهی، نقطهی عطفی در این مسیر بود؛ قوانینی که به باور من، برای نخستینبار در سطحی جهانی، استاد عباسمنش عزیز با منطق قرآنی توانستند آنها را برای همگان تبیین و اثبات کنند.
امروز هیچ شک و شبههای ندارم که خداوند بهصورت سیستمی عمل میکند. اگر در زندگیام با مشکلی مواجه میشوم، همواره و بدون استثنا، ریشهی آن از ناحیهی خود من است؛
من باور درست نسبت به آن موضوع نداشتهام،
من از نظر فرکانسی در جایگاه مناسبی قرار نگرفتهام،
من تنبلی کردهام،
من دچار کجفهمی شدهام؛
خلاصه اینکه همواره «من» مسئول بودهام.
در مقابل، خداوند همیشه در حال ارسال نعمت، در حال بخشش و دهش است؛ فراوانی الهی همواره در حال گسترش و توسعه میباشد. اگر محدودیتی وجود دارد، از باورهای محدودکنندهی من نشأت میگیرد، نه از جانب خداوند.
چندی پیش مقالهای میخواندم که نویسنده در آن به برخی از صفات ذاتی خداوند اشاره کرده بود:
اینکه خداوند خالق است،
مهربان است،
عاشق است،
زیباست،
گسترشدهنده و توسعهدهنده است،
همواره و در همهجا حضور دارد،
و همهی انسانها را همانگونه که هستند، پذیرفته است.
به این معنا که خداوند از پیش از همهی انسانها راضی بوده و این ذهنیت و باور انسان است ـ یا ارادهی شخصی او ـ که موجب دوریاش از خداوند میشود. نویسنده تأکید کرده بود که قدرت ارادهی خداوند همواره و در همهجا جاری است.
بر این اساس، به این نتیجه رسیدهام که من باید تغییر کنم؛
باید ذهنیت و باور خود را نسبت به خداوند اصلاح نمایم تا زندگیام در تمام ابعاد دستخوش تغییر شود.
در پایان، بار دیگر از راهاندازی پروژهی جدید صمیمانه سپاسگزارم و از خداوند متعال برای شما ثروت، سلامتی، آرامش و برآورده شدن تمام خواستههایتان به سادهترین و بهترین شکل ممکن را خواهانم.
با اینکه مدتها قبل گوش کرده بودم باز برام تازگی داشت و البته که من هنوز نقص دارم و تا یکی کمی بخواد بیاد این سمتی تمام خودمو براش میزارم و بعد با بی توجهی اون شخص از انرژی م هدر رفته ضرر میبینم
به تازگی ضربه خوردم و دیگه به خودم قول دادم سمت تغییر کسی قدم برندارم و باید بپدیرم هرکی هرجایی که خودش میخواد باید باشه و من خدا نیستم.
و خیلی یهویی خوهرزاده م اومده میگه چیکار کنم منم حالم خوب بشه
چون ازش توقعی نداشتم تنها سایت رو بهش معرفی کردم و فراموشش کردم
بعد از چند روز اومده میگه خاله جان تو ناجی من بودی و جلسه چهارم تحول زندگی م و باید چندبار گوش کنم
خوشحال شدم و فهمیدم همینه پیامبر تنها باید ابلاغ پیام کنه و بره
جزئیات و تایید به تمرین با خود بندگان بوده و هست
مرجان هم بهش گفتم حال زندگی م بده چی کار کنم؟
به من تنها یه جمله کوتاه گفت و من فرداش اومدم گفتم انجام دادم و یکم حال روحیم بهتره و هر روز یه نکته یه نکته و حالا باهم در مسیر زندگی داریم لذت میبریم.
خدایا شکرت بابت استاد و فایل ها
تنها باید بگیم خدایا کمکم کن عمل کنم این اگاهی ها و در ضمیر ناخوداگاهم ثبت و ضبط بشه
البته که خوشحالم چندبار اشتباه کردم و خواستم تغییری در دیگران حاصل کنم تا به درجه فهم این اگاهی برسم
یه جا نوشته بود از اشتباهاتم خوشحالم چون باعث شدن تجربه ای برام بشن.
پایین براتون یه متن خوشکل مینویسم:
اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردم…
ولی اگر کارهای دیروزم را نمی کردم عقل و تجربه امروزم را نداشتم !!!
خیلی از شما ها سپاس گذارم که پیام خداوند را به من ابلاغ کردین .
این که استاد گفت انسانهای پاک رو کنار هم قرار میدهد
من الان دارم درک میکنم
شب ها خداوند دستم و میگیره و من دارم تمرین های دوره هام رو انجام میدهم تمرین ستاره قطبی تمرین کد نویسی خدا دستمو میگیره در حال انجام تمرین ها پای دفترم خوابم میبره
واقعا که نمیدونم چرا منو از کنار همسرم جدا کرده که من کنارش نباشم
چون همسر من قوانین کار نمیکنه
خیلی رابطه خوبی هم با هم داریم خیلی عاشق هم هستیم
ولی نمیدونم به چه دلایلی جدا شدیم از هم البته که بعضی وقت ها هم پیش هم هستیم ولی خداوند این و در دست داره و منو در آغوش میگیره و میخواباند یک خواب لذت بخش سر شار از آرامش رو دارم این که استاد گفت آدم های پاک و کنار هم قرار میدهد رو من قبول دارم
این پیام خدا هست
و هر دستوری خداوند بهم بدهد من تسلیم او هستم
چند وقتی هست که یک حسی بهم میگه بیا قرآن رو دوره کن مطالب قرآن رو بخون
کلام استاد فقط گفتم پیام خدا هست این همه نشانه بهم داده خداوند که بیام از مطالب قرآن استفاده کنم و بیشتری بتونم باور بسازم درسته از دوره های استاد خیلی استفاده کردم خیلی نتیجه گرفتم درسته ولی جهاد اکبر یعنی این که سنگ تموم بزارم برای خودم نگران اطرافیانم نباشم خدا منو هدایت کرده دیگران رو هم هدایت میکند همه قابل هدایت شدن هستند خدایا شکر
من میپذیرم که من باید در مدار هر خواسته ای دارم باشم تا آن را بدست آورم پس من تعهد میدهم به کلام خدا در قران پس ببرم و عمل کنم در مورد اموز رهای استاد و کلام خدا
استاد بارها تو دوره دوازده قدم گفته بچه ها برین تو قرآن پیدا کنین مثلا فلان الگوهای قرآنی رو من فقط دارم پیام و میرسونم خودتون مسئول زندگی خودتون هستین وقتی استاد این و میگفت اون موقع ذهن من مقاومت داشت
انتظار من از دوره دوازده قدم چیز دیگر بود ولی حال به خدا میگویم خدایا من تسلیمم من پیرو امر تو هستم تو هدایتم کن امین
استاد هر کجا هستین سلامت و پیروز باشین دوستان عاشقتونم استاد و مریم شایسته عاشقتونم
دیشب خواب دیدم یکی از افرادی که تابحال ندیده بودمش و نمیشناختمش اما تو خواب انگار میشناختمش تو یه مکان جدید داشتم درباره شما و سایت باهاش صحبت میکردم اسم شما رو نیوردم اما گفتم یه استادی هست یه سایتی داره که درباره موفقیته و داشتم خلاصه یسری موارد و براش توضیح میدادم اونم سر تکون میداد و میگفت ا اها عجب و… و مستقیم تو چشمام نگاه نمیکرد و داشت کارش و انجام میداد بعد تو همون خواب تو ذهنم با خودم گفتم اصلا چرا اینکارو کردی استاد میگه کسی که نخواد مسیر درست و بره زورشم کنی کار خودش و میکنه و حرفهات براش مثل لالایی میمونه بعد با خودم گفتم خوب شد اسم استاد و نیوردم اگه خیلی براش تکون دهنده باشه من ک ازینجا رفتم پیام میده اسم استاده و اسم سایت چیبود؟ و امروز تو سایت با این فایل مواجه شدم عجب همزمانی بینظیری
بنظرم یکی از خیال راحتی ترین موارد و ایمان داشتن و ارامش اینه که اگه ما در قوانین دریافت قرار بگیریم به ما داده میشه طبق قانون و این باعث میشه ما روند درست خودمون روند یا سبکی که ازش نتیجه گرفتیم و دنبال کنیم فارغ ازینکه 90 یا حتی 99درصد بقیه یه روش دیگه رو میرن چون قبلا یادمه وقتی تازه با مباحث قانون جذب و کلن قوانین آشنا شده بودم یه کلاسی میرفتم و از استادش این سوال و پرسیدم که استاد اکی ما این فرض و میگیریم که سبک زندگی و فکر کردنمون و تغییر بدیم و ادم درست و راه و روش درست و پیش بگیریم پس کارهایی که قبلا کردیم چی؟ یعنی اونا پاک میشه ؟
و ته ذهنم میگفتم اگه من ادم درستی باشم و قوانین و درست اجرا کنم اگه بقیه موارد (عوامل بیرونی) در جای درست خودشون قرار نگیرن چی؟ و طول کشید تا این برام جا بیفته
در مورد سوال اولم استادم داشت موضوع نداشتن احساس گناه و رو توضیح میداد حالا به روش دیگه یا شاید من چون اون زمان تو مدار شنیدنش و درکش نبودم درست متوجه نمیشدم اینکه آقا تو از الان به بعدت و حال زندگی رو دریاب گذشته گذشته و تمام کارهایی که انجام دادی باعث تجربه شده حتی کارهای غلط و تو عزت نفس استاد بینظیر اینو توضیح دادن که دختر خوب این منطق و جایگزین کن برای اینکه احساس گناه ندی به خودت( چون مخرب ترین فرکانسه ) که هرکس دیگه ای جای من بود و شرایط اون موقع منو داشت شاید همینکارو انجام میداد و چه بسا بدتر یا اون زمان من فکر میکردم این روش درستی هست و ازش بعنوان تجربه استفاده میکنم و دیگه تو احساس بد نمون و خب اصلا کار راحتی نبود خیلی کار کردم روش و اینو با خودم تکرار کردم هربار که با هر منطقی دستت و ببری تو آتیش میسوزه با هر منطقی بری بالای بلندی پرت کنی خودت و اگه نمیری سالم نمیمونی پس قوانین هم همینه چه تو خوشت بیاد چه نیاد چه آگاهانه تو احساس گناه بمونی چه نااگاهانه
و باز این جمله رو اینروزها سرلوحه زندگیم کردم و چقددددددر ازش دارم نتیجه میگیرم
اگه در مسیر درست باشی هر اتفاقی بیفته برات به نفع تو هست *
و این نگاه باعث شده حتی اگه مورد یا تضادی هم بوجود میاد دیدگاهم و نوع تفکرم و بهش تغییر بدم و اون بشه نقطه قوت زندگیم فقط به کنترل ذهن بیشتری احتیاج هست اولش و میدونم که اونایی که تجربه کردن میدونن چه آرامشی داره و همش میگم نووووش جون استتاااد دریافت نعمتها و خب هرچی بیشتر میری جلوتر و این نگاه برات جا میفته کنترل ذهن کار راحتتری میشه
خدایا کمکم کن همیشه راه درست و در پیش بگیرم و ایمانمو حفظ کنم پروردگار من زندگی رو شونه های خداوند نشستن خیلی خیلی زیبااااست
ممنونم ازتون استاد بینظییرم دوستتون دارم و خدا رو شکر که تو مدار شنیدن و درک این آگاهی های ناب هستم
به نام خداوند یکتا سلام به استاد عزیزم و مریم بانو اولین قسمت از قوانین ثابت خداوند
در رابطه با کلمه انشاالله باید بگم که همونطور که استاد فرمودند اینجوری نیست که خداوند برای کسی بخواد یا برای کسی نخواد اگه بخواد اینجوری باشه خیلی از مسیرها رو که ما میخوایم طی کنیم و میخوایم یه هدفی رو شروع کنیم اگه با شک و تردید شروعش کنیم مطمئناً نمیتونیم به نتیجه دلخواه برسیم برای اینکه بتونیم هدفمونو به سرانجام برسونیم رسالتمونو پیش ببریم انگیزه داشته باشیم باید ایمان داشته باشیم به اون هدفمون که دریافتش میکنیم اون نعمت اون ثروته اون روابط هرچی هست باید بدونیم که حتماً میتونیم دریافتش کنیم پس اینکه بگیم معنی انشاالله اگه خدا بخواد به هر کی میده این درست نیست معنی اینه که اگه ما در مدار اون قوانین ثابت باشیم به ما داده میشه مثلاً من ظرف ثروتمو با باورهای درست باورهای قدرتمند کننده با افکار با تجسم با اقدامات هر چند کوچک رفتم مدار بالاتری از ثروت پس بنابراین دریافتهای بیشتری خواهم داشت و در رابطه با خواست خداوند در ارادالله قرار میگیره و اونجا توی قرآن همونطور که استادم فرمودند افراد و گروه خاصی رو مد نظرشون بوده که خواست خداوند این بوده که مثلاً مشرکان یا کافران عذاب داده بشن
از طرفی دنیا برای اینه که گسترش پیدا کنه به وسیله تک تک انسانهایی که هستند گسترش پیدا کنه و هر کدوم از ماها رسالت خاص خودمونو داریم و اگه قرار باشه خداوند به بعضی از آدمها نعمتها بده و به بعضیا نده بنابراین نمیتونیم باعث گسترش جهان بشیم چون انگیزه کافی نداریم حرکت کافی نداریم مثلاً من حرکت کردم اما از کجا معلوم خداوند به من بده پس بنابراین این دیدگاه درست نیست و و درستش اینه که بگیم خداوند وقتی که ما در مدار قوانین ثابتش باشیم تو هر مداری به همون اندازه به ما داده میشه
ممنون از اینکه وقت گذاشتید استاد عزیز
در پناه الله یکتا باشید
باسلام ب استادومریم قشنگم
وهمفرکانسی های عزیزم
استاد خداوندهمیشه از لطف وکرمش درزندگیتون جاری کنه. شمادستی از دستان خداشدین برای من
اینقدربااین فایلتو حال کردم که حدنداره.
کلی برام اگاهی داشت
اینکه تمرکزاز تغییردیگران بردارید روی خودمون بزاریم.
وتوقرارنیست همه روراضی کنی تورسالتت نیست بلکه خداوند ادم های رو سرراهت قرارمیده که همیشه راضی باشن.
خدایاعاشقتم
هذامن فضل ربی
هرچه دارم از لطف رحمت تودارم خداجونم
امروز یه هماهنگی قشنگی برام چیدکه فقط عاشقانه شکرگذاری کردم.
آگهی که داخل دیوارگذشتم اصلاخبری ازش نبود ومنم بیخیال یه روزب طور اتفاقی یه حسی بهم گفت برو اسم اگهیتو تغییربده وجالب اینجامنم حرف گوش کن بدون اما چرا رفتم.
چیزی که بهم الهام شده رو انجام دادم.
تغییر اسموانجام دادم وروز بعدمشتری زنگ زد ونوبت گرفت. که توشوک بودم من یک هفته اگهی گذشتم الان تماس گرفته بعدش رفتم سالن مشتری اومد. گفت من داخل دیوار سرچ کرد اولین اگهی شمابودین تماس گرفتم.
باورتون نمیشه الان که مینویسم اشک ازچشمام جاری شده.
درصورتی که اگهی داخل دیوار یک روز بگذره میره اخرین اگهی قرارمیگیره.
درصورتی بعدیک هفته شایدم بیشتر این خانم سرچ کنه ومن اولین اگهی بودم.
ویه اتفاق معجزه واردیگه این بودکه چندساعت قبل از رفتنم دوباره یه حسی بهم گفتم به مشتری پیام بده درصورت نداشتن همراه بانک باخودتون پول نقدبیارید. اولین باری بود این پیامو ب مشتری دادم چون همه ی مشتری هام همراه بانک داشتن. بعدبامن تماس گرفتن که همراه بانک ندارم واین همه مبلغ عابرنمیده. منم گفتم مشکلی نداره بعدکارت بکارت کنید.
ایشون اومدن گفتن من ب طور اتفاقی رفتم داخل سوپر مارکت یه خانم خرید کرده دقیقا ب همین مبلغی که من نیاز داشتم بعدسوپرمارکت پول نقدقبول نکردمن ب خانمه گفتم من این مبلغولازم دارم بدین ب من من کارت بکشم قبول کردن وچقدرازمن تشکرکرده خیرببینی اومدی وگرنه من بایدچیکار میکردم. قربون خدابرم اینقدراسان قشنگ میچینه.
سلام دوست خوبم
منم یه هماهنگی قشنگ این روزا داشتم که حسسابی کیف کردم.
چند روز پیش از دیجی کالا یه مقدار خورد و ریز واسه خونه سفارش دادم .یکی ازون وسایل جا ادویه ای کشو ای بود که هیچ جا پیدا نکردم.بناچار از دیجی کالا سفارش دادم .ولی خیلی دلم میخواست از نزدیک ببینم بعد بخرم ، که هیچ جا پیدا نکردم.
یکی دو روز بعد سفارش ، به صورت اتفاقی تو دیوار دیدم، اونم نزدیک خونمون، که میتونستم حضوری برم خرید کنم.
اولش حسم بد شد گفتم کاش صبر میکردم .ولی بعدش گفتم عیب نداره حتما خیری توش هست .امید بخدا.
در کمال ناباوری یه پیام از دیجی کالا اومد که سفارش جا ادویه ای شما کنسل شده ،بقیه موارد اوکیه.
خیلی خوشحال شدم و سریع با فروشنده دیوار تماس گرفتم و هماهنگ کردم و رفتم از نزدیک دیدم و خرید کردم .
جالبش اینجاست که یه چیز دیگه هم لازم داشتم که یهو جرقه زد تو ذهنم که اونم ازین بپرس ببین میزنه برات یانه .که بنده خدا با قیمت مناسب قبول کرد .در صورتی که بیرون بیشتر ازین قیمت داده بودن .تازه قراره خودش هم بیاره در خونه .یعنی حتی من زحمت رفتن هم نداشته باشم. وای خدایا شکرت.
یه چیز خیلی جالب تر دیگه هم اینه که یه جا حبوباتی کاربردی و کم جا هم میخواستم، و کلی هم اینور اونور گشتم ،که خداوند به زبون دخترم اورد که از همین بررگترش برای حبوبات بردار.و منم دیدم اره چه عالی میشه ، و یه جا حبوباتی 10 کشو هم سفارش دادم .
وای خدایا شکرت
چه تجربه ی دلنشینی، با یه تیر چند نشون زدم.
وقتی از ته دلت یه چیزی رو بخوای و پیگیرش باشی ،ازجایی که فکرشو نمیکنی خدا برات درست میکنه
سلامی ازته دل به استادعزیزم وخانم شاسته عزیزودوست داشتنی وتمام اعضای خانواده دوست داشتنی عباسمنش.نه اینکه من دوستتون دارماخودتون دوست داشتنی هستیدمخصوصامامان وبابای این خانواده که خانم شایسته عزیزواستادعزیزهستن دقت کردیدمثل مامان وباباچه قشنگ عمل میکنن والبته درست
پاشنه آشیل من دعوت همسرم به صحبتهای استادبودوهرروزهمسرمن دورترودورترمیشدتااینکه تصمیم جدی برای ترک اینکارروگرفتم وسراغ باورسازی درقران رفتم.من سه سال یه بارم سراغ قران نمیرفتم استادعزیزم طوری من روباقران اشنا کردکه الان روخوانی قران برام عذابه بایدباهرکلمه وهرایه کلی حال کنم وردشم.وامادرموردهدایت افرادبه راه راست
عاشق ایه186 سوره بقره هستم اگرازمن پرسیدندمن بسیارنزدیکم اینجااصلابگونداره استادفرمودندبه ترجمه داخل پرانتزکاری نداشته باشیدولی دراین موردخودشون هم بگورومیگن خدامیگه اگرازمن پرسیدن توپیامبرهم این وسط نیستی بنده عزیزمن یه بارراه گم کرده ازمن میپرسه خودم هستم همونطورکه تونامه31حضرت علی به امام حسن میگن حتی ازمن علی نخواه ازخودخدابخواه
حالاخداچطورخودشونشون میده یکی ازبهترین جاهایی که هست برای من توسایت عباسمنشه خداهمون حال خوبه
تاحالاپرسیدیدبخاطرخدایاقربتاالی الله یعنی چی
همون به خاطرحال خوب وبالارفتن فرکانسه
یه شب به یه درک قشنگی ازاین ایه رسیدم ازمحل کارم تامنزل 15 دقیقه راهه همیشه پیاده میام ومیرم اون شب موقع رفتن این درک به من رسید ازمغازه تاخونه همه داشتن میدیدن بی اختیارمثل ابربهاراشک میریختم تارسیدم خونه رفتم داخل حمام میخواستم بااون حالم تنها باشم زیردوش اشکهام روحس میکردم نمیدونم چقدرشدوازحمام بیرون اومدم برای لحظاتی اشکم قطع شدولی دوباره باشدت بیشتروبیشترسرازیرشدخیلی خیلی خیلی خیلی خوووووووووب بوددوباره میخوام این حس قشنگ روتجربه کنم.این تجربه قشنگ حاصل شبانه روزگوش کردن به فایلای زیبای استاد ومتنای زیبای خانم شایسته عزیز وکامنتای همه ی عزیزانه
بهترین جایی که حضورخدا روحس کردم سایت عباسمنش هست
خدابه پیامبرش میگه توکاره ای نیستی علی به پسرش میگه من کاره ای نیستم اونوقت من سوپرمن بازی دربیارم وخدایی کنم وبگم من همسرم روهدایت کنم بعدخودمن که هنوزشناکردن نیاموختم میخواهم اورانجات دهم وخودم هم غرق میشوم
گفتم میرم تافقط خودم وخودم قدم قدم دم دم برم جلو
دوباره ازصحبتهای استادهدایت شدم به معنی امربه معروف ونهی ازمنکردرقران خیلییییی باحال بوددوستان اگراینکاررونکردید حتماانجام بدیدمن هروقت مراجعه کردم یه درک متفاوت داشتم وهمه ی این درکها توصیه به من درموردخودم بوده .معروف شناخته شده.اگرازشماخیلی سوال شدبه قول استادالتماست کردن اون چیزی که خودت ازش شناخت کامل کامل داری وخودت بارهاتجربه داری دراختیارش میزاری این یکیش بود
کارم شده کشف درقران ولذت بردن ازان برای دل خودم ولی موضوعاتی که به این فایل مربوطه
هرشب به قران به دیده کشف نگاه میکردم که ببینم خدابه من چی میگه یه شب کتاب روبستم وگفتم خداهرچی میخوادبگه بهم میگه فرداش یه پیرمرد قرص وباحال اومدتومغازم وچیزایی درموردقران بهم گفت که اگرسالهاتوقران کشف میکردم بهش نمیرسیدم یکیش که به این فایل داره کلمه پیامبرهست
درقران رسول ونبی هردوبه پیامبرترجمه شده ولی معنی رسول یعنی پیام خداکه توسط هرشخص یاچیزیااتفاقی به مامیرسه ومعنی نبی خودشخص پیامبراست من هم مثل استادعاشق الهامات هستم استادتوصحبتاشون گفتن الهامات وهدایتهای خداانقدرراحت هست که ازطرف ادمای معمولی وذهن ما مسخره میشن چندجاتوقران اومده که یه جاش ایه30سوره یس هست وازکلمه رسول که همان پیام خداست استفاده شده وچقدرازاین پیامها وتمرینهای مسخره شونده توسایت عباسمنش فراوونه .انرژیم به لطف پدرومادراین سایت وفرزندان این سایت روهزاره وایمان دارم حتی ازطریق تایپ هم انتقال پیدامیکنه خیلی خیلی خیلی ازهمتون سپاسگزارم توپرانتزبگم استاداینقدرکه خودتون اززندگی دربهشت وسفربه دورامریکالذت بردیدصدهابرابرمن لذت بردم وتوایران تجربش کردم برای مثال شماکه فایل ابشارنیاگاراروگذاشتیددوروزبعدش خیلی اتفاقی من به ابشاری درایران رفتم وبزودی خودنیاگاراروتجربه میکنم
یامثلامیگم اولین کلمه ای که به پیامبرچی بودوچرا ازبین این همه کلمه اقرا حداقل سه ساعت خدادرمورداین کلمه به من اگاهی رسوند
اقرا فعل امره فعل امردرزمان حاله همین الان بخوان حالاچرابخونه چون عاشق خوندن بود چراعاشق خوندن بودچون بیسوادبودو…
دوایه بعدش میگه ماانسان راازعلق بوجوداوردیم ونگفته ازعلق انسان رابوجوداوردیم اول کلمه خوبه که انسان بوده اورده مثل اینکه به مامیگن یه خبرخوب دارم یکی بدکدوم رواول بگم درستش اینه که بگیم خوب رواول بگو یاته دیگ غذارواگه دوست داریم اول غذابخوریم نه اخرغذا
من عاشق داستان زندگی یوسف پیامبرم
یوسف نخواست برادرانش راموردنصیحت وهدایت قراردهدفقط حال خوبشودرهرشرایطی حفظ کردوحسادت برادرانش وبه چاه افتادن وهوسرانی زلیخا وزندان وقحطی همشون چیزای بدی بودن ولی برای یوسف عالی شدن
وقتی حال یوسف خوب بوداون هدایت اطرافیان خودبخودانجام شدحال یوسف روی انهاهم تاثیرمثبت گذاشت .زلیخایی که خدایی نمیشناخت بهترین رفیقش خداشد مردم ازگمراهی وبت پرستی وقحطی نجات پیداکردن زندانیهانهتنهاازادشدن بلکه افرادمهمی شدندچون فرکانس یوسف بیشتربه پروبالشون گرفته بودالبته درمرحله اول چون خودشون خواستن واین خیلی مهمه واللایه زندانی هم بودکه میخواست یوسف روبکشه اوهم درکناریوسف بودحتی برادران یوسف که خودشون یوسف روتوچاه انداخته بودن وفاصله فیزیکی بااوداشتندهم موردلطف حال خوب یوسف قرارگرفتن اونها هم ازقحطی نجات پیداکردندوسعادت یه عمل زیبا به اسم توبه نصیبشون شدیعقوب هم ازقحطی نجات پیداکردویک لذت بسیارشیرین چشید.شمایک ساعت ازعزیزی خبرنداری بعازیک ساعت خبرمیدن حالش خوبه فقط همین چه حسی عالی بهتون دست میده حالاببینیدیعقوب چه احساسی روتجربه کرده .یوسف استادهم همیشه تواین سایت هست چون همیشه اسمش هست وبامثالش چه ارامشها وشادیهایی نصیب بچه های سایت شده
یاهمه میگن همه میگنااااایوسف چون به غیرازخدابه کس دیگه ای رجوع کردهفت سال دیگه توزندان موندواین اشتباس .یوسف که همونجا توبه کردودرضمن خدای ماخدایی نیست که بخوادزیروروبکشه”اشکهام هدیه قدمهای شمابزرگواران”خدای ماخدایی هست که میگه بشارت بده به اوناعذاب علیم رو.عذاب که خیلی بده عذاب علیم که بدترولی خداتوقرانش فکرکنم شش بارکه دوبارش توسوره زیبای توبه اومده خدایی که عذاب علیمش مژدگونی داره روچطوربه مامعرفی کرده بودن والبته وصدالبته مقصرماییم که مثل ابراهیم خودمون تحقیق نکردیم خودمون کشف نکردیم .بریم سراغ یوسف علیه السلام
اگراون موقع یوسف اززندان بیرون میومدنهایتامثل یه شهروندمعمولی زندگی میکرداگه نمیکشتنش یاازشهربیرونش نمیکردن چون میخواسته به همسرعزیزمصردست درازی کنه.چی میشه اون شرابداراون موقع یادش میره ولی ولی هفت سااااااال بعدیادش میفته.چون یوسف بایددرزمان قحطی ازادمیشدحالاقحطی روباکیامدیریت کردباهمون زندانیا پس زندان هم براش خوب بودخودش هم گفته بودوازهمه مهمترایندفعه اومدن باسلام وصلوات بردنش نه درخواست خودش خلاصه کردم حالابزاریدکناراینکه چرااستادعباسمنش چراباراول که اون استادارایشگری امریکا روبهشون پیشنهاددادنرفت حتی خواهراون ارایشگرهم توهمین مسیرهابودچراحتی برای باربعددراخرازفرانسه رفت واین جمله روشنید
مادوست داریم شمابه امریکا مسافرت کنید یوسف هم این جمله روشنیده بود
چون تسلیم بودندمثل ابراهیم
من هم اگرتسلیم باشم وبه قول استاددرقدم اول دوازده قدم ان ای بگم من هیچ چیزنمیدونم توبه من بگو
وقتی من هیچ نمیدانم چیو میخوام به همسرم تفهیم کنم
صحبتهای استادعباسمنش ازطرف خداست صحبتهای خانم شایسته عزیز ازطرف خداست چون مواداولیش وپختش همه از عشقه
ولی صحبتای من برای همسرم به علت نگرانی که من دارم یاشورمیشه یابی نمک
یعقوب هم نگران بودوبهترین چیزکه تودنیامحبت است روتبدیل کردبه حسادت پسراش
محبت به یوسف باعث حسادت پسرای دیگه شد ولی خدای مهربون اونم به خیرتبدیل کرد.میگن به معتادامحبت نکنید براشون سمه یادیابتیهاشیرینی که چیزخوبیه براشون سمه چون حالشون بده ولی یوسفی که حالش خوب بودذهرهم براش شیرین ترازعسل شد حال خوبی که بااعتمادبه خدایی که کارشوبلده بوجودمیاد
پس من هم تصمیم قطعی گرفتم تمرکزکامل کامل فقط روی خودخودم “صلات”خوشاانان که دایم درنمازند
خوش بحال اونایی که مثل ابراهیم مثل یوسف مثل موسی مثل عیسی مثل محمدومثل…فقط تمرکزشون روی خودشونه وحال دلشون وبع ازاون خودبخودروی اطرافیان تاثیرمیزاره
دلتون خوش لحظه هاتون شادشادشاد
سلام دوست عزیز
کامنت شما رو خوندم و بعد از مدتها دست به نوشتنم شروع شد.
چون لذت بردم از درکت.لذت بردم از اگاهی های که با خوندن کامنتت بهم داده شد.خدا رو سپاسگزارم که هدایتهاش رو همیشه میرسونه.
حتی بوسیله دلنوشته ی یک دوست در سایتی که مامن و گنجی ارزشمند برای همه مونه.
همه ی نکته ها و اگاهی هایی که اشاره کردی، برای من یک طرف، قسمت اخر هم یکطرف دیگه.
اونجایی که نوشتین :
صلات”خوشاانان که دایم درنمازند
از قبل با توضیحات استاد متوجه شده بودم که معنی اصلی صلاه چیه.
و حتی وقتی خانواده ام پاپیچم میشدن که چرا نماز نمیخوانم ، توضیح میدادم که اون نمازی که شما فکر میکنین ، یکی از تفسیرهای صلاه هست،،، و خوب با گارد بدی روبرو میشدم .فکر میکردن از راه خدا خارج شدم ، اما فکر اونها مهم نبود.خودم مبفهمیدم پا در چه مسیر طولانی اما شیرینی گذاشتم.
توجه به خدا ، در همه حال
همون دائم الصلاه میشه
روحم لذت برد از شنیدن پیام امروز خداوند از زبان شما.
در مسیر صعودی رشد و بهبود باشین
به نام خداوند بخشنده مهربان
یار ودلدارم ،مونس وهمراهم ،شکرت برای حس آرامش وخیال راحتی که به قلبم جاری می کنی.
شکرت برای گام یک یه پروژه جدید که نامش درک عمیق تر قوانین توست.
هرچه آگاهی از استاد یاد گرفتم ،زندگس را برام روان تر کرد.
هرجا عمل کردم و طبق قوانین تو پیش رفتم ،اشان شدم برای آسانی ها.
سمت تو،و قوانین تو درست است وفقط این سمت من است که نوسان داره.
با این همه قوانین در مورد دوره هم جهت با جریان خداوند ،باز در مومنتوم منفی میفتم ویه مدت که می گذره مثل غورباقه که تو آب گرم اول نمی فهمه ،ولی بعد می فهمه وبالا و پایین می پره ،بعد میفهمه .
احساس خوب =اتفاقات خوب
این یه قانونه
لا خوف علیهم ولاهم یخزنون
این یه قانونه
کنترل ذهن داشته باشم =بندگانی که خدا در حال هدایتشونه همیشه واین کنترل ذهن باعث میشه همیشه هدایت بشوند یه خوبی ها
این یه قانونه
اعتراض از ناخواسته ها وصحبت نکردن در مورد آنچه که نمی خواهیم .
این یه قانونه
نخواهیم کسی را که در فرکانسش نیست با قانون آشنا کنیم ،چون تمرکز می ره بر بقیه و احساس ارزشمندی را وصل کنیم به عوامل بیرونی .
این یه قانونه.
این چند تااز قوانین را که از استاد یاد گرفتم، برای خودم نوشتم که مرور بشه برام ویه یادم بیندازم.
که اگر ذهنم را کنترل نکنم دستم را کردم تو آتیش وعواقبش با خودمه .
زمانی که هدایت شدم به دوره دوازده قدم نارانان ،اولین قدم ،این بود که عجزت را بپذیر که هیچ کسی را نمی تونی جز خودت تغییر بدهی.
چقدر سخت بود برام بپذیرم ولی کم کم با سوالات قدم یک که اصلی ترین قدم بود ،رشد کردم.
واکر تو اون دوره دوازده قدم نبودم هدایت نمی شدم به این سایت.
انگار مثل پازل خدا بران چیده بود تا آماده بشم برای این آگاهی های ناب از زبان استاد.
چقدر درک قوانین سایت خداوند ،به انسان برای اینکه خوشبخت زندگی کنه واسان بشه همه چیز براش ،سپاسگزاری داره .
همه از این آگاهی ها دریافت نمی کنند ،جز اینکه آماده اش باشند .
اگر به من قبل از اینکه آماده باشم برای دریافت این آگاهی ها ،کسی به من می گفت ،من لجبازی می کردم و درست برعکسش عمل می کردم.
خدارا شکر می کنم که درست واصل قانون را که سالها یه دنبال درکش بودم ،هدایتم کرد .
تازه بهتر فهمیدم ،که چقدر به خودم ظلم کردم ،که می خواستم بقیه را خوشبخت کنم و فکر می کردم می توانم کمک کنم .
ولی نتیجه اش توقع ازمن شد .
اگر یه کدوم از اون تمرکز را برای خودم می داشتم ،هم از خودم راضی تر بودم وهم قوی تر بودم.
ولی خدا را شکر که رفت توی وجودم این آگاهی ،که نخوام کسی را تغییر بدم .
اگر من زرنگم ،روی خودم کار کنم ،وخودم پیشرفت کنم و برای خودم ارزش قائل باشم وخودخواه باشم.
استاد اولین بار مفهوم یرید و شی را که از شما توی دوره قانون افرینش شنیدم ،چقدر بار از روس دوشم برداشته شد.
چقدر احساس شادی کردم وکج فهمی در مورد عدالت خدا از ذهنم رفت .
وچقدر جذب کردم ،هم نعمت مادی ،هم روابط عالی ،خوشبختی واقعی .
خدارا شکر که اولین دوره ،را دوره قانون افرینش ،هدایتم کرد،وپولش هم چقدر به صورت معجزه برام می رسید به موقع .
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی وما رستگار
در ابتدا بر خود لازم میدانم از استاد عباسمنش عزیز، که واقعاً برای من در جایگاه حقیقی یک استاد قرار دارند، و همچنین از خانم شایستهی گرامی صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم.
تشکر ویژه دارم بابت راهاندازی پروژههای ارزشمند و عمیق؛ بهویژه پروژهی «تغییر را در آغوش بگیر» که برای من پروژهای ناب، اثرگذار و تحولآفرین بوده است. از خداوند متعال، به تعداد تمام کلماتی که در این پروژه بیان شده، برای شما خیر و برکت دنیا و آخرت را مسئلت دارم.
لازم میدانم به نکتهای شخصی اشاره کنم؛ حدود 11 یا 12 سال پیش از خداوند پرسشی در ذهن داشتم:
چرا میان انسانها تفاوتهای زیادی وجود دارد، از جمله تفاوت در درآمد و شرایط زندگی؟
در همان زمان، خداوند مرا در مسیری توحیدی هدایت کرد و پاسخ این سؤال، بهروشنی در جلسهی اول «توحید عملی» به من داده شد؛ اینکه تفاوت انسانها، ریشه در تفاوت باورهای آنان نسبت به خداوند دارد.
شناخت دقیق قوانین الهی، نقطهی عطفی در این مسیر بود؛ قوانینی که به باور من، برای نخستینبار در سطحی جهانی، استاد عباسمنش عزیز با منطق قرآنی توانستند آنها را برای همگان تبیین و اثبات کنند.
امروز هیچ شک و شبههای ندارم که خداوند بهصورت سیستمی عمل میکند. اگر در زندگیام با مشکلی مواجه میشوم، همواره و بدون استثنا، ریشهی آن از ناحیهی خود من است؛
من باور درست نسبت به آن موضوع نداشتهام،
من از نظر فرکانسی در جایگاه مناسبی قرار نگرفتهام،
من تنبلی کردهام،
من دچار کجفهمی شدهام؛
خلاصه اینکه همواره «من» مسئول بودهام.
در مقابل، خداوند همیشه در حال ارسال نعمت، در حال بخشش و دهش است؛ فراوانی الهی همواره در حال گسترش و توسعه میباشد. اگر محدودیتی وجود دارد، از باورهای محدودکنندهی من نشأت میگیرد، نه از جانب خداوند.
چندی پیش مقالهای میخواندم که نویسنده در آن به برخی از صفات ذاتی خداوند اشاره کرده بود:
اینکه خداوند خالق است،
مهربان است،
عاشق است،
زیباست،
گسترشدهنده و توسعهدهنده است،
همواره و در همهجا حضور دارد،
و همهی انسانها را همانگونه که هستند، پذیرفته است.
به این معنا که خداوند از پیش از همهی انسانها راضی بوده و این ذهنیت و باور انسان است ـ یا ارادهی شخصی او ـ که موجب دوریاش از خداوند میشود. نویسنده تأکید کرده بود که قدرت ارادهی خداوند همواره و در همهجا جاری است.
بر این اساس، به این نتیجه رسیدهام که من باید تغییر کنم؛
باید ذهنیت و باور خود را نسبت به خداوند اصلاح نمایم تا زندگیام در تمام ابعاد دستخوش تغییر شود.
در پایان، بار دیگر از راهاندازی پروژهی جدید صمیمانه سپاسگزارم و از خداوند متعال برای شما ثروت، سلامتی، آرامش و برآورده شدن تمام خواستههایتان به سادهترین و بهترین شکل ممکن را خواهانم.
با احترام
ذبیح پویا
سلام و درود
هدایتی اومدم و خوشحالم از این اگاهی
با اینکه مدتها قبل گوش کرده بودم باز برام تازگی داشت و البته که من هنوز نقص دارم و تا یکی کمی بخواد بیاد این سمتی تمام خودمو براش میزارم و بعد با بی توجهی اون شخص از انرژی م هدر رفته ضرر میبینم
به تازگی ضربه خوردم و دیگه به خودم قول دادم سمت تغییر کسی قدم برندارم و باید بپدیرم هرکی هرجایی که خودش میخواد باید باشه و من خدا نیستم.
و خیلی یهویی خوهرزاده م اومده میگه چیکار کنم منم حالم خوب بشه
چون ازش توقعی نداشتم تنها سایت رو بهش معرفی کردم و فراموشش کردم
بعد از چند روز اومده میگه خاله جان تو ناجی من بودی و جلسه چهارم تحول زندگی م و باید چندبار گوش کنم
خوشحال شدم و فهمیدم همینه پیامبر تنها باید ابلاغ پیام کنه و بره
جزئیات و تایید به تمرین با خود بندگان بوده و هست
مرجان هم بهش گفتم حال زندگی م بده چی کار کنم؟
به من تنها یه جمله کوتاه گفت و من فرداش اومدم گفتم انجام دادم و یکم حال روحیم بهتره و هر روز یه نکته یه نکته و حالا باهم در مسیر زندگی داریم لذت میبریم.
خدایا شکرت بابت استاد و فایل ها
تنها باید بگیم خدایا کمکم کن عمل کنم این اگاهی ها و در ضمیر ناخوداگاهم ثبت و ضبط بشه
البته که خوشحالم چندبار اشتباه کردم و خواستم تغییری در دیگران حاصل کنم تا به درجه فهم این اگاهی برسم
یه جا نوشته بود از اشتباهاتم خوشحالم چون باعث شدن تجربه ای برام بشن.
پایین براتون یه متن خوشکل مینویسم:
اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردم…
ولی اگر کارهای دیروزم را نمی کردم عقل و تجربه امروزم را نداشتم !!!
رنجهایم را بوسه میزنم و در صندوق گنجهایم میگذارم…
گذر زمان جواهرشان میکند…
از آنچه بر سرتان گذشته نهراسید…
حتی فرار نکنید…
بلکه دوستش بدارید…!
همان گذشته بود که امروز شما را ساخته…
امروز را دریابید تا فردایی خوش بسازید…
خدایا شکرت
در پناه حق خوشحال و ثروتمند باشین
سلام
استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز
خیلی از شما ها سپاس گذارم که پیام خداوند را به من ابلاغ کردین .
این که استاد گفت انسانهای پاک رو کنار هم قرار میدهد
من الان دارم درک میکنم
شب ها خداوند دستم و میگیره و من دارم تمرین های دوره هام رو انجام میدهم تمرین ستاره قطبی تمرین کد نویسی خدا دستمو میگیره در حال انجام تمرین ها پای دفترم خوابم میبره
واقعا که نمیدونم چرا منو از کنار همسرم جدا کرده که من کنارش نباشم
چون همسر من قوانین کار نمیکنه
خیلی رابطه خوبی هم با هم داریم خیلی عاشق هم هستیم
ولی نمیدونم به چه دلایلی جدا شدیم از هم البته که بعضی وقت ها هم پیش هم هستیم ولی خداوند این و در دست داره و منو در آغوش میگیره و میخواباند یک خواب لذت بخش سر شار از آرامش رو دارم این که استاد گفت آدم های پاک و کنار هم قرار میدهد رو من قبول دارم
این پیام خدا هست
و هر دستوری خداوند بهم بدهد من تسلیم او هستم
چند وقتی هست که یک حسی بهم میگه بیا قرآن رو دوره کن مطالب قرآن رو بخون
کلام استاد فقط گفتم پیام خدا هست این همه نشانه بهم داده خداوند که بیام از مطالب قرآن استفاده کنم و بیشتری بتونم باور بسازم درسته از دوره های استاد خیلی استفاده کردم خیلی نتیجه گرفتم درسته ولی جهاد اکبر یعنی این که سنگ تموم بزارم برای خودم نگران اطرافیانم نباشم خدا منو هدایت کرده دیگران رو هم هدایت میکند همه قابل هدایت شدن هستند خدایا شکر
من میپذیرم که من باید در مدار هر خواسته ای دارم باشم تا آن را بدست آورم پس من تعهد میدهم به کلام خدا در قران پس ببرم و عمل کنم در مورد اموز رهای استاد و کلام خدا
استاد بارها تو دوره دوازده قدم گفته بچه ها برین تو قرآن پیدا کنین مثلا فلان الگوهای قرآنی رو من فقط دارم پیام و میرسونم خودتون مسئول زندگی خودتون هستین وقتی استاد این و میگفت اون موقع ذهن من مقاومت داشت
انتظار من از دوره دوازده قدم چیز دیگر بود ولی حال به خدا میگویم خدایا من تسلیمم من پیرو امر تو هستم تو هدایتم کن امین
استاد هر کجا هستین سلامت و پیروز باشین دوستان عاشقتونم استاد و مریم شایسته عاشقتونم
سلام بر همه عزیزان
روزشمار 187 فصل هفتم
خدایااا شکرت
دیشب خواب دیدم یکی از افرادی که تابحال ندیده بودمش و نمیشناختمش اما تو خواب انگار میشناختمش تو یه مکان جدید داشتم درباره شما و سایت باهاش صحبت میکردم اسم شما رو نیوردم اما گفتم یه استادی هست یه سایتی داره که درباره موفقیته و داشتم خلاصه یسری موارد و براش توضیح میدادم اونم سر تکون میداد و میگفت ا اها عجب و… و مستقیم تو چشمام نگاه نمیکرد و داشت کارش و انجام میداد بعد تو همون خواب تو ذهنم با خودم گفتم اصلا چرا اینکارو کردی استاد میگه کسی که نخواد مسیر درست و بره زورشم کنی کار خودش و میکنه و حرفهات براش مثل لالایی میمونه بعد با خودم گفتم خوب شد اسم استاد و نیوردم اگه خیلی براش تکون دهنده باشه من ک ازینجا رفتم پیام میده اسم استاده و اسم سایت چیبود؟ و امروز تو سایت با این فایل مواجه شدم عجب همزمانی بینظیری
بنظرم یکی از خیال راحتی ترین موارد و ایمان داشتن و ارامش اینه که اگه ما در قوانین دریافت قرار بگیریم به ما داده میشه طبق قانون و این باعث میشه ما روند درست خودمون روند یا سبکی که ازش نتیجه گرفتیم و دنبال کنیم فارغ ازینکه 90 یا حتی 99درصد بقیه یه روش دیگه رو میرن چون قبلا یادمه وقتی تازه با مباحث قانون جذب و کلن قوانین آشنا شده بودم یه کلاسی میرفتم و از استادش این سوال و پرسیدم که استاد اکی ما این فرض و میگیریم که سبک زندگی و فکر کردنمون و تغییر بدیم و ادم درست و راه و روش درست و پیش بگیریم پس کارهایی که قبلا کردیم چی؟ یعنی اونا پاک میشه ؟
و ته ذهنم میگفتم اگه من ادم درستی باشم و قوانین و درست اجرا کنم اگه بقیه موارد (عوامل بیرونی) در جای درست خودشون قرار نگیرن چی؟ و طول کشید تا این برام جا بیفته
در مورد سوال اولم استادم داشت موضوع نداشتن احساس گناه و رو توضیح میداد حالا به روش دیگه یا شاید من چون اون زمان تو مدار شنیدنش و درکش نبودم درست متوجه نمیشدم اینکه آقا تو از الان به بعدت و حال زندگی رو دریاب گذشته گذشته و تمام کارهایی که انجام دادی باعث تجربه شده حتی کارهای غلط و تو عزت نفس استاد بینظیر اینو توضیح دادن که دختر خوب این منطق و جایگزین کن برای اینکه احساس گناه ندی به خودت( چون مخرب ترین فرکانسه ) که هرکس دیگه ای جای من بود و شرایط اون موقع منو داشت شاید همینکارو انجام میداد و چه بسا بدتر یا اون زمان من فکر میکردم این روش درستی هست و ازش بعنوان تجربه استفاده میکنم و دیگه تو احساس بد نمون و خب اصلا کار راحتی نبود خیلی کار کردم روش و اینو با خودم تکرار کردم هربار که با هر منطقی دستت و ببری تو آتیش میسوزه با هر منطقی بری بالای بلندی پرت کنی خودت و اگه نمیری سالم نمیمونی پس قوانین هم همینه چه تو خوشت بیاد چه نیاد چه آگاهانه تو احساس گناه بمونی چه نااگاهانه
و باز این جمله رو اینروزها سرلوحه زندگیم کردم و چقددددددر ازش دارم نتیجه میگیرم
اگه در مسیر درست باشی هر اتفاقی بیفته برات به نفع تو هست *
و این نگاه باعث شده حتی اگه مورد یا تضادی هم بوجود میاد دیدگاهم و نوع تفکرم و بهش تغییر بدم و اون بشه نقطه قوت زندگیم فقط به کنترل ذهن بیشتری احتیاج هست اولش و میدونم که اونایی که تجربه کردن میدونن چه آرامشی داره و همش میگم نووووش جون استتاااد دریافت نعمتها و خب هرچی بیشتر میری جلوتر و این نگاه برات جا میفته کنترل ذهن کار راحتتری میشه
خدایا کمکم کن همیشه راه درست و در پیش بگیرم و ایمانمو حفظ کنم پروردگار من زندگی رو شونه های خداوند نشستن خیلی خیلی زیبااااست
ممنونم ازتون استاد بینظییرم دوستتون دارم و خدا رو شکر که تو مدار شنیدن و درک این آگاهی های ناب هستم
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،نگرانیهایت را نگاه کن…
آنها موجودات بسیار خندهداری هستند.
با لباسهای رسمی، اخمکرده، و پر از «اگر» و «اما».
میآیند و وانمود میکنند که بسیار مهماند،
در حالی که زندگی، بیسروصدا، از کنارشان عبور میکند.
ذهن میگوید: «مواظب باش، آینده خطرناک است.»
زندگی میخندد و میگوید: «آینده هنوز نیامده، چرا اینقدر جدی؟»
بیشتر نگرانیها هرگز اتفاق نمیافتند.
آنهایی هم که اتفاق میافتند،
همیشه سادهتر از چیزی هستند که ذهن در تاریکی ساخته است.
ذهن استادِ ساختن هیولا از سایههاست.
بنشین. نفس بکش.
و به نگرانیهایت لبخند بزن.
نه با تمسخر، بلکه با شفقت.
مثل نگاهکردن به کودکی که فکر میکند با گریه میتواند خورشید را خاموش کند.
اشکالی ندارد که ذهن نگران باشد؛
کارش همین است.
اما تو ذهن نیستی.
تو آگاهیای هستی که میتواند بخندد.
و وقتی آگاهی میخندد،
نگرانیها کوچک میشوند،
و زندگی دوباره بزرگ، ساده و زنده میشود.
آرام باش.
هیچ عجلهای نیست.
زندگی عجله ندارد.
بنام رب جهانیان
سلام ب استاد عزیزم و دوستان نازنین
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت
پروژه ی جدیدِ ارزشمندِ فوق العاده
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر وجود نازنین اساتید عزبزم
این بهشت زیبا
دوستان توحیدی قشنگم
خدا میدونه ک چ اتفاق های فوق العاده ای تو راهه
چ تغییرات بزرگی
چ خیروبرکتی
جریانی از نعمت و ثروت سرازیر میشه ب سمتمون
دیشب از خدا درخواست کردم ک درک عمیق تری از قرآن و قانون بهم بده و اجازه بده ک درمدارش قرار بگیرم
ک امروز متوجه شدم از طریق کانال تلگرام ک پروژه جدید شروع شده
و اسمش درک عمیق تر قوانین خداوند
و چقددد سوپراییز شدم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
ک بهم فرصت نوشتن دادی
نجوا میگفت بگیر بخواب فردا براش کامنت میزاری
ولی قلبم قبول نکرد هدایت شدم ب کامنت دوست عزیزمون آقای درویشی نیا و متن پروفایلشون واقعا رزقم شد
چقد انرژی گرفتم و ی پیغام از طرف خدا
ک زکیه فقط انجامش بده
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز ی اتفاقی افتاد ک کم از معجزه نداشت برای من شاید برای بقیه خییلی بدیهی و طبیعی باشه
دیروز ک توفیلم آموزشی دیدم ک استاد داره با مانکن کارو اتو میکنه چقد کار زیبا تر و راحتر اتو میشه
با تمام وجودم موشک این خواسته رو پرتاب کردم ب جهان خخخخخخ
ک منمممم میخوام همین قد راحت کارمو حرفه ای اتو کنم
رفتم چن جا سرچ کردم ک مانکن پیدا کنم
اول دیوار و چک کردم بعد اینستا
دیدم نمیتونم هزینه 2 میلیون،1 ونیم
3 تومن رو بابتش پرداخت کنم
ی کم حالم گرفته شد گفتم اشکال نداره باهمین امکاناتی ک دارم باید کارو انجام بدم
خلاصه امروز باز فیلم آموزشی و دیدم
باز اون خواسته
رفتم سرچ کردم تو اینستا چنتا تولیدی مانکن دیدم
اونم چ مانکن هایی چشام قلبی شد
ی نیم ساعت داشتم نگاشون میکردم و قیمت گرفتم
باز اینا بالاتر بود ولی احساسم خوب بود
مخصوصا وقتی آجیم پارچه ساتن امریکایی بسیار زیبایی رو ک برام خریده بود آورد
دارچه توری صورتی ک داشتم و انداختم روش دیدم ک انگار برای همین ساخته شده
دقیقا ،حتی زیپ همرنگش
خییلی ذوق کردم براش گفتم من میخوام با مانکن درستش کنم دیگه کاری ب هیچی ندارم
من میخوام
من با مانکن باید بدوزم
بعد دیوارو چک کردم
اونایی ک دیروز پیام داده بودم یکی سوزن خور نبود
یکی 1 و 550 تومن
یکی هم کار کرده 700 تومن
دیدم بعد ی مدت کوتاه سومی جواب داد
آکهیش برای 3 هفته پیش بود
در کمال ناباوری گفت هنوز موجوده
عکسشو دیدم ،گفتم همین کارمو راه میندازه
خب ی مسئله ای ک بود من خونه روستامون بودم و ایشون اندیمشک
ازش پرسیدم میتونی بفرستی ب آدرسی ک میدم ،گفت اره
ب یکی از آجیام زنگ زدم. جریانو گفتم گفت باشه آدرس منو بده
خلاصه هماهنگی صورت گرفت
مانکن من با استیکر چش قلبی فراوان ب راحتی اومد خونه آجیم
وقتی ک رسید اون موقع 700 تومن و پرداخت کردم خداروشکر
چرا چون پولشو داشتم
چون خواهرم قبول کرد
چون اون خانم بهم اعتماد کرد
بعد از تحویل بهم شماره حساب داد
چون 735 هزار زدم اشتباهی
ک 34 تومنش و برام ریخت بحسابم
34 تومن پول اسنپ بود ک خواهرم پرداخت کرد
چون راحت و آسون همه چی اوکی شد
و ی روز بعد از پرتاب موشک خواسته ام و رسیدن ب احساس خوب اومد تو زندگیم
چون من اصن باورم نمیشد ی روز بتونم با پول خودم مانکن بخرم
چون فک میکردم نمیتونم از کارم پول دربیارم
ولی الان 700 تومن داشتم و تونستم باعشق پرداخت کنم این نشونه ثروته و فراوانی
من تونستم 4 میلیون پول بسازم
3 تومنش و دادم جای بدهی هایی ک داشتم خداروشکر
و این هم زمانی ها همه کار خداونده
وقتی کارها داره راحت انجام میشه یعنی خدا داره کارها رو انجام میده
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز کیان ی کتاب ک درمورد بدن انسان بود آورده بود همراش خونه مون
ی سری اطلاعات توش بود ک خیلی ادم و تکون میداد
یکیش این بود ک با هر گفتن ی جمله ی کوتاه 50 هزار سلول از شما میمیرد و 50 هزار سلول جدید متولد میشود
و بدن آدم اینقد هرروز داره ب روز میشه
الله اکبر
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم
مرسی ک بهم فرصت نوشتن دادی
عاشقتممم
سپاس استاد جانم
سپاس بانو شایسته جان
سپاس دوستان جانم
عاشقتونممم