اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به مسیر درک این آگاهی ها
سپاسگزار استاد عباس منش عزیزم هستم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
اینا قیمت ندارن ، هر لحظه از زندگیم برپایه ی این آگاهی هاست
چقدر فقیر بودم و زندگیم در سختی میگذشت وقتی ازشون بیخبر بودم و چقدر سعادتمندم درصلح و آرامشم وقتی بیشتر درکشون میکنم و زندگیشون میکنم خدایا تاابد سپاسگزارم بابت این آگاهی ها ….
چقدر آرام ترم وقتی میبینم اگر با قوانین پیش برم به خواسته هام میرسم و چقدر قبلا متزلزل بودم و نگران ، که نکنه من تلاش کنم ولی خداوند نخواد که به خواستم برسم …
این آگاهی دلمو قرص میکنه دلگرمم میکنه که اگر مطابق قوانین حرکت کنم لاجرم به خواستم میرسم چون فیزیک تغییر نمیکنه ، نشانه های قوانین حاکم بر جهان هستی از جاذبه تا قانون نیوتن و …. رو میشه همه جا مشاهده کرد ،نشده تاحالا سنگی به هوا پرتاب کنم و پایین نیاد ، پس اگر روخودم کار کنم و درمسیر هم جهت با جریان خداوند قرار بگیرم لاجرم طبق قانون به خواستم خواهم رسید ، این آگاهی دلگرمم میکنه و باعث میشه پام قرص بشه باعث میشه با انگیزه تر و محکم تر قدم بردارم
این باور که مشیت و انشالله یعنی اگر در قوانین باشه اتفاق میوفته خیلی بهم آرامش میده
لازم دارم که این آگاهی رو زیاد تکرار کنم زیاد راجبش بنویسم و زیاد الگو هاشو ببینم ، تا در من درونی بشه تا این باور در روح و جانم بنشینه
خدایا سپاسگزارم که آسانم کردی برای آسانی ها سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی های ناب و زندگی ساز رو به صورت هدیه دراختیارمون قرارمیدین سخاوتمندی شما قابل تقدیرِ
سپاس بابت جهان پراز فراوانیت
خدایا من به رهبری از جانب تو فقیرم منوهدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی.
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عباسمنش بزرگوار و دیگر اعضای محترم سایت سوالی در خصوص ((موضوع فایل درک عمیق تر قوانین خداوند مشیت الهی ،خواست خداوند)) پیشاپیش سپاسگزارم بابت وقت ارزشمندی که میزاربد و پاسخ میدید سوال اینه :
وقتی طبق مشیت الهی اتفاق بدی برای شخصی می افتد مثلا زندان رفتن شخصی و اتفاقا ،وقتی سبک زندگی رفتارها ذهنیت ها و اعمال اون شخص رو از دور رصد میکنی کسی که با قانون آگاه است میفهمه بدهکار شدن و زندان رفتن حداقل بلایی هست که باید سرش بیاد
خب وقتی طبق مشیت الهی اتفاق زندگی یک شخص زندان رفتن میشود
چه کار باید کرد اینجا بازی تمام میشود؟
توکل ،صبر،دعا، برای کسی است از قبل اعمال درست فرستاده و اگر هم اتفاق به ظاهر بدی بیفتد آن شخص با توکل صبر دعا ،اقداماتی که بهش الهام میشود خب صدرصد خداوند احابتش میکند و انشالله برای او واقعا معنا دارد او میداند بندگی اش را درست انجام داده است
اما کسی که بندگی نکرده اعمال درستی نفرستاده و و انشالله میگوید و نتیجه اش بد تر و بدتر میشود و هیچگاه هم هدایت را نمیپذیرد و انگار گوش های او کرد است
باید رهایش کرد تا طبق مشیت الهی به قعر جهنم برود در حالی که خودش در ناآگاهی کامل هنوز منتظر معجزه ای از جانب خدا باشد و هرگز ذره ای نخواهد این خودِ بی خودی أش را بهبود ببخشد و افکار درست تر کانون توجه درست تر ایمان درست تر نیت های الهی تر وووووو…..داشته باشد؟!
و فقط همینطور بنشیند تا کاملا نابود شود و بنظر میرسد این کار برایش راحت تر است تا اینکه بخواهد ذره ای انگشت اشاره به سمت خود ببرد و خودش را اصلاح کند .
و مثال داستان نوح پسرش طبق مشیت الهی غرق شد این دردناک نیست چون ما انسان ها به هم یک اتصالات عاطفی داریم مثلاً پسر نوح غرق شد آیا نوح از پیش چیزی فرستاده که باعث شد رنج از دست دادن فرزند و داشتن فرزند ناخلف رو داشته باشه.
یا طبق مثال بالا اگر من بندگی خدا رو کرده باشم و همسرم نه و طبق مشیت الهی همسرم به زندان بره خب رنج زندان رفتن او روی من و فرزندانم تاثیر میگذاره
من شاید تا جایی ایمان خودم رو حفظ کنم بگم خب من نجات پیدا میکنم ولی این نجات پیدا کردن تلخ نیست بنظرتون؟خودش چالش بزرگ نیست ؟
مثلا برای نوح این دردناک و رنج آور نبود که پسرش نجات پیدا نکرد حالا نوح نجات پیدا کرد غرق در نعمت شد خب چه فایده
آیا اینجا باید تسلیم بودن رو عالی بلد باشیم و اجازه بدیم بعد از بندگی هر چه پیش آید خوش آید بشه و رنج ها از وجودمان گذر کنند و بگیم خب بپذیر طبق مشیت الهی پسرم همسرم نباید نجات پیدا میکرد .
یه جورایی این موضوع سخته،این مشیت الهی خیلی قدرتمند هست و واقعا به تو هیچ بودن و ضعفت رو نشون میده میگه خودت رو میتونی نجات بدی اما خواهر برادر فرزند شوهر نه
در صورتی که زندگی با نجات همه معنا پیدا میکنیه
نمیدونم میتونم دقیقا با حرفام سوال اصلی که دارم رو برسونم یا نه سردرگم شدم .
یه جورایی هم احساس رهایی و خوشبختی هستم هم احساس رنج
بهر حال من با فرزندم نداره
نوح دلش میخواست فرزندش نجات پیدا کنه این خواسته نوح بود اما این مشیت الهی اجازه نداد چون مشیت الهی شوخی ندارم چون قانونه مثل قانون جاذبه …
من چطوری با این مشیت الهی کنار بیام پذیرش این موضوع سخته مخصوصا وقتی هیچ جوره نمیشه انکارش کرد مثل این میمونه من تاریکی رو قبول نکنم چون رنگش رو دوست ندارم و بیام بپرسم من میدونم این تاریکی هست باید باشه جز مشیت الهی هست ولی من بگم آخه من نمیخوامش وقتی نمیخوامش چه کنم
سوالتون رو اینجوری میشه برداشت کرد که مشیت الهی ممکن است به نفع بعضی ها باشه و به نفع بعضی ها نه… چون اشخاصی دارن لذت میبرن و اشخاصی دارن زجر میکشن و انسان ها بخاطر عواطف انسانی شان نمیتونن راحت از کنار این موضوع رد بشن…
مستندها نگاه میکردم که جوجه قوی، جوجه ی ضعیف را از لانه به پایین پرت میکرد… شیری فرزند حیوانی دیگر را می درید… و اوایل با خود میگفتم… چ حیات وحش نامردی… بعد دیدم میگویم وحش… چون دنیای حیوانات با ما انسانها متفاوت است.. آنها برای بقا میجنگن و ضعیف ها زنده نخواهند ماند..
ما انسان ها.. قدرت انتخاب داریم… قدرت ساختن زندگی و قدرت اصلاح خودمان را داریم… وقتی میبینیم یک شخص یا کودک برای پیشرفت تلاش میکنید و هر روز نسبت به دیروزش قوی تر و موفق است.. میتوان فهمید برای تغییر تلاش میکند
اما بعضی اشخاص به قول استاد بارها چک و لگد این روزگار را خوردن و هر دفعه بی تفاوت گذشتن و اهمیت ندادند.. این اشخاص از درون نپذیرفتن و نمی پذیرند که باید تسلیم باشند، در مسیر درست قدم بردارند و نمی خواهند تغییر کنند..و تا خودشان نخواهند ما که هیچ.. خداوند هم برایش کاری نمیکند..
یاد داستان آن مادری افتادم که برای فرزند معنادش دعا میکرد، نذری میداد که ترک کند و به زندگی عادی ش برگردد.. اما غافل از اینکه آن پسر در خفا و دور از چشم مادر مواد مخدر استفاده کرد و در آخر جان داد..
من جسارت کردم و پاسخ دادم . این درک من از سوال شما بود و خواستم با اجازه استاد پاسخ بدم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی.
چققققققدر پیامی که امروز در این فایل بود مناسب وضعیت کاری من بود به شدت بهش نیاز داشتم من دارم در زمینه ای آموزش میدم و اغلب تمرکزم میره روی اینکه به بقیه یاد بدم نه اینکه خودم یاد بگیرم و انجام بدم
اینا رو من از شما یاد گرفتم و صادقانه هنوز خیلی برام درونی نشده اما واقعا احساس بد ناشی از تمرکز روی دیگران رو حس میکنم که همین امروز باز با این حس درگیر بودم اما نمیفهمیدم از کجاس فقط یه حسی بهم میگفت داری زور میزنی باید بسپاری به خدا اما درک نمیکردم کجای قضیه رو دارم اشتباه میرم الان این فایل رو گوش کردم و گفتم نکته اینجاست برو خودت به همه آنچه میگی عمل کن فقط حرف نزن و چقققققققدر درست گفتید که اکثرا در دام حرفهای قشنگ زدن میافتیم 🤦♀️ خودمو میگم کلا حرف حرف حرف… به قول استاد این زیپپو ببند و عمل کن نقطه سر خط.
نمیخواد زور بزنی چیزی رو تغییر بدی یا پیش ببری تو درست شو تو تغییر کن خودت جاذبه میشی واسه بقیه ای که میخوان تغییر کنن. نخواه که با حرف زدن جاذبه بشی واسه اونایی که میخوان حرفهای قشنگ بشنون.
استاد بازم سپاسگزار خداوند و شما هستم برای این فضای عالی واقعا دمتون گرم.
عزیزی که این فایل رو میخونی اگر کلمات مناسب نیست عذر میخوام بیشتر دلنوشته خودمه و با این هدف اینجا مینویسم چون حال و هوای امروزم سیو میشه و بعدا بهش مراجعه میکنم ❤
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
درک عمیق قوانین خداوند قسمت اول
یه سلسله لایوها داشتیم محوریتمون خدا و ویژگیهای خدا بود راجع به اینکه انسان بدون خدا چقدر قدرتمنده صحبت کردیم انسان خیلی قدرتمنده ولی با خدا چقدر قدرتمندتره صحبت کردیم
راجع به اینکه خدا چیه صحبت کردیم خدا کیه صحبت کردیم خدا کجاست صحبت کردیم راجع به باور خدا صحبت کردیم راجع به خدا چی از ما میخواد اینکه هدف آفرینش انسان چیه هدف آفرینش جهان چیه قوانین خدا رو صحبت کردیم راجع به سپاسگزاری صحبت کردیم
و امشب یه سوالی که خیلی از بچهها دارن اینه که ما میگیم ما قدرتمندیم و میتونیم زندگی خودمون رو بسازیم با توکل به خدای بزرگ و مهربون با قدرت اون با قدرت خودمون
اول اینکه خب پس اینکه میگن خدا به هرکی بخواد هرچی بخواد میده آیه قرآنه و حالا سوالی که دوستان معمولاً براشون به وجود اومده امروز من سوال پرسیدم تو استوریم که چقدر اعتقاد دارید که رزق و روزی ما از قبل تعیین شده و سوال دوم اینکه به نظر شما آیا خدا به هرکی که بخواد و هر چقدر بخواد میده و به هر کی بخواد و هر چقدر که بخواد میگیره
تقریباً جواب 50 ،50 بود
ما وقتی سوالی میپرسیم راجع به مباحث موفقیت چون اکثر بچههایی که توی پیج ما هستن بچههایی هستن که آگاهی دارن یه مقدار سطحشون از لحاظ دانش و آگاهی نسبت به موفقیت فردی یه ذره بالاتره جوابهایی که میگیریم جوابهایی که خودمون میدونیم درسته بهش نزدیکه مثلاً 80 درصد 90 درصد اون جوابی که ما میدونیم درسته رو میگن
ولی توی این مورد امروز 50 ،50 بوده
به نظر یه تناقضی داره با اینکه ما این همه تلاش کنیم که چی اگه خدا به هر کی بخواد میده به هر کی که بخواد نمیده
فقط میدونم تو این زمینه تو استادی و قرآن رو قشنگ درآوردی همه چیزش رو،
هم از دیدگاه قرآنی و هم از دیدگاه خود آقای عباس منش میخوام تفکرش و دیدگاهش نسبت به اینکه خداوند به هر کسی بخواد میده و هر کسی بخواد میگیره چیه،
اینکه حرفهای قشنگ بزنیم خیلی مهم نیست
اینکه عمل کنیم به اون چیزی که میدونیم و درسته خیلی مهمه
بعضی موقعها میبینم که افراد میفتن توی این دام حرفهای قشنگ زدن و مثلاً خیلی خوشگل گفتن یا سخنران خیلی خوبی بودن یا نصیحت کننده خیلی خوبی بودن برای بقیه هیچ فایدهای نداره
هر چقدر ما حرف قشنگ بزنیم خودمون عمل نکنیم هیچ فایدهای نداره و بهتره اون چیزی که میدونیم رو بهش عمل کنیم و ازش استفاده کنیم و نتیجه بگیریم و نتیجهاش هم اینه که زندگیمون از هر لحاظ باید بهتر بشه وقتی عمل کنیم به چیز درست
در مورد این داستان بحث اینکه خدا بخواد اون اولی هم که من دورههام رو برگزار کردم این سوال رو از من میپرسیدن که آیههایی رو میآوردن این حرفا چیه همش خدا گفته ما به هرکی بخواهیم میدیم ما رزق بی حساب میدیم از هرکی بخواهیم میگیریم پس این چیه
بعد ما اومدیم تحقیق کردیم توی قرآن دیدیم تمام مواردی که این چنین اومده که ما به هر کسی بخواهیم میدیم از هر کسی بخواهیم میگیریم از ریشه شیء استفاده کرده
ان شاالله، ان تشاءالله، ان یشاءالله
اگر خدا بخواهد تو ترجمهها اشتباهاً ترجمه کردن اگر خدا بخواهد،
یا ان شاالله رو میگن اگر خدا بخواهد که خواستن خدا کلمهای که توی قرآن ما داریم ریشه رَودَ است
منظور اینکه خدا اراده کنه
یعنی خدا بخواد از ارادالله ان اراد الله
یا ان یرید الله استفاده میکنه
بعد ما اومدیم تمام آیههایی که از ریشه رَودَ استفاده شده توی قرآن تمام آیههایی که از ریشه شیء استفاده شده توی قرآن همه را گذاشتیم بغل همدیگه
فکر کنم توی دوره قانون آفرینش هم جلسات آخرش من این کارو کردم توی دورههای حضوریمون هم این کارو انجام دادیم و اومدیم بررسی کردیم کجاها از یشاءالله استفاده میکنه
کجاها از ارادالله استفاده میکنه قرآن
و دیدیم که منظور از ان شاءالله منظور خواست خداوند نیست
منظور مشیت خداونده
جایی که خدا میخواد بگه خواست من از اراده استفاده میکنه
یعنی اراده من هست که این اتفاق بیفته و در تمام مواردی که از ریشه رودَ استفاده کرده از ارادالله یا از یریدالله استفاده کرده
گفته که در مورد چه کسانی دارم صحبت میکنم
مثلاً گفته که من اراده کردم که کافرین این اتفاق براشون بیفته
یا مشرکین این اتفاق براشون بیفته
ولی در جاهایی که از ریشه شیء استفاده کرده تقریباً هیچ جا از گروه خاصی نام نبرده یعنی داستان اینجاست که اگر در مشیت و در قوانین الهی باشه به شما داده میشود
اگر نباشه به شما داده نمیشود
نه اینکه اگر خدا بخواهد به شما داده میشود
گفتم برای اونایی که میخوان یه ذره حرفهایتر قرآن رو مطالعه کنن یه تفاوت عظیمی هست بین ریشه شیء یا انشاالله و ان تشاءالله در قرآن و ریشه رَودَ یعنی ان اراد الله ان یرید الله در قرآن
اینو اگر دقت کنین به این نتیجه خواهند رسید که بحث بحث این نیست که خدا به ما بدهد
بحث بحث اینه که آیا ما در مدارش در قوانین دریافت قرار میگیریم یا نه
اگر ما در قوانین دریافت قرار بگیریم به ما داده میشود طبق قانون
مثلاً ما میایم میگیم طبق قانون اگر شما فلان ماده شیمیایی رو با فلان ماده مخلوط کنید نتیجهاش این میشه
ما میگیم طبق قانون اگر شما مثلاً سنگی رو از بالای کوه پرت کنید طبق قانون میفته پایین طبق قانون جاذبه
یا طبق قانون چسبندگی مولکولی ما میایم میگیم اگر مثلاً شما یه گلولهای با تفنگ شما به سمت آب شلیک کنی به اندازهای که سرعت گلوله بیشتر بشه طبق قانون چسبندگی مولکولی به همان اندازه مقاومت آب بیشتر میشه به همین دلیل هر چقدر گلوله سریعتر وارد آب بشه به همون نسبت با فشار محکمتری از آب مواجه میشه و نمیتونه بره جلو
همون لحظه مثلاً پخ میشه یا مسیرش رو از دست میده
اینا همش قوانینه دیگه
یعنی این نیست که یه کسی یه آدم خوبی باشه این کارو انجام بده نتیجه متفاوتی میگیره با کسی که آدم بدی باشه
به خاطر همین در تمام مواردی که از ریشه شیء توی قرآن استفاده شده ما متوجه میشیم که هیچ گروه خاصی نام برده نمیشود
در تمام مواردی که از رَودَ استفاده میشه گروه خاص نام برده میشود
و شیء به معنای خواست خداوند نیست انشاالله به معنای این نیست که اگه خدا بخواهد
انشاالله به معنای اینه که اگر در مشیت الهی باشد
نه اینکه اگر خدا بخواهد
اینو اگر درک کنیم دیگه ما میریم سراغ اینکه چطور ما خودمون رو توی مدار دریافت نعمتهای الهی قرار بدیم و اگر این کارو انجام بدیم طبق قانون بدون تغییر خداوند اون نعمتها وارد زندگی ما میشه
این کل کاریه که ما باید انجام بدیم و من سعی کردم که این کار رو تو زندگیم انجام بدم
سعی کردم که باورهایی رو در ذهنم ایجاد کنم
با خود قرآن هم اینو بررسی کنیم خب خیلی جاها به ما قدمت ایدیهم بما کانو یعملون یعنی میگه هر اتفاقی براتون میفته به خاطر اون چیزیه که خودتون میفرستید
به خاطر اون کارهاییه که خودتون میکنید بارها و بارها میگه خداوند به شما ظلم نکرد خودتون بر خودتون ظلم کردید
تمام موارد توی قرآن وقتی آدم میاد در واقع کلیت قرآن رو مطالعه میکنه متوجه میشه تمام اقوامی که توی قرآن نابود شدن هلاک شدن به خاطر اعمال خودشون بوده و اونایی که نجات پیدا کردن بازم به خاطر اعمال خودشون بوده
وقتی که ما توی مسیر درست قرار بگیریم لاجرم طبق قانون خداوند
حالا بحث ثروت یه بحثه
بحث سلامتی یه بحثه
بحث روابط یه بحثه
ما نیاز داریم که باورهامون رو در مورد روابط درست کنیم تا روابطمون خوب بشه رفتار مناسب فکر مناسب باورهای مناسب تو زمینه روابط روابط رو خوب میکنه طبق قانون
باورهای مناسب تو بحث ثروت، ثروت و نعمت بیشتری وارد زندگیمون میکنه
طبق قانون
بحث سلامتی همینجور
وقتی آدم اینا رو درک کنه دیگه اینجوری نیست که مثلاً
یعنی این نگاهه نگاه اشتباهیه که نکنه من درست عمل کنم ولی خدا نخواد به من بده اصلاً اینجوری نیست که خداوند تصمیم بگیره به چه کسی بده به چه کسی نده
اون کسی که در مدار دریافت باشه دریافت میکنه
اون کسی که در مدار دریافت نباشه
حالا دریافت نعمت دریافت سلامتی دریافت ثروت هرچی که هست دریافت نمیکنه
یعنی این قانون خداونده
ما توی قرآن بارها و بارها داستان اقوامی رو میشنویم مثلاً قوم نوح
این قوم پیامبر رو مسخره میکنن ایمان نمیارن هر چقدر میگه نوح 900 سال دعوی مینمود دم به دم انکار قومش میفزود
هیچ از دعوت عنان واپس کشید هیچ در غار خاموشی خزید
نوح همینجوری هی دعوت میکرد و هی میگفت به سمت خدا بیاید
راه درست اینه کار درست اینه قبول نکردن 900 سال این کارو کرد بیشتر هی مسخرهاش کردن
وقتی که عذاب الهی اومد این نبود که برای همه بیاد نوح و اون افراد مناسب نجات پیدا کردند بقیه که نامناسب بودن حتی فرزندش هم در طوفان نوح از بین رفتند
یا مثلاً قوم لوط همینجور
یعنی وقتی یکی در مدار درست باشه این نیست که بگیم یه زلزلهای میاد یه عذابی میاد یه تورمی میاد یه رکود بزرگ
مثلاً توی آمریکا مثلاً فلان سال رکود بزرگ بود اقتصاد کلپس کرد
این شد اون شد
سر همین ویروس یه سری شرکتها از بین رفتند ولی یه سری شرکتها خیلی خیلی رشد کردن
این نیست که بگیم هر اتفاقی بیفته برای همه است
یا خدا خواسته برای همه این اتفاق بیفته
نه هر کسی تو مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
هر کسی تو مسیر غلط باشه هر اتفاقی بیفته به ضررشه
و اگه اینو درک کنیم سعی میکنیم مسیر درست رو بریم حالا این مسیر درست هم بالاخره باید صحبت بشه در موردش
مسیر درست رو بریم و مطمئن باشیم اصلاً این اطمینان قلبی که اگه من مسیر درست رو برم نعمت به من داده میشه باعث میشه که آدم خیلی استیک بشه به همون مسیر درست وگرنه اگه نگاهش این باشه که نه آقا اصلاً فرض کن من مسیر درست رو برم از کجا معلوم خدا دلش بسوزه به حال من
یا بخواد به من کمک کنه
اصلاً اونجوری نمیتونه درست با اون اطمینان با اون قدرت قلبی بالا مسیر درست رو بره،
دقیقاً دقیقاً مرسی عالی
میدونی مسئله چیه
مسئله اینه که خیلی آدمها دنبال بهونه ان که مسئولیت زندگیشون رو به عهده نگیرن
یه بهونهای بیارن برای اینکه تلاش نکنن وگرنه همین نکته
نکتهای که گفتی کلی آیه دیگه تو قرآن هست که میگه تو تلاش کن تو باید عمل کنی تو باید ایمان داشته باشی تو باید قدم برداری هیچ قومی تغییر نمیکنه مگر اینکه خودشون بخوان و خیلی چیزای دیگه
ولی بعضی آدمها هستن حتی این حرفها رو هم وقتی میشنون باز دوباره حرف خودشون رو میزنن و اینا همونایین که به نظر من چشمهاشون کوره و گوشهاشون کره و قلبشون بسته است نمیخوان بشنون همین چیزی که میگید کاملاً درسته و کاش آدمها بفهمن و درک کنند و انجام بدن بعد نتیجهاش رو ببینن
چند شب پیش توی یکی از لایوهامون راجع به ناظر بودن خدا صحبت کردیم گفتیم خدا اصلاً اینجوری نیست که ببینه کی چیکار میکنه حتی کارماش رو بده
یه سری قانون وضع کرده یه بازیه،
تمام قواعدش مشخصه توسط رسلش و پیامبراش و آدمهای بعد از رسلش کسایی که میان با کلام و با نشانه و با تجربه با قلبمون همه جور قوانین را به ما میگه که چیکار کن ولی بعضیها هستن که متاسفانه نمیخوان بشنون،
اینکه بچهها بشنوندچ و عمل کنن این به ما ربطی نداره
یعنی به پیامبرش هم ربطی نداشت
خدا خودش به پیامبر میگه به یونس میگه به پیامبر اسلام میگه تو خودت رو داری میکشی از بس که برات مهمه که بقیه ایمان بیارن
ولی همه ایمان نمیارن
ما اصلاً نباید تمرکزمون رو بذاریم روی اینکه بقیه میفهمن یا نمیفهمن
به خاطر همینم میگم ما باید بریم روی خودمون کار کنیم
اینکه بقیه میفهمن یا بقیه نمیفهمن اصلاً مهم نیست
خیلیها نمیفهمن بحث میخوان بکنن پس اون چیه این چیه من وقتی خودم توی این مسیر قرار گرفتم اولش خیلی دلم میسوخت که کاشکی بقیه هم بفهمن چقدر این مسیر مسیر جذابی هست چقدر زندگی خوبه چقدر سلامتی میاد تو زندگی آدم چقدر دوستای خوب میاد چقدر نعمت میاد
خب من واقعاً یه تغییر خیلی بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاد خیلی ذوق داشتم بقیه بفهمن خیلی هم اولش تلاش میکردم ولی خیلی زود به این نتیجه رسیدم که آقا اصلاً مهم نیست که بقیه قبول میکنن یا قبول نمیکنن من میام به اون مسیر درست حرکت میکنم اون نگاه درست هم میگم
حالا بقیه میخوان قبول کنن میخوان قبول نکنن
میخوان مسخره کنن میخوان مسخره نکنن اونا نتیجه زندگی خودشون رو میگیرن
در نهایت من نتیجه زندگی خودم رو میگیرم
من به جای اینکه تمرکز کنم که اونا قبول کنند یا قبول نکنن من بیام رو خودم کار کنم زندگی خودم عوض بشه
من تصمیم گرفتم دیگه کاری به بقیه نداشته باشم
بالاخره ما هم برخورد داشتیم با بچهها خب همون موقع صدها هزار نفر تو برنامه من به صورت حضوری میومدن بعضیها از این بحثها میکردن
یا مثلاً تو کامنتهای سایت بعضیها از این بحثها میکنن که نه اینجوری نیست اونجوری نیست بعد من جوابم اینه که قربونت برم تو هرچی که فکر میکنی درسته همونو انجام بده
چرا میخوای منو قانع کنی
منم نمیخوام تو رو قانع کنم
اصلاً بحث بحث این نیست که ما بخواهیم به بقیه بگیم تو رو خدا مثلاً این حرف رو قبول کن
نه اصلاً قبول نکنید
خودتون مسیر رو برید تست کنید من همیشه تو دورههام میگم بیایید یه 6 ماه فقط به این آگاهیها توجه کنید عمل کنید بعد نتیجه زندگیتون رو ببینید
مثلاً اون موقعها که من تو دورههام تو ایران برگزار میکردم یا الان که دورههام رو اینترنتی برگزار میکنم همیشه از قبل از دوره مثلاً میگم بنویسید وضعیت زندگیت چیه
ما توی دوره 12 قدم نوشتیم که مثلاً وضعیت زندگیت رو از لحاظ مالی بنویس چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر طلا و سکه داری چقدر وام و قرض داری همه رو بنویس بعد تو بحث سلامتی بنویس که هر چند وقت یک بار مریض میشی چه بیماریهایی داری چقدر قرص میخوری همه رو بنویس تو بحث روابط هر چند وقت یه بار با همسرت دعوات میشه
چند تا دوست خیلی مطمئن و خوب داری همه رو بنویس
تو تمام حوزهها میگم بنویسید بعد بیایید توی دوره فقط به این مسائلی که میگیم عمل کنید ولی با دل باز با قلب باز
بعد 6 ماه بعد یک سال بعد که دوره تموم شد خودتون ما که نیستیم پیش شما اون دفتر قبلی رو باز کن به همون سوالهایی که قبلاً نوشتی که چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر سکه داری چقدر دوست داری چقدر سلامتی داری هر چند وقت یکبار مریض میشی به همون سوالات هم دوباره جواب بده یه سال بعد از اینکه این دوره رو بهش عمل کردی نه اینکه فقط واردش بشی بیا بنویس
بعد خودت بخون نتایج رو خودت تصمیم بگیر که کدوم مسیر رو میخوای بری و بعد اگه دیدی تغییرات بسیار متفاوت بود توی یک سال شما به اندازه 10 سال زندگی رشد کردی آقا دیگه بچسب به مسیر درست دیگه خودت دیگه تصمیم بگیر که انتخاب کنی
هر چقدر آدم بیشتر از اینکه بخواد به بقیه بقبولونه یه موضوعی رو بیاد تمرکز کنه خودش مسیر درست رو بره به نظر من زندگی خیلی پربارتر میشه
در نهایت اونی که باید بفهمه میفهمه اونی هم که نباید بفهمه نمیفهمه
مهم نیست که من و شما چقدر تلاش میکنیم
تو بحث آموزش اون اوایل فکر میکردم که اگه من خیلی معلم خوبی باشم استاد خوبی باشم سخنران تاثیرگذاری باشم میتونم زندگی همه را تغییر بدم 100 درصد غلط است صد در صد غلط است
فارغ از اینکه من و شما چقدر کارمون عالی باشه اونی که هدایت نمیشه هدایت نمیشه تموم شد و رفت
حالا که داستان اینه خداوند مثال جالبی به محمد میزنه میگه اگر فکر میکنی میتونی کاری کنی که اینا ایمان بیارن برو نردبون بذار برو بالای آسمونا یا زمین رو بکن برو قعر زمین و خواهی دید که اینا ایمان نمیارن، یعنی مهم نیست که تو چه معجزهای بیاری براشون اصلاً مهم نیست
ما مسیح رو داریم ما موسی رو داریم موسی باید چیکار میکرد دیگه
هر معجزهای تو فکر کنی دریا رو بشکافه اژدها درست کنه ید بیضا مرده زنده کنه فلان کنه بهمان کنه
مسیح این کارو بکنه
گفت من 30 روز میرم کوه طور با خدا مناجات میکنم این 30 روز شد 40 روز
یعنی 10 روز اضافه شد بر اون عهد و پیمانی که با ملت گذاشته بود بیشتر طول کشید
10 روز بعد اومد دید ملت گوساله پرست شدن یعنی موسی ما داریم در مورد موسی صحبت میکنیم که آنچه که معجزه میتونست وجود داشته باشه این همه رو با هم داد ولی بازم فرقی نمیکنه هر چقدر آدم به این آگاهی برسه که ما عاجز هستیم از تغییر دیگران و ما توانا هستیم در تغییر خودمون تو هر اسکیلی
حالا این تو بحث زن و شوهر هم هست
زنه میخواد شوهرش رو عوض کنه
شوهره میخواد زنش رو عوض کنه دورههای ان ای قدم اول از دورههای ان ای دوره 12 قدم، قدم اولش اینه که من عاجزم من عاجزم و باید خداوند منو هدایت کنه تا به مسیر درست برم وگرنه من خودم فکر میکردم که میتونم مواد رو ترک کنم
من منم منمها داشتم
دیدی که با معتادها صحبت میکنی نه من هر وقت بخوام مواد رو ترک میکنم من هر وقت بخوام من فلان
اولین قدم اینه که بفهم که عاجزی بفهم که هیچی نیستی بفهم که خداوند باید هدایتت کنه اون وقت هدایت میشی
در مورد اینم همینه ما هر چقدر تمرکز بزاریم روی دیگران برای اینکه بقیه رو تغییر بدیم به همون نسبت دور میشیم از مسیر الهی
هر چقدر تمرکز بذاریم روی خودمون برای اینکه خودمون تغییر کنیم به همون نسبت تو مسیر الهی قرار میگیریم و آدمهای مناسب تو زندگی ما میان
الطیبات لطیبین
آدمهای مناسب به آدمهای مناسب میخورند زنان پاک برای مردان پاک هستند و بعد به همین شکل اگر ما به عنوان آموزش دهنده اگر که بتونیم اینو بفهمیم خودمون، بعد اون وقت میتونیم اینو انتقال بدیم که من سعی میکنم مسیر درست رو برم فارغ از اینکه بقیه مسیر درست رو میرن یا نمیرن
منم کاری به بقیه ندارم
من سعی میکنم کار درست رو انجام بدم و بعد اون وقت میبینی که آدمهای مناسب بدون اینکه ما هیچ تلاشی بکنیم آدمهای مناسب وارد زندگی ما میشن
وارد برنامههای ما میشن و این بهترین حالته برای لذت بردن از بحث آموزش
چون ما دوست داریم وقتی آموزش میدیم با آدمهایی باشیم که به قول خودمون حرف ما رو درک میکنن
وقتی خودمون تو مسیر درستیم اون آدمها هم میان و واقعاً لذت میبره آدم همونجوری که وقتی من ایران بودم اومدی پیش من من لذت میبردم
من کاری نکردم که تو با من آشنا بشی
یه سری آدمهای خاصی بودن
اون موقع که تو برنامههای من تو ایران برگزار میکردم یه سری آدمهای خاصی بودن مثل خودت
که اینا اصلاً خود خدا هماهنگ کرد اینا اومدن تو برنامههای من و اینا اومدن ارتباط برقرار کردیم چقدر دوستای خوبی ما داریم توی ایران بدون اینکه کار خاصی براش بکنیم بدون اینکه اصلاً من مثلاً بیام بگم جان مادرتون تغییر کن یا تغییر نکن
خودش آماده بود خودش تغییر کرد بعد یه همچین روابط قشنگی شکل گرفت
این اصلی هست که به نظرم تو بحث تغییر تو بحث آموزش تو هر بحثی که ما میخواهیم باید اول به خودمون بگیم کاری به بقیه نداشته باشیم
البته میگم که خیلی فراره آدم خیلی زود حواسش میره نه من رسالت دارم
بعضیها میگن نه من رسالت دارم زندگی مردم رو تغییر بدم من رسالت دارم
از این چرت و پرتهایی که میگن
هیچ پیامبری رسالت نداشت زندگی بقیه رو تغییر بده
هیچ پیامبری
بارها و بارها تو قرآن خداوند میفرماید که رسالت تو ابلاغ پیام است تموم شد و رفت تو هیچ رسالتی نداری که بقیه رو تغییر بدی تو تنها رسالتی که داری ما به همه کمک میکنیم
کُلࣰّا نُّمِدُّ هَـٰٓؤُلَآءِ وَهَـٰٓؤُلَآءِ
هر کسی بخواد بره جهنم میفرستیمش بره جهنم راه رو براش صاف میکنیم که بره جهنم
هر کسی هم که بخواد بره بهشت راه رو براش صاف میکنیم که بره بهشت،
استاد شایسته عزیز به پاس قدردانی از زحمات شما برای ادامه مسیر الهی این شعر حافظ تقدیم نکاه مهربون شما و استاد عباس منش گرانقدر و همه دوستان که عاشقتون هستم
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجودتون که صدای متفاوتی در عصر حساس کنونی هستید
الهی شکر برای هدایت های خالصانه و زمزمه واری که همیشه منو به خلوص بیشتر هدایت میکنه که بضاعتی بهتر از این یافت نمی شود
من با مفهوم مشیت اونقدر درگیری ذهنی داشتم که از وقتی با این آموزه ها قانون رو کمی درک کردم یادم رفته قبلاً چرا این طوری فکر میکردم و الان وقتی کسی میگه
فلانی شانس آورد
حقش نبود
دلم براش سوخت
چقدر موفقه کوفتش بشه چرا من ندارم
پارتی، خونواده ، ژن خوب، هوش ، زیبایی ، پررویی، ایرانی ها، اگر آمریکا بودم ، و هزاران واگویه دیگر
نمیگم خودم کامل شدم ولی وقتی اینها رومی شنوم سنسور توحیدی قلبم آلارم میده ، حداقل میدونم این تفکر اشتباه هست
امروز نشانه من مفهوم فرکانس و نحوه تنظیم اون بود استاد فرمودن کار راحتی نیست ولی راحت تر از بیل زدنه
واقعا مرد میخواد ادامه این مسیر ،
پا پس نکشیدن
امیدوار موندن
وفادار موندن به ندای قلبت
چون میدونی مسیر حقیقته
چون از همون روز اول احساست خوب میشه
چون اصلا کم کم می فهمی مهم رسیدن به خواسته ها نیست
رسیدن به یک مشی و رفتار و شخصیت درست هست
شخصیت سپاسگزار و متواضع و خاشع در برابر پروردگار
تربیت دوباره خودت با ورودی های جدید و باورهای درست
یک انسان متوکل و آرام در هر شرایطی
چرا آرام باشم ؟ اگر بدانم باورهای خودم مسیرم رو پیش می برن چرا نباشم
اگر بدونم جهان مملو از فراوانی هست چرا شاد نباشم
من عاشق این جمله از مراقبه فراوانی هستم
چه احساسی داری اگر بدانی همه چیز در حال بهبود است ؟
چون سوالیه ذهن کمتر مقاومت می کنه
و هزاران سوال دیگه که میتونی خودت بسازی
چه احساسی داری اگر بدانی یک ملکه هستی و همه چیز به فرمان توست؟
چه احساسی داری اگر بدانی همیشه تحت حمایت الله هستی؟
چه احساسی داری اگر بدانی برکت داده شده هستی؟
چه احساسی داری اگر بدانی بنده برگزیده خدا هستی؟!
و…چه احساسی داری اگر بدانی بی نهایت هستی و به ابدیت متصلی؟
چقدر وقتی خاطرات روزانه ات رو روایت می کنی دوسش دارم و یاد میگیرم
خوشحالم که کامنتم قلبت رو لبریز از عشق کرده
لطف خدا بوده و هدایت بی نظیرش صدهزار مرتبه شکر به درگاهش
زکیه جان من همین طوری یه هویی فال حافظ گرفتم این شعر اومد و بعدش گفت بنویس تو سایت گفتم چشم بعدشم آهنگش رو از سالار عقیلی دانلود کردم حالا شب ساعت دوازده زده بودم رو تکرار و باهاش ورزش و رقص و پایکوبی رو قاطی کرده بودم بیا و ببین ،
کلی کیف کردم بعدشم مثل یه نوزاد در آغوش مادرش به خوابی خوش فرو رفتم
خوشحالم که انرژیش روشما دوست عزیزم هم دریافت کردی
از خدای وهاب میخوام به توکه بنده ی خوبشی کلی سیم و زر بده نتونی بشماری
خیلی ممنونم که برام نوشتی و دوباره قلبم رو به این مسیر محکم کردی
با پیامت باز مبهوت هدایت خداشدم
و دوباره ایمان آوردم که چقدر جهان دقیق کار میکنه
چقدر درست کار میکنه
ومن چقدر باید یاد بگیرم گوش به فرمان هدایت باشم با قلب سلیم
بذار واضح تر بگم زکیه جان
چند روزی هست تمرکزی دارم کامنتت های جلسه یک لیاقت رومیخونم
امروز رسیدم به یکی از کامنت های شما که نوشته بودی دلت گوشی جدید میخواست و وقتی از خونواده خواسته بودی برات بخرن گفته بودن میخرن به شرطی که دیگه این سایت و آموزش ها رو رها کنی گفتی اصلأ نخواستم و چند وقت بعد خدا دلها رو برات نرم کرد و صاحب یه گوشی قاب صورتی قشنگ شدی از فضل خدا
من خیلی به فکر فرو رفتم چون مشابه همین مورد رو هم توکامنت ها خونده بودم که ایشون همسرشان یه موبایل آیفون میخرن براشون و شرط تحویل گوشی رودست برداشتن از این آموزش ها معین می کنند که این دوست عزیز هم سرسختانه رد می کنن
با خودم گفتم خدایا چه جنس احساسی از ارتباط ما با تو شکل می گیره با این آگاهی ها که حاضر نیستیم با هیچ کدوم از اسباب بازیهای دنیا عوضش کنیم
همون جا قلبم گفت برای ذکیه بنویس و تحسینش کن ، من گفتم حالا بعداً ، بذار بقیه کامنت ها رو بخونم
چی میشه که همین امروز که که من کامنتت روخوندم میام توی سایت و دایره آبی از شما می بینم آخه آدم چطوری به غیب و نادیده اعتماد نکنه زکیه جان و تسلیم این جریان جاری در لحظه حال نشه
خلاصه که ممنونم نوشتی و قلبم رو محکم کردی
امروز تو دفترم نوشته بودم خدای من دیگه آدمها چنگی به دلم نمیزنن ، چرا هیچ کس از تو حرف نمیزنه، همش غیبت ومحنت و کمبود آخه منتنهام تواین مسیر ، یه همراه بفرست با هم همش از تو از قانون حرف بزنیم
که پیام تو برام نشونه بود از یک هم فرکانسی عزیز و لطیف
تحسینت میکنم برای عمل به آموزه ها
حل مسأله ایرپاد و الگو با جریان هدایت
بیان احساسات به مادرجان
وتبریک ویژه بابت شروع یوگا
مستدام باشی خواهر جان
راستی دلم رفت برای نون های تنوری مادر جان
نوش جونت اون حال و هوای بهشتی
به خدایی می سپارمت که دنیا رو برام بهشتی کرده
ان شالله ثابت قدم باشیم
قلب روشنت رومی بوسم
پی نوشت: این کامنت رو همون شبی که نت قطع شد نوشتم و ارسال نشد
من نمیدونم حتماً موقعش الان بوده که به نگاه مهربونت بشینه زکیه جان
آنچه از این فایل درک کردم این هست که یشا و اراده الله با هم فرق میکنه، یشا و ریشه شیء به معنای در قوانین خدا بودن هست و اراد به معنای خواست خداوند هست، بنابراین اینطور نیست که هر چی خدا بخواد در زندگی ما اتفاق بیفته و به هر کی بخواد بده به هر کی نخواد نده بلکه به این معناست که هر چی در قوانین خداوند باشه اتفاق می افته، و آنجاهایی هم که ارادالله مطرح شده یعنی خواست خداست و اتفاق می افته.
موضوع بعدی این هست که ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم و باید به آنچه که میدونیم درسته عمل کنیم نه اینکه در دام حرف های قشنگ زدن بیفتیم، یکی از مسائلی که من در این خصوص دارم که حافظه ام اونطوری که میخوام یاری نمیکنه و خیلی زود مطالبی که گوش دادم و نوشتم و کار کردم یادم میره انگار نه انگار که من کلی زمان گذاشتم و همین باعث میشه در عمل کردن به مسیر درست اونطور که باید خوب عمل نکنم و از عملکردم رضایت نداشته باشم با اینکه تلاش کردم.
بهترین راه برای حرکت در این مسیر اینه که به مسیر درست عمل کنیم نه اینکه تمرکزمون تغییر دیگران باشه یا بخواهیم دل بسوزانیم برای افرادی که تغییر نمیکنن.
در مورد مسیر درست، من در خیلی زمینه ها نتیجه گرفتم و رشد اتفاق افتاد و در یک سری زمینه ها هم نتایج بدی گرفتم یا نتایجم خراب شد که نشان از این داره که برداشتم از اون آگاهی ها که نتیجه اش یکسری عملکردها بوده درست نبوده و باید به کمک خدا برداشت صحیح پیدا کنم و بر اساس اون رفتار کنم تا نتایج درست بشه.
مورد بعدی پذیرش این هست که ما در زندگی نتایج نامناسب داریم و در برابر خداوند عاجز هستیم و او باید هدایت مون کنه و نگیم که بلدم و خودم میتونم بلکه بگیم که خدایا من عاحز هستم در برابر تغییر و خودت کمکم کن و هدایتم کن و توانانحامش رو بده.
اینکه خدا گفته ما به هر کسی بخواهیم میدیم و به هر که بخوایم نمیدیم یعنی چه؟
منظور از خواست خدا اینه که شما بیای تو مدار دریافت قرار بگیری.
مفهوم ش ی ء اشتباه ترجمه شده، منظور اینه که اگر در مشیت و قانونمندی خدا باشی، به شما تعلق میگیره و اگر در قانونمندی خدا نباشی، به شما تعلق نمیگیره. بحث این نیست که خدا برای یه گروهی بخواد و برای یه گروهی نخواد…اینا همش از بچگی ما میاد که ما فکر میکردیم باباهامون قویترین آدمهان…بعد یهو یه خدایی اومد که فهمیدیم اون دیگه خیلی قویتره و هر کاری میتونه بکنه و تمام تلاشمون رو هم کردیم این خدا رو راضی کنیم که هیچوقتم به گمونم راضی نشد. البته که راضی بود..و البته که تو کله من راضی نبود…
اینطور نیست که بگی خدا تصمیم شخصی میگیره که چیزی رو به گروهی بده یا نده. و هر وقت هم که صحبت از مشیت خداوند شده، میبینیم که از گروه خاصی اسم برده نشده. اما وقتی که از ر – و – د استفاده میشه، دقیقا میگه فلان گروه یا قوم.
طبق قانون اگر شما یک سنگی رو بندازی، اون سنگ میافته رو زمین.
طبق مشیت یا قانون الهی اگر شما تو مدار دریافت باشی، بهت داده میشود.
پس سوال شما باید این باشه که چطور شما وارد اون مدار دریافت بشی! چطور لایقتر بشی! لیاقتی که فراموشش کردی.
وقتی در مسیر درست قرار بگیری، لاجرم طبق قانون، شما دریافت نعمت داری.
وقتی یکی در مدار درست باشه، امکان نداره عذاب بشه. هر اتفاقی بیافته به نفع شماست. اصلا اینطور نیست که تر و خشک باهم بسوزه.
ایمان قلبی شما – که مسیر درسته و من باید صبر کنم تا نتیجه بگیرم – شما رو موفق میکنه.
نباید هیچوقت بگی من تلاش میکنم ولی اگه خدا نخواست چی؟ این شک و تردیدهاست که کار رو خراب میکنه…
بابا خدا انتخاب نمیکنه، چرا نمیخوایم خدای آدمی رو تو ذهنمون پاک کنیم و خدای سیستمی رو جاش بزاریم که خلف وعده نمیکنه؟
واقعیت اینه که خدا آدم نیست که بگه باهات حال کردم نعمت مال تو یا حال نکردم و بیا حالتو بگیرم.
اینکه بقیه میفهمن یا نمیفهمن اصلا مهم نیست و وظیفه هیچکس نیست که کس دیگری رو اصلاح کنه. هر کس نتیجه زندگی خودش رو میگیره.
من سعی میکنم راه درست رو برم و کاری هم به دیگران ندارم و آدمهای مناسب هم وارد زندگی من میشن. جهان اینکارو میکنه. طبق همون مشیت، همون قانونمندی.
رسالت هیچکسی حتی پیامبرش درست کردن آدمها نیست و تنها ابلاغ کردن پیام مهم و ضروریه. خدا خودش گفته ما به همه کمک میکنیم، چه بخواهی بری بهشت و چه بخوای بری جهنم. ما راه رو صاف میکنیم.
در پناه الله مهربان شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
خدایا هزاران بار شکرت که امروز هم بهم فرصت دادی بیام این مکتب و بنویسم
خدایا شکرت
و خدایا شکرت بابت این سایت بابت این میعادگاه عشق و بابت این فایل ها و این آگاهی ها
و چقدر این شکرگزاری بابت این نعمت ادمو سرحال میاره و چقدر هر لحظه زندگی ما نیاز مبرم داره به این شکر گزاری صرفا بابت وجود این نعمت
و قطعا ما انسان ها اغلب فکر میکنیم که شکرگزاری بابت داشتن نعمت های مادی هست اما برای من نوعی داشتن این نعمتی که اینقدر قشنگ روح منو جلا میده ی زندگی و لذت دیگه هست
البته هر چند که اون نعمت ها هم لذت خودشونو دارن
وقتی هر روز و هر لحظه که میدونم بخشی از زندگیم شده بودن در سایت و فایل گوش دادن کلا حس میکنم همین بخش داره مابقی قسمت زندگیمو هندل میکنه و پیش میبره و این بخش به تنهایی افسار کل زندگی منو در دست گرفته و خدارو شکر که تا این لحظه رهبر خوبی بوده به لطف الله
استاد با معرفت و دوست داشتنی ام به رسم معرفت ازتون سپاس گذارم که اینقدر قشنگ و با جذبه فایل های فوق العاده اوکی میکنین و اینقدر قشنگ روح و روان منو درمان میکنین و از مریم دوست داشتنی هم بی نهایت سپاس گذارم که در مسیر هدایت خدا بود که این سلسله فایل روزشمار رو کنار هم بچینه و ی سریال جذاب و دوست داشتنی به قلب و چشم من هدیه بده و میگم خدایا من از تو خواسته دارم اما تو مریم زیبارو هدایت میکنی که عمل گرایی اون خانم بشه خط مش زندگی من و من تجربه کنم هر آنچه لذتی که در مسیر هدایتش و دریافتش هستم و قطعا برای دریافت بیشتر باید خیلی خیلی رو خودم کار کنم و باورهامو بسازم و دریافت کنم
که حتی همین ساخت باور هم بازم پای خدا میاد وسط که خودش هدایت میکنه چجوری اقدام کن
حتی خودش هدایت میکنه که کدوم ترمز رو بکش بیرون و جایگزینش چی بزار
خدایا هزاران بار شکرت
با گوش دادن چندین بار این فایل داشتم فکر میکردم یکی از بهترین نعمت ها این میتونه باشه که استادت بشه بهترین رفیقت و کسی بشه که به راحتی و اینقدر با لذت ازت تعریف و تمجید کنه
اوه خدای من
چه لذتی اخه بالاتر از این
و اگه در وجود من ی ذره هم نیاز تایید طلبی دیگران مونده باشه چه حالی میده که استاد بیاد منچ تایید کنه که قطعا خدا میدونه چه روزی میشه اون روز
و به لطف خدا مسیری که هستم و دارم پیش میرم همون روز که استاد بخواد منو تایید کنه خیلی نزدیکه و حتی اینو هم میدونم که وقتی کامنت های منو میخونه و نتایجم رو میبینه قطعا ی لبخند قشنگ میزنه و سرشو تکون میده ولی من قلبم میخواد که بیاد و بگه و قطعا مسیری میرم که این اتفاق هم رخ بده
خدایا هزاران بار شکرت
استاد قشنگم در این فایل باز شما دارین از عملگرا بودن حرف میزنین و چیزی که من این روز ها و خیلی روزهاست که با جان و دل دارم انجام میدم و اندازه عمل گرا بودنم نتایج جالبی هم گرفتم و این موضوع رو با گوشت و پوست و استخوان فهمیدم
اصلا ی ذره میرم تو لغزش سریع میگم ساناز فقط عمل کن
اصلا من تصمیم گرفتم عمل گرا باشم که به لطف الله متعهدی پای این سریال روزشمار موندم و تا اینجا اودم
دقیقا منم همیشه این داستان معتاد رو به خودم مثال میزنم میگم ببین دختر چرا به این افراد میگن عملی
چون کاری انجام میده چون فیریکش درگیره پس تو هم برای گرفتن نتایج باید عملی باشی دقیقا اندازه همین افراد و هر چه عملت سنگین تر باشه قطعا نتایجی که میگیری هم بیشتره دقیقا مث همین معتادا
و تشخیص این قضیه اصلا و ابدا سخت نیس فقط عمل کن
و اصلا عمل کردن خودش ی انرژی مازاد میده
مثلا همین دیروز من در حال رانندگی بودم و کلی فایل گوش داده بودم کلی اهنگ گوش داده بودم و چون مسیرم طولانی بود حدود ده ساعت رانندگی و یا بیشتر
گفتم خب الان چیکار کنم که یهو گفتم برو سر وقت مغز و افکارت و نشستم تو ذهنم جملاتی درباره فروش و درامد حرف زدن و همینجور تکرار میکردم که ی مشتری تماس گرفت وسط افکار من و سفارش جنس داد و این شد ی بمب انرژی برام
گفتم ببین دختر وقتی باورهات آماده باشن به این سرعت جواب میده هاااا
اصلا کارسخت و یدی نداره
فقط عمل گرا باش با پس زمینه باورهای درست
اونوقت فقط چندتا چشم اضافه قرض بگیر و نتایج رو درو کن و لذت ببر
دقیقا همین ی ماه پیش من خودمو تصور میکردم تو ماشین مورد علاقم در حال رانندگی ام و مادرم کنارم نشسته و من دستمو گذاشتم رو قلبم و ی ریز میگم خدایا شکرت
و من این تصور فکری رو تو همین دو روز گذشته چندین بار تجربه کردم و از صمیم قلبم گفتم خدایا شکرت بابت این لحظه ای که تصور میکردم و الان دارم تجربش میکنم
یا اصلا ی اتفاق فوق العاده جالب
ی بدهی به همکار داشتم تقریبا عدد بالا
من چندین بار هر روز گوشیمو دست میگرفتم و با همکارم صحبت میکردم و میگفتم شماره حساب بفرست پولتو بزنم حتی تجسم من طوری بود که طرف میگه فعلا عجله ای نیس و ی روز با تاخیر شماره حساب میفرسته و خدا شاهده همین اتفاق رخ داد
یعنی حتی من روز دوم هم تماس گرفتم چرا شماره حساب نمیفرستی پولتو بزنم
که از زمان تجسم من تا واقعی شدنش نهایت ی هفته طول کشید چونکه من باورهاشو داشتم و چون قبلا از این اتفاق نتایج گرفته بودم الگوی قشنگشو هم داشتم و وقتی عمل گرانه اقدام کردم به تجسم خدا خودش گفت بگیر که اومد
گفت اصلا من کل جهان و کیهان رو تدارک دیدم وقتی عمل میکنی مسخر تو بشن
کلا من همیشه تصورم این هست که وقتی عمل میکنم و اقدام میکنم و حرکت میکنم من ی دختر ریزه میزه ظریفی هستم که نشستم رو ی تخت پادشاهی
که جهان ی غول گنده هست که دنیایی از صندوق جواهرات میاره میزاره جلو پای من و برام تعظیم میکنه و بهم ادای احترام میکنه
و همیشه تا سر حد نهایت از این تفکر لذت میبرم و حالمو جا میاره
خدایا شکرت
خدایا شکرت
استاد قشنگم از اینکه شما و مریم زیبا رو خدا به قلب من هدیه داده بی نهایت سپاس گذارم و هر لحظه از خدا میخوام محافظ قلب من باشه که همیشه بتونم از این هدیه مقدس لذت ببرم
با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز ومریم جان وسایر دوستان در این دوره ی زیبا.
خدا را هزاران بار شکر که بانعمت فراوانی دوره ی دیگری را برای درک آگاهی روزی مان کرد .
استاد جان دست مریزاد ودستت طلا.
چه پروژه عالی .خدا را هزاران بار شکر .
قوانین به شکل خیلی ساده وروان در قرآن ذکر شده ولی فقط کسانی این آگاهی ها رو دریافت می کنند که در مسیر باشند.
کلمه ی یشاء از ریشه ی یشی ءدر اصل به معنی راه رفتن .ودر مسیر بودن است .
اگر یادتون باشه تو کتاب فسلفه از یه گروهی صحبت می کنه که راه می رفتند وفکر می کردند وبهشون می گفتند مشائون.
یعنی راه روندگان
وقتی به معنی این ریشه توجه کنیم مطمئن می شویم که منظور خواست واراده نیست بلکه مسیر ومشیت است.
مشیت هم یه سری قوانینه که از قبل ثبت شده وتغییری درش نیست .با کسی هم تعارف نداره .
حتی برای درک و دریافت این آگاهی ها باید در مسیرش باشیم تا دریافتش کنیم.
در واقع مشیت یعنی قرار گرفتن در مسیر خواسته.
مثلا اگر میخوایم طلا بخریم نباید بریم بازار آهن فروش ها .بلکه باید بریم تو مسیر یا بازاری که طلا فروشی داره .
وقتی مسیر را واضح کردیم بعدش هدایت میاد .یعنی تا وقتی تو مسیر خواسته قرار نگیری به سمتش هدایت نمیشی .
یه مثال دیگه اینکه اگر شخصی ماشین میخواد باید بره تو مسیرش .
از دیدن ماشین های دیگران لذت ببره.تحسین کنه .بعد هدایت میشه به جایی که ماشین هست .در واقع تو مسیرش .
حالا باید شفاف کنه چه ماشینی میخواد تا هدایت بشه به سمتش .
قدم اول رو برداره قدم های بعدی بهش؟گفته میشه .
تو بازی هایی که امروزه تو گوشی ولب تاپ هست اینه که تا یه مرحله از بازی رو رد نکنی مرحله ی بعدی باز نمیشه .
باید مرحله رو طی کنی بعد ردش کنی تا بتونی بری مرحله ی بعد.
هدایت های خداوند هم همین طوره .باید قدم اولی که بهش هدایت میشیم رو عمل کنیم تا قدم بعدی به ما گفته بشه.
موضوع دیگه هدایت نشدن کسانی که در مدار ومسیر گمراهی هستند.
وقتی کسی تو مدار گمراهی باشه به هیچ وجه قابل هدایت نیست .نیاز به تلاش وتقلا نداره.
اول باید خودش بخواد تا تو مسیر هدایت قرار بگیره.
یه مثال از خودم بزنم.چند وقت پیش خواهرم با پست گذاشتن تو اینستا دنبال لایک وکامنت بود ومرتب می گفت لایکم کنید.کامنت بزارید تا پیجم دیده بشه .اولش سکوت کردم .بعدش دلم سوخت گفتم بزار چیزایی که بلدم بهش یاد بدم.
بهش گفتم خواهر جان اگر فکر می کنی با چرخیدن توی اینستا وپست گذاشتن به ثروت می رسی سخت در اشتباهی واین ره که تو می روی به ترکستان است .وداری بیراهه میری .
القصه خواهرم ناراحت شد وواکنش تندی که چرا فکر می کنی فقط مسیر تو درسته وهر کس مثل تو فکر نکنه بیراهه رفته ووو
بعد هم گفت فکر کردی حالا خودت خیلی ثروتمندی ؟
اگر ثروتی هم داری به خاطر شوهرته .
اون پول داره که تو ثروتمند شدی .
خلاصه اولش خیلی جا خوردم واز واکنشی که نشون داد ناراحت شدم ولی کمتر از چند دقیقه با این باور که هر کس هر کاری می کنه در نهایت به نفع منه از بعددیگری به حرفاش نگاه کردم .
با اینکه به ظاهر بار منفی داشتند ولی انگار کلمات برای من شکل دیگری می گرفتند وبهم آگاهی می دادند.
از دل حرفهای به ظاهر منفی این آگاهی ها رو دریافت کردم که بنده ی من حواست به خودت باشه .تمرکزت رو بزار رو ی خود سازی .
کسی که باید هدایت بشه میشه .
تو مسئول هدایت دیگران نیستی.
بنده ی من تو باید این قدر روی خودت وباور هات کار کنی که نتایجت صحبت کنه.
بنده ی من اگر حتی تو مردی داری که ثروت داره واونو در اختیارت گذاشته به خاطر باور های خودته.چون هیچ چیزی در جهان اتفاقی رخ نمیده وچه بسیارند مردانی که ثروت دارند ولی برای زن وبچه هاشون خسیس هستند.
حساب وکتاب می کنند.
بنده ی من نگران نباش مرد تو یکی از دست های منه برای راحت زندگی کردن تو.در نتیجه ی باور های تو.
چون در مسیر ومشیت راحتی وآسانی خدا قرار گرفتی .
میخوام بگم توی یه سری حرف های شاید ناراحت کننده هم میشه آگاهی دریافت کرد وهدایت شد یا میشه احساس رو بد کردوبه دنبال اتفافات بد بعدی بود.
از اون به بعد تصمیم گرفتم تمرکزم بزارم روی خودم وکاری به کار کسی نداشته باشم .هر کسی خدایی داره که اگر در مسیر هدایت باشد هدایتش می کنه .اگر هم صم بکم عمی باشد که گمراه می شود.
چه زیباست جهانی که بعد از این تصمیم مرا به پروژه ی جدید استاد هدایت کرد.
خدا یا هزاران بار شکرت که قراره بهتر وبیشتر بشناسمت.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به مسیر درک این آگاهی ها
سپاسگزار استاد عباس منش عزیزم هستم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
اینا قیمت ندارن ، هر لحظه از زندگیم برپایه ی این آگاهی هاست
چقدر فقیر بودم و زندگیم در سختی میگذشت وقتی ازشون بیخبر بودم و چقدر سعادتمندم درصلح و آرامشم وقتی بیشتر درکشون میکنم و زندگیشون میکنم خدایا تاابد سپاسگزارم بابت این آگاهی ها ….
چقدر آرام ترم وقتی میبینم اگر با قوانین پیش برم به خواسته هام میرسم و چقدر قبلا متزلزل بودم و نگران ، که نکنه من تلاش کنم ولی خداوند نخواد که به خواستم برسم …
این آگاهی دلمو قرص میکنه دلگرمم میکنه که اگر مطابق قوانین حرکت کنم لاجرم به خواستم میرسم چون فیزیک تغییر نمیکنه ، نشانه های قوانین حاکم بر جهان هستی از جاذبه تا قانون نیوتن و …. رو میشه همه جا مشاهده کرد ،نشده تاحالا سنگی به هوا پرتاب کنم و پایین نیاد ، پس اگر روخودم کار کنم و درمسیر هم جهت با جریان خداوند قرار بگیرم لاجرم طبق قانون به خواستم خواهم رسید ، این آگاهی دلگرمم میکنه و باعث میشه پام قرص بشه باعث میشه با انگیزه تر و محکم تر قدم بردارم
این باور که مشیت و انشالله یعنی اگر در قوانین باشه اتفاق میوفته خیلی بهم آرامش میده
لازم دارم که این آگاهی رو زیاد تکرار کنم زیاد راجبش بنویسم و زیاد الگو هاشو ببینم ، تا در من درونی بشه تا این باور در روح و جانم بنشینه
خدایا سپاسگزارم که آسانم کردی برای آسانی ها سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی های ناب و زندگی ساز رو به صورت هدیه دراختیارمون قرارمیدین سخاوتمندی شما قابل تقدیرِ
سپاس بابت جهان پراز فراوانیت
خدایا من به رهبری از جانب تو فقیرم منوهدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی.
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عباسمنش بزرگوار و دیگر اعضای محترم سایت سوالی در خصوص ((موضوع فایل درک عمیق تر قوانین خداوند مشیت الهی ،خواست خداوند)) پیشاپیش سپاسگزارم بابت وقت ارزشمندی که میزاربد و پاسخ میدید سوال اینه :
وقتی طبق مشیت الهی اتفاق بدی برای شخصی می افتد مثلا زندان رفتن شخصی و اتفاقا ،وقتی سبک زندگی رفتارها ذهنیت ها و اعمال اون شخص رو از دور رصد میکنی کسی که با قانون آگاه است میفهمه بدهکار شدن و زندان رفتن حداقل بلایی هست که باید سرش بیاد
خب وقتی طبق مشیت الهی اتفاق زندگی یک شخص زندان رفتن میشود
چه کار باید کرد اینجا بازی تمام میشود؟
توکل ،صبر،دعا، برای کسی است از قبل اعمال درست فرستاده و اگر هم اتفاق به ظاهر بدی بیفتد آن شخص با توکل صبر دعا ،اقداماتی که بهش الهام میشود خب صدرصد خداوند احابتش میکند و انشالله برای او واقعا معنا دارد او میداند بندگی اش را درست انجام داده است
اما کسی که بندگی نکرده اعمال درستی نفرستاده و و انشالله میگوید و نتیجه اش بد تر و بدتر میشود و هیچگاه هم هدایت را نمیپذیرد و انگار گوش های او کرد است
باید رهایش کرد تا طبق مشیت الهی به قعر جهنم برود در حالی که خودش در ناآگاهی کامل هنوز منتظر معجزه ای از جانب خدا باشد و هرگز ذره ای نخواهد این خودِ بی خودی أش را بهبود ببخشد و افکار درست تر کانون توجه درست تر ایمان درست تر نیت های الهی تر وووووو…..داشته باشد؟!
و فقط همینطور بنشیند تا کاملا نابود شود و بنظر میرسد این کار برایش راحت تر است تا اینکه بخواهد ذره ای انگشت اشاره به سمت خود ببرد و خودش را اصلاح کند .
و مثال داستان نوح پسرش طبق مشیت الهی غرق شد این دردناک نیست چون ما انسان ها به هم یک اتصالات عاطفی داریم مثلاً پسر نوح غرق شد آیا نوح از پیش چیزی فرستاده که باعث شد رنج از دست دادن فرزند و داشتن فرزند ناخلف رو داشته باشه.
یا طبق مثال بالا اگر من بندگی خدا رو کرده باشم و همسرم نه و طبق مشیت الهی همسرم به زندان بره خب رنج زندان رفتن او روی من و فرزندانم تاثیر میگذاره
من شاید تا جایی ایمان خودم رو حفظ کنم بگم خب من نجات پیدا میکنم ولی این نجات پیدا کردن تلخ نیست بنظرتون؟خودش چالش بزرگ نیست ؟
مثلا برای نوح این دردناک و رنج آور نبود که پسرش نجات پیدا نکرد حالا نوح نجات پیدا کرد غرق در نعمت شد خب چه فایده
آیا اینجا باید تسلیم بودن رو عالی بلد باشیم و اجازه بدیم بعد از بندگی هر چه پیش آید خوش آید بشه و رنج ها از وجودمان گذر کنند و بگیم خب بپذیر طبق مشیت الهی پسرم همسرم نباید نجات پیدا میکرد .
یه جورایی این موضوع سخته،این مشیت الهی خیلی قدرتمند هست و واقعا به تو هیچ بودن و ضعفت رو نشون میده میگه خودت رو میتونی نجات بدی اما خواهر برادر فرزند شوهر نه
در صورتی که زندگی با نجات همه معنا پیدا میکنیه
نمیدونم میتونم دقیقا با حرفام سوال اصلی که دارم رو برسونم یا نه سردرگم شدم .
یه جورایی هم احساس رهایی و خوشبختی هستم هم احساس رنج
بهر حال من با فرزندم نداره
نوح دلش میخواست فرزندش نجات پیدا کنه این خواسته نوح بود اما این مشیت الهی اجازه نداد چون مشیت الهی شوخی ندارم چون قانونه مثل قانون جاذبه …
من چطوری با این مشیت الهی کنار بیام پذیرش این موضوع سخته مخصوصا وقتی هیچ جوره نمیشه انکارش کرد مثل این میمونه من تاریکی رو قبول نکنم چون رنگش رو دوست ندارم و بیام بپرسم من میدونم این تاریکی هست باید باشه جز مشیت الهی هست ولی من بگم آخه من نمیخوامش وقتی نمیخوامش چه کنم
درود بر شما…
سوالتون رو اینجوری میشه برداشت کرد که مشیت الهی ممکن است به نفع بعضی ها باشه و به نفع بعضی ها نه… چون اشخاصی دارن لذت میبرن و اشخاصی دارن زجر میکشن و انسان ها بخاطر عواطف انسانی شان نمیتونن راحت از کنار این موضوع رد بشن…
مستندها نگاه میکردم که جوجه قوی، جوجه ی ضعیف را از لانه به پایین پرت میکرد… شیری فرزند حیوانی دیگر را می درید… و اوایل با خود میگفتم… چ حیات وحش نامردی… بعد دیدم میگویم وحش… چون دنیای حیوانات با ما انسانها متفاوت است.. آنها برای بقا میجنگن و ضعیف ها زنده نخواهند ماند..
ما انسان ها.. قدرت انتخاب داریم… قدرت ساختن زندگی و قدرت اصلاح خودمان را داریم… وقتی میبینیم یک شخص یا کودک برای پیشرفت تلاش میکنید و هر روز نسبت به دیروزش قوی تر و موفق است.. میتوان فهمید برای تغییر تلاش میکند
اما بعضی اشخاص به قول استاد بارها چک و لگد این روزگار را خوردن و هر دفعه بی تفاوت گذشتن و اهمیت ندادند.. این اشخاص از درون نپذیرفتن و نمی پذیرند که باید تسلیم باشند، در مسیر درست قدم بردارند و نمی خواهند تغییر کنند..و تا خودشان نخواهند ما که هیچ.. خداوند هم برایش کاری نمیکند..
یاد داستان آن مادری افتادم که برای فرزند معنادش دعا میکرد، نذری میداد که ترک کند و به زندگی عادی ش برگردد.. اما غافل از اینکه آن پسر در خفا و دور از چشم مادر مواد مخدر استفاده کرد و در آخر جان داد..
من جسارت کردم و پاسخ دادم . این درک من از سوال شما بود و خواستم با اجازه استاد پاسخ بدم
سلام شادی عزیز
احساس میکنم وابستگی داری و این وابستگی از خلا اعتماد و اطمینان از خودت و خدای خودت میاد.
پس دنبال برطرف کردن اون وابستگی باش .
اتفاقا دیشب خواهرم در مورد فرزندش همین رو گفت و گفت که هنوز به جای من نرسیدی
اتفاقا 1400 سال پیش حضرت محمد ص هم چنین عقیده ای داشت که خودش رو داشت هلاک میکرد
خدا گفت تو فقط پیام میبری و هدایت گر منم
به خواهرم گفت شما یک دفعه دو فعه سه دفعه تذکر دادی و خودش رو اصلاح نکرد دیگه تو نمیتونی حال خوب رو از خودت بگیری چون ایشون نمیخاد اون رو انجام بده.
حالا دوست عزیز شما هم روی خودت کار کن و اون خدای اصلی که فرمانروای کل هست رو بشناس،خودت رو بشناس و دلایل حرفهات،عملیات پیگیری کن
به امید احساس خوب شما در هر لحظه
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی.
چققققققدر پیامی که امروز در این فایل بود مناسب وضعیت کاری من بود به شدت بهش نیاز داشتم من دارم در زمینه ای آموزش میدم و اغلب تمرکزم میره روی اینکه به بقیه یاد بدم نه اینکه خودم یاد بگیرم و انجام بدم
اینا رو من از شما یاد گرفتم و صادقانه هنوز خیلی برام درونی نشده اما واقعا احساس بد ناشی از تمرکز روی دیگران رو حس میکنم که همین امروز باز با این حس درگیر بودم اما نمیفهمیدم از کجاس فقط یه حسی بهم میگفت داری زور میزنی باید بسپاری به خدا اما درک نمیکردم کجای قضیه رو دارم اشتباه میرم الان این فایل رو گوش کردم و گفتم نکته اینجاست برو خودت به همه آنچه میگی عمل کن فقط حرف نزن و چقققققققدر درست گفتید که اکثرا در دام حرفهای قشنگ زدن میافتیم 🤦♀️ خودمو میگم کلا حرف حرف حرف… به قول استاد این زیپپو ببند و عمل کن نقطه سر خط.
نمیخواد زور بزنی چیزی رو تغییر بدی یا پیش ببری تو درست شو تو تغییر کن خودت جاذبه میشی واسه بقیه ای که میخوان تغییر کنن. نخواه که با حرف زدن جاذبه بشی واسه اونایی که میخوان حرفهای قشنگ بشنون.
استاد بازم سپاسگزار خداوند و شما هستم برای این فضای عالی واقعا دمتون گرم.
عزیزی که این فایل رو میخونی اگر کلمات مناسب نیست عذر میخوام بیشتر دلنوشته خودمه و با این هدف اینجا مینویسم چون حال و هوای امروزم سیو میشه و بعدا بهش مراجعه میکنم ❤
به نام خداوندِ قانون، حکمت و مشیت
سلام و درود و سپاس عمیق خدمت استاد گرانقدرم
این جلسه برای من یک (تذکر توحیدیِ بیدارکننده)بود.
بهخصوص آنجا که گفتوگوی شما با استاد فرشید پاکذات را دیدم، کاملاً برایم روشن شد که تمرکز شما چقدر روی اصل است، نه حاشیه؛
و چقدر سالهاست که بدون انحراف، روی یک ریشه ایستادهاید.
بیتردید استاد پاکذات از اساتید موفق ایران هستند؛
اما تأثیر کلام شما در آن لحظه، جنس دیگری داشت.
تأثیری که نه از تکنیک میآمد،
نه از واژهآرایی،
بلکه از ایمان، انس و عمل میآمد.
این تفاوت کاملاً محسوس بود؛
چون مشخص است که شما به آنچه میگویید ایمان دارید
و مهمتر از آن،
به آنچه میگویید زندگی کردهاید.
من از شما یاد گرفتم که:
هیچوقت حرفی را که به آن ایمان ندارم
و به آن عمل نکردهام،
در قالب نصیحت، آموزش یا حتی «حرف قشنگ» به کسی نزنم.
این جلسه برای من پردهی خطرناک دیگری را هم کنار زد:
دامِ فقط حرفهای قشنگ زدن.
حرفهایی که اگر به مشیت الهی و عمل وصل نباشند،
نه هدایت میآورند
و نه برکت.
برداشت من از {مشیت}در این جلسه عمیقتر شد:
مشیت، تصمیم لحظهای خداوند برای افراد نیست؛
مشیت، قانون کلی، ثابت و حکیمانهی جهان است.
قانونی که خداوند با آن جهان را اداره میکند
و نتیجهی زندگی هر انسان،
میزان هماهنگی او با همین قانون است.
اینجا بود که معنای {انشاءالله}برایم زندهتر شد.
دیگر فقط یک کلمهی عادتگونه نیست.
وقتی حتی برای فردایم برنامهریزی میکنم و ناخودآگاه میگویم {انشاءالله}
سعی میکنم ذهن و روحم را هماهنگ کنم
تا واقعاً در مسیر مشیت الهی حرکت کنم؛
حتی برای یک دقیقه بعد از زندگیام.
از این جلسه یاد گرفتم که:
در سلامتی، با قوانین الهیِ بدن، نظم، آرامش و پرهیز هماهنگ شوم؛
در ثروت، به جای انتظار معجزه، در مسیر قانون، مسئولیت، شفافیت و اقدام بایستم؛
و در آرامش، عجز خودم را بپذیرم و نیاز حقیقیام به هدایت خداوند را انکار نکنم.
فهمیدم که: اولین قدم هدایت،
پذیرفتن ناتوانی در برابر خدا
و دست برداشتن از توهم دانستن است.
و مهمترین اصل آموزش این است: اول خودت زندگی کن،
بعد اگر لازم بود، بگو.
چون پیام، از[ بودن] منتقل میشود نه از [توضیح دادن].
سپاسگزارم از شما استاد عزیز
که بیهیاهو، بیحاشیه
و با تکیه بر توحید عملی
ما را به اصل برمیگردانید.
خدایا،
ما را در هماهنگی با مشیتت ثابتقدم بدار،
در گفتار صادق،
در عمل راسخ،
و در نیت خالص.
الهی آمین
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
درک عمیق قوانین خداوند قسمت اول
یه سلسله لایوها داشتیم محوریتمون خدا و ویژگیهای خدا بود راجع به اینکه انسان بدون خدا چقدر قدرتمنده صحبت کردیم انسان خیلی قدرتمنده ولی با خدا چقدر قدرتمندتره صحبت کردیم
راجع به اینکه خدا چیه صحبت کردیم خدا کیه صحبت کردیم خدا کجاست صحبت کردیم راجع به باور خدا صحبت کردیم راجع به خدا چی از ما میخواد اینکه هدف آفرینش انسان چیه هدف آفرینش جهان چیه قوانین خدا رو صحبت کردیم راجع به سپاسگزاری صحبت کردیم
و امشب یه سوالی که خیلی از بچهها دارن اینه که ما میگیم ما قدرتمندیم و میتونیم زندگی خودمون رو بسازیم با توکل به خدای بزرگ و مهربون با قدرت اون با قدرت خودمون
اول اینکه خب پس اینکه میگن خدا به هرکی بخواد هرچی بخواد میده آیه قرآنه و حالا سوالی که دوستان معمولاً براشون به وجود اومده امروز من سوال پرسیدم تو استوریم که چقدر اعتقاد دارید که رزق و روزی ما از قبل تعیین شده و سوال دوم اینکه به نظر شما آیا خدا به هرکی که بخواد و هر چقدر بخواد میده و به هر کی بخواد و هر چقدر که بخواد میگیره
تقریباً جواب 50 ،50 بود
ما وقتی سوالی میپرسیم راجع به مباحث موفقیت چون اکثر بچههایی که توی پیج ما هستن بچههایی هستن که آگاهی دارن یه مقدار سطحشون از لحاظ دانش و آگاهی نسبت به موفقیت فردی یه ذره بالاتره جوابهایی که میگیریم جوابهایی که خودمون میدونیم درسته بهش نزدیکه مثلاً 80 درصد 90 درصد اون جوابی که ما میدونیم درسته رو میگن
ولی توی این مورد امروز 50 ،50 بوده
به نظر یه تناقضی داره با اینکه ما این همه تلاش کنیم که چی اگه خدا به هر کی بخواد میده به هر کی که بخواد نمیده
فقط میدونم تو این زمینه تو استادی و قرآن رو قشنگ درآوردی همه چیزش رو،
هم از دیدگاه قرآنی و هم از دیدگاه خود آقای عباس منش میخوام تفکرش و دیدگاهش نسبت به اینکه خداوند به هر کسی بخواد میده و هر کسی بخواد میگیره چیه،
اینکه حرفهای قشنگ بزنیم خیلی مهم نیست
اینکه عمل کنیم به اون چیزی که میدونیم و درسته خیلی مهمه
بعضی موقعها میبینم که افراد میفتن توی این دام حرفهای قشنگ زدن و مثلاً خیلی خوشگل گفتن یا سخنران خیلی خوبی بودن یا نصیحت کننده خیلی خوبی بودن برای بقیه هیچ فایدهای نداره
هر چقدر ما حرف قشنگ بزنیم خودمون عمل نکنیم هیچ فایدهای نداره و بهتره اون چیزی که میدونیم رو بهش عمل کنیم و ازش استفاده کنیم و نتیجه بگیریم و نتیجهاش هم اینه که زندگیمون از هر لحاظ باید بهتر بشه وقتی عمل کنیم به چیز درست
در مورد این داستان بحث اینکه خدا بخواد اون اولی هم که من دورههام رو برگزار کردم این سوال رو از من میپرسیدن که آیههایی رو میآوردن این حرفا چیه همش خدا گفته ما به هرکی بخواهیم میدیم ما رزق بی حساب میدیم از هرکی بخواهیم میگیریم پس این چیه
بعد ما اومدیم تحقیق کردیم توی قرآن دیدیم تمام مواردی که این چنین اومده که ما به هر کسی بخواهیم میدیم از هر کسی بخواهیم میگیریم از ریشه شیء استفاده کرده
ان شاالله، ان تشاءالله، ان یشاءالله
اگر خدا بخواهد تو ترجمهها اشتباهاً ترجمه کردن اگر خدا بخواهد،
یا ان شاالله رو میگن اگر خدا بخواهد که خواستن خدا کلمهای که توی قرآن ما داریم ریشه رَودَ است
منظور اینکه خدا اراده کنه
یعنی خدا بخواد از ارادالله ان اراد الله
یا ان یرید الله استفاده میکنه
بعد ما اومدیم تمام آیههایی که از ریشه رَودَ استفاده شده توی قرآن تمام آیههایی که از ریشه شیء استفاده شده توی قرآن همه را گذاشتیم بغل همدیگه
فکر کنم توی دوره قانون آفرینش هم جلسات آخرش من این کارو کردم توی دورههای حضوریمون هم این کارو انجام دادیم و اومدیم بررسی کردیم کجاها از یشاءالله استفاده میکنه
کجاها از ارادالله استفاده میکنه قرآن
و دیدیم که منظور از ان شاءالله منظور خواست خداوند نیست
منظور مشیت خداونده
جایی که خدا میخواد بگه خواست من از اراده استفاده میکنه
یعنی اراده من هست که این اتفاق بیفته و در تمام مواردی که از ریشه رودَ استفاده کرده از ارادالله یا از یریدالله استفاده کرده
گفته که در مورد چه کسانی دارم صحبت میکنم
مثلاً گفته که من اراده کردم که کافرین این اتفاق براشون بیفته
یا مشرکین این اتفاق براشون بیفته
ولی در جاهایی که از ریشه شیء استفاده کرده تقریباً هیچ جا از گروه خاصی نام نبرده یعنی داستان اینجاست که اگر در مشیت و در قوانین الهی باشه به شما داده میشود
اگر نباشه به شما داده نمیشود
نه اینکه اگر خدا بخواهد به شما داده میشود
گفتم برای اونایی که میخوان یه ذره حرفهایتر قرآن رو مطالعه کنن یه تفاوت عظیمی هست بین ریشه شیء یا انشاالله و ان تشاءالله در قرآن و ریشه رَودَ یعنی ان اراد الله ان یرید الله در قرآن
اینو اگر دقت کنین به این نتیجه خواهند رسید که بحث بحث این نیست که خدا به ما بدهد
بحث بحث اینه که آیا ما در مدارش در قوانین دریافت قرار میگیریم یا نه
اگر ما در قوانین دریافت قرار بگیریم به ما داده میشود طبق قانون
مثلاً ما میایم میگیم طبق قانون اگر شما فلان ماده شیمیایی رو با فلان ماده مخلوط کنید نتیجهاش این میشه
ما میگیم طبق قانون اگر شما مثلاً سنگی رو از بالای کوه پرت کنید طبق قانون میفته پایین طبق قانون جاذبه
یا طبق قانون چسبندگی مولکولی ما میایم میگیم اگر مثلاً شما یه گلولهای با تفنگ شما به سمت آب شلیک کنی به اندازهای که سرعت گلوله بیشتر بشه طبق قانون چسبندگی مولکولی به همان اندازه مقاومت آب بیشتر میشه به همین دلیل هر چقدر گلوله سریعتر وارد آب بشه به همون نسبت با فشار محکمتری از آب مواجه میشه و نمیتونه بره جلو
همون لحظه مثلاً پخ میشه یا مسیرش رو از دست میده
اینا همش قوانینه دیگه
یعنی این نیست که یه کسی یه آدم خوبی باشه این کارو انجام بده نتیجه متفاوتی میگیره با کسی که آدم بدی باشه
به خاطر همین در تمام مواردی که از ریشه شیء توی قرآن استفاده شده ما متوجه میشیم که هیچ گروه خاصی نام برده نمیشود
در تمام مواردی که از رَودَ استفاده میشه گروه خاص نام برده میشود
و شیء به معنای خواست خداوند نیست انشاالله به معنای این نیست که اگه خدا بخواهد
انشاالله به معنای اینه که اگر در مشیت الهی باشد
نه اینکه اگر خدا بخواهد
اینو اگر درک کنیم دیگه ما میریم سراغ اینکه چطور ما خودمون رو توی مدار دریافت نعمتهای الهی قرار بدیم و اگر این کارو انجام بدیم طبق قانون بدون تغییر خداوند اون نعمتها وارد زندگی ما میشه
این کل کاریه که ما باید انجام بدیم و من سعی کردم که این کار رو تو زندگیم انجام بدم
سعی کردم که باورهایی رو در ذهنم ایجاد کنم
با خود قرآن هم اینو بررسی کنیم خب خیلی جاها به ما قدمت ایدیهم بما کانو یعملون یعنی میگه هر اتفاقی براتون میفته به خاطر اون چیزیه که خودتون میفرستید
به خاطر اون کارهاییه که خودتون میکنید بارها و بارها میگه خداوند به شما ظلم نکرد خودتون بر خودتون ظلم کردید
تمام موارد توی قرآن وقتی آدم میاد در واقع کلیت قرآن رو مطالعه میکنه متوجه میشه تمام اقوامی که توی قرآن نابود شدن هلاک شدن به خاطر اعمال خودشون بوده و اونایی که نجات پیدا کردن بازم به خاطر اعمال خودشون بوده
وقتی که ما توی مسیر درست قرار بگیریم لاجرم طبق قانون خداوند
حالا بحث ثروت یه بحثه
بحث سلامتی یه بحثه
بحث روابط یه بحثه
ما نیاز داریم که باورهامون رو در مورد روابط درست کنیم تا روابطمون خوب بشه رفتار مناسب فکر مناسب باورهای مناسب تو زمینه روابط روابط رو خوب میکنه طبق قانون
باورهای مناسب تو بحث ثروت، ثروت و نعمت بیشتری وارد زندگیمون میکنه
طبق قانون
بحث سلامتی همینجور
وقتی آدم اینا رو درک کنه دیگه اینجوری نیست که مثلاً
یعنی این نگاهه نگاه اشتباهیه که نکنه من درست عمل کنم ولی خدا نخواد به من بده اصلاً اینجوری نیست که خداوند تصمیم بگیره به چه کسی بده به چه کسی نده
اون کسی که در مدار دریافت باشه دریافت میکنه
اون کسی که در مدار دریافت نباشه
حالا دریافت نعمت دریافت سلامتی دریافت ثروت هرچی که هست دریافت نمیکنه
یعنی این قانون خداونده
ما توی قرآن بارها و بارها داستان اقوامی رو میشنویم مثلاً قوم نوح
این قوم پیامبر رو مسخره میکنن ایمان نمیارن هر چقدر میگه نوح 900 سال دعوی مینمود دم به دم انکار قومش میفزود
هیچ از دعوت عنان واپس کشید هیچ در غار خاموشی خزید
نوح همینجوری هی دعوت میکرد و هی میگفت به سمت خدا بیاید
راه درست اینه کار درست اینه قبول نکردن 900 سال این کارو کرد بیشتر هی مسخرهاش کردن
وقتی که عذاب الهی اومد این نبود که برای همه بیاد نوح و اون افراد مناسب نجات پیدا کردند بقیه که نامناسب بودن حتی فرزندش هم در طوفان نوح از بین رفتند
یا مثلاً قوم لوط همینجور
یعنی وقتی یکی در مدار درست باشه این نیست که بگیم یه زلزلهای میاد یه عذابی میاد یه تورمی میاد یه رکود بزرگ
مثلاً توی آمریکا مثلاً فلان سال رکود بزرگ بود اقتصاد کلپس کرد
این شد اون شد
سر همین ویروس یه سری شرکتها از بین رفتند ولی یه سری شرکتها خیلی خیلی رشد کردن
این نیست که بگیم هر اتفاقی بیفته برای همه است
یا خدا خواسته برای همه این اتفاق بیفته
نه هر کسی تو مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
هر کسی تو مسیر غلط باشه هر اتفاقی بیفته به ضررشه
و اگه اینو درک کنیم سعی میکنیم مسیر درست رو بریم حالا این مسیر درست هم بالاخره باید صحبت بشه در موردش
مسیر درست رو بریم و مطمئن باشیم اصلاً این اطمینان قلبی که اگه من مسیر درست رو برم نعمت به من داده میشه باعث میشه که آدم خیلی استیک بشه به همون مسیر درست وگرنه اگه نگاهش این باشه که نه آقا اصلاً فرض کن من مسیر درست رو برم از کجا معلوم خدا دلش بسوزه به حال من
یا بخواد به من کمک کنه
اصلاً اونجوری نمیتونه درست با اون اطمینان با اون قدرت قلبی بالا مسیر درست رو بره،
دقیقاً دقیقاً مرسی عالی
میدونی مسئله چیه
مسئله اینه که خیلی آدمها دنبال بهونه ان که مسئولیت زندگیشون رو به عهده نگیرن
یه بهونهای بیارن برای اینکه تلاش نکنن وگرنه همین نکته
نکتهای که گفتی کلی آیه دیگه تو قرآن هست که میگه تو تلاش کن تو باید عمل کنی تو باید ایمان داشته باشی تو باید قدم برداری هیچ قومی تغییر نمیکنه مگر اینکه خودشون بخوان و خیلی چیزای دیگه
ولی بعضی آدمها هستن حتی این حرفها رو هم وقتی میشنون باز دوباره حرف خودشون رو میزنن و اینا همونایین که به نظر من چشمهاشون کوره و گوشهاشون کره و قلبشون بسته است نمیخوان بشنون همین چیزی که میگید کاملاً درسته و کاش آدمها بفهمن و درک کنند و انجام بدن بعد نتیجهاش رو ببینن
چند شب پیش توی یکی از لایوهامون راجع به ناظر بودن خدا صحبت کردیم گفتیم خدا اصلاً اینجوری نیست که ببینه کی چیکار میکنه حتی کارماش رو بده
یه سری قانون وضع کرده یه بازیه،
تمام قواعدش مشخصه توسط رسلش و پیامبراش و آدمهای بعد از رسلش کسایی که میان با کلام و با نشانه و با تجربه با قلبمون همه جور قوانین را به ما میگه که چیکار کن ولی بعضیها هستن که متاسفانه نمیخوان بشنون،
اینکه بچهها بشنوندچ و عمل کنن این به ما ربطی نداره
یعنی به پیامبرش هم ربطی نداشت
خدا خودش به پیامبر میگه به یونس میگه به پیامبر اسلام میگه تو خودت رو داری میکشی از بس که برات مهمه که بقیه ایمان بیارن
ولی همه ایمان نمیارن
ما اصلاً نباید تمرکزمون رو بذاریم روی اینکه بقیه میفهمن یا نمیفهمن
به خاطر همینم میگم ما باید بریم روی خودمون کار کنیم
اینکه بقیه میفهمن یا بقیه نمیفهمن اصلاً مهم نیست
خیلیها نمیفهمن بحث میخوان بکنن پس اون چیه این چیه من وقتی خودم توی این مسیر قرار گرفتم اولش خیلی دلم میسوخت که کاشکی بقیه هم بفهمن چقدر این مسیر مسیر جذابی هست چقدر زندگی خوبه چقدر سلامتی میاد تو زندگی آدم چقدر دوستای خوب میاد چقدر نعمت میاد
خب من واقعاً یه تغییر خیلی بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاد خیلی ذوق داشتم بقیه بفهمن خیلی هم اولش تلاش میکردم ولی خیلی زود به این نتیجه رسیدم که آقا اصلاً مهم نیست که بقیه قبول میکنن یا قبول نمیکنن من میام به اون مسیر درست حرکت میکنم اون نگاه درست هم میگم
حالا بقیه میخوان قبول کنن میخوان قبول نکنن
میخوان مسخره کنن میخوان مسخره نکنن اونا نتیجه زندگی خودشون رو میگیرن
در نهایت من نتیجه زندگی خودم رو میگیرم
من به جای اینکه تمرکز کنم که اونا قبول کنند یا قبول نکنن من بیام رو خودم کار کنم زندگی خودم عوض بشه
من تصمیم گرفتم دیگه کاری به بقیه نداشته باشم
بالاخره ما هم برخورد داشتیم با بچهها خب همون موقع صدها هزار نفر تو برنامه من به صورت حضوری میومدن بعضیها از این بحثها میکردن
یا مثلاً تو کامنتهای سایت بعضیها از این بحثها میکنن که نه اینجوری نیست اونجوری نیست بعد من جوابم اینه که قربونت برم تو هرچی که فکر میکنی درسته همونو انجام بده
چرا میخوای منو قانع کنی
منم نمیخوام تو رو قانع کنم
اصلاً بحث بحث این نیست که ما بخواهیم به بقیه بگیم تو رو خدا مثلاً این حرف رو قبول کن
نه اصلاً قبول نکنید
خودتون مسیر رو برید تست کنید من همیشه تو دورههام میگم بیایید یه 6 ماه فقط به این آگاهیها توجه کنید عمل کنید بعد نتیجه زندگیتون رو ببینید
مثلاً اون موقعها که من تو دورههام تو ایران برگزار میکردم یا الان که دورههام رو اینترنتی برگزار میکنم همیشه از قبل از دوره مثلاً میگم بنویسید وضعیت زندگیت چیه
ما توی دوره 12 قدم نوشتیم که مثلاً وضعیت زندگیت رو از لحاظ مالی بنویس چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر طلا و سکه داری چقدر وام و قرض داری همه رو بنویس بعد تو بحث سلامتی بنویس که هر چند وقت یک بار مریض میشی چه بیماریهایی داری چقدر قرص میخوری همه رو بنویس تو بحث روابط هر چند وقت یه بار با همسرت دعوات میشه
چند تا دوست خیلی مطمئن و خوب داری همه رو بنویس
تو تمام حوزهها میگم بنویسید بعد بیایید توی دوره فقط به این مسائلی که میگیم عمل کنید ولی با دل باز با قلب باز
بعد 6 ماه بعد یک سال بعد که دوره تموم شد خودتون ما که نیستیم پیش شما اون دفتر قبلی رو باز کن به همون سوالهایی که قبلاً نوشتی که چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر سکه داری چقدر دوست داری چقدر سلامتی داری هر چند وقت یکبار مریض میشی به همون سوالات هم دوباره جواب بده یه سال بعد از اینکه این دوره رو بهش عمل کردی نه اینکه فقط واردش بشی بیا بنویس
بعد خودت بخون نتایج رو خودت تصمیم بگیر که کدوم مسیر رو میخوای بری و بعد اگه دیدی تغییرات بسیار متفاوت بود توی یک سال شما به اندازه 10 سال زندگی رشد کردی آقا دیگه بچسب به مسیر درست دیگه خودت دیگه تصمیم بگیر که انتخاب کنی
هر چقدر آدم بیشتر از اینکه بخواد به بقیه بقبولونه یه موضوعی رو بیاد تمرکز کنه خودش مسیر درست رو بره به نظر من زندگی خیلی پربارتر میشه
در نهایت اونی که باید بفهمه میفهمه اونی هم که نباید بفهمه نمیفهمه
مهم نیست که من و شما چقدر تلاش میکنیم
تو بحث آموزش اون اوایل فکر میکردم که اگه من خیلی معلم خوبی باشم استاد خوبی باشم سخنران تاثیرگذاری باشم میتونم زندگی همه را تغییر بدم 100 درصد غلط است صد در صد غلط است
فارغ از اینکه من و شما چقدر کارمون عالی باشه اونی که هدایت نمیشه هدایت نمیشه تموم شد و رفت
حالا که داستان اینه خداوند مثال جالبی به محمد میزنه میگه اگر فکر میکنی میتونی کاری کنی که اینا ایمان بیارن برو نردبون بذار برو بالای آسمونا یا زمین رو بکن برو قعر زمین و خواهی دید که اینا ایمان نمیارن، یعنی مهم نیست که تو چه معجزهای بیاری براشون اصلاً مهم نیست
ما مسیح رو داریم ما موسی رو داریم موسی باید چیکار میکرد دیگه
هر معجزهای تو فکر کنی دریا رو بشکافه اژدها درست کنه ید بیضا مرده زنده کنه فلان کنه بهمان کنه
مسیح این کارو بکنه
گفت من 30 روز میرم کوه طور با خدا مناجات میکنم این 30 روز شد 40 روز
یعنی 10 روز اضافه شد بر اون عهد و پیمانی که با ملت گذاشته بود بیشتر طول کشید
10 روز بعد اومد دید ملت گوساله پرست شدن یعنی موسی ما داریم در مورد موسی صحبت میکنیم که آنچه که معجزه میتونست وجود داشته باشه این همه رو با هم داد ولی بازم فرقی نمیکنه هر چقدر آدم به این آگاهی برسه که ما عاجز هستیم از تغییر دیگران و ما توانا هستیم در تغییر خودمون تو هر اسکیلی
حالا این تو بحث زن و شوهر هم هست
زنه میخواد شوهرش رو عوض کنه
شوهره میخواد زنش رو عوض کنه دورههای ان ای قدم اول از دورههای ان ای دوره 12 قدم، قدم اولش اینه که من عاجزم من عاجزم و باید خداوند منو هدایت کنه تا به مسیر درست برم وگرنه من خودم فکر میکردم که میتونم مواد رو ترک کنم
من منم منمها داشتم
دیدی که با معتادها صحبت میکنی نه من هر وقت بخوام مواد رو ترک میکنم من هر وقت بخوام من فلان
اولین قدم اینه که بفهم که عاجزی بفهم که هیچی نیستی بفهم که خداوند باید هدایتت کنه اون وقت هدایت میشی
در مورد اینم همینه ما هر چقدر تمرکز بزاریم روی دیگران برای اینکه بقیه رو تغییر بدیم به همون نسبت دور میشیم از مسیر الهی
هر چقدر تمرکز بذاریم روی خودمون برای اینکه خودمون تغییر کنیم به همون نسبت تو مسیر الهی قرار میگیریم و آدمهای مناسب تو زندگی ما میان
الطیبات لطیبین
آدمهای مناسب به آدمهای مناسب میخورند زنان پاک برای مردان پاک هستند و بعد به همین شکل اگر ما به عنوان آموزش دهنده اگر که بتونیم اینو بفهمیم خودمون، بعد اون وقت میتونیم اینو انتقال بدیم که من سعی میکنم مسیر درست رو برم فارغ از اینکه بقیه مسیر درست رو میرن یا نمیرن
منم کاری به بقیه ندارم
من سعی میکنم کار درست رو انجام بدم و بعد اون وقت میبینی که آدمهای مناسب بدون اینکه ما هیچ تلاشی بکنیم آدمهای مناسب وارد زندگی ما میشن
وارد برنامههای ما میشن و این بهترین حالته برای لذت بردن از بحث آموزش
چون ما دوست داریم وقتی آموزش میدیم با آدمهایی باشیم که به قول خودمون حرف ما رو درک میکنن
وقتی خودمون تو مسیر درستیم اون آدمها هم میان و واقعاً لذت میبره آدم همونجوری که وقتی من ایران بودم اومدی پیش من من لذت میبردم
من کاری نکردم که تو با من آشنا بشی
یه سری آدمهای خاصی بودن
اون موقع که تو برنامههای من تو ایران برگزار میکردم یه سری آدمهای خاصی بودن مثل خودت
که اینا اصلاً خود خدا هماهنگ کرد اینا اومدن تو برنامههای من و اینا اومدن ارتباط برقرار کردیم چقدر دوستای خوبی ما داریم توی ایران بدون اینکه کار خاصی براش بکنیم بدون اینکه اصلاً من مثلاً بیام بگم جان مادرتون تغییر کن یا تغییر نکن
خودش آماده بود خودش تغییر کرد بعد یه همچین روابط قشنگی شکل گرفت
این اصلی هست که به نظرم تو بحث تغییر تو بحث آموزش تو هر بحثی که ما میخواهیم باید اول به خودمون بگیم کاری به بقیه نداشته باشیم
البته میگم که خیلی فراره آدم خیلی زود حواسش میره نه من رسالت دارم
بعضیها میگن نه من رسالت دارم زندگی مردم رو تغییر بدم من رسالت دارم
از این چرت و پرتهایی که میگن
هیچ پیامبری رسالت نداشت زندگی بقیه رو تغییر بده
هیچ پیامبری
بارها و بارها تو قرآن خداوند میفرماید که رسالت تو ابلاغ پیام است تموم شد و رفت تو هیچ رسالتی نداری که بقیه رو تغییر بدی تو تنها رسالتی که داری ما به همه کمک میکنیم
کُلࣰّا نُّمِدُّ هَـٰٓؤُلَآءِ وَهَـٰٓؤُلَآءِ
هر کسی بخواد بره جهنم میفرستیمش بره جهنم راه رو براش صاف میکنیم که بره جهنم
هر کسی هم که بخواد بره بهشت راه رو براش صاف میکنیم که بره بهشت،
بسم الله الرحمن الرحیم
شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنان
که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت: ای چشم و چراغ همه شیرینسخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟
بندهٔ من شو و برخور ز همه سیمتنان
کمتر از ذره نهای، پست مشو، مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخزنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهرهجبینان خور و نازکبدنان
سلام و عرض ادب و احترام
استاد شایسته عزیز به پاس قدردانی از زحمات شما برای ادامه مسیر الهی این شعر حافظ تقدیم نکاه مهربون شما و استاد عباس منش گرانقدر و همه دوستان که عاشقتون هستم
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجودتون که صدای متفاوتی در عصر حساس کنونی هستید
الهی شکر برای هدایت های خالصانه و زمزمه واری که همیشه منو به خلوص بیشتر هدایت میکنه که بضاعتی بهتر از این یافت نمی شود
من با مفهوم مشیت اونقدر درگیری ذهنی داشتم که از وقتی با این آموزه ها قانون رو کمی درک کردم یادم رفته قبلاً چرا این طوری فکر میکردم و الان وقتی کسی میگه
فلانی شانس آورد
حقش نبود
دلم براش سوخت
چقدر موفقه کوفتش بشه چرا من ندارم
پارتی، خونواده ، ژن خوب، هوش ، زیبایی ، پررویی، ایرانی ها، اگر آمریکا بودم ، و هزاران واگویه دیگر
نمیگم خودم کامل شدم ولی وقتی اینها رومی شنوم سنسور توحیدی قلبم آلارم میده ، حداقل میدونم این تفکر اشتباه هست
امروز نشانه من مفهوم فرکانس و نحوه تنظیم اون بود استاد فرمودن کار راحتی نیست ولی راحت تر از بیل زدنه
واقعا مرد میخواد ادامه این مسیر ،
پا پس نکشیدن
امیدوار موندن
وفادار موندن به ندای قلبت
چون میدونی مسیر حقیقته
چون از همون روز اول احساست خوب میشه
چون اصلا کم کم می فهمی مهم رسیدن به خواسته ها نیست
رسیدن به یک مشی و رفتار و شخصیت درست هست
شخصیت سپاسگزار و متواضع و خاشع در برابر پروردگار
تربیت دوباره خودت با ورودی های جدید و باورهای درست
یک انسان متوکل و آرام در هر شرایطی
چرا آرام باشم ؟ اگر بدانم باورهای خودم مسیرم رو پیش می برن چرا نباشم
اگر بدونم جهان مملو از فراوانی هست چرا شاد نباشم
من عاشق این جمله از مراقبه فراوانی هستم
چه احساسی داری اگر بدانی همه چیز در حال بهبود است ؟
چون سوالیه ذهن کمتر مقاومت می کنه
و هزاران سوال دیگه که میتونی خودت بسازی
چه احساسی داری اگر بدانی یک ملکه هستی و همه چیز به فرمان توست؟
چه احساسی داری اگر بدانی همیشه تحت حمایت الله هستی؟
چه احساسی داری اگر بدانی برکت داده شده هستی؟
چه احساسی داری اگر بدانی بنده برگزیده خدا هستی؟!
و…چه احساسی داری اگر بدانی بی نهایت هستی و به ابدیت متصلی؟
لطفاً با قلب خوانده شود تا ذهن پادرمیانی نکند
با همین احساس ها شما را به خدا می سپارم
سلام فرزانه جانم
سلام دوست زیبای خوش انرژی من
چقدددد لذت بردم از کامنتت
چقد احساس زیبایی دریافت کردم
چقد قلب منو تکون داد این شعر
گفت: ای چشم و چراغ همه شیرینسخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟
بندهٔ من شو و برخور ز همه سیمتنان
کمتر از ذره نهای، پست مشو، مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخزنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهرهجبینان خور و نازکبدنان
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این رزق پربرکت
قسمتی ک از مراقبه ی ثروت نوشتین دوره هم جهت با جریان خداوند نوشتین
عجب فرکانسی داشت
چقد قلبم و لبریز از عشق و حال خوب کرد
مرررسی ک نوشتی و ب اشتراک گذاشتی عزیزم
ان شاالله هزار برابر این انرژی ب خودتون برگرده
قلب زیباتو میبوسم
ب خدای وهاب رزاق میسپارمت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام زکیه جانم
عزیز دوست داشتنی من
خیلی ممنونم ازت که برام نوشتی
عاشقتم زیباروی مهربونم
چقدر زلال هستی توی کامنتهات
چقدر وقتی خاطرات روزانه ات رو روایت می کنی دوسش دارم و یاد میگیرم
خوشحالم که کامنتم قلبت رو لبریز از عشق کرده
لطف خدا بوده و هدایت بی نظیرش صدهزار مرتبه شکر به درگاهش
زکیه جان من همین طوری یه هویی فال حافظ گرفتم این شعر اومد و بعدش گفت بنویس تو سایت گفتم چشم بعدشم آهنگش رو از سالار عقیلی دانلود کردم حالا شب ساعت دوازده زده بودم رو تکرار و باهاش ورزش و رقص و پایکوبی رو قاطی کرده بودم بیا و ببین ،
کلی کیف کردم بعدشم مثل یه نوزاد در آغوش مادرش به خوابی خوش فرو رفتم
خوشحالم که انرژیش روشما دوست عزیزم هم دریافت کردی
از خدای وهاب میخوام به توکه بنده ی خوبشی کلی سیم و زر بده نتونی بشماری
راستی داستان هدایتت رو خوندم و لذت بردم
بوس به نگاه زیبابین خوشگلت
خدا حافظ خودت و قشنگیای زندگیت باشه
سلام فرزانه جانم
امیدوارم حالت عالی باشه
بازم خدا دست منو گرفت و آورد سر کامنت بسیار ارزشمند و توحیدیت
چقد قلبم و غرق آرامش کرد باز
چون اصلا کم کم می فهمی مهم رسیدن به خواسته ها نیست
رسیدن به یک مشی و رفتار و شخصیت درست هست
شخصیت سپاسگزار و متواضع و خاشع در برابر پروردگار
تربیت دوباره خودت با ورودی های جدید و باورهای درست
یک انسان متوکل و آرام در هر شرایطی
انگار ی بار سنگین از رو دوشم برداشته شد
چون فهمیدم هدف اصلی اینه ک شخصیت شاکری داشته باشم
و دربرابر رب قدرتمند وهابم متواضع باشم و تسلیم
چقدددد این دیدگاه حالم و خوب کرد
فقط فهمیدمش
خدا میدونه اگه درکش کنم چقد رها تر میشم
چقد آرام تر میشم
چقد تسلیم تر میشم
چقد متواضع تر
و قدر دان داشته هام
خیلی جالبه امروز آگاهانه سعی کردم داشته هام و ببینم چون فایل روز 19 شکرگزاری راندا برن
در مورد همین بود اینکه تو هرقدمی ک برمیداری بگو سپاسگزارم
و داشته هامو ببینم
غذایی ک میخورم
موهبت هایی ک دارم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
قلبم منو دعوت ب نوشتن میکنه ک از امروزم بنویسم برات
و ردپامو اینجا باعشق ثبت کنم
منم باعشق چشم گفتم
امروز روز بسیار پربرکتی بود برام
پراز مسائلی ک خداروشکر تونستم حل کنم
و اعتماد بنفسم و بیشتر کنم
بزار از اخری ک نیم ساعت پیش حل کردم شروع کنم
امشب متوجه شدم آهنربای در ایرپادم در اومده
از خودم پرسیدم چطور درستش کنم
ایده اول نوار چسب بود ک ی کم لول کنم بزارم زیر اهن ربا ک بچسبه سرجاش
وقتی ک عملی کردم دیدم اصن شُوتش کرد اهن ربا رو خخخخخخخخ
ک خندم گرفت از این ایده
بعد گفتم چطور بچسبونم ک تکون نخوره و فیکس بشه
جاشو نگاه کردم حسم گفت چسب قطره ای خوبه
ولی باید خیلی ظریف بزنی ک خوب فیکس بشه
رفتم سراغ پدر و
گفتم پدددرررر چسب رازی داری؟؟
مث همیشه اول پرسید برا چی میخوایی
گفتم لازم دارم
برای در ایرپادم میخوام
ک متوجه نشد منظورم از ایرپاد چیه
پدر متولد 34 هست و اسم خیلی از وسایل امروزی و نمیدونه وسختشه ک بگه چون گوشش عادت نکرده ب این اسم ها
خلاصه بهم داد چسب و منم با دقت دوتا نقطه زیر آهنربا رو چسب زدم
جوری ک پخش نشه
و آروم آهنربا رو گذاشتم روش و ی کم فشار دارم
خیلی راحت و خیلی زود فیکس شد
نمیدونی چقد احساس خوبی و تجربه کردم از حل این مسئله و اعتماد ب نفسم بیشتر شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
مسئله ی دیگه
امروز صبح و ظهر خداروشکر تونستم بعد مدتها حرفم و بزنم
و مرز و محدوده ام و با مادر مشخص کنم
در مورد اتفاقات ناجالبی ک میفته یا اینکه عادت داره ب درد و دل کردن
و گفتن توقعی ک ازخواهرهام داره پیش من میگه و مستقیم ب خودشون نمیگه
گفتم مادر پیش من درمورد این حرفا چیزی نگو
نمیخوام پشت سر بقیه پیش من غیبت کنی
کارهای بقیه ربطی ب من نداره
ک باعث شد دیگه ادامه نده
خیلی طول کشید ک تونستم این حرفو بزنم
انگار ی تکاملی لازم بود
ولی خداروشکر تونستم احساسم و ابراز کنم و این مسئله رو حل کنم
هرچند ممکنه باز تکرار بشه
اشکال نداره چون منم باز یادآوری میکنم ک کم کم جا بیفته براش
ک تمایلی ب شنبدن این حرف و حدیث ها ندارم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
مسئله ی سوم
در مورد کارم بود
اساس الگوی لباس مجلسی ،ک اخیرا متوجه ایرادهام شدم
با تضادی ک بهش خوردم
متوجه شدم ک ی جای کار توی اساس الگو اشتباه کردم ک باید حل بشه
وگرنه امکانش هست ک ناامید بشم از خودم
و دوختن لباس مجلسی
برای همین با پشتیبان دوره خیاطیم درمیون گذاشتم دو روز پیش
ک ایشون گفتن باید ی پاترون (ب قول استاد ی لباسی ک مث پوست بدنت باید فیت تنت باشه،قالب بدنت باشه)
ک با دوخت پاترون متوجه عمیق بودن اشتباهم شدم چون تکرار شد
و داشت منو نا امید میکرد ک چرا این اشتباه تکرار میشه
ایراد از کجاست
مربی گفت ک تمام اندازه هاتو برام بفرست و عکس الگوتو هم بفرست
منم فرستادم
و دیگه جواب نداد تا امروز ساعت 2ظهر
ک من منتظر ایشون نموندم از خدا هدایت خواستم گفتم خدایا راه حل مسئله پیش توعه
خودت بهم بگو
من روی این خانم حساب نمیکنم روی تو حساب میکنم
من هیچی نمیدونم
تو میدونی
تو همه ی علم هارو داری
خودت برام حلش کن
ک بهم گفت ایراد از اندازه ی قد بالاتنه ات هست
چون تغییر کرده تمام اندازه هات
ولی تو با اندازه قبلیت این مورد و ب کار بردی
ک امروز مرحله ب مرحله
بدون عجله
با هدایت
الگوی پاترون و کشیدم
تا یکی دوساعت پیش
دیگه آماده کردم
ان شالله فردا برش میزنم و میدوزم
احساسم خوبه ک مسئله حل شده
ولی خب باید تست بشه
تا خیالمم راحت بشه
ان شاالله ک اوکی هست
و مربی پشتیبانم هنوز پاسخی ب من نداده
ک دلیل این اشتباه چیه
منم روش حساب نمیکنم
امروز بارها ب خودم بارها گفتم
خدایا تو برام کافی ترینی
من ب هیچ کس نیاز ندارم
من فقط ب تو نیاز دارم
تو برام کافی هستی
تو همه کار میکنی برام
قدرت انجام هرکاری و داری
بهترین و ساده ترین راه حلها رو داری و بهم مبگی
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز هوا خیییلی عالی بود
کلی لذت بردم
عصری مادر نون داغ و تازه درست کرد با تنور
عجب بوی عطری داره نون هاش
خییلی خوشگل و زیبا هستن
حسم چندبار بهم گفته بزار کانال یوتیوبم ولی هی پشت گوش میندازم
ان شالله میزارم ب زودی
خلاصه کلی مادر و مهارتش و تحسین کردم
و نون های خوشگل و خوشمزه اش رو
رفتم زیرانداز آوردم و ماست هم ریختم تو کاسه
اومدم کنار مادر نشستم
و باعشق و لذت نوش جان کردم
و تو دلم بارها سپاسگزاری
کردم بابت این رزق و وجود مادر و این نون های پربرکت
ک هیج جا نمیتونم پیدا کنم دست پخت مادر قشنگم رو
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز روز 5ام از شروع ورزش یوگام هست
استیکر چش قلبی
چند روز پیش هدایت شدم ب اپلیکیشنش
و عجب برنامه ای داره
عجب حرکاتی.
اصن فکر نمیکردم بدنم اینقد انعطاف پذیر باشه
خیلی لذت میبرم ازش
همیشه فراموشم میشد ک ورزشم و انجام بدم
دیر و زود میشد
ولی این برنامه بهم پیام میده و بهم یاد آوری میشه ک زمان شروع تمرین
امروز اینقد انرژیم بالا بود ک کلی فعالیت فیزیکی کردم
کلی خونه رو تمیز کردم
حیاط و جارو زدم
تازه وقتم گذاشتم برای کشیدن الگو
و باز انرژی داشتم
این عالیه
این معرکه اس
الهی صدهزار مرتبه شکرت
سپاسگزارم ازت دوست عزیزم ک برام باعشق نوشتی
عاشقتمم و کلی تحسبنت میکنم بابت مدار قشنگت
ان شالله ک منم بتونم ب این مدار دسترسی پیدا کنم
ب خدای وهاب رزاق میسپارمت
با قلبم میبوسمت:))
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام زکیه عزیز و مهربونم
خیلی ممنونم که برام نوشتی و دوباره قلبم رو به این مسیر محکم کردی
با پیامت باز مبهوت هدایت خداشدم
و دوباره ایمان آوردم که چقدر جهان دقیق کار میکنه
چقدر درست کار میکنه
ومن چقدر باید یاد بگیرم گوش به فرمان هدایت باشم با قلب سلیم
بذار واضح تر بگم زکیه جان
چند روزی هست تمرکزی دارم کامنتت های جلسه یک لیاقت رومیخونم
امروز رسیدم به یکی از کامنت های شما که نوشته بودی دلت گوشی جدید میخواست و وقتی از خونواده خواسته بودی برات بخرن گفته بودن میخرن به شرطی که دیگه این سایت و آموزش ها رو رها کنی گفتی اصلأ نخواستم و چند وقت بعد خدا دلها رو برات نرم کرد و صاحب یه گوشی قاب صورتی قشنگ شدی از فضل خدا
من خیلی به فکر فرو رفتم چون مشابه همین مورد رو هم توکامنت ها خونده بودم که ایشون همسرشان یه موبایل آیفون میخرن براشون و شرط تحویل گوشی رودست برداشتن از این آموزش ها معین می کنند که این دوست عزیز هم سرسختانه رد می کنن
با خودم گفتم خدایا چه جنس احساسی از ارتباط ما با تو شکل می گیره با این آگاهی ها که حاضر نیستیم با هیچ کدوم از اسباب بازیهای دنیا عوضش کنیم
همون جا قلبم گفت برای ذکیه بنویس و تحسینش کن ، من گفتم حالا بعداً ، بذار بقیه کامنت ها رو بخونم
چی میشه که همین امروز که که من کامنتت روخوندم میام توی سایت و دایره آبی از شما می بینم آخه آدم چطوری به غیب و نادیده اعتماد نکنه زکیه جان و تسلیم این جریان جاری در لحظه حال نشه
خلاصه که ممنونم نوشتی و قلبم رو محکم کردی
امروز تو دفترم نوشته بودم خدای من دیگه آدمها چنگی به دلم نمیزنن ، چرا هیچ کس از تو حرف نمیزنه، همش غیبت ومحنت و کمبود آخه منتنهام تواین مسیر ، یه همراه بفرست با هم همش از تو از قانون حرف بزنیم
که پیام تو برام نشونه بود از یک هم فرکانسی عزیز و لطیف
تحسینت میکنم برای عمل به آموزه ها
حل مسأله ایرپاد و الگو با جریان هدایت
بیان احساسات به مادرجان
وتبریک ویژه بابت شروع یوگا
مستدام باشی خواهر جان
راستی دلم رفت برای نون های تنوری مادر جان
نوش جونت اون حال و هوای بهشتی
به خدایی می سپارمت که دنیا رو برام بهشتی کرده
ان شالله ثابت قدم باشیم
قلب روشنت رومی بوسم
پی نوشت: این کامنت رو همون شبی که نت قطع شد نوشتم و ارسال نشد
من نمیدونم حتماً موقعش الان بوده که به نگاه مهربونت بشینه زکیه جان
سلام خدمت شما
آنچه از این فایل درک کردم این هست که یشا و اراده الله با هم فرق میکنه، یشا و ریشه شیء به معنای در قوانین خدا بودن هست و اراد به معنای خواست خداوند هست، بنابراین اینطور نیست که هر چی خدا بخواد در زندگی ما اتفاق بیفته و به هر کی بخواد بده به هر کی نخواد نده بلکه به این معناست که هر چی در قوانین خداوند باشه اتفاق می افته، و آنجاهایی هم که ارادالله مطرح شده یعنی خواست خداست و اتفاق می افته.
موضوع بعدی این هست که ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم و باید به آنچه که میدونیم درسته عمل کنیم نه اینکه در دام حرف های قشنگ زدن بیفتیم، یکی از مسائلی که من در این خصوص دارم که حافظه ام اونطوری که میخوام یاری نمیکنه و خیلی زود مطالبی که گوش دادم و نوشتم و کار کردم یادم میره انگار نه انگار که من کلی زمان گذاشتم و همین باعث میشه در عمل کردن به مسیر درست اونطور که باید خوب عمل نکنم و از عملکردم رضایت نداشته باشم با اینکه تلاش کردم.
بهترین راه برای حرکت در این مسیر اینه که به مسیر درست عمل کنیم نه اینکه تمرکزمون تغییر دیگران باشه یا بخواهیم دل بسوزانیم برای افرادی که تغییر نمیکنن.
در مورد مسیر درست، من در خیلی زمینه ها نتیجه گرفتم و رشد اتفاق افتاد و در یک سری زمینه ها هم نتایج بدی گرفتم یا نتایجم خراب شد که نشان از این داره که برداشتم از اون آگاهی ها که نتیجه اش یکسری عملکردها بوده درست نبوده و باید به کمک خدا برداشت صحیح پیدا کنم و بر اساس اون رفتار کنم تا نتایج درست بشه.
مورد بعدی پذیرش این هست که ما در زندگی نتایج نامناسب داریم و در برابر خداوند عاجز هستیم و او باید هدایت مون کنه و نگیم که بلدم و خودم میتونم بلکه بگیم که خدایا من عاحز هستم در برابر تغییر و خودت کمکم کن و هدایتم کن و توانانحامش رو بده.
سپاسگزارم از توجهتون.
بنام خداوند وهاب من
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
بحث اینکه خدا بخواهد به کسی رزق بده یعنی چی؟
اینکه خدا گفته ما به هر کسی بخواهیم میدیم و به هر که بخوایم نمیدیم یعنی چه؟
منظور از خواست خدا اینه که شما بیای تو مدار دریافت قرار بگیری.
مفهوم ش ی ء اشتباه ترجمه شده، منظور اینه که اگر در مشیت و قانونمندی خدا باشی، به شما تعلق میگیره و اگر در قانونمندی خدا نباشی، به شما تعلق نمیگیره. بحث این نیست که خدا برای یه گروهی بخواد و برای یه گروهی نخواد…اینا همش از بچگی ما میاد که ما فکر میکردیم باباهامون قویترین آدمهان…بعد یهو یه خدایی اومد که فهمیدیم اون دیگه خیلی قویتره و هر کاری میتونه بکنه و تمام تلاشمون رو هم کردیم این خدا رو راضی کنیم که هیچوقتم به گمونم راضی نشد. البته که راضی بود..و البته که تو کله من راضی نبود…
اینطور نیست که بگی خدا تصمیم شخصی میگیره که چیزی رو به گروهی بده یا نده. و هر وقت هم که صحبت از مشیت خداوند شده، میبینیم که از گروه خاصی اسم برده نشده. اما وقتی که از ر – و – د استفاده میشه، دقیقا میگه فلان گروه یا قوم.
طبق قانون اگر شما یک سنگی رو بندازی، اون سنگ میافته رو زمین.
طبق مشیت یا قانون الهی اگر شما تو مدار دریافت باشی، بهت داده میشود.
پس سوال شما باید این باشه که چطور شما وارد اون مدار دریافت بشی! چطور لایقتر بشی! لیاقتی که فراموشش کردی.
وقتی در مسیر درست قرار بگیری، لاجرم طبق قانون، شما دریافت نعمت داری.
وقتی یکی در مدار درست باشه، امکان نداره عذاب بشه. هر اتفاقی بیافته به نفع شماست. اصلا اینطور نیست که تر و خشک باهم بسوزه.
ایمان قلبی شما – که مسیر درسته و من باید صبر کنم تا نتیجه بگیرم – شما رو موفق میکنه.
نباید هیچوقت بگی من تلاش میکنم ولی اگه خدا نخواست چی؟ این شک و تردیدهاست که کار رو خراب میکنه…
بابا خدا انتخاب نمیکنه، چرا نمیخوایم خدای آدمی رو تو ذهنمون پاک کنیم و خدای سیستمی رو جاش بزاریم که خلف وعده نمیکنه؟
واقعیت اینه که خدا آدم نیست که بگه باهات حال کردم نعمت مال تو یا حال نکردم و بیا حالتو بگیرم.
اینکه بقیه میفهمن یا نمیفهمن اصلا مهم نیست و وظیفه هیچکس نیست که کس دیگری رو اصلاح کنه. هر کس نتیجه زندگی خودش رو میگیره.
من سعی میکنم راه درست رو برم و کاری هم به دیگران ندارم و آدمهای مناسب هم وارد زندگی من میشن. جهان اینکارو میکنه. طبق همون مشیت، همون قانونمندی.
رسالت هیچکسی حتی پیامبرش درست کردن آدمها نیست و تنها ابلاغ کردن پیام مهم و ضروریه. خدا خودش گفته ما به همه کمک میکنیم، چه بخواهی بری بهشت و چه بخوای بری جهنم. ما راه رو صاف میکنیم.
در پناه الله مهربان شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام خدای معجزه ها
یادگار187
سلام استاد عزیزم و مریم زیبا
و سلام به همه همراهان این مسیر مقدس
خدایا هزاران بار شکرت که امروز هم بهم فرصت دادی بیام این مکتب و بنویسم
خدایا شکرت
و خدایا شکرت بابت این سایت بابت این میعادگاه عشق و بابت این فایل ها و این آگاهی ها
و چقدر این شکرگزاری بابت این نعمت ادمو سرحال میاره و چقدر هر لحظه زندگی ما نیاز مبرم داره به این شکر گزاری صرفا بابت وجود این نعمت
و قطعا ما انسان ها اغلب فکر میکنیم که شکرگزاری بابت داشتن نعمت های مادی هست اما برای من نوعی داشتن این نعمتی که اینقدر قشنگ روح منو جلا میده ی زندگی و لذت دیگه هست
البته هر چند که اون نعمت ها هم لذت خودشونو دارن
وقتی هر روز و هر لحظه که میدونم بخشی از زندگیم شده بودن در سایت و فایل گوش دادن کلا حس میکنم همین بخش داره مابقی قسمت زندگیمو هندل میکنه و پیش میبره و این بخش به تنهایی افسار کل زندگی منو در دست گرفته و خدارو شکر که تا این لحظه رهبر خوبی بوده به لطف الله
استاد با معرفت و دوست داشتنی ام به رسم معرفت ازتون سپاس گذارم که اینقدر قشنگ و با جذبه فایل های فوق العاده اوکی میکنین و اینقدر قشنگ روح و روان منو درمان میکنین و از مریم دوست داشتنی هم بی نهایت سپاس گذارم که در مسیر هدایت خدا بود که این سلسله فایل روزشمار رو کنار هم بچینه و ی سریال جذاب و دوست داشتنی به قلب و چشم من هدیه بده و میگم خدایا من از تو خواسته دارم اما تو مریم زیبارو هدایت میکنی که عمل گرایی اون خانم بشه خط مش زندگی من و من تجربه کنم هر آنچه لذتی که در مسیر هدایتش و دریافتش هستم و قطعا برای دریافت بیشتر باید خیلی خیلی رو خودم کار کنم و باورهامو بسازم و دریافت کنم
که حتی همین ساخت باور هم بازم پای خدا میاد وسط که خودش هدایت میکنه چجوری اقدام کن
حتی خودش هدایت میکنه که کدوم ترمز رو بکش بیرون و جایگزینش چی بزار
خدایا هزاران بار شکرت
با گوش دادن چندین بار این فایل داشتم فکر میکردم یکی از بهترین نعمت ها این میتونه باشه که استادت بشه بهترین رفیقت و کسی بشه که به راحتی و اینقدر با لذت ازت تعریف و تمجید کنه
اوه خدای من
چه لذتی اخه بالاتر از این
و اگه در وجود من ی ذره هم نیاز تایید طلبی دیگران مونده باشه چه حالی میده که استاد بیاد منچ تایید کنه که قطعا خدا میدونه چه روزی میشه اون روز
و به لطف خدا مسیری که هستم و دارم پیش میرم همون روز که استاد بخواد منو تایید کنه خیلی نزدیکه و حتی اینو هم میدونم که وقتی کامنت های منو میخونه و نتایجم رو میبینه قطعا ی لبخند قشنگ میزنه و سرشو تکون میده ولی من قلبم میخواد که بیاد و بگه و قطعا مسیری میرم که این اتفاق هم رخ بده
خدایا هزاران بار شکرت
استاد قشنگم در این فایل باز شما دارین از عملگرا بودن حرف میزنین و چیزی که من این روز ها و خیلی روزهاست که با جان و دل دارم انجام میدم و اندازه عمل گرا بودنم نتایج جالبی هم گرفتم و این موضوع رو با گوشت و پوست و استخوان فهمیدم
اصلا ی ذره میرم تو لغزش سریع میگم ساناز فقط عمل کن
اصلا من تصمیم گرفتم عمل گرا باشم که به لطف الله متعهدی پای این سریال روزشمار موندم و تا اینجا اودم
دقیقا منم همیشه این داستان معتاد رو به خودم مثال میزنم میگم ببین دختر چرا به این افراد میگن عملی
چون کاری انجام میده چون فیریکش درگیره پس تو هم برای گرفتن نتایج باید عملی باشی دقیقا اندازه همین افراد و هر چه عملت سنگین تر باشه قطعا نتایجی که میگیری هم بیشتره دقیقا مث همین معتادا
و تشخیص این قضیه اصلا و ابدا سخت نیس فقط عمل کن
و اصلا عمل کردن خودش ی انرژی مازاد میده
مثلا همین دیروز من در حال رانندگی بودم و کلی فایل گوش داده بودم کلی اهنگ گوش داده بودم و چون مسیرم طولانی بود حدود ده ساعت رانندگی و یا بیشتر
گفتم خب الان چیکار کنم که یهو گفتم برو سر وقت مغز و افکارت و نشستم تو ذهنم جملاتی درباره فروش و درامد حرف زدن و همینجور تکرار میکردم که ی مشتری تماس گرفت وسط افکار من و سفارش جنس داد و این شد ی بمب انرژی برام
گفتم ببین دختر وقتی باورهات آماده باشن به این سرعت جواب میده هاااا
اصلا کارسخت و یدی نداره
فقط عمل گرا باش با پس زمینه باورهای درست
اونوقت فقط چندتا چشم اضافه قرض بگیر و نتایج رو درو کن و لذت ببر
دقیقا همین ی ماه پیش من خودمو تصور میکردم تو ماشین مورد علاقم در حال رانندگی ام و مادرم کنارم نشسته و من دستمو گذاشتم رو قلبم و ی ریز میگم خدایا شکرت
و من این تصور فکری رو تو همین دو روز گذشته چندین بار تجربه کردم و از صمیم قلبم گفتم خدایا شکرت بابت این لحظه ای که تصور میکردم و الان دارم تجربش میکنم
یا اصلا ی اتفاق فوق العاده جالب
ی بدهی به همکار داشتم تقریبا عدد بالا
من چندین بار هر روز گوشیمو دست میگرفتم و با همکارم صحبت میکردم و میگفتم شماره حساب بفرست پولتو بزنم حتی تجسم من طوری بود که طرف میگه فعلا عجله ای نیس و ی روز با تاخیر شماره حساب میفرسته و خدا شاهده همین اتفاق رخ داد
یعنی حتی من روز دوم هم تماس گرفتم چرا شماره حساب نمیفرستی پولتو بزنم
که از زمان تجسم من تا واقعی شدنش نهایت ی هفته طول کشید چونکه من باورهاشو داشتم و چون قبلا از این اتفاق نتایج گرفته بودم الگوی قشنگشو هم داشتم و وقتی عمل گرانه اقدام کردم به تجسم خدا خودش گفت بگیر که اومد
گفت اصلا من کل جهان و کیهان رو تدارک دیدم وقتی عمل میکنی مسخر تو بشن
کلا من همیشه تصورم این هست که وقتی عمل میکنم و اقدام میکنم و حرکت میکنم من ی دختر ریزه میزه ظریفی هستم که نشستم رو ی تخت پادشاهی
که جهان ی غول گنده هست که دنیایی از صندوق جواهرات میاره میزاره جلو پای من و برام تعظیم میکنه و بهم ادای احترام میکنه
و همیشه تا سر حد نهایت از این تفکر لذت میبرم و حالمو جا میاره
خدایا شکرت
خدایا شکرت
استاد قشنگم از اینکه شما و مریم زیبا رو خدا به قلب من هدیه داده بی نهایت سپاس گذارم و هر لحظه از خدا میخوام محافظ قلب من باشه که همیشه بتونم از این هدیه مقدس لذت ببرم
میبوسمت استاد نمونه و دوست داشتنی
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز ومریم جان وسایر دوستان در این دوره ی زیبا.
خدا را هزاران بار شکر که بانعمت فراوانی دوره ی دیگری را برای درک آگاهی روزی مان کرد .
استاد جان دست مریزاد ودستت طلا.
چه پروژه عالی .خدا را هزاران بار شکر .
قوانین به شکل خیلی ساده وروان در قرآن ذکر شده ولی فقط کسانی این آگاهی ها رو دریافت می کنند که در مسیر باشند.
کلمه ی یشاء از ریشه ی یشی ءدر اصل به معنی راه رفتن .ودر مسیر بودن است .
اگر یادتون باشه تو کتاب فسلفه از یه گروهی صحبت می کنه که راه می رفتند وفکر می کردند وبهشون می گفتند مشائون.
یعنی راه روندگان
وقتی به معنی این ریشه توجه کنیم مطمئن می شویم که منظور خواست واراده نیست بلکه مسیر ومشیت است.
مشیت هم یه سری قوانینه که از قبل ثبت شده وتغییری درش نیست .با کسی هم تعارف نداره .
حتی برای درک و دریافت این آگاهی ها باید در مسیرش باشیم تا دریافتش کنیم.
در واقع مشیت یعنی قرار گرفتن در مسیر خواسته.
مثلا اگر میخوایم طلا بخریم نباید بریم بازار آهن فروش ها .بلکه باید بریم تو مسیر یا بازاری که طلا فروشی داره .
وقتی مسیر را واضح کردیم بعدش هدایت میاد .یعنی تا وقتی تو مسیر خواسته قرار نگیری به سمتش هدایت نمیشی .
یه مثال دیگه اینکه اگر شخصی ماشین میخواد باید بره تو مسیرش .
از دیدن ماشین های دیگران لذت ببره.تحسین کنه .بعد هدایت میشه به جایی که ماشین هست .در واقع تو مسیرش .
حالا باید شفاف کنه چه ماشینی میخواد تا هدایت بشه به سمتش .
قدم اول رو برداره قدم های بعدی بهش؟گفته میشه .
تو بازی هایی که امروزه تو گوشی ولب تاپ هست اینه که تا یه مرحله از بازی رو رد نکنی مرحله ی بعدی باز نمیشه .
باید مرحله رو طی کنی بعد ردش کنی تا بتونی بری مرحله ی بعد.
هدایت های خداوند هم همین طوره .باید قدم اولی که بهش هدایت میشیم رو عمل کنیم تا قدم بعدی به ما گفته بشه.
موضوع دیگه هدایت نشدن کسانی که در مدار ومسیر گمراهی هستند.
وقتی کسی تو مدار گمراهی باشه به هیچ وجه قابل هدایت نیست .نیاز به تلاش وتقلا نداره.
اول باید خودش بخواد تا تو مسیر هدایت قرار بگیره.
یه مثال از خودم بزنم.چند وقت پیش خواهرم با پست گذاشتن تو اینستا دنبال لایک وکامنت بود ومرتب می گفت لایکم کنید.کامنت بزارید تا پیجم دیده بشه .اولش سکوت کردم .بعدش دلم سوخت گفتم بزار چیزایی که بلدم بهش یاد بدم.
بهش گفتم خواهر جان اگر فکر می کنی با چرخیدن توی اینستا وپست گذاشتن به ثروت می رسی سخت در اشتباهی واین ره که تو می روی به ترکستان است .وداری بیراهه میری .
القصه خواهرم ناراحت شد وواکنش تندی که چرا فکر می کنی فقط مسیر تو درسته وهر کس مثل تو فکر نکنه بیراهه رفته ووو
بعد هم گفت فکر کردی حالا خودت خیلی ثروتمندی ؟
اگر ثروتی هم داری به خاطر شوهرته .
اون پول داره که تو ثروتمند شدی .
خلاصه اولش خیلی جا خوردم واز واکنشی که نشون داد ناراحت شدم ولی کمتر از چند دقیقه با این باور که هر کس هر کاری می کنه در نهایت به نفع منه از بعددیگری به حرفاش نگاه کردم .
با اینکه به ظاهر بار منفی داشتند ولی انگار کلمات برای من شکل دیگری می گرفتند وبهم آگاهی می دادند.
از دل حرفهای به ظاهر منفی این آگاهی ها رو دریافت کردم که بنده ی من حواست به خودت باشه .تمرکزت رو بزار رو ی خود سازی .
کسی که باید هدایت بشه میشه .
تو مسئول هدایت دیگران نیستی.
بنده ی من تو باید این قدر روی خودت وباور هات کار کنی که نتایجت صحبت کنه.
بنده ی من اگر حتی تو مردی داری که ثروت داره واونو در اختیارت گذاشته به خاطر باور های خودته.چون هیچ چیزی در جهان اتفاقی رخ نمیده وچه بسیارند مردانی که ثروت دارند ولی برای زن وبچه هاشون خسیس هستند.
حساب وکتاب می کنند.
بنده ی من نگران نباش مرد تو یکی از دست های منه برای راحت زندگی کردن تو.در نتیجه ی باور های تو.
چون در مسیر ومشیت راحتی وآسانی خدا قرار گرفتی .
میخوام بگم توی یه سری حرف های شاید ناراحت کننده هم میشه آگاهی دریافت کرد وهدایت شد یا میشه احساس رو بد کردوبه دنبال اتفافات بد بعدی بود.
از اون به بعد تصمیم گرفتم تمرکزم بزارم روی خودم وکاری به کار کسی نداشته باشم .هر کسی خدایی داره که اگر در مسیر هدایت باشد هدایتش می کنه .اگر هم صم بکم عمی باشد که گمراه می شود.
چه زیباست جهانی که بعد از این تصمیم مرا به پروژه ی جدید استاد هدایت کرد.
خدا یا هزاران بار شکرت که قراره بهتر وبیشتر بشناسمت.
در پناه خدای مهربان باشید.