اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من دقیقااا این صحنه رو که دارم فایل رو میبینم در کنار انجام خیاطی و کارهام رو قبلا در خواب دیده بودممم
وای خداجونمم میبینی چقددر دقیق واسه من این راه چینده شده؟!!
من این خواب رو دو به شکم ولی تقریبا مطمئنم که وقتی در این مدار نبودم و با استاد خیلی اشنا نبودم دیدم
و الان اینجا به خودم اومدممم
تک تک ثانیه های زندگی من بدست خداوند چینده شده
به من هرروز داره ثابت میشه
خدا چینده تک به تک لحظاتمو، روزای خوب کارای خوب، اتفاقات خوبی که الان داره میفته اتفاقی نیست و نبوده
باور من هرروز بیشتر میشه و چشمان من هرروز باز تر از روز قبل
در حین گوش کردن این فایل
یادم اومد من کلاس های قرآنی زیادی به زور مادرم شرکت میکردم در سن 16 سالگی و اون بچگی، و همیشه هم دلم نمیخواست برم، اون احساس گناهی که از صحبت های اون خانم به من داده میشد، راجب حجاب راجب نماز راجب دین راجب هر چیزی،
دید اون خانوم چقدر متفاوت بود راجب قرآن
این قرآن الهی رو هرچقدر هم میخوند و واسه ما تفسیر میکرد تو اون سن فقط احساس ترس میگرفتم، احساس گناه میگرفتم
من اینارو یادم رفته بود ولی در یک ثانیه وسط حرفهای استاد یاد اون روزها افتادم
یادمه استاد گفته بودن ما قبل از به دنیا اومدنمون تصمیم گرفته بودیم به این دنیا بیایم برای اینکه خودمونو شکوفا کنیم
و من با خودم میگفتم اگر من در این خانواده به دنیا اومدم، با این چالش ها، تو این کشور و… تمام اینها انتخاب خودم بوده احتمالا، خودم خواستم از این چالش ها پیروز بیرون بیام و برسم به شکوفایی، به ایمان به ثروت به همه چیززز و از همه مهم تر برسم به خداوند
اما اون خانوم لین حرف رو دقیقا به یک شکل دیگه به ما گفت و این تو ذهن من مونده
میگفت ما به قبل به دنیا اومدنمون تصمیم گرفتیم بیایم تو این خانواده تو این کشور تصمیم گرفتیم بشیم جزو امت شیعه و دوستداران امام علی و…
ما خانواده و پدر مادر خودمونو انتخاب کردیم، و با صحبت هاش به ما عذاب وجدان میداد که نباید از این خونه و خانواده و دین با عزت و شیعه بودن و اینها دور شیم نباید از اینها جدا شیم چون اینها انتخاب خودمون بوده
با حرف هاش این احساس به من داده میشد که من نباید جسارت داشته باشم و از کشورم برم، جسارت داشته باشم دین های مختلف رو ببینم و عوض کنم این دین شیعه رو و با خواست خودم انتخاب کنم چی میخوام، جسارت نداشته باشم جدا شم
اون خانوم با عذاب وجدان دادن میگفت این دایره امن زندگی رو ترک نکنین چون از قبل که به دنیا بیاین انتخاب کردینش، سفت و دو دستی بچسبین بهش، اگر خوشتون نمیاد به حجابین یا خانوادتون فقیره یا هیچی از دنیای اطراف نمیدونین
این کشور فقط کشور شیعه هاست، تمام دنیا که کافر هستند الان دارند خوشی میکنند الان دارن راحت و آزاد زندگی میکنند اما موقع ظهور امام زمان تممام اینا بدست مهدی نابود میشند
جنگ به پا میشه تمام اونا میمیرند اما ایران که بیشترین شیعه رو در دنیا داره میره تو لشکر این امام
کلا حرف های خنده داری که اون موقع من و مادرم میشستیم پاش و با حدیت گوش میدادیم و با عشق این احساس گناه و عذاب وجدان رو دریافت میکردیم
اما من دیگه نتونستم تحمل کنم و از این کلاس جدا شدم، و با مخالفت عای به شدت مامانم روبرو شدم، یادمه انقدر مامانم سخت گیر بود که جرات نداشتم بگم دیگه نمیخوام برم
اما بعد که جدا شدم از اون فضای بد چقدر این خانوم هرروز زنگ زد به من و تو گوش من و مامانم میخوند
مامانم چقدر منو دعوا کرد
ولی من از اون بچگی نمیتونستم قبول کنم احساس گناه داشتن رو، حتی اگر به این معنی بود که خدارو باید کلا کنار میزاشتم این کار رو کردم ولی احساس گناه رو از خودم دور کردم
من خدا ناباور شدم
تمام این راه رو من اومدم و این راه واسه من چینده شده بود، الان به لطف الله تک به تک لحظات زندگیم رو تو این سایت و با قرآن و با خداوند دارم میسازم
ثانیه به ثانیه حظور خداوند رو احساس میکنم
و این یک تکاملی بود که من طی کردم از 16 سالگی تا به الان
و جالب اینکه مادرم هنوززز هم کلاس های اون خانوم شرکت میکنه، با اینکه با استاد اشناست از طریق من که این فایل هارو گوش میدم اما ترجیحش اینه بره سر کلاس اون خانوم
خدایا ازت ممنونم که هدایتم کردی، ازت ممنونم برای این زندگی لذت بخش
من نمیتونستم قبول کنم
الله در کنار احساس گناه
الله در کنار فقر
الله در کنار محدودیت
و خداوند خودش اومد گفت نه اینطور نیست، من روزی دهنده ام
من بخشنده ام
و ثروت تمام جهان ها در دستان خداست
چطور میشه که خدا در برابر اوننن همه ثروت که در دستانش هست، که میلیارد ها سال دیگه هم بگذره این ثروت تمام نشدنی هست، من بنده اش رو ثروتمند نکنه؟ به من ثروت نده؟ به من روزی نده؟
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و هفتم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت اینکه از کاری که همیشه فرار میکردم رو انجام دادم اونم تو یه روز هم هنرجو بگم بیاد و هم شبش برم کلاس رقص تو ذهنم سختش کرده بودم و همیشه اون روزی که کلاس داشتم تو اون روز کار دیگه ای انجام نمیدادم که امروز تصمیم گرفتم انجام بدم به باران هنرجوم گفتم بیاد و طبق درخواست ستاره قطبیم عالی یاد گرفت و حرکت های قبلی رو هم عالی زد آموزش ترکیب رقص و یه حرکت جدید رو دادم و شب هم به کلاس رقص رفتم که طبق درخواست ستاره قطبیم عالی رقصیدم و من بیخودی اینارو به خودم سخت گرفته بودم بعد از انجام این دو تا کار خیلی اعتماد به نفسم بالا رفت
خدایا شکرت بابت اینکه قبل از اینکه حرکت کنم هدایت خواستم از تو خدای مهربونم که خیلی سریع برم و ترافیک زیاد نباشه و جای پارک برام رزرو کن که همین اتفاق هم افتاد
خدایا شکرت بابت اینکه ترس هامو نوشتم تو الگوهای تکرار شونده که استاد توضیح دادند تو دفتر نوشتم تا اونجایی که یادم اومده ولی به خودم گفتم فقط اون ترس ها ترس های تو نیست که نوشتی بلکه تو با هر ترسی که تو زندگیت برخورد میکنی باید بری تو دلش و امروز یه ترس دیگمو پیدا کردم که اونم این بود که داخل باشگاه رقص شلوغ بود نمیخواستم برم و ارتباط برقرار کنم فرار میکردم ولی رفتم تو دل ترسم و با اعتماد به نفس سلام دادم دست دادم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم حموم کنم که حموم کردم خدایا شکرت بابت نعمت حموم
خدایا شکرت که مادرمو رسوندم به خونه دختر خاله پدرم که لوکیشن فرستاده بودند و من برگشتنی و دوباره رفتم که مادرمو بیارم بدون لوکیشن رفتم درحالیکه قبلا فقط با لوکیشن میرفتم
خدایا شکرت که عاشق این شدم که چیزای جدید رو تجربه کنم مثل دراز کشیدن تو حیاط مثل بدون لوکیشن رفتن و برگشتن مثل از مسیر جدید رفتن و …
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم برام پیتزا خرید
خدایا شکرت که یه فایلی از استادم گوش دادم که اسم فایل هدیه عقل کن برای فارسی زبانان دنیا بود که اونجا استاد گفتند چی میشه که یه نفر میاد 5 هزار تا کامنت میذاره و جواب میده به پرسش های دوستان تو بخش عقل کل ؛دوستانی که فقط نتیجه رو مالی میدونن یا میگن نتیجتون چیه ببینید اینا نتیجه هست دیگه
منم وقتی استاد رقصم رو میدیدم میگفتم کو نتیجه مالیش و خبر ندارم از نتیجه مالیش ولی من چرا نمیبینم اون همه شاگردشو از بچهها گرفته تا بزرگسالان تو هر رده سنی اینا نتیجه هست دیگه
توی سالنش کلی تولد میگیرن اینا نتیجه هست دیگه
بازم قرار بود تولد بگیرن صندلی بیارن
یه خانم هست پسرشو میاره خودشم میاد فعالیت میکنه هم رقص یاد میگیره هم بچه ها رو میبره عروسی هم مدیریت میکنه ببین چقدر فرصت هست اعتماد به نفسشو واقعا تحسین میکنم
استاد وقتی گفتن یه نفر میاد 5 هزار تا کامنت میذاره باور فراوانی منو تقویت کرد که میشود یه نفر چند هزار بار ازت خرید کنه
خدایا شکرت که یک ساعت مونده بود که به کلاسم برم رفتم حموم این کارو من قبلا انجام نمیدادم و میترسیدم دیر بشه و نتونم برسونم این کارم انجام دادم خدایا شکرت
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
گفتگو با دوستان 41 | اراده و مشیت (قوانین) خداوند
فرشید عزیز میگه
در مورد خدا کیه در مورد باور به خداوند و سپاسگزاری و … صحبت کردیم
حالا یه سوال دارم
دیدگاهتون در مورد اینکه خداوند به هر کس بخواهد میدهد و از هر کس که بخواهد میگیرد چیه؟
استاد جان میگه:
توی تمام مواردی که تو قرآن اومده که از این جمله استفاده میکنه اینکه به هرکس بخواهیم میدهیم و از هر کس بخواهیم میگیرم از ریشه ش ی ا استفاده کرده
ان تشا الله
ان یشا الله
انشاالله
به معنای اگر خدا بخواهد که اشتباه ترجمه شده
در صورتیکه خواستن خدا از ریشه رَ وَ دَ استفاده شده ان اراد الله یا ان یرید الله به معنی اگر خدا بخواهد اگر خدا اراده کند
منظور از ان تشاالله یا ان یشا الله یا انشاالله منظور خواست خداوند نیست منظور مشیت خداونده
اونجایی که در مورد خواست و اراده خداوند صحبت کرده دقیقا گفته که در مورد چه کسانی دارم صحبت میکنم مثلا در مورد کافران و مشرکین و…
ولی جاهایی که از ریشه ش ی ا استفاده کرده تقریبا هیچ جا از گروه خاصی نام نبرده
یعنی اگر در قوانین و مشیت الهی باشه به شما داده میشود اگر نباشه به شما داده نمیشود
بحث این نیست که خدا به ما بدهد بحث اینه که آیا ما در مدار و قوانین دریافت قرار میگیریم یا نه ،طبق قانون .
اینو اگر درک کنیم دیگه ما میریم سراغ اینکه آغا چطور ما خودمونو در مدار دریافت نعمت های الهی قرار بدهیم
اگر این کارو انجام بدیم طبق قانون بدون تغییر خداوند نعمت ها وارد زندگی ما میشه
این کل کاریه که ما باید تو زندگیمون انجام بدیم
بارها و بارها دیدیم که قران میگه خودتون به خودتون ظلم کردید
بما قدمت ایدیهم و بما کانوا یعملون رو میبینیم یعنی هر اتفاقی که میفته بخاطر اون چیزیه که خودتون فرستادید هست
تمام اقوامی که تو قرآن میبینیم نابود شدند و اقوامی که نجات پیدا کردند بخاطر اعمال خودشون بوده
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم لاجرم طبق قانونِ خداوند اتفاق های خوبی میفته حالا تو هر زمینه که باورامون رو درست کردیم .
اصلا اینجوری نیست که خداوند تصمیم بگیرد به کسی بدهد یا ندهد
اون کسی که در مدار دریافت باشد دریافت میکند اون کسی که نباشد دریافت نمیکند
نوح هی به قومش میگفت ایمان بیارید ولی اونا مسخره میکردند و ایمان نمیآوردند وقتی که عذاب الهی اومد این نبود که برای همه بیاد که نوح و افراد مناسب نجات پیدا کردند بقیه که افراد نامناسب بودند حتی فرزندش هم تو طوفان نوح از بین رفتند
کسی که تو مدار مناسبه گرونی میاد رکود میاد جنگ میشه بیماری میشه ولی هیچ اتفاق بدی براش نمیشه اتفاقا به نفعش میشه
تو این بیماری دیدیم دیگه یه سری از شرکت ها نابود شدند یه سری از شرکت ها خیلی خیلی رشد کردند
این نیست که بگیم هر اتفاقی بیفته برای همه هست
هر کسی تو مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
هر کسی تو مسیر نادرست باشه هر اتفاقی بیفته به ضررشه
اینکه بچه ها بشنون و عمل نکنند این به ما ربطی نداره یعنی به پیامبر هم ربطی نداشت
بارها و بارها خداوند به پیامبران میگه تو خودت رو میکشی که مردم ایمان بیاورند ولی همه ایمان نمیآورند
ما نباید تمرکزمونو بذاریم به اینکه بقیه چرا ایمان نمیاورن
ما باید روی خودمون کار کنیم تا زندگی خودمون عوض شه
هر کسی نتیجه زندگی خودشو میگیره
من نمیخوام کسی رو قانع کنم کسی هم نمیخواد منو قانع کنه
تو دوره 12 قدم گفتیم که چکاپ فرکانسی رو بنویسید و بعد بیایید به این آگاهی ها 6 ماه یکسال عمل کنید بعد ببینید نتیجه رو
بعد تصمیم بگیر کدوم مسیر رو میخوای بری
ما نمیتونیم زندگی دیگران رو تغییر بدیم
(ساناز چرا دلت میسوزه به دیگران؟!که چرا دیگران تو مسیر نیستند تو اصلا نیازی نیست انرژیتو بذاری برای تغییر دیگران)
موسی با اون همه معجزه 40 روز رفت کوه طور اومد دید ملت گوساله پرست شدند
ما عاجز هستیم در تغییر دیگران و ما توانا هستیم در تغییر دادن خودمون
وقتی رو خودمون کار میکنیم تمرکزمونو میذاریم رو تغییر خودمون ،تو مسیر الهی قرار میگیریم و آدمای مناسبی خودشون توی زندگی ما میان بدون اینکه ما کار خاصی انجام بدیم و بدون اینکه کاری به بقیه داشته باشیم
الطیبات للطیبین
کبوتر با کبوتر باز با باز
خدا به پیامبر میگه رسالت تو فقط ابلاغ پیامه (نه تغییر مردم)
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها و سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدن و سپاسگزارم از شما مریم جون درصلح که سلسله آگاهی های روز شمار رو برامون گردآوری کردید تا با نوش جان کردن هر روزه ی این آگاهی ها درک بالاتری از قوانین داشته باشیم
(((انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت(قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی گیرد بلکه باورهای شما برای شما تصمیم می گیرند.)))
استاد عباس منش عزیزم ، هرروز حس میکنم به فهمم اضافه میشه ، من این جمله رو هزاران هزاااار بار ازتون شنیدم ، تو دوره 12قدم هم مفصلا توضیح دادید اما بعد هفت سال بودن در این سایت و نتایج بسیار گرفتن ، امروز تازه این فهم برام اتفاق افتاد ، هربار با گوش جان گوش میکردم تا بفهممش این موضوع اداره و مشیت خداوند و این سوال استاد پاکذات همیشه علامت سوال منم بوده ، مطمئنم که این فایل رو قبلا هم گوش کردم اما الان فهمیدم موضوع چیه تازه بعد هزاران بار شنیدن یهو یه زنگی در مغزم به صدا دراومد و این موضوع برام روشن شد
درسته کلا از اساس اطلاعات من راجب انشاالله اشتباه بود ، قبلا هم میشنیدم اما نمیتونستم بفهممش ، همیشه معنی انشاالله رو همون خواست خدا تو ذهنم نگه می داشتم بعد که حرفای شمارو میشنیدم نمیتونستم بفهمم که چی میگید یعنی درست مثل همون مثال شما که من الگوهای مخرب گذشته رو میخواستم تو ذهنم حفظ کنم و میخواستم قوانین رو تغییر بدم بجای تغییر اطلاعات غلط گذشته ٫
الان متوجه شدم که معنی انشاالله اصلا خواست خدا نیست بلکه از ریشه ی مشیت هست و یعنی قوانینی که خداوند بر جهان حاکم کرده و درخواست های من همشون اجابت میشن اگر در چهارچوب قوانین باشن و قانون ، شامل قانون تکامل ، قانون احساس خوب مساوی با اتفاق خوب ، قانون کنترل ورودی ، قانون توجه مساوی با تجربه ، قانون فرکانسی بودن جهان و قانون باورها و….قوانین دیگری هست که استاد هرروز دارن تو فایل هاشون توضیح میدن ،
ودر یک کلام قانون اینکه ما موجوداتی فرکانسی هستیم و در جهانی زندگی میکنیم که ساختار آن، پاسخ دادن به فرکانسهای ما و بازتاباندن آن فرکانس ها به شکل اتفاق و تجربه، در زندگیمان است،از آنجا که اساس فرکانسهای ما، باورهایمان هستند، تنها راه برای تغییر شرایطمان، تغییر باورهایمان است و تنها راه برای تغییر باورهایمان، تغییر ورودیهای ذهن مان است و تنها راه برای تغییر ورودیهای ذهنمان به منظور ساختن باورهای قدرتمندکننده ، توانایی در تمرکز بر نکات مثبت و تحسین زیباییها از همان شرایطی است که اکنون در آن هستیم.
بقول شما بحث این نیست که خدا بخواد بده یا نه ، که اگر بخوام در این دام بیوفتم هرگز با اعتمادو انرژی و تمرکز صد ، نمیتونم دراین مسیر بمونم چون هرکاری که بخوام برای رشدم کنم این سوال مانع حرکتم میشه که اگر من برم انرژی بزارم و خدا نخواد چی؟
خوب من اوایل واقعا درگیر این سوال بودم اما جوابشو نمیدونستم و گاهی هم که با این پاسخ مواجه میشدم باز نمیتونستم درکش کنم چون همچنان در ذهنم انشالله معنی اگر خدا بخواهد میداد ، اما به حرفای شما ایمان داشتم و میگفتم ماریا فعلا دراین باره با خودت گفتگو نکن ، تومیدونی و قلبت گواهی میده که حرفای استاد درسته و خوداستاد و بچهای سایت نتیجه دستشونه پس به اون موضوعاتی که درک کردی و میفهمیشون بپرداز ، و یقین بدون زمانی که مدارت بالاتر رفت حتما پاسخ این سوالتم دریافت خواهی کرد
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی تا خوب زندگی کنم و کمک جهان جای بهتری برای زیستن باشه
خیلی لذت بردم اونجا که فرمودید جهان کاری نداره به اینکه تو آدم خوبی باشی یا بد درهرصورت اگر سنگی رو بندازی بالا بخاطر قانون جاذبه دوباره میوفته پایین ، پس اگر قوانین و درک کنی و بااون هماهنگ بشی و طبق قوانین عمل کنی دیگه به خواستت میرسی
من نیاز دارم که باورهای مناسب در مورد روابط و پولو سلامتی و توحید بسازم تا از همون جنس تجربیات ناب وارد زندگیم شه ، من فهمیدم که خداوند برام تصمیم نمیگیره که چی وارد زندگیم بشه این توجهات منه که تجربیاتمو رقم میزنه
وقتی در مدار درست باشم ، وقتی تمام تمرکزم رو کار کردن روی خودم از طریق این آگاهی ها باشه اونوقت هر اتفاقی ، پلی میشه برای رسیدن من به خواسته هام ،
اگر بااین قوانین هماهنگ باشم اونوقت آسان میشم برای آسانی ها و چرخ زندگیم روانتر میچرخه
خدایا کمکم کن تنها ترا بپرستم و تنها ازتو یاری بجویم
خدایا من به هر خیری از جانب تو فقیرم.
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین ، سپاسگزارم از خودم که بی وقفه این آگاهی هارو نوش جان میکنم و سپاسگزارم از مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این مسیر توحیدی.
خیلی لذت بردم از کامنتتون، خیلی خوب جمع آوری کرده بودید مطالبی رو که استاد سعی بر آموزش این مطالب به ما دارند، واقعاً هر جمله رو که از کامنت شما میخوندم، قوانین دوباره برام یادآوری میشد، پس جا داشت از شما بابت درکتون و نوشتن کامنت در این فایل تشکر کنم
امیدوارم همواره در مسیر توحید و درک بالای قوانین و اوامر الهی باشید و سخاوتنمد دنیا و اخرت
شما استاد توی یکی از فایل هاتون حرف قشنگی زدید که من همون اول کار ذهنم آب بندی شد در این باره وهیچ وقت هم به چنین مسئله ای بر نخوردم به لطف خدا و شما
گفتید ما اگر راه درست رو بریم و درست عمل کنیم خدا خوب کارشو بلده ،خدا با هیچکی زاویه نداره فارغ از هر دین و مذهبی فارغ از هر نژادی به وعده هاش عمل میکنه
یه جای دیگم گفتید که قانون قانونه مثل قانون راهنمایی رانندگی !دوربین کنترل سرعت ، هر کی که با سرعت غیر مجاز برونه رو جریمه میکنه فارغ ازینکه اون ماشین چقدر گرونه و راننده اش یه آدم حسابی ممکنه باشه یا چقدر ارزونه و راننده اش ممکنه از پس پرداخت جریمه برنیاد ، فارغ از اینکه تا به حال این ماشین یا این راننده تخلفی نداشته یا اصلا همین چند کیلومتر قبل جریمه شده و شاید دوباره توجیهی نداشته باشه جریمه شه ،در هر صورت قانون وضع شده و برای همه یکسانه
بنابر این ما اگر افکارمون رو کنترل کنیم خدا خوب بلده خدایی کنه
من بعد از کلی زیر و رو کردن افکارم به این داستان 50 50 دوستمون رسیدم که توی باورهام در این نقطه ی خداشناسی و قوانین،دچار شک و تردیدهایی هستم که البته در ظاهر خودشو نشون نمیده ولی در عملکرد و گرفتن نتایج بسیار موثره.
شک و تردیدی که خیلی مسائل توش هست از جمله خداشناسی،درک قوانین، درک عدل خداوند،تاثیرات تلاشهای ما و توانایی و ناتوانی ما و اثرات عوامل بیرونی و خیلی چیزای دیگه رو شامل میشه و این ظاهرش خیلی کوچیکه ولی در باطن خیلی چیزهارو درگیر خودش میکنه.
باورها و ترمز هایی ایجاد میکنه که زندگی و تلاشها ،راه رفتن روی تردمیل میشه و یا مثل یو یو ،میریم جلو و برمیگردیم عقب و یا درجا میزنیم و یک عمر درگیر این تضادها میشیم و با گذشت زمان مثل پدر خودم به این باور میرسیم که خدا به بعضیا میده و خیلی راحت و زیادم میده ولی برای ما نمیخواد،
برای ما نمیشه،
واسه ما حتما صلاح نمیدونه،
حتما میخواد اون دنیا جبران کنه،
حتما چیز خوبی نیست که به ما نداده،
و این جمله که ،،،ما یه مشکلی داریم یا شاید کسی برامون ورد و جادویی خونده ،،،
که این جمله اخر سالها و سالها برای زندگی من تکرار شده و هنوز درگیرشم و نمیدونم از کجا دارم میخورم ،
با وجود تمام تلاشهایی که کردم.
و حتی پدرم هم کسی بوده که همیشه در حال تلاش های سخت بوده و براش نشده،
.
مومن و انسان بسیار خوب و مذهبی هم بوده و براش نشده هیچوقت.
و ما بچه هاش هم داریم همون داستان رو تجربه میکنیم.
هنوز هم از خودم میپرسم چرا الان که حداقل 5سالا توی سایتم و این قوانین رو کار میکنم،،چرخ زندگی روان نیست.
نشانه ها و اتفاقات خوبی رو تجربه کردم ولی نه به اندازه انتطارم.
وقتایی که برای هزارمین بار گوش میدم فایلهاتون رو گه 3ماه با من کار کنید و 6ماه و … با خودم میگم من الان بعد از5 سال باید خیلی بیشتر ازینا نتیجه گرفته باشم و کاراام خیلی سهل و روان پیش بره ولی اینطور نیست و همین ها منو به چراها میرسونه با اینکه دیگه به حرفها و باورهای پدرم اعتقادی ندارم که ما یه مشکلی داریم .
الان بعد از اینهمه کار کردن هروزی و سالها روی قوانین،،،بیشتر دنبال اینم که بفهمم و درک کنم خدا چجوری فکر میکنه؟قوانینش چطوری کار میکنه؟ و کلی سوال دیگه که توی این دوره ها باراا بهش رسیدم و دوباره شک کردم.
ولی نا امید نیستم بلکه خداروشکر میکنم که در این زندگیم به نقطه ی سوال کردن رسیدم.
شکر میکنم که دارم کنجکاوی میکنم در مورد خدا و قوانینش تا خودم به نتیجه برسم
شکر که دیگه کورکورانه دنباله روی افکار و اعتقادات پدرم نیستم که دارم به چشم میبینم بعد از یک عمر نماز و مسجد و اعتقادات مذهبی،،،،در باطنش و در دلش از خدا دلگیره.
فکر میکنه جوابش این نبوده
فکر میکنه چرا خدا حداقل دلش برا ما نمیسوزه
فکر میکنه منکه تمام تلاشمو کردم ،چرا ندادی بهم
و من فکر میکنم چقدر زمان میبره این افکار و باورها و این خداشناسی قبلی رو کنار بذارم یا روش رنگ سفید بزنم و از نو خدای خودمو بشناسم.
و شکر میکنم که خودم و با خواست خودم دارم دنبال خدای خودم و قوانینش میگردم.
خدایا من تسلیمم سلام به استاد مهربانم و سلام به مریم جانم
سلام دوستان خوبم
فقط و فقط اگر ما این را بپذیریم و درک کنیم و قبول کنیم که هر اتفاقی میافتد بر اثر افکار و باورها و ذهن و توجه و فرکانس ماست بعد میتوانیم حرکت کنیم برای رشدمون
خداوند قوانین ثابت بر جهان گذاشته که اگر طبق قوانین جلو بریم و رعایت و اجرا کنیم همه چیز به ما داده میشود یعنی دریافتشون میکنیم
و اگر خلاف مسیر بریم هیچی نمیتونیم دریافت کنیم
پس اگر سلامتی و نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی میخوایم با قانون بریم جلو
قانون میگه به هر چی توجه کنی و فرکانس بفرستی بهت همون داده میشه چه خوب و چه بد
این ما هستیم که تعیین میکنیم
حالا چقدر خوبه که آگاهانه تعیین کنیم
و همه چی به نفع ما باشد
خدایا کمکم کن به آنجه که یاد میگیرم عمل کنم در زندگیم
حمدوسپاس میگویم خدایی راکه هم خالق من است وهم مربی من.
وآنقدرعاقل است که بدون اجازه ی من که بندگی اورامیکنم به هیچ کارم دخالت ندارد.
فقط بااجازه ی من برای خدمترسانی واردعمل میشود. آفرین که یکبارتعهددادی به دستورمن کارهایم راانجام می دهی.
ولی امان از من که تعهد بندگی خودم را گاهی بیشتر اوقات به دست فراموشی میسپارم!!!
یارب کمکم کن.
ای که مراخوانده ای راه نشانم بده.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
خدراشکرمیکنم بابت سلامتی خانواده ام وفرشته ی نازنینم.
من هروقت این جملهی خدابه هرکس بخواهدمیدهدیامی بخشدوازهرکس بخواهدمیگیرد!!!!!!!
میگفتم :خب پیغمبرها وامامان ازجمله کسانی هستند که خداهمه چیزرابرایشان خوب خواسته وخوب هم داده!!!!!!!
وکافران هم زمان پیغمبربودن.
مشرکان هم زمان پیغمبربت پرستی میکردن!!!!!!!!
پس ماهم علف هرز، یاگاو ، وگوسفندتوی مراتع هستیم!!
پس نه خیر، و نه شری برای خداداریم ¡!!!
وازوقت آشنایی با قانون جذب متوجه شدم که میگن اشرف مخلوقات یعنی من، یعنی تو، یعنی همه کس.
ولی ازمغزوقلم واستخوانم هنوزمتوجه یشاء ، ویریدنشدم ازدیشب هم یکسره فایل روگوش میدم.
فکرکنم یشاءیعنی من هرچی بخواهم به خدامیگم وخداوقتی ببینه من چقدرباورش دارم به من خواسته ام را میدهد .
واراده ی قوی داردهرآنچه دستوردهدبه هرکس یاهرچیزسریع به فرمان اوکارها اجرا میشود.
ولی بازهم متوجه ی حرفهای خودم نمیشوم.
استادفقط گریم گرفته چراازبچگی اینهارویادنگرفتم که حالاتواین سن هی بایدبرای یادآوری تمام این نکاتی که شمامیفرمایی دروجودمن نهادینه شده رو، به خودم فشارمیارم.که فقط یادآورم بشه. خدایادل وسینه ام تنگ شده تورابه جاه وجلالت سینه ام رابگشا خوبشم بگشاجلوی دشمن خونی ام شیطان مراسربلندازامتحانات خودت بیرون بیار
چون هرچی پیش میرم بایک کلام بچه ام زودناراحت میشم خدایاچرااینجوری میشه!؟
امیدآن دارم که با درک وفهم وعملم دراین مسیرثابت قدم باشم.
ومن که غیرازجونم چیزی عزیزترندارم ولی قربانی شدن در، راه صراط مستقیم وخودشناسی وخداشناسی باجان ودل میخرم.
فقط دراین مسیرعمرشریف وفرصتهای طلایی زندگیم راخرج کنم.
من که توی زندگی سرگرم خانه داری هستم وباعشق باتمام کوارکهای وجودم چرخ زندگی را میچرخانم وبرای روغن کاری هم آنچه درتوانم هست روی خودم کارمیکنم که 4چرخ زندگی خوب روغن کاری وروان بشه.
• اینکه حرفهای قشنگ بزنیم مهم نیست، این مهمه که به چیزی که میدونیم عمل کنیم.
• توی دام حرف قشنگ زدن نیفتیم.
• در قرآن هرجا ریشه «رَوَدَ» بکار رفته به گروه خاصی اشاره شده و هرجا ریشه «شَیَءَ» استفاده شده به گروه خاصی از افراد اشاره نشده است.
• «رَوَدَ» به معنای اراده خداوند و «شَیَءَ» به معنای مشیت الهی است.
• چطور خودم رو در مدار دریافت نعمتهای الهی قرار بدم؟!
• اینگونه نیست که خدا تصمیم بگیره به کسی بده یا تصمیم بگیره نده. صرفا اگه تو مدار باشه دریافت میکنه، تمام.
• وقتی مسیر درست رو برم لاجرم اتفاقات خوب برام میفته. به میزانی که این جمله رو باور کنم آرامش دارم در طول مسیر.
• در نهایت اونی که باید بفهمه میفهمه، اونی که نباید بفهمه نمیفهمه.
• فقققققط باید تمرکزم روی خودم باشه.
• ما در تغییر دیگران عاجز و در تغییر خودمان توانا هستیم.
پینوشت:
میخوام بنویسم که چطور به این فایل ارزشمند هدایت شدم. قصه از اونجایی شروع شد که من کتاب فکر خدا رو خریدم و خوندم و کلی باهاش حال کردم و … تا اونجایی که بحث یرید و یشاء پیش اومد و من خیییییلی درست و حسابی متوجه منظور استاد نمیشدم. ریشه این مسئله هم برمیگرده به اینکه من خیلی آدم دقیقی هستم. از یه طرف مدت زیادی مشغول حفظ قرآن بودم و توی حفظ خیلی پیش میومد که با کمک معنی، آیه عربی رو به یاد بیاریم. برای همین من معنای قرآن رو خیلی زیادی واو به واو و تحت اللفظی یاد گرفتم کلا، از طرفی رشته دانشگاهیم حقوق بوده و توی این رشته ما قانون رو میخونیم. توی قوانین انقدر همهچیز دقیق نوشته شده که اگه یه کلمه درست بکار نره میتونه جون یک آدم رو به خطر بندازه یا برعکس کاری کنه بعضی مجرمین قسر در برن. واسه همینه که میگن کلا حقوقیها از هر چیزی یه چیزی در میارن بسکه دقیق هستند و به همهچیز توجه میکنند. از طرفی باز، من کلا آدم تحلیلگری هستم و تمام جزئیات برام معنای خاص خودشون رو دارند.
همهی این عوامل باعث شده بود که نفهمم یشاء یعنی چی که مشیت؟! چون مشیت رو یک مفهوم میدونستم نه یک کلمه که صرفا بشه ترجمهای برای یشاء. این سوال مدتی توی ذهنم بود و دنبال جوابش میگشتم.
از اونجایی که خدا ما رو از جایی که گمان نمیکنیم هدایت میکنه، یه روز که خونهی مادرم بودم و برای مامان تولد گرفته بودیم دیدم 43 سالش شده. بنابراین باید شمع 42 رو فوت میکرد.
همون شب به ساعت گوشیم نگاه کردم دیدم دقیقهش، روی 42 هست.
اسنپ گرفتم برگردیم خونه خودم، قیمتش شد 42 تومن.
شارژ باتری گوشیم 42 رو نشون داد. گفتم خدایا این 42 یه چیزی هست که تو میخوای از این طریق به من یه چیزی بگی. اکی، چشم و گوش و حواسمو خوب جمع میکنم ببینم چی به چیه. بعدش حسابی حواس جمع بودم تا ببینم این قضیه 42 چیه آخر سر؟!
گذشت تا اینکه توی عقل کل یه عزیزی یه سوالی پرسیده بود که فکر کردم سوال جالبی میتونه باشه، رفتم توی پاسخها که جواب بچهها رو بخونم. دیدم بعضی از جوابها خیلی طولانی و بد تایپ شده، دیدم تو اون لحظه فرصت تمرکز ندارم.
گفتم بذار بزنم برم پایین هر جوابی که کوتاه بود و به دلم نِشست رو میخونم.
یه خانومی که اسمش دقیق یادم نیست اما آشنا بود برام تقریبا، چون مرتب اسمشون رو میدیدم توی سایت، در جواب این عزیزمون نوشته بود که فایل گفتگو با دوستان جلسه 41 و 42 رو ببین.
گوشم زنگ خورد، اصلا انگار کپ کردم چند ثانیه. بلافاصله رفتم توی توضیحات این فایلها و دیدم بعلللللله درمورد مشیت هست، چیزی که من توش گره داشتم.
حتی امروز میخواستم اول فایل 42 رو گوش بدم ولی دیدم به 41 هم مربوطه و باید با هم شنیده بشه.
و چه فایل بینظیری، خدایا هزاران بار سپاس. عاشقتم، عاشق خودت و شیوهی بینظیر و لذتبخش و هیجانیت در هدایتکردن آدمها. دمت گرم.
دوست دارم درمورد این ریشه بیشتر بدونم، خدایا خودت به آگاهیهای بیشتر و خالصتر هدایتم کن.
استادددد قشنگممم
وای من باورمم نمیشههه
من دقیقااا این صحنه رو که دارم فایل رو میبینم در کنار انجام خیاطی و کارهام رو قبلا در خواب دیده بودممم
وای خداجونمم میبینی چقددر دقیق واسه من این راه چینده شده؟!!
من این خواب رو دو به شکم ولی تقریبا مطمئنم که وقتی در این مدار نبودم و با استاد خیلی اشنا نبودم دیدم
و الان اینجا به خودم اومدممم
تک تک ثانیه های زندگی من بدست خداوند چینده شده
به من هرروز داره ثابت میشه
خدا چینده تک به تک لحظاتمو، روزای خوب کارای خوب، اتفاقات خوبی که الان داره میفته اتفاقی نیست و نبوده
باور من هرروز بیشتر میشه و چشمان من هرروز باز تر از روز قبل
در حین گوش کردن این فایل
یادم اومد من کلاس های قرآنی زیادی به زور مادرم شرکت میکردم در سن 16 سالگی و اون بچگی، و همیشه هم دلم نمیخواست برم، اون احساس گناهی که از صحبت های اون خانم به من داده میشد، راجب حجاب راجب نماز راجب دین راجب هر چیزی،
دید اون خانوم چقدر متفاوت بود راجب قرآن
این قرآن الهی رو هرچقدر هم میخوند و واسه ما تفسیر میکرد تو اون سن فقط احساس ترس میگرفتم، احساس گناه میگرفتم
من اینارو یادم رفته بود ولی در یک ثانیه وسط حرفهای استاد یاد اون روزها افتادم
یادمه استاد گفته بودن ما قبل از به دنیا اومدنمون تصمیم گرفته بودیم به این دنیا بیایم برای اینکه خودمونو شکوفا کنیم
و من با خودم میگفتم اگر من در این خانواده به دنیا اومدم، با این چالش ها، تو این کشور و… تمام اینها انتخاب خودم بوده احتمالا، خودم خواستم از این چالش ها پیروز بیرون بیام و برسم به شکوفایی، به ایمان به ثروت به همه چیززز و از همه مهم تر برسم به خداوند
اما اون خانوم لین حرف رو دقیقا به یک شکل دیگه به ما گفت و این تو ذهن من مونده
میگفت ما به قبل به دنیا اومدنمون تصمیم گرفتیم بیایم تو این خانواده تو این کشور تصمیم گرفتیم بشیم جزو امت شیعه و دوستداران امام علی و…
ما خانواده و پدر مادر خودمونو انتخاب کردیم، و با صحبت هاش به ما عذاب وجدان میداد که نباید از این خونه و خانواده و دین با عزت و شیعه بودن و اینها دور شیم نباید از اینها جدا شیم چون اینها انتخاب خودمون بوده
با حرف هاش این احساس به من داده میشد که من نباید جسارت داشته باشم و از کشورم برم، جسارت داشته باشم دین های مختلف رو ببینم و عوض کنم این دین شیعه رو و با خواست خودم انتخاب کنم چی میخوام، جسارت نداشته باشم جدا شم
اون خانوم با عذاب وجدان دادن میگفت این دایره امن زندگی رو ترک نکنین چون از قبل که به دنیا بیاین انتخاب کردینش، سفت و دو دستی بچسبین بهش، اگر خوشتون نمیاد به حجابین یا خانوادتون فقیره یا هیچی از دنیای اطراف نمیدونین
این کشور فقط کشور شیعه هاست، تمام دنیا که کافر هستند الان دارند خوشی میکنند الان دارن راحت و آزاد زندگی میکنند اما موقع ظهور امام زمان تممام اینا بدست مهدی نابود میشند
جنگ به پا میشه تمام اونا میمیرند اما ایران که بیشترین شیعه رو در دنیا داره میره تو لشکر این امام
کلا حرف های خنده داری که اون موقع من و مادرم میشستیم پاش و با حدیت گوش میدادیم و با عشق این احساس گناه و عذاب وجدان رو دریافت میکردیم
اما من دیگه نتونستم تحمل کنم و از این کلاس جدا شدم، و با مخالفت عای به شدت مامانم روبرو شدم، یادمه انقدر مامانم سخت گیر بود که جرات نداشتم بگم دیگه نمیخوام برم
اما بعد که جدا شدم از اون فضای بد چقدر این خانوم هرروز زنگ زد به من و تو گوش من و مامانم میخوند
مامانم چقدر منو دعوا کرد
ولی من از اون بچگی نمیتونستم قبول کنم احساس گناه داشتن رو، حتی اگر به این معنی بود که خدارو باید کلا کنار میزاشتم این کار رو کردم ولی احساس گناه رو از خودم دور کردم
من خدا ناباور شدم
تمام این راه رو من اومدم و این راه واسه من چینده شده بود، الان به لطف الله تک به تک لحظات زندگیم رو تو این سایت و با قرآن و با خداوند دارم میسازم
ثانیه به ثانیه حظور خداوند رو احساس میکنم
و این یک تکاملی بود که من طی کردم از 16 سالگی تا به الان
و جالب اینکه مادرم هنوززز هم کلاس های اون خانوم شرکت میکنه، با اینکه با استاد اشناست از طریق من که این فایل هارو گوش میدم اما ترجیحش اینه بره سر کلاس اون خانوم
خدایا ازت ممنونم که هدایتم کردی، ازت ممنونم برای این زندگی لذت بخش
من نمیتونستم قبول کنم
الله در کنار احساس گناه
الله در کنار فقر
الله در کنار محدودیت
و خداوند خودش اومد گفت نه اینطور نیست، من روزی دهنده ام
من بخشنده ام
و ثروت تمام جهان ها در دستان خداست
چطور میشه که خدا در برابر اوننن همه ثروت که در دستانش هست، که میلیارد ها سال دیگه هم بگذره این ثروت تمام نشدنی هست، من بنده اش رو ثروتمند نکنه؟ به من ثروت نده؟ به من روزی نده؟
مگه میشه
خداوند منو هدایت کرد:)
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و هفتم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت اینکه از کاری که همیشه فرار میکردم رو انجام دادم اونم تو یه روز هم هنرجو بگم بیاد و هم شبش برم کلاس رقص تو ذهنم سختش کرده بودم و همیشه اون روزی که کلاس داشتم تو اون روز کار دیگه ای انجام نمیدادم که امروز تصمیم گرفتم انجام بدم به باران هنرجوم گفتم بیاد و طبق درخواست ستاره قطبیم عالی یاد گرفت و حرکت های قبلی رو هم عالی زد آموزش ترکیب رقص و یه حرکت جدید رو دادم و شب هم به کلاس رقص رفتم که طبق درخواست ستاره قطبیم عالی رقصیدم و من بیخودی اینارو به خودم سخت گرفته بودم بعد از انجام این دو تا کار خیلی اعتماد به نفسم بالا رفت
خدایا شکرت بابت اینکه قبل از اینکه حرکت کنم هدایت خواستم از تو خدای مهربونم که خیلی سریع برم و ترافیک زیاد نباشه و جای پارک برام رزرو کن که همین اتفاق هم افتاد
خدایا شکرت بابت اینکه ترس هامو نوشتم تو الگوهای تکرار شونده که استاد توضیح دادند تو دفتر نوشتم تا اونجایی که یادم اومده ولی به خودم گفتم فقط اون ترس ها ترس های تو نیست که نوشتی بلکه تو با هر ترسی که تو زندگیت برخورد میکنی باید بری تو دلش و امروز یه ترس دیگمو پیدا کردم که اونم این بود که داخل باشگاه رقص شلوغ بود نمیخواستم برم و ارتباط برقرار کنم فرار میکردم ولی رفتم تو دل ترسم و با اعتماد به نفس سلام دادم دست دادم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم حموم کنم که حموم کردم خدایا شکرت بابت نعمت حموم
خدایا شکرت که مادرمو رسوندم به خونه دختر خاله پدرم که لوکیشن فرستاده بودند و من برگشتنی و دوباره رفتم که مادرمو بیارم بدون لوکیشن رفتم درحالیکه قبلا فقط با لوکیشن میرفتم
خدایا شکرت که عاشق این شدم که چیزای جدید رو تجربه کنم مثل دراز کشیدن تو حیاط مثل بدون لوکیشن رفتن و برگشتن مثل از مسیر جدید رفتن و …
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم برام پیتزا خرید
خدایا شکرت که یه فایلی از استادم گوش دادم که اسم فایل هدیه عقل کن برای فارسی زبانان دنیا بود که اونجا استاد گفتند چی میشه که یه نفر میاد 5 هزار تا کامنت میذاره و جواب میده به پرسش های دوستان تو بخش عقل کل ؛دوستانی که فقط نتیجه رو مالی میدونن یا میگن نتیجتون چیه ببینید اینا نتیجه هست دیگه
منم وقتی استاد رقصم رو میدیدم میگفتم کو نتیجه مالیش و خبر ندارم از نتیجه مالیش ولی من چرا نمیبینم اون همه شاگردشو از بچهها گرفته تا بزرگسالان تو هر رده سنی اینا نتیجه هست دیگه
توی سالنش کلی تولد میگیرن اینا نتیجه هست دیگه
بازم قرار بود تولد بگیرن صندلی بیارن
یه خانم هست پسرشو میاره خودشم میاد فعالیت میکنه هم رقص یاد میگیره هم بچه ها رو میبره عروسی هم مدیریت میکنه ببین چقدر فرصت هست اعتماد به نفسشو واقعا تحسین میکنم
استاد وقتی گفتن یه نفر میاد 5 هزار تا کامنت میذاره باور فراوانی منو تقویت کرد که میشود یه نفر چند هزار بار ازت خرید کنه
خدایا شکرت که یک ساعت مونده بود که به کلاسم برم رفتم حموم این کارو من قبلا انجام نمیدادم و میترسیدم دیر بشه و نتونم برسونم این کارم انجام دادم خدایا شکرت
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
گفتگو با دوستان 41 | اراده و مشیت (قوانین) خداوند
فرشید عزیز میگه
در مورد خدا کیه در مورد باور به خداوند و سپاسگزاری و … صحبت کردیم
حالا یه سوال دارم
دیدگاهتون در مورد اینکه خداوند به هر کس بخواهد میدهد و از هر کس که بخواهد میگیرد چیه؟
استاد جان میگه:
توی تمام مواردی که تو قرآن اومده که از این جمله استفاده میکنه اینکه به هرکس بخواهیم میدهیم و از هر کس بخواهیم میگیرم از ریشه ش ی ا استفاده کرده
ان تشا الله
ان یشا الله
انشاالله
به معنای اگر خدا بخواهد که اشتباه ترجمه شده
در صورتیکه خواستن خدا از ریشه رَ وَ دَ استفاده شده ان اراد الله یا ان یرید الله به معنی اگر خدا بخواهد اگر خدا اراده کند
منظور از ان تشاالله یا ان یشا الله یا انشاالله منظور خواست خداوند نیست منظور مشیت خداونده
اونجایی که در مورد خواست و اراده خداوند صحبت کرده دقیقا گفته که در مورد چه کسانی دارم صحبت میکنم مثلا در مورد کافران و مشرکین و…
ولی جاهایی که از ریشه ش ی ا استفاده کرده تقریبا هیچ جا از گروه خاصی نام نبرده
یعنی اگر در قوانین و مشیت الهی باشه به شما داده میشود اگر نباشه به شما داده نمیشود
بحث این نیست که خدا به ما بدهد بحث اینه که آیا ما در مدار و قوانین دریافت قرار میگیریم یا نه ،طبق قانون .
اینو اگر درک کنیم دیگه ما میریم سراغ اینکه آغا چطور ما خودمونو در مدار دریافت نعمت های الهی قرار بدهیم
اگر این کارو انجام بدیم طبق قانون بدون تغییر خداوند نعمت ها وارد زندگی ما میشه
این کل کاریه که ما باید تو زندگیمون انجام بدیم
بارها و بارها دیدیم که قران میگه خودتون به خودتون ظلم کردید
بما قدمت ایدیهم و بما کانوا یعملون رو میبینیم یعنی هر اتفاقی که میفته بخاطر اون چیزیه که خودتون فرستادید هست
تمام اقوامی که تو قرآن میبینیم نابود شدند و اقوامی که نجات پیدا کردند بخاطر اعمال خودشون بوده
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم لاجرم طبق قانونِ خداوند اتفاق های خوبی میفته حالا تو هر زمینه که باورامون رو درست کردیم .
اصلا اینجوری نیست که خداوند تصمیم بگیرد به کسی بدهد یا ندهد
اون کسی که در مدار دریافت باشد دریافت میکند اون کسی که نباشد دریافت نمیکند
نوح هی به قومش میگفت ایمان بیارید ولی اونا مسخره میکردند و ایمان نمیآوردند وقتی که عذاب الهی اومد این نبود که برای همه بیاد که نوح و افراد مناسب نجات پیدا کردند بقیه که افراد نامناسب بودند حتی فرزندش هم تو طوفان نوح از بین رفتند
کسی که تو مدار مناسبه گرونی میاد رکود میاد جنگ میشه بیماری میشه ولی هیچ اتفاق بدی براش نمیشه اتفاقا به نفعش میشه
تو این بیماری دیدیم دیگه یه سری از شرکت ها نابود شدند یه سری از شرکت ها خیلی خیلی رشد کردند
این نیست که بگیم هر اتفاقی بیفته برای همه هست
هر کسی تو مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
هر کسی تو مسیر نادرست باشه هر اتفاقی بیفته به ضررشه
اینکه بچه ها بشنون و عمل نکنند این به ما ربطی نداره یعنی به پیامبر هم ربطی نداشت
بارها و بارها خداوند به پیامبران میگه تو خودت رو میکشی که مردم ایمان بیاورند ولی همه ایمان نمیآورند
ما نباید تمرکزمونو بذاریم به اینکه بقیه چرا ایمان نمیاورن
ما باید روی خودمون کار کنیم تا زندگی خودمون عوض شه
هر کسی نتیجه زندگی خودشو میگیره
من نمیخوام کسی رو قانع کنم کسی هم نمیخواد منو قانع کنه
تو دوره 12 قدم گفتیم که چکاپ فرکانسی رو بنویسید و بعد بیایید به این آگاهی ها 6 ماه یکسال عمل کنید بعد ببینید نتیجه رو
بعد تصمیم بگیر کدوم مسیر رو میخوای بری
ما نمیتونیم زندگی دیگران رو تغییر بدیم
(ساناز چرا دلت میسوزه به دیگران؟!که چرا دیگران تو مسیر نیستند تو اصلا نیازی نیست انرژیتو بذاری برای تغییر دیگران)
موسی با اون همه معجزه 40 روز رفت کوه طور اومد دید ملت گوساله پرست شدند
ما عاجز هستیم در تغییر دیگران و ما توانا هستیم در تغییر دادن خودمون
وقتی رو خودمون کار میکنیم تمرکزمونو میذاریم رو تغییر خودمون ،تو مسیر الهی قرار میگیریم و آدمای مناسبی خودشون توی زندگی ما میان بدون اینکه ما کار خاصی انجام بدیم و بدون اینکه کاری به بقیه داشته باشیم
الطیبات للطیبین
کبوتر با کبوتر باز با باز
خدا به پیامبر میگه رسالت تو فقط ابلاغ پیامه (نه تغییر مردم)
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مسیر درست چیه؟
توحید
تمام اتفاقات زندگی ما رو خودمون بوجود آوردیم و میآوریم .
جهان ما آیینه باورهای ماست
خداوند از منفی بینهایت تا مثبت بی نهایت ادامه دارد
خداوند بینهایت رنگ است
خداوند همه چیز است
تو انتخاب میکنی کدوم سمت کدوم رنگ باشی
انتخاب با ماست
انتخاب در ذهن شکل میگیره
برگی بدون اذن خداوند بر زمین نمی افته
اصلا هیچ چیزی توان ندارد جز الله
خالق مطلق،عالم مطلق،قادر مطلق خداست
انتخاب کن تو انتخاب گری
کنش گر باش تو خالقی
سمتت را انتخاب کن
ذهنت را کنترل کن،کنترل ذهن همه چیزِ
در صورت سکوت ذهن
تو هدایت میشوی به سمت خواسته ها
تو هدایت میشوی و میروی سمت آرزوهایت،انتخاب هایت،تجسم هایت،سناریو هایت
پس برگی در باد نباش ،برای خودت برنامه داشته باش
هرگز لحظه ای را در غیر لحظه زندگی نکن
هرگز ذهنت را در دست افکار غیر آگاهانه قرار نده
ذهنت در دستان توست
آگاهانه بساز هر آنچه میخواهی
حتی اگر سالهای سال ذهنت دشمنی کرده با تو ،تو میتوانی در مشتت بگیری.
ممکنه بعضی اوقات از دستت لیز بخوره چون چموشه
ولی ولی ولی او مخلوق است و در دستان تو
او سجده کرده به تو و نمیتواند خدایی تو را انکار کند
او در دستان توست
او ناتوان است
توانا تویی
تویی که خلق میکنی
برای خودت برنامه ریزی کن
بنویس هر آنچه میخواهی
بزودی میرسی
هیچ ترس و غمی نداشته باش
رب العالمین با توست
هرگز از تو جدا نبوده و نشده
قدرت از او بگیر
از حی الذی لا یموت
دوست عزیزی که داری میخونی ،تو میتونی،امید داشته باش و کنترل ذهن کن.
تو میتونی ،چرا فکر میکنی نمیتونی،نمیشه،در صورتی که همه چیز ما از اوست،اوست که جان میدهد،اوست که از یه قطره آب ما رو آفرید
اوست که جسم ما رو مهندسی کرد،آفرید
مگر کدام قسمت جسمت را تو میتوانی درست کنی
او قادر مطلقه
او عالم مطلقه
خورشید و ماه و ستارگان را آفرید
اکسیژن رو آفرید
و…….
توکل کن،شکر کن
تو را به خدا می سپارم
استاد عزیزم سپاسگزارم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها و سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدن و سپاسگزارم از شما مریم جون درصلح که سلسله آگاهی های روز شمار رو برامون گردآوری کردید تا با نوش جان کردن هر روزه ی این آگاهی ها درک بالاتری از قوانین داشته باشیم
(((انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت(قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی گیرد بلکه باورهای شما برای شما تصمیم می گیرند.)))
استاد عباس منش عزیزم ، هرروز حس میکنم به فهمم اضافه میشه ، من این جمله رو هزاران هزاااار بار ازتون شنیدم ، تو دوره 12قدم هم مفصلا توضیح دادید اما بعد هفت سال بودن در این سایت و نتایج بسیار گرفتن ، امروز تازه این فهم برام اتفاق افتاد ، هربار با گوش جان گوش میکردم تا بفهممش این موضوع اداره و مشیت خداوند و این سوال استاد پاکذات همیشه علامت سوال منم بوده ، مطمئنم که این فایل رو قبلا هم گوش کردم اما الان فهمیدم موضوع چیه تازه بعد هزاران بار شنیدن یهو یه زنگی در مغزم به صدا دراومد و این موضوع برام روشن شد
درسته کلا از اساس اطلاعات من راجب انشاالله اشتباه بود ، قبلا هم میشنیدم اما نمیتونستم بفهممش ، همیشه معنی انشاالله رو همون خواست خدا تو ذهنم نگه می داشتم بعد که حرفای شمارو میشنیدم نمیتونستم بفهمم که چی میگید یعنی درست مثل همون مثال شما که من الگوهای مخرب گذشته رو میخواستم تو ذهنم حفظ کنم و میخواستم قوانین رو تغییر بدم بجای تغییر اطلاعات غلط گذشته ٫
الان متوجه شدم که معنی انشاالله اصلا خواست خدا نیست بلکه از ریشه ی مشیت هست و یعنی قوانینی که خداوند بر جهان حاکم کرده و درخواست های من همشون اجابت میشن اگر در چهارچوب قوانین باشن و قانون ، شامل قانون تکامل ، قانون احساس خوب مساوی با اتفاق خوب ، قانون کنترل ورودی ، قانون توجه مساوی با تجربه ، قانون فرکانسی بودن جهان و قانون باورها و….قوانین دیگری هست که استاد هرروز دارن تو فایل هاشون توضیح میدن ،
ودر یک کلام قانون اینکه ما موجوداتی فرکانسی هستیم و در جهانی زندگی میکنیم که ساختار آن، پاسخ دادن به فرکانسهای ما و بازتاباندن آن فرکانس ها به شکل اتفاق و تجربه، در زندگیمان است،از آنجا که اساس فرکانسهای ما، باورهایمان هستند، تنها راه برای تغییر شرایطمان، تغییر باورهایمان است و تنها راه برای تغییر باورهایمان، تغییر ورودیهای ذهن مان است و تنها راه برای تغییر ورودیهای ذهنمان به منظور ساختن باورهای قدرتمندکننده ، توانایی در تمرکز بر نکات مثبت و تحسین زیباییها از همان شرایطی است که اکنون در آن هستیم.
بقول شما بحث این نیست که خدا بخواد بده یا نه ، که اگر بخوام در این دام بیوفتم هرگز با اعتمادو انرژی و تمرکز صد ، نمیتونم دراین مسیر بمونم چون هرکاری که بخوام برای رشدم کنم این سوال مانع حرکتم میشه که اگر من برم انرژی بزارم و خدا نخواد چی؟
خوب من اوایل واقعا درگیر این سوال بودم اما جوابشو نمیدونستم و گاهی هم که با این پاسخ مواجه میشدم باز نمیتونستم درکش کنم چون همچنان در ذهنم انشالله معنی اگر خدا بخواهد میداد ، اما به حرفای شما ایمان داشتم و میگفتم ماریا فعلا دراین باره با خودت گفتگو نکن ، تومیدونی و قلبت گواهی میده که حرفای استاد درسته و خوداستاد و بچهای سایت نتیجه دستشونه پس به اون موضوعاتی که درک کردی و میفهمیشون بپرداز ، و یقین بدون زمانی که مدارت بالاتر رفت حتما پاسخ این سوالتم دریافت خواهی کرد
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی تا خوب زندگی کنم و کمک جهان جای بهتری برای زیستن باشه
خیلی لذت بردم اونجا که فرمودید جهان کاری نداره به اینکه تو آدم خوبی باشی یا بد درهرصورت اگر سنگی رو بندازی بالا بخاطر قانون جاذبه دوباره میوفته پایین ، پس اگر قوانین و درک کنی و بااون هماهنگ بشی و طبق قوانین عمل کنی دیگه به خواستت میرسی
من نیاز دارم که باورهای مناسب در مورد روابط و پولو سلامتی و توحید بسازم تا از همون جنس تجربیات ناب وارد زندگیم شه ، من فهمیدم که خداوند برام تصمیم نمیگیره که چی وارد زندگیم بشه این توجهات منه که تجربیاتمو رقم میزنه
وقتی در مدار درست باشم ، وقتی تمام تمرکزم رو کار کردن روی خودم از طریق این آگاهی ها باشه اونوقت هر اتفاقی ، پلی میشه برای رسیدن من به خواسته هام ،
اگر بااین قوانین هماهنگ باشم اونوقت آسان میشم برای آسانی ها و چرخ زندگیم روانتر میچرخه
خدایا کمکم کن تنها ترا بپرستم و تنها ازتو یاری بجویم
خدایا من به هر خیری از جانب تو فقیرم.
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین ، سپاسگزارم از خودم که بی وقفه این آگاهی هارو نوش جان میکنم و سپاسگزارم از مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این مسیر توحیدی.
سلام به شما دوست عزیز
خیلی لذت بردم از کامنتتون، خیلی خوب جمع آوری کرده بودید مطالبی رو که استاد سعی بر آموزش این مطالب به ما دارند، واقعاً هر جمله رو که از کامنت شما میخوندم، قوانین دوباره برام یادآوری میشد، پس جا داشت از شما بابت درکتون و نوشتن کامنت در این فایل تشکر کنم
امیدوارم همواره در مسیر توحید و درک بالای قوانین و اوامر الهی باشید و سخاوتنمد دنیا و اخرت
در پناه الله
سلام سلام
شما استاد توی یکی از فایل هاتون حرف قشنگی زدید که من همون اول کار ذهنم آب بندی شد در این باره وهیچ وقت هم به چنین مسئله ای بر نخوردم به لطف خدا و شما
گفتید ما اگر راه درست رو بریم و درست عمل کنیم خدا خوب کارشو بلده ،خدا با هیچکی زاویه نداره فارغ از هر دین و مذهبی فارغ از هر نژادی به وعده هاش عمل میکنه
یه جای دیگم گفتید که قانون قانونه مثل قانون راهنمایی رانندگی !دوربین کنترل سرعت ، هر کی که با سرعت غیر مجاز برونه رو جریمه میکنه فارغ ازینکه اون ماشین چقدر گرونه و راننده اش یه آدم حسابی ممکنه باشه یا چقدر ارزونه و راننده اش ممکنه از پس پرداخت جریمه برنیاد ، فارغ از اینکه تا به حال این ماشین یا این راننده تخلفی نداشته یا اصلا همین چند کیلومتر قبل جریمه شده و شاید دوباره توجیهی نداشته باشه جریمه شه ،در هر صورت قانون وضع شده و برای همه یکسانه
بنابر این ما اگر افکارمون رو کنترل کنیم خدا خوب بلده خدایی کنه
“We should only trust in God“
بنام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم
من بعد از کلی زیر و رو کردن افکارم به این داستان 50 50 دوستمون رسیدم که توی باورهام در این نقطه ی خداشناسی و قوانین،دچار شک و تردیدهایی هستم که البته در ظاهر خودشو نشون نمیده ولی در عملکرد و گرفتن نتایج بسیار موثره.
شک و تردیدی که خیلی مسائل توش هست از جمله خداشناسی،درک قوانین، درک عدل خداوند،تاثیرات تلاشهای ما و توانایی و ناتوانی ما و اثرات عوامل بیرونی و خیلی چیزای دیگه رو شامل میشه و این ظاهرش خیلی کوچیکه ولی در باطن خیلی چیزهارو درگیر خودش میکنه.
باورها و ترمز هایی ایجاد میکنه که زندگی و تلاشها ،راه رفتن روی تردمیل میشه و یا مثل یو یو ،میریم جلو و برمیگردیم عقب و یا درجا میزنیم و یک عمر درگیر این تضادها میشیم و با گذشت زمان مثل پدر خودم به این باور میرسیم که خدا به بعضیا میده و خیلی راحت و زیادم میده ولی برای ما نمیخواد،
برای ما نمیشه،
واسه ما حتما صلاح نمیدونه،
حتما میخواد اون دنیا جبران کنه،
حتما چیز خوبی نیست که به ما نداده،
و این جمله که ،،،ما یه مشکلی داریم یا شاید کسی برامون ورد و جادویی خونده ،،،
که این جمله اخر سالها و سالها برای زندگی من تکرار شده و هنوز درگیرشم و نمیدونم از کجا دارم میخورم ،
با وجود تمام تلاشهایی که کردم.
و حتی پدرم هم کسی بوده که همیشه در حال تلاش های سخت بوده و براش نشده،
.
مومن و انسان بسیار خوب و مذهبی هم بوده و براش نشده هیچوقت.
و ما بچه هاش هم داریم همون داستان رو تجربه میکنیم.
هنوز هم از خودم میپرسم چرا الان که حداقل 5سالا توی سایتم و این قوانین رو کار میکنم،،چرخ زندگی روان نیست.
نشانه ها و اتفاقات خوبی رو تجربه کردم ولی نه به اندازه انتطارم.
وقتایی که برای هزارمین بار گوش میدم فایلهاتون رو گه 3ماه با من کار کنید و 6ماه و … با خودم میگم من الان بعد از5 سال باید خیلی بیشتر ازینا نتیجه گرفته باشم و کاراام خیلی سهل و روان پیش بره ولی اینطور نیست و همین ها منو به چراها میرسونه با اینکه دیگه به حرفها و باورهای پدرم اعتقادی ندارم که ما یه مشکلی داریم .
الان بعد از اینهمه کار کردن هروزی و سالها روی قوانین،،،بیشتر دنبال اینم که بفهمم و درک کنم خدا چجوری فکر میکنه؟قوانینش چطوری کار میکنه؟ و کلی سوال دیگه که توی این دوره ها باراا بهش رسیدم و دوباره شک کردم.
ولی نا امید نیستم بلکه خداروشکر میکنم که در این زندگیم به نقطه ی سوال کردن رسیدم.
شکر میکنم که دارم کنجکاوی میکنم در مورد خدا و قوانینش تا خودم به نتیجه برسم
شکر که دیگه کورکورانه دنباله روی افکار و اعتقادات پدرم نیستم که دارم به چشم میبینم بعد از یک عمر نماز و مسجد و اعتقادات مذهبی،،،،در باطنش و در دلش از خدا دلگیره.
فکر میکنه جوابش این نبوده
فکر میکنه چرا خدا حداقل دلش برا ما نمیسوزه
فکر میکنه منکه تمام تلاشمو کردم ،چرا ندادی بهم
و من فکر میکنم چقدر زمان میبره این افکار و باورها و این خداشناسی قبلی رو کنار بذارم یا روش رنگ سفید بزنم و از نو خدای خودمو بشناسم.
و شکر میکنم که خودم و با خواست خودم دارم دنبال خدای خودم و قوانینش میگردم.
شکرت خدا و سپاسگذارم استاد عزیزم
به نام خدای مهربانم و آگاه و عادلم
خدایا من تسلیمم سلام به استاد مهربانم و سلام به مریم جانم
سلام دوستان خوبم
فقط و فقط اگر ما این را بپذیریم و درک کنیم و قبول کنیم که هر اتفاقی میافتد بر اثر افکار و باورها و ذهن و توجه و فرکانس ماست بعد میتوانیم حرکت کنیم برای رشدمون
خداوند قوانین ثابت بر جهان گذاشته که اگر طبق قوانین جلو بریم و رعایت و اجرا کنیم همه چیز به ما داده میشود یعنی دریافتشون میکنیم
و اگر خلاف مسیر بریم هیچی نمیتونیم دریافت کنیم
پس اگر سلامتی و نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی میخوایم با قانون بریم جلو
قانون میگه به هر چی توجه کنی و فرکانس بفرستی بهت همون داده میشه چه خوب و چه بد
این ما هستیم که تعیین میکنیم
حالا چقدر خوبه که آگاهانه تعیین کنیم
و همه چی به نفع ما باشد
خدایا کمکم کن به آنجه که یاد میگیرم عمل کنم در زندگیم
خدایا من تسلیمم
به نام خداوند جان و خرد
سلام استاد سلام مریم جان
و سلام آقای پاکزاد
استاد دوستتون دارم مریم جان دوستتون دارم
و از اینکه استاد اینقدر روان و ساده بیان میکنند مطالب رو خیلی خوشحال هستم انشالله به درک بهتری برسیم
انسان از خدا جدا بشه
در مثال یا نمونه کوچکتر بچه از پدر و مادر خدا بشه
دیگه ریشه نداره و خیلی شکننده میشه تو هر جایگاه و رتبه باشه
وقتی از خدا جدا بشیم وجودمان را ترس میگیرد و آرامش را از دست میدیم
اصلا نمیتونم تصور کنم حتی همین دست و ما شکسته و کم و بیش در روز یاد خدا بودن حس خوبی داره
خدایا یادت را هر لحظه روزی من کن
و در مورد مشیت الهی یا تقدیر
من معتقدم خودمون انتخاب میکنیم
و خیلی وقتها نشانه ها برای ادامه دادن یا ندادن مسیر میاد و این خودمون هستیم که پیروی میکنیم یا نه
پس تقدیر را خودمان با انتخاب رقم میزنیم
فایل را دفعه اول هست گوش دادم ولی جالب بود که سیو داشتم
و خیلی آموزنده و عالی بود
ازهمگی سپاسگزارم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
187مین گام روزشمارزندگی من.
حمدوسپاس میگویم خدایی راکه هم خالق من است وهم مربی من.
وآنقدرعاقل است که بدون اجازه ی من که بندگی اورامیکنم به هیچ کارم دخالت ندارد.
فقط بااجازه ی من برای خدمترسانی واردعمل میشود. آفرین که یکبارتعهددادی به دستورمن کارهایم راانجام می دهی.
ولی امان از من که تعهد بندگی خودم را گاهی بیشتر اوقات به دست فراموشی میسپارم!!!
یارب کمکم کن.
ای که مراخوانده ای راه نشانم بده.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
خدراشکرمیکنم بابت سلامتی خانواده ام وفرشته ی نازنینم.
من هروقت این جملهی خدابه هرکس بخواهدمیدهدیامی بخشدوازهرکس بخواهدمیگیرد!!!!!!!
میگفتم :خب پیغمبرها وامامان ازجمله کسانی هستند که خداهمه چیزرابرایشان خوب خواسته وخوب هم داده!!!!!!!
وکافران هم زمان پیغمبربودن.
مشرکان هم زمان پیغمبربت پرستی میکردن!!!!!!!!
پس ماهم علف هرز، یاگاو ، وگوسفندتوی مراتع هستیم!!
پس نه خیر، و نه شری برای خداداریم ¡!!!
وازوقت آشنایی با قانون جذب متوجه شدم که میگن اشرف مخلوقات یعنی من، یعنی تو، یعنی همه کس.
ولی ازمغزوقلم واستخوانم هنوزمتوجه یشاء ، ویریدنشدم ازدیشب هم یکسره فایل روگوش میدم.
فکرکنم یشاءیعنی من هرچی بخواهم به خدامیگم وخداوقتی ببینه من چقدرباورش دارم به من خواسته ام را میدهد .
واراده ی قوی داردهرآنچه دستوردهدبه هرکس یاهرچیزسریع به فرمان اوکارها اجرا میشود.
ولی بازهم متوجه ی حرفهای خودم نمیشوم.
استادفقط گریم گرفته چراازبچگی اینهارویادنگرفتم که حالاتواین سن هی بایدبرای یادآوری تمام این نکاتی که شمامیفرمایی دروجودمن نهادینه شده رو، به خودم فشارمیارم.که فقط یادآورم بشه. خدایادل وسینه ام تنگ شده تورابه جاه وجلالت سینه ام رابگشا خوبشم بگشاجلوی دشمن خونی ام شیطان مراسربلندازامتحانات خودت بیرون بیار
چون هرچی پیش میرم بایک کلام بچه ام زودناراحت میشم خدایاچرااینجوری میشه!؟
امیدآن دارم که با درک وفهم وعملم دراین مسیرثابت قدم باشم.
ومن که غیرازجونم چیزی عزیزترندارم ولی قربانی شدن در، راه صراط مستقیم وخودشناسی وخداشناسی باجان ودل میخرم.
فقط دراین مسیرعمرشریف وفرصتهای طلایی زندگیم راخرج کنم.
من که توی زندگی سرگرم خانه داری هستم وباعشق باتمام کوارکهای وجودم چرخ زندگی را میچرخانم وبرای روغن کاری هم آنچه درتوانم هست روی خودم کارمیکنم که 4چرخ زندگی خوب روغن کاری وروان بشه.
امیدوارم کارهایم درست باشدوزندگی راآسانتربگیرم آمین
امروزازصبح بیدارشدم باعشق ولذت باکمک پسربزرگم خانه راتمیزکردیم ازیک کارمنداداری ساعت کاربیشتری داشتم!!!!
توی سرویس طی وجارومیکشیدم باعشق بالبخندورقص وآوازکارمیکردم خیلی احساس عالی داشتم وبابالاترین انرژی کارمیکردم.
بعدازظهربه پسرسومی زنگزدم گفت :مامان اظهرپنچرکردم الان4رونیم بعدازظهرشده هنوزماشین آماده نشده دست تنهام.
گفتم الخیروفی ماوقع برات خیریت داره.
دوروزپیش، توی 2روز پشت سرهم 9میلیون جریمه شده که صاحب ماشین گفته: این جریمه به عهده خود شما میباشدازحقوقت کم میشود.
گفتم: بازهم الخیروفی ماوقع هراتفاقی توی دنیامیفته به نفع ماس.
خداروشکرپسردومی500هزارتومان دوباره امروزبرام واریزکرد.
الهی بچههام دست به خاک بزنن اشرفی وجواهرشودآمین.
وچندروزپیش باکارت بچه ها براخواهرم باقالی خریدم بازپسرم گفت: شماره کارت خودت روبده پول باقالیهاروبرای خودت واریزکنه.
الهی شکرت که پول توی کارتم به صورت تصاعدی واریزمیشود.
حالا هرمبلغی که هست توراسپاسگذارم.
میدونم که واریزهابایدبیشترباشه با، باورهای من که بایدیادبگیرم این درسهای خودباوری وخداباوری رو.
واین راهم آموختم که من دربرابرخدابرای انجام هرکاری عاجزم.
وعاجزترازآنم که کسی روتغیربدهم .
من مسئول ساخت وساززندگی خودم هستم وبایدتغیرکنم وگرنه جهان زورش ازمن بیشترمیشه ومنوتغییرمیدهد ازهر، راهی که دوست دارد.
راه راست روباپای خودم نرم ،باچک ولقدازمسیرچپ به قعرجهنم میبرنم.
به آرزوی سعادت وسربلندی برای همه ی شماعزیزان یاحق.
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
خلاصهای از آنچه که در این فایل آموختم:
• اینکه حرفهای قشنگ بزنیم مهم نیست، این مهمه که به چیزی که میدونیم عمل کنیم.
• توی دام حرف قشنگ زدن نیفتیم.
• در قرآن هرجا ریشه «رَوَدَ» بکار رفته به گروه خاصی اشاره شده و هرجا ریشه «شَیَءَ» استفاده شده به گروه خاصی از افراد اشاره نشده است.
• «رَوَدَ» به معنای اراده خداوند و «شَیَءَ» به معنای مشیت الهی است.
• چطور خودم رو در مدار دریافت نعمتهای الهی قرار بدم؟!
• اینگونه نیست که خدا تصمیم بگیره به کسی بده یا تصمیم بگیره نده. صرفا اگه تو مدار باشه دریافت میکنه، تمام.
• وقتی مسیر درست رو برم لاجرم اتفاقات خوب برام میفته. به میزانی که این جمله رو باور کنم آرامش دارم در طول مسیر.
• در نهایت اونی که باید بفهمه میفهمه، اونی که نباید بفهمه نمیفهمه.
• فقققققط باید تمرکزم روی خودم باشه.
• ما در تغییر دیگران عاجز و در تغییر خودمان توانا هستیم.
پینوشت:
میخوام بنویسم که چطور به این فایل ارزشمند هدایت شدم. قصه از اونجایی شروع شد که من کتاب فکر خدا رو خریدم و خوندم و کلی باهاش حال کردم و … تا اونجایی که بحث یرید و یشاء پیش اومد و من خیییییلی درست و حسابی متوجه منظور استاد نمیشدم. ریشه این مسئله هم برمیگرده به اینکه من خیلی آدم دقیقی هستم. از یه طرف مدت زیادی مشغول حفظ قرآن بودم و توی حفظ خیلی پیش میومد که با کمک معنی، آیه عربی رو به یاد بیاریم. برای همین من معنای قرآن رو خیلی زیادی واو به واو و تحت اللفظی یاد گرفتم کلا، از طرفی رشته دانشگاهیم حقوق بوده و توی این رشته ما قانون رو میخونیم. توی قوانین انقدر همهچیز دقیق نوشته شده که اگه یه کلمه درست بکار نره میتونه جون یک آدم رو به خطر بندازه یا برعکس کاری کنه بعضی مجرمین قسر در برن. واسه همینه که میگن کلا حقوقیها از هر چیزی یه چیزی در میارن بسکه دقیق هستند و به همهچیز توجه میکنند. از طرفی باز، من کلا آدم تحلیلگری هستم و تمام جزئیات برام معنای خاص خودشون رو دارند.
همهی این عوامل باعث شده بود که نفهمم یشاء یعنی چی که مشیت؟! چون مشیت رو یک مفهوم میدونستم نه یک کلمه که صرفا بشه ترجمهای برای یشاء. این سوال مدتی توی ذهنم بود و دنبال جوابش میگشتم.
از اونجایی که خدا ما رو از جایی که گمان نمیکنیم هدایت میکنه، یه روز که خونهی مادرم بودم و برای مامان تولد گرفته بودیم دیدم 43 سالش شده. بنابراین باید شمع 42 رو فوت میکرد.
همون شب به ساعت گوشیم نگاه کردم دیدم دقیقهش، روی 42 هست.
اسنپ گرفتم برگردیم خونه خودم، قیمتش شد 42 تومن.
شارژ باتری گوشیم 42 رو نشون داد. گفتم خدایا این 42 یه چیزی هست که تو میخوای از این طریق به من یه چیزی بگی. اکی، چشم و گوش و حواسمو خوب جمع میکنم ببینم چی به چیه. بعدش حسابی حواس جمع بودم تا ببینم این قضیه 42 چیه آخر سر؟!
گذشت تا اینکه توی عقل کل یه عزیزی یه سوالی پرسیده بود که فکر کردم سوال جالبی میتونه باشه، رفتم توی پاسخها که جواب بچهها رو بخونم. دیدم بعضی از جوابها خیلی طولانی و بد تایپ شده، دیدم تو اون لحظه فرصت تمرکز ندارم.
گفتم بذار بزنم برم پایین هر جوابی که کوتاه بود و به دلم نِشست رو میخونم.
یه خانومی که اسمش دقیق یادم نیست اما آشنا بود برام تقریبا، چون مرتب اسمشون رو میدیدم توی سایت، در جواب این عزیزمون نوشته بود که فایل گفتگو با دوستان جلسه 41 و 42 رو ببین.
گوشم زنگ خورد، اصلا انگار کپ کردم چند ثانیه. بلافاصله رفتم توی توضیحات این فایلها و دیدم بعلللللله درمورد مشیت هست، چیزی که من توش گره داشتم.
حتی امروز میخواستم اول فایل 42 رو گوش بدم ولی دیدم به 41 هم مربوطه و باید با هم شنیده بشه.
و چه فایل بینظیری، خدایا هزاران بار سپاس. عاشقتم، عاشق خودت و شیوهی بینظیر و لذتبخش و هیجانیت در هدایتکردن آدمها. دمت گرم.
دوست دارم درمورد این ریشه بیشتر بدونم، خدایا خودت به آگاهیهای بیشتر و خالصتر هدایتم کن.
در پناه الله باشید.