درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 24


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2207 روز

    به نام خدای زیبا ،مهربون، دوست داشتنی،وهاب ورزاقم.سلام به توحیدی ترین استاد دنیا،مریم عزیزم ودوستان هم فرکانسی ام در این سایت بهشتی.خدای مهربون رو شاکرم بابت این آگاهی های ناب. استادجان هر لحظه ی زندگی ام سرشار از هدایت های ناب خداونده واین روزها هر لحظه دارم معجزات ناب الهی رو تو زندگیم تجربه می کنم.الله اکبر از این همزمانی های معجزه وار الهی .وقتی عنوان پروژه ی جدید رو بالای سایت دیدم سریع فایل رو گوش کردم وبعدش هدایت شدم به کامنت دوستان ،خداوند منو هدایت کرد سمت کامنت یکی از دوستان وجالبه در قسمت پایین کامنت ،گزینه ی پاسخ به اون کامنت رو دیدم که دقیقا کامنت خودم در سال 1400 بود زمانی که من حدود یکسال ونیم بود به این مسیر توحیدی هدایت شده بودم ووقتی کامنتم رو خوندم متوجه درک عمیق خودم از قوانین شدم وبعد که عنوان فایلهای سایت تو گروه تلگرامی با اسم پروژه ی جدید از تغییر تا درک قوانین اومد شوکه شدم ،خدای مهربونم ایمان دارم آگاهی هایی که به قلب استاد ومریم عزیزم جاری کردی تا پروژه ی جدید را بر روی سایت قرار بدند دقیقا تو زمانیه که عمیقا من به این آگاهی ها نیاز دارم .خدا رو هزاران مرتبه شکر بابت این همزمانی های ناب خداوند .عاشقانه دوستتون دارم واز خدای مهربون می خوام ما رو تو این مسیر توحیدی ثابت قدم نگه داره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1468 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استادای عزیز و نازنینم و دوستان نازنین و همراه

    استاد جانم،

    این روزها یه حس تازه توی وجودمه… حسی که شبیه آرامشه، شبیه وصل شدنه، شبیه فهمیدنی که با عقل تنها اتفاق نمی‌افته. من در حال یاد گرفتن قوانین هستم، اما چیزی که بیشتر از همه منو شگفت‌زده کرده، اینه که این یادگیری فقط توی ذهنم نمی‌مونه؛ داره آروم‌آروم می‌ره توی لایه‌های عمیق‌تر وجودم، جایی که ذهن ناخودآگاه نشسته و سال‌ها با باورهای قدیمی زندگی کرده.

    من دارم می‌بینم که ذهن ناخودآگاهم کم‌کم داره باور می‌کنه…

    باور می‌کنه که خدا یه نیروی دور، قضاوت‌گر یا ترسناک نیست.

    خدا یه انرژی زنده‌ست.

    انرژی‌ای که در همه چیز جاریه.

    در منی که دارم یاد می‌گیرم، در شما که دارید آموزش می‌دید، در این دوره‌ای که درست در همین زمان منتشر می‌شه، و در تمام هم‌زمانی‌هایی که اصلاً تصادفی نیستن.

    گاهی با خودم فکر می‌کنم چقدر خدا شبیه یه راهنمای مهربونه. نه هل می‌ده، نه مجبور می‌کنه. فقط منتظر می‌مونه تا من به جایی برسم که واقعاً «بخوام». و وقتی خواستن از عمق وجود میاد، وقتی یاد گرفتن تبدیل می‌شه به اشتیاق، اون‌وقت خدا از همه جا خودش رو نشون می‌ده.

    برای من این دوره جدید دقیقاً یه نشونه‌ست.

    نشونه‌ی این‌که وقتی تو با تمام وجودت آماده‌ی فهمیدن می‌شی، آموزش از راه می‌رسه. نه لزوماً به شکلی که قبلاً فکر می‌کردی، بلکه دقیقاً به شکلی که روح تو می‌تونه بپذیره.

    انگار خدا نشسته روبه‌روی من و خیلی آروم می‌گه:

    «من همیشه اینجا بودم. تو فقط حالا گوش‌هات باز شده.»

    من عاشق این خدای مهربونم که آموزش دادنش شبیه عشق ورزیدنه.

    با فشار نیست، با ترس نیست، با اجبار نیست.

    با تجربه‌ست، با لمس کردنه، با دیدن نتیجه‌ها توی زندگی روزمره‌ست.

    خدایی که وقتی می‌بینه کسی با صداقت می‌گه: «می‌خوام یاد بگیرم»، خودش میاد جلو، مسیر می‌سازه، آدم سر راه قرار می‌ده، دوره رو دقیقاً در همون لحظه منتشر می‌کنه که ذهن و دل آماده‌ست.

    این روزها بیشتر از همیشه حس می‌کنم خدا نه بیرون از منه، نه بالاتر از من؛

    خدا در جریانه.

    در نفس کشیدن، در فهمیدن، در آگاه شدن.

    و من دارم یاد می‌گیرم چطور خودم رو با این جریان هم‌فرکانس کنم.

    سپاسگزارم از خدایی که لحظه‌ای از هدایت من غافل نیست.

    سپاسگزارم از شما استاد جانم که خودتون یکی از کانال‌های شفاف این انرژی ناب هستید.

    امروز با تمام وجودم می‌گم:

    من آماده‌ام…

    و خدا، همیشه دقیق‌ترین معلم زندگی منه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1095 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و سخاوتمندم

    سلام به استاد شایسته نازنین و مهربونم

    سلام به هم کلاسی های ماه و قشنگم

    خدا رو شکر برای یک رزق بی حساب دیگه :))

    بچه که بودم وقتی با پدرم می رفتم بیرون همیشه کنار هم راه می رفتیم اما نه واسه خیابون رد شدن دستم می گرفت نه اگه سنگ یا چاله ی پُر آبی جلو پام بود ! اگه حواسم جمع می کردم که هیچ اگه نه بهم می گفت عیب نداره پاشو ولی سعی کن دفعه بعد حواستو جمع کنی !

    کم کم یاد گرفتم وقتی میرم بیرون بیشتر حواسم جمع کنم اینجوری نه پام رو سنگ می رفت که پیچ بخوره نه تو چاله میفتادم که بعدش درد سر بشه ! در واقع پدرم دوستم داشت ولی من باید حواسم بخودم و راهم می بود ، اون دوست نداشت من پام پیچ بخوره یا کثیف بشم اما من خودم باید حواسمو جمع می کردم .

    قانون جهان هم همینه من نتیجه کاری که انجام میدم می گیرم نتیجه فکرایی که می کنم باورهایی که دارم ، در واقع جهان مثل آینه س اگه دستامو ببرم بالا محالِ آینه دستامو رو به پایین نشون بده یا من بخندم و آینه چهره منو غمگین نشون بده قرارم نیست خدا دلش برام بسوزه یا نگرانم بشه !

    بقول استاد خدا مثل یه خورشیدِ که به همه جا می تابه اگه من دریافتش نمیکنم ایستادم تو سایه تموم اگه طبق قوانین عمل کنم زندگیم عالی خلق میشه اگه نه نمیشه و باید یادم باشه این قوانین با ادا ادوار در آوردن نتیجه نمیده و اینجاست که جمله طلایی استاد تیر خلاص رو میزنه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است .

    من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم ولی بجاش توانایی تغییر شرایط خودمو صد درصد دارم چون دنیای هر کس با افکار و باورهای خودش بوجود میاد و اگر من تغییر کنم با آدم هایی هم فرکانس میشم که خودشون از هر نظر اوکی هستند من بخاطر این موضوع چک و لگد کم نخوردم ولی یاد گرفتم که من فقط میتونم خودم مسیری رو که انتخاب کردم برم نمیتونم دیگران با خودم همراه کنم و از همه مهمتر اگه من مسیرم درست باشه و حرف مفت نزنم نتیجه می گیریم و اگه کسی هم بخواد همراهم بشه از دیدن نتایجم می تونه تصمیم بگیره البته اگه در فرکانسش باشه پس من خودمم و خودم ، خودمم و اراده ام ، ایمانم شجاعتم حرکت کردنم تمام.

    استاد عباسمنش عزیزم استاد زیبا و توحیدی من عاشقتم و ازت سپاسگزارم که با نورِ آگاهی هاتون با فانوس دست تون راه رو برای ما روشن کردید .

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 680 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام و درود خدمت همه ی عزیزان

    در قران تمام مواردی که به صورت« خدا به هرکسی بخواهد میدهد و از هر کسی بخواهد میگیرد» معنی شده از ریشه «شیء » استفاده شده یعنی کلمه های ان شاء الله ، ان یشاء االه ان تشاءالله، در ترجمه ها اشتباها به معنی «اگر خدا بخواهد…» ترجمه شده است، در صورتی که معنی«خواستن خدا» در کلمه هایی است که از ریشه « رَودَ» استفاده شده است مثل اِن اَرادَ اللّه یا اِن یُریدِ اللّه

    و در قران منظور از ان شاء الله خواست خداوند نیست بلکه منظور مشیت خداوند است

    جایی که خدا میخواد از خواست خودش بگه از اراده استفاده میکنه یعنی اراده خدا این هست که فلان اتفاق رقم بخوره و در تمام مواردی که از ریشه « رَودَ» استفاده کرده گفته که در مورد چه کسانی صحبت میکنه ، مثلا اراده کردم برای کافرین و مشرکین فلان اتفاق بیفته ولی در جاهاییکه از ریشه «شیء» استفاده کرده تقریبا هیج جا از گروه خاصی نام نبرده یعنی اگر در مشیت و قوانین الهی باشه به شما داده میشود و اکر در قوانین الهی نباشه به شما داده نمیشود نه اینکه اگر خدا بخواهد به شما داده میشود .

    بین ریشه «شیء» یعنی ان شاء الله و ان یشاء الله و ان تشاء الله و ریشه « رَودَ» یعنی ان اراد الله و ان یرید الله و … تفات های بسیار عظیمی وجود دارد .

    بحث این نیست که خدا به ما بدهد یا ندهد بحث این هست که آیا ما در مدار وقوانین دریافت قرار میگیریم یا نه؟! و اگر در مدار دریافت خواسته باشیم طبق قانون فلان خواسته به ما داده میشود . بهمین دلیل میبینیم که در تمام مواردی که از «شیء» استفاده شده از گروه خاصی نام برده نمیشود و در تمام مواردی که از « رَودَ» استفاده میشود از گروه خاص نام برده میشود و شی ء به معنای خواست خدا نیست به معنای مشیت خداوند است ، طبق قانون های خداوند است.

    ما فقط باید بدونیم چطور خودمون رو در مدار دریافت نعمت های الهی قرار بدهیم؟ و اگه این کار رو بکنیم طبق قانون بدون تغییر خداوند نعمت ها وارد زندکی ما میشه. این کل کاریه که باید انجام بدیم اینکه باورهایی رو در ذهنمون ایجاد کنیم که مارو در مدار دریافت نعمت ها قرار بده ، ما باید باورهای محدود کننده ، ترس ها ، نگرانی ها ، کمبود ها که همشون از ضعف ایمانمون میاد از ورودی های غلطی که به خورد خودمون میدیم میاد رو با باورهای قدرتمند کننده ای که از توکل و ایمان و امید به فضل خداوند میاد جایگزین کنیم و اینقدر این کارو ادامه بدیم تا مدارهامون تغییر کنه و بالا و بالاتر بره و نعمت هارو بیشتر و بیشتر دریافت کنیم

    در قران بارها و بارها از به ما قدمت ایدیهم و به ما کانو یعملون استفاده کرده یعنی اتفاقات زندگی شما به واسطه آنچیزی است که پیشاپیش فرستادین یعنی به واسطه فرکانس های خودتون و مداری است که در اون قرار گرفتین و با تغییر باورهاتون در ادامه تغییر فرکانس های ارسالی و مدارس که در اون هستین اتفاقات زندگی شما هم تغییر میکنه.

    مطالعه سرگذشت اقوامی که در قران امده نشان میده که همه به خاطر اعمال خودشون نابود شدن یا به سعادت رسیدن

    وقتی ما در مسیر درست قرار بگیریم, مسیری که قوانین رو بشناسیم و رعایتش کنیم ، «لاجرم» طبق قانون خداوند نعمت ها اعم از ثروت و سلامتی و روابط درست و … وارد زندکی ما میشه ، در هر کدام از موارد ما یه سری باورها نادرست داریم و وقتی اون باورهارو شناسایی کنیم و بهبودش بدیم

    این نگاه که نکنه من درست عمل کنم ولی خدا نخواد بهم بده نگاه کاملا اشتباهیه و اصلا اینجوری نیست که خدا تصمیم بگیرد به چه کسی بدهد و به چه کسی ندهد ، اون کسی که در مدار دریافت باشد دریافت میکند و اون کسی که در مدار دریافت ثروت و سلامتی و شادی و روابط درست نباشد هم دریافت نمیکند . این قانون خداوند است

    در قران سرگذشت اقوامی مانند قوم نوح رو داریم که دعوت به یکتاپرستی شدن و قبول نکردن و در نهایت عذاب الهی که اومد اون عده ای که کافر بودن دچار عذاب شدن و بقیه سالم موندن حتی فرزند نوح که از مشرکین بود هم عذاب شد .

    وقتی یکی در مدار درست باشه، هر اتفاقی بیفته حالا زلزله ، سیل ، رکود اقتصادی ، بیماری اپیدمی یا …. بیاد هم ضرری بهش نمیرسه و هر اتفاقی به نفع اون فرده و هر کی در مدار نادرست باشه اتفاقات بر زندگیش تاثیر منفی میزارن.

    مسیر درست رو بریم و مطمئن باشیم ، بااطمینان قلبی که مسیر درستی که طبق قوانین خداونده مارو به سعادت دنیا و اخرت میرسونه .

    ما فقط باید تمرکزمون رو خودمون باشه و کاری نداشته باشیم بقیه این حرف هارو درک میکنن یا عمل میکنن یا نمیکنن ، طبق قانون هیچکی حتی عزیزترین و نزدیک ترین فرد زندگی ما هم تاثیری در اینده و خوشبختی ما نخواهد داشت و اگه تمرکز بزاریم رو اینکه بقیه این مسائل رو درک کنن یا قبول کنن از تمرکز روی خودمون جا میمونیم و وترد حاشیه میشیم ،خیلیا میخوان بحث کنن و متوجه نیستن اما بحث کردن مارو از مسیر درست باز میدارد. ما باید رو خودمون کار کنیم و زندگی خودمون رو تغییر بدیم اگه هم قرار باشه کسی به این آگاهی ها کنجکاو بشه ممکنه با دیدن تغییرات عظیم زندگی مت کنجکاو شه و اونم دنبال این مسیر بگرده و پیداش کنه اما با حرف و بحث کردن ما هیچ اتفاقی نمیفته.

    ما عاجز هستیم از تغییر دیگران و توانا هستیم در تغییر خودمون، و در مسیر درست به ادم های مناسب خودمون برخورد میکنیم و وارد زندگی ما میشن و لذت میبریم از همنشینی و همکاری و هم صحبتی با اونها .

    در قران هم هیچ رسالتی برای تغییر دیگران نیومده و این مسولیت بر عهده ی هیچ پیامبری نبوده و خدا به رسولش فرموده که رسالت تو فقط ابلاغ پیام است نه تغییر دیگران.

    هرکسی بخواد بره جهنم راه رو براش هموار میکنیم و هر کسی هم بخواد بره بهشت راه رو براش هموار میکنیم تا بره بهشت و اختیار و انتخاب دست خودمونه که کدوم مسیر رو انتخاب کنیم و ادامه بدیم .

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    همتا نوری گفته:
    مدت عضویت: 562 روز

    بنامم خدایی مهربان و بخشاینده

    درود خدمت استاد عشققق و همه هم فرکانسی هایم

    ان شالله در حفظ و امان الله منان باشید !

    خداراااا هزاران بار شکرررررربابت اگاهی این جلسه

    مفهوم مشیت و خواست خداوند !

    یادم میاید زمانیکه با استاد اشنا شدمم جدید به این فکربودم چطورر چگونه من با استاد پل ارتباط پیدا کردم ؟!

    بعدا که با قانون فرکانس و ورودی های ذهنی اشنا شدم فهمیدم ،اما حالا بهتر اشنا شدم که خودم مسعول زندگیم هستی مفهوم مشیت را دانستم .

    یک مثالش خودم یک وقت زیاد استرسی بودم ، روز به روز بدتر بدتر میشدمم دستایم میلرزید موهایم میرفت ناخن هایم میشکست قفس سینه هم درذ داشت هزارر مشکل برم پیدا شدد

    یعنیی کلشش اهسته اهسته شد که حتی خودم هم نمیفهمیدم

    اینجا خداوند هیچ مسعول حال بد مه نیست خودم بودمم

    بپزیربمم که ما ضعیف هستیم به تغییر دیگران و قوی هستیم به تغییر خودمان !

    منم منمممم بیشتررر نکنیمم ،کریدت و اعتباررر مسله را بخداوند بدهیم

    سبز بمانید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛

    دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛

    “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛

    خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛

    ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛

    قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛

    اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

    عجب هدیه نابی

    دیشب عشق لاانتهایی من منو سورپرایزم کرد

    یکیش نقطه آبی که روحم رو جراح داد پاسخ یه دوست عزیز

    دومی سورپرایزم یه گام جدید یعنی 2تا هدیه هماهنگ شده بودن عشق من به من هدیه داد خداجونم بی‌نهایت شکرت

    سلام به استاد نازنینم سید حسین عباسمنش مرد بزرگ این روح خدا

    سلام به بانوی گرامیم خانم مریم جان عزیز شایسته الحق همه چیز مثل فامیلتون شایسته شما هست

    واقعا یه تشکر جانانه از شما بانوی عزیزم که پیگیر وپشتکاری زیبا دارید

    وسپاس فراوان از استاد عشق خدا

    “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد

    دقیقا عجب تفسیر قشنگی نهادینه شده

    دارم دوره قانون آفرینش گوش میدم این هماهنگی خدا رو ببین عجب می‌کنه تو هدف

    کلمه انشاالله ان یرید الله ان ارادالله

    خب همش یه معنی داره

    اگر با مشیت خداوند هماهنگ باشیم خودمون بخواهیم بهمون داده میشود واگر در مدار نباشیم بهمون داده نمیشود

    طبق قانون سیستم جواب میده

    به ما کانون یعلمون بما قدمت ایدیهم

    هر اتفاقی براتون میوفته بخاطر اون چیزی که خودتونو می‌فرستید خداوند به ما ظلم نمیکنه خودمون بر خودمون ظلم میکنیم

    دقیقا تو زندگیم تجربش کردم

    از بچگی بهمون یاد داده بودن این کار نکن گناه می‌کنی اون کارو نکن خدا می‌برند تو آتیش جهنم

    خب الان با آگاهی‌هایی که یاد گرفتم

    اینکه خداوند منو عذاب نمیکنه خودم دارم با افکارم کانون توجعم با فرکانسهایی که می‌فرستم

    دارم میگم به جهان من این میخام حالا شامل هر چیزی می‌تونه باشه اگر فرکانسهای خوب بدم خب همون دریافت میکنم واگر فرکانسهای مخالفش بدم خب بازم همون دریافت میکنم

    خداجونم بی‌نهایت سپاسگزارم ازت

    می‌دونم خودم خواستم

    همیشه بچه که بودم باهات حرف میزدم اینکه خدایا تو کی هستی. چی هستی. اصلا چجوری شدی خدا. یا اینکه من چرا به این دنیا اومدم که چی بشه واقعا آخرش که میمیرم پس اصلا چرا اومدم

    قشنگ به یاد دارم بیشتر شبها به آسمان زیبایت به ستارها نگاه میکردم باهات حرف میزدم

    الان خوب متوجه شدم خدا کیه خدا چیه من کی هستم

    آره اعظم جان همینه

    ببین الان چقدر خدارو در درونت شناختیش ببین چقدر عشق عشق قربونش برم

    تو تنهایی هام باهام هست هوایش بهم هست منو در آغوش گرفته

    در سکوتی زیبا قشنگ دلنشین و لطف لاانتهایش شامل حالم میشه و زبان شکر کردم و حرف زدن با خودشو بهم میده

    چقدر همه چیز رو برامون آسون کرده

    آره همه چیز باورهایی هستن که از بچگی تو کله ما کردن

    12قدم دارم کار میکنم ولی خدایا بهم بگو در ک آگاهی که با پوست استخوانهام درکش کنم

    من ناتوانم من عجز به درگاهت دارم

    همه چیز من توی فقط تو

    اگر الان من تواین سایت هستن از لطف فضل تو هست که به من رسیده من که در مقابل تو قدرتی ندارم آگاهی ندارم علمی ندارم اصلا هیچی خدا هیچی به همین دلیل میگم فقط تو برای من کاملی من تو رو داشته باشم کل کیهان دارم کمکم کن

    تنها تو رو بپرسم وتنها از تو یاری کمک بخام

    خداجونم چقدر هم زمانیها داره برام رقم می‌خوره چقدر پاداشها داری بهم میدی

    از قدم‌هایی که با ایمان. توکل. امیدواری یقین

    بر میدارم بله وقتی یه الهام نرم لطیف سبک نازی میاد که حتی قدرت این الهام و هدایت هم با کمک خودت داره در من شکل میگیره ومنو هوشیار میکنه

    خیلی لذت بردم از صحبتهای دوست عزیزمان واستاد بزرگوار

    خدایا من عاجزم همیشه میگم هر صبح که از خونه بیرون میزنم میگم خدایا من هیچی بلد نیستم حتی راه رفتن حتی قادر به دربار کردن هم نیستم همش خودتی خودت نفس جونم روحم عمرم زندگیم عشقم پولم ثروتم کارم اراده ام

    تو فقط باش من تو مسیر قرارم بده

    دوستان عزیزم همیگیتونو در پناه رب العامین شاد خندان سلامت ثروتمند موفق باشید

    بانو عشقی عشق دلم به تصویر زیبات تنگ شده بیا جلو دوربین ببینمت

    اسناد عزیزم بهترینی عاشتم

    انشاالله با دوستان عزیزم بیاییم پرادایس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1693 روز

    به نام خداوند بخشاینده و مهربان

    سلام به استاد عباس منش گرامی ، خانم شایسته ی عزیز و هم فرکانسی های گرانقدرم

    اگر طبق قوانین الهی عمل کنیم طبق مشیت الهی به خواسته مون میرسیم. حدود یک سال پیش به تضاد شدیدی در زمینه ی روابط برخوردم و شروع کردم به کار کردن تمرکزی روی باورهام و بعد از یکسال خداوند انسانی رو به سمتم فرستاد که تمام کیفیت و خصوصیات اخلاقی ای که نوشته بودم رو داره و بیشترین تعجبم از اینه که سه سال قبل من برای اولین بار با این شخص آشنا شدم زمانیکه هنوز چک و لگدای دنیا رو نخورده بودم. ولی به پیشنهاد آشنایی شون جواب منفی دادم. گشتم و گشتم و گشتم. دردهامو کشیدم. باورهامو ساختم و دوباره خداوند این انسان بی نظیر و شریف رو به سمتم آورد. فرق این بار این بود که من داشتم روی دوره ی عزت نفس کار می کردم و طبق گفته ی استاد عباس منش تصمیم گرفته بودم از انسان ها نترسم و وارد روابط جدید بشم و هر چه بیشتر این انسان رو شناختم بیشتر تعجب کردم که چقدر مطابق با خواسته های من هستن. چه اندازه قدر عشق رو می‌دونن و چقدر انسان بااحساسی هستن و من دیگه احساس هیچ کمبودی نمیکنم و خوشحال خوشحالم. و روز به روز رابطه مون قشنگ تر و زیباتر میشه. جالب اینجاست من همیشه چشمم به دوردست ها بود غافل از اینکه اون شخص الهی در اطراف خودمه. کافیه رها باشم و اجازه بدم خداوند کارشو انجام بده. اعتراف میکنم در این مسیر یه وقتهایی کارم به تقلا کشید و کنترل ذهنم واقعا سخت بود ولی بازم ادامه دادم و خداوند پاداشمو داد. الان خیلی آرومم و خوشحال و میخواستم تجربه مو با شما دوستان در میان بذارم.

    استاد گرانقدرم سپاسگزارم از شما به خاطر اشاعه ی آگاهی های نابتون

    شاد و پیروز و سربلند باشید در پناه خداوند بلند مرتبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حسن گفته:
    مدت عضویت: 1086 روز

    باسلام خدمت اساتید عزیز و دوستان هم فرکانسی

    آزاده هستم

    خواستم در مورد این حرف استاد که گفتن وقتی یه راهی رو پیدا می کنید و می بینید درسته همون راه رو ادامه بدین و کاری به کسی نداشته باشین صحبت کنم

    راستش سر تضادهای خیلی بدی که برام به وجود اومد بابت دلسوزیهای بی موردم و بابت اینکه بخوام دیگران رو راضی نگه دارم به تصمیم جدیدی در محل کار رسیدم

    و اونم اینکه غیر از مبحث کاری با هیچکس در مورد هیچ موصوعی حرف نزنم

    هیچوقت نخوام جلوتر راه رو برای اطرافیانم روشن کنم نصیحت کنم و به قولی نذارم سرشون به سنگ بخوره

    تصمیم گرفتم که تا بتونم

    با افراد صمیمی نشم

    شوخی نکنم

    درددل نکنم

    وبه قول استاد عزیز مشرک‌ نباشم

    یک هفته این‌مسیر رو ادامه دادم

    و دیدم‌چقدر عالیه

    چقدر خوبه

    البته تنشهایی برام درست شد بابت اینکه افراد به رویه قبلی من عادت کرده بودن و الان این رویه جدید براشون سخت بود

    ولی من دیگه به رویه قبلی خودم برنمیگردم

    هیچوقت برا کسی درددل نمیکنم

    هیچوقت برا کسی دلسوزی نمیکنم

    هیچوقت برا کسی راهنمای انجام کار نمیشم

    فقط و فقط و فقط 100 درصد تمرکزم رو خودم‌ هست

    انشالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ربابه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2553 روز

    سلااااام استااااااد

    چقدر دلم براتون تنگ شده

    جاتون سبز اینجا برف اومد و ب یادتون و به یاد برف های پرادایس افتادم همون لحظه گفتم کاش استاد ی فایل جدید بگذاره از اون بهشت زیبا که حسااابی دلمون برای شما مریم جانم تنگ شده

    استاد چقدر خوشحال شدم از دیدن پروژه جدید

    استاد وقتی یادم میاد واقعا از شروع دوره دوازده قدم کجا بودم و چند ماه بعدش ب چه جاهای فوق العاده ای در روابط ثروت و معنویت رسیده بودم کجا

    کاملا واضحه که این قانون چقدر دقیق عمل می‌کنه

    چقدر این حرف های شما در عمق قلبم مینشینه و آرومم می‌کنه

    امیدوارم که هر لحظه در این مسیر عالی قدم برداریم

    ممنووونم ازتون

    عاشقتوووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 129 رای:
  10. -
    مهدی لطفی گفته:
    مدت عضویت: 322 روز

    درود خداوند بر استاد عزیز و همراهان گرامی

    تعهد دادم درباره دیگران نه قضاوت کنم و نه اظهار نظری کنم… فقط از خدا میخوام هدایتم کنه تا در مسیر درست، در مسیر رشد و پیشرفت برای جهان ، خودم و این زمین قدم بردارم.. وقتی برای این جهان مفید باشم.. خداوند و جهان هم به کمک من می آیند… دیگران چگونه اند، چطور می توانند یا نمی توانند.. میخواهند یا نمی خواهند… قبول میکنند یا نمی کنند.. مرا کاری بایشان نیست.. حتی به همسرم هم نمی گویم.. چه برسد به دیگران..

    دل از دنیا و و ابستگی هایش بریدم…. وقتی می گویم یارب سپاسگذارم برای تمام دارایی هایم که همه از آن توست و تو آنها را به من بخشیدی… پس دیگر چرا نگران باشم… چرا این خراب شد.. این گم شد.. این از بین رفت.. اون نیومد.. اون نرسید… این مشتری رفت.. اون مشتری پرید… می گذرم از هر چه گذشتنیست…

    خداوندا این همه نعمت دادی و باز نعمت بیشتر میدهی… وقتی همه چیز از آن توست.. حتی جانم… چرا عمرم را صرف دیگران کنم.. خواسته هایم را به دیگران بگویم… خوشی هایم را با خودت تقسیم میکنم… ناراحتی هایم را با خودت در میان میگذارم.. در تنهایی و در دلم خواسته هایم را می گویم . در تنهایی هم اشک میریزم و عجز و ناتوانی م را نشان میدهم..

    خداجان من فقط تورا دارم و بس… هیچ قدرتی بالاتر از تونیست… هیچ یاری رسانی جز تو برای من نیست..

    یا رب به من توان بده، درک و فهم بده تا قوانین ت را بهتر از قبل بفهمم و عمل کنم.. تو آگاه ترینی.. یا رب تو هادی و هدایتگر من در این مسیر رسیدن به خودت هستی

    بخوان تا اجابت کنم آنچه میخواهی…. از خداوند خواستم هدایتم کند در این تاریکی مطلق، که مرا به سوی نور خود هدایت کند.. و به این مطلب هدایت شدم… خداوندا من بنده توام و تو خالق من، جز تو پناهی ندارم، جز درگاه تو به جایی نخواهم رفت، تنها یاری رسانم تویی، مرا همانند تمام این سالهایی که به من نعمت فراوان داری.. فرصت زندگی دادی و در همه مسائل هدایتم کردی و من نفهمیدم… هدایتم کن.. دستانم را بگیر.. همانند کودکی نوپا هستم که توان راه رفتن ندارد، عقل و درک و فهمی از جهان تو ندارد.. عامیانه بگویم…. خداجون من هیچی نمیدونم… من لال و کر و کورم… یا رب خودت دستانم را بگیر… یا رب من تسلیم درگاه توام.. یا رب من تسلیم قدرت توام… یا رب من تسلیم آگاهی توام…

    فقط اینو میگم…. خداجون خودت مسیرو بهم نشون بده دست از همه طنابها و توهم ها کشیدم… دستام رو به سوی نور خودت دراز کردم و حرکت میکنم…

    یا رب سپاسگذارم که مرا به آموزه های استاد عباس منش هدایت میکنی و استاد از شما هم برای تمام زحماتتون تشکر میکنم.. یکی از خواسته هام دیدن شماست در کنار اون دریاچه ست..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 111 رای:
    • -
      فروغ الهی گفته:
      مدت عضویت: 1075 روز

      سلام اقا لطفی

      واقعا لذت بردم از این همه درک اگاهتون واقعا تشکر میکنم ک من و امثال من بدونن از جهان از قانون چی میخوان

      خدایا من بدون تو هیچم پس خودت کمکم کن خودت دستم بگیر من ناتوانم خدایا نمیدونم چجوری بگم واقعا سردرگمم از زندگی از کار از لایق نبودن خدایا خودت دستم بگیر بلندم کن مثل تمام کسانی ک هدایتشون کردی

      اقا لطفی انشاالله هر چی از خدا میخوای بهت بده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: