اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من داشتم یکی از فایل های دوره دوازده قدم رو میدیدم و اومدم که کامنت بزارم توی اون قدم که یهو دیدم یه فایل جدید قرار گرفته روی سایت یه حسی بهم گفت اول اینو گوش بده بعد برو کامنت بزار وای واقعا خداروشکر که این فایل رو دیدم چقدر کامل بود این فایل و حال من و خوب کرد و باعث شد بدونم ترمز ذهنی من کجاست
چقدر این فایل قشنگ بود وقتی این فایل رو گوش میدادم به قول خود استاد قلبم باز شد از اگاه شدن واقعا خیلی قشنگ توضیح دادن استاد صددرصد زندگیمون رو خودمون خلق میکنیم قانون جهان خیلی برام قابل فهم تر بود و اگاهی های من رو کامل کرد
یادمه من وقتی تازه وارد این مسیر شده بودم چون خانواده خیلی مذهبی دارم فایل های استاد رو اون قسمت هایی رو که درباره قران بود رو با صدای بلند میذاشتم که مادرم کنجکاو بشه و بیاد توی این مسیر و تقریبا همیشه باهاشون بحث میکردم مثلا اول میرفتم دراین مورد باهاش صحبت میکردم و خب مادرم اعتقادی به این چیزا نداشت کاملا ذهنیتش با من فرق داشت و در اخر اون صحبت ها تبدیل میشد به بحث و دعوا منم اون موقع زود اشکم در میومد با عصبانیت میومدم تو اتاقم و گریه و میکردم وای الان یادم میاد خنده م میگیره از کارام و من چقدر اون موقع ها از مسیر دور میشدم اما وقتی تمرکز کردم روی خودم و تغییر دادن خودم اتفاقات و شرایط یجوری برام تغییر کرد یه معجزه هایی رخ داد که هردفعه بهشون فکر میکنم از خوشحالی بغض میکنم و چشمام پر از اشک میشه
چقدر قشنگه زندگی وقتی قوانین رو بفهمی و واقعا به قول استاد بهشون عمل کنیم شجاعت عمل کردن رو داشته باشیم و تمام ایمان و اعتمادمون رو بدیم به خداوند رو شانه های خدا بشینیم و بریم بریم به سمت بینهایت فرصت و نعمت و فقط و فقط از مسیر رسیدن به نعمت ها لذت ببریم و فقط روی خودمون تمرکز کنیم تا تمام اتفاقات اطرافمون تغییر کنه
من درک کردم که خدا مارو خالق زندگی خودمون کرده و اگر در مسیر درست ماشیم با هدایت هاش یجوری خلق زندگیمون رو برامون اسون میکنه که دهنت باز میمونه واقعا وقتی با گوشت و استخون درک کنیم که وقتی توی مسیر درست و قوانین باشیم وقتی توی مدار درست باشیم خدا مارو به همه چی میرسونه اگر اینو با تمام وجودمون حس کنیم تمرکزمون رو میزاریم روی خودمون تغییر باور هامون و مسیر درست و اون موقع است که خدا تورو به خواسته هات میرسونه مثلا تو میخوای یکاری انجام بدی مثلا بری سرکار و خانوادت میگن به هیچ عنوان اجازه همچین کاری نداری اگه به جای ناراحتی و عصبانیت روی خودت و باورهات کار کنی یجوری خدا کارارو برات درست میکنه یجوری دل خانوادت رو نرم میکنه و به اون خواسته میرسی که شاخ در میاری و من این و بارها و بارها تجربه کردم فقط باید به خدا ایمان داشته باشیم تا به طور معجزه اسایی همه چی تغغیر کنه
اینا چیزایی بود که من با گوش دادن به این فایل و فکر کردن بهشون بهم یاداوری شد و انگار یه منبع نور توی قلبم روشن شد
همیشه حرفای شمارو گوش میدادم وازتون حس خوبی میگرفتم ولی یه کلمه از حرفاتون رو نمیفهمیدم،الان بعداز4سال وخورده ای تازه میفهمم حکمت اشنایی من باشما چی بوده وتمام این سالها بدون اینکه بدونم بدون اینکه بخوام شما داشتین دیوار های بتنی ذهن منو نرم میکردین والان دارن یکی یکی فرو میریزن،من تازه رسیدم به مرحله ای که بپذیرم به عنوان یک انسان حق دارم لیاقت دارم خوب ودرست زندگی کنم.خدارو شکر میکنم بابت حضور شما⚘️
من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکاروباورهاوکانون توجه وذهن وباورهای منه
خداروشکرمیکنم که هرروزدارم این فوانین روبهتروبهتردرک میکنم
خدابرای کسی چیزی نمیخواداین ماهستیم که تصمیم میگیریم چه چیزی روواردزندگی خودمون بکنیم
مفهوم اگرخدابخواهدیعنی من وقتی درمداروقوانین خداوندقراربگیرم لاجرم هدایت میشوم به دریافت نعمت هاوثروتها
وفتی درمسیردرستی باشم هراتفاقی به نفع منه وتروخشک باهم نمیسوزندوعذاب نمیشوند
مثل داستان کشتی حضرت نوح که خداگفت پسرتوازمانیست ونوح نجات یافت وفرزندش غرق شد
بما قدمت ایدیهم، بما کسبت ایدیهم، بما کانوایعملون
یعنی اینکه ب واسطه انچه ک از قبل فرستادید ب خاطر انچه ک ارسال کردید ک ما چیو ارسال میکنیم !! فرکانس درکل میگه ک خودت داری زندگی خودتو میسازی با افکارت با فرکانس هات . بی عدالتی یا بد شانسی وجودنداره
وقتی درمسیردرست هستیم خداوندماروهدایت میکندبه سمت ادم هاوشرایط وفرصت های بهتربدون این که تلاش فیزیکی خاصی بکنیم
امیدوارم همیشه حال دلت خوب باشه از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را دریافت کنی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام دوست بزرگوار متن پیام شما در پاسخ به فایل رو خوندم چقدر عالی گفتین لذت بردم از درک قانون و توضیحی که دادین ممنونم ازتون
خدای عزیزم شکرت ممنونم ازت که هر روز دارم بیشتر از قبل درکمیکنم که خالق زندگیم هستم ، الهی شکرت بابت آگاهی از معنی انشاللهالهی شکرت که دارم درکمیکنم زندگی منو باورهای من میسازه! نه هیچ چیز دیگهالهی شکرت الهی سکرت الهی شکرت
خدایا شکر ات که یک بار دیگر فرصت دادی اینجا باشم و بنویسم
واقعا این آگاهی ها را باید با طلا نوشت از بس که ارزشمند است و عمل به آن میتواند زندگی ما را کاملا متحول کند
خدا یا شکر ات که وقت آزاد خوبی دارم و میتوانم با عشق روی خودم کار کنم از زمان و فرصت که خداوند به من داده نهایت استفاده را ببرم
آیا خداوند به هر کی بخواهد میدهد یا هر وقت بخواهد پس میگیرد؟ اگر این طور باشد پس تلاش ما چه ؟
انشاالله نه به معنی خواست خداوند اراده خداوند بلکه به معنی میشت خداوند است به همین منظور وقتی از ریشه کلمه ش ی ا استفاده شده نام گروه خاصی برده نشده یعنی وقتی در مدار دریافت قرار می گیریم به ما داده میشود
در مورد عذاب ها هم همین است هر گروه که خداوند عذاب کرده بخاطر اعمال خود شان بوده نه خواست خداوند
فرد که در مدار درست باشد عذاب نمیشود برعکس کسی که در مدار درست قرار دارد هر اتفاقی بیفتد به نفع اش تمام می شود
اینکه دیگران بشنوند و عمل کنند یا نه به ما ربطی ندارد به پیامبر هم ربطی ندارد وظیفه پیامبر فقد ابلاغ پیام است نه بیشتر از این
نباید تمرکز خود را بگزاریم روی دیگران روی تغیر دیگران چون هر کسی خودش تصمیم می گیرد عمل کند یا نه در نهایت هم اگر بخواهد میفهمد اگر نخواهد هم هرگز عمل نخواهد کرد یکی از ضعف های بزرگ شخصیتی من همین است که به جای تمرکز روی خودم خیلی مواقع انرژی ام را هدر میدهم روی تغیر دیگران روی تغیر پدر مادر خواهر و برادر اتفاقا هرگز نتوانسته ام کوچکترین تغیری در رفتار و عملکرد آنها ببینم از این بعد باید تمام تلاش ام را بکنم که فقد تمرکز کنم روی خودم روی بهبود خودم با این کار زندگی من تغیر میکند ثروت و نعمت وارد زندگی ام میشود آدم های مناسب وارد زندگی ام میشود
اگر تمرکزم را بگزارم روی دیگران فقد خودم را از مسیر خداوند دور کرده ام به خودم آسیب زده ام نسبت به رفتار و دیگران باید به عجز و تسلیم بودن برسم که نمیتوانم کسی را تغیر بدم هر کسی نتیجه اعمال و باورهای خود را میگیرد
ما عاجزیم از تغیر دیگران توانا هستیم در تغیر خودمان مهم نیست من چقدر دوست دارم طرف تغیر کند اگر خودش نخواهد هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد مثل اون مثالی که خداوند به پیامبر میگوید اگر نردبان بگزاری بری آسمان زمین را چاک کنی و بری زیر زمین خواهی دید که آنها ایمان نمی آورند یا موسی پیامبر بعد از این همه مدت دعوت و نشان دادن معجزات مختلف به قومش بخاطر ده روز دیر آمدن اش ملت گوساله پرست شدند مردم خود شان تصمیم میگیرند در نهایت که ایمان بیاورند یا نه حالا برای ما در حد فامیل و خواهر برادر پدر و مادر خودشان هستند که تصمیم می گیرند تغیر کنند یا نه تلاش تو هیچ چیزی را در مورد آنها تغیر نخواهد داد اگر خود شان نخواهند
می خوام از داستان هدایتی بگم که چقدر می تونه در مسی خداوند قرار بگیره و اینکه ایا حرف مفت زدن به درد خود ما و دیگران می خوره یا نه
ما در مسیر توحید هستیم . چند ماه پیش بت همسرم نرگس تصمیم گرفتیم به هدایتی که شدیم مسیر سفری را آغاز کنیم که مسیر جاده چالوس بود .
در قسمت هایی از مسیر ما با معجراتی برخورد کردیم که واقعا معجزه بودن و اصلا نمیشه براحتز از کنار این تجربیات و هدایت هایی که شدیم رد شد .
در مسیری که داشتیم می رفتیم یه جایی رسیدیم که داشت هوا تاریک می شد و ما دنبال جایی بودیم که چادر بزنیم و چیزی بخوریم و بخوابیم . رسیدیم کنار رستورانی و دیدیم که یه مکانی هست که رستوران کلا تعطیله و کسی نیست و گفتیم اونجا چادر بزنیم . یه هدایتی گفت که بریم از رستوران کناریش که بازه بپرسیم که میشه اینجا چادر بزنیم یا نه . رفتیم پرسیدیم و گفت نه مکنه صاحبش بیاد . ولی می تونید برید جایی بهتر چادر بزنید . گفتیم کجاست ؟ گفت 2 کیلومتر بالاتر یه جایی هست که افراد ریواس می فروشن و بالای تپه هم معدن هست و کنار ریواس فروش ها می تونید زیر درخت ها چادرتون رو بنا کنید .
ما هم حرکت کردیم و به هدایت گوش دادیم و گفتیم حتما هر اتفاق بیافته خیره . راه افتادیم 2 کیلومتر بیشتر شد رسیدیم به جایی دیدم بله یه سربالایی هست که معدنه ولی از ریواس فروش ها خبری نیست . یه چیزی بهمون گفت که خوب برید گوشی هاتون رو اونجا شارژ کنید . چون نور چراغ از دور کاملا نمایان بود و این یک نشانه بود که ما به سمت معدن کشیده بشیم . حدودا 500 متر سر بالایی بود رفتیم رسیدیم به معدن و سرو صدای سگ نگهبان معدن بلند شد و ما بهش اهمیتی ندادیم گفتیم می ریم درست میشه و نترسیدیم . وقتی رسیدیم به بالای تپهو ابتدای معدن دیدیم که سرو صدای سگ نگهبان یک سگ پا کوتاهه که صداش فقط بلنده ولی هیچ کاری نداشت . خلاصه بچه های معدن اومدن سمت ما و گفتیم که می خوایم گوشی هامون رو شارژ کنیم گفتن باشه بیایید داخل کانکس کارتون رو انجام بدید .
لازم به ذکره که بچه های معدن که نگهبان بودن بچه های افغانستان بودند و سنشون بیشتر از 18 سال نبود . یکیش حدودا 10 سال و یکیش 15 سال و یکیش 18 سال داشت که به گرمی از ما استقبال کردن و ما رفتیم داخل کانکس گوشی هامون رو زدیم به شارژ . حدود 2 ساعتی طول کشید که گوشی هامون شارژ بشن و در این مدت با بچه ها عکس گرفتمی و کلی در مورد چیز های جالب و مثبت صحبت کردیم . جالبه بدونید که بچه ها اهل هیچ چیزی نبودن ، بقدری داخل کانکس تمییز بود که انگار هر ساعت داخل کانکس رو تمییز می کنن . و اهل مواد و سیگار و نوشیدنی هم نبودن و حتی چایی رو هم به ندرت می خورند. و بخاطر نکات مثبتی که بچه ها داشتن و ما قصد فیلمبرداری از معجراتی که در مسیر برخورد می کردیم داشتیم شماره بچه ها رو گرفتیم و شماره دادیم که براشون فیلم رو بفرستیم .
بعد از دو ساعت ما به بچه ها گفتیم ما داریم می ریم همین پایین که یه جنگل کوچیکی بود چادر بزنیم . ولی هوا کمی نسبت به روزهای قبل سردتر بود و کم یهم هوا باد بود . خلاصه ما از بچه ها خداجافظی کردیم و سرپایینی رو راه افتادیم که رسیدیم به جنگل . داخلش که داشتیم دنبال جایی مطمئن می گشتیم که چادرمون رو بنا کنیم دیدیم گوشیمون زنگ خورد و جواب دادیم دیدیم بچه ها یمعدن هستند و دارن از تپه معدن میان پایین و ما رو صدا می زنن . و گفتن ببخشید ما نگفتیم بمونید داخل کانکس و ما گفتیم ایراد نداره بچه ها شما نگهبان هستید و لارم نیست ما اونجا بمونیم برای شا مسئولیت داره . خلاصه هر سه تاشون ار معدن رسیدن پیش ما و گفتن شمابرگردید داخل کانکس و ما می ریم خونه . خونه یکی از بچه ها نزدیک معدن بود و گفتیم که ما ساعت 6 حرکت می کنیم لطفا زودتر بیا که ما حرکت کنیم .
خلاصه ما برگشتیم داخل کانکس و روی تخت دراز کشیدیم و لپ تاپ رو باز کردیم که روی سایت کار کنیم و محتوا رو باگذاری کنیم و تدوین بقیه فایلها رو انجام بدیم و تا ساعت 2 شب بیدار موندیم و کارهامون رو انجام دادیم . و صبح که شد دیدیم این بنده خدا نیومد و زنگ زدیم جواب نداد . ساع 8 صبح شد دیدیم نگهبان رسید و گفتیم ما 6 صبح منظر شما بودیم و برگشت گفت من به صاحب کارم گفته بود که مهمان دارم داخل کانکس هستند و پدرم هم گفت که دیرتر برو تا استراحت کنن و مزاحمشون نشو .
بچه این یکی از معجراتی بود که ما در طول مسیر پیاده روی مسیر چاده چالوس تجربه کردیم . اگر بخوایم از معجرات بگیم که ساعت ها باید بشینم تایپ کنم . ولی همه اینها رو ضبط کردیم و به شکل سریال سفر به دور ایران توی سایتمون هست .
می خوام از قوانین که چقدر در طول مسیر به هدایت خداوند گوش دادیم بگم و چقدر نکات مثبت مسیر برامون اهمیت داشت که بهش توجه کنیم و از نکات منفی اعراض کنیم و اینکه الان که دارم اینها رو می نویسم حرف مفت نمی زنیم و واقعا داستان واقعیه و هیچ شوخی هم در کار نیست . ما به هدایتی که شدیم عمل کردیم و وارد مسیر جاده چالوس شدیم و چقدر روی شخصیت نترس بودن و شجاع تر بودن ما تاثیر داشت و چقدر هدایت رو بیشتر و بهتر درک کردیم و چقدر در رابطه عاطفی ما تاثیر گذار بود و چقدر قدرت مسیت و اراده خداوند رو بیشتر درک کردیم و چقدر ایمان مون برای ادامه مسیر درست قوی تر شد . می دونید به هرکسی که می گیم این مسیر رو پیاده رفتیم کسی باورش نمی شه میگه ما دو قدم راه نمی تونیم بریم شما چطور رفتید . جالبه بدونید که فقط هر کوله ما حدودا 8 کیلو وزن داشت و روزی 10 تا 20 گیلومتر پیاده سربالایی زیبای جاده چالوس رو می رفتیم و فقط داشتیم از مسیرمون لذت می بردیم . اینها همش عمل به قوانین خداوند بود که داشتیم و واقعا از اینکه این تجربه رو داریم واقعا به خودمون افتخار می کنیم و لذت می بریم . چقدر این مسیر که فقط قسمتی از اون رو نوشتم برامون ارزشمند و لذت بخشه که هنوز که هنوزه وقتی می شینم سریال خودمون رو نگاه م یکنم و در مورد اون قسمت متن می نویسم که بزارم روی سایت لذت می برم و واقعا یک چکاپ فرکانس واقعی و مستند از خودمون داریم که وقتی با الان که یک زندگی روستایی رو داریم تجربه می کنیم می بینم چقدر متتفاوته و چقدر شخصیتمون عوض شده که داریم روی مسائل مالی کار می کنیم که در این زمینه هم پیشرفت عالی رو تجربه کنیم .
انشا الله میاییم در مورد پیشرفت مالمون هم چند وقت بعد صحبت می کنیم که چطور با عمل به قوانین خداوند نتایجی خواهیم گرفت .
تفاوتت رو با بقیه وقتی احساس میکنم که با کس دیگه ای مصاحبه یا گفتگو میکنی،قشنگ معلومه که چقدر مدارت با همه اساتید دیگه فرق میکنه و چقدر خوشحال میشم که انتخابت کردم.
برای هر سوالی،جوابی داری…وچقدر باقدرت و اعتماد به نفس به سوالات پاسخ میدی،هیچ مقاومتی نسبت به صبحت هات ندارم….چقدر زیبا که معنی شئ و رَوَدَ رو درک کردم البته من خیلی تو قرآن نگشتم هرجی شما بگید میپذیرم…البته انشالله خودمم میخوام قرآن رو شروع کنم و لیزری بررسیش کنم…به کمک شما دوستان عزیزم….
یادم میاد اولین روز هایی که من وارد سایت استاد عباس منش شدم با واژه ای به اسم بماقدمت ایدیهم اشنا شدم این کلمه چنان ایمانی و در من به وجود اورد انگار درون من با همین جمله نورانی شد یادمه اولین روز ها هر فایلی میدیدم استاد داشت درمورد مفاهیم قرانی در مورد این که هر چی داره پیش میاد بخاطر فرکانس های خودمونه صحبت میکردن
اینم الان میفهمم که چقدر اون موقع من شوق ذوق این موضوع رو داشتم و چقدر قشنگ به سمتی هدایت شدم تا بهتر بتونم این موضوع رو درک کنم
و خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم الان تو این قسمت از اگاهی قرار دارم
واقعا تمام تلاش ما تمام کاری که ما باید انجام بدیم اینکه ما فقط خودمونو تو مدار درست قرار بدیم و بقیه کار ها رو خداوند انجام میده
واقعا وقتی به اینم فکر میکنم که کار ما اینکه خودمو نو تو مدار درست قرار بدیم در نتیجه میبینم این کارم ما نکردیم و خداوند هدایت کرده من خودمو مثال میزنم من هر وقت خاستم هدایت شدم بابا اصلا فقط تو بخواه من هدایت میکنم بوده برای من
یعنی اینکه تو راه درست بودنه هم تو مدار درست بودنه هم باز خداوند ما رو تومدار درست قرار میده به شرطی که ما بخواییم ما درخاست کنیم بقول استاد ما پاک کنیم خودمو نو ذهن مون و پاک کنیم برای پریدن تو بغل خداوند و بعد بقیه کار ها خودش انجام میشه
خیلی راحت خیلی شیک و مجلسی تو مثل یه پادشاه لذت میبری از زندگی بقیه کار ها برات انجام میشه
تو مدار درست بودن یعنی باور های مناسب ایجاد کردن
دنبال الگوهای مناسب بودن(( مثل همین فایل))
مساوی است با = تغییر رفتار تغییر شخصیت وقتی شخصیت تغییر میکنه دیگه پاداش ها از راه میرسن
خدایا تنها تو را میپرستیم تنها فقط تو را میپرستیم و فقط تو را عبادت میکنیم فقط بندگی تو را میکنیم
و تنها و فقطم از تو کمک میخواییم فقطم از تو یاری میجوییم
دیگه دوتایی وجود نداره درد سری نیست
ما رو هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت داده ای نه کسانی که غضب شدن و نه گمراهان
بخدا باید روزی هزار بار آرزوی موفقیت و خوشبختی کنیم که خداوند ما هدایت کرده و مسیر درست را داریم میریم حالا اینکه ما چقدر این قوانین حاکم بر جهان را درک کردیم به خودمون ربط داره چون فقط با تمرین کردن میتونیم به این
قوانین مسلط باشیم.
من وقتی برای اولین بار میخواستم بدونم که این
جهان چه شکلی داره کار میکنه به مدت 5 سال به صورت شبانه روزی قرآن را آیه به آیه مطالعه میکردم و الان خیلی به این قوانین آگاهی پیدا کردم و دارم باورهای توحیدی ام روز به روز اونا رو
تقویت میکنم و طرز تفکر و نگاهم به جهان اطرافم
180 درجه تغییر کرده منی باورم این بود که من هم
یه سهمی برای هدایت آدما دارم و این هم بیشتر به این برمیگرده که من بیشتر یه آدم نیمه مذهبی
بودم و به لطف خداوند تونستم 80 درصد باورهای نادرست را با منطق درست تخریبشون بکنم و اون
مقدار کم هم تو عمق ذهنم، تو لایه های زیرین باورهام دارم پیداشون میکنم و باورهای توحیدی
رو جایگزین میکنم.
وقتی که قانون این هست که ما برای تغییر دیگران عاجز هستیم دیگه نمیتونیم با احساساتی
شدن اونا رو تغییر بدیم یعنی من خودم به مدت دوسال میخواستم یکی از نزدیک ترین افراد به خودم را تغییر بدم که اون موفق بشه و اون همچنان به روش خودش عمل میکرد و هیچ گونه
تغییر جدیدی درش به وجود نیومد به غیر این که من فقط به خودم ستم کردم البته اینم به خاطر این هست که خیلی دوستش دارم شاید همین حالا هم یه ذره به این باور شرک آلود نزدیک باشم اما
دارم سعی میکنم از باورهای توحیدی کمک بگیرم.
هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم یعنی درکم نسبت به این مباحث بیشتر میشه و بیشتر قرآن و
این فایل ها را درک میکنم که من فقط مسولیت خودم را باید بپذیریم و هیچ گونه مسولیت در قبال دیگران ندارم البته همه ما انسان هستیم به
ویژگی انسانی و نمیتونیم این احساسات را جدا از خودمون بدونیم هر کدوم از ماها بین شرک و توحید هستیم همونطور که هر کدوم از پیامبران هم یه شخصیتی داشتند حضرت ابراهیم یه شخصیت بسیار موحدی داشت حضرت محمد(ص) شخصیت بسیار مهربانی داشت و دوست داشت که همه زندگی خوبی داشته باشند و بسیار هم تلاش کرد و به خاطر همین خداوند بهش تذکرات زیادی تو قرآن داده، که نزدیک بود
جان عزیزت را از شدت اندوه از دست بدهی ،به پیامبر میگفتند که اون ساده لوح است خداوند در جواب اونا گفته بهشون بگو که ساده لوحی من که به نفع شماست یعنی به طرق های مختلف به همچنین تفکر پیامبر اشاره شده که تو نمیتونی سنت الهی را تغییر بدی اینم بگم همه این محبتهای پیامبر لطف بزرگی در در حق مردم عربستان بوده که مردم مکه درک نمیکردند چون
در یک مدار دیگه ای سیر میکردند و پیامبر هم همچنان داشت اذیت میشد.
مشیت الهی خیلی ساده و قابل فهم است و هر کسی که بخواهد این خواست و اراده خداوند است که اون فرد را به همون در خواستش هدایت بکنه و هیچ کسی قادر نیست اون را از حرکت باز
دارد و همه مون هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم و این یکی از مهمترین و اصلی ترین قانون
سلام وخسته نباشیدخدمت شمااستادعزیزوخانم شایسته ودوستان هم فرکانس
درک من ازسخنان شماومسیری که خودم پیمودم اینه که بایدباتمام وجودبرای رسیدن به هرخواسته ای به خداتوکل کردووایمان به هدایت خداوندوانجام الهامات دراین مسیربه زیبایی وراحتی وعزت مندانه تورابه سمت خواسته سوق می دهدامااین مسیرپرازناشناخته هاست صبرجمیل ورشدوتکاملی که نیازهست واحساس لیاقت ورهابودن وادامه دادن شاهکارخداوندهست که باتوجه به خواسته که نیازبه طی کردن کدام یک ازاون مراحل است زمانی که صرف می شودمتفاوت هست واین ایمان وتوکل باتمام وجودبه خداوندورسیدن به خواسته همیشه همراه باشگفتی ومعجزه ای ازجانب خداونداست که خیلی عالیتروفراتروبهترازاونی که درذهن محدودت می گنجدبه دست می اوری چون همیشه باخدامعامله کردن بهای یک قطره راپرداخت کردن وسنداقیانوس رابه نامت زدن هست وبارهادرکامنت افرادسایت شاهداین لطف خاص وفضل خدای وهاب برای رسیدن به اهدافشان بوده ایم
سلام
این متن رو اول توی نوت گوشیم نوشتم
و یه حسی گفت که توی سایت هم بذارمش
میخوام تورم
قیمت دلار
قیمت فلان
روی من تاثیری نذاره
روی درآمدم
روی رسیدن به خواسته هام
تنها قدرت رو میخوام خدا بدونم
اطمینان
اطمینان قلبی
از اینکه اگر من مسیر درست رو برم به هرآنچه که میخواهم میرسم هست…
که باعث میشه ما با خیال راحت مسیر درست رو بریم
و اول از هرچیزی در مسیر درست قرار بگیریم
چقدر خدارو قبول داری؟
که سر موقع بهت میرسونه هرچیزی که میخوای رو؟
فکر میکنی نکنه که دیر برسم؟
این صدای ذهنه
نجوای شیطانه
حالتو بد میکنه
از مسیر درست دورت میکنه
اطمینان
قبول داشته باش خدارو
خدایا من با افتخار
با خوشحالی
اعلام میکنم که من نمیدونم
تو میدونی بهترینش چیه
کدومه
من بهت اعتماد میکنم
چشمامو میبندم
میذارم
اجازه میدم که من رو هدایت کنی
سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم عزیز
من داشتم یکی از فایل های دوره دوازده قدم رو میدیدم و اومدم که کامنت بزارم توی اون قدم که یهو دیدم یه فایل جدید قرار گرفته روی سایت یه حسی بهم گفت اول اینو گوش بده بعد برو کامنت بزار وای واقعا خداروشکر که این فایل رو دیدم چقدر کامل بود این فایل و حال من و خوب کرد و باعث شد بدونم ترمز ذهنی من کجاست
چقدر این فایل قشنگ بود وقتی این فایل رو گوش میدادم به قول خود استاد قلبم باز شد از اگاه شدن واقعا خیلی قشنگ توضیح دادن استاد صددرصد زندگیمون رو خودمون خلق میکنیم قانون جهان خیلی برام قابل فهم تر بود و اگاهی های من رو کامل کرد
یادمه من وقتی تازه وارد این مسیر شده بودم چون خانواده خیلی مذهبی دارم فایل های استاد رو اون قسمت هایی رو که درباره قران بود رو با صدای بلند میذاشتم که مادرم کنجکاو بشه و بیاد توی این مسیر و تقریبا همیشه باهاشون بحث میکردم مثلا اول میرفتم دراین مورد باهاش صحبت میکردم و خب مادرم اعتقادی به این چیزا نداشت کاملا ذهنیتش با من فرق داشت و در اخر اون صحبت ها تبدیل میشد به بحث و دعوا منم اون موقع زود اشکم در میومد با عصبانیت میومدم تو اتاقم و گریه و میکردم وای الان یادم میاد خنده م میگیره از کارام و من چقدر اون موقع ها از مسیر دور میشدم اما وقتی تمرکز کردم روی خودم و تغییر دادن خودم اتفاقات و شرایط یجوری برام تغییر کرد یه معجزه هایی رخ داد که هردفعه بهشون فکر میکنم از خوشحالی بغض میکنم و چشمام پر از اشک میشه
چقدر قشنگه زندگی وقتی قوانین رو بفهمی و واقعا به قول استاد بهشون عمل کنیم شجاعت عمل کردن رو داشته باشیم و تمام ایمان و اعتمادمون رو بدیم به خداوند رو شانه های خدا بشینیم و بریم بریم به سمت بینهایت فرصت و نعمت و فقط و فقط از مسیر رسیدن به نعمت ها لذت ببریم و فقط روی خودمون تمرکز کنیم تا تمام اتفاقات اطرافمون تغییر کنه
من درک کردم که خدا مارو خالق زندگی خودمون کرده و اگر در مسیر درست ماشیم با هدایت هاش یجوری خلق زندگیمون رو برامون اسون میکنه که دهنت باز میمونه واقعا وقتی با گوشت و استخون درک کنیم که وقتی توی مسیر درست و قوانین باشیم وقتی توی مدار درست باشیم خدا مارو به همه چی میرسونه اگر اینو با تمام وجودمون حس کنیم تمرکزمون رو میزاریم روی خودمون تغییر باور هامون و مسیر درست و اون موقع است که خدا تورو به خواسته هات میرسونه مثلا تو میخوای یکاری انجام بدی مثلا بری سرکار و خانوادت میگن به هیچ عنوان اجازه همچین کاری نداری اگه به جای ناراحتی و عصبانیت روی خودت و باورهات کار کنی یجوری خدا کارارو برات درست میکنه یجوری دل خانوادت رو نرم میکنه و به اون خواسته میرسی که شاخ در میاری و من این و بارها و بارها تجربه کردم فقط باید به خدا ایمان داشته باشیم تا به طور معجزه اسایی همه چی تغغیر کنه
اینا چیزایی بود که من با گوش دادن به این فایل و فکر کردن بهشون بهم یاداوری شد و انگار یه منبع نور توی قلبم روشن شد
سلام.
از اولین باری که من با شما اشنا شدم4سال میگذره
همیشه حرفای شمارو گوش میدادم وازتون حس خوبی میگرفتم ولی یه کلمه از حرفاتون رو نمیفهمیدم،الان بعداز4سال وخورده ای تازه میفهمم حکمت اشنایی من باشما چی بوده وتمام این سالها بدون اینکه بدونم بدون اینکه بخوام شما داشتین دیوار های بتنی ذهن منو نرم میکردین والان دارن یکی یکی فرو میریزن،من تازه رسیدم به مرحله ای که بپذیرم به عنوان یک انسان حق دارم لیاقت دارم خوب ودرست زندگی کنم.خدارو شکر میکنم بابت حضور شما⚘️
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان خوبم
ردپای من درفایل187
من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکاروباورهاوکانون توجه وذهن وباورهای منه
خداروشکرمیکنم که هرروزدارم این فوانین روبهتروبهتردرک میکنم
خدابرای کسی چیزی نمیخواداین ماهستیم که تصمیم میگیریم چه چیزی روواردزندگی خودمون بکنیم
مفهوم اگرخدابخواهدیعنی من وقتی درمداروقوانین خداوندقراربگیرم لاجرم هدایت میشوم به دریافت نعمت هاوثروتها
وفتی درمسیردرستی باشم هراتفاقی به نفع منه وتروخشک باهم نمیسوزندوعذاب نمیشوند
مثل داستان کشتی حضرت نوح که خداگفت پسرتوازمانیست ونوح نجات یافت وفرزندش غرق شد
بما قدمت ایدیهم، بما کسبت ایدیهم، بما کانوایعملون
یعنی اینکه ب واسطه انچه ک از قبل فرستادید ب خاطر انچه ک ارسال کردید ک ما چیو ارسال میکنیم !! فرکانس درکل میگه ک خودت داری زندگی خودتو میسازی با افکارت با فرکانس هات . بی عدالتی یا بد شانسی وجودنداره
وقتی درمسیردرست هستیم خداوندماروهدایت میکندبه سمت ادم هاوشرایط وفرصت های بهتربدون این که تلاش فیزیکی خاصی بکنیم
ماتوانایی تغییرهیچ کس رونداریم وتوانایی تغییرخودمون روداریم وخداوندبه پیامبرمیفرماید
وظیفه توابلاغ پیام هست وتوتوانایی تغییرهیچ کس رونداری
کسی که اماده تغییرباشه هدایت هاروجدی میگیره وتغییرمیکنه واکثرمردم درگمراهی به سرمیبرندوماکه تواین سایت هستیم ازهدایت شدگانیم
اولین قدم برای تغییروهدایت شدن تغییرشخصیت وارامش وتسلیم بودنه که هدایت بشیم به مسیرهای بهتر
شادوموفق باشید
احمدفردوسی
به نام هدایت الله
سلام خدمت دوست هم فرکانسی عزیزم احمد
امیدوارم همیشه حال دلت خوب باشه از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را دریافت کنی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
به نام الله هدایتگر
سلام جناب روحی همفرکانسی عزیز
گفتم بیام توسایت ونقطه ابی رنگ رودیدم وخیلی خوشحال شدم کامنت شماروخوندم
ممنونم که به کامنت من پاسخ دادیدواین نشانه بودن درمسیردرست هست وخیلی این یک نشانه خوبیه که ماداریم پیشرفت میکنم وبه مدارهای بالاترهدایت میشیم
خداوندبه ماوعده خوشبختی وثروت داده
هرچی بیشترکامنت بزاری درسایت درکت ازقوانین بیشترمیشه وکیفیت کامنت هات بهترمیشه
امیدوارم که باخوندن کامنت من که لطف خداست مسیرجدیدوبهتری برای پیشرفت به روی شمابازشده باشه
ممنون دوست عزیز
شادوموفق باشی
احمدفردوسی
سلام دوست بزرگوار متن پیام شما در پاسخ به فایل رو خوندم چقدر عالی گفتین لذت بردم از درک قانون و توضیحی که دادین ممنونم ازتون
خدای عزیزم شکرت ممنونم ازت که هر روز دارم بیشتر از قبل درکمیکنم که خالق زندگیم هستم ، الهی شکرت بابت آگاهی از معنی انشاللهالهی شکرت که دارم درکمیکنم زندگی منو باورهای من میسازه! نه هیچ چیز دیگهالهی شکرت الهی سکرت الهی شکرت
بنام رب و صاحب اختیار قدرتمندم
خدایا شکر ات که یک بار دیگر فرصت دادی اینجا باشم و بنویسم
واقعا این آگاهی ها را باید با طلا نوشت از بس که ارزشمند است و عمل به آن میتواند زندگی ما را کاملا متحول کند
خدا یا شکر ات که وقت آزاد خوبی دارم و میتوانم با عشق روی خودم کار کنم از زمان و فرصت که خداوند به من داده نهایت استفاده را ببرم
آیا خداوند به هر کی بخواهد میدهد یا هر وقت بخواهد پس میگیرد؟ اگر این طور باشد پس تلاش ما چه ؟
انشاالله نه به معنی خواست خداوند اراده خداوند بلکه به معنی میشت خداوند است به همین منظور وقتی از ریشه کلمه ش ی ا استفاده شده نام گروه خاصی برده نشده یعنی وقتی در مدار دریافت قرار می گیریم به ما داده میشود
در مورد عذاب ها هم همین است هر گروه که خداوند عذاب کرده بخاطر اعمال خود شان بوده نه خواست خداوند
فرد که در مدار درست باشد عذاب نمیشود برعکس کسی که در مدار درست قرار دارد هر اتفاقی بیفتد به نفع اش تمام می شود
اینکه دیگران بشنوند و عمل کنند یا نه به ما ربطی ندارد به پیامبر هم ربطی ندارد وظیفه پیامبر فقد ابلاغ پیام است نه بیشتر از این
نباید تمرکز خود را بگزاریم روی دیگران روی تغیر دیگران چون هر کسی خودش تصمیم می گیرد عمل کند یا نه در نهایت هم اگر بخواهد میفهمد اگر نخواهد هم هرگز عمل نخواهد کرد یکی از ضعف های بزرگ شخصیتی من همین است که به جای تمرکز روی خودم خیلی مواقع انرژی ام را هدر میدهم روی تغیر دیگران روی تغیر پدر مادر خواهر و برادر اتفاقا هرگز نتوانسته ام کوچکترین تغیری در رفتار و عملکرد آنها ببینم از این بعد باید تمام تلاش ام را بکنم که فقد تمرکز کنم روی خودم روی بهبود خودم با این کار زندگی من تغیر میکند ثروت و نعمت وارد زندگی ام میشود آدم های مناسب وارد زندگی ام میشود
اگر تمرکزم را بگزارم روی دیگران فقد خودم را از مسیر خداوند دور کرده ام به خودم آسیب زده ام نسبت به رفتار و دیگران باید به عجز و تسلیم بودن برسم که نمیتوانم کسی را تغیر بدم هر کسی نتیجه اعمال و باورهای خود را میگیرد
ما عاجزیم از تغیر دیگران توانا هستیم در تغیر خودمان مهم نیست من چقدر دوست دارم طرف تغیر کند اگر خودش نخواهد هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد مثل اون مثالی که خداوند به پیامبر میگوید اگر نردبان بگزاری بری آسمان زمین را چاک کنی و بری زیر زمین خواهی دید که آنها ایمان نمی آورند یا موسی پیامبر بعد از این همه مدت دعوت و نشان دادن معجزات مختلف به قومش بخاطر ده روز دیر آمدن اش ملت گوساله پرست شدند مردم خود شان تصمیم میگیرند در نهایت که ایمان بیاورند یا نه حالا برای ما در حد فامیل و خواهر برادر پدر و مادر خودشان هستند که تصمیم می گیرند تغیر کنند یا نه تلاش تو هیچ چیزی را در مورد آنها تغیر نخواهد داد اگر خود شان نخواهند
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی
می خوام از داستان هدایتی بگم که چقدر می تونه در مسی خداوند قرار بگیره و اینکه ایا حرف مفت زدن به درد خود ما و دیگران می خوره یا نه
ما در مسیر توحید هستیم . چند ماه پیش بت همسرم نرگس تصمیم گرفتیم به هدایتی که شدیم مسیر سفری را آغاز کنیم که مسیر جاده چالوس بود .
در قسمت هایی از مسیر ما با معجراتی برخورد کردیم که واقعا معجزه بودن و اصلا نمیشه براحتز از کنار این تجربیات و هدایت هایی که شدیم رد شد .
در مسیری که داشتیم می رفتیم یه جایی رسیدیم که داشت هوا تاریک می شد و ما دنبال جایی بودیم که چادر بزنیم و چیزی بخوریم و بخوابیم . رسیدیم کنار رستورانی و دیدیم که یه مکانی هست که رستوران کلا تعطیله و کسی نیست و گفتیم اونجا چادر بزنیم . یه هدایتی گفت که بریم از رستوران کناریش که بازه بپرسیم که میشه اینجا چادر بزنیم یا نه . رفتیم پرسیدیم و گفت نه مکنه صاحبش بیاد . ولی می تونید برید جایی بهتر چادر بزنید . گفتیم کجاست ؟ گفت 2 کیلومتر بالاتر یه جایی هست که افراد ریواس می فروشن و بالای تپه هم معدن هست و کنار ریواس فروش ها می تونید زیر درخت ها چادرتون رو بنا کنید .
ما هم حرکت کردیم و به هدایت گوش دادیم و گفتیم حتما هر اتفاق بیافته خیره . راه افتادیم 2 کیلومتر بیشتر شد رسیدیم به جایی دیدم بله یه سربالایی هست که معدنه ولی از ریواس فروش ها خبری نیست . یه چیزی بهمون گفت که خوب برید گوشی هاتون رو اونجا شارژ کنید . چون نور چراغ از دور کاملا نمایان بود و این یک نشانه بود که ما به سمت معدن کشیده بشیم . حدودا 500 متر سر بالایی بود رفتیم رسیدیم به معدن و سرو صدای سگ نگهبان معدن بلند شد و ما بهش اهمیتی ندادیم گفتیم می ریم درست میشه و نترسیدیم . وقتی رسیدیم به بالای تپهو ابتدای معدن دیدیم که سرو صدای سگ نگهبان یک سگ پا کوتاهه که صداش فقط بلنده ولی هیچ کاری نداشت . خلاصه بچه های معدن اومدن سمت ما و گفتیم که می خوایم گوشی هامون رو شارژ کنیم گفتن باشه بیایید داخل کانکس کارتون رو انجام بدید .
لازم به ذکره که بچه های معدن که نگهبان بودن بچه های افغانستان بودند و سنشون بیشتر از 18 سال نبود . یکیش حدودا 10 سال و یکیش 15 سال و یکیش 18 سال داشت که به گرمی از ما استقبال کردن و ما رفتیم داخل کانکس گوشی هامون رو زدیم به شارژ . حدود 2 ساعتی طول کشید که گوشی هامون شارژ بشن و در این مدت با بچه ها عکس گرفتمی و کلی در مورد چیز های جالب و مثبت صحبت کردیم . جالبه بدونید که بچه ها اهل هیچ چیزی نبودن ، بقدری داخل کانکس تمییز بود که انگار هر ساعت داخل کانکس رو تمییز می کنن . و اهل مواد و سیگار و نوشیدنی هم نبودن و حتی چایی رو هم به ندرت می خورند. و بخاطر نکات مثبتی که بچه ها داشتن و ما قصد فیلمبرداری از معجراتی که در مسیر برخورد می کردیم داشتیم شماره بچه ها رو گرفتیم و شماره دادیم که براشون فیلم رو بفرستیم .
بعد از دو ساعت ما به بچه ها گفتیم ما داریم می ریم همین پایین که یه جنگل کوچیکی بود چادر بزنیم . ولی هوا کمی نسبت به روزهای قبل سردتر بود و کم یهم هوا باد بود . خلاصه ما از بچه ها خداجافظی کردیم و سرپایینی رو راه افتادیم که رسیدیم به جنگل . داخلش که داشتیم دنبال جایی مطمئن می گشتیم که چادرمون رو بنا کنیم دیدیم گوشیمون زنگ خورد و جواب دادیم دیدیم بچه ها یمعدن هستند و دارن از تپه معدن میان پایین و ما رو صدا می زنن . و گفتن ببخشید ما نگفتیم بمونید داخل کانکس و ما گفتیم ایراد نداره بچه ها شما نگهبان هستید و لارم نیست ما اونجا بمونیم برای شا مسئولیت داره . خلاصه هر سه تاشون ار معدن رسیدن پیش ما و گفتن شمابرگردید داخل کانکس و ما می ریم خونه . خونه یکی از بچه ها نزدیک معدن بود و گفتیم که ما ساعت 6 حرکت می کنیم لطفا زودتر بیا که ما حرکت کنیم .
خلاصه ما برگشتیم داخل کانکس و روی تخت دراز کشیدیم و لپ تاپ رو باز کردیم که روی سایت کار کنیم و محتوا رو باگذاری کنیم و تدوین بقیه فایلها رو انجام بدیم و تا ساعت 2 شب بیدار موندیم و کارهامون رو انجام دادیم . و صبح که شد دیدیم این بنده خدا نیومد و زنگ زدیم جواب نداد . ساع 8 صبح شد دیدیم نگهبان رسید و گفتیم ما 6 صبح منظر شما بودیم و برگشت گفت من به صاحب کارم گفته بود که مهمان دارم داخل کانکس هستند و پدرم هم گفت که دیرتر برو تا استراحت کنن و مزاحمشون نشو .
بچه این یکی از معجراتی بود که ما در طول مسیر پیاده روی مسیر چاده چالوس تجربه کردیم . اگر بخوایم از معجرات بگیم که ساعت ها باید بشینم تایپ کنم . ولی همه اینها رو ضبط کردیم و به شکل سریال سفر به دور ایران توی سایتمون هست .
می خوام از قوانین که چقدر در طول مسیر به هدایت خداوند گوش دادیم بگم و چقدر نکات مثبت مسیر برامون اهمیت داشت که بهش توجه کنیم و از نکات منفی اعراض کنیم و اینکه الان که دارم اینها رو می نویسم حرف مفت نمی زنیم و واقعا داستان واقعیه و هیچ شوخی هم در کار نیست . ما به هدایتی که شدیم عمل کردیم و وارد مسیر جاده چالوس شدیم و چقدر روی شخصیت نترس بودن و شجاع تر بودن ما تاثیر داشت و چقدر هدایت رو بیشتر و بهتر درک کردیم و چقدر در رابطه عاطفی ما تاثیر گذار بود و چقدر قدرت مسیت و اراده خداوند رو بیشتر درک کردیم و چقدر ایمان مون برای ادامه مسیر درست قوی تر شد . می دونید به هرکسی که می گیم این مسیر رو پیاده رفتیم کسی باورش نمی شه میگه ما دو قدم راه نمی تونیم بریم شما چطور رفتید . جالبه بدونید که فقط هر کوله ما حدودا 8 کیلو وزن داشت و روزی 10 تا 20 گیلومتر پیاده سربالایی زیبای جاده چالوس رو می رفتیم و فقط داشتیم از مسیرمون لذت می بردیم . اینها همش عمل به قوانین خداوند بود که داشتیم و واقعا از اینکه این تجربه رو داریم واقعا به خودمون افتخار می کنیم و لذت می بریم . چقدر این مسیر که فقط قسمتی از اون رو نوشتم برامون ارزشمند و لذت بخشه که هنوز که هنوزه وقتی می شینم سریال خودمون رو نگاه م یکنم و در مورد اون قسمت متن می نویسم که بزارم روی سایت لذت می برم و واقعا یک چکاپ فرکانس واقعی و مستند از خودمون داریم که وقتی با الان که یک زندگی روستایی رو داریم تجربه می کنیم می بینم چقدر متتفاوته و چقدر شخصیتمون عوض شده که داریم روی مسائل مالی کار می کنیم که در این زمینه هم پیشرفت عالی رو تجربه کنیم .
انشا الله میاییم در مورد پیشرفت مالمون هم چند وقت بعد صحبت می کنیم که چطور با عمل به قوانین خداوند نتایجی خواهیم گرفت .
در پناه الله یکتا شاد و خوشحال باشید .
سلام به استاد عزیزم.
واقعا از خداوند بابت حضورت در زندگیم متشکرم.
تفاوتت رو با بقیه وقتی احساس میکنم که با کس دیگه ای مصاحبه یا گفتگو میکنی،قشنگ معلومه که چقدر مدارت با همه اساتید دیگه فرق میکنه و چقدر خوشحال میشم که انتخابت کردم.
برای هر سوالی،جوابی داری…وچقدر باقدرت و اعتماد به نفس به سوالات پاسخ میدی،هیچ مقاومتی نسبت به صبحت هات ندارم….چقدر زیبا که معنی شئ و رَوَدَ رو درک کردم البته من خیلی تو قرآن نگشتم هرجی شما بگید میپذیرم…البته انشالله خودمم میخوام قرآن رو شروع کنم و لیزری بررسیش کنم…به کمک شما دوستان عزیزم….
تو یک دریای طوفانی دل ما رفته به میهمانی
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد
خودش میبرتت هر کجا دلش خاست
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان عزیز
یادم میاد اولین روز هایی که من وارد سایت استاد عباس منش شدم با واژه ای به اسم بماقدمت ایدیهم اشنا شدم این کلمه چنان ایمانی و در من به وجود اورد انگار درون من با همین جمله نورانی شد یادمه اولین روز ها هر فایلی میدیدم استاد داشت درمورد مفاهیم قرانی در مورد این که هر چی داره پیش میاد بخاطر فرکانس های خودمونه صحبت میکردن
اینم الان میفهمم که چقدر اون موقع من شوق ذوق این موضوع رو داشتم و چقدر قشنگ به سمتی هدایت شدم تا بهتر بتونم این موضوع رو درک کنم
و خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم الان تو این قسمت از اگاهی قرار دارم
واقعا تمام تلاش ما تمام کاری که ما باید انجام بدیم اینکه ما فقط خودمونو تو مدار درست قرار بدیم و بقیه کار ها رو خداوند انجام میده
واقعا وقتی به اینم فکر میکنم که کار ما اینکه خودمو نو تو مدار درست قرار بدیم در نتیجه میبینم این کارم ما نکردیم و خداوند هدایت کرده من خودمو مثال میزنم من هر وقت خاستم هدایت شدم بابا اصلا فقط تو بخواه من هدایت میکنم بوده برای من
یعنی اینکه تو راه درست بودنه هم تو مدار درست بودنه هم باز خداوند ما رو تومدار درست قرار میده به شرطی که ما بخواییم ما درخاست کنیم بقول استاد ما پاک کنیم خودمو نو ذهن مون و پاک کنیم برای پریدن تو بغل خداوند و بعد بقیه کار ها خودش انجام میشه
خیلی راحت خیلی شیک و مجلسی تو مثل یه پادشاه لذت میبری از زندگی بقیه کار ها برات انجام میشه
تو مدار درست بودن یعنی باور های مناسب ایجاد کردن
دنبال الگوهای مناسب بودن(( مثل همین فایل))
مساوی است با = تغییر رفتار تغییر شخصیت وقتی شخصیت تغییر میکنه دیگه پاداش ها از راه میرسن
خدایا تنها تو را میپرستیم تنها فقط تو را میپرستیم و فقط تو را عبادت میکنیم فقط بندگی تو را میکنیم
و تنها و فقطم از تو کمک میخواییم فقطم از تو یاری میجوییم
دیگه دوتایی وجود نداره درد سری نیست
ما رو هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت داده ای نه کسانی که غضب شدن و نه گمراهان
عاشق همه تونم
در پناه خدای مهربان باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام به استاد بزرگوار.
بخدا باید روزی هزار بار آرزوی موفقیت و خوشبختی کنیم که خداوند ما هدایت کرده و مسیر درست را داریم میریم حالا اینکه ما چقدر این قوانین حاکم بر جهان را درک کردیم به خودمون ربط داره چون فقط با تمرین کردن میتونیم به این
قوانین مسلط باشیم.
من وقتی برای اولین بار میخواستم بدونم که این
جهان چه شکلی داره کار میکنه به مدت 5 سال به صورت شبانه روزی قرآن را آیه به آیه مطالعه میکردم و الان خیلی به این قوانین آگاهی پیدا کردم و دارم باورهای توحیدی ام روز به روز اونا رو
تقویت میکنم و طرز تفکر و نگاهم به جهان اطرافم
180 درجه تغییر کرده منی باورم این بود که من هم
یه سهمی برای هدایت آدما دارم و این هم بیشتر به این برمیگرده که من بیشتر یه آدم نیمه مذهبی
بودم و به لطف خداوند تونستم 80 درصد باورهای نادرست را با منطق درست تخریبشون بکنم و اون
مقدار کم هم تو عمق ذهنم، تو لایه های زیرین باورهام دارم پیداشون میکنم و باورهای توحیدی
رو جایگزین میکنم.
وقتی که قانون این هست که ما برای تغییر دیگران عاجز هستیم دیگه نمیتونیم با احساساتی
شدن اونا رو تغییر بدیم یعنی من خودم به مدت دوسال میخواستم یکی از نزدیک ترین افراد به خودم را تغییر بدم که اون موفق بشه و اون همچنان به روش خودش عمل میکرد و هیچ گونه
تغییر جدیدی درش به وجود نیومد به غیر این که من فقط به خودم ستم کردم البته اینم به خاطر این هست که خیلی دوستش دارم شاید همین حالا هم یه ذره به این باور شرک آلود نزدیک باشم اما
دارم سعی میکنم از باورهای توحیدی کمک بگیرم.
هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم یعنی درکم نسبت به این مباحث بیشتر میشه و بیشتر قرآن و
این فایل ها را درک میکنم که من فقط مسولیت خودم را باید بپذیریم و هیچ گونه مسولیت در قبال دیگران ندارم البته همه ما انسان هستیم به
ویژگی انسانی و نمیتونیم این احساسات را جدا از خودمون بدونیم هر کدوم از ماها بین شرک و توحید هستیم همونطور که هر کدوم از پیامبران هم یه شخصیتی داشتند حضرت ابراهیم یه شخصیت بسیار موحدی داشت حضرت محمد(ص) شخصیت بسیار مهربانی داشت و دوست داشت که همه زندگی خوبی داشته باشند و بسیار هم تلاش کرد و به خاطر همین خداوند بهش تذکرات زیادی تو قرآن داده، که نزدیک بود
جان عزیزت را از شدت اندوه از دست بدهی ،به پیامبر میگفتند که اون ساده لوح است خداوند در جواب اونا گفته بهشون بگو که ساده لوحی من که به نفع شماست یعنی به طرق های مختلف به همچنین تفکر پیامبر اشاره شده که تو نمیتونی سنت الهی را تغییر بدی اینم بگم همه این محبتهای پیامبر لطف بزرگی در در حق مردم عربستان بوده که مردم مکه درک نمیکردند چون
در یک مدار دیگه ای سیر میکردند و پیامبر هم همچنان داشت اذیت میشد.
مشیت الهی خیلی ساده و قابل فهم است و هر کسی که بخواهد این خواست و اراده خداوند است که اون فرد را به همون در خواستش هدایت بکنه و هیچ کسی قادر نیست اون را از حرکت باز
دارد و همه مون هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم و این یکی از مهمترین و اصلی ترین قانون
خداوند ،حاکم بر این جهان است.
سربلند باشید.
سلام وخسته نباشیدخدمت شمااستادعزیزوخانم شایسته ودوستان هم فرکانس
درک من ازسخنان شماومسیری که خودم پیمودم اینه که بایدباتمام وجودبرای رسیدن به هرخواسته ای به خداتوکل کردووایمان به هدایت خداوندوانجام الهامات دراین مسیربه زیبایی وراحتی وعزت مندانه تورابه سمت خواسته سوق می دهدامااین مسیرپرازناشناخته هاست صبرجمیل ورشدوتکاملی که نیازهست واحساس لیاقت ورهابودن وادامه دادن شاهکارخداوندهست که باتوجه به خواسته که نیازبه طی کردن کدام یک ازاون مراحل است زمانی که صرف می شودمتفاوت هست واین ایمان وتوکل باتمام وجودبه خداوندورسیدن به خواسته همیشه همراه باشگفتی ومعجزه ای ازجانب خداونداست که خیلی عالیتروفراتروبهترازاونی که درذهن محدودت می گنجدبه دست می اوری چون همیشه باخدامعامله کردن بهای یک قطره راپرداخت کردن وسنداقیانوس رابه نامت زدن هست وبارهادرکامنت افرادسایت شاهداین لطف خاص وفضل خدای وهاب برای رسیدن به اهدافشان بوده ایم