درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷ - صفحه 26


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1730 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی

    یکی از الهاماتی که بسیار واضح و روشن در خواب دریافت کردم مربوط به زمانی بود که دخترم دانشگاه قبول شده بود (اصفهان) و من خیلی جدی به همسرم می گفتم که بیا ما هم بریم اصفهان این مدت همراه دخترم باشیم و دلایلم برای این تصمیم چند تا بودن یکی از اون دلایل این بود که می گفتم این بچه هر وقت می خواد بیاد سر بزنه 14 ساعت تو راهه

    ولی همسرم نمی تونست پیشنهادم رو قبول کنه و تردید زیادی داشت و مدام تو فکر بود و یه حالتی از پریشانی داشت

    تا یه شب به تصمیم خودم شک کردم و گفتم خدایا نکنه من دارم اشتباه می کنم خدایا من تسلیم امر تو هستم یه نشونه ای برام بفرست و مرا آگاه کن

    خدا شاهده همان شب خواب دیدم به همراه پسرم و دخترم تو پارک شهرمون قدم می زنیم و یک دفعه چشمم به کیف طلاهام افتاد روی نیمکت پارک انگار من قبلا با اون کیف رفتم پارک و جاش گذاشته بودم و خودم هم حواسم نبوده

    هراسان رفتم سمت کیفم دیدم طلاهام هم دست نخوردن و کلی تو خواب خدا رو شکر می کردم و بچه هام هم خیلی خوشحال بودن و می گفتن مامان تو چجوری کیف رو جا گذاشتی

    و تو خواب رو به آسمان کردم گفتم خدایا من رو ببخش که می گم با دخترم برم اصفهان که مثلا مراقبش باشم ولی من حتی نتونستم مراقب کیفم باشم و تو مراقب کیفم و طلاهام بودی و نذاشتی کسی بهش نزدیک بشه

    وقتی از خواب بیدار شدم یه حالی بودم از این پیام روشن خداوند و برای همسرم هم تعریفش کردم و مسئله به خوبی و خوشی حل شد

    و خدا رو شکر تو این مدت که دخترم دانشجو بوده و ترم دیگه فارغ التحصیل میشه همواره خداوند رو نزدیکش دیدم آنقدر معجزات برای دخترم پیش اومده که خودش میگه مامان باور کن خدا انگار همیشه کنارمه دستم رو میگیره و حواسش بهم هست

    خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم

    استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    راضیه صمدی گفته:
    مدت عضویت: 2101 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم

    سپاسگزارم استاد که اینقدر کلامتون شیوا ست اینقدر اصل و اساس رو واضح بدون هیچ حاشیه ای توضیح میدین

    استاد شما بهترین فردی هستین که تا به حال دیدم که اینقدر درست هستین و در مسیر درست ثابت قدم موندین بدون هیچ حاشیه ای سپاسگزارتونم تا همیشه

    به همسرم همیشه میگم شما پیامبر زمانه ما هستین شما قلب منو باز کردین چشم هامو باز کردین خدا و قرآن حقیقی رو بهم نشون دادین من رو از گمراهی که توش بودم نجات دادین ، من قرآن میخوندم نماز میخوندم ولی هیچی نمیفهمیدم من معنی قرآن رو بارها و بارها خوندم اما فقط طوطی وار و به قول عزیزدلم انگار داستان میخوندیم

    اما شما مسیر سعادت دنیا و اخرت رو نشونم دادین

    الان قرآن میخونم داستان پیامبران برام سراسر هدایت و رحمته سراسر درسه سراسر توکله ، توحیده ،اعتماد به ربه…

    روز به روز دارم بهتر اینو درک میکنم که هرچقدر سر سپردگیم به خداوند بیشتر میشه کارهام آسون تر و آرامشم بیشتر میشه

    هر چقدر متوکل تر میشم خدا رو بیشتر لمس میکنم دستان خداوند رو بیشتر میبینم

    خدایا شکرت برای نور هدایتت

    من دارم تاتی تاتی به سمت خدایم میرم اما خدای من داره شتابان به سمت من میاد

    آغوش خدای من همیشه باز بوده و هست من باید برم تو آغوشش

    خدای من هر لحظه داره با من حرف میزنه من باید دستامو بردارم و گوشمو تیز کنم

    خدا همیشه هست

    خدایا شکرت برای تک تک آیات قرآن که بشارت دهنده مؤمنین هست و هشدار دهنده کافرین ، خداوندم هدایتم کن که در زمره بندگان مومن تو باشم

    خداوندم قلبم رو باز کن تا بفهمم و درک کنم و لمس کنم الهاماتت رو

    خداوندم ظرف وجودم را بزرگ کن

    خداوندم نور هدایتت را چراغ راهم کنم

    خداوندم از گمراهی ها و سرگردانی ها منو به راه راست هدایت کن

    خداوندم منو هم مدار و همجهت جریان هدایت کنن

    خداوندم کلامم اعمالم و وجودم رو همسو با قرآن کن

    خداوندم ببخش از فضل بی انتهای خودت بر این بنده ای که محتاج تو و رحمت تو هست

    خداوندم مرا در مسیر درست ثابت قدم کن مسیری که خشنودی و رضایت تو و رستگاری منو داشته باشه

    خداوندم گام های منو در مسیر الهی ثابت و استوار کن

    خداوندم قلبم رو برای درک و فهم نشانه هایت باز کن

    خداوندم بنده ی ضعیف توأم بنده خاشع درگاه توأم یا ربم منو هم مدار کن با جریان الهامات

    خداوندم هرآنچه که دارم از آن توست و من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1813 روز

    به نام خدای مهربونم تنها مالک آسمان ها و زمین

    الهی شکرت برای یک روز فوق‌العاده دگ قدرت درک و آگاهی و تجربش ک بهم بخشیدی

    الهی شکرت برای همسری که در کنارم قرارش دادی و کمکمون می‌کنی تا باهم رشد کنیم و در مسیرهای خودمون ثابت قدم باشیم

    الهی هزاران بار شکرت برای زیبایی و جذابیت و سلامتی روح و جسمم برای انرژی بی نهایتی ک بهش می‌بخشی

    الهی هزاران بار شکرت برای خونه قشنگم خونه سبز و رویاییمون برای تک تک وسیله های ریز و درشتش برای آرامش و آسایشی ک توش برقراره

    الهی شکرت برای پروژه بی نظیر درک عمیق تر قوانین خداوند که کمکم میکنی قدم به قدم با استاد و بچه ها پیش برم

    الهی هزاران بار شکرت برای کارم برای شور و شوقی که براش دارم برای مسیرهای زیبایی ک برام باز می‌کنی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای تک تک نفسهام که با عشق در وجودم جاری می‌کنی

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    قبل از هرچیزی باز هم از پدرم که تو این دنیا نیست و خیلی دوسش دارم تشکر میکنم برای اسم زیبایی که برای من انتخاب کرده و مطمینم ک این اسم بی نظیر اون لحظه ای که برای ثبتش رفته بوده بهش گفته شده چون مامانمم نمی‌دونسته اسمم قراره چی باشه ؟؟!

    جمله طلایی و بی نظیر :

    in god we trust

    که سر در خونمون حکش کردیم که هر لحظه یادمون باشه که فقط خوووووودشه خود خودش و نه هیچکس و هیچ چیز دیگه ای قادر مطلق فرمانروای کل عالم خدای مهربونم که عاااااشقشمممم…

    این قسمت رو فک کنم بالای 3,4بار گوش دادم واقعا چند تا نکته طلایی داخلشه و نیازه که عمیقاً تامل بشه وقتی آقای عرشیانفر مثال پدری و زدن که نصف شب بچش تشنج می‌کنه و باهمون لباس خونه بچرو می‌بره بیمارستان اون لحظه چ فکری می‌کنه یاد چند وقته پیش افتادم که یکی از بستگان مون بچش تو خواب این حالت بهش دست داده بود و بیمارستان بستریش کرده بودن از خود بچه بیشتر مامانش داشت از دست می‌رفت همون لحظه ها هی ب خودم یادآور میشدم تنها قدرت دست خداست که مگ ب یگانگی الله اعتقاد نداره که انقد بی تابه خاستم ارومش کنم دیدم نه کار از اینا گذشته ترجیح دادم سکوت کنم و فقط نظاره گر باشم آزمایش بچه اومد و گفتن همه چی نرماله و هیچ مشکلی نیست دکترا و پرستارا توی اون یکی دو روزه بستری شدنه رادین دگ کلافه شده بودن زمین و زمان میگفتن همه چی اوکی هست ولی مگ مامانش ول میکرد انقدرررر ک تو این حال و هوا موند یکی دو ماه بعد دختر بزرگش ک 18سالش بود اونم تشنج کرد ینی درصدش خیلی پایینه که بالای 7,8سال بخاد تشنج کنه اما انقد این فرکانس توی خونشون قوی بود که منجر به این اتفاق هم شد حالا بعد اون داستانا مامانشون الان ک الانه انقد داره خودخوری می‌کنه و همیشه هم در حال ناراحتی و غصه هس…

    وقتی که جریان فوت پسر استاد رو شنیدم هنوز ازدواج نکرده بودم و داشتم روی خودم کار میکردم اون زمان چقددددد تحسین کردم و میکنم استاد بزرگوارم رو ک واقعا نمونه بارز یک انسان موحد و متوکل که توی همین شرایط ب ما نشون دادن درس بزرگی روح و ایمان به خداوند رو از همون زمانها روی این باور که بچه ای که قراره از من ب دنیا بیاد برای من نیست و من فقط چند صباحی مسیولیت اینو دارم که مواظبش باشم و تا حد امکان با باورهای درست بزرگش کنم کار میکنم تا به الان ک ازدواج کردم و هران ممکنه اون روح لطیف بهمون هدیه داده بشه و از خدا میخوام کمکم کنه که همه این کار کردنام رو تو همون شرایط هم با ایمان به خودش جلو ببرم…

    چقد جالب بود جریان مفصل داستان آقای عشقیار رو همین یک هفته پیش داشتیم تو قدم دوم با دایان گوش میکردیم و توی این فایل هم باز یادی ازشون شد خدا رحمتشون کنه که انقد الگوی خوبی برای استاد جان و ما شدن کل جریان همینه دگ ایمان و اعتقاد و اعتماد به یک نیروی عظیم و راه افتادن تو مسیری که خود اون نیرو برات روشن می‌کنه بدون کوچک ترین گله و شکایتی…

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای این جلسه فوق‌العاده که بارها باهاش اشک ریختم و مات و مبهوت بزرگی و شکوه و عظمتت شدم خدای من عاشقتم مهربونم هر لحظه تسلیم توام و به هر خیری از جانب خودت فقیر و محتاج‌‌‌‌…

    مرا ب راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    الله من یگانه خالق من بهترینم بی نهایت عاشقتمم

    الهی که همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  4. -
    سعیده آیت گفته:
    مدت عضویت: 1273 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستان هم فرکانسی

    وقتی میام تو سایت و کامنتهای بچه ها و مثالهای عینی که براشون افتاده و توکل و اعتماد و ایمانشون به خداوندو میخونم

    به خودم میگم سعیده تو خیلی هنوز راه داری تا به این حد از باور و اعتماد در عمل برسی

    همونطور که اونا رو تحسین میکنم و به وجودشون افتخار میکنم تو دلم

    یکمم حس کمبود عزت نفس میکنم که خوش به حالشون، اونا ببین به چه حدی از اعتماد رسیدن ولی تو…

    همینه خداجونم بخدا همینه، یافتم

    الان که دارم مینویسم میفهمم قسمت اول کار قلبه و از ارامش و وصل بودن به خداوند میاد

    ولی قسمت دوم شیطان سریع دست به کار شده و اونجاهایی که تو مسائل کوچیک و بی اهمیت نتونستم اون رفتار مناسب رو در وهله ی اول نشون بدم رو بیادم میاره تا منو ببره تو فاز منفی و حس کمبود و نا امیدی

    خدایا قربونت که پرچم تو بالاست و سخن حق همیشه پیروزه

    نبوده که ما الهامی بکنیم و شیطان نجواهاشو قاطی نکنه ولی خداوند سخن خودشو بالا میبره

    قبل اینکه این کامنتو بخوام بنویسم چندتا از کامنتای بچه ها رو تو این گام خوندم و همون جور که ذوق میکردم برا وجود چنین دوستانی

    شیطانم رفتارای دو ساعت قبلمو یادم اورد که

    خب که چی ؟

    ببین اونا کجان و تو کجا ؟

    الکی فکر میکنی داری رو خودت کار میکنی

    دیدی دو ساعت پیش نتونستی تو اوج خستگیت شیطنتهای جگرگوشتو ازشون لذت ببری که هیچ ،،

    یکمم واکنش نشون دادی

    دیدی استاد که میگه ایمانی که عمل نیاره حرف مفته

    تو دقیقا مصداقشی؟

    و یهو دیدم حالم گرفته شد و از تو سایت اومدم بیرون

    اولش فکر کردم الهام خداونده ، اون تلنگرهایی که میگه تصحیح مسیر کن

    ولی خداجونم الهی من فدات بشم که تو همیشه کنارمی و یارمی و نگهدارمی

    تو منو نشوندی پای نوشتن

    با اینکه هیچی برا نوشتن نداشتم

    ولی یه آن به قلبم گفتی بنویس وحتی بهم گفتی از کجا بنویسم

    تا بهم نشون بدی قضیه هدایت خدا نبود

    اونها نجواهای شیطان بود

    وحتی یادم آوردی که وقتی با اعضای خانوادت حتی کسانی که تو فامیل به قول معروف ایمانشون خیلی زیاده میشینی و صحبتهاشونو میشنوی

    میبینی که تو چقدر تغییر کردی چقدر بهبود یافتی جقدر داری خوب رو خودت کار میکنی

    بارها شده صحبتهایی که میگن همه دم از نگرانی و ترس بوده و وقتی من گفتم ای بابا به خدا توکل کن خودش برات درستش میکنه

    طرف گفته توکلم که به خداست

    ولی اخه نمیشه که خودم کاری نکنم ، نمیشه که نگرانش نباشم، نمیشه که دستمو بزارم رو دستم ، خدا گفته از تو حرکت و……….

    وهربار تو دلم خودمو تحسین کردم که سعیده چه خوب که تو یاد گرفتی توکل واقعی چیه

    اعتماد به رب یعنی چی ، ایمان واقعی چه جوریه،

    به قول استاد تو قدم هفت که میگن نمیشه بگی ایمان دارم ولی بترسی ، بگی توکل کردم ولی نگران باشی

    استاد تو مسائل بزرگتر زندگیم در زمینه ی اعتماد وتوکل خیلی خوب عمل کردم

    ولی تو یه سری چیزای جزئی نه اینکه بگم به خداوند اعتماد نداشتم نه

    ولی انگار یهو یادم میره کار درست کدومه و یکم طول میکشه تا به خودم بیام و بفهمم باید چه کنم

    ولی میدونم اینم قسمتی ازمسبره ، همین که من تو مسیرم و دارم تلاشمو میکنم یعنی اوضاع خوبه و فقط باید پیش برم تا مهارتم در زمینه استفاده ی بهتر ازقوانین بالا بره

    خدایا الهی من به فدای تو ، چه خوب که هستی ، چه خوب که دارمت ، چه خوب که تو نه خستگی داری نه گشنگی ، نه خواب ، و همیشه اماده و رفرش پاسخگو هستی،

    بارها دیدم که چه جوری سریع حس بد رو ازم گرفتی و منو رفرش کردی

    الان با اینکه یکم خستم ولی روحمو خداوند با این یاد اوری ها جلا داد و حالم عالیه

    خدایاشکرت برا همه چیز

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم حکمتش را میپرستم خدایا کمکم کن تا بهتر و بیشتر بهت اعتماد کنم وقتی بهش اعتماد میکنم آرامش میگیریم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    متشکرم از شما بابته این فایل و صحبت شما با دوست عزیزمون که چقدر مفید و مهم بود و من کاملا لذت بردم آگاهتر شدم

    خیلی سخته کار هر کسی نیست ولی باید مثل استاد کار کنیم تا اون اعتماد کردن به خداوند بیشتر بشه در وجودمون در هر شرایطی

    نمیشه ذهنتو کنترل کنی در شرایط سخت اما با دیدگاه مثبت و اعتماد کردن بهش آرام آرام قلبت آرام میشه

    وقتی توحید داشته باشیم میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم

    میتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم

    می‌تونیم آرامش داشته باشیم

    مردم آمریکا اعتماد به خدا دارن روی پولهاشون نوشتن به خدا اعتماد داریم

    وقتی اعتماد میکنی آرام و رها هستی

    من باید بخواهم که اعتماد کنم خداوند هم کمکم می‌کند خدایا من آماده و لایق هم صحبتی با تو را دارم

    عجب فایلی عجب صحبتهای شیرینی عجب آرامشی خیلی خیلی کمک کننده بود

    ممنونم ممنونم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    من فکر میکردم که خداوند پیامبران رو انتخاب کرده اما از زمانی که با استاد آشنا شدم فهمیدم که پیامبران خدا رو انتخاب کردن و الان هم با شنیدن این فایل دوباره یاد آوری شد برام

    موج خداوند آرامشه

    وقتی آرام هستیم خداوند با ما صحبت کنه

    پس اول باید آرامش رو در وجودمون ایجاد کنیم

    تا قدم های بعدی رو خداوند برامون بردارد

    خدایا کمکم کن تا هر روز اعتمادم و تسلیم شدنم به ت بیشتر و بیشتر شود

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: