اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
همه ما در شعور الهی هستیم یک آگاهی ناب داریم و این مهم است که خودمان بتوانیم این آگاهی را باور کنیم و به آن ایمان بیاوریم و همه چیز همان توکله است همان توکل به خدایی که ما نمی بینیم ولی آن را باور داریم و به آن ایمان داریم in god we trust اگر توکل کنیم اگر ایمان داریم اگر باور قوی داریم ما باید به خدایی توکل کنیم به آن شعور برتر باور داشته باشیم که نمی بینیمش ولی هست و ما باید به آن در یک راستا باشیم تا به خواسته هایمان برسیم.
یعنی همان نیروی معنوی همان چیزی که ظاهرا نیست ولی می دانیم که درونا هست و ما باید به آن نیرو به آن آگاهی به آن شعور ایمان بیاوریم یعنی همانی که می نویسیم و میشود این شعور انرژی بسیار بالایی دارد و این ما هستیم که خود را به ان نیرو می سپاریم یا نه. وقتی خود را به این نیرو می سپاریم و توکل میکنیم یعنی ایمانمان این قدر قوی است که فقط تسلیم هستیم و اگر غیر این باشد هم که نتیجه مشخص است.
تمام کارمان باید این باشه که به خدا توکل کنیم نه در حرف بلکه در عمل، ما بندگی امان رانشان دهیم خودش ما راهدایت میکند خودش می گوید که کدام راه برای ما بهتر است و این از همان می آید که ما درعمل به خدا توکل کنیم وواقعا به خدا توکل کنیم و به او ایمان بیاوریم و اگر این را میگوییم درعمل آن هم آن را نشان دهیم بندگی خدا را داشته باشیم یعنی طرف خودمان را انجام دهیم خدا هم طرف خودش را انجام میدهد.
باید برویم توی موج آرامش که خدا ما را هدایت کند اول ما باید آرامش داشته باشیم بعد هدایتها را هم دریافت میکنیم و راه درست را می پیماییم و به نیتجه هم می رسیم.
به نام خداوند بخسنده ی مهربانم که هرچه دارم وهرچه به دست می آورم از خیر و نیکی همه از سرلطف و از آن اوست.
خدایا شکرررررررررت
سلام خدمت استاد بزرگوار و همه ی دوستان عزیز
اگاهی های این فایل رو هزاران بار باید گوش کرد و نت برداری کرد.
آگاهی های این فایل با قسمتی از زندگی من مشابه که گفتم بنویسم تا هم برای خودم یادآوری بشه و هم شما بدونید.
من حدود 13 سال دچار بیماری وسواس پاکی و نجاست شده بودم. اولش هم کم بود ولی روز به روز بیشتر و بیشتر شد. جوری که شب ها با گریه میخوابیدم. روزها با استرس اینکه الان اینجا نجس نشه اونجا رو چه جوری آب بکشم سپری میشد. وقتی هم ازدواج کردم دیگه اوج گرفت جوری که همسرم داشت خسته میشد از زندگی کردن با من.
تو این سالها چه قبل از ازدواج چه بعدش انواع روانپزشک ها رو رفتم. انواع مشاوره ها رفتم. ولی فقط موقت خوب میشدم.
ازدواج که کردم متوجه شدم نمیتونم بچه دار بشم. هزار راه رو رفتم و هرروز غمگین تر از دیروز.
خلاصه که پذیرفتم که من نمیتونم بچه دار بشم.
دقیقا وقتی که پذیرفتم و دیگه بهش فکر نکردم متوجه شدم باردارم. چیزی شبیه معجزه بود.
هرکی میشنوید از خوشحالی گریه میکرد.
چقدر برام مهمونی گرفتن. چقدر پیام تبریک و…
اما همچنان وسواس لعنتی اذیتم میکرد و اینقدر آب و آبکشی کردم تا از دست دادمش.
شبی که از مطب دکتر اومدم خونه
گوشی م رو خاموش کردم، تلفن خونه رو هم از کار انداختم و در خونه م رو به روی هیچ کی باز نمیکردم. دو روز تمام گریه میکردم.
اون صدای تپش قلب که شنیدم، تبریک ها و مهمونی ها و اشک های از سر شوق میومد جلو چشام و مدام گریه میکردم.
هیچ چیزی آرومم نمیکرد. متأسفانه اونروزا با استاد عزیزم هم آشنا نبودم و قانون رو بلد نبودم وگرنه دوروز هم گریه نمیکردم و زودتر خودم رو جمع و جور میکردم.
تا اینکه همسرم اومد و گفت تو فقط یه صدای قلب شنیده بودی. نه اونو دیده بودی و نه اونو لمس کرده بودی. دلت رو بذار پیش دل مادرهایی که بچشون رو به دنیا آوردن بزرگ کردن باهاش هزارتا خاطره داشتن و یه نامرد اونو میکُشه. سال 1401 بود و اعتراضات خانم مهسا امینی.
همین حرف منو به فکر برد.دیگه سریع گفتم فرزانه همسرت درست میگه پاشو دیگه بسه. دیگه گریه هات رو کردی.
خلاصه که تمومش کردم و رفتم خونه ی مامانم تا ازنگرانی دربیاد. و خلاصه که انگار نه انگار بچه ای بوده و نبوده. حتی نذاشتم هیچ کس چیزی بپرسه یا راجع بهش حرف بزنه.
یه شب از آب و آبکشی کمر درد شدید گرفتم. با گریه رفتم تو رختخواب و با گریه و عجز به خدا گفتم منو از این وسواس لعنتی نجات بده دیگه نمیتونم. زندگیم داره نابود میشه. کمردرد گرفتم. خسته شدم.
رفتم تو گوگل تا شماره مشاوره برای وسواس پیدا کنم که با یه سایتی آشنا شدم که نوشته بود درمان وسواس استاد بیگدلی . جذبش شدم و شمارش رو برداشتم تا فرداش زنگ بزنم.
زنگ زدم و گفت عضو کانال تلگرام شو و وویس ها رو گوش بده.
یک هفته گذشت و من چشم بازکردم دیدم وسواسم خوب شده. وسواسی که چقدر هزینه ی روانپزشک و مشاور و داروهای مختلف داده بودم و فایده ای نداشت.
طبق قانون خدا وقتی بچه م رو گرفت من چون و چرا نکردم.گریه کردم دو روز ناراحت بودم اما بعدش حتی یه کلمه هم راجع بهش حرفی نزدم و گفتم و خندیدم و اصلا نگفتم چرا ازم گرفتیش. خدا هم بهم پاداش داد و اون وسواس لعنتی و زجرآور رو از زندگیم حذف کرد.
من اینو با پوست و خونم لمس کردم که هراتفاق به ظاهر تلخی که میفته اگر بتدنیم کنترل ذهن کنیم و بگیم الخیر فی ما وقع و لذت ببریم از زندگی خدا پاداش های بزرگی میده.
واقعا سپاسگزارم از خداوند که به من پاداش داد و سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز که این آگاهی های ناب الهی رو به رایگان دراختیار ما قرار دادن. 🌹🌹🌹🌹
سلام خدمت استاد ارجمندم. بی نهایت از این گفتگو لذت بردم و دلم میخواهد بارها و بارها آن را گوش کنم. سالهاست که در تناقض عجیب بین خواست خودم و خدایم گیر کرده بودم. از آنجا که در خانواده مذهبی بزرگ شده بودم و در محیطهای مذهبی تحصیل کرده بودم این باور در ذهنم ایجاد شده بود که همه چیز خواست خداست و من هیچ اختیاری ندارم و از سوی دیگر در آموزه های دینی میخواندم که انسان موجودی مختار آفریده شده است و باز دچار تناقض میشدم کدام اختیار؟ اگر قرار است خواست خدا باشد پس اختیار من کجاست. سالها این فکر در وجودم بود و این سوال ذهن مرا درگیر می کرد از اساتید بسیاری هم سوال کردم و هر کسی جواب می داد اما قانعم نمیکرد من مفهوم اختیار و خواست انسان و خواست خدا را در کلام استاد عباس منش دریافتم و بی نهایت سپاسگزار خدایم و سپاسگزار استاد هستم. سالهاست قرآن می خواندم اما در این حد هرگز دقت نکرده بودم و به این زیبایی که استاد فرق بین ریشه شاء و اراد را توضیح داده است هیچکس نمیتوانست آن را برایم بازگو کند. سال ها تمام زندگیم پر شده بود از چرا ها که چرا خدا ان را برایم خواسته چرا آن را نخواسته است. اما اینک در یافتم که به قول استاد همه چیز از من آغاز می شود این من هستم که باید هدایت را بخواهم تا خدا آن را به من بدهد. وقتی به آموزه های استاد فکر می کردم و دنبال معنای اختیار بودم روزی این جمله در ذهنم طنین انداخت که اختیار تو به انتخاب توست. این جمله در جانم نشست و آن را به دیوار اتاقم چسباندم. آری این من هستم که باید انتخاب کنم که چه چیز را می خواهم خوشبختی را یا بدبختی را سلامتی را یا بیماری را فقر را یا ثروت را و آنگاه خواست خدا در انتخاب و خواست من متجلی خواهد شد. وقتی راه و مسیر را انتخاب می کنی آنگاه باید با تمام وجود به خدا اعتماد کنی و به الهامات و هدایت هایی که بر سر راهت قرار می گیرد عمل کنی تا شاهد معجزه های خداوند باشی. اینک خیلی بیشتر از گذشته از تردید هایم رها شده ام. هرگاه کاری را آغاز میکردم در میانه راه دچار تردید می شدم که نکند این راه خواست خدایم نباشد و همین موضوع باعث می شد که حال خوبی در مسیرم نداشته باشم اما اینک هرگاه که نجواهای شیطان دوباره تلاش می کند تا مرا دچار تردید کند و به ذهنم القا کند که نکند این خواسته تو خواسته خدایت نباشد به خودم پاسخ می دهم که خواست تو هرگز از خواسته خدا جدا نیست. خواست تو در خواست خدا متجلی می شود و خداوند هدایت گر تو در مسیر رسیدن به خواسته هاست. تو فقط کار خودت را بکن و آنچه که به تو واگذار شده است انجام بده و بقیه را به خداوند بسپار و تمام.
واقعا از کامنت بچه های عزیز سایت لذت میبرم..وقتی میبینی خدایی هست که اینطور پاسخ میده بهت و مهر تایید بر اون اعتمادی میزنه که ذهن نجواگر نمیذاشت و قبولش نداشت اما تو سفت وایستادی و گفتی من رو همین انتخابم قمار میکنم و روی الهام دلم شرط میبندم و کاری به چرت و پرت هایی که از طرف شیطان هست کاری ندارم…
تهش هرچی شد من میپذیرم و اعتماد و ایمان خودم رو میزارم روی خدای خودم..روی تلاش خودم و چقدددددر زیباست وقتی همون ایمان و باور تو در زندگی تو متجلی میشه..
خدایا هزاران بار شکرت…
تازه دارم معنی حی رو درک میکنم…
تازه دارم نگاه سیستمی رو میفهمم …
خدایا هزاران مرتبه شکرت که اینقدر درست جواب میدی…الهی شکر..
میخواستم کامنت بنویسم اما کامنت تو منو هدایت کرد تا تحسینت کنم بخاطر اینکه اینقدر زیبا گفتی که تصمیم من جدا از تصمیم خدا نیست بینهایت منطق زیبایی آوردی و خیلی جالب خداراشکر بابت این اعتمادی که به خدا داری اشک منو درآوردی سپاسگزارم ازخدا بابت این گروه موحد
الذین آمنو تطمعن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمعن القوب
انما نجوا من الشیطان
ان شاءاِلله
ولوشاءالله
ان یشاءالله اینها همان قوانین بدون تغییر الهی یا مشیت و سنت الهی است
نتیجه ایمان باید احساس آرامش باشد
نشانه هماهنگی میان ذهن و روح در تمامی جنبه های زندگی یک آرامش کلی و یقین است
تمام صحبت های استاد واقعا نشان از عملگرا بودن استاد به تمام قوانین کیهانی است و این صحبت ها من را وادار کرد که دوباره برم کتاب های استاد رو بازخوانی کنم بخصوص کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم واقعا استاد عزیزمون در پاسخ های آقای عرشیانفر بصورت کاملا حرفه ای با آنچه که در کتابشون گفتند مطابقت کاملی داشتند واقعا تحسین کردم استادمونو که اینقدر در مبحث توحیدی مطابق با قوانین کیهانی عملگرا بودند..
این مبحث کتاب رو خیلی دوست داشتم👇👇👇
به طبیعت وجودت ایمان داشته باش زیرا شما تمام عوامل لازم رو کنار هم جمع نموده ای و فقط وفقط باید با هماهنگی ذهنیت و روح اجازه دهی تا راهنمای درونت عمل کند و کارش را انجام دهد.. و این نوشته های استاد در کتابشون رو اینجا نوشتم که واقعا چقدر ظرف وجودشون رو گسترش دادند که در عمل برای تضاد سختی که برای فرزند نازنین شون پیش آمد هدایت و شهود قلبی ایشون خداگونه بود و نشانه اش احساس آرامش است.. دقیقا جوابی بود که استاد به آقای عرشیانفر دادند..
آنجا که ترس وجود دارد ایمان وجود ندارد و آنجا که ایمان است ترسی وجود ندارد
فقط کسانی که قادرند مشکلات را از زاویه ی متفاوت تر ببینند موفق می شوند
یعنی کسانی که قادرند با تسلط بر ذهن خود در هر لحظه میان ذهن شان و روح هماهنگی ایجاد نماید به خوشبختی حقیقی می رسند .. رهبرانی مانند گاندی و نیلسون ماندلا.. در واقه هیچ انسانی نمی تواند سی چهل سال در زندان دوام آورد مگر اینکه دیدگاه متفاوتی نسبت به زندان داشته باشد و به زندان طور دیگه ای نگاه کند همان نگاهی که زینب در کربلا داشت که می توانست برای هر کس دیگری حتی یعقوب اتفاقی بسیار سخت و غم انگیز و فاجعه بار باشد زیرا نگاه زینب نگاه عاشقانه بود که وقتی از او پرسیدن در کربلا چه دیدی گفت همه اش زیبایی است که برادرش عاشق شهادت بود و به عشق خود رسیده بود.. برای زینب نگاه مرگ نسبت به دیگران متفاوت بود یعنی تغییر فرکانس دیدگاه و افکار و باورهایش است
اگر ما احساس خوبی داشته باشیم یعنی در مسیر سرعت رساندن به خواسته هایمان هستیم پس یک اتفاق و تضاد بظاهر بد را می توانیم با تغییر زاویه ی نگاهمان تغییر دهیم. که البته کار فوق العاده مشکلی است که استاد عزیزمون با کنترل ذهن و با هدایت های الهی در خودشون بوجود آوردند..
و این کار بسیار مشکلی است که بتوانیم در شرایط سخت ذهن مونو کنترل کنیم ولی با تمرین های مداوم در مسیر بهتری هدایت می شویم.. که استاد در زمان های فبلتر هدایت شدند به آقای عشقیار که سه فرزند پسرش رو از دست داده بود ولی خانمش نتوانست با این مسایل کنار بیاید و تعادل جسم و روح خود رو از دست داد.. و استاد خیلی قلبتر مسیر تکاملشونو طی کرده بودند..
تفاوت فواد با قلوبهم
سوره ۸ سوره شمس.. خیر و شر را به همه الهام میکنیم
۶۲ یونس آگاه باش که دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند
رحمانیت خداوند جزیی از قوانین سیستم کیهانی است.. یعنی قوانین سیستم حکم میکند تا به هر موجودی حیات ببخشد و این رحمانیت فقط و فقط برای مومنین است نه کافر و مشرک
استفاده آگاهانه از قوانین این انرژی کیهانی از نگرانی هایمان می کاهد و ما را به آرامش درونی می رساند .. آرامشی پایدار که هیچ اتفاق و یا عامل بیرونی نتواند بر آن تاثیر بگذارد
و از طرف دیگر الخیر و فی ماوقع.. یعنی با تغییر زاویه نگاهمون یک تضاد بظاهر بد را برای خودمان می توانیم تغییر دهیم و با تغییر احساس و زاویه احساسی مون می توانیم بگویمم حتما خیریتی در این تضاد و اتفاق نهفته است پس اینگونه به آرامش می رسیم..
ممنون استاد عزیزم که واقعا استادی برازنده کسی چون عباسمنش بود ولا غیر ….
خدا قوت استاد جان
خدایاااا شکرت که پیرو راه درست شما هستم
خدا رو شکرت
از خدا خواستم من را هدایت کند به عملگرایی به شیوه درست و مناسب تا بتوانم در زمان درست و مناسب و در مکان درست و مناسب تصمیمات درست و مناسبی رو بگیرم و هدایت شوم به بهترینع بهترین ها ..
خدایااا شکرت که در چنین سایت پر اعظمتی حضور دارم و زاویه نگاهم نسبت به همیشه متفاوت تر شد
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی ام.
“پروژه درک بهتر قوانین خداوند”
□ گام هفتم؛ اعتماد به خدا، آرامش قلبی و دریافت الهامات الهی
ادامه لایو استاد عباسمنش با آقای عرشیانفر
مقدمه:
برخی آموزشها را میتوان بارها شنید، اما تنها در زمانی خاص آنها را درک کرد.
برای من، لایو استاد عباسمنش با آقای عرشیانفرازهمین دست اموزههااست.
این فایل را پیشتر بارها گوش کرده بودم اما اکنون که در قالب «پروژه درک بهتر قوانین خداوند» دوباره با آن مواجه شدم دریافتم که فهم من از این مطالب عمیقتر و کاربردیتر شده است.
احساس میکنم همانگونه که استادبارها توضیح داده اند، با افزایش آگاهی و تغیر نگرش، مدار وجودی انسان تغیر میکند و در نتیجه مفاهیمی که پیشتر صرفاً شنیده میشد، اکنون به مراتب قابل لمس وقابل درک میشود.
●نقطه عطفی به نام آگاهی
شش سال پیش، مسیری تازه در زندگی من آغاز شد.
مسیری که آن را لطف و هدایت الهی میدانم در این مسیراشنایی با آموزههای استاد عباسمنش نقشی تعیینکننده برایم داشت و به نقطه عطفی در زندگی من تبدیل شد.
آگاهیهایی که در این سالها دریافت کردهام دانشی نبود که در پنجاه سال نخست زندگیام به آن دسترسی داشته باشم. نتیجه این تغییر نگرش و اصلاح باورها تحولی بنیادین در زندگی من بود.
تحولی که مهمترین ثمره آن، آرامش درونی است.
آرامشی که امروز آن را نه بهصورت مقطعی، بلکه بهعنوان کیفیتی پایدار در زندگی تجربه میکنم.
●اعتماد به خدا؛ سنگبنای توحید عملی
یکی از اساسیترین مفاهیمی که پس از آشنایی با این مسیر در زندگی ام تجربه کردم درک “توحید”بود.
نه توحید ذهنی و نظری، بلکه
توحید عملی واقعی….
خدایی که در این آموزهها شناختم. خدایی نزدیک.
خدایی حاضر.
خدایی همراه.
خدایی که یک لحظه انسان را رها نکرده وهمواره در کنار اوست.
امروز بیش از گذشته احساس میکنم تنها نیستم و نیرویی آگاه و حکیم همواره همراه من است.
هرچه میزان اعتماد من به این حقیقت جهان افزایش یافته نتایج آن را شفافتر در زندگی خود مشاهده کردهام.
«وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
سوره طلاق، آیه 3
(هرکس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند.)
●تجربهای شخصی از توکل به خدا
تازه ترین تجربه اعتمادکردن من به خدادر جریان همین اتفاقات اخیر کشوربود
درجریان حوادث اخیردرکشوربخش زیادی از جوانان درگیر هیجانات و تنشها بودند. من نیز بهعنوان پدر دو فرزند پسر در همین رده سنی دارم طبیعتاً میتوانستم دچار نگرانی و اضطراب شوم.
اما بهجای غرق شدن در ترس و نصیحتهای تکراری واذردهنده اگاهانه تصمیم گرفتم فرزندانم را به خدا بسپارم و از خداوند بخواهم که آنها را بهواسطه محبتی که نسبت به بندگانش داردبه مسیر درست هدایت کند و در هر شرایط وموقعیتی محافظشان باشد.
ودران ایام مرتب جملات تاکیدی راتکرارمیکردمثل:
“فرزندان من درنورخداگام برمیدارند وتحت حمایت الهی هستند”
“فرزندان من دردستان امن خداوندهستند وازهرسومحافظت میشوند”
“خدایامن خودم، خانواده ام، همه کس وهمه چیزو میسپارم دست توتافارغ رهاشوم خودحافظ ونگه دارمان باش”
نتیجه این انتخاب آرامشی بود که جای نگرانی را گرفت و تجربهای عینی از اعتماد به خدا را برای من رقم زد.
●قرار گرفتن در مدار دریافت الهامات الهی
یکی از پرسشهای مهمی که در این گام از پروژه مطرح میشود این است:
●چگونه خود را در مدار دریافت الهامات الهی قرار دهیم؟
برداشت من از تجربه شخصیام این است که کلید این موضوع، کنترل ذهن در شرایط نادلخواه است.
هر زمان که توانستهام در مواجهه با تضادها، فشارها و شرایط ناخوشایند، ذهن خود را مدیریت کنم و واکنشهای هیجانی را کنار بگذارم مسیر دریافت الهامات الهی برایم هموار شده است.
الهامات الهی در ذهنی آشفته و قلبی ناآرام جاری نمیشود.
●قلب؛ جایگاه ایمان و دریافت الهامات
در این لایووسلسله آموزههای استادتأکید میشود
که قلب، دریافتکننده الهامات الهی است؛ اما منظور از قلب صرفاً عضو فیزیکی بدن نیست.
○انسان دارای دو نوع قلب است:
قلب فیزیکی که وظیفه پمپاژ خون را بر عهده دارد
قلب معنوی که جایگاه ایمان، آرامش، یقین و الهامات الهی است
وقتی انسان بتواند:
در شرایط نادلخواه، ذهن خود را آرام نگه دارد
در احساس خوب باقی بماند
با جریان الهی همسو شود
آنگاه قلب او آماده دریافت الهامات میشود.
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
سوره رعد، آیه 28
(آگاه باشیدتنهابانام خدادلهاارام میگیرد)
●نمونههایی عینی از ایمان و تسلیم
استاد در این بخش، تجربهای بسیار عمیق از زندگی شخصی خود بیان میکنند. ایشان از فقدان فرزند دو سالهشان سخن میگویند و توضیح میدهند که چگونه در مدت کوتاهی توانستند ذهن خود را کنترل کرده و این فقدان را در چارچوب امانت الهی درک کنند.
ایشان فرزند خود را امانتی از سوی خدا میدانند که برای مدتی کوتاه در کنارشان بوده و از حضورش لذت بردندو بهرهمند شدهاند. این نگاه، نتیجه آمادگی ذهنی و ایمانی پیشین است.
درهمین راستااستادازآشنایی تکان دهنده خود با آقای عشقیار اشاره میکنند ( نمیدانم درحال حاضرایشان درقیدحیات هستن یانه؟)فردی که دو فرزندش به شهادت رسیده بودند و فرزند سوم نیز از داغ آن دو از دنیا رفته بود. با وجود این مصائب، ایشان تا سنین بالا از سلامت ذهن، شادابی و حضور در زندگی برخوردار بودندبطوریکه درسن 90سالگی کبوتربازی میکردند وشعرمیگفتند
در مقابل، همسر ایشان قرار داشت که نتوانسته بود ایمان خود را حفظ کند و نتیجهای کاملاً متفاوت را تجربه کرده بود.
این دوالگوبه خوبی به ما نشان میدهد که ایمان، تعیینکننده کیفیت تجربه انسان از زندگی است.
نه صرفاً شرایط بیرونی.
●آرامش قلبی، مشیت الهی و «انشاءالله»
در ادامه این گفتگوی جذاب وعمیق استاد به مفهوم «انشاءالله» و قرار گرفتن در مشیت الهی اشاره میکنند و به آیهای از قرآن استناد میشود که میفرماید:
به اسم رفاقت قسم، فقط به خاطر همین اسم، خواستم اینجا چیزی بنویسم.
استاد عباسمنش، ممنونم که خاطره گریه کنار جاده رو تعریف کردید. خدا میکائیل رو براتون شاد و سالم نگه داره. خدا خودتون و عشقتون رو در پناه خودش سالم بداره، آمین.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت شناخت خودش و شناخت ِِقوانینِ ثابت حاکم بر جهان هستی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که خودتون رو شناختید ،خدای خودتون رو شناختید و قوانین ثابتِ جهان هستی رو شناختید و خوب زندگی کردید و ازطریق این سایت توحیدی به ماهم آموزش میدید
سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که به درخواستم پاسخ داد و منو هدایت کرد به سمت آگاهی های شما
و سپاسگزارم از خودم که پای تعهد بهبود دائمی خودم ایستادم و دراین امرِ مهم ،استمرار می ورزم.
مهربان پروردگارم من ترو انتخاب کردم ، تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ، خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی.
خدایا من به هر خیری ازجانب تو فقیرم ،
خدایا من از طریق آگاهی های استاد عباس منش عزیزم ، درمسیر آرام کردن قلبم هستم درمسیر کنترل ذهن و ماندن در احساس خوب هستم ، تو هدایت من رو برخودت واجب کردی ، لطفا کمکم کن تا قلبم آرام بگیره و این هدایت هارو دریافت کنم ، تا شجاعت عمل کردن رو داشته باشم تا به غیب و یاری تو ایمان بیشتری داشته باشم
خدایا من که میدونم یا خودم زودتر خواهم رفت یا رفتن عزیزانم رو خواهم دید ، لطفا قلبم رو سرشار از توحید و یکتاپرستی کن تا ، دراون زمان آرام باشم و تسلیم خواست تو باشم .
من هرروز دارم رو خودم کار میکنم ، اوایل در شادی و روزهای خوب یاد تو بودم ، بعدا کم کم از طریق آگاهی های این سایت ،یادگرفتم که وقتی کمی حالم بد هست هم بتونم ذهنمو کنترل کنم و باز یاد تو باشم ، حالا مثالهای زیادی دارم که در زمان های خیلی سخت که برای منه ماریا حادثه ی بزرگ محسوب میشد ، بازهم با یاد تو و با آموزش های استاد عباس منش عزیزم ،تونستم ذهنمو کنترل کنم و آرام باشم و بگم چون من درمسیرم پس حتما این اتفاق هم خیر مطلقه و قراره منو به خواستم برسونه
مثالهایی از اتفاقات کوچیک مثل شکستن گوشی تا اتفاقات کمی بزرگتر مثل تصادف ، تا کمی بزرگتر مثل از بین رفتن پس انداز چندین ساله و…
که انصافا بعد از ورود این سایت و عمل به آگاهی هاش کم و کمتر شد، اما وجود داره چون ما در دنیای مادی زندگی میکنم و چالش و برخورد با تضاد خاصیت این جهان است ، اما این من بودم که با عمل به قوانین ،مدت زمان ماندن درحال بدم، طی تکامل به چند ساعت رسید و میتونه خیلی کمتر ازاینم بشه، اگر من بیشتر ازاینا رو خودم کار کنم،
وحالا مهربان پروردگارم، ازت درخواست میکنم که به لبیکم پاسخ بدی ، من ترو انتخاب کردم ، من میخوام یکتاپرست باشم
لطفا دراین مسیر کمکم کن و دستانم رو بگیر ،
من میخوام مهمترین رابطه ی زندگیم یعنی رابطه با ترو تقویت کنم لطفا هدایتم کن به این مسیر و دلم رو قرص کن تا توحید رو درعمل هام نشون بدم ،تا تحت هر شرایطی تنها ترا بپرستم و تنها از تو یاری بجویم.
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.
من میخوام مهمترین رابطه ی زندگیم یعنی رابطه با ترو تقویت کنم لطفا هدایتم کن به این مسیر و دلم رو قرص کن تا توحید رو درعمل هام نشون بدم ،تا تحت هر شرایطی تنها ترا بپرستم و تنها از تو یاری بجویم
واقعا که عالی نوشتین
این دعاتون درخواست چند ماه قبلم بوده
و خدا خودش کمکم کرد(چقدر این جمله رو دوس دارم که خدا کمکم کرد ) من از اول امسال انقد دلم قرص شد بهش و به قوانین ثابتش که انگار دیگه نگرانی برام معنایی نداره
در حالی که تضاد الانم خیلی زیاده ولی خداروشکر ایمان بهش میچربه و خدا خودش بهم میگه الآنشم میگه که فقط تو حس خوبت بمون فقط ایمانتو بهم نشون میده باآرامشی که داری من برات کن فیکون میکنم
و چقدر خوبه که ما اعتقاد به خدا رو با اعتماد به خدا جواب بدیم و حالمون بد نشه و بگیم
سلام و وقت بخیر خدمت هم خانواده ای عزیزم آقا رامین گرامی
سپاسگزارم که برام کامنت نوشتی تحسینم کردی و تجربتو باما به اشتراک گذاشتی
اینکه میشنوم، درخواست من ، دعای شما هم بوده و خیلی زود پاسخ گرفتید و دلتون به قوانین قرص شد و حالا نگرانی هاتون به کمترین حد ممکن رسیده،خیلی خوشحال میشم
و با شنیدن تجربتون ، باور من هم قوی تر میشه،
که آری میشود .
ماریا جهان سریع الاجاب هست و اگر همچنان متعهدانه رو خودت کار کنی میتونی پاسخ هارو دریافت کنی
سپاسگزارم از شما و من هم براتون آرزوی ثروت ، سلامت و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو دارم .
بنام خدای مهربان هرچه دارم از آن توست ومن بدون تو هیچی نیستم .خدایا کمکم کن این کامنت رو بنویسم وی رد پای از خودم بزارم .ممنونم از استاد عزیزم عباس منش واستاد عرشیانفر تشکر میکنم که مارو با قانون آشنا میکنید .وبه ما یادمیدین که چطوری در مسیر هدایت قرار بگیریم خدایا شکرت خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی استاد جان خیلی سعی میکنم ارامش بیشتری داشته باشم از این که تونستم کامنت بزارم خیلی خوشحالم هرروز فایل های رایگان شما رو گوش میکنم هرموقع فایل جدید میاد رو سایت کامنت بچه هارو میخونم ممنونم از بچه های سایت خدایا سپاسگزارم بخاطر تمام نعمتهای که تو زندگی دارم خدایا سپاسگزارم بخاطر حال خوبم
سلام
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
همه ما در شعور الهی هستیم یک آگاهی ناب داریم و این مهم است که خودمان بتوانیم این آگاهی را باور کنیم و به آن ایمان بیاوریم و همه چیز همان توکله است همان توکل به خدایی که ما نمی بینیم ولی آن را باور داریم و به آن ایمان داریم in god we trust اگر توکل کنیم اگر ایمان داریم اگر باور قوی داریم ما باید به خدایی توکل کنیم به آن شعور برتر باور داشته باشیم که نمی بینیمش ولی هست و ما باید به آن در یک راستا باشیم تا به خواسته هایمان برسیم.
یعنی همان نیروی معنوی همان چیزی که ظاهرا نیست ولی می دانیم که درونا هست و ما باید به آن نیرو به آن آگاهی به آن شعور ایمان بیاوریم یعنی همانی که می نویسیم و میشود این شعور انرژی بسیار بالایی دارد و این ما هستیم که خود را به ان نیرو می سپاریم یا نه. وقتی خود را به این نیرو می سپاریم و توکل میکنیم یعنی ایمانمان این قدر قوی است که فقط تسلیم هستیم و اگر غیر این باشد هم که نتیجه مشخص است.
تمام کارمان باید این باشه که به خدا توکل کنیم نه در حرف بلکه در عمل، ما بندگی امان رانشان دهیم خودش ما راهدایت میکند خودش می گوید که کدام راه برای ما بهتر است و این از همان می آید که ما درعمل به خدا توکل کنیم وواقعا به خدا توکل کنیم و به او ایمان بیاوریم و اگر این را میگوییم درعمل آن هم آن را نشان دهیم بندگی خدا را داشته باشیم یعنی طرف خودمان را انجام دهیم خدا هم طرف خودش را انجام میدهد.
باید برویم توی موج آرامش که خدا ما را هدایت کند اول ما باید آرامش داشته باشیم بعد هدایتها را هم دریافت میکنیم و راه درست را می پیماییم و به نیتجه هم می رسیم.
Just do it now
به نام خداوند بخسنده ی مهربانم که هرچه دارم وهرچه به دست می آورم از خیر و نیکی همه از سرلطف و از آن اوست.
خدایا شکرررررررررت
سلام خدمت استاد بزرگوار و همه ی دوستان عزیز
اگاهی های این فایل رو هزاران بار باید گوش کرد و نت برداری کرد.
آگاهی های این فایل با قسمتی از زندگی من مشابه که گفتم بنویسم تا هم برای خودم یادآوری بشه و هم شما بدونید.
من حدود 13 سال دچار بیماری وسواس پاکی و نجاست شده بودم. اولش هم کم بود ولی روز به روز بیشتر و بیشتر شد. جوری که شب ها با گریه میخوابیدم. روزها با استرس اینکه الان اینجا نجس نشه اونجا رو چه جوری آب بکشم سپری میشد. وقتی هم ازدواج کردم دیگه اوج گرفت جوری که همسرم داشت خسته میشد از زندگی کردن با من.
تو این سالها چه قبل از ازدواج چه بعدش انواع روانپزشک ها رو رفتم. انواع مشاوره ها رفتم. ولی فقط موقت خوب میشدم.
ازدواج که کردم متوجه شدم نمیتونم بچه دار بشم. هزار راه رو رفتم و هرروز غمگین تر از دیروز.
خلاصه که پذیرفتم که من نمیتونم بچه دار بشم.
دقیقا وقتی که پذیرفتم و دیگه بهش فکر نکردم متوجه شدم باردارم. چیزی شبیه معجزه بود.
هرکی میشنوید از خوشحالی گریه میکرد.
چقدر برام مهمونی گرفتن. چقدر پیام تبریک و…
اما همچنان وسواس لعنتی اذیتم میکرد و اینقدر آب و آبکشی کردم تا از دست دادمش.
شبی که از مطب دکتر اومدم خونه
گوشی م رو خاموش کردم، تلفن خونه رو هم از کار انداختم و در خونه م رو به روی هیچ کی باز نمیکردم. دو روز تمام گریه میکردم.
اون صدای تپش قلب که شنیدم، تبریک ها و مهمونی ها و اشک های از سر شوق میومد جلو چشام و مدام گریه میکردم.
هیچ چیزی آرومم نمیکرد. متأسفانه اونروزا با استاد عزیزم هم آشنا نبودم و قانون رو بلد نبودم وگرنه دوروز هم گریه نمیکردم و زودتر خودم رو جمع و جور میکردم.
تا اینکه همسرم اومد و گفت تو فقط یه صدای قلب شنیده بودی. نه اونو دیده بودی و نه اونو لمس کرده بودی. دلت رو بذار پیش دل مادرهایی که بچشون رو به دنیا آوردن بزرگ کردن باهاش هزارتا خاطره داشتن و یه نامرد اونو میکُشه. سال 1401 بود و اعتراضات خانم مهسا امینی.
همین حرف منو به فکر برد.دیگه سریع گفتم فرزانه همسرت درست میگه پاشو دیگه بسه. دیگه گریه هات رو کردی.
خلاصه که تمومش کردم و رفتم خونه ی مامانم تا ازنگرانی دربیاد. و خلاصه که انگار نه انگار بچه ای بوده و نبوده. حتی نذاشتم هیچ کس چیزی بپرسه یا راجع بهش حرف بزنه.
یه شب از آب و آبکشی کمر درد شدید گرفتم. با گریه رفتم تو رختخواب و با گریه و عجز به خدا گفتم منو از این وسواس لعنتی نجات بده دیگه نمیتونم. زندگیم داره نابود میشه. کمردرد گرفتم. خسته شدم.
رفتم تو گوگل تا شماره مشاوره برای وسواس پیدا کنم که با یه سایتی آشنا شدم که نوشته بود درمان وسواس استاد بیگدلی . جذبش شدم و شمارش رو برداشتم تا فرداش زنگ بزنم.
زنگ زدم و گفت عضو کانال تلگرام شو و وویس ها رو گوش بده.
یک هفته گذشت و من چشم بازکردم دیدم وسواسم خوب شده. وسواسی که چقدر هزینه ی روانپزشک و مشاور و داروهای مختلف داده بودم و فایده ای نداشت.
طبق قانون خدا وقتی بچه م رو گرفت من چون و چرا نکردم.گریه کردم دو روز ناراحت بودم اما بعدش حتی یه کلمه هم راجع بهش حرفی نزدم و گفتم و خندیدم و اصلا نگفتم چرا ازم گرفتیش. خدا هم بهم پاداش داد و اون وسواس لعنتی و زجرآور رو از زندگیم حذف کرد.
من اینو با پوست و خونم لمس کردم که هراتفاق به ظاهر تلخی که میفته اگر بتدنیم کنترل ذهن کنیم و بگیم الخیر فی ما وقع و لذت ببریم از زندگی خدا پاداش های بزرگی میده.
واقعا سپاسگزارم از خداوند که به من پاداش داد و سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز که این آگاهی های ناب الهی رو به رایگان دراختیار ما قرار دادن. 🌹🌹🌹🌹
خدایا شکرت
سلام استادم امیدوارم عالیترباشین
استادخوبم چقدرشماخوبین آخه روزی رونمیخواهم داشته باشم بی یادخداوندونشنیدن صدای الهی شمااستادجان شمافقط کلام خداروبرزبان میاریدودقیقا راه شنیدن الهامات خداروبرام تواین فایل مثل آب زلال واضحتر گفتین مرحبا به درک عظیمعظیمتون آفرین برشماکه اینقدرقشنگ قرآن رودرک کردیداستادجانم دوست دارم منم درکم مثل شمابشه باجان ودل کلمه به کلمه گفته هاتوباجانم میشنوم ومثل وحی منزل قبول میکنم این قلب منست که باهربارشنیدن حرفاتون به اندازه دریاوسعت میگیرد وآرامشی ژرف که خودم لذتشوباجانم درک میکنم استادگلم دست مریزادکه الگوی من هستیددراعتمادبخدامنم سعی میکنم خداروباورکنم قدرت اوراوحکمتشوقبول کنم وبه مقام تسلیم ورضا وصبوری برسم واقعاکه اونموقع که گفتین خدابه درخواست شماهمیشه جواب میدهدباپوست واستخوانم درک کردم چون خودم ازخدادقیقا راه توحیدورسیدن به مقام خشنودی وثروت وعزت وسعادت روباجانم خواسته بودم وچقدرقشنگ هرروزهدایتم میکنه فدای اینهمه لطف وکرمش. واقعا وقتی به یاریهای خدادرزندگیم فکرمیکنم به نعمتهایی که بهم داده فکرمیکنم نمیتونم شادنباشم واشک شوق نریزم استادجان به همت فایلهای شماالان تواحساسی هستم شبیه احساس شمادربندرعباس راه میرم گریه شوق میریزم نفس میکشم بیادمحبتش میافتم وچقدرمن اینوتحسین کرده بودم درشماواقعادرس بزرگتونوبااب طلادرقلبم نوشتم هرچقدرزیباییهاورفتارهای مثبت راتحسین کنی یه روزخودت صاحب همون نعمتهامیشوی استادجان الان مثل شمابه هرطرف زندگیم نگاه میکنم نعمته ثروته شادیه شکرگزاریه وسعادت وچقدرقشنگ ازشمایادگرفتم بچه هاموبسپرم به دست خداوچقدراین خدای من خوب داره بچه هامووزندگیشونوهدایت میکنه به سمت نعمتهاوثروتها وشادی وسلامتی وشکرگزاری الهی شکربرتک تک نعمتهایم الهی شکرخدایا تورادارم وجزیی ازوجودپاک قدرتمندثروتمندواصیل وباارزش توهستم ممنون ازاستادم که مرادراین راه مرشدهست وبدون کمکش نمیتوانستم خوشبختی راتابه این حدتجربه کنم استادم چقدرقشنگ هرروزماموریتت درزندگی راخوب انجام میدهی وهرروزمیلیونهانفرروبه احساس عالی میرسونی ازخدابرایت آرزوهای قشنگ میخواهم دنیاراشادتروخوشبختی رابیشتردرک کنید.سپاسگزارم
به نام خدایی که انسان را مختار آفرید…
سلام خدمت استاد ارجمندم. بی نهایت از این گفتگو لذت بردم و دلم میخواهد بارها و بارها آن را گوش کنم. سالهاست که در تناقض عجیب بین خواست خودم و خدایم گیر کرده بودم. از آنجا که در خانواده مذهبی بزرگ شده بودم و در محیطهای مذهبی تحصیل کرده بودم این باور در ذهنم ایجاد شده بود که همه چیز خواست خداست و من هیچ اختیاری ندارم و از سوی دیگر در آموزه های دینی میخواندم که انسان موجودی مختار آفریده شده است و باز دچار تناقض میشدم کدام اختیار؟ اگر قرار است خواست خدا باشد پس اختیار من کجاست. سالها این فکر در وجودم بود و این سوال ذهن مرا درگیر می کرد از اساتید بسیاری هم سوال کردم و هر کسی جواب می داد اما قانعم نمیکرد من مفهوم اختیار و خواست انسان و خواست خدا را در کلام استاد عباس منش دریافتم و بی نهایت سپاسگزار خدایم و سپاسگزار استاد هستم. سالهاست قرآن می خواندم اما در این حد هرگز دقت نکرده بودم و به این زیبایی که استاد فرق بین ریشه شاء و اراد را توضیح داده است هیچکس نمیتوانست آن را برایم بازگو کند. سال ها تمام زندگیم پر شده بود از چرا ها که چرا خدا ان را برایم خواسته چرا آن را نخواسته است. اما اینک در یافتم که به قول استاد همه چیز از من آغاز می شود این من هستم که باید هدایت را بخواهم تا خدا آن را به من بدهد. وقتی به آموزه های استاد فکر می کردم و دنبال معنای اختیار بودم روزی این جمله در ذهنم طنین انداخت که اختیار تو به انتخاب توست. این جمله در جانم نشست و آن را به دیوار اتاقم چسباندم. آری این من هستم که باید انتخاب کنم که چه چیز را می خواهم خوشبختی را یا بدبختی را سلامتی را یا بیماری را فقر را یا ثروت را و آنگاه خواست خدا در انتخاب و خواست من متجلی خواهد شد. وقتی راه و مسیر را انتخاب می کنی آنگاه باید با تمام وجود به خدا اعتماد کنی و به الهامات و هدایت هایی که بر سر راهت قرار می گیرد عمل کنی تا شاهد معجزه های خداوند باشی. اینک خیلی بیشتر از گذشته از تردید هایم رها شده ام. هرگاه کاری را آغاز میکردم در میانه راه دچار تردید می شدم که نکند این راه خواست خدایم نباشد و همین موضوع باعث می شد که حال خوبی در مسیرم نداشته باشم اما اینک هرگاه که نجواهای شیطان دوباره تلاش می کند تا مرا دچار تردید کند و به ذهنم القا کند که نکند این خواسته تو خواسته خدایت نباشد به خودم پاسخ می دهم که خواست تو هرگز از خواسته خدا جدا نیست. خواست تو در خواست خدا متجلی می شود و خداوند هدایت گر تو در مسیر رسیدن به خواسته هاست. تو فقط کار خودت را بکن و آنچه که به تو واگذار شده است انجام بده و بقیه را به خداوند بسپار و تمام.
زهرای عزیز
واقعا از کامنت بچه های عزیز سایت لذت میبرم..وقتی میبینی خدایی هست که اینطور پاسخ میده بهت و مهر تایید بر اون اعتمادی میزنه که ذهن نجواگر نمیذاشت و قبولش نداشت اما تو سفت وایستادی و گفتی من رو همین انتخابم قمار میکنم و روی الهام دلم شرط میبندم و کاری به چرت و پرت هایی که از طرف شیطان هست کاری ندارم…
تهش هرچی شد من میپذیرم و اعتماد و ایمان خودم رو میزارم روی خدای خودم..روی تلاش خودم و چقدددددر زیباست وقتی همون ایمان و باور تو در زندگی تو متجلی میشه..
خدایا هزاران بار شکرت…
تازه دارم معنی حی رو درک میکنم…
تازه دارم نگاه سیستمی رو میفهمم …
خدایا هزاران مرتبه شکرت که اینقدر درست جواب میدی…الهی شکر..
اقرا باسم ربک الذی خلق…
زهرا جان سلام
میخواستم کامنت بنویسم اما کامنت تو منو هدایت کرد تا تحسینت کنم بخاطر اینکه اینقدر زیبا گفتی که تصمیم من جدا از تصمیم خدا نیست بینهایت منطق زیبایی آوردی و خیلی جالب خداراشکر بابت این اعتمادی که به خدا داری اشک منو درآوردی سپاسگزارم ازخدا بابت این گروه موحد
قسمت ۵۲
گفتگوی استاد عباسمنش با آقای عرشیانفر
و سلام به دوستان همراه در این قسمت..
IN COD WE TRUST
ما به خدا اعتماد داریم
احساس خوب == اتفاق خوب
نتایج خوب
الخیر و ما فی وقع
فَسَنیُسرُه لِلیِسُری
الذین آمنو تطمعن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمعن القوب
انما نجوا من الشیطان
ان شاءاِلله
ولوشاءالله
ان یشاءالله اینها همان قوانین بدون تغییر الهی یا مشیت و سنت الهی است
نتیجه ایمان باید احساس آرامش باشد
نشانه هماهنگی میان ذهن و روح در تمامی جنبه های زندگی یک آرامش کلی و یقین است
تمام صحبت های استاد واقعا نشان از عملگرا بودن استاد به تمام قوانین کیهانی است و این صحبت ها من را وادار کرد که دوباره برم کتاب های استاد رو بازخوانی کنم بخصوص کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم واقعا استاد عزیزمون در پاسخ های آقای عرشیانفر بصورت کاملا حرفه ای با آنچه که در کتابشون گفتند مطابقت کاملی داشتند واقعا تحسین کردم استادمونو که اینقدر در مبحث توحیدی مطابق با قوانین کیهانی عملگرا بودند..
این مبحث کتاب رو خیلی دوست داشتم👇👇👇
به طبیعت وجودت ایمان داشته باش زیرا شما تمام عوامل لازم رو کنار هم جمع نموده ای و فقط وفقط باید با هماهنگی ذهنیت و روح اجازه دهی تا راهنمای درونت عمل کند و کارش را انجام دهد.. و این نوشته های استاد در کتابشون رو اینجا نوشتم که واقعا چقدر ظرف وجودشون رو گسترش دادند که در عمل برای تضاد سختی که برای فرزند نازنین شون پیش آمد هدایت و شهود قلبی ایشون خداگونه بود و نشانه اش احساس آرامش است.. دقیقا جوابی بود که استاد به آقای عرشیانفر دادند..
آنجا که ترس وجود دارد ایمان وجود ندارد و آنجا که ایمان است ترسی وجود ندارد
فقط کسانی که قادرند مشکلات را از زاویه ی متفاوت تر ببینند موفق می شوند
یعنی کسانی که قادرند با تسلط بر ذهن خود در هر لحظه میان ذهن شان و روح هماهنگی ایجاد نماید به خوشبختی حقیقی می رسند .. رهبرانی مانند گاندی و نیلسون ماندلا.. در واقه هیچ انسانی نمی تواند سی چهل سال در زندان دوام آورد مگر اینکه دیدگاه متفاوتی نسبت به زندان داشته باشد و به زندان طور دیگه ای نگاه کند همان نگاهی که زینب در کربلا داشت که می توانست برای هر کس دیگری حتی یعقوب اتفاقی بسیار سخت و غم انگیز و فاجعه بار باشد زیرا نگاه زینب نگاه عاشقانه بود که وقتی از او پرسیدن در کربلا چه دیدی گفت همه اش زیبایی است که برادرش عاشق شهادت بود و به عشق خود رسیده بود.. برای زینب نگاه مرگ نسبت به دیگران متفاوت بود یعنی تغییر فرکانس دیدگاه و افکار و باورهایش است
اگر ما احساس خوبی داشته باشیم یعنی در مسیر سرعت رساندن به خواسته هایمان هستیم پس یک اتفاق و تضاد بظاهر بد را می توانیم با تغییر زاویه ی نگاهمان تغییر دهیم. که البته کار فوق العاده مشکلی است که استاد عزیزمون با کنترل ذهن و با هدایت های الهی در خودشون بوجود آوردند..
و این کار بسیار مشکلی است که بتوانیم در شرایط سخت ذهن مونو کنترل کنیم ولی با تمرین های مداوم در مسیر بهتری هدایت می شویم.. که استاد در زمان های فبلتر هدایت شدند به آقای عشقیار که سه فرزند پسرش رو از دست داده بود ولی خانمش نتوانست با این مسایل کنار بیاید و تعادل جسم و روح خود رو از دست داد.. و استاد خیلی قلبتر مسیر تکاملشونو طی کرده بودند..
تفاوت فواد با قلوبهم
سوره ۸ سوره شمس.. خیر و شر را به همه الهام میکنیم
۶۲ یونس آگاه باش که دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند
رحمانیت خداوند جزیی از قوانین سیستم کیهانی است.. یعنی قوانین سیستم حکم میکند تا به هر موجودی حیات ببخشد و این رحمانیت فقط و فقط برای مومنین است نه کافر و مشرک
استفاده آگاهانه از قوانین این انرژی کیهانی از نگرانی هایمان می کاهد و ما را به آرامش درونی می رساند .. آرامشی پایدار که هیچ اتفاق و یا عامل بیرونی نتواند بر آن تاثیر بگذارد
و از طرف دیگر الخیر و فی ماوقع.. یعنی با تغییر زاویه نگاهمون یک تضاد بظاهر بد را برای خودمان می توانیم تغییر دهیم و با تغییر احساس و زاویه احساسی مون می توانیم بگویمم حتما خیریتی در این تضاد و اتفاق نهفته است پس اینگونه به آرامش می رسیم..
ممنون استاد عزیزم که واقعا استادی برازنده کسی چون عباسمنش بود ولا غیر ….
خدا قوت استاد جان
خدایاااا شکرت که پیرو راه درست شما هستم
خدا رو شکرت
از خدا خواستم من را هدایت کند به عملگرایی به شیوه درست و مناسب تا بتوانم در زمان درست و مناسب و در مکان درست و مناسب تصمیمات درست و مناسبی رو بگیرم و هدایت شوم به بهترینع بهترین ها ..
خدایااا شکرت که در چنین سایت پر اعظمتی حضور دارم و زاویه نگاهم نسبت به همیشه متفاوت تر شد
خدایا ممنون وسپاسگزارم
🙏🙏🙏🙏🥀🥀🙋♀️
به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمان ها و تمام ثروت ها از آن اوست
اقرا باسم ربک الذی خلق
پیامبر حضرت محمد خودش رو آماده کرد خودش رو به فرکانس مبدا نزدیک کرد خودش رو به آرامش نزدیک کرد خدا رو انتخاب کرد و الهامات به قلبش سرازیر شد
من باید خدا رو انتخاب کنم
من باید آرامش رو بخوام
من باید شادی درونی رو بخوام
من باید رزق بی حساب رو بخوام
کلیدش حسه خوبه حال خوبه آرامشه
کی آرامش هست زمانیکه من بتونم نجواهای ذهنمو کنترل کنم
زمانی که با خودم صحبت کنم خودمو آروم کنم مثل مادری دلسوز حالمو خوب کنم خودمو به آرامش نزدیک کنم
حالا میتونه با مثال باشه با یادآوری گذشته باشه با دیدن پیامها و داستان های قرآنی باشه با اومدن تو این بستر الهی و خوندن کامنتهای دوستانم باشه
میتونه با نوشتن باشه میتونه با هر چیزی که خاصه شخصیت و روحیه ی خاصه منه باشه
از دید بالاتر به مسایل نگاه کردن باشه
حمایت و هدایت هر لحظه ی خداوند رو داشتن باشه
از هر طریقیییی
پیاده روی کردن موزیک گوش کردن فایل گوش کردن به قول من آب تراپی حالا چه ظرف شستن چه دوش گرفتن باشه
چه حتی کامنت گذاشتن باشه یا اصلا برای خودم نوشتن تو نت گوشی یا وورد لپ تاپ باشه
به هر طریقی من باید قدم اول رو بردااارم
به آرامش برسم
تا بتووونم در فرکانس دریافت و بهبودهای لحظه ای قرار بگیرم
آراااامش
آرامش زمانی میاد که بدوونم پروردگاری دارم توانمند که عاشقانه فرصت زندگی رو بهم بخشیده
قدرت اختیار بهم داده که بخوام چیزایی رو و انتخابشون کنم
حالا انتخاب من چیه؟
ترس؟نگرانی؟کمبود؟حال بد؟
یا
آرامش؟امید؟شور زندگی؟شادی؟
بهشت رو به بها میدن نه به بهانه
من آرامش میخوام من امید میخوام من شور زندگی میخوام من شادی درونی میخوام
اینا جایی جز در آغوش پروردگارم نیست
جز اونجایی که از بطنش اومدم نیست
اعتماااااد
به میزای که اعتماد دارم ایمان دارم
اینو شبانه روز باید تکرار کنم که چقدر اعتماد دارم؟
وااااقعا چقدر اعتماد دارم؟
واقعا دروناا از کی و از چی خواسته هامو میخوام؟
برای رسیدن به این حال خوب به این آرامش برای آماده شدن برای دریافت الهامات چندتا راه حل ساده هست
راه حل های اصولی و ابتدایی
تمرکز بر خواسته هااا نه ناخواسته ها
اعراااض از هر چیزی که دوسش نداااریییی
تلاش برای مدت بیشتری در حس و حال خوب موندن
آرام شدن
پذیرا شدن برای الهامات و اون سکینه ی قلب
خدا هیچ کس رو بیشتر از توانش تکلیف نمیده
هر چیزی برای رشد و بزرگ تر شدنه ظرف وجودیه منه نه برای آزار من
من آرامش رو میخوام
اون سکینه ی قلب رو میخوام
هر چیزی که نمود اصلم پروردگارم رو داره میخوام
من این زندگی این فرصت زندگی رو به بهایی و لایق بودنم دریافت کردم نشوون میدم که لایقش بودم و شوور و شوق زندگی رو در تار و پود زندگیم میپاشم
من همیشه دوس دارم ندای احسن الخالقین گفتن پروردگارم رو بشنوم
من پروردگارم و رضایت اون رو میخوام
من تنها بنده ی توام پروردگارم
من تنها مال توام و خودم رو جز برای تو لایق نمیدونم
من خودم رو این ذهن شگفت انگیزی که بهم بخشیدی رو آروم میکنم تا به هماهنگی با تو برسم تا آماده دریافت تکسین های قلبیت و هدایت هات باشم
تا مسیرم روشن بشه
تا قدم هام استوار بشه
تا بهترین خودمو زندگی کنم
تا فرصت زندگیمو به زیبایی زندگی کنم
عاشقانه میپرستمت دوست دارم و دوست دارم پروردگار من ای فرمانروای کیهان ای اول و آخر ای رزاق ای رحمن ای رحیم ای کیص
من خودم رو آماده میکنم و ظرف وجودیمو گسترش میدم بباران باران آگاهی آرامش و سکینه ی قلبی رو بر روح پاکم
بباران که من به اندازه درکم ازت خواستم اما تو به اندازه فضلت میبخشی
بنام خداوند
سلام نگین جان
ازینکه اینقد عاشقانه نوشتی بی نهایت لذت بردم و جذب کامنتت شدم
هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
ی لحظه وسط کامنتت که گفتی من شور میخوام،امید میخوام،ارامش میخوام و و و
ی لحظه صدای خدارو شنیدم که گفت اینارو میخوای؟!فکر میکنی برای من سخته؟بهت میدم
نمیدونم این ندای توی قلبم برای تو بود یا برای منی که داشتم کامنتتو میخوندم ولی شنیدم،من با قلبم شنیدمش.
ازت سپاسگزارم بابت این همه زیبایی تو کامنتت
از خداوند سپاسگزارم بخاطر آرامش قلبی که در هرلحظه بر قلبمون نازل میکنه،
واقعا الا بذکر الله تطمئن القلوب
تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد
خدای خوب من
ایاک نعبد و ایاک نستعین،
اهدنا الصراط المستقیم،
صراط الذین انعمت علیهم،
غیر المغضوم علیهم و الضالین.
بسم الله الرحمن الرحیم
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی ام.
“پروژه درک بهتر قوانین خداوند”
□ گام هفتم؛ اعتماد به خدا، آرامش قلبی و دریافت الهامات الهی
ادامه لایو استاد عباسمنش با آقای عرشیانفر
مقدمه:
برخی آموزشها را میتوان بارها شنید، اما تنها در زمانی خاص آنها را درک کرد.
برای من، لایو استاد عباسمنش با آقای عرشیانفرازهمین دست اموزههااست.
این فایل را پیشتر بارها گوش کرده بودم اما اکنون که در قالب «پروژه درک بهتر قوانین خداوند» دوباره با آن مواجه شدم دریافتم که فهم من از این مطالب عمیقتر و کاربردیتر شده است.
احساس میکنم همانگونه که استادبارها توضیح داده اند، با افزایش آگاهی و تغیر نگرش، مدار وجودی انسان تغیر میکند و در نتیجه مفاهیمی که پیشتر صرفاً شنیده میشد، اکنون به مراتب قابل لمس وقابل درک میشود.
●نقطه عطفی به نام آگاهی
شش سال پیش، مسیری تازه در زندگی من آغاز شد.
مسیری که آن را لطف و هدایت الهی میدانم در این مسیراشنایی با آموزههای استاد عباسمنش نقشی تعیینکننده برایم داشت و به نقطه عطفی در زندگی من تبدیل شد.
آگاهیهایی که در این سالها دریافت کردهام دانشی نبود که در پنجاه سال نخست زندگیام به آن دسترسی داشته باشم. نتیجه این تغییر نگرش و اصلاح باورها تحولی بنیادین در زندگی من بود.
تحولی که مهمترین ثمره آن، آرامش درونی است.
آرامشی که امروز آن را نه بهصورت مقطعی، بلکه بهعنوان کیفیتی پایدار در زندگی تجربه میکنم.
●اعتماد به خدا؛ سنگبنای توحید عملی
یکی از اساسیترین مفاهیمی که پس از آشنایی با این مسیر در زندگی ام تجربه کردم درک “توحید”بود.
نه توحید ذهنی و نظری، بلکه
توحید عملی واقعی….
خدایی که در این آموزهها شناختم. خدایی نزدیک.
خدایی حاضر.
خدایی همراه.
خدایی که یک لحظه انسان را رها نکرده وهمواره در کنار اوست.
امروز بیش از گذشته احساس میکنم تنها نیستم و نیرویی آگاه و حکیم همواره همراه من است.
هرچه میزان اعتماد من به این حقیقت جهان افزایش یافته نتایج آن را شفافتر در زندگی خود مشاهده کردهام.
«وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
سوره طلاق، آیه 3
(هرکس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند.)
●تجربهای شخصی از توکل به خدا
تازه ترین تجربه اعتمادکردن من به خدادر جریان همین اتفاقات اخیر کشوربود
درجریان حوادث اخیردرکشوربخش زیادی از جوانان درگیر هیجانات و تنشها بودند. من نیز بهعنوان پدر دو فرزند پسر در همین رده سنی دارم طبیعتاً میتوانستم دچار نگرانی و اضطراب شوم.
اما بهجای غرق شدن در ترس و نصیحتهای تکراری واذردهنده اگاهانه تصمیم گرفتم فرزندانم را به خدا بسپارم و از خداوند بخواهم که آنها را بهواسطه محبتی که نسبت به بندگانش داردبه مسیر درست هدایت کند و در هر شرایط وموقعیتی محافظشان باشد.
ودران ایام مرتب جملات تاکیدی راتکرارمیکردمثل:
“فرزندان من درنورخداگام برمیدارند وتحت حمایت الهی هستند”
“فرزندان من دردستان امن خداوندهستند وازهرسومحافظت میشوند”
“خدایامن خودم، خانواده ام، همه کس وهمه چیزو میسپارم دست توتافارغ رهاشوم خودحافظ ونگه دارمان باش”
نتیجه این انتخاب آرامشی بود که جای نگرانی را گرفت و تجربهای عینی از اعتماد به خدا را برای من رقم زد.
●قرار گرفتن در مدار دریافت الهامات الهی
یکی از پرسشهای مهمی که در این گام از پروژه مطرح میشود این است:
●چگونه خود را در مدار دریافت الهامات الهی قرار دهیم؟
برداشت من از تجربه شخصیام این است که کلید این موضوع، کنترل ذهن در شرایط نادلخواه است.
هر زمان که توانستهام در مواجهه با تضادها، فشارها و شرایط ناخوشایند، ذهن خود را مدیریت کنم و واکنشهای هیجانی را کنار بگذارم مسیر دریافت الهامات الهی برایم هموار شده است.
الهامات الهی در ذهنی آشفته و قلبی ناآرام جاری نمیشود.
●قلب؛ جایگاه ایمان و دریافت الهامات
در این لایووسلسله آموزههای استادتأکید میشود
که قلب، دریافتکننده الهامات الهی است؛ اما منظور از قلب صرفاً عضو فیزیکی بدن نیست.
○انسان دارای دو نوع قلب است:
قلب فیزیکی که وظیفه پمپاژ خون را بر عهده دارد
قلب معنوی که جایگاه ایمان، آرامش، یقین و الهامات الهی است
وقتی انسان بتواند:
در شرایط نادلخواه، ذهن خود را آرام نگه دارد
در احساس خوب باقی بماند
با جریان الهی همسو شود
آنگاه قلب او آماده دریافت الهامات میشود.
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
سوره رعد، آیه 28
(آگاه باشیدتنهابانام خدادلهاارام میگیرد)
●نمونههایی عینی از ایمان و تسلیم
استاد در این بخش، تجربهای بسیار عمیق از زندگی شخصی خود بیان میکنند. ایشان از فقدان فرزند دو سالهشان سخن میگویند و توضیح میدهند که چگونه در مدت کوتاهی توانستند ذهن خود را کنترل کرده و این فقدان را در چارچوب امانت الهی درک کنند.
ایشان فرزند خود را امانتی از سوی خدا میدانند که برای مدتی کوتاه در کنارشان بوده و از حضورش لذت بردندو بهرهمند شدهاند. این نگاه، نتیجه آمادگی ذهنی و ایمانی پیشین است.
درهمین راستااستادازآشنایی تکان دهنده خود با آقای عشقیار اشاره میکنند ( نمیدانم درحال حاضرایشان درقیدحیات هستن یانه؟)فردی که دو فرزندش به شهادت رسیده بودند و فرزند سوم نیز از داغ آن دو از دنیا رفته بود. با وجود این مصائب، ایشان تا سنین بالا از سلامت ذهن، شادابی و حضور در زندگی برخوردار بودندبطوریکه درسن 90سالگی کبوتربازی میکردند وشعرمیگفتند
در مقابل، همسر ایشان قرار داشت که نتوانسته بود ایمان خود را حفظ کند و نتیجهای کاملاً متفاوت را تجربه کرده بود.
این دوالگوبه خوبی به ما نشان میدهد که ایمان، تعیینکننده کیفیت تجربه انسان از زندگی است.
نه صرفاً شرایط بیرونی.
●آرامش قلبی، مشیت الهی و «انشاءالله»
در ادامه این گفتگوی جذاب وعمیق استاد به مفهوم «انشاءالله» و قرار گرفتن در مشیت الهی اشاره میکنند و به آیهای از قرآن استناد میشود که میفرماید:
«کُلًّا نُّمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ»
سوره اسراء، آیه 20
(مابه هردوگروه کمک میکنیم)
اما کیفیت این کمک وابسته به مسیری است که انسان انتخاب میکند.
حرکت در چارچوب قوانین الهی انسان را در مسیر مشیت خداوند قرارمیدهد
و نتیجه ان ارامش قلبی و هدایت درونی است.
جمعبندی:
گام هفتم از “پروژه درک بهتر قوانین خداوند”
برای من یادآور این حقیقت بود که:
اعتماد به خدا، یک انتخاب آگاهانه است.
آرامش درونی…
حاصل همسویی با قوانین الهی است.
الهامات الهی.
نتیجه ایمانی زنده و قلبی آرام است.
امروزپس از سالها تجربه و آموختن بیش از هر زمان دیگری باور دارم که
“ارامش” نه در کنترل جهان بیرون بلکه در اعتماد به خدای درونم نهفته است.
باعشق
بااحترام
اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ
17بهمن ماه1404
سلام به رفقای عزیزم
به اسم رفاقت قسم، فقط به خاطر همین اسم، خواستم اینجا چیزی بنویسم.
استاد عباسمنش، ممنونم که خاطره گریه کنار جاده رو تعریف کردید. خدا میکائیل رو براتون شاد و سالم نگه داره. خدا خودتون و عشقتون رو در پناه خودش سالم بداره، آمین.
گاهی باید کنار جاده پارک کرد و سیری گریه کرد.
همین.
آخه ما هم آدمیم!
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت شناخت خودش و شناخت ِِقوانینِ ثابت حاکم بر جهان هستی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که خودتون رو شناختید ،خدای خودتون رو شناختید و قوانین ثابتِ جهان هستی رو شناختید و خوب زندگی کردید و ازطریق این سایت توحیدی به ماهم آموزش میدید
سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که به درخواستم پاسخ داد و منو هدایت کرد به سمت آگاهی های شما
و سپاسگزارم از خودم که پای تعهد بهبود دائمی خودم ایستادم و دراین امرِ مهم ،استمرار می ورزم.
مهربان پروردگارم من ترو انتخاب کردم ، تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ، خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی.
خدایا من به هر خیری ازجانب تو فقیرم ،
خدایا من از طریق آگاهی های استاد عباس منش عزیزم ، درمسیر آرام کردن قلبم هستم درمسیر کنترل ذهن و ماندن در احساس خوب هستم ، تو هدایت من رو برخودت واجب کردی ، لطفا کمکم کن تا قلبم آرام بگیره و این هدایت هارو دریافت کنم ، تا شجاعت عمل کردن رو داشته باشم تا به غیب و یاری تو ایمان بیشتری داشته باشم
خدایا من که میدونم یا خودم زودتر خواهم رفت یا رفتن عزیزانم رو خواهم دید ، لطفا قلبم رو سرشار از توحید و یکتاپرستی کن تا ، دراون زمان آرام باشم و تسلیم خواست تو باشم .
من هرروز دارم رو خودم کار میکنم ، اوایل در شادی و روزهای خوب یاد تو بودم ، بعدا کم کم از طریق آگاهی های این سایت ،یادگرفتم که وقتی کمی حالم بد هست هم بتونم ذهنمو کنترل کنم و باز یاد تو باشم ، حالا مثالهای زیادی دارم که در زمان های خیلی سخت که برای منه ماریا حادثه ی بزرگ محسوب میشد ، بازهم با یاد تو و با آموزش های استاد عباس منش عزیزم ،تونستم ذهنمو کنترل کنم و آرام باشم و بگم چون من درمسیرم پس حتما این اتفاق هم خیر مطلقه و قراره منو به خواستم برسونه
مثالهایی از اتفاقات کوچیک مثل شکستن گوشی تا اتفاقات کمی بزرگتر مثل تصادف ، تا کمی بزرگتر مثل از بین رفتن پس انداز چندین ساله و…
که انصافا بعد از ورود این سایت و عمل به آگاهی هاش کم و کمتر شد، اما وجود داره چون ما در دنیای مادی زندگی میکنم و چالش و برخورد با تضاد خاصیت این جهان است ، اما این من بودم که با عمل به قوانین ،مدت زمان ماندن درحال بدم، طی تکامل به چند ساعت رسید و میتونه خیلی کمتر ازاینم بشه، اگر من بیشتر ازاینا رو خودم کار کنم،
وحالا مهربان پروردگارم، ازت درخواست میکنم که به لبیکم پاسخ بدی ، من ترو انتخاب کردم ، من میخوام یکتاپرست باشم
لطفا دراین مسیر کمکم کن و دستانم رو بگیر ،
من میخوام مهمترین رابطه ی زندگیم یعنی رابطه با ترو تقویت کنم لطفا هدایتم کن به این مسیر و دلم رو قرص کن تا توحید رو درعمل هام نشون بدم ،تا تحت هر شرایطی تنها ترا بپرستم و تنها از تو یاری بجویم.
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.
«آمین ای مهربانِ سخاوتمند»
سلام خانم اکبری عزیز
من میخوام مهمترین رابطه ی زندگیم یعنی رابطه با ترو تقویت کنم لطفا هدایتم کن به این مسیر و دلم رو قرص کن تا توحید رو درعمل هام نشون بدم ،تا تحت هر شرایطی تنها ترا بپرستم و تنها از تو یاری بجویم
واقعا که عالی نوشتین
این دعاتون درخواست چند ماه قبلم بوده
و خدا خودش کمکم کرد(چقدر این جمله رو دوس دارم که خدا کمکم کرد ) من از اول امسال انقد دلم قرص شد بهش و به قوانین ثابتش که انگار دیگه نگرانی برام معنایی نداره
در حالی که تضاد الانم خیلی زیاده ولی خداروشکر ایمان بهش میچربه و خدا خودش بهم میگه الآنشم میگه که فقط تو حس خوبت بمون فقط ایمانتو بهم نشون میده باآرامشی که داری من برات کن فیکون میکنم
و چقدر خوبه که ما اعتقاد به خدا رو با اعتماد به خدا جواب بدیم و حالمون بد نشه و بگیم
من به خداوند اعتماد دارم
کامنتت واقعا توحیدی بود
((من تورو انتخاب کردم و میخام یکتاپرست باشم ))
لذت بردم
شاد و سالم و ثروتمند باشی
سلام و وقت بخیر خدمت هم خانواده ای عزیزم آقا رامین گرامی
سپاسگزارم که برام کامنت نوشتی تحسینم کردی و تجربتو باما به اشتراک گذاشتی
اینکه میشنوم، درخواست من ، دعای شما هم بوده و خیلی زود پاسخ گرفتید و دلتون به قوانین قرص شد و حالا نگرانی هاتون به کمترین حد ممکن رسیده،خیلی خوشحال میشم
و با شنیدن تجربتون ، باور من هم قوی تر میشه،
که آری میشود .
ماریا جهان سریع الاجاب هست و اگر همچنان متعهدانه رو خودت کار کنی میتونی پاسخ هارو دریافت کنی
سپاسگزارم از شما و من هم براتون آرزوی ثروت ، سلامت و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو دارم .
بنام خدای مهربان هرچه دارم از آن توست ومن بدون تو هیچی نیستم .خدایا کمکم کن این کامنت رو بنویسم وی رد پای از خودم بزارم .ممنونم از استاد عزیزم عباس منش واستاد عرشیانفر تشکر میکنم که مارو با قانون آشنا میکنید .وبه ما یادمیدین که چطوری در مسیر هدایت قرار بگیریم خدایا شکرت خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی استاد جان خیلی سعی میکنم ارامش بیشتری داشته باشم از این که تونستم کامنت بزارم خیلی خوشحالم هرروز فایل های رایگان شما رو گوش میکنم هرموقع فایل جدید میاد رو سایت کامنت بچه هارو میخونم ممنونم از بچه های سایت خدایا سپاسگزارم بخاطر تمام نعمتهای که تو زندگی دارم خدایا سپاسگزارم بخاطر حال خوبم