اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد خوبم حدیثم…ممنونم از این فایل عالی که برام اب روی آتیشه…اونجایی که استاد عرشیانفر گفتن بچه ی من قبل از اینکه مامان و بابا داشته باشه خدا داره قلبم لرزید اشکم دراومد…خدایا منو ببخش…خدایا اعتماد منو به اینکه حافظ فرزندان منی زیاد کن خدایا ایمان منو قویتر کن قلبم رو آرام کن…
خدایا من همیشه در جستجوی احساس خوبم تضادی که راجب فرزندم برام پیش اومد منو ترسوند منو آشوب کرد هرلحظه صدات زدم و تو مثه همیشه بدادم رسیدی و منو اروم کردی آخه من چکار میتونم بکنم هیچی ازم برنمیاد همش تو یارب….بچه من قبل از اینکه منو داشته باشه تو رو داره و تا ابد تو رو خواهد داشت ببخش که ترسیدم ببخش که بی تاب شدم ببخش که بهت اعتماد نکردم ببخش این بنده ی بی ایمانو…آخه کی از تو بهتر کی از تو مطمئن تر کی از تو حافظ تر کی از تو مهربانتر که من بچمو بهش بسپرم…کامنت قبلی گفتم که چهار پنج روز طول کشید تا بتونم ذهنمو کنترل کنم و اینجا شما گفتید که اولش کنترل ذهن سخته مخصوصا راجب فرزند…ولی تلاشمو کردم هرلحظه از خدا خواستم که قلبمو اروم کنه و کم کم حالم بهتر شد چقدر این سایت و این پروژه و کامنتای دوستان عزیزم برام راهگشاست خدایا شکرت که توی این مسیرم و میتونم راهمو پیدا کنم و غرق نشم تو دریای ناامیدی…خدای خوبم چقد دوری ازت سخت و وحشتناکه انگار هیچی نیستم،هیچی ندارم…چقدر بدون تو بی پناهم..
خدای خوبم محاله کسی صدات بزنه و جوابشو ندی…
خدایا شکرت که دارمت…کمکم کن ازت دور نشم…
خدای خوبم تو همیشه هستی این منم که گاهی هستم و گاهی نیستم…قلبم رو لبریز از عشقت کن منو مست کن از عشقت..همونی که تجربه کردم و با هیچی عوضش نمیکنم..
امیدوارم که همیشه تنت سالم ودلت شاد درکنار عزیزانت باشی.
چقدر کامنتی که نوشتی من بودم خود خود من ،انگار کلمه به کلمه کامنت رو من نوشتم .
حرفای من بود نگرانی من بود ،کنترل نکردن ذهن من بود در برابر فرزندم .
چقدر زود یادمون میره که خداوندی که این فرشته های نازنین رو بهمون داده خودشم محافظشونه ،خداوند یارویاورشونه فقط کافیه با ایمان توکل داشته باشیم و صفر تاصدشو بسپاریم به یگانه الله و خیالمون راحت باشه .
مرسی برای کامنت عالی که گذاشتی .
سپاس فراوان از استاد قشنگم که اینقدر پرقدرت درمورد تجربیاتشون صحبت میکنند ،ماهم باید قدم به قدم روی توکلمون و باورامون کار کنیم تا بتونیم کنترل ذهن عالی داشته باشیم .
خداوند محافظ ،حامی و نگهدار شما و عزیزانت باشه دوست هم فرکانسی گلم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بزرگوارم،مریم جان وتمامی دوستان هم مسیرم🙏
استاد جان…
چه سؤالهای عمیق و قشنگی… دقیقاً از جنس همون موضوعاتی که آدم رو از ذهنِ شلوغ میبره به قلبِ آرام…
🌟 شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
اعتماد به خدا یعنی… وقتی هنوز چیزی در ظاهر تغییر نکرده، ولی تو درونت میدانی که خدا دارد کارش را میکند.
اعتماد یعنی: «من نمیفهمم چرا، اما مطمئنم خدا بهتر میداند.»
هرچقدر در شرایط سخت بتوانی آرام بمانی، یعنی اعتماد تو بیشتر شده است.
🌿چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؟
الهام مثل نور است… نور همیشه هست، اما باید پردههای ذهن کنار برود تا وارد قلب شود.
الهامها در فشار نمیآیند، در آرامش میآیند.
💛 قلب، دریافتکننده الهامات خداوند میشود وقتی که…
قلب الهام میگیرد وقتی از کینه خالی باشد، از اضطراب آزاد باشد، با خدا صادق باشد و در شکرگزاری قرار بگیرد.
✨ چگونگی دریافت الهامات
الهام معمولاً یک صدای بلند نیست…
گاهی یک حس لطیف است، گاهی یک فکر روشن، گاهی یک اطمینان بیدلیل…
الهام هدیه است، نه زور…
🕊 رابطه آرامش قلبی و دریافت الهامات الهی
هرچه قلب آرامتر → الهام واضحتر
هرچه اضطراب بیشتر → پیامها مبهمتر
چون اضطراب مثل نویز است و اجازه نمیدهد صدای خدا شنیده شود…
استاد جان…
اول از همه واقعاً میخوام اون حد از ایمان محکم و عظمت روحی شما رو تحسین کنم…
اونجایی که وقتی اون خبر ناگوار رو درباره فرزندتون یوسف عزیز شنیدید، هیچ چیزی به اطرافیان نگفتید، خودتون رو نباختید و فقط بلند شدید و راه افتادید که سریع برسید تهران…
این سطح از توکل و کنترل، برای من همیشه یک درس بزرگه…
من هم میخوام تجربه خودم رو دوباره و دوباره یادآوری کنم…
با اینکه من هنوز اون فرزند رو ندیده بودم… فقط پنج ماه توی شکمم باهاش زندگی کرده بودم…
چقد کامنتون عالی بود چه حرفای قشنگی رو نوشتین خیلی لذت بردم از اینکه گفتین اضطراب یعنی نویز یا پارازیتی که ذهن میندازه تا صدای خدا را نشنوم دقیقا همینطوره و با دانستن این آگاهی زمانی که ذهنم داره برام نگرانی میسازه میتونم خفش کنم و به خدا پناه ببرم واقعا دمتگرررررم رفیق عالی نوشتی عالیییی
چقد این نوشته هاتو دوست دارم و چقد زیبا گفتی
شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
اعتماد به خدا یعنی… وقتی هنوز چیزی در ظاهر تغییر نکرده، ولی تو درونت میدانی که خدا دارد کارش را میکند.
اعتماد یعنی: «من نمیفهمم چرا، اما مطمئنم خدا بهتر میداند.»
هرچقدر در شرایط سخت بتوانی آرام بمانی، یعنی اعتماد تو بیشتر شده است.
🌿چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؟
الهام مثل نور است… نور همیشه هست، اما باید پردههای ذهن کنار برود تا وارد قلب شود.
الهامها در فشار نمیآیند، در آرامش میآیند.
💛 قلب، دریافتکننده الهامات خداوند میشود وقتی که…
قلب الهام میگیرد وقتی از کینه خالی باشد، از اضطراب آزاد باشد، با خدا صادق باشد و در شکرگزاری قرار بگیرد.
✨ چگونگی دریافت الهامات
الهام معمولاً یک صدای بلند نیست…
گاهی یک حس لطیف است، گاهی یک فکر روشن، گاهی یک اطمینان بیدلیل…
الهام هدیه است، نه زور…
🕊 رابطه آرامش قلبی و دریافت الهامات الهی
هرچه قلب آرامتر → الهام واضحتر
هرچه اضطراب بیشتر → پیامها مبهمتر
چون اضطراب مثل نویز است و اجازه نمیدهد صدای خدا شنیده شود…
عالییییی و بی نظیر و محشر توضیح و تفسیر کردی راهکار دریافت الهام رو واقعا کیف کردم لذت بردم فیض بردیم از جملات معنوی شما متشکرررررم
و تبریک میکم برای ایمانی که در زمان چالش برانگیز زندگیت در خودت ایجاد کردی و ازش تونستی بهرمند بشی و بعد مدتی نتیجه درست و زیباشو هم تحربه کردی با مکاییل عزیز و ملکا نازنین خدا حفطشون کنه این دو فرشته نازنینتو خدا همه بچها رو برای پدر و مادرشون حفظ کنه هرگز همچین امتحان سخت و دشواری کسی نشه
خدایااااااااا خیلی سخته خودتم میدونی خیلی سخته فکر کردن بهش وحشت انگیزه خدایا عجب صبری خدا دارد
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
چاره ای جز تسلیم و توکل نداریم
مرا خانوادم را در پناه خودت محفوظ بدار خانواده معنوی مرا خواهرصفای عزیز و همه دوستان توحیدی ام را استادم را مریم عزیزش را در پناه خودت محفوظ بدار
آمییییییین
خدایا به ما روشنایی ببخش نور بده تا بر تاریکی های زندگیمون بتابیم و ترس و وحشت ها رو از بیین ببریم کمک کن تا با نور الهی همه چیو ببینیم و بشنویم.آمیییین
درود و بدرووود
صفای عزیز در قله های رفیع موفقیت همدیگرو ملاقات خواهیم کرد همه باهم .
خدایا من تورادیدم من تورا درتکامل رشد یه کودک دیدم من تورا در مزه ی هرمیوه دیدم من تورا درتابش خورشید دیدم من تورا درسبزی درختان دربهار بعداززمستان دیدم من تورا قدرت دستانم دیدم من تورا درلبخندم فرزندم دیدم
خدایا پروردگارم دلبرم تنها یارم سرورم مولای من رهبر من عزیز من دوستت دارم وباوردارم همه چی تویی هرعشقی که به من داده میشود ازلطف ومهربانی توست وبقیه کارهای نیستن
سلام به استاد عزیزم و مریم جان دوست داشتنی و همه دوستان عباس منشی
استاد بعد از مدتها اومدم کامنت بزارم یعنی یه حسی در قلبم گفت بنویسم شاید به کسی کمک کنه .
اول یه خبر خوب بدم که دو روز پیش متوجه شدم باردار شدم بعد از ۸ سال و خدارو شاکرم بابت این نعمت بزرگی که به من داده
من مشکلی داشتم که به طور طبیعی باردار نمی شدم و توی این سالها چندین بار رفته بودم دکتر ولی شاید هر چند وقتی به اسرار مادرم میرفتم و پیگیری نمی کردم و همیشه یه حسی به من میگفت نیازی به دکتر رفتن نداری هنوز موقعش نیست و من نگران این قضیه نبودم شوهرم که اصلا .
همیشه خوش بودیم و بخاطر نداشتن بچه غصه نمیخوردیم البته بعضی مواقع نجواهای شیطان سراغ من میآمد که داره سنت می ره بالا و… ولی ته قلبم یک امیدی بود و یقین داشتم که حتما یه روزی مادر میشم ولی به موقعش . ما توی این چند سال زندگیمون تا جایی که تونستیم از زندگیمون لذت بردیم و همش می رفتیم مسافرت تا جایی که بیشتر ایران رو رفتیم سه بار رفتیم کربلا و همیشه از کوچکترین موقعیتی استفاده میکردیم برای لذت بردن و تفریح کردن طوری که توی اقوام و آشنایان معروف شده بودیم به مارکوپولو 😊
تا اینکه چند ماه پیش به اسرار مادرم رفتم دکتر و گفت شما به طور طبیعی باردار نمیشید و باید ivf بشید اولش خیلی ترسیدم و نجواهای شیطان اومد که ivf خیلی سخته و… و برای انجام این عمل باید قبلش هر دو دوز واکسن کرونا رو باید زده باشم که من هیچ دوزی نزده بودم با اینکه راضی به ivf نبودم ولی بخاطر مادرم قبول کردم مادرم میگفت واکسنی که دوز دومش یک ماهه هست رو بزن و زودتر عمل رو انجام بده ولی من واکسن آسترازینکا زدم به این امید که خدا توی این سه ماه قبل از دوز دوم شاید معجزه ای کنه و من باردار بشم و همیشه احساسم رو توی این سه ماه خوب داشتم و از زندگیم لذت میبردم تا اینکه این هفته قرار بود برم واکسن دوز دوم رو بزنم و برم برای ivf که دیدم حالم خوب نیست و احساس میکنم بار دارم رفتم آز مایش دادم که فهمیدم بار دارم و خداوند جواب احساس خوبم و امیدی که فقط به او داشتم رو داد در حالی که من توی این سه ماه اصلا دکتر نرفتم و دارویی مصرف نکرده بودم ولی همون طور که خودم همیشه از خدا میخواستم به طور طبیعی و بدون دارو و… باردار شدم و اینجا به قدرت خدا پی بردم و ایمانم قوی تر شد که اگر آدم به ظاهر توی بدترین شرایط هم باشه خدا میتونه کمک کنه اصلا مهم نیست که بیماری تو چقدر شدیده یا مشکل تو چقدر بزرگه اگر فقط به خدا توکل کنیم او خیلی راحت میتونه مشکل ما رو حل کنه و به این باور رسیدم که در هر کاری در هر شرایطی من احساسم رو خوب نگه دارم کاری نداشته باشم که چی میخواد بشه خود خدا کارا رو درست میکنه و این قضیه معجزه زندگی من بود.
رفتم دکتر و دکتر گفت تا وقتی قلبش تشکیل نشه به کسی نگو و من کمی نگران شدم که نکنه قلبش تشکیل نشه ولی خیلی زود خودمو آروم کردم با این باور که خدایی که این بچه رو به من داده رهاش نمیکنه و حتما حافظ و نگهدار و هدایتگرش خواهد بود و حتما یه قلب پر از عشق و نور بهش خواهد داد و من برای چی باید از مردم بترسم که پیش کسی نگم من اگر بترسم یعنی به قدرت خداوند ایمان ندارم ولی من ایمان دارم به خدایی که تمام باورهای غلط دکترها و اطرافیانم رو در ذهنم شکست و به من نشون داد که میتونه هر کاری رو انجام بده حتی اگر در نظر ما ناممکن باشه و این فایل هم انگار برای من بود و در این فایل جمله ای رو شنیدم که دقیقا انگار خداوند داشت به من میگفت که خدایی که این بچه رو بهت داده حافظش هم هست من فقط باید اجازه بدم که خداوند کارش رو انجام بده با قرار گرفتن در فرکانس آرامش و یقین داشتن به قدرت خداوند . من همیشه از خدا میخواستم در شرایط خوبی به من بچه بده و واقعا همون طوری شد چون وقتی به گذشتم فکر میکنم اگر در اون شرایط باردار میشدم از همه لحاظ سخت بود چون در برهه ای از زندگیم تضادهای سختی داشتم که با صبر و توکل بر خدا حل شد و همون زمان بود که خداوند منو هدایت کرد به این سایت و من از اون موقع با این آگاهی ها دگرگون شدم و زندگی من بسیار تغییر کرد و تک تک تضادهای زندگیم یکی یکی و با تکامل رفع شد و الان با این شرایط این آگاهیهایی که دارم و این شخصیتی که پیدا کردم به وسیله استاد نازنین خیلی بهتر میتونم مادر باشم و فرزند خیلی بهتری تربیت کنم پس هیچ وقت نباید برای رسیدن به خواسته ها عجله کرد فقط باید صبر کرد توکل کرد و از مسیر لذت ببریم خداوند به موقعش که شرایط محیا باشه اجابت میکنه وقتی که خدایی داریم که از ما مشتاقتره که ما به خواسته هامون برسیم پس به برنامه ریزیش کاری نداشته باشیم اون بهترینها رو برای ما میخواد ما باید اجازه بدیم زندگیمون روند طبیعی شو طی کنه وگرنه شکست می خوریم .
امیدوارم همون طور که خداوند منو به یکی از بزرگترین خواسته هام رسوند همه شما دوستان رو هم به راحتی به خواسته ها تون برسونه .
استاد جان بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت آگاهی های ارزشمندی که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدین و شخصیت و زندگی دنیا و آخرت ما رو تغییر میده .
واقعا چه کاری بزرگتر از این کاری که شما انجام میدین هست شما هر چقدر خوشبخت تر ثروتمندتر و سالمتر و… بشین حقتونه لیاقت شما بهترینهاست.
خدایاااا شکرت خدایاااا شکرت براى این حس قشنگ براى این تحقق قشنگترین آرزو اونم به صورت طبیعی این همون معجزه الهیه
ازتون بیینهایت سپاسگذارم براى این کامنت ارزشمندى که با دستان الهیتون نوشتین
با خودندنش پر از حس شکرگذارى و اشک شوق شدم و چقققدر براى شما مادر زیبا خوشحال شدم این کامنت پر از هدایت الهى بود براى من
چقدر تحسینتون کردم که با وجود اینکه دکتر گفته بود به کسى نگید فقققط به خدا توکل کردید و اومدید حتى عاشقانه اینجا نوشتین این واقعا قابل تحسینه چون وقتى داشتم میخوندم ذهن نجواگرم میگفت کاش میذاشت بچه به دنیا میومد ولى شما واااقعا ایمان و توکلتون قابل تحسینه واقعا آفرین بهتون و متوجه شدم چقدر باید روى خودم کار کنم تا به این توکل برسم
ان شالله خیرالحافظین عالم به بهترین شکل و راحت ترین شکل فرزند سالم و صالحى و زیبایی رو در آغوش پر از مهر شما قرار بده
هیییچ چیز قشنگ تر از مادر شدن در این جهان نیست خدا رو سپاسگذارم براى این قابلیت که ما خانم ها داده
براى شما و تو راهى عزیزتون بهترین هاى دنیا و آخرت رو آرزومندم 💖💖💖💖
سپاسگزارم از شما دوست عزیز که اینقدر برام انرژی مثبت فرستادین و این دعای خیری که برای من و فرزندم کردین . امیدوارم چندین برابر این انرژی مثبتی که برام فرستادین به خودتون برگرده.
همیشه استاد تاکید بر ایمان عملی دارن و من با خودم گفتم اگر واقعا ایمان دارم که خدا حافظ و هدایتگر فرزند من هست پس باید در عمل نشون بدم و رفتم به تمام دوستان و آشنایان این خبر رو دادم با اینکه هنوز نرفتم صدای قلبشو بشنوم چون ایمان دارم خدایی که اونو برام خلق کرده حتما قلبشو تشکیل میده .
سلام به استاد گرامی و مریم بانوی شایسته و همه دوستان عزیزم
خدا رو شکر که در اینجا حضور دارم و این آگاهی های ناب رو دریافت می کنم
از استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم برای گفتن این آموزه ها که از در و گوهر هم ارزشمندتر هستند و مسیر ما رو روشن می کنند
از مریم جان هم فراوان سپاسگزارم که فایل ها رو انتخاب می کنه و کلیدها و سرفصلها رو عنوان می کنه و با این ترتیب زیبا روی سایت قرار میده
خدایا شکرت برای این سایت بهشتیمون
شهود رو ما باید فعال کنیم
اینکه شهود و الهام بتونه کار کنه دست ماست
همه چیز بما بر میگرده، اصل ماییم که انتخاب کنیم روی اون موج باشیم
چقدر وقتی که به این فایل و توضیحات استاد گوش می کردم قضیه فوت پسر بیست ساله ام (که از دریا به آغوش خدا رفت) و عملکرد من در ذهنم تداعی شد
من به خدا اعتقاد و ایمان داشتم و انتخاب کرده بودم که در مسیر درست باشم (متناسب با ظرفیتم و درک و فهمم) و خدا رو شکر که اعتقادات و باورهای خوبی رو از پدرم که روحانی خوشفکر و روشن بینی بود یاد گرفته بودم، اتفاقاً دیروز هم سالگرد وفاتش بود و من به دوتا خواهرم گفتم خدا رو شکر که هرچی از پدر بیاد میارم همش خاطرات زیباست
من با این باور که مالکیتی روی بچه ام ندارم، مال خداست خودش اونو به این دنیا آورده و هر وقت هم بخواد از دنیا میبره،بقول استاد شهود خودمو فعال کرده بودم بجای گریه و زاری و داد و فغان با یاد خدا خودمو کنترل کردم و آرام بودم یادمه دخترم سمیه که با پسرم دوقلو بودن و خیلی به هم انس داشتن از شدت ناراحتی گفت من خودمو می کُشم من گفتم همه مون باید مراقب باشیم که تو این موقعیت سخت کاری که مورد رضای خدا نیست انجام ندیم، و خدا رو شکر این آرامش و حرف من باعث شد که آرامش به فرزندانم هم منتقل بشه، و اینا همش هدایت پروردگارم بود بخاطر اینکه من روی موج آرامش خودمو قرار دادم
استاد که اون آقا رو مثال زد که ده سال برای بچه اش مشکی می پوشیده و نتونسته بوده غم از دست دادنشو فراموش کنه من بیاد آوردم که اصلاً مشکی نپوشیدم
در باره آقای عشقیار هم که استاد گفت با دست خودش بچه شو خاک کرده و حتی یه قطره اشک هم نریخته، بیاد آوردم که در هنگام تدفین پسرم اون تلقین میت رو با صدای رسا بدون اینکه قطره ای اشک بریزم از روی مفاتیح خوندم در حالیکه همه گریه می کردن
الانم هر وقت بیادش می افتم حالت غم و اندوه و افسوس ندارم خوبی ها و خاطرات قشنگی که ازش دارم رو در ذهنم مرور می کنم
باز هم وقتی که استاد راجع به ویژگی های خوب پسرش که پیش خدا رفته صحبت می کرد من هم بیاد آوردم که پسرم ابروهای بلند و سیاهی داشت و انصافاً پسر پاک و خوبی بود چقدر به من و پدرش احترام میگذاشت چقدر کمک و همیاری و همکاری میکرد
الحمد لله علی کل حال
اون به هر کسی نمیگه آروم باش
من باید بخوام که ایمانم بیشتر بشه
ما اصلیم
اون فقط وقتی با تو صحبت می کنه که تو آماده باشی
اگر تو آماده نباشی اون با تو صحبت نمی کنه
هر وقت از لحاظ فرکانسی آماده بودی دریافت می کنی
در مورد این قسمت از صحبت های استاد که گفت من همیشه مشکل دارم اینکه بگن خدا پیامبرا رو انتخاب کرد و همیشه میگم پیامبرا خدا رو انتخاب کردن
برای ذهن من هم کاملاً منطقیه که پیامبران با کار کردن روی خودشون خودشونو آماده کردن و خدا رو انتخاب کردن، ولی تو این قسمت ابهام دارم که وقتی به مادر موسی وحی می کنه که پسرشو به آب بندازه میگه نترس و غمگین نباش که ما او را بسوی تو بر میگردانیم و او را جزو پیامبران قرار می دهیم
اینجا که هنوز اصلاً موسی نوزادی بیش نبوده کاری نکرده بوده آمادگی ای ایجاد نکرده
یا در سوره صف آیه 6 که حضرت عیسی به بنی اسرائیل بشارت آمدن پیامبری بعد خودش رو میده که نامش احمد است
اینجا که هنوز حضرت محمد هنوز بدنیا نیومده چه برسه به اینکه روی خودش کار کرده باشه و خدا رو انتخاب کرده باشه، امیدوارم که استاد موضوع رو برام روشن کنه
خیلی این فایل و این کامنتم حس خوبی بمن داد
خدا رو هزاران بار شکر برای همه نعمتهایی که در زندگی بما بخشیده
روح پدر بزرگوارت و پسر عزیزت در کنار جایگاهشون شاد باشه .
چقدر تو این کامنتتون ایمان عملی بود و درکتون چقدر کامل بود.تحسین میکنم ایمان و عملتون و درکتون از قانون رو .
ما اصلیم و هر وقت ما آماده باشیم دریافت میکنیم و این آماده بودن به نظر من یقین است و ایمانی که قدرتمند باشه و کنترل ذهنی که فقط توش خدا باشه.سپاسگزارم از شما
سرشار از شادی شدم و ایمانم چند درجه قویتر شد ایمان به خدا و هم ایمان به صحت و دقت قوانینش
آخه میدونید من امروز صبح تو دفتر شکرگزاری و تمرین ستاره قطبی ام نوشتم میخوام نقطه آبی داشته باشم خیلی وقت بود که چنین درخواستی نکرده بودم، بعلاوه چندتا خواسته دیگه…و تقریباً همه انجام شده بود بجز این مورد، و چقدر من اونا رو تأیید و تصدیق کردم و بخاطرشون سپاسگزاری کردم..هنگام غروب که دوباره تو سایت اومدم نقطه آبی رو کنار اسمم دیدم، اینقدر لبریز از شوق و حس سپاسگزاری شده بودم که چند دقیقه فقط اشک ریختم و با خدا مناجات کردم
وقتی یه قدم بسمتش میری چندین قدم بسمتت میاد
باز هم از شما ممنونم که این حس زیبا رو بمن هدیه دادید
باسلام و درود خدمت شما دوست عزیز خانواده عباس منشی و سپاس از کامنت شما درباره ابهام که داشتید یاد مطلبی افتادم که یکجا خوانده بودم بایزید بسطامی میگوید من بوی ابوالحسن خرقانی میشنوم در صورتی که هنوز به دنیا نیامده ، من فکر میکنم اینها همه اتفاق افتاده است و تمام شده چون اگر فرض کنیم بشر قویترین تلسکوپ جهان را داشته باشه و از کهکشان به زمین که مانع جلوش نباشه نگاه کنه تازه میتونه زندگی دایناسورها را نگاه کنه…من اینجوری فکر میکنم
بنام یگانه دلبر شیرینم صاحب ضربان قلبم رزق هر روزم ، اجابت کننده ستاره قطبی ام جاری کن آنچه را که از نظر تو درسته👌
اساتید گرامی ام ، دوستان توحیدی ام سلام گرم مرا از بهشت زیبا ، سر زمین جومونگ پذیرا باشید !
بزارید یک حقیقت زنده یی را از اعتماد کردن به خداوند براتون بنویسم شاید یه ذره بتونه بدرد تون بخوره !
ایمان که عمل میاورد کار ها را انجام میدهد میبینم قسمت های زنده گیم را قدم برداشتم نتیجه دیر یا زود آمده …
اینم یاد اور شوم که جاهای که شهودم غالب بر نجواهای ذهنم بوده چنان دروازه های باز شده که به عقل جن ام نرسیده بوده ولی هر جا که نجوا ها مرا ترسانده و به غار بی اعتمادی رفتم چک و لگت هایش را خوردم !
خدا کار نمیکنه شاهکار میکنه، قربونش برم اگر دری را که خدا باز کنه برکت ها و نعمت های را وارد زنده گی آدم میکند که هیچ احدی دیگری نمیتواند!
باور میکنید من نمونه آدم هستم که خدا شاهده برای خرید یک آب میوه مشکل داشتم، نمونه آدم هستم که در حسرت این بودم که یکبار بتونم یک رستورانت برم و بماند دیگر مسایل …..
الان میدونید آنقدر به لطف الله نعمت دارم که اگر بخام هر روز میتونم بهترین رستورانت رو برم
میدونید من اون موقع از قانون آگاه نبودم که بتونم زنده گیم را خلق کنم!
ولی من کار ها را به خداوند سپرده بودم و او اینچنین آسانم کرد برای آسانی ها
در زنده گیم خیلی معجزه ها از خداوند دیدم ولی بزرگ ترین اش همین بحث مهاجرت بود!
مهاجرت کردن برای منی که هیچ نوع شرایط را برای مهاجرت کردن نداره سخت بود !
نه پول داشتم
نه استعداد داشتم
نه مهارت داشتم
نه پارتی داشتم
ونه کسی را داشتم..
از اونجای که من پسر کلان هستم احساس مسولیت میکردم بدیهی مبلغ بالای داشتیم با ذهنم حساب کتاب کردم که با کارگری و کارمندی در این کشور من نمیتوانم بدیهی ام پرداخت کنم و نه میتوانم زنده گی خوبی را تجربه کنم
تصمیم گرفتم که مهاجرت کنم هزینه مهاجرتم 9 هزار دلار میشد همه میکفتن خودت را بدبخت میکنی با این بدیهی و باز این مبلغ مخاد که کجا بری اونجا کسی را نداری
این مبلغ را ازت کلاهبرداری میکند اون ادما همه کلاهبردار است
هزاران صدای را شنیدم که میگفت نکن نمیشه و هیچ کس نتونسته پس تو چطور میتونی
ولی گوش من این صداها را نمیشنید همچنان نجوا ها شیطن میامد
ولی یه حسی یه صدای در درونم بود که بهم امید میداد منو وادار به اقدام کردن میکرد با اون همه استرس و ترس و صدای اطرافیان که نمیشه نکن بد بخت میشی
یک امید یک قدرت در درونم خیلی قوی بود که میگفت حرکت کن حرکت کن …..
فکرش را بکنید با اون همه بدیهی باز پول قرض بگیری برای مهاجرت اونم معلوم نیست درست بشه یا نشه
کشور غریب کسی را نداری زبانش را بلد نیستی
ولی قربون خدایم برم که برایم شهامت داد و با قدرت حرکت کردم
از اون موقع تصمیم جدی گرفتم قدم گذاشتم همه کارها را خیلی آسان انجام شد
خداوند جوری مسیر را برایم رقم زد که همه چی دست بدست هم داد تا من به این خواسته ام رسیدم !
بعد از مهاجرت شرایط زنده گی من از زمین تا آسمان فرق کرد
میدونید بزرکترین آرزوی ام چی بود ؟
بتونم بدهی ام را پاس کنم
یک روز بتونم از دستمزد خودم یک چیزی به پدر مادرم بخرم تا یک لبخند در لبانش بیارم
ولی نمیدونید وقتی خدا بده مثل ادما حساب کتاب نمیکند
اون از فضل خودش میبخشه ، اون دلبر وهابه هر چیقدر ببخشه بازم دوست داره بیشترش کنه
فضل خدا الان در زنده گیم چیه ؟
فضل خدا یعنی خانه که میخواستم برایم شد
فضل خدا یعنی ماشین که میخواستم شد
فضل خدا یعنی مسافرت ها و تفریح های لذت بخش را تجربه کردم
فضل خدا یعنی پس انداز که در حسابم شد
فضل خدا یعنی مهاجرت در بهترین کشور دنیا
کشوری که امنیت داره حتی اگر کارت بانکی ات گم بشه کسی بهش دست نمیزنه
کشوری که آزادی داره با هر نکاه و پوشش و تفکرات باشی آزاد آزاد هستی
کشور که آرامش موج میزند
کشور که نظم داره یک سر سوزن اشغال تو کوچه و خیابان نمیبینی
کشور که به هر طرف نکاه کنی فراوانی موج میزند
فراوانی در صداقت و مهربانی ادم ها
فراوانی در ماشین های شیک و تمیز
فراوانی در خانه های زیبا
فراوانی در سوپر مارکیت های بزرگ
فراوانی در جنگل و درختان
فراوانی در کسب و کار
هر چی قدر که میبینم لطف و نعمت برکت های خداوند بی نهایت است
خداوند را سپاسگزارم در را برویم باز کرد که میلیارد ها نعمت و زیبایی اش را تجربه کردم
امیدوارم که خداوند در هر لحظه نکاه و رفتار و عملکرد های مان را توحیدی تر کند
برای دوستان عزیزم آرزوی خیر و برکت نعمت ، ثروت و حال خوب از خداوند دارم
انشالله که در هر لحظه عشق و نور هدایت خداوند در زنده کی تان جاری باشد
چقدر از خواندن کامنت شما لذت برم خداروشکر که به خدا اعتماد کردید و با دست خالی مهاجرت کردید اینم لطف خدا بوده که به شما الهام کرده که حرکت کنید وگرنه اگر با عقل خودتان حساب کتاب می کردی هرگز قدمی برنمیداشتی. خداروشکر برای این الهام زیبای خدا به شما.
خیلی خوشحال شدم از خواندن کامنت شما و توصیف کشور کره واقعا لذت بردم منم عاشق کره هستم البته فقط تو فیلما دیدم خوشبحالتون انشاالله در پناه خدا اونجا در سلامتی و عشق باشین.
لطفا بیشتر از اون کشور برامون بنویسین و اینکه چطوری میشه به کره مهاجرت کردو شما کارتون چیه اونجا .راستی شما خودتون شکل کره ای ها هستین .شاید اونجا خودتونم شکل اونا شدین.ایموجی لبخند.
تشکر میکنم که کامنت مرا خواندی و خیلی خوشحالم که این آگاهی برای شما مفید بوده.
انشالله که به زودترین فرصت شما را در کشور زیبای کره جنوبی ببینم و کلی از زیبایی هایش لذت ببریم
و سپاسگزار خداوندم که در قلبم یک ایمان ایجاد کرد که بلند شوم، قدم بردارم تا به آرزوی که داشتم برسم .
دوست عزیزم من که خیلی از این کشور راضی ام چون اینقدر خداوند در این کشور برایم خوبی ، مهربانی ، نعمت ، ثروت ، زیبایی و فراوانی نشان داده که نمیتونم بیشمارم!
چون این کشور خواسته من بود با تمام وجود میخواستم ، قدم هاش را به لطف خدا برداشتم و در ها باز شد ، شرایط برام جور شد و با زیبایی به این کشور مهاجرت کردم
شما ام از خداوند هدایت بخواهید قدم ها را بردارید ارام ارام درها باز میشه
در مورد طریق آمدن به این کشور راه های مختلف وجود دارد ، اگر پیگیری کنید یک سری بورسیه ها هست ، برنامه زبان است و اگر تخصص در زمینه داشته باشید با شرکت های اینجا ارتباط برقرار کنید …
بالاخره دنبال اش باشی به سمت اش هدایت میشی
دیگر نمیدانم از چی بنویسم ، خودتان اطلاع دارید کشور هست با تکنولوژی پیشرفته که شاهد تماشای آن هستیم
دیگر اینکه بسیار نظم وامنیت در این کشور حاکم است و مردم اش بسیار مسولیت پذیر است
کشور دارای خیابان های که ذره یی اشغال توش دیده نمیشه
در هر گوشه کنار این سر زمین امنیت و آرامش و آزادی فریاد میزند!
من که به هر گوشه و کنار این سرزمین نکاه میکنم فقط زیبایی، مسولیت پذیری، نو آوری ، نظم و آرامش میبینم اگر غیر این باشد ناشکری کردم
دوست خوبم امیدوارم یک روزی خبرت را از این سرزمین بشنوم
سلام به استاد عزیزم و دوستان در مسیر آگاهی و توحیدم
یعنی این لایو و گفتگو چطور اینقدر هماهنگ میتونه بشه با ذهن من واقعا چطور. این هماهنگی اتفاقی نیست. من اینجاهای لایو رو نبودم اما تو قسمت قبلی دقیقا ذهنم رفت به سمت اعتماد و اطمینان و ایمان قلبی به خداوند…و حالا میشنوم و میبینم آقای عرشیانفر عزیز به عنوان دستی از دستان خداوند اشاره میکنند به جمله ایی که بقول ایشون منش عباس منشی ها شاکله اش از همین جمله است که وقتی استاد میان آمریکا و این میشه عبارت طلایی در و دیوار و ماشین و فایل هایی که ضبط میکنن و اونم این جمله است in god we trust _ ما به خدا اعتماد داریم
واقعا چقدر همین یک جمله به ظاهر ساده پر از نکته و آگاهی است. چقدر این جمله قدرتمنده و پــر از ابهت و اعتبــار توحید گونــه ایی هست که بقول استاد مردم آمریکا این رو در اون زمان ها به عنوان شعار یا عبارت قدرتمند روی پول و دلارهای خودشون نوشتن.خدایا من چطور نشکنه تمام باورهای اشتباهم که از بچگی شنیده بودم آمریکایی ها فلان و بهمان هستند. اونا شیطان بزرگ هستند. بابا نکنه خودتون شیطان هستین که به اونا این برچسب ها رو چسبوندین. چطور باورهام بی طرف تر نشه با این همه آگاهی و فایل هایی که خواسته و ناخواسته توسط استاد عزیز و مریم شایسته مهربانم ضبط شدن و من از شروع ورود به سایتم باهاشون بمب بارون از نوع اصلاح باوری شدم.
حالا این مـن جدید میدونه که چرا اینقدر این کشور باشکوه و ثروتمندتر میشه هربار.
این مـن جدید میدونه و باورش شده که ملت ها و دولت ها و آدم های یک کشور هـم نان باورهای غالب و جمعی خودشون رو میخورن. اونا با این بـــاور قدرتمند و توحیدی که تبدیلش کردن به یک جمله پر از حرف، کجای داستان خداباوری و توحید و ایمان به ربوبیت الله هستند. واقعا باید خجالت کشید وقتی یادم میاد اولین بار که دلار آمریکا دیدم و بررسی اون توسط آقای رائفی تو یک سی دی دیدم. چرا واقعا اونجا اگر اینقدر دقتش خوب بوده، این جمله رو بهش اشاره نکرد و همش داشت از نمادسازی و فرقه های فلان بهمان حرف میزد. خوشحالم که رنگ و روی حتی سخنران های مثلا باسواد برام اینقدر کمرنگ شدن اینقدر منطقم قدرتمندتر و توحیدی تر داره میشه که سریع با ورودی نامناسب و مخرب گول نخورم. من دیگه بچه دانشجو جوگیری نیستم که فقط واکنش گرا باشه و ادعای منطق های پر از محدودیت داشته باشه. الان من یک همیشه شاگرد مکتب و منش یگانگی و توحیدم. یک شاگرد با منش اینکه جز الله کسی قدرت نداره. منشی که دانش جستن رو با آکاه شدن و آگاهی کسب کردن از شهود و الهام و قوانین ثابت خداوند دنبال میکنه و رهرو حقیقت است و بس…با کمال احترام استاد عزیزم رو هم که من همیشه شاگرد ایشون هستم و خواهم ماند رو هم دستی از دستان خداوندی میدونم که اومده تا ندا و بشارت هدایت به راه راست رو به من نشون بده. اما قرار نیست مرید و شاگرد ایشون بودن باعث بشه من از ایشون بتی و قدرتی بسازم که خودم رو در گمراهی ببرم. من اهل بت ساختن نیستم، من اهل قدرت دادن به کسی نیستم میخواد استاد عزیزم باشه میخواد هرکسی باشه. من با تمام وجودم احترام میذارم اما قرار نیست ایشون رو تو ذهنم اینقدر خفن و گنده کنم که رسیدن به مرتبه ایشون برام بشه یک محال…مثل تمام اسطوره های دینی یا غیردینی. مثل همین مثال حضرت زینب یا حضرت ابراهیم. من تحسین شون میکنم، الگو میگیرم، فکر میکنم درباره رفتار و اندیشه هاشون اما قرار نیست فکر کنم اونا اینقدر خفن هستن که من انگشت کوچیکه شون نمیشم. قرار نیست همین اتفاق هم بذارم تو ذهنم بیفته که انگار من چیزی از اونا کم دارم. بقول قران و استاد عزیزم ما همه به یک اندازه دسترسی داریم ب یک منبع و نیرو، به یک قدرت، همـه بـرابـریــم…پس چی میشه نتیجه ها فرق میکنه؟!. اون دیگه به میزان ایمان و اعتماد و کار کردن های من روی ذهنم برمیگرده به کنترل ذهن یا نفسم برمیگردم. به اینکه چقدر آمــاده هستم برای دریافت شنیدن هدایت ها و راهنمایی های خــدا. که خداوند یکتا هم به همه راهنمایی میکنه و همه رو هدایت میکنه. به راهی که خودشون انتخاب کنن…خداوند از طریق قلب مون، همون قلبی که جایگاهش خداست، جایگاهش عشق و نوره به ما وحی میکنه ما رو هدایت میکنه. اصلا کلام خداوند رو میشه فقط و فقط در آرامش شنید، میشه فقط و فقط با اون آرام شد. مگه قلب و روح و ذهن هماهنگ شده ما با چیز دیگه ایی هم آروم میشه؟ نه نمیشه
بقول استاد عزیز این ذهن ما حتی نمیتونه ما رو برای یک دقیقه آروم کنه.
پس چی شداین همه قلدری و سلطنت ذهن بر کل اندام ها و رفتارهامون.مغرور به چی شدی…ذهن در برابر صدای اون قلب آرام و پر از گشودگـی و یاد خدا حرفی نداره برای گفتن و مثل یک بچه چموش رام شده و خیره یک گوشه میشینه و فرمون رو رها میکنه تا بزرگترش ببردش به جای امن و مطمئن. به جایی که میدونه اون آدرسش رو خوب بلده. به جایی که میدونه که اون از جنس اونجاست و از اونجا اومده و هیچ وقت راه رو گم نمیکنه. پس ذهن اینجاست که هماهنگ میشه با قلب و روح مون و یادمیگیره بشنوه و عمل کنه و با اون پیش بره. با اون تو مسیری قدم بذاره که سراسر عشق و لذت و حال خوبه. آره اینا رو داره میگه تا یادم بیاد تا یادم بمونه فرمانده رو چه کسی قرار بدم قـلـبـــــم. صداشو بشنوم و درکش کنم تا به سرمنزل مقصود برسم. برسم همونجایی که تک تک سلول هام، اتم های بدنم میشناسنش و میخوان که برم سمتش. واقعا اونجا کجاست همه جا و هیچ جا… اونجا جایی هست که کنترل کردن و ناظر بوودن روی زندگی قشنگ ترین اتفاق هرلحظه ام میشه. مثل الان که اومدم برای بار سوم این قسمت رو نگاه کنم و بعد بیام بنویسم. اما بنام خدا نوشتم و آغاز شد بی قضاوت بی فکر اضافه و جاری شدم به عنوان یک کامنت که واقعا نمیدونم چی شد و از کجا به اینجا رسید اما میدونم میخوام حسش کنم و ازش هدایت خواستم و اینا تازه شروع راه مــن برای دریافت الهامات و هدایته.
خدایا شکرت که همه چیز میشوی همه کس را…
به شرط پاکی دل….
خدایا شکرت برای وجودم که در وجودت غرق هست و گاهی یادم میره کجا دنبالت بگردم.
خدایا بارها شکرت برای نعمت نوشتن، خواندن، دیدن و ادراکم
خدایا شکرت برای تلفیق قدرتمندترین ابزارهای مادی و غیرمادی در وجودم که تو خالقشی تو خالق قادر و توانای منی و در فهم من نمیگنجی و همین که لحظـه ایی حسـت میکنم برام دنیایی باز میشه. دنیایی که با جوشش اشکم و تپش قلبم میگه پامو گذاشتم به اونجای درستی که فقط همه تویی و من غرق در تو. هیچی نمیتونم بگم جز سکوت کنم تا تو منو آروم کنی و اشک هامو پاک کنی و به من بگی خوش اومدی.
بگی چقدر خوب از ابزارها و توانایی هایی که در اختیارت گذاشتم (مثل جسم و مغز و قلب و …) استفاده کردی و دوباره اومدی به سرزمین یکی شدن ها و یگانگی. به سرزمین عشق و نور و آگاهی. خوش اومدم به دنیای هدایت شدگان و راه یافتگان به حقیقت ابدی و ازلی. خدایا دوســـتت دارم که اینقدر این همه هستی و منو سرشار میکنی.سرشار از بودن و شدن.
امروز صبح وقتی اول فایل رو سر کارم گوش کردم که در مورد اعتماد به خداوند بود و امروز کمی به خاطر اینکه کسی نبود دخترم راهی مدرسه کنه نگران بودم . دوبار رفتم که از مدیرم اجازه بگیرم تا 1ساعتی اجازه بده تا برم خونمون تا دخترم اماده کنم بره مدرسه که امروز اصلا نیومده بود و به خودم گفتم حتما خیری هس و حتی به خدا گفتم سپردم به خودت که کمکم کنی.با همسرم تماس گرفتم بهش گفتم گفت خودم میرم خونه و میبرمش مدرسه خیلی برام جالب بود که همسرم صبح در مورد دخترم جواب منفی داده بود ولی خودش قبول کرد. من از لطف خداوند ارومتر شدم.
خدایا سپاسگزارم بخاطر حال خوب و احساس خوبی که بهمون میدی
خدایا شکرت که هستی و هوامو داری
خدایا شکرت بخاطر روزها و شبهای قشنگی که برامون خلق کردی
بنام خداوند وهاب من
سلام خانواده صمیمی عباسمنش!
چقدر به خداوند اعتماد داری؟؟؟
استاد چی بگم از این جمله زیبا…
چقدر لذت میبرم از قماری که میکنم و میگم “من” اعتماد میکنم به خداوند…
دیشب بود تو جایی نوشتم
بخوان
بخوان بنام پروردگارت که خلق کرد….
استاد چی بگم…با اعتماد به خداوند یه کاری رو شروع کردم و انجامش دادم کا سالهای سال نمیتونستم انجامش بدم…
سالهای سال پشت نقاب نمیتونم و کار من نیست و کار آدم های حرفه ای هست ….چه نعمتی رو از خودم گرفته بودم..
چقدددددر من میتونستم تغییر کنم این سال ها و نکرده بودم…
چقدر واقعا اعتماد میکنم؟
چقدر؟
چقدر واقعا اونجایی که خوب حرف میزنم و بعدش خدا میبردم تو صحنه آزمایش…چقدر اونجا یاد گرفتم؟
چقدر بلدم بگم نهههههههه
مسیییییر درسته…
به خدا مسیر درسته
بزار زندگی کنیم
بزار زندگی رو بسازیم…
بزار خودش راهنمایی کنه…
عاشق تونم استاد
نتایج خیلی فوق العاده اس…جدای همه چیز این دوستی که با خالق پیدا کردیم خیلی زیباست…
از اینکه من میخواهم و میشود…
از اینکه من میگم و خدا میگه بیا درستش کنیم…
خدایا هزاران بار شکرت که زنده ام
خدایا هزاران بار شکرت که زنده ای
حی
یا حی
سپاس…
بنام الله یکتا
سلام استاد خوبم حدیثم…ممنونم از این فایل عالی که برام اب روی آتیشه…اونجایی که استاد عرشیانفر گفتن بچه ی من قبل از اینکه مامان و بابا داشته باشه خدا داره قلبم لرزید اشکم دراومد…خدایا منو ببخش…خدایا اعتماد منو به اینکه حافظ فرزندان منی زیاد کن خدایا ایمان منو قویتر کن قلبم رو آرام کن…
خدایا من همیشه در جستجوی احساس خوبم تضادی که راجب فرزندم برام پیش اومد منو ترسوند منو آشوب کرد هرلحظه صدات زدم و تو مثه همیشه بدادم رسیدی و منو اروم کردی آخه من چکار میتونم بکنم هیچی ازم برنمیاد همش تو یارب….بچه من قبل از اینکه منو داشته باشه تو رو داره و تا ابد تو رو خواهد داشت ببخش که ترسیدم ببخش که بی تاب شدم ببخش که بهت اعتماد نکردم ببخش این بنده ی بی ایمانو…آخه کی از تو بهتر کی از تو مطمئن تر کی از تو حافظ تر کی از تو مهربانتر که من بچمو بهش بسپرم…کامنت قبلی گفتم که چهار پنج روز طول کشید تا بتونم ذهنمو کنترل کنم و اینجا شما گفتید که اولش کنترل ذهن سخته مخصوصا راجب فرزند…ولی تلاشمو کردم هرلحظه از خدا خواستم که قلبمو اروم کنه و کم کم حالم بهتر شد چقدر این سایت و این پروژه و کامنتای دوستان عزیزم برام راهگشاست خدایا شکرت که توی این مسیرم و میتونم راهمو پیدا کنم و غرق نشم تو دریای ناامیدی…خدای خوبم چقد دوری ازت سخت و وحشتناکه انگار هیچی نیستم،هیچی ندارم…چقدر بدون تو بی پناهم..
خدای خوبم محاله کسی صدات بزنه و جوابشو ندی…
خدایا شکرت که دارمت…کمکم کن ازت دور نشم…
خدای خوبم تو همیشه هستی این منم که گاهی هستم و گاهی نیستم…قلبم رو لبریز از عشقت کن منو مست کن از عشقت..همونی که تجربه کردم و با هیچی عوضش نمیکنم..
سلام و درود دوست عزیزم
امیدوارم که همیشه تنت سالم ودلت شاد درکنار عزیزانت باشی.
چقدر کامنتی که نوشتی من بودم خود خود من ،انگار کلمه به کلمه کامنت رو من نوشتم .
حرفای من بود نگرانی من بود ،کنترل نکردن ذهن من بود در برابر فرزندم .
چقدر زود یادمون میره که خداوندی که این فرشته های نازنین رو بهمون داده خودشم محافظشونه ،خداوند یارویاورشونه فقط کافیه با ایمان توکل داشته باشیم و صفر تاصدشو بسپاریم به یگانه الله و خیالمون راحت باشه .
مرسی برای کامنت عالی که گذاشتی .
سپاس فراوان از استاد قشنگم که اینقدر پرقدرت درمورد تجربیاتشون صحبت میکنند ،ماهم باید قدم به قدم روی توکلمون و باورامون کار کنیم تا بتونیم کنترل ذهن عالی داشته باشیم .
خداوند محافظ ،حامی و نگهدار شما و عزیزانت باشه دوست هم فرکانسی گلم
ب نام خدای آرامشبخش دلها
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بزرگوارم،مریم جان وتمامی دوستان هم مسیرم🙏
استاد جان…
چه سؤالهای عمیق و قشنگی… دقیقاً از جنس همون موضوعاتی که آدم رو از ذهنِ شلوغ میبره به قلبِ آرام…
🌟 شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
اعتماد به خدا یعنی… وقتی هنوز چیزی در ظاهر تغییر نکرده، ولی تو درونت میدانی که خدا دارد کارش را میکند.
اعتماد یعنی: «من نمیفهمم چرا، اما مطمئنم خدا بهتر میداند.»
هرچقدر در شرایط سخت بتوانی آرام بمانی، یعنی اعتماد تو بیشتر شده است.
🌿چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؟
الهام مثل نور است… نور همیشه هست، اما باید پردههای ذهن کنار برود تا وارد قلب شود.
الهامها در فشار نمیآیند، در آرامش میآیند.
💛 قلب، دریافتکننده الهامات خداوند میشود وقتی که…
قلب الهام میگیرد وقتی از کینه خالی باشد، از اضطراب آزاد باشد، با خدا صادق باشد و در شکرگزاری قرار بگیرد.
✨ چگونگی دریافت الهامات
الهام معمولاً یک صدای بلند نیست…
گاهی یک حس لطیف است، گاهی یک فکر روشن، گاهی یک اطمینان بیدلیل…
الهام هدیه است، نه زور…
🕊 رابطه آرامش قلبی و دریافت الهامات الهی
هرچه قلب آرامتر → الهام واضحتر
هرچه اضطراب بیشتر → پیامها مبهمتر
چون اضطراب مثل نویز است و اجازه نمیدهد صدای خدا شنیده شود…
استاد جان…
اول از همه واقعاً میخوام اون حد از ایمان محکم و عظمت روحی شما رو تحسین کنم…
اونجایی که وقتی اون خبر ناگوار رو درباره فرزندتون یوسف عزیز شنیدید، هیچ چیزی به اطرافیان نگفتید، خودتون رو نباختید و فقط بلند شدید و راه افتادید که سریع برسید تهران…
این سطح از توکل و کنترل، برای من همیشه یک درس بزرگه…
من هم میخوام تجربه خودم رو دوباره و دوباره یادآوری کنم…
با اینکه من هنوز اون فرزند رو ندیده بودم… فقط پنج ماه توی شکمم باهاش زندگی کرده بودم…
ولی وقتی دکتر گفت مشکلی هست و باید سریع سقط بشه…
راستش اون لحظه مثل شما اونقدر ایمان نداشتم…
سریع زنگ زدم به همسرم، گفتم بچه مشکل داره… گریه کردم… اشک ریختم…
اما فقط همون لحظه بود…
بعدش آروم شدم…
وقتی الان فکرش رو میکنم، به خودم افتخار میکنم که خیلی خودم رو نباختم…
خیلی گریه نکردم…
فقط همون لحظه احساساتی شدم…
و اون جملهای که دکتر گفت: «حداقل چند روز دیگه زنده میمونه…»
واقعاً برای من سنگینترین جمله دنیا بود…
چون توی ذهنم این بود که من بیشترِ مسیر رو رفتم…
پنج ماه گذشته بود…
ولی شنیدن اون خبر از زبان دکتر… واقعاً تلخ و سنگین بود…
اما استاد…
اون روز حرف شما هزاران هزاران بار توی گوشم پیچید…
اونجایی که میگفتید:
«خدا رو شکر حداقل پسر بزرگم زنده هست… چون اگه اون رو خدا ازم میگرفت دردش خیلی سنگینتر بود…»
و من هم هزاران بار با خودم تکرار کردم:
خدا رو شکر دخترم زنده هست…
همین فرزندی که پنج ساله دارم باهاش زندگی میکنم، سالم و سرزنده جلوی چشممه…
کافیه…
همین جملهای که از شما یاد گرفتم، واقعاً دلم رو آروم میکرد…
نمیذاشت ناشکری کنم…
و استاد… چقدر اون روز برای من عجیب و جالب بود…
قبل از اینکه نوبتم بشه و وارد مطب بشم…
یه حسی توی دلم افتاد که جلسه چهارم از قدم پنجم رو گوش بدم…
و اون جلسه اونقدر منو آروم کرد…
که انگار خودِ خدا اون فایل رو برای من پلی کرد…
انگار خدا قبل از شنیدن اون خبر، شنا کردن رو بهم یاد داد که غرق نشم…
چون واقعاً اگر اون شنا کردن رو از قبل یاد نگرفته بودم…
و من تنها رفته بودم دکتر… فقط دختر پنج سالم هم همراهم بود…
شاید یه بلایی سرم میاومد…
ولی وقتی اون خبر رو شنیدم…
درسته گریه کردم…
اما ته دلم یه آرامش عجیبی بود…
و به خدا قسم…
تا رسیدم خونه بارها یه صدا توی وجودم میگفت:
«نگران نباش… به من اعتماد کن…»
استاد خیلیها این اتفاق رو کوچیک میدیدن…
ولی برای من پر از درس بود…
خیلی بیغرورتر شدم…
خیلی سر به زیرتر شدم…
خیلی در برابر عظمت خدا تسلیمتر شدم…
خیلی متوکلتر شدم…
خیلی آرومتر شدم…
خیلی فهمیدم من هیچم…
و واقعاً فهمیدم جلوی قاضی ملقبازی کار جالبی نیست…
اما وقتی استغفار کردم…
خودم رو بخشیدم…
تسلیم شدم…
پیادهروی کردم…
با خدای خودم راز و نیاز کردم…
و خدا دوباره منو پذیرفت…
و بعد… معجزه پشت معجزه اتفاق افتاد…
بعد از یک سال و خوردهای تسلیم شدن و رهایی…
خدا پاداشش رو بهم داد…
اولین پاداشش حس و حال خوبم بود…
و بعدش دادن یک فرزند سالم و صالح…
و الان میکائیل جان در کنار دخترم ملکا جان شدن چراغ خونهمون…
و من هر بار که به بچههام نگاه میکنم، خدا رو شکر میکنم که خدا بر سرم منت گذاشت…
✨ «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا…»
همانا با سختی، آسانی است…
✨ «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
فقط با یاد خدا دلها آرام میگیرد…
سپاسگزارم استاد عزیز بابت تمام چراغهایی که در مسیر زندگی من روشن کردید🙏
الهی همیشه در پناه خدا باشید…
سلاااام درود
حضور گرم خواهر گرامین صفا خانم گنجی
چقد کامنتون عالی بود چه حرفای قشنگی رو نوشتین خیلی لذت بردم از اینکه گفتین اضطراب یعنی نویز یا پارازیتی که ذهن میندازه تا صدای خدا را نشنوم دقیقا همینطوره و با دانستن این آگاهی زمانی که ذهنم داره برام نگرانی میسازه میتونم خفش کنم و به خدا پناه ببرم واقعا دمتگرررررم رفیق عالی نوشتی عالیییی
چقد این نوشته هاتو دوست دارم و چقد زیبا گفتی
شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
اعتماد به خدا یعنی… وقتی هنوز چیزی در ظاهر تغییر نکرده، ولی تو درونت میدانی که خدا دارد کارش را میکند.
اعتماد یعنی: «من نمیفهمم چرا، اما مطمئنم خدا بهتر میداند.»
هرچقدر در شرایط سخت بتوانی آرام بمانی، یعنی اعتماد تو بیشتر شده است.
🌿چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؟
الهام مثل نور است… نور همیشه هست، اما باید پردههای ذهن کنار برود تا وارد قلب شود.
الهامها در فشار نمیآیند، در آرامش میآیند.
💛 قلب، دریافتکننده الهامات خداوند میشود وقتی که…
قلب الهام میگیرد وقتی از کینه خالی باشد، از اضطراب آزاد باشد، با خدا صادق باشد و در شکرگزاری قرار بگیرد.
✨ چگونگی دریافت الهامات
الهام معمولاً یک صدای بلند نیست…
گاهی یک حس لطیف است، گاهی یک فکر روشن، گاهی یک اطمینان بیدلیل…
الهام هدیه است، نه زور…
🕊 رابطه آرامش قلبی و دریافت الهامات الهی
هرچه قلب آرامتر → الهام واضحتر
هرچه اضطراب بیشتر → پیامها مبهمتر
چون اضطراب مثل نویز است و اجازه نمیدهد صدای خدا شنیده شود…
عالییییی و بی نظیر و محشر توضیح و تفسیر کردی راهکار دریافت الهام رو واقعا کیف کردم لذت بردم فیض بردیم از جملات معنوی شما متشکرررررم
و تبریک میکم برای ایمانی که در زمان چالش برانگیز زندگیت در خودت ایجاد کردی و ازش تونستی بهرمند بشی و بعد مدتی نتیجه درست و زیباشو هم تحربه کردی با مکاییل عزیز و ملکا نازنین خدا حفطشون کنه این دو فرشته نازنینتو خدا همه بچها رو برای پدر و مادرشون حفظ کنه هرگز همچین امتحان سخت و دشواری کسی نشه
خدایااااااااا خیلی سخته خودتم میدونی خیلی سخته فکر کردن بهش وحشت انگیزه خدایا عجب صبری خدا دارد
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
چاره ای جز تسلیم و توکل نداریم
مرا خانوادم را در پناه خودت محفوظ بدار خانواده معنوی مرا خواهرصفای عزیز و همه دوستان توحیدی ام را استادم را مریم عزیزش را در پناه خودت محفوظ بدار
آمییییییین
خدایا به ما روشنایی ببخش نور بده تا بر تاریکی های زندگیمون بتابیم و ترس و وحشت ها رو از بیین ببریم کمک کن تا با نور الهی همه چیو ببینیم و بشنویم.آمیییین
درود و بدرووود
صفای عزیز در قله های رفیع موفقیت همدیگرو ملاقات خواهیم کرد همه باهم .
شاد و پیروز باشید
به نام خدای مهربان
برادر عزیز و دوست نورانیام…
سلام و درود از دل…
پیام پر از مهر و ایمان شما را خواندم و واقعاً قلبم لرزید از این همه لطافت و فهم عمیق…
چقدر زیبا گفتید و چقدر دلنشین پاسخ دادید…
گاهی فقط همین آگاهی کافیست که انسان دوباره به آغوش خدا برگرده و آروم بشه.
از محبتهای شما نسبت به من و فرزندانم مکاییل عزیز و ملکا جان واقعاً سپاسگزارم…
دعای خیر شما مثل یک نور آروم روی دل مینشینه
الهی خدا همهی فرزندان رو در پناه خودش حفظ کند و هیچ مادری داغی نبینه… آمین.
و چقدر درست فرمودید…
چارهای جز تسلیم و توکل نیست…
در همین تسلیم است که الهامها جاری میشوند و راه روشن میشود.
من هم از صمیم قلب دعا میکنم خداوند شما و خانوادهی عزیزتان و همه دوستان توحیدیمان و استاد گرامیمان رو در پناه نور و رحمت خودش محفوظ بدارد 🤍
انشاءالله در قلههای آرامش، ایمان و موفقیت، کنار همدیگر ملاقات خواهیم کرد…
با دلهایی روشن و قلبهایی مطمئن به خدا
درود بر شما برادر عزیز
شاد و پیروز باشید…
به نام خدای بزرگ. رحیم.وبخشنده
سلام عزیزانم
خداروشکر که دراین مسیر زیباهستم به لطف وهدایت تو
استاد عزیزم من هنوز این فایلوگوش نکردم
اما میخوام بنویسم
میخوام ازعشق به خدا به پروردگارم بنویسم
میخوام فقط ازاون بگم
شمایی که دست خداشدین برام ممنونم خداشماروبرام فرستاد
خدایا شکرت
برام همه چیزهایی که بهم دادی
خدایا تورا حس میکنم
خطاهایی دارم که توشاهدی اما دردلم عشق توست
اعتراف میکنم که بی توهیچم
اعتراف میکنم که اگه توکمکم نکنی قدم ازقدم نمیتونم بردارم
اعتراف میکنم قدرت تویی توکریمی رحیمی زیباییی
باشکوهی
خدایا میدونم که ناظری وداری بهم لبخند میزنی
دورت بگردم خدافدات بشم
خداجاانم خدایه عزیزم خدای زیبا قلبم روبایادخودت پرکن
خییییییلی دوستتت دارم همه چی تویی بزرگوار مهربان قدرتمند زیبا روف
خدایا من تورادیدم من تورا درتکامل رشد یه کودک دیدم من تورا در مزه ی هرمیوه دیدم من تورا درتابش خورشید دیدم من تورا درسبزی درختان دربهار بعداززمستان دیدم من تورا قدرت دستانم دیدم من تورا درلبخندم فرزندم دیدم
خدایا پروردگارم دلبرم تنها یارم سرورم مولای من رهبر من عزیز من دوستت دارم وباوردارم همه چی تویی هرعشقی که به من داده میشود ازلطف ومهربانی توست وبقیه کارهای نیستن
خدایا مدیریت تمام زندگیم باتو
سلام به استاد عزیزم و مریم جان دوست داشتنی و همه دوستان عباس منشی
استاد بعد از مدتها اومدم کامنت بزارم یعنی یه حسی در قلبم گفت بنویسم شاید به کسی کمک کنه .
اول یه خبر خوب بدم که دو روز پیش متوجه شدم باردار شدم بعد از ۸ سال و خدارو شاکرم بابت این نعمت بزرگی که به من داده
من مشکلی داشتم که به طور طبیعی باردار نمی شدم و توی این سالها چندین بار رفته بودم دکتر ولی شاید هر چند وقتی به اسرار مادرم میرفتم و پیگیری نمی کردم و همیشه یه حسی به من میگفت نیازی به دکتر رفتن نداری هنوز موقعش نیست و من نگران این قضیه نبودم شوهرم که اصلا .
همیشه خوش بودیم و بخاطر نداشتن بچه غصه نمیخوردیم البته بعضی مواقع نجواهای شیطان سراغ من میآمد که داره سنت می ره بالا و… ولی ته قلبم یک امیدی بود و یقین داشتم که حتما یه روزی مادر میشم ولی به موقعش . ما توی این چند سال زندگیمون تا جایی که تونستیم از زندگیمون لذت بردیم و همش می رفتیم مسافرت تا جایی که بیشتر ایران رو رفتیم سه بار رفتیم کربلا و همیشه از کوچکترین موقعیتی استفاده میکردیم برای لذت بردن و تفریح کردن طوری که توی اقوام و آشنایان معروف شده بودیم به مارکوپولو 😊
تا اینکه چند ماه پیش به اسرار مادرم رفتم دکتر و گفت شما به طور طبیعی باردار نمیشید و باید ivf بشید اولش خیلی ترسیدم و نجواهای شیطان اومد که ivf خیلی سخته و… و برای انجام این عمل باید قبلش هر دو دوز واکسن کرونا رو باید زده باشم که من هیچ دوزی نزده بودم با اینکه راضی به ivf نبودم ولی بخاطر مادرم قبول کردم مادرم میگفت واکسنی که دوز دومش یک ماهه هست رو بزن و زودتر عمل رو انجام بده ولی من واکسن آسترازینکا زدم به این امید که خدا توی این سه ماه قبل از دوز دوم شاید معجزه ای کنه و من باردار بشم و همیشه احساسم رو توی این سه ماه خوب داشتم و از زندگیم لذت میبردم تا اینکه این هفته قرار بود برم واکسن دوز دوم رو بزنم و برم برای ivf که دیدم حالم خوب نیست و احساس میکنم بار دارم رفتم آز مایش دادم که فهمیدم بار دارم و خداوند جواب احساس خوبم و امیدی که فقط به او داشتم رو داد در حالی که من توی این سه ماه اصلا دکتر نرفتم و دارویی مصرف نکرده بودم ولی همون طور که خودم همیشه از خدا میخواستم به طور طبیعی و بدون دارو و… باردار شدم و اینجا به قدرت خدا پی بردم و ایمانم قوی تر شد که اگر آدم به ظاهر توی بدترین شرایط هم باشه خدا میتونه کمک کنه اصلا مهم نیست که بیماری تو چقدر شدیده یا مشکل تو چقدر بزرگه اگر فقط به خدا توکل کنیم او خیلی راحت میتونه مشکل ما رو حل کنه و به این باور رسیدم که در هر کاری در هر شرایطی من احساسم رو خوب نگه دارم کاری نداشته باشم که چی میخواد بشه خود خدا کارا رو درست میکنه و این قضیه معجزه زندگی من بود.
رفتم دکتر و دکتر گفت تا وقتی قلبش تشکیل نشه به کسی نگو و من کمی نگران شدم که نکنه قلبش تشکیل نشه ولی خیلی زود خودمو آروم کردم با این باور که خدایی که این بچه رو به من داده رهاش نمیکنه و حتما حافظ و نگهدار و هدایتگرش خواهد بود و حتما یه قلب پر از عشق و نور بهش خواهد داد و من برای چی باید از مردم بترسم که پیش کسی نگم من اگر بترسم یعنی به قدرت خداوند ایمان ندارم ولی من ایمان دارم به خدایی که تمام باورهای غلط دکترها و اطرافیانم رو در ذهنم شکست و به من نشون داد که میتونه هر کاری رو انجام بده حتی اگر در نظر ما ناممکن باشه و این فایل هم انگار برای من بود و در این فایل جمله ای رو شنیدم که دقیقا انگار خداوند داشت به من میگفت که خدایی که این بچه رو بهت داده حافظش هم هست من فقط باید اجازه بدم که خداوند کارش رو انجام بده با قرار گرفتن در فرکانس آرامش و یقین داشتن به قدرت خداوند . من همیشه از خدا میخواستم در شرایط خوبی به من بچه بده و واقعا همون طوری شد چون وقتی به گذشتم فکر میکنم اگر در اون شرایط باردار میشدم از همه لحاظ سخت بود چون در برهه ای از زندگیم تضادهای سختی داشتم که با صبر و توکل بر خدا حل شد و همون زمان بود که خداوند منو هدایت کرد به این سایت و من از اون موقع با این آگاهی ها دگرگون شدم و زندگی من بسیار تغییر کرد و تک تک تضادهای زندگیم یکی یکی و با تکامل رفع شد و الان با این شرایط این آگاهیهایی که دارم و این شخصیتی که پیدا کردم به وسیله استاد نازنین خیلی بهتر میتونم مادر باشم و فرزند خیلی بهتری تربیت کنم پس هیچ وقت نباید برای رسیدن به خواسته ها عجله کرد فقط باید صبر کرد توکل کرد و از مسیر لذت ببریم خداوند به موقعش که شرایط محیا باشه اجابت میکنه وقتی که خدایی داریم که از ما مشتاقتره که ما به خواسته هامون برسیم پس به برنامه ریزیش کاری نداشته باشیم اون بهترینها رو برای ما میخواد ما باید اجازه بدیم زندگیمون روند طبیعی شو طی کنه وگرنه شکست می خوریم .
امیدوارم همون طور که خداوند منو به یکی از بزرگترین خواسته هام رسوند همه شما دوستان رو هم به راحتی به خواسته ها تون برسونه .
استاد جان بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت آگاهی های ارزشمندی که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدین و شخصیت و زندگی دنیا و آخرت ما رو تغییر میده .
واقعا چه کاری بزرگتر از این کاری که شما انجام میدین هست شما هر چقدر خوشبخت تر ثروتمندتر و سالمتر و… بشین حقتونه لیاقت شما بهترینهاست.
دوستتون دارم😘
سلام سعیده نازنینم
تبریک میگم بهتون نعمت مادر شدن رو
خدایاااا شکرت خدایاااا شکرت براى این حس قشنگ براى این تحقق قشنگترین آرزو اونم به صورت طبیعی این همون معجزه الهیه
ازتون بیینهایت سپاسگذارم براى این کامنت ارزشمندى که با دستان الهیتون نوشتین
با خودندنش پر از حس شکرگذارى و اشک شوق شدم و چقققدر براى شما مادر زیبا خوشحال شدم این کامنت پر از هدایت الهى بود براى من
چقدر تحسینتون کردم که با وجود اینکه دکتر گفته بود به کسى نگید فقققط به خدا توکل کردید و اومدید حتى عاشقانه اینجا نوشتین این واقعا قابل تحسینه چون وقتى داشتم میخوندم ذهن نجواگرم میگفت کاش میذاشت بچه به دنیا میومد ولى شما واااقعا ایمان و توکلتون قابل تحسینه واقعا آفرین بهتون و متوجه شدم چقدر باید روى خودم کار کنم تا به این توکل برسم
ان شالله خیرالحافظین عالم به بهترین شکل و راحت ترین شکل فرزند سالم و صالحى و زیبایی رو در آغوش پر از مهر شما قرار بده
هیییچ چیز قشنگ تر از مادر شدن در این جهان نیست خدا رو سپاسگذارم براى این قابلیت که ما خانم ها داده
براى شما و تو راهى عزیزتون بهترین هاى دنیا و آخرت رو آرزومندم 💖💖💖💖
سلام نفیسه جان مهربون
وای کامنت شما چقدر پر از عشق و حس خوب بود.
سپاسگزارم از شما دوست عزیز که اینقدر برام انرژی مثبت فرستادین و این دعای خیری که برای من و فرزندم کردین . امیدوارم چندین برابر این انرژی مثبتی که برام فرستادین به خودتون برگرده.
همیشه استاد تاکید بر ایمان عملی دارن و من با خودم گفتم اگر واقعا ایمان دارم که خدا حافظ و هدایتگر فرزند من هست پس باید در عمل نشون بدم و رفتم به تمام دوستان و آشنایان این خبر رو دادم با اینکه هنوز نرفتم صدای قلبشو بشنوم چون ایمان دارم خدایی که اونو برام خلق کرده حتما قلبشو تشکیل میده .
از خداوند برای شما بهترینها رو آرزومندم.
سلام دوست عزیزم
بهترین و با شکوهترین حس برای یک خانم مادر شدنه که شما انشالله با ایمان به خداوند در زمانی نزدیک فرزند دوست داشتنی خودتون رو در اغوش میگیرید
عزیزم من بهترینها رو برای شما ارزو میکنم و یقین داشته باش که خداوند در زمان مناسب شما رو به خواسته تون میرسونه
خیلی خوشحال شدم و یک حس عجیبی در وجودم ایجاد شد وقتی نوشتین سخن استاد عزیزم رو که خدایی که بچه رو داده حافظشم هست
عزیز دلم امیدوارم خبرهای بهتر از شما رو بخونم و از صمیم قلبم از خدای مهربونم میخوام شما و فرزندتون رو درآغوش مهربان خودش خفظ کنه
با ارزوی بهترینها دوست خوبم
در پناه خدای مهربانم باشید
سلام آسمان عزیزم
چقدر عاشق اسمتون شدم چون من یکی از بهترین چیزهایی که عاشقشم آسمونه همیشه در طول روز بارها به آسمان خیره میشم و با خدای خودم حرف میزنم .
سپاسگزارم دوست زیبای من از کامنتی که با عشق برام نوشتین
خداروشکر که نوشتم از تجربه زندگیم . و باعث شد این انرژی فوق العاده رو از شما دریافت کنم .
امیدوارم همیشه سرشار از انرژی مثبت الهی باشید .
بنام خدای مهربان
سلام به استاد گرامی و مریم بانوی شایسته و همه دوستان عزیزم
خدا رو شکر که در اینجا حضور دارم و این آگاهی های ناب رو دریافت می کنم
از استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم برای گفتن این آموزه ها که از در و گوهر هم ارزشمندتر هستند و مسیر ما رو روشن می کنند
از مریم جان هم فراوان سپاسگزارم که فایل ها رو انتخاب می کنه و کلیدها و سرفصلها رو عنوان می کنه و با این ترتیب زیبا روی سایت قرار میده
خدایا شکرت برای این سایت بهشتیمون
شهود رو ما باید فعال کنیم
اینکه شهود و الهام بتونه کار کنه دست ماست
همه چیز بما بر میگرده، اصل ماییم که انتخاب کنیم روی اون موج باشیم
چقدر وقتی که به این فایل و توضیحات استاد گوش می کردم قضیه فوت پسر بیست ساله ام (که از دریا به آغوش خدا رفت) و عملکرد من در ذهنم تداعی شد
من به خدا اعتقاد و ایمان داشتم و انتخاب کرده بودم که در مسیر درست باشم (متناسب با ظرفیتم و درک و فهمم) و خدا رو شکر که اعتقادات و باورهای خوبی رو از پدرم که روحانی خوشفکر و روشن بینی بود یاد گرفته بودم، اتفاقاً دیروز هم سالگرد وفاتش بود و من به دوتا خواهرم گفتم خدا رو شکر که هرچی از پدر بیاد میارم همش خاطرات زیباست
من با این باور که مالکیتی روی بچه ام ندارم، مال خداست خودش اونو به این دنیا آورده و هر وقت هم بخواد از دنیا میبره،بقول استاد شهود خودمو فعال کرده بودم بجای گریه و زاری و داد و فغان با یاد خدا خودمو کنترل کردم و آرام بودم یادمه دخترم سمیه که با پسرم دوقلو بودن و خیلی به هم انس داشتن از شدت ناراحتی گفت من خودمو می کُشم من گفتم همه مون باید مراقب باشیم که تو این موقعیت سخت کاری که مورد رضای خدا نیست انجام ندیم، و خدا رو شکر این آرامش و حرف من باعث شد که آرامش به فرزندانم هم منتقل بشه، و اینا همش هدایت پروردگارم بود بخاطر اینکه من روی موج آرامش خودمو قرار دادم
استاد که اون آقا رو مثال زد که ده سال برای بچه اش مشکی می پوشیده و نتونسته بوده غم از دست دادنشو فراموش کنه من بیاد آوردم که اصلاً مشکی نپوشیدم
در باره آقای عشقیار هم که استاد گفت با دست خودش بچه شو خاک کرده و حتی یه قطره اشک هم نریخته، بیاد آوردم که در هنگام تدفین پسرم اون تلقین میت رو با صدای رسا بدون اینکه قطره ای اشک بریزم از روی مفاتیح خوندم در حالیکه همه گریه می کردن
الانم هر وقت بیادش می افتم حالت غم و اندوه و افسوس ندارم خوبی ها و خاطرات قشنگی که ازش دارم رو در ذهنم مرور می کنم
باز هم وقتی که استاد راجع به ویژگی های خوب پسرش که پیش خدا رفته صحبت می کرد من هم بیاد آوردم که پسرم ابروهای بلند و سیاهی داشت و انصافاً پسر پاک و خوبی بود چقدر به من و پدرش احترام میگذاشت چقدر کمک و همیاری و همکاری میکرد
الحمد لله علی کل حال
اون به هر کسی نمیگه آروم باش
من باید بخوام که ایمانم بیشتر بشه
ما اصلیم
اون فقط وقتی با تو صحبت می کنه که تو آماده باشی
اگر تو آماده نباشی اون با تو صحبت نمی کنه
هر وقت از لحاظ فرکانسی آماده بودی دریافت می کنی
در مورد این قسمت از صحبت های استاد که گفت من همیشه مشکل دارم اینکه بگن خدا پیامبرا رو انتخاب کرد و همیشه میگم پیامبرا خدا رو انتخاب کردن
برای ذهن من هم کاملاً منطقیه که پیامبران با کار کردن روی خودشون خودشونو آماده کردن و خدا رو انتخاب کردن، ولی تو این قسمت ابهام دارم که وقتی به مادر موسی وحی می کنه که پسرشو به آب بندازه میگه نترس و غمگین نباش که ما او را بسوی تو بر میگردانیم و او را جزو پیامبران قرار می دهیم
اینجا که هنوز اصلاً موسی نوزادی بیش نبوده کاری نکرده بوده آمادگی ای ایجاد نکرده
یا در سوره صف آیه 6 که حضرت عیسی به بنی اسرائیل بشارت آمدن پیامبری بعد خودش رو میده که نامش احمد است
اینجا که هنوز حضرت محمد هنوز بدنیا نیومده چه برسه به اینکه روی خودش کار کرده باشه و خدا رو انتخاب کرده باشه، امیدوارم که استاد موضوع رو برام روشن کنه
خیلی این فایل و این کامنتم حس خوبی بمن داد
خدا رو هزاران بار شکر برای همه نعمتهایی که در زندگی بما بخشیده
در پناه رب العالمین شاد و سربلند باشید
سلام فاطمه عزیز
روح پدر بزرگوارت و پسر عزیزت در کنار جایگاهشون شاد باشه .
چقدر تو این کامنتتون ایمان عملی بود و درکتون چقدر کامل بود.تحسین میکنم ایمان و عملتون و درکتون از قانون رو .
ما اصلیم و هر وقت ما آماده باشیم دریافت میکنیم و این آماده بودن به نظر من یقین است و ایمانی که قدرتمند باشه و کنترل ذهنی که فقط توش خدا باشه.سپاسگزارم از شما
سلام و درود خداوند بر شما ابراهیم عزیز
خیلی از شما سپاسگزارم برای پاسخ زیباتون به کامنتم
سرشار از شادی شدم و ایمانم چند درجه قویتر شد ایمان به خدا و هم ایمان به صحت و دقت قوانینش
آخه میدونید من امروز صبح تو دفتر شکرگزاری و تمرین ستاره قطبی ام نوشتم میخوام نقطه آبی داشته باشم خیلی وقت بود که چنین درخواستی نکرده بودم، بعلاوه چندتا خواسته دیگه…و تقریباً همه انجام شده بود بجز این مورد، و چقدر من اونا رو تأیید و تصدیق کردم و بخاطرشون سپاسگزاری کردم..هنگام غروب که دوباره تو سایت اومدم نقطه آبی رو کنار اسمم دیدم، اینقدر لبریز از شوق و حس سپاسگزاری شده بودم که چند دقیقه فقط اشک ریختم و با خدا مناجات کردم
وقتی یه قدم بسمتش میری چندین قدم بسمتت میاد
باز هم از شما ممنونم که این حس زیبا رو بمن هدیه دادید
در پناه خدا موفق و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
باسلام و درود خدمت شما دوست عزیز خانواده عباس منشی و سپاس از کامنت شما درباره ابهام که داشتید یاد مطلبی افتادم که یکجا خوانده بودم بایزید بسطامی میگوید من بوی ابوالحسن خرقانی میشنوم در صورتی که هنوز به دنیا نیامده ، من فکر میکنم اینها همه اتفاق افتاده است و تمام شده چون اگر فرض کنیم بشر قویترین تلسکوپ جهان را داشته باشه و از کهکشان به زمین که مانع جلوش نباشه نگاه کنه تازه میتونه زندگی دایناسورها را نگاه کنه…من اینجوری فکر میکنم
سلام بر شما آقای رضایی عزیز
ممنونم که کامنتمو مطالعه کردید و زمانی از وقتتون رو برای پاسخ دادن به اون در نظر گرفتید
خوبی این سایت و حضور ما در اینجا اینه که در جریان نظرات همدیگه قرار می گیریم و یه جورایی دید ما وسیعتر میشه
خدا رو شکر که در این فضا و عضوی از اعضای این خانواده زیبا هستم
مجدداً از شما سپاسگزارم و بهترینها رو براتون آرزو می کنم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
خدایا شکرت بی نهایت شکرت
برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
گام هفتم
خدا میدونه چقدر به این فایل بهشتی نیاز داشتم
چقدر به موقع بود وچقدر همزمانی ونشونه
برام من داشت ..
میدونین دلم با این فایل بهشتی کجا رفت؟
پرکشید و وصل شد به دوره ی کیمیاگر
هم جهت با جریان خداوند
و نشستم پای جلسه ششم (هماهنگی ذهن وروح )
چقدر این دوره ی پربرکت لطافت روح بهمون یادمیده ومثل موسیقی رویش هست
چقدر ترکیب جادویی داره با دوره ی احساس لیاقت و رسیدن به حدی از خودشناسی که در اولین قدم
خودمون رو لایق گفتگو با خدا ودریافت هدایت بدونیم ….
خدا همیشه و هرلحظه هدایت میکنه
ماباید خودمون رو آماده ی دریافت کنیم و
به وسعت روح و گشایش قلبی برسیم
منه فاطمه باید پای خدا وبندگی م باشم
و روی خودم وباورهای توحیدی م کارکنم
جوری که همه چیز بتونم به خدا بسپارم
نه عقل منطقی خودم ……
جوری که یادبگیرم فقط روی خدا حساب باز کنم وبس.
اعتماد یعنی :
من کار خودمو میکنم، اما تهِ دلم میدونم
خدا بهتر از من میدونه کِی، کجا و چطور؟!؟!
همین قدر قشنگگگگگ باور کنم
خدایی هست وخدایی هست وخدایی هست
اینکه در هرگامی که برمیدارم توکل کنم و
با تموم باورقلبی م بگم
خدایا، من سهم خودمو انجام دادم، ادامهش
با خودته که قدرت کیهان دستته …
ریشهی اعتماد از مشاهده ی اتفاقهایی هست که
توزندگیمون تجربه میکنیم و هدایتهای خدا معجزه وار
از راه میرسن
اعتماد به خدا وقتی ریشه ش تو قلبم محکم تر میشه که به یاد میارم
خیلی چیزها وقتی رهاشون کردم، بهتر جلو رفتن
خیلی درها وقتی به خدا سپردم باز شدن
بعضی جوابها وخواسته هام اونجور که من میخواستم نشدن، اما چیز بسیار بهتری و درستتری جاش اومد…
چون تنها تکیه گاهم خدا بوده تو این لحظه ها …
نشونه ی اعتماد به خدا آرامش قلبی هست
کلمه ای که استاد جانم گفتین کلیدواژه است ….
وقتی وسط سختیها ، یه آرامش عمیق باشه
یا وقتی کارها کُند پیش بره، ولی بُنبست ندونیم
حتی وقتی تضادها ظاهر میشن گیج نشیم و
تازه خواسته هامون شفاف تر بشناسیم
ودنبال تایید دیگران و ثابت کردن خودمون نباشیم
نشونه ای هست از اعتماد به قدرت لایتناهی خدا
خدای جااااااانم شکرت برای نعمت آگاهی
و رزق پربرکت یادگیری
چقدر نیاز دارم به این آگاهی ها و
دارم تموم تلاشمو میکنم درجهت بهتر کارکردن روی باورهای توحیدیم و تعهد دادن وتمرکز گذاشتن به ادامه دادن این مسیر توحیدی به امید الله یکتا
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت این
پروژه ی توحیدی درک عمیق تر قوانین خداوند
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
نشانه امروزم !
وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُ
کسی که بتواند بر خدا توکل کند خدا برای او کافیست!
بنام یگانه دلبر شیرینم صاحب ضربان قلبم رزق هر روزم ، اجابت کننده ستاره قطبی ام جاری کن آنچه را که از نظر تو درسته👌
اساتید گرامی ام ، دوستان توحیدی ام سلام گرم مرا از بهشت زیبا ، سر زمین جومونگ پذیرا باشید !
بزارید یک حقیقت زنده یی را از اعتماد کردن به خداوند براتون بنویسم شاید یه ذره بتونه بدرد تون بخوره !
ایمان که عمل میاورد کار ها را انجام میدهد میبینم قسمت های زنده گیم را قدم برداشتم نتیجه دیر یا زود آمده …
اینم یاد اور شوم که جاهای که شهودم غالب بر نجواهای ذهنم بوده چنان دروازه های باز شده که به عقل جن ام نرسیده بوده ولی هر جا که نجوا ها مرا ترسانده و به غار بی اعتمادی رفتم چک و لگت هایش را خوردم !
خدا کار نمیکنه شاهکار میکنه، قربونش برم اگر دری را که خدا باز کنه برکت ها و نعمت های را وارد زنده گی آدم میکند که هیچ احدی دیگری نمیتواند!
باور میکنید من نمونه آدم هستم که خدا شاهده برای خرید یک آب میوه مشکل داشتم، نمونه آدم هستم که در حسرت این بودم که یکبار بتونم یک رستورانت برم و بماند دیگر مسایل …..
الان میدونید آنقدر به لطف الله نعمت دارم که اگر بخام هر روز میتونم بهترین رستورانت رو برم
میدونید من اون موقع از قانون آگاه نبودم که بتونم زنده گیم را خلق کنم!
ولی من کار ها را به خداوند سپرده بودم و او اینچنین آسانم کرد برای آسانی ها
در زنده گیم خیلی معجزه ها از خداوند دیدم ولی بزرگ ترین اش همین بحث مهاجرت بود!
مهاجرت کردن برای منی که هیچ نوع شرایط را برای مهاجرت کردن نداره سخت بود !
نه پول داشتم
نه استعداد داشتم
نه مهارت داشتم
نه پارتی داشتم
ونه کسی را داشتم..
از اونجای که من پسر کلان هستم احساس مسولیت میکردم بدیهی مبلغ بالای داشتیم با ذهنم حساب کتاب کردم که با کارگری و کارمندی در این کشور من نمیتوانم بدیهی ام پرداخت کنم و نه میتوانم زنده گی خوبی را تجربه کنم
تصمیم گرفتم که مهاجرت کنم هزینه مهاجرتم 9 هزار دلار میشد همه میکفتن خودت را بدبخت میکنی با این بدیهی و باز این مبلغ مخاد که کجا بری اونجا کسی را نداری
این مبلغ را ازت کلاهبرداری میکند اون ادما همه کلاهبردار است
هزاران صدای را شنیدم که میگفت نکن نمیشه و هیچ کس نتونسته پس تو چطور میتونی
ولی گوش من این صداها را نمیشنید همچنان نجوا ها شیطن میامد
ولی یه حسی یه صدای در درونم بود که بهم امید میداد منو وادار به اقدام کردن میکرد با اون همه استرس و ترس و صدای اطرافیان که نمیشه نکن بد بخت میشی
یک امید یک قدرت در درونم خیلی قوی بود که میگفت حرکت کن حرکت کن …..
فکرش را بکنید با اون همه بدیهی باز پول قرض بگیری برای مهاجرت اونم معلوم نیست درست بشه یا نشه
کشور غریب کسی را نداری زبانش را بلد نیستی
ولی قربون خدایم برم که برایم شهامت داد و با قدرت حرکت کردم
از اون موقع تصمیم جدی گرفتم قدم گذاشتم همه کارها را خیلی آسان انجام شد
خداوند جوری مسیر را برایم رقم زد که همه چی دست بدست هم داد تا من به این خواسته ام رسیدم !
بعد از مهاجرت شرایط زنده گی من از زمین تا آسمان فرق کرد
میدونید بزرکترین آرزوی ام چی بود ؟
بتونم بدهی ام را پاس کنم
یک روز بتونم از دستمزد خودم یک چیزی به پدر مادرم بخرم تا یک لبخند در لبانش بیارم
ولی نمیدونید وقتی خدا بده مثل ادما حساب کتاب نمیکند
اون از فضل خودش میبخشه ، اون دلبر وهابه هر چیقدر ببخشه بازم دوست داره بیشترش کنه
فضل خدا الان در زنده گیم چیه ؟
فضل خدا یعنی خانه که میخواستم برایم شد
فضل خدا یعنی ماشین که میخواستم شد
فضل خدا یعنی مسافرت ها و تفریح های لذت بخش را تجربه کردم
فضل خدا یعنی پس انداز که در حسابم شد
فضل خدا یعنی مهاجرت در بهترین کشور دنیا
کشوری که امنیت داره حتی اگر کارت بانکی ات گم بشه کسی بهش دست نمیزنه
کشوری که آزادی داره با هر نکاه و پوشش و تفکرات باشی آزاد آزاد هستی
کشور که آرامش موج میزند
کشور که نظم داره یک سر سوزن اشغال تو کوچه و خیابان نمیبینی
کشور که به هر طرف نکاه کنی فراوانی موج میزند
فراوانی در صداقت و مهربانی ادم ها
فراوانی در ماشین های شیک و تمیز
فراوانی در خانه های زیبا
فراوانی در سوپر مارکیت های بزرگ
فراوانی در جنگل و درختان
فراوانی در کسب و کار
هر چی قدر که میبینم لطف و نعمت برکت های خداوند بی نهایت است
خداوند را سپاسگزارم در را برویم باز کرد که میلیارد ها نعمت و زیبایی اش را تجربه کردم
امیدوارم که خداوند در هر لحظه نکاه و رفتار و عملکرد های مان را توحیدی تر کند
برای دوستان عزیزم آرزوی خیر و برکت نعمت ، ثروت و حال خوب از خداوند دارم
انشالله که در هر لحظه عشق و نور هدایت خداوند در زنده کی تان جاری باشد
خیلی دوست تان دارم
رضا رضایی
سلام آقای رضایی عزیز صبح شما بخیر
چقدر از خواندن کامنت شما لذت برم خداروشکر که به خدا اعتماد کردید و با دست خالی مهاجرت کردید اینم لطف خدا بوده که به شما الهام کرده که حرکت کنید وگرنه اگر با عقل خودتان حساب کتاب می کردی هرگز قدمی برنمیداشتی. خداروشکر برای این الهام زیبای خدا به شما.
خیلی خوشحال شدم از خواندن کامنت شما و توصیف کشور کره واقعا لذت بردم منم عاشق کره هستم البته فقط تو فیلما دیدم خوشبحالتون انشاالله در پناه خدا اونجا در سلامتی و عشق باشین.
لطفا بیشتر از اون کشور برامون بنویسین و اینکه چطوری میشه به کره مهاجرت کردو شما کارتون چیه اونجا .راستی شما خودتون شکل کره ای ها هستین .شاید اونجا خودتونم شکل اونا شدین.ایموجی لبخند.
سپاسگزارم از کامنت زیباتون
بنام خدای عشق
سلام خواهر نازنینم امیدوارم حال دلت عالی باشه!
تشکر میکنم که کامنت مرا خواندی و خیلی خوشحالم که این آگاهی برای شما مفید بوده.
انشالله که به زودترین فرصت شما را در کشور زیبای کره جنوبی ببینم و کلی از زیبایی هایش لذت ببریم
و سپاسگزار خداوندم که در قلبم یک ایمان ایجاد کرد که بلند شوم، قدم بردارم تا به آرزوی که داشتم برسم .
دوست عزیزم من که خیلی از این کشور راضی ام چون اینقدر خداوند در این کشور برایم خوبی ، مهربانی ، نعمت ، ثروت ، زیبایی و فراوانی نشان داده که نمیتونم بیشمارم!
چون این کشور خواسته من بود با تمام وجود میخواستم ، قدم هاش را به لطف خدا برداشتم و در ها باز شد ، شرایط برام جور شد و با زیبایی به این کشور مهاجرت کردم
شما ام از خداوند هدایت بخواهید قدم ها را بردارید ارام ارام درها باز میشه
در مورد طریق آمدن به این کشور راه های مختلف وجود دارد ، اگر پیگیری کنید یک سری بورسیه ها هست ، برنامه زبان است و اگر تخصص در زمینه داشته باشید با شرکت های اینجا ارتباط برقرار کنید …
بالاخره دنبال اش باشی به سمت اش هدایت میشی
دیگر نمیدانم از چی بنویسم ، خودتان اطلاع دارید کشور هست با تکنولوژی پیشرفته که شاهد تماشای آن هستیم
دیگر اینکه بسیار نظم وامنیت در این کشور حاکم است و مردم اش بسیار مسولیت پذیر است
کشور دارای خیابان های که ذره یی اشغال توش دیده نمیشه
در هر گوشه کنار این سر زمین امنیت و آرامش و آزادی فریاد میزند!
من که به هر گوشه و کنار این سرزمین نکاه میکنم فقط زیبایی، مسولیت پذیری، نو آوری ، نظم و آرامش میبینم اگر غیر این باشد ناشکری کردم
دوست خوبم امیدوارم یک روزی خبرت را از این سرزمین بشنوم
موفق باشی
الهی شکرت که بمن زمان نوشتن دادی❤️
به نام فرمانروای عالمیان
سلام به استاد عزیزم و دوستان در مسیر آگاهی و توحیدم
یعنی این لایو و گفتگو چطور اینقدر هماهنگ میتونه بشه با ذهن من واقعا چطور. این هماهنگی اتفاقی نیست. من اینجاهای لایو رو نبودم اما تو قسمت قبلی دقیقا ذهنم رفت به سمت اعتماد و اطمینان و ایمان قلبی به خداوند…و حالا میشنوم و میبینم آقای عرشیانفر عزیز به عنوان دستی از دستان خداوند اشاره میکنند به جمله ایی که بقول ایشون منش عباس منشی ها شاکله اش از همین جمله است که وقتی استاد میان آمریکا و این میشه عبارت طلایی در و دیوار و ماشین و فایل هایی که ضبط میکنن و اونم این جمله است in god we trust _ ما به خدا اعتماد داریم
واقعا چقدر همین یک جمله به ظاهر ساده پر از نکته و آگاهی است. چقدر این جمله قدرتمنده و پــر از ابهت و اعتبــار توحید گونــه ایی هست که بقول استاد مردم آمریکا این رو در اون زمان ها به عنوان شعار یا عبارت قدرتمند روی پول و دلارهای خودشون نوشتن.خدایا من چطور نشکنه تمام باورهای اشتباهم که از بچگی شنیده بودم آمریکایی ها فلان و بهمان هستند. اونا شیطان بزرگ هستند. بابا نکنه خودتون شیطان هستین که به اونا این برچسب ها رو چسبوندین. چطور باورهام بی طرف تر نشه با این همه آگاهی و فایل هایی که خواسته و ناخواسته توسط استاد عزیز و مریم شایسته مهربانم ضبط شدن و من از شروع ورود به سایتم باهاشون بمب بارون از نوع اصلاح باوری شدم.
حالا این مـن جدید میدونه که چرا اینقدر این کشور باشکوه و ثروتمندتر میشه هربار.
این مـن جدید میدونه و باورش شده که ملت ها و دولت ها و آدم های یک کشور هـم نان باورهای غالب و جمعی خودشون رو میخورن. اونا با این بـــاور قدرتمند و توحیدی که تبدیلش کردن به یک جمله پر از حرف، کجای داستان خداباوری و توحید و ایمان به ربوبیت الله هستند. واقعا باید خجالت کشید وقتی یادم میاد اولین بار که دلار آمریکا دیدم و بررسی اون توسط آقای رائفی تو یک سی دی دیدم. چرا واقعا اونجا اگر اینقدر دقتش خوب بوده، این جمله رو بهش اشاره نکرد و همش داشت از نمادسازی و فرقه های فلان بهمان حرف میزد. خوشحالم که رنگ و روی حتی سخنران های مثلا باسواد برام اینقدر کمرنگ شدن اینقدر منطقم قدرتمندتر و توحیدی تر داره میشه که سریع با ورودی نامناسب و مخرب گول نخورم. من دیگه بچه دانشجو جوگیری نیستم که فقط واکنش گرا باشه و ادعای منطق های پر از محدودیت داشته باشه. الان من یک همیشه شاگرد مکتب و منش یگانگی و توحیدم. یک شاگرد با منش اینکه جز الله کسی قدرت نداره. منشی که دانش جستن رو با آکاه شدن و آگاهی کسب کردن از شهود و الهام و قوانین ثابت خداوند دنبال میکنه و رهرو حقیقت است و بس…با کمال احترام استاد عزیزم رو هم که من همیشه شاگرد ایشون هستم و خواهم ماند رو هم دستی از دستان خداوندی میدونم که اومده تا ندا و بشارت هدایت به راه راست رو به من نشون بده. اما قرار نیست مرید و شاگرد ایشون بودن باعث بشه من از ایشون بتی و قدرتی بسازم که خودم رو در گمراهی ببرم. من اهل بت ساختن نیستم، من اهل قدرت دادن به کسی نیستم میخواد استاد عزیزم باشه میخواد هرکسی باشه. من با تمام وجودم احترام میذارم اما قرار نیست ایشون رو تو ذهنم اینقدر خفن و گنده کنم که رسیدن به مرتبه ایشون برام بشه یک محال…مثل تمام اسطوره های دینی یا غیردینی. مثل همین مثال حضرت زینب یا حضرت ابراهیم. من تحسین شون میکنم، الگو میگیرم، فکر میکنم درباره رفتار و اندیشه هاشون اما قرار نیست فکر کنم اونا اینقدر خفن هستن که من انگشت کوچیکه شون نمیشم. قرار نیست همین اتفاق هم بذارم تو ذهنم بیفته که انگار من چیزی از اونا کم دارم. بقول قران و استاد عزیزم ما همه به یک اندازه دسترسی داریم ب یک منبع و نیرو، به یک قدرت، همـه بـرابـریــم…پس چی میشه نتیجه ها فرق میکنه؟!. اون دیگه به میزان ایمان و اعتماد و کار کردن های من روی ذهنم برمیگرده به کنترل ذهن یا نفسم برمیگردم. به اینکه چقدر آمــاده هستم برای دریافت شنیدن هدایت ها و راهنمایی های خــدا. که خداوند یکتا هم به همه راهنمایی میکنه و همه رو هدایت میکنه. به راهی که خودشون انتخاب کنن…خداوند از طریق قلب مون، همون قلبی که جایگاهش خداست، جایگاهش عشق و نوره به ما وحی میکنه ما رو هدایت میکنه. اصلا کلام خداوند رو میشه فقط و فقط در آرامش شنید، میشه فقط و فقط با اون آرام شد. مگه قلب و روح و ذهن هماهنگ شده ما با چیز دیگه ایی هم آروم میشه؟ نه نمیشه
بقول استاد عزیز این ذهن ما حتی نمیتونه ما رو برای یک دقیقه آروم کنه.
پس چی شداین همه قلدری و سلطنت ذهن بر کل اندام ها و رفتارهامون.مغرور به چی شدی…ذهن در برابر صدای اون قلب آرام و پر از گشودگـی و یاد خدا حرفی نداره برای گفتن و مثل یک بچه چموش رام شده و خیره یک گوشه میشینه و فرمون رو رها میکنه تا بزرگترش ببردش به جای امن و مطمئن. به جایی که میدونه اون آدرسش رو خوب بلده. به جایی که میدونه که اون از جنس اونجاست و از اونجا اومده و هیچ وقت راه رو گم نمیکنه. پس ذهن اینجاست که هماهنگ میشه با قلب و روح مون و یادمیگیره بشنوه و عمل کنه و با اون پیش بره. با اون تو مسیری قدم بذاره که سراسر عشق و لذت و حال خوبه. آره اینا رو داره میگه تا یادم بیاد تا یادم بمونه فرمانده رو چه کسی قرار بدم قـلـبـــــم. صداشو بشنوم و درکش کنم تا به سرمنزل مقصود برسم. برسم همونجایی که تک تک سلول هام، اتم های بدنم میشناسنش و میخوان که برم سمتش. واقعا اونجا کجاست همه جا و هیچ جا… اونجا جایی هست که کنترل کردن و ناظر بوودن روی زندگی قشنگ ترین اتفاق هرلحظه ام میشه. مثل الان که اومدم برای بار سوم این قسمت رو نگاه کنم و بعد بیام بنویسم. اما بنام خدا نوشتم و آغاز شد بی قضاوت بی فکر اضافه و جاری شدم به عنوان یک کامنت که واقعا نمیدونم چی شد و از کجا به اینجا رسید اما میدونم میخوام حسش کنم و ازش هدایت خواستم و اینا تازه شروع راه مــن برای دریافت الهامات و هدایته.
خدایا شکرت که همه چیز میشوی همه کس را…
به شرط پاکی دل….
خدایا شکرت برای وجودم که در وجودت غرق هست و گاهی یادم میره کجا دنبالت بگردم.
خدایا بارها شکرت برای نعمت نوشتن، خواندن، دیدن و ادراکم
خدایا شکرت برای تلفیق قدرتمندترین ابزارهای مادی و غیرمادی در وجودم که تو خالقشی تو خالق قادر و توانای منی و در فهم من نمیگنجی و همین که لحظـه ایی حسـت میکنم برام دنیایی باز میشه. دنیایی که با جوشش اشکم و تپش قلبم میگه پامو گذاشتم به اونجای درستی که فقط همه تویی و من غرق در تو. هیچی نمیتونم بگم جز سکوت کنم تا تو منو آروم کنی و اشک هامو پاک کنی و به من بگی خوش اومدی.
بگی چقدر خوب از ابزارها و توانایی هایی که در اختیارت گذاشتم (مثل جسم و مغز و قلب و …) استفاده کردی و دوباره اومدی به سرزمین یکی شدن ها و یگانگی. به سرزمین عشق و نور و آگاهی. خوش اومدم به دنیای هدایت شدگان و راه یافتگان به حقیقت ابدی و ازلی. خدایا دوســـتت دارم که اینقدر این همه هستی و منو سرشار میکنی.سرشار از بودن و شدن.
معبــودم شکـــرت بی نهایتــم بی نهایت شکـــــرت
بنام خدایی که مرا افرید تا جهانم را خلق کنم
سلام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان عزیزم
امروز صبح وقتی اول فایل رو سر کارم گوش کردم که در مورد اعتماد به خداوند بود و امروز کمی به خاطر اینکه کسی نبود دخترم راهی مدرسه کنه نگران بودم . دوبار رفتم که از مدیرم اجازه بگیرم تا 1ساعتی اجازه بده تا برم خونمون تا دخترم اماده کنم بره مدرسه که امروز اصلا نیومده بود و به خودم گفتم حتما خیری هس و حتی به خدا گفتم سپردم به خودت که کمکم کنی.با همسرم تماس گرفتم بهش گفتم گفت خودم میرم خونه و میبرمش مدرسه خیلی برام جالب بود که همسرم صبح در مورد دخترم جواب منفی داده بود ولی خودش قبول کرد. من از لطف خداوند ارومتر شدم.
خدایا سپاسگزارم بخاطر حال خوب و احساس خوبی که بهمون میدی
خدایا شکرت که هستی و هوامو داری
خدایا شکرت بخاطر روزها و شبهای قشنگی که برامون خلق کردی
از استاد مهربونم بخاطر این فایل زیبا سپاسگزارم
در پناه الله شاد و موفق و ثروتمند باشید