اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد چقدر این جمله منو تحت تاثیر قرار داد که حال خوب تو نتیجه یک کلمه چشم هست
چشم ای که نمیبینیم ولی اعتماد داریم ، اطلاعی نداریم ولی اعتماد داریم شاید یکم سخت باشه ولی نشانه یک مومن هست
در برابر اعتماد به خداوند
چقدر خود این کلمه هدایت و الهام زندگی ما رو از هر جهات اسونه میکنه اینکه از همون اول صبح بگیم خدایا تو برای هر چیزی به ما الهام کن و هدایت کن من بگم چشم اصلا زندگی گلستان میشود
البته که این هدایت و چشم گفتن نیاز به تکرار و تمرین داره
ولی وقتی ادم انجامش میده و دل رو به خدا میسپاره چه ارامش عجیبی پشتش هست و ادم راحت میره سراغ بقیه کارهاش
اینکه وقتی خداوند میگه این کارو بکن بحث نکنی فقط بگی چشم حتی اگر اون کار به ضررت تمام بشه ولی به خدا اعتماد کنی و بدونی که قطعا خیریتی داخلش هست
واقعا هر کلمه ای که توی قران بولد شده خودش یه دنیایی داره بخشش و گذشت . هدایت . قلب . توکل . تسلیم . مشیت و…..
یک زندگی هستن اینکه خدا اینقدر بی نطیره که حتی میگه حق داری نبخشی ولی ببخش که به نفعته بازم باید بگی چشم
تا به امروز سعی کردم اگر موردی بوده که با من هماهنگ نبوده ببخشم و بگذرم و رد بشم و بگم این ادم تو این مدار نیست
و از یک دریچه دیگه نگاه کنم به موضوع ولی من که قانون رو بلدم باید درست رفتار کنم
و اینا رو همش مدیون استادی هستم که دستی از دست خداست و سپاسگزار خداوندی هستم که منو به اینجا هدایت کرده
اینکه قلبمو بزرگ کنم و تسلیم دستورات خداوند باشم و فقط تمرکز کنم به نعمت ها و زیبایی های خداوند و به زمان بندی و کارهای خدا اعتماد کنم
خدایا شکرت بابت این همه اگاهی
خدایا شکرت به خاطر استاد و سایت بی نظیرشون
خدایا شکرت برای تک تک افرادی که اینجا کامنت میزارن و ادم یاد میگیره و با عشق کامنت هاشون رو میخونم
تفاوت بین صحبت کردن خداوند و شیطان ، اگر آرامش داری ، حرف از طرف خداوند است ، اما اگر احساس غم و غصه، خشم و نامیدی داری بفهم که از طرف شیطان است .
مدتهاست که برای من اتفاقی بد نمیافتد، واگر هم یک اتفاقی به ظاهر ناجور میفتد من میگم ، قرار است برای من چیز یاد دهد ، چون بارها چنین شده که یک اتفاقی بد افتاده و بعدا وقتی فکر کردیم به خودم گفتم خدایا شکرت که این اتفاق افتاد و گرنه من اصلا متوجه این موضوع نمیشدم.
وقتیکه احساس خوب داری یعنی اتفاقاتی خوب میفتد و همان اتفاقی به ظاهر ناجور به رشدت کمک میکند، چند سال پیش خوب بوده اما این یکسال خیلی عالی پیش میره .
خداره شکر
بخشش کار عقل نیست ، بلکه کار قلب است و همچنان توجه نکردن به اتفاقات ناخواسته است. و باید فقط احساس خوب داشته باشیم تا قلبمان صحبت کنند ، اما اول ما باید انتخاب کنیم .
بارها شده که از الهامات خداوند کار گرفتم و چقدر اوضاع عالی شده ، اما بارها هم شده که خوب فهمیدم که باید اینکار را بکنم اما انجامش ندادیم، و بعد تاوانش را هم دادیم . و این الگو بارها و بارها تکرار شده.
پس باید یاد بگیرم که ببخشیم، نه بخاطر دیگران به دلیل اینکه خودمان آرام بگیریم .
همیشه شما از ما خواستین که هر چیزی که حستون رو بد میکنه ازش دوری کنیم اما من یه مشکل دارم من ترس های زیادی دارم و زمانی که میخوام از ترس هام عبور کنم طبیعتا حسم بد میشه و میترسم و نمیدونم کجاها این حس بد ناشی از ترس هامه و کجا ها ناشی از نادرستی مسیره؟
سپاسگزارم به خاطر وجود این سایت الهی ثروتمند ساز بینهایت معنوی
دقیقا وجه مشخص کننده راه درست از نادرست یا نادلخواه همین احساس هست
خدارو شکر به خاطر وجود نیرو و راهنمای قدرتمند وجودی درونی ما احساس
بعضی مواقع که میبینم برای کاری یا بهتر بگم برای کنترلی که میخوام با حواس محدود انسانی خودم روی کارها یا شرایط و آدمها داشته باشم دارم زور میزنم و خیلی تو استرس هستم و اینطور بگم که خیلی دارم انرژی مصرف میکنم و احساس فشار یا نگرانی یا ترس و دلهره و…دارم یه لحظه به خودم میگم وایسا…یه جای کار می لنگه … اینطوری نباید باشه
یا نه
یا نه من باید یه طوری دیگه ای باشم
من باید یه جور دیگه ای فکر کنم
کارها باید راحت و اتوماتیک انجام بشه
همه چی سر جایش هست
این منم که اشتباهی فکر می کنم باید خودم درستش کنم
نه … بلکه باید بسپارمش به یک نیرویی بزرگتر از خودم
خودش درست میشه و دقیقا همین طور هست
همیشه میبینم نیاز نبود شور بزنم که وای تو ترافیک گیر افتادم حالا سرموقع نمی رسم فلان جا …حالا چی بگم…بگم فلان چیز و..هی سناریو بسازم
جالبه که می بینم دیر رسیدن من بهترین موقع بوده و مثلاً ریسم جلسه بوده و یا فلانی هم خودش دیر اومده و همه چیز درست بوده
چقدر این آگاهی به من کمک کرد که ممکن الهامات که دریافت میکنیم غیرمنطقی باشه و حتی شاید ظاهرش و نتیجه اش هم مناسب نباشه اما ما باید اعتماد کنیم و بگیم چشم
یهو نگاه کردم به شرایط فعلی ام و میبینم چقدر شفاف داره باهام صحبت میکنه یه جاهایی نگرانی میاد و شروع میکنه به نجوا کردن و میگه الان پول نداری و پروژه نداری و میخواد حالمو بد کنه بهم استرس بده
اما ازاونطرف خدای مهربونم خیلی بلند بهم میگه صبرکن عجله نکن تو الان باید ظرفتو بزرگ کنی یعنی چی یعنی اینکه اینقدر راحت داره شرایط خرید دوره و کتابهای تخصصی ام انجام میشه که حد نداره داره میگه که تو الان ازاین فرصت که دراختیارت گذاشتم باید مهارت هاتورشد بدی باید خودت و حرفه ایی کنی اینقدر عمیق داره بهم امیدواری میده که دلم قرصه دارم روی مهارتهام کارمیکنم بهش اعتماد دارم میدونم که بهترینها در انتظار منه فقط باید ظرفمو بزرگتر کنم که بتونم دریافتش کنم
اینقدر احساسم خوبه که حد نداره هر روزی که یه چیز جدید یاد میگیرم و یزره پیشرفت میکنم کلی لذت میبرم و اشتیاقم برای ادامه دادن بیشتر میشه خدایا شکرت که هر روز بهتر از روز قبل قانون جهانت و درک میکنم و بهت نزدیکتر میشم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
روز153
تشخیص الهام از نجوا
خدایا شکرت که مرا ارزشمند آفریدی و در مدار درک این آگاهی های ناب الهی قرارم دادی
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
مدتیه که گلو درد عجیبی گرفتم و فقط میگم من تسلیمم هیچی نمیدووووونم تو بهم بگو تا منم انجام دهنده خوبی باشم
واقعا چند شب اصلا نمیتونستم بخوابم فقط میگفتم خدایا هر خیری از تو بهم برسد من فقیرم
میتونست از این بدتر هم باشه میتونست بلای بزرگتر از این سرم بیاد ولی خدا بهم لطف داشته با یه گلو درد میخواد بهم یه درس خوب نشون بده من تسلیمم من هیچی نمیدانم
هر بار ازش میپرسم خدایا شکرت که با این درس داری بهم چیزهای زیادی رو یاد میدهی
هر بار دارم با یه تضاد قوی تر میشوم
همینکه ناراحت نیستم با اینکه خیلی درد داشتم و اذیت بودم ولی تسلیم بودم و همین تسلیم بودن من از درون چنان آرامشی بهم میدهد که هر بار احساس یه ذره بهتر شدن دارم
خدایا شکرت هر بار بهم این کار رو انجام بده برات بهتره بخدا هر بار با یه ایده بهم میگه و میبینم کمی نتیجه داده و حالم داره بهتر میشود بلطف خداوند
هربار باید شکر گذار تر باشم
باور قوی هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است
حال و احساسم بهتر میشود
من باید این درس رو پاس میکردم تا بفهمم کجا هستم
شاید امتحان الهی بود تا من ایمانم را قوی تر کنم
ببینم من با این امتحان چطور برخورد دارم آیا در مسیر ناسپاسی هستم یا نه اینکه بگم هر اتفاقی بیوفته به نفع من است
با این دیدگاه که این تضاد اومده منو بزرگتر کنه
استاد بخدا که اصلا نخواستم ادای بیمارها را در بیاورم و غر بزنم و گله و شکایت کنم .
شده گاهی وقتها از زیادی درد کم حوصله شدم بخودم خورده نگرفتم چون من انسانم ممکنه یه جاهایی هم کم بیارم ولی مهم اینه که اون حال بد خیلی دوام نداشته باشه بازم بگم هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است بلطف خداوند
و امیدوارم که درسهای این تضاد یا امتحان یا چالش رو درست و حسابی بفهمم و بعداً میوه هاشو بچینم
احساس خوب اتفاقات خوب
خدایا شکرت برای تمام اتفاقات زندگی ام
خدایا شکرت برای تمام داشته هایی که خودت بهم بخشیدی
هر آنچه دارم از آن توست
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت که همواره در حال هدایت تمام ذرات هستی
به مادر موسی وحی کردی
به زنبور عسل وحی کردی
به مورچه وحی کردی
و خیلی خیلی وحی که به خیلی ها میکنی
پس وحی فقط برای افرادخاصی نیست خداوند همواره به همه کس و همه چیز وحی میکند
پس منم که اشرف مخلوقات جانشین خدا بر روی زمین هستم و ارزشمندم و من تکه ای از وجود پاک خداوند هستم و موجودی ابدی هستم بهم میگه زمانی که من در مدار شنیدن صدای خداوند قرار بگیرم با احساس خوب
با آرامشی که از درونم بلند میشود صدا بر من واضح تر میشود .
خدایا شکرت برای این همه لطف و محبت و عشق که به تک تک ذرات هستی ات داری
خدایا شکرت من تسلیمم من هیچی نمیدونم بهم بگو چکار کنم چه چیزی بخورم چه درسی را باید یاد بگیرم .بهم بگو من نمیدووووونم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدایا شکرت که تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید
خدایا شکرت که تسلیمم دست و پا نمیزنم سپردم به قدرت خودت من نمیدووووونم
من ایمان دارم من بخدای خودم اعتماد دارم
من بخدای خودم توکل کرده ام روی نیازم فقط بخداست فقط روی خدا حساب باز کرده ام
خدایا شکرت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری و همه چی رو خودت در لحظه برام رو براه میکنی چنان در زمان و در مکان بهم میرسونی که من فقط نگاه میکنم و میگم خدایا شکرت
خدایا شکرت که حتی برای دوستی گرفتن و راه رفتن خوردن و پوشیدن هم خودت بهم داری میگی چکار کنم چکار نکنم
من خودمو به اقیانوس تو سپرده ام و آرامم و تسلیم
خدایا شکرت برای کنترل ذهنم
خدا جونم شکرت برای آرامشی که از طرف توست
خدایا شکرت که هر وقت تسلیم شدم به نفع خودم همه چی رقم خورد .
خدایا شکرت که بخشش به نفع خودم است
تمام چیزهایی که باعث ناراحتی من شده اند را با عشق بخشیدم تا خودم آزاد شوم در گیر طناب های ذهنی ام نباشم رها و آزاد باشم
خدایا شکرت که هر لحظه در حال صحبت کردن با من و کل کیهان هستی
باید بیشتر عملگراتر باشم به الهامات الهی تا بیشتر جاری شود بیشتر در مدار هدایت الهی قرار بگیرم
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم هر بار حتی یه چیز کوچیک که از قلبم میاد و احساس آرامش دارم بگم چشم و انجامش دهم
خدایا شکرت که داری بیماری های ذهنم را واضح بهم میگویی
خدایا منو واضح تر و شفاف ترم کن
خدایا شکرت که باورهای محدود کننده ام را کمرنگ و باورهای قدرتمند کننده ام راپر رنگ تر کرده ای
خدایا شکرت که چشم گفتن به الهامات الهی را دارم یاد میگیرم
خدایا شکرت که در این دانشگاه الهی عضو هستم
خدایا شکرت که هر لحظه داری با من بنده خودت حرف میزنی حتی برای چیزهای کوچک
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم برای پیش پا افتاده نرین کار ها هم ازت بپرسم و تو که علمت بر تمام عالم محیط است بهم بگویی ومن فقط تسلیم باشم و بگم چشم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت که اطلاع ندارم ولی بهت اعتماد دارم
خدایا شکرت که من بخدای خودم اعتماد دارم
خدایا شکرت همینکه مورد قضاوت و دیدگاه و حرف مردم قرار میگیرم از درون آرامم و بخودم میگم من بخدای خودم اعتماد دارم
خداوند هر لحظه داره منو هدایت و حمایت میکند.منو خودش از بدنه جامعه جدا کرده که مثله بقیه فکر نکنم دیدگاهم با بقیه متفاوت شده
من دارم رشد میکنم
همین که میگم تمام اتفاقات به نفع منه کلی بهم اعتماد به نفس و عزت نفس میده
خدایا شکرت برای حال خوبم که همه کاره تویی جان جانانم سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
و استاد اون مرحله ی عمل کردن خیلی سخته خیلی تمرین میخواد خیلی اراده میخواد خیلی کنترل ذهن میخواد
من توی این چند سالی که شما رو شناختم همه ی حرفاتون رو واقعا قبول داشتم ،
اما یا خودمو در مرحله ی عمل نمیذاشتم
یا در مرحله ی عمل چنان ترس برم میداشت و همه ی اموزش هارو یادم میرفت که خودم اصن میموندم توش !
الانم همینطوره
البته دارم خیلی بهتر میشم
یعنی هر دفعه با قرار گرفتن در شرایط عمل بهتر از قبل عمل میکنم
ولی میدونی 🥴🥴🥴🤕
بازم این کنترل ذهنه سخته و تلاش میخواد
از خدا میخوام که توی همه مراحل مارو همراهی کنه
میخوام مسیرو برامون هموار تر کنه
گاهی اوقات یه مسئله ای پیش میاد
یا
اتفاقات اونجور که ما میخوایم پیش نمیره
خب همه چیز نگرش و دیدگاه ماست
من میخوام دیدگاه و نگرشی برای خودم درست کنم کههههه
ازین مرحله راحت تر عبور کنم
خب مثلا من دوست داشتم فلان اتفاق خوب بیوفته و اگه میوفتاد خیلی خوشحال میشدم اما نیوفتاد ، یا مسئله یا سو تفاهمی پیش اومد
اول اینکه
نگار بیا ازش درستو بگیر
اگر اشتباهی از سوی تو بوده اون اتفاق برای اون درسه افتاده تا تو بگیریش و جهان از عمد خواسته تو اون اشتباه رو بکنی تا به سمت شرایط بهتر با اون درسی که گرفتی هدایتت کنه
پس اگه درسشو بگیری جهان میبردت به جای بهتر
ولی اگر
اشتباهی از سوی تو نبوده و خیلی اتفاقی اونجور شد
الخیر فی ما وقع
به خدا اعتماد کن
گاهی ما دوست داریم یه چیزی اتفاق بیوفته برامون و دوسش داریم اما اون به صلاحمون نیست ( به قول استاد خدا شورت کات هارو بلده و میدونه ) پس اگر باورامون درسته و داریم روشون کار میکنیم و حسمون هم خوبه حتما حتما هر اتفاقی که داره میوفته به صلاحمونه فقط ما نمیدونیم …
اگر شرایطی رو میخوایم و برامون پیش نمیاد و بعد غصه میخوریم حتما حتما باور کمبود داریم که نه دیگه نیست دیگه نمیشه پس رو این بیایم کار کنیم . که نه خیر زیااااد هست فرصتا بی شماااارن ثروت زیاده و از بی نهایت طریق دیکه وارد زندگیه من میشه مگه فقط اینه ؟😏🤨
یادمه یک بار یه مدت بود که با پدر مادرم دنبال خونه میگشتیم و خب بعد چند وقت یه خونه به ظاهر خوب پیدا کردیم و چون از خونه های بد قبلی خیلی بهتر بود دوست داشتیم بریم اونجا
بعد توی بنگاه صابخونه اومد و برای اولین بار دیدمش تا قرار داد ببندیم
همون اول بابام یه حرفی زد راجب مشترک بودنه ابو برق و اینا
بعد این حرف بابام اصلاااااا به مزاج صابخونه خوش نیومدو اعصابش خورد شدو گف شما همین اول هیچی نشده دارید برا ما تعیین تکلیف میکنید به چه حقی ؟
الان اینکارو میکنید معلوم نیست بعدا میخواید چه کارا بکنید…
و پاشد رفت از املاکی .😂
و خب ما هم بعدش که اومدیم بیرون مامان و بابام ناراحت بودن
و خب خودشونو مقصر میدونستن
مامانم گف : به نظرتون در ما چه ایرادی وجود داره که باعث شد این اتفاقی بیوفته ؟
بابام رفت تو فکر
ولی خداروشکر من همون موقع حرفای طلایی اومد تو ذهنم و شروع کردم به گفتنشون
گفتم مامان بابا ، شما عزت نفستون پایینه
چرا ؟ چونکه حرفتون نادرست نبوده شاید برای شروع زود بود ولی کاملا حق یه مستاجر هست که بدونه ولی شما به خودتون گرفتید و میگید نه اون یارو بی نقصه و بهتره و حق با اونه ( شاید به خاطر وضع مالی بهترش همچین فکری بیاد تو سرمون )
پس به خودتون اعتماد داشته باشید و از موضع پایین به خودتون نگاه نکنید شما هیچ کار اشتباهی نکردید
و شما باور به کمبود دارید
چرا ؟ چون الان ناراحت و نگرانید
اگر میدونستید که خونه های خوب در محله ی خوب با اجاره ی مناسب و صابخونه فوق العاده فراااواااان هست هیچ وقت کنسل شدنش شما رو ناراحت نمیکرد .
و بعدشم باید خداروشکر کنید که این اتفاق افتاد و اینجور شد چونکه ما مدارمون با این صابخونه یکی نبوده و از هم دور شدیم
از کجا معلوم اگر اینجور نمیشد و میرفتیم تو اون خونه هزار تا مشکل دیگه به خاطر این نوع رفتار صابخونه پیدا نمیکردیم و تو طول سال کلی اذیت میشدیم
پس خداروشکر که اوکی نشد چون اون ادم مناسبی نبود که برای یه حرف کوچیک که حق مستاجر هست بدونه اینقدر بد واکنش نشون داد تا اوکی نشه و ما نریم خونش و هزار تا ناراحتی دیگه رو باش تجربه نکنیم .
خداروشکر پدر مادرم هم چون عباسمنشی هستن زود حرفامو گرفتن و درک کردنو عمل کردن ، حالشون زود خوب شد و لبخند بر لب هاشون نشست .
و جالب ماجرا اینجاست که واقعا هم همینطور شد و به یه خونه ی خیییلی بهتر از اون خونه قبلی که فکر میکردیم خیلی دیگه عالیه هدایت شدیم
یعنی ما برا اون خونه هه اینجور بودیم که از همه خونه هایی که دیده بودیم بهتر بود و خیلی دور نبود و قیمتش هم کمتر گرون بود و میکفتیم خب دیگه چون تا الان این بهتر از همه خونه های دیگه بوده پس این دیگه خوبشونه بهتر از این نیست
اما نه
رفتیم توی یه خونه ای که خییلی نردیک تر در محله ی خوبی بود ، قیمتش مناسب بود و صابخونه ی خوبی داشت ….
پسسس همه ی محدودیت ها در ذهن ماست
وای خدایا شکرت چقدر خوب شد که من این کامنت رو نوشتم
میدونید استاد چی شد ؟
من تازه به عنوان مربی رقص دارم کارمو شروع میکنم
بعد توی یه محله ای از اصفهان پنج تا هنرجو برام جور شد خداروشکر با همین کار کردن رو باورا 😍
ولی اونجا من سالن نداشتم که بیارمشون کلاس
یه سالن که پارسال اونجا هنرجو بودم یادم اومد و زنگ زدم به مدیرش
و خب متاسفانه اونجور که دوست داشتم پیش نرفتو ایشون سر سوتفاهمی از من خیلی عصبانی شدنو گفتن بهت سانس نمیدم …
خب اولش من ناراحت شدم فکر منفی اومد سرم ولی
زود به نکات مثبت و چیزی که حالمو خوب کنه توجه کردم و اهنگ گوش کردمو اینا
بعد گفتم دست به قلم شو کامنت بنویس
گفتم کامنت درباره ی کنترل ذهن مینویسم اما هدایت شدم به اون ماجرا و نوشتمش و الااان خیییییلی حالم خوب شد
خدایا شکرت
هنرجو فراوانه سالن فراوانه
اگر من به اون خانم اوکی نشدم دو تا دلیل داره همونجور که قبل گفتم
۱_من اشتباهی انجام دادم و با اعتماد به نفس اشتباهم رو میپذیرم و درسشو میگیرم و میذارم جهان منو هدایت کنه به سالن ها و شرایط بسیااااار بهتر
۲_ اون خانم در مدار من نبوده و این اتفاق رو جهان به وجود اورد تا منو ازون جدا کنه تا جلوگیری بشه از سوتفاهم و دلخوری های بیشتر و به سمت افراد هم مدار هدایت کنه
خب الان من چیکار کنم ؟
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
میبردت هر جا خواست
به هر جا برد بدان ساحل همونجاست
در مسیر من
هرررر اتفاقی که بیوفته به صلاح و خیره منه
خب استاد این جملاتی که بالاتر نوشتم مال چند روز پیشه ولی یادم رفت کامنتش کنم و الان بعد یکی دو هفته ازون ماجرا تلاشمو کردم حالمو خوب نگه دارم و امیدوار باشم اون اتفاق خوب برام افتاد
و خداروشکر
وااااقعا به یک سالن یعنی یک باشگاه خیییلی بهتر توی همون محدوده ای که میخواستم هدایت شدم .
این باشگاه جدید هم مدیرش خییلی خوش برخورد بود و ازم استقبال کرد ، هم باشگاشون بزرگتر و شیک تر بود ، هم اینکه سر راست تر بود و خیلی نزدیکتر ،
و دو تا خوبیه بزرگ دیگه ای که داشت این بود که
بهم گفتن اگه هنرجو از خودت باشه پنجاه پنجاه حساب میشه ولی ما هم تبلیغتو میکنیم هنرجو برات میاریم ، درحالیکه اون سالن قبلی مدیریتش گف هنرجو از خودت ولی شصت درصد سود برای ما و تبلیغ و همه کارا هم از خودت من برات تبلیغ نمیکنم ،
و دوم اینکه این باشگاه بهم اجازه میده که حتی با یک هنرجو کلاس بذارم و بهم ایراد نمیگیره … و خب منم چون تازه کارم و خیلی هنرجو ندارم فعلا ، این برام خیلی ارزشمنده
در حالیکه اون سالن قبلی این اجازه رو نمیداد با یک هنرجو کلاس برگزار کنم .
خدایا شکرت
استاد من اگه با شما و این اموزش هاتون اشنا نبودم
قطعا با اون اتفاق کلیییی ناراحت میشدم
و حال بد احساس بد رو تجربه میکردم ، اعتماد به نفسم رو خیلی میورد پایین ،
و در نهایت زور میزدم تا هرجور شده همون سالن قبلی برم چون باور کمبود داشتم و نمیرفتم دنبال جای دیگه و در ادامه کلی ناراحتی بیشتر و بیشتر برام به وجود میومد …
چقدر این فایل و این سخنان زیبا و دلنشین بود،خدا را شکر استاد برای وجودتان که الهام بخش و الگوی زندگی من هستید،من حدود یک سال که با سایت اشنا شدم و هروز حداقل دو ساعت صوتهای شما را گوش میدهم ،و چقدر در طی این دو سال زندگیم از هر لحاظ چه مالی و روحی و جسمی عالی شده ،هروز به درامد مالی من اضافه میشود و خوشحالم و میدانم که همش بخاطر این سایت وجود شما و کمک خداواند هست،من خارج از ایران زندگی میکنم و با اشنایی با سایت شما زندگی من خیلی عالی شد،ایمان دارم بزودی با نتایج بزرگ برای شما ویدیویی ارسال خواهم کرد و شما را به کشور المان دعوت خواهم کرد،
استاد من خدا بخاطر وجودتان سپاسگزارم ،استاد عباسمنش شما عالی هستید و ممنونم که تجربیاتتون را با ما به اشتراک میگذارید،
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید و خانم شایسته عزیز و همچنین تمام اعضای سایت عباسمنش،
به نام خداوند جهان هستی
سلام به همه عزیزان دلم
استاد چقدر این جمله منو تحت تاثیر قرار داد که حال خوب تو نتیجه یک کلمه چشم هست
چشم ای که نمیبینیم ولی اعتماد داریم ، اطلاعی نداریم ولی اعتماد داریم شاید یکم سخت باشه ولی نشانه یک مومن هست
در برابر اعتماد به خداوند
چقدر خود این کلمه هدایت و الهام زندگی ما رو از هر جهات اسونه میکنه اینکه از همون اول صبح بگیم خدایا تو برای هر چیزی به ما الهام کن و هدایت کن من بگم چشم اصلا زندگی گلستان میشود
البته که این هدایت و چشم گفتن نیاز به تکرار و تمرین داره
ولی وقتی ادم انجامش میده و دل رو به خدا میسپاره چه ارامش عجیبی پشتش هست و ادم راحت میره سراغ بقیه کارهاش
اینکه وقتی خداوند میگه این کارو بکن بحث نکنی فقط بگی چشم حتی اگر اون کار به ضررت تمام بشه ولی به خدا اعتماد کنی و بدونی که قطعا خیریتی داخلش هست
واقعا هر کلمه ای که توی قران بولد شده خودش یه دنیایی داره بخشش و گذشت . هدایت . قلب . توکل . تسلیم . مشیت و…..
یک زندگی هستن اینکه خدا اینقدر بی نطیره که حتی میگه حق داری نبخشی ولی ببخش که به نفعته بازم باید بگی چشم
تا به امروز سعی کردم اگر موردی بوده که با من هماهنگ نبوده ببخشم و بگذرم و رد بشم و بگم این ادم تو این مدار نیست
و از یک دریچه دیگه نگاه کنم به موضوع ولی من که قانون رو بلدم باید درست رفتار کنم
و اینا رو همش مدیون استادی هستم که دستی از دست خداست و سپاسگزار خداوندی هستم که منو به اینجا هدایت کرده
اینکه قلبمو بزرگ کنم و تسلیم دستورات خداوند باشم و فقط تمرکز کنم به نعمت ها و زیبایی های خداوند و به زمان بندی و کارهای خدا اعتماد کنم
خدایا شکرت بابت این همه اگاهی
خدایا شکرت به خاطر استاد و سایت بی نظیرشون
خدایا شکرت برای تک تک افرادی که اینجا کامنت میزارن و ادم یاد میگیره و با عشق کامنت هاشون رو میخونم
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
گفتگو با دوستان قسمت 53
تفاوت بین صحبت کردن خداوند و شیطان ، اگر آرامش داری ، حرف از طرف خداوند است ، اما اگر احساس غم و غصه، خشم و نامیدی داری بفهم که از طرف شیطان است .
مدتهاست که برای من اتفاقی بد نمیافتد، واگر هم یک اتفاقی به ظاهر ناجور میفتد من میگم ، قرار است برای من چیز یاد دهد ، چون بارها چنین شده که یک اتفاقی بد افتاده و بعدا وقتی فکر کردیم به خودم گفتم خدایا شکرت که این اتفاق افتاد و گرنه من اصلا متوجه این موضوع نمیشدم.
وقتیکه احساس خوب داری یعنی اتفاقاتی خوب میفتد و همان اتفاقی به ظاهر ناجور به رشدت کمک میکند، چند سال پیش خوب بوده اما این یکسال خیلی عالی پیش میره .
خداره شکر
بخشش کار عقل نیست ، بلکه کار قلب است و همچنان توجه نکردن به اتفاقات ناخواسته است. و باید فقط احساس خوب داشته باشیم تا قلبمان صحبت کنند ، اما اول ما باید انتخاب کنیم .
بارها شده که از الهامات خداوند کار گرفتم و چقدر اوضاع عالی شده ، اما بارها هم شده که خوب فهمیدم که باید اینکار را بکنم اما انجامش ندادیم، و بعد تاوانش را هم دادیم . و این الگو بارها و بارها تکرار شده.
پس باید یاد بگیرم که ببخشیم، نه بخاطر دیگران به دلیل اینکه خودمان آرام بگیریم .
خدایاشکرت
به نام الله هدایتگر
سلام استادخوبم وسلام بردوستان عزیزم
ردپای فایل153سفرنامه
تشخیص الهام ازنجوا
In god we trust
مابه خدااعتمادداریم
زمانی که ارامش داریم واحساس عالی داربم خداوندباماصحبت میکنه وبهمون ایده میده وبایدعمل کنیم اماوقتی حالمون بده شیطان باماصحبت میکنه ونشانه اون ترس ونگرانی هست چون ترس بزرگترین اسلحه شیطانه که ماروازمسیرالهی دورمیکنه
گاهی وقت هااونفدرفشاررومامیادوجهان ماروله میکنه که مثل حضرت موسی تسلیم میشبم وخودمون روبه احساس خوب میرسونیم ونتایج بهتروبهترمیشه
وقتی قدرت حس خوب داشتن رودرک کنیم اونوقت بیشترمراقب باورهاوتوجه خودمون هستیم که به چیزهایی توجه کنیم که به مااحساس ارامش میده
مشاورشمابایدقلب باشدنه ذهن ومغز
قلب میگه این کاروانجام بده وتوبایدانجام بدی ونمیگه چرابعدمیبینی باانجام دادن اون کاربه مسبرهای بهتری هدایت میشی وبه خواسته خودت میرسی
بایدباورکنیم که خداوندباماصحبت میکنه ودرموردگوچکترین موضوعات زندگیمون ازخداوندوقلبمون سوال کنیم واوجواب میدهدوبایدتسلیم باشیم مثل استادکه دوره تندخوانی روبرگزارکردوموفقیت وثروت استادازاونوجاشروع شدبااین که ازلحاظ مغزوذهن غیرمنطقی بوداماخداگفت واستادگفت
چشششششششششمممممممممم
شیطان تورومیترسونه که حرکت نکنی وایده کمالگرایانه بهت میده اماقلب(خداوند)بهت میگه شروع کن ونترس قَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ ۖ إِنَّا مُنَجُّوکَ
ـــــــــــــــ
و گفتند: نترس و محزون نباش. حتما ما تو را نجات خواهیم داد،
خدایاازت میخوام که الهامات وصدای تورابهتربشنوم ودرک کنم وعمل کنم
خدایاازت میخوام که تسلیم توباشم
خدایاازت میخوام که بهم ایده بدی برای کسبوکارم بانشانه هاوالهاماتت
خدایاعاشقتممم
به نام خدا
سلام
خدای مهربانم ای بی نهایت ، بی نهایت دوستت دارم.
خدایا شکرت که اینجا هستم و این آگاهی ها رو می شنوم، خودت کمکم کن تا اجراش کنم
خودت کمکم کن تا دوست صمیمیت بشم و بشینیم ساعت ها باهات حرف بزنم و لذت ببرم
تو ساده ترین چیزها هم ازت مشورت بگیرم و تسلیم باشم و عمل کنم . خدایا کمکم کن صدای ذهنم رو کم کنم .
همه حیوانات از الهام خدا استفاده میکنند . چرا من نکنم؟
اسلحه شیطان ترس هست و با ذهن وارد میشه
و
سلاح قلب آرامش هست
تو شرایط به ظاهر نامناسب با هر راه حلی که میتونم احساسم رو یک ذره بهتر کنم. تا صدای قلبم رو بشنوم تا یکم حالم بهتر بشه و این کار رو ادامه بدم.
برای این که بتونم صدای قلبم رو بشنوم باید برم تو طبیعت برای خودم ی وقت هایی رو بذارم تا با خودم و خدا خلوت کنم
استاد دوستت دارم
سلام استاد
خوب هستید
من یک سوال داشتم.
همیشه شما از ما خواستین که هر چیزی که حستون رو بد میکنه ازش دوری کنیم اما من یه مشکل دارم من ترس های زیادی دارم و زمانی که میخوام از ترس هام عبور کنم طبیعتا حسم بد میشه و میترسم و نمیدونم کجاها این حس بد ناشی از ترس هامه و کجا ها ناشی از نادرستی مسیره؟
باسلام و درود خدمت شما دوست عزیز و استاد بینظیرم
سپاسگزارم به خاطر وجود این سایت الهی ثروتمند ساز بینهایت معنوی
دقیقا وجه مشخص کننده راه درست از نادرست یا نادلخواه همین احساس هست
خدارو شکر به خاطر وجود نیرو و راهنمای قدرتمند وجودی درونی ما احساس
بعضی مواقع که میبینم برای کاری یا بهتر بگم برای کنترلی که میخوام با حواس محدود انسانی خودم روی کارها یا شرایط و آدمها داشته باشم دارم زور میزنم و خیلی تو استرس هستم و اینطور بگم که خیلی دارم انرژی مصرف میکنم و احساس فشار یا نگرانی یا ترس و دلهره و…دارم یه لحظه به خودم میگم وایسا…یه جای کار می لنگه … اینطوری نباید باشه
یا نه
یا نه من باید یه طوری دیگه ای باشم
من باید یه جور دیگه ای فکر کنم
کارها باید راحت و اتوماتیک انجام بشه
همه چی سر جایش هست
این منم که اشتباهی فکر می کنم باید خودم درستش کنم
نه … بلکه باید بسپارمش به یک نیرویی بزرگتر از خودم
خودش درست میشه و دقیقا همین طور هست
همیشه میبینم نیاز نبود شور بزنم که وای تو ترافیک گیر افتادم حالا سرموقع نمی رسم فلان جا …حالا چی بگم…بگم فلان چیز و..هی سناریو بسازم
جالبه که می بینم دیر رسیدن من بهترین موقع بوده و مثلاً ریسم جلسه بوده و یا فلانی هم خودش دیر اومده و همه چیز درست بوده
الهی شکر
1403/9/13روز150
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد و مریم عزیز ودوستان گل
خدایا شکرت بخاطر یکروز فوق العاده دیگه
چقدر لذت بردم ازاین فایل خدایا شکرت
چقدر این آگاهی به من کمک کرد که ممکن الهامات که دریافت میکنیم غیرمنطقی باشه و حتی شاید ظاهرش و نتیجه اش هم مناسب نباشه اما ما باید اعتماد کنیم و بگیم چشم
یهو نگاه کردم به شرایط فعلی ام و میبینم چقدر شفاف داره باهام صحبت میکنه یه جاهایی نگرانی میاد و شروع میکنه به نجوا کردن و میگه الان پول نداری و پروژه نداری و میخواد حالمو بد کنه بهم استرس بده
اما ازاونطرف خدای مهربونم خیلی بلند بهم میگه صبرکن عجله نکن تو الان باید ظرفتو بزرگ کنی یعنی چی یعنی اینکه اینقدر راحت داره شرایط خرید دوره و کتابهای تخصصی ام انجام میشه که حد نداره داره میگه که تو الان ازاین فرصت که دراختیارت گذاشتم باید مهارت هاتورشد بدی باید خودت و حرفه ایی کنی اینقدر عمیق داره بهم امیدواری میده که دلم قرصه دارم روی مهارتهام کارمیکنم بهش اعتماد دارم میدونم که بهترینها در انتظار منه فقط باید ظرفمو بزرگتر کنم که بتونم دریافتش کنم
اینقدر احساسم خوبه که حد نداره هر روزی که یه چیز جدید یاد میگیرم و یزره پیشرفت میکنم کلی لذت میبرم و اشتیاقم برای ادامه دادن بیشتر میشه خدایا شکرت که هر روز بهتر از روز قبل قانون جهانت و درک میکنم و بهت نزدیکتر میشم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
روز153
تشخیص الهام از نجوا
خدایا شکرت که مرا ارزشمند آفریدی و در مدار درک این آگاهی های ناب الهی قرارم دادی
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
مدتیه که گلو درد عجیبی گرفتم و فقط میگم من تسلیمم هیچی نمیدووووونم تو بهم بگو تا منم انجام دهنده خوبی باشم
واقعا چند شب اصلا نمیتونستم بخوابم فقط میگفتم خدایا هر خیری از تو بهم برسد من فقیرم
میتونست از این بدتر هم باشه میتونست بلای بزرگتر از این سرم بیاد ولی خدا بهم لطف داشته با یه گلو درد میخواد بهم یه درس خوب نشون بده من تسلیمم من هیچی نمیدانم
هر بار ازش میپرسم خدایا شکرت که با این درس داری بهم چیزهای زیادی رو یاد میدهی
هر بار دارم با یه تضاد قوی تر میشوم
همینکه ناراحت نیستم با اینکه خیلی درد داشتم و اذیت بودم ولی تسلیم بودم و همین تسلیم بودن من از درون چنان آرامشی بهم میدهد که هر بار احساس یه ذره بهتر شدن دارم
خدایا شکرت هر بار بهم این کار رو انجام بده برات بهتره بخدا هر بار با یه ایده بهم میگه و میبینم کمی نتیجه داده و حالم داره بهتر میشود بلطف خداوند
هربار باید شکر گذار تر باشم
باور قوی هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است
حال و احساسم بهتر میشود
من باید این درس رو پاس میکردم تا بفهمم کجا هستم
شاید امتحان الهی بود تا من ایمانم را قوی تر کنم
ببینم من با این امتحان چطور برخورد دارم آیا در مسیر ناسپاسی هستم یا نه اینکه بگم هر اتفاقی بیوفته به نفع من است
با این دیدگاه که این تضاد اومده منو بزرگتر کنه
استاد بخدا که اصلا نخواستم ادای بیمارها را در بیاورم و غر بزنم و گله و شکایت کنم .
شده گاهی وقتها از زیادی درد کم حوصله شدم بخودم خورده نگرفتم چون من انسانم ممکنه یه جاهایی هم کم بیارم ولی مهم اینه که اون حال بد خیلی دوام نداشته باشه بازم بگم هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است بلطف خداوند
و امیدوارم که درسهای این تضاد یا امتحان یا چالش رو درست و حسابی بفهمم و بعداً میوه هاشو بچینم
احساس خوب اتفاقات خوب
خدایا شکرت برای تمام اتفاقات زندگی ام
خدایا شکرت برای تمام داشته هایی که خودت بهم بخشیدی
هر آنچه دارم از آن توست
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت که همواره در حال هدایت تمام ذرات هستی
به مادر موسی وحی کردی
به زنبور عسل وحی کردی
به مورچه وحی کردی
و خیلی خیلی وحی که به خیلی ها میکنی
پس وحی فقط برای افرادخاصی نیست خداوند همواره به همه کس و همه چیز وحی میکند
پس منم که اشرف مخلوقات جانشین خدا بر روی زمین هستم و ارزشمندم و من تکه ای از وجود پاک خداوند هستم و موجودی ابدی هستم بهم میگه زمانی که من در مدار شنیدن صدای خداوند قرار بگیرم با احساس خوب
با آرامشی که از درونم بلند میشود صدا بر من واضح تر میشود .
خدایا شکرت برای این همه لطف و محبت و عشق که به تک تک ذرات هستی ات داری
خدایا شکرت من تسلیمم من هیچی نمیدونم بهم بگو چکار کنم چه چیزی بخورم چه درسی را باید یاد بگیرم .بهم بگو من نمیدووووونم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدایا شکرت که تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید
خدایا شکرت که تسلیمم دست و پا نمیزنم سپردم به قدرت خودت من نمیدووووونم
من ایمان دارم من بخدای خودم اعتماد دارم
من بخدای خودم توکل کرده ام روی نیازم فقط بخداست فقط روی خدا حساب باز کرده ام
خدایا شکرت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری و همه چی رو خودت در لحظه برام رو براه میکنی چنان در زمان و در مکان بهم میرسونی که من فقط نگاه میکنم و میگم خدایا شکرت
خدایا شکرت که حتی برای دوستی گرفتن و راه رفتن خوردن و پوشیدن هم خودت بهم داری میگی چکار کنم چکار نکنم
من خودمو به اقیانوس تو سپرده ام و آرامم و تسلیم
خدایا شکرت برای کنترل ذهنم
خدا جونم شکرت برای آرامشی که از طرف توست
خدایا شکرت که هر وقت تسلیم شدم به نفع خودم همه چی رقم خورد .
خدایا شکرت که بخشش به نفع خودم است
تمام چیزهایی که باعث ناراحتی من شده اند را با عشق بخشیدم تا خودم آزاد شوم در گیر طناب های ذهنی ام نباشم رها و آزاد باشم
خدایا شکرت که هر لحظه در حال صحبت کردن با من و کل کیهان هستی
باید بیشتر عملگراتر باشم به الهامات الهی تا بیشتر جاری شود بیشتر در مدار هدایت الهی قرار بگیرم
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم هر بار حتی یه چیز کوچیک که از قلبم میاد و احساس آرامش دارم بگم چشم و انجامش دهم
خدایا شکرت که داری بیماری های ذهنم را واضح بهم میگویی
خدایا منو واضح تر و شفاف ترم کن
خدایا شکرت که باورهای محدود کننده ام را کمرنگ و باورهای قدرتمند کننده ام راپر رنگ تر کرده ای
خدایا شکرت که چشم گفتن به الهامات الهی را دارم یاد میگیرم
خدایا شکرت که در این دانشگاه الهی عضو هستم
خدایا شکرت که هر لحظه داری با من بنده خودت حرف میزنی حتی برای چیزهای کوچک
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم برای پیش پا افتاده نرین کار ها هم ازت بپرسم و تو که علمت بر تمام عالم محیط است بهم بگویی ومن فقط تسلیم باشم و بگم چشم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت که اطلاع ندارم ولی بهت اعتماد دارم
خدایا شکرت که من بخدای خودم اعتماد دارم
خدایا شکرت همینکه مورد قضاوت و دیدگاه و حرف مردم قرار میگیرم از درون آرامم و بخودم میگم من بخدای خودم اعتماد دارم
خداوند هر لحظه داره منو هدایت و حمایت میکند.منو خودش از بدنه جامعه جدا کرده که مثله بقیه فکر نکنم دیدگاهم با بقیه متفاوت شده
من دارم رشد میکنم
همین که میگم تمام اتفاقات به نفع منه کلی بهم اعتماد به نفس و عزت نفس میده
خدایا شکرت برای حال خوبم که همه کاره تویی جان جانانم سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
استاد
اینکه ما این اموزش های شما
چندین مرحله هست تا به نتیجه برسیم
یک ، در مدار شنیدن قرار گرفتن
دو ، درک حرفای شما
سه ، عمل کردن
و استاد اون مرحله ی عمل کردن خیلی سخته خیلی تمرین میخواد خیلی اراده میخواد خیلی کنترل ذهن میخواد
من توی این چند سالی که شما رو شناختم همه ی حرفاتون رو واقعا قبول داشتم ،
اما یا خودمو در مرحله ی عمل نمیذاشتم
یا در مرحله ی عمل چنان ترس برم میداشت و همه ی اموزش هارو یادم میرفت که خودم اصن میموندم توش !
الانم همینطوره
البته دارم خیلی بهتر میشم
یعنی هر دفعه با قرار گرفتن در شرایط عمل بهتر از قبل عمل میکنم
ولی میدونی 🥴🥴🥴🤕
بازم این کنترل ذهنه سخته و تلاش میخواد
از خدا میخوام که توی همه مراحل مارو همراهی کنه
میخوام مسیرو برامون هموار تر کنه
گاهی اوقات یه مسئله ای پیش میاد
یا
اتفاقات اونجور که ما میخوایم پیش نمیره
خب همه چیز نگرش و دیدگاه ماست
من میخوام دیدگاه و نگرشی برای خودم درست کنم کههههه
ازین مرحله راحت تر عبور کنم
خب مثلا من دوست داشتم فلان اتفاق خوب بیوفته و اگه میوفتاد خیلی خوشحال میشدم اما نیوفتاد ، یا مسئله یا سو تفاهمی پیش اومد
اول اینکه
نگار بیا ازش درستو بگیر
اگر اشتباهی از سوی تو بوده اون اتفاق برای اون درسه افتاده تا تو بگیریش و جهان از عمد خواسته تو اون اشتباه رو بکنی تا به سمت شرایط بهتر با اون درسی که گرفتی هدایتت کنه
پس اگه درسشو بگیری جهان میبردت به جای بهتر
ولی اگر
اشتباهی از سوی تو نبوده و خیلی اتفاقی اونجور شد
الخیر فی ما وقع
به خدا اعتماد کن
گاهی ما دوست داریم یه چیزی اتفاق بیوفته برامون و دوسش داریم اما اون به صلاحمون نیست ( به قول استاد خدا شورت کات هارو بلده و میدونه ) پس اگر باورامون درسته و داریم روشون کار میکنیم و حسمون هم خوبه حتما حتما هر اتفاقی که داره میوفته به صلاحمونه فقط ما نمیدونیم …
اگر شرایطی رو میخوایم و برامون پیش نمیاد و بعد غصه میخوریم حتما حتما باور کمبود داریم که نه دیگه نیست دیگه نمیشه پس رو این بیایم کار کنیم . که نه خیر زیااااد هست فرصتا بی شماااارن ثروت زیاده و از بی نهایت طریق دیکه وارد زندگیه من میشه مگه فقط اینه ؟😏🤨
یادمه یک بار یه مدت بود که با پدر مادرم دنبال خونه میگشتیم و خب بعد چند وقت یه خونه به ظاهر خوب پیدا کردیم و چون از خونه های بد قبلی خیلی بهتر بود دوست داشتیم بریم اونجا
بعد توی بنگاه صابخونه اومد و برای اولین بار دیدمش تا قرار داد ببندیم
همون اول بابام یه حرفی زد راجب مشترک بودنه ابو برق و اینا
بعد این حرف بابام اصلاااااا به مزاج صابخونه خوش نیومدو اعصابش خورد شدو گف شما همین اول هیچی نشده دارید برا ما تعیین تکلیف میکنید به چه حقی ؟
الان اینکارو میکنید معلوم نیست بعدا میخواید چه کارا بکنید…
و پاشد رفت از املاکی .😂
و خب ما هم بعدش که اومدیم بیرون مامان و بابام ناراحت بودن
و خب خودشونو مقصر میدونستن
مامانم گف : به نظرتون در ما چه ایرادی وجود داره که باعث شد این اتفاقی بیوفته ؟
بابام رفت تو فکر
ولی خداروشکر من همون موقع حرفای طلایی اومد تو ذهنم و شروع کردم به گفتنشون
گفتم مامان بابا ، شما عزت نفستون پایینه
چرا ؟ چونکه حرفتون نادرست نبوده شاید برای شروع زود بود ولی کاملا حق یه مستاجر هست که بدونه ولی شما به خودتون گرفتید و میگید نه اون یارو بی نقصه و بهتره و حق با اونه ( شاید به خاطر وضع مالی بهترش همچین فکری بیاد تو سرمون )
پس به خودتون اعتماد داشته باشید و از موضع پایین به خودتون نگاه نکنید شما هیچ کار اشتباهی نکردید
و شما باور به کمبود دارید
چرا ؟ چون الان ناراحت و نگرانید
اگر میدونستید که خونه های خوب در محله ی خوب با اجاره ی مناسب و صابخونه فوق العاده فراااواااان هست هیچ وقت کنسل شدنش شما رو ناراحت نمیکرد .
و بعدشم باید خداروشکر کنید که این اتفاق افتاد و اینجور شد چونکه ما مدارمون با این صابخونه یکی نبوده و از هم دور شدیم
از کجا معلوم اگر اینجور نمیشد و میرفتیم تو اون خونه هزار تا مشکل دیگه به خاطر این نوع رفتار صابخونه پیدا نمیکردیم و تو طول سال کلی اذیت میشدیم
پس خداروشکر که اوکی نشد چون اون ادم مناسبی نبود که برای یه حرف کوچیک که حق مستاجر هست بدونه اینقدر بد واکنش نشون داد تا اوکی نشه و ما نریم خونش و هزار تا ناراحتی دیگه رو باش تجربه نکنیم .
خداروشکر پدر مادرم هم چون عباسمنشی هستن زود حرفامو گرفتن و درک کردنو عمل کردن ، حالشون زود خوب شد و لبخند بر لب هاشون نشست .
و جالب ماجرا اینجاست که واقعا هم همینطور شد و به یه خونه ی خیییلی بهتر از اون خونه قبلی که فکر میکردیم خیلی دیگه عالیه هدایت شدیم
یعنی ما برا اون خونه هه اینجور بودیم که از همه خونه هایی که دیده بودیم بهتر بود و خیلی دور نبود و قیمتش هم کمتر گرون بود و میکفتیم خب دیگه چون تا الان این بهتر از همه خونه های دیگه بوده پس این دیگه خوبشونه بهتر از این نیست
اما نه
رفتیم توی یه خونه ای که خییلی نردیک تر در محله ی خوبی بود ، قیمتش مناسب بود و صابخونه ی خوبی داشت ….
پسسس همه ی محدودیت ها در ذهن ماست
وای خدایا شکرت چقدر خوب شد که من این کامنت رو نوشتم
میدونید استاد چی شد ؟
من تازه به عنوان مربی رقص دارم کارمو شروع میکنم
بعد توی یه محله ای از اصفهان پنج تا هنرجو برام جور شد خداروشکر با همین کار کردن رو باورا 😍
ولی اونجا من سالن نداشتم که بیارمشون کلاس
یه سالن که پارسال اونجا هنرجو بودم یادم اومد و زنگ زدم به مدیرش
و خب متاسفانه اونجور که دوست داشتم پیش نرفتو ایشون سر سوتفاهمی از من خیلی عصبانی شدنو گفتن بهت سانس نمیدم …
خب اولش من ناراحت شدم فکر منفی اومد سرم ولی
زود به نکات مثبت و چیزی که حالمو خوب کنه توجه کردم و اهنگ گوش کردمو اینا
بعد گفتم دست به قلم شو کامنت بنویس
گفتم کامنت درباره ی کنترل ذهن مینویسم اما هدایت شدم به اون ماجرا و نوشتمش و الااان خیییییلی حالم خوب شد
خدایا شکرت
هنرجو فراوانه سالن فراوانه
اگر من به اون خانم اوکی نشدم دو تا دلیل داره همونجور که قبل گفتم
۱_من اشتباهی انجام دادم و با اعتماد به نفس اشتباهم رو میپذیرم و درسشو میگیرم و میذارم جهان منو هدایت کنه به سالن ها و شرایط بسیااااار بهتر
۲_ اون خانم در مدار من نبوده و این اتفاق رو جهان به وجود اورد تا منو ازون جدا کنه تا جلوگیری بشه از سوتفاهم و دلخوری های بیشتر و به سمت افراد هم مدار هدایت کنه
خب الان من چیکار کنم ؟
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
میبردت هر جا خواست
به هر جا برد بدان ساحل همونجاست
در مسیر من
هرررر اتفاقی که بیوفته به صلاح و خیره منه
خب استاد این جملاتی که بالاتر نوشتم مال چند روز پیشه ولی یادم رفت کامنتش کنم و الان بعد یکی دو هفته ازون ماجرا تلاشمو کردم حالمو خوب نگه دارم و امیدوار باشم اون اتفاق خوب برام افتاد
و خداروشکر
وااااقعا به یک سالن یعنی یک باشگاه خیییلی بهتر توی همون محدوده ای که میخواستم هدایت شدم .
این باشگاه جدید هم مدیرش خییلی خوش برخورد بود و ازم استقبال کرد ، هم باشگاشون بزرگتر و شیک تر بود ، هم اینکه سر راست تر بود و خیلی نزدیکتر ،
و دو تا خوبیه بزرگ دیگه ای که داشت این بود که
بهم گفتن اگه هنرجو از خودت باشه پنجاه پنجاه حساب میشه ولی ما هم تبلیغتو میکنیم هنرجو برات میاریم ، درحالیکه اون سالن قبلی مدیریتش گف هنرجو از خودت ولی شصت درصد سود برای ما و تبلیغ و همه کارا هم از خودت من برات تبلیغ نمیکنم ،
و دوم اینکه این باشگاه بهم اجازه میده که حتی با یک هنرجو کلاس بذارم و بهم ایراد نمیگیره … و خب منم چون تازه کارم و خیلی هنرجو ندارم فعلا ، این برام خیلی ارزشمنده
در حالیکه اون سالن قبلی این اجازه رو نمیداد با یک هنرجو کلاس برگزار کنم .
خدایا شکرت
استاد من اگه با شما و این اموزش هاتون اشنا نبودم
قطعا با اون اتفاق کلیییی ناراحت میشدم
و حال بد احساس بد رو تجربه میکردم ، اعتماد به نفسم رو خیلی میورد پایین ،
و در نهایت زور میزدم تا هرجور شده همون سالن قبلی برم چون باور کمبود داشتم و نمیرفتم دنبال جای دیگه و در ادامه کلی ناراحتی بیشتر و بیشتر برام به وجود میومد …
خدایا شکرت که به این مسیر هدایتم کردی
خدایا شکرت 🙏❤️
سپاس فراوان از استاد عزیزم عباسمنش و خداواند،
چقدر این فایل و این سخنان زیبا و دلنشین بود،خدا را شکر استاد برای وجودتان که الهام بخش و الگوی زندگی من هستید،من حدود یک سال که با سایت اشنا شدم و هروز حداقل دو ساعت صوتهای شما را گوش میدهم ،و چقدر در طی این دو سال زندگیم از هر لحاظ چه مالی و روحی و جسمی عالی شده ،هروز به درامد مالی من اضافه میشود و خوشحالم و میدانم که همش بخاطر این سایت وجود شما و کمک خداواند هست،من خارج از ایران زندگی میکنم و با اشنایی با سایت شما زندگی من خیلی عالی شد،ایمان دارم بزودی با نتایج بزرگ برای شما ویدیویی ارسال خواهم کرد و شما را به کشور المان دعوت خواهم کرد،
استاد من خدا بخاطر وجودتان سپاسگزارم ،استاد عباسمنش شما عالی هستید و ممنونم که تجربیاتتون را با ما به اشتراک میگذارید،
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید و خانم شایسته عزیز و همچنین تمام اعضای سایت عباسمنش،