این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان عزیز خصوصا اعضای فعال سایت که تک تک نوشته ها کمک میکنه به تمرین کردن ماها و تقویت باورهامون
وقتی فکر میکنم میبینم هر جا توکل کردم جواب گرفتم
تازه من با قانون آشنا نبودم قدیما
یادم میاد عجیب خدا خودش رو بهم نشون داد و پررنگ تر از جاهای دیگه تو ذهنم مونده
من سالها قبل کیترینگ داشتم،خوب قوانین جهان هستی رو نمیدونستم و بدلیل باورهای اشتباه فکر میکردم با سخت کار کرده که نتیجه میاد
خوب جهان هم همون میداشت جلوم
حدود ساعت 4 بعد از ظهر بود،
کیترینگ من نزدیک میدان فردوسی بود و اصلاحات ناهار بازار
یعنی دیگه بعد از جمع و جور کردن کارا،میرفتیم برای فردا
بچه های پیک رفته بودن،من حساب و کتاب ها رو انجام داده بودم
اجاره و بیمه رو با تلاش زیاد پرداخت کرده بودم
و نوبت قبض گاز رسید
واقعا حسابم خالی بود
دریافتی خاصی هم نداشتم،فروش روزانه هم صرف هزینه ها میشد
خلاصه پول گاز حدود 500هزار تومانی اومده بود
نشسته بودم پشت میزم و تو فکر
به خدا گفتم،خدایا تو که میبینی چطور در حال دوندگی ام
خودت یه کاربر بکن من نمیدونم واقعا این و دیگه چطور پرداخت کنم
داشتم بلند میشدم که برم سمت خونه،تلفن زنگ خورد
یه کارگاه تولیدی لباس بود،از من غذا میگرفتن و هفتگی تسویه میکردن
آخرین بار بهم زنگ زدن و یه مسأله آتش سوزی براشون پیش اومده بود و طلب من و نداده بودم
یه آقایی همراه برادرشون بودن
چندین ماه گذشته بود،منم دیگه پیگیری نکردم چون به صداقتشون ایمان داشتم که اگه گفتن مشکلی پیش اومده،راست میگن
خلاصه اون روز دیرتر از همیشه ،بلند شدم راه بیفتم که تلفن زنگ خورد
دیدم اون آقا هستن،بهم گفت خانم زرگرزاده شماره کارت بده من این بدهی رو واریز کنم
477هزار تومان
خشکم زده بودحدود سه ماهی بود که خبری ازشون نداشتم
هیچ وقت یادم نمیره
به خدا گفتم چقدر بزرگی خدایا
پول کارت به کارت شد
و قبض گاز براحتی پرداخت شد
و شاید مهمتر از هر چیز دیگه
پیرمردی بنام آقای محمدی اومد تو مجموعه من بعنوان آشپز
خدایا تو رو میدیدم من لحظه لحظه کنارش.
برام پدری میکرد،,( من سالها قبل پدرم فوت شدن) با جون و دل کارهام رو پیش میبرد،کمک میکرد جلوی هزینه های اضافی گرفته شده( در حالیکه آنهایی که با کار غذا آشنا هستن میدونن که جاهای دیگه کلی مراقبن که افرادی که تو مجموعه کار میکنم مواد اولیه رو از بین نبردن،اصراف نکنن….) در حالیکه آقای محمدی صرفه جویی هم میکرد و اینقدر وارد بود و با تجربه که باعث شد خیلی زود شناخته شدم و سفارش ها بالا رفت و شرکت ها میومدن سراغم ،هر وقت خسته میشدم،کلی با حرفهایش که همه اش کلام خدا بود و از توکلش به الله بود ،ارومم میکرد
ببین اگه قانون رو میدونستم و باورهام درست بود چقدر شرایطم فرق میکرد
ولی اون روزها خدا با من بود بخاطر همه ی این اتفاقات قشنگ
خدایا شکرت که یادآوری این خاطرات چقدر حس توکلم رو تو کار جدیدم بیشتر و بیشتر کرد برام
به نام خداوند مهربان و بخشنده سلام براستاد عزیزم وخانم شایسته مهربان و دوستان خوبم روز 17سفرنامه است خدا رو شکر میکنم که تو این مسیر بهشتی قرار گرفته ام ویک زندگی جدید با دوستان جدید وخدای جدید شروع کردم که بعد 33 سال وجود خداوند در زندگیم می بینم واحساسش میکنم و خودمو زندگیمو همه چیزم سپردم به خدای خوب خدای عشق خدای رزاق خدا شاهده هر موقع روی به غیر از حساب باز کردم و به کسی دیگه امیداور بودم بد جور حالمو خراب کردن چه روی ریس شرکت چه همکار چه دوست چه خانواده کاری که برام انجام ندادن برام دردسر هم درست کردن ولی برخلاف هر موقع از روی عشق ایمان صدای خدا زدم هر چیزی هر کاری داشتم خیلی راحت درست شده و یادت گرفتم بغیر از خدا روی هیچ بنی بشری حساب نکنم فقط روی تنها فرمانروایی جهان هستی بزرگترین انرژی جهان نام خدا میارم بهم آرامش میده وقدرت میگیرم حالم خوب. میشه توی هرشرایط که باشم واقعا این فایل برای من یک دوره است چند بار گوشش دادم عالیه خدایا ما را به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن نه ستمکاران نه گمراهان خدایا شکرت بخاطر استاد عباسمنش که دستانی از خدا در زندگی من بود به آرامش رسیدم به زیبایی رسیدم به حال خوب رسیدم به سلامتی رسیدم انگیز گرفتم امیداور شدم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام استاد عزیزم نگاه توحیدی رو از شما یاد گرفتم تنها کسی که انقدر زیبا توحید رو توصیف میکنه شما بودی،انقدر محکم و قاطع راجب توحید حرف میزنید که هربار که خواستم حتی فکر کسی جز کمک الله به ذهنم میاد یاد این حرفهای کوبنده محکم استاد افتادم وقتی خواستم بترسم نکنه کسی بهم اسیب بزنه صحبتهای استاد به ذهنم میاد که میگه تنها کسی که باید روش حساب باز کنم تنها خداست،وروزهایی که اعتماد کردم ومعجزاتشو دیدم ،اونجا باورم قوی ترشد وبازهم سپردم خداوندا بامن کن وازمن ساز آنچه خود اراده کنی ،ازاسارت نفس رهایم کن تاانجام اراده ات رابهتر توانم
سلام استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی حرفها استاد درس داشت مهترین چیزیکه فهمیدم این بود رو غیر خدا حساب کنی باختی تنها منبع رزق قدرت جهان هستی خداوند
چقدر این روزها تو این فرکانس هستم که به خداوند قدرت بدیم نه غیر خداوند
تنها منبع رزق خوشبختی خداوند ببینم
به قول قران به ثروتهایی برسیم که غیر الحسابه
اگر میخوایم به جایگاهی برسیم که تمام جهان برای تو فعالیت کنن برای تو کار کنن برا تو پول بسازن فقط خدا
تنها منبع نیروی خوشبختی ثروت رزق فقط فقط الله
ممعنا رب تو قران پرودگار ولی معنا رب صاحب اختیاره بودنه
ما اگه تو ذهنمون به کسی قدرت بدیم اون فرد میتونه منو ثروتمند بکنه به واسطه ارتباطات با همون سرعت هم کوبیده میشن زمین با همون سرعت مشهور میشن با همون سرعت هم نابود میشن اگر تو زندگیمون به هرانچه میخوایم برسیم باید یاد بگیریم منبع رزق جهان هستی فقط خداونده و خداوند از بی نهایت دستانش استفاده میکنه برای کمک کردن به ما
خداوند خودش نمیاد بهمون ثروت بده خداوند بی نهایت دست داره ما نمیتونیم تصور کنیم و معلوم نیست از کدوم دستش کمک کردن استفاده میکنه
وقتی ادم قدرتمند ثروتمند میبینیم ومیگیم این ادم میتونه بهم کمک کنه دارم بقیه دستها خداوند میبندیم
تو ذهنمون اینه این ادمه میتونه کمک کنه اون رئیس بانک میتونه وام بده فلان ادم میتونه برا بچه من کار پیداکنه در واقع دست خداوند میبیندیم
اگه یکی بهمون کمک میکنه در واقع این فرد نیست خدای این فرده داره از این طریق کمک میکنه اگر این ادم بره خداوند از دستان دیگه اش استفاده میکنه کمک میکنه
اگر ما با خداوند یکی بشیم باورهای توحیدیمون تقویت کنیم
اگر تمام مردم جهان بخواهند شمارو بکشن پایین نمیتونن انجام بدن اگر تمام مردم جهان با هم همدست بشن با هم متعهد بشن
بخوان تورو نابود کنن نمیتونن هیچ کس نمیتونه کسی که باور داره به یگانگی خداوند باور داره به روبوبیت الله نمیتونه هیچ کس کاری انجام بده
هم چی برمیگرده به باور همه چی برمیگرده به ایمان تو ذهنمون ادمها کوچیک کنیم کوچیک کردن به معنا بی احترامی نیست کوچیک کردن از لحاظ قدرتی که دارن
وقتی ما خداوند رو باور میکنیم سرمون جلو همه بالاست
این همون خدایی که مورچه رو تو دل خاک رزق روزی میرسونه یک پرنده رو تو اسمون بهش رزق روزی میرسونه این همون خداییه که هرگز نمیخوابه این همون خداییه که هرگز چیزیو فراموش نمیکنه هرگز بنده خودشو فراموش نمیکنه امااگه بندگیشو بکنیم اگه بندگی غیر خدا کردیم همه چیز تموم میشه الهی شکر تو مدار شنیدن این اگاهی بودم و خدا کمکم کنه عمل کنم و خدارو فقط فرمانروا ببینم
سلام خداوند هزاران با شکر که دراین صبح زیبا ودلنشین این فایل رو گوش کردم خدارو شکرت که ته وجودم ایمان به خداوند ونوری بر وجودم انداخت وهمه جا رو به چشم زیبای های خداوند می دیدم خدایا تنها قدرت توی چون من طعم قدرت تو در درون خودم رو چشیدم خداوند امروز اگر تضادی هست نمی تواند در برابر قدرت تو دارم بیاورد وقتی روشنای تو باشد جای برای تاریکی نیست خداوند عزت نفسم توی خداوند پول ثروت ماشین اینا هم به خودت نمی توانند احساحس خوشبختی بیاورن جای که تو حضور نداشته باشی گنج قارون هم داشته باشی به دردت نمی خوره فقط با باور به رب که در وجودم ولابه لای ذهنم شکل بگیره من احساحس خوشبختی میکنم خداوند باورهایم درونم رو بر پایه واحساحس ایمان به خیر نیکی آنچان در لابه به لای ذهنم ایجاد کن تا احساسات خوب وشادی آور در درونم عاشقانه شکل بگیرن یارب کمک کن بنده سپاسگزار تو باشم این لیاقت درون خودم می بینم که بنده سپاس گزار توباشم تو که بدون هیچ چشم داشتی همه چیز به بخشیدی خداوند شیطان درونمان رو که هیچ قدرتی نداره نیست نابود بگردان تا به خودت نزدیک بشویم
منم اومدم بنویسم با چشمانی اشکی از خوندن کامنت بچه ها ….
به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم….
خدای عزیزم من چند وقته که دارم میشناسمت …قبلا فکر میکردم که با تو آشنا هستم بعد دیدم نه اینطور نیست …
خدای عزیزم راستشو بخوای از وقتی که تنها شدم یعنی نزدیک ترین آدمهای زندگیم که روزی باهاشون خوش و بش داشتم تنهام گذاشتن و به بهانه های واهی ناراحتم کردن .مسخرم کردن .اذیتم کردن .تو رو ببشتر شناختم
الان فهمیدم فقط تو هستی که برام میمونی نه بقیه ….ای خدایی که هیچ وقت نمیخوابی …
به قول اون آهنگه هست محسن چاووشی ..
میگه تو خور و خفت نداری …….
تو زنو جفت نداری ….
خدای عزیزم خلاصه که خیلی وجودت رو در کنار خودم حس میکنم
امروز بعد برگشتن از مسافرت تو راه دیدم انگشترم نیست و چون انگشتری بود که خیلی برام ارزش داشت از لحاظ معنوی ،نه از لحاظ قیمت …. یهو یه لحظه به خودم گفتم خوشبخت جان تو که الان تو راهی و نمیتونی این همه راهو برگردی ….این قضیه رو به حدا بسپر خودش برات پیداش میکنه
دیگه در کمال خونسردی تماس گرفتم با هتل و اونا چند دقیقه ای بعد تماس گرفتن و گفتن بله انگشتر شما زیر تختتون افتاده بود و من خیلی خوشحال شدم خیلی، چون به خدا سپرده بودم
و دیگری اینکه من میخواستم تو محل کارم انتقالی بگیرم، همکارام میگفتن آقای سرمد خیلی سخت گیر هست و اجازه ی همچین کاری رو نمیده
منم پیش خودم نشستم فکر کردم و با خودم گفتم اون هم بنده ی خدا هست و من اول درخواستم رو از خدا کردم …و همزمان حسم رو به ایشون هم خوب کردم و یک سناریو تو ذهنم نوشتم
گفتم الان که برم بهترین برخورد رو با من میکنه
اون آدم کار راه اندازی هست
دستی از دستان خداوند میشه برای اینکه من بتونم به خواستم برسم
و ایشون با من موافقت کرد درحالی که چند نفر دیگه هم از همکارا اومده بودن ولی باهاشون موافقت نشد…
اگر در حالت کلی بخوام بگم
روزی به خداوند گفتم خدایا جوری دستم رو بگیر که انگشت به دهن بمونن خلق
اون کمکم کرد
همسر خوب فرزندان خوب .سلامتی .تیپ و قیافه ی قشنگ .کار عالی .خونه ی خوب و زیبا .ماشین خیلی خوب و گرون .همه چیز .همه چیز بهم دادد
طوری که گاهی از اطرافیانم شنیدم که میگن خوشبخت خیلی زندگیش خوب شده .
خدایا واقعا شکرت اینقدر زیادن که من حتی یادمم نمیاد
ازت ممنونم به خاطر همه چیز دوباره هم اگه موضوعی یادم بیاد میام مینویسم 16.3.1403
چقدر پیش دکترها التماس می کردیم که خودت برای بیمارم یه کاری بکن و خود دکتر یادمه می گفت من کاره ای نیستم از خدا بخواه شفا را . به خدا بگو و کو گوش شنوا ؟!؟!؟!؟!؟!؟!
و این یعنی خود شرک
چقدر دوستی داشتیم که ثروتمند بود و تنها رابطه مون با ایشون این بود که یه روزی یه کاری برامون بکنه و هیچ وقت هم چنین چیزی نشد که نشد که نشد ؟!؟!؟!؟!؟!؟
این خود خود شرکه
رییس بانک چقدر پیشش می رفتم تا به وامی برام درست کنه
چقدر به پدرو مادر محبت می کردم که پدرم به ما کمک کنه و ثروتش را به بده و این خود شرکه
خواهر و برادر هم همین طور
اینها همه شرک محسوب میشود
چقدر به سازمان ها . ارگان ها ایمان داریم که اینها می توانند کار برای ما بیاورند و ثروت شون را به ما بدهند
چقدر شرک
چقدر شرک مخفی
خدایا توبه . توبه . توبه
کل قرآن توحید است
توحید یگانگی الله
هیچ کس نمی تواند به من کمکی کند بغیر از الله مهربانم چون خدای من خدای یکتاست . چون خدای من قادر به تمام کارهایی هست که من دارم
راه برای خدا تعیین نمی کنم.
باور به خداوند رحمان و رحیم بالاترین و والاترین باور است پس باید هر چی که می تونم قدرت بهش بدهم و قدرت را کامل و صد در صد از همه و همه و همه بگیرم و قدرت کامل و تمام را به خودش بدهم
با شنیدن این فایل و فایل سیزده روانشناسی ثروت یک اونقدر خود رب الرباب به من مشتری داد . اونقدر به من نعمت داد همین امروز تاکید می کنم همین امروز
خدایا من آدم هستم . خدایا من انسان هستم و فراموشکار پس تو به بزرگی که داری من بنده را ببخش . در هر لحظه حواست به من بنده باشه .
من می خواهم همیشه در رشد و پیشرفت و ترقی باشم و همیشه صعودی و تصاعدی رشد کنم پس تو می تونی من را همیشه در رشد و رشد و رشد در سود و سود و سود در پیشرفت و پیشرفت و پیشرفت باشم
یار من .ارباب من . رحمان من . وهاب من . خالق من ………
خدایا به من کمک کن تا این فایل را درک کنم چون تو را به اندازه ی مدارم فهمیدم .
خدایا رحمانیان خودت را در من نهادینه کن .
خدایا چقدر به من کمک کرده ای که من اینجا هستم .
خدایا تو همیشه بیداری
من بندگی تو را می کنم و تو هم خدایی کن برام
من باید به آدمهای دیگه احترام بزارم چون اونها تکه ای از تو هستند . چون باید به اونها احترام بزارم تا احترام متقابل دریافت کنم ولی تو می تونی این باورها را در من نگه داری
اگر فقط منبع زیبایی ها رو خدا ببینیم این همه نگرانی دیگه چیه؟این همه حس بد از کجا بیاد؟کسی که تمام قدرت رو به خدا بده ترس براش معنا داره؟
کاش این باور جزیی از وجودم بشه
فکر کن،کسی که کامل رهاکرده و سپرده دست خدا هیییچچیزی نمیتونه غمکینظ کنه هیچ چیز مضطربش نمیکنه
فکر کن فاطمه
یعنی به ازای تک تک احساس غمهات ناراحتیات اضطرابات به ازای تک تکشون داری کفر میگی
داری قدرت رو بدست دیگری میدی
اصلا اضطراب خودش کفره،میدونی؟
فاطمه یه لحظه نگاه کن به خودت….چقد تمام وجودت چقد تکتک سلولهات به رهاشدن احتیاج دارن به تکیه کردن،چرا سوار دوش خدا نمیشی….چرا انقد داری تلاش میکنی و دست و پامیزنی
چرا اعتماد نمیکنی بهش
خداوندا از تو از اعماق وجودم میخام کمکم کنی هرروز توحیدی تر از روز قبلم بشم
حالا میفهمم چرا همه از این فایل میگن ،من هم باید بارها و بارها گوش بدم این فایلو،یکی از توحیدی ترین فایلای این سایته ارزشمنده
سلام و عرض ادب و احترام به استاد عزیزم
سلام به دوستان عزیز خصوصا اعضای فعال سایت که تک تک نوشته ها کمک میکنه به تمرین کردن ماها و تقویت باورهامون
وقتی فکر میکنم میبینم هر جا توکل کردم جواب گرفتم
تازه من با قانون آشنا نبودم قدیما
یادم میاد عجیب خدا خودش رو بهم نشون داد و پررنگ تر از جاهای دیگه تو ذهنم مونده
من سالها قبل کیترینگ داشتم،خوب قوانین جهان هستی رو نمیدونستم و بدلیل باورهای اشتباه فکر میکردم با سخت کار کرده که نتیجه میاد
خوب جهان هم همون میداشت جلوم
حدود ساعت 4 بعد از ظهر بود،
کیترینگ من نزدیک میدان فردوسی بود و اصلاحات ناهار بازار
یعنی دیگه بعد از جمع و جور کردن کارا،میرفتیم برای فردا
بچه های پیک رفته بودن،من حساب و کتاب ها رو انجام داده بودم
اجاره و بیمه رو با تلاش زیاد پرداخت کرده بودم
و نوبت قبض گاز رسید
واقعا حسابم خالی بود
دریافتی خاصی هم نداشتم،فروش روزانه هم صرف هزینه ها میشد
خلاصه پول گاز حدود 500هزار تومانی اومده بود
نشسته بودم پشت میزم و تو فکر
به خدا گفتم،خدایا تو که میبینی چطور در حال دوندگی ام
خودت یه کاربر بکن من نمیدونم واقعا این و دیگه چطور پرداخت کنم
داشتم بلند میشدم که برم سمت خونه،تلفن زنگ خورد
یه کارگاه تولیدی لباس بود،از من غذا میگرفتن و هفتگی تسویه میکردن
آخرین بار بهم زنگ زدن و یه مسأله آتش سوزی براشون پیش اومده بود و طلب من و نداده بودم
یه آقایی همراه برادرشون بودن
چندین ماه گذشته بود،منم دیگه پیگیری نکردم چون به صداقتشون ایمان داشتم که اگه گفتن مشکلی پیش اومده،راست میگن
خلاصه اون روز دیرتر از همیشه ،بلند شدم راه بیفتم که تلفن زنگ خورد
دیدم اون آقا هستن،بهم گفت خانم زرگرزاده شماره کارت بده من این بدهی رو واریز کنم
477هزار تومان
خشکم زده بودحدود سه ماهی بود که خبری ازشون نداشتم
هیچ وقت یادم نمیره
به خدا گفتم چقدر بزرگی خدایا
پول کارت به کارت شد
و قبض گاز براحتی پرداخت شد
و شاید مهمتر از هر چیز دیگه
پیرمردی بنام آقای محمدی اومد تو مجموعه من بعنوان آشپز
خدایا تو رو میدیدم من لحظه لحظه کنارش.
برام پدری میکرد،,( من سالها قبل پدرم فوت شدن) با جون و دل کارهام رو پیش میبرد،کمک میکرد جلوی هزینه های اضافی گرفته شده( در حالیکه آنهایی که با کار غذا آشنا هستن میدونن که جاهای دیگه کلی مراقبن که افرادی که تو مجموعه کار میکنم مواد اولیه رو از بین نبردن،اصراف نکنن….) در حالیکه آقای محمدی صرفه جویی هم میکرد و اینقدر وارد بود و با تجربه که باعث شد خیلی زود شناخته شدم و سفارش ها بالا رفت و شرکت ها میومدن سراغم ،هر وقت خسته میشدم،کلی با حرفهایش که همه اش کلام خدا بود و از توکلش به الله بود ،ارومم میکرد
ببین اگه قانون رو میدونستم و باورهام درست بود چقدر شرایطم فرق میکرد
ولی اون روزها خدا با من بود بخاطر همه ی این اتفاقات قشنگ
خدایا شکرت که یادآوری این خاطرات چقدر حس توکلم رو تو کار جدیدم بیشتر و بیشتر کرد برام
خدایا شکرت برای حضور استاد عباس منش تو زندگیم
به نام خداوند مهربان و بخشنده سلام براستاد عزیزم وخانم شایسته مهربان و دوستان خوبم روز 17سفرنامه است خدا رو شکر میکنم که تو این مسیر بهشتی قرار گرفته ام ویک زندگی جدید با دوستان جدید وخدای جدید شروع کردم که بعد 33 سال وجود خداوند در زندگیم می بینم واحساسش میکنم و خودمو زندگیمو همه چیزم سپردم به خدای خوب خدای عشق خدای رزاق خدا شاهده هر موقع روی به غیر از حساب باز کردم و به کسی دیگه امیداور بودم بد جور حالمو خراب کردن چه روی ریس شرکت چه همکار چه دوست چه خانواده کاری که برام انجام ندادن برام دردسر هم درست کردن ولی برخلاف هر موقع از روی عشق ایمان صدای خدا زدم هر چیزی هر کاری داشتم خیلی راحت درست شده و یادت گرفتم بغیر از خدا روی هیچ بنی بشری حساب نکنم فقط روی تنها فرمانروایی جهان هستی بزرگترین انرژی جهان نام خدا میارم بهم آرامش میده وقدرت میگیرم حالم خوب. میشه توی هرشرایط که باشم واقعا این فایل برای من یک دوره است چند بار گوشش دادم عالیه خدایا ما را به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن نه ستمکاران نه گمراهان خدایا شکرت بخاطر استاد عباسمنش که دستانی از خدا در زندگی من بود به آرامش رسیدم به زیبایی رسیدم به حال خوب رسیدم به سلامتی رسیدم انگیز گرفتم امیداور شدم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
درود ب رب العالمین
واستاد عزیزم و مریم جان و همه ی بچه های عباسمنشی ها
امروز روز 17 دهم از قدم 17 من هست
باز هم خدارو سپاسگذارم که هروز و هر قدم بامنه و منو داره هدایت میکنه ب بهشت دراین دنیا
استاد این فایل بسیار بسیار عالی بود و چقدر منو عمیقا ب فکر برد که بفهمم و درک کنم کجاها نگران هستم و شرک دارم و اونهارو تغییر بدم
واقعا ب آرامش عجیبی رسیدم وقتی اینو درک کردم که فرمانروای کل هستی تنها خداونده و تنها تکیه گاهه و تنها قدرت حاکم در جهان هست که میشود روش حساب کرد
چقدر این حقیقت و این باور ب من آرامش میده و پر از احساس خوب
چقدر این فرمایش پیامبر در مورد شرک انسان همانند : راه رفتن مورچه سیاه بروی سنگ سیاه در دل شب
زیبا و تکان دهنده است و بسیار تاثییر گذار
وقتی در این جمله عمیق میشم ب این فکر میکنم یعنی اینقدر سخته اعتماد ب رب !!!؟؟؟
واینکه اگر این اعتماد باشه چقدر زندگی میتونه لذتبخش باشع
اینبار هم مثل همیشه تغییری درونم ایجاد شد هر چند کوچیک اما تکان دهنده ولی میدونم با تکرار باورهام وسیع ترم خواهد شد و این یعنی ایمان و خوشبختی
استاد ممنون از این فایل های معجزه آفرین که برای ما آماده میکنید و در اختیارمون میزارید و همچنین از مریم عزیزم
و تشکراز دوستانی که در این سایت با من همراه هستند
وممنون از خودم که پشتکار دارم و هر روز مسیر و با عشق و امید ادامه میدم
دوستون دارم با عشق ( ؛
بسم الله الرحمن الرحیم
روزشمار تحول زندگی من روز 17
همه در زندگی مان تجربه های بسیاری داریم که نیازی نیست ،من از تجارب خودم بگم
چقدر روی قول صاحب کار حساب کرده ایم
چقدر روی رئیس حساب میکنیم
چقدر روی رئیس بانک و کارمند حساب باز میکنیم
پولدار فامیل رو چطور تحویل میگیریم ؟
مانند افراد دیگر
به همه قدرت داده ایم ،روی همه حساب میکنیم
جز خدا همه را خدای خودمان کرده ایم.
از افراد کمک درخواست کنیم ولی حساب نکنیم
از خدا درخواست میکنم رویش حساب باز میکنم از طریق بی نهایت راه به من کمک میکند و مرا هدایت میکند .
بنام خدا تنها حامی زندگی من،
سلام استاد عزیزم نگاه توحیدی رو از شما یاد گرفتم تنها کسی که انقدر زیبا توحید رو توصیف میکنه شما بودی،انقدر محکم و قاطع راجب توحید حرف میزنید که هربار که خواستم حتی فکر کسی جز کمک الله به ذهنم میاد یاد این حرفهای کوبنده محکم استاد افتادم وقتی خواستم بترسم نکنه کسی بهم اسیب بزنه صحبتهای استاد به ذهنم میاد که میگه تنها کسی که باید روش حساب باز کنم تنها خداست،وروزهایی که اعتماد کردم ومعجزاتشو دیدم ،اونجا باورم قوی ترشد وبازهم سپردم خداوندا بامن کن وازمن ساز آنچه خود اراده کنی ،ازاسارت نفس رهایم کن تاانجام اراده ات رابهتر توانم
روز شمار روز 17
سلام استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی حرفها استاد درس داشت مهترین چیزیکه فهمیدم این بود رو غیر خدا حساب کنی باختی تنها منبع رزق قدرت جهان هستی خداوند
چقدر این روزها تو این فرکانس هستم که به خداوند قدرت بدیم نه غیر خداوند
تنها منبع رزق خوشبختی خداوند ببینم
به قول قران به ثروتهایی برسیم که غیر الحسابه
اگر میخوایم به جایگاهی برسیم که تمام جهان برای تو فعالیت کنن برای تو کار کنن برا تو پول بسازن فقط خدا
تنها منبع نیروی خوشبختی ثروت رزق فقط فقط الله
ممعنا رب تو قران پرودگار ولی معنا رب صاحب اختیاره بودنه
ما اگه تو ذهنمون به کسی قدرت بدیم اون فرد میتونه منو ثروتمند بکنه به واسطه ارتباطات با همون سرعت هم کوبیده میشن زمین با همون سرعت مشهور میشن با همون سرعت هم نابود میشن اگر تو زندگیمون به هرانچه میخوایم برسیم باید یاد بگیریم منبع رزق جهان هستی فقط خداونده و خداوند از بی نهایت دستانش استفاده میکنه برای کمک کردن به ما
خداوند خودش نمیاد بهمون ثروت بده خداوند بی نهایت دست داره ما نمیتونیم تصور کنیم و معلوم نیست از کدوم دستش کمک کردن استفاده میکنه
وقتی ادم قدرتمند ثروتمند میبینیم ومیگیم این ادم میتونه بهم کمک کنه دارم بقیه دستها خداوند میبندیم
تو ذهنمون اینه این ادمه میتونه کمک کنه اون رئیس بانک میتونه وام بده فلان ادم میتونه برا بچه من کار پیداکنه در واقع دست خداوند میبیندیم
اگه یکی بهمون کمک میکنه در واقع این فرد نیست خدای این فرده داره از این طریق کمک میکنه اگر این ادم بره خداوند از دستان دیگه اش استفاده میکنه کمک میکنه
اگر ما با خداوند یکی بشیم باورهای توحیدیمون تقویت کنیم
اگر تمام مردم جهان بخواهند شمارو بکشن پایین نمیتونن انجام بدن اگر تمام مردم جهان با هم همدست بشن با هم متعهد بشن
بخوان تورو نابود کنن نمیتونن هیچ کس نمیتونه کسی که باور داره به یگانگی خداوند باور داره به روبوبیت الله نمیتونه هیچ کس کاری انجام بده
هم چی برمیگرده به باور همه چی برمیگرده به ایمان تو ذهنمون ادمها کوچیک کنیم کوچیک کردن به معنا بی احترامی نیست کوچیک کردن از لحاظ قدرتی که دارن
وقتی ما خداوند رو باور میکنیم سرمون جلو همه بالاست
این همون خدایی که مورچه رو تو دل خاک رزق روزی میرسونه یک پرنده رو تو اسمون بهش رزق روزی میرسونه این همون خداییه که هرگز نمیخوابه این همون خداییه که هرگز چیزیو فراموش نمیکنه هرگز بنده خودشو فراموش نمیکنه امااگه بندگیشو بکنیم اگه بندگی غیر خدا کردیم همه چیز تموم میشه الهی شکر تو مدار شنیدن این اگاهی بودم و خدا کمکم کنه عمل کنم و خدارو فقط فرمانروا ببینم
سپاسگزارم ازتون استادجان
سلام خداوند هزاران با شکر که دراین صبح زیبا ودلنشین این فایل رو گوش کردم خدارو شکرت که ته وجودم ایمان به خداوند ونوری بر وجودم انداخت وهمه جا رو به چشم زیبای های خداوند می دیدم خدایا تنها قدرت توی چون من طعم قدرت تو در درون خودم رو چشیدم خداوند امروز اگر تضادی هست نمی تواند در برابر قدرت تو دارم بیاورد وقتی روشنای تو باشد جای برای تاریکی نیست خداوند عزت نفسم توی خداوند پول ثروت ماشین اینا هم به خودت نمی توانند احساحس خوشبختی بیاورن جای که تو حضور نداشته باشی گنج قارون هم داشته باشی به دردت نمی خوره فقط با باور به رب که در وجودم ولابه لای ذهنم شکل بگیره من احساحس خوشبختی میکنم خداوند باورهایم درونم رو بر پایه واحساحس ایمان به خیر نیکی آنچان در لابه به لای ذهنم ایجاد کن تا احساسات خوب وشادی آور در درونم عاشقانه شکل بگیرن یارب کمک کن بنده سپاسگزار تو باشم این لیاقت درون خودم می بینم که بنده سپاس گزار توباشم تو که بدون هیچ چشم داشتی همه چیز به بخشیدی خداوند شیطان درونمان رو که هیچ قدرتی نداره نیست نابود بگردان تا به خودت نزدیک بشویم
سلام به همگی
منم اومدم بنویسم با چشمانی اشکی از خوندن کامنت بچه ها ….
به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم….
خدای عزیزم من چند وقته که دارم میشناسمت …قبلا فکر میکردم که با تو آشنا هستم بعد دیدم نه اینطور نیست …
خدای عزیزم راستشو بخوای از وقتی که تنها شدم یعنی نزدیک ترین آدمهای زندگیم که روزی باهاشون خوش و بش داشتم تنهام گذاشتن و به بهانه های واهی ناراحتم کردن .مسخرم کردن .اذیتم کردن .تو رو ببشتر شناختم
الان فهمیدم فقط تو هستی که برام میمونی نه بقیه ….ای خدایی که هیچ وقت نمیخوابی …
به قول اون آهنگه هست محسن چاووشی ..
میگه تو خور و خفت نداری …….
تو زنو جفت نداری ….
خدای عزیزم خلاصه که خیلی وجودت رو در کنار خودم حس میکنم
امروز بعد برگشتن از مسافرت تو راه دیدم انگشترم نیست و چون انگشتری بود که خیلی برام ارزش داشت از لحاظ معنوی ،نه از لحاظ قیمت …. یهو یه لحظه به خودم گفتم خوشبخت جان تو که الان تو راهی و نمیتونی این همه راهو برگردی ….این قضیه رو به حدا بسپر خودش برات پیداش میکنه
دیگه در کمال خونسردی تماس گرفتم با هتل و اونا چند دقیقه ای بعد تماس گرفتن و گفتن بله انگشتر شما زیر تختتون افتاده بود و من خیلی خوشحال شدم خیلی، چون به خدا سپرده بودم
و دیگری اینکه من میخواستم تو محل کارم انتقالی بگیرم، همکارام میگفتن آقای سرمد خیلی سخت گیر هست و اجازه ی همچین کاری رو نمیده
منم پیش خودم نشستم فکر کردم و با خودم گفتم اون هم بنده ی خدا هست و من اول درخواستم رو از خدا کردم …و همزمان حسم رو به ایشون هم خوب کردم و یک سناریو تو ذهنم نوشتم
گفتم الان که برم بهترین برخورد رو با من میکنه
اون آدم کار راه اندازی هست
دستی از دستان خداوند میشه برای اینکه من بتونم به خواستم برسم
و ایشون با من موافقت کرد درحالی که چند نفر دیگه هم از همکارا اومده بودن ولی باهاشون موافقت نشد…
اگر در حالت کلی بخوام بگم
روزی به خداوند گفتم خدایا جوری دستم رو بگیر که انگشت به دهن بمونن خلق
اون کمکم کرد
همسر خوب فرزندان خوب .سلامتی .تیپ و قیافه ی قشنگ .کار عالی .خونه ی خوب و زیبا .ماشین خیلی خوب و گرون .همه چیز .همه چیز بهم دادد
طوری که گاهی از اطرافیانم شنیدم که میگن خوشبخت خیلی زندگیش خوب شده .
خدایا واقعا شکرت اینقدر زیادن که من حتی یادمم نمیاد
ازت ممنونم به خاطر همه چیز دوباره هم اگه موضوعی یادم بیاد میام مینویسم 16.3.1403
به نام خدا که تنها حامیه ماست
الهی ما را به حال خودمون وا مگذار
…..
………
………
چقدر پیش دکترها التماس می کردیم که خودت برای بیمارم یه کاری بکن و خود دکتر یادمه می گفت من کاره ای نیستم از خدا بخواه شفا را . به خدا بگو و کو گوش شنوا ؟!؟!؟!؟!؟!؟!
و این یعنی خود شرک
چقدر دوستی داشتیم که ثروتمند بود و تنها رابطه مون با ایشون این بود که یه روزی یه کاری برامون بکنه و هیچ وقت هم چنین چیزی نشد که نشد که نشد ؟!؟!؟!؟!؟!؟
این خود خود شرکه
رییس بانک چقدر پیشش می رفتم تا به وامی برام درست کنه
چقدر به پدرو مادر محبت می کردم که پدرم به ما کمک کنه و ثروتش را به بده و این خود شرکه
خواهر و برادر هم همین طور
اینها همه شرک محسوب میشود
چقدر به سازمان ها . ارگان ها ایمان داریم که اینها می توانند کار برای ما بیاورند و ثروت شون را به ما بدهند
چقدر شرک
چقدر شرک مخفی
خدایا توبه . توبه . توبه
کل قرآن توحید است
توحید یگانگی الله
هیچ کس نمی تواند به من کمکی کند بغیر از الله مهربانم چون خدای من خدای یکتاست . چون خدای من قادر به تمام کارهایی هست که من دارم
راه برای خدا تعیین نمی کنم.
باور به خداوند رحمان و رحیم بالاترین و والاترین باور است پس باید هر چی که می تونم قدرت بهش بدهم و قدرت را کامل و صد در صد از همه و همه و همه بگیرم و قدرت کامل و تمام را به خودش بدهم
با شنیدن این فایل و فایل سیزده روانشناسی ثروت یک اونقدر خود رب الرباب به من مشتری داد . اونقدر به من نعمت داد همین امروز تاکید می کنم همین امروز
خدایا من آدم هستم . خدایا من انسان هستم و فراموشکار پس تو به بزرگی که داری من بنده را ببخش . در هر لحظه حواست به من بنده باشه .
من می خواهم همیشه در رشد و پیشرفت و ترقی باشم و همیشه صعودی و تصاعدی رشد کنم پس تو می تونی من را همیشه در رشد و رشد و رشد در سود و سود و سود در پیشرفت و پیشرفت و پیشرفت باشم
یار من .ارباب من . رحمان من . وهاب من . خالق من ………
خدایا به من کمک کن تا این فایل را درک کنم چون تو را به اندازه ی مدارم فهمیدم .
خدایا رحمانیان خودت را در من نهادینه کن .
خدایا چقدر به من کمک کرده ای که من اینجا هستم .
خدایا تو همیشه بیداری
من بندگی تو را می کنم و تو هم خدایی کن برام
من باید به آدمهای دیگه احترام بزارم چون اونها تکه ای از تو هستند . چون باید به اونها احترام بزارم تا احترام متقابل دریافت کنم ولی تو می تونی این باورها را در من نگه داری
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده
چقد زیبا چقد زیبا چقد زیبابود
اگر فقط منبع زیبایی ها رو خدا ببینیم این همه نگرانی دیگه چیه؟این همه حس بد از کجا بیاد؟کسی که تمام قدرت رو به خدا بده ترس براش معنا داره؟
کاش این باور جزیی از وجودم بشه
فکر کن،کسی که کامل رهاکرده و سپرده دست خدا هیییچچیزی نمیتونه غمکینظ کنه هیچ چیز مضطربش نمیکنه
فکر کن فاطمه
یعنی به ازای تک تک احساس غمهات ناراحتیات اضطرابات به ازای تک تکشون داری کفر میگی
داری قدرت رو بدست دیگری میدی
اصلا اضطراب خودش کفره،میدونی؟
فاطمه یه لحظه نگاه کن به خودت….چقد تمام وجودت چقد تکتک سلولهات به رهاشدن احتیاج دارن به تکیه کردن،چرا سوار دوش خدا نمیشی….چرا انقد داری تلاش میکنی و دست و پامیزنی
چرا اعتماد نمیکنی بهش
خداوندا از تو از اعماق وجودم میخام کمکم کنی هرروز توحیدی تر از روز قبلم بشم
حالا میفهمم چرا همه از این فایل میگن ،من هم باید بارها و بارها گوش بدم این فایلو،یکی از توحیدی ترین فایلای این سایته ارزشمنده
امشب شب هفدهم چله2من