این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت استاد و همه ی دوستان . خواسته باشم خلاصه عرض کنم همونطور که میدونید عامل بدبختی انسان شرک و عامل خوشبختی انسان توحید به رب العالمین است.( سوره الرحمن ایه19،20،21،22 امده است. دودریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند20- اما میان ان دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمیکنند21- پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار میکنید22- از ان دو مروارید و مرجان خارج میشود.) سوره القارعه ایات اول تا پنجم. ( ان حادثه کوبنده. چه حادثه کوبنده ای و تو چه میدانی که حادثه کوبنده چیست روزی که مردم مانند پروانه های پراکنده به هر سو میدوند و کوه ها مانند پشم های زده باشند.) ایا میدانستید که؟ در صورتی که زمین در مسیر یک سیاه چاله قرار بگیرد، ماگما سطح زمین را زرد رنگ خواهد کرد و سپس انسان ها و ذرات کوه ها مانند پنبه در هوا به سمت سیاهچاله شناور خواهند شد) این موضوعات شدیدا در تقویت باور های توحیدی و قدرت رب تاثیر گذار است، دوست داشتم این گفته ها را با دوستان در میان بگذارم.
من از وقتی این فایل رو گوش دادم واقعا در رفتارهایم ، در حساب بازکردن هایم روی دیگران تجدیدنظر کردم البته من قبل از این فایل هم خیلی وقت ها معتقدبودم من از کسی نباید بخواهم برآیم کاری کند و بیشتر روی خودم حساب کنم ولی بدلیل اینکه اطرافیانم این باور رو نداشتن باورهای اینها بر من تاثیر میگذاشت .
خیلی از وقت ها که روی دیگران حالا به خاطر سمت بالا یا ثروت فراوان که حساب میگردم احساس بدی به خودم پیدا میگردم احساس میکردم که با این کار خودم را ضعیف می کنم و خودم را به دیگران وابسته می کنم .
واقعا خوشحالمی که فرصتی داشتم که این فایل رو بارها گوش بدهم ، با خودم فکر کنم که پروردگار چه توانایی های فوق العادهم ای به من عطا کرده ، با خودم فکرکردم از این به بعد در مقابل مدیرم یا اگر اداره ای میروم در مقابل مدیراداره خودم را دست کم ، کم قدرت نگیرم و به ضعیف بودنم پایان دهم .
یادگرفتم نه فقط در نماز بلکه در زندگی ام بیشتر روی پروردگار، روی قدرتش ،روی محبتش ، روی روزی رسان بودنش ، روی تکیه گاه بودنش ،روی عزیزبودنش بیشتر توجه کنم تا اینکه روی قدرت ناچیز ، ثروت ظاهری دیگران حساب کنم و خودم را از رحمت گسترده دور کنم.
یادگرفتم از او بخواهم ، بیشتر از او بخواهم که خودش منبع قدرت و ثروت است ، یادگرفتم در درون خودم پروردگارم را جستجو کنم چون باور دارم هر لحظه درونم جاری است و مرا هدایت می کند .
من همیشه رو آدما حساب میکردم و توقع من از آدما بود هنوز هم تا مقدار ناچیزى اینطورى هستم ولى پیشرفت چشمگیرى داشتم و خودم دارم حس میکنم و خیلى جالبه برام وقتى رو باورم به طور مثال همین که باید رو خدا حساب کرد برام اتفاقاتی میوفته که باید تغییر باور بدم
من شاغل هستم و صبحها که از خواب بلند میشم صبحم را با شنیدن فایلهاى صوتى شما شروع میکنم اتفاقى که در محل کارم رخ داد این بود که ما همکارا همه با هم دوست هستیم و مدیر یت داخلى بر عهده منه ،رئیس به من گفت از دست فلان پرسنل ناراحت هست و براش مهم نیست که از کار برکنار بشه و به من محول کرد که تمام شرح وظایفش را یاد آور بشم (قابل ذکر مجدد که ما محیطى صمیمی داریم )و به هم کمک میکنیم
تا اینکه من بعد از إتمام کارمون اعتراض رو به پرسنل انتقال دادم و من چون جایگاه خودم رو میدونم وخیلى غیر مستقیم گوشزد میکنم در ز کمقابل این همکار گفت نه مهم نیست تو و رئیس یکى هستید و من حرف تو رو به دیده منت قبول دارم و مجددا فرداى اون روز مجددا به من گفت بهش بگو این کارو بکنه اون کار رو بکنه وغیره وغیره من هم انتقال دادم من خیلى شخصى بهش گفتم و اون استقبال کرد ولى لحظه اى از در اومد داخل موضع اون عوض شد و خیلى عصبانى بود وگفت من میرم و دیگه اینجا کار نمیکنم ، همه متعجب شدن و رئیس ناراحت شد و گفت نباید بهش میگفتى تا من جایگزین میکردم نیرو میاوردم .من انقد متعجب شدم وحیرت زده شدم،خیلى با من بد صحبت کرد ومن رو مقصر دونست،و در نهایت چون اون آدم قرار داد داشت و مسئولیت کلید دست اون بود به من گفته شد با اون شخص تماس بگیرم براى فصخ قرار داد و پَس دادن کلید ،و من تماس گرفتم و اون شخص بعد از ١ الى ٢ ساعت برگشت و همه همکارا رفتن و با اون صحبت کردن که از رفتن منصرف بشه ،بعد از یه جلسه که همکارا گذاشتن مشخص شد که اون شخص دوست نداشته من بهش تذکر بدم وگفته بوده من فقط از رئیس حرف شنوى دارم و همکارا بهم گفتن تمام مسئلش این بوده که تو بد صحبت کردى در صورتیکه اول کار از دست رئیس ناراحت بوده که تو جمع باهاش برخورد کرده
سرتون رو درد آوردم
میخواستم بگم اگر آدم 4 ماه پیش بودم از کوره در میرفتم و برخورد میکردم چون از دو طرف هم رئیس هم پرسنل بهم یه حرف دیگه گفتن و باز خوردش چیز دیگه بود ولى از اونجایى که این فایل حساب کردن رو خدا رو توضیح داده
من سکوت کردم وفقط تصمیم گرفتم رفتارم رو با اون آدم عوض کنم
و تا بعد از ظهر تمام همکاران من به دفاع از من با اون آدم صحبت کردن ،من واقعا دلم شکسته بود وقتى فقط رو خدا حساب کنم اون دست خدا که دوستام بودن به پشتیبانیم به اون آدم گله کردن
البته اصلا برام مهم نبود اگر این اتفاق هم نمیفتاد چون این انفاقات پُر از درس و دیدگاه جدید هست برام
مطلبی که در مورد تعهد بی مذاکره نکته هر روز فرمودید منو واداشت تااز همین روز شروع کنم و روزهای قبل رو هم از ابتدا شروع کنم و نکاتی که یاد گرفتم رو بنویسم.
اما این فایل به گمانم اولین فایلی بود که از استاد شنیدم و بس متحول کننده. فایلی که از شنیدنش سیر نمیشم و هر بار که گوشش میدن خدا رو شکر میکنم که از شرک پنهان بیرون اومدم و در مسیر یکتاپرستی قرار گرفتم.
مسیری که سالهاست در جستجویش بودم و بودن در مسیر اساتید دیگر انگار سرپتزلش اینجا بود.
مسیری که ترسهام رو دور کرد و ایمانم رو به خدایم قویتر کرد. نمیگم الان ترسی ندارم و ایمانم خیلی قویه اما وقتی با همین سال گذشته ام خودم رو مقایسه میکنم واقعا تفاوت از زمین تا آسمانه. از بیرون شاید هنوز چیزی خیلی تغییر نکرده اما درونم میدونه که چقدر همه چی عوض شده.
استاد عزیز به خاطر همه آگاهی هایی که با ما به اشتراک میگذارید سپاس?، عزیز دل استاد به خاطر متنهای فوق العاده اتون ممنون?؛ خانم شایسته عزیز به خاطر مقاله های عالیتون که به درک بهتر قوانین کمک میکنه سپاس?
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربان و دوستانم در خانواده صمیمی عباس منش
در هفدهمین روز این سفر پر برکت
فقط روی خدا حساب کن
این فایل جزو اولین فایل هایی بود که دیده بودم که واقعا مسیر زندگی ام رو دگرگون کرد و باعث شد خدا رو جور دیگه ای بشناسم که هر چی در مورد این موضوع بگم کم گفتم،
خلاصه بگم باعث شد که با ایمان و توکلی که در من شکل گرفت به شهر دیگه ای مهاجرت کنم، دوستانی بودند در شهر جدید ولی کمکی ازشون ندیدم و گفتم ایرادی ندارد و خداوند موقعیت های بهتری برایم فراهم میکنه و همین هم شد، خانه ای با قیمت مناسب تهیه کردم مشغول به کار شدم دوستان جدید پیدا کردم، الان نگرانی ای از آینده ندارم چون میگم خدا کمکم میکنه و منو به مسیر های درست، مسیر کسانی که بهشون نعمت داده هدایت میکنه.
هربار که به خداوند به لطف و رحمتی که به من داشته و منو تا اینجا اورده فکر میکنم ناخودآگاه اشک تو چشام جمع میشه، در صورتی که قبل آشنایی با استاد اصلا این باورها نبود اگرم بوده ضعیف و با تردید بوده ولی روز به روز داره ایمانم به خداوند بیشتر میشه و امید و ایمان و عشق جای نگرانی و ترس و نفرت رو گرفته.
من از دیروز که افتخار ثبت دیدگاه در سایت پیدا کردم به معجزاتی دست پیدا کردم که نیت کردم هر روز بیام بنویسم استادم چند وقت پیش خوابتون دیدم توی یکی از جلسات سخنرانی تون بودم برگشتید و به من گفتید توچشمات موفقیت رو میبینیم و فهمیدم مسیرم رو درست انتخاب کردم ولی تنبلی نگذاشت تا دیروز که هدایت شدم و تعهد نامه م رو نوشتم و تمرینهای دوست داشتنیمو شروع کردم با آرزوی بهترینها برای همه ….
وقتی بر روی صفحه روز ۱۷ ام سفرنامه زدم تا مثل بقیه روزا اول متن خانم شایسته را بخوانم انگار این متن برایم آشناتر بود و طرز فکر خودم را نوشته بود،این طرز فکر آشنا را در یکی دیگر از نظرات سایت در جایی دیگر خواندم و چقدر افکار بانوان این سایت شبیه افکار خودم هستن
روح منم همیشه از افکار تکراری دیگر دختران متفاوت بود و مثل بقیه دخترانی ک میدیدم و میشناختمشان نگران لباس آن چنانی برای فلان مراسم نبودم تا چشم درآورم و چند ماه مانده ب مراسم استرس چی بپوشم ک همه دهن باز بمانند نداشتم و یا اهل آرایش و دنبال آرایشگاه گران رفتن نبودم،دغدغه ام فقط این نبود ک با خانواده ای پولدار وصلت کنم ک از فلان داماد فامیل سرتر باشد تا رویشان کم شود و کارم فقط خانه داری باشد در خانه این فرد(با این تفکر ک کار دیگری از من برنمی آید جز این) و این تنها کاری نبود ک برای خودم هدف و آرزو بدانم یا خیلی از این داستانهای بی مورد
همیشه روحم تعالی را فریاد میزد و در درونم همیشه ندایی میگفت ب فکر رشد باش و خدایت را پیدا کن چرا ک دنبال چشم این و ان دراوردن بودن هدف نیست و مثل بقیه دخترانی ک میشناسی دنبال دامادی سرتر از دامادهای فامیل بودن خوشبختی نیست ب جای اینها خودت و ارزشمندی خودت را پیدا کن و مغلوب نجواهایی از درون و بیرون نباش ک میگوید دختر فقط خانه داری چرا ک در درگه خداوند همه یکی هستند و نوع انسان باید دنبال پیشرفت و تعالی باشد و هرازگاهی ک میخواستم از خدا گله کنم ک چرا بانوان این همه ضعف و محدودیت دارند روحم بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه کبری (س) را برایم مثال می آورد ک مگر او در جامعه ای با اوج جهالت و بدرفتاری با زنان،زنی نبود ک تاریخ ساز شد و من ارادتی ب این اولین بانوی مسلمان دارم.
(هرچند تعداد بانوان محدودی ک میبینم در اطرافم خیلی خیلی زیاد است و این نجواها هرازگاهی انرژی ازم میگیرد)
چقدر روحم مشتاق و تشنه حرفهای نابی است ک این جا زده میشود و چقدر حرفهای استاد متفاوت است با حرفهایی ک تا حالا میشنیدم و چقدر حال و هوای معنوی و خدایی دارد.
خداوندا از اینکه ب این مسیر زیبا و این صراه مستقیم هدایت شدم همیشه سپاسگزار خواهم بود.
استاد گلم(ک دستی هستی از دستان خداوندم) ممنونم بابت همه تعلیمات و آموزشها
بسمه تعالی
سلام بر شما می خوام از آقای عباس منش تشکر کنم چون این فایلشون عالی بود خداوند بر توفیقاتشون بیفزاید
التماس دعا
خدایا شکرت
با سلام خدمت استاد و همه ی دوستان . خواسته باشم خلاصه عرض کنم همونطور که میدونید عامل بدبختی انسان شرک و عامل خوشبختی انسان توحید به رب العالمین است.( سوره الرحمن ایه19،20،21،22 امده است. دودریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند20- اما میان ان دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمیکنند21- پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار میکنید22- از ان دو مروارید و مرجان خارج میشود.) سوره القارعه ایات اول تا پنجم. ( ان حادثه کوبنده. چه حادثه کوبنده ای و تو چه میدانی که حادثه کوبنده چیست روزی که مردم مانند پروانه های پراکنده به هر سو میدوند و کوه ها مانند پشم های زده باشند.) ایا میدانستید که؟ در صورتی که زمین در مسیر یک سیاه چاله قرار بگیرد، ماگما سطح زمین را زرد رنگ خواهد کرد و سپس انسان ها و ذرات کوه ها مانند پنبه در هوا به سمت سیاهچاله شناور خواهند شد) این موضوعات شدیدا در تقویت باور های توحیدی و قدرت رب تاثیر گذار است، دوست داشتم این گفته ها را با دوستان در میان بگذارم.
با سلام به دوستان و استاد عزیز
من از وقتی این فایل رو گوش دادم واقعا در رفتارهایم ، در حساب بازکردن هایم روی دیگران تجدیدنظر کردم البته من قبل از این فایل هم خیلی وقت ها معتقدبودم من از کسی نباید بخواهم برآیم کاری کند و بیشتر روی خودم حساب کنم ولی بدلیل اینکه اطرافیانم این باور رو نداشتن باورهای اینها بر من تاثیر میگذاشت .
خیلی از وقت ها که روی دیگران حالا به خاطر سمت بالا یا ثروت فراوان که حساب میگردم احساس بدی به خودم پیدا میگردم احساس میکردم که با این کار خودم را ضعیف می کنم و خودم را به دیگران وابسته می کنم .
واقعا خوشحالمی که فرصتی داشتم که این فایل رو بارها گوش بدهم ، با خودم فکر کنم که پروردگار چه توانایی های فوق العادهم ای به من عطا کرده ، با خودم فکرکردم از این به بعد در مقابل مدیرم یا اگر اداره ای میروم در مقابل مدیراداره خودم را دست کم ، کم قدرت نگیرم و به ضعیف بودنم پایان دهم .
یادگرفتم نه فقط در نماز بلکه در زندگی ام بیشتر روی پروردگار، روی قدرتش ،روی محبتش ، روی روزی رسان بودنش ، روی تکیه گاه بودنش ،روی عزیزبودنش بیشتر توجه کنم تا اینکه روی قدرت ناچیز ، ثروت ظاهری دیگران حساب کنم و خودم را از رحمت گسترده دور کنم.
یادگرفتم از او بخواهم ، بیشتر از او بخواهم که خودش منبع قدرت و ثروت است ، یادگرفتم در درون خودم پروردگارم را جستجو کنم چون باور دارم هر لحظه درونم جاری است و مرا هدایت می کند .
شاد و موفق باشین .
سلام آقاى عباسمنش استاد گرانقدرم
من حدودا ٢ ماه گذشته این فایل رو گوش کردم
و خیلى تأثیر گزار بود برام
من همیشه رو آدما حساب میکردم و توقع من از آدما بود هنوز هم تا مقدار ناچیزى اینطورى هستم ولى پیشرفت چشمگیرى داشتم و خودم دارم حس میکنم و خیلى جالبه برام وقتى رو باورم به طور مثال همین که باید رو خدا حساب کرد برام اتفاقاتی میوفته که باید تغییر باور بدم
من شاغل هستم و صبحها که از خواب بلند میشم صبحم را با شنیدن فایلهاى صوتى شما شروع میکنم اتفاقى که در محل کارم رخ داد این بود که ما همکارا همه با هم دوست هستیم و مدیر یت داخلى بر عهده منه ،رئیس به من گفت از دست فلان پرسنل ناراحت هست و براش مهم نیست که از کار برکنار بشه و به من محول کرد که تمام شرح وظایفش را یاد آور بشم (قابل ذکر مجدد که ما محیطى صمیمی داریم )و به هم کمک میکنیم
تا اینکه من بعد از إتمام کارمون اعتراض رو به پرسنل انتقال دادم و من چون جایگاه خودم رو میدونم وخیلى غیر مستقیم گوشزد میکنم در ز کمقابل این همکار گفت نه مهم نیست تو و رئیس یکى هستید و من حرف تو رو به دیده منت قبول دارم و مجددا فرداى اون روز مجددا به من گفت بهش بگو این کارو بکنه اون کار رو بکنه وغیره وغیره من هم انتقال دادم من خیلى شخصى بهش گفتم و اون استقبال کرد ولى لحظه اى از در اومد داخل موضع اون عوض شد و خیلى عصبانى بود وگفت من میرم و دیگه اینجا کار نمیکنم ، همه متعجب شدن و رئیس ناراحت شد و گفت نباید بهش میگفتى تا من جایگزین میکردم نیرو میاوردم .من انقد متعجب شدم وحیرت زده شدم،خیلى با من بد صحبت کرد ومن رو مقصر دونست،و در نهایت چون اون آدم قرار داد داشت و مسئولیت کلید دست اون بود به من گفته شد با اون شخص تماس بگیرم براى فصخ قرار داد و پَس دادن کلید ،و من تماس گرفتم و اون شخص بعد از ١ الى ٢ ساعت برگشت و همه همکارا رفتن و با اون صحبت کردن که از رفتن منصرف بشه ،بعد از یه جلسه که همکارا گذاشتن مشخص شد که اون شخص دوست نداشته من بهش تذکر بدم وگفته بوده من فقط از رئیس حرف شنوى دارم و همکارا بهم گفتن تمام مسئلش این بوده که تو بد صحبت کردى در صورتیکه اول کار از دست رئیس ناراحت بوده که تو جمع باهاش برخورد کرده
سرتون رو درد آوردم
میخواستم بگم اگر آدم 4 ماه پیش بودم از کوره در میرفتم و برخورد میکردم چون از دو طرف هم رئیس هم پرسنل بهم یه حرف دیگه گفتن و باز خوردش چیز دیگه بود ولى از اونجایى که این فایل حساب کردن رو خدا رو توضیح داده
من سکوت کردم وفقط تصمیم گرفتم رفتارم رو با اون آدم عوض کنم
و تا بعد از ظهر تمام همکاران من به دفاع از من با اون آدم صحبت کردن ،من واقعا دلم شکسته بود وقتى فقط رو خدا حساب کنم اون دست خدا که دوستام بودن به پشتیبانیم به اون آدم گله کردن
البته اصلا برام مهم نبود اگر این اتفاق هم نمیفتاد چون این انفاقات پُر از درس و دیدگاه جدید هست برام
ولى جالب بود همه حمایتم کردن
واقعا فقط باید روى الله حساب کرد
متشکرم از استاد عزیزم
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
مطلبی که در مورد تعهد بی مذاکره نکته هر روز فرمودید منو واداشت تااز همین روز شروع کنم و روزهای قبل رو هم از ابتدا شروع کنم و نکاتی که یاد گرفتم رو بنویسم.
اما این فایل به گمانم اولین فایلی بود که از استاد شنیدم و بس متحول کننده. فایلی که از شنیدنش سیر نمیشم و هر بار که گوشش میدن خدا رو شکر میکنم که از شرک پنهان بیرون اومدم و در مسیر یکتاپرستی قرار گرفتم.
مسیری که سالهاست در جستجویش بودم و بودن در مسیر اساتید دیگر انگار سرپتزلش اینجا بود.
مسیری که ترسهام رو دور کرد و ایمانم رو به خدایم قویتر کرد. نمیگم الان ترسی ندارم و ایمانم خیلی قویه اما وقتی با همین سال گذشته ام خودم رو مقایسه میکنم واقعا تفاوت از زمین تا آسمانه. از بیرون شاید هنوز چیزی خیلی تغییر نکرده اما درونم میدونه که چقدر همه چی عوض شده.
استاد عزیز به خاطر همه آگاهی هایی که با ما به اشتراک میگذارید سپاس?، عزیز دل استاد به خاطر متنهای فوق العاده اتون ممنون?؛ خانم شایسته عزیز به خاطر مقاله های عالیتون که به درک بهتر قوانین کمک میکنه سپاس?
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربان و دوستانم در خانواده صمیمی عباس منش
در هفدهمین روز این سفر پر برکت
فقط روی خدا حساب کن
این فایل جزو اولین فایل هایی بود که دیده بودم که واقعا مسیر زندگی ام رو دگرگون کرد و باعث شد خدا رو جور دیگه ای بشناسم که هر چی در مورد این موضوع بگم کم گفتم،
خلاصه بگم باعث شد که با ایمان و توکلی که در من شکل گرفت به شهر دیگه ای مهاجرت کنم، دوستانی بودند در شهر جدید ولی کمکی ازشون ندیدم و گفتم ایرادی ندارد و خداوند موقعیت های بهتری برایم فراهم میکنه و همین هم شد، خانه ای با قیمت مناسب تهیه کردم مشغول به کار شدم دوستان جدید پیدا کردم، الان نگرانی ای از آینده ندارم چون میگم خدا کمکم میکنه و منو به مسیر های درست، مسیر کسانی که بهشون نعمت داده هدایت میکنه.
هربار که به خداوند به لطف و رحمتی که به من داشته و منو تا اینجا اورده فکر میکنم ناخودآگاه اشک تو چشام جمع میشه، در صورتی که قبل آشنایی با استاد اصلا این باورها نبود اگرم بوده ضعیف و با تردید بوده ولی روز به روز داره ایمانم به خداوند بیشتر میشه و امید و ایمان و عشق جای نگرانی و ترس و نفرت رو گرفته.
خداوندا شکرت که در این مسیرم.
عاشقتم استاد
قدرت تنها و تنها دست خداست
این عالی ترین جمله ای بود که میشد شنید
هیچ بنده ای قدرت خدارو نداره
وقتی همون بنده قدرتشو از خدا میگیره ما چطوری میتونیم قدرتمومو از اون بنده بگیریم؟؟
وقتی همون بنده به هر جاییکه رسیده فقط و فقط به کمک خدا بوده ما چطوری میتونیم به اون بنده تکیه کنیم؟؟ اون که از خودش هیج قدرتی نداره
وااااو الان فهمیدم چرا نباید به دیگران تکیه کرد!!!
وااای این نوشتن چقد خوبهااا
تا دو مین پیش اصلا اینا نتیجه گیریام نبود الان که نوشتم اینا اومدن تو ذهنم!!?
با سلام خدمت استاد بزرگم و خانواده صمیمی عباسمنش
من از دیروز که افتخار ثبت دیدگاه در سایت پیدا کردم به معجزاتی دست پیدا کردم که نیت کردم هر روز بیام بنویسم استادم چند وقت پیش خوابتون دیدم توی یکی از جلسات سخنرانی تون بودم برگشتید و به من گفتید توچشمات موفقیت رو میبینیم و فهمیدم مسیرم رو درست انتخاب کردم ولی تنبلی نگذاشت تا دیروز که هدایت شدم و تعهد نامه م رو نوشتم و تمرینهای دوست داشتنیمو شروع کردم با آرزوی بهترینها برای همه ….
سلام ب استاد عزیزم و خانم مریم شایسته گلم
وقتی بر روی صفحه روز ۱۷ ام سفرنامه زدم تا مثل بقیه روزا اول متن خانم شایسته را بخوانم انگار این متن برایم آشناتر بود و طرز فکر خودم را نوشته بود،این طرز فکر آشنا را در یکی دیگر از نظرات سایت در جایی دیگر خواندم و چقدر افکار بانوان این سایت شبیه افکار خودم هستن
روح منم همیشه از افکار تکراری دیگر دختران متفاوت بود و مثل بقیه دخترانی ک میدیدم و میشناختمشان نگران لباس آن چنانی برای فلان مراسم نبودم تا چشم درآورم و چند ماه مانده ب مراسم استرس چی بپوشم ک همه دهن باز بمانند نداشتم و یا اهل آرایش و دنبال آرایشگاه گران رفتن نبودم،دغدغه ام فقط این نبود ک با خانواده ای پولدار وصلت کنم ک از فلان داماد فامیل سرتر باشد تا رویشان کم شود و کارم فقط خانه داری باشد در خانه این فرد(با این تفکر ک کار دیگری از من برنمی آید جز این) و این تنها کاری نبود ک برای خودم هدف و آرزو بدانم یا خیلی از این داستانهای بی مورد
همیشه روحم تعالی را فریاد میزد و در درونم همیشه ندایی میگفت ب فکر رشد باش و خدایت را پیدا کن چرا ک دنبال چشم این و ان دراوردن بودن هدف نیست و مثل بقیه دخترانی ک میشناسی دنبال دامادی سرتر از دامادهای فامیل بودن خوشبختی نیست ب جای اینها خودت و ارزشمندی خودت را پیدا کن و مغلوب نجواهایی از درون و بیرون نباش ک میگوید دختر فقط خانه داری چرا ک در درگه خداوند همه یکی هستند و نوع انسان باید دنبال پیشرفت و تعالی باشد و هرازگاهی ک میخواستم از خدا گله کنم ک چرا بانوان این همه ضعف و محدودیت دارند روحم بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه کبری (س) را برایم مثال می آورد ک مگر او در جامعه ای با اوج جهالت و بدرفتاری با زنان،زنی نبود ک تاریخ ساز شد و من ارادتی ب این اولین بانوی مسلمان دارم.
(هرچند تعداد بانوان محدودی ک میبینم در اطرافم خیلی خیلی زیاد است و این نجواها هرازگاهی انرژی ازم میگیرد)
چقدر روحم مشتاق و تشنه حرفهای نابی است ک این جا زده میشود و چقدر حرفهای استاد متفاوت است با حرفهایی ک تا حالا میشنیدم و چقدر حال و هوای معنوی و خدایی دارد.
خداوندا از اینکه ب این مسیر زیبا و این صراه مستقیم هدایت شدم همیشه سپاسگزار خواهم بود.
استاد گلم(ک دستی هستی از دستان خداوندم) ممنونم بابت همه تعلیمات و آموزشها
و همینطور سپاسگزارم بابت طرح این سفرنامه
ارادتمند شما
سلام بر خواهر نازنین عباس منشی ام 🌸
لیلای عزیزم 🌼
خدا رو شکر می کنم که مسیری که می خواستی را پیدا کردی 🙏
قطعا خداوند همیشه اجابت کننده ی درخواست های ماست و ما را به مسیرهای عالی و درست رشد و تعالی هدایت می کنه.
تحسین ت می کنم برای این شروع و بودن در این مسیر 👏
تحسین ت می کنم برای تفاوت اندیشه ت و تلاش ت برای دیدن از نگاه دریچه ی روح. 👏
از خداوند می خوام تا ما را به مدار درک آگاهی های بیشتر و عمل بهتر به این آگاهی های ناب هدایت کنه 🙏 🌸
…
دوستت دارم ❤️
خداوند عاشق توست ❤️
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ب شما خواهر گلم نرگس پرورش خوب و مهربانم
خداروشکر میکنم ک عضو این خانواده ام و در این جمع هستم
از شما دوست و خواهر گرامی ام بی نهایت سپاسگزارم و از کامنت تان انرژی گرفتم
امیدوارم در این مسیر عالی شاگرد ممتاز باشیم