این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/08/abasmanesh-6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-08-29 06:05:102025-08-29 06:05:59سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250
366نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چه جاده سرسبزوقشنگی یه سری درخت هابرگ هاشون نارنجی بود نارنجی خیلی انرژی زیادی داره وحس خوبی بهم میده خصوصاوقتی نورلابه لای درخت هاموج میزنه دیوونه کننده میشه اون فضا
ودریاچه بزرگی که دورتادورش سنگ های خوش رنگ قهوه ای ونارنجی بوددوباره حسم بهترشد میخواستم اینواخرفایل بگم چون اخرای فایل بوداون کباب هااا واقعادلموبرد بوشو حس کردم منم مثل استادعاشق کباب کوبیده ام خصوصابوشوخیلی دوس دارم وبادوغ خیلی میچسبه
نوش جونتون باشه وچه دوستای فوق العاده ای دارن استادهرجامیرن باعشق همیاری میکنن استادجان رو
ایشالاخداحفظشون کنه
کله پاچه هم خوشمزه هستش البته قبلادوس نداشتم خصوصا زبونش رو میگفتم من نمیخوام علف خورده ولی الان زبونش روبیشترازسایراعضای کله پاچه دوس دارم
درموردتخم مرغ هم وقتی به این فکرمیکردم ازکجااومده بیرون ومعلوم نیست چه غذایی میخوره منظورم تخم مرغ های محلی بود اشتیاقم به غذاکم میشد چون یه باردیدم ازنزدیک میگفتم یعنی ایناواردبدن مامیشن ازشون زده میشدم
ولی الان همه ی اینارودوس میدارم به غیرازچربی گوسفندو..
تاحالاطاووس ازنزدیک ندیدم شایدم دیده باشم ولس یادم نیس چه برسه به این همه طاووس که چقدرفراوون بود وقتی بازمیکنه پرش رو ازتناسب دقت نظم ورنگ هاش شگفت زده میشی که خدا چقدرزیباست چقدربزرگ وبهترین نقاش دنیاس
وهمه ی نقاش ها ازاین نقاش بزرگ تقلبدمیکنن
ابن فایل خیلی متنوع بود تمام موضوعات دربرمیگرفت غذا طبیعت پرنده رقص مزرعه توت فرنگی ودوستان فوق العاده استادوخلاصه همه چی
ووقتی این فایل میدیدم همون لحظه معحزشودیدم که شب رفتیم پارک دعوت شدم کلی بهم خوش گذشت غذای خوشمزه هوای خنک خنده وشادی یه عالمه بچه های کوچولووهمینطورسگ دیدم که دیدنش خیلی شادی بخش سرگرم کننده بود وبایه حس خوب اومدم خونه وشب باارامش وحال خوب به خواب رفتم
سپاس گزارم ازاستاد عزیزم وخانم شایسته مهربون بخاطراین فایل های فوق العاده واگاهی بخش وهمه ی دوستان عزیزسایت که دوستای مجازیم هستن و ازخوندن کامنت هاشون الهام ودرس میگیرم
چقدر اول وقتی وارد شهر میشدیم فراوانی و زیبایی آپارتمانها بود و من فکر کردم در هر واحد 0ند نفر و هر آپارتمان چندین خانواده و امکانات خانه میتونه باشه و چقدر فراوانی هست خدایا هزاران بار شکر
وارد مناطق ویلایی میشویم خانه های ویلایی و زیبا و جاده زیبا خدایا هزاران مرتبه شکر
و از آنجا خدای من وارد شهر یا منطقه که طاوس ها آزادانه حرکت میکردند خیلی خیلی بینظیر بود
چقدر جهان بزرگ و تنوع داره که حتی به ذهن هم نمیرسه
وقتی طاوس آزاد جلو خانه قدم میزد یا اون طاوس داشت از پله های سنگی بالا میرفت
تو باغ بودند خیلی زیبا بود خدایا هزاران مرتبه شکر
اون طاوس سفید جلو پارکینگ خانه چقدر زیبا بود
خدایا شکرت بابت دیدن گوشه ای از زیبایی های جهان
جاده زیبای ساحلی هم بینظیر بود خدایا شکرت
چقدر عالی داشتند موج سواری میکردند و چقدر آرام بودند و من بابت تک تک صحنه ها و زیبایی های فایل سپاسگزارم
خدا سرد است تعدادی آتش روشن کرده اند و عده ای کاپشن
خدایا من چطور عده ای دار حال موج سواری هستند
سردم شد
و تحسین کردم این سلیقه های متفاوت و آزاد و رها که هر گونه میخواد هر کس زندگی میکند و نگاه دیگران اهمیت ندارد خدایا شکرت
استاد لذت تفریح با دوستان و دیدن شهر دوم پر طاوس هم زیبا بود
چقدر خوبه و تحسین میکنم دورهمی های دوستانه پر انرژی و حرفهای خوب
استاد سالن رقص یا به عبارتی ورزش رقص هم عالی بود و چقدر از آنها روسری های پولکی دور باسن پوشیده بودند و چقدر عالی آموزش میداد استادشون
خیلی عالی بود
فایلی زیبا و سراسر زیبایی و متنوع بود استاد سپاسگزارم
من 1سال پیش، یه سری مسائل جسمی داشتم، اومدم به قانون سلامتی عمل کردم حدود 2.5 ماه.
از بچگی با خوردن گوشت و چربی مشکل داشتم و این هیچ ربطی به باورهام نداشته.
هیچ باور خرابی از گوشت و چربی اینا نداشتم در بچگی. یهو متوجه شدم وقتی گوشت میخورم دچار یه حالتهایی میشم.
و بخاطر همین کم میخوردم.
ولی تو دوره قانون سلامتی گفتن تمامی مشکلات از قندو کربوهیدراته نه گوشت و چربی.
با خودم فکر کردم شاید من اینهمه سال اشتباه فکر میکردم و کربوهیدراتهایی که همراه گوشت میخوردم مثل نان و برنج و… حالمو بد میکرده نه گوشت
و من با تمام وجودم حرفای اقای عباسمنش رو باور کردم و شروع کردم بهش عمل کردم
اوایل یه سری بهبودیها رخ داد و من تو ذهنم حرفای ایشون رو تایید کردم گفتم درست میگن و به این شیوه ادامه دادم
اما به مرور مشکلاتی برام پیش اومد که هی بزرگتر میشد.
من فکر میکردم بدنم هنوز آداپته نشده با فرایند کتو، و به مرور درست میشه.
و خوشحااااال ادامه دادم.
اما در نهایت ترکیدم.
الان 1سال هست درگیرم
نمیخوام بنویسم به چه مشکلاتی دچار شدم، اما در همین حد بگم که از مرگ برگشتم.
بیمارستان بستری شدم و…
الان برای زنده موندن هر ماه 30-40 میلیون داروهای خارجی و داروهای با فناوری نانو میخورم
نه تنها اون بهبودیهای کوچیک از بین رفت و به حالت قبل برگشت، الان مشکلات زیادی پیدا کردم
هنوز به روال عادی زندگی برنگشتم.
روی باورهام کار میکنم. باورهای خیلی قوی در مورد سلامتی ساختم
اما همیشه تهش ذهنم میگه الان قندو کربو خوردی، میره تو بدنت فلان میشه و نمیزاره خوب بشی. دردهای مفاصلی شدیدی گرفتم الان که زندگیم مختل شده و همش ذهنم میگه بخاطر نونه، بخاطر میوست.
با احساس بد غذا میخورم
با گوشت و چربی که مشکل داشتم، الان کربو و قند هم اضافه شده.
به غذا احساسم بده.
هیچی نمیتونم بخورم
بعد کتو دچار کاهش وزن شدید شدم از 53 شدم 43 و هنوز لاغرم.
همش یاد حرفای اقای عباسمنش میفتم که گفت هرکی داره قندوکربو میخوره، الان مریض نشه 10 سال دیگه 20 سال دیگه 30 سال دیگه مریض میشه
و بعد ذهنم میگه خب واسه تو از الان شروع شده
الان کلی بیماری دارم
یه سری از قبل بود
یه سری بخاطر خوردن گوشت و چربی زیاد ایجاد شد
یه سری بهم جدیدا ایجاد شده بخاطر باورهایی که اقای عباسمنش در مورد قندوکربو بهمون گفته.
دوستان خواهش میکنم کمکم کنید
خیلی باورهام خراب شده و1 ساله زندگی نکردم.
بارها ارزوی مرگ کردم بخاطر دردورنجهای جسمی ک دچار شدم. این اسمش زندگی نیست بخدا.
اینم اضافه کنم من وقتی میخواستم دوره رو بخرم نشونه هایی میومد که نخر این مناسب تو نیست. ولی من متوجه نبودم. چون میگفتم چیزی که عباسمنش میگه عمرااااا غلط باشه. خیلی ایشون رو باور داشتم.
قبل خریدمن به چنتا از بچه هایی که دوره رو خریده بودن تو اینتساگرام پیام دادم، همشون گفتن نخر ولش کن نمیتونی عمل کنی.
من فکر میکردم منظورشون اینه نمیتونی جلوی شکمت رو بگیری. با خودم میگفتم من اراده ام خیلی بالاس، خیلی راحت جلوی شکممو میگیرم و واقعاهم هیمنجور بودم.
نگو بابا اون حرفا نشونه بوده که این دوره رو تهیه نکنم و مناسب بدن من نیست. ولی خب من بعد اینکه اون بلاها سرم اومد متوجه شدم خدا از اولش داشته هدایتم میکرده و من نمیفهمیدم
فقط خواهش میکنم نیاین بنویسین حتما دقیق به دوره عمل نکردی!!!
هیچکی تو دنیا از من دقیقتر نیست!
دارم میگم از اول نشونه و هدایت میومده این دوره رو نخر.
اقای عباسمنش خیلی جاها ازونور بوم میفته.
من منکر این نمیشم که یه سریا نتایج خوب گرفتن ازین دوره، اما دیگه با درگیری جانیم متوجه شدم که این دوره مناسب همه نیست. قطعا خیلیا به این نتیجه رسیدن ، حالا اونا مشکلات کمتری براشون پیش اومده و زودم حل شده با قطع دوره. ولی من نه.
یادتونه یه فایلی گذاشتن از دوستشون که مشکل کنسر داشتن و ایشون رفتن بهش گفتن بیا به دوره سلامتی عمل کن، اما دوستشون قبول نکرد؟
شاید اون یه نشونه و هدایت برای اقای عباسمنش بوده که این دوره مناسب همه نیست و یه بازنگری بکنن ! ولی ایشون مثل همیشه، قضاوتشون این بود طرف تو فرکانس درستی نیست و حرفای من درسته!!
گاهی وقتاآدها وقتی اسم «قانون جذب» رو میشنون، خیال میکنن یه جور ترفند یافوت و فن سریعه؛ چیزی مثل یه دکمه که بزنی و یهو همهچیزدرست بشه.
اماواقعیت اینه که قانون جذب نه یه معجزهی یکشبهست و نه یه ترفند موقتی؛ بلکه یه روش زندگیه . و برای اینکه این روش زندگی، توی وجودت نهادینه بشه، سه تاکلید طلایی لازم داری:
تمرین، استمرار و ایمان.
این سه تا، مثل سه ستون هستن که ساختمون رویاشو روی اونها بنامیکنی. اگه یکیشون نباشه، تعادل به هم میخوره.
~~~~~
“تمرین”؛ قدم اول برا تغییر
هیچ چیزی توی دنیابدون تمرین به وجود نمیاد.
حتی سادهترین کارهاهم وقتی تبدیل به مهارت میشن که بارها وبارها تکرارشون کرده باشی.
وقتی بچهای تازه راه رفتن یاد میگیره، بارهازمین میخوره. امازمین خوردن به این معنا نیست که قرار نیست راه بره؛ بلکه نشونهی اینه که داره عضلاتش قوی میشن.
قانون جذب هم همینطوره.
وقتی برای اولین بار میخوای باهاش زندگی کنی، ممکنه ذهنت پر ازمقاومت باشه. ممکنه صداهای درونی بگن: «نه، این کار نمیــــــــــکنه… نه، تو نمیــــــــــتونی…»
اما هربار که تمرین میکنی، در واقع داری اون عضلات ذهنی و قلبی روقویتر میکنی.
تمرین یعنی:
• هر روزبنویسی بابت چه چیزهایی شاکری.
• هر روزخودتو در تصویر زندگی رویاییت ببینی.
• هر روزبه جای تمرکز روی کمبود، روی فراوانی نگاه کنی.
تمرین یعنی لحظه به لحظه انتخاب کنی که باعشق خدا هماهنگ بشی.
~~~~~
“استمرار” ؛ جادوی واقعی همینجاست
خیلیا تمرین رو شروع میکنن، امابعد از چند روز یا چند هفته رها میکنن.
اینجاست که فرق آدمایی که واقعاً نتیجه میگیرن بااونهایی که نه، مشخص میشه.
استمراریعنی حتی وقتی نتیجهای ندیدی، ادامه بدی.
یعنی حتی وقتی هنوزحساب بانکیت تغییری نکرده، همچنان سپاسگزار باشی.
یعنی حتی وقتی اطرافیان مسخرهت میکنن، همچنان راهتوبری.
قرآن یه آیهی فوقالعاده داره که دقیقاً به استمراراشاره میکنه:
«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» /پس استقامت کن همانگونه که مأمور شدهای.
این یعنی رازنتیجه گرفتن، استقامته. یعنی اینکه تو بیوقفه ادامه بدی، چون میدونی پشت این مسیریه گنجینهی بیپایانه.
~~~~~
“ایمان” ؛ روحی که به تمرین و استمرارجان میده
حالا میرسیم به مهمترین بخش : ایمان 🩵
ایمان یعنی باورقلبی به اینکه خدا همیشه کنارت هست.
ایمان یعنی بدونی اگر امروز بذر روکاشتی، فردا و پسفردا و روزهای بعد حتماًثمرش رو میبینی.
بدون ایمان، تمرینها تبدیل میشن به کارهای خشک وبیروح.
اما وقتی ایمان داری، هرتمرینت پر از نور میشه. هر سپاسگزاریت، مثل یه گفتوگوی عاشقانه باخدا میشه.
قرآن بارها وبارها به قدرت ایمان اشاره کرده:
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» /اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و قدمهای شما را استوار میگرداند.
وقتی ایمان داری، خدا قدمات رومحکم میکنه. یعنی حتی در سختیا، حتی در تاخیرها، حتی وقتی اوضاع ظاهراًبر وفق مرادت نیست، همچنان آرامش داری.
~~~~~
⭕️ هماهنگی این سهتا، معجزه میسازه
تصور کن فقط تمرین کنی، امااستمرار نداشته باشی… نتیجهای نمیگیری.
یاتصور کن تمرین و استمرار داری، اماایمان نداری… باز هم نتیجهای نمیگیری، چون در دل خودت به خواستهت شک داری.
اما وقتی هر سهتا کنارهم باشن، اونوقت تازه قدرت واقعی قانون جذب آشکارمیشه.
اینجاس که کمکم میبینی نشونهها میان. فرصتا به سمتت کشیده میشن. پول، روابط، سلامتی، آرامش… همه درِ خونهت رومیزنن.
و تو هر بارکه این معجزهها رو میبینی، با تمام وجودمیگی:
«وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» /و اینکه برای انسان بهرهای جز نتیجهی تلاشش نیست.
~~~~~~~~~~
🪶 تجربهی شخصی
من خودم بارها اینوتجربه کردم.
بارها بوده که ازشدت کمبود و فشار، به نقطهی صفر رسیدم. اماتصمیم گرفتم دوباره تمرین رو شروع کنم، دوباره استمرار داشته باشم، و دوباره ایمانمو زنده کنم.
نتیجه؟
اتفاقایی افتاد که حتی تصورش روهم نمیکردم.
پولهایی رسید که ازمسیرهای عجیب وغیرمنتظره بود. آدمایی وارد زندگیم شدن که دقیقاًهمون چیزی بودن که نیاز داشتم.
و مهمتر از همه، آرامشی پیدا کردم که هیچچیز نمیتونه باهاش برابری کنه.
این تجربهها بهم ثابت کردن که خدا دقیقاً همون وعدهای رو که توقرآن داده، محقق میکنه:
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» /و هر کس تقوا پیشه کند، خدا برایش راهی بیرون شدن (از مشکلات) قرار میدهد و از جایی که گمان نمیبرد، روزیاش میدهد.
~~~~~
پایان؛ عشق به خدا، راز اصلی همهچیز
اگه بخوام همهی این حرفا روتوی یه جمله خلاصه کنم، میگم:
🟢 قانون جذب، بدون عشق به خدافقط یه تکنیکه.
ولی باعشق به خدا، تبدیل میشه به یه معجزهی زنده.
■ تمرین واستمرار ابزارهای تو هستن،
■ ایمان سوخت توئه،
■ و عشق به خدا، همون نوریه که همهی مسیرو روشن میکنه.
پس ازامروز، هر کاری میکنی با عشق خداانجام بده.
سپاسگزاری هات رو باعشق بگو.
تصویرسازی هات رو باعشق ببین.
و هر بار که شک کردی، به یاد بیار:
«وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ» /و او با شماست هر کجا که باشید.
وقتی این حقیقت رو باورکنی، دیگه هیچوقت تنهانیستی.
و اونوقته که میفهمی تمرین، استمرار و ایمان، فقط سه کلمه نیستن؛ بلکه کلیدهای بازکردن دروازهی همون زندگیای هستن که همیشه آرزوش رو داشتی.
سلام خدمت آقا محسن عزیزم.وسلام به همه بچههای این سایت إلهی خسته نباشیدهمتون بابت کامنت های عالی تون….واما محسن جان خودم واقعا بابت کامنت های عالی بی نقصه ممنونم …چقدر کامنتات بی نظیره
چقدر من کامنت های شما دوست دارم چقدر به من انگیزه وامیدبرای ادامه مسیر را میده…من هر موقع کامنت اکثریت بچهها را میخونم حالم خوب میشه چقدر توشون آگاهی داره این کامنت بچهها….ولی کامنت های شما ی. چیزی دیگه ای هست خواستم از این طریق ازهمه بچهها تشکر کنم…. واز شما که خیلی دوستت دارم ….مچکرم محسن جان بی نهایت سپاسگزارم
در پناه خداوند مهربان باشید خدا یار و یاورتان همه شما باشه
چه خوب نوشتی و چه انرژی قشنگی دادی به این دلنوشته. باوربفرما خوندن کلماتت برای من هم یه حال خوب وآرامش ناب آورد. اینکه میگی ازکامنتها انرژی میگیری و نوشتههای من به دلت نشسته، برای من خودش بزرگترین هدیهست . چون معلومه خدا خواسته از این مسیر ،همدیگه رو ، یادآور خودش باشیم.
همینکه قدردان وسپاسگزار مینویسی، یعنی توی مدار فراوانی و مهرالهی هستی و قانون کائنات اینه که این عشق و انرژی هزار برابربه زندگیت برمیگرده.
منم ازت بینهایت سپاسگزارم برادر مهربونم خداخودش پشت و پناهت باشه، که هست.
برکتش هر روز بیشتر توی زندگیت جاری بشه وجاده کسب و کارت پر ازنور و معجزههای تازه باشه .
دقیقا درست میگی من دیروز یه کامنت نوشتم از هدایت های خداوند که چطور من رو در مسیر درست قرار داده و همواره داره هدایتم میکنه و این قدرت این انرژی ، این خدای بینظیر که همیشه با منه و از رگ گردن بهم نزدیکتره ، چقدر هوامو داره و چه خوب درها و باز میکنه خدایا شکرت
و اما داستان اینه که وقتی دیروز همینجا تو کامنتهام به زیبایی ها توجه کردم ، از خدای خودم سپاسگزاری کردم بلافاصله امروز پاسخ داد از اونجایی که خدای من خیلی سریع العجابه ، گوشیم زنگ خورد و یکی از دستان خداوند بود یه هنرجو نازنین جدید که میخواست تو کلاسای من شرکت کنه و از این بابت بینهایت سپاسگزار خداوند هستم که داره آسانم میکنه به آسانی ها درحالیکه قبلا اینطور نبود و از زمانی که من تغییر کردم اتفاقات هم جنسش تغییر کرده
قبلا چقدر زور میزدم حرص میخوردم ،احساسم بد بود ، چسبیده بودم ، چقدر شرک میورزیدم و همچی سخت پیش میرفت یعنی طرف زنگ میزد و دقیقه 90 به سرانجام نمیرسید ولی الان رها تر هستم و سعیمیکنم متوکل تر باشم به خداوند و همه چی رو به خودش بسپارم و چقدر زندگی برام قشنگ ، راحت و لذت بخش شده مصداق همون صوت زدن تو جاده صاف و سر سبز تو جنگل و لذت بردن از مسیره که استاد تو دوره دوازده قدم میگفتن
محسن جان چقدر ازت سپاسگزارم که کلی تمرینات قشنگ از تو کامنت های قبلیت نوشتم ، کار کردم و داره جواب میده مرسی از نگاهت ، عملکرد و کامنتهای بینظیرت که همیشه تو این سایت الهی به اشتراک میزاری
برات بهترینها رو از خدا میخوام
خدایا بینهایت سپاسگزارم که همیشه بامنی هوامو داری و بسیار زیبا هدایتم میکنی به مسیر درستی که خودت بهتر میدونی کدومه
سلام و درود به حمید عزیز، همسفر الهی و برادر توحیدی من
چه زیبا مسیر رو دیدی و چقدر الهام گرفتی ازقوانین الهی، و چطور بموقع نشونهها رو دیدی وسریع همون لحظه شکرگزاری کردی. این یعنی داری درست درمتن زندگی، باخدا زندگی میکنی؛ و این بزرگترین هنریک انسانه.
کامنتت رو که خوندم، جانم پر شد ازشوق وتحسین برای این همه دقت، حضور و زیبایی که توی کلماتت جاری بود.
حمیدجان، تجربهات از اون روز -که بلافاصله بعد از سپاسگزاری، تماس هنرجوی جدید روگرفتی- دقیقاًهمون «سریعالاجابه بودن» خدا رو نشون میده. اون خدایی که میگه: «ادعونی استجب لکم» و تو بادلت صداش زدی و او با عمل جواب داد.
اینجور نشونهها، وقتی ثبت و مرور بشن، نه تنهاایمان خودتو قویتر میکنن، بلکه بقیه رو هم توی همین مسیر نورانی، باقدرت جلو میبرن.
این تغییر در درونت – از حرص و زور زدن، به رهاکردن و توکل کردن – یه جهش بزرگه. تو داری تجربه میکنی که «زندگی بهشت میشه وقتی توکل جای چسبندگی رو بگیره». همین که الان میگی مسیر برات قشنگتر، راحتتر و لذتبخشتر شده، یعنی داری اون جادهی صاف و سرسبز رو که استاد گفتن، عمیقاًزندگی میکنی.
از اینکه گفتی از کامنتای من تمرین برداشتی وانجام دادی و جواب گرفتی، واقعاً خوشحال و سپاسگزارم. این یعنی زنجیرهی نور ادامه داره: من ازهدایت خدا مینویسم، تو از اون میگیری، عمل میکنی و نتیجه میبینی… بعد دوباره الهام تو میشه چراغی برای من.
این جریان الهی چقدر باشکوهه!
حمید عزیز، تو با این نگاه توحیدی و این عمل به قوانین الهی، داری نشون میدی که نعمتهای خدا فقط مال آخرت نیست، همین امروز وهمینجا هم زندگی رو زیبا میکنه. مطمئن باش این مسیر برای تو فقط آغاز راهه وجلوتر، درهای بیشتری یکییکی بازمیشن.
خدایا شکـــــرت برا حضور حمید در این مسیر، شکرت برای این همه نور، ایمان وتوکل…
برات بهترینها رو ازخداوند بینهایت مهربون میخوام
موفق و مؤید باشی وهمینجور آزاد و آزاده بمونی برادر الهی من 🩵
سلام آقا محسن چقدر کامنت های شما زیباست و از جنس نور و کلام خدای مهربان هر بار که متن های شما رو میخونم آرامشی بر قلبم میشینه که شک و تردیدها کنار میره و دوباره ایمان میارم که در مسیر درست هستم .
با اجازه تون من قسمت هایی از متنهای شما رو نوشتم رو کاغذ و چسبوندم به دیوار اتاقم تا همیشه جلوی چشمم باشه
چه زیبا گفتی که نوشتهها برات آرامش میارن. باورکن همون آرامشی که حس میکنی، اول از دل خودت جوشیده و بعدبین کلمات من انعکاس پیدا کرده. کامنتت روخوندم و لبخندم عمیق شد…
اینکه بخشهایی رو روی کاغذنوشتی و جلوی چشم گذاشتی، واقعاًنشون میده که چقدر جدی و عاشقانه داری مسیرتو زندگی میکنی. این کار یه نشونهست از هممدار بودن با خداوند… مثل اینه که هرلحظه یادش رو تازه میکنی و اجازه میدی ایمان مثل اکسیژن، دائم ب قلبت برسه.
بهار جان، خدا همین لحظه باهات حرف میزنه، تو همون شوری که داری برای رشدو همون عشقی که برا دیدن زیباییها توی زندگیت داری. منم از خداسپاسگزارم که دوستان نورانی مثل تو سرراهم گذاشته.
برات آرزو میکنم همیشه درمدار ایمان، آرامش و نعمتهای بیپایان خدا بدرخشی و هر روزت پر ازنشونههای تازهی عشق الهی باشه.
مرسی که نوشتی و منتظرم بیای وآثار ثروت و آرامش و سلامتی روزافزون از تمرین و استمرار دراین تمرینهات رو بهمون بگی .
من امروزیه ناخواسته وتضادی برام پیش اومدوازاین فایل برای کنترل ذهن وجهت دادن به ذهنم وتمرکزبرزیبایی هااستفاده کردم دوباردیدمش وتودفترم درموردزیبایی هایی که دیدم نوشتم وسپاسگذاری کردم
استادممنونم بابت فایلهایی اینچنینی که میزاریدواقعاگرفتن این فایلهاتدوین کردنشون کارسختیه وشماسخاوتمندانه به رایگان دراختیارمامیزاریدوچقدربرای مادرس داره چقدرمیتونیم مطالب دوره روبهتربفهمیم ودرعمل ازشون استفاده کنیم واقعاازتون سپاسگذارم .
شهرهای زیباسرسبزکوهای بلندابهای خروشان فرانی وزیبایی وثروت وطبیعت همه چیزکنارهم چقدرلذتبخشه وازادی زمانی مکانی ومالی شماکه فقط میریددل به هدایت الله میدیدولذت میبریددقیقاروی شونه خدانشستیدومیبرتتون هرجادلش خواست .
وای خدای من بی نهایت سپاسگزارم بابت این هدایت امشب که عالی بوداین فایل
واقعااستادتحسینتون میکنم شمالایق این زیبایی هاهستید
البته اینم بگم منم خودم رولایق این زیبایی هامیدونم که الان هم این فایل رودارم میبینم وهم اینکه خودم درشهری زندگی میکنم که توش تمام لذتهایی که شما ودوستان عزیزتون وهم فرکانسیتون داشتیدماهم داریم چطورالان میگم خدمتتون:ما بااینکه الان مدتی هست که برق میره درکشوراما خداراشکرما هرهفته 2الی 3بارمیریم رودخانه سپیدرودنزدیک خونمون وهم اونجا شنا ودوش میگیریم وهم لباسامون رومثل قدیمامیشوریم واقعالذت بخش هست ومثل همین عزیزان درسرماهم توی رودخانه رفتیم ولذت بردیم وحال کردیم بخدا/خخخ/واینکه درباغی که داریم توش همه جوره سیفیجات داریم ومیچینیم وتروتازه جاتون خالی میل میکنیم ولذت میبریم ازمرغداری براتون بگم گوشت تازه که هم کباب وهم فسنجان وهم تخمه مرغهای طبیعی وازاون جاده ای که رفتیددرست مثل جاده سیاهکل به دیلمان ماهست ولذتهایی که خداروشکرازسال1395تابه امروزهمش هرلحظه که افکار”باورهاموتغییرمیدم نصبت به همون به زیبایی های بیشترهدایت میشم مثل الانی که بعدازکتاب خوندنم سایت روبازکردم اونم به صورت هدایتی واین فایل زیبارودیدم راستی اینم بگم برام خیلی جالب بوددوتا چیزاین فایل یکی اینکه اون نفتکشها عالی بودبرام چون یک تجربه جدیدبودواینکه اون ماشین آشغالیه هم عالی بود”امابقیه چیزهای فایل روخداروشکرمااینجاداریم ولذت میبریم البته اینوبگم اون دوستانی که الان توسایت هستنداینوبدونندتاتوفرکانسش نباشیداین فایل روهم نمیبینیدپس خوشحال باشیدوقتی این فایل روببینیدقطعا شماهم هدایت میشیدبه این زیباییهایی که استادتست کردن ولذت بردن ///
درکل استادخواستم هم ازتون سپاسگزاری کنم بابت این لذتهایی که بهمون نشان دادیدوهم تحسینتون کنم.دوستون دارم
چقدر لذت بردم از تک تک لحظاتی که فیلم گرفتین همش میخواستم این فیلم طولانی تر باشه تا بیشتر لذت ببرم و لحظه به لحظه اش رو خودم تصور کردم در اون محل چقدر زیبایی
چه جاده زیبا و حیرت آوری چه مه قشنگی من عاشق مه هستم
من عاشق توت فرنگی هستم درست یه فیلم رویایی بود برام چیزهایی که عاشقش بودم رو در واقعیت دیدم
چقدر اون شکل توت فرنگیا زیبا بود چه میوه خوشکلی خدا آفریده و چقدر فراوان و چقدر نیاز داشتم این فراوانی رو ببینم یاد سفر خودم به اردبیل افتادم که جاده رو که میری سرتاسر فراوانی و نعمت خداوند رو میبینی و لذت میبری
چقدر این طاوسها خوشکل بودند هر لحظه که این پرندگان زیبا رو دیدم فقط الله اکبر بر زبانم جاری شد
و اون رقص و شادی که تیر خلاص رو زد چه صحنه شاد و هیجان آوری
و اون کبابهای خوشمزه نوش جون همگیتون
استاد ای کاش بیشتر فیلم از اینجور چیزا میزاشتین
الهی شکر واقعا امشب نیاز داشتم به چنین فیلم رویایی
استاد جان، مدتیه تصمیم گرفتم خیلی فکوسیتر و جدیتر روی خودم کار کنم و از همون روز، انگار همهچیز توی زندگیم تغییر کرد. البته اگه دقیقتر بگم، از روزی که دوره «احساس لیاقت» رو شروع کردم این تغییرات برام رقم خورد. فقط دو جلسه گذشته، اما همین دو جلسه اونقدر برام آگاهی داشت که انگار جلسه آخر دورهست!
دیگه فقط به همون دوره اکتفا نمیکنم؛ هر جایی از سایت که میرم، هر فایل مثل یک کتاب پر از آگاهی برای من شده.
وقتی شما دربارهی «هدایت» حرف زدید، ناخودآگاه یاد یک ماه اخیر خودم افتادم. مخصوصاً توضیح زیبایی که توی دوره روانشناسی ثروت 3 دادید؛ اینکه بهجای اینکه خودت بخوای خیش رو دست بگیری و زمین رو شخم بزنی، از وسیلهای استفاده کنی که کارت رو راحتتر میکنه. یا بهجای اینکه خودت ساعتها بستهبندی کنی، وسیلهای میاد که همه رو بهتر و سریعتر انجام میده. این مثالها مثل چراغی توی ذهن من روشن شدند و موضوع هدایت برام خیلی خوب جا افتاد.
از اول امسال با چالشی در رابطهم روبهرو شدم. چالشی که باعث شد خودم رو جدا از ازدواجی ببینم که هفت سال ازش گذشته بود و همیشه فکر میکردم نمیتونم ازش دل بکنم. این چالش منو به سمت دوباره شروع کردن دوره روابط کشوند، اما همونطور که شما گفتید «باید صبر کرد»، من هیچ اقدامی نکردم و فقط از خدا خواستم که منو هدایت کنه.
مثل شما، خودم رو در این سفر «بیطرف» دونستم و هر شب و روز توی ستاره قطبیهام مینوشتم:
«خدایا من هیچم و تو همهای. تویی دانای کل، تویی قدرت بیانتها و من نادانم.»
و همونجا بود که هدایتهای خداوند رو بهوضوح در زندگیم دیدم.
خداوند در قدم اول کسی رو وارد زندگیم کرد که من ازش با عنوان «جهان» یاد میکنم. کسی از بچههای آگاه همین سایت که به من یادآوری کرد چقدر توانمندم، چقدر زیبا هستم، و چه چیزهای مهمی رو توی زندگیم فراموش کرده بودم. حضور اون جهان باعث شد عزتنفس و لیاقتم رو دوباره بشناسم.
اما همونطور که فرستادهای از طرف خدا بود، وقتش رسید که بره. من هیچ تلاشی برای رفتنش نکردم، فقط دوباره هدایت رو از خدا خواستم، و خدا طوری این جهان رو از زندگیم بیرون برد که هنوز در شگفتی اون هدایت هستم.
اینجا بود که واقعاً معنای آیهی زیبای خدا رو با تمام وجودم لمس کردم:
دیدم وقتی همهچیز رو به خودش میسپارم، همهچیز درست میشه. خدا اول منو به کنکاش در رابطهم هدایت کرد، بعد به شناخت لیاقت درونم، بعد به دیدن جلوهای از خودش در قالب یک «جهان»، و حالا به این دورهی ارزشمند.
این بار، بدون اینکه آسیبی ببینم، بدون اینکه قلبم خطی بخوره، هدایت شدم. چون باور کردم:
«من به هر خیری از طرف تو فقیرم.»
و خداوند مهربون منو لایق هدایت شدن دونست.
استاد عزیزم، تنها میتونم ازت تشکر کنم. تو هم جهان منی. با فایلها و نوشتههات مسیر رو برام روشن کردی.
سلامی دیگه به استاد عزیز جناب سید حسین عباسمنش و تک تک دوستان عزیزم در این جمع بزرگ و گرم و دوست داشتنی.
استاد برای من خیلی طول کشید تا بلاخره مفهوم و معنا و احساس هدایت های خداوند و جهان هستی رو درک کنم به صورت کامل.
یه دورانی این موضوع هدایت برای کمی گنگ و نا مفهوم بود همیشه منتظر اتفاقات عجیبی بودم یا یک ندایی که به وضوح بشنوم صداش رو و من رو هدایت کنه. اما آرام آرام هدایت رو درک کردم. هدایت میتونه یک جمله در یک زمان خاص از یک نفر باشه.
میتونه مسیر حرکت یک پرنده باشه.
میتونه زنگ خوردن موبایل باشه.
میتونه به موقع رسیدن یا حتی نرسیدن به یک قرار یا کار اداری یا هر چیز دیگه باشه.
حتی پنچر شدن ماشین.
حتی بین راه دیدن یک دوست و کمی توقف.
یک پیشنهاد.
یک موزیک در لحظه ای خاص.
یک ویدیو یا یک فیلم که پیامی واضح داره.
ممکنه قرار گرفتن در مسیری جدید باشه.
هر کدام از اینها پیامی دارن…
هدایت میتونه در جز به جز این جهان و از طریق هر کسی و هر چیزی اتفاق بیوفته، حتی از طریق آب و هوا
شاید برای بیشتر دوستان حرف های من عجیب باشن اما اجازه بدید چند نمونه ی جالب از داستان هدایت و حتی نجات جونم رو براتون بگم.
روزی از مسیر روستا بر میگشتم برای اومدن به شهر لازمه که مسیری رو از روستا به یک منطقه ای که وصل میشه به جاده اصلی و به سمت شهر میاد بریم. میشه از روستا بیای روی جاده ماشین سوار بشی و به اون منطقه برسی و بعد اونجا ماشین های گذری زیادن. یک روز که در حال برگشتن به شهر بودم و مجبور بودم بنا به دلیلی با ماشین مسیری برگردم، رسیدم به اون منطقه و منتظر ماشین شدم و یک پژو مشکی 405 چراخ زد به این معنا که الان نزدیکت میشم بگو کجا میری خواستم مسیرم رو بگم که موبایلم زنگ خورد و دیدم مادرمه، از اونجایی که من همیشه تماس های مادرم رو جواب میدم در هر شرایطی چون بنده خدا کمی استرسی هست و نمیخوام اذیت بشه، در حین اینکه گوشی موبایل رو تماشا کردم و جواب دادم ماشن کمی کنار من سرعتش رو کم کرد و من یه حس عجیبی داشتم برای گفتن مسیرم کمی مکث کردم یه مکث کوتاه و بخشی از حواسم هم پیش مادرم و حرفهاش بود که راننده ی ماشین تصمیم گرفت بره و بیخیال بشه و منم یک لحظه بین جواب دادن و حرف های مادرم و اون مکث کوتاه موندم و تمام اینها کلا چند ثانیه اتفاق افتاد.
پس از پایان صحبت با مادرم خداحافظی کردم و پنج دقیقه بعد ماشین دیگه ای اومد مسیر رو گفتم و سوار شدم تا شهر حدود 30 دقیقه فاصله بود. توی جاده حرکت کرده بویدم حدود 10 دقیقه ای که توی ماشین بودم دیدم کمی جاده شلوغ شده و ماشین ها آروم تر حرکت میکنن. باورتون نمیشه بگم چه اتفاقی افتاده بود: همون 405 مشکی که من 10 دقیقه پیش خواستم سوارش بشم از جاده خارج شده بود به چندتا درخت برخورد کرده بود چون مشخص بود درخت های کوچیکی بودن شکسته شده بودن. به تپه ی بغل جاده برخورد کرده بود.. خدا رو شکر راننده سالم بود ماشین هم خسارت خیلی جدی ندیده بود ولی کاملا مشخص بود که قسمت هایی از ماشین داغون شده بود.
من معمولا به اتفاقات بد این چنینی توجه نمی کنم و تعریف نمی کنم اما این یکی فرق داشت چون ممکن بود اون اتفاق گریبان گیر منم میشد… در اون لحظه مات و مبهوت شدم، یاد تماس مادرم افتادم یاد حرف های استاد در مورد دستان خداوند افتادم که در اون لحظه مادر خودم دستی شد از طرف خدا… چشام پر اشک شد دیدم تار شد و دلم میخواست مثل یک بچه ای که با تمام وجودش برای چیزی گریه میکنه گریه کنم. در اون لحظه متوجه شدم گفتم ممکنه این اتفاق برای همه نیوفته ممکنه هم بیوفته. اما مهم اینه من آگاهم بهش و میدونم از کجا آب میخوره. مهم اینه من میدونم دستان خداوند یعنی چی…
یبارم رفتم کوه، یه کلاغ رو بالای درختی دیدم، پرواز کرد رفت قسمت پایین تر کوه، قبلش به چیزی فکر نکرده بودم در همون لحظه بدون اینکه دنبال نشونه باشم به خودم گفتم دنبال همون کلاغ میرم قسمت پایین تر… از همون مسیری که کلاغ پرواز کرد و ارتفاع خودشو کمتر کرد و از دید من ناپدید شد، منم گفتم همین مسیر رو کمی میرم پایین تر کنجکاو بودم، کمی که به پایین تر اومدم بیشتر کنجکاو شدم چون نشونه هایی از حضور قبلی انسان ها می دیدم و بیشتر مطمئن شدم اینجا حتما جای نشیمن گاه خوبی داره.
به پایین تر که رسیدم به یک کلبه ی چوبی کوچیک رسیدم که تقریبا سالم بود ولی کامل نبود. یک محوطه ی تخت بزرگ با یک منظره خارق العاده از طبیعت در ارتفاع حدود دو هزار متری… داشتم دیوانه میشدم از زیبایی و منظره و حسی که داشت. سریع موبایلم رو در آوردم و شروع کردم عکس و فیلم گرفتن بعدش نشستم روی تکه سنگی و انقدر اون منظره رو نگاه کردم و تحسین میکردم و خدارو شکر میکردم که غرق این احساس زیبا شده بودم و تصمیم گرفتم شب رو اونجا بمونم با اینکه خیلی ترسیده بودم تنها بودم و کلبه هم سالم بود اما در و پیکرش خیلی محکم و مطمئن نبود و کلبه ی کوچکی بود صرفا یک استراحت گاه کوچیک که با چوب و خلاقیت ساخته شده بود هر کی ساخته دمش گرم.
شب موندم ولی بیشتر ساعات شب رو بیدار موندم کنار آتیش کمی از حیوانات وحشی میترسیدم چون اون منطقه حیوانات وحشی زیاد داشت.. تجربه ای بود که هم ترس توش بود هم هدایت هم عشق و سکوت و تنهایی و آرامش و طبیعت.
خواستم بگم در موضوع هدایت دنبال چیز عجیب و غریب و ماورا طبیعی نباشید، کمی دقت کنید و رها باشید و توجه کنید، میفهمید در ساده ترین اتفاقات روز مره هدایت وجود داره، هر لحظه…
سلام به همگی
چه جاده سرسبزوقشنگی یه سری درخت هابرگ هاشون نارنجی بود نارنجی خیلی انرژی زیادی داره وحس خوبی بهم میده خصوصاوقتی نورلابه لای درخت هاموج میزنه دیوونه کننده میشه اون فضا
ودریاچه بزرگی که دورتادورش سنگ های خوش رنگ قهوه ای ونارنجی بوددوباره حسم بهترشد میخواستم اینواخرفایل بگم چون اخرای فایل بوداون کباب هااا واقعادلموبرد بوشو حس کردم منم مثل استادعاشق کباب کوبیده ام خصوصابوشوخیلی دوس دارم وبادوغ خیلی میچسبه
نوش جونتون باشه وچه دوستای فوق العاده ای دارن استادهرجامیرن باعشق همیاری میکنن استادجان رو
ایشالاخداحفظشون کنه
کله پاچه هم خوشمزه هستش البته قبلادوس نداشتم خصوصا زبونش رو میگفتم من نمیخوام علف خورده ولی الان زبونش روبیشترازسایراعضای کله پاچه دوس دارم
درموردتخم مرغ هم وقتی به این فکرمیکردم ازکجااومده بیرون ومعلوم نیست چه غذایی میخوره منظورم تخم مرغ های محلی بود اشتیاقم به غذاکم میشد چون یه باردیدم ازنزدیک میگفتم یعنی ایناواردبدن مامیشن ازشون زده میشدم
ولی الان همه ی اینارودوس میدارم به غیرازچربی گوسفندو..
تاحالاطاووس ازنزدیک ندیدم شایدم دیده باشم ولس یادم نیس چه برسه به این همه طاووس که چقدرفراوون بود وقتی بازمیکنه پرش رو ازتناسب دقت نظم ورنگ هاش شگفت زده میشی که خدا چقدرزیباست چقدربزرگ وبهترین نقاش دنیاس
وهمه ی نقاش ها ازاین نقاش بزرگ تقلبدمیکنن
ابن فایل خیلی متنوع بود تمام موضوعات دربرمیگرفت غذا طبیعت پرنده رقص مزرعه توت فرنگی ودوستان فوق العاده استادوخلاصه همه چی
ووقتی این فایل میدیدم همون لحظه معحزشودیدم که شب رفتیم پارک دعوت شدم کلی بهم خوش گذشت غذای خوشمزه هوای خنک خنده وشادی یه عالمه بچه های کوچولووهمینطورسگ دیدم که دیدنش خیلی شادی بخش سرگرم کننده بود وبایه حس خوب اومدم خونه وشب باارامش وحال خوب به خواب رفتم
سپاس گزارم ازاستاد عزیزم وخانم شایسته مهربون بخاطراین فایل های فوق العاده واگاهی بخش وهمه ی دوستان عزیزسایت که دوستای مجازیم هستن و ازخوندن کامنت هاشون الهام ودرس میگیرم
به نام خداوند جهان آفرین
سلام استاد
سلام مریم جان
خدای من این تصویر فایل طاوسی به این زیبایی
خدایا شکرت
چقدر اول وقتی وارد شهر میشدیم فراوانی و زیبایی آپارتمانها بود و من فکر کردم در هر واحد 0ند نفر و هر آپارتمان چندین خانواده و امکانات خانه میتونه باشه و چقدر فراوانی هست خدایا هزاران بار شکر
وارد مناطق ویلایی میشویم خانه های ویلایی و زیبا و جاده زیبا خدایا هزاران مرتبه شکر
و از آنجا خدای من وارد شهر یا منطقه که طاوس ها آزادانه حرکت میکردند خیلی خیلی بینظیر بود
چقدر جهان بزرگ و تنوع داره که حتی به ذهن هم نمیرسه
وقتی طاوس آزاد جلو خانه قدم میزد یا اون طاوس داشت از پله های سنگی بالا میرفت
تو باغ بودند خیلی زیبا بود خدایا هزاران مرتبه شکر
اون طاوس سفید جلو پارکینگ خانه چقدر زیبا بود
خدایا شکرت بابت دیدن گوشه ای از زیبایی های جهان
جاده زیبای ساحلی هم بینظیر بود خدایا شکرت
چقدر عالی داشتند موج سواری میکردند و چقدر آرام بودند و من بابت تک تک صحنه ها و زیبایی های فایل سپاسگزارم
خدا سرد است تعدادی آتش روشن کرده اند و عده ای کاپشن
خدایا من چطور عده ای دار حال موج سواری هستند
سردم شد
و تحسین کردم این سلیقه های متفاوت و آزاد و رها که هر گونه میخواد هر کس زندگی میکند و نگاه دیگران اهمیت ندارد خدایا شکرت
استاد لذت تفریح با دوستان و دیدن شهر دوم پر طاوس هم زیبا بود
چقدر خوبه و تحسین میکنم دورهمی های دوستانه پر انرژی و حرفهای خوب
استاد سالن رقص یا به عبارتی ورزش رقص هم عالی بود و چقدر از آنها روسری های پولکی دور باسن پوشیده بودند و چقدر عالی آموزش میداد استادشون
خیلی عالی بود
فایلی زیبا و سراسر زیبایی و متنوع بود استاد سپاسگزارم
خدایا بابت فراوانی در جهان هستی سپاسگزارم
خدایا بابت فراوانی خانه و امکانات خانه سپاسگزارم
خدایا بابت فراوانی تنوع زندگی ها سپاسگزارم
خدایا بابت دوستان خوب و عالی ازت سپاسگزارم
خدایا بابت دیدن فایل به این زیبایی ازت سپاسگزارم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سلام دوستان عزیزم
من 1سال پیش، یه سری مسائل جسمی داشتم، اومدم به قانون سلامتی عمل کردم حدود 2.5 ماه.
از بچگی با خوردن گوشت و چربی مشکل داشتم و این هیچ ربطی به باورهام نداشته.
هیچ باور خرابی از گوشت و چربی اینا نداشتم در بچگی. یهو متوجه شدم وقتی گوشت میخورم دچار یه حالتهایی میشم.
و بخاطر همین کم میخوردم.
ولی تو دوره قانون سلامتی گفتن تمامی مشکلات از قندو کربوهیدراته نه گوشت و چربی.
با خودم فکر کردم شاید من اینهمه سال اشتباه فکر میکردم و کربوهیدراتهایی که همراه گوشت میخوردم مثل نان و برنج و… حالمو بد میکرده نه گوشت
و من با تمام وجودم حرفای اقای عباسمنش رو باور کردم و شروع کردم بهش عمل کردم
اوایل یه سری بهبودیها رخ داد و من تو ذهنم حرفای ایشون رو تایید کردم گفتم درست میگن و به این شیوه ادامه دادم
اما به مرور مشکلاتی برام پیش اومد که هی بزرگتر میشد.
من فکر میکردم بدنم هنوز آداپته نشده با فرایند کتو، و به مرور درست میشه.
و خوشحااااال ادامه دادم.
اما در نهایت ترکیدم.
الان 1سال هست درگیرم
نمیخوام بنویسم به چه مشکلاتی دچار شدم، اما در همین حد بگم که از مرگ برگشتم.
بیمارستان بستری شدم و…
الان برای زنده موندن هر ماه 30-40 میلیون داروهای خارجی و داروهای با فناوری نانو میخورم
نه تنها اون بهبودیهای کوچیک از بین رفت و به حالت قبل برگشت، الان مشکلات زیادی پیدا کردم
هنوز به روال عادی زندگی برنگشتم.
روی باورهام کار میکنم. باورهای خیلی قوی در مورد سلامتی ساختم
اما همیشه تهش ذهنم میگه الان قندو کربو خوردی، میره تو بدنت فلان میشه و نمیزاره خوب بشی. دردهای مفاصلی شدیدی گرفتم الان که زندگیم مختل شده و همش ذهنم میگه بخاطر نونه، بخاطر میوست.
با احساس بد غذا میخورم
با گوشت و چربی که مشکل داشتم، الان کربو و قند هم اضافه شده.
به غذا احساسم بده.
هیچی نمیتونم بخورم
بعد کتو دچار کاهش وزن شدید شدم از 53 شدم 43 و هنوز لاغرم.
همش یاد حرفای اقای عباسمنش میفتم که گفت هرکی داره قندوکربو میخوره، الان مریض نشه 10 سال دیگه 20 سال دیگه 30 سال دیگه مریض میشه
و بعد ذهنم میگه خب واسه تو از الان شروع شده
الان کلی بیماری دارم
یه سری از قبل بود
یه سری بخاطر خوردن گوشت و چربی زیاد ایجاد شد
یه سری بهم جدیدا ایجاد شده بخاطر باورهایی که اقای عباسمنش در مورد قندوکربو بهمون گفته.
دوستان خواهش میکنم کمکم کنید
خیلی باورهام خراب شده و1 ساله زندگی نکردم.
بارها ارزوی مرگ کردم بخاطر دردورنجهای جسمی ک دچار شدم. این اسمش زندگی نیست بخدا.
اینم اضافه کنم من وقتی میخواستم دوره رو بخرم نشونه هایی میومد که نخر این مناسب تو نیست. ولی من متوجه نبودم. چون میگفتم چیزی که عباسمنش میگه عمرااااا غلط باشه. خیلی ایشون رو باور داشتم.
قبل خریدمن به چنتا از بچه هایی که دوره رو خریده بودن تو اینتساگرام پیام دادم، همشون گفتن نخر ولش کن نمیتونی عمل کنی.
من فکر میکردم منظورشون اینه نمیتونی جلوی شکمت رو بگیری. با خودم میگفتم من اراده ام خیلی بالاس، خیلی راحت جلوی شکممو میگیرم و واقعاهم هیمنجور بودم.
نگو بابا اون حرفا نشونه بوده که این دوره رو تهیه نکنم و مناسب بدن من نیست. ولی خب من بعد اینکه اون بلاها سرم اومد متوجه شدم خدا از اولش داشته هدایتم میکرده و من نمیفهمیدم
فقط خواهش میکنم نیاین بنویسین حتما دقیق به دوره عمل نکردی!!!
هیچکی تو دنیا از من دقیقتر نیست!
دارم میگم از اول نشونه و هدایت میومده این دوره رو نخر.
اقای عباسمنش خیلی جاها ازونور بوم میفته.
من منکر این نمیشم که یه سریا نتایج خوب گرفتن ازین دوره، اما دیگه با درگیری جانیم متوجه شدم که این دوره مناسب همه نیست. قطعا خیلیا به این نتیجه رسیدن ، حالا اونا مشکلات کمتری براشون پیش اومده و زودم حل شده با قطع دوره. ولی من نه.
یادتونه یه فایلی گذاشتن از دوستشون که مشکل کنسر داشتن و ایشون رفتن بهش گفتن بیا به دوره سلامتی عمل کن، اما دوستشون قبول نکرد؟
شاید اون یه نشونه و هدایت برای اقای عباسمنش بوده که این دوره مناسب همه نیست و یه بازنگری بکنن ! ولی ایشون مثل همیشه، قضاوتشون این بود طرف تو فرکانس درستی نیست و حرفای من درسته!!
🟣 تمرین، استمرار و ایمان
به نام خداوند ِ مهربــــــــــون ِ مهربون .
گاهی وقتاآدها وقتی اسم «قانون جذب» رو میشنون، خیال میکنن یه جور ترفند یافوت و فن سریعه؛ چیزی مثل یه دکمه که بزنی و یهو همهچیزدرست بشه.
اماواقعیت اینه که قانون جذب نه یه معجزهی یکشبهست و نه یه ترفند موقتی؛ بلکه یه روش زندگیه . و برای اینکه این روش زندگی، توی وجودت نهادینه بشه، سه تاکلید طلایی لازم داری:
تمرین، استمرار و ایمان.
این سه تا، مثل سه ستون هستن که ساختمون رویاشو روی اونها بنامیکنی. اگه یکیشون نباشه، تعادل به هم میخوره.
~~~~~
“تمرین”؛ قدم اول برا تغییر
هیچ چیزی توی دنیابدون تمرین به وجود نمیاد.
حتی سادهترین کارهاهم وقتی تبدیل به مهارت میشن که بارها وبارها تکرارشون کرده باشی.
وقتی بچهای تازه راه رفتن یاد میگیره، بارهازمین میخوره. امازمین خوردن به این معنا نیست که قرار نیست راه بره؛ بلکه نشونهی اینه که داره عضلاتش قوی میشن.
قانون جذب هم همینطوره.
وقتی برای اولین بار میخوای باهاش زندگی کنی، ممکنه ذهنت پر ازمقاومت باشه. ممکنه صداهای درونی بگن: «نه، این کار نمیــــــــــکنه… نه، تو نمیــــــــــتونی…»
اما هربار که تمرین میکنی، در واقع داری اون عضلات ذهنی و قلبی روقویتر میکنی.
تمرین یعنی:
• هر روزبنویسی بابت چه چیزهایی شاکری.
• هر روزخودتو در تصویر زندگی رویاییت ببینی.
• هر روزبه جای تمرکز روی کمبود، روی فراوانی نگاه کنی.
تمرین یعنی لحظه به لحظه انتخاب کنی که باعشق خدا هماهنگ بشی.
~~~~~
“استمرار” ؛ جادوی واقعی همینجاست
خیلیا تمرین رو شروع میکنن، امابعد از چند روز یا چند هفته رها میکنن.
اینجاست که فرق آدمایی که واقعاً نتیجه میگیرن بااونهایی که نه، مشخص میشه.
استمراریعنی حتی وقتی نتیجهای ندیدی، ادامه بدی.
یعنی حتی وقتی هنوزحساب بانکیت تغییری نکرده، همچنان سپاسگزار باشی.
یعنی حتی وقتی اطرافیان مسخرهت میکنن، همچنان راهتوبری.
قرآن یه آیهی فوقالعاده داره که دقیقاً به استمراراشاره میکنه:
«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» /پس استقامت کن همانگونه که مأمور شدهای.
این یعنی رازنتیجه گرفتن، استقامته. یعنی اینکه تو بیوقفه ادامه بدی، چون میدونی پشت این مسیریه گنجینهی بیپایانه.
~~~~~
“ایمان” ؛ روحی که به تمرین و استمرارجان میده
حالا میرسیم به مهمترین بخش : ایمان 🩵
ایمان یعنی باورقلبی به اینکه خدا همیشه کنارت هست.
ایمان یعنی بدونی اگر امروز بذر روکاشتی، فردا و پسفردا و روزهای بعد حتماًثمرش رو میبینی.
بدون ایمان، تمرینها تبدیل میشن به کارهای خشک وبیروح.
اما وقتی ایمان داری، هرتمرینت پر از نور میشه. هر سپاسگزاریت، مثل یه گفتوگوی عاشقانه باخدا میشه.
قرآن بارها وبارها به قدرت ایمان اشاره کرده:
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» /اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و قدمهای شما را استوار میگرداند.
وقتی ایمان داری، خدا قدمات رومحکم میکنه. یعنی حتی در سختیا، حتی در تاخیرها، حتی وقتی اوضاع ظاهراًبر وفق مرادت نیست، همچنان آرامش داری.
~~~~~
⭕️ هماهنگی این سهتا، معجزه میسازه
تصور کن فقط تمرین کنی، امااستمرار نداشته باشی… نتیجهای نمیگیری.
یاتصور کن تمرین و استمرار داری، اماایمان نداری… باز هم نتیجهای نمیگیری، چون در دل خودت به خواستهت شک داری.
اما وقتی هر سهتا کنارهم باشن، اونوقت تازه قدرت واقعی قانون جذب آشکارمیشه.
اینجاس که کمکم میبینی نشونهها میان. فرصتا به سمتت کشیده میشن. پول، روابط، سلامتی، آرامش… همه درِ خونهت رومیزنن.
و تو هر بارکه این معجزهها رو میبینی، با تمام وجودمیگی:
«وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» /و اینکه برای انسان بهرهای جز نتیجهی تلاشش نیست.
~~~~~~~~~~
🪶 تجربهی شخصی
من خودم بارها اینوتجربه کردم.
بارها بوده که ازشدت کمبود و فشار، به نقطهی صفر رسیدم. اماتصمیم گرفتم دوباره تمرین رو شروع کنم، دوباره استمرار داشته باشم، و دوباره ایمانمو زنده کنم.
نتیجه؟
اتفاقایی افتاد که حتی تصورش روهم نمیکردم.
پولهایی رسید که ازمسیرهای عجیب وغیرمنتظره بود. آدمایی وارد زندگیم شدن که دقیقاًهمون چیزی بودن که نیاز داشتم.
و مهمتر از همه، آرامشی پیدا کردم که هیچچیز نمیتونه باهاش برابری کنه.
این تجربهها بهم ثابت کردن که خدا دقیقاً همون وعدهای رو که توقرآن داده، محقق میکنه:
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» /و هر کس تقوا پیشه کند، خدا برایش راهی بیرون شدن (از مشکلات) قرار میدهد و از جایی که گمان نمیبرد، روزیاش میدهد.
~~~~~
پایان؛ عشق به خدا، راز اصلی همهچیز
اگه بخوام همهی این حرفا روتوی یه جمله خلاصه کنم، میگم:
🟢 قانون جذب، بدون عشق به خدافقط یه تکنیکه.
ولی باعشق به خدا، تبدیل میشه به یه معجزهی زنده.
■ تمرین واستمرار ابزارهای تو هستن،
■ ایمان سوخت توئه،
■ و عشق به خدا، همون نوریه که همهی مسیرو روشن میکنه.
پس ازامروز، هر کاری میکنی با عشق خداانجام بده.
سپاسگزاری هات رو باعشق بگو.
تصویرسازی هات رو باعشق ببین.
و هر بار که شک کردی، به یاد بیار:
«وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ» /و او با شماست هر کجا که باشید.
وقتی این حقیقت رو باورکنی، دیگه هیچوقت تنهانیستی.
و اونوقته که میفهمی تمرین، استمرار و ایمان، فقط سه کلمه نیستن؛ بلکه کلیدهای بازکردن دروازهی همون زندگیای هستن که همیشه آرزوش رو داشتی.
بنام خداوند بخشنده مهربان..
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش بابت فایل های زیبا انگیزه بخشش
.و
سلام خدمت آقا محسن عزیزم.وسلام به همه بچههای این سایت إلهی خسته نباشیدهمتون بابت کامنت های عالی تون….واما محسن جان خودم واقعا بابت کامنت های عالی بی نقصه ممنونم …چقدر کامنتات بی نظیره
چقدر من کامنت های شما دوست دارم چقدر به من انگیزه وامیدبرای ادامه مسیر را میده…من هر موقع کامنت اکثریت بچهها را میخونم حالم خوب میشه چقدر توشون آگاهی داره این کامنت بچهها….ولی کامنت های شما ی. چیزی دیگه ای هست خواستم از این طریق ازهمه بچهها تشکر کنم…. واز شما که خیلی دوستت دارم ….مچکرم محسن جان بی نهایت سپاسگزارم
در پناه خداوند مهربان باشید خدا یار و یاورتان همه شما باشه
سلام به روی ماهت حسین جان عزیزم 🩵
چه خوب نوشتی و چه انرژی قشنگی دادی به این دلنوشته. باوربفرما خوندن کلماتت برای من هم یه حال خوب وآرامش ناب آورد. اینکه میگی ازکامنتها انرژی میگیری و نوشتههای من به دلت نشسته، برای من خودش بزرگترین هدیهست . چون معلومه خدا خواسته از این مسیر ،همدیگه رو ، یادآور خودش باشیم.
همینکه قدردان وسپاسگزار مینویسی، یعنی توی مدار فراوانی و مهرالهی هستی و قانون کائنات اینه که این عشق و انرژی هزار برابربه زندگیت برمیگرده.
منم ازت بینهایت سپاسگزارم برادر مهربونم خداخودش پشت و پناهت باشه، که هست.
برکتش هر روز بیشتر توی زندگیت جاری بشه وجاده کسب و کارت پر ازنور و معجزههای تازه باشه .
در پناه ربّ کریم و مهربان .
بنام خدای هدایتگر
همراه همیشگی من
نور آسمانها و زمین
انرژی که همواره در حال پاسخ به خواسته هاست
قادر مطلق و تنها منبع رزق ، روزی و نعمت
خدایی که هر چه دارم و هر چه هستم از توست
خدای وهّاب بینهایت ثروتمند ، دهنده و بخشنده
خدای کریم بسیار بسیار سخاوتمند
سلام به محسن جان عزیزم
بازم کامنت بینظیر
بازم مرور قوانین الهی
و تمرینات فوق العاده
پسر تو چقدر خوبی
چقدر سواری به قانون
چقدر عااااالی مینویسی
ایول داری پسر
دمت گرم کیف میکنم از خوندن آگاهی های نابت
تحسینتون میکنم که انقدر توحیدی و عملگرا هستی
دقیقا درست میگی من دیروز یه کامنت نوشتم از هدایت های خداوند که چطور من رو در مسیر درست قرار داده و همواره داره هدایتم میکنه و این قدرت این انرژی ، این خدای بینظیر که همیشه با منه و از رگ گردن بهم نزدیکتره ، چقدر هوامو داره و چه خوب درها و باز میکنه خدایا شکرت
و اما داستان اینه که وقتی دیروز همینجا تو کامنتهام به زیبایی ها توجه کردم ، از خدای خودم سپاسگزاری کردم بلافاصله امروز پاسخ داد از اونجایی که خدای من خیلی سریع العجابه ، گوشیم زنگ خورد و یکی از دستان خداوند بود یه هنرجو نازنین جدید که میخواست تو کلاسای من شرکت کنه و از این بابت بینهایت سپاسگزار خداوند هستم که داره آسانم میکنه به آسانی ها درحالیکه قبلا اینطور نبود و از زمانی که من تغییر کردم اتفاقات هم جنسش تغییر کرده
قبلا چقدر زور میزدم حرص میخوردم ،احساسم بد بود ، چسبیده بودم ، چقدر شرک میورزیدم و همچی سخت پیش میرفت یعنی طرف زنگ میزد و دقیقه 90 به سرانجام نمیرسید ولی الان رها تر هستم و سعیمیکنم متوکل تر باشم به خداوند و همه چی رو به خودش بسپارم و چقدر زندگی برام قشنگ ، راحت و لذت بخش شده مصداق همون صوت زدن تو جاده صاف و سر سبز تو جنگل و لذت بردن از مسیره که استاد تو دوره دوازده قدم میگفتن
محسن جان چقدر ازت سپاسگزارم که کلی تمرینات قشنگ از تو کامنت های قبلیت نوشتم ، کار کردم و داره جواب میده مرسی از نگاهت ، عملکرد و کامنتهای بینظیرت که همیشه تو این سایت الهی به اشتراک میزاری
برات بهترینها رو از خدا میخوام
خدایا بینهایت سپاسگزارم که همیشه بامنی هوامو داری و بسیار زیبا هدایتم میکنی به مسیر درستی که خودت بهتر میدونی کدومه
موید و موفق باشی دوست توحیدی من
سلام و درود به حمید عزیز، همسفر الهی و برادر توحیدی من
چه زیبا مسیر رو دیدی و چقدر الهام گرفتی ازقوانین الهی، و چطور بموقع نشونهها رو دیدی وسریع همون لحظه شکرگزاری کردی. این یعنی داری درست درمتن زندگی، باخدا زندگی میکنی؛ و این بزرگترین هنریک انسانه.
کامنتت رو که خوندم، جانم پر شد ازشوق وتحسین برای این همه دقت، حضور و زیبایی که توی کلماتت جاری بود.
حمیدجان، تجربهات از اون روز -که بلافاصله بعد از سپاسگزاری، تماس هنرجوی جدید روگرفتی- دقیقاًهمون «سریعالاجابه بودن» خدا رو نشون میده. اون خدایی که میگه: «ادعونی استجب لکم» و تو بادلت صداش زدی و او با عمل جواب داد.
اینجور نشونهها، وقتی ثبت و مرور بشن، نه تنهاایمان خودتو قویتر میکنن، بلکه بقیه رو هم توی همین مسیر نورانی، باقدرت جلو میبرن.
این تغییر در درونت – از حرص و زور زدن، به رهاکردن و توکل کردن – یه جهش بزرگه. تو داری تجربه میکنی که «زندگی بهشت میشه وقتی توکل جای چسبندگی رو بگیره». همین که الان میگی مسیر برات قشنگتر، راحتتر و لذتبخشتر شده، یعنی داری اون جادهی صاف و سرسبز رو که استاد گفتن، عمیقاًزندگی میکنی.
از اینکه گفتی از کامنتای من تمرین برداشتی وانجام دادی و جواب گرفتی، واقعاً خوشحال و سپاسگزارم. این یعنی زنجیرهی نور ادامه داره: من ازهدایت خدا مینویسم، تو از اون میگیری، عمل میکنی و نتیجه میبینی… بعد دوباره الهام تو میشه چراغی برای من.
این جریان الهی چقدر باشکوهه!
حمید عزیز، تو با این نگاه توحیدی و این عمل به قوانین الهی، داری نشون میدی که نعمتهای خدا فقط مال آخرت نیست، همین امروز وهمینجا هم زندگی رو زیبا میکنه. مطمئن باش این مسیر برای تو فقط آغاز راهه وجلوتر، درهای بیشتری یکییکی بازمیشن.
خدایا شکـــــرت برا حضور حمید در این مسیر، شکرت برای این همه نور، ایمان وتوکل…
برات بهترینها رو ازخداوند بینهایت مهربون میخوام
موفق و مؤید باشی وهمینجور آزاد و آزاده بمونی برادر الهی من 🩵
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم جان
سلام آقا محسن چقدر کامنت های شما زیباست و از جنس نور و کلام خدای مهربان هر بار که متن های شما رو میخونم آرامشی بر قلبم میشینه که شک و تردیدها کنار میره و دوباره ایمان میارم که در مسیر درست هستم .
با اجازه تون من قسمت هایی از متنهای شما رو نوشتم رو کاغذ و چسبوندم به دیوار اتاقم تا همیشه جلوی چشمم باشه
ممنون از شما 🩵
سلام بهار جانِ عزیز
چه زیبا گفتی که نوشتهها برات آرامش میارن. باورکن همون آرامشی که حس میکنی، اول از دل خودت جوشیده و بعدبین کلمات من انعکاس پیدا کرده. کامنتت روخوندم و لبخندم عمیق شد…
اینکه بخشهایی رو روی کاغذنوشتی و جلوی چشم گذاشتی، واقعاًنشون میده که چقدر جدی و عاشقانه داری مسیرتو زندگی میکنی. این کار یه نشونهست از هممدار بودن با خداوند… مثل اینه که هرلحظه یادش رو تازه میکنی و اجازه میدی ایمان مثل اکسیژن، دائم ب قلبت برسه.
بهار جان، خدا همین لحظه باهات حرف میزنه، تو همون شوری که داری برای رشدو همون عشقی که برا دیدن زیباییها توی زندگیت داری. منم از خداسپاسگزارم که دوستان نورانی مثل تو سرراهم گذاشته.
برات آرزو میکنم همیشه درمدار ایمان، آرامش و نعمتهای بیپایان خدا بدرخشی و هر روزت پر ازنشونههای تازهی عشق الهی باشه.
مرسی که نوشتی و منتظرم بیای وآثار ثروت و آرامش و سلامتی روزافزون از تمرین و استمرار دراین تمرینهات رو بهمون بگی .
با مهر و دعا ؛محسن
سلام به استادعزیزتوحیدی استادعباسمنش محترم
من امروزیه ناخواسته وتضادی برام پیش اومدوازاین فایل برای کنترل ذهن وجهت دادن به ذهنم وتمرکزبرزیبایی هااستفاده کردم دوباردیدمش وتودفترم درموردزیبایی هایی که دیدم نوشتم وسپاسگذاری کردم
استادممنونم بابت فایلهایی اینچنینی که میزاریدواقعاگرفتن این فایلهاتدوین کردنشون کارسختیه وشماسخاوتمندانه به رایگان دراختیارمامیزاریدوچقدربرای مادرس داره چقدرمیتونیم مطالب دوره روبهتربفهمیم ودرعمل ازشون استفاده کنیم واقعاازتون سپاسگذارم .
ازاول فایل پرازفروانی ثروت ماشینهای لاکچری خوشرنگ زیباوجاده های تمیزپلهای زیباودرپس اینهمه زیبایی صدای دلنشین شماکه ازهدایت میگه وچه زیباکنارهم مچ شدن این ساختمونهای زیبابرجهای بلندکه نشونه فراوانی ثروت وادمهای ثروتمنده.
شهرهای زیباسرسبزکوهای بلندابهای خروشان فرانی وزیبایی وثروت وطبیعت همه چیزکنارهم چقدرلذتبخشه وازادی زمانی مکانی ومالی شماکه فقط میریددل به هدایت الله میدیدولذت میبریددقیقاروی شونه خدانشستیدومیبرتتون هرجادلش خواست .
چقدرعالیه وزیباهست طاوسهارنگهای زیباپرهای زیبانشونه زیبایی خداوندوچقدرارامش دارن تواین شهروزیبایی شهرروهزاربرابرکردن .
اینهمه زیبایی فراوانی ثروت ازادی زمانی ومکانی دوستهاب خوب غذاهای خوشمزه مکانهای بکرهمشون نشونه قدرت خداونده که میشه هست امکانپذیره وماهم میتونیم داشته باشیم وازخدابخواهیم تابه ماهم بده مالایق داشتن این نعمتهاهستیم خداوندهمه نعمتهاروبرای ماهم افریده .
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
وای خدای من بی نهایت سپاسگزارم بابت این هدایت امشب که عالی بوداین فایل
واقعااستادتحسینتون میکنم شمالایق این زیبایی هاهستید
البته اینم بگم منم خودم رولایق این زیبایی هامیدونم که الان هم این فایل رودارم میبینم وهم اینکه خودم درشهری زندگی میکنم که توش تمام لذتهایی که شما ودوستان عزیزتون وهم فرکانسیتون داشتیدماهم داریم چطورالان میگم خدمتتون:ما بااینکه الان مدتی هست که برق میره درکشوراما خداراشکرما هرهفته 2الی 3بارمیریم رودخانه سپیدرودنزدیک خونمون وهم اونجا شنا ودوش میگیریم وهم لباسامون رومثل قدیمامیشوریم واقعالذت بخش هست ومثل همین عزیزان درسرماهم توی رودخانه رفتیم ولذت بردیم وحال کردیم بخدا/خخخ/واینکه درباغی که داریم توش همه جوره سیفیجات داریم ومیچینیم وتروتازه جاتون خالی میل میکنیم ولذت میبریم ازمرغداری براتون بگم گوشت تازه که هم کباب وهم فسنجان وهم تخمه مرغهای طبیعی وازاون جاده ای که رفتیددرست مثل جاده سیاهکل به دیلمان ماهست ولذتهایی که خداروشکرازسال1395تابه امروزهمش هرلحظه که افکار”باورهاموتغییرمیدم نصبت به همون به زیبایی های بیشترهدایت میشم مثل الانی که بعدازکتاب خوندنم سایت روبازکردم اونم به صورت هدایتی واین فایل زیبارودیدم راستی اینم بگم برام خیلی جالب بوددوتا چیزاین فایل یکی اینکه اون نفتکشها عالی بودبرام چون یک تجربه جدیدبودواینکه اون ماشین آشغالیه هم عالی بود”امابقیه چیزهای فایل روخداروشکرمااینجاداریم ولذت میبریم البته اینوبگم اون دوستانی که الان توسایت هستنداینوبدونندتاتوفرکانسش نباشیداین فایل روهم نمیبینیدپس خوشحال باشیدوقتی این فایل روببینیدقطعا شماهم هدایت میشیدبه این زیباییهایی که استادتست کردن ولذت بردن ///
درکل استادخواستم هم ازتون سپاسگزاری کنم بابت این لذتهایی که بهمون نشان دادیدوهم تحسینتون کنم.دوستون دارم
بهترینهاروبراتون آرزومندم”یاحق//
سلام به استاد عزیزم
چقدر لذت بردم از تک تک لحظاتی که فیلم گرفتین همش میخواستم این فیلم طولانی تر باشه تا بیشتر لذت ببرم و لحظه به لحظه اش رو خودم تصور کردم در اون محل چقدر زیبایی
چه جاده زیبا و حیرت آوری چه مه قشنگی من عاشق مه هستم
من عاشق توت فرنگی هستم درست یه فیلم رویایی بود برام چیزهایی که عاشقش بودم رو در واقعیت دیدم
چقدر اون شکل توت فرنگیا زیبا بود چه میوه خوشکلی خدا آفریده و چقدر فراوان و چقدر نیاز داشتم این فراوانی رو ببینم یاد سفر خودم به اردبیل افتادم که جاده رو که میری سرتاسر فراوانی و نعمت خداوند رو میبینی و لذت میبری
چقدر این طاوسها خوشکل بودند هر لحظه که این پرندگان زیبا رو دیدم فقط الله اکبر بر زبانم جاری شد
و اون رقص و شادی که تیر خلاص رو زد چه صحنه شاد و هیجان آوری
و اون کبابهای خوشمزه نوش جون همگیتون
استاد ای کاش بیشتر فیلم از اینجور چیزا میزاشتین
الهی شکر واقعا امشب نیاز داشتم به چنین فیلم رویایی
ممنونم استاد جان
جای خانم شایسته هم خیلی خالی
سلام به استاد نازنینم
استاد جان، مدتیه تصمیم گرفتم خیلی فکوسیتر و جدیتر روی خودم کار کنم و از همون روز، انگار همهچیز توی زندگیم تغییر کرد. البته اگه دقیقتر بگم، از روزی که دوره «احساس لیاقت» رو شروع کردم این تغییرات برام رقم خورد. فقط دو جلسه گذشته، اما همین دو جلسه اونقدر برام آگاهی داشت که انگار جلسه آخر دورهست!
دیگه فقط به همون دوره اکتفا نمیکنم؛ هر جایی از سایت که میرم، هر فایل مثل یک کتاب پر از آگاهی برای من شده.
وقتی شما دربارهی «هدایت» حرف زدید، ناخودآگاه یاد یک ماه اخیر خودم افتادم. مخصوصاً توضیح زیبایی که توی دوره روانشناسی ثروت 3 دادید؛ اینکه بهجای اینکه خودت بخوای خیش رو دست بگیری و زمین رو شخم بزنی، از وسیلهای استفاده کنی که کارت رو راحتتر میکنه. یا بهجای اینکه خودت ساعتها بستهبندی کنی، وسیلهای میاد که همه رو بهتر و سریعتر انجام میده. این مثالها مثل چراغی توی ذهن من روشن شدند و موضوع هدایت برام خیلی خوب جا افتاد.
از اول امسال با چالشی در رابطهم روبهرو شدم. چالشی که باعث شد خودم رو جدا از ازدواجی ببینم که هفت سال ازش گذشته بود و همیشه فکر میکردم نمیتونم ازش دل بکنم. این چالش منو به سمت دوباره شروع کردن دوره روابط کشوند، اما همونطور که شما گفتید «باید صبر کرد»، من هیچ اقدامی نکردم و فقط از خدا خواستم که منو هدایت کنه.
مثل شما، خودم رو در این سفر «بیطرف» دونستم و هر شب و روز توی ستاره قطبیهام مینوشتم:
«خدایا من هیچم و تو همهای. تویی دانای کل، تویی قدرت بیانتها و من نادانم.»
و همونجا بود که هدایتهای خداوند رو بهوضوح در زندگیم دیدم.
خداوند در قدم اول کسی رو وارد زندگیم کرد که من ازش با عنوان «جهان» یاد میکنم. کسی از بچههای آگاه همین سایت که به من یادآوری کرد چقدر توانمندم، چقدر زیبا هستم، و چه چیزهای مهمی رو توی زندگیم فراموش کرده بودم. حضور اون جهان باعث شد عزتنفس و لیاقتم رو دوباره بشناسم.
اما همونطور که فرستادهای از طرف خدا بود، وقتش رسید که بره. من هیچ تلاشی برای رفتنش نکردم، فقط دوباره هدایت رو از خدا خواستم، و خدا طوری این جهان رو از زندگیم بیرون برد که هنوز در شگفتی اون هدایت هستم.
اینجا بود که واقعاً معنای آیهی زیبای خدا رو با تمام وجودم لمس کردم:
وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ…
دیدم وقتی همهچیز رو به خودش میسپارم، همهچیز درست میشه. خدا اول منو به کنکاش در رابطهم هدایت کرد، بعد به شناخت لیاقت درونم، بعد به دیدن جلوهای از خودش در قالب یک «جهان»، و حالا به این دورهی ارزشمند.
این بار، بدون اینکه آسیبی ببینم، بدون اینکه قلبم خطی بخوره، هدایت شدم. چون باور کردم:
«من به هر خیری از طرف تو فقیرم.»
و خداوند مهربون منو لایق هدایت شدن دونست.
استاد عزیزم، تنها میتونم ازت تشکر کنم. تو هم جهان منی. با فایلها و نوشتههات مسیر رو برام روشن کردی.
آفرین به من برای انتخاب این جهان پر از برکت.
سلامی دیگه به استاد عزیز جناب سید حسین عباسمنش و تک تک دوستان عزیزم در این جمع بزرگ و گرم و دوست داشتنی.
استاد برای من خیلی طول کشید تا بلاخره مفهوم و معنا و احساس هدایت های خداوند و جهان هستی رو درک کنم به صورت کامل.
یه دورانی این موضوع هدایت برای کمی گنگ و نا مفهوم بود همیشه منتظر اتفاقات عجیبی بودم یا یک ندایی که به وضوح بشنوم صداش رو و من رو هدایت کنه. اما آرام آرام هدایت رو درک کردم. هدایت میتونه یک جمله در یک زمان خاص از یک نفر باشه.
میتونه مسیر حرکت یک پرنده باشه.
میتونه زنگ خوردن موبایل باشه.
میتونه به موقع رسیدن یا حتی نرسیدن به یک قرار یا کار اداری یا هر چیز دیگه باشه.
حتی پنچر شدن ماشین.
حتی بین راه دیدن یک دوست و کمی توقف.
یک پیشنهاد.
یک موزیک در لحظه ای خاص.
یک ویدیو یا یک فیلم که پیامی واضح داره.
ممکنه قرار گرفتن در مسیری جدید باشه.
هر کدام از اینها پیامی دارن…
هدایت میتونه در جز به جز این جهان و از طریق هر کسی و هر چیزی اتفاق بیوفته، حتی از طریق آب و هوا
شاید برای بیشتر دوستان حرف های من عجیب باشن اما اجازه بدید چند نمونه ی جالب از داستان هدایت و حتی نجات جونم رو براتون بگم.
روزی از مسیر روستا بر میگشتم برای اومدن به شهر لازمه که مسیری رو از روستا به یک منطقه ای که وصل میشه به جاده اصلی و به سمت شهر میاد بریم. میشه از روستا بیای روی جاده ماشین سوار بشی و به اون منطقه برسی و بعد اونجا ماشین های گذری زیادن. یک روز که در حال برگشتن به شهر بودم و مجبور بودم بنا به دلیلی با ماشین مسیری برگردم، رسیدم به اون منطقه و منتظر ماشین شدم و یک پژو مشکی 405 چراخ زد به این معنا که الان نزدیکت میشم بگو کجا میری خواستم مسیرم رو بگم که موبایلم زنگ خورد و دیدم مادرمه، از اونجایی که من همیشه تماس های مادرم رو جواب میدم در هر شرایطی چون بنده خدا کمی استرسی هست و نمیخوام اذیت بشه، در حین اینکه گوشی موبایل رو تماشا کردم و جواب دادم ماشن کمی کنار من سرعتش رو کم کرد و من یه حس عجیبی داشتم برای گفتن مسیرم کمی مکث کردم یه مکث کوتاه و بخشی از حواسم هم پیش مادرم و حرفهاش بود که راننده ی ماشین تصمیم گرفت بره و بیخیال بشه و منم یک لحظه بین جواب دادن و حرف های مادرم و اون مکث کوتاه موندم و تمام اینها کلا چند ثانیه اتفاق افتاد.
پس از پایان صحبت با مادرم خداحافظی کردم و پنج دقیقه بعد ماشین دیگه ای اومد مسیر رو گفتم و سوار شدم تا شهر حدود 30 دقیقه فاصله بود. توی جاده حرکت کرده بویدم حدود 10 دقیقه ای که توی ماشین بودم دیدم کمی جاده شلوغ شده و ماشین ها آروم تر حرکت میکنن. باورتون نمیشه بگم چه اتفاقی افتاده بود: همون 405 مشکی که من 10 دقیقه پیش خواستم سوارش بشم از جاده خارج شده بود به چندتا درخت برخورد کرده بود چون مشخص بود درخت های کوچیکی بودن شکسته شده بودن. به تپه ی بغل جاده برخورد کرده بود.. خدا رو شکر راننده سالم بود ماشین هم خسارت خیلی جدی ندیده بود ولی کاملا مشخص بود که قسمت هایی از ماشین داغون شده بود.
من معمولا به اتفاقات بد این چنینی توجه نمی کنم و تعریف نمی کنم اما این یکی فرق داشت چون ممکن بود اون اتفاق گریبان گیر منم میشد… در اون لحظه مات و مبهوت شدم، یاد تماس مادرم افتادم یاد حرف های استاد در مورد دستان خداوند افتادم که در اون لحظه مادر خودم دستی شد از طرف خدا… چشام پر اشک شد دیدم تار شد و دلم میخواست مثل یک بچه ای که با تمام وجودش برای چیزی گریه میکنه گریه کنم. در اون لحظه متوجه شدم گفتم ممکنه این اتفاق برای همه نیوفته ممکنه هم بیوفته. اما مهم اینه من آگاهم بهش و میدونم از کجا آب میخوره. مهم اینه من میدونم دستان خداوند یعنی چی…
یبارم رفتم کوه، یه کلاغ رو بالای درختی دیدم، پرواز کرد رفت قسمت پایین تر کوه، قبلش به چیزی فکر نکرده بودم در همون لحظه بدون اینکه دنبال نشونه باشم به خودم گفتم دنبال همون کلاغ میرم قسمت پایین تر… از همون مسیری که کلاغ پرواز کرد و ارتفاع خودشو کمتر کرد و از دید من ناپدید شد، منم گفتم همین مسیر رو کمی میرم پایین تر کنجکاو بودم، کمی که به پایین تر اومدم بیشتر کنجکاو شدم چون نشونه هایی از حضور قبلی انسان ها می دیدم و بیشتر مطمئن شدم اینجا حتما جای نشیمن گاه خوبی داره.
به پایین تر که رسیدم به یک کلبه ی چوبی کوچیک رسیدم که تقریبا سالم بود ولی کامل نبود. یک محوطه ی تخت بزرگ با یک منظره خارق العاده از طبیعت در ارتفاع حدود دو هزار متری… داشتم دیوانه میشدم از زیبایی و منظره و حسی که داشت. سریع موبایلم رو در آوردم و شروع کردم عکس و فیلم گرفتن بعدش نشستم روی تکه سنگی و انقدر اون منظره رو نگاه کردم و تحسین میکردم و خدارو شکر میکردم که غرق این احساس زیبا شده بودم و تصمیم گرفتم شب رو اونجا بمونم با اینکه خیلی ترسیده بودم تنها بودم و کلبه هم سالم بود اما در و پیکرش خیلی محکم و مطمئن نبود و کلبه ی کوچکی بود صرفا یک استراحت گاه کوچیک که با چوب و خلاقیت ساخته شده بود هر کی ساخته دمش گرم.
شب موندم ولی بیشتر ساعات شب رو بیدار موندم کنار آتیش کمی از حیوانات وحشی میترسیدم چون اون منطقه حیوانات وحشی زیاد داشت.. تجربه ای بود که هم ترس توش بود هم هدایت هم عشق و سکوت و تنهایی و آرامش و طبیعت.
خواستم بگم در موضوع هدایت دنبال چیز عجیب و غریب و ماورا طبیعی نباشید، کمی دقت کنید و رها باشید و توجه کنید، میفهمید در ساده ترین اتفاقات روز مره هدایت وجود داره، هر لحظه…
بسم االله النور
سلام و درود خدمت استاد عزیز و مریم جان و تمام دوستانم در سایت بهشتی
استاد سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند
خیلی لذت بردم از این جاده زیبا این همه زیبایی این همه فراوانی
خدایا شکرت چه مزرعه بزرگی از توت هست
چه توت های تازه ای چیدید چه ایدهای به کار میبرن
چقدر آب ابن رودخانه زیاده مردم چقدر شادن
بچه لذت میبرن
استاد ممنونم از هدایت گفتی از قانون گفتی
امروز استاد ظهر خوابیدم تو خواب شما داشتید از شکرگزاری حرف میزدید چقدر خوشحال شدم از خواب بیدار شدم به پسرم گفتم استاد تو خواب از شکرگزاری حرف زد
وای خدای من چقدر این طاووس زیباست
چقدر طاووس زیاده آزادن کسی کاری بهشون نداره واقعا ابن مردم قابل تحسین هستن
پرهای طاووس چقدر زیبایت
این طاووس سفید چقدر زیباست
استاد چه جاهای خوبی هدایت شدن چه دوستانی پیدا کردن
نوش جونت استاد این کوبیدهای آبدار ابن کله پاچه تازه
من بکی تو یخچال دارم گذاشتم همسرم بیاد با هم بخوریم
چقدر زیبایی تو این فایل بود
چقدر فراوانی دیدم خدایا شکرت
استاد ممنونم این زیبایها رو با ما به اشتراک می زارید
خدا خیرت بده