این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/08/abasmanesh-6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-08-29 06:05:102025-08-29 06:05:59سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250
366نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
گشایش دهنده هستی گسترش دهنده کائنات، باز کننده راه ها ،درب ها ، و هر آنچه که ما فکر می کنیم گره است
به نام خدایی که کلید تمام راه حل ها دستش است
دانای اُمور است و قدرت زیاد برای انجام اُمورش دارد.
خدایا شکرت برای چشمانی که توانایی دیدن این همه زیبایی که تو آفریدی را دارد.
این فایل اختصاصا تمرکز روی زیبایی ها بود
اول تشکر کنم از استاد که این عکس زیبا و چشم نواز را برای کاور فایل انتخاب کرد.
خود این عکس ی دنیا فراونی و زیبایی را فریاد می زند.
و بعد تصاویر بی نظیر جاده ساحل خانه ها طاووس ها کباب ها و کله پاچه خوش رنگ و لعاب ، که همگی نمود فراوانی و وفور است البته برای کسانی که فراوانی را باور دارند .
از دیروز این جمله تو ذهنم تکرار میشه :
اول باور می کنی بعد می بینیش.
این جمله مثل شمشیر دو لبه است. از هر سمتی باور کنی همون را میبینی. اگر سختی ، نیستی ، نداری را باور کنی پس همون را میبینی و اگر خوشی راحتی وفور و شدن را باور کنی ، همون را میبینی.
پس اگر استاد این حد از آزادی مالی زمانی مکانی ، این حجم از زیبایی و این ازدیاد آدم های خوب را تو زندگیشون میبینن، اول این ها را تو ذهنشون ساختن تجسم کردند ، با مثال و پیدا کردن الگو منطقی کردن دائم این خوبی ها را تکرار کردن تا تبدیل به باور شده و بعد دیدن .
خدا را شکر می کنم تو این مسیرم و دارم تمرین می کنم به تغییر زاویه ی دیدم
چون چند شب قبل که کد های مخرب ذهنم بالا اومد دو تا نکته مثبت برام داشت .
اول اینکه رو چه باورهایی باید بیشتر کار کنم پس این اصلا بد نیست ، درسته تمام تلاش من این است که تو حال خوش بمونم اما موندن تو حال خوش باید اصولی و ریشه ای باشد باید حواسم به پاشنه های اشیل باشد ، باید ترمز هام برطرف بشود و این الارم ها اومدن که همین را بگن
دوم اینکه اگر من قبل بود هفته ها یا ماه ها در گیرش می شدم اما تونستم طی 24 ساعت کنترل ذهن را دست بگیرم .
تازه فهمیدم وقتی حالم ناخوش میشه یک کد مخربی ، ران شده و خدا می خواهد که اون شناسایی بشود .
شاید یکم طول یکشد ، شاید آن قدر مخفی باشد و عادی که نبینمش ، متوجهش نشوم اما باید به خدا بسپارم تا اون بهم نشونش بده . تازه راه حلش را هم میگوید ولی این بستگی به من دارد که چقدر گوش شنوا داشته باشم و پای عمل کردن
موقع خوندن کامنت قشنگت دو بار زنگ ها به صدا در اومدن برام:
1- اول باور می کنی بعد می بینیش.
2- درسته تمام تلاش من این است که تو حال خوش بمونم اما موندن تو حال خوش باید اصولی و ریشه ای باشد باید حواسم به پاشنه های اشیل باشد، باید ترمز هام برطرف بشود و این الارم ها اومدن که همین را بگن.
خیلی کاربردی بود و بهم نکاتی رو یاداوری کرد.
ممنونم برای اینکه وقت و انرژیت رو در جهتِ نوشتنِ کامنت های زیبا، صرف میکنی.
یکی از سپاس گزاری های جذاب من از خدا اینه که:
ممنونم که خوندن کامنت های کاربردی و الهام بخش رو رزق من میکنی.
تحسینت میکنم نفیسه جانم.
جمله هات مسیولیت پذیری رو به یادم آورد.
مسیول زندگیم خودمم.
هر جایی هستم، دقیقا فرکانسشو خودم میفرستم.
باورهام، شرایطمو میسازن.
هر جایی هستم، درست ترین جای ممکنه، چون من تو همون مدار و فرکانسم.
اگه میخوام عوض شه، باید توجه ام رو عوض کنم.
باید دقت کنم چه افکاری تو ذهنم مدام جاری میشن.
حرکت عملی کنم برای بهبودم.
حالِ خوب اصولی، یعنی درک کنم کجا باید اعراض کنم، کجا باید حلِ مسیله کنم.
تشخیصِ اینکه کجا نادیده بگیرم، کجا اتفاقا دنبال حل مسئله باشم، به بهبودم کمک زیادی میکنه.
اینکه وقتی میزون نیستم، اول کمی فاصله بگیرم از اون موضوع، بعد درسش رو پیدا کنم که چی باعث شده میزون نباشم.
اینکه توجه کنم به الگوهای تکرار شونده تو احساساتم، عملکردم، کلامم، رفتارم.
اول بهت تبر یک بگم برای اینکه کامنتت توسط مریم جان امتیاز گرفته
واقعا خوشحال شدم و به دوستی باهات افتخار کردم.
الان اتفاقا مدرسه هستم
زنگ تفریح دیدم چقدر تفاوت هست تو خصوصیات ما آدم ها با هم.
از بچگی روحیات متفاوتی داریم.
بعد ما می آییم چکار می کنیم خودمون را با بقیه مقایسه می کنیم.
تا امروز معنی اینکه استاد میگه ما آدم های متفاوتی هستیم با گذشته متفاوت را خوب درک نکرده بودم و میدونم هر روز درکمون بهتر میشه
سمانه جان دوستکروم.
امروز یک کامنت خوندم که نوشته بود استاد تو کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم گفتن اندازه ظرف ما به اندازه فرکانس هایی است که می فرستیم و وقتی تو کامنت سمانه عزیزم توضیحات کامل راجع به ارسال بهتر فرکانس خوندم . تو ذهنم مچ شد
ممنونم بابت تمام محبت هات و نوشته هات بابت خودت بودنت.
سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم ،امیدوارم در پناه خداوند متعال شاد و سالم باشید.
ممنونم استاد جان که این تصاویر قشنگ و عالی رو برامون ضبط کردید و میدونم خیلی براتون سخت بوده چون در اوایل این سریال گفته بودید علاقه ای به ضبط سفرها ندارشتید و خانم شایسته با اصرار خودشون باعث ایجاد سریال سفرنامه شدند ،تشکر ویژه از خانم شایسته که باعث و بانی این چنین سریالی شدند که در جهان تکِ ، بینظیره و موجی از احساس خوب رو همراه داره- بسیار خوشحالم که یکی از بینندگان این سریال مقدس هستم .خدایاشکرت که درسهای مهمی از دیدن این سریال میگیرم.
قسمت 250:
تا زدم رو فایل گفتم اع استاد سانفرانسیسکو عه ! این هم از برکات این سریاله که با شهرهای امریکا آشناییم تا منظره ای میبینیم سریع تشخیص میدیم کجاست!
ـــــــــــــــــــــــــــــ
داستان این فایل سرسپردگی به خداست ،داستان الهامات خداونده ، داستان هدایت بی قید و شرط ما توسط خداست که برای تک تک مون اتفاق افتاده و هرکدوم داستانهایی داریم از هدایت بینظیر خداوند در شرایط مختلف در حالیکه فکرشم نمیکردیم به شکل جادویی هدایت شدیم و الهامات الله رو دریافت کردیم.
_
داستان هدایت از جایی شروع میشه که ما سمت خودمون رو به درستی انجام بدیم یعنی اجازه بدیم هدایتها وارد زندگیمون بشه ، قلبمون رو آماده ش کنیم ،گوشهامون رو تیز کنیم ، چشمانمون رو بازتر کنیم
و خدایی که هیچوقت خُلفِ وعده نمیکنه در سمت دیگه ی این داستانه.
خوندن سوره شمس و قسم های خداوند در مورد الهام کردن به انسان ،باید هرچی دل نگرانی و ترسه از وجودمون پاککنه
خدایا حافظه ام رو قوی تر کن تا همیشه یادم باشه که تو در هر شرایطی خوب و بدم رو الهام میکنی و این رو بر خودت واجب کردی .
خداوندا ایمانم رو قویتر کن تا باور کنم مثل برگی در باد نیستم .
خداوندا ایمانم رو قویتر کن تا بتونم به الهاماتم بیشتر عمل کنم.
خدایاشکرت که شناختم از خودم بیشتر و بیشتر شده ،به لطف آموزه های استاد متوجه شخصیت خودم هستم با توضیحات در دوره آفرینش و چه در دوره لیاقت و این باعث میشه وقتی گرفتار مقایسه کردن میشم خیلی زود راهشو ببندم ، من ذهن خیلی منطقی دارم همون ذهنی که تجسم کردن براش سختتره، عمل به الهامات کمی دشوارتره ،از اونطرف استنباط قوی ای داره ، محاسبات بینظیری داره ،منظمه و…….. همون خصوصیاتی که تو قانون آفرینش در مورد نیمکره سمت چپ توضیح دادید ، قبلا مقایسه میکردم خودمو با بقیه ای که راحتتر الهامات رو میشنون ،میپذیرن و عمل میکنن ، راحتتر شرایطی رو خلق میکنن ولی از وقتی فهمیدم چه ویژگی هایی دارم آرومتر شدم و با همین حرکت میلیمتری خیلی خوشحال میشم چون میدونم با همین حرکت های کوچیک اما مداوم تغییرات شگفت انگیزی برام خلق میشه – همونطور که قبلا خلق شده و من با همین حرکت های مداوم میتونم بهتر بشم نه با جهش های چندین متری که تکاملشو طی نکردم.
خدایاشکرت که نسبت به قبل خیلی بهتر شدم ،دیدگاه های من زمین تا آسمون تغییر کرده – عقاید بی پایه و اساس رو کنار گذاشتم ، نگرانی ها و ترسهام کمتر شده ، نگاه سیستمی به جهان رو بیشتر از قبل درک کردم ، وابستگیام کمتر شده و ……
ــــــــــــــــــــــــــــ
تو این روزها در جریان آموزش و مهارتی که براش تلاش میکنم بیشتر از قبل به خدای درونم رجوع میکنم ، دیشب تلاش میکردم برای نصبِ ابزاری مهم ، ولی خطا دریافت میکردم ، چندین بار اول با حس نه چندان خوب همون مسیر قبلی رو تکرار کردم ولی یک آن با خدای خودم حرف زدم و گفتم خدایا تو بهم بگو راهش چیه ذهن من کم میاره در برابرت تو دانای مطلقی تو بگو و چون میخاستم از اون فضا فاصله بگیرم رفتم دو تا لیوان شستم ، در این حین خداوند توانا و رب قدرتمندم ایده ای داد که راحت تر بود و خطایی دریافت نکردم چون نیاز بود اطلاعاتی رو از جایی وارد صفحه نصب کنم بهم گفت به جای تایپ کردن، اونها رو از صفحه قبلی کپی و پیست کن ! چقدر راحت بود ! چون به آندرلاین ها توجه نکرده بودم ! خدایاشکرت که همیشه سریع الاجابه هستی ، خدایاشکرت که همیشه در دسترسی .
ـــــــــــــــــــــــــــ
بعد از حل این چالش کلماتی با خودم مرور کردم:
برای خدا فرقی نداره بخوای یه نرم افزار کوچیک نصب کنی یا بخوای بزرگترین گره زندگیت رو باز کنی ،خدا همون خداست هدایتش همیشگیه ، سیستم کار خودشو میکنه این تویی که برای مسائلی که از نظرت بزرگ و غوله جلوی هدایتش رو میگیری، یادت باشه برای خدا بزرگ و کوچیک تعریف نشده ، خدا عدد و رقم نمیشناسه هزار تومن بخای میده هزارمیلیاردم بخوای میده ! این ذهن خودته که محدوده ، بزرگ فکر کن ، خودت رو قسمتی از خدا بدون که راه حل تمام مسائل درونشه باور کن که میتونی بزرگ باشی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
استاد عزیزم توضیحات شما باعث شد سفرهای بی برنامه و هدایتی خودمو مرور کنم ، هروقت بصورت هدایتی سفر کردم سفرم خیلی رویایی پیش رفته کمترین هزینه بیشترین تفریحات قشنگترین مکانها نمونه اش همین یکماه پیش که دلم سفر خاست و سپردم به خدا چون دستم آزاد نبود اونجوری که دلم میخاد سفر برم و خرج کنم . همون روزها دوستم گفت من میخوام برم مسافرت تو فلان شهر ولی تنهایی چون اولین بارمه دوس ندارم لطفا توهم بیا! و منم با کمال میل قبول کردم ما بهترین مکانها رفتیم، بهترین رستورانهای سنتی رو پیدا کردیمو ماهی کبابی عالی خوردیم بهترین مکان هتل گرفتیم شبها بعد از اینکه برمیگشتیم هتل چایی و آجیل به راه بود و درمورد قشنگی های روزمون حرف میزدیم و غش غش میخندیدیم جاهای قشنگی رفتیم و تمام هزینه های منو خدا پرداخت کرد! حتی با اصرارهای فراوان، دوستم قبول نکرد ریالی پرداخت کنم! گفت من خاستم دعوتت کنم همراهم باشی همین که اومدی بیشتر از اینها ارزش داره .خدایاشکرت ، حتی در انتخاب شغل وقتی هدایتی جلو رفتم من از دید همه یه دختر لجباز و بی فکر بودم که نمیدونه داره چیکار میکنه!!! ولی شغلم بهترین انتخاب اون زمانم شد رو ابرا بودم و چقدر خوش میگذشت و بقیه تعجب کردن و میگفتن چقدر شانس داره! ببین خدا چجوری هوای بعضیا رو داره!
ـــــــــــــــــــــــــــ
چقدر تجربیات شما در این مسافرت ارزشمنده خیلی ممنونم که تصمیم گرفتید این فایل رو به اشتراک بذارید چون ایمانمون رو قویتر میکنه ، دلهامون رو جلا میده .
این فایل از جمله فایلهایی بود که نمیدونستم از کدوم قشنگیش صحبت کنم ! بخاطر همین هرچی که دلم گفت نوشتم و پایانی نداشت (^^)!
تشکر ویژه میکنم از دوستان خوبم که تقریبا همه کامنتاشون رو خوندم و لذت برم و کلی نکات مهم نوشتم.
الله زیباییها ،قدرت مطلق ، کریم ، رحمان، وهاّب و تنها منبع قدرت در کیهان
که اگر بهش وصل بشیم به قول خودش آسان میشیم به آسانیها
ادامه کامنت قبلیم که متاسفانه شارژ گوشیم تموم شد و مجبور شدم اینجا ادامشو بنویسم
غرق اون زیباییها بودم که صدام کردم بیا ناهار وقتی رفتم دیدم کلی دوستان جدید اضافه شدن ه بسیار دوست داشتنی و بینظیر بودند بعد از خوش و بش و آشنایی ناهار رو خوردیم و دوباره ارگ رو وصل کردم و بزن و بکوب شروع شد همه ریختن وسط کلی رقصیدن خیلی خوش گذشت یکی دو ساعتی به این شکل طی شد و رفتیم تو تراس بهشتی و و مادر اون دوستمون که میزبان بود که اصالتاً اهل تالش هم بود یه آشی درست کرده بود واسمون که یک وجب روش روغن داشت:)))) پر گوشت و قلم من عاشق آشم خانواده ما نخوردن من دو سه کاسه خوردم جای همه دوستان خالی خیلی خوشمزه بود
وقتی که آش رو خوردیم وسایل بار و بندیل رو بستیم و راهی رشت شدیم رفتیم به یه رستوران به نام کارن ، که البته مجموعه رستوران بود یعنی فست فود جدا ، کله پزی جدا ،قلیون و قهوه خونه جدا ، سالاد بار جدا ، جیگرکی جدا و در اصل همه اینا جزو همون مجموعه رستوران کارن میشد که صاحب این مجموعه با این ایده فوق العاده اومده بود تخت زده بود ، آب نما و یه طراحی بسیار بسیار زیبا داشت که این رستوران رو خاص کرده بود و چقدر کار این کارآفرین ستودنی و قابل تحسینه که تونسته این همه فضای بینظیر رو یکجا کنار هم جمع کنه و کلی ثروت بسازه دارم در مورد 12 ، 13 سال پیش صحبت میکنم زمانی که این اندازه کافه و رستوران به این شکل وجود نداشت و و اون آقا تونسته بود یه همچین جای بینظیری رو واسه مردم فراهم کنم باورتون نمیشه انقدر شلوغ بود که اصلاً جای نشستن نبود و باید کلی صبر میکردی تا میزها و تختها خالی شه تا بتونی بری از اون فضا استفاده کنی جالبه یه سری اتاقکها هم داشت شبیه بوم گردی بود که میتونستی شبانه اجاره کنی
خلاصه شام رو میل کردیم و رفتیم خونه اون دوستمون تو رشت خوابیدیم و صبح برگشتیم سمت خونه مون و این اتفاقات فوق العادهای که تو این سفر افتاد همش هدایتهای خداوند بود که من این همه زیبایی رو یکجا ببینم و با این حال که قانون رو نمیدونستم لی کیف میکردم تحسین میکردم میگفتم ته دلم میگفتم که خدایا چقدر زیباست ، چقدر فراوونیه
این داستان هدایت من به زیباییهایی بود که براتون نوشتم
حالا میخوام در مورد اتفاقات چند وقت اخیر بنویسم که فقط هدایتهای خدای مهربانم هست
داستان از اونجایی شروع میشه که من یکی دو ماه پیش بعد از برخورد با تضادهایی که برام به وجود اومد تصمیم گرفتم یعنی هدایت شدم به سایت و سعی کردم کامنت بخونم ، بنویسم و پاسخ دوستان رو بدم کلاً فعال باشم تو سایت و باورتون نمیشه خداوند چطور من رو هدایت کرد یه سری کامنت از دوستان نازنینم مثل :
محسن توحیدی نازنین ، مهدی سابقی نژاد عزیز ، فاطمه و رسول گرامی و سعیده خانم شهریاری و چقدر این دوستان کامنتهای فوقالعادهای نوشتند و نشان از مدار بالای این عزیزان داره و چقدر تاثیرگذاره همین جا تحسینشون میکنم بابت مطالب فوق العاده و آگاهیا و تجربیات بینظیری که در اختیار همه ما گذاشتند البته ناگفته نماند یه دوستانم بسیار بسیار فوق العاده عمل کردند و من لذت میبرم و از اونا هم درس میگیرم و خدا حفظشون کنه
حالا بریم سراغ هدایتهای خداوند اتفاقاتی که برام افتاد
همینطور که من توی کامنتهای این دوستان میگشتم میخوندم پاسخشونو میدادم یه سری باورها رو دیدم که این عزیزان دارن تکرار میکنن انجامش میدن و اونا رو تو دفترم یادداشت کردم و سعی کردم هر روز صبح با خودم تکرار کنم تا ملکه ذهنم بشه تا باورم بشه و یواش یواش رنگ اتفاقات تغییر کرد و آروم آروم خداوند این بود که مثلاً یکی از خواستههای من این بود :
دوست داشتم هنرجو داشته باشم واسه آموزش ارگ یعنی بهشون کیبورد یاد بدم من یه شاگردی دارم که ایشون 81 سالشونه ، یک خانم بسیار بسیار دوست داشتنی ، با محبت ، خوش برخورد و بینظیر که من نزدیک به دو سال به ایشون پیانو آموزش میدم لازم به ذکره که ایشون دکترای معماری دارند و استاد دانشگاه تو دانشگاه شهید بهشتی تهران هستند و هرجا هستند خداوند حفظشون کنه و و ایشون تنها هنرجوی من بودند طی این دو سال من رو باورهام کار کردم و خداوند درها رو باز کرد
یکی از دوستانم که آموزشگاه موسیقی دارن توی روستای پدری من تقریبا دو ماه و خوردهای پیش بود که به من پیشنهاد همکاری تو آموزشگاهشون دادن و من هم قبول کردم یادمه تو اوایل خرداد من به همراه همسر و پسر عزیزم همراه با ایشون و همسرشون رفتیم به یه سفر یک روزه به الموت و کلی خوش گذشت دیگه هیچ خبری نبود از آموزشگاه و هنر جو تا ه روزی داشتم این باورا رو کار میکردم یعنی تازه شروع کرده بودم یک ماه و نیم پیش بود ایشون تماس گرفت و گفت حمید جان اولین چراغ روشن شد یعنی اولین هنرجو اومد و من چقدر سپاسگزاری کردم ون روز داشتم میرفتم نما و یه شغل دیگه من در واقع خرید و فروش ماشین هستش بفروشم و یه شغل دیگه من در واقع خرید و فروش ماشین هستش وقتی که رفتم ماشینو نشون بدم گوشیم زنگ خورد و دیدم یک آقایی فت من یه دختر 8 ساله دارم و میخوام بیارم پیش شما گیان آموزش ببینه دقیقاً همون روز از صبح تا بعد از ظهر سه تا اتفاق فوق العاده هنرجو واسه آموزشگاه فروش ماشین و هنرجو شاگرد خصوصی برای خودم ، بعد اینکه با ایشون ملاقات کردم دخترشون رو دیدم و قرار شد که از چند روز دیگه شروع کنیم این عزیزان که رفتن من چقدر گریه کردم چقدر سپاسگزاری کردم از خداوند سجده کردم چقدر اشک ریختم هیچوقت اون روز رو یادم نمیره انقدر گریه کرده بودم که چشام پف کرده بود انگاری چهل سال گریه رو به خود ندیده اون روز قلب من باز شده بود میدونید چه حال و هوایی داشتم فقط به خاطر اینکه خداوند چقدر زیبا هدایتم کرد ،فقط به خاطر اینکه میشه ، هر کاری شدنیه چیزی که من چند سال پیش آرزوش رو داشتم الان به حقیقت پیوسته و دو تا هنرجوی جدید وااااااای خدای من این بینظیره
و بعد از شروع کلاس اون دو عزیز درها یکی پس از دیگری باز شد 10 روز دیگه دومین هنرجوی آموزشگاه اومد و به پنجشنبه گذشته یک هنرجوی دیگه به صورت خصوصی برای خودم اومد و و یه آموزشگاه دیگه تو محلمون ازم درخواست کرده که باهاش همکاری داشته باشم که اون جاهم قراره دو تا هنرجوی جدید برام بیاد همه اینا رو خداوند داره واسم ردیف میکنه و من باور دارم که من بدون خدا هیچم و هیچی نمیدونم و خداست که حامی و پشتیبان منه هر روز داری یه سورپرایزی بهم نشون میده و این چیزا جدیده و قبلاً اینا نبود از زمانی که شروع کردم به کار کردن روی باورهای توحیدی ، خوندن کامنتها ، گوش دادن فایلها همه چی داره عوض میشه همه چی ، خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارتم و به یاد میارم که طی یک سال گذشته چقدر حمایتم کردی چقدر درها رو واسم باز کردی ، دقیقاً زمانی که درمانده بودم ، عاجز بودم ، تسلیم تو شدم و خودت همه کار واسه من کردی ، کارهایی که معجزه بود و در اون لحظه بزرگترین خواسته من بود اما برای خداوند هیچ ، چون خداوند قادر مطلقه بسیار بسیار سخاوتمنده ، بسیار بسیار بخشنده و دهنده است ، بینهایت ثروتمنده و به قول استاد همه گنجها پیش خودشه همه الماسها پیش خودشه ، خداست که همه کارها رو ردیف میکنه و هیچ قدرتی بالاتر از اون نیست ، چون فرمانروای کیهانه چون ارباب اونه من بنده اون
خدایا بینهایت سپاسگزارتم
از خدا میخوام که من را هدایت کنه که ظرفم بزرگتر بشه که همیشه سپاسگزارش باشم و بهتر بشناسمش و همه چیز را از قدرت خودش بدونم خدایا هممون رو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادهای برکت دادهای فضل و رحمت و ثروت بینهایت دادهای
در پناه الله مهربان شاد سالم ثروتمند خوشبخت سعادتمند هم در این دنیا هم در آخرت باشید
برای دانلود فایل اومدم گفتم تا فایل دانلود بشه کامنت دوستان بخونم دومین کامنت از شما خوندم از اتفاقات قشنگ و خوندشون لذت بردم بابت هنری که دارین بهتون تبریک میگم و تحسینتون میکنم منم اهل شادی و موزیک هستم جدیدأ هم هدایت به گروه یوگا خنده شدم که بی نهایت دوسش دارم.در کامنتهاتون اشاره به باورهای توحیدی کردین که با کارکردن روشون نتیجه گرفتید میشه چند نا از باورهای توحیدی برامون بگید و چطور تغیرشون دادید؟ممنونم از آگاهی های ناب تون
از شما سپاسگزارم منم بهتون تبریک میگم که انقدر اهل موزیک و شادی هستین و چقدر خوبه که به گروه یوگا خنده وارد شدید
همونطور که استاد میگن باورها یه شبه تغییر نمیکنه ولی به میزانی که ما آماده باشیم و بخوایم که که تغییر کنیم اصلا خداوند خودش مارو هدایت میکنه و راه رو نشون میده
مثلا من اوایل که اومده بودم تو سایت یسری صحبتها رو فقط گوش میدادم و نمیتونستم خوب درکشون کنم و یواش یواش با ورودی هایی که از طریق فایلهای رایگان ، آگاهی دوره های استاد و کامنت دوستان یواش یواش یه چیزایی تو ذهنم بوجود اومد و هدایت شدم به دیدن الگوهایی که دارن یه نتایجی میگیرن و اینا کمک کرد که یکم موضوع باور برام روشن بشه که میشه بلورها رو تغییر داد
حالا طی دو ماه گذشته من تصمیم گرفتم و از خداوند خواستم که کمکم کنه باورهای توحیدی در خودم بسازم و ذریدم که خداوند من رو هدایت کرد به کامنت یسری از دوستان که جملات تاکیدی بینظیری رو نوشته بودن و من اونها رو یادداشت کردم و هر روز صبح بعد از بیدار شدنم شروع کردم به کار کردن روی اون جملات تاکیدی و هر سری باخودمم صحبت کردم که دقیقا همینه مسیر درست همینه و جواب میده بعد یسری اتفاقات فوق العاده افتاد که نشون میداد باورها دارن کار میکنن و داره نتیجه میده پس ایمانم قویتر میشد و همینطور این چرخه ادامه داره الان که فکر میکنم میبینم نسبت به 2 ماه قبل چقدر نوع نگاهم به موضوعات به اتفاقات تغییر کرده که چند تا از باورهای توحیدی رو مینویسم:
خدایا من بدون تو هیچم و هر آنچه که دارم از آن تو و از قدرت توست
خدایا هر چه که هستم ، تمام وجودم از قدرت تو و برای توست
خدایا من هیچی نمیدونم من ناآگاهم و تو آگاهی تو دانایی تو علیمی خودت بهم بگو چکار کنم خودت راه رو نشونم بده
خدایا تنها تو را میپرستم ، تنها بندگی تو را میکنم و فقط از خودت یاری و کمک میطلبم
خدایا مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ، برکت و ثروت بینهایت داده ای
خدایا من تسلیم تو ام و به هر خیری که از تو به من برسه فقیر و محتاجم
خدایا تو از رگ گردن به من نزدیک تری
خدایا تو سریع العجابی و خودت گفتی در هر لحظه پاسخ میدی به درخواست هام پس من سمت خودم رو درست میکنم و مطمئنم که پاسخ میدی و من آماده دریافتم
خدایا تو عالِم مطلقی ، تو قادر مطلقی ، تو تنها منبع رزق و برکتی
خدایا تو بینهایت وهّابی ، تو بینهایت کریم و سخاوتمندی
خدایا کمکم کن که بهتر بشناسمت
خدایا کمک کن هر لحظه سپاسگزار باشم
خدایا کمک کن بهتر خودم رو بشناسم
خدایا کمکم کن از درون رشد کنم و ظرفم بزرگتر بشه
خدایا من هیچی نمیدونم هیچی ، کمکم کن که مسیر درست رو برم ، خودت هدایتم کن
خدایا تو ارباب منی تو فرمانروای کیهانی تو قدرت مطلقی تو تنها منبع خیر و برکتی
خدایا کمک کن ایمانم به خودت بیشتر بشه و متوکل تر باشم توحیدی تر باشم
خدایا شجاعت قدم برداشتن رو بهم بده که حرکت کنم با ایمان به خودت
خدایا کمک کن ذهنم رو کنترل کنم تا فقط صدای خودت رو بشنوم
خدا با خودت میدونی که نجواهای شیطان همیشه هست پس خودت صدای اون نجواها را ببر پایین و صدای خودت رو در ذهنم بالا ببر
خدایا کمکم کن عمل گرا باشم
خدایا کمک کن همه چی رو از قدرت خودت بدونم و امتیازش رو فقط به خودت بدم چون فقط تو سزاوار ستایشی
خدایا عزیزم ای مالک من ای مالک تمام هستی
خدای من ای فرمانروای کیهان و مالک آسمانها و زمین قدرت تو بینهایته
ای خدایی که به همه امور آگاهی کامل داری و به هر چیزی مشرفی خودت پازل رو برام بچین و هدایتم کن و بهم الهام کن که چکار باید بکنم از چه راهی برم
الله مهربانم که رحمتت همیشگی ست ، که فضل و برکتت بینهایت است ظرف من را بزرگتر کن تا دریافت کنم
خدایا هر رزق ، نعمت ، پیشنهاد و فرصتی رو فقط از طرف خودت میدونم و ازت بینهایت سپاسگزارم که از طریق دستانت برام میفرستی
و زمانی که این باورها رو کار میکنم قلبم آرام میشه ، خیلی لطیف تر میشه نرم تر میشه و نگرانی و استرس هام کمتر میشه و احساس میکنم یه قدرتی هست که میگه خیالت راحت من همه کارها رو درست میکنم و این حسه خیلی خوبه و اتفاقات خوب میافته چون هروقت اینا رو کار میکنم قلبم مطمئن تره و خداوند پاسخ میده به بینهایت طریق پاسخ میده
مثلا همین یک ساعت پیش که از خواب پا شدم و کامنت شما رو دیدم این خودش یه نشونه ست و خداوند بهم میگه برو پاسخ بده به کامنت و من این رو خیریتی از طرف خداوند میبینم
یا 2 روز پیش میخواستم ماشینم رو بزارم نمایشگاه دوستم که همون لحظه همسرم تماس گرفت و گفت فردا تعطیله و پدرشون گفتن امروز بیاید پیش ما تا فردا هم با هم باشیم و من این رو خیریتی دیدم از طرف خداوند و گفتم چشم خدای بزرگم تو میگی برو و من همون لحظه انجامش میدم
میدونید یجور رها شدنه یجور مطیع فرمان خداوند و آماده دریافت نشونه ها و الهامات و عمل بهشون ، بقول استاد شاخک هاتون رو تیز کنید و شونه ها رو ببینید:)))
من به این شکل کار میکنم رو باورهام و سپاسگزار الله یکتا هستم که من رو داره هدایت میکنه و هر روز یه سورپرایز جدید واسم داره
یکم طولانی شد
خدایا ما را براه راست هدایت کن ، راه کسانی که به آنها نعمت ، ثروت و خوشبختی داده ای
و سلام به همه دوستان نازنین ، زیبابین و عزیزم در این سایت توحیدی
استاد در مورد هدایت ها صحبت کردین یادم میاد تا 12 سال پیش تو روستای پدری زندگی میکردم که با هدایت های خدای مهربان یه خونه ساخته بودیم و 4 سال اونجا زندگی میکردیم طبقه بالا خونه پدرم یه خونه 110 متری با ویو ابدی و بینظیر طوریکه یه تراس 12 متری داشت که کل منطقه زیر پامون بود و چقدر خونه زیباییه که البته الان دست مستاجره
تو همون سال بازم دعوت شدیم به ویلای یکی از دوستان مون تو ییلاق های تالش و من با این حال که قانون رو نمدیدونستم ولی این هدایت رو قبول کردم ، بعد از ظهر یکی از روزهای زیبای اردیبهشت بود که بهمراه خانواده همسرم راه افتادیم و تو صندوق ماشین ارگ و باند رو گذاشتم و زدیم به جاده و چقدر تو مسیر گفتیم و خندیدیم و کیف کردیم تا اینکه نزدیک غروب رسیدیم رشت خونه اون دوست عزیزمون که خودش ترک بود و همسرشون اهل رشت و بعد از یه ته بندی و چایی و… تقریبا داشت تاریک میشد که حرکت کردیم سمت ییلاق رفتیم و رفتیم و تو گردنه ها بود که هوا سرد شده بود خلاصه بعد تقریبا 2 ساعت رسیدیم به مقصد تو تاریکی مسیر رو نمیدیدم و فقط بوی تازگی و هوای بینظیر و خنک رو احساس میکردم و بعد از توقف وسایل رو پباده کردیم نزدیک 30 ، 40 تا پله رو رفتیم پایین یعنی ارتفاع ویلا خیلی پایین تر از جاده بود هوا سرد و کلی هیزم جمع کردیم ریختیم تو شومینه و یواش یواش یخمون باز شد، باجناق دوستمون هم اومده بود یه شام مختصر خوردیم و ساز رو چیدم و باند رو وصل کردم و شروع کردم به نواختن آهنگ که باجناق اون دستمون میکروفون رو گرفت و هر چی مینواختم میخوند و همه ریختن وسط از رقص شمالی گرفته تا آذری و…. چه شب باحالی شده بود همه خوشحال و سرشار از ذوق و حال خوب بودن ، وقت خواب شد به ما یه اتاق زیبا با پنجره های بزرگ دادن و یه لحاف که توش پر از پشم گوسفند بود دادن و چقدر لحاف گرم و نرمی بود تو اون هوای سرد واقعا آدم رو گرم میکرد خدایا شکرت چقدر خوب بود خوابیدیم و سر صبح دیدم همسرم داره صدام میکنه حمید گاشو صبح شده چشمام رو باز کردم و صورتم رو شستم که تو حال پذیرایی همسرم و خواهرش گفتن حمید بیا ببین چه خبره بیرون ، رفتم بیرون از ویلا (چون شب رسیده بودیم چیزی معلوم نبود)
وقتی رفتم بیرون دهانم باز مونده بود خداااااااای من واااااااااااای اینجا دیگه کجاست بهشته با من دارم خواب میبینم تا چشم کار میکرد چمن و مرتع بود که با پرچین زمین ها از هم جدا شده بود و روبرو تا نوک کوه جنگل بینظیر که رنگ درختا بخاطر اردیبهشت سبز کم رنگ (چمنی) زیبا چشم ها رو نوازش میکرد و پروانه هایی که رها بودن و روی گلهای رنگ و با رنگ مینشستن ، گوسفندا ،غاز و بوقلمون ارک ، خروس و مرغ با جوجه های کوچولو و آسیبهایی که در حال چرا بودن همه این زیبایی ها یه طرف صدای ضعیف آب که از دور به گوش میرسید و من رو صدا زدن بیاااااا گایین تر و وقتی رسیدم یه رودخونه زلال که کفِش دیده میشد رو نظاره کردم وااااااااای خداااااای من چقدر زیبا چقدر تحسین بر انگیز بود 2 ساعت نشسته بودم و زیبایی های اون بهشت رو نگاه میکردم و لذت میبردم و در واقع نا آگاهانه داشتم مدیتیشن میکردم سپاسگزاری میکردم با توجه به اون حجم از زیبایی
سلام به همگی امیدوارم حالتون خوب و لبتون خندون باشه،
نکته ها:
احساس من قطبنمای زندگی من،
عمل کردن به ایده های الهامی،
اعتماد و سرسپردگی در برابر خداوند،
جدا شدن از متعلقات دنیوی،
خارج شدن از محدوده امن،
خود کفایی و استقلال در تمام زمینه ها،
کمک کردن به دوستانم در حد توانم،
ایجاد تعادل بین عقل و احساسات،
قضاوت نکردن و عشق بی قید شرط،
نگاه کردن به موضوعات از زاویه دید خداوند،
همه چیز هدایت خداوند حتی شرایط به ظاهر نامناسب،
چقدر فراوانی توی این کشور زیاده،
تجربه ناشناخته ها و تقویت ایمان،
نگاه کردن به موضوعات از زاویه ای که به من آرامش بده،
پیدا کردن الگو ها تکرار شونده به وسیله قضاوت ذهن،
هیچ چیزی بین من و خالق جهان رب یکتا وجود نداره،
همه انسان ها در هر جایگاهی باشن به یک اندازه به خداوند دسترسی دارند،
هدایت خواستن در تمام جوانب از خداوند،
مرور اتفاقات و خاطرات برای تایید هدایت الهی و قویتر شدن ایمان به مسیر جریان الهی،
ایجاد ویژگی تسلیم بودن در برابر خداوند در خودمون،
همه چیز به خود من بستگی داره نه هیچ عامل دیگه ای،
ایجاد مسیر بدون مقاومت در خودم برای جاری شدن خداوند،
هیچ چیزی اشتباه نیست، همه چیز سرجاشه،
عجله نداشته باشم و از مسیر لذت ببرم،
توی آمریکاهم نفت برداشت میشه این موضوع مختص آسیا نیست…
خداوند بینهایت رزاق هست،
خداوند مالک تمام خزائن آسمان ها و زمین،
چقدر امنیت توی این کشور هست،
در صلح بودن مردم با خودشون،
در زمان مناسب در مکان مناسب بودن،
آگاهانه توجه کردن به زیبایی ها،
بینهایت سلیقه در جهان وجود داره،
تنوع در جهان باعث زیبایی بیشتر اون میشه،
وقتی دنبال زیبایی ها باشم جهان من با آدم هایی هم مدار میکنه که اونا مثل من هستن،
در لحظه زندگی کردن و لذت بردن از فضای موجود،
استاد عزیزم سپاس گذارم از اینکه این فایل رو با ما به اشتراک گذاشتین، خیلی لذت بردم و عاشقتونم…
من حدود 7 سالی هست که با شما آشنا شدم،
چقدر من چیز از شما یاد گرفتم و چه لحظاتی رو تجربه کردم که تا قبل آشنایی با شما تجربه نکرده بودم،
تجربه احساس رهایی و آرامش، و درک اینکه چه کسی مالک توست من تا حدی زیادی از اون باورهای شرک آلود دور کرده، باورهایی که من در بند خودشون کرده بودن و فکر میکردم این طبیعیه،
آره این طبیعت زندگی من بود که همچی قدرت داره توی زندگی من و من برگی در این باد هستم و هیچ قدرتی ندارم…
این طبیعتی که خودم ناآگاهانه خلقش کرده بودم، این خدایی که من برای خودم درست کرده بودم با پذیرش باورهایی که از اطرافم دریافت کرده بودم بدون فکر کردن، باعث شده بود تا اون شرایط ناخواسته رو تجربه کنم،
چون باورهایی که در من نهادینه شده بود بر پایه و اساس شرک نقطه مقابل توحید بود،
قدرت دست دیگران بود و عوامل بیرونی تاثیر گذار در زندگی من،
شخصیتم جوری شکل گرفته بود که هیچ چیز درست نیست و من در جایگاه خودم نیستم، جایی که حقم هست باشم اینجا نیست و داره به من ظلم میشه،
اصلا چیزی به اسم خودت مسئول زندگیت هستی رو نشنیده بودم، همه چیز همه کس حتی اتفاق اینجوری نشون میدادن که من قربانی هستم…
و این بخاطر نوع نگاه من، بخاطر شخصیت من و خدایی بود که در خودم به واسطه باورهای شرک آلودم به وجود آورده بودم…
اون شرک باعث شد تا بذر توحید در من جوانه بزنه، در واقع شرک نعمتی بود از طرف خداوند تا من رو به شکی عظیم برسونه در مورد همه چیز و نقطه عطف زندگی من از همینجا بود…
کسی که همه دورها و زورهاش زده بود و دیگه تسلیم شده بود و به نقطه ای رسیده بود که خدایا من نمیدونم تو به من بگو…
تولد دوباره من همین جا بود، من به خودم برگشتم و خودم رو مسئول تمام شرایطم دونستم و سعی کردم عاشق اون چیزهایی که داشتم باشم…
صفات خداوند رو از قرآن استخراج کردم تا جایی که عقلم قد میداد و سعی کردم در خودم ایجاد کنم…
عشق بی قید شرط رو از خدا یاد گرفتم و سعی کردم عاشق بقیه و خودم باشم،
هادی بودنش رو یاد گرفتم و هادی وجود خودم شدم چیزی که بهش تسلط کامل دارم،
رزاق بودنش یاد گرفتم و بخشنده شدم و فراموش کردم،
ابدیتم رو درک کردم و سعی کردم در لحظه زندگی کنم و باشم فقط،
تسلیم و خاشع بودن در برابر قوانین رو درک کردم و عجله نکردم،
و …
یکی از معانی خود یعنی کلاه یا خودی که جنگاوران و فرماندهان به طور کلی افراد هنگام فعالیتی برای حفاظت از خودشون بر سر میگذارند…
اگه ما آسیب پذیر شدیم بخاطر اون نوع نگاهی هست که خودمون برای خودمون ایجاد کردیم، چون کلاه خودمون نداشتیم و از …سر… داریم ضربه میخوریم…
خیلی این کلمات جادویی هستن و از هر زاویه ای با هر سلیقه ای بهش نگاه کنیم معنی رو دریافت میکنیم که تایید کننده مسیر و نوع نگرش ما هست…
اگه هدایت نمیشیم، اگه ضربه میخوریم، اگه دردمون میاد، اگه از زندگیمون راضی نیستیم بخاطر اون نگاهی هست که به مسائل و شرایطمون داریم…
نگاهی که نقطه مقابل سپاس گذار بودن، نقطه مقابل تسلیم بودن، نقطه مقابل خشوع هست و نتیجه مقاومت ضربات بیشتر و استحکاک هست…
سپاس گذاری و تسلیم بودن و خشوع رو باید ایجاد کرد و ساخت…
یاد تفاوت بین رب و خدا افتادم که استاد عزیزم مطرح کرده بود…
من برداشت خودم رو میگم نمیدونم چقدرش درست یا غلط،
رب یعنی پروردگار عالم ها، یعنی کسی و یا چیزی که هر آنچه که هست در این جهان قابل مشاهده و هر آنچه که ما درک نمیکنم در جهان غیر قابل مشاهده رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه و همیشه ثابت هست…
و خدا یعنی آن چیزی که تا کنون درک کردیم و پذیرفتیم و در ما تبدیل شده به شخصیت و باور و نوع نگرش شده در کل حقیقت زندگی ما و داره مارو به سمتی میبره که خودش رو بیشتر تایید و تکرار بکنه چون نیاز داره تا تثبیت بشه و ثابت نیست و قابل تغییره…
یاد اون آیه معروف افتادم که خدا به پیامبر میگه:
پیامبر این تو نبودی که تیر انداخت و اون هارو کشت این خداوند بود که اینکارهارو انجام داد…
ما اون بخشی از این منبع انرژی هستیم که ثابت و ماندگاریم، ما مسیر عبوری هستیم که که این انرژی برای عبور و شکل گرفتن نیاز داره، ما در مقام و جایگاه تجربه کننده به این دنیا اومدیم تا اون چیزی رو که به ما احساس بهتری میده رو بیشتر تجربه کنیم به گسترش این جهان کمک کنیم…
عاشقتم خدای مهربونم که داری ارتباط بین آگاهی ها ایجاد میکنی به هم وصلشون میکنی تا به درک واحدی از تو برسم،
امیدوارم بتونم رها باشم و مثل استاد عزیزم توی این از این مسیر زیبا لذت ببرم و هدایت های رب یکتا رو دریافت کنم…
امیدوارم مفید بوده باشه، این مسیر انتهایی نداره از خداوند در خواست میکنم تا من رو توی این مسیر توحیدی ثابت قدم بکنه،
خب البته که دیدن طاووس ها و ساحل دری و موج سواری و آتیش کنار ساحل هم بینهایت دلخواه و حس خوبی داد.
مرسی استاد بایت این فایل برای دقایقی و البته تا چندین ساعت حس خوبش همراهم هست.
الهی که دلم میخواد دقیقا بصورت زنده خودم تو این شرایط باشم
رها بودن در مسیر برای هدایت و سپردن لحظات به خدا عالیه
و اینکه قصد و نیت خوب برای اصلاح تغذیه قانون سلامتی به اون فرد رو داشتین ولی خب مقاومت داشتن دیگه شما بهشون به زور نخواستین بگین که این نتیجه و جواب میده آفرین به شما واقعا که با سلول سلول وجوذتون میدونید جوابه ولی خب مثل خدا که میگه من میتوونم کاری کنم همه ایمان بیارن ولی به زور نمیکنه
قبل از دیدن ابن جلسه مثل خیلی وقتای دیگه گفتگوی ذهنیم این بود که بازم یه فایل دیگه که اینم مثل بقیه و من که فقط میتونم ببینم اما حس و حال عجیب دیگه ای رو که برام نداره ولی وقتی یه خورده رفت جلوتر دوربین رفت رو سرسبزی و رویایی بودن مسیر با انبوهی از درختان و سبزه واری یهو منم دلم مسافرت خواست و چنان احساس زیبا و سپاسگذاری به من داد که همون موقع از اون جنس احساس سپاسگذاری فهمیدم خداوند به همین زودی هدایتم میکنه به یه مسافرت خیلی خوب و خوش آب و هوا و لذتبخش
واقعا هرکدوم از این فایل ها نمادی از زیبایی و لطف خداوند مهربانه
وقتی منم دیدم این پمپ ها دارن نفت رو از دل زمین استخراج میکنند و به خورده اونورتر یه عالمه باغهای درخت و میوه ست یاد خودم افتادم که همیشه به این فکر میکردم که خدایا چقدر تو بزرگ و بخشنده ای که از دل همون زمینی که ما گواراترین آب آشامیدنی و میوه و غذا میخوریم از دل همون زمینم بی نهایت نعمتهایی مثل مواد نفتی برامون گذاشتی و این بخشندگی و تنظیم رو باید بی نهایت تحسین کرد که هیچکدوم با همدیگه مخلوط نمیشه بااینکه در دل یه زمین هستند چونکه این ترتیب و قدرت خلقه که هرچیزی در جای خودش قرار میگیره
یکی دیگه از نکات تحسین برانگیز آمریکا اینه که چقدر معادن و نعمت های فراوان داره
و نکته بعدی تحسین برانگیزش اینکه مثل این شهری که یه عالمه طاووس برا خودشون دارن آزاد زندگی میکنن اما هیچکس باهاشون کار نداره تازه بهشون غذا هم میدن این واقعا تحسین برانگیزه از اینهمه فرهنگ و چشم و دل سیر بودن
واقعا خیلی وقتا از خداوند بی نهایت تشکر میکنم که منو به مسیر درست هدایت کرد چونکه دیروز با یکی از دوستانم صحبت میکردم که یه فرد تحصیل کرده با مهارت کاری در اجتماع و همین طاووس هارو براش مثال زدم که چقدر مردمش بافرهنگ و چشم و دل سیر هستند
بعد که همینطور داشتیم حرف میزدیم اصلا صحبت رفت به سمت های دیگه که دیدم یهو گفت آخه این چه کاریه که در آمریکا اسلحه آزاده حتی بچهای زیر18سال هم میتونند اسلحه بخرند و توی مدرسه یا جاهای دیگه آدم میکشند بعد من همینطور فقط نگاهش کردم و خیلی زود بحث عوض کردم و توی دلم یه خنده کردم گفتم ببین بنده خدا هیچ اطلاعاتی نداره فقط داره شنیده ها و دیدگاه مدار خودشو برزبان میاره
*اما من که دارم در این جلسه فقط مراقبه
سپاسگذاری،فرهنگ،چشم و دل سیر بودن،شخصیت،ایمان و احساس خوب رو میبینم از این مردم ،از دیدن این فایل مخصوصا از اونجایی که دوربین روی درختان در مسیر هست اصلا برامن خیلی رویایی و ملکوتی بود*
استاد چقدر لذت بردم از این کباب های آبدار که دهنم آب افتاد و این دوست عزیزمون که چقدر داره با عشق کباب هارو باد میزنه و آماده میکنه معلوم میشه که ابن آدم خوش سفره
چونکه لبش خندان و مثبته
خدایا شکرت از 250 بار من در مسیر لذت و خداگونه هستم
من که هربار واقعا عمیق به اتفاقات و تصاویر این فایل ها پی میبرم باعث میشه بزودی وارد تجربه واقعی زندگی خودمم رخ بده
به این توت فرنگی های خیلی زیبا و دلبر هم احساسم خوب شد و میدونم باعث میشه که اونا هم خیلی بیشتر سمتم هدایت بشن چونکه من توت فرنگی هم خیلی دوست دارم هرموقع میگیرم میشینم یه دل سیر میخورم
و احسنت به این نؤع کشت که هم جمع و جور و تمیز هم بدون اینکه علف هرز دربیاد و چقدر این فرهمگ و نظم مردم این کشور قابل تحسینه که هرکسی خودش میتونه بره بچینه و بعد بیاد حساب کنه
خدایا ممنون،استاد ممنون البته باید بگم استادان عزیز و دوستان عزیزم ممنون خداقوت.
سلام بر استادعزیز…فایلی پر از زیبایی و تذکر و مطالب مفید برای درست زندگی کردن بود و تاکیدی بود بر ادامه دادن مسیر درست و تذکر قوانین بدون تغییر هستی که استاد پیوسته به اونا تاکید دارن…مثل واگذاشتن امور به خدا و وکیل قرار دادن او و طلب از او برای هدایت به بهترینها در هر نفسی و در هر قدمی…. و استفاده و لذت بردن درست از تنهایی خود برای یادگیری و گشتن و تجربه کردن در این جهان پهناور هستی..
و خواسته هایی که با دیدن این فایل در وجودم شکل گرفت که منم میخام روزی در این جاده های بسیار زیبا و طبیعت زیبا رانندگی طولانی داشته باشم و به چنین شهر پر از طاووس زیبا و شهری آرام و آزاد هدایت شوم و ببینم این زیباییهای این کره خاکی پهناور زیبا را قبل از آنکه عمرم تمام شود و فرصت زندگیم در این دنیا به پایان برسد.. که لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه این فرصتها تمام میشه و به لحظات نهایی عمر نزدیکتر میشیم.
استاد عزیز، لذت بردم از دیدن آدمهایی که کنار ساحل از زندگیشون و زنده بودنشون لذت میبرن و آرامش و صلح با خود و دیگران از قیافه هاشون و رفتاراشون کاملا مشخصه و کسانیکه ریسک موجها را به جان خریده و روی موج خود را رها میکنن و از لحظات عمرشون به درستی استفاده میکنن تا عمر به بطالت و کسالت و سستی و نا امیدی و تنبلی و غم سپری نشود..
دریای زیبای پهناور با ساحلی زیبا که خدا همه این نعمتها رو طبق آیه صریح قران، برای انسان آفریده که بگردیم و لذت ببریم از زندگی که خدا بهمون داده..
طاووس قشنگی که ساعتها دوست دارم نگاش کنم و نگاش کنم و تحسین کنم اینهمه زیبایی بی نظیری که رب العالمین در وجود این حیوان خلق کرده با پرهای زیبا و رنگارنگ و بسیار قشنگ ..و لذتی که این حیوان با دیدن زیبایی خود موقع باز کردن پرهاش از خودش میبره..
بسیار بسیار بسیار دوست دارم رانندگی در چنین جاده ای زیبا که هر دو طرف پر از درختای قشنگ، با خط کشی دو خطه زیبای زرد رنگ وسط جاده با آسفالتی کاملا صاف و بی نظیر که به قولی جون میده که روش رانندگی کنی و لذتشو ببری..
خدا را شکر بابت اینهمه زیبایی که خلق کرده و ما باید اینارو ببینیم و شکرگزار خدایی باشیم که خودش زیباست و زیباییهای بی نظیر هم خلق کرده و برخی از ما انسانها چقدر ذهن و چشم خودمونو میبندیم و اینهمه زیبایی دنیا رو نمی بینیم و توجه نمیکنیم..
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز ..امیدوارم این سایت زیبا سالیان سال، پایدار و تداوم داشته باشه و روز به روز در جهت بهبودی و نشان دادن راه و روش درست زندگی چراغ راه ما و خیلی از انسانهای جویای حقیقت باشد..انشالله
خییییلی آرامش بخش و در عین حال انرژی زا
دل سپردگی استاد عزیز به هدایت الهی
مثل رقص برگی در باد بس حیرت آور و تامل برانگیزه
خدایا چقدر دنیای زیبایی آفریدی
چقد انسانهای خوبی آفریدی
چقد خوبی آفریدی
خدایا شکرت
گاهی فکر میکنم در این دنیا از پس هر کاری بر میام
الا یک کار
کاری که مطمئنم نمیتونم به کمال انجامش بدم
حتی
حتی نمیتونم در حد ذره هم انجامش بدم
و اون
به جا آوردن شکر الهی هست
خدایا بپذیر این اندک شکرگزاری ما را
استاد عزیز من اسم شما را گذاشتم استاد شکرگزار( ببار یکی از دوستانم فکر کرد فامیلی شما شکرگزار هست ) ممنون که به ما شکرگزاری را آموختین
ولی جای مریم عزیز خیلی خالیه
خب دلم برای مهربان مریم تنگ شده
بسم الله الرحمان الرحیم
به نام خدای فتاح
گشایش دهنده هستی گسترش دهنده کائنات، باز کننده راه ها ،درب ها ، و هر آنچه که ما فکر می کنیم گره است
به نام خدایی که کلید تمام راه حل ها دستش است
دانای اُمور است و قدرت زیاد برای انجام اُمورش دارد.
خدایا شکرت برای چشمانی که توانایی دیدن این همه زیبایی که تو آفریدی را دارد.
این فایل اختصاصا تمرکز روی زیبایی ها بود
اول تشکر کنم از استاد که این عکس زیبا و چشم نواز را برای کاور فایل انتخاب کرد.
خود این عکس ی دنیا فراونی و زیبایی را فریاد می زند.
و بعد تصاویر بی نظیر جاده ساحل خانه ها طاووس ها کباب ها و کله پاچه خوش رنگ و لعاب ، که همگی نمود فراوانی و وفور است البته برای کسانی که فراوانی را باور دارند .
از دیروز این جمله تو ذهنم تکرار میشه :
اول باور می کنی بعد می بینیش.
این جمله مثل شمشیر دو لبه است. از هر سمتی باور کنی همون را میبینی. اگر سختی ، نیستی ، نداری را باور کنی پس همون را میبینی و اگر خوشی راحتی وفور و شدن را باور کنی ، همون را میبینی.
پس اگر استاد این حد از آزادی مالی زمانی مکانی ، این حجم از زیبایی و این ازدیاد آدم های خوب را تو زندگیشون میبینن، اول این ها را تو ذهنشون ساختن تجسم کردند ، با مثال و پیدا کردن الگو منطقی کردن دائم این خوبی ها را تکرار کردن تا تبدیل به باور شده و بعد دیدن .
خدا را شکر می کنم تو این مسیرم و دارم تمرین می کنم به تغییر زاویه ی دیدم
چون چند شب قبل که کد های مخرب ذهنم بالا اومد دو تا نکته مثبت برام داشت .
اول اینکه رو چه باورهایی باید بیشتر کار کنم پس این اصلا بد نیست ، درسته تمام تلاش من این است که تو حال خوش بمونم اما موندن تو حال خوش باید اصولی و ریشه ای باشد باید حواسم به پاشنه های اشیل باشد ، باید ترمز هام برطرف بشود و این الارم ها اومدن که همین را بگن
دوم اینکه اگر من قبل بود هفته ها یا ماه ها در گیرش می شدم اما تونستم طی 24 ساعت کنترل ذهن را دست بگیرم .
تازه فهمیدم وقتی حالم ناخوش میشه یک کد مخربی ، ران شده و خدا می خواهد که اون شناسایی بشود .
شاید یکم طول یکشد ، شاید آن قدر مخفی باشد و عادی که نبینمش ، متوجهش نشوم اما باید به خدا بسپارم تا اون بهم نشونش بده . تازه راه حلش را هم میگوید ولی این بستگی به من دارد که چقدر گوش شنوا داشته باشم و پای عمل کردن
چون خدا برای خوشبختی ما از خود ما مشتاق تر است .
کامیابی هاتون مستدام .
عشق بازی هاتون با خدا پایدار
سلام جانِ دل.
موقع خوندن کامنت قشنگت دو بار زنگ ها به صدا در اومدن برام:
1- اول باور می کنی بعد می بینیش.
2- درسته تمام تلاش من این است که تو حال خوش بمونم اما موندن تو حال خوش باید اصولی و ریشه ای باشد باید حواسم به پاشنه های اشیل باشد، باید ترمز هام برطرف بشود و این الارم ها اومدن که همین را بگن.
خیلی کاربردی بود و بهم نکاتی رو یاداوری کرد.
ممنونم برای اینکه وقت و انرژیت رو در جهتِ نوشتنِ کامنت های زیبا، صرف میکنی.
یکی از سپاس گزاری های جذاب من از خدا اینه که:
ممنونم که خوندن کامنت های کاربردی و الهام بخش رو رزق من میکنی.
تحسینت میکنم نفیسه جانم.
جمله هات مسیولیت پذیری رو به یادم آورد.
مسیول زندگیم خودمم.
هر جایی هستم، دقیقا فرکانسشو خودم میفرستم.
باورهام، شرایطمو میسازن.
هر جایی هستم، درست ترین جای ممکنه، چون من تو همون مدار و فرکانسم.
اگه میخوام عوض شه، باید توجه ام رو عوض کنم.
باید دقت کنم چه افکاری تو ذهنم مدام جاری میشن.
حرکت عملی کنم برای بهبودم.
حالِ خوب اصولی، یعنی درک کنم کجا باید اعراض کنم، کجا باید حلِ مسیله کنم.
تشخیصِ اینکه کجا نادیده بگیرم، کجا اتفاقا دنبال حل مسئله باشم، به بهبودم کمک زیادی میکنه.
اینکه وقتی میزون نیستم، اول کمی فاصله بگیرم از اون موضوع، بعد درسش رو پیدا کنم که چی باعث شده میزون نباشم.
اینکه توجه کنم به الگوهای تکرار شونده تو احساساتم، عملکردم، کلامم، رفتارم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام به روی ماه جفتتون
از همین جا می بوسمتون
اول بهت تبر یک بگم برای اینکه کامنتت توسط مریم جان امتیاز گرفته
واقعا خوشحال شدم و به دوستی باهات افتخار کردم.
الان اتفاقا مدرسه هستم
زنگ تفریح دیدم چقدر تفاوت هست تو خصوصیات ما آدم ها با هم.
از بچگی روحیات متفاوتی داریم.
بعد ما می آییم چکار می کنیم خودمون را با بقیه مقایسه می کنیم.
تا امروز معنی اینکه استاد میگه ما آدم های متفاوتی هستیم با گذشته متفاوت را خوب درک نکرده بودم و میدونم هر روز درکمون بهتر میشه
سمانه جان دوستکروم.
امروز یک کامنت خوندم که نوشته بود استاد تو کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم گفتن اندازه ظرف ما به اندازه فرکانس هایی است که می فرستیم و وقتی تو کامنت سمانه عزیزم توضیحات کامل راجع به ارسال بهتر فرکانس خوندم . تو ذهنم مچ شد
ممنونم بابت تمام محبت هات و نوشته هات بابت خودت بودنت.
بهترین ها را برات آرزو دارم سمانه عزیزم
لباتون خندون دلاتون شاد حالتون خوش خوش خوش
متصل به رب
ـــــــــــــــــ
سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم ،امیدوارم در پناه خداوند متعال شاد و سالم باشید.
ممنونم استاد جان که این تصاویر قشنگ و عالی رو برامون ضبط کردید و میدونم خیلی براتون سخت بوده چون در اوایل این سریال گفته بودید علاقه ای به ضبط سفرها ندارشتید و خانم شایسته با اصرار خودشون باعث ایجاد سریال سفرنامه شدند ،تشکر ویژه از خانم شایسته که باعث و بانی این چنین سریالی شدند که در جهان تکِ ، بینظیره و موجی از احساس خوب رو همراه داره- بسیار خوشحالم که یکی از بینندگان این سریال مقدس هستم .خدایاشکرت که درسهای مهمی از دیدن این سریال میگیرم.
قسمت 250:
تا زدم رو فایل گفتم اع استاد سانفرانسیسکو عه ! این هم از برکات این سریاله که با شهرهای امریکا آشناییم تا منظره ای میبینیم سریع تشخیص میدیم کجاست!
ـــــــــــــــــــــــــــــ
داستان این فایل سرسپردگی به خداست ،داستان الهامات خداونده ، داستان هدایت بی قید و شرط ما توسط خداست که برای تک تک مون اتفاق افتاده و هرکدوم داستانهایی داریم از هدایت بینظیر خداوند در شرایط مختلف در حالیکه فکرشم نمیکردیم به شکل جادویی هدایت شدیم و الهامات الله رو دریافت کردیم.
_
داستان هدایت از جایی شروع میشه که ما سمت خودمون رو به درستی انجام بدیم یعنی اجازه بدیم هدایتها وارد زندگیمون بشه ، قلبمون رو آماده ش کنیم ،گوشهامون رو تیز کنیم ، چشمانمون رو بازتر کنیم
و خدایی که هیچوقت خُلفِ وعده نمیکنه در سمت دیگه ی این داستانه.
خوندن سوره شمس و قسم های خداوند در مورد الهام کردن به انسان ،باید هرچی دل نگرانی و ترسه از وجودمون پاککنه
خدایا حافظه ام رو قوی تر کن تا همیشه یادم باشه که تو در هر شرایطی خوب و بدم رو الهام میکنی و این رو بر خودت واجب کردی .
خداوندا ایمانم رو قویتر کن تا باور کنم مثل برگی در باد نیستم .
خداوندا ایمانم رو قویتر کن تا بتونم به الهاماتم بیشتر عمل کنم.
خدایاشکرت که شناختم از خودم بیشتر و بیشتر شده ،به لطف آموزه های استاد متوجه شخصیت خودم هستم با توضیحات در دوره آفرینش و چه در دوره لیاقت و این باعث میشه وقتی گرفتار مقایسه کردن میشم خیلی زود راهشو ببندم ، من ذهن خیلی منطقی دارم همون ذهنی که تجسم کردن براش سختتره، عمل به الهامات کمی دشوارتره ،از اونطرف استنباط قوی ای داره ، محاسبات بینظیری داره ،منظمه و…….. همون خصوصیاتی که تو قانون آفرینش در مورد نیمکره سمت چپ توضیح دادید ، قبلا مقایسه میکردم خودمو با بقیه ای که راحتتر الهامات رو میشنون ،میپذیرن و عمل میکنن ، راحتتر شرایطی رو خلق میکنن ولی از وقتی فهمیدم چه ویژگی هایی دارم آرومتر شدم و با همین حرکت میلیمتری خیلی خوشحال میشم چون میدونم با همین حرکت های کوچیک اما مداوم تغییرات شگفت انگیزی برام خلق میشه – همونطور که قبلا خلق شده و من با همین حرکت های مداوم میتونم بهتر بشم نه با جهش های چندین متری که تکاملشو طی نکردم.
خدایاشکرت که نسبت به قبل خیلی بهتر شدم ،دیدگاه های من زمین تا آسمون تغییر کرده – عقاید بی پایه و اساس رو کنار گذاشتم ، نگرانی ها و ترسهام کمتر شده ، نگاه سیستمی به جهان رو بیشتر از قبل درک کردم ، وابستگیام کمتر شده و ……
ــــــــــــــــــــــــــــ
تو این روزها در جریان آموزش و مهارتی که براش تلاش میکنم بیشتر از قبل به خدای درونم رجوع میکنم ، دیشب تلاش میکردم برای نصبِ ابزاری مهم ، ولی خطا دریافت میکردم ، چندین بار اول با حس نه چندان خوب همون مسیر قبلی رو تکرار کردم ولی یک آن با خدای خودم حرف زدم و گفتم خدایا تو بهم بگو راهش چیه ذهن من کم میاره در برابرت تو دانای مطلقی تو بگو و چون میخاستم از اون فضا فاصله بگیرم رفتم دو تا لیوان شستم ، در این حین خداوند توانا و رب قدرتمندم ایده ای داد که راحت تر بود و خطایی دریافت نکردم چون نیاز بود اطلاعاتی رو از جایی وارد صفحه نصب کنم بهم گفت به جای تایپ کردن، اونها رو از صفحه قبلی کپی و پیست کن ! چقدر راحت بود ! چون به آندرلاین ها توجه نکرده بودم ! خدایاشکرت که همیشه سریع الاجابه هستی ، خدایاشکرت که همیشه در دسترسی .
ـــــــــــــــــــــــــــ
بعد از حل این چالش کلماتی با خودم مرور کردم:
برای خدا فرقی نداره بخوای یه نرم افزار کوچیک نصب کنی یا بخوای بزرگترین گره زندگیت رو باز کنی ،خدا همون خداست هدایتش همیشگیه ، سیستم کار خودشو میکنه این تویی که برای مسائلی که از نظرت بزرگ و غوله جلوی هدایتش رو میگیری، یادت باشه برای خدا بزرگ و کوچیک تعریف نشده ، خدا عدد و رقم نمیشناسه هزار تومن بخای میده هزارمیلیاردم بخوای میده ! این ذهن خودته که محدوده ، بزرگ فکر کن ، خودت رو قسمتی از خدا بدون که راه حل تمام مسائل درونشه باور کن که میتونی بزرگ باشی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
استاد عزیزم توضیحات شما باعث شد سفرهای بی برنامه و هدایتی خودمو مرور کنم ، هروقت بصورت هدایتی سفر کردم سفرم خیلی رویایی پیش رفته کمترین هزینه بیشترین تفریحات قشنگترین مکانها نمونه اش همین یکماه پیش که دلم سفر خاست و سپردم به خدا چون دستم آزاد نبود اونجوری که دلم میخاد سفر برم و خرج کنم . همون روزها دوستم گفت من میخوام برم مسافرت تو فلان شهر ولی تنهایی چون اولین بارمه دوس ندارم لطفا توهم بیا! و منم با کمال میل قبول کردم ما بهترین مکانها رفتیم، بهترین رستورانهای سنتی رو پیدا کردیمو ماهی کبابی عالی خوردیم بهترین مکان هتل گرفتیم شبها بعد از اینکه برمیگشتیم هتل چایی و آجیل به راه بود و درمورد قشنگی های روزمون حرف میزدیم و غش غش میخندیدیم جاهای قشنگی رفتیم و تمام هزینه های منو خدا پرداخت کرد! حتی با اصرارهای فراوان، دوستم قبول نکرد ریالی پرداخت کنم! گفت من خاستم دعوتت کنم همراهم باشی همین که اومدی بیشتر از اینها ارزش داره .خدایاشکرت ، حتی در انتخاب شغل وقتی هدایتی جلو رفتم من از دید همه یه دختر لجباز و بی فکر بودم که نمیدونه داره چیکار میکنه!!! ولی شغلم بهترین انتخاب اون زمانم شد رو ابرا بودم و چقدر خوش میگذشت و بقیه تعجب کردن و میگفتن چقدر شانس داره! ببین خدا چجوری هوای بعضیا رو داره!
ـــــــــــــــــــــــــــ
چقدر تجربیات شما در این مسافرت ارزشمنده خیلی ممنونم که تصمیم گرفتید این فایل رو به اشتراک بذارید چون ایمانمون رو قویتر میکنه ، دلهامون رو جلا میده .
این فایل از جمله فایلهایی بود که نمیدونستم از کدوم قشنگیش صحبت کنم ! بخاطر همین هرچی که دلم گفت نوشتم و پایانی نداشت (^^)!
تشکر ویژه میکنم از دوستان خوبم که تقریبا همه کامنتاشون رو خوندم و لذت برم و کلی نکات مهم نوشتم.
در پناه حق باشید.
بنام خدای مهربان
الله زیباییها ،قدرت مطلق ، کریم ، رحمان، وهاّب و تنها منبع قدرت در کیهان
که اگر بهش وصل بشیم به قول خودش آسان میشیم به آسانیها
ادامه کامنت قبلیم که متاسفانه شارژ گوشیم تموم شد و مجبور شدم اینجا ادامشو بنویسم
غرق اون زیباییها بودم که صدام کردم بیا ناهار وقتی رفتم دیدم کلی دوستان جدید اضافه شدن ه بسیار دوست داشتنی و بینظیر بودند بعد از خوش و بش و آشنایی ناهار رو خوردیم و دوباره ارگ رو وصل کردم و بزن و بکوب شروع شد همه ریختن وسط کلی رقصیدن خیلی خوش گذشت یکی دو ساعتی به این شکل طی شد و رفتیم تو تراس بهشتی و و مادر اون دوستمون که میزبان بود که اصالتاً اهل تالش هم بود یه آشی درست کرده بود واسمون که یک وجب روش روغن داشت:)))) پر گوشت و قلم من عاشق آشم خانواده ما نخوردن من دو سه کاسه خوردم جای همه دوستان خالی خیلی خوشمزه بود
وقتی که آش رو خوردیم وسایل بار و بندیل رو بستیم و راهی رشت شدیم رفتیم به یه رستوران به نام کارن ، که البته مجموعه رستوران بود یعنی فست فود جدا ، کله پزی جدا ،قلیون و قهوه خونه جدا ، سالاد بار جدا ، جیگرکی جدا و در اصل همه اینا جزو همون مجموعه رستوران کارن میشد که صاحب این مجموعه با این ایده فوق العاده اومده بود تخت زده بود ، آب نما و یه طراحی بسیار بسیار زیبا داشت که این رستوران رو خاص کرده بود و چقدر کار این کارآفرین ستودنی و قابل تحسینه که تونسته این همه فضای بینظیر رو یکجا کنار هم جمع کنه و کلی ثروت بسازه دارم در مورد 12 ، 13 سال پیش صحبت میکنم زمانی که این اندازه کافه و رستوران به این شکل وجود نداشت و و اون آقا تونسته بود یه همچین جای بینظیری رو واسه مردم فراهم کنم باورتون نمیشه انقدر شلوغ بود که اصلاً جای نشستن نبود و باید کلی صبر میکردی تا میزها و تختها خالی شه تا بتونی بری از اون فضا استفاده کنی جالبه یه سری اتاقکها هم داشت شبیه بوم گردی بود که میتونستی شبانه اجاره کنی
خلاصه شام رو میل کردیم و رفتیم خونه اون دوستمون تو رشت خوابیدیم و صبح برگشتیم سمت خونه مون و این اتفاقات فوق العادهای که تو این سفر افتاد همش هدایتهای خداوند بود که من این همه زیبایی رو یکجا ببینم و با این حال که قانون رو نمیدونستم لی کیف میکردم تحسین میکردم میگفتم ته دلم میگفتم که خدایا چقدر زیباست ، چقدر فراوونیه
این داستان هدایت من به زیباییهایی بود که براتون نوشتم
حالا میخوام در مورد اتفاقات چند وقت اخیر بنویسم که فقط هدایتهای خدای مهربانم هست
داستان از اونجایی شروع میشه که من یکی دو ماه پیش بعد از برخورد با تضادهایی که برام به وجود اومد تصمیم گرفتم یعنی هدایت شدم به سایت و سعی کردم کامنت بخونم ، بنویسم و پاسخ دوستان رو بدم کلاً فعال باشم تو سایت و باورتون نمیشه خداوند چطور من رو هدایت کرد یه سری کامنت از دوستان نازنینم مثل :
محسن توحیدی نازنین ، مهدی سابقی نژاد عزیز ، فاطمه و رسول گرامی و سعیده خانم شهریاری و چقدر این دوستان کامنتهای فوقالعادهای نوشتند و نشان از مدار بالای این عزیزان داره و چقدر تاثیرگذاره همین جا تحسینشون میکنم بابت مطالب فوق العاده و آگاهیا و تجربیات بینظیری که در اختیار همه ما گذاشتند البته ناگفته نماند یه دوستانم بسیار بسیار فوق العاده عمل کردند و من لذت میبرم و از اونا هم درس میگیرم و خدا حفظشون کنه
حالا بریم سراغ هدایتهای خداوند اتفاقاتی که برام افتاد
همینطور که من توی کامنتهای این دوستان میگشتم میخوندم پاسخشونو میدادم یه سری باورها رو دیدم که این عزیزان دارن تکرار میکنن انجامش میدن و اونا رو تو دفترم یادداشت کردم و سعی کردم هر روز صبح با خودم تکرار کنم تا ملکه ذهنم بشه تا باورم بشه و یواش یواش رنگ اتفاقات تغییر کرد و آروم آروم خداوند این بود که مثلاً یکی از خواستههای من این بود :
دوست داشتم هنرجو داشته باشم واسه آموزش ارگ یعنی بهشون کیبورد یاد بدم من یه شاگردی دارم که ایشون 81 سالشونه ، یک خانم بسیار بسیار دوست داشتنی ، با محبت ، خوش برخورد و بینظیر که من نزدیک به دو سال به ایشون پیانو آموزش میدم لازم به ذکره که ایشون دکترای معماری دارند و استاد دانشگاه تو دانشگاه شهید بهشتی تهران هستند و هرجا هستند خداوند حفظشون کنه و و ایشون تنها هنرجوی من بودند طی این دو سال من رو باورهام کار کردم و خداوند درها رو باز کرد
یکی از دوستانم که آموزشگاه موسیقی دارن توی روستای پدری من تقریبا دو ماه و خوردهای پیش بود که به من پیشنهاد همکاری تو آموزشگاهشون دادن و من هم قبول کردم یادمه تو اوایل خرداد من به همراه همسر و پسر عزیزم همراه با ایشون و همسرشون رفتیم به یه سفر یک روزه به الموت و کلی خوش گذشت دیگه هیچ خبری نبود از آموزشگاه و هنر جو تا ه روزی داشتم این باورا رو کار میکردم یعنی تازه شروع کرده بودم یک ماه و نیم پیش بود ایشون تماس گرفت و گفت حمید جان اولین چراغ روشن شد یعنی اولین هنرجو اومد و من چقدر سپاسگزاری کردم ون روز داشتم میرفتم نما و یه شغل دیگه من در واقع خرید و فروش ماشین هستش بفروشم و یه شغل دیگه من در واقع خرید و فروش ماشین هستش وقتی که رفتم ماشینو نشون بدم گوشیم زنگ خورد و دیدم یک آقایی فت من یه دختر 8 ساله دارم و میخوام بیارم پیش شما گیان آموزش ببینه دقیقاً همون روز از صبح تا بعد از ظهر سه تا اتفاق فوق العاده هنرجو واسه آموزشگاه فروش ماشین و هنرجو شاگرد خصوصی برای خودم ، بعد اینکه با ایشون ملاقات کردم دخترشون رو دیدم و قرار شد که از چند روز دیگه شروع کنیم این عزیزان که رفتن من چقدر گریه کردم چقدر سپاسگزاری کردم از خداوند سجده کردم چقدر اشک ریختم هیچوقت اون روز رو یادم نمیره انقدر گریه کرده بودم که چشام پف کرده بود انگاری چهل سال گریه رو به خود ندیده اون روز قلب من باز شده بود میدونید چه حال و هوایی داشتم فقط به خاطر اینکه خداوند چقدر زیبا هدایتم کرد ،فقط به خاطر اینکه میشه ، هر کاری شدنیه چیزی که من چند سال پیش آرزوش رو داشتم الان به حقیقت پیوسته و دو تا هنرجوی جدید وااااااای خدای من این بینظیره
و بعد از شروع کلاس اون دو عزیز درها یکی پس از دیگری باز شد 10 روز دیگه دومین هنرجوی آموزشگاه اومد و به پنجشنبه گذشته یک هنرجوی دیگه به صورت خصوصی برای خودم اومد و و یه آموزشگاه دیگه تو محلمون ازم درخواست کرده که باهاش همکاری داشته باشم که اون جاهم قراره دو تا هنرجوی جدید برام بیاد همه اینا رو خداوند داره واسم ردیف میکنه و من باور دارم که من بدون خدا هیچم و هیچی نمیدونم و خداست که حامی و پشتیبان منه هر روز داری یه سورپرایزی بهم نشون میده و این چیزا جدیده و قبلاً اینا نبود از زمانی که شروع کردم به کار کردن روی باورهای توحیدی ، خوندن کامنتها ، گوش دادن فایلها همه چی داره عوض میشه همه چی ، خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارتم و به یاد میارم که طی یک سال گذشته چقدر حمایتم کردی چقدر درها رو واسم باز کردی ، دقیقاً زمانی که درمانده بودم ، عاجز بودم ، تسلیم تو شدم و خودت همه کار واسه من کردی ، کارهایی که معجزه بود و در اون لحظه بزرگترین خواسته من بود اما برای خداوند هیچ ، چون خداوند قادر مطلقه بسیار بسیار سخاوتمنده ، بسیار بسیار بخشنده و دهنده است ، بینهایت ثروتمنده و به قول استاد همه گنجها پیش خودشه همه الماسها پیش خودشه ، خداست که همه کارها رو ردیف میکنه و هیچ قدرتی بالاتر از اون نیست ، چون فرمانروای کیهانه چون ارباب اونه من بنده اون
خدایا بینهایت سپاسگزارتم
از خدا میخوام که من را هدایت کنه که ظرفم بزرگتر بشه که همیشه سپاسگزارش باشم و بهتر بشناسمش و همه چیز را از قدرت خودش بدونم خدایا هممون رو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادهای برکت دادهای فضل و رحمت و ثروت بینهایت دادهای
در پناه الله مهربان شاد سالم ثروتمند خوشبخت سعادتمند هم در این دنیا هم در آخرت باشید
سلام دوست عزیز
برای دانلود فایل اومدم گفتم تا فایل دانلود بشه کامنت دوستان بخونم دومین کامنت از شما خوندم از اتفاقات قشنگ و خوندشون لذت بردم بابت هنری که دارین بهتون تبریک میگم و تحسینتون میکنم منم اهل شادی و موزیک هستم جدیدأ هم هدایت به گروه یوگا خنده شدم که بی نهایت دوسش دارم.در کامنتهاتون اشاره به باورهای توحیدی کردین که با کارکردن روشون نتیجه گرفتید میشه چند نا از باورهای توحیدی برامون بگید و چطور تغیرشون دادید؟ممنونم از آگاهی های ناب تون
بنام الله مهربان
سلام به دوست خوب همفرکانسیم
از شما سپاسگزارم منم بهتون تبریک میگم که انقدر اهل موزیک و شادی هستین و چقدر خوبه که به گروه یوگا خنده وارد شدید
همونطور که استاد میگن باورها یه شبه تغییر نمیکنه ولی به میزانی که ما آماده باشیم و بخوایم که که تغییر کنیم اصلا خداوند خودش مارو هدایت میکنه و راه رو نشون میده
مثلا من اوایل که اومده بودم تو سایت یسری صحبتها رو فقط گوش میدادم و نمیتونستم خوب درکشون کنم و یواش یواش با ورودی هایی که از طریق فایلهای رایگان ، آگاهی دوره های استاد و کامنت دوستان یواش یواش یه چیزایی تو ذهنم بوجود اومد و هدایت شدم به دیدن الگوهایی که دارن یه نتایجی میگیرن و اینا کمک کرد که یکم موضوع باور برام روشن بشه که میشه بلورها رو تغییر داد
حالا طی دو ماه گذشته من تصمیم گرفتم و از خداوند خواستم که کمکم کنه باورهای توحیدی در خودم بسازم و ذریدم که خداوند من رو هدایت کرد به کامنت یسری از دوستان که جملات تاکیدی بینظیری رو نوشته بودن و من اونها رو یادداشت کردم و هر روز صبح بعد از بیدار شدنم شروع کردم به کار کردن روی اون جملات تاکیدی و هر سری باخودمم صحبت کردم که دقیقا همینه مسیر درست همینه و جواب میده بعد یسری اتفاقات فوق العاده افتاد که نشون میداد باورها دارن کار میکنن و داره نتیجه میده پس ایمانم قویتر میشد و همینطور این چرخه ادامه داره الان که فکر میکنم میبینم نسبت به 2 ماه قبل چقدر نوع نگاهم به موضوعات به اتفاقات تغییر کرده که چند تا از باورهای توحیدی رو مینویسم:
خدایا من بدون تو هیچم و هر آنچه که دارم از آن تو و از قدرت توست
خدایا هر چه که هستم ، تمام وجودم از قدرت تو و برای توست
خدایا من هیچی نمیدونم من ناآگاهم و تو آگاهی تو دانایی تو علیمی خودت بهم بگو چکار کنم خودت راه رو نشونم بده
خدایا تنها تو را میپرستم ، تنها بندگی تو را میکنم و فقط از خودت یاری و کمک میطلبم
خدایا مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ، برکت و ثروت بینهایت داده ای
خدایا من تسلیم تو ام و به هر خیری که از تو به من برسه فقیر و محتاجم
خدایا تو از رگ گردن به من نزدیک تری
خدایا تو سریع العجابی و خودت گفتی در هر لحظه پاسخ میدی به درخواست هام پس من سمت خودم رو درست میکنم و مطمئنم که پاسخ میدی و من آماده دریافتم
خدایا تو عالِم مطلقی ، تو قادر مطلقی ، تو تنها منبع رزق و برکتی
خدایا تو بینهایت وهّابی ، تو بینهایت کریم و سخاوتمندی
خدایا کمکم کن که بهتر بشناسمت
خدایا کمک کن هر لحظه سپاسگزار باشم
خدایا کمک کن بهتر خودم رو بشناسم
خدایا کمکم کن از درون رشد کنم و ظرفم بزرگتر بشه
خدایا من هیچی نمیدونم هیچی ، کمکم کن که مسیر درست رو برم ، خودت هدایتم کن
خدایا تو ارباب منی تو فرمانروای کیهانی تو قدرت مطلقی تو تنها منبع خیر و برکتی
خدایا کمک کن ایمانم به خودت بیشتر بشه و متوکل تر باشم توحیدی تر باشم
خدایا شجاعت قدم برداشتن رو بهم بده که حرکت کنم با ایمان به خودت
خدایا کمک کن ذهنم رو کنترل کنم تا فقط صدای خودت رو بشنوم
خدا با خودت میدونی که نجواهای شیطان همیشه هست پس خودت صدای اون نجواها را ببر پایین و صدای خودت رو در ذهنم بالا ببر
خدایا کمکم کن عمل گرا باشم
خدایا کمک کن همه چی رو از قدرت خودت بدونم و امتیازش رو فقط به خودت بدم چون فقط تو سزاوار ستایشی
خدایا عزیزم ای مالک من ای مالک تمام هستی
خدای من ای فرمانروای کیهان و مالک آسمانها و زمین قدرت تو بینهایته
ای خدایی که به همه امور آگاهی کامل داری و به هر چیزی مشرفی خودت پازل رو برام بچین و هدایتم کن و بهم الهام کن که چکار باید بکنم از چه راهی برم
الله مهربانم که رحمتت همیشگی ست ، که فضل و برکتت بینهایت است ظرف من را بزرگتر کن تا دریافت کنم
خدایا هر رزق ، نعمت ، پیشنهاد و فرصتی رو فقط از طرف خودت میدونم و ازت بینهایت سپاسگزارم که از طریق دستانت برام میفرستی
و زمانی که این باورها رو کار میکنم قلبم آرام میشه ، خیلی لطیف تر میشه نرم تر میشه و نگرانی و استرس هام کمتر میشه و احساس میکنم یه قدرتی هست که میگه خیالت راحت من همه کارها رو درست میکنم و این حسه خیلی خوبه و اتفاقات خوب میافته چون هروقت اینا رو کار میکنم قلبم مطمئن تره و خداوند پاسخ میده به بینهایت طریق پاسخ میده
مثلا همین یک ساعت پیش که از خواب پا شدم و کامنت شما رو دیدم این خودش یه نشونه ست و خداوند بهم میگه برو پاسخ بده به کامنت و من این رو خیریتی از طرف خداوند میبینم
یا 2 روز پیش میخواستم ماشینم رو بزارم نمایشگاه دوستم که همون لحظه همسرم تماس گرفت و گفت فردا تعطیله و پدرشون گفتن امروز بیاید پیش ما تا فردا هم با هم باشیم و من این رو خیریتی دیدم از طرف خداوند و گفتم چشم خدای بزرگم تو میگی برو و من همون لحظه انجامش میدم
میدونید یجور رها شدنه یجور مطیع فرمان خداوند و آماده دریافت نشونه ها و الهامات و عمل بهشون ، بقول استاد شاخک هاتون رو تیز کنید و شونه ها رو ببینید:)))
من به این شکل کار میکنم رو باورهام و سپاسگزار الله یکتا هستم که من رو داره هدایت میکنه و هر روز یه سورپرایز جدید واسم داره
یکم طولانی شد
خدایا ما را براه راست هدایت کن ، راه کسانی که به آنها نعمت ، ثروت و خوشبختی داده ای
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم
بنام الله مهربان
نور آسمانها وزمین
خدای هدایتگر و پشتیبان
بسیار سخاوتمند و بینهایت دهنده
خدایی که فضل و برکتش همیشگی ست
که از رگ گردن نزدیکتره
که هر لحظه و ثانیه پاسخ میده به درخواستها
که قادر مطلقه ، علیمه ، رحمان و رحیمه
که تنها منبع نعمت ، ثروت و خوشبختیه
وتنها راه سعادت و خوشبختی وصل شدن به این خداست
خدایا خودم رو به تو میسپارم که هدایتم کنی
سلامی دوباره به استاد توحیدی و خوشتیپ
و سلام به همه دوستان نازنین ، زیبابین و عزیزم در این سایت توحیدی
استاد در مورد هدایت ها صحبت کردین یادم میاد تا 12 سال پیش تو روستای پدری زندگی میکردم که با هدایت های خدای مهربان یه خونه ساخته بودیم و 4 سال اونجا زندگی میکردیم طبقه بالا خونه پدرم یه خونه 110 متری با ویو ابدی و بینظیر طوریکه یه تراس 12 متری داشت که کل منطقه زیر پامون بود و چقدر خونه زیباییه که البته الان دست مستاجره
تو همون سال بازم دعوت شدیم به ویلای یکی از دوستان مون تو ییلاق های تالش و من با این حال که قانون رو نمدیدونستم ولی این هدایت رو قبول کردم ، بعد از ظهر یکی از روزهای زیبای اردیبهشت بود که بهمراه خانواده همسرم راه افتادیم و تو صندوق ماشین ارگ و باند رو گذاشتم و زدیم به جاده و چقدر تو مسیر گفتیم و خندیدیم و کیف کردیم تا اینکه نزدیک غروب رسیدیم رشت خونه اون دوست عزیزمون که خودش ترک بود و همسرشون اهل رشت و بعد از یه ته بندی و چایی و… تقریبا داشت تاریک میشد که حرکت کردیم سمت ییلاق رفتیم و رفتیم و تو گردنه ها بود که هوا سرد شده بود خلاصه بعد تقریبا 2 ساعت رسیدیم به مقصد تو تاریکی مسیر رو نمیدیدم و فقط بوی تازگی و هوای بینظیر و خنک رو احساس میکردم و بعد از توقف وسایل رو پباده کردیم نزدیک 30 ، 40 تا پله رو رفتیم پایین یعنی ارتفاع ویلا خیلی پایین تر از جاده بود هوا سرد و کلی هیزم جمع کردیم ریختیم تو شومینه و یواش یواش یخمون باز شد، باجناق دوستمون هم اومده بود یه شام مختصر خوردیم و ساز رو چیدم و باند رو وصل کردم و شروع کردم به نواختن آهنگ که باجناق اون دستمون میکروفون رو گرفت و هر چی مینواختم میخوند و همه ریختن وسط از رقص شمالی گرفته تا آذری و…. چه شب باحالی شده بود همه خوشحال و سرشار از ذوق و حال خوب بودن ، وقت خواب شد به ما یه اتاق زیبا با پنجره های بزرگ دادن و یه لحاف که توش پر از پشم گوسفند بود دادن و چقدر لحاف گرم و نرمی بود تو اون هوای سرد واقعا آدم رو گرم میکرد خدایا شکرت چقدر خوب بود خوابیدیم و سر صبح دیدم همسرم داره صدام میکنه حمید گاشو صبح شده چشمام رو باز کردم و صورتم رو شستم که تو حال پذیرایی همسرم و خواهرش گفتن حمید بیا ببین چه خبره بیرون ، رفتم بیرون از ویلا (چون شب رسیده بودیم چیزی معلوم نبود)
وقتی رفتم بیرون دهانم باز مونده بود خداااااااای من واااااااااااای اینجا دیگه کجاست بهشته با من دارم خواب میبینم تا چشم کار میکرد چمن و مرتع بود که با پرچین زمین ها از هم جدا شده بود و روبرو تا نوک کوه جنگل بینظیر که رنگ درختا بخاطر اردیبهشت سبز کم رنگ (چمنی) زیبا چشم ها رو نوازش میکرد و پروانه هایی که رها بودن و روی گلهای رنگ و با رنگ مینشستن ، گوسفندا ،غاز و بوقلمون ارک ، خروس و مرغ با جوجه های کوچولو و آسیبهایی که در حال چرا بودن همه این زیبایی ها یه طرف صدای ضعیف آب که از دور به گوش میرسید و من رو صدا زدن بیاااااا گایین تر و وقتی رسیدم یه رودخونه زلال که کفِش دیده میشد رو نظاره کردم وااااااااای خداااااای من چقدر زیبا چقدر تحسین بر انگیز بود 2 ساعت نشسته بودم و زیبایی های اون بهشت رو نگاه میکردم و لذت میبردم و در واقع نا آگاهانه داشتم مدیتیشن میکردم سپاسگزاری میکردم با توجه به اون حجم از زیبایی
الهی به امید تو…
سلام به همگی امیدوارم حالتون خوب و لبتون خندون باشه،
نکته ها:
احساس من قطبنمای زندگی من،
عمل کردن به ایده های الهامی،
اعتماد و سرسپردگی در برابر خداوند،
جدا شدن از متعلقات دنیوی،
خارج شدن از محدوده امن،
خود کفایی و استقلال در تمام زمینه ها،
کمک کردن به دوستانم در حد توانم،
ایجاد تعادل بین عقل و احساسات،
قضاوت نکردن و عشق بی قید شرط،
نگاه کردن به موضوعات از زاویه دید خداوند،
همه چیز هدایت خداوند حتی شرایط به ظاهر نامناسب،
چقدر فراوانی توی این کشور زیاده،
تجربه ناشناخته ها و تقویت ایمان،
نگاه کردن به موضوعات از زاویه ای که به من آرامش بده،
پیدا کردن الگو ها تکرار شونده به وسیله قضاوت ذهن،
هیچ چیزی بین من و خالق جهان رب یکتا وجود نداره،
همه انسان ها در هر جایگاهی باشن به یک اندازه به خداوند دسترسی دارند،
هدایت خواستن در تمام جوانب از خداوند،
مرور اتفاقات و خاطرات برای تایید هدایت الهی و قویتر شدن ایمان به مسیر جریان الهی،
ایجاد ویژگی تسلیم بودن در برابر خداوند در خودمون،
همه چیز به خود من بستگی داره نه هیچ عامل دیگه ای،
ایجاد مسیر بدون مقاومت در خودم برای جاری شدن خداوند،
هیچ چیزی اشتباه نیست، همه چیز سرجاشه،
عجله نداشته باشم و از مسیر لذت ببرم،
توی آمریکاهم نفت برداشت میشه این موضوع مختص آسیا نیست…
خداوند بینهایت رزاق هست،
خداوند مالک تمام خزائن آسمان ها و زمین،
چقدر امنیت توی این کشور هست،
در صلح بودن مردم با خودشون،
در زمان مناسب در مکان مناسب بودن،
آگاهانه توجه کردن به زیبایی ها،
بینهایت سلیقه در جهان وجود داره،
تنوع در جهان باعث زیبایی بیشتر اون میشه،
وقتی دنبال زیبایی ها باشم جهان من با آدم هایی هم مدار میکنه که اونا مثل من هستن،
در لحظه زندگی کردن و لذت بردن از فضای موجود،
استاد عزیزم سپاس گذارم از اینکه این فایل رو با ما به اشتراک گذاشتین، خیلی لذت بردم و عاشقتونم…
من حدود 7 سالی هست که با شما آشنا شدم،
چقدر من چیز از شما یاد گرفتم و چه لحظاتی رو تجربه کردم که تا قبل آشنایی با شما تجربه نکرده بودم،
تجربه احساس رهایی و آرامش، و درک اینکه چه کسی مالک توست من تا حدی زیادی از اون باورهای شرک آلود دور کرده، باورهایی که من در بند خودشون کرده بودن و فکر میکردم این طبیعیه،
آره این طبیعت زندگی من بود که همچی قدرت داره توی زندگی من و من برگی در این باد هستم و هیچ قدرتی ندارم…
این طبیعتی که خودم ناآگاهانه خلقش کرده بودم، این خدایی که من برای خودم درست کرده بودم با پذیرش باورهایی که از اطرافم دریافت کرده بودم بدون فکر کردن، باعث شده بود تا اون شرایط ناخواسته رو تجربه کنم،
چون باورهایی که در من نهادینه شده بود بر پایه و اساس شرک نقطه مقابل توحید بود،
قدرت دست دیگران بود و عوامل بیرونی تاثیر گذار در زندگی من،
شخصیتم جوری شکل گرفته بود که هیچ چیز درست نیست و من در جایگاه خودم نیستم، جایی که حقم هست باشم اینجا نیست و داره به من ظلم میشه،
اصلا چیزی به اسم خودت مسئول زندگیت هستی رو نشنیده بودم، همه چیز همه کس حتی اتفاق اینجوری نشون میدادن که من قربانی هستم…
و این بخاطر نوع نگاه من، بخاطر شخصیت من و خدایی بود که در خودم به واسطه باورهای شرک آلودم به وجود آورده بودم…
اون شرک باعث شد تا بذر توحید در من جوانه بزنه، در واقع شرک نعمتی بود از طرف خداوند تا من رو به شکی عظیم برسونه در مورد همه چیز و نقطه عطف زندگی من از همینجا بود…
کسی که همه دورها و زورهاش زده بود و دیگه تسلیم شده بود و به نقطه ای رسیده بود که خدایا من نمیدونم تو به من بگو…
تولد دوباره من همین جا بود، من به خودم برگشتم و خودم رو مسئول تمام شرایطم دونستم و سعی کردم عاشق اون چیزهایی که داشتم باشم…
صفات خداوند رو از قرآن استخراج کردم تا جایی که عقلم قد میداد و سعی کردم در خودم ایجاد کنم…
عشق بی قید شرط رو از خدا یاد گرفتم و سعی کردم عاشق بقیه و خودم باشم،
هادی بودنش رو یاد گرفتم و هادی وجود خودم شدم چیزی که بهش تسلط کامل دارم،
رزاق بودنش یاد گرفتم و بخشنده شدم و فراموش کردم،
ابدیتم رو درک کردم و سعی کردم در لحظه زندگی کنم و باشم فقط،
تسلیم و خاشع بودن در برابر قوانین رو درک کردم و عجله نکردم،
و …
یکی از معانی خود یعنی کلاه یا خودی که جنگاوران و فرماندهان به طور کلی افراد هنگام فعالیتی برای حفاظت از خودشون بر سر میگذارند…
اگه ما آسیب پذیر شدیم بخاطر اون نوع نگاهی هست که خودمون برای خودمون ایجاد کردیم، چون کلاه خودمون نداشتیم و از …سر… داریم ضربه میخوریم…
خیلی این کلمات جادویی هستن و از هر زاویه ای با هر سلیقه ای بهش نگاه کنیم معنی رو دریافت میکنیم که تایید کننده مسیر و نوع نگرش ما هست…
اگه هدایت نمیشیم، اگه ضربه میخوریم، اگه دردمون میاد، اگه از زندگیمون راضی نیستیم بخاطر اون نگاهی هست که به مسائل و شرایطمون داریم…
نگاهی که نقطه مقابل سپاس گذار بودن، نقطه مقابل تسلیم بودن، نقطه مقابل خشوع هست و نتیجه مقاومت ضربات بیشتر و استحکاک هست…
سپاس گذاری و تسلیم بودن و خشوع رو باید ایجاد کرد و ساخت…
یاد تفاوت بین رب و خدا افتادم که استاد عزیزم مطرح کرده بود…
من برداشت خودم رو میگم نمیدونم چقدرش درست یا غلط،
رب یعنی پروردگار عالم ها، یعنی کسی و یا چیزی که هر آنچه که هست در این جهان قابل مشاهده و هر آنچه که ما درک نمیکنم در جهان غیر قابل مشاهده رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه و همیشه ثابت هست…
و خدا یعنی آن چیزی که تا کنون درک کردیم و پذیرفتیم و در ما تبدیل شده به شخصیت و باور و نوع نگرش شده در کل حقیقت زندگی ما و داره مارو به سمتی میبره که خودش رو بیشتر تایید و تکرار بکنه چون نیاز داره تا تثبیت بشه و ثابت نیست و قابل تغییره…
یاد اون آیه معروف افتادم که خدا به پیامبر میگه:
پیامبر این تو نبودی که تیر انداخت و اون هارو کشت این خداوند بود که اینکارهارو انجام داد…
ما اون بخشی از این منبع انرژی هستیم که ثابت و ماندگاریم، ما مسیر عبوری هستیم که که این انرژی برای عبور و شکل گرفتن نیاز داره، ما در مقام و جایگاه تجربه کننده به این دنیا اومدیم تا اون چیزی رو که به ما احساس بهتری میده رو بیشتر تجربه کنیم به گسترش این جهان کمک کنیم…
عاشقتم خدای مهربونم که داری ارتباط بین آگاهی ها ایجاد میکنی به هم وصلشون میکنی تا به درک واحدی از تو برسم،
امیدوارم بتونم رها باشم و مثل استاد عزیزم توی این از این مسیر زیبا لذت ببرم و هدایت های رب یکتا رو دریافت کنم…
امیدوارم مفید بوده باشه، این مسیر انتهایی نداره از خداوند در خواست میکنم تا من رو توی این مسیر توحیدی ثابت قدم بکنه،
…الهی آمین… عاشقتونم.
حتی شنیدن و دیدن رقص بهم انرژی داد
و دیدن کباب و قابلمه کله پاچه بهم حس خوشمزگی داد
خب البته که دیدن طاووس ها و ساحل دری و موج سواری و آتیش کنار ساحل هم بینهایت دلخواه و حس خوبی داد.
مرسی استاد بایت این فایل برای دقایقی و البته تا چندین ساعت حس خوبش همراهم هست.
الهی که دلم میخواد دقیقا بصورت زنده خودم تو این شرایط باشم
رها بودن در مسیر برای هدایت و سپردن لحظات به خدا عالیه
و اینکه قصد و نیت خوب برای اصلاح تغذیه قانون سلامتی به اون فرد رو داشتین ولی خب مقاومت داشتن دیگه شما بهشون به زور نخواستین بگین که این نتیجه و جواب میده آفرین به شما واقعا که با سلول سلول وجوذتون میدونید جوابه ولی خب مثل خدا که میگه من میتوونم کاری کنم همه ایمان بیارن ولی به زور نمیکنه
سلام به استاد زیبا بین و خانم شایسته ی نازنین
خدایا شکرت که تمام زیبایی ها و خواسته های من رو در یک قاب جمع کردی و امروز به من نشون دادی و ایمانم رو قوی تر کردی
یک سازه ی معماری فوق العاده ، جاده های عالی ، ساختمان های غول آسا و زیبای سانفرانسیسکو ، ماشین های زیبا ، نظم در رانندگی ، هوای صاف و تمیز
جنگل مه آلود و رویایی دریای شگفت انگیز و مواج ،مزارع توت فرنگی و استخراج نفت
آدم های شاد و زیبا
رقص و طاووس و کباب
کامنت های بی نظیر دوستان که چطور هدایت میشن به مکان ها و سفر های عالی و الهی
خدایا شکرت بابت همه ی این فراوانی ها
بابت فضل بی نهایتت بابت هدایتت
خدایا شکرت
به نام خدایی که هرلحظه نگاهش به منه
سلام به همگی
قبل از دیدن ابن جلسه مثل خیلی وقتای دیگه گفتگوی ذهنیم این بود که بازم یه فایل دیگه که اینم مثل بقیه و من که فقط میتونم ببینم اما حس و حال عجیب دیگه ای رو که برام نداره ولی وقتی یه خورده رفت جلوتر دوربین رفت رو سرسبزی و رویایی بودن مسیر با انبوهی از درختان و سبزه واری یهو منم دلم مسافرت خواست و چنان احساس زیبا و سپاسگذاری به من داد که همون موقع از اون جنس احساس سپاسگذاری فهمیدم خداوند به همین زودی هدایتم میکنه به یه مسافرت خیلی خوب و خوش آب و هوا و لذتبخش
واقعا هرکدوم از این فایل ها نمادی از زیبایی و لطف خداوند مهربانه
وقتی منم دیدم این پمپ ها دارن نفت رو از دل زمین استخراج میکنند و به خورده اونورتر یه عالمه باغهای درخت و میوه ست یاد خودم افتادم که همیشه به این فکر میکردم که خدایا چقدر تو بزرگ و بخشنده ای که از دل همون زمینی که ما گواراترین آب آشامیدنی و میوه و غذا میخوریم از دل همون زمینم بی نهایت نعمتهایی مثل مواد نفتی برامون گذاشتی و این بخشندگی و تنظیم رو باید بی نهایت تحسین کرد که هیچکدوم با همدیگه مخلوط نمیشه بااینکه در دل یه زمین هستند چونکه این ترتیب و قدرت خلقه که هرچیزی در جای خودش قرار میگیره
یکی دیگه از نکات تحسین برانگیز آمریکا اینه که چقدر معادن و نعمت های فراوان داره
و نکته بعدی تحسین برانگیزش اینکه مثل این شهری که یه عالمه طاووس برا خودشون دارن آزاد زندگی میکنن اما هیچکس باهاشون کار نداره تازه بهشون غذا هم میدن این واقعا تحسین برانگیزه از اینهمه فرهنگ و چشم و دل سیر بودن
واقعا خیلی وقتا از خداوند بی نهایت تشکر میکنم که منو به مسیر درست هدایت کرد چونکه دیروز با یکی از دوستانم صحبت میکردم که یه فرد تحصیل کرده با مهارت کاری در اجتماع و همین طاووس هارو براش مثال زدم که چقدر مردمش بافرهنگ و چشم و دل سیر هستند
بعد که همینطور داشتیم حرف میزدیم اصلا صحبت رفت به سمت های دیگه که دیدم یهو گفت آخه این چه کاریه که در آمریکا اسلحه آزاده حتی بچهای زیر18سال هم میتونند اسلحه بخرند و توی مدرسه یا جاهای دیگه آدم میکشند بعد من همینطور فقط نگاهش کردم و خیلی زود بحث عوض کردم و توی دلم یه خنده کردم گفتم ببین بنده خدا هیچ اطلاعاتی نداره فقط داره شنیده ها و دیدگاه مدار خودشو برزبان میاره
*اما من که دارم در این جلسه فقط مراقبه
سپاسگذاری،فرهنگ،چشم و دل سیر بودن،شخصیت،ایمان و احساس خوب رو میبینم از این مردم ،از دیدن این فایل مخصوصا از اونجایی که دوربین روی درختان در مسیر هست اصلا برامن خیلی رویایی و ملکوتی بود*
استاد چقدر لذت بردم از این کباب های آبدار که دهنم آب افتاد و این دوست عزیزمون که چقدر داره با عشق کباب هارو باد میزنه و آماده میکنه معلوم میشه که ابن آدم خوش سفره
چونکه لبش خندان و مثبته
خدایا شکرت از 250 بار من در مسیر لذت و خداگونه هستم
من که هربار واقعا عمیق به اتفاقات و تصاویر این فایل ها پی میبرم باعث میشه بزودی وارد تجربه واقعی زندگی خودمم رخ بده
به این توت فرنگی های خیلی زیبا و دلبر هم احساسم خوب شد و میدونم باعث میشه که اونا هم خیلی بیشتر سمتم هدایت بشن چونکه من توت فرنگی هم خیلی دوست دارم هرموقع میگیرم میشینم یه دل سیر میخورم
و احسنت به این نؤع کشت که هم جمع و جور و تمیز هم بدون اینکه علف هرز دربیاد و چقدر این فرهمگ و نظم مردم این کشور قابل تحسینه که هرکسی خودش میتونه بره بچینه و بعد بیاد حساب کنه
خدایا ممنون،استاد ممنون البته باید بگم استادان عزیز و دوستان عزیزم ممنون خداقوت.
سلام بر استادعزیز…فایلی پر از زیبایی و تذکر و مطالب مفید برای درست زندگی کردن بود و تاکیدی بود بر ادامه دادن مسیر درست و تذکر قوانین بدون تغییر هستی که استاد پیوسته به اونا تاکید دارن…مثل واگذاشتن امور به خدا و وکیل قرار دادن او و طلب از او برای هدایت به بهترینها در هر نفسی و در هر قدمی…. و استفاده و لذت بردن درست از تنهایی خود برای یادگیری و گشتن و تجربه کردن در این جهان پهناور هستی..
و خواسته هایی که با دیدن این فایل در وجودم شکل گرفت که منم میخام روزی در این جاده های بسیار زیبا و طبیعت زیبا رانندگی طولانی داشته باشم و به چنین شهر پر از طاووس زیبا و شهری آرام و آزاد هدایت شوم و ببینم این زیباییهای این کره خاکی پهناور زیبا را قبل از آنکه عمرم تمام شود و فرصت زندگیم در این دنیا به پایان برسد.. که لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه این فرصتها تمام میشه و به لحظات نهایی عمر نزدیکتر میشیم.
استاد عزیز، لذت بردم از دیدن آدمهایی که کنار ساحل از زندگیشون و زنده بودنشون لذت میبرن و آرامش و صلح با خود و دیگران از قیافه هاشون و رفتاراشون کاملا مشخصه و کسانیکه ریسک موجها را به جان خریده و روی موج خود را رها میکنن و از لحظات عمرشون به درستی استفاده میکنن تا عمر به بطالت و کسالت و سستی و نا امیدی و تنبلی و غم سپری نشود..
دریای زیبای پهناور با ساحلی زیبا که خدا همه این نعمتها رو طبق آیه صریح قران، برای انسان آفریده که بگردیم و لذت ببریم از زندگی که خدا بهمون داده..
طاووس قشنگی که ساعتها دوست دارم نگاش کنم و نگاش کنم و تحسین کنم اینهمه زیبایی بی نظیری که رب العالمین در وجود این حیوان خلق کرده با پرهای زیبا و رنگارنگ و بسیار قشنگ ..و لذتی که این حیوان با دیدن زیبایی خود موقع باز کردن پرهاش از خودش میبره..
بسیار بسیار بسیار دوست دارم رانندگی در چنین جاده ای زیبا که هر دو طرف پر از درختای قشنگ، با خط کشی دو خطه زیبای زرد رنگ وسط جاده با آسفالتی کاملا صاف و بی نظیر که به قولی جون میده که روش رانندگی کنی و لذتشو ببری..
خدا را شکر بابت اینهمه زیبایی که خلق کرده و ما باید اینارو ببینیم و شکرگزار خدایی باشیم که خودش زیباست و زیباییهای بی نظیر هم خلق کرده و برخی از ما انسانها چقدر ذهن و چشم خودمونو میبندیم و اینهمه زیبایی دنیا رو نمی بینیم و توجه نمیکنیم..
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز ..امیدوارم این سایت زیبا سالیان سال، پایدار و تداوم داشته باشه و روز به روز در جهت بهبودی و نشان دادن راه و روش درست زندگی چراغ راه ما و خیلی از انسانهای جویای حقیقت باشد..انشالله