این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/08/abasmanesh-7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2019-08-09 08:10:202024-07-31 11:45:42سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای خوب و مهربانم که هر چه دارم از اوست و قدرتش را میپرستم
سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم
توجه بر نکات مثبت کنترل کانون توجه که مهمترین اصل و اساس زندگی ست
که با توجه آگاهانه اتفاقات و شرایط زندگیم را رقم میزنم پس باید خیلی مراقب این کانون توجه باشیم
ما چه چیزی رو میخواهیم چه دوست داریم همان رو ببینیم و بشنویم
من الان نزدیک به یه سال ست که اصلا تلویزیون نکاه نمیکنم قبلا همزیاد نگاه نمیکردم اما بعضی اوقات سریالهای خنده دار رو میدیدم اونم درصدش باز هم کم بود اما الان هیچ
فقط یوسف پیامبر رو دیدم چند قسمتشو چون با آگاهی و درک الانم از قوانین خیلی لذت داشت نگاه کردنش و خیلی درسها گرفتم
اما بیشتر دو تا سریالهای شما رو میبینم
واقعا این سریالها بخصوص سریال سفر به دور آمریکا
خیلی خیلی از همه نظر نگاه کردنش و توجه کردنش سوده و سوده و سوده
زیبایی و ثروت و فراوانی و تحسین و شکرگزاری و
یاد گیری آداب و رسوم همه مردم و اقشار جهان
وهر چی بگم کم گفتم از خوبیهای این سفر
جهان چون به توجه و فرکانس ما پاسخ میده دیدن این سریالها یعنی داری بهش اعلام میکنی من اینارو میخوام
باور کنین من هر موقع میبینم هدایت میشم به همون چیز هایی که دیدم
الان هرشب سریال زندگی در بهشت میبینیم
و این که تموم بشه سفر به دور آمریکا و بعد توجه بر نکات مثبت
فقط میخوایم با این کار
یک : فرکانسمون رو در آخر شب تنظیم کنیم به سمته خوبی و زیبایی
دو : با احساسه خوبی بریم بخوابیم
سه، : شکرگزاری داشته باشیم
چهار : توجه کنیم به آن چیزی که میخواهیم و بهمون داده میشود
الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای مهربانم
تمرین ستاره قطبیم رو هنوز انجام میدم و خیلی نتایج خوبی گرفتم و همه رو از قدرت خداوند میبینم
من تمام قسمتهاشو دوست دارم و درس میگیرم هر کدوم آگاهی خاصی داره و همه عالین
خداوندا، سپاس برای نفس تازهای که در این صبح مرا زنده کرد،
برای فرصتی دوباره تا با نگاه به آسمان آبیات، زندگی را از نو آغاز کنم.
شکر برای بارانی که زمین را میشوید و دل را نرم میکند،و خورشیدی که با گرمایش امید را در قلبم روشن میسازد.
سپاس برای شب و روز، برای گردش زمان که مرا به درک لحظهها میرساند.
برای آب پاکی که زندگی میبخشد،برای نوری که تاریکی را میزداید،
برای برق، برای علم و فهمی که آسانی در زیستن را ممکن ساخته است.
سپاس برای نعمتهای آشکار و پنهانت،برای موقعیتها و فرصتهایی که گاه در قالب چالش نمایان میشوند اما درونشان لطفی نهفته
است.
شکر برای اینکه هنوز میتوانم ببینم، نفس بکشم،
و در مسیر بودن، مهر تو را احساس کنم.
خداوندا، هر لحظه از زندگیام یادآور حضور توست؛قدردان تمام آنچه هستم و آنچه خواهم شد،
به لطف و عنایت تو.
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته نازنینم
سلام به دوستان بهشتی ام
استاد جان نمیشه گفت که کدام قسمت جذاب تر از بقیه بود ، میدونی در دل هرکدام از اون فایلها زیبایی ها وآگاهیهایی نهفته بود که هزار درس در دل خود داشت ،از زیبایی طبیعت ،از رهایی آدمها ودر صلح بودن با خودشون ،از ایمان وتوکل وتسلیم بودن، از اعتماد داشتن به خداوند ودنبال کردن نشانه ها،از عشقی که در قالب کلمات ساده به یکدیگر نثار میکردند، از همدلی آدمها بدون توجه به جنس ،سن ونژاد وفرهنگ ،از روابط قشنگ ،از زندگی کردن در هر لحظه وحضور آن نمیشه عشقی که بانو برولی به گلها وباغچه اش داشت ،عشقی که در جای جای اون فروشگاه دنج فارم مارکت بود ،از عشقی که در کلام شما ومریم وجان ومایک عزیز بود ،از عشقی که در رفتار اون بانو با مادرش بود رو در قالب کلمات بیان کرد ،مگه میشه زیبایی های نیاگارا ورها ونامحدود بودن جریان آب رو بی خیال شد ،مگه میشه پیچکهایی که از جای جای اون استیت پارک زیبا واون تپه ها بالا رفته بودند رو نادیده گرفت ،اون آهویی که توسط دوربین مریم جان شکار شد
لحظه به لحظه اونا حکم یه گنج نامحدود رو داره که باید بارها وبارها دید تا عمق مطلب رو درک کنیم برای من تمام اون قسمتها جذاب والهام بخش بود واز شما ومریم جان از صمیم قلبم سپاسگزارم دوستتون دارم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
استاد جانم واقعیت نمیشه گفت کدام فایل شما تاثیرگذارتره، چون همشون درسی از زندگی، عشق، ایمان و خلوص رو به همراه داره، خواستم فقط اینجا بگم که، حدود 4 ماه پیش رفتم پاریس برای اولین بار، خیلی زیبا بود، از بالای ایفل فیلم گرفتیم و شامپاین نوشیدیم و لذت بردیم، دیدن موزه لوور و کلی جاذبه های دیدنی فرانسه برامون هیجان انگیز بود. وقتی برگشتم و فیلم هایی که از بام ایفل گرفته شده بود رو دیدم، حیرت زده شدم، چرا؟ چون درست همون حسی رو بهم داد که شما در سریال زندگی در بهشت از طریق گرفتن تصویر از خانه تون توی تنپا بهمون منتقل کردید ، همونجاهایی که از پنجره نمای شهر و رودخانه معلوم بود .
جالب اینکه تصویر فضای شهر زیبای فرانسه، ساختمان ها و مخصوصا رود سن و قایق هاش ، من رو در کسری از ثانیه به فایل های شما متصل کرد، و من اون لحظاتی که اونجا داشتم لذت میبردم متوجه این اتفاق نبودم تا زمانیکه برگشتم آلمان و در آرامش فیلم ها رو نگاه کردم.
بی نهایت سپاس گزار خداوند و دستان قدرتمند و روشنگری چون شما بر زمین هستم که راه رو نمایان میکنید.
عشق بی مثال و قدرتمندی که بین شما و مریم جانم هست رو با تک تک سلولهایم تحسین میکنم، زندگی شما برای من نمادی از قدرت لایزال حضرت حقه برای ایمان داران.
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم ،وقتی در اتاق رو باز کردم که برم بیرون،دیدم خاله داره جلوی اتاق و حیات کاه گلی رو اب پاشی میکنه،بوی خوبه نم خاک نشون میداد که قراره چه روز خوبی باشه.
رفتم بالا صبحانه بخورم جاتون خالی ،نون محلی،با روغن و کره ی بز!!
من فقط تو فیلم روزی روزگاری دیده بودم که نون رو میزدن تو روغن و میخوردن،همیشه برام تعجب اور بود ،اما وقتی خودم نون و روغن خوردم متوجه شدم تمامه صبحانه ی قبل از این،سوتفاهم بود به قول شادمهر عقیلی!!
بعد از صبحانه خواستم برم ابشار بیشه،خاله گفت میخوام نون بپزم منم گفتم باشه میمونم نون پختنت رو ببینم بعد برم!
و جاتون خالی،منی که نیم ساعت قبل تا حد توانم صبحانه سنگین خورده بودم، بازم نتونستم مقابل بوی نون گرمی که جلوی خودم خمیرش رو پهن میکرد روی تاوه و بخار ازش بلند میشد،مقاومت کنم!!
خلاصه نونه گرمم خوردم و راه افتادم سمته ابشار بیشه،تصور کنین یه جاده ی نسبتا باریک،با پل خییلی باریک که از زیرش رودخونه رد میشه،کلی سربالایی و سرازیری و پیچ تیز و هوا خنک ،تو دله کوهستان،بری به سمته ابشار بیشه،البته!!
با اهنگه کورش اسدپور خواننده ی بختیاری که در مورد مراسم خواستگاری و … اهنگه شاد میخونه و میگه که:
ما اویدیم
ما اویدیم
از ره تنگ اومدیم/
زن بدیمون
عذر میورین
ما سر جنگ اومدیم/
زن بدیمون زن بدیمون
هم به محنت هم به زور/
شیر بها گل،چشمه دیمه
پشت قواله اش ،کوه دنا
سر جهازش،دشته لاله
زون گشونش،نوم خدا/
جهت اطلاع عزیز دلم اگه داری این کامنت رو میخونی،باید بگم اینجا خواننده میگه:
به ما زن بدید و عذر و بهانه نیارید که ما با نیت جنگ اومدیم اگه بهمون زن ندید!!
هرجور شده باید به ما زن بدید!
یا با منت، اگه هم نشد با زور ازتون زن میگیریم!!!
در ادامه خواننده ی گرامی میاد در در لفافه میگه که ما،برای مهریه،سکه و طلا نمیزنیم!
شیر بهای دخترتون، چشمه دیمه (یه چشمه ی معروف در استان چهارمحال بختیاری)
پشت قواله اش کوه دنا(یکی از بزرگترین کوه های ایران)
سر جهاز عروس دشت لاله(دشت پر ازگل لاله که گل محبوب بختیاری هاست)
زون گشون،یعنی زیر لفظی هم اسمه خدا میدیم!
اون عزیز دلی که قراره بیاد تو زندگیم اینو بدونه که مهریه بی مهریه!
اگه قراره ریشه یخ ازدواج توحید و تکیه به خدا باشه،از اول باید بنای ازدواج درست باشه!
تازه!
وجود من تو زندگیه هر ادمی،سراسر خوشبختی و عشق و لذت به همراه خودش میاره!
والا بره خداروشکر کنه که من مهریه نمیخوام ازش!
والا!!
خلاصه با این اهنگ شادی کنان رفتم تا پای ابشار،صندلیمم بردم گذاشتم روبروی ابشار و لذذذته دیدنه ابشار تو روز هم یه صفاای دیگه ای داشت،مخصوصا که اون زیبایی ابشار با چندتا صحنه ی مثبت هیژده سال همراه بود!
یه دختر بسیییار زیبا،با یه لباس یه تیکه،شبیه لباس عروس اما به رنگه قرمز،با نامزدش،همسرش نمیدونم اومده بودن کنار ابشار عکس اتلیه ای بگیرن و چققققدررر حسشون خوب بود!!
دختره تو اون لباس قرمز،با موهای بلند،و چهره ی زیبا و لب های خندون ایننقدر زیبا شده بود که من تنها چیزی که از دیدنش اومد تو ذهنم،گل لاله ی واژگون بود!!
گل لاله ی واژگون یه گل خاصیه،که بیشتر تو مناطق بختیاری نشین و کو های زاگرس رشد میکنه،این گل که به یه گل عجیبیه،رنگش قرمزه و بخاطر شکل خاصش به عروس سر بزیر معروفه!
چون گل وقتی به بالاترین حد رشد خودش میرسه برعکس میشه و اون غنچه اش کاملا روبه زمین برمیگرده و بخاطر زیباییش و حس با حیا بودنی که داره بهش میگن عروس سر بزیر!
و اون دختره با همسرش وقتی تو بغل همدیگه میرفتن و عکس میگرفتن واااقعا دوست داشتم بیشتر اونجا باشن و زیبایی ابشار رو دو چندان کنن!
یک ساعتی کنار ابشار نشستم و بعد رفتم خونه و جاتو خالی،نهار کباب و گوجه و نوشابه سرد مشکی خوردم و بعدش رفتم اتاقم یه کم خوابیدم.
و دوباره عصرش رفتم ابشار بیشه .
یه جمله ی خیییلیی زیبا ورودی ابشار نوشته که هربار با به یاد اوردنش من وااقعا لذت میبرم و احساس لیاقت میکنم!
روی یه تابلوی بزرگ نوشته:
آبشار بیشه،در برابر قدم های شما مهمانان عزیز،سر تعظیم فرود می آورد!!!
حدود یک ساعتی نشستم کنار ابشار و دوباره رفتم خونه و باز یک ساعتی روی حیات جلوی اتاقم نشستم و به اسمون خیره شدم و ستاره هامو نگاه میکردم و یه سوال از خدا پرسیدم و گفتم که :
خدایا چجور بینه اییین همه افریده هات و عظمتت هواست به من هست و منو دوست داری!؟
و فقط یک جواب شنیدم :
اونم اینکه:
تو بنده ی منی!
تو افریده ی منی!
و گفتم من در قبالش چکار کنم برای تو!؟
و گفت:
شکرگزاری کن!!
و درسته تنها راه دونستن قدرت خداوند،سپاسگزاری هست!!!
خدایا بابت تمامه انچه چه به من عطا کردی با تمامه قلبم سپاسگزارتم
سپاس و ستایش مخصوص خدایی است که یگانه آفریدگار کیهان است خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که نعمت بخشیدی به آن ها نه گمراهان
خدایا کمک کن بتونم بنویسم و هدایتم کن بتونم رد پایی از خودم به جا بگذارم و به قول مریم عزیزم در به جریان انداختن زندگی این فایل هایی که ضبط میشه نقشی داشته باشم
من با این فایل ها خیلی بیشتر از قبل مفهوم فرکانس را زندگی کردم واقعا الان میفهمم که باید در یک فرکانسی باشی که هدایت بشی به این فایل ها و من اینو این مدت دقیق زندگی کردم ی مدت بود به این فایل ها هدایت شدم و با حس عمیق شروع به دیدن و کامنت گذاشتن کردم و میخوام از نتایج بگم خیلی ساده یاد گرفته بودم زندگی کنم از دیدن هر شگفتی به ذوق میاومدم انگار اولین بار بود روحم یکسری چیز ها تجربه میکرد و سعی میکرد دقیقا اون چیزی را که تو این سریال ها دیده انگار برای من کپی کنه تو خیابون تو پارک و هر جایی میگشتم دنبال زیبایی ها مثل مریم عزیزم و غرق زندگی بودم و یادمه به صورت تکاملی ی روز وسایل اتاق از کمددیواری و جاهایی که پنهان کردم بودم آوردم بیرون دونه دونه نگاشون کردم مثل جریانی که تو یکی از فایل ها دیدم و دیدم وای خدای من چقدرر فراوانی چه وسایل قشنگی دارم چقدرر میتونم اتاق دخترم را قشنگ کنم چقدررر خوب اینا رو بهم بخشیدی با عشق اونا رو جابه جا کردم به اتاق کوچکم و وسایلش عشق دارم و چقدررر حالم بهتر شد انگار وارد ی محیط جدید شده بودم (نمیدونم تو ضمیر ناخود آگاه من چی میگذشت که اونا را پنهان کرده بودم اینو بگم که من در حال کشف خودم هستم و میخوام مثل ی ناشناخته دلیل رفتار هام بفهمم و تو این مدت خیلیی باور های خودم کشف کردم)من کلا از بچگی تو زمینه باور فراوانی قوی بودم چون اینجوری تربیت شده بودم که نعمت ها میدونستم به دستم میرسه خیلی راحت ولی چند سال اخیر تو گروهی هایی عضو شدم برای پس انداز که خیلی باور های کمبود بهم القا کرد واقعا تاثیر برنامه های تلویزیونی و این گروه ها باعث شد تو این زمینه ضعیف بشم که باید روی خودم کار کنم )
فایل مربوط به اینکه شما منزل خانم آمریکایی رفتین واقعا برای من مثل ی جلسه مشاوره بود که نیمه های تاریک من بهم نشون دادن دقیقا دیشب که برای بار سوم اون قسمت دیدم انگار خیلی از باور های قدیمی من فرو ریخت اون جوری که مریم جون در مورد ارتباط با افراد غریبه میگفت با چنان شوقی صحبت میکرد که فهمیدم چه نعمتی را از خودم دریغ کردم اومدم این دنیا که زندگی کنم با آدم ها در ارتباط باشم از تجربه ها استفاده کنم و واقعا چقدر شگفت انگیز آشنا شدن با ادم های جدید و فرهنگ های جدید (منی که فکر میکردم چهار تا ادمی که الان تو زندگی من نیستن دیگه ته دنیاس بابا کلی ادم تو این دنیا هست کلی تجربه خوب در انتظارت کلی باید زندگی کرد مثل اون خانم ٩٠ساله که چه راحت استاد و مریم عزیز به خونشون دعوت کردن)من اینجا خیلییی تئوری مدار ها درک کردم خدای من دیوانه کننده است انقدر این بحث واسم شگفت انگیز که خدا میدونه میدونم آدمی که نیس در مدار من نبوده رفتنی باید بره خیلی راحت تو مدار متفاوتی از من (با درک این مبحث کلا مقایسه بی معنی میشه تو دوست داری ادمی که رفته برگرده ؟معلوم که نه اون واسه گذشته من و من نمیخوام مثل گذشته باشم )میخوام با آدم های جدید رو به رو بشم تجربه های جدید تا اخرین لحظه زندگیم پس ارتباط را ساده بگیرم انقدر باید لیاقتم ببرم بالا که تو مدار آدم های درست قرار بگیرم همه چی از من شروع میشه
چند روز دوباره اسیر ذهن شدم و اسیر گذشته ولی دیشب اومدم دوباره سفر نامه دیدم کم کم حالم عالی شد تا دیر وقت داشتم بی وقفه میدیدم و نتایج برگشت حال خوب برگشت و اتفاق های خوب …اینو به عنوان رد پا نوشتم تا بدونم مسیر همینه و من فراموش کار نباید این مسیر رها کنم..
و یکی از مورد های دیگه غلبه بر ترسم برای سفر به تنهایی بود که براش اقدام کردم و بسیار خوشحالم و از خدا میخوام برنامه ریز سفر من باشه به سوی زیبایی ها…
دارم بر ترس های غلبه میکنم و این خیلی واسم لذت بخش که قدم به قدم دارم جلو میرم نسبت به پارسال که جدی تر از قبل شروع کردم روی خودم کار کردن دیشب با عکس ها تفاوت دیدم که من کلا ی ادم دیگه شدم که هیچ ربطی به گذشته نداره به همین یکسال پیش از نظر ظاهری از نظر خونه که داخلش هستم از نظر مسیر هایی که هدایت شدم که پول بسازم دیشب مونده بودم همه اینا انقدرررر طبیعی اتفاق افتاده بود که من اصلا اگه عکس ها نمیدیدم باور کردنی نبود بدون رنج زیاد کاملا راحت خدایا شکرت این مسیر ادامه دارد ….
سلام همخونواده ای عزیزم واقعا عزیزم نه لفظی ممنون که هستین وکامنت میزارین
خیلی خوشحالم بخاطر این همه پیشرفتتون ودرک مدارها خیلی لذت بردم
الان با یه عزیزی صحبت میکردم که اگه فلانی با من ارتباط نداره من ناراحت نیستم فقط خواهش میکنم هر وقت به هم زنگ میزنید گوشی رو نیار بگی بخاطر من بیا حالشو بپرس میخواست بحث پیش بیاد اخه طرف اصلا به قانون ومدار واین چیزها اعتقاد نداره بعد به من میگه تو که اینقد وویس استاد گوش میدی ومیخونی تو باید بزرگی کنی منم گفتم دفعه قبل بخاطرت باهاش حرف زدم و اومدم تو اتاقم کامنت ها رو باز کردم وکامنت فوق العاده شما رو دیدم اروم شدم .
احسنت که اینقدر بازیبا بینی واستفاده درست از قانون تونستین پیشرفت کنید
انشاالله در پناه دستان قدرتمند صاحب مدارها بتونید به بالاترین مدار وعشق الهی برسین.
یادم چند سال پیش وقتی این سفرنامه رو دیدم با دیدن سرووضع استاد ،چون تو مدار نیودم،گفتم این کیه دیگه… یه مرفع بی درد و غم…این کی میتونه به من کمک کنه و رها کردم و دیگه نگاه نکردم…
سری یعدش که اومدم تو مدار فقط تصاویر و دیدم و اصلا چیزی نشنیدم…
و الان یه چند روزی میشه دوباره شروع کردم به نگاه کردن
باورتون نمیشه چقدر دارم بیشتر درک میکنم و بیشتر لذت میبرم…الان دارم حرفهای استاد و خانم شایسته عزیز رو میشنوم
شاید هر فایلی رو چندین بار نگاه کردم و صحبتهای خانم شایسته رو نکته برداری کردم..
این بار با تمام وجودم یه زیبایی خیلی برام بولد شد و اونم خود خانم شایسته عزیزم بود …شاگرد اوله کلاس،خود قانون…صبور ،متواضع،مهربان،باهوش،زرنگ و تو یه کلام همه چی تمام…
با تمام وجودم بیشتر و بیشتر عاشقتون شدم و هر لحظه رفتارتونو و صحبتهانو تحسین کردم
شما خود آبشار نیاگارا هستید آزاد و رها پر از ابهت پر از زیبایی…
رفتارهاتون پر از درس زندگی برام بود بدون قضاوت بدون حسادت…فقط تمرکز روی نکات مثبت هر چیزی
اخه یه انسان جقدر میتونه پر باشه از زیبایی و تمرکز روی زیبایی ها و جذب زیبایی های بیشتر
خانم شایسته عزیزم با تمام وجودم عاشقتونم،بی نهایت سپاسگزار نگاه پر مهر و سخاوتمندتون هستم…
واقعا شما لایق مردی کاملی مث استاد هستید لایق زندگی تو آمریکا،لایق ثروت،سلامتی،زیبایی….
تا اینجا همه قسمتهای این سفرنامه رو دوست داشتم و بصورت انلاین بارها و بارها نگاهش کردم
ولی عاشق قسمت 28 اون شدم و دانلودش کردم و صدها بار دیدمش و تک نک صحبتهای خانم شایسته رو یادداشت و مرور کردم…
انگار الان یه کوچولو دارم قانون و درک میکنم
اونجایی که دارید از انتخاب صحبت می کنید،که ما خودمون انتخاب می کنیم الان چه شرایطی داشته باشیم و کجا باشیم…انتخاب کردید آمریکا زندگی کنید به همین راحتی و سادگی و چون مث آبشار نیاگارا زیبا،رها،روان،پرقدرت و توحیدی بودید…دقیقا شد همونی که میخواستید…
قلبم بهم گفت
هیچ مرزی وجود نداره
بلکه موضوع فقط یک انتخاب هست
و ایمان داشتن به این انتخاب
بهم گفت یه زمانی تو انتخاب کردی
که توی ایران به دنیا بیای
و الان انتخاب کردی که بری امریکا زندگی بکنی
و موضوع همین قدر ساده اس
اون زمان من حرف قلبم رو به همین سادگی باور کردم
موضوع رو همونقدر ساده گرفتم و رفتم
پای کانتر مصاحبه و براحتی ویزامون کرفتیم
به همین سادگی،به همین سادگی
فقط خودت باش
ازاد و رها باش از قید هر محدودیتی که ادم ها درست کردن
و راه خودت رو برو
راهی که بهش علاقه داری و
بهت احساس زنده بودن میده
زیبایی من تو تمام قسمتها ،ایمان و رفتار توحیدی شما بود
شما فوق العاده خودساخته و قوی و رها از قید هر چیزی هستید
بی نهایت سپاسگزارم ازتون که دیدن این لحظات زیبا ،رفتار قانون گونه و توحیدی تون رو برامون به تصویر کشیدید..
فقط دوست داشتم از شما بگم و گرنه همین قسمت صحنه های آبشار برام فوق العاده زیبا بود طوری که نمیشد پلک زد و یه صحنه رو رد کرد
خدایی که هر روز که این مسیر رو طی میکنم، درها رو برام باز میکنه و فهم همهچیز رو برام روشنتر میسازه.
خدایی که از زبان مریم جانم و استاد جانم مدام به من میگه:
«فاطمه، تنها کافیه صدقه بالحسنی کنی. تنها کافیه تصدیق کنی تمام زیباییهایی رو که هر روز به واسطهی تغییر کردنت در حال اتفاق افتادنه. تو تصدیق کن، من بیشترش میکنم.»
و همین خدا منو هدایت کرد به تماشای این سفرنامهی زیبا.
الان با تمام وجود درک میکنم که از روزی که این سفرنامه رو شروع کردم، زندگیم هیچ شباهتی به یک ماه پیش نداره. فقط به این دلیل که توجهم رو به زیباییها دادم.
حتی تکامل خودم رو توی این فایلها میبینم. در فایلهای اولیه، اونقدر لذت نمیبردم و زیباییها رو نمیدیدم. اما حالا که به این مرحله رسیدم، وقتی فایل یکساعتهای میگذارید، با ذوق و شوق همهی کارهام رو رها میکنم و با اشتیاق پای لپتاپ مینشینم تا سخنان پرمهر استاد جانم و مریم جانم رو بشنوم.
مریم جانم، استاد جانم،
من با تمام وجود درک کردم که وقتی تمرکزم رفت روی ویژگیهای خوبِ یک آدم، اون آدم تغییر کرد؛
دست خدا شد برای من و خالصانه به من خدمت کرد.
اما وقتی فقط کمی روی ویژگیهای منفیاش تمرکز کردم، همون آدم شد دیوی در زندگیام.
آره استاد جانم، من دارم با تمام وجودم میبینم که:
«دیو چو بیرون رود، فرشته درآید»
و این فقط با توجه کردن به خوبیها ممکنه.
این موضوع فقط دربارهی آدمها نیست؛ وقتی از زیباییهای خونهام لذت بردم، خدا خونهام رو قشنگتر کرد، محیط اطرافم رو دلانگیزتر ساخت.
استاد جانم،
من شش سال در چابهار زندگی کردم، شهری دور از امکانات.
خیلیها از من میپرسیدن چطور تونستی اونجا دوام بیاری؟
و خودم هم گاهی همین سؤال رو از خودم داشتم.
سالهای اول، تلاش میکردم به دیگران ثابت کنم خوشبختم، چون خودم با عشق انتخاب کرده بودم همسرم رو و با خواست خودم رفته بودم اون شهر.
اما درونم همیشه ناراحت بود. چون امکاناتی نبود: نه استخری برای شنا، نه کافهای، نه پارکی برای تفریح. تنها دلخوشیام دریا بود، که اون هم از خونهمون دور بود و همسرم هم معمولاً اجازه نمیداد تنها برم بیرون، چون میگفت خطرناکه.
اما حالا که فکر میکنم، میبینم همهی تحولهای من از زمانی شروع شد که توجهم رفت به زیباییها.
ما در پایگاهی زندگی میکردیم که واقعاً خشک و بیآبوعلف بود.
اما من ظهرها که هیچکس بیرون نمیرفت، پیادهروی میکردم تا خودم رو بسازم.
همین پیادهرویها منو رسوند به دورهی دوازده قدم.
فرکانسم بالا رفت و خدا منو هدایت کرد به این مسیر نورانی.
از همون زمان، چابهاری که برای من بیروح بود، شد بهشت!
گل میبارید از دل خیابونها.
من شاد بودم و مدام بیرون میرفتم، حتی همسرم هم دیگه بهم گیر نمیداد.
انقدر تمرکزم روی زیباییها زیاد بود که خدا بعد از مدتی منو برگردوند به شهر خودم، اون هم در بهترین منطقه، پر از درخت و هوای پاک، جایی که شبیه جنگله.
حالا میفهمم وقتی نگاهم به زیباییها رفت، خدا چطور همهچیز رو رنگی کرد برام.
و این یادآوری دوباره شد تا بیشتر از همیشه صدقه بالحسنی کنم، چون حالا زیباییها بیشتر شدن.
مریم جانم، هرچقدر سپاسگزاری کنم برای این فایلها کمه.
استاد جانم، ممنونم که به مریم جانم این فرصت رو دادید تا این فایلهای زیبا رو برای ما به ثبت برسونه.
و از خدای مهربونم بینهایت سپاسگزارم که منو در گروه سپاسگزاران قرار داده؛
گروهی که هر روز بیشتر درش غرق میشم، چون این همون دعای هر روزمه.
و خدایی که استاد عباسمنش را سر راه من قرار داد که بودن در سایت توحیدیاش مرا به منبع اصلی خودم وصل میکنه و غرق در شادی و شعف میشم.
بشنو از نی چون حکایت میکند و زجداییها شکایت میکند
کز نیستان مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش…
سلام بر استاد توحیدیام و مریم جان شایسته و دوستان نازنینم
شروع سفر از ایالت فلوریدا شهر تمپا بود به سمت ایالت جورجیا و اقامت در استیت پارک زیبای فرانکلین دی روزولت به مساحت 4 هزار هکتار. گشت و گذار از شهر اتلانتا و چرخ و فلک بزرگ اتلانتا، ساختمان CNN و نمایندگی مرسدس بنز، خانه پرندگان، باغ پروانهها و بعد غذا خوردن در بهترین رستوران ایرانی.
مقصد بعدی ایالت North Carolina و اقامت درنشنال پارک زیبا به نام Great Smoky Mountains National Park پربازدیدترین نشنال پارک امریکا که نصفش توی ایالت North Carolina و نصفش هم در ایالت Tennessee هست. و دعوت همسایه به مناسبت جشن Fourth of July.
مقصد بعدی ایالت Tennessee و توقف در ویزیتورسنتر و خوردن ته چین مرغ و دیدن آهوی زیبا در جنگل بسیار زیبا ورودی ایالت Tennessee
ایالت Pennsylvania: اقامت در استیت پارک Ohiopyle . بازدید از معماری فوقالعاده زیبای Fallingwater خانه آبشار فرانک لوید رایت و اقامت کوتاه در شهر پیتسبورگ و آشنایی با خانم کتی.
مقصد بعدی: ایالت نیویورک
Well come to New York
اقامت در شهر Buffalo
و 28 min تا Niagara Falls
خرید نقاشی زیبای آبشار نیاگارا توسط مایک و عکسهای پدروپسری مایک و استاد
خوردن توتهای خوشمزه نیاگارا
رفتن تو دل آبشار نیاگارا و عکس گرفتن و شادی کردن و رقصیدن و دیدن رنگین کمان زیبا
دیدن سنجاب کوچولوی سیاه بامزه و مرغان دریایی و غذا دادن به آنها
خرید از فروشگاه Duty Free – بیسکوییت پرزیدنت ترامپ
خرید لیوانهای نیاگارایی
سوار شدن در قایق و رفتن تو دل آبشار
رفتن به سمت Farm Market زیبا و در مسیر لذت بردن از باغچه زیبای خانم بورلی با گلهای زیبای لیلی و مجسمه حضرت مریم و خوردن قهوه با شیر محلی و صبحانه لذیذ و خریدن کلی خوراکیهای خوشمزه از Farm Market.
و در آخر هم لذت بردن از صحبتهای خودمونی استاد عباسمنش و مریم شایسته عزیز و شنیدن صدای سکوت شب و جیرجیرکها.
من همه قسمتهای این سفرنامه رو دوست داشتم و باهاش تجسم کردم و عشق ورزیدم و زندگی کردم با هر قسمتش. عاشق این کشور و مردم بینهایت خدایی و خونگرمش شدم. چقدر آزادی این کشور رو تحسین میکنم. چقدر مردم شاد و مهربونی دارن که جلوی دوربین مریم جان فقط لبخند میبینی و بس.
اما قسمتهای مربوط به آبشار نیاگارا رو من بارها و بارها دیدم و لذت بردم و روحمو تا اونجا پرواز دادم. هیچ وقت از دیدن صحنههای این آبشار سیر نشدم.
هیچ مرزی وجود نداره بلکه موضوع یک انتخاب است و ایمان داشتن به این انتخاب.
یک زمانی تو انتخاب کردی که ایران به دنیا بیایی و الان انتخاب کردی که بری امریکا زندگی کنی و موضوع همین قدر ساده است.
پیام نیاگارا برای من این است:
که فقط خودت باش. آزاد و رها باش. قید هر محدودیتی که آدمها درست کردهاند رو بزن و راه خودت رو برو. راهی که بهش علاقه داری و بهت احساس زنده بودن میده.
عاشقتم مریم عزیزم که اینقدر با عشق برامون فیلم میگیری و اون عشق به کارت رو از پشت قاب دوربین حس میکنم.
خیلی دوستت دارم و ممنونم ازت عزیز دلم که این کشور دوست داشتنی و مردمش رو بهمون معرفی میکنی تا اون پیشزمینه ها و باورهای مخربی که تو ذهنمون در مورد امریکا بود فرو بریزه و عشق و محبت جاش رو بگیره.
مریم جان با ما چه کردی که از دیدن پرچم زیبای امریکا اون بالا هم ذوق سراسر وجودمو میگیره.
همین چند روز پیش برای جلسهای رفته بودم سازمان مرکز استان و وقتی جلسه تموم شد اومدم طبقه پایین با همکارم تو سالن داشتیم صحبت میکردیم که یهو چشمم خورد به پرچم امریکا که جلوی در ورودی سالن رو زمین نقاشی شده بود تا چند لحظهای ماتم برد اولش ذوق کردم که پرچم امریکا رو دیدم و بعد میخکوب شدم روی زمین که ما داریم به کجا میریم. من موقع اومدن داخل اصلا حواسم نبود و ندیده بودم.
یادم افتاد که شما رفته بودین فک کنم پارکی جایی بود دقیقا یادم نیست بعد پرچم ما درست هم ردیف پرچم بقیه کشورها اون بالا بالاها نصب شده بود و اینجا پرچم این کشور دقیقا زیر پای مراجعین بود و موقع رفتن حواسمو کاملا جمع کردم که مبادا زیر پام بره تیکهای از این پرچم زیبا.
عاشقتونم استاد عزیزم که خونهای برامون ساختید با عشق که پایههاش با توحید بنا شده و همه آدمهای اینجا هم توحیدیاند و عاشق و آدم هیچ وقت احساس غریبگی نمیکنه باهاشون.
و در راس همه اینهاشما استاد عزیز و مریم جان هستید الگوی توحیدی همه ماها.
سلام فاطمه جان: دخترگلم مادرجان همچین بلدبودی اسم همه جاهای سفربه دورآمریکاروکامنت کردی الان غروب جمه س ازغروب 4شنبه پسرم باعروس گلم وپرنسسم اومدن خانه ی ما والان که میخوان برن دل خودم وعزیزدلم که تنهاهستیم(!!!!!?????) .
ولی چاره ای نیست ازاین نعمت عظیم بایددل بکنیم خداروشکرهمه مون توی مشهدزندگی می کنیم. ونزدیک به هم تقریباولی خب بچه خیلی عزیزه داره لبخندهم میزنه 3ماه نشده خیلی شیرینه.
حالابابت دلنوشته تون می نویسم
وبابت این تربیتی که نزدماهست خیلی ساده به همه چیزبه همه کس به همه جاکشورهای اروپایی آمریکایی میتونیم بی احترامی کنیم بعدم میگیم مامسلمون هستیم.
خب همین منبریها میرن به منبرمیگن حضرت رسول فرمودند قبل ازهرچیز، ودرآن چیز وبعدازهرچیز خداروببین اگه پیغمبراین جمله رو گفته پس چرا اینقدربایدپست باشیم وخدا رو قشنگ زیرپا مثل زباله ، داریم له می کنیم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا رهای وآزادی چیست وکجاست؟؟؟؟!!!!!!
خدایا آمدم که بگوییم تغییرم خدای گونه باشه نه ظاهری وبابت اینکه خانه ای ساخته ایم سایه بانش همه نور،همه عشق، همه درک ،همه فهم ،همه عمل، همه باور، همه ایمان ،همه شور ، همه شوق همه همه همه الهی توی این خانه نشسته ام ومسلمان بودن رادرک وفهم کنم عمل کنم وتوی این سفربه من الهام شده که به سفردورونم برم ولی متوجه نمیشم سفردرون چیست ؟؟
بازیک اشاره به من بشه که سفردورن این است!!!!!!!!
تااعماق وجودم سفر راادامه میدهم چون من که توی این سفربه دورآمریکاسفرکاری به سبزوار برای بچهها مون داشتیم خب مطمئنم که سفرقرانی به دورنم میبری چون تواسپانسری باورت دارم متشکرم فاطمه جان الان غروب جمعه وقت اجابت دعوات ، که هرلحظه خدامارواجابت میکنه ولی بافرکانس بالایی که دارم برای اهل عالم دعای خیردارم روزگازبروفق مرادت بادآمین.
وقتی اون نقطه ابی رنگ رو کنار اسمم دیدم خیلی خوشحال شدم
ممنونم از شما دوست عزیز بابت نوشتن کامنت زیباتون
ان شالله فرزندانتون هر جا که هستن خدا حافظ و نگهدارشون باشه
هم فرکانسی عزیز! سفر درون خیلی وقته آغاز شده و قدمهاشو داریم برمیداریم. از روزی که تصمیم به تغییر گرفتی سفرت رو آغاز کردی. سفری که انتها نداره. ممکنه خستگی داشته باشه یا ناامیدی ولی میشینی استراحت میکنی و باز دوباره ادامه میدی
اونقدر این سفر خودشناسی رو ادامه میدی تا به شناخت خدا برسی. همه چیز همینه شناخت خود و شناخت خدا. اونوقت دیگه خستگی راه هم برات لذت بخش میشه…
ممنون از شما که با نوشتن کامنتتون باعث شدین که من برگردم و دوباره کامنت خودمو بخونم. مخصوصا اون پیام آبشار نیاگارا رو.
فقط خودت باش. آزاد و رها باش. قید هر محدودیتی که آدمها درست کردهاند رو بزن و راه خودت رو برو. راهی که بهش علاقه داری و بهت احساس زنده بودن میده.
سلام مادرجان ممنونم که به من آموختی ازروزی که وارداین مسیر شدم سفربه درون راآغازکردم خداخیرت بده.
به من آموختندهرکس که به شما یک کلام آموخت تاابدهاسپاسگذارش باش چشم دخترجان تانای دربدن دارم سعی میکنم عمل به خداشناسی وخودشناسی را انجام دهم چون ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است.
تک تک لحظات این سفر ثانیه به ثانیه اش قشنگ بود خیلی لذت بردم.
بهترین و قشنگ ترین لحظه اش اونجایی بود که داخل آر وی بودین و بارون میومد بعد که بارون تموم شد در آر وی رو که باز کردین اصلا انگار وارد بهشت شدین. اون رطوبت بارون و ذرات ریز آب توی هوا. اون بوی خوش طبیعتی که حتی میشد از توی فیلم تشخیصش داد. اون صدای پرنده ها که برای ما می خوندن. اون مه قشنگی که روی چمن ها بود و کم کم بالا می رفت. اون پیچک ها که همه جا پیچیده بودن. رنگ سبز روشن و بسیار بسیار زیبا. اون آهویی که داشت برای خودش کیف می کرد. اون هوای تمیز و لذت بخش. هرچی ازش بگیم کم گفتیم.
من قبلا دیده بودم که ازین دکوری های قشنگ میسازن به این صورته که یه سری پیچکو گیاهو آبو اینجور چیز هارو داخل یک محفظه شیشه ای بزرگ میزارن و یک مه مصنوعی هم داخلش ایجاد میکنن و مثل یک اکوسیستم کوچک میشه که وقتی درش رو باز می کنن اون مه خیلی قشنگ از لای اون گیاها توی شیشه میزنه بیرون خیلی قشنگه
حالا این صحنه توی فیلم شما دقیقا مثل همون اکوسیستم شیشه ای قشنگ بود ولی خیلی بزرگ ترش و خودمون توی این اکوسیستم بودیم و کیف می کردیم.
بعد از این صحنه از صحنه ای که به سنجاب و مرغ دریایی غذا می دادین کیف کردم عالی بود
اون لحظه ای هم که لباساتون رو داخل ماشین لباس شویی آر وی می شستین خیلی کیف کردم چون دیدم چقدر امکانات داره چقدر راحت هست فراوانی هست حتی تعجب کردم که این اتوبوسه خشک کن هم داره
من عاشق پروتئین و گوشت اینجور چیز ها برای بدنسازی هستم
دیدن اون دست پخت عالی خانم شایسته و اون مرغای خوشگل که داخل فویل سرخ شدن همراه با سس مخصوصش چقدر قشنگ بود اون بوی گوشت سرخ شده رو یاد آدم میندازه که هرچقدر که دلت بخواد می تونی بخوری و عضله سازی کنی این عالیه.
صمیمانه از تلاش هایی که برای ضبط و تدوین این زیبایی ها می کنید سپاس گزارم میدونم کار زمان بریه ولی اینکه باعشق انجامش میدین منو هم عاشقشون کرده. در پناه خدا
چقدر خوب با عشق نکات مثبت همدیگه رو بیان کردید حتی نکات مثبت سفر کاربرا و کامنت ها
چقدر متعهدانه تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها رو ادامه دادید احسنت به شما
تمام قسمت های سفر زیبایی و درس خودش داشت برای من قسمت هایی که از آبشار نیاگارا بود حس فوقالعاده ای داشت قسمت 29 باغچهی بورلی، قسمت 30 فارم مارکت ، قسمتی که به خونه ی اون خانم فوقالعاده دعوت شدید قسمت اول سفر که با نشونه خدا حرکت کردید قسمت 14 درس ها نکات زیادی در مورد عزت نفس اعتمادبه نفس و باورهای ثروت ساز داشت، در کنار نکات مثبت و زیبایی شون
به نام خدای خوب و مهربانم که هر چه دارم از اوست و قدرتش را میپرستم
سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم
توجه بر نکات مثبت کنترل کانون توجه که مهمترین اصل و اساس زندگی ست
که با توجه آگاهانه اتفاقات و شرایط زندگیم را رقم میزنم پس باید خیلی مراقب این کانون توجه باشیم
ما چه چیزی رو میخواهیم چه دوست داریم همان رو ببینیم و بشنویم
من الان نزدیک به یه سال ست که اصلا تلویزیون نکاه نمیکنم قبلا همزیاد نگاه نمیکردم اما بعضی اوقات سریالهای خنده دار رو میدیدم اونم درصدش باز هم کم بود اما الان هیچ
فقط یوسف پیامبر رو دیدم چند قسمتشو چون با آگاهی و درک الانم از قوانین خیلی لذت داشت نگاه کردنش و خیلی درسها گرفتم
اما بیشتر دو تا سریالهای شما رو میبینم
واقعا این سریالها بخصوص سریال سفر به دور آمریکا
خیلی خیلی از همه نظر نگاه کردنش و توجه کردنش سوده و سوده و سوده
زیبایی و ثروت و فراوانی و تحسین و شکرگزاری و
یاد گیری آداب و رسوم همه مردم و اقشار جهان
وهر چی بگم کم گفتم از خوبیهای این سفر
جهان چون به توجه و فرکانس ما پاسخ میده دیدن این سریالها یعنی داری بهش اعلام میکنی من اینارو میخوام
باور کنین من هر موقع میبینم هدایت میشم به همون چیز هایی که دیدم
الان هرشب سریال زندگی در بهشت میبینیم
و این که تموم بشه سفر به دور آمریکا و بعد توجه بر نکات مثبت
فقط میخوایم با این کار
یک : فرکانسمون رو در آخر شب تنظیم کنیم به سمته خوبی و زیبایی
دو : با احساسه خوبی بریم بخوابیم
سه، : شکرگزاری داشته باشیم
چهار : توجه کنیم به آن چیزی که میخواهیم و بهمون داده میشود
الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای مهربانم
تمرین ستاره قطبیم رو هنوز انجام میدم و خیلی نتایج خوبی گرفتم و همه رو از قدرت خداوند میبینم
من تمام قسمتهاشو دوست دارم و درس میگیرم هر کدوم آگاهی خاصی داره و همه عالین
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
بنام خالق بی همتا ،بنام اوکه هرچه دارم ازاوست
خداوندا، سپاس برای نفس تازهای که در این صبح مرا زنده کرد،
برای فرصتی دوباره تا با نگاه به آسمان آبیات، زندگی را از نو آغاز کنم.
شکر برای بارانی که زمین را میشوید و دل را نرم میکند،و خورشیدی که با گرمایش امید را در قلبم روشن میسازد.
سپاس برای شب و روز، برای گردش زمان که مرا به درک لحظهها میرساند.
برای آب پاکی که زندگی میبخشد،برای نوری که تاریکی را میزداید،
برای برق، برای علم و فهمی که آسانی در زیستن را ممکن ساخته است.
سپاس برای نعمتهای آشکار و پنهانت،برای موقعیتها و فرصتهایی که گاه در قالب چالش نمایان میشوند اما درونشان لطفی نهفته
است.
شکر برای اینکه هنوز میتوانم ببینم، نفس بکشم،
و در مسیر بودن، مهر تو را احساس کنم.
خداوندا، هر لحظه از زندگیام یادآور حضور توست؛قدردان تمام آنچه هستم و آنچه خواهم شد،
به لطف و عنایت تو.
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته نازنینم
سلام به دوستان بهشتی ام
استاد جان نمیشه گفت که کدام قسمت جذاب تر از بقیه بود ، میدونی در دل هرکدام از اون فایلها زیبایی ها وآگاهیهایی نهفته بود که هزار درس در دل خود داشت ،از زیبایی طبیعت ،از رهایی آدمها ودر صلح بودن با خودشون ،از ایمان وتوکل وتسلیم بودن، از اعتماد داشتن به خداوند ودنبال کردن نشانه ها،از عشقی که در قالب کلمات ساده به یکدیگر نثار میکردند، از همدلی آدمها بدون توجه به جنس ،سن ونژاد وفرهنگ ،از روابط قشنگ ،از زندگی کردن در هر لحظه وحضور آن نمیشه عشقی که بانو برولی به گلها وباغچه اش داشت ،عشقی که در جای جای اون فروشگاه دنج فارم مارکت بود ،از عشقی که در کلام شما ومریم وجان ومایک عزیز بود ،از عشقی که در رفتار اون بانو با مادرش بود رو در قالب کلمات بیان کرد ،مگه میشه زیبایی های نیاگارا ورها ونامحدود بودن جریان آب رو بی خیال شد ،مگه میشه پیچکهایی که از جای جای اون استیت پارک زیبا واون تپه ها بالا رفته بودند رو نادیده گرفت ،اون آهویی که توسط دوربین مریم جان شکار شد
لحظه به لحظه اونا حکم یه گنج نامحدود رو داره که باید بارها وبارها دید تا عمق مطلب رو درک کنیم برای من تمام اون قسمتها جذاب والهام بخش بود واز شما ومریم جان از صمیم قلبم سپاسگزارم دوستتون دارم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
استاد جانم واقعیت نمیشه گفت کدام فایل شما تاثیرگذارتره، چون همشون درسی از زندگی، عشق، ایمان و خلوص رو به همراه داره، خواستم فقط اینجا بگم که، حدود 4 ماه پیش رفتم پاریس برای اولین بار، خیلی زیبا بود، از بالای ایفل فیلم گرفتیم و شامپاین نوشیدیم و لذت بردیم، دیدن موزه لوور و کلی جاذبه های دیدنی فرانسه برامون هیجان انگیز بود. وقتی برگشتم و فیلم هایی که از بام ایفل گرفته شده بود رو دیدم، حیرت زده شدم، چرا؟ چون درست همون حسی رو بهم داد که شما در سریال زندگی در بهشت از طریق گرفتن تصویر از خانه تون توی تنپا بهمون منتقل کردید ، همونجاهایی که از پنجره نمای شهر و رودخانه معلوم بود .
جالب اینکه تصویر فضای شهر زیبای فرانسه، ساختمان ها و مخصوصا رود سن و قایق هاش ، من رو در کسری از ثانیه به فایل های شما متصل کرد، و من اون لحظاتی که اونجا داشتم لذت میبردم متوجه این اتفاق نبودم تا زمانیکه برگشتم آلمان و در آرامش فیلم ها رو نگاه کردم.
بی نهایت سپاس گزار خداوند و دستان قدرتمند و روشنگری چون شما بر زمین هستم که راه رو نمایان میکنید.
عشق بی مثال و قدرتمندی که بین شما و مریم جانم هست رو با تک تک سلولهایم تحسین میکنم، زندگی شما برای من نمادی از قدرت لایزال حضرت حقه برای ایمان داران.
سلام خدمت روی ماه استاد عباسمنش
سلام خدمت روی خورشید دوستان گلم
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم ،وقتی در اتاق رو باز کردم که برم بیرون،دیدم خاله داره جلوی اتاق و حیات کاه گلی رو اب پاشی میکنه،بوی خوبه نم خاک نشون میداد که قراره چه روز خوبی باشه.
رفتم بالا صبحانه بخورم جاتون خالی ،نون محلی،با روغن و کره ی بز!!
من فقط تو فیلم روزی روزگاری دیده بودم که نون رو میزدن تو روغن و میخوردن،همیشه برام تعجب اور بود ،اما وقتی خودم نون و روغن خوردم متوجه شدم تمامه صبحانه ی قبل از این،سوتفاهم بود به قول شادمهر عقیلی!!
بعد از صبحانه خواستم برم ابشار بیشه،خاله گفت میخوام نون بپزم منم گفتم باشه میمونم نون پختنت رو ببینم بعد برم!
و جاتون خالی،منی که نیم ساعت قبل تا حد توانم صبحانه سنگین خورده بودم، بازم نتونستم مقابل بوی نون گرمی که جلوی خودم خمیرش رو پهن میکرد روی تاوه و بخار ازش بلند میشد،مقاومت کنم!!
خلاصه نونه گرمم خوردم و راه افتادم سمته ابشار بیشه،تصور کنین یه جاده ی نسبتا باریک،با پل خییلی باریک که از زیرش رودخونه رد میشه،کلی سربالایی و سرازیری و پیچ تیز و هوا خنک ،تو دله کوهستان،بری به سمته ابشار بیشه،البته!!
با اهنگه کورش اسدپور خواننده ی بختیاری که در مورد مراسم خواستگاری و … اهنگه شاد میخونه و میگه که:
ما اویدیم
ما اویدیم
از ره تنگ اومدیم/
زن بدیمون
عذر میورین
ما سر جنگ اومدیم/
زن بدیمون زن بدیمون
هم به محنت هم به زور/
شیر بها گل،چشمه دیمه
پشت قواله اش ،کوه دنا
سر جهازش،دشته لاله
زون گشونش،نوم خدا/
جهت اطلاع عزیز دلم اگه داری این کامنت رو میخونی،باید بگم اینجا خواننده میگه:
به ما زن بدید و عذر و بهانه نیارید که ما با نیت جنگ اومدیم اگه بهمون زن ندید!!
هرجور شده باید به ما زن بدید!
یا با منت، اگه هم نشد با زور ازتون زن میگیریم!!!
در ادامه خواننده ی گرامی میاد در در لفافه میگه که ما،برای مهریه،سکه و طلا نمیزنیم!
شیر بهای دخترتون، چشمه دیمه (یه چشمه ی معروف در استان چهارمحال بختیاری)
پشت قواله اش کوه دنا(یکی از بزرگترین کوه های ایران)
سر جهاز عروس دشت لاله(دشت پر ازگل لاله که گل محبوب بختیاری هاست)
زون گشون،یعنی زیر لفظی هم اسمه خدا میدیم!
اون عزیز دلی که قراره بیاد تو زندگیم اینو بدونه که مهریه بی مهریه!
اگه قراره ریشه یخ ازدواج توحید و تکیه به خدا باشه،از اول باید بنای ازدواج درست باشه!
تازه!
وجود من تو زندگیه هر ادمی،سراسر خوشبختی و عشق و لذت به همراه خودش میاره!
والا بره خداروشکر کنه که من مهریه نمیخوام ازش!
والا!!
خلاصه با این اهنگ شادی کنان رفتم تا پای ابشار،صندلیمم بردم گذاشتم روبروی ابشار و لذذذته دیدنه ابشار تو روز هم یه صفاای دیگه ای داشت،مخصوصا که اون زیبایی ابشار با چندتا صحنه ی مثبت هیژده سال همراه بود!
یه دختر بسیییار زیبا،با یه لباس یه تیکه،شبیه لباس عروس اما به رنگه قرمز،با نامزدش،همسرش نمیدونم اومده بودن کنار ابشار عکس اتلیه ای بگیرن و چققققدررر حسشون خوب بود!!
دختره تو اون لباس قرمز،با موهای بلند،و چهره ی زیبا و لب های خندون ایننقدر زیبا شده بود که من تنها چیزی که از دیدنش اومد تو ذهنم،گل لاله ی واژگون بود!!
گل لاله ی واژگون یه گل خاصیه،که بیشتر تو مناطق بختیاری نشین و کو های زاگرس رشد میکنه،این گل که به یه گل عجیبیه،رنگش قرمزه و بخاطر شکل خاصش به عروس سر بزیر معروفه!
چون گل وقتی به بالاترین حد رشد خودش میرسه برعکس میشه و اون غنچه اش کاملا روبه زمین برمیگرده و بخاطر زیباییش و حس با حیا بودنی که داره بهش میگن عروس سر بزیر!
و اون دختره با همسرش وقتی تو بغل همدیگه میرفتن و عکس میگرفتن واااقعا دوست داشتم بیشتر اونجا باشن و زیبایی ابشار رو دو چندان کنن!
یک ساعتی کنار ابشار نشستم و بعد رفتم خونه و جاتو خالی،نهار کباب و گوجه و نوشابه سرد مشکی خوردم و بعدش رفتم اتاقم یه کم خوابیدم.
و دوباره عصرش رفتم ابشار بیشه .
یه جمله ی خیییلیی زیبا ورودی ابشار نوشته که هربار با به یاد اوردنش من وااقعا لذت میبرم و احساس لیاقت میکنم!
روی یه تابلوی بزرگ نوشته:
آبشار بیشه،در برابر قدم های شما مهمانان عزیز،سر تعظیم فرود می آورد!!!
حدود یک ساعتی نشستم کنار ابشار و دوباره رفتم خونه و باز یک ساعتی روی حیات جلوی اتاقم نشستم و به اسمون خیره شدم و ستاره هامو نگاه میکردم و یه سوال از خدا پرسیدم و گفتم که :
خدایا چجور بینه اییین همه افریده هات و عظمتت هواست به من هست و منو دوست داری!؟
و فقط یک جواب شنیدم :
اونم اینکه:
تو بنده ی منی!
تو افریده ی منی!
و گفتم من در قبالش چکار کنم برای تو!؟
و گفت:
شکرگزاری کن!!
و درسته تنها راه دونستن قدرت خداوند،سپاسگزاری هست!!!
خدایا بابت تمامه انچه چه به من عطا کردی با تمامه قلبم سپاسگزارتم
سپاس و ستایش مخصوص خدایی است که یگانه آفریدگار کیهان است خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که نعمت بخشیدی به آن ها نه گمراهان
خدایا کمک کن بتونم بنویسم و هدایتم کن بتونم رد پایی از خودم به جا بگذارم و به قول مریم عزیزم در به جریان انداختن زندگی این فایل هایی که ضبط میشه نقشی داشته باشم
من با این فایل ها خیلی بیشتر از قبل مفهوم فرکانس را زندگی کردم واقعا الان میفهمم که باید در یک فرکانسی باشی که هدایت بشی به این فایل ها و من اینو این مدت دقیق زندگی کردم ی مدت بود به این فایل ها هدایت شدم و با حس عمیق شروع به دیدن و کامنت گذاشتن کردم و میخوام از نتایج بگم خیلی ساده یاد گرفته بودم زندگی کنم از دیدن هر شگفتی به ذوق میاومدم انگار اولین بار بود روحم یکسری چیز ها تجربه میکرد و سعی میکرد دقیقا اون چیزی را که تو این سریال ها دیده انگار برای من کپی کنه تو خیابون تو پارک و هر جایی میگشتم دنبال زیبایی ها مثل مریم عزیزم و غرق زندگی بودم و یادمه به صورت تکاملی ی روز وسایل اتاق از کمددیواری و جاهایی که پنهان کردم بودم آوردم بیرون دونه دونه نگاشون کردم مثل جریانی که تو یکی از فایل ها دیدم و دیدم وای خدای من چقدرر فراوانی چه وسایل قشنگی دارم چقدرر میتونم اتاق دخترم را قشنگ کنم چقدررر خوب اینا رو بهم بخشیدی با عشق اونا رو جابه جا کردم به اتاق کوچکم و وسایلش عشق دارم و چقدررر حالم بهتر شد انگار وارد ی محیط جدید شده بودم (نمیدونم تو ضمیر ناخود آگاه من چی میگذشت که اونا را پنهان کرده بودم اینو بگم که من در حال کشف خودم هستم و میخوام مثل ی ناشناخته دلیل رفتار هام بفهمم و تو این مدت خیلیی باور های خودم کشف کردم)من کلا از بچگی تو زمینه باور فراوانی قوی بودم چون اینجوری تربیت شده بودم که نعمت ها میدونستم به دستم میرسه خیلی راحت ولی چند سال اخیر تو گروهی هایی عضو شدم برای پس انداز که خیلی باور های کمبود بهم القا کرد واقعا تاثیر برنامه های تلویزیونی و این گروه ها باعث شد تو این زمینه ضعیف بشم که باید روی خودم کار کنم )
فایل مربوط به اینکه شما منزل خانم آمریکایی رفتین واقعا برای من مثل ی جلسه مشاوره بود که نیمه های تاریک من بهم نشون دادن دقیقا دیشب که برای بار سوم اون قسمت دیدم انگار خیلی از باور های قدیمی من فرو ریخت اون جوری که مریم جون در مورد ارتباط با افراد غریبه میگفت با چنان شوقی صحبت میکرد که فهمیدم چه نعمتی را از خودم دریغ کردم اومدم این دنیا که زندگی کنم با آدم ها در ارتباط باشم از تجربه ها استفاده کنم و واقعا چقدر شگفت انگیز آشنا شدن با ادم های جدید و فرهنگ های جدید (منی که فکر میکردم چهار تا ادمی که الان تو زندگی من نیستن دیگه ته دنیاس بابا کلی ادم تو این دنیا هست کلی تجربه خوب در انتظارت کلی باید زندگی کرد مثل اون خانم ٩٠ساله که چه راحت استاد و مریم عزیز به خونشون دعوت کردن)من اینجا خیلییی تئوری مدار ها درک کردم خدای من دیوانه کننده است انقدر این بحث واسم شگفت انگیز که خدا میدونه میدونم آدمی که نیس در مدار من نبوده رفتنی باید بره خیلی راحت تو مدار متفاوتی از من (با درک این مبحث کلا مقایسه بی معنی میشه تو دوست داری ادمی که رفته برگرده ؟معلوم که نه اون واسه گذشته من و من نمیخوام مثل گذشته باشم )میخوام با آدم های جدید رو به رو بشم تجربه های جدید تا اخرین لحظه زندگیم پس ارتباط را ساده بگیرم انقدر باید لیاقتم ببرم بالا که تو مدار آدم های درست قرار بگیرم همه چی از من شروع میشه
چند روز دوباره اسیر ذهن شدم و اسیر گذشته ولی دیشب اومدم دوباره سفر نامه دیدم کم کم حالم عالی شد تا دیر وقت داشتم بی وقفه میدیدم و نتایج برگشت حال خوب برگشت و اتفاق های خوب …اینو به عنوان رد پا نوشتم تا بدونم مسیر همینه و من فراموش کار نباید این مسیر رها کنم..
و یکی از مورد های دیگه غلبه بر ترسم برای سفر به تنهایی بود که براش اقدام کردم و بسیار خوشحالم و از خدا میخوام برنامه ریز سفر من باشه به سوی زیبایی ها…
دارم بر ترس های غلبه میکنم و این خیلی واسم لذت بخش که قدم به قدم دارم جلو میرم نسبت به پارسال که جدی تر از قبل شروع کردم روی خودم کار کردن دیشب با عکس ها تفاوت دیدم که من کلا ی ادم دیگه شدم که هیچ ربطی به گذشته نداره به همین یکسال پیش از نظر ظاهری از نظر خونه که داخلش هستم از نظر مسیر هایی که هدایت شدم که پول بسازم دیشب مونده بودم همه اینا انقدرررر طبیعی اتفاق افتاده بود که من اصلا اگه عکس ها نمیدیدم باور کردنی نبود بدون رنج زیاد کاملا راحت خدایا شکرت این مسیر ادامه دارد ….
سلام همخونواده ای عزیزم واقعا عزیزم نه لفظی ممنون که هستین وکامنت میزارین
خیلی خوشحالم بخاطر این همه پیشرفتتون ودرک مدارها خیلی لذت بردم
الان با یه عزیزی صحبت میکردم که اگه فلانی با من ارتباط نداره من ناراحت نیستم فقط خواهش میکنم هر وقت به هم زنگ میزنید گوشی رو نیار بگی بخاطر من بیا حالشو بپرس میخواست بحث پیش بیاد اخه طرف اصلا به قانون ومدار واین چیزها اعتقاد نداره بعد به من میگه تو که اینقد وویس استاد گوش میدی ومیخونی تو باید بزرگی کنی منم گفتم دفعه قبل بخاطرت باهاش حرف زدم و اومدم تو اتاقم کامنت ها رو باز کردم وکامنت فوق العاده شما رو دیدم اروم شدم .
احسنت که اینقدر بازیبا بینی واستفاده درست از قانون تونستین پیشرفت کنید
انشاالله در پناه دستان قدرتمند صاحب مدارها بتونید به بالاترین مدار وعشق الهی برسین.
به نام خداوند بی نهایت بخشنده و سخاوتمندم
یادم چند سال پیش وقتی این سفرنامه رو دیدم با دیدن سرووضع استاد ،چون تو مدار نیودم،گفتم این کیه دیگه… یه مرفع بی درد و غم…این کی میتونه به من کمک کنه و رها کردم و دیگه نگاه نکردم…
سری یعدش که اومدم تو مدار فقط تصاویر و دیدم و اصلا چیزی نشنیدم…
و الان یه چند روزی میشه دوباره شروع کردم به نگاه کردن
باورتون نمیشه چقدر دارم بیشتر درک میکنم و بیشتر لذت میبرم…الان دارم حرفهای استاد و خانم شایسته عزیز رو میشنوم
شاید هر فایلی رو چندین بار نگاه کردم و صحبتهای خانم شایسته رو نکته برداری کردم..
این بار با تمام وجودم یه زیبایی خیلی برام بولد شد و اونم خود خانم شایسته عزیزم بود …شاگرد اوله کلاس،خود قانون…صبور ،متواضع،مهربان،باهوش،زرنگ و تو یه کلام همه چی تمام…
با تمام وجودم بیشتر و بیشتر عاشقتون شدم و هر لحظه رفتارتونو و صحبتهانو تحسین کردم
شما خود آبشار نیاگارا هستید آزاد و رها پر از ابهت پر از زیبایی…
رفتارهاتون پر از درس زندگی برام بود بدون قضاوت بدون حسادت…فقط تمرکز روی نکات مثبت هر چیزی
اخه یه انسان جقدر میتونه پر باشه از زیبایی و تمرکز روی زیبایی ها و جذب زیبایی های بیشتر
خانم شایسته عزیزم با تمام وجودم عاشقتونم،بی نهایت سپاسگزار نگاه پر مهر و سخاوتمندتون هستم…
واقعا شما لایق مردی کاملی مث استاد هستید لایق زندگی تو آمریکا،لایق ثروت،سلامتی،زیبایی….
تا اینجا همه قسمتهای این سفرنامه رو دوست داشتم و بصورت انلاین بارها و بارها نگاهش کردم
ولی عاشق قسمت 28 اون شدم و دانلودش کردم و صدها بار دیدمش و تک نک صحبتهای خانم شایسته رو یادداشت و مرور کردم…
انگار الان یه کوچولو دارم قانون و درک میکنم
اونجایی که دارید از انتخاب صحبت می کنید،که ما خودمون انتخاب می کنیم الان چه شرایطی داشته باشیم و کجا باشیم…انتخاب کردید آمریکا زندگی کنید به همین راحتی و سادگی و چون مث آبشار نیاگارا زیبا،رها،روان،پرقدرت و توحیدی بودید…دقیقا شد همونی که میخواستید…
قلبم بهم گفت
هیچ مرزی وجود نداره
بلکه موضوع فقط یک انتخاب هست
و ایمان داشتن به این انتخاب
بهم گفت یه زمانی تو انتخاب کردی
که توی ایران به دنیا بیای
و الان انتخاب کردی که بری امریکا زندگی بکنی
و موضوع همین قدر ساده اس
اون زمان من حرف قلبم رو به همین سادگی باور کردم
موضوع رو همونقدر ساده گرفتم و رفتم
پای کانتر مصاحبه و براحتی ویزامون کرفتیم
به همین سادگی،به همین سادگی
فقط خودت باش
ازاد و رها باش از قید هر محدودیتی که ادم ها درست کردن
و راه خودت رو برو
راهی که بهش علاقه داری و
بهت احساس زنده بودن میده
زیبایی من تو تمام قسمتها ،ایمان و رفتار توحیدی شما بود
شما فوق العاده خودساخته و قوی و رها از قید هر چیزی هستید
بی نهایت سپاسگزارم ازتون که دیدن این لحظات زیبا ،رفتار قانون گونه و توحیدی تون رو برامون به تصویر کشیدید..
فقط دوست داشتم از شما بگم و گرنه همین قسمت صحنه های آبشار برام فوق العاده زیبا بود طوری که نمیشد پلک زد و یه صحنه رو رد کرد
عاشقتونم و در پناه الله مهربان شاد و تندرست باشید
به نام خدای مهربانم
خدایی که هر لحظه منو هدایت میکنه.
خدایی که هر روز که این مسیر رو طی میکنم، درها رو برام باز میکنه و فهم همهچیز رو برام روشنتر میسازه.
خدایی که از زبان مریم جانم و استاد جانم مدام به من میگه:
«فاطمه، تنها کافیه صدقه بالحسنی کنی. تنها کافیه تصدیق کنی تمام زیباییهایی رو که هر روز به واسطهی تغییر کردنت در حال اتفاق افتادنه. تو تصدیق کن، من بیشترش میکنم.»
و همین خدا منو هدایت کرد به تماشای این سفرنامهی زیبا.
الان با تمام وجود درک میکنم که از روزی که این سفرنامه رو شروع کردم، زندگیم هیچ شباهتی به یک ماه پیش نداره. فقط به این دلیل که توجهم رو به زیباییها دادم.
حتی تکامل خودم رو توی این فایلها میبینم. در فایلهای اولیه، اونقدر لذت نمیبردم و زیباییها رو نمیدیدم. اما حالا که به این مرحله رسیدم، وقتی فایل یکساعتهای میگذارید، با ذوق و شوق همهی کارهام رو رها میکنم و با اشتیاق پای لپتاپ مینشینم تا سخنان پرمهر استاد جانم و مریم جانم رو بشنوم.
مریم جانم، استاد جانم،
من با تمام وجود درک کردم که وقتی تمرکزم رفت روی ویژگیهای خوبِ یک آدم، اون آدم تغییر کرد؛
دست خدا شد برای من و خالصانه به من خدمت کرد.
اما وقتی فقط کمی روی ویژگیهای منفیاش تمرکز کردم، همون آدم شد دیوی در زندگیام.
آره استاد جانم، من دارم با تمام وجودم میبینم که:
«دیو چو بیرون رود، فرشته درآید»
و این فقط با توجه کردن به خوبیها ممکنه.
این موضوع فقط دربارهی آدمها نیست؛ وقتی از زیباییهای خونهام لذت بردم، خدا خونهام رو قشنگتر کرد، محیط اطرافم رو دلانگیزتر ساخت.
استاد جانم،
من شش سال در چابهار زندگی کردم، شهری دور از امکانات.
خیلیها از من میپرسیدن چطور تونستی اونجا دوام بیاری؟
و خودم هم گاهی همین سؤال رو از خودم داشتم.
سالهای اول، تلاش میکردم به دیگران ثابت کنم خوشبختم، چون خودم با عشق انتخاب کرده بودم همسرم رو و با خواست خودم رفته بودم اون شهر.
اما درونم همیشه ناراحت بود. چون امکاناتی نبود: نه استخری برای شنا، نه کافهای، نه پارکی برای تفریح. تنها دلخوشیام دریا بود، که اون هم از خونهمون دور بود و همسرم هم معمولاً اجازه نمیداد تنها برم بیرون، چون میگفت خطرناکه.
اما حالا که فکر میکنم، میبینم همهی تحولهای من از زمانی شروع شد که توجهم رفت به زیباییها.
ما در پایگاهی زندگی میکردیم که واقعاً خشک و بیآبوعلف بود.
اما من ظهرها که هیچکس بیرون نمیرفت، پیادهروی میکردم تا خودم رو بسازم.
همین پیادهرویها منو رسوند به دورهی دوازده قدم.
فرکانسم بالا رفت و خدا منو هدایت کرد به این مسیر نورانی.
از همون زمان، چابهاری که برای من بیروح بود، شد بهشت!
گل میبارید از دل خیابونها.
من شاد بودم و مدام بیرون میرفتم، حتی همسرم هم دیگه بهم گیر نمیداد.
انقدر تمرکزم روی زیباییها زیاد بود که خدا بعد از مدتی منو برگردوند به شهر خودم، اون هم در بهترین منطقه، پر از درخت و هوای پاک، جایی که شبیه جنگله.
حالا میفهمم وقتی نگاهم به زیباییها رفت، خدا چطور همهچیز رو رنگی کرد برام.
و این یادآوری دوباره شد تا بیشتر از همیشه صدقه بالحسنی کنم، چون حالا زیباییها بیشتر شدن.
مریم جانم، هرچقدر سپاسگزاری کنم برای این فایلها کمه.
استاد جانم، ممنونم که به مریم جانم این فرصت رو دادید تا این فایلهای زیبا رو برای ما به ثبت برسونه.
و از خدای مهربونم بینهایت سپاسگزارم که منو در گروه سپاسگزاران قرار داده؛
گروهی که هر روز بیشتر درش غرق میشم، چون این همون دعای هر روزمه.
به نام خدایی که این جهان زیبا رو خلق کرد
و خدایی که استاد عباسمنش را سر راه من قرار داد که بودن در سایت توحیدیاش مرا به منبع اصلی خودم وصل میکنه و غرق در شادی و شعف میشم.
بشنو از نی چون حکایت میکند و زجداییها شکایت میکند
کز نیستان مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش…
سلام بر استاد توحیدیام و مریم جان شایسته و دوستان نازنینم
شروع سفر از ایالت فلوریدا شهر تمپا بود به سمت ایالت جورجیا و اقامت در استیت پارک زیبای فرانکلین دی روزولت به مساحت 4 هزار هکتار. گشت و گذار از شهر اتلانتا و چرخ و فلک بزرگ اتلانتا، ساختمان CNN و نمایندگی مرسدس بنز، خانه پرندگان، باغ پروانهها و بعد غذا خوردن در بهترین رستوران ایرانی.
مقصد بعدی ایالت North Carolina و اقامت درنشنال پارک زیبا به نام Great Smoky Mountains National Park پربازدیدترین نشنال پارک امریکا که نصفش توی ایالت North Carolina و نصفش هم در ایالت Tennessee هست. و دعوت همسایه به مناسبت جشن Fourth of July.
مقصد بعدی ایالت Tennessee و توقف در ویزیتورسنتر و خوردن ته چین مرغ و دیدن آهوی زیبا در جنگل بسیار زیبا ورودی ایالت Tennessee
ایالت Pennsylvania: اقامت در استیت پارک Ohiopyle . بازدید از معماری فوقالعاده زیبای Fallingwater خانه آبشار فرانک لوید رایت و اقامت کوتاه در شهر پیتسبورگ و آشنایی با خانم کتی.
مقصد بعدی: ایالت نیویورک
Well come to New York
اقامت در شهر Buffalo
و 28 min تا Niagara Falls
خرید نقاشی زیبای آبشار نیاگارا توسط مایک و عکسهای پدروپسری مایک و استاد
خوردن توتهای خوشمزه نیاگارا
رفتن تو دل آبشار نیاگارا و عکس گرفتن و شادی کردن و رقصیدن و دیدن رنگین کمان زیبا
دیدن سنجاب کوچولوی سیاه بامزه و مرغان دریایی و غذا دادن به آنها
خرید از فروشگاه Duty Free – بیسکوییت پرزیدنت ترامپ
خرید لیوانهای نیاگارایی
سوار شدن در قایق و رفتن تو دل آبشار
رفتن به سمت Farm Market زیبا و در مسیر لذت بردن از باغچه زیبای خانم بورلی با گلهای زیبای لیلی و مجسمه حضرت مریم و خوردن قهوه با شیر محلی و صبحانه لذیذ و خریدن کلی خوراکیهای خوشمزه از Farm Market.
و در آخر هم لذت بردن از صحبتهای خودمونی استاد عباسمنش و مریم شایسته عزیز و شنیدن صدای سکوت شب و جیرجیرکها.
من همه قسمتهای این سفرنامه رو دوست داشتم و باهاش تجسم کردم و عشق ورزیدم و زندگی کردم با هر قسمتش. عاشق این کشور و مردم بینهایت خدایی و خونگرمش شدم. چقدر آزادی این کشور رو تحسین میکنم. چقدر مردم شاد و مهربونی دارن که جلوی دوربین مریم جان فقط لبخند میبینی و بس.
اما قسمتهای مربوط به آبشار نیاگارا رو من بارها و بارها دیدم و لذت بردم و روحمو تا اونجا پرواز دادم. هیچ وقت از دیدن صحنههای این آبشار سیر نشدم.
هیچ مرزی وجود نداره بلکه موضوع یک انتخاب است و ایمان داشتن به این انتخاب.
یک زمانی تو انتخاب کردی که ایران به دنیا بیایی و الان انتخاب کردی که بری امریکا زندگی کنی و موضوع همین قدر ساده است.
پیام نیاگارا برای من این است:
که فقط خودت باش. آزاد و رها باش. قید هر محدودیتی که آدمها درست کردهاند رو بزن و راه خودت رو برو. راهی که بهش علاقه داری و بهت احساس زنده بودن میده.
عاشقتم مریم عزیزم که اینقدر با عشق برامون فیلم میگیری و اون عشق به کارت رو از پشت قاب دوربین حس میکنم.
خیلی دوستت دارم و ممنونم ازت عزیز دلم که این کشور دوست داشتنی و مردمش رو بهمون معرفی میکنی تا اون پیشزمینه ها و باورهای مخربی که تو ذهنمون در مورد امریکا بود فرو بریزه و عشق و محبت جاش رو بگیره.
مریم جان با ما چه کردی که از دیدن پرچم زیبای امریکا اون بالا هم ذوق سراسر وجودمو میگیره.
همین چند روز پیش برای جلسهای رفته بودم سازمان مرکز استان و وقتی جلسه تموم شد اومدم طبقه پایین با همکارم تو سالن داشتیم صحبت میکردیم که یهو چشمم خورد به پرچم امریکا که جلوی در ورودی سالن رو زمین نقاشی شده بود تا چند لحظهای ماتم برد اولش ذوق کردم که پرچم امریکا رو دیدم و بعد میخکوب شدم روی زمین که ما داریم به کجا میریم. من موقع اومدن داخل اصلا حواسم نبود و ندیده بودم.
یادم افتاد که شما رفته بودین فک کنم پارکی جایی بود دقیقا یادم نیست بعد پرچم ما درست هم ردیف پرچم بقیه کشورها اون بالا بالاها نصب شده بود و اینجا پرچم این کشور دقیقا زیر پای مراجعین بود و موقع رفتن حواسمو کاملا جمع کردم که مبادا زیر پام بره تیکهای از این پرچم زیبا.
عاشقتونم استاد عزیزم که خونهای برامون ساختید با عشق که پایههاش با توحید بنا شده و همه آدمهای اینجا هم توحیدیاند و عاشق و آدم هیچ وقت احساس غریبگی نمیکنه باهاشون.
و در راس همه اینهاشما استاد عزیز و مریم جان هستید الگوی توحیدی همه ماها.
سلام فاطمه جان: دخترگلم مادرجان همچین بلدبودی اسم همه جاهای سفربه دورآمریکاروکامنت کردی الان غروب جمه س ازغروب 4شنبه پسرم باعروس گلم وپرنسسم اومدن خانه ی ما والان که میخوان برن دل خودم وعزیزدلم که تنهاهستیم(!!!!!?????) .
ولی چاره ای نیست ازاین نعمت عظیم بایددل بکنیم خداروشکرهمه مون توی مشهدزندگی می کنیم. ونزدیک به هم تقریباولی خب بچه خیلی عزیزه داره لبخندهم میزنه 3ماه نشده خیلی شیرینه.
حالابابت دلنوشته تون می نویسم
وبابت این تربیتی که نزدماهست خیلی ساده به همه چیزبه همه کس به همه جاکشورهای اروپایی آمریکایی میتونیم بی احترامی کنیم بعدم میگیم مامسلمون هستیم.
خب همین منبریها میرن به منبرمیگن حضرت رسول فرمودند قبل ازهرچیز، ودرآن چیز وبعدازهرچیز خداروببین اگه پیغمبراین جمله رو گفته پس چرا اینقدربایدپست باشیم وخدا رو قشنگ زیرپا مثل زباله ، داریم له می کنیم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا رهای وآزادی چیست وکجاست؟؟؟؟!!!!!!
خدایا آمدم که بگوییم تغییرم خدای گونه باشه نه ظاهری وبابت اینکه خانه ای ساخته ایم سایه بانش همه نور،همه عشق، همه درک ،همه فهم ،همه عمل، همه باور، همه ایمان ،همه شور ، همه شوق همه همه همه الهی توی این خانه نشسته ام ومسلمان بودن رادرک وفهم کنم عمل کنم وتوی این سفربه من الهام شده که به سفردورونم برم ولی متوجه نمیشم سفردرون چیست ؟؟
بازیک اشاره به من بشه که سفردورن این است!!!!!!!!
تااعماق وجودم سفر راادامه میدهم چون من که توی این سفربه دورآمریکاسفرکاری به سبزوار برای بچهها مون داشتیم خب مطمئنم که سفرقرانی به دورنم میبری چون تواسپانسری باورت دارم متشکرم فاطمه جان الان غروب جمعه وقت اجابت دعوات ، که هرلحظه خدامارواجابت میکنه ولی بافرکانس بالایی که دارم برای اهل عالم دعای خیردارم روزگازبروفق مرادت بادآمین.
سلام بر بانو لیلا توسلی عزیز
وقتی اون نقطه ابی رنگ رو کنار اسمم دیدم خیلی خوشحال شدم
ممنونم از شما دوست عزیز بابت نوشتن کامنت زیباتون
ان شالله فرزندانتون هر جا که هستن خدا حافظ و نگهدارشون باشه
هم فرکانسی عزیز! سفر درون خیلی وقته آغاز شده و قدمهاشو داریم برمیداریم. از روزی که تصمیم به تغییر گرفتی سفرت رو آغاز کردی. سفری که انتها نداره. ممکنه خستگی داشته باشه یا ناامیدی ولی میشینی استراحت میکنی و باز دوباره ادامه میدی
اونقدر این سفر خودشناسی رو ادامه میدی تا به شناخت خدا برسی. همه چیز همینه شناخت خود و شناخت خدا. اونوقت دیگه خستگی راه هم برات لذت بخش میشه…
ممنون از شما که با نوشتن کامنتتون باعث شدین که من برگردم و دوباره کامنت خودمو بخونم. مخصوصا اون پیام آبشار نیاگارا رو.
فقط خودت باش. آزاد و رها باش. قید هر محدودیتی که آدمها درست کردهاند رو بزن و راه خودت رو برو. راهی که بهش علاقه داری و بهت احساس زنده بودن میده.
سلام مادرجان ممنونم که به من آموختی ازروزی که وارداین مسیر شدم سفربه درون راآغازکردم خداخیرت بده.
به من آموختندهرکس که به شما یک کلام آموخت تاابدهاسپاسگذارش باش چشم دخترجان تانای دربدن دارم سعی میکنم عمل به خداشناسی وخودشناسی را انجام دهم چون ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است.
تک تک لحظات این سفر ثانیه به ثانیه اش قشنگ بود خیلی لذت بردم.
بهترین و قشنگ ترین لحظه اش اونجایی بود که داخل آر وی بودین و بارون میومد بعد که بارون تموم شد در آر وی رو که باز کردین اصلا انگار وارد بهشت شدین. اون رطوبت بارون و ذرات ریز آب توی هوا. اون بوی خوش طبیعتی که حتی میشد از توی فیلم تشخیصش داد. اون صدای پرنده ها که برای ما می خوندن. اون مه قشنگی که روی چمن ها بود و کم کم بالا می رفت. اون پیچک ها که همه جا پیچیده بودن. رنگ سبز روشن و بسیار بسیار زیبا. اون آهویی که داشت برای خودش کیف می کرد. اون هوای تمیز و لذت بخش. هرچی ازش بگیم کم گفتیم.
من قبلا دیده بودم که ازین دکوری های قشنگ میسازن به این صورته که یه سری پیچکو گیاهو آبو اینجور چیز هارو داخل یک محفظه شیشه ای بزرگ میزارن و یک مه مصنوعی هم داخلش ایجاد میکنن و مثل یک اکوسیستم کوچک میشه که وقتی درش رو باز می کنن اون مه خیلی قشنگ از لای اون گیاها توی شیشه میزنه بیرون خیلی قشنگه
حالا این صحنه توی فیلم شما دقیقا مثل همون اکوسیستم شیشه ای قشنگ بود ولی خیلی بزرگ ترش و خودمون توی این اکوسیستم بودیم و کیف می کردیم.
بعد از این صحنه از صحنه ای که به سنجاب و مرغ دریایی غذا می دادین کیف کردم عالی بود
اون لحظه ای هم که لباساتون رو داخل ماشین لباس شویی آر وی می شستین خیلی کیف کردم چون دیدم چقدر امکانات داره چقدر راحت هست فراوانی هست حتی تعجب کردم که این اتوبوسه خشک کن هم داره
من عاشق پروتئین و گوشت اینجور چیز ها برای بدنسازی هستم
دیدن اون دست پخت عالی خانم شایسته و اون مرغای خوشگل که داخل فویل سرخ شدن همراه با سس مخصوصش چقدر قشنگ بود اون بوی گوشت سرخ شده رو یاد آدم میندازه که هرچقدر که دلت بخواد می تونی بخوری و عضله سازی کنی این عالیه.
صمیمانه از تلاش هایی که برای ضبط و تدوین این زیبایی ها می کنید سپاس گزارم میدونم کار زمان بریه ولی اینکه باعشق انجامش میدین منو هم عاشقشون کرده. در پناه خدا
به نام خدا
سلام
چقدر خوب با عشق نکات مثبت همدیگه رو بیان کردید حتی نکات مثبت سفر کاربرا و کامنت ها
چقدر متعهدانه تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها رو ادامه دادید احسنت به شما
تمام قسمت های سفر زیبایی و درس خودش داشت برای من قسمت هایی که از آبشار نیاگارا بود حس فوقالعاده ای داشت قسمت 29 باغچهی بورلی، قسمت 30 فارم مارکت ، قسمتی که به خونه ی اون خانم فوقالعاده دعوت شدید قسمت اول سفر که با نشونه خدا حرکت کردید قسمت 14 درس ها نکات زیادی در مورد عزت نفس اعتمادبه نفس و باورهای ثروت ساز داشت، در کنار نکات مثبت و زیبایی شون