سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Arezu Moradii گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    سلام به همسفرای عزیزم و

    استاد عباسمنش بزرگوار ، خانم شایسته نازنین و مایک دوست داشتنی

    اول اینو بگم که خیلی دوست داشتم در مسابقه های سایت شرکت کنم . برام خیلی هیجان انگیز بود وقتی برنده ها رو میدم که بین حجم زیاد پیامهای دوستانی که در مسابقات سایت شرکت میکردند و برنده میشدن ، باخودم میگفتم چه احساس خوبی داره این فرد برنده. چقدرررر شاگرد یکجا جمع شدن که همشون مشتاق و عاشق هستند و چقدر هیجان انگیزه که بین این همه کامنت ، کامنتی برتره و بیشترین امتیاز رو از طرف دوستانش میگیره چه باوری داشته دمش گرم . باورکنید به خدا درخواستشو داده بودم و منتظر یه مسابقه بودم که منم برای اولین بار در اینجا شرکت کنم. و یه جا استاد گفتن که همه اعضای شرکت کننده در واقع برنده هستن و من هم با همین دیدگاه و باور کامنت گذاشتم چون ایمان دارم به صحبت استاد چون این مسابقه باعث شد بادید دقیق تری فیلمها رو دوباره ببینم و کلی باورهام تقویت شد:)

    بنظرم این یه باور فراوانی قوی هست که توی سایتی این همه شرکت کننده وجود داره که البته بادیدن این سفرنامه زیبا باور فراوانی هروز داره در من بیشتر تقویت میشه.

    دیدن اون همه آدم ثروت مند، اونهمه عشقی که بین آدمها هست ، طبیعت زیبا و بکر ، و رستورانهای مجلل و پرمشتری وووو خیلی چیزهای دیگه اما از همه بیشتر عظمت و شکوه شرکت کوکاکولا نظرم رو جلب کرده.

    فکر میکنم بیشتر از همه این فیلم رو تا حالا دیدم حداقل از اول شروع سفرنامه تا الان .

    باور کنید مصرف نوشابه م خیلی رفته بالاااا :)))

    ایده های زیبا و فراوانی که شرکت کوکاکولا هنوز هم برای جذب بیشتر مشتری هاش و ایجاد شادی بیشتر برای بازدید کننده هاش ارایه میداد برام خیلی جالب و الهامبخش بود.

    چقدر آدم میتونه خلاقانه عمل کنه و هروز به موفقیتهای بیشتر برسه.

    مثلا اون بخش ” فروشگاه” یه ایده فوق العادست که چند تا حسن داره :

    ۱ ایجاد شغل برای تولیدکنندگان در صنف های مختلف که اون وسایل با کیفیت رو با برند کوکاکولا تولید کرده بودن و ایجاد فرصت شغلی برای اونهمه پرسنل که در خود فروشگاه هستند.

    ۲. کسب درآمد فوق العاده از فروش وسایلی که هر بازدید کننده ای که با دیدن اون همه اجناس زیبا و کاربردی و همینطور با انرژی خوبی که از مجموعه گرفته نمیتونه بدون خرید ازونجا بیرون بره و حتما دلش میخواد یادگاری از اون روز بیادماندنی باخودش داشته باشه.

    ۳. از همه مهمتر تبلیغات گسترده ای میشه برای این شرکت اما به شیوه ای که خلاقانه و بینظیر که خود مشتری محصولات تبلیغاتی رو میخرند .

    بنظرم این یکی از هوشمندانه ترین نوع تبلیغات و کسب درآمد هست.

    بعضی شرکتهای تولید کننده مدتی فروش خوبی دارند و حسابی به شهرت و ثروت میرسند و بعد از مدتی به پوچی میرسند و حتی ورشکسته میشن که کوکاکولا به من ثابت کرد موفقیت و ثروت در کسب و کار نامحدوده اگر هروز خلاقانه تر عمل کنیم و روی باورهام کار کنم و به روش خارپشتی روی همون حرفه مورد علاقم تمرکز کنم. اصلا هم نگران رقبانباید بود چون محصولی که من تولید میکنم کلی طرفدار داره…

    فیلم سفرنامه هشتم رو خیلی بیشتر میبینم و دوستش دارم :) ابهت این مجموعه موفق رو خیلی دوست دارم و تحسینش میکنم . لوگوی زیبا و بینظیر این شرکت با طراحی منحصر بفردش بنظرم یکی از زیباترین و خوش رنگ ترین لوگوهاست:))

    بنظرم تولید کننده ای که برای محصول خودش ارزش قایله ، در مصرف کننده هم این باور ایجاد میشه.

    و حس خوبشو به مصرف کننده انتقال میده.

    و یه چیز زیبای دیگه که در سفرنامه ها نظرم رو جلب کرد میدیدم که استاد و عزیزدلشون خیلی جاها دیدگاهشون شبیه خودم هست با این تفاوت که ایشون عقاید و باورهاشونو دنبال کردند و حسابی روی خودشون کارکردن بدون توجه به نظر خانواده و اطرافیانشون ، آرزوهاشون رو دنبال کردن و خود خودشونو دنبال کردن ، اما من بخاطر دیگران زندگی کردم با اینکه باورهای دیگه داشتم ولی همه زندگیم به سلیقه دیگران بود و هیچ وقت هم نتونستم رضایت قلبی کسی رو برآورده کنم !

    هربار که مریم عزیز در مورد موضوعی با دیدگاه خودشون صحبت میکنند و ربطش میدن به قوانین می بینم چقدر دیدگاهشون به من نزدیک هست حتی به شعف اومدنشون وقتیکه یه منظره زیبا میبینن ، من این عکس العملهارو داشتم همیشه ، اما مسخره میشدم و مجبور میشدم به زبون نیارم :(

    و خیلی احساس میکنم قوانین رو بطور ناخودآگاه از قبل میدونستم اما در گذشته در قالب شخصی زندگی میکردم تا دیگران تاییدم کنند که اصلا اون شخصیتم و نوع رفتار و دیدگاه مصنوعیمو دوست نداشتم. بارها در فایلهایی که از استاد دیدم بخودم گفتم خب منم که همیشه همین نظر و اعتقاد داشتم؟؟؟

    اینجا فهمیدم نباید دنبال تایید دیگران می بودم و به احساس خوبم که از خداوند نعمتشو رو دریافت کردم همیشه توجه داشته باشم

    احساس میکنم پرده ها از جلوی چشمام کنار رفتن ور اه برام روشن شد.

    این حضور خدا ست توی زندگیم که داره قوانین رو انقدر آسون و زیبا بهم یاد میده

    این عشق خداست که همه وجودم رو گرفته که من رو داره خودش هدایت میکنه که احساس میکنم در جاده ای روشن و پرنور که به اندازه درخشش خورشید روشن هست در حال حرکتم و هیچ شکی ندارم که خود خداست که وارد زندگیم شده و داره کارامو انجام میده.

    خدایا ازت ممنونم و شکرت

    برای همه همسفرای عزیزم بهترینها رو در دنیا و آخرت آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    مژگان لادانی گفته:
    مدت عضویت: 2731 روز

    با سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز

    اول باید تشکر کنم از خانم شایسته عزیز که فایل ها برای ما تهیه میکنند و استاد عزیز که اجازه این کار را دادند.واقعا دیدن این حجم از زیبایی و عظمت خداوند ادم را منقلب میکنه.هر بار که طبیغتی را نشون میدید تو فایل ها خداراشکر میکنم و به خودم هم میگم چشمات را باز کن ببین زیبایی ها را و سریع یه منظره مشابه یا خاطره میاد تو ذهنم میگم وای مثل شمال

    تو کل قسمت ها قسمت 28 را خیلی دوست دارم

    1-به دلیل عظمت خداوند فراوانی ها این حجم از زیبایی که ما در برابرش ذره ای هستیم و به خودم میگم مژگان خدا به این بزرگی ببین عظمت را یعنی نمی تونی اون چیزی که میخوای را فراهم کنه واست که خودش قولشو بهت داده

    2-صحبت های شما در مورد بی مرز بودن فراتر از محدودیت ها فکر کردن اندیشه ازاد بدون وابستگی

    3-اهنگ زیبایی که انتخاب کردید که من را برد تو بچگی هام اهنگ کارتون انشلی با موی قرمز وقتی با کالسکه از بین درخت ها میومد و دست هاش باز بود

    (یه احساس رهایی و لذت بردن ) من عاشق شروع این کارتون و اهنگش بوودم حتی بیشتر از خود قسمت هاش.یادم اومد وقتی بچه بودم چقدر رها بودم چقدر فقط به خواسته هام فکر میکردم.گرچه بچگی اسونی نداشتم

    4-دیدن پرچم امریکا و کانادا در نزدیکی هم و افرادی که از فزهنگ های مختلف هستند و کسی با کسی کاری نداره مثال بارز سرت تو زندگی خودت باشه بود برای من

    5-صحبت زیبای شما در مورد انتخاب که گفتید من انتخاب کردم تو ایران به دنیا بیام و الان تصمیم میگرم توی امریکا زندگی کنم.وای خیلی قشنگ بود خیلی یهو اومد تو ذهنم که کل زندگی انتخاب هستش مزگان تو چی واسه خودت زندگیت و تجربیات انتخاب میکنی (البته بگم که با این که خیلی این جمله به دلم نشست اما تو مغزم خیلی مقومت دارم)

    6-وقتی داشتم فایل را میدیدم اونجایی که نزدیک ابشار بودید اب پودر شده بود و می پاشید یاد یه خاطره خیلی قشنگ افتادم از ابشار مارگون در نزدیکی یاسوج و قتی اون اب یخ و پودر شده میپاشید روی تنم و یخ میکردیم و ادرنالینم و هیجانم بالا بود کلا روح ادم تازه میشه و احساس شعف و سرزندگی که به ادم دست میده دوباره واسم زنده شد و به خودم گفتم مژگان ببین تو هم این لذت ها را داشتیا اما اینقدر تو منفیا و روزمرگی غرق شده بودی که یادت رفته بود.

    7-چقدر همه جا تمییز و با نظم هستش تو کل قسمت ها این ایتم بوده

    8-یه چیز دیگه که در مورد اب دوست دارم اینه که حجمش کم باشه چه زیاد اثرش بر روی صخره ها به یه شکل هستش وقتی حجم کم هست اثری که میذاره و تغییر شکلی که به صخره میده در یه مدت طولانی تر هستش اما وقتی حجمش زیاده نسبت به حجم کم تغییرات را سریع تر انجام میشه این برای من با قانون مثل وقتی هست که یه نفر که حجم باورهای مثبتش زیاد تر هست نتیجه ها تغییرات و زمان رسیدن به خواسته ها خیلی بیشتر وسریع تر هست نسبت به کسی که باورهای مثبتش کمتر هستند و مقاومتش بیشتر(اینجا صخره ها مثل مقومت میمونند.)این شخص باید زمان بیشتری بذاره و با صبر اون حفره را داخل صخره مقومت ها ایجاد کنه.من همیشه واسم جالب بوده که میگند (نرود میخ اهنین در سنگ) اما اب که حالت نرم و لطیف تر از میخ اهنین داره در سنگ نفوذ میکنه و این برای من به معنی نچسبیدن به چیزی و شخصیتی و تعصبی داره اب رها هستش و انعطاف پذیر با این رهایی به خواسته اش میرسه و میخ غیر قابل انعطاف هستش مثل وقتی که به یه خواسته میچسبیم و میگیم فقط همین در صورتی که وقتی رها باشیم خداوند یه مسیر اسون و چیز خیلی بهتر واسمون گذاشته(البته باید بگم که من خیلی هنوز باید روی خودم تو بحث رهایی کار کنم)

    این ها مواردی بود که با دیدن این فایل دوست داشتم و با قانون به ذهنم اومد

    خدا راشکر میکنم که عضو این خانواده دوست داشتنی هستم دوست داشتنی ها من هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    آرامش گفته:
    مدت عضویت: 2794 روز

    سلام خدمت همه دوستهای خوبم

    اومدم که فقط اینو بگم ،راجع به حسن به این خانواده،به این سفر نامه و همه برنامه و محصولات و نظرات این گروه

    وقتی اینجا هستم ،دقیقا حس بچه ای رو دارم که بغل مادرش هست،حس بچه ای که دستش توی دست پدرش هست

    خیلی خیلی خیلی حس خوب ،شاد و پر از آرامشی دارم

    قسمتی که مربوط به پروانه ها بود مربوط به تولدشون ،حتی وقتی داشتن غذا می خوردن رو دوست داشتم

    قسمتی که مربوط به آبشار نیاگارا بود هم خیلی دوست داشتم دقیقا داشتم اون خیسی و پرش آب روی بدنم رو حس میکردم

    قسمتی که تو استیت پارکها بود،مربوط به تهیه غذا بود و علی الخصوص عاشق باغچه خانم بورلی شدم و عاشق لحظه به لحظه این سفر،چه لحظات توی اتوبوس،جاده،کنار آب،تو جنگل و ….

    ولی از همه بیشتر از قسمتی که نیمه شب فیلم گرفتین ،خوشم اومد،دقیقا خود زندگی بود برام،حالت شب،صدای جیرجیرک ها،صدای ماشین خشک کن،و صحبتهایی که با صدای نیمه گرفته میشد،خود خود زندگی بود

    ممنونم از همتون بابت تک تک لحظاتی که برام میسازین

    حس در صلح بودن با خود،به معنای واقعی همینه برام

    حس آرامش همینه برام

    مرسی مرسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2602 روز

    و سلامی دوباره به استاد عزیز، مریم خانم گل و همه دوستان همراه

    من تمامی قسمت های این سفرنامه را ازابتدا تا اینجا از روز اول خیلی مشتاقانه و با انگیزه دنبال کردم و تا اینجا، یه سفر تابستونه خیلی عالی، پر از درس و تجربه و لذت را با شما داشتم. هر فایل برام آموخته های هر چند کوچک اما ارزشمندی داشت که مانند الماس می درخشن و راه رو جلوی پای من روشن تر میکنن. انتخاب یک فایل شاید قدری بی انصافی باشه اما با تشکر فراوون از زحمات مریم جان گل، من فایل ۲۸ را انتخاب کردم. در واقع من قبل از اینکه قسمت ۳۲ را ببینم و بدونم چنین مسابقه ای گذاشته شده، یه حس خیلی مثبت و خوبی نسبت به این فایل داشتم و دارم، به نحوی که من همه فایل ها رو فقط ۱ بار دیدم ولی این فایل رو ۳ با دیدم و هر بار ازش لذت بردم و محوش شدم. یه چیزایی توی دل آدم هست که شای نشه وصف و بیانش کرد ولی فکر میکنم انتخاب این فایل دلایل زیر رو داشته:

    متن زیبای مریم جان اول فایل یه حس فوق العاده به من میده اینکه هر جا و توی هر شرایطی هستی خودت باش- آزاد و رها- و بدون توجه به محدودیت هایی که دیگران، زندگی و خودت برای خودت ایجادمیکنی، فقط زندگی کن و از زندگیت لذت ببر. چون به گفته خود استاد، لذت بردن از هر دقیقه زندگی، در راس همه کارهای ما باید قرار بگیره. آهنگ زیبای کل متن که در حین سادگی، چقدر اون لحظه رو ماندگار میکنه و با اینکه این خواننده فوت شده اما اثری از خودش به جا گذاشته که توی هر لحظه، زندگی میبخشه و بهم یاد داد که چقدر خاطرات خوب، ماندگار هستن . جریان مداوم و بی وقفه آب در مرز دو کشور بهم نشون داد که کاری نداشته باش که از چه نژاد و کشور و رنگ پوستی هستی، همه ما در کنار هم میتونیم خیلی راحت، ساده و بی دردسر زندگی کنیم و فقط این ذهنمون و باورامون هست که بین ما تفاوت ایجاد میکنه. هه چیز در حال گذر هست ، اون جریان قوی آب که از بالا رها میشه و روی اون تخته سنگا میخوره باز مسیرش رو پیدا میکنه و میگذره و فقط اون لحظه مهمه و این تو هستی که به اون لحظه معنی میدی – تلخ یا شیرین- و همه اون به نوع نگاه و دید تو بستگی داره ، پس فقط لذت ببر و در حال زندگی کن. بذار نشونه ها پشت سر هم بیان و تو رو هدایت کنن. اما اینو از تک تک دقایق این فایل و کل فایل ها گرفتم که احساس خوب = اتفاقات خوب و این یه قانونه پس قبولش کن، باورش کن تا اتفاق بیفته.

    ممنونم هزاران بار از تلاشهای شما برای ثبت این دقایق زیبا،،، مشتاقانه منتظر فایل های بعدی سفرمون هستم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    سحر مجیدی گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم خونواده محترمشون

    من با تمام قسمتهای سفرنامه سفر میکنم وزندگی میکنم دید منو نسبت جهان و اطرافیانم بسیار تغییر دادین تو هر قسمت من یه چیز جدیدی یاد گرفتم از رفتارتان با پسرتون و عزیز دلتون و دیدگاهتون به آدمهایی دور و ورتون و به زیباییهای جهان واقعا چنین انسانی که اینقدر جزییات و میبینه وآنقدر شکر گزار شایسته این چنین زندگی هست ولی من از همه قسمت‌ها بیشتر با قسمت ۲۶ حال کردم که استاد به پرنده ها واون سنجاب کوچولو غذا میدادند برای من خیلی جالب بود چقدر استاد راحت روی زمین نشست و وقتی آون خانم و اقا از کنارشون رد شدند و عکس گرفتند در کمال آرامش متوجه کار خودشون بودن وچقد با صبر این کار رو میکردن واین آرامش خیلی به من آرامش داد که میشه از لحظه لحظه زندگی اینجوری لذت برد وقتی که انرژی مثبت داشته باشی حیوانات و پرنده ها هم باهاتون دوست میشن در کل از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم برای اینهمه زحمتی که میکشن وفایلا رو آماده میکنن و ما لذت میبریم

    به امید اینکه هممون به آرزوهای قشنگمون برسیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    سید عطا اله عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 3215 روز

    سلام به همه دوستای گل و استاد عزیز و خانم شایسته مهربون.

    من میخواستم نظر بگذارم ولی حالا با یه تیر دو نشون میزنم.

    هم نظر میذارم راجع به اینکه کدوم فایل رو بیشتر دوس دارم و هم هدایتی که برام پیش امده رو تعریف میکنم.

    به نظرم اون فایل ۳۲ که پشت صحنه اسمش بود از همه بهتر بود.

    هم به خاطر نکات ارزشمندی که درش گفته شد و هم هدایتی که برای من به وجود اورد.

    داستان اینه که من مدتی هست که با همسرم به اختلاف خوردم و خییییلی زیاد سعی میکردم که ایشون رو راضی کنم که برگردن ولی اصلا به نتیجه ای نرسیدم و ایشون هم دادخواست طلاق داد.من خیلی ناراحت بودم و با چند تا وکیل هماهنگ کردم برای اینکه مدارکم رو جور کنم که هر جور شده ایشون نتونه طلاق بگیره.در همین زمانها که درگیر این مسائل بودم الهاماتی هم بهم شده بود که همش میخواست بگه که نترس و انقد تقلا نکن.باید ارامش داشته باشی و بسپری به خداوند.شاید مصلحتی باشه.

    یکی از اون الهامات دیدن خواب بود.خواب دیدم چند تا هزار پا رو کشتم و وقتی تعبیرش رو دیدم گفت هزار پا ینی افکار منفی و در بعضی موارد هم دشمن.که ینی از اون افکار رها میشی.یا به دشمن غلبه پیدا میکنی.

    همینطور یه بار که رفته بودم استخر تو قسمت حوضچه اب یخ چند نفر هی به هم اب یخ میپاشیدن و وقتی اون ابها به من میخورد خیلی حس بدی داشت ولی بعدش خودم هم رفتم تو حوضچه اب سرد و دیگه برام مهم نبود که اون اب سردها به من بخوره و اون بچه ها به هم اب بپاشن. و اونجا احساس کردم که این داره بهم میگه که برو تو دل اون مشکل و نترس و وقتی بری تو دلش دیگه هر کسی هر کاری بکنه برات سختی نمیتونه به وجود بیاره یا تورو بترسونه.

    خلاصه اینها بهم ارامش میداد ولی نه تا اون حد که بتونم تصمیم درست و قاطع رو بگیرم.

    تا اینکه برای بردن مدارک رفتم دادگاه و اونجا بهم گفته بودن که باید داور از طرف خودت بیاری.منم که بچه شمال بودم و خانمم مشهدی بود و اومده بودم مشهد کسی رو نداشتم و فقط یه دوست شمالی داشتم که فقط همینقدر بهتون بگم که هزار تا عامل دست به دست هم داد تا اون نتونه بیاد به عنوان داور.

    خلاصه رفتم دادگاه و قرار شد پول داور رو بزنم و دادگاه خودش داور بیاره و همسرم نتونه طلاق بگیره.

    بعد شماره حساب دادگاه رو گرفتم که برم برای واریز.

    خیلی استرس داشتم که زودتر کارو انجام بدم چون تقریبا اخرین روز مهلتش بود و ساعت هم حدودا ۱ ظهر بود.

    خلاصه رفتم دم اسانسور ایستاده بودم که صدای اذان اومد.همیشه وقتی کار مهمی داشتم و صدای اذان میومد اون کارو رها میکردم و میگفتم خدا مهم تره و میرفتم نمازمو میخوندم و بعدش هم میدیدم که اون کار خیلی خوب حل میشد.ولی اینبار خیلی حساس تر بود و دودل شدم که برم نماز یا برم بانک؟و به خودم گفتم خدا در اولویته و رفتم برای نماز.

    تو همون حین که داشتم نماز میخوندم یه دفعه تمام اون الهامات اومد جلوی چشمم.از اون خواب تا جریان استخر تا جریان اون رفیقم که هزار تا عامل دست به دست هم داد تا نتونست بیاد دادگاه و از اون جریان ابلاغیه که به من شد ولی تو موبایلم باز نشد و من متوجه نشدم و نتونستم تو جلسه دادگاه حاضر بشم و چند مورد دیگه که نمیشه نوشت.

    همه اونها اومد تو ذهنم و تو یک لحظه بهم گفت عطا جان نظرت چیه؟؟؟؟؟

    انگار خدا داشت روبه روم ازم سوال میکرد.و اون لحظه فقط گفتم که خدایا باشه.تو درست میگی.انگار نباید دیگه دنبال این جریان رو بگیرم و تو چیزایی رو میدونی که من نمیدونم.

    باشه من هیچ کار دیگه ای انجام نمیدم و تمام کارها و تصمیمات رو واگذار میکنم به همسرم که خودش هرکاری میخواد بکنه و تو داری بهم میگی که اینکار درسته.

    ولی برای چند دقیقه احساس مقاومت زیادی داشتم رو این تصمیم و خیلی حالم بد شده بود اما بعد از چند دقیقه انگار همه چی ۱۸۰ درجه تغییر کرد و حالم خیلی خیلی خوب شد و احساس ازادی کردم اشک از چشمام جاری میشد.(مثل همین الان که دارم اینو مینویسم)

    خیلی سبک و اروم شده بودم.همونجور که استاد میگفت جنس و نشونه الهامات احساس ارامشه,احساس باز شدن قلبه.

    خلاصه اون برگه رو همونجا تو دادگاه گذاشتم و از دادگاه اومدم بیرون.

    صبح روز بعدش تو ماشین همزمان که صبحانه اماده کرده بودم و میخوردم اون فایل پشت صحنه رو با موبایلم گذاشتم که ببینم.داشتم میدیدم که کاری پیش اومد و باید میرفتم.

    تا اونجا دیدم که خانم شایسته گفتن جلسه سوم از دوره روانشناسی ثروت ۳ رو بارها گوش بدین.

    من جلسه یک و دو رو همیشه گوش میدادم ولی جلسه سومش رو خیلی گوش نداده بودم.بعد با موبایلم رفتم تو پروفایلم و جلسه سوم روانشناسی ثروت ۳ رو دانلود کردم و ریختم تو فلش و زدم به ظبط ماشینم که تو مسیر گوش کنم.

    همینطور که داشتم گوش میدادم رسید به اونجایی که اون شعر که میگفت

    (((باید پارو نزد وا داد

    باید دل رو به دریا داد

    خودش میبردت هرجا دلش خواست

    به هر جا برد بدون ساحل همونجاست)))

    اینو هم بگم که اسم خانمم هم ساحل هست.

    فقط اشک بود که از چشمام میومد.چون خدا رو دقیقا جلوی خودم میدیدم.

    انگار اومده بود داشت باهام حرف میزد.

    اخه این همه هماهنگی تو این روزایی که واقعا فکرم مشغول بود چی میتونست باشه جز هدایت خدا که عطا اروم باش.

    خدا حواسش به کارهات هست.

    تمام اینها رو فقط برا این برات هماهنگ کرده که تو بدونی خدا تورو رها نکرده و هدایتت میکنه.(بازهم اشکهام جاری شد)

    چی میتونم بگم؟؟؟

    بعد از اون شعر هم استاد در مورد جریانی که رفته بود کلی کارهاشو رسیده بود و میکاییل هم همون لحظه از مدرسه رسیده بود دم خونه توضیح داده بود که تا شب به این همه هماهنگی فکر میرد و خدارو شکر میکرد.

    واقعا اون لحظه من فقط به این فکر میکردم که چطور باید امروز من اون فایل رو گوش میکردم و بعد جلسه سوم رو دوباره دانلود میکردم که تو همون جلسه اون شعر خونده شد که اسم خانمم هم توش بود و دقیقا باز هم داشت بهم میگفت که عطا تو نمیخواد کاری انجام بدی و به قول شاعر پارو بزنی.تو باید ارامش خودت رو حفظ کنی و خودت رو بسپاری به پروردگار تا تو رو به مسیر درست هدایت کنه.

    این همه هماهنگی واقعا چی میتونه باشه جز هدایت پروردگار؟

    کی میتونست اینکارهارو بکنه برام؟

    و اینجور ارومم کنه؟

    کدوم وکیل یا دادگاه؟

    کدوم واسطه یا ریش سفید؟

    متنم خیلی طولانی شد.

    نمیدونم برای شما چقدر میتونه قابل باور باشه ولی من که دیگه رو خودم حساب نمیکنم.

    خدایا صاحب هدایت تویی و بس.

    ممنونم از استاد و خانم شایسته که همیشه این مسیر بی نهایت ارزشمند هدایت رو به ما یاداوری میکنن.

    عاشقتونم.

    بهترین دوستام شمایین و بچه های ارزشمند سایت???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    سمیه لطفی گفته:
    مدت عضویت: 3360 روز

    سلام به شما خوبان عالم استاد بزرگوارم و عزیز دلشون و مایک و هم مداری های عزیزم

    ??????????????

    همون لحظه که مسابقه رو گفتید فکرم رفت به فایل سفر ۲۰ ام

    این چند وقت حسابی من و پسرام منتظر بودیم تا قسمت جدید رو بزارید رو سایت تا سریع دانلود کنیم همین جا بگم که همه قسمت ها عالی بودند ولی قسمت ۲۰ ام

    بهم شیرین تر بود چون اول فایل خانمی که فروشنده نون بود رو دیدم که چه راحت موهاش رو فقط به خاطری که خودش دوست داشته کاملا ماشین کرده بود

    این بهم یاداوری کرد سبک زندگی خودت رو داشته باش سمیه خانم

    بعد اینکه من هم عاشق سلفی گرفتن از خودم هستم این کار استاد بهم خیلی خوشایند بود

    دقت کردم کالا این مردم امریکا خنده رو و خوش خنده هستند حتی تو برخی جشن های خیابونی هم از کوچک تا بزرگشون انگار اگاهانه حواسشون به این هست که لبخند باید روی چهره شون باشه و این شده عادت شخصیتیشون این رو برای خانم دومی که خریدتون رو از پنجره بهتون داد

    اون خنده خیلی بهم چسبید ???

    خوب این سبک شخصی استاد که کلا راحت طلب هستند رو دوست دارم شاید اولش کم سکوت کردم ولی بعد سریع به خودم گفتم دوست داره این طوری باشه

    و اعتماد به نفس استاد که همیشه جای تحسین داره برای حل اون مسیله و یاد دادن درس های بزرگ به پسرشون از طریق عمل کردن به قوانین و قاطع بودن در گرفتن پول که حسابی برای همیشه مایک یادش باشه مثل برخی درسها که از بزرگتر هامون گرفتیم و هنوز اویزه گوشمون هست

    اینو هم بگم من خیلی دوست دارم فرزندانم رو صحیح تربیت کنم شاید بیشتر جذب این فایل که چند باری نگاهش کردم بخاطر همین برخورد استاد بود به صورت کاملا طبیعی و کاملا دوستانه تربیت فزرندشون رو انجام می دهند احسنت استاد ???????

    صحنه های زیبا آبشار و کنار هم بودن خونواده های امریکای در این فایل وفایلها دیگه خیلی نظرم رو جلب کرد که چقدر تربیت درستی در کنار قانون های درست کشوری دارند که نوجوونها و جوون هم با خونواده میان بیرون و خوش می گذرونند

    کلا از فایلها آرامشی وصف ناشدنی دریافت می کنم همه ی فایلها عالی و زیبا و طبیعتی دوست داستنی امریکا بارون های قشنگ و آسمون همیشه زیبا با اون تیکه های ابر سفید پنبه ای و جنگل های که همیشه با بارون تمیز و سر سبزیشون صد چندان زیباتر نشون داده می شه

    من که فایلها رو نگاه می کنم سکوتی کل وجودم رو فرا می گیره و فقط لذت می برم

    از توضیحات خانم شایسته عزیز هم بی نهایت ممنونم برای ارسال خواسته هامون خیلی عالی

    من مرور نکردم چون اولین فایلی که یادم اومد فایل ۲۰ بود احساس کردم بیشترین لذت رو از همین بردم امروز هم که خواستم فایلها رو مرور کنم من چشمام رو می بندم وبعد از گالری گوشیم یکی رو انتخاب می کنم که دقیقا انتخابم فایل ۲۰ بود

    پس هیچ چیز اتفاقی نیست درست انتخاب کردم خدا رو شکر

    استاد عاشق اون صداقتتون هستم هر چند که می تونید توصیح ندید به خاطر سبک

    شخصی زندگیتون و لباس نپوشیدنتون ولی بازم بخاطر اینکه می دونید اینجا باور های ما تو ایران کمی با انتخابهای کور کور انه از گذشتگانمون تخریب شده و باور های نادرست در مورد آزادی جای باور های صحیح آزادی شخصی نشسته بازم محبت می کنید و توضیح می دهید

    من فایلهای مصاحبتون رو خیلی دوست دارم و توصیه می کنم دوستان با دقت نگاهشون بکنند

    همواره شاد باشید و از زیبایی ها لذت ببرید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مریم کارگر گفته:
    مدت عضویت: 2587 روز

    به نام خدای مهربان سلام به هم فرکانسی های عزیز

    با شروع سفرنامه شوقی وصف ناپذیر در من ایجاد شد به طوری که هرروز به عشق دیدن فایلهای سفرنامه بیدار میشم و روزم رو با دیدن این زیبایی های شگفت انگیز شروع میکنم راستش نتونستم بین این همه زیبایی یکی رو انتخاب کنم و تقریبا هر فایل سفرنامه یک درس واسم داشت واسه همین تصمیم گرفتم از هر فایل حداقل یکیشو بنویسم

    ۱ جاده بی نظیر رو زیبا که همراه با بارون زیباییش دو چندان شده بود

    ۲ شگفت زده شدم از این زمین پهناور با این همه ثروت و نعمت که فقط یکی از state parkهای ایالت امریکا ۴۰۰۰هکتاره و طبیعت بی نظیر و وصف نشدنی این پارک وووووو من عاشق سفر با اروی هستم و وقتی اسلاید اوت اروی رو به چشم دیدم دیوانه شدم این همون چیزیه که من میخوام و عاشق این تکنولوژی و خدارو سپاس گذارم که در این زمانه زندگی میکنم که با پیشرفت تکنولوژی همه کارها رو ساده کرده

    ۳ وای که این سس توی غذاها هوس انگیزه و پختن غذا توسط استاد توی این طبیعتتتتتا

    ۴ چرخ و فلک منو یاد بچیگیهام و خاطرات خوبم انداخت که چه فارغ از غم دنیا از یک چرخ و فلک ساده لذت میبردیم و شاد بودیم و یک ایده ساده میتونه پول ساز باشه و ایجاد یک وسیله واسه تفریح و شادی کنار عزیزامون

    ۵ بازم تکنولوژی دیوانه کننده و دستگاه تصفیه اب که یک ایده بی نظیره وووووو شلنگ جیبی که فوق العاده بود من عاشق این وسایل جمع و جور و کاربردی هستم ووووو این با خود در صلح بودن چه بی نظیره که مریم عزیز اینقدر به استاد اعتماد دارن و با خودشون در صلحن که استاد توی استخر کنار اون همه زن شنا میکردن و البته چشمشون از همون راه دور به دنبال عزیز دلشون بودو با عشق نگاش میکردن این رابطه بی نظییییییییره

    ۶ فراوانی نعمت و ثروت توی پارک رویاهای استاد و اسمون پاک و زیبای پارک که دیوانه کننده بود و صحبتهای زیبای مریم جون که یاداور این نکته شد که ذهن زیبا نیاز به مراقبت داره و زدن شاخ و برگ اضافی و اصلاح کانون توجه

    ۷ باغ پروانه با همه ی شگفتی و زیباییش این درس رو به من داد که صبر و اطمینان به خدا میتونه زیباترین هارو خلق کنه

    ۸ ایده ی جالب کوکاکولا و قانع نشدن فقط به تولید محصول و راه اندازی ایده جدید وفراوانی مشتری

    ۹ وای وای وای که چقدررررررر ارامش داره صدای این رودخونه

    ۱۰ من عاشق بارونم و این بارون شدید زیبایی جنگل رو دو چندان کردو ایده ی جالب استاد برای بیدار کردن مایک با موزیک و صمیمیت این سه نفر باهم

    ۱۱ این فایل بی نهایت شادم کرد و این خواسته رو در من ایجاد کرد که توی اجتماعی زندگی کنم که مردمش اینقدر شادن و فارغ از نظر دیگران خودشونن و از لحظاتشون لذت میبرن و سن و سال هیچ معنی واسشون نداره

    ۱۲ موزیک اخر فایل که بی نهایت تاثیر گذار بود واسم و تقریبا هرروز گوش میدم

    ثروتی که فک کنی ندارم من سرمایم افکارمهههههه

    ۱۳ تور اسب سواری توی طبیعت بکر منو واداشتدکه بگم خدایاااااا من اینم میخواممممم

    ۱۴ اتفاقی که توی این قسمت افتاد واسه من یاداور مسافرت فوق العاده ای بود که دقیقا خواسته هایی که از نظر دیگران محال بود واسمون خیلی زود اجابت میشد و مارو شگفت زده کرده بود اون زمان من با قانون اشنا نبودم اما الان میفهمم که خداوند هدایتگر واقعیه و کائنات چه میکنه

    ۱۵ مهمونی بسیار ساده اما صمیمی و لذت بخش و این راحتی ادما دیوانه کنندس

    ۱۶ این after rain منو به معنای واقعی دیوانه کرد زیبا ترین تصویری که تا به الان دیدم و اون صدای پرنده ها صدای اب جاری شده ی بارون اون پیچکهای زیبااااااا خدایا شکرت چه خوشبختم من

    ۱۷ عشق استاد به مایک و با لذت خرید کردن واسه مایک شوق توی صداشون واسه تایید خریدای مایک وای که چه بی نظیره این رابطه پدر و پسر

    ۱۸ سایت امازون و خرید کردن ازش چه راحت و لذت بخشه و ماشینهای لباس شویی که با سکه کار میکردن چقدر جالب بود

    ۱۹ زیبایی چشم نوازخانه ابشار که منو سر شوق اورد و رها بودن پسر کافمن که بدون وابستگی این ملک زیبا رو میبخشه تا ادمای بیشتری از دیدنش لذت ببرن این نشون میده ثروت انسان رو رها میکنه سخاوتمند میکنه

    ۲۰ بازم رابطه عالی این پدرو پسر و درس زندگی به شیوه فوق العاده استادد بی نظیری استاد به خدا

    ۲۱ ماجرای سگ بیمار اون خانوم و صحبتهای استاد عزیزم یاداور این نکته شد که به هیچ چیزو هیچ کس دل نبندم و فقط از وجودشون تا زمانی که هستن لذت ببرم

    ۲۲ خونه بسیار دوست داشتنی خانم کتی و چیدمان زیباشون و بی نهایت خونگرمیشون منو به وجد اورد و مامان خانم کتی که با اون سن و سال سالم زندگی میکرد و اینقدر امید به زندگی داشتن که میخواستن سفر با اروی رو تجربه کنن این باور در من قوی شد که میشه سنت زیاد باشه سالم باشی همه کاراتو خودت انجام بدی و از زندگی لذت ببری

    ۲۳ باید پارو نزد وا داد

    باید دل رو به دریا داد

    خودش میبرتت هرجا دلش خواست

    به هرجا برد بدون ساحل همون جاست

    ۲۴ حل کردن مسائل با ابزار حرفه ای و استفاده ار یک تکه چوب قابل دسترس و بازهم راحتی و اسایش

    ۲۵ ابشار زیباااااااای نیاگارا چه کرده خدا

    انگاری واقعا اونجا بودم همه ی اون زیبایی رو با تمام وجودم لمس کردم

    ۲۶ اصلا حسم رو نمیتونم بیان کنم این قسمت رو همراه همسرم دیدم و اینقدر هیجان زده شدم که فشار اب و خنکیش رو حس میکردم و همراه ادمای اونجا از سر شوق فریاد میزدم حس رهایی داشتم مثل اب زلالی که این چنین ازادورها از روی سنگهای سخت گذر میکردو جاری میشد

    ۲۷ این خواسته رو در من ایجاد کرد زندگی توی کشوری که هرکسی اعتقادات خودش رو داره و بدون هیچ ماسکی زندگی میکنه ووووو زیبایی تموم نشدنی این ابشار واقعا خدایا شکرت که توی این فرکانس بودم و تونستم این ابشار چشم نواز رو ببینم

    ۲۸ هیچ مرزی وجود نداره بلکه موضوع یک انتخاب هست و ایمان داشتن به این انتخاب (جمله طلایی مریم جون)

    ۲۹ باغچه زیبای خانم بورلی و صمیمیت توی لبخندش و نگاش و از همه شگفت انگیز تر باز هم امید به زندگی ادمها در این سن و سال و عشق ورزیدن به باغچه خونش دستهای لاک زدش مرتب بودنش و با سلیقه کاشتن گلها کنار هم و همه و همه اینها بی نظیرو دوست داشتنیه من که عاشقش شدم

    ۳۰ فروشگاه محلی دنج و اروم که با سلیقه چیده شده بود و لبخند زیبای اون خانم محیطش پراز انرژی مثبت بود

    ۳۱ رابطه صمیمی و فوق العاده استاد و مریم عزیز و نگاهای سرشار از عشق استاد به عزیز دلشون و گوش کردن با جان و دل استاد به توضیحات مریم جون قابل ستایشه ووووو این فرشته فوق العاده که اینقدر سخاوتمنده که بی خیال ترسش از تاریکی میشه و میخواد مارو از زیبایی و ارامش شب و صدای دل انگیز شبانه بی نصیب نذاره و مارو شریک دیدن همه ی زیبایی ها میکنه

    تشکر از صبرو حوصله استاد و مایک و مریم عزیز که با شوق و ذوق مارو همسفر خودشون کردن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    نوشین حقیقت جهرمی گفته:
    مدت عضویت: 3658 روز

    با سلام و یک دنیا عشق به خانم شایسته دوست داشتنی ، استاد عزیزم و همه ی اعضای سعادتمند خانواده عباس منش

    واقعا خداروشکر میکنم برای این دست با حوصله اش که داره برامون از این همه زیبایی فیلم میگیره.

    دقیقا همون مثال دفترچه و راهنما و عکساش یه مثال عالیه برای این سفرنامه چون واقعا حس میکنم که چقدر داره به درک بهتر من و بهتر زندگی کردن من کمک میکنه. دارم میبینم که چطور باید از اگاهی هام استفاده کنم و چطور دنیام رو زیباتر کنم.

    ممنونم مریم خانوم عزیز که داری زیبایی های این جهان پهناور رو با دوربینت برامون به تصویر میکشی.

    قطعا انتخاب زیباترین از بین این همه زیبایی سخته . هر کدوم از قسمت ها زیبایی بسیار داره و نکته های بسیار . من هنوز تمام قسمت هارو ندیدم البته ولی دیدن قسمت 19 و 31 یه حس عاااالی رو برام داشت.

    که فکر میکنم برام خاص تر از بقیه بود.

    قسمت 19 نمود واقعی زیبایی ،ثروت و فراوانی برام بود. که منو هیجان زده کرد.خودم رو اونجا کاملا احساس کردم و لذت بردم از اون خونه واقعا زیبا. از ثروت بسیار اون فرد و از فراوانی های این جهان زیبا.

    قسمت 31 برام حس تجربه یه رابطه فوق العاده رو داشت. نمیدونم بقیه چی برداشت کردن از این فایل، ولی من احساس کردم که چقدررررر میتونه ارتباط عاشقانه ی دو نفر زیبا باشه. چقدر دو نفر میتونن به هم احساس خوب بدن و از بودن هم لذت ببرن به دور از تماااام باور های غلطی که در مورد رابطه هست. یه حس ارامش فوق العاده ای برام داشت. و خواسته هام رو برام یاداوری کرد و باورهام رو تقویت.

    در کنار شما دو نفر ادم ایمان میاره که زندگی واقعا میتونه سراسر زیبایی باشه و خواستن داشتن این زندگی رویایی در ما شکل میگیره و با دیدن بیشتر و بیشتر و باور کردنش کم کم و کم کم میشه واقعیت زندگی هر کدوم از ما.

    همین طور که الان واقعا زندگی من زیباست. هر روزم پر از یک عالمه اتفاق و خبرهای خوبه. هر روزم رو به بهتر شدنه . مسیر طولانیه و بی انتها و من هر روز صبح از خدای خودم میخوام که هدایتم کنه امروز برای یک گام بهتر شدن. یک قدم رشد یه قدم پیشرفت و در یک بازه ی طولانی جمع این یک قدم یک قدم ها میشه یک عالمه تغییر نسبت به روز اول.

    بعضی روزا میشه که من از شدت خوشحالی غرق میشم در کار دنیا و قوانینش. مبهوت دستان قدرتمند خدا و این برنامه ریزی بدون نقصش و قدم به قدم رسوندن من به خواسته هام . میگم نوشین ببین ببین هدایت خدارو .ببین چطور داری بزرگتر میشی ببین چقدر داری درک بهتری پیدا میکنی و نتایج بهتری میگیری.هر روز هدایت خداوند رو حس میکنم و در اغوش خودش روزم رو شب میکنم. واقعا تمرین ستاره قطبی حرف نداره.

    تغییرات زیبای زندگیم رو دارم میبینم و لذت میبرم و ایمانم داره بیشتر میشه .

    میخوام همیشه در لحظه باشم و از تک تک لحظام لذت ببرم . میخوام خودم رو رهای رها به خدای مهربونم بسپارم تا اون هدایتم کنه در هر نفس.

    توان من، مغز من، فکر من کجا و هدایت خداوند کجا. میخوام بدون هیچ دست و پا زدنی خودم رو تسلیم تسلیم به خودش بسپارم تا منو ببره به جایی که مطمینم الان در رویای من هم نمیگنجه.

    خدایا شکرت

    شکرت برای هدایتم به این مسیر و دریافت این اگاهی ها از طریق دستان مهربون و سخاوتمندت.

    ممنونم برای وجود پر مهرتون.

    هرچند کلمات نمیتونه احساسم رو توصیف کنه ولی وقتی از نزدیک دیدمتون و محکم در اغوشتون گرفتم بهتون میگم که چقدرررررر دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    با باورام رویا میسازم گفته:
    مدت عضویت: 3415 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و مایک و همه دوستان هم فرکانسی من امیدوارم ایام به کام باشه و عیدتونم مبارک واستاد جونم یاد فایل عیدقربانت افتادم و داستان حضرت ابراهیم

    خب بریم ببینیم عشقم چی میگه و چی رو به ذهنم خطور میکنه تا من به قلم بیارمش و شما و خودم غرق بشیم از لذت و استفاده کنیم از آگاهی گفته شده

    از اول قصد داشتم اپیزود به اپیزود پیش برم و نکات مثبت رو یادآور بشم هم برای خودم هم شما بعدش دوباره فایل رو بازبینی کردم و تاکید بر بهترین قسمتی که بهم احساس فوق العاده ای داد بگم واقعیتش اینه تمامی قسمتها رو که قبلا دیدم عالی بودن و بازنگریش مرور زیباییها و مستحکم شدن باورها بود برام از سرسبزی جادهها که تصویری از بهشت رو برام ترسیم میکرد که در کنارش نهرها جاری و دریاچه‌های بی نظیر بود با آدم های هم فرکانس که جلسه رودخانه و دریاچه و درختان انبوه از منظر تلسکوپ در ارتفاع باعث شد این باور در من ساخته بشه که منم میتونم برم سفر بدون اینکه نگران باشم بابت پولش بابت بعدش و رفتم و چه احساس فوق العاده ای بهم داد که توصیفشو کردم فقط کسایی درک میکنن که تجربه کردن من که میدونم چقدر عالی بود، تازه برنامه سفری دیگه رو تو ذهنم تداعی کردم که برم و حتما از قبلی قشنگتر

    از خیلی چیزا میشه گفت از روابط خوب استاد با مایک و خانم شایسته عزیز که درمنم این الگو رو ترسیم کرده که انجام بده نتیجشو ببین خوبه خوب داره پیش میره

    از استفاده درست از تکنولوژی استاد یکیش اینترنت بود،باعث چند تا حرکت بزنم که خوب جواب داد و تو هزینه هام کلی دستمو گرفت

    از باور کردن فروانی و راحت خرج کردن که این کارم کردم نه عالی اما حرکتی داشتم که باید بیشتر کار کنم

    از ایده های بکر که واقعا ذهنو تکون میدن نمونش اون قالب یخ و درست کردن آب و آب میوه خنک تازه چرخ و فلک که نمونه ای تو ایران فکر نکنم باشه از پارکینگها و فروشگاهها و….

    اما میخوام برم سراغ اصل مطلب و اونم جلسه اگه اشتباه نکنم ۱۶ بود که اون پروژه معماری که تو دل کوه و درختان و آبشار بود اره خانه آبشار وای که چقد زیبا چقد زیبا بود من همش محو زیبایی خونه و محیط اطرافش شدم محو اون درختای دور تا دورش

    محو اون آبی که از زیر خونه سرازیر بود و اون چشمه ها خدای من چه قدرتی داری تو که بنده ت فقط کمی از اونو داره بکار میبره شده اینا و تازه حرکت مالک رو بگو گذشتن از این ملک و اون همه سرمایه اوج اعتماد به خدا و اوج توانمندی در ساختن دوباره اون همه ثروت رو داره منتشر میکنه که آی آدما اینقدر به مال دنیا نچسبید اصل چیز دیگه ای ثروت و فراوانی زیاد اگه بچسبی میره و اگه رها باشی بیشترش وارد زندگیت میشه بع شخصه خیلی روم تاثیر گذاشت و کمی دست و دلبازتر کرده منو البته یادآور خودم باید بشم که همیشه ادامه بده چون علف هرزا بازم میان بالا اگه متوقف بشی اگه تداوم نداشته باشی وقتی خداوند روی سنگ سبزه رو پرورش میده نمیتونه پولو تو زندگیمون سبز کنه؟ چقدر به خودم میگم چقدر کوته فکرم که این قدرتو میبنم اما با نجوای شیطان دلمو خوش کردم که چیزی جز سراب نیست چیزی جز اتلاف عمر به شکل بیهوده نیست

    آره اینه این خدا

    جلسه آبشار نیاگارا هم که اوج هنرمندی خدا رو نشون میده نقاش حرفه ای و سازنده ای متبهر که گوشه ای از هنرشو به ما عرضه کرده

    و جلسات هدایت از خانم کتی اگه اشتباه نکنم که دنبال خرید آر وی بودن و خانمی که راه فروشگاهی بهترو نشون داد همش نشان از ارتباط درست با خود و خدای خود هست آره واقعا درسته که اینا رو مثل طلا بارها ببینیم تا به عادت تبدیل شه

    استاد غذا دادن به پرنده ها و سنجاب و دوستی با زرافه و حیوانات دیگه مثل سگ دوست داشتنی هم از نکات مثبت سفر شماست من عاشقتونم و واقعا ممنونم شاد باشید و ثروتمند در پناه خدای وهاب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: