سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 55 (به ترتیب امتیاز)

1381 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3102 روز

    در مورد نظرات برای قسمت های مختلف به نظرم هم نکات خوب داشت هم نکات آموزنده . شاید چیزهایی هم بود که نپسندیدم.

    که البته خوب است همیشه نباید با هر جریانی یا شخصی کاملا موافق باشیم .چون تناقضات گاهی ما را به فکر کردن بیشتر وا می دارد .

    الان فکر می کنم گاهی اگر رفتار یا موضوعی دیدم که مورد پسندمان نبود یا کلا تضادها باید بهش توجه نکنیم . این یکی از اولین درس هایی بود که همه امان یاد گرفتیم اما چطور انجامش دهیم .؟ یعنی دیگر فکر کردن به آن موضوع را ادامه ندهیم و در موردش تخیل نکنیم یا بهتر است بگویم احساساتمان را درگیرش نکنیم .

    این که چیزی ناخوشایند یا تضاد باهاش روبرو شویم طبیعی است اما روند کنترل احساسمان نباید برای مدت طولانی رویش بماند . این معنای توجه نکردن است . یعنی با حواسمان بالاخره متوجه خبر یا موضوعی منفی می شویم می شنوییم یا می بینیم یا درکش می کنیم اما در مورد آینده این اختیار را داریم کنترل احساسمان و فکر کردن به آن موضوع را ادامه دهیم یا رهایش کنیم.یا حتی بهتر می توانیم درسی درست بگیریم نکته خوب ازش متوجه شویم یا حتی ما را به سمت سپاس گذاری بیشتری ببرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    آيدا زماني گفته:
    مدت عضویت: 2586 روز

    سلام دوستان

    سلام استاد بزرگوار و خانم شایسته نازنین

    بهترین وتاثیرگزارترین قسمت ۲۶ مربوط به آبشار نیاگارا ست . به این دلیل که به شدت روی باور توحیدی من موثر بود .. بعد از دیدن قدرت و عظمت نیاگارا باورهای توحید ام قدرت گرفت … فهمیدم که مالک تمام زمین فقط خداست … و چقدر آدما , دولتها , حکوتها توی ذهنم کوچک شده و به جاش تنها قدرت خداوند در ذهنم پررنگ شد … پرچم ها یا نام کشورها یا حکومتشون و مرزهایی که این آدها واسه کشورشون گذاشتن همه با هم یکجا رنگ باخت توی ذهنم .. و فقط یه نیرو و قدرت در ذهنم شکل گرفت اون خدا بود … مالک تمام این زمین فقط خدای منه که به من اجازه داده هر جا بخوام و هر گوشه ای از این جهانش که بخوام زندگی کنم و از مواهب و نعمت و ثروت های این زمین به طور رایگان استفاده کنم و لذت ببرم طبق آیه های کتاب آسمانی ام قرآن … و خود خدای من ویزا و مجوزش رو برای من از قبل صادر کرده … دیگه امریکا و کانادا توی ذهنم وجود نداره و فقط زمینی زیبا که مالکش خداست جون گرفته …

    و اما اونجایکه استاد عزیزم به حیوانات محبت می کرد … این باور در وجودم تقویت شد که خدای من تمام هستی را بر پایه عشق بنا کرده است … و استاد عزیز این عشق الهی که در وجودش است را نه تنها به همراه زندگیش و فرزندش می بخشه بلکه به تمام هستی می بخشه و می پراکنه و هزار برابرش رو از کائنات دریافت می کنه …. به نظر من کار استاد سیر کردن اون پرنده ها نبود چرا که خداوند روزی تمام مخلوقاتش رو آماده کرده از قبل بلکه عشق و محبتی بود که استاد به این پرنده ها نثار کرد … دیدم که بقیه رهگذران بی خیال می رفتند ولی استاد عزیز نشستن روی زمین و وقت گذاشتن اون هم با عشق و علاقه … آخه چقدر یه آدم می تونه اینقدر فرکانسش به خدا نزدیک باشه که به پرنده اینطور عشق بورزه احسنت استاد عزیز …

    بعد از دیدن فایل ۲۶ هر زمان افکار منفی می خوان هجوم بیارن به ذهنم فورا این فایل رو در ذهنم مرور می کنم و کاملا فرکانسم تنظیم می شه روی زیباییها … خدایا شکرت

    به تنها مالک و فرمانروای این جهان می سپارمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    درود فراوان به استاد عزیزمون و خانم شایسته…درود به آقا مسعود که هچنین شعری سرودن واقعا حق مطلب را با این شعر پارسی فردوسی ادا کردن و ممنون از وییس تشکر آمیز استاد که از شوق زیاد در صداشون وبقض شوق آلودتون سپاس سپاس سپاس. از این خانواده صمیمی عباسمنش که چنین فرزندانی تربیت کرده درود … درود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    شهناز صفري گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    با سلام خدمت هم فرکانسیهای عزیزم

    باید بگم برای من تقریباً همه ی قسمتهای این سفرنامه لذتبخش بود ،ولی بیشتر از همه قسمت ٢۶که مربوط به آبشار نیاگارا بود و پس از اون غذا دادن به اون سنجاب زیبا و پرنده ها خیلی به من و بچه هام لذت داد .استاد با مهربونی و حوصله و تواضع روی زمین نشسته بودن و به اون زبون بسته ها غذا میدادن ،از اینکه حتی حیوونا هم استادمون رو دوست دارن و دورش جمع میشن کلی عشق کردیم???و اینکه هدف این سفر علاوه بر تقسیم لذت با مابقی اعضای خانواده صمیمی عباس منش و بالابردن آگاهیهای معنوی ،کلی اطلاعات جغرافیایی ،مدنی،اجتماعی ،تکنولوژی روز دنیا و …رو هم به بیننده میبخشه.و این برای خیلی لذت بخشه

    مثلاً در مورد آبشار نیاگارا ،من قبلاً فقط از طریق تصاویر هوایی تلویزیون دو سه بار فقط آبشارو دیده بودم ،و بنظر میرسید که آبشار در دل طبیعت و خارج از شهر و آبادی باشه و هیچ اطلاع دیگه ای ازش نداشتم و حتی نمیدونستم امکان نزدیک شدن به اون هم هست و مردم میتونن با کشتی تا نزدیکش برن و یا از روی سکو حتی اونو لمس کنن ،ولی الان با لطفی که خانم شایسته کردن و فیلم رو بارها و با دقت و ظرافت از چند زاویه با بهترین کیفیت ممکن اونو برامون ارسال کردن ،احساس میکنم خودمم اونجا حضور دارم و فک کنم حضور هم داشته باشم همینقدر لذت خواهم برد ،

    اینو هم اضافه کنم :

    تا قبل از مشاهده قسمت پشت صحنه فک میکردم این فایلها با هماهنگی استاد عزیزمون ضبط میشن ،ولی بعد که متوجه شدم خانم شایسته خودشون عاشقانه اینکارو انجام میدن و بی توقع کار به این زیبایی رو تونستن خلق کنن ،کلی ماجرا برام زیباتر شد ،چرا که مستند بودن و کاملاً بی نقش بودنش حس میشه،

    امیدوارم سفرتون رو با خیر و خوشی به پایان برسونید و بهمین زیبایی و صداقت فایلاشو برامون ارسال کنید مریم جان خواهر عزیزم .

    از راه دور بوسه میزنم بر دستان هنرمندت ?

    الهی بهترینها برات اتفاق بیفته ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    امیر گفته:
    مدت عضویت: 2641 روز

    با سلام به همه دوستان و همسفرهای عزیز..

    عید قربان رو به همه تبریک می گم..امیدوارم بتونیم ابراهیمی باشیم.. و بتونیم مثل ابراهیم حنیف با خدا باشیم و برای خدا..

    الان که دارم براتون می نویسم صبح عیده .. از ساعت 6 صبح دارم همه قسمتهای سفرنامه رو از قسمت اول تا قسمت سی ام مرور می کنم و تصمیم گرفتم از هر قسمت یک نکته که به نظرم مهمه رو براتون بنویسم تا باورهامون رو تقویت کنیم و ما هم به همین مسیر یعنی مسیر لذت و خوشبختی هدایت بشیم..

    قسمت اول:

    با فلسفه سفرشروع کردیم: سفر باعث ساخته شدن انسان میشه باعث رها بودن در لحظه و این یعنی در لحظه از اتفاقات لذت بردن..سفر باعث میشه هر روز اتفاقات بیشتری رو برای لذت بردن تجربه کنیم.

    قسمت دوم:

    شکرگزاری واسه این جسم پیشرفته انسان که باهاش میتونیم از این همه نعمت لذت ببریم ..تصور کنید اگه یکی از حواسهای پنج گانه رو نداشتیم از چقدر نعمت محروم می شدیم..فقط کافیه یک لحظه تصور کنیم و بعد بگیم خدایا شکرت واسه جسم سالمی که به من عطا کردی..خدایا شکرت..

    قسمت سوم:

    میشه از هر کاری لذت برد از ساده ترین کارها حتی آشپزی کردن..میشه اینجوری گفت که هر کاری یه لذتی توو خودش نهفته داره که هرکسی نمیتونه اون لذت رو ببینه..باید توو فرکانسش باشی تا ببینی و درکش کنی..

    قسمت چهارم:

    دنیا پر از نعمت و فراوانیه و وقتی میری توو یه فروشگاه بزرگ که همه چیز داره از شیرمرغ تا جون آدمیزاد ، بیشتر این فراوانی رو درک میکنی و بهش ایمان میاری..

    قسمت پنجم:

    توو این جهان هیچ مشکلی نیست که انسانها برای اون راه حلی نداشته باشند..مشکلی پیدا میشه یه آدم راه حل اون مشکل رو پیدا میکنه و بعد آدم بعدی میگه حالا چوری راحت تر از این..چجوری سریعتر از این و این چرخه ادامه پیدا میکنه و نهایتی نداره..و این یعنی زندگی هر روز راحت تر میشه هر روز لذت بخش تر میشه..

    قسمت ششم:

    یک باغ زییا میشه چون باغبانی داره که هر روز به اون باغ رسیدگی میکنه..ذهن ما هم زمانی زیبا میشه و زیبایی رو می بینه که ما هم مثل یه باغبون بهش رسیدگی کنیم..کانون توجه مون رو فقط روی خواسته ها متمرکز کنیم ..هر قسمت این سفرنامه یه بخشی از ذهنمون رو حرص میکنه و زیبا..

    قسمت هفتم:

    با دیدن مراحل تولد یک پروانه از نزدیک آدم میتونه به راحتی و به بهترین شکل طی کردن تکامل رو درک کنه

    قسمت هشتم:

    دنیا پر از ثروت و فراوانیه و پر از فرصت برای ساخت ثروت و دیدن کوکاکولا به بهتری شکل این باور رو برای ذهنمون منطقی میکنه..

    قسمت نهم:

    زیبایی پایان نداره و طبیعت هربار با نشون دادن یک قسمت از زیبایی هاش هر لحظه داره این موضوع رو فریاد میزنه..

    قسمت دهم:

    هر مسئله یک راه حلی داره ..ان مع العسری یسری..باید ادامه داد و ناامید نشد تا به نتیجه برسیم..استاد عباس منش و مایک توو این قسمت این موضوع رو ثابت می کنند.

    قسمت یازدهم:

    فرکانس ما روی دیگران تاثیر میذاره..انرژی مثبت ما به دیگران منتقل میشه..خانم شایسته این موضوع را در عمل به ما نشون میدن.

    قسمت دوازدهم:

    میشه لحظه های شاد و لذت بخشی رو برای خودمون رقم بزنیم حتی با سلاح جنگی!!!

    قسمت سیزدهم:

    طبیعت زیبای خداوند هر لحظه ما رو لذت بخش میکنه حتی زمانی که فایلهای سفرنامه در حال آپلودشدن روی سایته..با طبیعت زیبای خداوند هرکاری لذت بخش میشه

    قسمت چهاردهم:

    هر غیرممکنی ، ممکن می شود اگر خدا بخواهد..حتی رزرو جایی که هیچ جایی نداره!!

    قسمت پانزدهم:

    ما برای لذت بردن و باهم بودن کنار هم جمع میشیم و نه خودنمایی و توو زحمت افتادن.. و مردم آمریکا فقط لذت می برند از کنارهم بودن..

    قسمت شانزدهم:

    ارسال فرکانس زیبا یعنی جذب زیبایی..یعنی جذب یه بارون زیبا..یعنی جذب یه after rain زیبا..یعنی جذب یه دشت پر از پیچک زیبا..و در آخر یعنی جذب یه آهوی زیبا توو یه دشت پر از پیچک بعد از یه بارون زیبا..

    قسمت هفدهم:

    موی سرمون رو آرایشگر زیبا میکنه و تووی سرمون(ذهنمون) رو خودمون با افکار زیبا ، توجه به خواسته ها و … زیبا کنیم

    قسمت هجدهم:

    تکنولوژی هر روز داره زندگیمون رو راحت تر و لذت بخش تر می کنه و یه سایتی مثل آمازون این تکنولوژی خیلی راحت به دستمون میرسونه

    قسمت نوزدهم:

    هر اثری که با طبیعت خداوند هماهنگ باشه قطعا ماندگار میشه هر اثری حتی یک سازه و ساختمانی که چندین سال قبل ساخته شده اما هنوزم جذاب و زییاست.

    قسمت بیست ام:

    در این قسمت استاد عباسمنش به مایک دوتا درس مهم میدن..اول اینکه هیچوقت با اطمینان از چیزی که ازش مطمئن نیستیم صحبت نکنیم و دوم اینکه هرگز پولمون رو شرط بندی نکنیم

    قسمت بیست و یکم:

    مرگ پایان نیست بلکه شروع یک مسیر جدیده و باید در هر شرایطی از وجود همدیگه لذت ببریم و فراموش نکنیم هر اتفاقی حداقل یه جنبه مثبت داره..کافیه پیداش کنیم و ازش لذت ببریم..

    قسمت بیست و دوم:

    نعمت های خداوند از هزاران راه میتونه وارد زندگی ما بشه و برنامه ریزی خداوند بی نقصه ..حتی اگر این نعمت ملاقات با یک شخص غریبه توو یک کشور دیگه باشه..

    و فراموش نکنیم چیزی که ممکنه برای ما رویا و آرزو باشه ممکنه توو زندگی کسی دیگه یه اتفاق ساده باشه و یک نعمت جاری توو زندگیش..مهم اینکه که چه باوری داریم و چقدر روی ذهنمون کار میکنیم چون میشه براحتی چیزی که امروز یه رویای دست نیافتیه فردا بشه نعمتی که هرلحظه داریم اون رو تجربه میکنیم..

    قسمت بیست و سوم:

    Slide out کردن RV هم عالمی دارد!!!

    قسمت بیست و چهارم:

    ابزارها توو زندگی ارزشمند هستند و میتونیم با استفاده از اونها ایده های خودمون رو به سادگی عملی کنیم..حتی اگه اون ایده نگه داشن در RV باشه!

    قسمت بیست و پنجم:

    دیدن طبیعت یعنی دیدن خداوند و عظمتش مخصوصا اگه اون عظمت آبشار نیاگارا باشه..

    قسمت بیست و ششم:

    جریان پر قدرت آب در قالب یک آبشار یه زیبایی بی نظیر رو خلق میکنه به اسم نیاگارا..

    قسمت بیست و هفتم:

    آبشار زیباست از هر زاویه ای که بهش نگاه کنیم..زیبایی طبیعت بی انتهاست دقیقا مثل خداوند که یک بی انتهای زیباست..

    قسمت بیست و هشتم:

    آبشار نیاگارا مسیر خودش رو طی میکنه آزاد و رها بی محدودیت بی حد و مرز ..ما هم میتونیم مثل همین آبشار باشیم و این یعنی خود خود خوشبختی..

    قسمت بیست و نهم:

    تایید زیبایی ها یعنی هدایت شدن به زیبایی های بیشتر یعنی هدایت شدن یه یک آدم با فرکانس زیبا یعنی هدایت شدن به یک باغچه پر از گلهای زیبا..

    قسمت سی ام:

    و باز هم دل سپردن به هدایت خداوند و لذت بردن از یک رستوران پر از زیبایی پر از خوردنی های خوشمزه

    و اما اون قسمتی که من خودم به شخصه دست خداوند رو خیلی توو زندگی استاد حس کردم قسمت 14 ام بود که خود استاد رو هم خیلی سورپرایز کرد..و ایمان من رو هم بیشتر کرد که برای خداوند ناممکن وجود نداره..

    با خدا باش و پادشاهی کن..

    ممنون از اینکه وقت گذاشتید و متن من رو مطالعه کردید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3139 روز

    سلام بر استاد عباس منش و خانم شایسته و مایک عزیز . و تمامی دوستان خانواده صمیمی عباس منش …خدا رو شکر که توانستم در این مسابقه شرکت کنم . خدا رو هزاران بار شکر

    فایل های سفرنامه را من تشبیه می کنم به بازیکنان یک تیم فوتبال که بعد از یک برد پرگل و شیرین از مربیشان سوال می کنند که آقای مربی به شما تبریک می گوییم این برد ارزشمند را، می خواستیم از شما بپرسیم که کدام بازیکن شما امروز خیلی خوب بود ؟ مربی جواب می دهد که تمام بچه ها خوب بودند و من اگر یک شخص خاص رو اسم ببرم در واقع به بقیه بچه ها ظلم کردم ام….فارغ از مسابقه اگر من حسین نظری به عنوان یک عضو از سایت که اولین اقدام هر روزش بعد از بیدار شدن از خواب چک کردن سایت برای دیدن فایل جدید از این سفرنامه بوده ، بخواهم به شما بگویم کدام فایل بهترین بود؟ به شما می گویم که تمام فایل ها عالی بودند و این کلام را از روی الگویی می گویم که خودم هم الان دارم انجامش میدم…یعنی من توی هر کدام از این فایل ها یک جایی خیلی حال می کنم همون جا رو زوش زوم می کنم و حتی دقیقه اش رو حفظ می کنم و چندین بار می بینم….این 30 قسمت دقیقا مثل قطعات پازلی می مانند که قرار است ترکیب آنها نهایتا پازل تمرکز بر روی نکات مثبت را به ما نشان دهند . حالا می خواهم بگویم که توی این 31 قسمت از کدام قسمت ها به چه دلیل خوشم اومده ؟ برای من اون قسمت هایی خیلی جذاب بود که من واکنش خدا رو میدیدم به فرکانس های استاد و عشقش .

    قسمت اول: از اون آهنگ ابتدای فیلم خیلی به من حال داد . من این قسمت رو توی گوشیم دارم همیشه فقط میزارم شروع بشه تا از این آهنگ زیبا لذت ببرم. بعد از قهوه ایی که درست شد لذت بردم. وای خدا از اون لحظه ایی خیلی حال کردم که هماهنگ با آهنگ صحنه ها عوض میشن ( دقیقه 6:13 ) و اون “زوم بک” جاده منو دیوانه می کنه. مخصوصا وقتی ماشین داره به جلو حرکت می کنه ولی شما زوم بک می کنی به عقب که در دقیقه (7:22) نیز دوباره تکرار شد و در دقیقه (8:35) حرکت دست چپ استاد و لبخند خانم شایسته برام خیلی زیبا بود.

    قسمت 2: اسلاید اوت کردن اتوبوس خیلی زیبا بود و چقدر صدای قشنگی داره…

    اون سنجابه منو دیوانه کرد…وقتی از درخت رفت بالا و یهو برگشت توی دوربین نگاه کرد. دقیقه 8:42 ..خیلی زیبا بود ..

    قسمت 3:استاد آشپز می شود و غذای هیولا درست می کند….خیلی زیبا بود و قشنگ تر اینکه اون زوجی که گیتار می زدن برام جذاب بود.

    قسمت 4: قرار گرفتن در ارتفاع بالا علاوه بر هیجانش خیلی به ما کمک می کنه قدرت خدا رو درک کنیم . که این زمین به این پهناوری رو خلق کرده و مسخر ما کرده .

    قسمت 5: خیلی زیبا بود این علاقه شخصی استاد و عشقش به تمیزی وسایلی که ازش استفاده می کنن. و آهنگ انتهای فیلم و اون دو تا مادر و دختر خیلی برام جالب بود.

    قسمت 6: خیلی زیاد حال کردم با اون آقای دوچرخه سواری که بچه اش رو به عقب دوچرخه اش وصل کرده بود و داشت لذت می برد.

    موزه خیلی طبیعی بود و آهنگ انتهای فیلم خیلی زیبا بود.

    قسمت 7: اگر به قول خانم شایسته عزیز به من بگن از بین این 30 جلسه فقط می تونی یک جلسه رو انتخاب کنی من قطعا این جلسه رو انتخاب می کنم و دوست دارم ساعت ها این جلسه و اون کلیپ کوتاهی که استاد در اینستاگرام گذاشتن رو ببینم …کل این جلسه زیبایی بود.

    قسمت 8: یادمه یک زمانی شنیدم که نوشابه کوکا کولا رو عوض کردن و یه تغییری درش ایجاد کردن و نتیجه اش اعتراض شدید مردم به این تغییر بود که کوکا کولا به همان شکل قبلش برگشت. خدا رو شکر در این فایل زیبا دلیل این علاقه مردم به کوکا کولا رو فهمیدم.

    قسمت 9: به یاد بیار زیبایی های گذشته ات را و از این رود زیبا در لحظه لذت ببر….

    و یک نکته بسیار زیبا : همیشه سعی کن کارهات رو موازی هم انجام بده. مثل کارهایی که خدا داره انجام میده

    قسمت 10: جلسه 7 قدم اول دوره 12 قدم در عمل بود…..بهانه ممنوع .برو راه حلی برای مساله ات پیدا کن. و آهنگ درخواستی زیبا پاداش این حل مساله بود…به مراتب زیبا

    قسمت 11: شادی و رقص این مردم برام بسیار جذابه …سادگی و نگران قضاوت مردم نبودن رو خیلی دوست داشتم….و ارتباط صمیمی بین خواننده و مردم . که توی فضای باز و بسیار صمیمی و همراه با حال خوب .

    قسمت 12: صبحانه دلچسب کلا زیبا هست. …..چیزی که خیلی برام جذاب بود پولسازی از ابزارهای جنگی …خیلی لذت بردم

    قسمت 13: خیلی از هدایت خدا لذت بردم که بهت کمک می کنه هم کسب و کارت رو دنبال کنی و هم لذت ببری ….از هدایت کردن و پذیرفتن این هدایت خیلی لذت بردم.

    از قلب توی جوی آب هم به شدت حال کردم. و شیوه صحبت کردن در جریان رودخانه خیلی برام جالب بود

    . قسمت 14 .قطعا اون قسمتی که مربوط به جشن 4 ام جولای که دو شب تونستید رزرو کنید خیلی زیبا بود.

    قسمت 15 : وقتی اون خانم که با ماشین کلی دنبال شما اومده بود تا با شما عکس بگیره رو من ایشان را دست خدا دیدم تا سفرنامه زیبا تر بشه…یعنی فکر کردن به این اتفاق برای من نشان دهنده نقش خدا بود توی این سفر.

    قسمت 16 : وقتی رعد و برق رو دیدم و اون صحبت های زیبای استاد بعدش و ادامش که خانم شایسته یک آهوی زیبا دید برام خیلی نشان دهنده خدا بود . وقتی استاد میگه خدا همه چیه !!!!!! من بهتر می فهمم مفهوم این جمله چیه.

    قسمت 17: از هدایت خدای درون خانم شایسته در پیدا کردن استاد و مایک و این جمله طلایی” خدای درون هیچ وقت اشتباه نمی کنه ”

    از نقش یک پدر ثروتمند در خرید لباس برای پسرش خیلی خیلی لذت بردم( مخصوصا اون پیراهن سفید رنگ که خود استاد می گفتن من خیلی دوسش داشتم) و خودم رو در آینده با همچین الگویی تجسم کردم. که همه هر چی میخوان بزارن تو سبد بریم حساب کنیم….خدایا چقدر این نوع زندگی پر از نقش خداست.

    چقدر زیباست که یک پسر به یک خانم اجازه بده موهاش رو اصلاح کنه. به شخصه خیلی لذت بردم….مخصوصا استاد عزیز .

    من در کل این 32 قسمت دو جا بود که من درون واقعی استاد رو میدیدم و کلا جنسش خیلی خیلی فرق می کرد….بچه ها خواهش می کنم یک بار ببینید قسمت 17 از دقیقه 10 تا 10:10 ….نمی تونم جمله ایی بگم که وصف احساسم باشه در مورد این قسمت……….قسمت دوم رو در انتهای کامنتم میگم.

    قسمت 18″: اون جایی که استاد میگن که تا نیم ساعت پیش از گشنگی داشتم می مردم ولی الان از سیری خدایا شکرت…..باز هم من را به یاد نعمت های خدا و سپاسگزاری میندازه ….اون قسمتی که استاد تحسین می کنن اون مسئولینی که بسته های سفارشی استاد رو براشون آورده بود ..برای من که کسب و کار اینترنتی می خواهم راه اندازی کنم خیلی زیبا بود که اگر می خواهم موفق بشم یکی از راه هاش تحسین خدماتی دیگران به واسطه اینترنت است و توجه کردن به آنها .

    قسمت 19: این معماری شگفت انگیز از بس زیبا بود که نیازی به دلیل نداره که چرا زیبا بود مخصوصا نوشته آخر خانم شایسته که زینت بخش زیبایی این قسمت شد.

    قسمت 20:من خیلی از شوهر اون خانم خوشم اومد. با لبخندش خیلی حال کردم…و عاشق ریلکس بودن اون سه تا بچه اش شدم.

    قسمت 21:عینک فوق العاده قشنگ استاد خیلی برام جذاب بود و اون دو تا خانم که شکل فرشته داشتن برام زیبا بودن و در نهایت عشق به یک سگی که فقط یک هفته دیگه زنده بود …..برام اون نگاهشون به مرگ خیلی زیبا بود .صاحبش افسرده و غمگین نبود بلکه با یک لبخند زیبا تصمیم گرفته بود زندگی را برای خودش و هر کی اطرافشه زیبا می کنه.

    قسمت 22: خانم کتی به عنوان دست خدا برای فهماندن مفهوم مدارها و هم فرکانس شدن با آدم هایی از جنس فرکانس خودت….

    این خانم عزیز به من فهماند که آدم های خوب و دوست داشتنی همه جا هستند فقط کافیه بری تو مدارشون ….به شخصه خیلی لذت بردم از ایشان( خیلی شبیه به خاله ام بود ) و مادر عزیزش که ظاهرش شاید پیر بود ولی روحیه و امید به زندگیش در حد یک دختر 18 ساله بود. …یه جای دیگه خیلی لذت بردم اونجایی که خانم شایسته عزیز داشت فیلم می گرفت و رسید به یک دختر خانم نقاشی و ایشون نگاه کرد و یهو لبخند زد دقیقه (13:51) ….من خیلی سوپرایز شدم. از اون بستنی خوردن شریکی استاد و مایک خیلی خندیدم . عالی بود

    قسمت 23:از همون اولی که فیلم با اون آهنگ شروع شد…دیگه خودش اون فرکانس زیبایی رو فرستاد و ما رو قشنگ برد توی مدار زیبایی و من اون اولش خیلی حال کردم با آهنگ و دیوانه مشیم اون جاهایی که خانم شایسته زوم بک می کنه در حالی که ماشین داره میره جلو …اصن محشره توی این فیلم …..

    از اون تخم مرغ ساده هم خیلی لذت بردم .

    قسمت 24:خیلی زیبا بود ارتباط بین استاد و کارمنداش …که کامل و با حوصله توضیح میدن و وقت میزارن ولی هیچ وقت اون کار رو تکرار نمیکنن. . ….از حل مساله استاد خیلی لذت بردم . اولش پیش خودم می گفتم خب میشه بدون ابزار این مساله رو حل کرد و مثلا در رو به یک جایی وصل کرد تا باز بمونه …ولی وقتی استاد اون مساله رو حل کرد فهمیدم ایده های الهامی همیشه ساده است کافیه بهشون عمل کنی و با عقل خودت درگیر کیفیت اون ایده نشی ….فقط یه جای دیگه خیلی لذت بردم و اونم انتهای فیلم صدای آروم و پایین خانم شایسته که می گفت” اینم خوراک بوقلمون”

    قسمت 25: کلا آبشار نیاگارا یکی از زیبایی های غول این سفرنامه بود که من به شخصه خیلی لذت بردم. ولی توی این فیلم من یک جایی خیلی فکر درگیره …..اون جایی که استاد با خوشحالی عکس خودش و پسرش رو به عشقش نشون میده و استقبال همراه با احساس خوب خانم شایسته که توش خبری از حسادت و غر زدن که حالا چی میشد منم توی عکس ها بودم ،، نبود ….هنوز دارم به عمق این رابطه فکر می کنم و اینکه چند درصد از خانم ها ( حتی خانم های سایت ) میتونن چنین واکنشی رو به این اتفاق بدن…..

    قسمت 26:داستان این قسمت خیلی جالبه : من فکر کردم کل فایل سفرنامه در مورد آبشار نیاگارا فقط قسمت 25 بود و شب موقع خواب من تجسم می کردم دیدن آبشار رو از پایین و حتی رنگین کمان رو هم تجسم کردم .و صبح که فایل این قسمت رو دیدم خیلی سوپرایز شدم. ….اون شکلک های استاد پشت سر میکائیل هم خیلی خنده دار بود.

    قسمت 27: توضیح استاد در مورد حجاب اون خانم در آزادترین کشور دنیا خیلی برام زیبا بود. آبشار هم از اون بالا دلبری می کنه میاد پایین. ……….سنجاب سیاه و اون دم قشنگش برام خیلی زیبا بود و اون جایی که اون پرنده پاپ کرن رو توی یک لحظه محو کرد خیلی قشنگ بود….و با این جمله ” جاناتان بچه محل کدومتونه ” از استاد خیلی خندیدم.

    قسمت 28: اولش خانم شایسته صحبت کرد گفتم این صحبت ها داره از خدای درونش میاد اصن جنسش فرق می کنه و بعد که داستان مصاحبه رو گفتن …من مطمئن شدم که درست فکر کردم. ….از جمله زیبایی های این فایل هماهنگی زیبایی های آبشار با آهنگ بود ..

    قسمت 29:باز خدا از طریق دستش که اون خانم بود داشت از این دو تا زوج خوش فرکانس میزبانی می کرد. چقدر زیبا مقدمه چیند این خدا ( پیاده روی ) بعد در مسیر پیاده روی اون خانم رو قرار داد و میزبانی از این زوج شروع شد.

    چقدر آدم با این صحنه ها خدا رو می فهمه و چقدر درک هدایت براش ساده تر میشه.

    قسمت 30: سادگی این مکان و صبحانه ها و محصولاتی که دسترنج خودشون بودن بیشتر به دل انسان میشینه و چقدر صبحانه خوردن توی این مکان برای هر انسانی لذت بخشه.

    قسمت 31: یکی دیگه از اون دو تا قسمتی که گفتم خیلی برام جذاب بود …صحبت کردن استاد و عشقش در مورد قانون و تمرکز بر روی زیبایی ها ………..من از جنس صحبت های استاد عشق به صحبت کردن در مورد قانون خواب رو از سرش برد. ….

    و خلاقیت خانم شایسته در به تصویر کشیدن تاریکی شب و زیبایی هایش .

    واقعا کل این قسمت ها زیباست و سخت ترین سوال اینه که بگی زیباترینش کدام قسمت بود. ….من تسلیمم در مقابل پاسخ دادن به این سوال و ترجیح میدم از زیبایی های این سفر بیشتر لذت ببرم تا قضاوت کردن. …..استاد از شما و مایک و خانم شایسته عزیز خیلی خیلی سپاسگزارم بابت این سفر زیبا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    شاکر گفته:
    مدت عضویت: 2806 روز

    بنام خدا که بخشندگیش بی اندازه ومهربانیش همیشگی است

    خداوندا … از اینکه مرا هدایت کردی به مسیر کسانی که به انان نعمت دادی از تو بینهایت سپاسگزارم

    انان که با مرغان دریایی پرواز کردن وبا صدای جیرجیرکها خابیدن وسپاسگزار بودن انان عاشق بودن .عاشق رفتن و دل سپردن

    عاشق حرکت به ان سمت که خدا بگوید

    هیچ مقاومتی ندارند پاروها رو کنار گذاشتن واز مسیر زیبا لذت میبرن

    انان ما را هم برده اند وما یاد میگیریم چگونه باید زیست. خداوند دارد میگوید ومنم که می نویسم

    اینگونه باش همین گونه زندگی باید کرد

    باید پاروها را کنار گزاشت وا داد به هر جا میبرد مقصد همان جاست

    فایل 26 زیبا ترین فایلی بود که من باش حال کردم

    از مسیر لذت بردیم (اگه از زیبایی های کوچکتر لذت ببری زیبایی های بزرگتر را خیلی بهتر درک میکنی )با هم رفتیم توی یک سالن به همه مون دمپایهای مثل هم میدادن که خیلی خوشگل بودن من هنوز درست نمیدونستم که این دمپایها و این پلاستیکا برا چیه ؟!! گفتن بپوش خیس میشی.!

    انگار قراره یه جای خیلی خفن بریم

    وای خدای من چقدر اینا قشنگه (پلی محکم ساخته اند مسیر ناهموار را به مسیری امن وزیبا تبدیل کرده اند یعنی ما خالقیم) حرکت این ابها روی قلوه سنگها روح ادمو ماساج میده انگار منم که میبینم دوربینی هم در کار نیست بعضی موقع خیس میشم بوی نمو رطوبت همه جا هست خدایا شکرت عظمت این حجم اب راببین همه مردم برای سپاسگذاری امده اند دستم را گاهی به ابهای کناری میزنم خیلی سرده خدای من اونجا رو اونا دوستا منن اون سید حسینه اونم مایک با هم رفتن زیر اب بعضی موقع یه کم سرده ولی خیلی انرزی داره درست در مرکز انرزی ابشار نیاگارا

    هستیم اگه یه توربین بزارن جای ما اینقد انرزی میگیره که میتونه یک شهرو برق بده

    البته که ادم از خود بیخود میشه عالیه

    ما خیس شدیم قطرات خنک ابشار به شدت به صورت ما میزنن ولی فرار نمی کنیم رو به

    ابشار می ایستیم چون داریم انرزی میگیریم اونقد انرزی داریم که یک شهرو برق بدیم (اگه باشورو اشتیاق زندگی کنیم اگه سختیها مثل این قطرات اب به صورتمون بخوره ما از زندگیمون لذت می بریم حتی از اون چیزی که مردم سختی می نامند)

    استاد عزیزم تو بهترین استاد ورفیقی که داشته ام بوده ای با اینکه استادی اینقد با ما صمیمی و راحتی که برامون شکلک هم در میاری تو خودت هستی خود خودت نه فقط یک استاد که طبق یک اصولی اموزش میده تو ما رو وارد زندگی شخصی خودت کرده ای بدون اینکه بترسی ما تو رو قضاوت کنیم تو رفیقترین استادی هستی که من داشته ام

    تو نزدیکترین عضو خانواده منی که اینهمه چیز زیبا داره برای یاد دادن به من

    مگه من میتونم الگوی بهتر از تو پیدا کنم من میگفتم کسی رو ندیدم که موفق بشه که منم بش نگاه کنم وموفق بشم

    خدایا من از تو سپاسگذارم من اکنون با تو زندگی میکنم من توی یک خانواده موفق دارم زندگی میکنم با هم میخندیم

    شکلکو مسغره بازی در میاریم کلی میخندیم ورنگین کمانو به هم نشون میدیم(اگه اززندگیت لذت ببری خداوند تمام زیبایشو بت نشون میده)

    ما همگی با هم رفتیم زیر ابشار صدای اب بود انرزی و خدا . اونجا از هرچیز خوب بود وانرزی. از هر چیز مثبت بود. فقط اونجا . فقط خدا بود و صدای اب ومنو تو

    ما رفتیم به حیوانات هم غذا دادیم خیلی خوب بود به این پرنده ها به این سنجاب خندیدیم به مایک که باصدای پرندها که زیاد شدن فرار کرد خخخ اخه مایک پرنده است گودزیلا نیست که خیلی با نمکی مایک ولی استاد من خیلی پخته است اگه گودزیلا هم بود نمیترسید چون استاد من نترسیدن رو خوب یاد گرفته نترسیدن ولذت بردن. به عزیز دلت هم خوب یاد داده ای خب ما چرا یاد نگیریم

    خدایا از تو بینهایت سپاسگذارم که علاوه بر این همه نعمت به من خانواده ای موفق داده ای که ازشون الگو بگیرم

    الگو زندگی من کسیه که دارم باش زندگی میکنم من اونو اینقد میشناسم که خودمو هم نمیشناسم این فوق العاده است دیگه چه بهونه ای میتونم داشته باشم همه چیز محیاست برای زندگی

    من می خواستم بدونم اونور دنیا چه خبره یه ادمهایی هستن که مثل خودشونن نه مثل شخصیتهای تو فیلما که کارگردان میگه چکار کنن

    اونا دارن زندگی میکنن ازکنارت رد میشن وسلام میکنن من می خواستم اینا رو ببینم من می خواستم بدونم اونور دنیا چه خبره ومن الان اینو دارم خدایا سپاسگذارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    جلال فقیهی زهانی گفته:
    مدت عضویت: 3023 روز

    با سلام و درود و تبریک بمناسبت عید قربان

    به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه همراهان و همسفران خوبم، امیدوار م که همانند ابراهیم ما هم بتوانیم نفس خود را به قربانگاه عشق ببریم و قربانی کنیم.

    قبل از هر چیز باید صمیمانه از خانم شایسته عزیز تشکر و سپاسگزاری کنم به خاطر اینکه

    به راحتی منو به یک سفر باور نکردنی بردندو این همه زیبایی و فراوانی رو به من هدیه کردند. به نظر من شما بسیار هنرمند و فیلم بردار قابلی هستید. کیفیت این سفرنامه مثل فیلم‌های مستندی است که با کلی هزینه و پرسنل تهیه می‌شود، شاید حتی بهتر.

    از اولین قسمت این سفرنامه هرشب قبل از خواب با دیدن یکی از قسمت‌های آن با حس باورنکردنی و شور شعف میخوابم. بسیار عالیست بسیار.

    من از تمام قسمتها بینهایت لذت بردم و می برم. اما در قسمت 16 از دقیقه هشتم به‌بعد، تصاویری رو به ما نشان دادید که من به شخصه دیوانه شدم و به خودم گفتم بهشت حتما همینطوره و از خدا خواستم که از نزدیک دیدن این تصاویر رو قسمت من کن. جنگل سر سبز، آهوی زیبا وسط اون همه سر سبزی، پیچکهایی که همه جا رو پوشونده بود. وای خدای من بی‌نظیر بود. واقعا سپاسگزارم از خداوند مهربان به خاطر آشنا شدن با این دیدگاه، با استاد عزیز، خانم شایسته (واقعا شایسته)، مایک عزیز و این همسفرانم. از دوستان عزیزم خواهش میکنم این قسمت رو ی بار دیگه با دقت نگاه کنند و هنر نمایی خداوند در خلق این منظره ها و هنرمندی خانم شایسته عزیز در ثبت این تصاویر رو ببینند. البته قسمت 28 هم که مربوط آبشار نیاگارا ست هم فوق العاده بود. اما تاثیر قسمت 16 برای من خاص بود و هست.

    وقتی تو حال خودم هستم و بهشت رو نمیتونم تو ذهنم تصویر کنم به عکسهایی که از این قسمت تهیه کردم نگاه میکنم و در برابر خداوند به خاک می افتم. خدایا سپاسگزارم از این همه نعمت، از این همه فراوانی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    خاطره پارسا گفته:
    مدت عضویت: 3432 روز

    سلام خدمت همه ی دوستان و خانواده بزرگ عباسمنش

    میتونم بگم همه ی این سفر زیبا بود وکلی درس داشت برای من اما چیزی که قطعا در همه ی این سفر نامه جریان داره و به نظر من مهم ترین درس بوده برای من هدایته چیزی که به این سفر روح داده و داره اونو پیش میبره دستان خداوند که داره همه چیو طراحی میکنه و اینو میتونیم توی قسمت 13 وقتی با اون تور اسب سواری روبرو شدیم ببینیم توی قسمت 14 وقتی به صورت معجزه اسا جا برای اروی پیدا کردید ببینیم .ودر قسمت 21 وقتی با اون دوتا خانم دوست داشتنی روبرو شدیم و رفتن به خونشون و هم صحبتی با اونا مثل اینه که یکی داره اون ادمارو میاره توی مسیر تا هر روز این سفر رویایی تر بشه.و در نهایت وقتی میرسیم به قسمت 29 و30 یعنی او صبح و پیاده روی دیدن خانم بورلی که واقعا با او باغچه زیبایی که با عشق خلقش کرده بود فرکانس فوق العاده بهم منتقل کرد و پیشنهاد اون فروشگاهی که زیبایی و صمیمیت و گرماش از پشت تصاویر هم کاملا حس میشد منو عاشق اون زیبایی کرد که مادرشون اون دستشویی طراحی کرده بود یا اون محصولاتی که کاملا خونگی سالم و ساده تهیه شده بود .و خانمی که در مسیر برگشت شمارو رسوند.

    به نظر من این سفر از یه نقطه ای شروع شد و هر قسمت فرکانسش و معجزاتش و زیبایش هربار بیشتر و بیشتر شده و انگار که داره تکاملشو طی میکنه هر بار فوق العاده تر میشه .من خودم قست 30 خیلی دوست داشتم اگه قرار باشه فقط یه قسمتو انتخاب کنم و جذابترین درسم برام هدایت شدن و اجازه دادن به خدا تا اون همه کارارو برامون انجام بده و دنبال نشانه ها رفتن و این یعنی معجزه زندگی به سبک خداوند

    شاد باشید و در مسیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مرضيه ابدالى گفته:
    مدت عضویت: 2593 روز

    عید

    قربان

    بر همه ى عزیزان

    مبارک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ??? ? ? ?

    اوّلین سال تولّدم

    خرید محصولات

    استاد عزیزم

    مبارک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ????? ???? ? ?

    نوشتم سفرنامه ى ٣١ روز را در مسیر ?

    به سالى که تولّد نمودم با سفیر ?‍

    سفیر م همه عشق و عشق و ایمان و یقین ?

    همه آشنایى با توحید ناب و غرق ِربّ العالمین ?

    دگر مریم ِ پرى رو و شایسته و مایک ناز ?

    که هر یک از این هم قطاران بُوَنند رمز و راز ?

    خدایا شکرررررت ? که مرا هدایت نمودى به این وادى??

    خدایا بحق ّدوست و خلیل ت حضرت ابراهیم و بردن فرزند خود اسماعیل به قربانگاه و بشارت هدیه الهى که با اون ایمان و یقین دریافت نمودند همگى ما خانواده ى صمیمى عباس منشى رو به جایگاه الهى ت با قربانى کردن انرژى هاى منفى و منیّت ها به باوراسماعیل برسان و بهترین پاداش رو همچنان که به ابراهیم خلیل الله دادى به ما عطا فرما ?

    دوستون دارم خیلییییییییییییییییییسسى ?

    خدارو شکر که دارمتون ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: