اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از استاد عزیز م جناب عباسمنش واقعا تشکرمیکنم عالی بود واقعا . همه کلیپ ها عالیه . واقعا به لطف خدا و شما دارم خیلی خوب زندگی می کنم امیدوارم این مسیر و پیشرفت همواره ادامه داشته باشه تا بتونیم به اوج پیشرفت تو زندگیمون برسیم .
که جلب توجه کنم، چه لباسی برای عید بخرم که جلب توجه کنم،چه کارهایی بکنم که تایید رئیسم روبگیرم،چه رفتاری نشون بدم که رئیسم منو تایید کنه،چه استوری هایی بزارم که جلب توجه کنم،
مسافرت برم که جلب توجه کنم،مدرک فلان بگیرم که
جلب توجه کنم،رشته فلان برم که جلب توجه کنم،
حرف های گنده بزنم که جلب توجه کنم،چه هدیه ای
بخرم که جلب توجه کنم،چه حرف ها وصحبت هایی
کنم که جلب توجه بشه،چه ماشینی بخرم که جاب توجه کنم،چه خرید هایی انجام بدم که جلب توجه کنم و……
خب ازظاهر افراد فرق جلب توجه ومنطقی رو نمیشه تشخیص داد
ونیت هرکس، اون مهمه
شاید فردی لباس عجیب غریب بپوشه ولی ازلحاظمنطق هایی که توذهنش داره ،داره این کار میکنه ویا باب شده تو فرهنگشون
پس نیت مهمه یک
دو اینکه باید برای تصمیم انجام کارهات دلایل منطقی برای خودت داشته باشی وبرای خودت اون کارها رو انجام بدی با دلایل منطقی برای خودت
مثلا من این پست رو میزارم به خاطر اینکه کارم اینه واین مطااب روباید بزارم ونه اینکه رئیسم یامردم منو تایید کنن
خیلی باید توجه کنیم به دلایل انجام کارهامون
که اونم فقط خودمون میدونیم.
یه مثال دیگه ای که هست اینکه
خوداستاد شلوارک میپوشه وبعضی ها میگن استاد
میخاد بگه من آزادی دارم ،داره اینکار میکنه ولی
آیا نیت استاد اینه ؟خیر استاد میخاد راحت باشه
واز اون فرکانس صداقتش آدم درک میکنه اینو.
پس برای خودمون ودلایل منطقی خودمون زندگی
کنیم وحاشیه ها رو بزاریم کنار وبچسبیم به اصل
وبزاریم که خدا هدایتمون کنه به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده.
سلام به استاد نازنین ام به مریم جان عزیزم و به دوستان عزیزم
امروز به یک تضاد بر خوردم خیییلی حس ام بد شد و به اساس تمرین که استاد در دوره دوازده قدم به ما گفته بود دیدم کجا من به نام خواسته توجه کردم و چند جا را یافتم که برمی گشت به کمبود عزت نفس و جلب توجه و خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت این هدایت خدایا شکرت
هر کار که می خواهی انجام بدی بخاطری خودت بکن نه بخاطری جلب توجه شدن بقیه
و من بعد امشب همه کار ها را به خاطری خودم انجام میدم نه بخاطری تایید شدن خدایا شکرت خدایا شکرت
شکرت پروردگارم بابت دعوتنانه ای که برا منو امثال من فرستادی تا با استاد عزیز اشنا بشیم و روش لذت بردن از نعمتهای قشنگ بی پایان تورو یاد بگیریم و به درک زیبای وحود تو برسیم
استاد عزیزم بابت تک به تک اموزشهایی که میدی ازت سپاگزارم
چقد زیبا بود حرفایی که راجب عزت نفس گفتی
چند وقتیه یه مشکلی من داشتم اومدم تو سایت زدم مرا به سوی نشانه ام هدایت کن
واااای استاد حال کردم یعنی دقیقا خوده من بود هرچی که گفته بودید یعنی ریشه مشکل من نداشتن عزت نفس بود
جالب اینجاس چند روزه بهم شرکت در کلاسای عزت نفس یا گرفتن کتاب عزت نفو پیشنهاد میدن الان که اومدم برا خوندن نشانه ام دیگه مطمعن شدم که نداشتن عزت نفس من جلوی پیشرفتمو گرفته و نمیزاره که من حرکت کنم یا اگه حرکتی هم میکنم اون درست نیس چون با اعتماد بنفس نیس چون میترسمو انجام میدم چند روز پیش من امتحان ایین نامه رانندگی داشتم خیلی میخوندم ولی در کنار خوندنه همش میگفتم من هیچی یادم نمیمونه در حالی که31 سالمه میگفتم وقتی ادم پا به سن میزاره اینجوری کم حافظه میشه بخاطر همین در صورتی که کلی خونده بودم رفتم امتحان رد شدم با خوندن همین نکته عزت عزت نفس متوجه شدم که دلیل نتیجه نگرفتن از اونهمه خوندن نداشتن عزت نفس بود خدایا شکرت
وااای خدایاباورم نمیشه،ازروزی که خیلی جدی دارم روخودم کارمیکنم انقدراحساس نزدیکی به خدامیکنم که وقتی یک مساله ای منودرگیرمیکنه خیلی زودهدایت میشم به سمت جواب امروزدرگیراین موضوع بودم وبه شدت شوک شدم این فایل دیدم من اصلافکرنمیکردم که من دارم یه سری کارارومیکنم که به دیگران نشون بدم موفقم و میتونم من بینی موعمل کردم وقتی بهم گفتن تغییرنکردم حالم بدشدامروزدرگیرحال بدی بودم که وقتی واردسایت شدم به این سمت هدایت شدم ،وتلنگری بهم خوردکه مریم مگه مهمه مگه اینکارو کردی تاییدبشی که اگه نشدی حالت بدبشه میخام بگم یه سری رفتاراوکارامونونمیفهمیم دلیلشوبایددقیق بشم ببینم چرا حالم خوب نیست خدایاهزار بارشکربرای آگاهی امروزم،استادازت بینهایت ممنونم که منوبه خودم آوردی وتلنگرزدین باحرفای قشنگ مدل نشین امروزاینوتودفترم نوشتم تابدونم کجام ممنون
دیروز از مسافرت برگشتم و امروز که به رفتارهای خودم فکر کردم دیدم چقدر نیاز به جلب توجه در من موج میزنه اینکه میخوام به اطرافیانم ثابت کنم که من آگاهی بالاتر از شما دارم اینکه خودم رو بهتر از دیگران آگاهی از دیگران میبینم اینکه همش سخنران شده بودم و میخواستم ثابت کنم که من درست فکر میکنم و شما غلط اینکه وقتی یکی تابیدن میکرد چقدر خوشهالم میشدم اگر کسی تابیدم نمی کرد ناراحت میشدم اومدم با خودم فکر کردم دیدم تمامی مشکلی که من دارم و باعث شده من رشد نمیکنم اینه که از مسیری که هستم همه رو مطلع میکنم میخوام نشون بدم که من ازشما داناتر و برترم و وقتی چنین هست من درسی نخواهم کرد امروز اومدم تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم روی زبانم اگر همین ی مورد رو بتونم کنترل کنم چقدر زندگیم تغیر میکنه دقت کردم وقتی زیاد صحبت میکنم وقتی همش از مسیرم از یادگیری هام به دیگران توضیح میدم انگار دارم از مسیر دور میشم با خودم فکر کردم که چقدر وقتی که تلاش میکنم که تایید دیگران رو بگیرم چقدر خودم رو کوچیک کردم به طبیعت توجه کردم به یک گل توجه کردم که چقدر قشنگ طبیعت داره درختان گیاهان دارن توی سکوت رشد میکنن ی گلی دارم وقتی میرم نگاهش میکنم میبینم چقدر روز به روز داره پر بارتر میشه بهش قبطه می خورم چقدر داره توی سکوت رشد میکنه و نیازی به تایید شدن نداره تصمیم گرفتم روی سکوتم کار کنم تصمیم گرفتم روی زبانم کار کنم چون همش آخرش تهش میخواد خودش رو به دیگران ثابت کنه و این آرامش رو از من میگیره از خدا هدایت خواستم اومدم توی سایت و ببین خدا چه فایلی رو د مسیرم قرار داد ی جمله ای خیلی تکونم داد
سکوت قدرتی دارد که اتم ندارد
من خودم چون فقط از لحاظ علم و آگاهی بیشتر نیار به تایید دارم میخوام روی زبانم کار کنم در جنبه های دیگه خیلی بهترم
استاد عزیزم و مریم بی نظیرم از شما سپاسگزارم بابت این سایت بی نظیر
یادمه استاد میگفت وقتی میفهمی تغییر کردی که از نتایجت ببینی، تغییر در شخصیت و تغییر در همه چی
از اینکه مثلا وقتی عصبانی هستی و شرایط جوریه که اونموقع تو میخوای عصبانی بشی ولی جلو خودتو میگیری و جور دیگه رفتار میکنی و آرامشتو حفط میکنی و کلی مثال دیگه
من امروز حس کردم دارم یواش یواش نتایجو میبینم
درسته یه جاهایی کمی واکنش نشون دادم ولی باز تلاشمو میکنم
دیگه مثل قبل فکر نمیکنم
دیگه مثل قبل عجله ندارم در طی کردن مرحله به مرحله در قرار گرفتن مدار ها
امروز فهمیدم که میخوام ارزشمند باشم و ارزشمندیمو برای خودم یادآور بشم و اینکه نقاشیام با ارزشن
امروز فهمیدم که میخوام بسپرم به خدا که خودش به وقتش تابلومو به نمایشگاه خارجی ببره و به فروش برسونه و دیگه عجله ای برای شرکت در نمایشگاهی رو ندارم و تنها به خودم این رو یادآور میشم که تکاملت رو باید طی کنی
امروز فهمیدم که من حاضرم درسمو از اتفاق پاره شدن نقاشیم بگیرم و بیخیال فرستادن نقاشیم به قیمت بی ارزش کردن خودم و نقاشیم بشم
امروز یاد حرف استاد افتادم که میگفت که درمورد تبلیغات که در یکی از فایلا راجعبهش صحبت میکرد دقیق یادم نیست ولی میگفتن که وقتی خواستم تبلیغ کنم ،یه لحظه احساس کردم به رابطه بین خودم و خدا بی احترامی میکنم که سپردم به خدا و خدا برای من خودش تبلیغ میکنه
امروز داداشم گفت طیبه چیکار کردی؟عموم ازش پرسیده بود گفته بود که به طیبه بگو اگر قبول کنه پیشنهاد گالری داری که تابلوشو پاره کردن رو که خلف وعده کردن و گفتن تابلوتو خودت ترمیم کن نقاشیت رو میبریم مسقط در نمایشگاه ، حالا بماند که چه حرفایی بهم گفتن که میدونم من مسئول این اتفاق بودم که بی ارزش دونستن تابلومو و این چند وقت تمام درسایی که باید میگرفتم گرفتم و انگار ظرفم بزرگتر شده که آروم شدم
به داداشم گفت که ممکنه خسارتشو کم بدن و اگر بره اونجا ،تابلوشو بده ببرن نمایشگاه به نفعشه و حتی خود گالری دار هم گفت بهم
ولی گفتم نه من باید درسمو بگیرم چیز دیگه برام مهم نیست
مادرم هم همین پیشنهادو داد گفت راست میگن تابلوت شاید به فروش برسه اگرم نفروشن دیده میشه نقاشیت
گفتم بازم نه
و گفتم اگر من قبول کنم به رابطه و عهدی که با خدا داریم بین خودم و خدا بی احترامی کردم از این نظر که من به خدا گفتم که فهمیدم باید درسمو یاد بگیرم و با جون و دل میپذیرم
که خودم مسئول این اتفاق بودم و باورهایی داشتم که سبب این اتفاق شد
و همه اش حرفای استاد در فایلای مختلف و فایل مصاحبه با استاد قسمت 18 برام یادآوری میشد
و اینکه سپردم به خدا چون خدا بی نهایت دست داره برای فروش تابلوهام ،فقط این یه راه نیست هزاران هزار بینهایت راه داره
بعدشم من باید تکاملمو طی کنم
باید مهارتامو بیشتر کنم
باید صبور باشم و در مداری که هستم برای ایده های اون مدار کارامو خودم ببرم به فروش برسونم و در کنارش باورامو قدرتمند کنم
که یاد حرف استاد افتادم که میگفت من وقتی پوستر میچسبوندم تو خیابون داشتم رو باورام کار میکردم
و کلی کارای دیگه
و من تصمیم گرفتم که از طریق پلیس شکایت کنم و خسارت بگیرم
داداشم گفت اگر برای خسارت 500 تمن دادن میخوای چیکار کنی ؟
اولش نتونستم خودمو کنترل کنم گفتم نه نقاشی من با ارزشه 500 تمن خیلی کمه ، اون لحظه یه چیزی تو دلم میگفت آروم باش قراره تغییرت پایدار باشه آروم باش
تو مگه نمیخوای از این ماجرا درس یاد بگیری پس فقط آروم باش و درستو یاد بگیر و عمل کن اینبار یه جور دیگه
چون تو میخوای ارزشمندی کارت رو و خودت رو نشون بدی و به بی احترامی سر خم نکنی
و کمی بلند حرف زدم گفتم نه کمه من خسارت نقاشیمو میگیرم ،داداشم گفت ببین تو باید آروم باشی الانم اگه بری اونجا هرچی بگی طبق قانون بهت خسارت میدن
اگه دنبال این هستی درستو بگیری باید به قانون خسارت که الان اینجا تو ایران هست و عمل میکنن تو هم عمل کنی
بعد من داشتم تو دلم با خدا حرف میزدم و انقدر سریع آرومم کرد که آروم شدم و گفتم خدایا من میرم باقی کاراش با خودت
من قبول میکنم که مسئول همه اتفاقا خودم بودم و باورامو میشه تغییرش بدم با اعتماد و باور به قدرت تو خدای من و تکرار باورهای قدرتمند کننده
میدونم خدا داره هر لحظه بهم کمک میکنه تا این مسیر رو که درآگاهی و یادگیری و خودشناسی هستم درسامو یاد بگیرم و ظرفمو بزرگ کنم
همیشه و هر لحظه کمکم میکنه و ازش سپاسگزارم
امروز تو برنامه زندگی پس از زندگی قبل افطار بود یهویی رفتم نشستم پای تلویزیون و گوش دادم به تجربه گری که رفته بود کما و داشت حرف میزد
برام یه سری سوالا پیش اومد و خدا جواب چند تا سوالمم تو این برنامه داد که داشتم گوش میدادم بیشتر حرفاش مثل آگاهی های این سایت بود و یاد فایل انرژی که خدا مینامیم افتادم
ولی یه سری سوالتی دارم که هنوز به جواب نرسیدم و میدونم وقتش برسه خدا درک و دریافتشو بهم میده
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و آرامش و عشق و سعادت در دنیا و آخرت میخوام
با عرض سلام خدمت همگی .
از استاد عزیز م جناب عباسمنش واقعا تشکرمیکنم عالی بود واقعا . همه کلیپ ها عالیه . واقعا به لطف خدا و شما دارم خیلی خوب زندگی می کنم امیدوارم این مسیر و پیشرفت همواره ادامه داشته باشه تا بتونیم به اوج پیشرفت تو زندگیمون برسیم .
سلام
واقعا فایل باارزشیه این موضوع دقیقا پاشنه آشیلم بودم
و با بیان ساده شما رفع شد
ولی حتما دوره عزت نفس رو باید تهیه کنم چون خیلی بهش احتیاج دارم
ممنون از شما….
سلام عالی بود مهمترین چیزی که من درحال حاضر بهش شدیدا نیاز دارم عزت نفس میباشد
جلب توجه
چه ساعتی بخرم که جلب توجه کنم، چه پستی بزارم
که جلب توجه کنم، چه لباسی برای عید بخرم که جلب توجه کنم،چه کارهایی بکنم که تایید رئیسم روبگیرم،چه رفتاری نشون بدم که رئیسم منو تایید کنه،چه استوری هایی بزارم که جلب توجه کنم،
مسافرت برم که جلب توجه کنم،مدرک فلان بگیرم که
جلب توجه کنم،رشته فلان برم که جلب توجه کنم،
حرف های گنده بزنم که جلب توجه کنم،چه هدیه ای
بخرم که جلب توجه کنم،چه حرف ها وصحبت هایی
کنم که جلب توجه بشه،چه ماشینی بخرم که جاب توجه کنم،چه خرید هایی انجام بدم که جلب توجه کنم و……
خب ازظاهر افراد فرق جلب توجه ومنطقی رو نمیشه تشخیص داد
ونیت هرکس، اون مهمه
شاید فردی لباس عجیب غریب بپوشه ولی ازلحاظمنطق هایی که توذهنش داره ،داره این کار میکنه ویا باب شده تو فرهنگشون
پس نیت مهمه یک
دو اینکه باید برای تصمیم انجام کارهات دلایل منطقی برای خودت داشته باشی وبرای خودت اون کارها رو انجام بدی با دلایل منطقی برای خودت
مثلا من این پست رو میزارم به خاطر اینکه کارم اینه واین مطااب روباید بزارم ونه اینکه رئیسم یامردم منو تایید کنن
خیلی باید توجه کنیم به دلایل انجام کارهامون
که اونم فقط خودمون میدونیم.
یه مثال دیگه ای که هست اینکه
خوداستاد شلوارک میپوشه وبعضی ها میگن استاد
میخاد بگه من آزادی دارم ،داره اینکار میکنه ولی
آیا نیت استاد اینه ؟خیر استاد میخاد راحت باشه
واز اون فرکانس صداقتش آدم درک میکنه اینو.
پس برای خودمون ودلایل منطقی خودمون زندگی
کنیم وحاشیه ها رو بزاریم کنار وبچسبیم به اصل
وبزاریم که خدا هدایتمون کنه به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده.
به نام خداوند ثروتمند
99مین روز سفر نامه من
سلام به استاد نازنین ام به مریم جان عزیزم و به دوستان عزیزم
امروز به یک تضاد بر خوردم خیییلی حس ام بد شد و به اساس تمرین که استاد در دوره دوازده قدم به ما گفته بود دیدم کجا من به نام خواسته توجه کردم و چند جا را یافتم که برمی گشت به کمبود عزت نفس و جلب توجه و خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت این هدایت خدایا شکرت
هر کار که می خواهی انجام بدی بخاطری خودت بکن نه بخاطری جلب توجه شدن بقیه
و من بعد امشب همه کار ها را به خاطری خودم انجام میدم نه بخاطری تایید شدن خدایا شکرت خدایا شکرت
خداوند مهربانم سپاسگزارم
رد پای من
بنام الله مهربان
شکرت پروردگارم بابت دعوتنانه ای که برا منو امثال من فرستادی تا با استاد عزیز اشنا بشیم و روش لذت بردن از نعمتهای قشنگ بی پایان تورو یاد بگیریم و به درک زیبای وحود تو برسیم
استاد عزیزم بابت تک به تک اموزشهایی که میدی ازت سپاگزارم
چقد زیبا بود حرفایی که راجب عزت نفس گفتی
چند وقتیه یه مشکلی من داشتم اومدم تو سایت زدم مرا به سوی نشانه ام هدایت کن
واااای استاد حال کردم یعنی دقیقا خوده من بود هرچی که گفته بودید یعنی ریشه مشکل من نداشتن عزت نفس بود
جالب اینجاس چند روزه بهم شرکت در کلاسای عزت نفس یا گرفتن کتاب عزت نفو پیشنهاد میدن الان که اومدم برا خوندن نشانه ام دیگه مطمعن شدم که نداشتن عزت نفس من جلوی پیشرفتمو گرفته و نمیزاره که من حرکت کنم یا اگه حرکتی هم میکنم اون درست نیس چون با اعتماد بنفس نیس چون میترسمو انجام میدم چند روز پیش من امتحان ایین نامه رانندگی داشتم خیلی میخوندم ولی در کنار خوندنه همش میگفتم من هیچی یادم نمیمونه در حالی که31 سالمه میگفتم وقتی ادم پا به سن میزاره اینجوری کم حافظه میشه بخاطر همین در صورتی که کلی خونده بودم رفتم امتحان رد شدم با خوندن همین نکته عزت عزت نفس متوجه شدم که دلیل نتیجه نگرفتن از اونهمه خوندن نداشتن عزت نفس بود خدایا شکرت
خدایا شکرت خدایا شکرت بابت وجود استاد
خیلی دوستون دارم موفقیتتون پایداااار باشه
بسیار عالی و مفید
وااای خدایاباورم نمیشه،ازروزی که خیلی جدی دارم روخودم کارمیکنم انقدراحساس نزدیکی به خدامیکنم که وقتی یک مساله ای منودرگیرمیکنه خیلی زودهدایت میشم به سمت جواب امروزدرگیراین موضوع بودم وبه شدت شوک شدم این فایل دیدم من اصلافکرنمیکردم که من دارم یه سری کارارومیکنم که به دیگران نشون بدم موفقم و میتونم من بینی موعمل کردم وقتی بهم گفتن تغییرنکردم حالم بدشدامروزدرگیرحال بدی بودم که وقتی واردسایت شدم به این سمت هدایت شدم ،وتلنگری بهم خوردکه مریم مگه مهمه مگه اینکارو کردی تاییدبشی که اگه نشدی حالت بدبشه میخام بگم یه سری رفتاراوکارامونونمیفهمیم دلیلشوبایددقیق بشم ببینم چرا حالم خوب نیست خدایاهزار بارشکربرای آگاهی امروزم،استادازت بینهایت ممنونم که منوبه خودم آوردی وتلنگرزدین باحرفای قشنگ مدل نشین امروزاینوتودفترم نوشتم تابدونم کجام ممنون
با یادت و با نامت ای قدرتمندترین قدرت
سلام خدمت استاد عزیزم مریم جانم و دوستان گرامی
دیروز از مسافرت برگشتم و امروز که به رفتارهای خودم فکر کردم دیدم چقدر نیاز به جلب توجه در من موج میزنه اینکه میخوام به اطرافیانم ثابت کنم که من آگاهی بالاتر از شما دارم اینکه خودم رو بهتر از دیگران آگاهی از دیگران میبینم اینکه همش سخنران شده بودم و میخواستم ثابت کنم که من درست فکر میکنم و شما غلط اینکه وقتی یکی تابیدن میکرد چقدر خوشهالم میشدم اگر کسی تابیدم نمی کرد ناراحت میشدم اومدم با خودم فکر کردم دیدم تمامی مشکلی که من دارم و باعث شده من رشد نمیکنم اینه که از مسیری که هستم همه رو مطلع میکنم میخوام نشون بدم که من ازشما داناتر و برترم و وقتی چنین هست من درسی نخواهم کرد امروز اومدم تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم روی زبانم اگر همین ی مورد رو بتونم کنترل کنم چقدر زندگیم تغیر میکنه دقت کردم وقتی زیاد صحبت میکنم وقتی همش از مسیرم از یادگیری هام به دیگران توضیح میدم انگار دارم از مسیر دور میشم با خودم فکر کردم که چقدر وقتی که تلاش میکنم که تایید دیگران رو بگیرم چقدر خودم رو کوچیک کردم به طبیعت توجه کردم به یک گل توجه کردم که چقدر قشنگ طبیعت داره درختان گیاهان دارن توی سکوت رشد میکنن ی گلی دارم وقتی میرم نگاهش میکنم میبینم چقدر روز به روز داره پر بارتر میشه بهش قبطه می خورم چقدر داره توی سکوت رشد میکنه و نیازی به تایید شدن نداره تصمیم گرفتم روی سکوتم کار کنم تصمیم گرفتم روی زبانم کار کنم چون همش آخرش تهش میخواد خودش رو به دیگران ثابت کنه و این آرامش رو از من میگیره از خدا هدایت خواستم اومدم توی سایت و ببین خدا چه فایلی رو د مسیرم قرار داد ی جمله ای خیلی تکونم داد
سکوت قدرتی دارد که اتم ندارد
من خودم چون فقط از لحاظ علم و آگاهی بیشتر نیار به تایید دارم میخوام روی زبانم کار کنم در جنبه های دیگه خیلی بهترم
استاد عزیزم و مریم بی نظیرم از شما سپاسگزارم بابت این سایت بی نظیر
خانم محمدی سلام و عرض ادب
بسیار سپاسگزارم از کامنت زیبا و پرمحتوات
دقیقا خودم تو تکتک نوشته هات دیدم
که منم دقیقاً دارم همین کارهاو رفتارها انجام میدم برای جلب توجه
و اینکه به دیگران بگم من داناترم
ممنون از ایده ای که دادی برای برطرف کردنش
روزه سکوت
منم میخوام کنم شروع به روزه سکوت گرفتن
انشالله که بتونم برای همیشه در مواقعی که میخوام جلب توجه کنم انجامش بدم
موفق و پیروز باشید
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
99. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
یادمه استاد میگفت وقتی میفهمی تغییر کردی که از نتایجت ببینی، تغییر در شخصیت و تغییر در همه چی
از اینکه مثلا وقتی عصبانی هستی و شرایط جوریه که اونموقع تو میخوای عصبانی بشی ولی جلو خودتو میگیری و جور دیگه رفتار میکنی و آرامشتو حفط میکنی و کلی مثال دیگه
من امروز حس کردم دارم یواش یواش نتایجو میبینم
درسته یه جاهایی کمی واکنش نشون دادم ولی باز تلاشمو میکنم
دیگه مثل قبل فکر نمیکنم
دیگه مثل قبل عجله ندارم در طی کردن مرحله به مرحله در قرار گرفتن مدار ها
امروز فهمیدم که میخوام ارزشمند باشم و ارزشمندیمو برای خودم یادآور بشم و اینکه نقاشیام با ارزشن
امروز فهمیدم که میخوام بسپرم به خدا که خودش به وقتش تابلومو به نمایشگاه خارجی ببره و به فروش برسونه و دیگه عجله ای برای شرکت در نمایشگاهی رو ندارم و تنها به خودم این رو یادآور میشم که تکاملت رو باید طی کنی
امروز فهمیدم که من حاضرم درسمو از اتفاق پاره شدن نقاشیم بگیرم و بیخیال فرستادن نقاشیم به قیمت بی ارزش کردن خودم و نقاشیم بشم
امروز یاد حرف استاد افتادم که میگفت که درمورد تبلیغات که در یکی از فایلا راجعبهش صحبت میکرد دقیق یادم نیست ولی میگفتن که وقتی خواستم تبلیغ کنم ،یه لحظه احساس کردم به رابطه بین خودم و خدا بی احترامی میکنم که سپردم به خدا و خدا برای من خودش تبلیغ میکنه
امروز داداشم گفت طیبه چیکار کردی؟عموم ازش پرسیده بود گفته بود که به طیبه بگو اگر قبول کنه پیشنهاد گالری داری که تابلوشو پاره کردن رو که خلف وعده کردن و گفتن تابلوتو خودت ترمیم کن نقاشیت رو میبریم مسقط در نمایشگاه ، حالا بماند که چه حرفایی بهم گفتن که میدونم من مسئول این اتفاق بودم که بی ارزش دونستن تابلومو و این چند وقت تمام درسایی که باید میگرفتم گرفتم و انگار ظرفم بزرگتر شده که آروم شدم
به داداشم گفت که ممکنه خسارتشو کم بدن و اگر بره اونجا ،تابلوشو بده ببرن نمایشگاه به نفعشه و حتی خود گالری دار هم گفت بهم
ولی گفتم نه من باید درسمو بگیرم چیز دیگه برام مهم نیست
مادرم هم همین پیشنهادو داد گفت راست میگن تابلوت شاید به فروش برسه اگرم نفروشن دیده میشه نقاشیت
گفتم بازم نه
و گفتم اگر من قبول کنم به رابطه و عهدی که با خدا داریم بین خودم و خدا بی احترامی کردم از این نظر که من به خدا گفتم که فهمیدم باید درسمو یاد بگیرم و با جون و دل میپذیرم
که خودم مسئول این اتفاق بودم و باورهایی داشتم که سبب این اتفاق شد
و همه اش حرفای استاد در فایلای مختلف و فایل مصاحبه با استاد قسمت 18 برام یادآوری میشد
و اینکه سپردم به خدا چون خدا بی نهایت دست داره برای فروش تابلوهام ،فقط این یه راه نیست هزاران هزار بینهایت راه داره
بعدشم من باید تکاملمو طی کنم
باید مهارتامو بیشتر کنم
باید صبور باشم و در مداری که هستم برای ایده های اون مدار کارامو خودم ببرم به فروش برسونم و در کنارش باورامو قدرتمند کنم
که یاد حرف استاد افتادم که میگفت من وقتی پوستر میچسبوندم تو خیابون داشتم رو باورام کار میکردم
و کلی کارای دیگه
و من تصمیم گرفتم که از طریق پلیس شکایت کنم و خسارت بگیرم
داداشم گفت اگر برای خسارت 500 تمن دادن میخوای چیکار کنی ؟
اولش نتونستم خودمو کنترل کنم گفتم نه نقاشی من با ارزشه 500 تمن خیلی کمه ، اون لحظه یه چیزی تو دلم میگفت آروم باش قراره تغییرت پایدار باشه آروم باش
تو مگه نمیخوای از این ماجرا درس یاد بگیری پس فقط آروم باش و درستو یاد بگیر و عمل کن اینبار یه جور دیگه
چون تو میخوای ارزشمندی کارت رو و خودت رو نشون بدی و به بی احترامی سر خم نکنی
و کمی بلند حرف زدم گفتم نه کمه من خسارت نقاشیمو میگیرم ،داداشم گفت ببین تو باید آروم باشی الانم اگه بری اونجا هرچی بگی طبق قانون بهت خسارت میدن
اگه دنبال این هستی درستو بگیری باید به قانون خسارت که الان اینجا تو ایران هست و عمل میکنن تو هم عمل کنی
بعد من داشتم تو دلم با خدا حرف میزدم و انقدر سریع آرومم کرد که آروم شدم و گفتم خدایا من میرم باقی کاراش با خودت
من قبول میکنم که مسئول همه اتفاقا خودم بودم و باورامو میشه تغییرش بدم با اعتماد و باور به قدرت تو خدای من و تکرار باورهای قدرتمند کننده
میدونم خدا داره هر لحظه بهم کمک میکنه تا این مسیر رو که درآگاهی و یادگیری و خودشناسی هستم درسامو یاد بگیرم و ظرفمو بزرگ کنم
همیشه و هر لحظه کمکم میکنه و ازش سپاسگزارم
امروز تو برنامه زندگی پس از زندگی قبل افطار بود یهویی رفتم نشستم پای تلویزیون و گوش دادم به تجربه گری که رفته بود کما و داشت حرف میزد
برام یه سری سوالا پیش اومد و خدا جواب چند تا سوالمم تو این برنامه داد که داشتم گوش میدادم بیشتر حرفاش مثل آگاهی های این سایت بود و یاد فایل انرژی که خدا مینامیم افتادم
ولی یه سری سوالتی دارم که هنوز به جواب نرسیدم و میدونم وقتش برسه خدا درک و دریافتشو بهم میده
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و آرامش و عشق و سعادت در دنیا و آخرت میخوام