اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم خدا را که به دوستان کشف قوانین اضافه شدم امیدوارم که با شناسایی کدهای مخرب ذهنم زندگی خودم را به بهترین شکل رقم بزنم من تازه این دوره را تهیه کردم و هنوز مطالب اون را خوب درک نمی کنم با این که
دوره های دیگه را کار کردم ولی هنوز یک هفته جلسهی اول را دارم گوش میدم خیلی درکش برام
سنگین است فکر کنم که من خیلی کد های مخرب تو ذهنم دارم که انشالله با باور کردن این که من هستم که خالق زندگیم هستم و با کد نویسی زندگیم بهترین ها را خلق میکنم همان طور که استاد عزیزم این کار ها جزی از زندگیش شده همان طور که عیسی مسیح انجام داد چون که من هیچ فرقی با هیچ کس حتی پیامبران و افراد دیگر ندارم فقط من باید به این باور برسم که این من هستم که زندگی خودم را رقم میزنم وبپذریم که هر اتفاقی در زندگی من بوجود میآید نتیجه افکار و بارهای من پس این من هستم که باید زندگی خودم را در بهترین شرایط چه از نظر روابط چه از نظر مالی و اقتصادی و چه از نظر معنوی چه از نظر اعتماد به نفس خلق کنم و زندگی قبل از استفاده از این دوره و بعد از استفاده از این دوره تقسیم کنم
خدایا کمکم کن بتوانم این قانون جهان هستی را درک کنم واز این انرژی های اطرافم به بهترین شکل استفاده کنم و بهترین را امروز برای خودم خلق کنم من به این باور رسیدم که نه دولت نه فرزند نه جامعه نه محیط نه پدر ومادر ونه هیچ و هیچ وهیچ عامل دیگری در زندگی من تاثیر ندارد بجز افکار و باور های من فقط همین و تمام
همیشه باید مواظب ورودی های ذهنی باشم و همیشه افکار و باور های مناسب بسازم و با توکل به خداوند در این مسیر الهی موفق بشم و هر روز از موفقیت هایی که برام اتفاق افتاده را کامنت کنم
خدایا من را آسان کن برای آسانی ها
تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
بچه ها چقد کامنتهاتون حال آدمو دگرگون میکنه بیشتر بنویسید
ای خدا اشکم درمیات ازین حجم وکیفیت کامنتهای توحیدی
آخه اینجا کجای این دنیاست
که اینهمه حال خوب وارامش و همش ذکر خداست
همش نمازه نماز واقعی اینجاست
استاد جانم چی بگم درموردشما
کی هستید ؟
پیامبر زمان من
خدایا هزاران مرتبه سپاسگذارم ازت بابت وجود همچین مردی روی کره ی زمین
هرروز میگم من چ سوالاتی ازت پرسیدم خدایا
آخه من خیلی کنجکاو بودم ک بدونم کی خالق این جهانه
وچرا عده ای خوشبختن وشادن
عده ای غمگین وبدبخت
استاد جانم دوست دارم دعا کنم هزار سال عمر کنید بزرگترین کار جهان رو انجام میدید
زیباترین شغل دنیا رو دارید
الحق والانصاف
ک این جایگاه پیامبران است
دوستتون دارم عاشقانه عکس شما رو میبینم حال دلم خوب میشه از چهره ی شاد وپرانرژی
تمام شرایط زندگیم رو خودم خلق کردم از بچگی تا وقتی زنده هستم خودم خلق میکنم
من خالق تمام اتفاقات زندگیم هستم
نشانه ی امروزم بود
خدایا شکرت هربار یادم می آوری من خالقم مثل تو
چقد حالم خوبه
چقد شعر خوندم واسه خدا وابراز علاقه کردم بهش اینکارو میکنم خیلی حالم خوب میشه واحساس میکنم من خوشبخت ترین آدم روی کره ی زمینم وقتی حالم خوبه وقتی در فرکانس خداوند هستم اخلاقم بهترین حالم روحیم شرایطم واز بیرون هم جهان بهم خدمت میکنه افراد بهم عشق میدن ومحبت میکنن و اتفاقات خوب
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و این استاد عزیزم
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و مریم شگفت انگیز
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و دوستان فوق العاده ی فنی و مدیریت سایت
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و دوستان بهشتی با قلمهای جادویی که کامنت های هدایتی را مینویسن
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و این همه گنج و الماس ناب که هرچقدر بهش دسترسی پیدا میکنی بیشتر و درخشان تر و باارزش تر میشه و گوهر وجودی خودمون پاکتر و نابتر میشه
ــ من خالق زندگیم هستم و خداوند قدرت خلق زندگیم را به خودم داده و کارها را واسم انجام میده و دستان مناسبش را وارد زندگیم میکنه و افراد همه کار واسم میکنه مثل زندگی استاد عباسمنش
واسه منم اتفاقات خوب رقم میخوره و همه چی درست میشه مثل زندگی استاد عباسمنش
باید بتونم احساس خوب را بیشتر در وجودم قرار بدم بعدش جهان به خدمتم درمیاد و به قول قرآن همه چیز را مسخر ما کرده مثل حضرت سلیمان
من میتونم به این انرژی شکل بدم و خلق کنم هرچی را بخوام که همه چی از انرژی به وجود اومده پس دیگه نگرانی وجود نداره مینویسم چی میخوام واسش باورهای مناسب خلق میکنم به ایده ها عمل میکنم سپاس گذار داشته هام هستم و لذت میبرم از حال حاظرم و به هیچ چیزی نمیچسبم حتی زیبایی ها چون همه چی نامحدود و خداوند به افکار من تبدیل میشه و میاد تو زندگیم و هر بار در اجرای قانون حرفه ای تر میشم و خلق میکنم آنچه را که میخوام و خداوند همه کار واسم میکنه و خداوند پشتیبان و نگهبان من و خودش تو قرآن گفته که خداوند برایم کافیست .
ــ خدایا شکر که تو این مسیر هستم و قدم برمیدارد و نشانه ی رشد و پیشرفتم احساس خوبم نتیجه های کوچک و شگفت سازیست که داره چرخ زندگیم را روانتر میکنه مثل واریزهای های به غیر الحساب مثل نرم شدن قلبها مثل این همه همزمانی مثل شرایطی که بهتر بتونم رو خودم کار کنم مثل کار کردن روی علاقم .
جونم لراتون بگه من حدود ۳ماهه وار سایت شدم و دارم فایلهای رایگان و دوره راهیابی عملی رو گوش میدم و در اصل دارم باهاشون زندگی میکنم .خواستم بگم تمام چیزی که میگی استاد به واقع کلام خداس چون تمامش بطور ۱۰۰در۱۰۰ درسته.دوستانی که میخواید نتیجه بگیرید اول با باور به اینکه این سخنان کلام خداس گوش بدید دوم بطور هر روز و از وقت بیداری تا وقت خواب طوری که من استفاده کردم و باور کردم بطور مستمر خودتون رو به اصطلاح بمبارون کنید.ببینید چه معجزه ای میشه ووووووووووای خدای من تو ۳ماه چه نتایجی گرفتم خدایا شکرت.دوستان من فضای مجازی رو تعطیل کردم تلوزیون رو جمع کردم هر ورودی که بد بود رو حذف کردم و اون وقت بود که نتایج شروع شد من روزی که اومدم تو سایت حتی نمیدونستم چطور میخوام یه دوره رو بخرم اما با فایلهای رایگان باورهام که عوض شد فرکانسم که عوض شد و نسبت به نتیجه که بیخیال شدم تمام اتفاقات شروع شد تا همگی از طریق دستان خدا برام به واقعیت تبدیل شد.خدایا سپاسگزارم.دیشب به لطف خدا از طریق درامدی که من توش هیچ نقشی ندارم از دست یکی از دستان خدا که همسره عزیزم است موفق شدم به دوره قوانین زندگی دست پیدا کنم استاد کاملا باور دارم و متعهدم چون نمیتونم خودم تو اون برنامه کامنت بزارم از اینجا بهت میگم خدا مارو خیلی دوس داره.خدا پشتو پناهتون.
سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم من هنوز دوره کشف قوانین را تهیه نکردم..اما با شما هستم و میخواستم الان یک تجربه ی فوق العاده از خودم درمورد توضیحات استاد در جلسه ی دوم دوره ی کشف قانون زندگی بگم که اصلا وقتی که توضیحات استاد رو خواندم در مورد مسائل مالی به خودم گفتم که آقا محمدرضا این خود خود شما هستید.من دقیقا 615 روز گذشته در سایت عضو شدم برای گرفتن بسته ی روانشناسی ثروت 1 البته قبلا هم در سایت بود م اما عضو نشده بودم.من از همان اول شروع کردم به کار کردن روی مسائل مالی و تستها را هم زدم و باور فراوانی من مهم ترین پاشنه ی آشیل من بود..خب من شروع کردم به کار کردن اما یک مسئله ای توی ذهنم بولد میشد که الان برو توی این کار کن بعدش بیا سراغ ثروت و اینقدر قدرتمند بود که من میدیدم که راست میگه..اگر بخواهم توضیح بدهم باید این یکسال و نیم را توضیح بدهم اما خلاصه اش میکنم.. من توی این یکسال و چند ماهی که گذشت(تا همین اواسط تیر ماه امسال)چهاریا پنج بار خواستم که روی ثروت1 کار بکنم اما هر بار یک اتفاقی می افتاد و یا یک مسئله ی دیگری توی ذهنم بزرگنمایی میشد که این فعلا مهم تر از ثروت است حالا فعلا برو این رو کار کن بعدش بیا و روی ثروت1 کار کن حتی من ثروت3 را هم تهیه کردم و دقیقا برای ثروت 3 هم همین اتفاق افتاد..تا همین اوایل تیر ماه بود که دیگه خیلی مستاصل شده بودم و شرایط سخت مالی داشت خیلی به من فشار می آورد و خیلی خیلی بد و وحشتناک شده بود داستان زندگی ام و دیگه تعهد دادم که من باید ثروتمند شوم و اینقدر این حس قوی بود که تمام وجودم را داغ میکرد و به حرکت وامیداشت..خلاصه دلم براتون بگه که من شروع کردم به کار کردن روی باور فراوانی(البته این راهم بگویم که در همین زمان من به لطف خداوند خیلی در جنبه های مختلف پیشرفتهای بسیار بسیار فاحشی داشتم مخصوصا در مورد عزت نفس و درک اصل قانون و این جهان هستی که خیلی خیلی خیلی کمکم کرد)بعد از گذشتن سه هفته و چند روز دوباره یک اتفاقی افتاد که من باید میرفتم سراغ یک مسئله ی دیگری و مجبور بودم که روانشناسی ثروت 1 را رها کنم… استاد نمیدونید چه حس و حالی داشتم اون موقع…دیگه داشتم می شکستم یعنی ناخوداگاه از گوشه چشمم اشک سرازیر میشد دیگه نمیدونستم که باید چیکار کنم اما به خودم گفتم که من باید پولدار و ثروتمند شوم و به لطف خداوند از اونجایی که من با تمام وجودم باور کردم که من هستم که خالق شرایط زندگی ام هستم بدون هیچ معطلی ای گفتم که پاشنه ی اشیل من فراوانی نیست این اتفاق داره مدام تکرار میشه که من یک مدت روی باورهای مالی ام کار میکنم و یکسری نتایج کوچک میگیرم اما تا نتایج میخواهند جون بیگرند همه چیز خراب میشود تازه اونجا فهمیدم که این اتفاقاتی که در این مدت افتاد بخاطر اون باور اشتباه من بود که اصلا نمیدونستم که چی هست(این را هم بگویم که اینکه گفتم که بخاطر باورم بود را حسم به من گفت که بخاطر باورت هست و…)و خودم را آروم کردم و با خدای خودم صحبت کردم و ازش خواستم که به من آرامش بدهد و مثل همیشه آرامشی عالی تمام وجودم را فرا گرفت و بعدش نشستم به فکر کردن که این چه باوری هست که داره اینطوری من رو عذاب میدهد و قلبم را اتش میزند هر چه قدر که فکر کردم نفهمیدم…دوباره حالم به شدت بد شد یک شک خیلی خیلی وحشتناکی افتاد توی دلم در مورد این مسیر و قوانین و استاد که سریع جمعش کردم و نشانه ها را برای خودم مرور کردم و حالم بهتر شد و..اینجا همان جایی است که من عاشقش هستم که حسم با یک لحن بسیار آرام و با لبخندی ملیح و خیلی مهربانانه(که تمام وجودم سرمست این لحن شده بود)گفت که خب چرا از من نمیپرسی تا بهت بگم که مشکلت کجاست؟(بخدا الان که دارم مینویسم نمیدونید که چه حالی دارم!!!!)بعد با خودم گفتم اااااااااااه راست میگه چرا از تو نپرسیدم تا حالا؟و خیلی حالم خوب شد و خیلی سبک شدم و پرسیدم از حسم که این چه باوری هست که من رو این همه مدت عقب انداخته و جلوی من رو گرفته است خود خود باور رو میخوام بدونم اون ریشه ی ریشه؟ و رهایش کردم و سپردم به خداوند و رفتم دوباره نشتسم پای کامپیوتر و میخواستم که تمرین دسته چک جادویی را انجام بدهم که اصلا نمیدونم چه طور شد که به سمت یک سایتی هدایت شدم که لوازم فوق فوق لاکچری میفروخت که اصلا خود من تعجب کردم که چرا این لوازم رو در اینترنت میفروشند! و در انجا من یک کفشی را دیدم که اسم ان کفش یک جور شبه توهین به خداوند بود و انجا این ذهن من چنان مقاومتی نشان داد که اصلا خودم باورم نمیشد که من در این باور مشکل داشته باشم( که میگفت که اره ببین پولدارها همشون همینطوری هستند بی خدا و خیلی یخ و سرد و بی مزه و بی دین وایمان و ادمهای عیاش و پول پرست و پست و رذل و بی حیا و بی عفت و خیلی ادمهای سنگ دل و بی رحم و خیلی خشک و که اصلا منکر خدا هستند که هیچی به خدا توهین هم میکنند…همینه دیگه این کاریه که پول با ادم میکنه ببین چه قدر پول کثیفه!!!! اگه پولدار بشی تو هم اینطوری میشی) و بعدش کلی خداوند را شکر کردم که من را هدایت کرد به سمت این سایت و فهمیدم که مشکلم کجاست با اینکه من در مورد این باور در تست روانشناسی ثروت 1 درصد های متوسط رو به بالایی داده بودم اما این باور اینقدر مخفی و نهان بود که متوجه نشده بودم بعد یک ایده اومد که برو تمام فایلهای استاد که در مورد ثروت و معنویت هست را جمع کن و ببین(این ایده درمورد تمام موضوعاتی که رویش کار میکنم داده میشود ومن در مورد هر موضوعی محصول خاص خودم را دارم).. خب رفتم اینکار رو کردم تا اینکه رسیدم به فایل (باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود) تا انجایی که استاد فرمودند که(..ولی من به شما قول میدهم تا موقعی که این باور هست شما یک قدم میروید به بالا و دوقدم میاید پائین. یک قدم میروید به بالا و چهار قدم میاید پائین…)بعد یک زنگ توی ذهن من ایجاد شد که اینجاست..اما خیلی واضح نگفت که چی هست.. چند باری دیدم فایلها رو اما بعد از چند بار دیدن با خودم گفتم که ذهن من که با این حرفها مقاومتی نداره پس چرا اونجا اینطوری شد؟!!.. چه باوری هست که داره اذیت میکنه؟بعد داشتم قسمت سوم فایل در امد خود را چند برابر کنید را نگاه میکردم(فایل جدید استاد که در تلگرام هست) که در اواسط فایل یک آگاهی اومد که مگه خداوند نیست که داره جهان رو گسترش میده؟ مگه خود خداوند نیست که داره جهان رو به سمت پیشرفت بیشتر هدایت میکنه مگه پول نیست که باعث پیشرفت جهان میشه مگه پول نیست که باعث حرکت جهان به سمت پیشرفت و موفقیت بیشتر میشه مگه پول نیست که موتور حرکتی جهان و پیشرفت ان است؟ پس پول یعنی خدا..خدا یعنی پول..پول خداست..خدا پول است.استاد تا این جمله توی ذهن من اومد..واقعا نمیدونم چه طور توضیحش دهم!!!..چنان ترسی تمام وجود من رو فرا گرفت که انگار همین الان بود که از ترس سکته کنم و نفسم بند اومده بود و به سختی داشتم نفس میکشیدم..انگار که یک اژدها یک اهریمن یک دیو و هیولایی که بسیار بسیار بسیار بزرگ و وحشتناک و اتشین است در لایه های بسیار بسیار پائین ذهن من در زیر لجن و مرداب خوابیده بود که با این جمله و بااین اگاهی بیدار شد و یک نعره ای کشید که تمام وجودم رو فرا گرفت و اینقدر ترسیده بودم که داشتم به خودم میلرزیدم از ترس و جلوی چشمهایم را هم گرفته بودم از شدت ترس تا بحال در زندگی ام اینقدر نترسیده بودم.از طرفی هم بسیار خوشحال بودم که پاشنه اشیل زندگی ام را پیدا کردم و با اینکه میترسیدم اما مدام داشتم تکرارش میکردم و هر دفعه ترس بیشتر میشد و اینقدر عذابم میداد که تا نوک انگشتهای پایم هم رو اذیت میکرد انگار که این باورمخرب در تمام وجودم ریشه دوانده بود..اینقدر احساس بد و احساس دور شدن از خداوند میکردم وقتی که داشتم این باور رو تکرار میکردم که حد نداشت..یعنی تمام اون باور های مخربی که در مورد پول میتوانست وجود داشته باشد در ذهن من و از جلوی چشمانم میگذشت که تعدادش خیلی زیاده و وقتی که میخواستم صدایم را در ریکوردر ضبط کنم نمیتوانستم این کار را بکنم اصلا دستم روی کلید ضبط صدا نمیرفت..صدایم در نمی آمد ذهنم میگفت که اگر اینکار روبکنی دور شدنت از خدا و گمراه شدنت حتمیه اصلا شک نکن.با هر سختی و مشقتی که بود صدایم را ضبط کردم و شروع کردم به گوش دادنش ولی هنوز ان ترس وجود داشت و با وجود ترس داشتم حرکت میکردم و در همان شب حسم به من گفت که اگر این باور را تغییر بدهی تمام اتفاقات زندگی ات به طور کامل تغییر خواهند کرد و تمام ادمهای زندگی ات عوض میشوند ودیدم که راست میگه من در تمام زندگی ام تا به الان تنها و تنها و تنها باوری که هیچ نشانه ی مخالفی با این ان ندیده بودم همین باور است حالا یا اگاهانه یا نااگاهانه و الان هیچ گونه تصوری از اینده ندارم و اصلا نمیدونم که قرار است چه اتفاقی بیافتد بعد از این تغییر باور انگار که روبرویم یک پیچ قرار دارد که اصلا نمیدانم که بعد از این پیچ چه اتفاقی قرار است بیافتد و با چه مناظری روبرو شوم و انگار که یک صخره ی بسیار بزرگ و سیاه سنگی در روبرویم قرار دارد که از ازل تا ابد کشیده شده است و اصلا نمیدانم که قرار است چه اتفاقی بیافتد بعد از این صخره .این باور باوری است که اگر زنده زنده پوستم را بکنید من باز هم قبول نخواهم کرد که پول یعنی خدا و خدا یعنی پول و الان هم که حدود یک ماه و چند روزی که از ان شب میگذرد هنوز مقاومت داره ذهنم(استاد راست میگفتید که این باور خییییلی عمیقه خییییلی ریشه داره) وترسهایم هم دارند خودشون رو نشان میدهند که من هم با بی رحمی هر چه تمام تر با قدرت بی نهایت خداوند به انها حمله میکنم و از هر ترسی که میگذرم انگار که وارد یک دنیای جدیدی میشوم (و انگار که خود خداوند بود که وارد ان ترسها شد من نبودم این رو دارم جدی میگم یعنی اون حضوری که من از خودم احساس میکنم قبل و بعد از ان ترس هست اما در حین ان ترس نیست انگار که واقعا یکی دیگه بود )..وحس و حالم فرق کرده و بهتر شده و انگار که هوا خنک و مطلوبه و حالم هم سبک و عالیه و ایمانم به فراوانی خداوند خیلی بیشتر شده و نگرانی هایم از اینده بسیار بسیار کمتر شده و تقریبا خیالم از اینده راحته و اطرافم هم داره تغییر میکنه و این خیلی خیلی واضح است و ایمانم نسبت به قوانین خیلی خیلی بیشتر شده و درکم و اگاهی هایی که به داده میشود در مورد قوانین و این جهان هستی خیلی خیلی عجیب و شگفت انگیز هستند و یک پیشنهاد کاری به من شده که تقریبا کار فیزیکی اش صفر است اما در امدش برای منی که تا بحال در امددی نداشته ام بسیار بسیار عالی است و کار طوری است که هر پولی که وارد حسابم شود من فقط میتوانم بگویم که این رو خدا به من داد یعنی هیچ واسطه ای نیست و اون مشتری ها رو فقط خداوند بود که میتوانست به این سمت هدایت بکنه و هیچکس دیگری نمیتونه این کار رو برای من بکنه و این خیلی عالیه خیلی بی نظیره.
امیدوارم که لذت برده باشید و برایتان مفید واقع شده باشد.
هر کجا هستید شاد و ثروتمند وسعادتمند در دنیا و اخرت باشید.خیلی دوستتون دارم خیلی زیاد.
سلاممم سلام سلاممم و سلام به خدایی که تمام جهان رو پر کرده و هرگز خوابش نمیگیره..
کلمه سلام از ریشه سلم .. یعنی تسلیم بودن… آمده ام تسلیم باشم دربرابر قدرتش .. اماده ام بگویم که من نیستم که مینویسم .. این تویی که مینویسی..
آمده ام بگویم من نیستم که هستم.. این تویی که هستی… امده ام بگویم من نیستم که نفس میکشم.. این تویی که نفس میدهی.. امده ام که بگویم تنهایی ام با تو پر میشود.. آمده ام بگویم که ثروت تویی .. آرامش تویی آه که چه احساسیه.. حس بودن.. حس زندگی کردن.. حس خوب…
تنها راهی که میتوانم به آن بروم راهیه که تو در آن هستی
آمده ام که تعهد بدم.. تعهد این که تمام احساسم و توجه ام به تو باشه..
وقتی که نزدیکی به من .. از طریق احساسم.. قلبم با عشقت آرام میگیرد
چه حس خوبیه که تو اینجا پیشم بهم لبخند میزنی…
میخوام تا اخر عمرم با تو باشم و عاشق همه.. بقول دوستم سعید.. عشق بازی من با تو
چه خوبه که دستانت را در زندگیم وارد کردی.
تا بگویی خدایت منم..
یادم می آید قبلا هر وقت که به مقبره یا حرم یا امام زاده ای میرفتم.. میگفتم که تو بهش بگو که من ثروت میخوام
و خیلی وقت ها گره میبستم برای حاجتم
خدای من چگونه شنیدی صدایی را که به غیرتو پناه میبرد و از غیر تو میخواست که آن کار را برایم بکنی؟من حب الورید
میدانم چگونه.. یاد داستانی افتادم ..
که جبریل را فرستادی تا حاجت مردی را بدهد ولی آن را نیافت برگشت به خدا گفت.. من کسی را ندیدم که تو را بخواند.. فقط مردی را دیدم که از بت میخواهد که نجاتش بدهد.. خداوند در جوابش گفت.. او نمیداند که از چه کسی میخواهد.. منظورش منم..
خداوندا از تو ممنونم که درخواست شرک آلودم را شنیدی…
خداوندا از تو ممنونم که میگویی بخوان مرا تا اجابتت کنم
حس میکنم که دست در دست من قدم میزنی..
خدایا ممنونم که دستانم را در دستان کسی گذاشتی که نام آور توحید است… و دستمان را به هم فشردی که مبادا دستش را رها کنم
میخواهم تا صب بنویسم که خدایا از تو ممنونم که من رو به این مسیر هدایت کردی..و قلبم را به نور ایمان روشن کردی
و رویایی را در دلم انداختی که.. همه چیز برام میشوی.. به شرطی که بدانم همه چیز تویی..
فکر نکن باید شایستگیتو اثبات کنی تا به تو پاداش داده بشه. اصلا نیازی به اثبات شایستگی نیست. تو هم اکنون هم شایسته ای . اثبات شایستگی نه فقط غیر ممکن بلکه غیر ضروریه . تنها کاری که باید انجام بدی خودتو به احساس خوب برسونی. نقطه تمرکزتو جابجا کن. به جای توجه به وضعیت کنونی ات و انطور که دیگران شما رو می بینند به وضعیتی توجه کن که دوست داری داشته باشی. راهی پیدا کن که خوش بینانه و از سر شوق و لذت به وضعیت الانت نگاه کنی
استاد هر بار که حرف از موفقیت هایت می زنی تحسینت می کنم که چه اراده ای داشته ای و با تغییر خودت جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کردی. خدا رو شکر می کنم که شما رو می بینم و موفقیت هایتان را به ذهنم می سپارم که وقتی استاد توانسته من هم می توانم. انقدر این جمله را تکرار می کنم که باور بشه. من هم می تونم تو شرایطی حتی بهتر از شرایط استاد زندگی کنم.
انقدر تکرار می کنم تا باورم بشه که من هستم که تک تک تجربه هایم را خلق می کنم. نحوه ی برخورد دیگران. شرایط مالی . روابط عاطفی . سلامتی و…
دیروز رفتم مرکز بهداشت که مراقبت داشتم.
اصلا از وقتی که از خواب بیدار شدم زیاد سرحال نبودم و وقتی که رفتم اونجا پرسنل یکم برخورد نامناسبی با من داشتند و من هم خوب برخورد نکردم از دیروز این رفتار ذهن من رو مشغول کرد که چرا؟ اگه همسرم پیشم بود همه با محبت و عشق رفتار می کردند. من در برخورد با اکثر انسان ها این مسئله رو دارم. وقتی درون خودم رو کنکاش کردم دیدم که من نسبت به افراد دید خوبی ندارم. فکر میکنم دیگران میخوان از من سو استفاده کنند یا به من کلک بزنن و یا این که فکر می کنن کی هستن که پشت میز نشستن و همه می خوان از کار بدزدن و… به خودم گفتم من با این فرکانسم باعث میشم که وجه نامناسب اخلاقی افراد رو بشه.
امروز که باز هم قرار بود برم مرکز بهداشت تو راه به خودم میگفتم همه انسان ها رو من دوست دارم چون تکه ای از من تکه ای از خداوند هستند و پرسنل اومدن که به ما خدمت کنن همین و من همه رو دوست دارم. باورتون نمیشه چقدر امروز برخوردها خوب بود.خدا رو شکر که چقدر راحت میشه زندگی رو اونجوری که می خوای رقم بزنی. چقدر زندگی به این روش لذت بخش تره.
خدایا ممنونم که همه برنامه هات سرجاشه، درست و دقیق.
استاد گفتی که هر وقت چیزی می خوام میشینم ی سری باورها میسازم و بعد اون اتفاقاتی که می خواستم واسم رقم می خوره.
پس من هم خواسته هام رو نوشتم و نگاه کردم دیدم که چه باورهایی نیازه. دیدم که خواسته های من بر میگرده به افزایش توان مالی و این که انقدر پول داشته باشم که بتونم به راحتی هر چیزی که می خوام رو از بهترینش تهیه کنم.
بعد دیدم که من در مقابل خواسته هام خیلی به نجواهای شیطان گوش میدم و زود نا امید میشم. پس از این لحظه به بعد تصمیم گرفتم که با صدای بلند هم که شده به شیطان بگم که بره و من به این دلیل و این دلیل می تونم به خواسته ام برسم.
شیطان به من میگه با این شرایطی که داری چطوری می تونی به خواسته ات برسی. همه چیز گرونه تو هم که درآمدت خیلی پایینه.
بهش میگم که من روی ذهنم حساب نمی کنم. من به قدرتی ایمان دارم که این ذهن رو خلق کرده. خدایی که تمام راه ها رو میدونه و به من نشون میده.
بی نهایت فرصت برای ثروت ساختن است و در ادامه من با این فرصت ها آشنا میشم.
من می تونم درآمدهایی خیلی خیلی بیشتر از مخارجم داشته باشم.
من منتظر نتایج فوق العاده هستم.
اگر در مدار ثروت قرار بگیرم بدست آوردن پول آسانترین و لذت بخش ترین کار دنیا خواهد بود.
باورم رو نسبت به فراوانی عوض می کنم
من می تونم بی نهایت ثروت داشته باشم چون من لایق بهترین ها هستم چون من انسان ارزشمندی هستم.
من از الانم لذت می برم و مطمئنم که خواسته من در زمان مناسب خلق میشه.
خدایا شکرت برای دریافت این آگاهی ها و پیدا کردن یک باگ منفی دیگه در شخصیتم.
باید تلاش کنم که احساسم خوب باشه
باید افکارم رو کنترل کنم. بر اساس باورهای جدیدی که می سازم فکر کنم.
تا قبل اینکه با شما استاد قشنگم اشنا بشم تا قبل اینکه خودم وخداوند وجهان هستی رو بتونم در این حد بشناسم، زندگی برای من سراسر جبر بود وسختی و عذابی بی پایان…
انقدر مغز مارو با باورهای پوچ پر کرده بودند که جز سیاهی نه میدیدیم ونه می شنیدم…
همش میگفتن خدا مارو آفریده و فلان فلان قوانین رو هم گذاشته که اگه اجراش نکنیم مشمول عذاب الیم میشیم وباید هر لحظه گوش به فرمانش باشیم وگرنه عذابمون میکنه….
حالا اون قوانین اجباری چی بودند؟؟؟
اینکه منه خدا شمارو آفریدم وحالا مثل پادشاهی قدرتمند که به تاج وتختش تکیه کرده از شما بندگانم میخوام که منو بپرستید، وهرچی میگم گوش کنید وگرنه پدرتون رو در میارم…
هرچی من بگم همونه….
شماجز به اختیار من نمی تونید کاری انجام بدید..
شادی وخنده ودلخوشی ممنوع، چون بعدش گریه وزاریه…
رقص وآواز و بزن وبکوب ممنوع فقط باید اه وناله وگریه زاری کنید تا به درگاه من راه داشته باشید..
ثروت وشهرت و دارایی ممنوع ، چون ثروت شمارو از منه خدا دور میکنه پس هرچی فقیرتر باشید به درگاه من نزدیکتر وپیش من عزیزتر هستید…
هرکی هرجا که من بگم می تونه زندگی کنه، باهر کی که من بگم می تونه ازدواج کنه، نیاز نیست حالا همه معروف ومشهور بشید وبه همه ارزوهاتون برسید…
نیازی نیست که بیشتر از یه حدی رشد کنید و آدم بشید…
چون منه خدا میگم من صلاح شمارو بهتر میدونم!!
واز این دست باورهای پوچ که کرده بودند تو مغزمون…
صلاح نیست، خدا نمیخواد، استخاره کن، حالا منتظر باش اگه خدا بخواد خودش برات جور میکنه..
هممون درگیر اون باورهای اشتباه بودیم ..
اما از یه جایی به بعد وقتی هر کدوم از ما شرایطش رو داشتیم که از طریق تلوزیون، یا فضای مجازی یا سفر به دیگر کشورها یا ارتباط مستقیم با آدمهایی در ارتباط باشیم کم کم متوجه شدیم که اصلا دین ومذهب واین باورهایی که تو مغز،ما کردند به این شکل نیست…
اصلا اینا درست نیست…
می دیدیم که خدای ما با خدای اونا فرق داره؟؟؟
بعد از خودمون می پرسیدیم مگه میشه دوتا یا چندتا خدا وجود داشته باشه؟؟
اصلا مگه میشه خدا یه قشری رو، یه ملتی رو دوست داشته باشه و یه عده ای رو نه؟؟
اخه هربار می شنیدیم که خدای مهربون وبخشنده هست…
روزی دهنده هست و هدایت کننده ، پس چرا بعضی هارو به عرش میرسونه وبعضی ها رو به فرش؟؟؟
خب هرکسی نسبت به سوالهایی که در مورد خداوند وجهان وقوانینش داشت ودلش میخواست که فکر خدا رو بخونه از یه طریقی بلاخره یه روی یه جایی هدایت شد به اینکه خداوند وقوانینش رو بهتر بشناسه ودرک کنه تا بتونه زندگیشو بر اساس اون قوانین بسازه…
ماهم به لطف خدا هدایت شدیم به مسیر آگاهیهای سیدحسین عباسمنش..
شما استاد قشنگم انقدر خداوند رو قوانینش رو وحتی خودمون رو به خودمون راحت وساده و دلنشین و حقیقی شناسوندید که جز عدل وانصاف ومهر وعشق خداوند وجز،اختیار وآزادی،که به هر کدوم از ما داده تا زندگیمون رو اونطور که دوست داریم خلق کنیم، هیچ ندیدیم ونشنیدیم…
یعنی هربار یادم میفته 38 سال چطور در نادانی وگمراهی و دوری باخداوند سر کردم حالم گرفته میشه….چطور انقدر کور وکر بودم چطور اینهمه نشانه رو نمی دیدم ؟
چطور کتاب قرآنی که روی تاقچه خونه هر روز جلوی چشمم بود رو نمی تونستم با دید بهتری بخونم وازش بیاموزم و زندگیمو براساس اون شکل بدم…
منکه همه چیز برای شناخت خداوند در اختیار داشتم؟؟
وهمه ی اینها به خاطر هم نشینی وهم صحبتی با کسانی بود که من ازشون یادگرفته بودم یعنی بهم ثابت کرده بودند که خداوند جباره واین زندگی برمن تحمیل شده ومن دستم بسته است برای تغییر زندگیم والبته که زندگی تک تک اطرافیانم گواه بر این بود که زندگی جز جبر نیست!!!
حتی اگه یه کسی سلامتی وثروت وشادی و روابط خوب و حال خوبی داشت موقتی بود چون یاخودش و یا دیگران که شاهد زندگیش بودند این باور رو داشتند که اینها امتحان الهی هست، موقتی هست ، همین روزهاست که از دستش بده …
چون خدا به بنده هاش همه چیز رو که باهم نمیده؟
بلاخره یکی باید مریض باشه، یکی گرفتار فقر وبدبختی و یکی پولدار و یکی شادی ویکی غمگین!!!
تا اینکه شما اومدید وبا آگاهیهاتون شستشو دادید از وجودمون اون باورهای اشتباه در مورد خداوند وقوانینش رو …
شما کاری کردید که بین ما وخداوند یه دوستی صمیمانه وعاشقانه شکل بگیره…
چون خدارو بهمون شناسوندید و نشون دادیدکه قوانین خداوند برخلاف اونچه که به ما گفته بودند چقدر راحت ودر دسترس وبه نفع ما بنا شده وهرکسی ازش پیروی کنه می تونه همه چیز رو توی این زندگی باهم داشته باشه…
خودش خالق زندگیش باشه هر لحظه وهر روز، زندگیش رو انطور که دوست داره بسازه…
شما به طور واضح مسیر خیر رو برامون ترسیم کردید طوریکه هرچی خوشبختی وسعادت وسلامت و عشق وشادی وثروت و ایمان وآرامش و عزت هست در اون مسیر هست وگفتید ونشونمون دادید که برخلاف این مسیر نورانی که بریم جز سیاهی وشر وبدی چیزی نیست…
وچقدر زیبا ودلنشین و دوستداشتنی هست بودن در این مسیر پر خیر وبرکت که نیازش فقط ایمان هست وتقوا….
همون عمل صالحی که بارها وبارها خداوند توی کتابش ازش یاد کرده وگفته آنها که عمل صالح انجام میدند خوشبخت هستند وجزء نجات یافتگان!
واقعا که با آموزش اون اعمال صحیح وراه درست زندگی کردن ، مارو نجات دادید از نادانی و بدبخت کردن خودمون…
یه اصل مهم که باعث شد من عدل وانصاف خداوند رو درک کنم وبه وضوح توی زندگیم ببینم این باور بود که شما بهم دادید…
اینکه من روح مجردی هستم که تنها اومدم به این دنیا وتنها از این دنیا میرم و باید مهمترین رابطه ی زندگی من، حفظ رابطه ی من با خالقم باشه…
درک این اصل کوله بارسنگینی رو از روی دوشم برداشت وباعث شد تمرکزم بیاد روی خودم وبه جای مقایسه خودم با دیگران خودم رو هربار با دیروزهای خودم مقایسه کنم تا بتونم به وضوح شاهد باشم که آیا در مسیر درست هستم یا مسیر غلط؟
و راه فهمیدنشم خیلی آسونه، باید به احساسم توجه کنم، ببینم حال وروزم خوبه احساسم خوبه یانه؟
اینطوری می تونم هر روز رو فرصتی ببینم برای رشد دادن خودم…
یادمه قبلا از رادیو و تلوزیون میشنیدم که گوینده تو برنامه صبح گاهی میگفت خدایا شکرت که امروز فرصت دیگه ای برای زندگی به من دادی…
بعد من پیش خودم میگفتم خب اینکه الان یه صبح دیگه و یه روز پراز مشکلات دیگست که شروع شده اخه شکرگزاری هم دااااره؟
چرا باید به خاطر یه روز بد دیگه ویه زندگی اجباری دیگه خوشحال باشم وشکرگزار،آدم هرچه زودتر بمیره بره راحت بشه که بهتره!!!
واااای خدای من ، چقدر تغییر یه دیدگاه ویه باور می تونه شخصیت آدمو به کل تغییر بده…
حالا من به لطف الله کسی هستم که هر روز بابت یک صبح دیگه ویک روز دیگه که خدا فرصت زندگی کردن در این دنیا رو بهم داده سپاسگزارم ازش، به خاطر اینکه بهم فرصت داده تا شاکرانه زندگی کنم، گذشته ام رو تا حدود زیادی جبران کنم، بیشتر بهش نزدیک بشم، انسان مفیدتری باشم، کیفیت زندگیم رو بالاتر ببرم، ارزشمندی بیشتری رو خلق کنم وباعث گسترش خوبی وعشق وامنیت ومهربانی وهنر و زیبایی در جهانش بشم…
شاکرش هستم بابت اینکه بهم هر روز فرصتی میده تا بیشتر بهش نزدیک بشم و رابطه عاشقانه تری باهاش برقرار کنم وبیشتر از نعمتهایی که همیشه در دسترسم بوده ولی کفران میکردم لذت ببرم واستفاده کنم و سپاسگزارتر باشم…
زندگی یک اختیار کامل هست، یعنی اگه کسی الان بخواد بهم بگه زندگی جبر هست، من میگم چه کاری میخوای انجام بدی که نمی تونی؟
و بیشتر وقتها طرف مقابلم میگه خیلی کارها، میگم چطور؟
سریع میاد میگه اخه خانوادم، اخه جامعه ، اخه وضع اقتصادی، آخه قانون مملکت، آخه رئیس جمهور، اخه شوهرم، اخه زنم، اخه پارتنرم و……
این توجیهات رو قبلا منم داشتم اما کم کم که با قوانین آشنا شدم دیدم فقط وفقط هرکسی به اندازه ایمان وتقواش می تونه به هر اونچه که میخواد برسه…
شاید کسب بیاد بگه من فلان دختر یا پسر رو دوست دارم ومیخوام باهاش ازدواج کنم یا وارد رابطه بشم اما نمی تونم نمیشه…
یا فلان ملک وماشین و شرایط کاری و موقعییت اجتماعی …….و میخوام اما نمیشه….
اینجاست که فرق کسیکه از قوانین آگاهه وازش پیروی میکنه با کسیکه مثل گذشته ی من نااگاه هست معلوم میشه…
اونیکه از قوانین ثابت جهان هستی باخبره، میدونه که همیشه بهتر وبیشتر از اون چیزیکه خودش تصور میکنه در انتظارش هست ونیازی نیست به چیزی بچسبه فقط کافیه رها باشه و اعتماد کنه به عدل خداوند…
فقط کافیه هر روز فقط برای یک روز پذیرای هر انچه که براش موجود شده و در اختیارش گذاشته شده باشه وتو لحظه حال زندگی کنه…
اینطوری بعد یه مدت به یقین میرسه که هر روزش بهتر از دیروزش هست….
واون روزها وساعات ولحظه هایی که فکر میکرده جهان استپ کرده وهیچی خوب پیش نمیره، یا اصلا هیچ تغییر خاصی اتفاق نمی افته یا حتی چندقدم به عقب برگشته، جوری براش جبران میشه که واقعا ره صد ساله رو توی کمترین زمان رفته واینها پاداش صبر وتوکل وایمان فعال وتلاش با عشق وامیدش بوده که از طرف جهان بهش داده شده…
این اصل وباورهای زیبا ودلنشینی که اینجا به یادگار گذاشتم رو هر روز به خودم یاد آوری میکنم وبا بودن توی سایت و کارکرد 12 قدم وتمرین تمرکز برخودم سعی می کنم توی این مسیر ثابت قدم بمونم وگرنه اگر از این مسیر کمی دور بشم، شاید منم لحظاتی یا ساعاتی وشاید بوده چند روزی که حس کردم دچار جبر شدم و هیچ اختیاری برای تغییر شرایطم ندارم…
اما از اونجا که وقتی یه قدم سمت خدا برمیداری وخدا دستتو میگیره دیگه رهات نمی کنه، دوباره سریع منو برگردونده به این مسیر پراز امید و انگیزه ونورانی که سراسر خیر هست وخوشبختی…
الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو که از نادانی وجهل نجاتم داد وبه راه کسانیکه بهشون نعمت( اگاهی وایمان فعال) عطاء کرده، قرارم داد…
استاد عزیز ومهربانم هر لحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید انشالله
عزیزم چقدر قشنگ این باورهای مخرب مذهبی گذشته مون رو توضیح دادید و چقدر باید از خداوند تشکر و قدردانی کنیم که ما رو هدایت کرد به مسیر درست و مناسب .. خدا رو شکر بلطف استاد عباسمنش و این سایت و بلطف تکنولوژی اینترنت و این گوشی های تلفن همراه و غیره . برامون خیلی چیزها روشن شده و به آگاهی ها ی زیادی رسیدیم خدا رو صد هزار مرتبه شکر گذارم .. واقعا اینکه همش فکر می کردیم باید توی این جبر بمونیم و بسوزیم و بسازیم .. ووووواااا-ییی خدای من چقدر دین و مذهب محدود کننده است.. و واقعا هم برای اینکه برده داری کنند و انسان رو برده ی خودشون کنند از این روش هوشمندانه ی مخرب استفاده کردند ..و انسان آزاده رو با این دین و مذهب و خرافه پروری ها از طریق افکار به غول و زنجیر بکشند و دنیا رو بنفع خودشون و خواسته های خودشون تغییر بدن….
ممنون و سپاسگذارم برای کامنت خوب تون که به نکته های خیلی جالب و اساسی توجه کردید
مینا جون برای این کامنت زیبا و پر محتواتون خواستم تشکر و قدردانی کنم که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم ممنون و سپاسگذارم .
در ضمن عکس پروفایل تون بسیار زیبا و شیک و مجلسی هستش و چقدر این آرم ماشین بنز رو دوست میدارم نشان از پول و ثروت هستش و چقدر خوشحال شدم اول صبحی این عکس زیباتو دیدم و هدایت و همچنین این قسمت از فایل و کامنت زیبای شما دوست عزیزم مینا جون بهترینع بهترین ها رو برات آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی و خوشی و شادی
و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با سلامتی و تندرستی و مهر و محبت و عشق
اوایل که باور کرده بودم که خود من بودم که تمام عمر داشتم اتفاقات وشرایط زندگیمو با اختیار کامل رقم میزدم ودر پی اون انتخابات آزادانه والبته اشتباه چقدر به خودم ظلم کرده بودم یه حس خفگی بهم دست میداد که از سر بغز و اشک وآه پشیمانی بود…
ولی خب درک قوانین جهان هستی وشناخت خداوند انقدر قویتر بود که تونست نجاتم بده از افسوس ها وحسرتهایی که خوردم…
از یه جایی به بعد فقط شکر خدارو به جا میاوردم وبه جا میارم که قبل مردنم وتمام شدن فرصت زندگیم لطف خدا شامل حالم شده تا به این درک برسم که من خالق صد درصد اتفاقات زندگیم هستم، به این درک برسم که هیچ جبری از سمت خداوند بر من تحمیل نشده و من تمام عمر وحتی بعد این می تونم آزادانه خودم زندگیمو انطور که میخوام رقم بزنم…
خیلی خیلی حس خوبی داره، درک همین اصل که من آزادم تا زندگیمو همونطور که میخوام شکل بدم تازه تواین شکل دادنه وساختنه حمایت کسی رو دارم که ابرقدرت عالمه و کمکم میکنه هوامو داره تا همه چیز زیباتر وبهتر از اون چیزی که من فکرشو میکنم انجام بشه…
واقعا چقدر خداوند عالم عادل و مهربان هست در حق بندگانش…
اینکه نه تنها جبری بر بندگانش نداره تازه میگه چی میخوای؟ به خودم بگو برات اوکی میکنم، تازه خیر وشرش رو هم بهت میگم دیگه حالا خود دانی، انتخاب با خودته، ولی اگه انجام دادی وشر بود بد بود آسیب دیدی عیبی نداره، من هنوز اینجا هستم که تو بیای و روی کمک من حساب کنی تا برات درستش کنم سروسامونش بدم ..
خدا از این مهربونتر مگه داریم؟
رویای عزیزم منم از خداوند برات بهترینهارو میخوام…
انشالله که تک تک ما که به این مسیر هدایت شدیم، همواره در این مسیر به لطف خودش ثابت قدم بمونیم تاابد..
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم خدا را که به دوستان کشف قوانین اضافه شدم امیدوارم که با شناسایی کدهای مخرب ذهنم زندگی خودم را به بهترین شکل رقم بزنم من تازه این دوره را تهیه کردم و هنوز مطالب اون را خوب درک نمی کنم با این که
دوره های دیگه را کار کردم ولی هنوز یک هفته جلسهی اول را دارم گوش میدم خیلی درکش برام
سنگین است فکر کنم که من خیلی کد های مخرب تو ذهنم دارم که انشالله با باور کردن این که من هستم که خالق زندگیم هستم و با کد نویسی زندگیم بهترین ها را خلق میکنم همان طور که استاد عزیزم این کار ها جزی از زندگیش شده همان طور که عیسی مسیح انجام داد چون که من هیچ فرقی با هیچ کس حتی پیامبران و افراد دیگر ندارم فقط من باید به این باور برسم که این من هستم که زندگی خودم را رقم میزنم وبپذریم که هر اتفاقی در زندگی من بوجود میآید نتیجه افکار و بارهای من پس این من هستم که باید زندگی خودم را در بهترین شرایط چه از نظر روابط چه از نظر مالی و اقتصادی و چه از نظر معنوی چه از نظر اعتماد به نفس خلق کنم و زندگی قبل از استفاده از این دوره و بعد از استفاده از این دوره تقسیم کنم
خدایا کمکم کن بتوانم این قانون جهان هستی را درک کنم واز این انرژی های اطرافم به بهترین شکل استفاده کنم و بهترین را امروز برای خودم خلق کنم من به این باور رسیدم که نه دولت نه فرزند نه جامعه نه محیط نه پدر ومادر ونه هیچ و هیچ وهیچ عامل دیگری در زندگی من تاثیر ندارد بجز افکار و باور های من فقط همین و تمام
همیشه باید مواظب ورودی های ذهنی باشم و همیشه افکار و باور های مناسب بسازم و با توکل به خداوند در این مسیر الهی موفق بشم و هر روز از موفقیت هایی که برام اتفاق افتاده را کامنت کنم
خدایا من را آسان کن برای آسانی ها
تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
بنام خدایی ک جان آفرید
سلام ب استاد جانم ودوست دوست داشتنی ام
بچه ها چقد کامنتهاتون حال آدمو دگرگون میکنه بیشتر بنویسید
ای خدا اشکم درمیات ازین حجم وکیفیت کامنتهای توحیدی
آخه اینجا کجای این دنیاست
که اینهمه حال خوب وارامش و همش ذکر خداست
همش نمازه نماز واقعی اینجاست
استاد جانم چی بگم درموردشما
کی هستید ؟
پیامبر زمان من
خدایا هزاران مرتبه سپاسگذارم ازت بابت وجود همچین مردی روی کره ی زمین
هرروز میگم من چ سوالاتی ازت پرسیدم خدایا
آخه من خیلی کنجکاو بودم ک بدونم کی خالق این جهانه
وچرا عده ای خوشبختن وشادن
عده ای غمگین وبدبخت
استاد جانم دوست دارم دعا کنم هزار سال عمر کنید بزرگترین کار جهان رو انجام میدید
زیباترین شغل دنیا رو دارید
الحق والانصاف
ک این جایگاه پیامبران است
دوستتون دارم عاشقانه عکس شما رو میبینم حال دلم خوب میشه از چهره ی شاد وپرانرژی
تمام شرایط زندگیم رو خودم خلق کردم از بچگی تا وقتی زنده هستم خودم خلق میکنم
من خالق تمام اتفاقات زندگیم هستم
نشانه ی امروزم بود
خدایا شکرت هربار یادم می آوری من خالقم مثل تو
چقد حالم خوبه
چقد شعر خوندم واسه خدا وابراز علاقه کردم بهش اینکارو میکنم خیلی حالم خوب میشه واحساس میکنم من خوشبخت ترین آدم روی کره ی زمینم وقتی حالم خوبه وقتی در فرکانس خداوند هستم اخلاقم بهترین حالم روحیم شرایطم واز بیرون هم جهان بهم خدمت میکنه افراد بهم عشق میدن ومحبت میکنن و اتفاقات خوب
احساس خوب=اتفاقات خوب
سپاسگذارم خداجونم
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزانم
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و این استاد عزیزم
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و مریم شگفت انگیز
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و دوستان فوق العاده ی فنی و مدیریت سایت
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و دوستان بهشتی با قلمهای جادویی که کامنت های هدایتی را مینویسن
ــ خدایا شکر بابت این سایت بهشتی و این همه گنج و الماس ناب که هرچقدر بهش دسترسی پیدا میکنی بیشتر و درخشان تر و باارزش تر میشه و گوهر وجودی خودمون پاکتر و نابتر میشه
ــ من خالق زندگیم هستم و خداوند قدرت خلق زندگیم را به خودم داده و کارها را واسم انجام میده و دستان مناسبش را وارد زندگیم میکنه و افراد همه کار واسم میکنه مثل زندگی استاد عباسمنش
واسه منم اتفاقات خوب رقم میخوره و همه چی درست میشه مثل زندگی استاد عباسمنش
باید بتونم احساس خوب را بیشتر در وجودم قرار بدم بعدش جهان به خدمتم درمیاد و به قول قرآن همه چیز را مسخر ما کرده مثل حضرت سلیمان
من میتونم به این انرژی شکل بدم و خلق کنم هرچی را بخوام که همه چی از انرژی به وجود اومده پس دیگه نگرانی وجود نداره مینویسم چی میخوام واسش باورهای مناسب خلق میکنم به ایده ها عمل میکنم سپاس گذار داشته هام هستم و لذت میبرم از حال حاظرم و به هیچ چیزی نمیچسبم حتی زیبایی ها چون همه چی نامحدود و خداوند به افکار من تبدیل میشه و میاد تو زندگیم و هر بار در اجرای قانون حرفه ای تر میشم و خلق میکنم آنچه را که میخوام و خداوند همه کار واسم میکنه و خداوند پشتیبان و نگهبان من و خودش تو قرآن گفته که خداوند برایم کافیست .
ــ خدایا شکر که تو این مسیر هستم و قدم برمیدارد و نشانه ی رشد و پیشرفتم احساس خوبم نتیجه های کوچک و شگفت سازیست که داره چرخ زندگیم را روانتر میکنه مثل واریزهای های به غیر الحساب مثل نرم شدن قلبها مثل این همه همزمانی مثل شرایطی که بهتر بتونم رو خودم کار کنم مثل کار کردن روی علاقم .
خدایا شکر
نام خدای مهربان ارامبخش قلبهاس.
سلام به همگی
جونم لراتون بگه من حدود ۳ماهه وار سایت شدم و دارم فایلهای رایگان و دوره راهیابی عملی رو گوش میدم و در اصل دارم باهاشون زندگی میکنم .خواستم بگم تمام چیزی که میگی استاد به واقع کلام خداس چون تمامش بطور ۱۰۰در۱۰۰ درسته.دوستانی که میخواید نتیجه بگیرید اول با باور به اینکه این سخنان کلام خداس گوش بدید دوم بطور هر روز و از وقت بیداری تا وقت خواب طوری که من استفاده کردم و باور کردم بطور مستمر خودتون رو به اصطلاح بمبارون کنید.ببینید چه معجزه ای میشه ووووووووووای خدای من تو ۳ماه چه نتایجی گرفتم خدایا شکرت.دوستان من فضای مجازی رو تعطیل کردم تلوزیون رو جمع کردم هر ورودی که بد بود رو حذف کردم و اون وقت بود که نتایج شروع شد من روزی که اومدم تو سایت حتی نمیدونستم چطور میخوام یه دوره رو بخرم اما با فایلهای رایگان باورهام که عوض شد فرکانسم که عوض شد و نسبت به نتیجه که بیخیال شدم تمام اتفاقات شروع شد تا همگی از طریق دستان خدا برام به واقعیت تبدیل شد.خدایا سپاسگزارم.دیشب به لطف خدا از طریق درامدی که من توش هیچ نقشی ندارم از دست یکی از دستان خدا که همسره عزیزم است موفق شدم به دوره قوانین زندگی دست پیدا کنم استاد کاملا باور دارم و متعهدم چون نمیتونم خودم تو اون برنامه کامنت بزارم از اینجا بهت میگم خدا مارو خیلی دوس داره.خدا پشتو پناهتون.
سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم من هنوز دوره کشف قوانین را تهیه نکردم..اما با شما هستم و میخواستم الان یک تجربه ی فوق العاده از خودم درمورد توضیحات استاد در جلسه ی دوم دوره ی کشف قانون زندگی بگم که اصلا وقتی که توضیحات استاد رو خواندم در مورد مسائل مالی به خودم گفتم که آقا محمدرضا این خود خود شما هستید.من دقیقا 615 روز گذشته در سایت عضو شدم برای گرفتن بسته ی روانشناسی ثروت 1 البته قبلا هم در سایت بود م اما عضو نشده بودم.من از همان اول شروع کردم به کار کردن روی مسائل مالی و تستها را هم زدم و باور فراوانی من مهم ترین پاشنه ی آشیل من بود..خب من شروع کردم به کار کردن اما یک مسئله ای توی ذهنم بولد میشد که الان برو توی این کار کن بعدش بیا سراغ ثروت و اینقدر قدرتمند بود که من میدیدم که راست میگه..اگر بخواهم توضیح بدهم باید این یکسال و نیم را توضیح بدهم اما خلاصه اش میکنم.. من توی این یکسال و چند ماهی که گذشت(تا همین اواسط تیر ماه امسال)چهاریا پنج بار خواستم که روی ثروت1 کار بکنم اما هر بار یک اتفاقی می افتاد و یا یک مسئله ی دیگری توی ذهنم بزرگنمایی میشد که این فعلا مهم تر از ثروت است حالا فعلا برو این رو کار کن بعدش بیا و روی ثروت1 کار کن حتی من ثروت3 را هم تهیه کردم و دقیقا برای ثروت 3 هم همین اتفاق افتاد..تا همین اوایل تیر ماه بود که دیگه خیلی مستاصل شده بودم و شرایط سخت مالی داشت خیلی به من فشار می آورد و خیلی خیلی بد و وحشتناک شده بود داستان زندگی ام و دیگه تعهد دادم که من باید ثروتمند شوم و اینقدر این حس قوی بود که تمام وجودم را داغ میکرد و به حرکت وامیداشت..خلاصه دلم براتون بگه که من شروع کردم به کار کردن روی باور فراوانی(البته این راهم بگویم که در همین زمان من به لطف خداوند خیلی در جنبه های مختلف پیشرفتهای بسیار بسیار فاحشی داشتم مخصوصا در مورد عزت نفس و درک اصل قانون و این جهان هستی که خیلی خیلی خیلی کمکم کرد)بعد از گذشتن سه هفته و چند روز دوباره یک اتفاقی افتاد که من باید میرفتم سراغ یک مسئله ی دیگری و مجبور بودم که روانشناسی ثروت 1 را رها کنم… استاد نمیدونید چه حس و حالی داشتم اون موقع…دیگه داشتم می شکستم یعنی ناخوداگاه از گوشه چشمم اشک سرازیر میشد دیگه نمیدونستم که باید چیکار کنم اما به خودم گفتم که من باید پولدار و ثروتمند شوم و به لطف خداوند از اونجایی که من با تمام وجودم باور کردم که من هستم که خالق شرایط زندگی ام هستم بدون هیچ معطلی ای گفتم که پاشنه ی اشیل من فراوانی نیست این اتفاق داره مدام تکرار میشه که من یک مدت روی باورهای مالی ام کار میکنم و یکسری نتایج کوچک میگیرم اما تا نتایج میخواهند جون بیگرند همه چیز خراب میشود تازه اونجا فهمیدم که این اتفاقاتی که در این مدت افتاد بخاطر اون باور اشتباه من بود که اصلا نمیدونستم که چی هست(این را هم بگویم که اینکه گفتم که بخاطر باورم بود را حسم به من گفت که بخاطر باورت هست و…)و خودم را آروم کردم و با خدای خودم صحبت کردم و ازش خواستم که به من آرامش بدهد و مثل همیشه آرامشی عالی تمام وجودم را فرا گرفت و بعدش نشستم به فکر کردن که این چه باوری هست که داره اینطوری من رو عذاب میدهد و قلبم را اتش میزند هر چه قدر که فکر کردم نفهمیدم…دوباره حالم به شدت بد شد یک شک خیلی خیلی وحشتناکی افتاد توی دلم در مورد این مسیر و قوانین و استاد که سریع جمعش کردم و نشانه ها را برای خودم مرور کردم و حالم بهتر شد و..اینجا همان جایی است که من عاشقش هستم که حسم با یک لحن بسیار آرام و با لبخندی ملیح و خیلی مهربانانه(که تمام وجودم سرمست این لحن شده بود)گفت که خب چرا از من نمیپرسی تا بهت بگم که مشکلت کجاست؟(بخدا الان که دارم مینویسم نمیدونید که چه حالی دارم!!!!)بعد با خودم گفتم اااااااااااه راست میگه چرا از تو نپرسیدم تا حالا؟و خیلی حالم خوب شد و خیلی سبک شدم و پرسیدم از حسم که این چه باوری هست که من رو این همه مدت عقب انداخته و جلوی من رو گرفته است خود خود باور رو میخوام بدونم اون ریشه ی ریشه؟ و رهایش کردم و سپردم به خداوند و رفتم دوباره نشتسم پای کامپیوتر و میخواستم که تمرین دسته چک جادویی را انجام بدهم که اصلا نمیدونم چه طور شد که به سمت یک سایتی هدایت شدم که لوازم فوق فوق لاکچری میفروخت که اصلا خود من تعجب کردم که چرا این لوازم رو در اینترنت میفروشند! و در انجا من یک کفشی را دیدم که اسم ان کفش یک جور شبه توهین به خداوند بود و انجا این ذهن من چنان مقاومتی نشان داد که اصلا خودم باورم نمیشد که من در این باور مشکل داشته باشم( که میگفت که اره ببین پولدارها همشون همینطوری هستند بی خدا و خیلی یخ و سرد و بی مزه و بی دین وایمان و ادمهای عیاش و پول پرست و پست و رذل و بی حیا و بی عفت و خیلی ادمهای سنگ دل و بی رحم و خیلی خشک و که اصلا منکر خدا هستند که هیچی به خدا توهین هم میکنند…همینه دیگه این کاریه که پول با ادم میکنه ببین چه قدر پول کثیفه!!!! اگه پولدار بشی تو هم اینطوری میشی) و بعدش کلی خداوند را شکر کردم که من را هدایت کرد به سمت این سایت و فهمیدم که مشکلم کجاست با اینکه من در مورد این باور در تست روانشناسی ثروت 1 درصد های متوسط رو به بالایی داده بودم اما این باور اینقدر مخفی و نهان بود که متوجه نشده بودم بعد یک ایده اومد که برو تمام فایلهای استاد که در مورد ثروت و معنویت هست را جمع کن و ببین(این ایده درمورد تمام موضوعاتی که رویش کار میکنم داده میشود ومن در مورد هر موضوعی محصول خاص خودم را دارم).. خب رفتم اینکار رو کردم تا اینکه رسیدم به فایل (باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود) تا انجایی که استاد فرمودند که(..ولی من به شما قول میدهم تا موقعی که این باور هست شما یک قدم میروید به بالا و دوقدم میاید پائین. یک قدم میروید به بالا و چهار قدم میاید پائین…)بعد یک زنگ توی ذهن من ایجاد شد که اینجاست..اما خیلی واضح نگفت که چی هست.. چند باری دیدم فایلها رو اما بعد از چند بار دیدن با خودم گفتم که ذهن من که با این حرفها مقاومتی نداره پس چرا اونجا اینطوری شد؟!!.. چه باوری هست که داره اذیت میکنه؟بعد داشتم قسمت سوم فایل در امد خود را چند برابر کنید را نگاه میکردم(فایل جدید استاد که در تلگرام هست) که در اواسط فایل یک آگاهی اومد که مگه خداوند نیست که داره جهان رو گسترش میده؟ مگه خود خداوند نیست که داره جهان رو به سمت پیشرفت بیشتر هدایت میکنه مگه پول نیست که باعث پیشرفت جهان میشه مگه پول نیست که باعث حرکت جهان به سمت پیشرفت و موفقیت بیشتر میشه مگه پول نیست که موتور حرکتی جهان و پیشرفت ان است؟ پس پول یعنی خدا..خدا یعنی پول..پول خداست..خدا پول است.استاد تا این جمله توی ذهن من اومد..واقعا نمیدونم چه طور توضیحش دهم!!!..چنان ترسی تمام وجود من رو فرا گرفت که انگار همین الان بود که از ترس سکته کنم و نفسم بند اومده بود و به سختی داشتم نفس میکشیدم..انگار که یک اژدها یک اهریمن یک دیو و هیولایی که بسیار بسیار بسیار بزرگ و وحشتناک و اتشین است در لایه های بسیار بسیار پائین ذهن من در زیر لجن و مرداب خوابیده بود که با این جمله و بااین اگاهی بیدار شد و یک نعره ای کشید که تمام وجودم رو فرا گرفت و اینقدر ترسیده بودم که داشتم به خودم میلرزیدم از ترس و جلوی چشمهایم را هم گرفته بودم از شدت ترس تا بحال در زندگی ام اینقدر نترسیده بودم.از طرفی هم بسیار خوشحال بودم که پاشنه اشیل زندگی ام را پیدا کردم و با اینکه میترسیدم اما مدام داشتم تکرارش میکردم و هر دفعه ترس بیشتر میشد و اینقدر عذابم میداد که تا نوک انگشتهای پایم هم رو اذیت میکرد انگار که این باورمخرب در تمام وجودم ریشه دوانده بود..اینقدر احساس بد و احساس دور شدن از خداوند میکردم وقتی که داشتم این باور رو تکرار میکردم که حد نداشت..یعنی تمام اون باور های مخربی که در مورد پول میتوانست وجود داشته باشد در ذهن من و از جلوی چشمانم میگذشت که تعدادش خیلی زیاده و وقتی که میخواستم صدایم را در ریکوردر ضبط کنم نمیتوانستم این کار را بکنم اصلا دستم روی کلید ضبط صدا نمیرفت..صدایم در نمی آمد ذهنم میگفت که اگر اینکار روبکنی دور شدنت از خدا و گمراه شدنت حتمیه اصلا شک نکن.با هر سختی و مشقتی که بود صدایم را ضبط کردم و شروع کردم به گوش دادنش ولی هنوز ان ترس وجود داشت و با وجود ترس داشتم حرکت میکردم و در همان شب حسم به من گفت که اگر این باور را تغییر بدهی تمام اتفاقات زندگی ات به طور کامل تغییر خواهند کرد و تمام ادمهای زندگی ات عوض میشوند ودیدم که راست میگه من در تمام زندگی ام تا به الان تنها و تنها و تنها باوری که هیچ نشانه ی مخالفی با این ان ندیده بودم همین باور است حالا یا اگاهانه یا نااگاهانه و الان هیچ گونه تصوری از اینده ندارم و اصلا نمیدونم که قرار است چه اتفاقی بیافتد بعد از این تغییر باور انگار که روبرویم یک پیچ قرار دارد که اصلا نمیدانم که بعد از این پیچ چه اتفاقی قرار است بیافتد و با چه مناظری روبرو شوم و انگار که یک صخره ی بسیار بزرگ و سیاه سنگی در روبرویم قرار دارد که از ازل تا ابد کشیده شده است و اصلا نمیدانم که قرار است چه اتفاقی بیافتد بعد از این صخره .این باور باوری است که اگر زنده زنده پوستم را بکنید من باز هم قبول نخواهم کرد که پول یعنی خدا و خدا یعنی پول و الان هم که حدود یک ماه و چند روزی که از ان شب میگذرد هنوز مقاومت داره ذهنم(استاد راست میگفتید که این باور خییییلی عمیقه خییییلی ریشه داره) وترسهایم هم دارند خودشون رو نشان میدهند که من هم با بی رحمی هر چه تمام تر با قدرت بی نهایت خداوند به انها حمله میکنم و از هر ترسی که میگذرم انگار که وارد یک دنیای جدیدی میشوم (و انگار که خود خداوند بود که وارد ان ترسها شد من نبودم این رو دارم جدی میگم یعنی اون حضوری که من از خودم احساس میکنم قبل و بعد از ان ترس هست اما در حین ان ترس نیست انگار که واقعا یکی دیگه بود )..وحس و حالم فرق کرده و بهتر شده و انگار که هوا خنک و مطلوبه و حالم هم سبک و عالیه و ایمانم به فراوانی خداوند خیلی بیشتر شده و نگرانی هایم از اینده بسیار بسیار کمتر شده و تقریبا خیالم از اینده راحته و اطرافم هم داره تغییر میکنه و این خیلی خیلی واضح است و ایمانم نسبت به قوانین خیلی خیلی بیشتر شده و درکم و اگاهی هایی که به داده میشود در مورد قوانین و این جهان هستی خیلی خیلی عجیب و شگفت انگیز هستند و یک پیشنهاد کاری به من شده که تقریبا کار فیزیکی اش صفر است اما در امدش برای منی که تا بحال در امددی نداشته ام بسیار بسیار عالی است و کار طوری است که هر پولی که وارد حسابم شود من فقط میتوانم بگویم که این رو خدا به من داد یعنی هیچ واسطه ای نیست و اون مشتری ها رو فقط خداوند بود که میتوانست به این سمت هدایت بکنه و هیچکس دیگری نمیتونه این کار رو برای من بکنه و این خیلی عالیه خیلی بی نظیره.
امیدوارم که لذت برده باشید و برایتان مفید واقع شده باشد.
هر کجا هستید شاد و ثروتمند وسعادتمند در دنیا و اخرت باشید.خیلی دوستتون دارم خیلی زیاد.
سلاممم سلام سلاممم و سلام به خدایی که تمام جهان رو پر کرده و هرگز خوابش نمیگیره..
کلمه سلام از ریشه سلم .. یعنی تسلیم بودن… آمده ام تسلیم باشم دربرابر قدرتش .. اماده ام بگویم که من نیستم که مینویسم .. این تویی که مینویسی..
آمده ام بگویم من نیستم که هستم.. این تویی که هستی… امده ام بگویم من نیستم که نفس میکشم.. این تویی که نفس میدهی.. امده ام که بگویم تنهایی ام با تو پر میشود.. آمده ام بگویم که ثروت تویی .. آرامش تویی آه که چه احساسیه.. حس بودن.. حس زندگی کردن.. حس خوب…
تنها راهی که میتوانم به آن بروم راهیه که تو در آن هستی
آمده ام که تعهد بدم.. تعهد این که تمام احساسم و توجه ام به تو باشه..
وقتی که نزدیکی به من .. از طریق احساسم.. قلبم با عشقت آرام میگیرد
چه حس خوبیه که تو اینجا پیشم بهم لبخند میزنی…
میخوام تا اخر عمرم با تو باشم و عاشق همه.. بقول دوستم سعید.. عشق بازی من با تو
چه خوبه که دستانت را در زندگیم وارد کردی.
تا بگویی خدایت منم..
یادم می آید قبلا هر وقت که به مقبره یا حرم یا امام زاده ای میرفتم.. میگفتم که تو بهش بگو که من ثروت میخوام
و خیلی وقت ها گره میبستم برای حاجتم
خدای من چگونه شنیدی صدایی را که به غیرتو پناه میبرد و از غیر تو میخواست که آن کار را برایم بکنی؟من حب الورید
میدانم چگونه.. یاد داستانی افتادم ..
که جبریل را فرستادی تا حاجت مردی را بدهد ولی آن را نیافت برگشت به خدا گفت.. من کسی را ندیدم که تو را بخواند.. فقط مردی را دیدم که از بت میخواهد که نجاتش بدهد.. خداوند در جوابش گفت.. او نمیداند که از چه کسی میخواهد.. منظورش منم..
خداوندا از تو ممنونم که درخواست شرک آلودم را شنیدی…
خداوندا از تو ممنونم که میگویی بخوان مرا تا اجابتت کنم
حس میکنم که دست در دست من قدم میزنی..
خدایا ممنونم که دستانم را در دستان کسی گذاشتی که نام آور توحید است… و دستمان را به هم فشردی که مبادا دستش را رها کنم
میخواهم تا صب بنویسم که خدایا از تو ممنونم که من رو به این مسیر هدایت کردی..و قلبم را به نور ایمان روشن کردی
و رویایی را در دلم انداختی که.. همه چیز برام میشوی.. به شرطی که بدانم همه چیز تویی..
خدا=ثروت
خدا=نعمت
خدا=عزت
خدا=ایمان
خدا=زنده میکند و میمیراند
خدا=زمین و آسمان را برای من آفرید
خدا=میداند
خدا پاسخ میدهد
اوست که غیب آسمان و زمین را میداند
دوستان عزیزممم فقط رو خدا حساب کنیم…
ابراهام هیکس:
فکر نکن باید شایستگیتو اثبات کنی تا به تو پاداش داده بشه. اصلا نیازی به اثبات شایستگی نیست. تو هم اکنون هم شایسته ای . اثبات شایستگی نه فقط غیر ممکن بلکه غیر ضروریه . تنها کاری که باید انجام بدی خودتو به احساس خوب برسونی. نقطه تمرکزتو جابجا کن. به جای توجه به وضعیت کنونی ات و انطور که دیگران شما رو می بینند به وضعیتی توجه کن که دوست داری داشته باشی. راهی پیدا کن که خوش بینانه و از سر شوق و لذت به وضعیت الانت نگاه کنی
عالی بود. نکته ای که بهش توجه نکرده بودم و امروز با خوندن این کامنت پیداش کردم.
مررررسی خدای خوبم و استاد عزیز، دوستای مهربوووون❤
چقدر من بزرگم
چقدر پیش خداوند عزیز هستم
چون هر آن چیزی که می خواهم را می تونم خودم با توکل بر خدای خودم خلق کنم این یک باور است
من خالقم
من می تونم خلق کنم
من قدرت خلق کنندگی دارم
من جانشین خدا بر روی زمین هستم
من تکه ای از خداوند هستم
خدایا شکرت
به نام خالق زیبایی ها
به نام خدایی که این روزها ی جور دیگه دوستش دارم
سلام استاد عزیزم.
استاد هر بار که حرف از موفقیت هایت می زنی تحسینت می کنم که چه اراده ای داشته ای و با تغییر خودت جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کردی. خدا رو شکر می کنم که شما رو می بینم و موفقیت هایتان را به ذهنم می سپارم که وقتی استاد توانسته من هم می توانم. انقدر این جمله را تکرار می کنم که باور بشه. من هم می تونم تو شرایطی حتی بهتر از شرایط استاد زندگی کنم.
انقدر تکرار می کنم تا باورم بشه که من هستم که تک تک تجربه هایم را خلق می کنم. نحوه ی برخورد دیگران. شرایط مالی . روابط عاطفی . سلامتی و…
دیروز رفتم مرکز بهداشت که مراقبت داشتم.
اصلا از وقتی که از خواب بیدار شدم زیاد سرحال نبودم و وقتی که رفتم اونجا پرسنل یکم برخورد نامناسبی با من داشتند و من هم خوب برخورد نکردم از دیروز این رفتار ذهن من رو مشغول کرد که چرا؟ اگه همسرم پیشم بود همه با محبت و عشق رفتار می کردند. من در برخورد با اکثر انسان ها این مسئله رو دارم. وقتی درون خودم رو کنکاش کردم دیدم که من نسبت به افراد دید خوبی ندارم. فکر میکنم دیگران میخوان از من سو استفاده کنند یا به من کلک بزنن و یا این که فکر می کنن کی هستن که پشت میز نشستن و همه می خوان از کار بدزدن و… به خودم گفتم من با این فرکانسم باعث میشم که وجه نامناسب اخلاقی افراد رو بشه.
امروز که باز هم قرار بود برم مرکز بهداشت تو راه به خودم میگفتم همه انسان ها رو من دوست دارم چون تکه ای از من تکه ای از خداوند هستند و پرسنل اومدن که به ما خدمت کنن همین و من همه رو دوست دارم. باورتون نمیشه چقدر امروز برخوردها خوب بود.خدا رو شکر که چقدر راحت میشه زندگی رو اونجوری که می خوای رقم بزنی. چقدر زندگی به این روش لذت بخش تره.
خدایا ممنونم که همه برنامه هات سرجاشه، درست و دقیق.
استاد گفتی که هر وقت چیزی می خوام میشینم ی سری باورها میسازم و بعد اون اتفاقاتی که می خواستم واسم رقم می خوره.
پس من هم خواسته هام رو نوشتم و نگاه کردم دیدم که چه باورهایی نیازه. دیدم که خواسته های من بر میگرده به افزایش توان مالی و این که انقدر پول داشته باشم که بتونم به راحتی هر چیزی که می خوام رو از بهترینش تهیه کنم.
بعد دیدم که من در مقابل خواسته هام خیلی به نجواهای شیطان گوش میدم و زود نا امید میشم. پس از این لحظه به بعد تصمیم گرفتم که با صدای بلند هم که شده به شیطان بگم که بره و من به این دلیل و این دلیل می تونم به خواسته ام برسم.
شیطان به من میگه با این شرایطی که داری چطوری می تونی به خواسته ات برسی. همه چیز گرونه تو هم که درآمدت خیلی پایینه.
بهش میگم که من روی ذهنم حساب نمی کنم. من به قدرتی ایمان دارم که این ذهن رو خلق کرده. خدایی که تمام راه ها رو میدونه و به من نشون میده.
بی نهایت فرصت برای ثروت ساختن است و در ادامه من با این فرصت ها آشنا میشم.
من می تونم درآمدهایی خیلی خیلی بیشتر از مخارجم داشته باشم.
من منتظر نتایج فوق العاده هستم.
اگر در مدار ثروت قرار بگیرم بدست آوردن پول آسانترین و لذت بخش ترین کار دنیا خواهد بود.
باورم رو نسبت به فراوانی عوض می کنم
من می تونم بی نهایت ثروت داشته باشم چون من لایق بهترین ها هستم چون من انسان ارزشمندی هستم.
من از الانم لذت می برم و مطمئنم که خواسته من در زمان مناسب خلق میشه.
خدایا شکرت برای دریافت این آگاهی ها و پیدا کردن یک باگ منفی دیگه در شخصیتم.
باید تلاش کنم که احساسم خوب باشه
باید افکارم رو کنترل کنم. بر اساس باورهای جدیدی که می سازم فکر کنم.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم..
جبر یا اختیار؟؟؟
تا قبل اینکه با شما استاد قشنگم اشنا بشم تا قبل اینکه خودم وخداوند وجهان هستی رو بتونم در این حد بشناسم، زندگی برای من سراسر جبر بود وسختی و عذابی بی پایان…
انقدر مغز مارو با باورهای پوچ پر کرده بودند که جز سیاهی نه میدیدیم ونه می شنیدم…
همش میگفتن خدا مارو آفریده و فلان فلان قوانین رو هم گذاشته که اگه اجراش نکنیم مشمول عذاب الیم میشیم وباید هر لحظه گوش به فرمانش باشیم وگرنه عذابمون میکنه….
حالا اون قوانین اجباری چی بودند؟؟؟
اینکه منه خدا شمارو آفریدم وحالا مثل پادشاهی قدرتمند که به تاج وتختش تکیه کرده از شما بندگانم میخوام که منو بپرستید، وهرچی میگم گوش کنید وگرنه پدرتون رو در میارم…
هرچی من بگم همونه….
شماجز به اختیار من نمی تونید کاری انجام بدید..
شادی وخنده ودلخوشی ممنوع، چون بعدش گریه وزاریه…
رقص وآواز و بزن وبکوب ممنوع فقط باید اه وناله وگریه زاری کنید تا به درگاه من راه داشته باشید..
ثروت وشهرت و دارایی ممنوع ، چون ثروت شمارو از منه خدا دور میکنه پس هرچی فقیرتر باشید به درگاه من نزدیکتر وپیش من عزیزتر هستید…
هرکی هرجا که من بگم می تونه زندگی کنه، باهر کی که من بگم می تونه ازدواج کنه، نیاز نیست حالا همه معروف ومشهور بشید وبه همه ارزوهاتون برسید…
نیازی نیست که بیشتر از یه حدی رشد کنید و آدم بشید…
چون منه خدا میگم من صلاح شمارو بهتر میدونم!!
واز این دست باورهای پوچ که کرده بودند تو مغزمون…
صلاح نیست، خدا نمیخواد، استخاره کن، حالا منتظر باش اگه خدا بخواد خودش برات جور میکنه..
هممون درگیر اون باورهای اشتباه بودیم ..
اما از یه جایی به بعد وقتی هر کدوم از ما شرایطش رو داشتیم که از طریق تلوزیون، یا فضای مجازی یا سفر به دیگر کشورها یا ارتباط مستقیم با آدمهایی در ارتباط باشیم کم کم متوجه شدیم که اصلا دین ومذهب واین باورهایی که تو مغز،ما کردند به این شکل نیست…
اصلا اینا درست نیست…
می دیدیم که خدای ما با خدای اونا فرق داره؟؟؟
بعد از خودمون می پرسیدیم مگه میشه دوتا یا چندتا خدا وجود داشته باشه؟؟
اصلا مگه میشه خدا یه قشری رو، یه ملتی رو دوست داشته باشه و یه عده ای رو نه؟؟
اخه هربار می شنیدیم که خدای مهربون وبخشنده هست…
روزی دهنده هست و هدایت کننده ، پس چرا بعضی هارو به عرش میرسونه وبعضی ها رو به فرش؟؟؟
خب هرکسی نسبت به سوالهایی که در مورد خداوند وجهان وقوانینش داشت ودلش میخواست که فکر خدا رو بخونه از یه طریقی بلاخره یه روی یه جایی هدایت شد به اینکه خداوند وقوانینش رو بهتر بشناسه ودرک کنه تا بتونه زندگیشو بر اساس اون قوانین بسازه…
ماهم به لطف خدا هدایت شدیم به مسیر آگاهیهای سیدحسین عباسمنش..
شما استاد قشنگم انقدر خداوند رو قوانینش رو وحتی خودمون رو به خودمون راحت وساده و دلنشین و حقیقی شناسوندید که جز عدل وانصاف ومهر وعشق خداوند وجز،اختیار وآزادی،که به هر کدوم از ما داده تا زندگیمون رو اونطور که دوست داریم خلق کنیم، هیچ ندیدیم ونشنیدیم…
یعنی هربار یادم میفته 38 سال چطور در نادانی وگمراهی و دوری باخداوند سر کردم حالم گرفته میشه….چطور انقدر کور وکر بودم چطور اینهمه نشانه رو نمی دیدم ؟
چطور کتاب قرآنی که روی تاقچه خونه هر روز جلوی چشمم بود رو نمی تونستم با دید بهتری بخونم وازش بیاموزم و زندگیمو براساس اون شکل بدم…
منکه همه چیز برای شناخت خداوند در اختیار داشتم؟؟
وهمه ی اینها به خاطر هم نشینی وهم صحبتی با کسانی بود که من ازشون یادگرفته بودم یعنی بهم ثابت کرده بودند که خداوند جباره واین زندگی برمن تحمیل شده ومن دستم بسته است برای تغییر زندگیم والبته که زندگی تک تک اطرافیانم گواه بر این بود که زندگی جز جبر نیست!!!
حتی اگه یه کسی سلامتی وثروت وشادی و روابط خوب و حال خوبی داشت موقتی بود چون یاخودش و یا دیگران که شاهد زندگیش بودند این باور رو داشتند که اینها امتحان الهی هست، موقتی هست ، همین روزهاست که از دستش بده …
چون خدا به بنده هاش همه چیز رو که باهم نمیده؟
بلاخره یکی باید مریض باشه، یکی گرفتار فقر وبدبختی و یکی پولدار و یکی شادی ویکی غمگین!!!
تا اینکه شما اومدید وبا آگاهیهاتون شستشو دادید از وجودمون اون باورهای اشتباه در مورد خداوند وقوانینش رو …
شما کاری کردید که بین ما وخداوند یه دوستی صمیمانه وعاشقانه شکل بگیره…
چون خدارو بهمون شناسوندید و نشون دادیدکه قوانین خداوند برخلاف اونچه که به ما گفته بودند چقدر راحت ودر دسترس وبه نفع ما بنا شده وهرکسی ازش پیروی کنه می تونه همه چیز رو توی این زندگی باهم داشته باشه…
خودش خالق زندگیش باشه هر لحظه وهر روز، زندگیش رو انطور که دوست داره بسازه…
شما به طور واضح مسیر خیر رو برامون ترسیم کردید طوریکه هرچی خوشبختی وسعادت وسلامت و عشق وشادی وثروت و ایمان وآرامش و عزت هست در اون مسیر هست وگفتید ونشونمون دادید که برخلاف این مسیر نورانی که بریم جز سیاهی وشر وبدی چیزی نیست…
وچقدر زیبا ودلنشین و دوستداشتنی هست بودن در این مسیر پر خیر وبرکت که نیازش فقط ایمان هست وتقوا….
همون عمل صالحی که بارها وبارها خداوند توی کتابش ازش یاد کرده وگفته آنها که عمل صالح انجام میدند خوشبخت هستند وجزء نجات یافتگان!
واقعا که با آموزش اون اعمال صحیح وراه درست زندگی کردن ، مارو نجات دادید از نادانی و بدبخت کردن خودمون…
یه اصل مهم که باعث شد من عدل وانصاف خداوند رو درک کنم وبه وضوح توی زندگیم ببینم این باور بود که شما بهم دادید…
اینکه من روح مجردی هستم که تنها اومدم به این دنیا وتنها از این دنیا میرم و باید مهمترین رابطه ی زندگی من، حفظ رابطه ی من با خالقم باشه…
درک این اصل کوله بارسنگینی رو از روی دوشم برداشت وباعث شد تمرکزم بیاد روی خودم وبه جای مقایسه خودم با دیگران خودم رو هربار با دیروزهای خودم مقایسه کنم تا بتونم به وضوح شاهد باشم که آیا در مسیر درست هستم یا مسیر غلط؟
و راه فهمیدنشم خیلی آسونه، باید به احساسم توجه کنم، ببینم حال وروزم خوبه احساسم خوبه یانه؟
اینطوری می تونم هر روز رو فرصتی ببینم برای رشد دادن خودم…
یادمه قبلا از رادیو و تلوزیون میشنیدم که گوینده تو برنامه صبح گاهی میگفت خدایا شکرت که امروز فرصت دیگه ای برای زندگی به من دادی…
بعد من پیش خودم میگفتم خب اینکه الان یه صبح دیگه و یه روز پراز مشکلات دیگست که شروع شده اخه شکرگزاری هم دااااره؟
چرا باید به خاطر یه روز بد دیگه ویه زندگی اجباری دیگه خوشحال باشم وشکرگزار،آدم هرچه زودتر بمیره بره راحت بشه که بهتره!!!
واااای خدای من ، چقدر تغییر یه دیدگاه ویه باور می تونه شخصیت آدمو به کل تغییر بده…
حالا من به لطف الله کسی هستم که هر روز بابت یک صبح دیگه ویک روز دیگه که خدا فرصت زندگی کردن در این دنیا رو بهم داده سپاسگزارم ازش، به خاطر اینکه بهم فرصت داده تا شاکرانه زندگی کنم، گذشته ام رو تا حدود زیادی جبران کنم، بیشتر بهش نزدیک بشم، انسان مفیدتری باشم، کیفیت زندگیم رو بالاتر ببرم، ارزشمندی بیشتری رو خلق کنم وباعث گسترش خوبی وعشق وامنیت ومهربانی وهنر و زیبایی در جهانش بشم…
شاکرش هستم بابت اینکه بهم هر روز فرصتی میده تا بیشتر بهش نزدیک بشم و رابطه عاشقانه تری باهاش برقرار کنم وبیشتر از نعمتهایی که همیشه در دسترسم بوده ولی کفران میکردم لذت ببرم واستفاده کنم و سپاسگزارتر باشم…
زندگی یک اختیار کامل هست، یعنی اگه کسی الان بخواد بهم بگه زندگی جبر هست، من میگم چه کاری میخوای انجام بدی که نمی تونی؟
و بیشتر وقتها طرف مقابلم میگه خیلی کارها، میگم چطور؟
سریع میاد میگه اخه خانوادم، اخه جامعه ، اخه وضع اقتصادی، آخه قانون مملکت، آخه رئیس جمهور، اخه شوهرم، اخه زنم، اخه پارتنرم و……
این توجیهات رو قبلا منم داشتم اما کم کم که با قوانین آشنا شدم دیدم فقط وفقط هرکسی به اندازه ایمان وتقواش می تونه به هر اونچه که میخواد برسه…
شاید کسب بیاد بگه من فلان دختر یا پسر رو دوست دارم ومیخوام باهاش ازدواج کنم یا وارد رابطه بشم اما نمی تونم نمیشه…
یا فلان ملک وماشین و شرایط کاری و موقعییت اجتماعی …….و میخوام اما نمیشه….
اینجاست که فرق کسیکه از قوانین آگاهه وازش پیروی میکنه با کسیکه مثل گذشته ی من نااگاه هست معلوم میشه…
اونیکه از قوانین ثابت جهان هستی باخبره، میدونه که همیشه بهتر وبیشتر از اون چیزیکه خودش تصور میکنه در انتظارش هست ونیازی نیست به چیزی بچسبه فقط کافیه رها باشه و اعتماد کنه به عدل خداوند…
فقط کافیه هر روز فقط برای یک روز پذیرای هر انچه که براش موجود شده و در اختیارش گذاشته شده باشه وتو لحظه حال زندگی کنه…
اینطوری بعد یه مدت به یقین میرسه که هر روزش بهتر از دیروزش هست….
واون روزها وساعات ولحظه هایی که فکر میکرده جهان استپ کرده وهیچی خوب پیش نمیره، یا اصلا هیچ تغییر خاصی اتفاق نمی افته یا حتی چندقدم به عقب برگشته، جوری براش جبران میشه که واقعا ره صد ساله رو توی کمترین زمان رفته واینها پاداش صبر وتوکل وایمان فعال وتلاش با عشق وامیدش بوده که از طرف جهان بهش داده شده…
این اصل وباورهای زیبا ودلنشینی که اینجا به یادگار گذاشتم رو هر روز به خودم یاد آوری میکنم وبا بودن توی سایت و کارکرد 12 قدم وتمرین تمرکز برخودم سعی می کنم توی این مسیر ثابت قدم بمونم وگرنه اگر از این مسیر کمی دور بشم، شاید منم لحظاتی یا ساعاتی وشاید بوده چند روزی که حس کردم دچار جبر شدم و هیچ اختیاری برای تغییر شرایطم ندارم…
اما از اونجا که وقتی یه قدم سمت خدا برمیداری وخدا دستتو میگیره دیگه رهات نمی کنه، دوباره سریع منو برگردونده به این مسیر پراز امید و انگیزه ونورانی که سراسر خیر هست وخوشبختی…
الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو که از نادانی وجهل نجاتم داد وبه راه کسانیکه بهشون نعمت( اگاهی وایمان فعال) عطاء کرده، قرارم داد…
استاد عزیز ومهربانم هر لحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید انشالله
با درود و سلام خدمت شما دوست عزیز مینا جون
عزیزم چقدر قشنگ این باورهای مخرب مذهبی گذشته مون رو توضیح دادید و چقدر باید از خداوند تشکر و قدردانی کنیم که ما رو هدایت کرد به مسیر درست و مناسب .. خدا رو شکر بلطف استاد عباسمنش و این سایت و بلطف تکنولوژی اینترنت و این گوشی های تلفن همراه و غیره . برامون خیلی چیزها روشن شده و به آگاهی ها ی زیادی رسیدیم خدا رو صد هزار مرتبه شکر گذارم .. واقعا اینکه همش فکر می کردیم باید توی این جبر بمونیم و بسوزیم و بسازیم .. ووووواااا-ییی خدای من چقدر دین و مذهب محدود کننده است.. و واقعا هم برای اینکه برده داری کنند و انسان رو برده ی خودشون کنند از این روش هوشمندانه ی مخرب استفاده کردند ..و انسان آزاده رو با این دین و مذهب و خرافه پروری ها از طریق افکار به غول و زنجیر بکشند و دنیا رو بنفع خودشون و خواسته های خودشون تغییر بدن….
ممنون و سپاسگذارم برای کامنت خوب تون که به نکته های خیلی جالب و اساسی توجه کردید
مینا جون برای این کامنت زیبا و پر محتواتون خواستم تشکر و قدردانی کنم که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم ممنون و سپاسگذارم .
در ضمن عکس پروفایل تون بسیار زیبا و شیک و مجلسی هستش و چقدر این آرم ماشین بنز رو دوست میدارم نشان از پول و ثروت هستش و چقدر خوشحال شدم اول صبحی این عکس زیباتو دیدم و هدایت و همچنین این قسمت از فایل و کامنت زیبای شما دوست عزیزم مینا جون بهترینع بهترین ها رو برات آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی و خوشی و شادی
و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با سلامتی و تندرستی و مهر و محبت و عشق
ممنون و سپاس
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست قشنگم..
ممنون از دعاها ومهربانی ولطفت رویای عزیز…
اوایل که باور کرده بودم که خود من بودم که تمام عمر داشتم اتفاقات وشرایط زندگیمو با اختیار کامل رقم میزدم ودر پی اون انتخابات آزادانه والبته اشتباه چقدر به خودم ظلم کرده بودم یه حس خفگی بهم دست میداد که از سر بغز و اشک وآه پشیمانی بود…
ولی خب درک قوانین جهان هستی وشناخت خداوند انقدر قویتر بود که تونست نجاتم بده از افسوس ها وحسرتهایی که خوردم…
از یه جایی به بعد فقط شکر خدارو به جا میاوردم وبه جا میارم که قبل مردنم وتمام شدن فرصت زندگیم لطف خدا شامل حالم شده تا به این درک برسم که من خالق صد درصد اتفاقات زندگیم هستم، به این درک برسم که هیچ جبری از سمت خداوند بر من تحمیل نشده و من تمام عمر وحتی بعد این می تونم آزادانه خودم زندگیمو انطور که میخوام رقم بزنم…
خیلی خیلی حس خوبی داره، درک همین اصل که من آزادم تا زندگیمو همونطور که میخوام شکل بدم تازه تواین شکل دادنه وساختنه حمایت کسی رو دارم که ابرقدرت عالمه و کمکم میکنه هوامو داره تا همه چیز زیباتر وبهتر از اون چیزی که من فکرشو میکنم انجام بشه…
واقعا چقدر خداوند عالم عادل و مهربان هست در حق بندگانش…
اینکه نه تنها جبری بر بندگانش نداره تازه میگه چی میخوای؟ به خودم بگو برات اوکی میکنم، تازه خیر وشرش رو هم بهت میگم دیگه حالا خود دانی، انتخاب با خودته، ولی اگه انجام دادی وشر بود بد بود آسیب دیدی عیبی نداره، من هنوز اینجا هستم که تو بیای و روی کمک من حساب کنی تا برات درستش کنم سروسامونش بدم ..
خدا از این مهربونتر مگه داریم؟
رویای عزیزم منم از خداوند برات بهترینهارو میخوام…
انشالله که تک تک ما که به این مسیر هدایت شدیم، همواره در این مسیر به لطف خودش ثابت قدم بمونیم تاابد..
سلام سیده سید پور
تشکر می کنم که این همه وقت گذاشتید و این باورهای محدود کننده ای که خیلی از ما که تو سن و سال هم هستیم را بهمون یاد آوری کردید
و از این جمله ات خیلی خوشم اومد
اینکه مهمترین رابطه ما باید رابطه ما با خالقمون باشه
و من این جمله را طور دیگه همیشه با خدای عزیزم میگم و میگم خدا جونم نهایت عشق و محبت من مخصوص حضرتت است
چون تو قرآن هم آمده که …..الذین آمنوا اشد حبا للله…
سپاس از شما برای این جملات عالی
سپاس از استاد عباس منش و همکارانش خصوصا خانم شایسته مهربان
سپاس از خدای وهاب و عزیزم به خاطر این آگاهی ها
شاد ، سالم و ثروتمند باشید