دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم! - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

513 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    غزال باقری گفته:
    مدت عضویت: 4199 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسی.راستش باید اعتراف کنم که من خیلی باید روی خودم کار کنم چون نه تنها مقاومت زیادی رو یه سری باورهام دارم بلکه یه وقتایی حاضر نیستم دیدگاههای درست رو حتی بشنوم

    مثالش همین فایل.مدتهااااا پیش توی فایلهای رایگان دیده بودمش اما اصلا دلم نمیخواست دانلودش کنم.چون با عنوانشم مشکل داشتم،که چی؟؟آخه غذا دادن به چندتا کبوتر زبون بسته چه منافاتی میتونه با قانون داشته باشه؟چی از من کم میشه؟تازه من دارم با عشق این کارو میکنم اینجوری فرکانسش به خودمم برمیگرده.هر روز هم توی محیط کارم براشون ارزن میریختم تا خود امروز.با کلی قربون صدقه رفتن و لذت بردن.

    یه مدت هست که همکارای طبقه پایین به این حرکت من اعتراض داشتن و میگفتن بخاطر گرما پنجره رو باز میکنیم و پرهای کبوترا همش پخش میشه تو اتاقمون.البته بماند که من نتونستم به این اعتراضها توجه نکنم و مدام با خودم میگفتم چه چیزایی براشون مهمه،غذا خوردن چندتا کبوترم نمیتونن ببینن…تا اینکه امروز بهم یه تذکر جدی دادن.من گفتم چشم و دیگه براشون ارزن نمیریزم

    بلافاصله تصمیم گرفتم بیام این فایل رو گوش بدم.خب توضیحات عالی و قانع کننده هست.مخصوصا وقتی میفهمم قضیه فقط کبوترا نیستن آدمهایین که بخاطر این رفتار من کلی بهشون ضربه وارد میشه و البته ضربه هایی که به خودم وارد میکنم.

    با خودم قرار گذاشتم دیگه براشون غذا نریزم با اینکه میدونم تا مدتها میان اونجا و منتظر غذا هستن.ولی این رفتار خیلی وقت پیش باید اصلاح میشد و نباید به تذکر دیگران ختم میشد.

    یه معذرت خواهی بخاطر مقاومتم به استاد بدهکارم

    ممنون که هستید

    خدا بهتون سلامتی و عزت بده ?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    بهار محمودی گفته:
    مدت عضویت: 2649 روز

    درود به شما استاد عزیزم. من خودم از همین دسته هام و تا همین الان هم درگیر این موضوعم این دلسوزی و درگیرشدن با مشکلات اطرافیانم انقدر ریشه در ذهن و قلب من کرده که فکر میکنم این تغییر باور باید از نون شب هم برمن واجب تر باشه. دلیل تاخیر در ازدواجم و کم خواستن کم پوشیدن کم خوردن من فقط به این دلیل بود شاید یه نفر دلش بخواد و نتونه و حسرت بخوره . کمک کردن و دلسوزی بیش از حد فقط باعث میشه خودمون از اهدافمون دورشیم. من سرهمین دلسوزی ماشینمو فروختم تا کمک خونوادم کنم اما الان فقط توهین و کم محلی نصیبم میشه و در نهایت میگن که من راهمو باهشون جدا کردم و خودمو گرفتم. یادمه اوایل تو تابلوعه کاعناتم تصویری از بچه های کار داشتم که یه روزی بالاخره من تمام این بچه هارو نجات میدم اما فهمیدم من تواناییشو ندارم من واقعا توانایی کاربزرگی مثه تغییر ادمارو ندارم و همین چند وقت پیش از تابلو کاعناتم حذفش کردم. مشکل اینجاس که ما میخوایم در حد خدا عمل کنیم فکر کنیم. انقدر که فیلم های صداسیما بی کیفیت بودن انقدر که تو مدرسه به اشتباه این باورو در ما ساختن که الان برای نابود کردنش باید اندازه اون سال ها تلاش کنی. من فهمیدم که فقط باید انقدر درک درستی از قوانین داشته باشم و نتایجم بزرگ باشه که الگو شم تا شاید با نتایج من بقیه هم تکونی به خودشون بدن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2417 روز

    سلام ب هدایت شدگان عزیز..

    استادگرامی ک با این وضوح ب ما تعلیم مدین ازشما صمیمانه سپاسگزارم..

    واقعا احوال این روزهای من عاااااااالیه..بی نهایت ب خدای خودم وصلم وازهرلحظه درآغوش خداوندم لذت میبرم..از زیباییها..آرامش..آسایش..وفورنعمت و هرآنچه ک خرسندم میکند..

    خیلی سبک هستم

    خیلی رها..

    خیلی عمیق

    خیلی پرانرژی همه چیزلذت بخشه..

    خداوندابرای عظمتت تو را میپرستم ک تو برهمه چیز آگاهی..

    تو دانا و توانایی برهرچیز..

    امروز رفته بودیم باهمسرم تا شعبه بیمه تو راه برگشت بطور اتفاقی چشمم ب مردی افتاد ک دوتا عصا زیره بغلش بود و ازمتکیان بود..

    من در گذشته خیلی ب این افراد کمک میکردم و دلسوزی بیجا..اما امروز بطور آگاهانه و بدون اینکه از این فایل سید عزیز استفاده کرده باشم ب این موضوع فکرکردم ک اگر این افراد ب خود آگاهی برسند و از خدای خودشون یاری خواسته باشند خب مطمئنا نتیجه برای اونها هم درهرشرایطی ک هستند قطعا بهترخواهدشد..

    و امروز نشانه من این فایل عالی بود ک واقعا بسیار نکته طلایی در این صحبتهای گوهربارسید وجود داره ک من با دل و جان پذیرفتم..

    مادری از سر دلسوزی و احساس ب فرزندانش گاه و بیگاه در امور مالی کمک میکندپسر و دختر فرقی نمیکند..

    پسرها ب دنبال کسب درآمد و موفقیت پایدارو ثابتی نیستند..با مشکلات متعددی روبرو میشوند همسران ناراضی.فرزندان متعصب.

    همه گفتارشما بسیارواضح و روشن هستند..

    همه ما باید تابع قوانین جهان و کیهان باشیم تا ب رشد کامل تر و جهانی زیباتربپیوندیم..

    واقعا هیچ چیزبی حکمت خداوند وجودندارد..

    ازهمه عزیزان سپاسگزارم..

    درپناه معبودیکتا..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حمید شهسواری پور گفته:
    مدت عضویت: 2818 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی

    امروز این نشانه من بود من هروقت که گدایی

    متکدی را می دیدم ویا جلو راهم در میومد

    باین تفکر بهش نگاه میکردم که شاید این فرستاده خدا و اون داستانهای قدیمی که برای

    ما می گفتند که خدا اینو فرستاده تا ببینه تو چند مرده حلاجی وترو امتحان کنه و اگر تو به او چیزی دادی خدا هم برای تو میده

    ببین باور اشتباه تا کجا در اعماق وجود ما نفوذ کرده که به این راحتی عوض نمیشه

    وما باید همیشه وهر لحظه روی باور هامون کار کنیم.وبه همین دلیل بعضی وقتها که هواسم بود نمی دادم. ولی بعضی مواقع دقیقا

    می گفتم این کار خداست و میدادم

    سپاسگزارم که امروز یکی از باورهای اشتباهم روپیداکردم

    سید دمت گرم بخدا ..

    خدا رو سپاسگزارم از اینکه استاد را سر راهم قرارداد که قوانین رو بفهمم و باورهای عالی برای خودم بسازم

    در پناه خداوند بخشنده بی انتها پیروز وپایدار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    Arzu گفته:
    مدت عضویت: 2620 روز

    با سلام استاد گرانقدر من به این صفحه هدایت شدم.و از خداوند سپاس گذارم که این مطلب رو برای من یادآوری کرد. من یک دوستی داشتم که ناخواسته باردار شده بود و وضع مالی بدی داشتند و میخواست بچه اش را به خاطر فقر مالی سقط کند و از من کمک خواست برای سقط آن و من گفتم برای دکترها و سونوگرافی ها و هر هزینه ای تا زایمان داری من قبول میکنم بعدش هم خدا بزرگ است این دوستم بسیار خجالتی بود من از پولی که برای جهیزیه داشتم کمکش کردم و بچه اش را به دنیا آورد باز از من کمک خواست تا همسرم برای همسرش کار پیدا کند و ما باز هم کمکش کردیم ولی همسرش در کاری که برایش پیدا کرده بودیم کار نکرد و میگفت کار سختی است‌. بعداز من خواست به مغازه ای از دوست مشترکمان معرفی کنم (چون آن دوستمان با من صمیمی تر بود )تا وسایل قسطی بخرد، بعد من این کار را نیز انجام دادم .بعد هم از من پول قرض خواست و مدت زیادی باز پرداخت نکرد.بعد دیدم این خصیصه در او به وجود آمده و به کمک گرفتن از دیگران عادت کرده و من پول قرضی ام را خواستم و او بسیار تعجب کرد چون بارها به او بخشیده بودم ولی من با بخشیدن بیش از حدم در او خصیصه ی بدی به وجود آورده بودم.و این خلاف قانون بود و شما کاملا درست می فرمائید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سرور امجد گفته:
    مدت عضویت: 2260 روز

    سلام

    مهم این هست که ما به مرحله ای برسیم که خودمان نیاز به کمک کردن به دیگران داشته باشیم.

    اون کمکی که با یه عالمه تفسیر و منت و از روی ناراحتی و. ..باشد مدار پایینی از سطح آگاهی هست.

    من وقتی دارم به پرنده ای که میبینم و عذا میدهم و از غدا دادن به او لذت میبرم نه تنها اون پرنده رو تنبل نمی کنه بلکه جریان عشق رو در کاینات تسریع می کنه.

    نیت و فرکانس خیلی مهمه.

    آگه فکر می کنید در لحظه ای که باید کمک کنید و نکنید در حقیقت به خودتون کمک نکردید.

    آگه فکر می کنید این کمک مناسب و آگاهانه و درست نیست این کارو نکنید.

    ما با کمک به دیگران به خودمون کمک کرده آیم و باید نوع کمک مون درست باشه. در جهت جریان عشق و شعور و تکامل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سمیه علی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2641 روز

    سلام به استاد عزیز چه قدر این فایل اموزنده بود یه مستندی میدیدم از کشور اسپانیا درباره کبوترهایی که ادمها بهشون غذا داده بودند و خودشون دنبال غذا نرفته بودند و اصلا بلد نبودند غذا پیدا کنند تو این مدتی که بخاطر ویروس کرونا مردم قرنطینه هستند کبوترها به‌محض اینکه یکی رو میبیند که از خونه خارج شده حمله میکنند و در خواست غذا دارند ازش با دیدن اون فیلم یاد این فایل استاد افتادم و اومدم برای چندمین بار گوشش کنم استاد عزیز تک تک صحبتهاتون قانون ثابت و بدون تغیر خداست ممنون بابت فایلهای رایگانی که تو سایت قرار میدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حسل گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    سلام استاد عزیزم

    خیلی ممنونم از خدا که منو به این مسیر هدایت کرد و از شما استاد عزیزم سپاسگذارم که واقعا سخنان به جا و آموزنده ای بود. در رابطه با این موضوع میخواهم ارتباط مادرم با خواهر بزرگترم رو اینجا به عنوان تجربه ای که دیدم بیان کنم.

    خواهر من همیشه از ناراحتی و … پیش مادرم درد و دل میکرد و همیشه مادرم حواسش بهش بود . خواهرم ازدواج کرد و همین رفتارهای مادرم ادامه داشت و الان خواهر من واقعا یک آدم بی عرضه بار اومده که حتی بلد نیست از بچه خودش مراقبت کنه. بلد نیست چطور با دیگران ارتباط موفق داشته باشه و بسیار وابسته هستش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ویشتاسب شفازند گفته:
    مدت عضویت: 3528 روز

    سلام و آرزوی شادی و ثروت برای همه دوستان. دقیقا استاد من هم ذیدم به چشم که کمک بیجا واقعا ضربه زده.خودم متاسفانه این کمک کردم البته کمک مالی نبوده اما اگر کمک نمیکردم حتما شرایط امروز اون فرد بهتر میشد و میتونست خودشو از شرایط بیرون بکشه ولی الام منتظره تا کسی بیاد و کمکه دیگه ای بهش بکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: