این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-15 06:19:162024-11-08 04:57:00آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
456نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بریم سر تجربیات از همین الان بدون هیچ اطلاعاتی از جایی از تجربیات خودم میگم
من در طی مسیر زندگی در گذشته یادمه وقتی وارد روابط میشدم و فقط با نداشتن عزت نفس و حس وابستگی که اسمشو میذاشتیم عشق خدای خودم رو به یک انسان روی زمین میفروختم و به اون فرد مقابل وابسته شدم و چنان لگدی خوردم
که هنوز جای زخم و درد و توانش سالها هستش اما زیبا بود که از همون اول باز به من هدایت میداده و من در مدار دریافت نبودم و حسابی روی خدا باز نکرده بودم
یادمه عاشق شدم و چنان حرکتی کردمبرای اون فرد و رفتم به شهرستان و خودمم به موش مردگی و ضعف زدم که منو اون فرد منو دوست داشته باشه و خودمو زمین زدم به اصطلاح کیا منو بخواه (درسی باشه برام با اینکه از این لحظه حالم بهم میخوره ) که وقتیبه دکتر عمومی رسیدم ، دکتر وحشت کرد از پوست کبودم و حال بدم و سال ها بعد دچار یک بیماری تشنجی رو مغزم شدماما نمیدونستم با دستای خودم خودم به خودم ظلم کردم و در اولین جواب رد من میرفتم کنار و روی توحید رو میفهمیدم اما میپذیرم که باید بیدار میشدم و خودمو سرزنش میکنم درسته تکامل میخواد اما من باید تربیت میشدم و اون باور هالی غلط از من پاک میشد و خدارو شکر خدارو شکر
و باز این الگو پایان ندذاشت و باز وارد رابطه شدم و باز وابستگی و باز چک و لگد از ماهیت دیگه و چه نشونه ها که از اولش میداد و من باز هیچ اهمیتی نمیدادم :
(( استاد هر وقت روی خودم و عقل خودم و منم منم منم های خودم حساب میکردم و من میداااانم ها ی خودم غرور منو برمیداشت چنان طبیعت و قوانین جهان بهم پاسخ رو با چک و لگد داد که فهمیدن در اولین قدم بگم خدا من عاجزم من در مقابل تو هیچم و تو تو خدا با هیچ کسی شوخی ، پارتی نداری چون قوانین اینه و هرکجا روی خدا باز کردم وابسته ی احدی نشدم و ازش هدایت خواستم رشد تصاعدی کردم خدایا شکرت ))
اما چه زیبا از به بعد بیدارم کرد (خواهان این شدم که بیدار باشم و خودم رو بیدار تر کنم ) و خدا رو شکر الان من بیدار شدم نسبت به قبل و من وابسته ی احدی نمیشم نمیگم کامل شدم چون این مسیر پایانی نداره و همچنان نسبت به
به هیچ عنوان ، از همین الان خدا من تسلیمم من به شدت به خودم ظلم کردم و نمیدونم شاید میکنم هنوزم اما من تسلیمم خدا تو منو هدایت کن تو به من آگاهی بده تو به من راه رو نشون بده
توی یک مسیر هم اونقدر این غرور و این لج بازی حتی با خودم و خدا زیاد شد که رسید به یک بیماری روانی و سیاهی تا جایی که افتادم کنار و گفتم خدا من که تورو قبول ندارم میرم به حرکت بیهوده بهتر از یک جا نشستنه و شروع کردم به کتابی کهخ هدایتی به دستم رسیده بود باز میگم حتی اگر شما از خدا دور باشید و در مسیر سختی ها باشید خدا باز هدایت و بیدار باشی رو میفرسته باز به انتخاب شماست ،ریال خدا برای ما دشواری نمیخواد
تا اینکه با اون کتاب روی ضمیر ناخود آگاهم کار کردم و درمان شدم و رسیدم به مرحله ای از زندگی که استاد که آب میخوردم با صدای قلبم بود راه میرفتم حواسم به احساسم بود نفس میکشیدم به احساسم نگاه میکردم فکر نمیکردمم و اگر تصمیم میگرفتم با قلبم هدایت میطلبیدم و بغیر از هدایت دست به هیچ اقدام بیخوردی نمیکردم و هرچی قلبم میگفت میگفتم چشم و چنان راه رو برام هوار کرد و چنان راه کار هارو بهم نشون داد که هنوز باورم نمیشه و منو به رشد مالی و شخصیتی رسوند که که هرشخصی عاشقم میشد و بعد من با شما هدایتی آشنا شدم
استاد دقیقا باید روی توحید و باورهای توحیدیمون کار کنیم و تکاملمون رو رعایت کنیم غیر از این کلکمون کنده است و جواب نمیده اگر به هر اقدامی دست بزنیم بغیر از ایده های الهام شونده باز جواب نمیدهد
استاد بهشدت بیدارم کرد این فایل و با جدیت به خدا نگاه کنیم من خدارو اگر بخوام حتی به انسان ببینم که باز اشتباه هستش اما به این گونه میبینم که یک مربی رزمی سامورایی هستش که رحمی حتی برای خودش نداره و از قوانینش سرپیچی نمیکنه بخواد تو بچه اش باشی بخواد تو شاگرد و یا بنده اش باشی طبق قوانینی که گذاشته عمل میکنه و اگر بیدار نشی لد و گک اومده اما ا همون اول با نگاه بعد دست یواش رو شونه میزنه و گر باز من من من کردیم وای به حالمون
ولی اگر کتک خورمون ملس نبود و به نگاه و نشونه اش حساس شدیم و یکلحظه دیدیم داریم کار رو اشتباه از دید قانون انجام میدیم ونتایج رو میسنجیم میگیم ای خدا ای استاد ای ارباب جهان من تسلیمم من میدونم دارم اشتباه میکنم تو به من بگو تو بهمن یاد بده و دقیقا آرام آرام بهمون راه رو نشون میده
و باز باید حواسمون د لحظه بودنم وکنترل ذهن داشتن و دنبال شیطان راهنرفقتن باشه چرا؟؟؟؟
وای به حال من که تجربه اش رو دارم
اگر این کار هارو ((تمرین ها، کنترل ذهن ، کار کردن روی باورهامون ، سپاسگزاری با احساس، ودرخواست هدایت)) روتین نکنیم و دنیال شیطان راه بریم باز آرام آرام از تمرین و جمع مومنین خارج میشیم اونقدر و باز به خواب شیطان فرو میریم و چک و لگد ها از راه مرسه
بیدار باش به خودمون بدیم قبل از این که طبیعت بهمون بیدار کنه مارو با پتک و چک و لگدش هر روز از خودمون بپرسیم خدا چجوری از این بهتر بهم هدایت بده هرچی بگی انجامش میدم!!!
وای استد از امروز من آمادهباش میگم و این فقط لفظ و متن توی کامنت نباشه بلکه واقعا خودم خوردم عواقب انجام ندادنش و نادیده گرفتنش اما مزایا و لذت اینکه هر لحظه بله خدا دلت رو باز بذاری و به ایده هاش عمل کنی چه چیز ها و چه راه هاییبرات باز میکنه که باید میلیاردها پول ببازی برات باز میکنه میگم خداا کمکم کن میخوام رشد کنم من تسلیم هدایتت هستم حتی از چیزی که نمیفهمم منو آگاه کن
استاد عزیزم دیوانه وار عاشقتونم و ممنونم که مارو به یک اصل بزرگ آگاه تر کردید و این راه ادامه داره و باز میام و باز کامنت رشدم رو میذارم این باشه رد پا باور دارم که این پیغام منهستش که 10 برابر رشد کردم از هر لحاظ در زندگیم و این یک رد پا هستش :
با چه رشد و حرکتی
خدا من تسلیمم تو به من بو تو منو آگاهم کن و نشانه بده من ملس خورم اصلا خوب نیست بهم بگو چطور از مروز بهتر بخاطر همینه که امروز برای اولین بارهبرای فایل جدید کامنت تایپ میکنم منی که قبلا اصلا حوصله امنمیکرد کامنت بخونم اما الان عاشق این کار شدم چون میدونم پشت این آگاهی ها چی به من گفته میشه از جانب خدای یگانه
باتمام وجودم از شما و خانم شایسته سپاسگزارم
هر ثانیه تسلیم الله هستم و همین کامنت هم هدایت خودش بود
قربون خدا برم، که برای هیچ کداممون دشواری نمیخواد اگر ما سپاسگزارش باشیم اگر تسلیمش باشیم مسیر رو هموار تر میکنه و ما آسان میشیم برای آسانی ها
به خدای بزرگ میسپارمتون ثروتمند و سعادتمند در دنیا
از نظر من استاد عباس منش یک نابغه است. و در زمینه کاری خودش بی همتاست.
جایی که ایشان توضیح میدهد که هر بلایی سرمان آمده ریشه یابی اگر کنیم، به شرک میرسیم!
خیلی زیبا و هوشمندانه ایشان نتایج خودش و سایر انسانها را به افکار و باور ها ربط داده است. و به زیبایی و سادگی آنچه در قرآن آمده را در زندگی روزمره تفسیر میکند.
من از کاربری این سایت لذت برده ام.
خواستم که قدردانی کنم برای این آگاهی ها و این وبسایت خوب
درود فراوان بر استاد باعشق و مریم بانوی شایسته ترین
ودرود بر عاشقان این سرزمین توحیدی
خداروشکررررر میکنم که اینجا تو این سایت توحیدی با توحیدی ترین استاد مدرس خودشناسی عضو هستم
خداروشکررررر میکنم که دوره مدرسه رو درجای دیگه گذروندم و مدارمو بالا بردم و هدایت شدم اینجا تا هرچی و که ازاین استاد میشنوم آنرا وحی منزل بدانم و چقد لذت بخش که ذهنم اصلااااا هیج مقاومتی در پذیرفتن این آگاهی های ناب توحیدی نداره و شکرگزارم که از روزی که تو این راه قدم گذاشتم ذهنم کاملا پذیرا بود یعنی تمام این حرفا مستقیم به قلبم تزریق میشد برای همین مقاومتی نمیکردم تا اینکه امروز اصلااااااا مقاومتی حس نمیکنم مقاومت فقط در انجام کارها میباشد که خداروشکررررر روز بروز دارم قوی تر میشم،
خداروشکرررر برای درس امروزم ازاین فایل و چقد اشتباه فکر میکردم و اینم برطرف شد .
منم قبلا حس ضعیف پروری داشتم خودم همش میخواستم تو چشم قرار بدم همش دوست داشتم تو مشکل باشم حس دلسوزی و گدای مهربانی بودم و چقد این شررررک بود و چه نگاه زیبایی از به اصطلاح بلای طبیعی داشتین استادم و چقد یاد گرفتم هیج چیز در دنیا بلا نیست وقتی میگیم جهان در خیر مطلق هست پس باید به الخیروفی ماوقع کاملااااا ایمان داشته باشیم و چقد استاد زیبا اینو برامون توضیح دادن و این باعث شد حواسم باشه ازاین به بعد هیج اتفاق بظاهر بد و توضیح وتفسیر بد نکنم چون هیج اتفاقی در دنیا اتفاقی،اتفاق نمیوفتد و خداوند با تمام این اتفاقات میخواد جهان و الک کنه و هر از گاهی برچین میکنه این قانونی هست که از دوران قدیم تا جدید بود و ادامه دارد….
در یک یرنامه ای بنام پیدایش جهان در دوساعت که کامال منو تو مستندشو هم نشون داد تو گوگل فیلمش هست که هر ازگاهی اونو میبینم و ایمانم و بخداااا بیشتر وبیشتر میکنم الان خیلی وقته ندیدمش حتما با این آگاهی دیدنش برام بسیااااار لذت بخش خواهدبود،
دراین مستند تهیه کننده با تحقیقات دانشمندان زیادی و بکار گرفتن آنها در این فیلم برای توضیح دادن بخش هایی از فیلم اومده از بیگ بنگ تا بوجود آمدن حیات برروی زمین و تولد ما انسانها بطور خلاصه ولی مفصل توضیح دادن و چقددددد زیبا اون صحنه ها رو به تصویر کشیدن و چقدددد به افزایش ایمان ما کمک میکنه خیلی از حرفا رو داحل قران هم میبینیم من فکر میکنم تهیه کنندش حتما قران را هم خونده و دانشمندان هم حتما از کتاب مقدس نخ گرفتن حالا درست بودن این حرف یا غلط بودنش مهم این فیلم که چقد این حرف استاد و زیبا نشون دادن که یک اتفاق بزرگی زمین لرزه یا طوفان بود یا تغییر جوی هوا بود رخ داد که نسل دایناسور ومنقرض کرده ولی جانواران بسیار ریز که جثه ای نداشتن زنده موندن تا جهان زیباتر گسترش پیدا کنه وچقد این قانون تکامل و زیبا تصویر کشید محشر این فیلم اگه ندیدین حتما ببینید بله حتما اتفاقاتی رخ میده در جهان تا جهان الک بشه مثل هزاران بیماری اومد جهان قوی تر شد زلزله اومد سیل اومد طوفان اومد و اواخر کرونا جهانی شد تا قدرت جهان و بالاتر ببره هم خداوند قدرتشو به رخ ما کشید که ناشکری نکنین منم منم نکنین به همدیگه خیانت نکنین جنگ نکنین هیچکی از هیچ انسان دیگه ای برتری نداره اینو با کرونا براحتی در کل جهان به تصویر کشید چی شد با یک ویروس کوچک نظم و قانون کل جهان و بهم زد به همه فهموند که قدرت برتر کیه جز الله هیچکس نیست پولدار وفقیر قوی وضعیف جدا نکرد این بیماری همه رو تهدید کرد تا بفهمونه که فقططططط کسانی در امان هستن که با خدا باشن و توحید در عمل را باور داشته باشن خدایا شکرررررت استاد عزیزم ممنونم که چه آگاهی نابی رو بما تزریق کردی و چقد زیبا کفتی که بله مردم ما خیلی مهربون و نوع دوست هستن اینو چه وقتی بهتر وبیشتر میفهمیم در رخداد های اتفاقات بزرگ اینچنینی مثل زلزله سیل طوفان دقیقا چند سال اخیر تو کشور عزیزمون زلزله و سیل اومده خیلی خسارت هم جانی زد هم مالی و نمیخوایم بدنبال دلیلش باشیم که چرا مسولین تدبیری برای خسارت جانی حداقل نمیوفتن با این همه درس طبیعت البته در جاهایی که شرک زیاد عست فکر کنم تلفات زیاده ،مهم اینه که به هر دلیلی این اتفاق افتاد چقد مردم کشور ما مهربون و همدردی دارن چقددد سخاوتمندن با وجود مشکلات اقتصادی هر کسی به اندازه وسعش وسیله جور کردن دادن به مراکز جمع آوری و ماشین به ماشین مردم بصورت خودجوش رفتن کمک این آدمای بلا دیده و الان میفهمم مردم کشورم چقد مهربون و دوست داشتنی هستن و چقد یسری اتفاقت میوفته همه رو با هم قاطی میکنیم میگیم مردم دزد شدن کلاهبردار شدن نمیشه به کسی اعتماد کرد پس اینا کی هستن همین مردمی نیستن که تا یکی بدی میکنه ما همه رو بد میدونیم همه رو دزد خزاب میکنیم پس چی باعث میشع ما خوبیها رو نبینیم و باید وایستیم ختمااااا اتفاق ناگوار بیوفته نه چون ما نگاهمونو عوض نمیکنیم و تا زمانی نگاهمون به مردم دزد باشه بد باشه هر جا میریم آدمای دزد و کلاهبردار و سواستفاده گر نصیب ما میشه و اینجور ادما رو حتی در زمان بلا هم نمیتونیم ببینیم من الان فهمیدم در جهانی زندگی میکنم که آدماش خیلی دوست داشتنی و مهربان و سخاوتمند و هندردی دارن و واقعاااا اصلااا از این دیدگاه هیچوقت به مسایل نگاه نکرده بودم که چقد این اتفاقات به ظاهر وحشتناک میتونه زیبا باشه و چقد باید یاد بگیریم و بفهمیم که این جهان رخدادهای اینچنینی داشت و خواهد داشت پس نیایم جناییش کنیم یاد بگیریم نگاهی را بسازیم که کمکمون میکنه هم آرامش ما بیشتر بشه هم ایمانمون که وقتی این اتفاق بیوفته دیگه هیج اتفاق بظاهر بدوخفن حال مارو بد نمیسازه هر انسانی در هر نقطه ازجهان هر بلایی سرش میاد مسولش خودشه باید بدونیم که خودمون با ذهنمون با باورهامون با افکار وگفتار وکردارمون اونو جذب کردیم که اگه افکارمون گفتارمون کردارمون نیک باشه برای همیشه در خیر مطلق خواهیم بود این وعده خداست الخیر وفی ما وقع یعنی در هر اتفاقی خیری نهفته هست.
استاد جانم ازت بینهایت ممنونم بابت اینکه اصلاااا خدارو مثل مادر مهربان نبینیم چون نکاه انسانی نگاه مخربی هست نگاه شرک آمیز هست و چقد زیبا از مثال هایی که در طبیعت هست برامون اوردی تا فهمون بهتر بشه و بهتر این موضوع در درون ما جا بیوفته که تمام طبیعت از همه حیوانات چه زمینی چه هوایی همه وهمه با قانون طبیعت دارن جلو میرن بغیر از ما انسانها که قانون خدا رو نغز میکنیم میسوزیم بعد غر هم میزنیم یک مثال الان به ذهنم اومد که دلسوزی ما انسانها یعنی بیشتر مادرها و پدرها کمتر باعث شد بجهای معلول به گدایی و مصیبت و بدبختی بیوفته یا با بیداری و دلسوزی نکردن و رعایت قانون خدا یکسری آدما از همون بچهای معلول هاوکینگ ساختن و دانشمند نابینا و کر و لال هلن کلر که ازش فیلم بسیار زیبایی هم ساختن که اگه دلسوزی خانواده ادامه پیدا میکرد و به معلم به اصطلاح سنگ دل اجازه ورود نمیدادن الان هلن کلر یک گدایی بود که اسمی هم ازش نبود مثل خیلی از انسانهای معلولی که در گدایی و فقر مردن و محدود انسانهایی شدن هلن کلر.هاوکینگ،و خیلی از آنهاموسیقدان های معروف شدن موسیقی که به حواس شنوایی یا بینایی بسیار لازمه اگه خانوادهاشون دلسوزی میکردن معلولیت ذهنی میشد زنده بگور شدن .
این نگاه دلسوز بودن خدارا از وجودم میکّنم میندازم دور و سعی میکنم هر روز قویتر بشم تا بتوانم با قدرت در بازی گسترش جهان خدا نقش مهمی را داشته باشم من میخوام مثل استادم کاپیتان بازی زیبای جهان باشم و تلاش میکنم هرگززززز حس دلسوزی به بچهام و هیچ کسی نداشته باشم این دلسوزی هاست که کار دستمون میده و مارو به مشکلات میندازه و نمیزاره توانایی های درونی مون شکوفا بشن خدایا شکرررررت برای درس امروزم.
درود بر تویی که تا آخر کامنتم اومدی .
درود بر خودم که ثابت قدم در مسیر تغییر ماندم با اعتمادبنفس قوی در حرکتم هیچ کسی نمیتونه جلوی منو بگیره اینقد به این راهم ایمان دارم حتی موفق نشدن هم نمیتونه جلوم بایسته چون هر روز دارم به خدایی نزدیک میشوم که صاحب همه چیز خوب دنیا اوست آرامش عزت آبرو شرافت امنیت قدرت شادی آسایش صداقت امین بودن درستکاری همه وهمه چی نز اوست ویلای لاکچری خونه های مجلل لوازم خوب زندگی آزادی مالی زمانی مکانی ماشین های آنچنانی امکانات رفاهی لاکچری و عالی همه جی نزد خداست و من روز بروز دارم به اون منبع نزدیکتر و متصل تر میشم واین برام مهم ،مهم خود خداست چون 100آمد 90 هم میش ماست.خدایا شکرت میکنم که کمکم میکنی تا هدفم رسیدن به تو باشه عشق بازی باتو رفاقت باتو..
بالای درخت کاج موشکا غمگین و تنها نشسته بود او مانند هر روز میشنید که بی بی خدا را صدا میزند. اما مثل همیشه کسی جوابش را نمیدهد
موشکا آهی کشید و با خود گفت طفلکی بی بی
موشکا سنجاب کوچک و تنهایی بود که در دنیای به این بزرگی به جز بی بی و درخت کاجش .هیچ کس را نمیشناخت . موشکا نمیدانست این خدا کیست که بی بی این قدر صدایش میزند فقط این را میدانست که تا آن موقع کسی نیامده بود در خانه ی بی بی را بکوبد و بگوید . من آمدم .منم خدا
موشکا با خود فکر کرد .طفلکی بی بی لابد به خاطر پیری است که به دنبال خدا نمیرود و فقط صدایش میزند
موشکا بی بی را خیلی دوست داشت و از غصه خوردن اون غمگین بود او فکر میکرد چون بی بی کسی را صدا میزند و هرگز جوابی نمیشنود .غصه میخورد
موشکا تصمیمش را گرفت و با خود گفت خودم میروم و هر طور شده خدا را پیدا میکنم و به خانه ی بی بی می آورم
شاخه به شاخه پرید تا از درختش پایین آمد.اما چطور خدایی را که هرگز ندیده است پیدا کند؟
ناگهان فکری به نظرش رسید .کوه آنقدر بلند است که آن طرف دنیا را هم می تواند ببیند.حتما او میداند کجا باید خدا را پیدا کنم .
موشکا پرید و پرید تا به پای کوه رسید سرش را بالا گرفت و با تمام قدرت صدا کرد .آهای کوه بزرگ دنبال خدا میگردم او را میشناسی؟
کوه با صدای بلند و محکم جواب داد البته که میشناسم اوست که مرا اینجا گذاشته است. میتوانی او را از بزرگیش بشناسی .خدا از من خیلی بزرگتر است بزرگترین موجود عالم است
موشکا سری تکان داد و شگفت زده به راهش ادامه داد جست و خیز کنان جلو میرفت و تکرار میکرد .بزرگترین موجود عالم . واای
پروانه زیبایی صدای موشکا را شنید و پرسید بزرگترین موجود دنیا؟ تو دنبال خدا میگردی مگر نه؟
موشکا با تعجب گفت تو هم مثل کوه خدا را میشناسی ؟
پروانه پاسخ داد البته که میشناسم .اوست که این بالهای قشنگ را به من داده اما اون از من خیلی زیباتر است .
بزرگتر از کوه! زیباتر از پروانه! موشکا از تعجب سرش را تکان داد .حالا میفهمید چرا بی بی اینقدر خدا را صدا میزند ! آهی کشید و گفت بیچاره بی بی حتما کسی به مهمی خدا فرصت ندارد به پیرزنی مثل او توجه کند
پروانه اعتراض کرد.اصلا اینطور نیست .خدا به همه ما توجه میکند این گل کوچک را ببین .خدا آن را هم فراموش نمیکند. خدا مهربانترین موجود عالم است..
موشکا لبخند زد و تکرار کرد .مهربانترین موجود عالم!
ناگهان صدای پایی را شنید . خرس قهوهای داشت به سویش می آمد .موشکا ترسید و به بالای درختی رفت . خرس که حرف های سنجاب و پروانه را شنیده بود از موشکا پرسید.تو دنبال مهربان ترین موجود عالم می گردی مگر نه؟
موشکا ترسش را فراموش کرد و با تعجب پرسید مگر تو هم او را می شناسی ؟
خرس پاسخ داد البته که میشناسم به لطف اوست که این قدر قوی هستم او از من هم خیلی قوی تر است .قویترین موجود عالم است
سپس خرس قهوهای دستی تکان داد و از آنجا دور شد
آن گاه صدایی از آسمان آمد .تو دنبال خدا هستی سنجاب کوچولو؟!
صدای گرم و شاد خورشید بود .موشکا سرش را بلند کرد و گفت تو که آن بالا بالاها هستی به من بگو کجا او را پیدا کنم .ببین چقدر کوچکم .وقت زیادی را از دست داده ام و هنوز راه خیلی کمی رفته ام.
خورشید گفت خدا همه جا هست .لازم نیست اینقدر دنبالش بگردی هر جا بروی او را پیدا می کنی
سنجاب با هیجان فریاد زد پس حتما خدا توایی
تو بزرگ و زیبایی .مهربان و قوی هستی و با نور درخشانت همه جا را روشن می کنی
خورشید آرام خندید و گفت اینهایی که می گویی هستم ولی خدا نیستم .خدا مرا آفریده و به من نور داده .او بسیار نورانی تر از من است
موشکا التماس کنان گفت پس او را به من نشان بده
خورشید جواب داد خدا با چشم دیده نمیشود .موشکا آهی بلند کشید و از درخت پایین آمد .اگر خدا دیدنی نبود پس کاری از دست سنجاب کوچولویی مثل او ساخته نبود .روی زمین نشست و شروع کرد به اشک ریختن
خورشید با مهربانی گفت گریه نکن سنجاب کوچولو.خدا دیدنی نیست اما او ما را میبیند وقتی هم صدایش می زنیم صدای مارا میشنود
سنجاب اشک هایش را پاک کرد و پرسید حتی صدای ضعیف بی بی جان را ؟…
خورشید پاسخ داد البته که میشنود .جواب هم میدهد ولی با گوش شنیده نمیشود .
خدا با نعمتهایش جواب میدهد .حالا بلند شو و به خانه برگرد بی بی جان نگرانت. میشود
بی بی جان پشت پنجره منتظر موشکا بود یکی از پرنده های جنگل همه چیز را به اون گفته بود .
پیرزن سنجاب خسته را نوازش کرد و گفت میدانی موشکا بعضی از چیزها را نمیتوان با چشم دید مثل عشق .مثل محبت ولی نشانه هایشان را میتوانیم ببینیم .
کاری که امروز برای من کردی نشانه محبت توست.خدا با چشم دیده نمیشود ولی جهان پر از نشانه های خداست
موشکا پرسید مثل بزرگی کوه ها؟ مثل زیبایی پروانه ها؟ مثل درخشش نور خورشید؟
پیرزن سری تکان داد و گفت بله و خیلی چیزهای دیگر .همیشه یادت باشد اگر خدا را خیلی دوست داشته باشی حتما میتوانی او را در نشانه هایش ببینی . سنجاب آهسته تکرار کرد .اگر دوست داشته باشی …….اما حرفاش را ادامه نداد چون دیگر خوابش برده بود
سپاس از خدام از هدایت واضحش شکرت به خاطر انقد بیدارم کردی
سپاس از دونه دونه دستای خدا که باعث شدی من به این منبع طلای با ارزشمندت وصل بشم وخودمو قوی تر کنم وبهبود ببهخشم
سپاس برای تعهد وکنترل زهنا ارامش خودم که خاستم وسعی کردم و انجام میشه
سپاس برای استادم خانم شایسته همه دوستان هم فرکانسیام واین زندگی رویایی رو به بهبودم
یهدچیزی احساس کردم استاد صداتون قویتر بود تو این فایل و به جای مهربانی بهمون عشق بدی ترقیب به داشتن ایمان وقوی بودن میکردی
پاشنه اشیل قدیمی واضح
من از بچه گیم خیلی دختر احساساتی ونازک نارنجی بودم ینی زهنم با کوچکترین چیزا میشکس
مثلا پدر من بسیار باما مهربون بود نسبت به بسیاری از پدرها ولی من با کوچک ترین تغییر تو لحنش واقعا میشکستم با هزاران سال مهر محبت ولی اون یاد مونده البته به لطف خدا هزاران بار بهتر شدم از اون موقعه ورو به بهبودم
نیاز به عشق ولیاقت بیرونی
ترس از ترک شدن از طرف خانواده بقیه
چون منبع عشقم از طرفه بقیه هس ولی طبق اگاهی های فایل
زمانی بود من منبع رزقمو همسرم میدیدم وازش میخاستم پیشرفت کنه رشد کنه منم سعی میکردم راضیش کنم تا موفقیت هایی که میاره تقسیم کنه
از یه جایی فهمیدم چرا اونی که دنبال رشده خودت نباشی اونی که دنبال خلق ارزشه و قویترشدن تو نباشی دیگه از اون موقعه بدون اینکه به همسری کار داشته باشم رو باورسازی طراحی وانجام ایده ها کار میکنم
شرک از نظر تایید بقیه
حالا چرا اونی که به خودم عشق میده خودم نباشم
اونی که با وجود اون فقط زندم وشادم ولذت میبرم خودم نباشم
باور اشتب یه عمر تو سرمون کردن زنو شوهر باید کشته مرده هم باشن بهم وابسته کلی بهم عشق بدن
الان من کلی نیاز به تایید دارم اقایی سره کارشه یا نمیکنه انقد دوستت دارم انقد محبت
حالا تو باید مثل گل پژمرده بشی
فرمول ظعیف ها می میرند و قوی ها حمایت میشن
حالا اونی که کنترل زهن داره
اونی که تا تقی به توقی میوفته خودش هوای قلبشو داره قدرت کنترل احساساتشو داره
اونی که وابسته به همسرش نیس به عشقبازی تا اون با من باشه حالم خوبه تا فلانی حمایتم کنه
قدرتو میده دسته رب
وخودش به خودش کلی عشقو لذت میده
اصلا من قویم اصلا مگه باید کلی محبت باشه من اروم باشم
مگه باید کلی احترام باشه من ارزشمند باشم
فردی که قویه از درون از خودش راضیه کسی که میخاد یه جوری از خودش راضی بشه خب چیو نشونش بدم از خودم خوشم بیاد محبت شدید تاییدای بقیه
اقا ادم قوی چه زن چه مرد قابل ارزشمندی فردی که خودش خودشو ارزشمند میدونه دیگه خودش کنترل زهنش تو دستشه و همیشه شادو سپاسگزاره هزاران نعمته
تحسین خودم این چند روز خونه طراحی میکردم مهمونی بودم ولی هر جا بودم میتونستم سادخ غر بزنم ولی با کنترل زهن به خوبی با شوق فراکان لذت بردم مادرم با اینکه مسافرت بود احساس کردم خودم خیلی احساسم خوب ولدت میبرم وشادم
دیشب یه فیلیمی دیدم نشونه خیلی برام عجیب بود من توی این چند روز توجه رو طراحیه چشمه داشتم نگاه میکردم گفتم چشماشون یه برقی داره بعد همون موقعه گفت چشمام یه برقی داره بعد اسمشم نشونه بود
در مورد ورود یه افراد بود ناشناخته بعد اینا خیلی ترسیدن بهشون حمله کردن بعدش باهم دوست شدن و برا کمک به اونها بود
راستش من بعد این فایل استاد عجیب ترسیدم از اینکه ظعیف باشم از اینکه تنبیه بشم ولی بعد با این نشونه ها که برا کمک بودن و اروم وامید وار شدم
رمز
خدا حامی افراد قویه
قوی از نظر زهنی ارامش وکنترل زهن
وقتی ارامش داری شجاع هستی از مرگو نابودی وهزاران اتفاق بد که مرور زهنت تو رو میبره تو نگرانیای الکی وبی منطق
تو با کنترل زهن وتوجه به زیبایی اروم میشه بعد حالا میری برای همکاری با خدات بهبود خودتو زندگیت تقویتی همیشگی
بعدشم بگم جز بهترین شبای عمرم بود وبسیار لدت بخش مطمنم زهنم کنترل شده و اونم پاداش زیبا براش بوده
خیلی جاها دیدم شنیدم با یه شکو تردید میگن دیگه خدا رحم کنه خدا کمک کنه خدا فلان
نمین ما خودمون تغییر بدیم ما تو راه درستش بریم ما قانون سپاسگزار نعمتاشو تحمل کنیم قانون ارامششو تحمل کنیم
من کاری به بقیه ندارم خدای هدایتگر من هدایتگر اونام هست وظیفه من و قدرت تغییر بهبود خودمو دارم نه بقیه پس تو زهنتو کنترل کن تو سپاس گزار باش تو اروم باش تو حرص نزن طمع نکن پله پله برو سپاسگزار پله کوچیک نتایج کوچیکت باش همیشه تو راه بهبودت کوچیکت باش
همیشه تصمیم بگیر وجلوی ترس کوچولوت واستا و ایمانتو نشون بده یکم شجاعتو تابری تو کشتی هدایتش
به قول استاد خدا هدایت میکنه
اون مامان که علف میخورخ به بچه هاش شیر بده اون بچه ای که قوی وراحت شیر میخوره قوی میشه زنده میمونه
خدا که همه رو هدایت میکنه اونی که زهنشو راحت کنترل میکنه همیشه مهارت بیشترو بیشتر میشه درکش به قانون بهبتر میشه راحت تر بیشتر میاد تو هدایت و خودشو میرسونه به مادرش خودشو قویتر میکنه مادر نمیتونه به زور به بچه ها غذا بده بچه ها خودشون باید قوی باشند
الان سایت استاد برا همه هست ما خودمون باید بیاید ودل بهدیم به این دریا
وقرین اگاهی ارامش ایمانی برای بهبود باشیم
خدای من شکرت ظهریه داشتیم میگفتیم تو عقبستگی مون سخت بود حالا اومدیم خونمون چقد راحت شدیم همسری گفت چه خوبی ماکه موش میومد گازمون میگرفت حالا اونم یه بارتو دو سال که اون اتاق باصفا خابیدیم
بعد من گفتم اصلا میدونی چیه خوب شد اومد گاز مون بگیره زودی بیای خونمون
حالا استاد میگه چی
میگه دخمل تو انقد لایق هستی که بدون مشکونی دندونه بدون هیچ چیز زندگیت رو به بهبود باشه
ینی
میگه تو انقد لایق که بدون اینکه هل بدن مجبورت کنن وابستگیتو از خانوات بزاری کنار
میگه تو انقد لایقی بدون اینکه مشکل چند بار بخوری زمین پدرت در بیاد روی بهبود کار کنی
دختر اصلا قانون بهبود هارو یاد گرفتی بدونه اینکه جهان پرژه بچینه مجبورت کنه برای بهبود برای قوی شدن خودت قدی
مثال
من همیشه وابسته همسری بودم با خودمو دور کردن ازش مثلا وابستگیمو کم کردن بعد وابسته خانواده شدم حالا میخام برم پیششون برام از در دیوار مهمون جور شده منو نگه داره
در کل ارومم و میدونم خیره و دوس دارم قانون ساده ربمو بهتر درک کنم وبهتر عمل کنم
ینی هر روز دنبال بهبودم باشم
اصلا عاشق بهبود باشم عاشق قوی شدن باشم عاشق ایدههای ناب ونتایج بهتر عاشق لیاقت بیشتری و استقلال بیشترمباشم
همیششه تو این راه باشم
اهرم بهبود قوی شدن
استپ وهیچ غلطی نکردن
چقدر لذت داره استادم کهزندگی از سلامتی ثروت ایمانش بیشترو بیشتر میشه بدون این بمب از اسمون بباره مجبور بشه خودش عاشق هدایت گرفتن ایده های ناب برای بهبوده برای ساسگزارتر بشه احساس خوب تری داشته
از نعمتاش از خود از اطرافیانش تحسین بیشتر رفتارهای مثبت بیشتر ببینع
در کل زندگیش بهتر کن تمرکز زهنی بیشتره و بهتر عمل میکنهایده های ناب تر خلاصه تو این راه بی انتها قله های بیشتر پله های بیشتر برای نشون دادن ایمانش بهبودش برمیداره
چقدر لدت داره همیشه از خداش هدایت میخادکاری به چکو لگد جهان نداره خودش دنبال بهبوده
مثلا اگه هم یه اشتب کوچولو شد همون اول که بااحتران نشونه رو نشونش میده این کارو بکن این راه برو بفهمه بگه چشم وتغییر کنه نکه به قول استادکتک خورش ملس باشه هی بگه بزن بزن
من عاشق فردی هستم زندگیشو همیشه از همه لحاظ بهتر میکنه خیلی ساده مثل پدر شوهرم ایمانشو وابستگیشو رضایت درونشو از رب و مثل استادم که بدونه چک لگد زودتر نشونه درمیابه وتوراه بهشتیه همیشه
حالا اهرم رنجو لدت استپ
بعصی یه حرکتایی که میکنن و یه نتایجی میگیرند ولی توجه شون روی بد بختاس از بهبود قوی شدن میترسن و احساس گناه میکنن اگه خودشونو انقد موفق تلقین کنن خودشونو انقد شایسته بدونن با اینکه خیلیا تو در دیوار باشن تو توی راه بهشتی
کی گفته لایق نیستم کی گفته تا هزاران افراد موفق هست که نگاه وتوجه بهشون برکت نورش میباره به زندگیت تو به بدبختا نگاه کنی برای درس گرفتن
اخه تو دلت بسوزه برای همه که تو راه غلطه و بگی اینا اینجان منم باید اینجا باشم
ولی بگو الگوهام دوستای ارزشمندم رفتن تو این راه بهشتی استاد خانم شایسته تو راه سپاسگزاری راه احساس خوب تو راه معجزات موفقینت پیوسته نشونه واضح ساده حالا چرا تو توی این راه بهشتی نباشی
شکرت از این فایل قلبمو باز تر کردی
از این بهبود شکر که بوی الهی میده بوی واقعا زنده بودن میده
سپاس از یه اگاهی بهشتی دیگه ویه بهبود دورنی دیگه
من از این پس چکار میکنم
@خیلی راحت میرم تو هدایت توی احساس خوب وکنترل زهن
@شوقم شورم به بهبود ها بیشتر میکنم
@باورهامو به بهبود همیشگی تنظیم میکنم
نشونه قبل فایل داشتم بهبود های کوچیک ولی همیشگی پدرشوهرمو تحسین میکردم با کمی هل بهبود میده بعد خوردم به الگو نازنیم استاد با کوچک ترین هل وبدون هل دنبال بهبودشه دمتون گرم میدون با تحسین وعشق دادن بهتون میام توراه بهشتی تونن
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان سایت عباسمنش
ای همه هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کاینات
ما بتو قائم چو تو قائم بذات
هستی تو صورت پیوند نی
تو به کس و کس بتو مانند نی
آنچه تغیّر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست
خاک به فرمان تو دارد سکون
قبه خضرا تو کنی بیستون
جز تو فلک را خم چوگان که داد
دیگ جسد را نمک جان که داد
چون قدمت بانک بر ابلق زند
جز تو که یارد که اناالحق زند
رفتی اگر نامدی آرام تو
طاقت عشق از کشش نام تو
تا کرمت راه جهان برگرفت
استاد عزیز مثل همیشه ی فایل قشنگ و زیبا، خداروشکر که شما سالم و سلامت هستید و خداروشکر من خیلی از خبرها رو نمی شنوم مگر اینکه از کسی یا جایی بشنوم، با اینکه متاسفانه تو خونه گاهی اوقات تلویزیون و اخبار پخش میشه و خانواده ام می شنوند و می بینند، خداروشکر خبرای اینچنینی رو زیاد نمی شنوم و نمی بینم الان از شما شنیدم که همچین اتفاقی افتاده و اینم بگم تا آخر فایل رو که چندین و چند بار گوش دادم و درک کردم فهمیدم این خبر، خبر خوبیه
حالا بریم سر فایل که توی این چند روز چندین بار شنیدم و کامنت خوندم و به دلیل مقاومت زیاد برای کامنت گذاشتن، البته فایل هایی که آگاهی های زیادی داره من مخم گیرپاچ می کنه و هنگ می کنم چی بنویسم که بتونم این آگاهی رو بهتر و بیشتر بفهمم و درک کنم طول کشید و از خداوند خواستم که هدایتم کنه.
نکته های ارزشمند برای طوفانی که اومده:
قدرت و بزرگی خداوند رو بهتر درک کردیم
کلی ساخت و سازهای جدید انجام میشه
کمک کردن مردم به همدیگه
همدلی و هوا داشتن مردم نسبت به هم
از بین رفتن سازه های ضعیف و فرسوده
از بین رفتن درختان ضعیف و فرسوده
از بین رفتن هر آنچه که در طبیعت ضعیفه و ماندن هر آنچه که قویه
پاکسازی طبیعت و جهان برای بهبود عملکرد جهان
استاد عزیزم چقدر عالی و قشنگ توضیح دادید که هر چیز که ضعیفه باید از بین بره و چیز قوی جاش رو می گیره
اینجا خیلی خوب درک کردم اگه می خوام زنده باشم و خوب زندگی کنم و جزء اون 1 درصد جامعه باشم و به هر آنچه که دوست دارم برسم، باید قوی و قدرتمند و ثروتمند و سلامت و با ایمان و با عزت نفس باشم.
اگه می خوام قوی باشم: باید شخصیت خوب بسازم، باید عزت نفس داشته باشم، باید سلامت باشم، باید ثروتمند باشم، باید روابط عاشقانه داشته باشم، باید به خدا وصل باشم، باید همیشه در حال بهبود خودم باشم.
■آدمهای ضعیف از بین میرن و جاشون رو آدمای ثروتمند می گیرن.
■آدمهای مریض و بیمار از بین میرن و جاشون رو آدمهای سالم و قوی می گیرن.
■آدمهایی که روابط های داغون دارند از بین میرن جاشون رو آدمهایی می گیرن که روابط سالم و عاشقانه دارند.
■کارمندان ضعیف اخراج میشن جاشون رو کارمندان قوی می گیرن.
■درختان فرسوده و ضعیف از بین میرن جاشون رو درختان قوی و تنومند می گیرن.
■حیوانات ضعیف از بین میرن جاشون رو حیوانات قوی می گیرن.
هر آن چیز ضعیف و فرسوده از بین میره و آن چیز قوی و سالم جاش رو می گیره، خداروشکر با این همه نظم و تکامل وعدالتی که توی جهان هستی وجود داره و برای بهبود جهان هستی باید همچین اتفاقی بیفته.
چقدر اینجا بهتر و بهتر قانون تکامل رو درک کردم
تو ذهنم به تصویر در آمد و در گوشم زنگ خورد که مهین تلاش کن تا طلاش کنی زندگیتو و جزء اون یک درصد جامعه بشی وگرنه فاتحه ات خونده شده، خدایا هدایتم کن به راه راست، تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
یه جمله خیلی زیبا که درک کردم اینه که: کسی که ضعیفه باید از بین بره و این عین عدالته
“من به جایی که از طوفانها بترسم به فکر بهبود خودم باشم”
هرکسی که روی خودش کار می کنه می مونه و هر کسی که ضعیفه از بین میره
هر چی سنگه واسه پای لنگه، چه ضرب المثل به جاییه
مااگر این دنیا ضعیف باشیم اون دنیامون هم بدتره نه بهتر پس حرکت کنیم به سوی زندگی بهتر
برای خودم که همیشه یادم باشه می نویسم: خدا احساساتی نیست، دلسوز نیست، خداوند سیستمی است.
شرک نورزیم و فقط به خدا توکل کنیم نه به غیر خدا
اگر خدا دستمون رو می گیره برای اینه که قلبمون رو باز کردیم به سمت خدا نه اینکه خدا دلش سوخته.
خداوند به کسی کمک می کنه که در مسیر درسته
وقتی ما در مسیر درست قرار بگیریم خدا به ما کمک می کنه وقتی در مسیر غلط باشیم خدا به ما کمک می کنه هیچ رحمی در کار نیست که بگیم خدایا تو به ما رحم کن.
خودمون رو تقویت کنیم، به خدا توکل کنیم، از شرک دوری بورزیم و توکل کنیم و فقط و فقط تنها بندگی تو رو می کنم و تنها از تو کمک می خوام، منو به راه راست هدایت کن، وقتی اینا رو تو وجودمون درست کنیم خداوند نعمت ها رو به ما میده.
وقتی به غیر خدا توکل می کنیم ضجر می کشیم و تمامی ضجرهایمان به خاطر اینه که به غیر خدا توکل کردیم، و به غیر خدا قدرت دادیم.
حالا تو هر زمینه چه در روابط چه در بیزینس چه در سلامتی و… به غیر خدا قدرت بدهیم شرک ورزیدیم.
خداوند همیشه وعده سلامتی و خوبی و خوشی و روابط عالی و ثروت و .. میده اما شیطان همیشه وعده بیماری و ناراحتی و روابط داغون و فقر و بدبختی و… میده.
تو هر زمینه ای ضربه خوردیم به خاطر شرکه، بدون استثناء هر بلایی به سرمون میاد به خاطر شرکه، به خاطر توکل به غیر خداست، به خاطر باور کردنه به غیر خدا بوده، به خاطر فراموش کردن خداوند بوده، به خاطر فراموش کردن توحید بوده
نگاهمون رو نسبت به خداوند تغییر بدیم که هر چقدر ضعیف تر باشم خداوند بیشتر هوامو داره.
باید روی خودمون کار کنیم تا در مسیر درست قرار بگیریم و هر روز بهتر بهتر و بهتر بشه.
این فایل رو هزاران بار باید گوش داد و بیشتر تفکر کرد و بعد در مورد زندگی خودمون بنویسیم، من که نیاز به زمان زیادی دارم برای نوشتن، انشالله به وقتش و در زمانش بیام و بنویسم.
اوستاد من تا پریروز درگیر یک رابطه بودم ک واقیا داشت منو نابود میکرد من طبق قوانین این ادم را در زندگیم جذب کردم،،
پارتنرم آدم خوب است تمام اون ویزگی های ک من میخوامو داره فقط مشکل این جا است ک ما بهم دگه وابسته هستیم،،
و این وابستگی واقیا منو صد بار ضربع زده نه از طرف ایشون ولی در دگه حوضه های زندگیم
از سلامتی گرفته تا وضعیت مالی ووووو
ولی تا دو روز پیش باهم بودیم من این تصنیم را گرفتم و ب ایشون هم گفتم رابطه ما کات بشه و تو هم رو خودت تمرکز کن منم رو خودم اگر بهم رسیدیم خوب اگر نرسیدیم هم خوب ولی رابطه ما کات باشه،،
خانواده ما برنامه داره در مورد نامزادیمون اگر این اتفاق بیوفته هم خوب اگر نیوفته هم خوب،، من در ذهنم بجز روابط عاطفی همچین باور ندارم ک مثلا کسی دیگه نزاره ما بهم نرسیم و مشکل برای ما ایجاد کنه واسی همین کسی مخالف شدید نداره ولی مشکل وضعیت مالی و از لحاظ سن هم هردومون واسی زندگی مشترک هنوز کوچک هستیم،،
و هدف از این حرفا این بود ک واقیا هرچی من میخواستم با طرف حالم را بهتر کنم بهتر نپشود ک هیچ بلکه بدتر هم میشود شک تردید،، کنترل پاتنرم ووووو هزار تا مشکل،،، و قبل ازز این هم یک رابطه را تجربه کردم که خیلی بهم بی احترامی میشد ک من روی خودم کار کردم بعدیش این ادم ک الان وارید زندگیم است شد اول نتونیستم درست درس بیگیرم ولی الان درس را خوب گرفتم ک رابطه که من با خدا دارم اون باید تقویت شود ک رابطه غیر از اون،،
و این حرف ک گفتی بعضی ها تا زمانی ک بلا سرش نیاد شروع نمیکنه و انگیزه نمگیره منم تا حد انطوری هستم بار ها با خودم گفتم ببینم چی میشع با خود گفتم اگر این اتفاق بیوفته این ادم کاری نکنه من شروع میکنم و بار ها شده اتفاق بدی اوفتاده من با انگیزه خیلی زیاد شروع کردم ولی این انگیزه همنطور ک با احساسات شروع میشه همنطور هم با احساسات کم میشه،،،
باز به این نتیجه میرسیم ک اگر ما احساس لیاقت داشته باشیم قرار نیست ظربه بخوریم و حرکت کنیم بلکه با همین حال خوب حرکت کنیم و موفق شویم،،
من تقریبا در تمام دوران زندگی چنین دیدی نسبت به خداوند داشتم، یک نگاه انسان گونه ، که یک پیرمرد ریش سفید و مهربان در آسمان هست ، همیشه فکر میکردم که خداوند یک انسان مهربانه که اگر باهاش حرف بزنی یا چیزی با عجز و خواهش ازش بخوای خواستتو اجابت میکنه.
این دیدگاه من تا زمانی ادامه داشت که یکم بزرگ تر شدم و یکم یک سری مسائل در جامعه و جهان رو دیدم، دیدم توی دنیا جنگ هست ، قحطی هست و … اون زمان به درک الان نرسیده بودم. همش میگفتم این چه خدایی هست که حواسش به بندهاش نیست ، چرا این همه ظلم و مشکل رو نمیبینه ، اصلا این خدا که مهربون نیست ، اصلا با این اوضاع از کجا معلوم که خدا اصلا وجود داره.
خیلی بخاطر اینجور افکار و پیگیری مدام اتفاقات و اخبار خیلی دیدگاهم به خداوند بد شده بود ، دیدگاه من در گذشته دقیقا همین بود که افراد و کلا موجودات ضعیف باید مورد لطف و محبت بیشتر قرار بگیرن ، باید توجه ویژه ای بهشون بشه ، اونایی که به اینا توجه نمیکنن چقدر بی عاطفه هستن و بویی از انسانیت نبردن ، یادم میاد اگر یه نیازمند توی خیابون میدیدم و کمکش نمیکردم عذاب وجدان میگرفتم.
تا الان که خداروشکر با شما آشنا شدم ، دیدم به خداوند و کلا زندگی خیلی عوض شده، الان میدونم باید مثل جهان که پیوسته در حال تکامله منم باید روی خودم کار کنم هر روز بهت و بهتر بشم ، پیشرفت کنم ، اصطلاحا خودمو قوی کنم ، الان میدونم این خداوند نیست که به بنده هاش ظلم میکنه بلکه ما خودمون هستیم که با ضعیف بودن و ضعیف موندن بزرگ ترین ظلم رو در حق خودمون میکنیم. خداوند همیشه چیزی رو به ما میده که ما به دنبالش هستیم پس اگر ضعیفیم و موفق نشدیم چون دقیقا خودمون آگاهانه یا نا خودآگاه همینو انتخاب کردیم ، خداروشکر میکنم که با درک این مطلب هر روز داره زندگیم از همه جهت بهتر میشه ، اگر قانون تکامل رو پذیریم و قبول کنیم که دنیا رو به تکامله اون موقع قانع میشیم که خودمون هم باید پیوسته رو به بهبود و کامل شدن باشیم و اون موقع تلاش خیلی راحت تر و منطقی تر میشه.
خداوند مهربان رو بخاطر تمام خوبی ها، بخاطر وجود استاد عزیزم ، بخاطر رابطه زیبا و توحیدی که دارم ، بخاطر اینکه پیوسته با راهنمایی های شما و هدایت خداوند مهربان هر روز در حال رشد هستم شکر میکنم، خوشحالم که عضوی از خانوده بزرگ عباس منش هستم.
در پناه خداوند مهربان ، شاد ، سالم و سربلند باشید.
من پنج سال پیش هیچ آشنایی با سایت و استاد عباسمنش نداشتم ولی الان که نگاه میکنم قانون ایمان به خدا تو قبولی مصاحبه فرهنگیان من چقدر تاثیر داشت.
من تو مصاحبه یکی از آشناهامون رو دیدم که رئیس یکی از اتاقهای مصاحبه بود و اگر میرفتم پیشش و منو میدید قطعا قبولیم تضمین میشد چون به گفته خودش یا تو اتاق خودش از من مصاحبه میگرفت که اوکی بود یا فوقش به همکارش میگفت که برا من آسون بگیره
ولی من اون لحظه تصمیم گرفتم که اصن نرم خودمو بهش معرفی کنم چون توکلم فقط به خدا بود و با خودم فکر میکردم کار من درسته هرکی هم ازم مصاحبه بگیره فرقی نمیکنه و دوس نداشتم حق بچههایی که اونجا بودن ضایع بشه.
بالاخره مصاحبه دادم و حتی چنتا سوال رو خیلی خوب جواب نداده بودم و به گفته همون آشنامون میگفت بخاطر این جوابهات احتمالا نمرهت کم بشه ولی من اصلا برام مهم نبود چون اون زمان قدرت رو فقط به خدا داده بودم و سرنوشتم دست اون بود و هر اتفاقی میافتاد رو خیر میدیدم و خداروشکر که نتیجه شم اومد با بیشترین نمره مصاحبه قبول شدم.
امیدوارم تو بقیه چالش های زندگیمم بتونم توحید رو عملی کنم و نتایجم درخشان باشه.
سلام استاد عزیزم خانم شایسته و هم فرکانسی های عزیزم
استاد یک مثال دارم که مرتبط با موضوع این فایله و تازگیها برام اتفاق افتاده و کلی درس داشت برام
استاد من کارم خرید و فروش گوشت منجمد هستش که به لطف آموزشهای شما و فایلهای شما کاملا اینترنتی و با ازادی زمانی و مکانی کار میکنم من حدودا دو یا سه هفته ای بود معامله ای نکرده بودم یه کم تحت فشار بودم تو این گیرو دار یه معامله 4 تنی انجام دادم ولی بعد یک هفته بار برگشت خورد خلاصه من ذهنمو کنترل کردم بعد به مشتری گفتم بارو برگردون من یه هفته ای میفروشم بار برگشت خورد من یه هفته تمرکز گذاشتم فروش نرفت دو هفته زمان گذاشتم فروش نرفت قیمتو بالا پایین کردم فروش نرفت، با 40 درصد تخفیف گاشتم فروش نرفت خلاصه هر چی بلد بودم اوردم وسط فروش نرفت که نرفت یعنی من فکر کنم نزدیک یک ماه درگیر بودم تا این که یه روزی با خودم نشستم و فکر کردم از خودم سوال کردم چرا واقعا نمیتونم بفروشم؟ به لطف خدا جواب این بود شرک
به خودم اومدم دیدم تو این یک ماه من تو شرک دائم بودم منی که هر روز سایت میام سر میزنم و فایل گوش میدم و تمرین میکنم یک ماه بود تو درو دیوار بودم و شیطان تو وجودم فرمانروایی میکرد تا متوجه شدم همون شب ساعت 11 تا 12 شب بود گفتم خدایا من اشتباه کردم من به خودم ثابت شد که هیچی نیستم بدون تو گفتم خدایا تو این یک ماه هر چی بلد بودم ریختم وسط و متوجه شدم که ضعیفم و فهمیدم که نتونستم یک کیلو بار بفروشم دستامو بردم بالا و جلو خدا تسلیم شدم ولی واقعا عمیق بود و درونی بود این احساس تسلیم بودن و بعد گرفتم خوابیدم و فردا صبحش دقیقا درها باز شد
یه سری بارهای خارجی بود که تو یه شب 30 تومن گرون شد و این باری هم که در اختیار من بود به تبع اون گرون شد 4 تا مشتری صب همزمان تماس گرفتن و بارو میخواستن و من به راحتی با قدرت الله در عرض یه ساعت به بالاترین قیمت بارو فروختم و سود خوبی کردم خداروشکر
اون روز استاد به خدا اشکم دراومد به خودم گفتم ببین چقدر راحت میتونم شرک بورزم و چقدر راحت میتونم از این قدرتی که خدا بهم داده استفاده نکنم و چقدر راحت فراموشم میشه
خدایا من وقتی این فایلو گوش میدم فکر میکنم دیگه شرک نمیورزم دقیقا همون لحظه شرک میورزم خدایا خودت کمکم کن که یادم بمونه
چقدر استاد به قول شما فراره این موضوعات و به قول شما تنها راه این که فراموش نکنم تکرار و تکرار و تکرار هستش
تصمیم میگیرم از امروز انقدر تکرار کنم این موضوعات رو تا جزو تار و پودم بشه
به کمک و یاری الله
استاد سپاسگزارم از شما برای یاداوری این اصول که هرچقدر تکرار بشه برامون کمه
به نام خالق هستی
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز
آیا واقعا خدا دلسوزه و مثل مادر مهربان عمل میکنه؟
به هیچ عنوان
بریم سر تجربیات از همین الان بدون هیچ اطلاعاتی از جایی از تجربیات خودم میگم
من در طی مسیر زندگی در گذشته یادمه وقتی وارد روابط میشدم و فقط با نداشتن عزت نفس و حس وابستگی که اسمشو میذاشتیم عشق خدای خودم رو به یک انسان روی زمین میفروختم و به اون فرد مقابل وابسته شدم و چنان لگدی خوردم
که هنوز جای زخم و درد و توانش سالها هستش اما زیبا بود که از همون اول باز به من هدایت میداده و من در مدار دریافت نبودم و حسابی روی خدا باز نکرده بودم
یادمه عاشق شدم و چنان حرکتی کردمبرای اون فرد و رفتم به شهرستان و خودمم به موش مردگی و ضعف زدم که منو اون فرد منو دوست داشته باشه و خودمو زمین زدم به اصطلاح کیا منو بخواه (درسی باشه برام با اینکه از این لحظه حالم بهم میخوره ) که وقتیبه دکتر عمومی رسیدم ، دکتر وحشت کرد از پوست کبودم و حال بدم و سال ها بعد دچار یک بیماری تشنجی رو مغزم شدماما نمیدونستم با دستای خودم خودم به خودم ظلم کردم و در اولین جواب رد من میرفتم کنار و روی توحید رو میفهمیدم اما میپذیرم که باید بیدار میشدم و خودمو سرزنش میکنم درسته تکامل میخواد اما من باید تربیت میشدم و اون باور هالی غلط از من پاک میشد و خدارو شکر خدارو شکر
و باز این الگو پایان ندذاشت و باز وارد رابطه شدم و باز وابستگی و باز چک و لگد از ماهیت دیگه و چه نشونه ها که از اولش میداد و من باز هیچ اهمیتی نمیدادم :
(( استاد هر وقت روی خودم و عقل خودم و منم منم منم های خودم حساب میکردم و من میداااانم ها ی خودم غرور منو برمیداشت چنان طبیعت و قوانین جهان بهم پاسخ رو با چک و لگد داد که فهمیدن در اولین قدم بگم خدا من عاجزم من در مقابل تو هیچم و تو تو خدا با هیچ کسی شوخی ، پارتی نداری چون قوانین اینه و هرکجا روی خدا باز کردم وابسته ی احدی نشدم و ازش هدایت خواستم رشد تصاعدی کردم خدایا شکرت ))
اما چه زیبا از به بعد بیدارم کرد (خواهان این شدم که بیدار باشم و خودم رو بیدار تر کنم ) و خدا رو شکر الان من بیدار شدم نسبت به قبل و من وابسته ی احدی نمیشم نمیگم کامل شدم چون این مسیر پایانی نداره و همچنان نسبت به
به هیچ عنوان ، از همین الان خدا من تسلیمم من به شدت به خودم ظلم کردم و نمیدونم شاید میکنم هنوزم اما من تسلیمم خدا تو منو هدایت کن تو به من آگاهی بده تو به من راه رو نشون بده
توی یک مسیر هم اونقدر این غرور و این لج بازی حتی با خودم و خدا زیاد شد که رسید به یک بیماری روانی و سیاهی تا جایی که افتادم کنار و گفتم خدا من که تورو قبول ندارم میرم به حرکت بیهوده بهتر از یک جا نشستنه و شروع کردم به کتابی کهخ هدایتی به دستم رسیده بود باز میگم حتی اگر شما از خدا دور باشید و در مسیر سختی ها باشید خدا باز هدایت و بیدار باشی رو میفرسته باز به انتخاب شماست ،ریال خدا برای ما دشواری نمیخواد
تا اینکه با اون کتاب روی ضمیر ناخود آگاهم کار کردم و درمان شدم و رسیدم به مرحله ای از زندگی که استاد که آب میخوردم با صدای قلبم بود راه میرفتم حواسم به احساسم بود نفس میکشیدم به احساسم نگاه میکردم فکر نمیکردمم و اگر تصمیم میگرفتم با قلبم هدایت میطلبیدم و بغیر از هدایت دست به هیچ اقدام بیخوردی نمیکردم و هرچی قلبم میگفت میگفتم چشم و چنان راه رو برام هوار کرد و چنان راه کار هارو بهم نشون داد که هنوز باورم نمیشه و منو به رشد مالی و شخصیتی رسوند که که هرشخصی عاشقم میشد و بعد من با شما هدایتی آشنا شدم
استاد دقیقا باید روی توحید و باورهای توحیدیمون کار کنیم و تکاملمون رو رعایت کنیم غیر از این کلکمون کنده است و جواب نمیده اگر به هر اقدامی دست بزنیم بغیر از ایده های الهام شونده باز جواب نمیدهد
استاد بهشدت بیدارم کرد این فایل و با جدیت به خدا نگاه کنیم من خدارو اگر بخوام حتی به انسان ببینم که باز اشتباه هستش اما به این گونه میبینم که یک مربی رزمی سامورایی هستش که رحمی حتی برای خودش نداره و از قوانینش سرپیچی نمیکنه بخواد تو بچه اش باشی بخواد تو شاگرد و یا بنده اش باشی طبق قوانینی که گذاشته عمل میکنه و اگر بیدار نشی لد و گک اومده اما ا همون اول با نگاه بعد دست یواش رو شونه میزنه و گر باز من من من کردیم وای به حالمون
ولی اگر کتک خورمون ملس نبود و به نگاه و نشونه اش حساس شدیم و یکلحظه دیدیم داریم کار رو اشتباه از دید قانون انجام میدیم ونتایج رو میسنجیم میگیم ای خدا ای استاد ای ارباب جهان من تسلیمم من میدونم دارم اشتباه میکنم تو به من بگو تو بهمن یاد بده و دقیقا آرام آرام بهمون راه رو نشون میده
و باز باید حواسمون د لحظه بودنم وکنترل ذهن داشتن و دنبال شیطان راهنرفقتن باشه چرا؟؟؟؟
وای به حال من که تجربه اش رو دارم
اگر این کار هارو ((تمرین ها، کنترل ذهن ، کار کردن روی باورهامون ، سپاسگزاری با احساس، ودرخواست هدایت)) روتین نکنیم و دنیال شیطان راه بریم باز آرام آرام از تمرین و جمع مومنین خارج میشیم اونقدر و باز به خواب شیطان فرو میریم و چک و لگد ها از راه مرسه
بیدار باش به خودمون بدیم قبل از این که طبیعت بهمون بیدار کنه مارو با پتک و چک و لگدش هر روز از خودمون بپرسیم خدا چجوری از این بهتر بهم هدایت بده هرچی بگی انجامش میدم!!!
وای استد از امروز من آمادهباش میگم و این فقط لفظ و متن توی کامنت نباشه بلکه واقعا خودم خوردم عواقب انجام ندادنش و نادیده گرفتنش اما مزایا و لذت اینکه هر لحظه بله خدا دلت رو باز بذاری و به ایده هاش عمل کنی چه چیز ها و چه راه هاییبرات باز میکنه که باید میلیاردها پول ببازی برات باز میکنه میگم خداا کمکم کن میخوام رشد کنم من تسلیم هدایتت هستم حتی از چیزی که نمیفهمم منو آگاه کن
استاد عزیزم دیوانه وار عاشقتونم و ممنونم که مارو به یک اصل بزرگ آگاه تر کردید و این راه ادامه داره و باز میام و باز کامنت رشدم رو میذارم این باشه رد پا باور دارم که این پیغام منهستش که 10 برابر رشد کردم از هر لحاظ در زندگیم و این یک رد پا هستش :
با چه رشد و حرکتی
خدا من تسلیمم تو به من بو تو منو آگاهم کن و نشانه بده من ملس خورم اصلا خوب نیست بهم بگو چطور از مروز بهتر بخاطر همینه که امروز برای اولین بارهبرای فایل جدید کامنت تایپ میکنم منی که قبلا اصلا حوصله امنمیکرد کامنت بخونم اما الان عاشق این کار شدم چون میدونم پشت این آگاهی ها چی به من گفته میشه از جانب خدای یگانه
باتمام وجودم از شما و خانم شایسته سپاسگزارم
هر ثانیه تسلیم الله هستم و همین کامنت هم هدایت خودش بود
قربون خدا برم، که برای هیچ کداممون دشواری نمیخواد اگر ما سپاسگزارش باشیم اگر تسلیمش باشیم مسیر رو هموار تر میکنه و ما آسان میشیم برای آسانی ها
به خدای بزرگ میسپارمتون ثروتمند و سعادتمند در دنیا
سلام
از نظر من استاد عباس منش یک نابغه است. و در زمینه کاری خودش بی همتاست.
جایی که ایشان توضیح میدهد که هر بلایی سرمان آمده ریشه یابی اگر کنیم، به شرک میرسیم!
خیلی زیبا و هوشمندانه ایشان نتایج خودش و سایر انسانها را به افکار و باور ها ربط داده است. و به زیبایی و سادگی آنچه در قرآن آمده را در زندگی روزمره تفسیر میکند.
من از کاربری این سایت لذت برده ام.
خواستم که قدردانی کنم برای این آگاهی ها و این وبسایت خوب
به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها
خداوندی که هر چه دارم ازاوست
درود فراوان بر استاد باعشق و مریم بانوی شایسته ترین
ودرود بر عاشقان این سرزمین توحیدی
خداروشکررررر میکنم که اینجا تو این سایت توحیدی با توحیدی ترین استاد مدرس خودشناسی عضو هستم
خداروشکررررر میکنم که دوره مدرسه رو درجای دیگه گذروندم و مدارمو بالا بردم و هدایت شدم اینجا تا هرچی و که ازاین استاد میشنوم آنرا وحی منزل بدانم و چقد لذت بخش که ذهنم اصلااااا هیج مقاومتی در پذیرفتن این آگاهی های ناب توحیدی نداره و شکرگزارم که از روزی که تو این راه قدم گذاشتم ذهنم کاملا پذیرا بود یعنی تمام این حرفا مستقیم به قلبم تزریق میشد برای همین مقاومتی نمیکردم تا اینکه امروز اصلااااااا مقاومتی حس نمیکنم مقاومت فقط در انجام کارها میباشد که خداروشکررررر روز بروز دارم قوی تر میشم،
خداروشکرررر برای درس امروزم ازاین فایل و چقد اشتباه فکر میکردم و اینم برطرف شد .
منم قبلا حس ضعیف پروری داشتم خودم همش میخواستم تو چشم قرار بدم همش دوست داشتم تو مشکل باشم حس دلسوزی و گدای مهربانی بودم و چقد این شررررک بود و چه نگاه زیبایی از به اصطلاح بلای طبیعی داشتین استادم و چقد یاد گرفتم هیج چیز در دنیا بلا نیست وقتی میگیم جهان در خیر مطلق هست پس باید به الخیروفی ماوقع کاملااااا ایمان داشته باشیم و چقد استاد زیبا اینو برامون توضیح دادن و این باعث شد حواسم باشه ازاین به بعد هیج اتفاق بظاهر بد و توضیح وتفسیر بد نکنم چون هیج اتفاقی در دنیا اتفاقی،اتفاق نمیوفتد و خداوند با تمام این اتفاقات میخواد جهان و الک کنه و هر از گاهی برچین میکنه این قانونی هست که از دوران قدیم تا جدید بود و ادامه دارد….
در یک یرنامه ای بنام پیدایش جهان در دوساعت که کامال منو تو مستندشو هم نشون داد تو گوگل فیلمش هست که هر ازگاهی اونو میبینم و ایمانم و بخداااا بیشتر وبیشتر میکنم الان خیلی وقته ندیدمش حتما با این آگاهی دیدنش برام بسیااااار لذت بخش خواهدبود،
دراین مستند تهیه کننده با تحقیقات دانشمندان زیادی و بکار گرفتن آنها در این فیلم برای توضیح دادن بخش هایی از فیلم اومده از بیگ بنگ تا بوجود آمدن حیات برروی زمین و تولد ما انسانها بطور خلاصه ولی مفصل توضیح دادن و چقددددد زیبا اون صحنه ها رو به تصویر کشیدن و چقدددد به افزایش ایمان ما کمک میکنه خیلی از حرفا رو داحل قران هم میبینیم من فکر میکنم تهیه کنندش حتما قران را هم خونده و دانشمندان هم حتما از کتاب مقدس نخ گرفتن حالا درست بودن این حرف یا غلط بودنش مهم این فیلم که چقد این حرف استاد و زیبا نشون دادن که یک اتفاق بزرگی زمین لرزه یا طوفان بود یا تغییر جوی هوا بود رخ داد که نسل دایناسور ومنقرض کرده ولی جانواران بسیار ریز که جثه ای نداشتن زنده موندن تا جهان زیباتر گسترش پیدا کنه وچقد این قانون تکامل و زیبا تصویر کشید محشر این فیلم اگه ندیدین حتما ببینید بله حتما اتفاقاتی رخ میده در جهان تا جهان الک بشه مثل هزاران بیماری اومد جهان قوی تر شد زلزله اومد سیل اومد طوفان اومد و اواخر کرونا جهانی شد تا قدرت جهان و بالاتر ببره هم خداوند قدرتشو به رخ ما کشید که ناشکری نکنین منم منم نکنین به همدیگه خیانت نکنین جنگ نکنین هیچکی از هیچ انسان دیگه ای برتری نداره اینو با کرونا براحتی در کل جهان به تصویر کشید چی شد با یک ویروس کوچک نظم و قانون کل جهان و بهم زد به همه فهموند که قدرت برتر کیه جز الله هیچکس نیست پولدار وفقیر قوی وضعیف جدا نکرد این بیماری همه رو تهدید کرد تا بفهمونه که فقططططط کسانی در امان هستن که با خدا باشن و توحید در عمل را باور داشته باشن خدایا شکرررررت استاد عزیزم ممنونم که چه آگاهی نابی رو بما تزریق کردی و چقد زیبا کفتی که بله مردم ما خیلی مهربون و نوع دوست هستن اینو چه وقتی بهتر وبیشتر میفهمیم در رخداد های اتفاقات بزرگ اینچنینی مثل زلزله سیل طوفان دقیقا چند سال اخیر تو کشور عزیزمون زلزله و سیل اومده خیلی خسارت هم جانی زد هم مالی و نمیخوایم بدنبال دلیلش باشیم که چرا مسولین تدبیری برای خسارت جانی حداقل نمیوفتن با این همه درس طبیعت البته در جاهایی که شرک زیاد عست فکر کنم تلفات زیاده ،مهم اینه که به هر دلیلی این اتفاق افتاد چقد مردم کشور ما مهربون و همدردی دارن چقددد سخاوتمندن با وجود مشکلات اقتصادی هر کسی به اندازه وسعش وسیله جور کردن دادن به مراکز جمع آوری و ماشین به ماشین مردم بصورت خودجوش رفتن کمک این آدمای بلا دیده و الان میفهمم مردم کشورم چقد مهربون و دوست داشتنی هستن و چقد یسری اتفاقت میوفته همه رو با هم قاطی میکنیم میگیم مردم دزد شدن کلاهبردار شدن نمیشه به کسی اعتماد کرد پس اینا کی هستن همین مردمی نیستن که تا یکی بدی میکنه ما همه رو بد میدونیم همه رو دزد خزاب میکنیم پس چی باعث میشع ما خوبیها رو نبینیم و باید وایستیم ختمااااا اتفاق ناگوار بیوفته نه چون ما نگاهمونو عوض نمیکنیم و تا زمانی نگاهمون به مردم دزد باشه بد باشه هر جا میریم آدمای دزد و کلاهبردار و سواستفاده گر نصیب ما میشه و اینجور ادما رو حتی در زمان بلا هم نمیتونیم ببینیم من الان فهمیدم در جهانی زندگی میکنم که آدماش خیلی دوست داشتنی و مهربان و سخاوتمند و هندردی دارن و واقعاااا اصلااا از این دیدگاه هیچوقت به مسایل نگاه نکرده بودم که چقد این اتفاقات به ظاهر وحشتناک میتونه زیبا باشه و چقد باید یاد بگیریم و بفهمیم که این جهان رخدادهای اینچنینی داشت و خواهد داشت پس نیایم جناییش کنیم یاد بگیریم نگاهی را بسازیم که کمکمون میکنه هم آرامش ما بیشتر بشه هم ایمانمون که وقتی این اتفاق بیوفته دیگه هیج اتفاق بظاهر بدوخفن حال مارو بد نمیسازه هر انسانی در هر نقطه ازجهان هر بلایی سرش میاد مسولش خودشه باید بدونیم که خودمون با ذهنمون با باورهامون با افکار وگفتار وکردارمون اونو جذب کردیم که اگه افکارمون گفتارمون کردارمون نیک باشه برای همیشه در خیر مطلق خواهیم بود این وعده خداست الخیر وفی ما وقع یعنی در هر اتفاقی خیری نهفته هست.
استاد جانم ازت بینهایت ممنونم بابت اینکه اصلاااا خدارو مثل مادر مهربان نبینیم چون نکاه انسانی نگاه مخربی هست نگاه شرک آمیز هست و چقد زیبا از مثال هایی که در طبیعت هست برامون اوردی تا فهمون بهتر بشه و بهتر این موضوع در درون ما جا بیوفته که تمام طبیعت از همه حیوانات چه زمینی چه هوایی همه وهمه با قانون طبیعت دارن جلو میرن بغیر از ما انسانها که قانون خدا رو نغز میکنیم میسوزیم بعد غر هم میزنیم یک مثال الان به ذهنم اومد که دلسوزی ما انسانها یعنی بیشتر مادرها و پدرها کمتر باعث شد بجهای معلول به گدایی و مصیبت و بدبختی بیوفته یا با بیداری و دلسوزی نکردن و رعایت قانون خدا یکسری آدما از همون بچهای معلول هاوکینگ ساختن و دانشمند نابینا و کر و لال هلن کلر که ازش فیلم بسیار زیبایی هم ساختن که اگه دلسوزی خانواده ادامه پیدا میکرد و به معلم به اصطلاح سنگ دل اجازه ورود نمیدادن الان هلن کلر یک گدایی بود که اسمی هم ازش نبود مثل خیلی از انسانهای معلولی که در گدایی و فقر مردن و محدود انسانهایی شدن هلن کلر.هاوکینگ،و خیلی از آنهاموسیقدان های معروف شدن موسیقی که به حواس شنوایی یا بینایی بسیار لازمه اگه خانوادهاشون دلسوزی میکردن معلولیت ذهنی میشد زنده بگور شدن .
این نگاه دلسوز بودن خدارا از وجودم میکّنم میندازم دور و سعی میکنم هر روز قویتر بشم تا بتوانم با قدرت در بازی گسترش جهان خدا نقش مهمی را داشته باشم من میخوام مثل استادم کاپیتان بازی زیبای جهان باشم و تلاش میکنم هرگززززز حس دلسوزی به بچهام و هیچ کسی نداشته باشم این دلسوزی هاست که کار دستمون میده و مارو به مشکلات میندازه و نمیزاره توانایی های درونی مون شکوفا بشن خدایا شکرررررت برای درس امروزم.
درود بر تویی که تا آخر کامنتم اومدی .
درود بر خودم که ثابت قدم در مسیر تغییر ماندم با اعتمادبنفس قوی در حرکتم هیچ کسی نمیتونه جلوی منو بگیره اینقد به این راهم ایمان دارم حتی موفق نشدن هم نمیتونه جلوم بایسته چون هر روز دارم به خدایی نزدیک میشوم که صاحب همه چیز خوب دنیا اوست آرامش عزت آبرو شرافت امنیت قدرت شادی آسایش صداقت امین بودن درستکاری همه وهمه چی نز اوست ویلای لاکچری خونه های مجلل لوازم خوب زندگی آزادی مالی زمانی مکانی ماشین های آنچنانی امکانات رفاهی لاکچری و عالی همه جی نزد خداست و من روز بروز دارم به اون منبع نزدیکتر و متصل تر میشم واین برام مهم ،مهم خود خداست چون 100آمد 90 هم میش ماست.خدایا شکرت میکنم که کمکم میکنی تا هدفم رسیدن به تو باشه عشق بازی باتو رفاقت باتو..
بالای درخت کاج موشکا غمگین و تنها نشسته بود او مانند هر روز میشنید که بی بی خدا را صدا میزند. اما مثل همیشه کسی جوابش را نمیدهد
موشکا آهی کشید و با خود گفت طفلکی بی بی
موشکا سنجاب کوچک و تنهایی بود که در دنیای به این بزرگی به جز بی بی و درخت کاجش .هیچ کس را نمیشناخت . موشکا نمیدانست این خدا کیست که بی بی این قدر صدایش میزند فقط این را میدانست که تا آن موقع کسی نیامده بود در خانه ی بی بی را بکوبد و بگوید . من آمدم .منم خدا
موشکا با خود فکر کرد .طفلکی بی بی لابد به خاطر پیری است که به دنبال خدا نمیرود و فقط صدایش میزند
موشکا بی بی را خیلی دوست داشت و از غصه خوردن اون غمگین بود او فکر میکرد چون بی بی کسی را صدا میزند و هرگز جوابی نمیشنود .غصه میخورد
موشکا تصمیمش را گرفت و با خود گفت خودم میروم و هر طور شده خدا را پیدا میکنم و به خانه ی بی بی می آورم
شاخه به شاخه پرید تا از درختش پایین آمد.اما چطور خدایی را که هرگز ندیده است پیدا کند؟
ناگهان فکری به نظرش رسید .کوه آنقدر بلند است که آن طرف دنیا را هم می تواند ببیند.حتما او میداند کجا باید خدا را پیدا کنم .
موشکا پرید و پرید تا به پای کوه رسید سرش را بالا گرفت و با تمام قدرت صدا کرد .آهای کوه بزرگ دنبال خدا میگردم او را میشناسی؟
کوه با صدای بلند و محکم جواب داد البته که میشناسم اوست که مرا اینجا گذاشته است. میتوانی او را از بزرگیش بشناسی .خدا از من خیلی بزرگتر است بزرگترین موجود عالم است
موشکا سری تکان داد و شگفت زده به راهش ادامه داد جست و خیز کنان جلو میرفت و تکرار میکرد .بزرگترین موجود عالم . واای
پروانه زیبایی صدای موشکا را شنید و پرسید بزرگترین موجود دنیا؟ تو دنبال خدا میگردی مگر نه؟
موشکا با تعجب گفت تو هم مثل کوه خدا را میشناسی ؟
پروانه پاسخ داد البته که میشناسم .اوست که این بالهای قشنگ را به من داده اما اون از من خیلی زیباتر است .
بزرگتر از کوه! زیباتر از پروانه! موشکا از تعجب سرش را تکان داد .حالا میفهمید چرا بی بی اینقدر خدا را صدا میزند ! آهی کشید و گفت بیچاره بی بی حتما کسی به مهمی خدا فرصت ندارد به پیرزنی مثل او توجه کند
پروانه اعتراض کرد.اصلا اینطور نیست .خدا به همه ما توجه میکند این گل کوچک را ببین .خدا آن را هم فراموش نمیکند. خدا مهربانترین موجود عالم است..
موشکا لبخند زد و تکرار کرد .مهربانترین موجود عالم!
ناگهان صدای پایی را شنید . خرس قهوهای داشت به سویش می آمد .موشکا ترسید و به بالای درختی رفت . خرس که حرف های سنجاب و پروانه را شنیده بود از موشکا پرسید.تو دنبال مهربان ترین موجود عالم می گردی مگر نه؟
موشکا ترسش را فراموش کرد و با تعجب پرسید مگر تو هم او را می شناسی ؟
خرس پاسخ داد البته که میشناسم به لطف اوست که این قدر قوی هستم او از من هم خیلی قوی تر است .قویترین موجود عالم است
سپس خرس قهوهای دستی تکان داد و از آنجا دور شد
آن گاه صدایی از آسمان آمد .تو دنبال خدا هستی سنجاب کوچولو؟!
صدای گرم و شاد خورشید بود .موشکا سرش را بلند کرد و گفت تو که آن بالا بالاها هستی به من بگو کجا او را پیدا کنم .ببین چقدر کوچکم .وقت زیادی را از دست داده ام و هنوز راه خیلی کمی رفته ام.
خورشید گفت خدا همه جا هست .لازم نیست اینقدر دنبالش بگردی هر جا بروی او را پیدا می کنی
سنجاب با هیجان فریاد زد پس حتما خدا توایی
تو بزرگ و زیبایی .مهربان و قوی هستی و با نور درخشانت همه جا را روشن می کنی
خورشید آرام خندید و گفت اینهایی که می گویی هستم ولی خدا نیستم .خدا مرا آفریده و به من نور داده .او بسیار نورانی تر از من است
موشکا التماس کنان گفت پس او را به من نشان بده
خورشید جواب داد خدا با چشم دیده نمیشود .موشکا آهی بلند کشید و از درخت پایین آمد .اگر خدا دیدنی نبود پس کاری از دست سنجاب کوچولویی مثل او ساخته نبود .روی زمین نشست و شروع کرد به اشک ریختن
خورشید با مهربانی گفت گریه نکن سنجاب کوچولو.خدا دیدنی نیست اما او ما را میبیند وقتی هم صدایش می زنیم صدای مارا میشنود
سنجاب اشک هایش را پاک کرد و پرسید حتی صدای ضعیف بی بی جان را ؟…
خورشید پاسخ داد البته که میشنود .جواب هم میدهد ولی با گوش شنیده نمیشود .
خدا با نعمتهایش جواب میدهد .حالا بلند شو و به خانه برگرد بی بی جان نگرانت. میشود
بی بی جان پشت پنجره منتظر موشکا بود یکی از پرنده های جنگل همه چیز را به اون گفته بود .
پیرزن سنجاب خسته را نوازش کرد و گفت میدانی موشکا بعضی از چیزها را نمیتوان با چشم دید مثل عشق .مثل محبت ولی نشانه هایشان را میتوانیم ببینیم .
کاری که امروز برای من کردی نشانه محبت توست.خدا با چشم دیده نمیشود ولی جهان پر از نشانه های خداست
موشکا پرسید مثل بزرگی کوه ها؟ مثل زیبایی پروانه ها؟ مثل درخشش نور خورشید؟
پیرزن سری تکان داد و گفت بله و خیلی چیزهای دیگر .همیشه یادت باشد اگر خدا را خیلی دوست داشته باشی حتما میتوانی او را در نشانه هایش ببینی . سنجاب آهسته تکرار کرد .اگر دوست داشته باشی …….اما حرفاش را ادامه نداد چون دیگر خوابش برده بود
به نام خالق هدایتگر وزیبایی ساز
سپاس از خدام از هدایت واضحش شکرت به خاطر انقد بیدارم کردی
سپاس از دونه دونه دستای خدا که باعث شدی من به این منبع طلای با ارزشمندت وصل بشم وخودمو قوی تر کنم وبهبود ببهخشم
سپاس برای تعهد وکنترل زهنا ارامش خودم که خاستم وسعی کردم و انجام میشه
سپاس برای استادم خانم شایسته همه دوستان هم فرکانسیام واین زندگی رویایی رو به بهبودم
یهدچیزی احساس کردم استاد صداتون قویتر بود تو این فایل و به جای مهربانی بهمون عشق بدی ترقیب به داشتن ایمان وقوی بودن میکردی
پاشنه اشیل قدیمی واضح
من از بچه گیم خیلی دختر احساساتی ونازک نارنجی بودم ینی زهنم با کوچکترین چیزا میشکس
مثلا پدر من بسیار باما مهربون بود نسبت به بسیاری از پدرها ولی من با کوچک ترین تغییر تو لحنش واقعا میشکستم با هزاران سال مهر محبت ولی اون یاد مونده البته به لطف خدا هزاران بار بهتر شدم از اون موقعه ورو به بهبودم
نیاز به عشق ولیاقت بیرونی
ترس از ترک شدن از طرف خانواده بقیه
چون منبع عشقم از طرفه بقیه هس ولی طبق اگاهی های فایل
زمانی بود من منبع رزقمو همسرم میدیدم وازش میخاستم پیشرفت کنه رشد کنه منم سعی میکردم راضیش کنم تا موفقیت هایی که میاره تقسیم کنه
از یه جایی فهمیدم چرا اونی که دنبال رشده خودت نباشی اونی که دنبال خلق ارزشه و قویترشدن تو نباشی دیگه از اون موقعه بدون اینکه به همسری کار داشته باشم رو باورسازی طراحی وانجام ایده ها کار میکنم
شرک از نظر تایید بقیه
حالا چرا اونی که به خودم عشق میده خودم نباشم
اونی که با وجود اون فقط زندم وشادم ولذت میبرم خودم نباشم
باور اشتب یه عمر تو سرمون کردن زنو شوهر باید کشته مرده هم باشن بهم وابسته کلی بهم عشق بدن
الان من کلی نیاز به تایید دارم اقایی سره کارشه یا نمیکنه انقد دوستت دارم انقد محبت
حالا تو باید مثل گل پژمرده بشی
فرمول ظعیف ها می میرند و قوی ها حمایت میشن
حالا اونی که کنترل زهن داره
اونی که تا تقی به توقی میوفته خودش هوای قلبشو داره قدرت کنترل احساساتشو داره
اونی که وابسته به همسرش نیس به عشقبازی تا اون با من باشه حالم خوبه تا فلانی حمایتم کنه
قدرتو میده دسته رب
وخودش به خودش کلی عشقو لذت میده
اصلا من قویم اصلا مگه باید کلی محبت باشه من اروم باشم
مگه باید کلی احترام باشه من ارزشمند باشم
فردی که قویه از درون از خودش راضیه کسی که میخاد یه جوری از خودش راضی بشه خب چیو نشونش بدم از خودم خوشم بیاد محبت شدید تاییدای بقیه
اقا ادم قوی چه زن چه مرد قابل ارزشمندی فردی که خودش خودشو ارزشمند میدونه دیگه خودش کنترل زهنش تو دستشه و همیشه شادو سپاسگزاره هزاران نعمته
تحسین خودم این چند روز خونه طراحی میکردم مهمونی بودم ولی هر جا بودم میتونستم سادخ غر بزنم ولی با کنترل زهن به خوبی با شوق فراکان لذت بردم مادرم با اینکه مسافرت بود احساس کردم خودم خیلی احساسم خوب ولدت میبرم وشادم
دیشب یه فیلیمی دیدم نشونه خیلی برام عجیب بود من توی این چند روز توجه رو طراحیه چشمه داشتم نگاه میکردم گفتم چشماشون یه برقی داره بعد همون موقعه گفت چشمام یه برقی داره بعد اسمشم نشونه بود
در مورد ورود یه افراد بود ناشناخته بعد اینا خیلی ترسیدن بهشون حمله کردن بعدش باهم دوست شدن و برا کمک به اونها بود
راستش من بعد این فایل استاد عجیب ترسیدم از اینکه ظعیف باشم از اینکه تنبیه بشم ولی بعد با این نشونه ها که برا کمک بودن و اروم وامید وار شدم
رمز
خدا حامی افراد قویه
قوی از نظر زهنی ارامش وکنترل زهن
وقتی ارامش داری شجاع هستی از مرگو نابودی وهزاران اتفاق بد که مرور زهنت تو رو میبره تو نگرانیای الکی وبی منطق
تو با کنترل زهن وتوجه به زیبایی اروم میشه بعد حالا میری برای همکاری با خدات بهبود خودتو زندگیت تقویتی همیشگی
بعدشم بگم جز بهترین شبای عمرم بود وبسیار لدت بخش مطمنم زهنم کنترل شده و اونم پاداش زیبا براش بوده
خیلی جاها دیدم شنیدم با یه شکو تردید میگن دیگه خدا رحم کنه خدا کمک کنه خدا فلان
نمین ما خودمون تغییر بدیم ما تو راه درستش بریم ما قانون سپاسگزار نعمتاشو تحمل کنیم قانون ارامششو تحمل کنیم
من کاری به بقیه ندارم خدای هدایتگر من هدایتگر اونام هست وظیفه من و قدرت تغییر بهبود خودمو دارم نه بقیه پس تو زهنتو کنترل کن تو سپاس گزار باش تو اروم باش تو حرص نزن طمع نکن پله پله برو سپاسگزار پله کوچیک نتایج کوچیکت باش همیشه تو راه بهبودت کوچیکت باش
همیشه تصمیم بگیر وجلوی ترس کوچولوت واستا و ایمانتو نشون بده یکم شجاعتو تابری تو کشتی هدایتش
به قول استاد خدا هدایت میکنه
اون مامان که علف میخورخ به بچه هاش شیر بده اون بچه ای که قوی وراحت شیر میخوره قوی میشه زنده میمونه
خدا که همه رو هدایت میکنه اونی که زهنشو راحت کنترل میکنه همیشه مهارت بیشترو بیشتر میشه درکش به قانون بهبتر میشه راحت تر بیشتر میاد تو هدایت و خودشو میرسونه به مادرش خودشو قویتر میکنه مادر نمیتونه به زور به بچه ها غذا بده بچه ها خودشون باید قوی باشند
الان سایت استاد برا همه هست ما خودمون باید بیاید ودل بهدیم به این دریا
وقرین اگاهی ارامش ایمانی برای بهبود باشیم
خدای من شکرت ظهریه داشتیم میگفتیم تو عقبستگی مون سخت بود حالا اومدیم خونمون چقد راحت شدیم همسری گفت چه خوبی ماکه موش میومد گازمون میگرفت حالا اونم یه بارتو دو سال که اون اتاق باصفا خابیدیم
بعد من گفتم اصلا میدونی چیه خوب شد اومد گاز مون بگیره زودی بیای خونمون
حالا استاد میگه چی
میگه دخمل تو انقد لایق هستی که بدون مشکونی دندونه بدون هیچ چیز زندگیت رو به بهبود باشه
ینی
میگه تو انقد لایق که بدون اینکه هل بدن مجبورت کنن وابستگیتو از خانوات بزاری کنار
میگه تو انقد لایقی بدون اینکه مشکل چند بار بخوری زمین پدرت در بیاد روی بهبود کار کنی
دختر اصلا قانون بهبود هارو یاد گرفتی بدونه اینکه جهان پرژه بچینه مجبورت کنه برای بهبود برای قوی شدن خودت قدی
مثال
من همیشه وابسته همسری بودم با خودمو دور کردن ازش مثلا وابستگیمو کم کردن بعد وابسته خانواده شدم حالا میخام برم پیششون برام از در دیوار مهمون جور شده منو نگه داره
در کل ارومم و میدونم خیره و دوس دارم قانون ساده ربمو بهتر درک کنم وبهتر عمل کنم
ینی هر روز دنبال بهبودم باشم
اصلا عاشق بهبود باشم عاشق قوی شدن باشم عاشق ایدههای ناب ونتایج بهتر عاشق لیاقت بیشتری و استقلال بیشترمباشم
همیششه تو این راه باشم
اهرم بهبود قوی شدن
استپ وهیچ غلطی نکردن
چقدر لذت داره استادم کهزندگی از سلامتی ثروت ایمانش بیشترو بیشتر میشه بدون این بمب از اسمون بباره مجبور بشه خودش عاشق هدایت گرفتن ایده های ناب برای بهبوده برای ساسگزارتر بشه احساس خوب تری داشته
از نعمتاش از خود از اطرافیانش تحسین بیشتر رفتارهای مثبت بیشتر ببینع
در کل زندگیش بهتر کن تمرکز زهنی بیشتره و بهتر عمل میکنهایده های ناب تر خلاصه تو این راه بی انتها قله های بیشتر پله های بیشتر برای نشون دادن ایمانش بهبودش برمیداره
چقدر لدت داره همیشه از خداش هدایت میخادکاری به چکو لگد جهان نداره خودش دنبال بهبوده
مثلا اگه هم یه اشتب کوچولو شد همون اول که بااحتران نشونه رو نشونش میده این کارو بکن این راه برو بفهمه بگه چشم وتغییر کنه نکه به قول استادکتک خورش ملس باشه هی بگه بزن بزن
من عاشق فردی هستم زندگیشو همیشه از همه لحاظ بهتر میکنه خیلی ساده مثل پدر شوهرم ایمانشو وابستگیشو رضایت درونشو از رب و مثل استادم که بدونه چک لگد زودتر نشونه درمیابه وتوراه بهشتیه همیشه
حالا اهرم رنجو لدت استپ
بعصی یه حرکتایی که میکنن و یه نتایجی میگیرند ولی توجه شون روی بد بختاس از بهبود قوی شدن میترسن و احساس گناه میکنن اگه خودشونو انقد موفق تلقین کنن خودشونو انقد شایسته بدونن با اینکه خیلیا تو در دیوار باشن تو توی راه بهشتی
کی گفته لایق نیستم کی گفته تا هزاران افراد موفق هست که نگاه وتوجه بهشون برکت نورش میباره به زندگیت تو به بدبختا نگاه کنی برای درس گرفتن
اخه تو دلت بسوزه برای همه که تو راه غلطه و بگی اینا اینجان منم باید اینجا باشم
ولی بگو الگوهام دوستای ارزشمندم رفتن تو این راه بهشتی استاد خانم شایسته تو راه سپاسگزاری راه احساس خوب تو راه معجزات موفقینت پیوسته نشونه واضح ساده حالا چرا تو توی این راه بهشتی نباشی
شکرت از این فایل قلبمو باز تر کردی
از این بهبود شکر که بوی الهی میده بوی واقعا زنده بودن میده
سپاس از یه اگاهی بهشتی دیگه ویه بهبود دورنی دیگه
من از این پس چکار میکنم
@خیلی راحت میرم تو هدایت توی احساس خوب وکنترل زهن
@شوقم شورم به بهبود ها بیشتر میکنم
@باورهامو به بهبود همیشگی تنظیم میکنم
نشونه قبل فایل داشتم بهبود های کوچیک ولی همیشگی پدرشوهرمو تحسین میکردم با کمی هل بهبود میده بعد خوردم به الگو نازنیم استاد با کوچک ترین هل وبدون هل دنبال بهبودشه دمتون گرم میدون با تحسین وعشق دادن بهتون میام توراه بهشتی تونن
ردپای توحیدی با لیاقت ایمان قوی
1403/7/26
به نام خدایی که جان آفرید
زمین و زمان و مکان آفرید
آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان سایت عباسمنش
ای همه هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کاینات
ما بتو قائم چو تو قائم بذات
هستی تو صورت پیوند نی
تو به کس و کس بتو مانند نی
آنچه تغیّر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست
خاک به فرمان تو دارد سکون
قبه خضرا تو کنی بیستون
جز تو فلک را خم چوگان که داد
دیگ جسد را نمک جان که داد
چون قدمت بانک بر ابلق زند
جز تو که یارد که اناالحق زند
رفتی اگر نامدی آرام تو
طاقت عشق از کشش نام تو
تا کرمت راه جهان برگرفت
استاد عزیز مثل همیشه ی فایل قشنگ و زیبا، خداروشکر که شما سالم و سلامت هستید و خداروشکر من خیلی از خبرها رو نمی شنوم مگر اینکه از کسی یا جایی بشنوم، با اینکه متاسفانه تو خونه گاهی اوقات تلویزیون و اخبار پخش میشه و خانواده ام می شنوند و می بینند، خداروشکر خبرای اینچنینی رو زیاد نمی شنوم و نمی بینم الان از شما شنیدم که همچین اتفاقی افتاده و اینم بگم تا آخر فایل رو که چندین و چند بار گوش دادم و درک کردم فهمیدم این خبر، خبر خوبیه
حالا بریم سر فایل که توی این چند روز چندین بار شنیدم و کامنت خوندم و به دلیل مقاومت زیاد برای کامنت گذاشتن، البته فایل هایی که آگاهی های زیادی داره من مخم گیرپاچ می کنه و هنگ می کنم چی بنویسم که بتونم این آگاهی رو بهتر و بیشتر بفهمم و درک کنم طول کشید و از خداوند خواستم که هدایتم کنه.
نکته های ارزشمند برای طوفانی که اومده:
قدرت و بزرگی خداوند رو بهتر درک کردیم
کلی ساخت و سازهای جدید انجام میشه
کمک کردن مردم به همدیگه
همدلی و هوا داشتن مردم نسبت به هم
از بین رفتن سازه های ضعیف و فرسوده
از بین رفتن درختان ضعیف و فرسوده
از بین رفتن هر آنچه که در طبیعت ضعیفه و ماندن هر آنچه که قویه
پاکسازی طبیعت و جهان برای بهبود عملکرد جهان
استاد عزیزم چقدر عالی و قشنگ توضیح دادید که هر چیز که ضعیفه باید از بین بره و چیز قوی جاش رو می گیره
اینجا خیلی خوب درک کردم اگه می خوام زنده باشم و خوب زندگی کنم و جزء اون 1 درصد جامعه باشم و به هر آنچه که دوست دارم برسم، باید قوی و قدرتمند و ثروتمند و سلامت و با ایمان و با عزت نفس باشم.
اگه می خوام قوی باشم: باید شخصیت خوب بسازم، باید عزت نفس داشته باشم، باید سلامت باشم، باید ثروتمند باشم، باید روابط عاشقانه داشته باشم، باید به خدا وصل باشم، باید همیشه در حال بهبود خودم باشم.
■آدمهای ضعیف از بین میرن و جاشون رو آدمای ثروتمند می گیرن.
■آدمهای مریض و بیمار از بین میرن و جاشون رو آدمهای سالم و قوی می گیرن.
■آدمهایی که روابط های داغون دارند از بین میرن جاشون رو آدمهایی می گیرن که روابط سالم و عاشقانه دارند.
■کارمندان ضعیف اخراج میشن جاشون رو کارمندان قوی می گیرن.
■درختان فرسوده و ضعیف از بین میرن جاشون رو درختان قوی و تنومند می گیرن.
■حیوانات ضعیف از بین میرن جاشون رو حیوانات قوی می گیرن.
هر آن چیز ضعیف و فرسوده از بین میره و آن چیز قوی و سالم جاش رو می گیره، خداروشکر با این همه نظم و تکامل وعدالتی که توی جهان هستی وجود داره و برای بهبود جهان هستی باید همچین اتفاقی بیفته.
چقدر اینجا بهتر و بهتر قانون تکامل رو درک کردم
تو ذهنم به تصویر در آمد و در گوشم زنگ خورد که مهین تلاش کن تا طلاش کنی زندگیتو و جزء اون یک درصد جامعه بشی وگرنه فاتحه ات خونده شده، خدایا هدایتم کن به راه راست، تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
یه جمله خیلی زیبا که درک کردم اینه که: کسی که ضعیفه باید از بین بره و این عین عدالته
“من به جایی که از طوفانها بترسم به فکر بهبود خودم باشم”
هرکسی که روی خودش کار می کنه می مونه و هر کسی که ضعیفه از بین میره
هر چی سنگه واسه پای لنگه، چه ضرب المثل به جاییه
مااگر این دنیا ضعیف باشیم اون دنیامون هم بدتره نه بهتر پس حرکت کنیم به سوی زندگی بهتر
برای خودم که همیشه یادم باشه می نویسم: خدا احساساتی نیست، دلسوز نیست، خداوند سیستمی است.
شرک نورزیم و فقط به خدا توکل کنیم نه به غیر خدا
اگر خدا دستمون رو می گیره برای اینه که قلبمون رو باز کردیم به سمت خدا نه اینکه خدا دلش سوخته.
خداوند به کسی کمک می کنه که در مسیر درسته
وقتی ما در مسیر درست قرار بگیریم خدا به ما کمک می کنه وقتی در مسیر غلط باشیم خدا به ما کمک می کنه هیچ رحمی در کار نیست که بگیم خدایا تو به ما رحم کن.
خودمون رو تقویت کنیم، به خدا توکل کنیم، از شرک دوری بورزیم و توکل کنیم و فقط و فقط تنها بندگی تو رو می کنم و تنها از تو کمک می خوام، منو به راه راست هدایت کن، وقتی اینا رو تو وجودمون درست کنیم خداوند نعمت ها رو به ما میده.
وقتی به غیر خدا توکل می کنیم ضجر می کشیم و تمامی ضجرهایمان به خاطر اینه که به غیر خدا توکل کردیم، و به غیر خدا قدرت دادیم.
حالا تو هر زمینه چه در روابط چه در بیزینس چه در سلامتی و… به غیر خدا قدرت بدهیم شرک ورزیدیم.
خداوند همیشه وعده سلامتی و خوبی و خوشی و روابط عالی و ثروت و .. میده اما شیطان همیشه وعده بیماری و ناراحتی و روابط داغون و فقر و بدبختی و… میده.
تو هر زمینه ای ضربه خوردیم به خاطر شرکه، بدون استثناء هر بلایی به سرمون میاد به خاطر شرکه، به خاطر توکل به غیر خداست، به خاطر باور کردنه به غیر خدا بوده، به خاطر فراموش کردن خداوند بوده، به خاطر فراموش کردن توحید بوده
نگاهمون رو نسبت به خداوند تغییر بدیم که هر چقدر ضعیف تر باشم خداوند بیشتر هوامو داره.
باید روی خودمون کار کنیم تا در مسیر درست قرار بگیریم و هر روز بهتر بهتر و بهتر بشه.
این فایل رو هزاران بار باید گوش داد و بیشتر تفکر کرد و بعد در مورد زندگی خودمون بنویسیم، من که نیاز به زمان زیادی دارم برای نوشتن، انشالله به وقتش و در زمانش بیام و بنویسم.
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
ما را به راه راست هدایت کن.
راه کسانی که به آنان نعمت داده ای.
بهترین ها را از صمیم قلب برایتان آرزومندم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته محترم
و ب تمام دوستان ک در این سایت فعالیت میکند،
اوستاد من تا پریروز درگیر یک رابطه بودم ک واقیا داشت منو نابود میکرد من طبق قوانین این ادم را در زندگیم جذب کردم،،
پارتنرم آدم خوب است تمام اون ویزگی های ک من میخوامو داره فقط مشکل این جا است ک ما بهم دگه وابسته هستیم،،
و این وابستگی واقیا منو صد بار ضربع زده نه از طرف ایشون ولی در دگه حوضه های زندگیم
از سلامتی گرفته تا وضعیت مالی ووووو
ولی تا دو روز پیش باهم بودیم من این تصنیم را گرفتم و ب ایشون هم گفتم رابطه ما کات بشه و تو هم رو خودت تمرکز کن منم رو خودم اگر بهم رسیدیم خوب اگر نرسیدیم هم خوب ولی رابطه ما کات باشه،،
خانواده ما برنامه داره در مورد نامزادیمون اگر این اتفاق بیوفته هم خوب اگر نیوفته هم خوب،، من در ذهنم بجز روابط عاطفی همچین باور ندارم ک مثلا کسی دیگه نزاره ما بهم نرسیم و مشکل برای ما ایجاد کنه واسی همین کسی مخالف شدید نداره ولی مشکل وضعیت مالی و از لحاظ سن هم هردومون واسی زندگی مشترک هنوز کوچک هستیم،،
و هدف از این حرفا این بود ک واقیا هرچی من میخواستم با طرف حالم را بهتر کنم بهتر نپشود ک هیچ بلکه بدتر هم میشود شک تردید،، کنترل پاتنرم ووووو هزار تا مشکل،،، و قبل ازز این هم یک رابطه را تجربه کردم که خیلی بهم بی احترامی میشد ک من روی خودم کار کردم بعدیش این ادم ک الان وارید زندگیم است شد اول نتونیستم درست درس بیگیرم ولی الان درس را خوب گرفتم ک رابطه که من با خدا دارم اون باید تقویت شود ک رابطه غیر از اون،،
و این حرف ک گفتی بعضی ها تا زمانی ک بلا سرش نیاد شروع نمیکنه و انگیزه نمگیره منم تا حد انطوری هستم بار ها با خودم گفتم ببینم چی میشع با خود گفتم اگر این اتفاق بیوفته این ادم کاری نکنه من شروع میکنم و بار ها شده اتفاق بدی اوفتاده من با انگیزه خیلی زیاد شروع کردم ولی این انگیزه همنطور ک با احساسات شروع میشه همنطور هم با احساسات کم میشه،،،
باز به این نتیجه میرسیم ک اگر ما احساس لیاقت داشته باشیم قرار نیست ظربه بخوریم و حرکت کنیم بلکه با همین حال خوب حرکت کنیم و موفق شویم،،
ازت ممنونم استاد عزیزم
با سلام خدمت استاد خوبم و خانم شایسته عزیز
من تقریبا در تمام دوران زندگی چنین دیدی نسبت به خداوند داشتم، یک نگاه انسان گونه ، که یک پیرمرد ریش سفید و مهربان در آسمان هست ، همیشه فکر میکردم که خداوند یک انسان مهربانه که اگر باهاش حرف بزنی یا چیزی با عجز و خواهش ازش بخوای خواستتو اجابت میکنه.
این دیدگاه من تا زمانی ادامه داشت که یکم بزرگ تر شدم و یکم یک سری مسائل در جامعه و جهان رو دیدم، دیدم توی دنیا جنگ هست ، قحطی هست و … اون زمان به درک الان نرسیده بودم. همش میگفتم این چه خدایی هست که حواسش به بندهاش نیست ، چرا این همه ظلم و مشکل رو نمیبینه ، اصلا این خدا که مهربون نیست ، اصلا با این اوضاع از کجا معلوم که خدا اصلا وجود داره.
خیلی بخاطر اینجور افکار و پیگیری مدام اتفاقات و اخبار خیلی دیدگاهم به خداوند بد شده بود ، دیدگاه من در گذشته دقیقا همین بود که افراد و کلا موجودات ضعیف باید مورد لطف و محبت بیشتر قرار بگیرن ، باید توجه ویژه ای بهشون بشه ، اونایی که به اینا توجه نمیکنن چقدر بی عاطفه هستن و بویی از انسانیت نبردن ، یادم میاد اگر یه نیازمند توی خیابون میدیدم و کمکش نمیکردم عذاب وجدان میگرفتم.
تا الان که خداروشکر با شما آشنا شدم ، دیدم به خداوند و کلا زندگی خیلی عوض شده، الان میدونم باید مثل جهان که پیوسته در حال تکامله منم باید روی خودم کار کنم هر روز بهت و بهتر بشم ، پیشرفت کنم ، اصطلاحا خودمو قوی کنم ، الان میدونم این خداوند نیست که به بنده هاش ظلم میکنه بلکه ما خودمون هستیم که با ضعیف بودن و ضعیف موندن بزرگ ترین ظلم رو در حق خودمون میکنیم. خداوند همیشه چیزی رو به ما میده که ما به دنبالش هستیم پس اگر ضعیفیم و موفق نشدیم چون دقیقا خودمون آگاهانه یا نا خودآگاه همینو انتخاب کردیم ، خداروشکر میکنم که با درک این مطلب هر روز داره زندگیم از همه جهت بهتر میشه ، اگر قانون تکامل رو پذیریم و قبول کنیم که دنیا رو به تکامله اون موقع قانع میشیم که خودمون هم باید پیوسته رو به بهبود و کامل شدن باشیم و اون موقع تلاش خیلی راحت تر و منطقی تر میشه.
خداوند مهربان رو بخاطر تمام خوبی ها، بخاطر وجود استاد عزیزم ، بخاطر رابطه زیبا و توحیدی که دارم ، بخاطر اینکه پیوسته با راهنمایی های شما و هدایت خداوند مهربان هر روز در حال رشد هستم شکر میکنم، خوشحالم که عضوی از خانوده بزرگ عباس منش هستم.
در پناه خداوند مهربان ، شاد ، سالم و سربلند باشید.
خداروشکر که معجزه امروز رو تجربه کردیم
معجزه بودن و نفس کشیدن رو
من پنج سال پیش هیچ آشنایی با سایت و استاد عباسمنش نداشتم ولی الان که نگاه میکنم قانون ایمان به خدا تو قبولی مصاحبه فرهنگیان من چقدر تاثیر داشت.
من تو مصاحبه یکی از آشناهامون رو دیدم که رئیس یکی از اتاقهای مصاحبه بود و اگر میرفتم پیشش و منو میدید قطعا قبولیم تضمین میشد چون به گفته خودش یا تو اتاق خودش از من مصاحبه میگرفت که اوکی بود یا فوقش به همکارش میگفت که برا من آسون بگیره
ولی من اون لحظه تصمیم گرفتم که اصن نرم خودمو بهش معرفی کنم چون توکلم فقط به خدا بود و با خودم فکر میکردم کار من درسته هرکی هم ازم مصاحبه بگیره فرقی نمیکنه و دوس نداشتم حق بچههایی که اونجا بودن ضایع بشه.
بالاخره مصاحبه دادم و حتی چنتا سوال رو خیلی خوب جواب نداده بودم و به گفته همون آشنامون میگفت بخاطر این جوابهات احتمالا نمرهت کم بشه ولی من اصلا برام مهم نبود چون اون زمان قدرت رو فقط به خدا داده بودم و سرنوشتم دست اون بود و هر اتفاقی میافتاد رو خیر میدیدم و خداروشکر که نتیجه شم اومد با بیشترین نمره مصاحبه قبول شدم.
امیدوارم تو بقیه چالش های زندگیمم بتونم توحید رو عملی کنم و نتایجم درخشان باشه.
بنام رب
سلام استاد عزیزم خانم شایسته و هم فرکانسی های عزیزم
استاد یک مثال دارم که مرتبط با موضوع این فایله و تازگیها برام اتفاق افتاده و کلی درس داشت برام
استاد من کارم خرید و فروش گوشت منجمد هستش که به لطف آموزشهای شما و فایلهای شما کاملا اینترنتی و با ازادی زمانی و مکانی کار میکنم من حدودا دو یا سه هفته ای بود معامله ای نکرده بودم یه کم تحت فشار بودم تو این گیرو دار یه معامله 4 تنی انجام دادم ولی بعد یک هفته بار برگشت خورد خلاصه من ذهنمو کنترل کردم بعد به مشتری گفتم بارو برگردون من یه هفته ای میفروشم بار برگشت خورد من یه هفته تمرکز گذاشتم فروش نرفت دو هفته زمان گذاشتم فروش نرفت قیمتو بالا پایین کردم فروش نرفت، با 40 درصد تخفیف گاشتم فروش نرفت خلاصه هر چی بلد بودم اوردم وسط فروش نرفت که نرفت یعنی من فکر کنم نزدیک یک ماه درگیر بودم تا این که یه روزی با خودم نشستم و فکر کردم از خودم سوال کردم چرا واقعا نمیتونم بفروشم؟ به لطف خدا جواب این بود شرک
به خودم اومدم دیدم تو این یک ماه من تو شرک دائم بودم منی که هر روز سایت میام سر میزنم و فایل گوش میدم و تمرین میکنم یک ماه بود تو درو دیوار بودم و شیطان تو وجودم فرمانروایی میکرد تا متوجه شدم همون شب ساعت 11 تا 12 شب بود گفتم خدایا من اشتباه کردم من به خودم ثابت شد که هیچی نیستم بدون تو گفتم خدایا تو این یک ماه هر چی بلد بودم ریختم وسط و متوجه شدم که ضعیفم و فهمیدم که نتونستم یک کیلو بار بفروشم دستامو بردم بالا و جلو خدا تسلیم شدم ولی واقعا عمیق بود و درونی بود این احساس تسلیم بودن و بعد گرفتم خوابیدم و فردا صبحش دقیقا درها باز شد
یه سری بارهای خارجی بود که تو یه شب 30 تومن گرون شد و این باری هم که در اختیار من بود به تبع اون گرون شد 4 تا مشتری صب همزمان تماس گرفتن و بارو میخواستن و من به راحتی با قدرت الله در عرض یه ساعت به بالاترین قیمت بارو فروختم و سود خوبی کردم خداروشکر
اون روز استاد به خدا اشکم دراومد به خودم گفتم ببین چقدر راحت میتونم شرک بورزم و چقدر راحت میتونم از این قدرتی که خدا بهم داده استفاده نکنم و چقدر راحت فراموشم میشه
خدایا من وقتی این فایلو گوش میدم فکر میکنم دیگه شرک نمیورزم دقیقا همون لحظه شرک میورزم خدایا خودت کمکم کن که یادم بمونه
چقدر استاد به قول شما فراره این موضوعات و به قول شما تنها راه این که فراموش نکنم تکرار و تکرار و تکرار هستش
تصمیم میگیرم از امروز انقدر تکرار کنم این موضوعات رو تا جزو تار و پودم بشه
به کمک و یاری الله
استاد سپاسگزارم از شما برای یاداوری این اصول که هرچقدر تکرار بشه برامون کمه