آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟ - صفحه 31

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
    441MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
    60MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

456 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 816 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم ومریم بانوی مهربان

    سلام به دوستای توحیدیم

    استاد عزیزم با آموزشهای شما از قوانین خداوندودرکی که تاالان بدست آوردم اینکه هر فرکانسی رو که ب جهان هستی بفرستم طبق قانون همون رو دریافت میکنم واینکه گفتید جهان مانند آینه عمل میکند وزمانی ک درمسیر درست قوانین خدا هستم نتیجش همیشه خوب وعالیه ووقتی ازاین قوانین دور میشم ودراحساس بد قرارمیگیرم نتیجش تضاده واین تضاد باعث میشه که تصمیم درستر رو برای انجام کارها وبرنامه هام پیش بگیرم ومیشه گفت دردل هر تضاد موفقیتی نهفته است اگر طبق قوانین ازش در جهت الخیر فی ماوقع استفاده کنیم

    : تضادهایی که بااونها برخورد میکنیم باعث بهبود شخصیت میشوند واین که ساکن نباشی وازدل این تضاد ب نفع خودت وشرایط بهتر قدم برداری وخودت رو رشد بدی توکل کنی تاقبل از آشنایی باشما ودرک قوانین من این نگاه شرک آلود رو نسبت به خداوند داشتم وهمیشه تواحساس بد روزها درگیر میشدم وخدارو هزاران مرتبه شکر که قلبم رو به حقیقت باز کردید تاباشجاعت بیشتری حتی اگر باتضاد مواجه شدم اون رو نقطه عطف شروع دوبارم بدونم باآگاهی وبا بهبود شخصیتم درمسیر رشد حرکت کنم

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 203 روز

    سلام عرض ادب به استاد عزیزم

    خدمت دوستان گلم خواستم از تجربه ام بگم

    من از اول قلبم برای خدا باز بود ولی معنی شرک را نمیدونستم وهمیشه سعی میکردم به ادما کمک کنم ودلسوزی به دیگران بیشتر از خودم اهمیت میدادم ومیگفتم من ناراحت بشم اسیب ببینم مهم نیست کسی ناراحت نشه دلش نشکنه بخاطر این طرز فکر اشتباه خیلی پتنرهای اشتباه و تکراری درزندگیم داشتم

    یکی از انها یکی از نزدیکانم بود که سالها حمایتش میکردم وبراش هرکاری میکردم وبارها بهم صدمه زده بود ومن به راحتی میبخشید وباز محبت میکردم وسالها کنارم بود و من محبت میکردم و اون اسیب میزد وخدا بارها مرا صدا زد که بیدار شوم با هر بار صدمه زدن اون به من درواقع هشدار خدا به من بود ولی من بیدار نمیشدم تا جایی که همون اب سرد خدا روسرم ریخت واسیبی جدی بهم زد که قلبم شکست انقدر غصه خوردم که سکته کردم و باید انژیو میشدم واونجا بود که فهمیدم که باید با این ادم فاصله امو زیاد کنم بفکر سلامتی زندگی خودم باشم تازه باز هم اینجا بطور کل رابطه رو قطع نکردم باز دلسوزی بهش داشتم چون با توجه به اخلاقی که داشت کسی کنارش نمیموند و من میگفتم تنهاس گناه داره ولی دیگه خدا محکمتر بهم زد نا بیدار شود تا جایی که به فرزندام اسیب زد اونجا بود که دیگه بطور کل قطع رابطه کردم

    واز وقتی رابطه ام فطع شد ارامشم بیشتر شد به خدا نزدیکتر شدم و انرژیهای منفی ازم دور شده با اینکه خیلی به من نزدیک ولی اصلا دیگه دوست ندارم وارد زندگیم بشه من فقط توی دلم بخشیدمش و براش ارزوهای خوب میکنم به گفته استاد عزیزم وحالم بهتره

    غالبا الگو های اشتباه زندگیم این بود که برای هرکی دلسوزی کردم اسیب دیدم ولی بارها تکرار میکردم وفکر میکرد اگر دلم برای ادما بسوزه خدا بیشتر منو دوست داره و من ازنظر خدا بنده خوبی هستم که فهمیدم راه کاملا اشتباهی میرفتم

    من همیشه راضیت خدا برام در زندگی مهم بود وراهای اشتباه رفتم و البته این نشان میده شناخت کافی ودرستی از خدا نداشتم وارزش خودمو نمیدونستم گفتم از تجربیاتم بگم شاید کسایی مثل من ناخواسته اینکارو انجام بدن وبفهمند که اشتباهه الان که به ارزش خودم پی بردم خیلی راضی و خوشحالم و از زندگیم لذت میبرم با لطف و عنایت خدا در ارامشم و حال دلم خوبه خیلی توکلم بخدا بیشتر شد و همه زندگیم شده ودارم تاکاملم طی میکنم امیدوارم در این مسیر موفق بشم

    با ارزوی دلی شاد تنی سالم و وروحی پاک برای تمام دوستان گلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2066 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.

    سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش

    بخش دوم دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند

    وقتی ما آدم قبلی هستیم نتایج هم مثل قبل است رحمی در کار نیست خدا رحم میکند به آدمی که در مسیر درست است شما در مسیر درست قرار بگیرید خدا از بی نهایت طریق کمک میکند شما در مسیر غلط قرار بگیرید از در و دیوار بلا و بدبختی می آید . ( کُلًّا نُمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ ۚ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورً) در هر مسیری که باشید هدایت پروردگار را دریافت میکنید و هدایت پروردگار همیشگی ست 

    بنابراین خدا را بشناسیم سیستم جهان را درک کنیم که چگونه کار میکند خودمان را از درون تقویت کنیم بهبود ببخشیم ایمان مان را قوی کنیم از شرک دوری کنیم فقط و فقط بر خدا توکل کنیم  و فقط روی خدا حساب کنیم ایاک نعبد و ایاک نستعین تنها بندگی تو را میکنم تنها از تو کمک میخواهم اهدنا صراط المستقیم مرا به راه راست هدایت کن صراط الذین انعمت علیهم راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت مان کن

    وقتی این مسایل را در خودمان درست کنیم خداوند به ما نعمت آسایش و راحتی میدهد بخاطر اینکه ما درست شدیم در مسیر درست قرار گرفتیم

    تمام زجرهایی که در زندگی کشیدیم بخاطر توکل به غیرخدا بوده بخاطر حساب کردن روی غیر خدا بوده بخاطر اینکه به غیر خداوند در زندگی مان قدرت دادیم در بحث سلامتی وقتی شما به حرف دکتر بیشتر از قدرت خدا قدرت میدهید شما دارید شرک می ورزید  خداوند همواره وعده ی سلامتی میدهد همواره وعده ی فزونی میدهد همواره وعده ی نعمت و صلح میدهد ولی ما حرف دکتر را بیشتر باور میکنیم و این شرک است . این شیطان است که وعده ی فقر و بیماری و کمبود میدهد شیطان وعده ی اضطراب آمیز و استرس میدهد کم کم وسوسه میکند تا ذهن به آشفتگی برسد . فقط باید الگوها را ببینید تا بفهمید کجا شرک ورزیدید.

    در بحث روابط هرگاه فکر کردید باید کسی بیاید و زندگی من را درست کند یا کسی را مهم کردید که او میتواند زندگی من را درست کند این خود شرک است (الا بذکرالله تطمئن القلوب آگاه باشید که دل با یاد خدا آرام میگیرد) اما وقتی کسی برای ما مهم میشود تنها با نگاه او، تنها با بودن او حالمان خوب میشود زندگیمان خوب میشود و اگر او توجهی نکند پیامی ندهد و تحویل مان نگیرد حالمان بد است این شرک است

    بدون استثنا تمام بلاهایی که سر ما می آید به خدا شرک بوده به خاطر توکل به غیر خدا بوده بخاطر باور کردن غیر خدا بوده  بخاطر فراموش کردن خداوند بوده بخاطر فراموش کردن توحید بوده است

    اگر مسیر درست را نروید دلسوزی در کار نیست خداوند مثل مادر مهربان عمل نمیکند خداوند طبق مشیت عمل میکند خداوند طبق قوانین عمل میکند خداوند سیستمی عمل میکند هیچ وقت قوانین خداوند تغییر نمیکند و خوبی این ثابت بودن قوانین این است که هر وقت شروع کنید طبق قوانین عمل کنید کاری به گذشته شما ندارد و از نقطه ای که شروع کردید طبق سیستم پاداش دریافت میکنید

    اگر ما بتوانیم به نتایج  مثبت و منفی زندگی مان توجه کنیم بخصوص در الگوهای تکرار شونده بهتر میتوانیم قوانین خداوند را درک کنم که دلیل نتیجه مثبت چه بوده و دلیل نتیجه منفی چه بوده و رحم و دلسوزی هم در کار نبوده است همیشه طبق قوانین نتایج داده میشود اگر مسیر درست برویم نتایج درست میگیریم و اگر مسیر نادرست برویم نتایج نادرست میگیریم.

    هر وقت روی باورهای توحیدی مان کار کردیم نتایج خودبخود درست میشود بعضی افراد هستند که باید آنقدر از طرف غیرخدا تو سرشان بخورد آنقدر به در و دیوار بخورند بقولی کتک خورشان ملس است تا خدا را بفهمند قوانین را درک کنند

    اما بعضی ها از همان اول قلب شان برای خدا باز هست از همان اول تکیه شان به خداست از همان اول رَب را می بینند و فرمانروای جهان میدانند از همان اول روی کسی حساب نمیکنند و تا وقتی در این مسیر هستند نتایج شان بهتر و بهتر میشود و موفقیت بدست می آورند شرایط همیشه برای آنها نرم و راحت و روان و ساده است

    ما باید همین که فهمیدیم کمی از مسیر توحیدی و درست خارج شدیم سریع به مسیر برگردیم و بگوییم خداوندا مرا به مسیر درست هدایت کن

    از تو طلب آمرزش میکنم که اینجاها این باورهای نادرست را دارم و مسیر نادرست را رفتم اکنون از تو میخواهم که مرا هدایت کنی تا نتایج درست دریافت کنم

    قدم اول را باید درست برداریم و نیازی نیست زمین بخوریم تا قدم اول را برداریم و اگر کسانی بعد از شکست های متوالی موفق شدند به این دلیل نیست که باید قدم ها اینطور برداشت شکست بخوریم تا موفق بشویم بلکه برای اینها مسیر اینگونه بوده  فکر و باورشان اینگونه بوده که باید تجربه کسب کنند تا موفق شوند اینها بعد از شکست بیدار میشوند بعد از دست دادن رابطه عاطقی قدر زندگی را میفهمند ولی اگر قبل از شکست فکر کنیم و قوانین را درک کنیم وطبق مشیت خدا رفتار کنیم ببینیم داستان چیست فقط نتایج میتواند بهتر و بهتر شود و نیاز نیست شکست بخوریم تا بازی را یاد بگیریم ما میتوانیم به هدایت الله از اول قدم ها را درست برداریم بدون شکست خوردن با فکر کردن و روی خودمان کار کردن با بهبود بخشیدن افکار و باورها با روی توحید و توکل به الله کار کردن به موفقیت برسیم

    قبل از هر تصمیمی سعی کنیم احساس خوبی را در خودمان ایجاد کنیم احساس سپاسگزاری قلبی داشته باشیم روی باورهای توحیدی روی قوانین الهی کار کنیم از  همان اول نتایج خوب باشد از همان اول اتفاقات خوب بیفتد از همان اول احساس آرامش داشته باشیم از همان اول پیشرفت داشته باشیم نه اینکه چند بار شکست بخوریم بعد بگوییم شکست ها بخشی از روند پیشرفت است شکست بخشی از روند موفقیت نیست اینکه اول شکست میخورید چون قاعده بازی را از اول یاد نگرفتید

    بعضی ها هستند هر چه در روابط عاطفی ضربه میخورند هر چه مورد سواستفاده دیگران قرار میگیرند هر چه در تجارت ورشکسته میشوند یا بیمار میشوند قاعده بازی را یاد نمیگیرند چون اصلا فکر نمیکنند که از خداوند هدایت بخواهند

    اما بعضی ها باورهای خوبی نسبت به خداوند دارند از همان ابتدا موفقیت بدست می آورند بنابراین شکست الزاما جزء موفقیت نیست و وقتی میگویید من موفق شدم به این دلیل که شکست ها خوردم بلاها دیدم و اعتبار موفق شدنتان را به رنج و سختی که قبلا کشیدید میدهید در واقع شما دارید رنج و سختی و شکست های جدیدی را به زندگی تان دعوت میکنید چون باورتان این است باید شکست بخورید تا موفق شوید

    بعضی ها که سادیسیم دارند میگویند من تا بخودم ضربه نزنم بیدار نمیشوم مثلا تا خودم را بدهکار نکنم نمیتوانم کار کنم باید بدهکار باشم تا مجبور شوم کار کنم یا باید یک بلایی سر خودم بیاورم که مجبور شوم حرکت کنم تلاش کنم

    ما باید از درون تغییر کنیم از درون حرکت کنیم تا پیشرفت کنیم تا تلاش کنیم و نیاز به هیچ عامل بیرونی نداشته باشیم برای رشد برای پیشرفت برای حرکت و تلاش .. برای پیشرفت کردن نیازی نیست که بلا به سر ما بیاید نیازی نیست شکست بخوریم این باورها از بیخ و بن اشتباه هستند

    باید قبل از اینکه بلا به سرمان بیاید بیدار شویم به محض اینکه هشداری را فهمیدیم بیدار شویم حرکت کنیم و در مسیر درست قرار بگیریم همیشه خداوند نشانه های بیداری را میدهد که بنده ی من بیدار شو در مسیر درست قرار بگیر و اگر ما نشانه ها را جدی نگیریم و یا نشانه ها را دریافت نکنیم به شکست میخوریم تا به زمین میخوریم تا بیدار شویم

    هر کجا بلایی به سر ما آمد خداوند ابتدا با نشانه ها ما را هدایت کرده ولی ما دیدیم و حرکت نکردیم یا در غفلت بودیم و ندیدیم و خواب ماندیم پس چه خوب میشود که ما با اولین نشانه ریز و کوچک خودمان را بیدار کنیم خودمان را تقویت کنیم خودمان را تربیت کنیم پیغام ها را زود دریافت کنیم با اولین ضربه بیدار شویم و از قوانین جهان برای تغییر خودمان استفاده کنیم و ببینیم که شرک چه بلایی به سر ما آورده و خدا را ظالم نبینیم بلکه بگوییم خداوند طبق قانون عمل میکند و ظلمی در کار نیست احساس خوب ایمان و توکل نتیجه خودش را دارد شرک و بی ایمانی احساس نامناسب و شبکه ی منفی نتیجه خودش را دارد

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند و رستگار در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2066 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.

    سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش

    دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند

    در برابر توفان های زندگی یا انسان قوی و قویتری میشوید و توانایی های بیشتری بدست می آورید یا ناتوان و ضعیف میشوید و ایمان خود را از دست میدهید . طبیعت جهان طرفدار ضعیف ها نیست ضعیف باید از بین برود طبیعت طرفدار قوی هاست یا باید خودتان را قوی کنید و ادامه دهید یا با ضعف و ناتوانی نابود میشوید

    جهان امروز حاصل از بین رفتن ضعیف ها و ایستادگی قویتر هاست ضعیف ها یا توسط خودشان از بین میروند یا دیگران آنها را از بین میبرند و این روند برای بهبود جهان است

    توفان ها از دید ما ظالمانه است از دید خداوند عدالت است خداوند هیچ وقت طرفدار ضعیف ها نیست اگر شما آدم ضعیفی هستی آدم بی اعتمادبنفسی هستی فکر نکن خداوند دلش به حال تو خواهد سوخت و هوای تو را دارد و دوست دارد و به تو کمک میکند خداوند هوای کسی را دارد که ایمان دارد حرکت میکند توکل میکند قدرت نشان میدهد

    آدم ضعیف از طرف خداوند حمایت نمیشود یعنی این نگاه را نداشته باشید که هر چه من بدبخت تر باشم خدا با من خیلی مهربان تر است عاشق من است اینطور نیست بلکه یا شما ایمان تان را قوی میکنید حرکت میکنید باورها و افکارتان را درست میکنید یا با ضعیف بودن از بین می روید . در روابط عاطفی آدمی که وابسته به طرف مقابل است نابود میشود یا آدمی که فقط طرف مقابل را مقصر میداند و روی افکار و اخلاق خودش کار نمیکند از بین می رود و همچنین آدمی که از لحاظ عزت نفس و شخصیتی ضعیف هست در روابط عاطفی از بین میرود و تجارتی که پایه و اساس درستی نداشته باشد در شرایط سخت از بین می رود یا کارمندان ضعیف خودبخود در شرکت از بین میروند و کارمندان قوی میمانند

    در تمام طبیعت چه انسان چه حیوان چه گیاه به این شکل است که یا روی خودت کار میکنی قوی میشوی و میمانی یا روی خودت و ضعف های شخصی کار نمیکنی بیشتر ضعیف میشوی و از بین می روی . سیستم به این شکل کار میکند و این اساس پیشرفت جهان است اساس تکامل است و این با ایده اصلی خداوند سازگار است که جهان باید پیشرفت کند موجودات باید تکامل خود را طی کنند

    یک شخصیت قوی بعد از توفان های زندگی قویتر میشود شکوفاتر میشود بهتر میشود غنی تر میشود همیشه به فکر بهبود خودتان باشید به جای اینکه از توفان ها بترسید به این فکر کن که چطور خودم را قوی کنم اگر خودم را قوی کنم و از این توفان به سلامت بگذرم چقدر رشد میکنم پیشرفت بیشتری میکنم

    اگر شخصیت ضعیفی داری فکر نکن خدا هواتو داره بلکه باعث میشود افرادی را جذب کنی که از تو سوءاستفاده میکنند جهان در تمام ابعاد اینطور عمل میکند در مستند حیات وحش شاید دل آدم بسوزد که چطور آهویی طعمه ی شیری میشود و از بین میرود در صورتی که آهوهای قویتر شکار نشدند پس روند جهان بر حذف ضعیفان است و این طرح الهی ست و عین عدالت است که برای رشد و پیشرفت جهان لازم است

    پس به جای ایتکه از توفان های زندگی بترسید دنبال تقویت و بهبود خودتان باشید تا قوی و قویتر شوید و بمانید اینقدر پایه و اساس خوبی برای خودمان در هر موضوعی درست کنیم اینقدر قوی باشیم اینقدر تکامل خود را خوب طی کنیم اینقدر باورهای خوب بسازیم و خودمان را تقویت کنیم که اگر توفانی اومد بسلامت از آن توفان عبور کنیم و تازه رشد هم کنیم

    بعضی از ما نگاه احساسی به خداوند داریم خداوند را مثل یک مادر دلسوز مهربان میدانیم که هر چه ما ضعیف تر باشیم گریه و زاری کنیم و بدبختی هایمان بگوییم او دلش برای ما میسوزد و کمک مان میکند و وقتی که در این شرایط خدا کمک مان نمیکند میگوییم خدا چقدر ظالم است خدایا کجایی چرا منو نمیبینی خدایا چرا بلاها فقط سر من می آید مگه دیگه جا هم دارم

    چرا از خدا توقع داریم که هر چه بدبخت تر باشیم هوای ما رل داشته باشد در صورتی که ندارد چون ما از پایه و اساس خدا را اشتباه درک کردیم و شناختیم اصلا خدا را مثل یک مادر مهربان در نظر نگیرید مادرها هر چه فرزندانش بدبخت تر باشند بیشتر به آنها توجه میکنند و هوای آنها را دارند بیشتر دستشان را میگیرند تا فرزندانی که قوی هستند اصلا توجهی به فرزندان قوی ندارند اما مادر حیوانات اینطور نیستند مادر پرنده یا مادر اسب یا گوسفند اگر ببینید از همان تولد اگر فرزندی از فرزندانشان شیر نخورند یا ضعیف باشند به آنها اهمیتی نمیدهند تا بمیرند و هیج مادری به زور به فرزند ضعیف شیر یا غذا نمیدهد

    شاید در نگاه انسانی این ناعادلانه باشد اما در سیستم خداوند عدالت است و برای رشد و پیشرفت جهان لازم است پس دنبال این باشید که خودتان را قوی کنید فکر نکنید اگر ضعیف و بدبخت باشید خداوند دلش به حالتان میسوزد بلکه خداوند به انسان های قوی پاداش میدهد در حیوانات منظور از قویتر بودن جسمانی است اما در انسان ها کسی قویتر است که ذهنی قوی دارد ایمان قوی و محکمی دارد باورهای درستی دارد افکار درستی را در ذهنش پرورش میدهد انسان ضعیف کسی است که شیطان به راحتی آنها را احاطه میکند و ذهن آنها را آشفته میکند به گمراهی میکشاند و براحتی زندگی شان را از دست میدهند ولی انسانی که میتواند ایمانش را حفظ کند کسی که ذهن قویتری دارد کنترل ذهن خوبی دارد کسی که مومن تر است کسی که اعتماد قویتری به خداوند دارد کسی که توکل همیشگی دارد کسی که فقط روی خدا حساب میکند کسی که خدا را به خودش نزدیک میداند و همواره منتظر هدایت الهی است در توفان ها قوی میماند پیشرفت میکند و برکت وارد زندگی اش میشود

    سیستم جهان به این شکل است که هر چه ضعیف باشید انسان های ضعیف و شرایط ضعیف تری را جذب میکنید هر چقدر بدبخت باشید بدبختی بیشتری را به سمت خودتان جذب میکنید در قالب موقعیت های نامناسب و شرایط مختلف و یا افراد نامناسب فکر نکنید خداوند دلش به حال شما میسوزد

    خداوند اصلا مثل ما انسان ها احساساتی نمیشود باید نگاه مان را نسبت به خداوند تغییر دهیم و فکر نکنیم خداوند دلش به حال ما میسوزد شما در مسیر درست حرکنید استمرار داشته باشید پاداش ها را دریافت میکنید در مسیر غلط حرکت کنید پاداش ها به شکل ضعف و بحث و بدبختی بیشتر را دریافت میکنید دلسوزی در کار نیست خداوند هر لحظه در حال هدایت همه است هر کس تبعیت کند پیشرفت میکند هر کس نافرمانی کند بدبخت میشود خداوند هیچ وقت نمیگوید این خانواده بدبخت هستند چقدر زجر میکشن پس هوایشان را داشته باشم زجر نکشند بلکه خداوند میگوید بنده ها به این دلیل زجر میکشند که بی ایمان هستند روی افکار خودشان کار نمیکنند به هدایت خدا ایمان و اعتماد ندارند توکل ندارند حرکت نمیکنند تکامل را طی نمیکنند خداوند هم جواب بی ایمانی را به شکل بدبختی میدهد

    اگر فکر میکنید با بدبخت بودن با تو سری خوردن با زجر کشیدن با آه و ناله کردن با فریاد زدن خداوند به شما توجه میکند و دستتان را میگیرد سخت در اشتباه هستید

    سیستم خداوند دریافت فرکانس دریافت احساس دریافت افکار است و پاسخ به فرکانس و احساس و فکر ارسالی شماست سیستم خداوند مثل آینه کار میکند ضعیف باشی شرایطی به وجود می آورد که ضعیف تر باشی قوی باشی شرایطی بوجود می آورد که قویتر باشی

    ببینید خانه ی درونتان را دارید چگونه میسازید چطور این خانه را میخواهید بسازید که در توفان ها دوام بیاورد اگر خانه ضعیفی بسازید فکر نکنید اگر توفان آمد خدا دلش میسوزد هوایتان را دارد بلکه توفان می آید با خاک یکسانتان میکند خم میشوید ببینید از خودتان چه شخصیتی را دارید میسازید که در توفان های زندگی سربلند بیرون بیایید از آزمایشات سربلند بیرون بیایید

    حتی در داستان های پیامبران در قران دیدیم که خداوند برای هیچ کدام دلسوزی نکرد دلسوزی کار خدا نیست یا شما در مسیر درست حرکت میکنید پاداش میگیرید یا در مسیر غلط حر کت میکنید عذاب و سختی دریافت میکنید

    باید نگاه انسانی که به خداوند را داریم عوض کنیم و با نگاه سیستمی و قانون مداری به خداوند نگاه کنیم خداوند بر اساس قوانین و مَشیت خودش عمل میکند و هیچ استثنایی در کار نیست هیچ دلسوزی در کار خداوند وجود ندارد هیچ احساساتی شدنی در کار خداوند وجود نداشته و وجود ندارد و نخواهد هم بود

    بنابراین نگاه خودتان را به خداوند عوض کنید نگاه خودتان را به زندگی عوض کنید تمرکز کنید روی کار کردن روی شخصیت خودتان روی افکار و باورهای خودتان روی کنترل ذهن خودتان روی ورودی های ذهن تان روی خروجی های کلام و گفتارتان روی قویتر شدن ایمانتان تمرکز کنید

    خدایی که دارد جهان را هدایت میکند احساساتی عمل نمیکند دلسوزی نمیکند که فکر کنی هر چه بیشتر زجه بزنی فریاد بزنی تو سر خودت بزنی گریه کنی نزد خدا محبوبتری یا کمک میکند بلکه اتفاقا یک فیلتر و حجابی میسازی که صدایت به خدا نمیرسد تا زمانی که مسیر زندگی خودت را تغییر بدهی ایمانت را قوی کنی افکارت را تغییر دهی ذهنت را پرورش دهی آن وقت خودبخود در مسیر کمک و امداد الهی خداوند قرار خواهی گرفت و دیگر نمیگویی خدا سنگدل است عدالت کجاست هر چقدر ایمان مان قویتر شود مهارت هایمان قویتر شود توانایی هایمان بهتر شود کنترل ذهن داشته باشیم باورهای درست داشته باشیم و حرکت کنیم همیشه و مدام در مسیر درست باشیم خداوند را عادل میبینیم نزدیک میبینم اجابت کننده میبینیم شنونده و ببینده میبینیم و خداوند بیشتر هوای ما را دارد ایده های بیشتری به سمت ما می آید شرایط مناسب تر و انسان های سودمندتری را جذب خواهیم کرد

    هر چه در مسیر اشتباه باشید بدبختی و ضعف بیشتری را تجربه خواهید کرد برای همین است که میگویند هر چه … برای پای لنگه.. یعنی هر چه در زندگی تقلا کنی خداوند دلسوزی نمیکند فقط متناسب با افکارت به تو پاسخ میدهد . برای همین است که در قران آمده که فرشتگان میگویند مگر زمین خدا پهناور نبود برای چه مهاجرت نکردید یعنی هیچ بهانه ای برای بدبختی وجود ندارد مهاجرت تنها جابجایی مکان نیست بلکه مهاجرت تغییر افکار و باورهاست. مهاجرت فاصله گرفتن از افراد نامناسب است مهاجرت دور شدن از بعضی چیزها و شرایط در فضای حقیقی یا مجازی است .. و این مشکل شماست که تغییر جهت ندادید و فقط تو سری خور شدید حال که در زمین ضعیف بودید در آخرت هم ضعیف خواهید ماند و تازه عذاب آخرت بدتر است و با ضعیف بودن آن دنیا به شما پاداشی داده نخواهد شد

    بعضی افراد ضعیف فکر میکنند با ضعیف بودن بالاخره خداوند یکجا دلش به حال ما میسوزد و احساساتی میشود چون خیلی زجر کشیدم بلا دیدم و خدا به ما لطف و محبتی میکند و چون خداوند دلسوزی نمیکند افراد به این نتیجه میرسند که خداوند ظالم است و عدالت وجود ندارد

    بعضی افراد ضعیف فکر میکنند با ضعیف بودن بالاخره خداوند آن دنیا پاداش میدهد و جایگاهشان بهشت است اصلا اینطور نیست آن دنیا میگویند شما شجاعت تغییر نداشتید فقط بهانه هایتان را آوردید زمین خدا برای تغییر ذهنی و مکانی پهناور است شما میتوانستید حرکت کنید ایمان قوی داشته باشید اعتماد به خدا داشته باشید مسیر رشد را ادامه دهید کنترل ذهن داشته باشید و استقامت در مسیر بهبود داشته باشید چرا این کارها را نکردید پس بدانید سرای آخرت سخت پیش خواهد رفت و فکر نکنید به شما پاداشی داده خواهد شد

    هر مصیبت و بدبختی که به شما میرسد به واسطه ی افکار و اعمالی که از قبل داشتید و هر خیری که به شما میرسد چون در مسیر خداوند هستید در مسیر خداوند فقط خیر دریافت میکنید  اگر دری به رویتان باز میشود نه به این دلیل که چون به اندازه کافی بلا کشیدید زجر کشیدید بلکه به این دلیل بوده که ایمان تان را به خدا نشان دادید و از وابستگی به غیر خدا خودتان را رها کردید نتیجه ی تلاش تان در مسیر درست بوده ایستادگی که در کنترل ذهن و تقویت افکار و باورهای درست داشتید

    گاهی یک فشارها و توفان هایی در زندگی به آدم می آید که آدم خدا را پیدا میکند خدا را میفهمد و از غیر خدا جدا میشود و ادم تنها به خدا وصل میشود و اگر درها به روی او باز میشود نه به این دلیل که خدا دلش سوخته است چون خیلی بلا دیده بزار دری به روی این ادم باز کنم بلکه به این دلیل بوده که شما دلتان را شما تکیه تان را شما چشم امیدتان را از غیر خدا بریدید شما از شرک دور شدید شما توحیدی تر دارید عمل میکنید  فقط نیاز بوده حسابی کتک بخورید بلا ببینید تا بیدار شوید و وقتی بیدار شدید از غیرخدا بریدید به خدا توکل کردید و خدا درها را برایتان باز کرد نه به این دلیل که خدا احساساتی شد و دلش به حالتان سوخت نه این دلیل که خدا گفته این دیگه تا جایی که جا داشته زجر کشیده حالا وقتش هست دری برایش باز کنم

    پس درها باز میشوند فقط به این دلیل که ما فهمیدیم داستان از کجاست ما شرک ها را شناختیم ما ترس ها را به ایمان تبدیل کردیم و از وابستگی به غیرخدا بریدیم و فهمیدیم که توکل کردن به غیرخدا و تکیه کردن به غیر خدا چه بلایی به سر ما می آورد ولی تا جایی شرک را ادامه دادیم که دیگه فهمیدیم همه کسانی که به آنها امید داشتم همه کسانی که به آنها تکیه کرده بودم همه آنهایی که در زندگی برایم مهم بودن خودشان را نشان دادند و من را رها کردند و به این نقطه رسیدیم که یا الله تو فقط دست من را بگیر من فقط به تو تکیه میکنم من فقط به تو توکل میکنم من فقط تو را میپرستم و فقط از تو کمک میخواهم و الان که ما به این نقطه رسیدیم الان که عوض شدیم خدا دست ما را گرفت درها را به روی ما باز کرد نه به دلیل بلاهایی که خودمان سر خودمان آوردیم نه به دلیل ظلم هایی که خودمان به خودمان کردیم نه به دلیل زجرهایی که این مدت در مسیر اشتباه کشیدیم بلکه به دلیل تغییر نگاه مان به خداوند و زندگی نجات پیدا میکنیم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و سعادتمند و رستگار در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    آقای نیکو گفته:
    مدت عضویت: 3371 روز

    بنام فرمانروای گیتی

    سلام

    برو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است

    چقدر این فایل آگاهی‌های عالی به ما میده،

    خداروشکر که من از زمانی که یادم میاد هیچوقت منتظر کمک دیگران نبودم و ننگم میکرد اینقدر ضعیف باشم که محتاج کمک بقیه باشم،

    حتی اگه یه موقع هایی خیلی بی پول میشدم تا جائیکه امکان داشت به کسی رو نمیزدم و این باور رو داشتم که خدا منو وا نمیزاره و در آخرین لحظه خداوند خودش برام ردیف میکرد،

    اما اونقدر هم توحید نداشتم که از خدا کمک بخوام و یه جاهایی شرک میورزیدم،

    مثلا یه موقع هایی آپارتمان برای فروش داشتم و فروش نمیرفت و من قدرت رو به جای اینکه به خداوند بدم و از خدا کمک بخوام فکر میکردم که اگه فلان بنگاه بخواد براحتی ملک من فروش میره،

    یا اگه توی یه اداره کار اداری داشتم هیچوقت فکر نمیکردم که خداوند براحتی کارم رو انجام میده، بلکه با خودم فکر میکردم کارمندان اداره جات برای دریافت رشوه کارشکنی می‌کنند و برای همین همیشه کارهای اداری من به سختی و یا با دادن رشوه جلو می‌رفت.

    تو سن جوانی درآمدم نسبت به مخارجم خیلی بالاتر بود و خیلی زود صاحب خونه و ماشین شدم و غرور باعث شده بود که فکر کنم این منم که اینها رو ساخته و فکر میکردم به کمک خداوند احتیاجی ندارم اما خیلی زود اون درآمدها با عوض کردن شغل از بین رفت و با اینکه در مشاغل جدید خیلی تلاش میکردم اما با یه بالا پایین شدن دلار یا رکود هر چند وقت یکبار متضرر میشدم اما بازهم نمیفهمیدم که اینها چک ولگد های جهانه و باز هم به همون شکل ادامه میدادم،

    یه موضوع دیگه که احساس میکنم باعث شکست خوردن کسب و کارم میشد این بود که من خیلی از مواقع منتظر شکست دیگران در کسب و کارشان بودم و به نوعی حسادت میکردم، الان میفهمم که وقتی ذهنم روی شکست کسب و کار دیگران بود شکست رو به زندگی خودم دعوت میکردم.

    یادم میاد یه بار داشتیم میرفتیم سفر، اون زمان شرایط مالی من نسبت به اکثریت اطرافیانم بهتر بود و من یه 206 صفر کیلومتر داشتم و یه پراید چند سال کار و یه پیکان مدل پایین همراه مون بود، در طول سفر تمرکزم روی پیکانی که همراه مون بود بود و ذهنم یکسره درگیر این بود که این پیکان توی مسیر خراب میشه و این سفر رو به ما تلخ میکنه، حدود 400 کیلومتر رو طی کرده بودیم که دیدم ماشینم یه صدایی داد، کشیدم کنار دیدم روغن های ماشین داره تخلیه میشه خلاصه که بعد از نصف روز علافی، ماشین رو سوار کامیون کردیم و برگشتیم اما اون پیکان و پراید سفرشون رو ادامه دادن، این هم یه مورد از جذب بخاطر افکار مخربم بود.

    با تشکر از استاد که با مثالهای عالی قانون رو برای ما به درستی شرح میدن

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 378 روز

    سلام به دوستان عزیز،امیدوارم سالم و سلامت ،شاد و پرروزی باشید،دیشب بخاطر مسائلی که برام توی چند روز اخیر اتفاق افتاد و احساسات منفیم نیت کردم و این فایل برای من باز شد،جدای اینکه همون لحظه بمن اگاهی داد و دلمو اروم کرد،سی چهل دیقه بعد وقتی میخواستیم بخوابیم زلزله شد،خیلی جالبه اینم نشانه و هدایت خداوند،از وقتی روی خودم کار میکنم حس ششمم خیلی قوی شده،حتی این اتفاق هم بهم گفته شد یجورایی.و واقعا استاد در همون ترس ها اتفاقات جالبی افتاد.صبح مادرم گفت شهرستان اونا بافت قدیمی شهر بیشتر لرزیده…

    درسی که گرفتم این بود که ما از ثانیه بعدمون خبر نداریم.زمان و فرصت بعدی وجود نداره همین الان تلاش کن.همین الان برو تو دل ترس هات.همین الا محبت کن،خوش اخلاق شد،تغییرو شروع کن.

    من بخدا توکل کردم،و جمله استاد تو سرم میچرخید که برگی بی اذن او از درخت نمی افته.که خدا حواسش به من هست.که چقدر ما انسان ها زندگی سستی داریم و نباید به خودمون مغرور بشیم.به قدرت بی انتهای خداوند.

    خدای مهربونم ما بنده گان ضعیف و بی پناه تو،جز تو کسیو نداریم،جز تو یارو پشتیبانی نداریم.خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای قدرت مطلق،ای رحمان و رحیم،ای صمیع،ای دانا،ای بصیر،عاشقتم و سپاسگذارم که تنهام نمیزاری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 951 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز سی و پنجم از تعهد 40 روزه ام

    برای رسیدن ب موفقیت نیاز نیست شکست بخورم

    برای رسیدن ب موفقیت نیاز نیست شکست بخورم

    برای رسیدن ب موفقیت نیاز نیست شکست بخورم

    کافیه با توکل ب خدا در مسیر صحیح حرکت کنم

    من از اون دسته آدمها هستم واسه رسیدن ب هر خاسته ای اول رو بقیه حساب میکنم

    نمیدونم چ دردیه چ عادت گندیه

    شاید دلیلش اینکه تو خانواده ای بزرگ شدم ک کل زندگیم بهم گفتن ب این بگو ب اون بگو

    فلانی رو راضی کن فلانی رو واسه خودت نگه دار

    اما بعدش میبینم هیچ کس هیچ کاری برام نمیکنه بلکه فشار روحی و روانی از حرفای بقیه بهم اومده

    بعد میگم خدایا من تسلیمم منو نجات بده ..

    بارها هم کتاب چگونه فکر خدارا بخوانیم رو خوندم ک خدا ب فرکانس من پاسخ میده ن ب حرفام

    و الان اتفاقات خیلی خوبی برام رخ داده جدیدا

    و امروز این فایل نشانه من بود

    تو بحث خاستگار

    هر خاستگار میومد من میگفتم اره این یکی میشه و فلان و بارها و بارها طرف میره ومیات و داستان میشد

    بعداز شاید 10 یا 15 خاستگار همسرم اومد خاستگاریم کلا زدم بیخیالی

    اینقد خونسرد رفتار کردم و همون لحظه ک همو دیدیم پسندیدیم و راحت رفتیم برای عقد و ازدواج و یدفه اتفاقی ک اون همه من با شرک هام پیچیده اش کرده بودم افتاد …

    واسه بچه دومم اینقد دارو عطاری خوردم یکی دوبار دکتر رفتم

    اخرش تسلیم شدم هیچکس هیچ کاری برام نکرد و همون ماه اول ک بیخیالش شدم گفتم سپردم ب خدا و رفتم لذت بردم و مسافرت

    بعد توی مسافرتم متوجه شدم باردار هستم چقد خوشحال شدم گفتم خدا کارخودشو کرد مثل همیشه ب وعده اش وفا کرد

    الان رسیدیم ب بحث کسب وکار خب طی تکامل واسه خودم بیزینس راه انداختم ک خیلی هم دوسش دارم

    سر بحث مشتری مثل داستان خاستگار من منتظر دست این و اون هستم

    بجای اینکه مشتری ک میات خداروشکر کنم و اینو باور کنم مشتری بعدی رو هم خدا میاره

    برعکس میچسبم ب همون یک مشتری و میگم شما برو ب بقیه بگو کارم درسته و بهشون معرفیم کن اونم میگه باشه و کمتر براش حساب میکنم کلی براش وقت میذارم و بعد میره و پیداش نمیشه

    میدونم از خودمه از ذهن منه

    بارها و بارها و بارها این اشتباه رو تکرار کردم و چوبش رو خوردم

    این بار گفتم این کار رو انجام نمیدم زیپ دهنم رو میبندم و نه تخفیف میدم نه میگم کسی رو برام بیار نه گیر میدم ب این موضوع

    راحت میگیرم و پیگیر نمیشم

    ک واقعا احساس میکنم باورهام یه ذره یه ذره بهتر شده چون این کارها رو انجام ندادم این دفعه و ارومتر شدم نسبت ب این موضوع شاید چون دارم رو ثروت یک کار میکنم احساس بهتری دارم نسبت ب ثروت

    از خدا میخام کمکم کن ذهنمو کنترل کنم و اجازه بدم توکل کنم خدا کارها رو انجام بده خودش مشتری بیاره خودش دلهارو نرم کنه خودش هدایتم کنه خودش دستمزد من رو بده و کار منو رشد و توسعه بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    خانم موفق گفته:
    مدت عضویت: 1734 روز

    به نام خدای راحتیها و آسانی ها

    این مدتی که در سایت هستم و روی باورهام دارم کارمیکنم بهتر متوجه میشم که تجربیات زندگیمون انعکاس باورهامونه و چقدر هوشمندانه و دقیق به باورهامون هرلحظه داره پاسخ داده میشه .

    دوتا مورد باورهایی که اخیرا تونستم شناسایی کنم و خیلی در بهبود و روان ترشدن چرخ زندگیم تاثیر گذاشت این بود که

    من اومدم عرف جامعه رو گذاشتم کنار .و قانون الهی رو جایگزینش کردم . مثلا چند روز پیش اومدم تاکسی بگیرم دیدم یه صف طولانی است و ماشین هم نیست باخودم گفتم من عرف رو قبول ندارم که تو صف بایستم و منتطر بمانم تا نوبتم بشه . و من قانون خدا رو قبول دارم که اراده اش راحتی وآسانی وفراوانی است بعد چند دقیقه یه ماشین شخصی وایستاد که ما خانم هاکه انتهای صف بودیم سوار شدیم و یک راننده محترم و خوب که ما رو تا مقصد رسوند و من هم چون بایستی تا اون طرف خیابان میرفتم حتی دور زد و اون طرف خیابان منو پیاده کرد . واین شد که مرتب به خودم میگم عرف جامعه باورهای اکثریت جامعه است که باهاش دارن زندگی میکنند من میخام جزو اقلیت باشم که با قانون خداوند زندگی کنم .

    مورد دوم این بود که خداوند رو انسان در نظر نگیرم و خودم رو وخواسته هامو محدود نکنم و سطح توقعاتم رو پایین نیارم .

    الان من کلی از نیازهامو از طریق گوگل مرتفع میکنم ایا گوگل خسته میشه . برای من وقت زیاد بزاره برای یکی دیگه وقتش کم میشه . گوگل سختی کشیدن من برای پیدا کردن راه حل رو معنوی میدونه یا زمان ومکان میشناسه یا درقبالش انتطار داره من کاری براش انجام بدم . یاخیری به کسی برسونم اونم درعوضش کمکم کنه . یا موقع تشکر ازش برم مکان خاصی یا حجاب کنم یا ازکسی کمک بگیرم یا واسطه بگیرم اونم کمک کنه .یا سلسه مراتب سازمانی رو رعایت کنم و مستقیم باهاش در ارتباط نباشم. یا درقبال کمکش نذری بدم تاجبران کنم .

    معلومه که نه . فقط میخاد اینترنتم وصل باشه همین ..تازه اینی که ساخته دست بشر هست و یکی از بی نهایت نعمت خداونده . چرا من میام با ماهیت مادی که به خدا میدم دچار شرک میشم و خودم ونیازهامو محدود میکنم . و تو درو دیوارم ونعمتهای خدا رو پس میزنم .

    سومین باوری که دارم روش کارمیکنم همه انسانها ارزشمندند نه استادی که زندگی مرفه داره و فالورهاش زیادن . نه مدیر عامل کارخانه . نه مدیر عامل. نه پزشک نه کشور خاص و ریس جمهور خاص .

    همه ما چون جوهره خداوند درون ماست ارزشمندیم و با تغییر فرکانسمون این ارزشمتدی ما تغییر نمیکنه . ما هرلحظه این فرصت رو داریم که باتغییر باورهامون همجهت بشیم با مسیر توحیدی و از این اقیانوس بیکران نعمت استفاده کنیم .

    واین طرزفکر جدید باعث شد اعتماد به نفسم خیلی تغییر بکنه و آرامش زیادی وارد زندگیم بشه و رهاتر وآزادتر رندگی کنم.

    نمیدونم بارچندمی بود که این فایل رو گوش دادم ولی هرسری یک سری خاطراتی در ذهنم مرور شد که بیشتر به من ثابت کرد که ما خالق زندگیمون هستیم .

    خدایاشکرت بابت این قوانین جهان هستی که وضع کردی و حجت رو برما تموم کردی ومنو هدایت کردی به این مسیر توحیدی .

    وتشکر از استادعزیز و دوستان همراهم در این مسیر الهی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    مرتضی زعیم گفته:
    مدت عضویت: 352 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١﴾

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش (1)

    2

    وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿٢﴾

    و به ماه هنگامی که از پی آن برآید (2)

    3

    وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿٣﴾

    و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند (3)

    4

    وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ﴿۴﴾

    و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد (4)

    5

    وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿۵﴾

    و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد (5)

    6

    وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿۶﴾

    و به زمین و آنکه آن را گستراند (6)

    7

    وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧﴾

    و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود، (7)

    8

    فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨﴾

    پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد. (8)

    9

    قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿٩﴾

    بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد. (9)

    10

    وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿١٠﴾

    و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد. (10)

    11

    کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿١١﴾

    قوم ثمود به سبب سرکشی و طغیانش [پیامبرشان را] تکذیب کرد، (11)

    12

    إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿١٢﴾

    زمانی که بدبخت ترینشان به پا خاست. (12)

    13

    فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَهَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا ﴿١٣﴾

    پس فرستاده خدا به آنان گفت: ناقه خدا و آبشخورش را [واگذارید] (13)

    14

    فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١۴﴾

    ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند، و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛ (14)

    15

    وَلَا یَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١۵﴾

    و خدا از سرانجام آن کار [که نابودی ستمکاران است] پروایی ندارد.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سلام به خداوند عزیز دلم

    سلام به استاد عزیزم

    بهترین رفیقی ک دوست داره من تغیر کنم رشد کنم و ب زندگی ایده ال و خدایی برسم.

    ی داستان تعریف کنم همین دیشب.

    یک ماه قبل برای یک کاری ک دوست داشتم و سالهابود ک ارزوشو داشتم و یکی دوبار هم براش کاندید شدم اما رای نیاوردم ک اصلانمیدونستم برای چی. احساس لیاقت احساس گناه شرک و ب دیگران متوسل شدن. همه این ها باعث میشد دراین کار هیچ پیشرفتی نداشتم و همش حالم بابت این موضوع بد بود.

    چرا خدادوستم نداره و نکنه بابت اون گناهمه ک این ارزو محقق نمیشه

    اصلا برا تغیر شخصیت و بهبود کم کم شخصیتم هیچکاری نمیکردم

    تا رسید همین دیشب ک ازیک ماه قبل خودمو براکاندید شدن اماده میکردم و با گوش کردن فایل و کار کردن کمی رو خودم به این نتیجه رسیدم ک احساس لیاقتم بهتر شده و قطعارای میارم و باخودم میگفتم که الان کارام توحیدی ترشده و خودم خالق این کارم و لیاقتشو دارم و روخودم کار کردم ظرفم بزرگ تر شده شخصیتم تغیراتی داشتا اما دوساعت مونده به رای گیری بیخیال نتیجه و سپردن اون بخدا نشدم و از شرک عمل کردم و ب یکی از بچه ها گفتم شبی بیا بمن رای بده و گزشت موقع رای گیری شد و وقتی منو اونیکی ادم کاندیدشدیم برای انتخاب یک کار خدماتی دوساله یک دلشوره و استرسی منو گرفت و فهمیدم ی جای کارم لنگ خورده تو این یکماهه و هرچی هم فکر میکردم نفهمیدم چرااینقدر استرس وحشتناکی منو گرفت در صورتی ک قبلش خیلی اروم بودم و مطمئن بودم ک من رای میارم همون لحظه بهم الهام شد که تو نمیشی و رقیبت محسن رای میاره و همینم شد.

    خیلی حالم بد شد و شوکه شدم با وجود تنها یک رای من نشدم درصورتی ک اصلافکر میکردم بااختلاف رای میارم و همه منو میشناسن و ب توانایی هام ایمان دارنوو رای میدن بهم ک از جمع چهل نفری کلا بیست و پنج نفر رای دادن و من دوازده نفر ودوستمون 13رای اورد

    من موندم اصلا چرا رای نیاوردم و چرا چند ثانیه قبلش بهم الهام شدک تو رای نمیاری.

    هی ب این موضوع فکر میکردم بعداز پنج سال مجددا کاندیدشدن و رو خودم کار کردن چرا ایننتیجه شد اخه شب خواب نمیرفتم و هی فکرو خیال منو ول نمیکرد. چون پنج سال قبلم کاندید شدم ورای نیاوردم واصلا حالم بد نشد اره تو لایق نبودی و احساس گناه و باید قبلش گریه و زاری میکردی تا خدابهت بدهو اینا. اما الان اشنا شدن باسایت استاد و کمی بهتر شدن حال واحساس و کمی تغیر شخصیت قطعا رای میارم

    هی تواین فکربودم و یه دفعه ذهنم رفت دوساعت قبل رایگیری ک اره تو ب فلانی گفتی من امروز کاندیدم فلانجا بیا بهم رای بده دهنم رفت سراغ داستان حضرت یوسف تو زندان ک بغیر خداپناه اورد. دهنم یخ کردو فهمیدم کل ماجرا از کجا ابخورد و من چقد باید رو خودم بیشتر کار کنم و باورهای توحیدی بسازم ازریشه.

    فایل اجابت دعای استاد رو مجددا شروع کردم ب گوش دادم تاحالم خوب بشه و خواب برم

    سرتون بدرد نیارم. بلند شدم قران رو باز کردم رفتم گشتم تو ایه های ک استاد داشت همونموقع میگفت تو فایل درباره حضرت زکریاو ایه اذاسالک عبادی فانی قریب و سوره ضحی ک داشتم معنی سوره رو میخوندم ک خدامیگفت من دوست دارم ی دفعه چشمم خورد ب یک ایه در سوره شمس که ما شر و خیرتونو بهتون الهام میکنیم و یاد حرف استاد افتادم ک میگفت بهمون گفته میشه چکار کنیم.

    ک من بیشتر ب نجواهای شیطان گوش میدادمو اصلاالهاماتو نمیدیدم.

    ک اینموضوع رو خوشگل خودم درک کردم ی چیزی بهم گفت تو رای نمیاری چون شرک ورزیدی.

    قران رو ک بستم اومدم بخوابم گفتم ی دوری تو سایت بزنم و ی کامنتی ی فایلی گوش کنم و از خداوند هدایت خواستم ک نشونه رو بهم بده که چرا واقعا امروز رای نیاوردم چی شد ک اومدم ب این فایل و از دیشب دارم گوشش میکنم و از تعجب شاخ دراوردم

    و چ جاهای من ضعیف عمل کردم و باوجود باورای محدود کننده و شرک الود چقد تو روابط گذشتم شکست خوردم و اصلا نمیدونستم سیستم چیه و چقد احساس پوچی و بدبختی میکردن و فکر میکردم باگریه همچی درست میشه ک اصلا بدتراز قبل میشد.

    خدایا کمکم کن تواین مسیر درست و هدایتی بیشتر قدم بردارم و بیشتر رو خودم و باورها و افکارم کار کنم و توحیدی حرکت کنم و هدایت شم ب بهترین نعمتات در زمان مناسب درمکان مناسب باشم و هرثانیع و هرلحظه سپاسگزاراینهمه نعمتت باشم.

    سید حسین عاشقتم.

    تشکر میکنم از استاد عزیز ک واقعا دارن باعشق ب بچه های این سایت بهشتی. کهکشان بهشتی این اگاهای های ناب رو ب اشتراک میزارن.

    شادوپیروزباشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 1385 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان

    خداوند رو سپاسگزارم برای این اگاهی های ناب

    از شنیدن شون لذت میبرم

    و خیلی تلاش میکنم که به کار ببرم

    قبلا من هم خداوند رو مثل مادر مهربان میدیدم و انطور که یاد گرفته بودیم فکر میکردم با گریه به درگاه خداوند فقط میشه به همه چی رسید

    دلیل خیلی از اتفاقات رو نمیفهمیدم گریه میکردم میگفتم خدایا من چه گناهی کردم

    در صورتی که پر از شرک بودم و خبر نداشتم

    همیشه برای موفقیت از دیگران توقع داشتم مخصوصا بعد از ازدواج از همسرم خیلی توقع داشتم

    تا اینکه با شما اشنا شدم و متوجه ضعف های خودم

    شرک های خودم ، بی آگاهی خودم شدم و دارم تلاش میکنم که خودم رو ارتقا بدم

    شخصیت خودم ، آگاهی های خودم و ایمانم رو

    سپاسگزار خداوندم که منو با این مسیر اشنا کرد

    باعث شد خودم حرکت کنم از ضعیف و قربانی بودن دست بردارم و درهای جدیدی به روی من باز شد

    باز هم از شما استاد عزیز تشکر میکنم

    در پناه الله یکتا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: