به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1347 روز

    بنام پروردگار رب العالمین

    سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    برگ بیست و چهارم از سفرنامه من

    پنجشنبه 1403/3/24

    ساعت 19:00

    من در مورد این فایل میتونم این مثال را بزنم

    قبل از اینکه با این مسیر آشنا بشم

    بلاگری تو اینستاگرام درآمد خیلی بالایی داشت خیلی بالا

    و خیلی ثروت داشت و همیشه میگفت من فقط از لباس برند اصل زارا برای خودم و بچه هام استفاده میکنم

    میگفت هیچوقت پول برای جنس ایرانی نمیدم

    و واقعا هم همین بود

    چهار تا بچه داشت

    و خونه و زندگی فوق العاده شیک و لاکچری

    و همیشه مسافرت خارجه داشتن

    خیلی کم تو ایران سفر میکردن

    بعد من همیشه میگفتم آخه مگه میشه چنین چیزی ؟ آخه چقدر درآمد ؟

    اصلا اصلا مغز من قبولش نمیکرد

    اصلا نمیگفتم دزدی و فلان

    اما چون همچین چیزی هیچوقت ندیدم

    اصلا در مغز من نمی گنجید

    ک یکنفر حالا مرد یا زن اینهمه درآمد داره

    میگفتم آدمهای خاصی هستن ، میگفتم اصلا یچیزی هست نمیدونم چیه ولی اصلا نمیتونستم باورش کنم .

    تا اینکه الان تو این مسیر یکسری مسائل را درک کردم .

    و اصلا از حسادت خوشم نمیومد و کم و بیش در بعضی مواقع داشتم

    و دوست داشتم برطرفش کنم

    .

    استاد گفتن تحسین کنید

    ینی من اوایل اصلا نمیدونستم تحسین چیه ؟

    میگفتم اینا چیه ، مسخره بازیه

    ینی چی تحسین کنید

    تا اینکه الانی ک دارم روی خودم کار میکنم

    میبینم بشدت دارم نتیجه می گیرم

    اصلا وقتی ثروتی را میبینم چنان ذوقی میکنم شروع میکنم ب تحسین چقدرررر حالم خوب میشه .

    چقدر مدارم تغییر میکنه

    اوایل یادم میرفت میخاستم بگم خوش بحالش چجوری شد ؟ یادم میومد نه من باید تحسین کنم ک منم در مدارش قرار بگیرم .اگر میخام داشته باشمش

    ک الان طوری شدم ناخواسته ذوق میکنم و میگم مااااشالااااا چ ماشینی چ خونه ای نوووووش جونت الهی خیرشو ببینی الهی بزرگترشو بخری

    ببین ببین ثروت هست نعمت هست .

    ببین میشه ببین برای این شد

    پس مطمئن باش برای تو هم میشه .فقط کافیه در مدارش قرار بگیری

    خدای این ادم خدای منم هست

    ثروت هست پول هست

    دلیل نداره من ندارم ، وجود نداشته باشه

    من خودم از خودم دورش کردم

    میتونم بدست بیارم .

    یک باور نادرستی داشتم ک باید بچه هامو من خودم درست تربیت کنم

    چقدر سختگیری کردی چقدر تلاش کردم

    چقدر خودمو عذاب دادم

    چقدر خودم را از زندگی از آرامش از لذت از شادی دور کردم

    ک دختر من درست رفتار کنه

    چون ب سنی رسیده ک الان باید مثل یک خاااااانوووووممممو رفتار کنه

    چقدررررر این باااور مزخرفیه چقدر زشت و ناپسنده

    چقدر من خودم با این باور ک باید دخترم رفتار خانمانه و محترمانه داشته باشه الان باید ظرف بشوره الان باید نخنده الان باید بشینه الان باید پاشه الان باید سلام کنه الان دیگه نباید بازی کنه الان دیگه نباید با پسر بازی کنه الان همه میگن وقته شوهر کردنشه

    اووووووو من خودم را پیر کردم ولی نشد

    تا اینکه تسلیم شدم بطور کاملا واقعی

    و دست برداشتم

    و کنار کشیدم

    گفتم من دیگه دخالت نمیکنم

    من دیگه اصلا بلد نیستم

    بسته هرچقدر من تقلا داشتم

    از این ب بعدش با خدا

    دیگه بستمه

    تمااااام والسلامممم

    و سپردم و تسلیم شدم

    و رهااااا شدم آخ من چقدرررر راحتم .من چقدر آرامش دارم

    من الان دقیقا 35 روزی میشه ک بواسطه همین رها کردن و تسلیم شدن و کنار کشیدن

    ن تنها عصبانی نشدم ب هیچ وجه

    حتی کوچیک کوچیکش

    من حتی یکبارم تو این 35 روز صدام تحت هیچ شرایطی بالا نرفته

    این در صورتیه ک من محااااال بود تو یکروز من سه بار چهاربار عصبانی نشم محال بود صدای من بالا نره

    برای همین میگم 35 روز دیگه بدونید شاهکار کردم

    خدایا شکرت خدایا شکرت

    البته بگم من با تغییر باور و تغییر دیدگاهم عصبانی نمیشم و تغییر باور

    ن اینکه بقول استاد آشغالا را بریزم زیر مبل

    و دارم تحمل میکنم ب لطف خداوند

    من تغییر کردم

    درونم تغییر کرد

    و میبینم زندگیم تغییر کرد خداروشکر

    من دارم با تغییر خودم نتایج را میبینم .

    و یک تغییر دیدگاه دیگه هم الان دادم اینه ک باور کردم منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم با فرکانس های خودم

    خیلی خیلی بهتر میتونم ذهنمو کنترل کنم

    و بازهم دارم نتایج را میبینم

    نتایجی ک روزانه سوپرایز میشم

    و نتایجی ک هر روز خواسته های ستاره قطبی من همشون دارن تیک میخورن به لطف خداوند .

    باور مخرب دارم و از خداوند میخام کمکم کنه ک با تغییر دیدگاه درست من را ب آرامش برسونه

    اینه ک اگه یکنفر از اعضای خانواده بگه من مریضم

    من هزار تا فکرهای بد میکنم .نکنه فلان بیماری باشه ، نکنه ….. و احساس خودم را بد میکنم

    خیلی احساس بد بهم دست میده

    از دوستان عزیزی ک تجربه باور درست را دارن در رابطه با این زمینه

    لطفا اینجا دیدگاه بزارن

    چون واقعا دارم اذیت میشم .

    استاد عزیز من خیلی سپاسگزارم از شما .

    خیلی ممنونم ک باعث شدید ما در این نسیر درست زندگی قرار گرفتیم

    خدایا شکرت

    روز شمار تحول زندگی من

    روز بیست و چهارم 1403/3/24

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    روشنا گفته:
    مدت عضویت: 466 روز

    سلام سلام

    من وقتی این سگ در وجودم ظاهر میشه یا بهتره بگم ذهنم سگی میشه

    سعی میکنم از تکنیک هایی که استاد یادم داده استفاده کنم .

    اینکه این افکار از کجا شروع شد ؟

    چرا داره نشخوار میشه ؟

    با پاسخ به این سوال ها ریشه یابی میکنم و سعی میکنم که از یه زاویه ی دیگه به موضوع نگاه کنم

    مثلا سه روز پیش من اولین ملاقاتم رو با یکی از همکارام داشتم .خب من خیلی مشتاق،پر انرژی،اکتیو بودم و در مورد مسائلی که باید صحبت میشد خیلی با حوصله توضیح میدادم،

    اون برخوردش خیلی ریلکس و یه جورایی خواب الود بنظر میرسید نه اینکه خوابش بیاد انگار از مدل ادمای بیخیال بنظر میرسید

    خب بعد ازینکه قرار یک ساعته ی ما به پایان رسید و از هم دور شدیم من پشت فرمون یه فلش بک که زدم به برخوردم ،احساس خجالت کردم دیگه نگاهم به خودم در اون ملاقات یه دختر اکتیو پر انرژی نبود ! خودمو یه دختر جلف ، وراج پر سر و صدا دیدم و مثل همین کلیپ انگار ذهنم مثل یه سگ سیاه داشت منو پیر میکرد

    آینه ی ماشینو چرخوندم رو به چهرم و خودمو حین رانندگی تو آینه دیدم !بهههله خودش بود

    همون دختر جلف جیغ جیغو

    شروع کردم به نشخوار فکری و سرزنش خودم

    اومدم خونه و همه رو به مامانم گفتم جوری علیه خودم تعریف کردم که اونم در قالب نصیحت دو تا حرف بارم کرد

    ناهار خوردم رفتم تو اتاق و گفتم ببین اینجوری نمیشه که تو حق نداری خودتو سرزنش کنی

    بیا نیمه ی پر لیوان رو ببینیم بیا واقعیت رو ببینیم و از خودم پرسیدم خدایی موقعی که داشتی توضیح میدادی اون استقبال میکرد از حرفات چرا داری منکر این موضوع میشی !؟

    و ازین جنس حرفا زدم به خودم و حالم خوب شد

    فرداش که زنگ زدم به این همکارم هنوز گوشیش زنگ نخورده جواب تلفن منو خیلی دوستانه و خیلی مشتاق داد در حالی که قبل تر ها که ندیده بود منو وقتی زنگ میزدم برای کاری رد تماس میداد و میگفت پیام بزارید

    نمیدونم این داستانی که تعریف کردم چقدر میتونه به مفهوم سگ سیاه مربوط بشه ولی دوستان افسردگی از همینجور جاها استارت میخوره که دیگران رو تو ذهنمون بزرگ کنیم

    از قضاوت دیگران بترسیم

    ازینکه دیگران چجوری مارو قراره بشناسن بترسیم

    ولی بهترین جواب در این جور مواقع به اون سگ درون اینه

    «مهم نیس !!!!

    هیچ کدوم از مواردی که الان داره تو ذهن من نشخوار میشه باعث نمیشه که ارزش های وجودی من کم شه »

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    درود بر شما استاد عباس منش عزیز که مثل همیشه یک. فایل بسیار زیبا و عالی ارایه دادید که من بتونم یک بار دیگه با قدرت بیشتر استارت قوی خودم رو بزنم و با عشق شروع کنم به گوش کردن و نوشتن اگاهی های ناب شما خدارا هزاران مرتبه شکر میکنم بابت وجود شما در زندگی من که به عنوان یک راهنما و استاد همیشه همراه هستید و باعث شدید که بارها با دیدن فایل های بسیار ارزشمند شما چه به صورت رایگان چه به صورت دوره های که خریداری کردم هر وقت که دوباره استارت میزنم باعث میشه که بتونم سگ ذهنی خودم رو تحت کنترل قرار بدم و دوباره شروع کنم و هر بار هم که دوباره شروع میکنم با توجه به تجربیات قبلی خیلی محکم تر و عالی تر از قبل شروع میکنم و خدارا هزاران مرتبه شکر میکنم که فقط توی این مسیر هستم و حرکت میکنم و این رو مطین هستم هم مسیر برام لذت بخش هست هم هدف

    این فایل که چند سال پیش هم نگاه کرده بودم ولی الان از یه دیدگاه و زاویه دیگه بهش نگاه کردم امیدوارم با کمک 100 درصدی همیشگی خدا و شروع به حرکت خودم اینبار خیلی بهتر و عالی تر از قوانین بدون تغییر خدا استفاده کنم تا زندگی من در همه ابعاد عالی و عالی بشود

    خدارا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 772 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    روشمارتحول زندگی من جلسه 24

    چه کرد آگاهی های این فایل با من یک پرده ای از روی ذهن من برداشت که واقعا دارم از خوشحالی بال در میارم.

    اخه چرا من فراموش‌کرده بودم این مطلب رو که نباید خواسته هام رو کوچیک کنم بلکه باید باورهام رو بزرگ کنم.

    الان که دارم به نتایج نگاه میکنم به موقعیتم نگاه میکنم به حرف شما میرسم استاد که واقعا باید این رو با طلا نوشت با توجه به خواسته خودم مینویسم:

    وقتی من باورهام رو درست میکنم توی بحث مدلینگ من وارد مداری میشم که یک عالیمه آدم توی اون مدار هستن که به مدل نیاز دارن و میخوان با من همکاری داشته باشن و با من قراردار ببندن اون آدم ها چون توی اون مدار هستن ما به هم وصل میشیم جهان این کار رو برای من انجام میده،خداوند این کار رو برای من انجام میده من لازم‌نیست کاری بکنم من لازم نیست تبلیغ خاصی بکنم من لازم نیست پوستم کنده بشه جهان این کار رو برای من انجام میده چون قانون جهان اینه.

    واااای خدای من استاد وقتی این جمله ها از دهان شما بیرون میومد و میرفت توی گوش من داشت با روح و روان من بازی میکرد که میگفت عزیزم مهدی جان قربونت برم چرا همه کاری رو ممکن میدونی الا رسیدن به اون کاری که عاشقش هستی و داری برای رسیدن بهش وارد هر حوضه ای میشی اما باید باورهات رو درست کنی باید باورهات رو نسبت به اون کار عوض کنی و باور کنی که میشود باور کنی که امکان پذیره و بری الگوهایی رو ببینی که اونها تونستن توی این حوضه موفقیت بدست بیارن تونستن به درجات بالا برسن تونستن ثروتمند بشن از همون راه و تحسینشون کنی جای تخریب.

    باید باورهارو درست کنیم فقط همین که اینکه خواسته هامون رو کوچیک کنیم.

    خدای من این فایل اون نشانه ای هست که امروز از خداوند خواستم که بهم نشون بده برای برداشتن قدم‌بعدی

    دیشب تصمیم گرفتم که از این کاری که الان مشغولم نگهبانی ساختمان بیام بیرون و برم دنبال رویاهام و هدفام وقتی تصمیم گرفتم یک ساعت بعدش به مدیر ساختمان گفتم که من تا آخر این ماه بیشتر اینجا نیستم و فکر یک نگهبان دیگه باش برای ماه آینده اینقدر مطمعن بودم که خداوند من رو هدایت میکنه خداوند دستم رو میگیره مثل تمام روزهایی که دستم رو گرفته و هدایتم کرده.

    ذهنم میگفت خب تو که جا نداری کارم که نداری میخوای چیکار کنی بدبخت میشی آواره میشی و از این حرفا

    ولی من اینقدر نتیجه دستمه که دهنشو بستم گفتم اون خدایی که من رو آورده اینجا مابقی مسیرم بهم میگه.

    امروز صبح اومدم توی سایت دیوار که دنبال کار بگردم که ایده ذهنم بود همون نجواهای شیطانی چنتا آگهی نگاه کردم گفتم ولش کن بزار خدا هدایتم میکنه.

    اومدم نشستم پشت میز و اومدم بخش روزشمار روز 24 کا با این فایل روبه رو شدم و تا سر فصل رو دیدم گفتم خدایا منو ببخش که باز داشتم میوفتادم توی دام نجواهای شیطان و داشتم خواسته ام رو کوچیک میکردم و باز دنبال یک کار دیگه بودم نه اون کاری که عاشقش هستم چون باورهام مشکل داره راجب به اون کار چون باور ندارم که بتونم همش فکر میکنم باید از یک مسیر دیگه بهش برسم.

    اما خداوند این نشانه رو برام آورد که بگه فرزندم تو باورهات رو درست کن راجب بهش تو باور کن که میشه تو باور کن که ممکن هست من خودم تورو توی مداری قرار میدم که بدون سختی و دردسر به اون خواسته برسی.

    خداجونم عاشقتم عاشقتم که همیشه هدایتم میکنی

    عاشقتم که قدم بعدی رو که کار کردن روی باورهام نسبت به شغل موردعلاقم هست بهم نشون دادی

    عاشقتم که همیشه مراقبمی و نمیزاری نا امید بشم

    خداجونم سپاسگزارم ازت که اینقدر سریع جواب میدی

    خداجونم سپاسگزارتم بابت اینکه اینقدر خوبییییی

    استاد عاشقتم من

    خیلی خوشحالم خیلی میرم که پاشنه های آشیل رو نسبت به مدلینگ پیدا کنم و باورهای درست بسازم خداوندم توی مسیر هدایتم میکنه.

    عاشقتونم

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      مجتبی زمانی گفته:
      مدت عضویت: 1129 روز

      سلام مهدی جان

      انشالله هرجا هستی سلامت ثروتمند و سعادتمند باشی

      چقدر قانون درست جواب میده وارد سایت شدم یه کامنتی را خوندم که در مورد خودمه

      من مربی جودو هستم و خودم از قهرمانهای ورزشی هستم چهار پنج روز از سرکار حراست اومدم بیرون و چقدر احساس خوبی دارم اتفاقی که افتاد روز قبل بیام تو ستاره قطبی نوشتم ایده ثروت ساز و همون روز خواهرم بهم زنگ زد و باشگاه روزهای فرد برام اوکی کرده بود رفتم دیدم و خلاصه نجوه ها کنسل کردم اما یکم نشستم فکر کردم .. خلاصه رفتم شبای فرد را اوکی کردم و با مدیریت عالی و طرف آنقدر خوشحال شده حضور منو برکت می‌دونه و دارن تماس میگیرند و جلسه دیگه میخوان بیان خدا را شکر و کاری که باید بکنی فقط با خدا صحبت کن بگو اون ورودی مالیم را هر لحظه هر روز زیاد می‌کنه و نعمتهای زیادی وارد زندگیم می‌کنه و دستاتو باز بزاری خدا کارشو انجام بده رها باشیم نه اون چیزی که ما میدونیم

      انشالله موفق باشی ثروت مند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 1322 روز

    به نام الله

    ردپای 24

    باید بپذیری تمام اتفاقات زندگی‌ات بدون استثناء نتیجه باورهای خودت است.

    این جمله رو از متن سفرنامه برداشتم

    یکی از مهترین نکانت این فایل بود

    خیلی مهمه که بدونیم زندگی مون دست و خودمونه نه دیگران وقتی استاد داشت تعریف میکرد گفتم ببین باور های اون استاد مارکتینگ کجا و باور های استاد عباسمنش کجا و نتایج هم خودش گویای همه چیزه

    نکته خیلی مهمی که استاد اشاره کرده اینه : اگر کسی خواسته ای داره و کسی تاحالا بهش نرسیده به این معنی نیست که غیرممکنه

    واگر کسی به اون خواسته رسیده به این معنی که منم می تونم به اون خواسته برسم بله جهان با باور کار می کنه

    باور های استاد که اونو توی همچین موقیعتی قرار داده دقیق نمی دونم این فایل مربوط به کی هست اما اون روزی که استاد درخواستش از خداوند داشتن سایتی که بهترین سایت موفقیتی جهان باشه اونم توی کجا توی ایران که یک بخش کوچکی از جهانه

    االان که من دارم کامنت میذارم این سایت بهترین سایت رشد فردی جهان این روزا هزاران کامنت توش منتشر میشه که خدا میدونه دوستان چقدر می نویسند که 1000 تاش منتشر میشه

    خدایا شکرت

    این نتایج حاصل باور های درست استاد فرکانس ایشون فارغ از اینکه بقیه توی باورشون بگنجه که میشه یا نمیشه

    کامنت خیلی از بچه ها رو خوندم داستان های زیادی از استاد شنیدم و نتایجی که خودم کسب کردم که اگر برای کسی خارج این فضا مطرح بشه قطعا یا میگن دوغ گویی یا میگن خل شدی

    بله وقتی کسی در مدار ما نباشد نمی فهمد

    کسی که قدرت خدا رو باور ندارد نمی فهمد به قول خود خداوند

    خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَىٰ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ ۖ

    مهم باور منه که خلق میکنه زندگی ام رو مهم تفکرمنه

    همه چیز باوره

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    سارا جلالی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    سلام استاد عزیزم

    فقط میتونم بگم باورم نمیشه این اولین کلمه ای هست که اومد تو ذهنم

    بعد از کلی گریه کردن خدا منو به دیدن این کلیپ هدایت کرد

    نمیتونم باور کنم ولی من بعد از کلی گریه کردن به ذهنم رسید که بیام نشونه بگیرم

    چون نمیتونستم باکسی حرف بزنم و نمیخواستمم تو این حالم باکسی حرف بزنم

    اما نیاز به درک شدن داشتم و نیاز به شنیده شدن داشتم، با کلی بغض اومدم تو سایت و حتی موقع گرفتن نشونه گفتم خدایا توکه همه چیو دیدی و میدونی ناگفته هارو میدونی تو از درون همه خبرداری خودت هدایتم کن

    بعد هدایت شدم به دیدن این کلیپ

    استاد باورم نمیشد که انقدر خدا میتونه به آدم نزدیک باشه که نشونه ی به این دقیقی برام بیاد همونی که به شنیدنش احتیاج داشتم

    خدایاشکرت واقعا نمیدونم چی بگم

    اما میتونم بگم واقعا خدا آرامش مطلقِ

    تا قبل دیدن این ویدیو حس میکردم خدا توجهش بهم کم شده

    ولی الان میگم خدا هرلحظه باهامه

    فقط میتونم بگم بعد از دیدن این نشونه و حس کردن حضور خداوند الان حالم عالیه

    صادقانه بخوام بگم مدتیه درگیر حاشیه شدم و مثل اوایل پیگیر فایل ها نیستم و برای همینه که درگیرنجواهای شیطان و حال بد شدم

    باید استمرار داشته باشیم، با گوش کردن فایل ها واقعا میشه ذهن رو کنترل کنیم و الان فهمیدم که خیلییییییی بیشتر باید روی خودم کارکنم و دوباره برگردم به روتین قبلیم ولی با جدیت بیشتر

    استاد هم از شما هم از خداوند واقعا سپاسگذارم نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم ممنونم ازتون

    امیدوارم حالتون هزار برابر حال الان من عالی باشه

    خدایا شکرت که انقدر بهم نزدیکی خدایا شکرت که حواست بهم هست و بهم یادآوری کردی که انسان ارزشمندی هستم خدایا شکرت برای حضورت تو زندگیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1316 روز

    خوش بین ها هواپیما میسازند

    و

    بدبین ها، چتر نجات

    .

    جهان به هردوی اینها احتیاج دارد

    نمیتوانیم بگوییم خصلتها و ویژگی‌های ما بد هستند

    هرکدام، اگر به وجود آمدند علتی داشته

    و ما نباید خجالت زده ی آنها باشیم

    شاید این هم نوعی، به صلح رسیدن با خود باشد

    و پذیرش آنچه که هستیم

    وقتی میفهمیم مشکلی داریم، معمولاً سعی در پنهان کردن آن را هم داریم

    تغییر یواش یواش اتفاق میفتد

    اگر چیزی درست شدنی باشد، باید به خودمان زمان بدهیم و با خودِ چالش.دارمان مهربانی کنیم

    مدارا کنیم

    به مانند این که انگار از کودکی معلول حفاظت و حمایت میکنیم

    نباید رویش فشار بیاوریم.

    دیشب چیز جدیدی را در خودم کشف کردم

    و تا صبح خوابم نبرد

    آن را مایه‌ی سرافکندگی ام دانستم

    اما اکنون که خوب مینگرم، در می یابم که آن خصلت گاهی خیر بوده

    و اصلا به وجود آمدنش هم بر اساس یک نیاز بوده

    .

    من کشف کردم که بطور افراطی شخصیت ناجی دارم

    میتوانید در میان مطالب روانشناختی، درباره این شخصیت سرچ کنید

    چیز طبیعی نیست که افراطی باشد

    من همه‌ش میخواهم دنیا را نجات بدهم

    و گاهی دست به کارهای جمعی و بزرگ میزنم و گروهی را رهبری میکنم…

    همه‌ش فکر میکنم بار نجات دادن آدمیان بر دوش من است

    ووو

    حالا که دارم خودم را دلداری میدهم،

    رسیدم به نقطه‌ای که خیر و خوبیهای این ویژگی را دریابم و از آن نگریزم و خجالت نکشم

    چون فکر کردم خیلی مشکل روانی بدی ست.

    با خودم میگویم

    در هرچیزی خیری است

    و خیلی از اتفاقات از دل تضادها و نیازها برخواسته

    برای مثال، دیدم ایلان ماسک هم با اقداماتش دقیقا کارهایی کرد که مشکلات بزرگ حل شد

    استاد عباسمنش هم با اقداماتش همین کار را میکند

    پس اینکه من هم در دنیای تخصصی خودم کارهایی میکنم که هیچ کسی نکرد و آوانگارد و پیشرو، جاده‌هایی را صاف کردم یک تنه…

    فقط بخاطر اینکه خودم از کمبودهایی رنج برده بودم و چندسال پیش تصمیم گرفتم در ایران این مشکلات را حل کنم و کردم…

    اکنون که آگاه میشوم شخصیت ناجی را همگان ندارند

    و این یک اختلال به حساب می آید، گیج میشوم…

    ولی نباید شرمنده باشم

    خیلی از آدمهای بزرگ تاریخ هم همینطور بوده اند

    و اگر فشارهایی باعث نمیشد شخصیت و روحیه ناجی گری در آنها شکل بگیرد،

    دنیا هم اختراعات و اقدامات بزرگ ایشان را تجربه نمیکرد.

    درست است؟

    قبول دارید؟

    ……

    گاهی برخی از متخصصین رواندرمانی، دوست

    دارند همه مشکلات را به گردن دوران کودکی بیندازند و رفتار والدین؛

    ازین رو شاید بتوان گفت والدی که نیاز به یک ناجی داشته از سر ترحم خواهی و مهرطلبی، ممکن است فرزندی ناجی را بارآورده باشد…

    اما به نظر من

    یافتن مقصر کمکی به ما نمیکند

    فقط نفرتی عظیم از والدین را در ما شکل می‌دهد

    .

    دیدگاه استاد عباسمنش را می‌پسندم که میگوید وقتی فهمیدید باور غلطی دارید، بدون توجه به اینکه از کجا آمده است، سعی در رفع آن کنید

    .

    متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    هادی سهامی گفته:
    مدت عضویت: 4106 روز

    به نام خدای قوانین تغییرناپذیر

    سلام به خدای مهربانم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسیم

    برگ بیست و چهارم از سفرنامه م

    ۱۰ اسفند ۱۳۹۷

    بحث باورها رو اگه ریز بشیم توش همیشه مساله ساز بوده واسه انسان ها،

    البته واسه ماهایی که میدونیم قانون رو مشخصه ولی واسه افرادی که از قانون نمیدونن ، باری به هرجهت زندگیشونو میگذرونن

    من همیشه دعام این بوده ، خدایا انسان ها تصمیم به تغییر بگیرن که جهان راه هارو نشونشون بده

    من خودم در زمینه باورهام خیلی در زمینه رشته ورزشیم افتخار میکنم?

    همین الانشم هیشکی کارهای منو باور نمیکنه و فک میکنه من با استفاده از دارو به این حجم از تغییرات رسیدم

    یادمه وقتی وارد این رشته ورزشی شدم همه میگفتن سن که برسه به ۳۰ شانس موفقیتت به شدت کم میشه و تنها بااستفاده از داروها میشه موفق شد ولی من هیییییچوقت در زمینه ورزش به حرف دیگران گوش ندادم و تنها یه ندایی درونم راهنمام بود

    و الان میدونم اون ندای درونی و اونی که منو به این مرحله رسونده خداست و من خیلی ازش تشکر میکنم

    خدایا شکرت که در جز جز زندگیمون هستی و جز تو هیچی نیست

    یعنی بچه ها هرجوری و از هر زاویه ای نگاه میکنم جز خدا هیچی نیست

    دیگه همه تو این دوره زمونه دنبال پول هستن و من پول هم خدارو حس میکنم

    تک تک ارقام حسابم و سرمایه هام خداست که طبق باورهام دارم به خدای درونم شکل میدم

    من یه مدت توی نتورک مارکتینگ فعالیت داشتم و اونها هم در زمینه های موفقیت خیلی فعالیت داشتن.( البته بگذریم از اینکه چه قدر باورهای اشتباه داشتن که الان بهشون فک میکنم میفهمم اون باورهای اشتباه و مخرب و محدود کننده رو ولی خب منم طبق باورهام و فرکانس های ارسالیم به جهان به اون مدار در یه مقطعی جذب شدم)

    من از همونجا و توی یکی از کلاس ها با استاد عباس منش آشنا شدم که یه کلیپ از استاد پخش شد و من کنجکاو شدم و ادامه مراحل …

    یه دوستی اونجا داشتم که همیشه میگفت :

    به نام خدای نتورکر ها

    یه بار پرسیدم چرا اینو میگی?

    گفت خب خدای هرکسی فرق میکنه . خدای کشاورزها با خدای بساز بفروش ها فرق میکنه و هرکسی طبق اون خدایی که توی ذهنش ساخته داره همونطور جواب ازش میگیره .

    هیچوقت اون حرفاش یادم نمیره . این جمله ش عین حرف های استاده که خدا همه چیه، هم خوبیه هم بدی

    هم ثروته هم فقر

    هم خنده س هم گریه

    خدا همه چیه و شکل باورهای ماست

    پس اگه شکل باورهای منه

    من برخلاف حرف همه قهرمان رشته ورزشیم شدم . چون خدای باورهای من اینطور به من جواب داده

    پس اگه خدت طبق باورهای من داره کار میکنه پس چرا نیام اونجور که احساس منو عالی میکنه نسازمش

    این انرژی متعالی که بهش خدا میگیم کاملا شکل پذیره و من طراح این شکل از انرژی هستم

    پس دوستان بیایم به این انرژی یه شکل زیبا بدیم که همونطور برامون کار کنه

    با دستای خودمون یه بهشت نقاشی کنیم و وارد این بهشت بشیم

    پس هرجوری بچرخونیمش برمیگرده سر باورهامون. غیر باورهامون هییییچ عامل بیرونی نمیتونه زندگی مارو بسازه

    استاد عباس منش عزیزم خیلی ازت سپاسگزارم. که با آگاهی هایی که بهمون میدی ، دیدمون رو به جهان و خدا عوض کردی

    خیلی با این دیدگاه احساس آرامش و راحتی میکنم

    خیلی دوستتون دارم

    در پناه رب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    سلام استاد عزیز و همه همراهانم

    من این کلیپ رو چند بار گوش دادم و هربار تونستم خودم رو تطبیق بدم و ببینم و بفهمم الان چقدر بهتر وبهتر شدم نسبت به گذشته که سگ سیاه درونم بهم غلبه میکرد،وقتی صحنه دعوای زن و شوهر دیدم وقتی فاصله بین زن و شوهر دیدم یاد خودم افتادم که همین سگ سیاه با گاز گرفتن افکار منفی و فعال کردنشون با عصبانی کردن وجودم و حرف زدنو دعوا کردم در درونم باعث عصبانیت من می‌شده از بودنم در اون شرایط منزجر میشم و از طرفی خوشحال میشم به داشتن و بودنم در این فضای عالی و خوب.

    خدایا شکرت و خدایا شکرت برای بودنم در این سایت و این مسیر

    چقدر راحته و چقدر حس خوبی میده که از بین بردن و محو کردن این سگ سایه بسیار راحته و درمانش همین سپاسگزاری و شکر گزاری هست هرچند شاید باورش سخت باشه ولی خداروشکر خداوند درمان خودمون در در وجودمون نهادینه کرده و نمیخواد راه دوری بریم خدایا شکرت برای مهربونی و بخشندگی بی نهایت.

    خدایا شکرت نزدیکترین فرکانس به خودت شکر گزاری و سپاسگزاری هست از همین نعمت‌های بسیار بدیهی و ساده اطرافمون مث همین لحظه استفاده از سایت،مث همین لحظه که داری میخونی و به آگاهی هات اضافه میشه برای در مسیر درست و اللهی بودن.برای همین اکسیژن رایگان خالص و زندگی سازت،برای همین وسیله الکترونیک که داری،برای این اینترنت ،برای نعمت بینایی و چشمانی بسیار زیبا برای دیدن و خوندن این آگاهی ها،،،،اینقدر نعمت برای شکر گزاری زیاده من میام بخوب خوب تر میکنم خدایاشکرت برای فراوانی و بینهایت بودن نعمت‌های که در توانم نیست لیست کردن و از ذهن گذروندن تمامی نعمتهایت و شکرت اینقدر بخشنده و مهربان و دوس دار خوشبختی من هستی ک همین حد از شکر گزاری رو زیاد میکنی برای رسیدن و موفق شدن من هم در این دنیا و هم آخرت

    خدایا شکرت برای نعمت و وجود همسرم که دستی از دستانت شده برای رساندن من به بهترین تجربه های زندگیم و بودنم در لحظه لحظه زندگیم سرشار از عشق و آرامش

    خدایا شکرت برای وجود دخترم که مایه قوت قلب و آرامش من هست

    خدایا شکرت و سپاسگزارم منو در مسیر افراد ،ایده ها،کارها،و اتفاقاتی قرار میدی گه از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم

    خدایا شکرت دارمت و وکیلم هستی و برایم کافی هستی

    خدایا شکرت و سپاسگزارم برای نوشتن و نگارش این متن

    از شما دوست عزیز بسیار سپاسگزارم با عشق همراه بودید و این متن رو خواندید در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4025 روز

    با سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز و استاد محترم.چیزهایی که میخوام بنویسم برای من مثل اعترافه، ولی اینکه تصمیم گرفتم بنویسمشان، دلیلش اینه که شاید فرد دیگری با خواندن آنها دیگه اشتباه منو مرتکب نشه و زودتر به هدفهاش برسه.من سال 1387 احتمالا در دومین سمینار استاد در تهران با دیدگاههای ایشان آشنا شدم.هنوز اون دفترچه ای را که تمرینات را در آن نوشتم و استاد آنرا به همه ی شرکت کنندگان داده بودند دارم.در بهمن ماه بود و استاد در آغاز سال جدید قصد داشتند کارگاه روانشناسی ثروت را برگزار کنند.حقوق من آن موقع 200 هزار تومن بود.و ثبت نام در کارگاه هم همین مبلغ. و اشتباه من همین جا شروع شد.نجواهای مغزم گفتن: خب این مبلغ رو بپردازی بعدش دستت خالی میمونه، منم بهشون گوش دادم. در حالیکه اتفاقی که می افتاد برعکس این بود. یعنی با شرکت در اون کارگاه من در مسیر فرکانسی صحیح خودم رو سوق میدادم،و باورم رو بزرگ میکردم ولی متاسفانه … دوستان ازتون خواهش میکنم همین تمرینات به ظاهر ساده را درست انجام دهید و به قول استاد 6 ماه باور کنید. 8 سال گذشته، من در خیلی از زمینه هایی که میخواستم پیشرفت کردم ولی چندسال هم وسطش از مسیر دور شدم خیلی دور. و این باعث شد چند بار از نو شروع کنم.خواهش میکنم در فرکانسی که هستین بمانید و نذارید هیچی شما را ازش دور کنه و خیلی زیاد روی باورهاتون کار کنید.خیلی زیاد.احساس کردم اگر اینها رو بنویسم باعث تقویت خودم میشه.شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: