به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فائزه عارفی گفته:
    مدت عضویت: 1824 روز

    🌟به نام خداوند سبحان 🌟

    سلام ب استاد عزیز، مریم جان و همکلاسی های من

    (سگ سیاه) یا افسردگی

    افسردگی در درون انسان مثل یه جونور وحشی رشد میکنه، اون جونور وحشی از درون انسان را پیر و فرسوده میکند، دید انسان نسبت مسائل عوض میشه و بیشتر جنبه منفی داره، با وجود افسردگی انسان دیگر از زندگی لذت نمیبره و حتی در شاد ترین لحظه زندگیت احساس پوچی و ناامیدی، داری و درون انسان غمگین و افسرده است و هیچ چیز دیگر او را شاد نمیکند، افسردگی باعث عدم تمرکز و هواس پرتی میشه، باعث عدم اعتماد بنفس و منزوی بودن میشود.

    ترس از قضاوت شدن اینکه افسردگی داریم و عدم درمان باعث بیشتر شدن این بیماری میشود، افسردگی انسان را به شدت منفی گرا میکند و انرژی منفی که از یک انسان افسرده ساتر میشه باعث دوری افردا دیگر از وی میشوند و او بسیار تنها و افسرده تر میشود، عشق در او نابود شده.

    غول بزرگ (افسردگی) هرروز حال تو را بدتر میکند، اصلا خوراک اون اینه ک حال تو بد باشه او از حال تو تغذیه میکنه.

    افسردگی یعنی ناراحتی و دل گرفتگی، بی حوصلگی زود گذر نیست بلکه مجموعه ای از احساس بد است مه روز ب روز بدتر میشه.

    افسردگی که درمان نشود انسان را ب راههایی میکشاند برای حال خوب لحظه ای، مثل الکل و مواد…

    که این حال، انسان را روز ب روز بدتر و گرفتار تر میکند…

    .. اگر احساس افسردگی داریم باید از متخصص این موضوع کمک بگیریم… و این رو بدونیم ک امکان درگیر شدن با افسردگی برای همه انسان ها وجود دارد پس خودتو قضاوت نکن، و از درمان خجالت نکش، نگران حرف مردم نباش.

    ..

    قرص و دارویی وجود نداره که افسردگی رو درمان کنه چون کع افسردگی یک مشکی در روح انسانه و فقط، از طریق تغییر باور هاست ک تو تغییر میکنی و افسردگی را درمان میکنی…

    .

    .

    .

    احساسات خودمون رو ب راحتی به دیگران بگیم… از گفتن نترس… از جانور درونت(افسردگی ) نترس.

    .

    .

    🌟اگر خسته باشی، ذهنت شلوغ باشه بیشتر دچار افسردگی میشی… باید خودتو درمان کنی… از طریق ورزش، قدم زدن در هوای آزاد، دفتر سپاسگزاری داشته باش و ب خاطر داشته هات سپاسگزار باش.

    ✅این مهم نیست ک تو چقدر حالت خرابه… اگر باورهات تغییر بدی روزهای حال بدی و افسردگی تو تمام میشه و غول بزرگ(افسردگی) از زندگیت میره

    🌟بجای فرار از مشکلات اونها رو حل کن، ممکنه افسردگی بخشی از حال تو بمونه ولی دیگه اون جونور همیشگی نیست و رام شده… در واقع تو تونستی اونو رام کنی

    ✅با ایمان، آگاهی، صبر، انتظارات مثبت داشتن،… میتوان بدترین شرایط، روحی رو درمان کنیم… از کمک گرفتن خجالت نکشیم…

    ممنونم از شما بابت این فایل، من همیشه شرایط رو ربط به حالم میدادم و فکر میکردم چون الان مثلا شرایط مالی خوبی ندارم من افسرده م،یاد مثلا چون همسر من فلان اخلاق را داره من افسرده م و…. تمام شرایط، بیرونی را مقصر می دانستم، و چشم روی خودم بسته بودم و نا آگاه که… فائزه خودتی همچیز خودتی اگر فکر کردی افسرده ای پس در حالت افسردگی قرار میگیری… و حالت بده و مدام گلع و شکایت میکنی ولی اگر حال خوب خودتو در هر شرایطی، به ظاهر بدی حفظ کنی، ناله نزنی از دست زمین و زمان و امیدوار باشی ک همه چیز بهتر میشود.. حتی اگر شرایط فعلی تو خوب نباشد ولی حال خوبت رو حفظ کن که خداوند وعده داده به صابرین که شرایط بد رو با حال خوب سپری کن تا من به تو ببخشم از هر چه میخواهی.

    خداوند را شاکرم ک با عمل ب آگاهی های سایت، روز ب روز حالم بهتر میشه و قرص و دارو و دکتر اعصاب رو گذاشتم کنار خدارو صد هزار مرتبه‌ شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    عاطفه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه ی اعضای خانواده ام .

    استاد تجربه ی من از سگ سیاه خیلی وحشتناکه و طبق اموزش های شما نمیخوام راجع به ش صحبت کنم فقط در این حد میگم که کمتر از یک هفته 30 کیلو وزن کم کردم و دوبار دست به …..زدم ، اما به لطف خداوند زنده موندم .

    دو سال طول کشید تا به خودم بیام دوران خیلی خیلی سختی بود اما من به کمک خدای عزیزم

    تونستم اون سگ سیاه و به یه سگ خیلی خیلی کوچیک تبدیل کنم به کمک نیروی نیروی سپاس گذاری از داشته ها ،(فایلهای استاد عباس منش عزیزم و فایلهای اقای خلعتبری)

    یادمه اون زمان سپاس گذاری و مینوشتم و گریه میکردم اما کم‌کم نیروی خیلی عجیبی وارد زندگی م شد جوری که از همه چیز لذت میبرم، چند روزی است متوجه شدم که طبق ایه 7 سوره ی ابراهیم سپاس گذاری از سنت های الهی است و خداوند آن را وسیله ی آرامش و ازیاد روزی انسان‌ ها قرار داده . بچه ها درسته که من تجربه ی سختی داشتم اما

    اون سگ سیاه نگاه منو به دنیا تغییر داد و فهمیده بودم که یه چیزهایی نامرئی توی دنیا هست که من ازش بی خبرم ،و منو هدابت کرد به سمت فایلهای استاد عزیزم که هر روز دارم آگاه تر و آگاه تر میشم و خدارو شاکرم که کمکم کرد تا به این سمت هدایت بشم ،استاد عزیزم از صمیم قلبم ازتون تشکر میکنم ،شما با آگاهی هاتون به کل دنیا کمک میکنید و به نظر من شما خودتون به تنهایی به اندازه ی یک ملت هستید.دوستتون دارم ،فعلا خداحافظ.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    دنیا بسحاق گفته:
    مدت عضویت: 868 روز

    سلام به استاد عزیزم

    یک روز این سگ سیاه افسردگی دروجود من چنان خود نمایی میکرد که من هیچ اعتماد بنفس و عزت نفس واحساس ازرشمندی در خودم نمیدیدم بطوری که اطرافیانم با فهمیدن این موضوع لطمه های زیادی به من وارد کردند که هروز بیشتر قبل افسرده تر میشدم و بی احترامی میکردم همرو مقصر این شرایط بوجود اومده میدونستم الا خودم زندگی رو برای خودم تمام شده میدیدم و قبل از اینکه وارد سایت شما بشم به طور خیلی هدایتی من از طرف یک دوست با کلمه ی شکر گذاری اشنا شدم که گفت اصلا تو به خاطر نعماتی که خداوند بهت داده تا حالا ازش تشکر کردی اون لحظه تغییر بزرگی در زندگی من ایجاد شد و من بدون اینکه از قانون با خبر باشم هرشب از خداوند به خاطر تمام داشته هام سپاسگزاری میکردم و در طول روز به دنبال زیبایی های در زندگیم میگشتم تا بتونم به خاطر انها از خداوندتشکر کنم و همیشه توی دفتر شکر گذاریم مینوشتم خدایا شکرت که من رو هدایت میکنی به بهترین میسر چون با جون و دلم میخواستم که تغییر کنم و این سگ سیاه افسرگی رو رام کنم هروز وقت زیادی رو برای ورزش کردن و یوگا میگذاشتم و من عاشق پیاده روی کردن هستم همیشه توی پارک پشت خونمون نیم ساعت با دوستانم به پیاده روی میرم وفقط و فقط درمورد زیبایی ها صحبت میکنیم خیلی از پاشنه آشیل هام رو درست کردم ولی می دونم که هنوز خیلی کار دارم تا تغییرات بزرگ و بزرگ تری رو در خودم ایجاد کنم واینکه چن وقتی هست که زود عصبانی میشم به خاط همین از خداوند خواستم که من رو هدایت کنه و اون مثل همیشه که من رو به بهترین مسیر ها هدایت میکنه من رو به سوی یک صفحه از سایت شما به اسم راه های کنترل ذهن هدایت کرد،الان نسبت به روز اولی که وارد سایت شدم خیلی بهتر شدم نمیگم عالی چون هنوز خیلی تغییر هست که باید در خودم ایجاد کنم و الان ارامش بیشتر رو در وجودم حس میکنم و به دنیا با دید دیگه ای نگاه میکنم.

    از خداوند متعال سپاسگزارم که این دنیا را لایق دید تا دنیایی را به او هدیه بدهد

    خدایا شکرت برای احساس لیاقت درونم

    خدایا شکرت برای عزت نفسم

    خدایا شکرت که من را به این دنیا هدیه دادی

    خدایا شکرت که عاشق خودمم

    خدایا شکرت که یه دختر شادم

    خدایا شکرت که مهربونم

    خدایا شکرت که با اراده ام

    خدایا شکرت که مثبت نگرم

    خدایا شکرت که من رو به این فایل زیبا هدایت کردی

    استاد عزیزم خیلی خیلی از شما ممنونم به خاطر این فایل با ارزش و زیبا

    در پنا الله یکتا شاد،پیروزو سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سید حسن گفته:
      مدت عضویت: 1334 روز

      سلام

      تبریک میگم که تونستین بهترین مسیر هارا پیدا کنید تا بتونین افکارتان رو کنترل کنین

      همه دوستانی که در این سایت هستند

      همه دنبال تغییر شخصیتی هستند این یک معجزه است که این سایت بهترین نقطه شروع هر کاری هست

      سلامتی عشق روابط یا هر چیزی که مد نظر داشته باشین

      استاد حرف هایش همه صادقانه هست

      ومن به این کلام ایمان دارم

      چون میدانم فقط کلام خدا را داره بهم آموزش میدهد

      این کامنت شما هم خیلی با ارزش هست چون تماما شکر گذاری هست و بهبود های فردی را نشان میدهد

      همیشه موفقیت را برایت آرزو میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1584 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان.

    خدایا تنها تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم!

    خدایا ما را براه راست هدایت کن!

    راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی….

    سلام و درود الله به نشانه هاییم…

    خدایا سپاسگزارم که مرا خالق زندگی خودم نموده ایی’که فارغ از هر گونه عوامل بیرونی بتونم زندگی عالی شرایط عالی در هر جنبه هایی از زندگیم را خلق کنم..که این نیاز داره به باورهای قدرتمند کننده!..

    این فایل چند نکته اساسی رو بیشتر برام بولد کرد…

    1-باورهای قوی..نتایج متفاوت و قوی..

    2-..مسیر درست مسیر خداوند مسیر رشد و پیشرفت..فقط باور کردن که می شود..و خدادند و جهانش تو را در مداری قرار میدهد که افراد و شرایط و دستانش با مداری که من می باشم هماهنگ میکنه…

    تمام موفقعیت استاد و تمام موفقعیتهای خودم جاهایی بوده که باور کردم میشود..و به طرز خیلی طبیعی وارد زندگیم شده..

    فقط باور کردن ..باور توحیدی..تمام منشع موفقعیتهای ما در تمامی جنبه های زندگیمون..همینکه باورهای توحیدمونو گسترش بدییم..

    وقتی ایمان بخداوند داشته باشی..دیگه بقول سوره فاتحه..مسیر مسیر درستی و راستیه.حتی شیطان در سوره ابراهیم هم..همینو بیان کرده.که وعده خداوند حق و درستی بود..ولی وعده های من فقر و بدبختی بود..شما مرا دعوت کردین منم دعوت شما رو پذیرفتم…

    کل داستان قانون دنیا بهمین هست..که در مدار خداوند هیچ ترس و نگرانی نیست..باور محدود کننده نیست..فقط باید باور کنیم که می شود..دیگه کم کم هدایتها خیلی کوچک هستند.و ما با حسب تکامل..جلو میرییم و نشانه ها رو میبینم و انجامشون میدیم..

    چرا؟ چون باور دارییم می شود!

    چون باور دارییم یعنی اون نتایج کوچک از عملگرایی باعث شده ..که من یه کوچولو روی باورام کار کردم و خداوند پاسخ داد…

    برای هر فرد..که من باشم یا استاد یا دیگر دوستان کم کم با باور نتیجه اومده..و هی این باورها رشد میکنه تا به مرحله تصاعدی میرسه..

    زیبایی این باورها همینه.که استقامت و پایداری میخاد…

    دیگه نمیخاد تقلا کنی خودتو به کشتن بدی..باور میکنی خداوند ما را در مداری قرار میده که افرادی هستند با ما پیوند میخورند…

    آره همینه!پس بجای کوچک کردن خاسته هامون باورامونو قوی کنیم..و اون خاسته هامونو تو جای بلندی بزارییم و روی خودمون کار کنیم تا وارد مدارش شویم…

    و بجای قضاوت کردن دیگرا بجای اینکه موفقعیتهای دیگران رو سرکوب کنیم بقول مثالی میزنه که گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه گوشت بو میده!

    دقیقا این خیلی برام جالب شده..خیلی افراد تو موقعیتهای از نظر من عالی هستند و میرن کشورهای دیگه و واقعا قدرت خرید زیادی دارن..ولی وقتی بحرفهاشون گوش میدم..میگم نگاه کن همه چیز باوره…

    اگه من جای اون بودم و این شرایط رو داشتم.اینقدر تحسین میکردم میرفتم جاهای زیبا تو اون منطقه میدیدم و تحسین میکردم..

    دیدم نه!…

    استاد میگه باور یعنی همین..اصلا مهم ظاهر چیزی تو زندگیت نیست..مهم اون باورته.که نمیزاره از همون فرصتها استفاده خوب کنی..و جهان هم افرادی تو راهش قرار میده که با خودش هم فرکانسه…

    منم دارم این موضوع رو میگم…چون دارم روی باورام کار میکنم.و دارم باورهای دیگران رو میشنوم…به این درک رسیدم چقدر باور میتونه تاثیر بگزاره…

    پس …کل داستان خداوند و انسانها..فرکانس می باشد..مانند ایینه هر چی بدی بخودت برمیگردونی…

    جالبه دقیقا توی علم کیهانی توی ،شبکه طبیعت..این نکته بیشتر برام بولد شد…

    جهان بر حسب سیاه چالها بوجود اومده..من خیلی وارد نکات علمیش نمیشم..ولی دقیقا مثل عنبیه چشم میباشد…و پر از نور های زیبا…

    که همون فرکانسهای ما رو داره ضبط میکنه و به ما بر میگردونه…و حسی بهم گفت..

    قانون خدادند زد و خورد نداره..چشم ما همون کانون توجه ما..همون چیزهایی که باور دارییم از طریق این سه نقطعه.از گوش..چشم..زبان..بدل میشه.و به ما برگردونده میشه..

    هر چی صحبت کنیم قدرتش بیشتر میشه..

    من توجه استاد رو در سفر به دور امریکا به واضح دیدم که جاهایی بود که یچیز ناجالبی دیدن..اصلا بهش توجه نکردن..چون قانون توجه و تمرکز و صحبت میشه باور باور میشه فرکانس که از احساس می باشد و به ما برگردونده میشه…چقدر کنترل احساسات مهمه..که بتونیم همه جوره کنترل کنیم!

    الله اکبر از قدرت خداوند و قوانین بدون تغییرش..

    اتفاقا چند روز پیش از یه فرد نزدیک خانواده ام ..بهم گفت میتونی فلان کار رو انجام بدی..دیگه منم چند سوال کردم گفت مشکلی نداره..

    یه لحظه احساس کردم خداوند بهم گفت! بحرف این فرد گوش میدی حرف منو قبول نداری.واقعا نقطعه ضعف خودمو در برابر این خدای بزرگ.که منو افریده…با تمام وجودم حس کردم..

    دیدم کاملا اون پیشنهاد اشتباه بود…

    و براش انجام نشد..چون از راه نادرست بود…

    میخام اینو بگم..که همه چیز باوره..

    مثالی که من دارم..

    یادمه از مدیرا و معلمانم تو حیطه مدرسه ام..بهمون قبولونده بودن که افرادی که زرنگ هستند..اینا درسته زیاد میخونن.تلاش میکن..ولی یه استعداد تو درونشونه..و اونا به بهترین شرایط اون موقع میگفتن پزشکی قبول میشن…

    و نقطعه مقابلش که افراد ضعیف افراد تنبل افرادین که هیچ استعدادی ندارن بدرد نخورن..همیشه خنگ هستند اینقدر این باورا رو کرده بودن تو سرمون..که واقعا تنبل و خنگ شده بودیم…

    و ناگفته نمونه…

    وقتی من این باورا رو میشنیدم خیلی احساس ترس و نگرانی از اینده زندگیم برام پیش میومد.و تا چند سال گذشته قبل از اینکه وارد این مکان بهشتی بشم..استاد تمام خوابهای آشفته ام این بود امتحان دارییم تمام ترسهای گذشته بسراغم میومد..دیگه ناتوانیم را چند سد برابر کرده بود…..

    تا اینکه پشت کنکور بود..و من خیلی دوستداشتم تجربه خوابگاه تجربه زندگی با افرادای مخالف در شهرهای مختلف رو داشته باشم.پیشرفت کنم و کلی چیزهای دیگه بدست بیارم…

    و من همون سال حرف معلمم که بازم این باور رو بهم قبولوند تونستم سال اولم در کنکور رشته دولتی تو بهترین مکان و زمان قبول بشم..بزرگترین پلن زندگیم بود.که همه رو لطف خدا دونستم و واقعا بهم الهام شده بود که می شود….

    و حتی کارشناسی همینجور..چون عشقم بازم تجربه جدید بود…که من سالهای خیلی خوبی رو گذروندم.با کیفیت عالی.درسته یسری کمبوده ها بود.ولی کمبودها هم برام درس داشت و لطف پروردگار را هر ثانیه تو اون موقعها درک میکردم..

    میخام بگم.من باور نکردم که ضعیفم..درسته یجاهای مورد تنبیه قرار میگرفتم..ولی یجاهایی باور نکردم که نمیشه و خیلی از موفقعیتهام همین بود، داشتم ناآگاهانه انجامشون میدادم..و خیلی شخصیت منو بزرگ کرد…

    میخام بگم تضادها..و باورها باعث شد تا من وارد منطقه بهشتی بشم..تا بیشتر قدرت خلق کنندگی داشته باشم.و هر روز در جهت بزرگ کردن باورهام دست به عمل بشم….

    استاد عزیز همین فایل با فایل جدیدتون .که چه چیزی را باور کرده ایی هماهنگه!..

    چقدر گوشهام در مقابل باورهایی که بهم ترس ناامیدی بدبختی میده..ناشنوا شده..و سعی میکنم بتونم مثل شما ذهنیت خوب بسازم..

    که میام این اوج خوشبختی و سعادتمتدی و این بهشت زیبای شما رو از تمام وجودم درک میکنم…چفدر ثروتمتد شدن را بیشتر دوستدارم.. هر روز بیشتر بهش ملحق بشم..

    چون وجود شما همه جوره با ثروتمند شدن،داره قوی تر میشه… با ایمان تر!.و زیباتر..و

    و شما استاد عزیز هر باوری رو خلق میکنید..باعث رشد تک به تک ما بچه ها میشه..و باعث میشه دنیا زیباتر و قشنگتر و ثروتمند تر کنیم……

    اتفاقا دیروز یفردی که من اصلا نمیشناختمشون.باهام تماس گرفت و چقدر تحسین کرد و گفت چقدر خوبه شما تو این حیطه کار میکنید اتفاقا من نیاز داشتم..

    و خداوند داره جواب باورامو میده چقدر من قدرت گرفتم..و دارم همین باور رو همین درخاستهامو هی بیشتر میکنم انشالله که مدار بیشترها و خوشبختیها و سعادتمندیهای، بیشتر برسم..

    و

    بقول حضرت ابراهیم سپاسگزارت باشم..

    خدایا اینقدر نعمت و برکت بر ما سرازیر کن !که همیشه هر لحظه سپاسگزارت باشم…

    و من هر لحظه زندگی شما در تمامی جنبه ها تحسین میکنم ..چون باوراتون بسیار قوی شده….

    و در نهایت سپاسگزارم که شما نپذیدفتین اون باورهایی که افراد.که اتفاقا روزانه این چرندیات داره بیشتر میشه.و بقول قرآن..زندگی دنیوی که شما بسیار روش حساب باز کردین.احساس میکنم همین عوامل بیرونی همون نداشتن باورهای توحیدی…

    که خداوندی که تو را در سوره فاتحه هدایت میکنه.. تو در مسیر قرار بگیر من بقیه کارها رو برات انجام میدم…..

    بقول خودتون اصلا استعداد مهم نیست ایمان مهمه باور مهمه!…..تکرار…

    ..که این نیاز به تکامل و روی خودمون کار کردن داره که باید ادامه بدییم و بیشتر غلبه کنیم..

    هر حرفی رو باور نکنیم هر صحبتی رو قبول نکنیم..با هر فردی بحث نکنیم..

    و فقط روی خودمون کار کنیم..روی خودمان و باورهایمان..

    استاد این ایمان قوی میخاد که مثل جامعه’شرک آمیز..زندگی نکنی..واقعا یه ایمان قوی میخاد و ادامه دادن و کارکردن روی شخصیت درونی..که واقعا یجاهایی من کم میارم..

    و میگم خدایا تو بهم کمک کن.و همیشه کمکش شامل حالم شده…

    نکته زیبایی اشاره کردین که قبل از اینکه به خاسته هاتون اون چیزی که میخایین برسین..درخاسته های بزرگتری رو داشته باشین.همین متوقف نداشتن و درخاست بیشتر بیشتر داشتن..

    و این نوع شخصیت از شما باعث شده که جان چند هزار نفر.دقیق نمیدونم تو زمینه سلامتی بوجود بیاریین..این ناشی از چیه؟!..همین قانون بدون تغییر الهی و در مسیر درستی و راستی..و چقدر در اینده میتونه متحول کنه!…

    و دیگر دورها!..

    و همین باور باعث میشه..که منم چون باور کردم که هنوز بیشتر میتونم نتایج بیشتری رو برای خودم بوجود بیارم.دارم رو خودم کار میکنم تا بیام محصولات شما رو بخرم..

    و با خرید’.. هم باعث ثروتمند شدن من میشه و من هم در کنارش پیشرفت میکنم ..و همین باورها باعث رشد کل جهان میشه..

    اتفاقا دیروز داشتم در مورد همون مستند طبیعت نگاه میکردم داشت در مورد خورشید میگفت..که روزانه میلیاردها نوترون از خورشید بیرون میاد و توی کره خاکی ما پخش میشه.و این مقدار چقدر نقش مهمی در زندگی ما دارد!

    دقیقا مثل این باورها هست.هر چقدر باورها این شاخها.بهم متصل شود.جهان و افراد روز به روز رشد و پیشرفت می کنند….چون ما دستانی از دستان خداوندیم..و باید این باورها رو روزانه بخودمون بقبولونیم!..که می شود.هیچ نشدی وجود ندارد……

    چه ثروتهایی تو جهان بوجود میااد ،و بشه گلستان..و خداوند هر روز کارش همینه…

    که هر روز ما از نظر درونی.همون درخت پاک در قران رشد و گسترش ما هست..پیدا کنیم!…

    .وو

    برای ساخت باورها ..فقط بگیم میشود و خداوند ما را به بهترین شیوه هدایت میکند.و ما آسان میشویم بسوی آسانیها.قشنگیها زیباییها!..

    و بقول قرآن نه راه کسانیکه گمراه ساخته ایی.کسی که باور نادرست داره…اگه تو بهترین بهشتم باشه اون بهشت براش جهنمه..چون افکار ما دنباله رو تجربیات ما هست..

    هر چیزی که تجربه میکنیم از اطرافمان..همون باورهایی است که قبول کردیم که این خودش نیاز بکار کردن..داره…و باورهای توحیدی! ایمان بخداوند! و احساس لیاقت داشتن داره!..

    پس بجای کوچک کردن خاسته هامون…باورامونو گسترش بدییم.و بپذیریم زندگی ما باورهای ماست باورهای ما همون خاسته های ماست که خداوند هر لحظه در حال هدایت ما بسوی باورهای ماست…..

    و ثروتمند شدن دیگران قابل تحسینه.و باعث رشد من و رشد جهان اطراف من میشود!..

    و این باور را به من القا میکند که میشود میشود میشود..

    دیگه اون مثالی که میگفتن شد شد نشد نشد..

    دیگه من باور میکنم چیزی بنام نشد نداره..چون من یدالله خداوند هستم..برای رشد خودم و جهانم!..پا به این جهان گذاشتم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Zara گفته:
    مدت عضویت: 1302 روز

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین و همفرکانسی های دوست داشتنی

    امروز بعد از مدتها هدایت شدم که کامنت بزارم

    چند روزی هست که متأسفانه به حالت های قبلم برگشتم احساساتی که مراقبم بیانشون نکنم تا هم برای خودم و هم برای شما عادی نشن و منتقل کننده ی حس بد نباشم

    صبح که همسر و بچه هام رفتن موقع خوردن صبحانه داشتم تلگرامم رو چک میکردم ببینم استاد نتیجه ای گذاشتن یا نه که دیدم نتیجه ی طیبه ی عزیز از 12قدم رو گذاشتن شاید چون دوره ای بود که خودم گذروندم برام نسبت به دوره های دیگه ی استاد مهمتره و بیشتر نتایج دوستان رو دنبال میکنم

    با خوندنش اول تحسینش کردم ولی بعد همون حس بد که چند روزه بی دلیل دوباره نمایان شده بهم غلبه کرد و زدم زیر گریه که دوره دوازده قدم هم تموم کردی ولی به هیچ کدوم از خواسته هات نرسیدی داشتم خودمو سرزنش میکردم که حتما بچه هایی که اینهمه تغییر تو زندگیشون مخصوصا شرایط مالی شون رخ داده با تو فرق دارن لابد تو یه مشکلی داری که هیچ کدوم از خواسته هات محقق نشدن

    فکر کردم خب الان دیگه این بغض چند روزه با گریه میره و حالم خوب میشه تو همون حین یه چیزی درونم بهم گفت قرآن رو بزار رو قلبت و از خدا کمک بخواه

    این کارو کردم بعد قرآن رو باز کردم سوره ی یوسف آیه 64که با فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین تموم میشه اومد تو اون لحظه اشکام قطع شد و حس شعف وجودمو گرفت که خدا تنهام نمیزاره وهمیشه محافظ منه که تو حال بد نمونم و حالمو خوب کنم

    بعد یه فکری مثل نوری ذهنمو روشن کرد که بابا اگه به اون آیتمایی که دلت میخواسته هنوز نرسیدی و هنوز خیلی چیزا مثل زمان چکاپ فرکانسی ات هست و فرقی نکرده عوضش خیلی چیزا تغییر کرده چرا اونارو نمیبینی

    مثلا مراجعه به دکترت صفر شده خداروصدهزارمرتبه شکر

    مثلا درآمد ماهانه که البته چون من خانه دار هستم پول تو جیبی هست که همسرجان میدن از زمان شروع دوره تا الان دو سه برابر شده حقوق همسرم سی چهل درصد افزایش داشته و بدون اینکه من درخواست کنم پول هرچند کم به حسابم واریز میشه آدمای منفی اطرافم خود بخود ازم دور شدن و بجاشون دوستای شاد و مثبت دورمو گرفتن دعواها و بحثام با همسرم کمتر شده کنترل ذهنم خیلییی بهترشده خیلی زودتر میتونم از حال بد به حال خوب برگردم و عصبانیت و واکنش سریعم رو کنترل کنم

    همزمانی ها بیشتر شده تعداد روزایی که حالم عالیه بیشتر شده و….

    حالا این میون لاتاری امسالم برنده نشدیم خونه و ماشینم تغییری نکردن و نتونستم یه سری آینم از لوازم برقی آشپزخونه که آرزوی داشتنشون رو داشتم بخرم طلاهایی که فروختم برنگشتن و…

    خب این نشدن ها در برابر محقق شده ها چقدره

    چرا باید افسار ذهنمو بدم دست شیطون که حالمو بد کنه

    اینه که اومدم تو سایت و کلمه ی افسردگی رو سرچ کردم و این کلیپ بینظیر رو دیدم باخودم گفتم اگه به این حال بدت که بنظرم از مقایسه خودت با دیگران و نتایج خودت با نتایج بقیه نشأت میگیره غلبه نکنی انگار که هیچ دوره ای رو نگذروندی و هیچوقت رو خودت کار نکردی

    و این تو رو ازکسایی که اصلا تو این مدار نیستن و درگیر روزمرگی هاشونن مجزا نمیکنه که تازه ازونا مرتبه ات پایین ترم میره چون تو عالم بی عملی

    باخودم شرط کرده بودم اگر به تغییراتی که تو چکاپ فرکانسی لحاظ کرده بودم نرسم هیچ دوره ی جدیدی نمیخرم

    پس تصمیمم این شد که دوباره از قدم اول شروع کنم اینبار فقط برای داشتن حال خوبم و ماندگاریش

    که ثروت و سعادت هم بدنبالش خیلی نامحسوس میان و من اصلا متوجهشون نمیشم بقول استاد عزیزم انگار که از قبل تو زندگیم همشونو داشتم

    مصمم تر ادامه میدم چون خودمو زندگی کنار عزیزانم رو دوست دارم و این حق منه که تو شرایط عالی زندگی کنم .از استاد عزیزم ممنونم که بانی خیر هستن همیشه و این سایت هدایتگر رو راه اندازی کردن تا ما بتونیم برای ارتقای خودمون و زندگیمون ازش یاری بگیریم

    به امید داشتن حال خوب دائمی و گرفتن نتایج عالی

    خیلی زود میام و براتون مینویسم

    شاید برای بقیه هم مفید واقع بشه

    در پناه امن خدای مهربون سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 519 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    امروز 1404/6/28

    سلام استاد جونم

    چقدر این داشت داستان منو توضیح میداد، داستانی که احساس میکردم فقط من دچارش شدم و کسی جز من دچار این سگ سیاه نشده

    فکر میکردم که این درد درمونی نداره

    تا اینکه یه روز بدجور این سگ منو گاز گرفت

    جوری که دیگه خواستم از شرش خلاص بشم و بدنبال راهکارهایی رفتم که منو خلاص کنه

    هرجا میرفتم تو فکر این بودم که چطور خلاص بشم

    و اخر به سایت بهشتی، به استاد نازنین هدایت شدم

    با اومدنم هر روز سگ سیاه کوچیکتر و ضعیف تر شد جوری که انگار الان میشه گفت خیلی ریزه مثل میکروب

    خدارو شکر میکنم که کمکم کرد تا بدنبال تحول زندگی و رشد باشم

    خدایا مرسیییییــــ…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1309 روز

    بنام تویی که با منی و همراه منی

    اینارو برای تو مینویسم

    اینا حرفایی که دستام ناخودآگاه تایپ میکنن

    چالش ها اومدن تضاد ها اومدم

    آدمی که فکر میکردم وقتی تغییر کنم اونم تغییر میکنه از زندگی سع روزه بیرون رفته ،،،،،

    خیلی تلاش کردم اما به قول استاد آدمایی که در مدار شما نباشن دیر یا زود میرن ،،،

    چیزی که از سمت خدا باشه آرومه ،،،،ساده و در مدار راحتی ها به ما میرسه….

    نه با دویدن نه با جنگیدن نه مقاومت کردن و جنگیدن و جنگیدن تا تغییرش بدین،

    95 درصد اون آدما تغییر میکنن و اگر 5 درصد نخوان تغییر کنن خداوند اونارو به راحتی از زندگی ما و مدار ما بیرون میکنه……

    نمیدونم ولی حتما ماموریت اون آدم تا اینجا بوده

    میدونم از پسش برمیام. ،،،،میدونم چالش هایی که پشت سر گذاشتم دلیلش شرک بود،،،شکر بخداوند بود،،،،،،،این سه روز اندازه یه عمرررررر برزگ شدم

    فهمیدم کبوتر با کبوتر باز با باز

    میخوام اینو به خودم بگم

    اگه برای موندن کسی تو زندگی تلاش میکنی

    اگه بزور میخوای آدمارو نگه داری

    اگه دست و پا میزنی

    اینا نقشه خدا نیست ،،،نقشه خدا آرومه،،،،نقشه خدا جوری کنار هم قرار میگیره که ذره ای قلبت به درد نیاد…

    از رابطه ام تجربه میگیرم

    یاد گرفتم ،،،،،،مهم ترین فرد زندگیت خودتی

    برا چیزایی که ماله تو نیست نجنگ

    و اینکه احساسات موندگار نیستن میگذرن

    احساسات مثه ابر های در حال گذر

    یه روز به خودت میایی مهسا

    می بینی چیزایی که الان داری تجربه میکنی همشون برات خنده دار میشن……

    سگ سیاه نمیتونی منو تو دستات بگیری

    من خیلی چیزا پشت سر گذاشتم و خداوند همیشه به مو رسوند ولی پاره نکرد……

    چه سبک تر شدم

    وابستگی بالامو سنگین کرده بود

    وابستگی نمیزاشت پرواز کنم

    بارهااا به خودمون بگیم

    از نگرانی ایمان نداریم

    از میترسیم ایمان نداریم

    اگه از گذشته و سرزنش دست برنداشتیم ایمان نداریم

    ایمان یعنی وقتی میترسم حرکت کنم

    ایمان یعنی خدارو دارم بقیه آدما و رفتن اونا هیج خللی نمیاره……

    خدایا خودت هدایتم کن

    خدایا من پا در راه میزارم و میدونم تو همه کار برام میکنی

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2223 روز

    سلام به استاد و مریم عزیز

    اول باید بگم خداروشکر می‌کنم و عمیقا خوشحالم که انقدر سایت فوق‌العاده‌ای دارید و انقدر موفقیت‌های غیرقابل‌تصور از طریقش کسب کردید. امیدوارم و البته مطمئنم که این موفقیت‌ها روزبه‌روز بزرگتر و بیشتر می‌شن.

    نکته بعدی اینکه واقعا تو این لحظه به محتواهای این قسمت احتیاج داشتم. دوست‌دارم بزرگ فکرکنم، بزرگ هدف‌گذاری کنم و تو این زمینه روزبه‌روز بهتر بشم.

    دیگه اینکه منم تابه‌حال برام پیش اومده که یه‌چیزی رو بقیه می‌گفتن نمی‌شه اما من انجامش دادم. مثلا می‌گفتن نمی‌شه درست رو زودتر از موعد تموم کنی، نمی‌شه بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیلی تو یه شرکت معتبر شغل داشته باشی، دیگه این روزا نمی‌تونی یه مرد امن پیدا کنی، نمی‌تونی فیلد کاریت رو عوض کنی و کمتر کار کنی و بیشتر پول دربیاری و…

    زندگی من این تااین لحظه پر بوده از این اتفاقات ناشدنی از نظر دیگران

    دوست دارم از این لحظه که اینو می‌نویسم باورهام به‌لطف خداوند میلیون‌ها بار قوی‌تر بشه و نتایج بی‌نظیرتری رو تجربه کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زهرا رضی گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    .سلام.چقدر این کلیپ مفهمومی بود.خدایا شکرت

    من ی ترس هایی داشتم (نجواهای شیطان ک ب قول خداوند اومده عزت رو ازما بگیره)ب اسم (نجواهای ذهن)هروقت این نجوا ظاهر میشد من احساس بی ارزشی میکردم و زندگی برام خیلی خسته کننده میرسید.اون ممکن بود درهرزمانی ومکانی ظاهر بشه بی دلیل.نجواها از لحاظ ظاهری منو پیر تر از سنم نشون میداد‌(دقیقا ی تمرینی هست در فصل ۳کتاب رویاها ک میگه حتی اگه اوضاع خوب نیست یطوری راه برو ی طوری بخند ک انگار در اوج لذت هستی.مرسی خدای خوبم ک راحل رو هم بهمون میگی )وقتی همه ی دنیا درحال لذت وشادی بودن من فقط زندگی رو از دریچه تاریک نجواهای فلج کننده میدیدم.کارهایی ک قبلا برام خیلی شادی آور بودن ناگهان باحضوراون همگی لذتشونو ازدست دادن.نجوا میخواست ک اشتهامو کور کنه.اون باعث شده بود ک تمرکزمو ازدست بدم وحافظه ام.ب شدت بد عمل میکرد.هرکاری میخواستم و هرتغییری میخوام ایجادکنم.بشدت مقاومت میکرد.و همیشه درمیون جمع اعتماد بنفس منو نابود میکرد.بزرگترین ترسم این بود ک مردم پشت سر من حرف بزنن ومنو قضاوت کنن.همیشه مراقب بودم کسی اونو نبینه(درواقع خودواقعیم نبودم)چون باعث آبروریزی من میشد.ومخفی کردن اون انرژی زیادی از من میگرفت.اینکه مجبورباشی همیشه دروغ بگی مخفی کاری کنی واقعا حس بدیه.نجواها باعث میشدک همه ی افکار وحرفام منفی باشه.اون منو بداخلاق میکردوباعث مشد افراد از بودن بامن احساس بدی پیدا کنن.اون احساس عشق رو بکلی درمن نابود کرده بود.اون بیشتراز همه دلش میخواست ک هر روزبابدخلقی وافکار منفی بیداربشم وهمیشه بیادم مینداخت ک قراره چ روزه سخت و کسل کننده ایی داشته باشم.بودن نجواهای شیطان ب معنای کمی ناراحت بودن یا بیحوصلگی گذری نیست.بلکه بسیار بدتر ومجموعه ایی ازاحساس ویرانگره.هرچه سنم بالاتر رفت .اون نجواها بزرگتر و بزرگتر بزرگتر شدو بتدریج دیگه کاملا منوپادراورده بود و بامن بود.مت سعی میکردم باهر ابزاری اونو ازخودم دور کنم ولی اون براحتی برمن غلبه میکردو شکست خوردن از اون باعث میشد دفعه های بعد تلاس کمتری برای پیروز شدن بکنم.وهمین باعث شد من  سراغ موادمخدر والکل وعواملی بیرون از خودم برم ک واقعا اوضاع رو بدتر کرد.وعاقبت من بطور کامل در تنهایی خودم غرق شدم.نجواها تموم خوشی ها (دیدن نعمت هایی ک همین حالا توزندگیم هستن)رو از من گرفت وقتی تموم خوشی هاتو از دست میدی اصلا زنده بودن چ فایده ایی داره.خوشبختانه من از افراد متخصص کمک گرفتم (خداوند و قرآن).اولین قدم بهبودی اینه ک بپذیریم ک خودم هستم ک زندگیمو با افکارم وکانون توجه ام میسازمو درخواست کردن از کسانیه ک این راه رو قبلا رفتن وبر نجواها پیروز شدن.

    مهم نیست کی باشی.نجواهاباعث دردسر نوع بشرشده.وامکان روب رو شدن ودچار شدن با این نجواها برای همه یکسانه.ومن فهمیدم هیچ قرص ویا دارویی یا عوامل بیرونی  وجود نداره ک ب من کمک کنه.من نیاز داشتم باورهامو تغییر بدمو از دریچه ایی دیگه ایی ب زندگی نگاه کنم.ازهمه مهمتر من یاد گرفتم بجای ترسیدن از نجواها از اون ب عنوان اهرم لذت استفاده کنم.ب این صورت ک اون هرچی گفت من برعکسشو انجام بدم..هرچه ذهنتون شلوغ وخسته تر باشه توانایی مونو کمتر میکنه.پس من یاد گرفتم چگونه ذهنمو آروم کنم.فهمیدم ورزش منظم و قرار دادن خودم درمعرض ورودی های خوب از هر روشی موثرتره.پس قدم بزنید .بدویید و لذت ببرید و سپاسگزار باشید وبزارید نجواها ضعیف و ضعیفتر بشن.دفترچه ایی تهیه کنید وسعی کند چیزهایی ک بخاطرشون سپاسگزار هستید رو یاد داشت کنید.وازخداوندتشکر کنیداین کار واقعا تاثیر فوق العاده ایی داره.مهم ترین موضوعی ک باید بدونی اینه ک مهم نیست ک اوضاع چقدر خرابه.اگر خودتونو درمسیر درست صراط مستقیم قراربدیم وباورهامونوتغییربدیم این روزهای ب ظاهر بد خواهد گذشت.نمیشه گفت از وجود این نجواها خوشحالم اما اون برام معلم بزرگی بود.اون منو مجبور کرد دوباره زندگیمو از نو بسازم.من یاد گزفتم بجای فرار از تضادها و مشکلات .بشینم اونو ریشه ایی حل کنم‌.نجواها ترس همواره بخشی از زندگی من هستن. ک من باید باهاشون رو ب رو بشم.ولی هرگز دیگه اون هیولایه سابق نیستن.با ایمان واگاهی.نگاه مثبت داشتن‌وشادبودن.میتونین بدترین ترس ها و نجواها رو رام کنیم..

    😉😉😉👌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فائزه مقدم گفته:
    مدت عضویت: 2110 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    در بیست و چهارمین روز سفرنامه با این فایل مواجه شدم. که آنقدر قشنگ استاد توضیح دادید و نکاتی رو گفتید که مگه میشه متوجه نشد.

    .

    .

    یادگیرفتم اگه رویایی دارم خاسته ای دارم که از نظرم دور از دسترس یا بزرگه باید باور هام بزرگ کنم نه اینکه خواسته هامو کوچک کنم.

    .

    من همیشه بهترین هارو می‌خوام بهترین خونه بهترین ماشین بهترین مسافرت ها بهترین روابط بعضی وقتا آنقدر تو ذهنم بزرگ هستن این خواسته ها می گم که خوب این که تا این حدش امکان نداره میام خواستمو کوچک میکنم ک با باور من جور در بیاد امروز فهمیدم این اشتباهه باید باورمو بزرگ کنم باید باور یه خونه بزرگ و عالی بهترین جا با بهترین امکانات رو بسازم،خدایی ک خونه کوچک رو اگه بخوام ب من میده پس حتما خونه بزرگ رو هم میده.

    .

    من ایمان دارم که خدا همیشه بهترینها رو به من میده همه اون چیزهایی ک باور کردم رو میده ب من،

    همون خدایی که به استادم بخشیده از نعمتهای ب فراوانی پس ب شاگرد استاد هم میده

    اگر

    اگر

    که شاگرد هم مانند استاد باورهای قوی داشته باشه.

    باید انسان با ایمانی بسازم از خودم.

    ایمان ب خدایی که بخشنده ای

    عطا کننده ای

    خدای افرادی که ماندن بر سر قول و قرار های خود با خدا.

    ماندن با باورهای قوی.

    خدایا شکرت صد هزار مرتبه

    هیچ چیزی غیر ممکن نیست

    هیچ چیزی نبوده ک بشوری ب خدای مهربان و بهترین رو برات رقم نزنه.

    .

    .

    استاد عزیزم واقعا افتخار میکنم ب شما ب قدرت باور های شما با مثالی ک درباره کلاس های ک شرکت می‌کردید زدید فهمیدم حتی اگه تو قفس هم باشی اگر باور های قوی و ایمان داشته باشی میتونی نجات پیدا کنی،میشه تو ی جمع بود و باورها عوض نشد،میشه تو خانواده ای بود با تضادهای بسیار و باورها و ایمان تغییر کرد فقط با ایمان قوی ب خدای مهربان که امکان پذیره،خدایا شرکت صدهزار مرتبه🌹

    ممنون از شما

    از مریم جان شایسته

    از گروه خوب عباس منش

    دست حق ب همراهتان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: