به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی آرام گفته:
    مدت عضویت: 4170 روز

    سلام بر استاد عزیزم

    واقعیتش من خودمم وقتی رو باورهام کار میکنم ولی نتایج بزرگ نیستن و عجله میکنم یهو ذهنم میگفت بابا عباسمنش راست میگه ولی این چیزی نیست که واسه همه جواب بده دقیقا همین مسئله که ذهنم میخواد بگه نمیشه چون من نتونستم بعد به سیر زندگی خودم نگاه کردم دیدم که بابا من از همون اول هم دنبال این سوالات بودم از بچگی هی سوال بود واسم از همون 8-9 سالگی که چرا وقتی چیزی رو خیلی میخوام اتفاقی نمیوفته بعد ش به خدا میگفتم که بابا اصلا نخواستم همه چی خوبه دیگه ازت چیزی نمیخوام یهو اون اتفاقه میوفتاد سریع هم میوفتاد بعد همیشه سوالم این بود که خدا چرا وقتی ازش نا امید میشیم جواب میده چرا وقتی میخوایم نمیده و… تا بلاخره در این سایت فهمیدم که باید رها کنیم تا بهش برسیم مخصوصا در فایل های خدا یا اون مسئله که چرا ادمایی که مذهبی نیستن خوشحال ترو خوش شانس ترن و به نظرم این دو تا مطلب مخصوصا خوش شانس بودن به ظاهر بی دین ها خیلی من رو متحول کرد. حالا قبل از اون در کودکی هم من خیلی به این مسائل علاقه داشتم یادمه یه کتاب به نام دستان شفابخش از خوزه سیلوا بود تو خونمون مکه من یکمیشو خونده بودم و از همون بچگی هرچی میخواستم تجسم میکردم و دوست داشتم دلایل این مسئله رو بدونم، از راز دنیا سر در بیارم…

    یادمه قبل از اینکه با سایت اشنا بشم یه کلاس nlp رفتم که خیلی تاثیر مثبت تو زندگیم گذاشت و من در اون بحث هدفگذاریش اومدم خواسته هامو نوشتم اینکه میخوام بالاترین دانش رو از کائناتداشته باشم اینکه میخوام زندگیم معجزه وار باشه و… یه مدت رو اینا کار میکردم و تجسمشون میکردم تا چند ماه بعد یهو با سایت استاد اشنا شدم اصلا نفهمیدم چطور وارد شدم فقط یه فایلو دانلود کردم و دیگه شروع شد.

    یه شوخی هم باتون بکنم

    چند وقت پیش حس کردم سرعت سایت خیلی کمه و در سایت الکسا رتبه سایت رو نگاه کردم دیدم زده very slow و 99% از سایتها در جهان سرعتشون ازاین سایت بیشتره! ولی دوستان چقدر فعالن و کامنت میزارن و یه باوری در من ایجاد شد که با مزخرفترین سرور ها هم میشه سایت موفق داشت D:

    استاد عزیزم امیدوارم هر جا هستین شاد ترموفق تر ثروتمند تر و سلامت تر باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    افشین صناعی گفته:
    مدت عضویت: 4190 روز

    درود بر دوستان عزیز و خانواده صمیمی عباسمنش وهم فرکانسیهای گلم . هم چنین سلامی و درودی به استاد ارجمند وگرامی ، سید حسین عباسمنش وخانم مریم شایسته ی واقعآ شایسته ، امروز در حال دیدن فایلهای سفر به دور امریکا بودم که هدایت شدم به “نشانه امروز من ” که نهایتآ به این فایل زیبا هدایت شدم ، در مورد باورها میخوام صحبت کنم واینکه اگر ظرف باورها مون رو بزرگ کنیم به خواسته های بزرگمون هم میرسیم . در مورد بزرگ کردن باور اینو بگم که وقتی من متوجه شدم استاد از ایران مهاجرت کردن ایده مهاجرت در من تقویت شد وبا خودم گفتم منم میتونم که مهاجرت کنم ، این موضوع برمیگردد به سال ۹۴ یعنی زمانیکه در حال ساختن مجتمع شخصی بصورت اشتراکی بودم و ایده مهاجرت با سفری که به دبی داشتم در من شکل گرفت پس از برگشتن از سفر بفکر افتادم که به کشور عمان مهاجرت کنم ، چون امارات به ایرانیها دیگه ویزای کاری نمیداد ومن با دیدن ماشینهای پلاک عمان در دبی به این فکر افتادم که به عمان مهاجرت کنم .از هر کسی که جویا میشدم در مورد کشور عمان و مهاجرت به اونجا اطلاعاتی نداشتند ، پس از مدتی دوستی که در همسایگی دفتر کارم بود ودر واقع تازه شریک همسایه من در محل کارم شده بود با هم آشنا شدیم و وقتی که من ایده خودم رو باهاش در میان گذاشتم انگار که خداوند دنیا رو به من داده ومن بسیار ذوق زده وهیجان زده شدم چون طرفم همون کسی بود که دنبالش میگشتم و خدارو صدها هزار بار بخاطر این موضوع شکر کردم . چون هم به زبان عربی مسلط بود وهم در عمان مدتی کار کرده بود دوستانی در اونجا داشت که میتونستن کمکم بکنند. این رو هم بگم مطابق ضوابط دولت عمان بخصوص برای ایرانی و سایر مهاجرین ویزای سرمایه گذاری برای افرادی صادر میشه که حداقل مدرک لیسانس داشته باشن واون بنده خدا دیپلمه بود ، خلاصه ایشون از پیشنهاد من خیلی استقبال کرد بسیار خوشحال شد واین مقدمه ای شد برای مهاجرت من و گرفتن ویزای کاری وثبت شرکت در مسقط . شهری بسیار زیبا وبا مردمی بسیار مهربان با ایرانیان ومهمان نواز ، این رو هم اضافه کنم که قبل از اولین مسافرت به عمان من تمام اون چیزهایی رو که دوست داشتم برام اتفاق بیفته توی ذهنم ساخته بودم و مدام برای خودم تصویر سازی میکردم و از این تصاویر ذهنی لذت میبردم واحساس خوبی به من دست میداد و مشعوف میشدم ، تا اینکه روز سفر فرا رسید و برای اولین بار به اتفاق دوست خوبم به مسقط پرواز کردیم ، اونجا هم به استقبالمون اومده بودند وهم اینکه یک خونه ویلایی بسیار زیبا وبزرگ با یک راننده شخصی در اختیارمون گذاشتن ومن بسیار بیشتر از اون چیزی که تصور میکردم لذت بردم ، به هر حال پیرو صحبتهای استاد باید بگم که اگر آدم واقعآ باورش رو بزرگ کنه نه تنها به هر آن چه که میخواد میرسه بلکه مواردی رو تجربه میکنه که اصلآ فکرش رو هم نمیکنه . این نکته ای بود که دوست داشتم بگم تا هم ایمان دوستان قوی تر بشه وهم برای خودم یاد آوری کنم وهم اینکه دوستان گرامی وهم فرکانسیهای عزیزم باورهاشون رو بزرگتر کنن . آرزوی سلامتی وتندرستی برای استاد عباسمنش عزیز ، خانم شایسته ی واقعآ شایسته و ثروت وسلامتی وتندرستی برای هم فرکانسیهای گلم دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2783 روز

    سلام سلام سلام بچه های هم فرکانسی و سلامی ویژه یه استادم و عزیزدل مریم جان جان

    وای بچه ها میخوام یه موضوعی و بگم بهتون البته شاید گفتنش اینجا درست نباشه اما من با دیدن این کلیپ سگ سیاه به یک نشونه ی خیلی بزرگ گرفتم…

    من مائده یکی از اعضای قدیمی سایت هستم

    مدت هاست اتفاقات عجیبی توی زندگی من داره رخ میده که خودمم از رخ دادنشون به طور وحشتناکی متعجبم جوری شده بودم منی که مدام‌میگفتم و از قوانین توی زندگیم استفاده میکردم به حد ناتوانی رسیدم و تصمیم بر فرار گرفتم اره فرار

    امروز این تصمیم گرفتم خداسرشاهده بچه ها ینی از تایمی که این تصمیم و گرفتم تا همین الان که دارم این متن و تایپ‌میکنم

    همینطوری که داشتم با خودم حرف میزدم و عصبی شده بودم و اصلا کنترل افکار نداشتم مثل همیشه اصلا ناشده وقتی از خود بی خود میشم وارد سایت نشم…

    وارد سایت شدم و داشتم دنبال نشونم میرفتم که گقتم‌بزار ببینم دانلودی چی داریم

    بعد یکی یکی اومدم پایین دستم خورد رفت روی پیج‌۱۹ و یهو چشمم به سگ سیاه خورد

    پلی کردم و تا آخر تماشا کردم جوری محوش شده بودم که جمله طلاییمو پیدا کردم

    گفت که:از مسائل فرار نکنید سعی کنید حل کنید✌🏻

    قشنگ متوجه شدم من تا الان داشتم صورت مسئله رو پاک میکردم به جا حل کردنش

    اما خداروهزار مرتبه شکر که متوجه شدم کجای کارم اشتباه بود

    خدایا خداوندا سپاسگزارم بابت همه چی

    به خاطر یک آگاهی دیگه

    از استاد عزیزدل و مریم جان جان و تیمی که با عشق فعالیت میکنند سپاسگزارم بی نهایت

    عاشقتونم مشتی هستین کاپیتان کشتی هستین😉

    🧡❤🧡💛💚💙💜💯💯💥💣💣💣💣👊🏻👊🏻👊🏻👊🏻🌴🌵🌾🌿☘🍀🍁🌳🌲🌱⚘🌻🌻💐🌸🏵🌹🌺🍂🍃🦋🦋😍😍🍻🍫🍫🍬🔥🔥🔥🌈

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    نعیمه سبزچمنی گفته:
    مدت عضویت: 3693 روز

    سلام به همه دوستان و همراهان صمیمی گروه عباسمنش

    امروز چند تا نکته را می خواستم اول به خودم و بعد به همه دوستانم بگم

    من همیشه فکر می کردم چطور می شود باورها را سریعتر ساخت شاید بهتر بگم راحت تر ساخت تا این که امروز خدای مهربانم جوابشو بهم داد.

    یکی از ویژگی های حضرت ابراهیم در قران این است که ادم بسیار سپاسگزاری بود وقتی امروز دقیق تر بهش فکر کردم دیدم درسته شاه کلید ساخت باورها سپاسگزاری است اما فرق می کنه سپاسگزاری سطحی تا سپاسگزاری واقعی تا سپاسگزاری که از ریزترین اتفاقات تو زندگیتون به راحتی عبور نکنید. دوستان من زیاد در نوشتن خبره نیستم اما می خوام بگم از صبح که بیدار می شوید تا اخرین لحظه ای که بیدارید برای هر اتفاق ریز و درشت در زندگیتون بی نهایت بار سپاسگزاری کنید. می پرسید چه جوری؟ با مثال براتون توضیح می دم مثلا امروز دخترم تو کار خونه به من خیلی کمک کرد من می تونستم خیلی راحت بگم خدایا شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت اما نه

    شکر گزاری واقعی این گونه هست که بگی:

    ‘خدایا شکرت که امروز دستی از دستان پر مهرت را برام فرستادی تا کارهام راحت سریع و آسان انجام شود

    ‘خدایا شکرت که همیشه حواست به بنده هات هست و براشون فقط اسانی را می خواهی

    ‘خدایا شکرت برای انکه دختری مهربان و هنرمند دارم که امروز برام وقت گذاشت

    ‘خدایا شکرت که ما را تنها نمی ذاری

    ‘خدایا شکرت که برکت و نعمتت همیشه تو زندگیم جاریه

    ‘خدایا شکرت که امروز یک غذای خوشمزه با طعم جدید را امتحان کردم

    و

    و

    و هر چی می تونید جملات اثر بخش تر و زیباتر و قدرتمندکننده تر با احساس لیاقت بیشتر به کار برید واقعا چه راهی بهتر و اسان تر از این کار برای منطقی کردن باورها وجود دارد.

    سپاسگزاری هم کانون توجه شما را کنترل می کنه و هم منطق های عالی برای ذهنتون می اره و هم به شما ارامش می دهد.

    می خواهی ببینی چقدر شکرگزاری واقعی و درست انجام می دهی ببین چقدر احساس خوشبختی می کنی مهم نیست تو چه جایگاهی هستی اگر شکرگزاری در هر جایگاهی باید احساس خوشبختی واقعی بکنی

    دوستان مهربانم بیایید تصمیم بگیریم که هر روز سبقت بگیریم در سپاسگزاری کردن و هر روز با خودتون عهد ببندید که امروز ادم شکرگزارتری باشید

    من همیشه ویس ضبط می کردم و دائم تو گوشم بود اما از یه زمانی به بعد احساس کردم تاثیرش انقدر ها زیاد نیست بعد فهمیدم من حواسم به اطرافم نیست به نشانه ها نیست به اتفاقات کوچک در اطرافم نیست تا باورهای جدیدم را تایید کنم من فقط یک شنونده محض بودم امزوز فهمیدم با سپاسگزاری می توان تمرکزت را بذاری روی قویتر کردن و تثبیت کردن باورها

    خدایا شکرت برای تمام اگاهی که در اختیار ما قرار می دهی به ما کمک کن تا عملگرا باشیم

    به قول استاد

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3209 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم که با دیدن هر ویدیو از شما آنچنان زیر و رو میشوم و آنقدر حرف برای گفتن دارم که مطالب بر سر آمدن براین صفحه باهم درگیر میشوند ، من اندیشه افشین سال 88پروانه وکالت پایه دو و در سال 91موفق به اخذ پروانه وکالت پایه یک دادگستری با نمرات عالی شدم اما هرگز به پول و درآمد حتی متوسط نرسیدم من حتی توان پرداخت اجاره دفترم و هزینه تمدید پروانه وکالتم و عوارض سالانه دارایی را نداشتم من پر از نامیدی و ترس و دلشوره و افسردگی بودم هیچکس باور نمیکرد که من با آنهمه قدرت در تکلم و نگارش که ذاتا در وجودم بود اکنون درآمدی نداشته باشم همه فکر میکردند من پولهایی پنهان در جایی دارم حتی پدر و مادرم فکر میکردند من وکیل شده و زرنگ شده ام و یاد گرفتم درآمدم را مخفی نگه دارم خانواده همسرم مرا زیرک میخواندند که عمدا خودم را به فقر میزنم که کسی انتظار کمک مالی از من نداشته باشد تنها کسی که درد و نگرانی هایم را باور کرد همسرم بود که خودش هم دست کمی از من نداشت ما دو تا آدم بدبخت و ناامید بودیم که روز بروز فقیر تر میشدیم قصه زندگی من طولانی و نود درصد آن زجر و بدبختی و عدم اعتماد به نفس هست ….من خیلی اتفاقی حدود دو ماه پیش و از طریق یکی از کانالهای تلگرام یکی از وویس های شما با عنوان قانون خلأ را گوش کردم و تا صبح از شدت وجد و بیداری حس های خوب نخوابیدم و چون قسمتی از فایل موجود نبود متوجه نشدم که این صدا صدای کیست فردای آن شب از مدیر کانال پرسیدم که این فایل مربوط به کیست که گفتند این صدای استاد عباس منش است من شروع به سرچ در گوگل کردم و ابتدا کانال تلگرام شما را پیدا کردم و از آن طریق توانستم وارد سایتتان بشوم و از آنجا که هیچ آشنایی با ایمیل و سایت و اینجور چیزها نداشتم به سختی توانستم وارد سایت بشوم ولی روزی که پیام شما بر صفحه ایمیلم آمد وبمن خوش آمد گفتید و اینکه فصل اول کتاب رویاهایی که رویا نیستند را بمن هدیه دادید یکی از بهترین روزهای زندگیم بود و یک آرزو دارم و آن اینکه روزی بیاید که من مقاله ای بنویسم تحت عنوان….من وکیل فقیری بودم که با آموزشهای استاد عباس منش به ثروت رسیدم….و میدانم آن روز نزدیک است من نشانه های موفقیت را میبینم…. در همین دوماه آنقدر از باورهای غلط فاصله گرفته ام که باورم نمیشود یک زمانی چنین باورهایی داشتم من اکنون با اعتماد به نفس به دادگاه پا می گذارم سرم را بالا میگیرم و خودم را بهترین وکیل میدانم و از وقتی شما گفتید به انسان ها قدرت ندهید و من قدرت ذهنی که به بعضی وکلای به اصطلاح قدر داده بودم را در ذهنم از آنها گرفتم چهره واقعی آنها و اینکه هیچ قدرتی ندارند را به وضوح دیدم و دریافتم که قدرت برتر خداست و از اینکه روزانه تغییر میکنم و حالم خوب و خوب تر میشود بسیار خوشحالم فقط افسوس می خورم که چرا زمانی که در ایران حضور داشتید شما را نشناختم و افتخار زیارت و توفیق شاگردی شما نصیبم نشد …. بهر حال عمرت طولانی و زندگیت گلستان باد مرد بزرگ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    فاطمه_می نویسد گفته:
    مدت عضویت: 3111 روز

    سلام بچه ها

    میخوام بطور ساده چیزی رو که بعد از کنکاش تو خودم پیدا کردم رو توضیح بده

    ببینید دوستان اکثر ما ارو افسردگی احاطه کرده چرا؟ببینید 99.9% ما افکاراتی رو به ارث بردیم و برامون تکرار شدن که نقش خودمون رو تو خالق بودن صفر مطلق میدونه میگه تو برگی در بادی اگر شانس بیاری و از همون اول تو یک خانواده موفق بدنیا بیای موفق خواهی شد و اگر نه تا اخر عمر باید بدویی اخه مکه میشه با این شرایط ؟تو این کشور و…

    اینحاست که اموجودی به اسم افسردگی هر روز پیله هاشو به دورمون سفت تر و سفت تر می کنه تا جایی که دیگه نتونیم نفس بکشیم تا جایی که خود واقعیمونو انکار می کنیم چیزی که بهش “خود”میگم اینجا برای من “فاطمه” ازمون جدا میشه اون خسته و دلگیره و حالا سکانو به دست یک پوسته تو خالی از فاطمه میده فقط برای اینکه یک سری اعمال فیزیکی حداقل مثل نفس کشیدن خوابیدن غذا خوردن و… رو داشته باشه.”خود” درونتون یجایی قایم میشه

    دوست عزیزم اصلا مهم نیست که الان حتی نمی تونید حالتون رو برای یک ثانیه خوب کنید اصلا مهم نیست که هرچی به این درو اون در زدید هزار راه و محصول و.. رو استفاده کردید ولی نتیجه نگرفتید

    تمام اینها رو بدست میارید با تک تک سلولاتون عشقو لمس می کنید روزی که “خودتون” رو دوباره در اغوش بگیرید

    ممکنه این خود الان مثل یک کوچولوی خجالتی تو گوشه های ذهنتون قایم شده باشه ممکنه حسابی عصبانی باشه و تازه وسایل اتاقتونو بهم ریخته باشع و هزار ممکن دیگه

    کافیه باهاش حرف بزنید از ته دل ازش از خودتون بپرسید چی ناراحتش می کنه؟ چرا احساس بدی داره؟بهش بگید با تموم کاستی ها دوسش دارید چون هیشکی کامل نیست بگید تو جسم فیزیکیتون حفظش می کنیدو نمیگذارید بهش اسیبی برسه

    مثل بهترین دوستی که ممکنه تو کل کره زمین داشته باشه

    دوست عزیزم شما و خودتون بهترین درمانگر هم هستید بگذاره معجزه عشق راهو برای باقی معجزات باز و هموار کنه

    فاطمه

    *میتونید چشم هاتون رو ببندید دوستان و “خودتون” رو تصور کنید که وارد جایی که هستید میشه و ازش دعوت کنید کنارتون بشینه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    به نام الله بلند مرتبه

    روزشمار روز ۲۴ من

    من یک‌ باور‌ بسیار زیبا از بزرگ مرد تاریخ امام علی علیه السلام یاد گرفتم که ایشان در نهج البلاغه در خطبه متقین میفرمایند:

    (عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ)

    حضرت در وصف کسانی که تقوا دارند میفرمایند که:

    خدا در‌ درون‌آنها بزرگ است و نتیجه چنین بزرگ بینی این است که هر چه غیر خداست در نگاه‌آنها کوچک

    چقدر قشنگه تفکر در این جمله

    چقدر تفکر‌ در این جمله به آدم احساس خوبی میده و به قول استاد هر فکری که به تو احساس خوبی میده یک‌باور خوبی است و باید بهش بچسبی

    وقتی کنار اقیانوس باشی دیگه دریاچه و برکه و استخر در‌نگاهت کوچک هستن حالا وقتی به خدا که‌ منبع خیر و خوبی هست وصل باشی دیگه‌ هیچ خواسته ای برایت بزرگ نیست.

    از این به بعد اگر‌ در برابر خواسته هایم شیطان و نجواهایش شروع به فعالیت کردند میگم که:

    خواسته من که از خدا بزرگتر نیست؟

    اصن چی میگی تو؟

    به خدای بزرگم پناه می برم از وجود تو ای شیطان رانده شده

    یه خاطره هم از خودم‌بگم

    خیلیا میگفتن برای رژیم گرفتن‌باید در ماه حداکثر ۵ کیلو کم کنی و اگر بیشتر‌ وزن کم کنی برایت ضرر دارد

    ولی من‌باور‌نکردم و با یک‌رژیم غذایی سالم در یک‌ماه ۱۲ کیلو کم کردم و همه متعجب از نتیجه بودند

    خدایا شکرت بخاطر بزرگمردی چون امام‌علی علیه السلام که این جمله ایشان زندگی‌مرا عوض کرد😍🌹🙏

    استاد عباس منش مهربان و خانم شایسته بزرگوار و آقا ابراهیم عزیز و خانم فرهادی خوش قلب ازتون سپاسگزارم🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم

    من دو سال که با استاد آشنا شدم و اینقدر توی این دو سال زندگیم تغییر کرده که قابل مقایسه با گذشته پر از ترس و نامیدی احساس حقارت من نداره

    یادم میاد روزای که با خودم عهد بستم که روی آموزهای استاد کار کنم ساعتها فایلهای استاد میزاشتم توی گوشم کل روز و شبم شده بود گوش دادن به فایلها ،

    اون روزا فقط برای حال بهترم این کارو میکردم و احساس آرامش بهم دست میداد و فک میکردم همینا کافیه و دیگه هیچ کاری نمیخواد انجام بدم

    تا اینکه مراحل تکاملیم کم کم داشت منو به سمتی میبرد که باید عمل میکردم به یه سری از مطالبی که از آموزها درک کرده بودم ،مثلا این جمله که باید افراد موفق تحسین کنم و چون میدونستم که استاد وقتی چیزی داره آموزش میده حتما منطقی پشتشه با اینکه متوجه منظورش از تحسین کردن بصورتی که الان میفهمم نبودم تصمیم گرفتم این تمرینات انجام بدم و اولین کاری که کردم ،توی فک و فامیل گشتم و کسای که چیزای داشتن که من نداشتم و همیشه به چشم این موضوع بهش نگاه میکردم که چون کارش دولتی ،چون خسیس ،چون آدم خوبی نیست تونسته اینا رو بدست بیاره

    سعی کردم با زاویه استاد بهشون نگاه کنم و تحسینشون کنم ،اوایل بصورت کاملا مصنوعی شروع میکردم با خودم صحبت کردن که این افراد آدمای زحمت کشیدن و حقشونه و باید به این منافع برسن و از این حرفا ،

    ذهنم اویل خیلی مقاومت میکرد ولی من ادامه میدادم و حتی توی کتاب یا از فایلهای استاد شنیدم که به افرادی که موفقن زنگ بزنید یا بهشون نامه بدین و از موفقیتشون تعریف کنید

    من اینکارا رو کردم و از فامیلای خودم شروع کردم به دایم پیام میدادم تحسینش میکردم هر چند اولش سخت بود برام ولی کم کم عادی شد برام

    از اون روز به بعد ذهنم رام شد و کوچکترین فرصتی گیر میاوردم و افراد موفقی میدیدم تحسینش میکردم

    و این باعث شد که آروم آروم به مدار افراد بهتر هدایت بشم و جنبهای از کارمو ببینم که میتونم مثل بقیه هم صنفیام که پیشرفت کردن اوی کارشون ،منم پیشرفت کنم

    من توی حوزه آرایشگری فعالیت میکنم و بدلیل باورهای بدی که داشتم فک میکردم نمیتونم به میزان درامدی که مد نظرمه توی اون شغل برسم به همین دلیل حتی با وجود سابقه طولانی که در این زمینه داشتم چند بار رفتم سراغ کارای دیگه و بشدت مقروض میشدم

    جالب اینجاست وقتی که شروع کردم به تحسین افراد موفق توی حوزه کاری خودم متوجه شدم یکی از شاگردای خودم که هیچ استعداد خاصی هم حداقل تا زمانی که پیش من بود نداشت رو دیدم که بسیار موفق شده و داره توی این حوزه هر روز پیشرفت بیشتری میکنه ..

    این باعث آرزوهای جدیدی در ذهن من خلق بشه و به خودباوری بیشتری دست پیدا کنم ..

    این موضوع دقیقا بر میگرده به یکسال پیش یعنی تقریبا 25/1/1401 و از اونجا شروع کردم از قوانینی که توی فایلهای رایگان به صورت جسته و گریخته یاد گرفته بودم مثل تجسم،نوشتن اهداف،ورودیهای مثبت ،الگو برداری ،توحید و توکل

    استفاده کنم و بصورت کاملا معجزه آسا بعد از یک ماه همه چی عوض شد و اتفاقات و آدمهای اومدن توی زندگیم که الان بعد از یکسال تونستم به آرزوهام برسم و چیزی که میخواستم یعنی برگزاری دورهای آموزشی و ورکشاپها رو که یه روزی آرزوشو داشتم اینقدر تکرار کنم که دیروز یعنی 25فروردین 1402 برگزار کنم خیلی برام عادی شده ..

    و من خودم خوب میدونم اینا نتیجه تمام تلاشهای ذهنی که من روی خودم انجام دادم ..

    نتیجه توکل،پا گذاشتن روی ترسها ،با وجود نامید شدنها حرکت کردنا ..

    یه نکته دیگه که دوسدارم بگم اینکه من الان کاملا تفاوت خودمو با نزدیک ترین افراد زندگیم به وضوح حس میکنم ،وقتی روی یک موضوع دیدگاهامو باهاشون مقایسه میکنم این جمله استاد خیلی پر رنگتر میشه برام که وقتی روی خودمون کار میکنیم و باورهامون عوض میشه اینقدر کنده میشی از اون نرم جامعه که قابل مقایسه نسیتی با گذشته..

    دوستان نتایج از همون شب اول بدست میاد ولی اینقدر آروم آروم که ما متوجه نمیشیم و فک میکنیم که تغییری احساس نشده ..

    من خودم هنوزم ذهنم داره نجوا میکنه و شرایط با وجود این همه نتیجه برام جوری جلوه میده انگار هیچ تغییری نکردم ..

    پس ادامه بدین،نامید بشین ولی حرکت کنید همه چی درست میشه هر روز از روز قبل بهتر میشه بهتون قول میدم ..

    اینا رو بیشتر برای خودم نوشتم که یه روز برگردم نگاه کنم به خودم افتخار کنم بابت استقامت خودم ..

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      زهره زیدآبادی گفته:
      مدت عضویت: 1651 روز

      به نام خداوند مهربان و هدایتگرم

      سلام و درود بر آقا محمد عملگرا

      میدونید چقدر خوندن کامنتتون برام جداب بود ؟

      میدونید چقدر بهم حس خوب دادید ؟

      میدونید چقدر از پیشرفت شما در تمام زمینه ها خوشحالم ؟

      میدونید چقدر خدا رو سپاسگزاری کردم که به خوندن نوشته های قشنگتون هدایتم کرد ؟

      میدونید چقدر با ارزشید که کوچولو کوچولو از بدنه ی جامعه جدا شدید ؟

      میدونید دارید تغییر مدار میدید ؟

      میدونید چقدر امیدوارم که کامنت بعدی شما رو هم بخونم که از تجربیات بیشتر و دستاوردهای بالاتر نوشته باشید ؟

      الهی هر لحظه بیشتر از لحظات قبل در آغوش خدای مهربونم بدرخشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        محمد کرمی گفته:
        مدت عضویت: 1486 روز

        سلام زهره خانوم عزیز و دوسداشتنی

        امروز مثل هر روز از این 500 روزی که با استاد آشنا شدم اومدم سایت که فایل گوش بدم ،نشانهای امروزمو پلی کنم برم تو عالم تعقل که استاد همیشه روش تاکید داره

        من اصولا آدمی بودم که به کارام فکر نمیکردم و همه چیزو انگار بقول داداشم فضایی میخواستم و بهم میگفتن معلوم نیست چیکار میکنی ،و واقعا معلوم نبود قراره چی بشه ،اما به لطف استاد عزیز و آموزشهاشون تونستم تعقل کنم و دلیل اتفاقات زندگیمو بفهمم

        استاد خودش میدونه که همین یه قانون ما دانشجوهاش بفهمییم همه چی برامون روشن میشه و اون اینکه

        ما به عنوان خالق در این لحظه هر فرکانسی که بفرستیم در لحظه بعد در زندگی ما خلق میشه یعنی ما هستیم که خالق لحظه به لحظه زندگی خودمونیم

        من اگه احساسم خوب باشه یعنی افکار خوبی توی سرم دارم و همین افکار بصورت ،شرایط،آدمها،اتفاقات در زندگی من بوجود میاد و برعکس

        و میخوام به شما آبجی عزیزم زهره خانوم بگم که با خودن کامنت شما قلبم باز شد و باعث شد برگردم و کامنتی که تقریبا 6 ماه پیش نوشتم مرور کنم و لذت ببرم ،و این کامنت امروز شما حاصل فرکانس خوب خودم بود که الان در زندگی تجلی پیدا کرد

        ازتون ممنونم دوست عزیز و زیبای من بابت این که زحمت کشیدن و این متن زیبا رو برای من نوشتید و انگیزه ای شدین برام برای پیشرفت بیشتر خودم

        یک دنیا ممنونم ازتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 890 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام به همه دوستان

    بخش کوچکی از مسیرم رو ردپا میذارم

    چقدر برام درس داشت که این فایل رو بعد از ساله اتو این سایت میدیدم و اخرین باری که دیدم قبل ورود به اینجا و با کلام شخص دیگه بود و اصلا چیزی اش نمیفهمیدم در صورتی که منم سالها با این سگ سیاه زندگی کردم و میکنم .

    اون موقع خیلی درکم پایین بود . فقط گوش کردم ولی عمش رو نفهمیدم .

    بدون دلیل ناراحت بودم و از بقیه دوری میکردم و گاهی بغض میکردم و حالت مودی و دیونگی داشتم. انگار یکی وارد این جلد من شده بود و فکر نمیکردم که این حتا مشکل باشه. یادمه میون جمع بچه ها اگه بودم یه گوشه مینشستم و کم کم این باعث شد از جمع دوستام بیام بیرون و توی خونه باشم و هیچ انگیزه ای نداشتم . من 12 سال معتاد شدم ولی کسی نمیدونست و افسردگی داشتم و اما هیچ تلاشی از سمت من برای بهبود نبود و زمان گذشت.

    اما نمیدونم چی شد که بعد این مدت و انزوا و افسردگی یه جرقه باعث شد که بخوام تغییر کنم اما میدونستم که از این وضعیت خسته شدم و به شدت اضافه وزن داشتم . بیاد نداشتم که تا اون موقع کاری بزرگ انجام داده باشم اما خواستم وزن کم کنم و همین نقطه شروع بود و همه چی بدست هم داد و موفق شدم و بعد اون خیلی نگرشم تغییر کرد و اوضاعم خوب شد و با کتاب های زیادی اشناشدم و روحیم رفت بالا اما هرازگاهی توی سال های بعد آن حس افسردگی رو داشتم که رسیدم به این سایت

    و متوجه شدم که همانطور که یه نفر از زندگیش لذت میبره با اینکه چیز خاصی نداره ولی شخص دیگه زندگیش جهنم هست ربط به نوع باورها و نگاه داره . اون احساس ارزشمندی. اون عزت نفس اینها اون زیر خاک میخورن و منتظرن که با یه جرقه خودشون رو نشون بدن و بگن من هم هستم و عرض اندامی کنن

    هیچ دکتری . هیچ دارویی . هیچ فقر و ثروت و کلا هیچ حالتی نمیتونه اون افسردگی یا خوشحالی رو به وجود بیاره یا از بین ببره . همه چی به اون نگاه درونی ما داره چه به خودمون و چه به دنیا

    اینو از ته قلبم وقتی پدرم و خانوادم رو با این مشکل دیدم پی بردم و به خودم برگشتم دیدم اره منم همینطور بودم

    سگ سیاه همون وجود تاریک و پر از ترس و مقاومت و بدبین و … وجود ماست وهرکسی سگ خودش(بار فکرش) رو به دوش میکشه حالا چه سبک و چه سنگین .

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 3275 روز

    سلام استاد جان چه جالب این بخش سایت امروز اولین باره که اومدم به این بخش مثل یه فال روزانه البته خیلی قدرتمند تر نمی‌دونم شما از کجا متوجه میشوید که من امروز به چه آگاهی نیاز دارم که این نشونه هارو گذاشتین ظاهراً برای هرکس هم متفاوته خیلی جالب بود برام این سگ سیاه گذشته با همین چند وقت پیشم بود که داشت منو تسخیر میکرد ولی شما کل قانون رو توضیح دادید از زندگی لذت ببر و احساستو خوب نگه دار با خودت در صلح باش آروم باش و در آرامش تکاملتو طی کن باور های قدرتمند کننده ای بساز قانون درخواست و اینکه تو هر مدار و فرکانسی باشی فقط اتفاقات اون مدار روتجربه می‌کنی افسردگی مساوی با روابط ناشاد غم غرغر تحلیل رفتن جسم و روح تنهایی اضطراب استرس و کلی اتفاقات بد خدایا شکرت به خاطر این قسمت واقعا هر روز بهتر از دیروز ازتون ممنونم استاد جان عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: