اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عباس منش شما میگید خدا احساس نداره و از طرفی میگید که قسمتی از روح خدا در وجود ماست چطور امکان داره که ما انسانها احساس داریم ولی خدا نه؟ خواهش میکنم جواب بدید.
سلام ادم بااعتمادبنفس خیلی اروم وخندانه و بالانس فکری و روحیش به اسونی و سر هرموضوعی به هم نمیخوره که بخواد با زور خودشا ثابت کنه یا کسی را بکوبه هم خودشا باور داره هم دیگران را باور داره و احترام میزاره نگاهش رو به جلو قدمهاش ثابت و همیشه لبخند میزنه نه شکایت میکنه نه توجیه میکنه فقط رو به جلو حرکت میکنه و میدونه که فقط باید رو خودش حساب کنه و رول هرکاری را دست خودش میگیره
اولین قدم اینه که ما واقعا تصمیم بگیریم اون گناه رو تکرار نکنیم و مقدمه این که بتونیم ما باخودمون کنار بیایم و خودمون رو ببخشیم حس بد به اون گناه هست و در واقع دیگه شیرینی گناه از بین بره کاملا .. و مهم ترین چیز که انسان ( حداقل من ) رو میتونه به راه درست برگردونه توجه به بخشنده بودن خداوند هست و تو حدیت فوق العاده ای داریم که { اگر آنهائی که به من پشت کرده اند می دانستند که من چه اندازه انتظار دیدن آنها را می کِشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آینه ازشدت شور و شوق نسبت به من جان می دادند و تمام بند بند اعضایشان به خاطر عشق به من از هم جدا می شد. } که این حدیث یکی ارامش بخش ترین چیز ها واسه منه تا برگردم به مسیر درست و فراموش کنم گناهان گذشته رو ..
بعضی گناها عذاب وجدان بیشتری داره چون اسیب به خود شخص نیست و به شخص دیگه ای اسیب رسیده که خب مسلما برای از بین رفتن این عذاب وجدان باید حق دیگران تا حد توانمون بهشون برگردونیم
خدا خیلی بخشندس و مطمئنم اون از حقش میگذره .. امیدوارم ما هم بتونیم جدا از اینکه خودمون رو میبخشیم اگر دیگران نسبت به ما کار بدی انجام دادن اونارو ببخشیم چون با بخشش بیشتر این احساس گناه تو جامعه میتونه خیلی کمرنگ بشه
ممنون از استاد عزیز برای فایل های اموزنده و تفکر برانگیزشون
آقا میلاد اونایی هم که کتاب مینویسند هم انسانند ومن گفتم طرز نوشتنم این جوری باشه،هر کسی میتونه بهره ببره و سلیقه خودمو دخالت ندادم(یه جور همه جانبه بودن تحریر کتابی)
من هم با ایشون موافقم که چکیده صحبتهای دوستان رو هم بیان کنید ولی اگه بازهم ممکن نیست حداقل نظرات اضافی رو پاک کنید که مجبور نباشیم همه نظرات رو که خیلی هاش ربطی به موضوع نداره رو بخونیم و تهش بفهمیم که وقتمون هدر رفته.
اگه 10 ال 20 تا از نظرات خیلی خوب باقی بمونه راحت تر میتونیم اونا رو مطالعه کنیم . مرسی . امیدوارم بررسی شود .
باسلام خدمت استاد و آرزوی موفقیت وتشکر از حسن توجهبه عنوان کسی که سالها با این حس درگیر بودم سعی میکنم خلاصه بگم. اول اینکه همونطور که استاد گفت اول سعی کنیم بخشیدن و یاد بگیریم.باید کسایی که در حق ما بدی کرد ببخشیم.ما اگه نمی تونیم از حس گناه خارج بشیم چون بخشیدن و بلد نیستیم.یاد نگرفتیم.اون و سخت می بینیم.پس قدم اول یاد گرفتن بخششه.دوم باخدای خودمون بابت اعمالمون یا کوتاهی در زندگی صادقانه صحبت کنیم و عذرخواهی کنیم.سوم از کسایی که در حقشون بدی کردیم طلب بخشش می کنیم اگه نمی تونیم بهشون بگیم براشون طلب خیر کنیم و از خدا بخواییم که توی دلشون بندازه که مارو ببخشن.دوست من بشین با خودت خلوت کن با خدای خودت خلوت کن ازش بخواه که دلت و قرص و محکم کنه.خدا بخشندست.بخشندگی و از اون بیاموزیم پس خودمونو ببخشیم.باید خودمو نو دوست داشته باشیم.ما یاد نگرفتیم خودمونو دوست داشته باشیم.دلت و بسپار به خدا
تو با خدای خویش انداز کار و دل خوش دار/که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
سلام استاد عباس منش شما میگید خدا احساس نداره و از طرفی میگید که قسمتی از روح خدا در وجود ماست چطور امکان داره که ما انسانها احساس داریم ولی خدا نه؟ خواهش میکنم جواب بدید.
اگر بخوام فقط تو یک کلمه بگم می گم “رضایت درونی ”
اما اگر بخوام بگم این رضایت چطوری بوجود میاد میگم ” راضیه مرضیه” یعنی رضایت دو طرفه بنده و خدا
چطوری؟
یه دستوالعمل رو رعایت می کنم
هر کاری می خوام انجام بدم میگم ” اگر خدا جای من بود چی کار می کرد؟ یا من اگر جای خدا بودم چکار می کردم؟”
اینطوری در هر لحظه سعی می کنم بهترین رو انتخاب کنم
بعد از این انتخاب راضیم چون می دونم خدا هم راضیه
و چون اونی که بزرگ عالم هست راضی و خشنوده و کارمو تایید کرده اعتمادم به خودم زیادتر میشه چون حس میکنم تونستم بنده خوبی براش باشم
به نظر من میتواند در هر مکانی صحبت کند و خجالت نکشد به آینده متکی نباشید و در لحظه زندگی کند . خوش رو و شیک پوش است در هر زمینه اطلاعاتی دارد
سلام ادم بااعتمادبنفس خیلی اروم وخندانه و بالانس فکری و روحیش به اسونی و سر هرموضوعی به هم نمیخوره که بخواد با زور خودشا ثابت کنه یا کسی را بکوبه هم خودشا باور داره هم دیگران را باور داره و احترام میزاره نگاهش رو به جلو قدمهاش ثابت و همیشه لبخند میزنه نه شکایت میکنه نه توجیه میکنه فقط رو به جلو حرکت میکنه و میدونه که فقط باید رو خودش حساب کنه و رول هرکاری را دست خودش میگیره
ایمان قوی به انجام دادن کار ها
سلام و خداقوت به دوستان بزرگوار
اولین قدم اینه که ما واقعا تصمیم بگیریم اون گناه رو تکرار نکنیم و مقدمه این که بتونیم ما باخودمون کنار بیایم و خودمون رو ببخشیم حس بد به اون گناه هست و در واقع دیگه شیرینی گناه از بین بره کاملا .. و مهم ترین چیز که انسان ( حداقل من ) رو میتونه به راه درست برگردونه توجه به بخشنده بودن خداوند هست و تو حدیت فوق العاده ای داریم که { اگر آنهائی که به من پشت کرده اند می دانستند که من چه اندازه انتظار دیدن آنها را می کِشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آینه ازشدت شور و شوق نسبت به من جان می دادند و تمام بند بند اعضایشان به خاطر عشق به من از هم جدا می شد. } که این حدیث یکی ارامش بخش ترین چیز ها واسه منه تا برگردم به مسیر درست و فراموش کنم گناهان گذشته رو ..
بعضی گناها عذاب وجدان بیشتری داره چون اسیب به خود شخص نیست و به شخص دیگه ای اسیب رسیده که خب مسلما برای از بین رفتن این عذاب وجدان باید حق دیگران تا حد توانمون بهشون برگردونیم
خدا خیلی بخشندس و مطمئنم اون از حقش میگذره .. امیدوارم ما هم بتونیم جدا از اینکه خودمون رو میبخشیم اگر دیگران نسبت به ما کار بدی انجام دادن اونارو ببخشیم چون با بخشش بیشتر این احساس گناه تو جامعه میتونه خیلی کمرنگ بشه
ممنون از استاد عزیز برای فایل های اموزنده و تفکر برانگیزشون
آقا میلاد اونایی هم که کتاب مینویسند هم انسانند ومن گفتم طرز نوشتنم این جوری باشه،هر کسی میتونه بهره ببره و سلیقه خودمو دخالت ندادم(یه جور همه جانبه بودن تحریر کتابی)
سلام
من هم با ایشون موافقم که چکیده صحبتهای دوستان رو هم بیان کنید ولی اگه بازهم ممکن نیست حداقل نظرات اضافی رو پاک کنید که مجبور نباشیم همه نظرات رو که خیلی هاش ربطی به موضوع نداره رو بخونیم و تهش بفهمیم که وقتمون هدر رفته.
اگه 10 ال 20 تا از نظرات خیلی خوب باقی بمونه راحت تر میتونیم اونا رو مطالعه کنیم . مرسی . امیدوارم بررسی شود .
به نظر من کسی که دارای اعتماد به نفس بالاست این ویژگی هارو داره
1- توجه به خود و نه به دیگران و اهمیت ندادن به تمسخر و …
2- خونسردی
3- سر همیشه رو به بالا
4- با قدرت قدم زدن و قدرت کلام
5-با اشتیاق ارتباط برقرار میکند و با افراد قویتر ارتباط برقرار میکند
6- در زمان بروز مشکلات صبور است
7- بیشتر اوقات لبخند بر لب دارد
8- توجه این افراد به خودشونه و هدفشون ساختن زندگی خودشان است و نه تخریب یا تقلید زندگی دیگران و …
گر زدست زلف مشکسنت خطایی رفت رفت/وز هندوی شما برما جفایی رفت رفت
از سخن چینان ملامت ها پدیدآمد ولی/گرمیان همنشینان ناسزایی رفت رفت
باسلام خدمت استاد و آرزوی موفقیت وتشکر از حسن توجهبه عنوان کسی که سالها با این حس درگیر بودم سعی میکنم خلاصه بگم. اول اینکه همونطور که استاد گفت اول سعی کنیم بخشیدن و یاد بگیریم.باید کسایی که در حق ما بدی کرد ببخشیم.ما اگه نمی تونیم از حس گناه خارج بشیم چون بخشیدن و بلد نیستیم.یاد نگرفتیم.اون و سخت می بینیم.پس قدم اول یاد گرفتن بخششه.دوم باخدای خودمون بابت اعمالمون یا کوتاهی در زندگی صادقانه صحبت کنیم و عذرخواهی کنیم.سوم از کسایی که در حقشون بدی کردیم طلب بخشش می کنیم اگه نمی تونیم بهشون بگیم براشون طلب خیر کنیم و از خدا بخواییم که توی دلشون بندازه که مارو ببخشن.دوست من بشین با خودت خلوت کن با خدای خودت خلوت کن ازش بخواه که دلت و قرص و محکم کنه.خدا بخشندست.بخشندگی و از اون بیاموزیم پس خودمونو ببخشیم.باید خودمو نو دوست داشته باشیم.ما یاد نگرفتیم خودمونو دوست داشته باشیم.دلت و بسپار به خدا
تو با خدای خویش انداز کار و دل خوش دار/که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند