«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 425 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    **AlirezA** گفته:
    مدت عضویت: 4202 روز

    اوه اوه

    اصلا انگیزه نداشتم سایت رو باز کنم !! اخه گفته بودید که دیگه یکشنبه ها فایل رایگان نمیدید !!

    ولی همین طوری سایت رو باز کردم دیدم WoW وای یه فایل رایگان دیگه !!

    ممنون از این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    حجت خادمی گفته:
    مدت عضویت: 4156 روز

    با سلام خدمت دوستای خوبم به نظر من وقتی می خوای درباره موضوع به این مهمی صحبت کنی اول فکرت هنگ میکنه وهیچ چیز یادت نمی یاد ولی وقتی چشماتو می بندی خیلی چیزا به ذهنت میرسه یکی از اون چیزا اینه که به اون ادمایی بایدنگاه کنیم که وقتی میرن بالاای بلندترین کوهها می ایستند وابتدابانداشتن هیچ وسیله ای که اونا روساپورت کنه خودشونو به پایین پرتاب می کنن وبه جای ترس احساس لذت هم می کنن وتو اسمون در حال رقص خاصی اند وتا وقتی کاملا نزدیک زمین نرسیدن چترشونو باز نمیکنن چرا چون به نیرویی وصل هستند که بهش میگیم خدامن همیشه می گفتم ایناچه طور نمی ترسنو لذت هم میبرند از وقتی حرفای استاد عزیزمو گوش دادم فمیدم با اعتماد به نفس ادم می تونه هر کاری رو به انجام برسونههر کاری رو چون وقتی به خدا که تو وجود ماست ایمان کامل وقلبی داشته باشیم هرغیرممکنی ممکن میشه ازاین قبیل مثال هازیاده یک نمونشو گفتم وبه نظر من اعتمادبه نفس ینی فقط و فقط اعتماد کامل به نیروی درون که ما هم جزیی از اونیم .استاد خیلی چیزها بهم یاد دادین ازتون بی ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییینهایت متشکرم الهی خیرشو ببینی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    معصومه رجبی گفته:
    مدت عضویت: 4318 روز

    شاد هستند، با انگیزه هستند، خدا را شاکر هستند، همنوعان خودشون رو دوست دارن، و با دیگران با احترام برخورد می کنند، کماکان خودشون هم محترم و محبوب هستند چون خودشون رو دوست دارند

    با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    میلاد گفته:
    مدت عضویت: 4151 روز

    باسلام خدمت استادبزرگ وتشکرفراوان بابت فایلهای خوبی که میزارین.بایداون فرداول ازهمه ازخودش بپرسه درحال حاضرحقیقت چیه؟بعدکه کم کم به

    اصل قضیه پی بردباید30ثانیه رفتاراشتباه خودشاسرزنش کنه و30ثانیه خودشایعنی شخص خودشاتحسین کنه.بعدبایداین باوراتوی خودش درشت وبولدبکنه.که

    اولاهراتفاقی میفته به نفعمون وواقعااگه بگرده دنبال چیزخوب توی ا ن اتفاق میبینه که واقعاواقعاداخل اون اتفاق خیلی چیزبزرگ میتونه دربیاد.بعدشم هیچوقت نبایدخودشاسرزنش کنه بلکه بایدرفتارشاسرزنش کنه ومدام به خودش یاداوری کنه که من خودم ارزشمندودوست داشتنی هستم واین رفتا من بوده که اشتباه بوده وتوی ذهن خودش یه شخصی یاکودکی که واقعاعاشقش هس رابیاره وتمرکزکنه روش تاحالش خوب بشه وبه خودش بفهمونه وبقبولونه که این کررشه دیگه ونمیتونه برش گردونه وازخودش بپرسه بهترین کاری که باید بکنم تاجبرانش کنم چیه ومنتظرجواب بمونه واینقدراین سوالاازخودش بپرسه تاجواب بهش بده ذهنش

    گوش دادن به فایلهای انگیزشی واهنگهای مثبتم خیلی میتونه توی این پروسه به این اشخاص کمک کنه وتوی ذهنش وباورش بایداینامدام به خودش تلقین کنه که خدای من بزرگترازاین اشتباه منه پس خداوند مناصددرصدمیبخشه.واگرتونست وبه این شخص هم میشه کتاب قله هاودره هارادادتابخونه وواقعاارامش بگیره بااجرای این نکات کتاب مثلا وقتی میخونه که اگرمیخوایددره(مشکلات)به قله(وضعیت خوب)تبدیل بشه اگرتونست بتیدشرایط راخوب کنه واگرنتونست بایداحساسش راعوض بکنه تاشرایط به قله تبدیل بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    میلاد کلهر گفته:
    مدت عضویت: 4084 روز

    سلام خدمت اعضای گروه 1دردرجه اول خداوند بخشنده بزرگ میباشد.2 .هرچیزی راه حل داره جز مرگ به قول بعضیا.3.اگر گناه قابل جبران میباشد فرد تلاشش رو بکنه برا جبران و کسب رضایت که به نظرم خیلی موثر میتونه باشه واطمینان خاطر رو به همراه داره.4.باید بخشنده باشه و خودش رو لایق بخشش بدونه.5.با انجام کارهای درست وخیر وافکار درست و کمک به خلق روی گناهانش رو بپوشونه طوری که خوبی هاش بدی هاش رو احاطه کنه.6.توبه کنه.7.گروه تحقیقاتی عباس منش رو پیگیری کنه مطمئنا حالش خوب میشه.با آرزوی سعادت و کامیابی برای همه دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    محمد پورقنبری گفته:
    مدت عضویت: 4187 روز

    سلام به همه ‏

    در مورد روشی که آقای عباس منش در پیش گرفته اند لازم هست که نکاتی رو عرض کنم. هرکسی دوست داره در هر مسابقه ‏ای که برگزار میشه برنده بشه و احساس شعفی که به او دست میده یک حس انسانی والاست که در وجود همه ما نهادینه شده. ‏هرکس به فراخور دانسته هایش نظری ارائه میکنه که به منزله ماهیت فکری و احساسی او در زمینه سوال هست. کافیست کمی ‏در این زمینه غور کنید که اگر کسی برنده نشه چه حس بدی به او دست خواهد داد. ناخودآگاه حس میکنه که یا کلام او ‏ارزشمند نبوده و یا نظراتش به خوبی مطالعه نشده و قص علی هذا… اینکه برخی عزیزان جوابهای عالی میدهند شکی در آن ‏نیست. اما اینکه ملاک سنجش کسی که به داوری این پاسخها می نشیند چیست؟ آیا مستنداتی مثل قرآن یا هر رفرنس علمی و ‏تایید شده مدنظر قرار گرفته ؟ و آیا این رفرنسهایی که ازائه میکنه مورد قبول اشخاص هست؟ آیا احساسات لحظه ای شخص ‏داور، آیا فراموشی اولین کامنت و پاسخی که خوب بوده و داور در حین خواندن صدمین کامنت فراموش کرده و دهها عامل ‏دیگر بر نتیجه انتخاب درست تاثیرگذار نخواهد بود؟؟؟!!! جناب آقای عباس منش بنده کتابهای روانشناسی مطالعه میکنم و ‏اصولا اهل مناظره و بحث هستم. در حین گوش دادن به فایلهای صوتی شما علاوه بر فحوای کلام شما به بار احساسی و ‏شرایطی که شما در آن قرار گرفته اید و صحبت میکنید و حتی به لحن شما دقت میکنم. اینکه شما در چه جایگاهی قرار دارید. ‏و… بسیاری مسائل دیگر… هدف من از گذاشتن این کامنت این هست که به شما مواردی را یادآوری کنم. من ابتدا از اینکه نامم ‏در میان برندگان نبود ناراحت شدم اما نه بخاطر جایزه بلکه بخاطر اینکه احساس کردم حرفم و کلامم نادیده گرفته شده ‏همچون سایر عزیزانی که حق اونها هم بود که نامشان در میان برندگان باشند. جناب اقای عباس منش اینکه شما تعدادی رو ‏برنده اعلام کنید به احساس دیگران ظلم خواهد شد. من درحالی این کامنت رو مینویسم که الان خوشحالم که برنده نشدم. ‏چرا ؟ چون که اگر میشدم نمیتوانستم از احساس عذابی که شاید کسی که نامش کنار نام من نبود راحت بشم. اینکه شما در ‏پاسخ من بگویید محدودیت داریم و همه جوابها عالی هستند بنده این را نمیپذیرم اما میگم اینکه همه دوستان تلاش کردند که ‏جواب بدهند این خود موفقیت و برنده شدن هست. متاسفانه بنده چنین احساس میکنم که چنین مسابقه ای بیشتر به تقویت ‏باور برنده شدن می انجامد نه پیشرفت و احساس سرخوردگی در کسانی که نامشان برنده اعلام نشده ایجاد میکند. بنده دچار ‏نارسیسیم هم نشدم که چنین جسورانه حرف بزنم اما پیشنهاد میدهم که شما کامنت دوستان رو گردآوری کنید و گزینه های ‏مدنظر رو که شمول بیشتری به جواب دارند به صورت گزینه مطرح کنید و در آخر قرعه کشی کنید که دوستان ناراحت نشوند. ‏در ادامه به کامنت دوستانی که برنده شدن اشاراتی میکنم. جناب مهرپوریان به مسئولیت پذیری اشاره کرده بودند که باید این ‏را درخود بوجود آوریم. سوال من اینست که چگونه؟ اینکه بگیم ما از امشب مسولیت پذیر خواهیم شد کافیست؟ مسوولیت ‏پذیر میشویم؟ خیر. پذیرفتن حقیقت چگونه؟ کسی که دچار احساس شدید گناه شده آنقدر درگیری ذهنی دارد که ناخودآگاه ‏به فلج فکری دچار می شود. اینکه میفرمایید به خودمان تعهد بدیم چگونه؟ نامه امضاکنیم؟ چه تضمینی وجود دارد؟ دادگاه ‏عدل الهی که پیش رویمان نیست که بترسیم و متعهد بشیم که دیگه اون گناه رو انجام ندیم برادر من. برخی چیزها تعهدبردار ‏نیست. حاکمیت قانون لازم است. مثل حضور پلیس که ما با دیدنش رعایت کنیم اما انسانی که خدا را ندیده و غالب ‏اطلاعاتش از راه چشم به او منتقل می شود چگونه حضور خدا رو حس خواهد کرد. دوست عزیز اگر ما حضورش رو حس ‏میکردیم که الان این بحثها نبود. پس نه تعهد کار ساز است و نه مسوولیت پذیری. مسوولیت پذیری وقتی مصداق دارد که ‏کسی بیاید از ما باز خواست کند که چرا اینکار رو کردی چرا این خطا رو انجام دادی بیا بریم که مجازات بشی اما در این ‏دنیا که اغلب گناه ها در خفا انجام میشه و تا مرگ و قیامت از ما بازخواست نمیشه چطور میشه مسوولیت پذیری رو در ‏شخص ایجاد کرد. ( لطفا تا اینجا جبهه نگیرید و زود قضاوت نکنید تا اخر بخونید). دوستی دیگر بنام جناب آقای نوری از ‏آیات قران استفاده کردند من سوالم این هست که اگر کسی به قران اعتقاد نداشت تکلیف چیست؟ بگوییم برو بمیر. نه عزیز ‏من همه انسانها مخلوق خداوند هستند و نیاز به راهنمایی و پیدا کردن راه دارند. حتی جنایتکارترین انسانها هم نیازمند ترحم ‏هستند منتها نه از سوی ما از سوی خدا. بنده در توضیحات جناب نوری احساسات رو بیشتر دیدم اما دوست عزیز با کلمات ‏احساسی تاثیر کلام دوام چندانی نخواهد داشت. در جواب اقای یوسف نوری عزیز هم اشاره شده بود همه ما مسلمان هستیم. ‏آیا واقعا اینطور هست؟ همه مسلمان؟ اگر هم مسلمان هستیم همه هم عقیده ایم؟ همه احساس یکسانی داریم؟ همه باورهای ‏مشترکی داریم؟ ضمنی اینکه اشاره می کنم جواب من تاحدی شبیه به جوابهای جناب شرقی بود اما انگار ملاک چیز دیگه ای ‏بوده برای برنده شدن. هر چه قدر بیشتر می نویسم بیشتر از اینکه برنده نشدم خوشحالم. اما دوستان عزیز و جناب آقای عباس ‏منش عزیز . ضمن احترام به همه شما عزیزان که در راه اعتلای انسان شدن بودن وماندن تلاش می کنید عرض میکنم با راه ‏حل های احساسی نمیتوان به نتیجه رسید. اگر قرآن رو موضوعی مطالعه بفرمایید متوجه می شوید که حقایق بسیاری در آن ‏هست. بنده یه کتاب حدود 800 صفحه ای بنام بهاگاواد گیتا رو خواندم و دریافتم که این کتاب تفسیر آیات اول سوره بقره ‏هست. اینکه ما بیایم تنهابه بعد از گناه کردن بپردازیم کافی نیست. باز چند روز میگذرد از احساس گناه قبلی بیرون میایم و ‏گناه جدیدی رو مرتکب می شیم. باز روز از نو…. ضمن اینکه لازم هست عواقب و اثرات گناه رو از بین ببریم باید در ‏پیشگیری از گناه هم چاره ای بیندیشیم. در این کتاب کامل و در قالب داستان مصور توضیح داده شده که چکار باید کرد. اما ‏اینکه با ایجاد تعهد و مسولیت پذیری بخواهیم از اثرات گناه بکاهیم کافی نیست. آنچه که در این راه مهم هست ایجاد عادتهای ‏صحیح هست بطوریکه این عادتها جایگزین عادتهای غلط شوند. اینکه بیایم مثلا بگوییم از امروز غیبت نمیکنیم کاملا غلط ‏است. شما هر کاری بکنید تاب نمیاورید چون دچار خلا شده اید و نیاز دارید غیبت کنید که بار روانی فکری شما کاهش یابد. ‏چاره چیست؟ پر کردن این خلا توسط عادتهای خوب. غیبت نکنید اما در عوض کاری جایگزین آن کنید. و به خودتان ‏پاداش های کوچک و سهل الوصول بدهید. اینکه چه پاداشی من نمیدانم خود شما بهتر میدانید چکار کنید. اگر گاهی هم ‏نتوانستید آن گناه را انجام ندهید آن راه به فال نیک بگیرید چرا؟ چون شما و گناه در حال مبارزه هستید و یکبار دیگر شما ‏شکست خورده اید و این شکست شما رو برای موفقیت بیشتر سرسخت تر خواهد کرد . دوستان عزیز روانشاسان تلاشهای ‏بسیاری میکنند که این نکات باریکتر از مو رو کشف کنند و منشا رفتارهای درست و غلط انسانی رو پیدا کنند تا راه حلهای ‏موثر ارائه کنند. اینکه بیایم بگوییم خب از امشب گناه نمیکنم و اگر کردم مسئولیت آن را خواهم پذیرفت که نشد حرف. نشد ‏راه حل. خوب معلوم است که شما آن را انجام داده اید دیگر چه نیازی هست هی بیایید و بگویید مثلا (محمد این توبودی که ‏گناه رو انجام دادی ها). نکته دیگر اینکه باید عوامل و شرایط بروز و وقوع گناه را از بین برد. اگر در جمعی هستید که میدانید ‏گناه میکنید خب ترک کنید بدون معطلی حتی فکر هم نکنید. چند بار امتحان کنید حتی اگر شکست هم خوردید اشکال ندارد. ‏اینقدر تکرار کنید تا عادت شود. خوبی عادت اینست که بدون فکر انجام می شود. پس باید تمرکز ما برای زدون احساس گناه ‏بر این اصل استوار باشد که عادتهای خوب را جایگزین عادتهای غلط بکنیم. و اما یک نکته دیگر. دوستان عزیز علت اینکه ‏گناه چیست بماندکه نفس من هست یا شیطان و یا هر علت دیگر. بیشتر گناهان ما در خفا انجام می شود. پس سعی کنید بیشتر ‏در جمع دوستانی باشید که امکان گناه در آن جمع وجود ندارد. البته دوستان مثبت اندیش دوستانی که شما و عقاید مثبت شما ‏رو تایید کنند. همه ما نیاز به تایید داریم در واقع تایید نوعی پاداش مثبت به رفتار های ماست. این جمله را شنیده اید که یدالله ‏مع الجماعه : دست خدا همراه جمع است. بنابراین بگذارید افکار مثبت در میان جمع دچار رزونانس و تشدید شود. مرتب به ‏هم باید سر بزنیم حتی مجازی. تا میتوانیم باید کار مثبت انجام دهیم که آثار منفی گناه از بین رود. اینکه با افکار انتزاعی ‏بخواهیم اثار گناه رو از بین ببریم کافی نیست. در پایان همه شما عزیزان را دعای خیر میکنم و آرزوی بهترین حالات رو برای ‏شما دارم. من امروز فهمیدم که دیگر نیازی نیست در داخل این سایت کامنت بگذارم چون حس کردم جایگاه حرف من ‏شایسته توجه بود. این را نه از غرور و خودشیفتگی بلکه از اعتمادی که به خود دارم خدمتتان عرض میکنم. گاه میدیدم کسانی ‏کامنت گذاشته بودند که قیمت بسته ها بسیار گران است و من متاسف شدم که اون عزیزان نتوانستند بسته را خریداری کنند و ‏واقعا دلم به درد آمد که چرا این نعمتی که وجود دارد از آنها دریغ شده است. امیدوارم اون دوستان به اهدافشون برسند. در ‏پناه الطاف الله تعالی همگی شاد و عاقبت بخیر و ثروتمند باشید.‏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مصطفی دکلان گفته:
      مدت عضویت: 4231 روز

      محمد پورقنبری

      دوست عزیز سلام

      در اول کلامم بگویم درود بر شما به خاطر بیان نظرات خود که شاید بعضی افراد توان همین بیان نظرات خود را نداشته باشند.

      و اما حالا میخواهم با یک دید دیگری به این طرح و راهکارهای این گروه تحقیقاتی نگاه کنیم و از شما پوزش میطلبم.میخواهم مثل 2دوست با هم صحبت کنیم و مشاوره یکدیگر باشیم.

      1-اگربیاییم و نظرات خود را در صفحه ی این دوره قرار دهیم میتوانیم هم به خود کمک فراوان کنیم و هم به دیگر دوستان و اگر بتوانیم نظری و یا ایده ای را به دوستان خود منتقل کنیم و دوستان از آن استفاده کنند و برایشان انرژی بخش باشد بیشتر خود لذت میبریم و هم طرف مقابل و یا بالعکس.

      2-چقدر خوب است که کتابهایی را که خود خوانده ایم و نکته های مفید آن و اثرات آن را هم در اختیار دیگر دوستان قرار دهیم تا آنها هم استفاده کنند و یا فیلم هایی که دیده ایم و باالعکس.

      3-و بر این فرض بگیریم که اسم ما برنده شود آیا میل ما برای دیگر پست ها تمام میشود و دیگر نمیخواهیم دوباره برنده شویم ؟برعکس بر ما عمل میکند و ما خواهان آن خواهیم شد که همیشه اسم ما برنده شود نه اینکه این خواسته خوب نباشد بلکه فوق العادست اما اگر برنده نشویم باز هم شکست قبلی را تجربه میکنیم.بنابر این بهتر است باورهای فکری خود را بالانس کنیم.

      4-در مورد تقویت باور برنده شدن میشود نه موفقیت “همان قانون اهرم رنج و لذت میشود و این که خیلی خوب است.

      5-و در مورد اینکه حتما باید پلیس باشد تا قانون را رعایت کنیم فقط کافیست یک نگاه کوچک به اطراف خود کنیم مثلا به جزیره کیش ” با توجه به اینکه در آنجا ماشین های لوکس و پر سرعت به وفور یافت میشود اما شما در آنجا فقط انضباط و نظم و قانونمند بودن افراد را مشاهده میکنید که خود این فرهنگ را دارند و خود پلیس خود هستند .

      و یا حتی در پیاده روها و خیابان حتی یک آشغال کوچک را نمی اندازند (افرادی که در آنجا سکونت دارند)

      و یا اصلا در پشت چراغ ها از بوق استفاده نمی کنند.

      6-در عصر نوین امروزی در کشورهای اروپایی مشهورترین و ثروتمند ترین افراد جهان بعد از رسیدن به این جایگاها در اولین قدم در کلاسهای حرفه ای روانشناسی شرکت میکنند تا در آن پست ومقام بر افکارشان کنترل داشته باشند(چه در زمینه ی فشارهای روحی معکوس و یا شکستها چه کوچک و یا بزرگ)

      به طور مثال میتوانید زندگینامه ی این افرادی که در اوج بوده اند و اکنون در فلاکت هستند را پیگیری کنید : مارادونا(برترین فوتبالیست جهان)- مکالی کارسن کالکیر(بازیگر نقش اول تنها در خانه) – جاستین بیبر ( خواننده جوان 12 ساله معروف جهان)

      پس مطمئن باشید این گروه تحقیقاتی و آقای عباس منش از تمام زوایای کار را با ظرافت هرچه بهتر انجام میدهند . حالا نمیدانم به چه میزان افرادی که از محصولات در این سایت را استفاده کرده اند را پیگیری و دنبال کرده اید به خصوص در دوره های آنلاین که خود این بسته را خریداری کرده ام و به قدری انرژی بخش و کاربردی میباشد که اگر شما دوست عزیز در آن شرکت کنید در مقابل صحبتهای خودتان مقابله میکنید .من خود اوایل دقیقا مثل شما بوده ام با همین نظرات اما با ادامه این درسها فقط برای این افکار اشتباه خود احساس تاسف و کوچکی میکردم و به نظر من در یکی از این دوره های آنلاین شرکت کنید .

      با آرزوی موفقیت های روز افزون برای شما دوست عزیز.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      هادی جستجوگر گفته:
      مدت عضویت: 4155 روز

      حقیقت امر من هم نسبت به این اتفاق ناراحت شدم شاید به علت توقعی بود که داشتم، وچون انسان هر فکری که می کنه دوست داره برای اثباتش دلیل پیدا کنه من هم دلیلی که پیدا کردم این بود که این برندگان جزو اعضای ویژه هستند والبته اسم یکی دو نفر راهم در لیست ویژه ها دیدم ، اما داشتم به یه چیز فکر می کردم، 1- آقای عباس منش و دوستاشون متعهد نیستن و موظف نیستن که برای ما فایل رایگان تولید کنند وراهنمایی کنند و در عین حال نظر ما را هم قبول کنند این دوستان هم زحمت می کشند وهم معیار های متفاوت تری از ما دارند آخه هر عقیده ما هم درست نیست .

      2- حتی اصلا برنده هم نشوم باز خیلی خدا رو ممنونم واز این دوستان هم تشکر می کنم که فایل های رایگانی رو جهت زندگی بهتر در اختیار ما قرار می دهند چیزهایی که از این سایت به دست می آورم بسیار با ازرش تر از یک جایزه است.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      نادیا فرزانه گفته:
      مدت عضویت: 4108 روز

      سلام جناب آقای قنبری

      واقعا از تحلیل شما حیرت زده شدم البته موافق نیز هستم . با شناختی که از استاد عباس منش دارم مطمئنم که تدبیری برای این گونه مسابقات می اندیشند. چون واقعا جواب نیمی از دوستان کاملا درست بود کاملا. در حقیقت هدف ما از اینجا بودن رسیدن به موفقیت و خوشبختی است امیدوارم دوستانی که مثل جنابعالی دانش و آگاهی بالایی دارند به خاطر بعضی حواشی امثال من رو از کامنتای باارزش و پر محتوی شون محروم نکنند. واقعا من یکی مدیووووووون کامنتای پر بار دوستان هستم. شما هم مطمئن باشید حرف شما شایته توجه ما هست …

      موفق و مؤید باشید در پناه پروردگار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      گفته:
      مدت عضویت: 0 روز

      سلام دوست عزیز از توجه ریزبینانه شما بسیار شگفت زده شدم که اینچنین با ظرافت نظر دوستان رو بررسی کردید. بنده نیز در ابتدای حضورم در این سایت به امید برنده شدن و استفاده از دیگر محصولات استاد به ثبت نظر میپرداختم و بعد از اعلام نتیجه متاثر میشدم که چرا من انتخاب نشدم. علارغم اینکه در سایت همیشه تذکر داده میشه که نظر خود را بنویسید و نه نظر دیگران و یا سایر سایتها کپی نشود ولی معمولا افراد برنده افرادی انتخاب شدند که از آیات و سخنان دیگران استفاده میکردند. در ضمن یادآور میشوم که همه ما نظرهای خوبی گذاشتیم ولی آیا همه ما به خوبی عمل میکنیم؟!!!!!! معمولا ایرانی جماعت موعضه گرهای خوبی هستند ولی عملگراهای بسیار ضعیفی بنده در چندین مرحله سعی کردم احساس درونی و مساله رو از دید شخص خودم بیان کنم ولی هر بار افراد برنده برخلاف قوانین نظرگذاشتن از کتابها و قرآن جمله ذکر کرده بودند و جالب اینکه نظرات بلند بالا و بسیار مفصل که فکر کنم خارج از حوصله دوستان برای خواندن باشد. در هر صورت تلاش گروه تحقیقاتی عباس منش در تشویق ماها به سوی درست زندگی کردن کاملا برای من قابل احترام و قابل تقدیر است چرا که در طول 4 ماه آشنایی با این سایت تغییرات زیادی در زندگی شخصی من بوجود آمده که در طول 35 سال گذشته من توسط هیچ کس و به هیچ طریقی بوجود نیامده بود. همانطور هم که خود آقای عباس منش گفتند هدف کسب جایزه نیست. هدف فکر کردن به موضوع و اطلاع از فکر و نظر بقیه هستش. گرچه در ترتیب دادن چند جلسه رایگان معمولا دوره ای معرفی میشه و میتوان این روش رو یک شیوه بازاریابی به حساب آورد ولی بنده به شخصه از پرداخت بها برای شنیدن حرف های استاد اصلا ناراحت نیستم چرا که خیلی از جاها پول دادم و هیچ نتیجه ای نگرفتم ولی اینجا هرچی پول میدم پشیمون نمیشم. چون اولین بار در زندگیم بود که فهمیدم آدم ضعیفی هستم، اعتماد به نفس ندارم، پشتکار ندارم، اشتباهات رو خودم به وجود آوردم، خدای من از من دور نیست، من بدهکار خدا نیستم و بلکه طلبکار باید باشم و خیلی چیزهای دیگه که تا الان فکر میکردم تقصیر از من نیست و شرایط و بقیه افراد و خدا نخواسته که من قوی و ثروتمند باشم. من به این سایت و هزینه ای که انجام میدم به چشم دانشگاه نگاه میکنم. و میخوام در این فرکانس باقی بمونم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      ناشناس گفته:
      مدت عضویت: 0 روز

      سلام دوست گرامی

      باز هم عنوان می کنیم که هدف به اشتراک گذاشتنِ آگاهی های مان با یکدیگر است. زیرا طبق قانون، هر آنچه را که به جهان ارائه می دهی، جهان نیز همان را به زندگی ات باز می گرداند. اگر ما بواسطه اشتراکِ آگاهی مان باعث ایجاد احساس خوب در دیگران شویم، قطعا به خودمان کمک نموده ایم.

      و اما در مورد روند  انتخاب شخص برنده :

      ملاکِ انتخاب پاسخ های برترکه نام شان در صفحه مسابقه هم ذکر گردیده، این بوده  که هر کدام از دوستان، پاسخی صحیح از یک یا چند حیث مطرح نموده بودند و پاسخ کامل را می توان، مجموع تمامِ پاسخ های برتر شمرد.

      نفراتِ برنده نیز از میانِ این پاسخ ها به قید قرعه انتخاب شدند.

      در هر صورت ما به جای یک نفر 4 نفر را برنده ه اعلام نمودیم تا اگر پاسخی از قلم افتاده است به این شکل جبران گردد.

      برای شما با تمام وجود آروزی شادی ، سلامتی و ثروت داریم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        رسول فتحی نژاد گفته:
        مدت عضویت: 4340 روز

        سلام و خسته نباشید

        من ضمن تشکر از زحمات شما راستش من فکر می کردم چون زیادی از گروه عباس منش انتقاد کرده ام همین باعث شده که من را در مسابقه…..

        راستش بیشترین شباهت سخنرانی آقای عباس منش جسارتا به نظر من می باشد

        باور بفرمایید من صرفا به خاطر مسابقه نیست

        به خاطر اینکه من شاید باورتان نشود نزدیک به 6 ساعت وقت گذاشتم روی کاغذ نوشته و بعد اصلاح و بعد تایپ کرد ه ام

        خوب ببینید چقدر در نوشته های من و آقای عباس منش شباهت هستش

        جسارتا نه این که من خوب نوشته ام و کامل نوشته ام نه

        صحبت من این هستش که آیا اصلا نظر ها خواند ه شده است؟

        البته دوست عزیز (که شما به ایشان جواب دادید) واقعا خوب بررسی کرده و ما باید از حضور این آقا ها در مجموعه نهایت استفاد ه کنیم و از نظر عمیق ایشان لذت برد ه ام

        البته من با تمام انتقاد های که از شما می کنم و خواهم کرد

        از شما تشکر می کنم که کار متفاوتی انجام می دهید

        ولی کاری بکنید که شماره یک باشید و ان شاء الله هم هستید

        واز تمام بچه ها در سراسر ایران عزیز تشکر می کنم که ما افرادی داریم که با جدیت تمام خواستار پیشرفت خود و اطرافیان و نهایتا کشور عزیزمان ایران هستند و به آنها و آقای عباس منش می گویم که دورود به شرفتان

        و اما یک پیشنهاد دارم که مسئله مسابقه کنسل گردد .چون باعث سوء تفاهم می گردد

        و به آقای عباس منش تاکید می کنم خیلی مراقب باشد که به بهترین نحو ممکن نظر خودشو تحلیل بکنه بعد در سایت قرار بدهد

        چون مخاطب های زیادی داره به قول معرف اثر پروانه داره و نسبت به حرفاش مسول هستش(البته مسئولیت قانونی نه به خاطر اخلاق)

        و دوستانه پیشنهاد می کنم روش شناسی هم مطالعه بفرماید

        البته جسارت نشه من دوست دارم که گروه قوی باشه و اگر کسی که روش شناسی بلد باشه می تواند گیر های وحشت ناکی به نظرات بدهد

        و در کل تشکر از همه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          ناشناس گفته:
          مدت عضویت: 0 روز

          سلام دوستان گرامی

          بارها نیز استاد عباس منش تاکید نموده اند که نظرات شما دوستان که با تمام جود ساعت وقت گذاشته و نه یکی دو خط نظر بلکه نظراتی یکی دو صفحه ای تایپ می کنید، بسیار ارزنده و مایه مباهات است.

          ما به وجود شما افتخار می کنیم و به دیدگاه تان احترام می گذاریم و کلمه به کلمه ی تمامی نظرات مطالعه می شود. حتی اگر چندین شبانه روز وقت گذاشته شود.

          باز هم یاد آوری می کنیم که ملاک،‌ همه نظراتِ‌برتر می باشند که نامشان در قسمت دوم “اعتماد به نفس چیست” ذکر گردیده که البته نام شما نیز در این لیست دیده می شود.

          برای شما از خداوند منان، شادی ،‌سلامتی و ثروت در دنیا و آخرت را خواهان هستیم.

           

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    وحید حامد گفته:
    مدت عضویت: 4185 روز

    به نام بی نام او

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد آقای عباس منش و گروه تحقیقاتی محترمشون و همچنین عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز

    به نظر من باید اون فردی که دچار اشتباه شده از دو جای اساسی احساس بخشش کنه یکی خداش و یکی خودش.

    برا اینکه اون از خداش احساس بخشش کنه باید اینو بهش یاد آوری کنیم و توضیح بدیم که خدا بخشنده است همنطور که از معنی بسم الله الرحمن الرحیم به این نتیجه میرسیم اگه یکم دقت کنیم می بینیم که همه ی ما انسان ها حتی پیامبران و …. هرکی که به ذهنمون می رسه همه ی ما یه خطالای بزرگ انجام دادیم و توش سهیمم و خدا هم اونو بخشد کدام خطا همون که انسان از بهست رانده شد خوب هممون توش سهییم دیگه با توجه حضرت آدم و حوا و رابطه ما پس همه ی ما توش دخیل بودیمو خدا بخشیده با توجه به این مسئله فکر می کنم ما یه چیز خیلی آشکا رو فرآموش کردیم اینکه خدا تغییر نکرده او بخشنده است و این ما ایم که اونو درست نشناختیم با توجه به این فکر کنم فرد گناه کار خیالش از طرف خداش راحت او می دونه با دس گرفتن از اون گناه و تکرار نکردنش بخشیده میشه اما در مورد بخشش از جانب خودش اول بهتره که گناهشو قبول داشته باشه و قبول داشته باشه که اشتباهی انجام داده وبعدش به فکر جبران گناه باشه و از تکرار اون خود داری کنه و بعد دیگه فراموش کنه به این طریق که من خودم استفاده کردم به نطرم احساس گناه خیلی زود رفع میشه

    و بهتره در مورد خدا شعری که همیشه بهم آرامش میده و میفهمونه خدام کیه رو اینجا بزارم :

    پیش از اینها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها

    مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس و خشتی از طلا

    پایه های برجش از عاج و بلور بر سرتختی نشسته با غرور

    ماه، برق کوچکی از تاج او هر ستاره، پولکی از تاج او

    اطلس پیراهن او ، آسمان نقش روی دامن او ، کهکشان

    رعد و برق شب، طنین خنده اش سیل و طوفان، نعره توفنده اش

    دکمه پیراهن او ، آفتاب برق تیغ و خنجر او ، ماهتاب

    هیچ کس از جای او آگاه نیست هیچ کس را در حضورش راه نیست.

    پیش از اینها خاطرم دلگیر بود از خدا در ذهنم این تصویر بود

    آن خدا بی رحم بود و خشمگین خانه اش در آسمان، دور از زمین

    بود، اما در میان ما نبود مهربان و ساده و زیبا نبود

    در دل او دوستی جایی نداشت مهربانی هیچ معنایی نداشت

    هرچه می پرسیدم، از خود ، از خدا از زمین، ازآسمان، از ابرها

    زود می گفتند: این کار خداست پرس و جو از کار او کاری خطاست

    هرچه می پرسی، جوابش آتش است آب اگر خوردی ، عذابش آتش است

    تا ببندی چشم، کورت می کند تا شدی نزدیک، دورت می کند

    کج گشودی دست، سنگت می کند کج نهادی پای، لنگت می کند

    تا خطا کردی ، عذابت می کند در میان آتش ، آبت می کند

    با همین قصه ، دلم مشغول بود خوابهایم ، خواب دیو و غول بود

    خواب می دیدم که غرق آتشم در دهان شعله های سرکشم

    در دهان اژدهایی خشمگین بر سرم باران گرز آتشین

    محو می شدنعره هایم، بی صدا در طنین خندة خشم خدا

    نیت من، در نماز و در دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا

    هرچه می کردم ، همه از ترس بود مثل از بر کردن یک درس بود

    مثل تمرین حساب و هندسه مثل تنبیه مدیر مدرسه

    تلخ، مثل خنده ای بی حوصله سخت، مثل حل صدها مسئله

    مثل تکلیف ریاضی سخت بود مثل صرف فعل ماضی سخت بود

    تا که یک شب دست در دست پدر راه افتادم به قصد یک سفر

    در میان راه، در یک روستا خانه ای دیدم ، خوب و آشنا

    زود پرسیدم : پدر اینجا کجاست؟ گفت: اینجا خانه خوب خداست!

    گفت: اینجا می شود یک لحظه ماند گوشه ای خلوت ، نمازی ساده خواند

    با وضویی، دست و رویی تازه کرد با دل خود ، گفت و گویی تازه کرد

    گفتمش، پس آن خدای خشمگین خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟!

    گفت : آری ، خانه او بی ریاست فرشهایش از گلیم و بوریاست

    مهربان و ساده و بی کینه است مثل نوری در دل آئینه است

    عادت او نیست خشم و دشمنی نام او نور و نشانش روشنی

    خشم، نامی از نشانیهای اوست حالتی از مهربانیهای اوست

    قهر او از آشتی، شیرین تر است مثل قهر مهربان مادر است

    دوستی را دوست ، معنی می دهد قهر هم با دوست، معنی می دهد

    هیچ کس با دشمن خود ، قهر نیست قهری او هم نشان دوستی است

    تازه فهمیدم خدایم ، این خداست این خدای مهربان و آشناست

    دوستی ، از من به من نزدیکتر از رگ گردن به من نزدیکتر

    آن خدای پیش از این را باد برد نام او را هم دلم از یاد برد

    آن خدا مثل خیال و خواب بود چون حبابی، نقش روی آب بود

    می توانم بعد از این، با این خدا دوست باشم ، دوست، پاک و بی ریا

    می توان با این خدا پرواز کرد سفره دل را برایش باز کرد

    می توان درباره گل حرف زد صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

    چکه چکه مثل باران راز گفت با دو قطره ، صد هزاران راز گفت

    می توان با او صمیمی حرف زد مثل یاران قدیمی حرف زد

    می توان تصنیفی از پرواز خواند با الفبای سکوت آواز خواند

    می توان مثل علفها حرف زد با زبانی بی الفبا حرف زد

    می توان درباره هر چیز گفت می توان شعری خیال انگیز گفت

    مثل این شعر روان و آشنا پیش از اینها فکر می کردم خدا

    “قیصر امین پور”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    مرضیه خلیفه قلی گفته:
    مدت عضویت: 4158 روز

    باسلام خدمت همه کاربران

    نشانه های انسانی که اعتماد به نفس دارد این است وقتی در هر محیطی قرار می گیرد سعی نمی کند خود را همرنگ با محیط کند تا مورد پذیرش قرار گیرد، موفقیت های او مختص خود او هستند یعنی حتی اگر افراد دیگر برای آن هدف ارزشی قائل نباشند . همواره این سوال را ازخودشان می پرسند که آیا با انجام دادن یا ندادن این کار احساس رضایت خواهند داشت یا نه! به دنبال تماشا چی نیستند!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    علیرضا سهرابی گفته:
    مدت عضویت: 4326 روز

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و سایر کاربران عزیز سایت

    من با توجه تجربیات خودم موارد زیر را برای رهایی از احساس گناه پیشنهاد میکنم :

    1- شما در هر موقعیتی بر اساس آنچه که در گذشته آموخته اید بهترین کاری را که از دستتان برمیآید انجام میدهید. پس اگر نتیجه عملکرد شما ناخوشایند باشد دلیلش این نیست که شما آدم بد،دست و پا چلفتی، حقیر و خطاکاری هستید، دلیلش در آموخته های شماست، دلیلش در باورهای نادرستی است که برای خود ساخته اید. شما بر اساس دریافت هایی که از محیط اطراف خود داشته اید باورهایی برای خود ساخته اید و براساس آن باورها، تصمیماتی برای زندگی هرچه بهتر و سعادتمند خود بوجود آورده اید. مثلا در مورد تربیت فرزندان،تحکیم خانواده،حوزه های مالی،کار،روابط و امثال اینها.حالا اگر اطلاعات دریافتی شما غلط بوده باشد و یا تفسیر شما از تجربیات مختلفتان غلط بوده باشد، نتیجتا باورها و استراتژیهای شما نیز غلط خواهد بود.و باین ترتیب شما در موقعیتهای مربوطه غلط عمل خواهید کرد.آگاه باشید که بمحض اینکه شما متوجه آموخته های غلط خود بشوید عملکرد شما تغییر خواهد کرد و احساس گناه کردن مشکل شما را حل نخواهد کرد. بنابراین نیازی به احساس گناه کردن و خود را سرزنش نمودن نیست.

    2- از طرف دیگر طرف مقابل شما هم در جذب، مثلا آن رفتار ناخوشایند شما نقش دارد. همانگونه که شما شرایط زندگی خود را جذب میکنید آن کسی که شما رفتار ناخوشایندی با او داشته اید نیز در جذب آن رفتار شما سهیم میباشد.او هم در بالا آمدن آن رفتار از طرف شما باندازه شما نقش داشته است. البته دقت کنید که این نکته باعث فرافکنی و مسئولیت گریزی شما نشود. شما نیاز دارید که متوجه باورهای غلط خودتان در ایجاد آن رفتار بشوید تا بتدریج شاهد از بین رفتن کامل آن رفتار در خود باشید.

    با سپاس و احترام ع.سهرابی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: