اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول باید دلایل کاری که بهش می گه گناه رو مشخص کنه.
بعد روی دلایلش فکر کنه و باور خودشو از گناه عوض کنه و باور کنه به دلایلی که داشته اون کاری که انجام داده گناه نیست و فقط یه اشتباه کوچولو قابل جبرانه .
از روشهای زیر هم می تونه استفاده کنه :
1- نماز بخونه و با خدا به هر زبونی که راحته درد و دل کنه . اگه اول وقت نماز بخونه بهتره
2- کاری که بهش عشق و علاقه زیاد داره انجام بده و خودشو سرگرم کنه
3- افکار مثبت رو جایگزین افکار منفی کنه
4- تنهایی واسش مثل سم میمونه و باعث می شه سراغ افکار منفی بره
لطفا ابتدا تصویر ذهنی بگیرید و یک دو ساعتی در خلوت فکر کنید و جواب بدهید *
جهت درک بهتر سوال استاد پیشنهاد میکنم مثالهای واقعی و بسیار بسیار بسیار بسیار تلخ زیر را بخونید و بعد راه حل و ایده “عملی و اجرایی” بدهید که چطور میشه اینهارو از احساس گناه نجات داد .
خطاهای بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بزرگ و واقعی :
مثال اول از تجربه شوهر عمه من (شاگرد ممتاز رشته تجربی در قبل از انقلاب ) در حدود سی سال پیش ،ایشان در حالیکه مست بودند با ماشین سنگین پدرشون دو برادر دو قلو را له میکنند .( طوری که شناخته شده نبودند ) پدر و مادر این دو قلوها پس از حدود سی سال صاحب فرزند شده بودند و تاکنون هم دیگه صاحب فرزند نشدند و شوهر عمه من در اثر احساس گناه معتاد شد و زندگی پسرهاش هم فوقالعاده بد است . ( پدر و مادر اون دوقلوها شوهر عمه منو بخشیدند )
مثال دوم از تجربه هم اتاقی دوران دانشگاه :
دوستم بر حسب هیجان جنسی با خانمی روس…..ارتباط میگیره و ازش صاحب فرزند نا مشروع میشه اون هم از خانمی که……..این فرزند با خصوصیاتی که داره به قول دوستم عذاب دنیا و آخرت ایشون شده .( (گناهی که آثارش جریان داره) ) این دوست من بسیار با آبرو با استعداد به نظر من با ایمان است بعد اون اتفاق دیگه نمیتونه ازدواج کنه .( به قول دوستم اولین و آخرین رابطشم بود ). اون خانم هم پول گرفت و هم آبرو از دوستم و خانوادش.
مثال سوم از کتاب نیل دونالد والش :
تروی باترورث به خاطر میاره آزارها و رفتارهای جنسی بیمارگونه ای که پدرش در مستی با او و مادرش و برادرانش در کودکی تحمل میکرده . تروی وقتی بزرگ میشه در کلاس ششم بهش میگن هم جنس باز او تمایلات پسرهای دیگر را نداشت . علاوه بر اینها تروی مدام کابوسهای تجاوز جنسی که پسر همسایه اش به او کرده بود را میدید .
وقتی در بزرگسالی کشیش بهش گفت “خدا هم جنس بازهارو به جهنم میبره ” دیگه کار تموم شد و دیگه چیزی نبود که تروی ازش بترسه . حالا او در هر زمان از شبانه روز ،با همه کس و هر کسی مایل بود در پارک ها دستشوییها و…..ارتباط جنسی برقرار میکرد ………..
قبل از هرچیز از تشکر ویژه ای که به خاطر نظر قبلیم کردید ممنونم
درمورد اینکه چه ایده ای وجود دارد که بتوان احساس گناه را در فرد گناهکار از بین برد این موارد به نظرم رسید:
اولین کار اینه که شخص از به یادآوری آن گناه فرار نکند، مرگ یکبار شیون هم یکبار، به هیچ عنوان اینکه آن گناه را کرده کتمان نکند و برای فرار از احساس گناه توجیه نکند و گردن این و آن نیندازد چون اینطوری نه تنها خیالش راحت نمیشود بلکه احساس گناه تا آخر عمر گریبانگیرش خواهدبود و باوجودسعی در نادیده گرفتن و کوچک شمردن،ته دلش میداند کار کار درستی نبوده و احساس گناه رهایش نخواهد کرد. پس قدم اول پیش خودش بپذیرد و قبول کند که بله من چنین گناهی کردم اما از رحمت خدا ناامید نیستم چون میدانم که خدامرا دوست داشته و باوجود اینکه میدانسته ممکن است خطاکنم مرا آفریده پس میتوانم جبران کنم.
اگر شخص فکر میکند که افرادی بوده اندکه اورادر راه انجام این گناه تشویق کرده اند و به این شکل به او بد کرده اند باید به نحوی آن افراد را ببخشد مثلا بااستفاده از روشی مثل کوبیدن بالش و تخلیه ی خشم.
استفاده از عبارات تاکیدی مثبت هم در این راه خیلی کمک کننده است و باعث میشود ذهن شخص برای بخشش خودش آماده تر شود و مقاومتش در بخشش خودش کم کم از بین برود. عباراتی مثل” من خودم را میبخشم، خدادوستم دارد حمایتم میکند و راه را نشانم میدهد، من ذهن خود را از بند گذشته ها رها میسازم، من گذشته را با مهربانی رها میکنم و فقط بر امروز تمرکز دارم.”
برای جبران آن گناه راه حل بنویسد ؛ چه اینکه گناهی که انجام داده در گذشته بوده و نتایج و تاثیرات آن تمام شده و شخص موردنظر(که درموردش گناه کرده:قتل، تهمت و ..)در دسترس نیست و چه اینکه هنوز با شخص موردنظر یا شرایط موردنظر مواجه میشود. درهردو صورت روی یک صفحه کاغذ تمام راه حل های ممکن که به فکرش رسید برای جبران بنویسد(میتواند از روش طوفان فکریbrain storming استفاده کند)
حالا که از لحاظ ذهنی آماده شده وقت اقدام است! علاوه بر راه حل هایی که خود شخص در مرحله ی قبل نوشته یک راه مهمی که من همیشه شنیده ام که کارساز است اینکه به افرادی که رتکب گناه شده اند کمک کند تا خودشان را ببخشند و در حق آنها دعا کند! چون با دعا درحق چنین افرادی نسبت به آنها مهربانتر میشود و همینطور دلش نسبت به بخشش خودش هم نرم تر میشود و راحت تر خودش را می بخشد و احساس گناه خود به خود جای خود را به احساس ارزشمندی میدهد و به خاطر کمک به آنها احساس خوبی درمورد خودش پیدا میکند که زمینه ساز ایجاد اعتماد به نفس میباشد.
نکته ی آخر اینکه من فکر میکنم همانطور که با یک گل بهار نمیشود، با یک گناه هم شخص جهنمی نمیشود!! اگر توبه کند. و به خودش بگوید که همه خطا میکنند و فقط من نبودم که خطایی ازم سر زد فقط من یک فرقی که با بسیاری از خطاکاران دارم این است که در صدد جبرانم و این مرااز گروه آنها جدا میکند! یه مثال خیلی جالبی هم هست که من قبلا یه جایی خونده بودم اینکه:چیزی که باعث مرگ تو نشود ، حتما قویترت میکند!! پس به این موضوع هم توجه داشته باشد که “در هر آنچه که اتفاق می افتد خیر و شادی من وجود دارد”
به نام خدای مهربان. سلام خدمت استادعزیز،همکاران محترم ودوستان بزرگوار:ایده ی من اینه که فردخاطی برای خودش یک دادگاه خصوصی تک نفره تشکیل بدهدوبه طریقی که درادامه عرض می کنم خودش راببخشدوگناهش رافراموش کند.شخص گناهکار یک برگه کاغذویک قلم بردارد و در مقابل آیینه ای بنشیند و در واقع به تنهایی نقش قاضی و مجرم ومنشی را اجرا کند.قاضی که در واقع خودش است رو به آینه می گوید:اعتراف کن،چه گناهی رامرتکب شده ای؟ومجرم بلندمی شود و می ایستدودرحالت ایستاده گناهش را واضح و کامل می گویدودر هنگام گفتن، متن گناهش رامانند منشی دادگاه می نویسد(می توانددرحالت ایستاده خم شود وروی میز بنویسد)سپس می نشیند به متن نگاهی می اندازد و مانندقاضی به خودش روبه آینه می گوید:توانسانی راستگو وگناهکاری پشیمان هستی وازاین لحظه برای همیشه بخشیده می شوی،بلند شو و خودت نیز خودت راببخش وگناهت را فراموش کن.مجرم بلند می شود و می گوید:من در حضور خدای بخشاینده و قاضی محترم دادگاه طلب عفو وبخشش می کنم و خودم نیز خودم را می بخشم.در پایان هم متن گناهش را پاره می کند و به این روش خودش را می بخشد وگناهش را به فراموشی می سپارد.شاد،سلامت و ثروتمند باشید.
اعتماد به نفس به معنی باور داشتن خود است و اینکه اگر نیاز باشد کاری را یاد بگیرم حتما با استفاده از تجربیات دیگران ، مطالعه و … آن را خواهیم آموخت ، شخص دارای اعتماد به نفس از شکست ترسی ندارد و مصمم به راه خود ادامه می دهد ،
ویژگی های فرد دارای اعتماد به نفس بالا :
– همیشه خود را تحسین می کند
– نیازی به جلب توجه دیگران در خود نمی بیند
– برای شروع کار جدید برنامه ریزی می کند
– ورزش اعتماد به نفس را افزایش می دهد و افراد دارای اعتماد به نفس اغلب ورزش می کنند
– با ترس هایش روبرو می شود
– گذشته خود را می پذیرد و از آن درس می گیرد
– به روش خود زندگی می کند و به طرز فکر دیگران کاری ندارد
– اهل مطالعه و یادگیری است
– همیشه خوش لباس و زیبا است و با لحن محکم و جدی صحبت می کند
– تمرکزش همیشه روی نقاط قوت خود است تا نقاط ضعف خویش
– در حالات فیزیکی و رفتاری خود نیز نقش آدم های با اعتماد به نفس بالا را ایفا می کند
– در ذهن خود اهداف خود را تجسم می کند
– همیشه مثبت می اندیشد و به دنبال افراد مثبت اندیش است و از تفکرات و افراد منفی دوری می کند
– به اینکه خودش حاکم زندگی اش است ایمان دارد
– توانایی بالا در قدرت تصمیم گیری دارد
– روابط عمومی بالایی دارد
– سعی می کند در زمینه های مختلف تخصص کسب کند
– به توانایی هایش اطمینان دارد و مشکلات را از سر راه بر می دارد
– در صورتی که به کمک دیگران نیاز داشته باشد از آنها درخواست کمک می کند
با ارزوی اتفاقات بی نهاین مثبت برای همه بویژه تیم تحقیقاتی عباس منش
بنظرم اگر نظر افرادی که برنده شدن یعنی درواقع به سوال جواب کاملی دادن رو با ی رنگ دگ مشخص کنید خیلی خوب میشه از مدیریت سایت خواهش میکنم پیام به استاد انتقال بدن
با سلام به جناب آقای عباس منش و تمام دوستان عضو گروه تحقیقاتی عباسمنش
چه ایده ای برای کسی که به خاطر خطای بسیار بزرگی دچار احساس گناه شده است دارید تا دیگر احساس گناه نداشته باشد؟
احساس گناه میتونه دو حالت داشته :
1-گناه عمدی
قابل جبران: خوب تلاش کن جبرانش کنی و وقتی جبران شد دلیلی نداره دیگه بهش فکر کنی حالا دیگه یاد گرفتی اون بده و تکرارش نمیکینی پس حتی یه راه جدید هم یاد گرفتی
غیر قابل جبران: خوب دیگه تموم شده رفته توام پشیمونی و دیگه تکرارش نمکنی پس یه درس جدید گرفتی و آدم بهتری خواهی بود ازین به بعد.
2-گناه غیرعمدی
قابل جبران
غیر قابل جبران
کلا بیخیالش شو و اعتماد بنفس داشته باش ازونجا که آدم خوبی هستی واسه جبرانش اقدام کن اگرم نمیشه جبرانش کرد خوب برای پاک شدن اثرش و حلش از طریق دنیا انرژی مثبت بفرست بهرحال تو مقصر نبودی که.
در هردو حالت احساس گناه نشان دهنده پشیمانی ازون گناه هست و کنترل این احساس و هدایتش به سمت مثبت خیلی هم منفعت داره .
در ابتدای هر چیز باید بگم اولین چیزی که من در مورد زندگی یاد گرفتم اینه که قانون طبیعت بابت هر اشتباه فقط یکبار محاکمه میکنه و یا تاوان میده و ما آدما تنها موجوداتی هستیم که بارها و بارها خودمونو بخاطر یه اشتباه جریمه میکنیم حالا یا با ادامه دادن احساس گناه یا به طرق دیگه.
بهترین راه حل از نظر من اینه که روی اعتماد بنفسمون کار کنیم و خودمون رو دوست داشته باشم در نتیجه خودمون رو ببخشیم چون ما انسانیم و اشتباه کردیم و مطمینا تو اون زمان ارتکاب اون خطا غیر قابل اجتناب بوده و سعی کنیم ذهنمون رو برای جبران اثرات اون گناه اگه امکان داره تنظیم کنیم اگر قابل جبرانه که خوب سهم خودمون رو ازین موضوع ادا کردیم و باید خیلی هم خوشحال باشیم که اینقدر فکر قوی و فعالی داریم و اگر هم قابل جبران نیست یعنی گذشته و از گذشته باید گذشت ما فقط زمان حال رو میتونیم جهت بدیم یعنی در هر لحظه تلاش کنیم کار درست رو انجام بدیم آینده خودش درست میشه و گذشته هم پاک میشه.
درپاسخ به چه ایده ای برای شخصی که احساس گناه دارد میتونم بگم:
1.واقعا حس بدو سختی هستش خودم این احساس تلخ رو داشتم و واقعا شخص رو بی حس و پوچ میکنه
2.این شخص باید اول بپذیره که اشتباه یا گناهی انجام داده
3. سپس باید بپذیره که انسان کفور هستش و خطا کار هستش
4.زندگی خودشو و شرایط خودشو با هیچ کس دیگه مقایسه نکنه
5.باید توبه کنه و واقعا توبه کنه و بدونه که خدا می آمورزه بندگان خطاکارش رو
6. بدونه که خدا کمکش میکنه
7. گذشته خودشو هر طور بوده بپذیره همش نزه تا گندش در بیاد
8. نباید در گذشته زندگی کنه و فقط و فقط به آینده فکر کنه
9.تصمیم جدی بگیره که گذشته رو جبران کنه و آینده عالی واسه خودش بسازه
10.به دنبال احقاق حق کسانی باشه که به اونها بدی کرده
ولی بعد از اینکارها بایدچند کار و نکته رو مده نظر قرار بده
11.باید بخنده
12.باید به دیگران کمک کنه
13.باید به پدر و مادرش نیکی کنه
14.باید صله رحم بجا بیاورد
15.باید احسان کنه
16. باید نیکی کنه و دست دیگران رو بگیره این کار واقعا آدمو رو متحول میکنه واقعا لذت وصف نشدنی رو داره من تجربه اش کردم چه از نظر مادی و چه از نظر از معنوی …. من خودم یه بنده خدایی رو که چندبار خودکشی کرده بود و ناموفق بود و پیش چندین روانشناس و روانپژشک رفته بود رو و نتیجه نگرفته بود رو فقط و غفط با چند ساعت صحبت کردن به خواست خدای مهربان نجاتش دادم
17.بازم میگم دست دیگران رو بگیره
18. تا میتونه در زمینه هایی که میتونه به دیگران راهنمایی بده
19.به آسایشگاه سالمند بره و به سالمند سر بزنه
20. به یتیم ها کمک کنه
21.کنار خانواده اشای کنه زندگی کنه زندگی کنه نه زنده مانی
23.با خودش صادق باشه
24.خودش رو دوست داشته باشه
25.به هدف از بودن در این دنیا فکر کنه
26.به این فکر کنه که چقدر میتونه مفید با باشه واسه جامعه اش
27.ساده و رها زندگی کنه
28.زیاد به یاد خدا باشه
29.واقعا از خدا کمک بخواد !!!! چیزی که ما خیلی وقت ها یادمون میره
30.شایستگه ها و توانایی های خودش فکر کنه
31.شادی کنه
32.فقط از خدا کمک بخواد
33. پیش افراد دیگه از گناهش یا احساس گناهش صحبت نکنه
اول باید دلایل کاری که بهش می گه گناه رو مشخص کنه.
بعد روی دلایلش فکر کنه و باور خودشو از گناه عوض کنه و باور کنه به دلایلی که داشته اون کاری که انجام داده گناه نیست و فقط یه اشتباه کوچولو قابل جبرانه .
از روشهای زیر هم می تونه استفاده کنه :
1- نماز بخونه و با خدا به هر زبونی که راحته درد و دل کنه . اگه اول وقت نماز بخونه بهتره
2- کاری که بهش عشق و علاقه زیاد داره انجام بده و خودشو سرگرم کنه
3- افکار مثبت رو جایگزین افکار منفی کنه
4- تنهایی واسش مثل سم میمونه و باعث می شه سراغ افکار منفی بره
همین به ذهن من رسید
موفق باشید
سلام به نظر من کسی که اعتماد به نفس بالایی دارد:
-1 همیشه در هرکاری خودش رو دست کم نمیگیرد
2-وقتی در جمع قرار میگیرد یاصحبت میکند خیلی آرام است
3-هیچ وقت نمیگوید نمیتوانم چون به توانایی خود ایمان دارد
4-زیاد متکی به دیگران نیست و نظرات (نظرات منفی) دیگران روی این تاثیر نمی گذارد
5-هیچ وقت نفس نفس نمیزند
سلام .
لطفا ابتدا تصویر ذهنی بگیرید و یک دو ساعتی در خلوت فکر کنید و جواب بدهید *
جهت درک بهتر سوال استاد پیشنهاد میکنم مثالهای واقعی و بسیار بسیار بسیار بسیار تلخ زیر را بخونید و بعد راه حل و ایده “عملی و اجرایی” بدهید که چطور میشه اینهارو از احساس گناه نجات داد .
خطاهای بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بزرگ و واقعی :
مثال اول از تجربه شوهر عمه من (شاگرد ممتاز رشته تجربی در قبل از انقلاب ) در حدود سی سال پیش ،ایشان در حالیکه مست بودند با ماشین سنگین پدرشون دو برادر دو قلو را له میکنند .( طوری که شناخته شده نبودند ) پدر و مادر این دو قلوها پس از حدود سی سال صاحب فرزند شده بودند و تاکنون هم دیگه صاحب فرزند نشدند و شوهر عمه من در اثر احساس گناه معتاد شد و زندگی پسرهاش هم فوقالعاده بد است . ( پدر و مادر اون دوقلوها شوهر عمه منو بخشیدند )
مثال دوم از تجربه هم اتاقی دوران دانشگاه :
دوستم بر حسب هیجان جنسی با خانمی روس…..ارتباط میگیره و ازش صاحب فرزند نا مشروع میشه اون هم از خانمی که……..این فرزند با خصوصیاتی که داره به قول دوستم عذاب دنیا و آخرت ایشون شده .( (گناهی که آثارش جریان داره) ) این دوست من بسیار با آبرو با استعداد به نظر من با ایمان است بعد اون اتفاق دیگه نمیتونه ازدواج کنه .( به قول دوستم اولین و آخرین رابطشم بود ). اون خانم هم پول گرفت و هم آبرو از دوستم و خانوادش.
مثال سوم از کتاب نیل دونالد والش :
تروی باترورث به خاطر میاره آزارها و رفتارهای جنسی بیمارگونه ای که پدرش در مستی با او و مادرش و برادرانش در کودکی تحمل میکرده . تروی وقتی بزرگ میشه در کلاس ششم بهش میگن هم جنس باز او تمایلات پسرهای دیگر را نداشت . علاوه بر اینها تروی مدام کابوسهای تجاوز جنسی که پسر همسایه اش به او کرده بود را میدید .
وقتی در بزرگسالی کشیش بهش گفت “خدا هم جنس بازهارو به جهنم میبره ” دیگه کار تموم شد و دیگه چیزی نبود که تروی ازش بترسه . حالا او در هر زمان از شبانه روز ،با همه کس و هر کسی مایل بود در پارک ها دستشوییها و…..ارتباط جنسی برقرار میکرد ………..
حالا او با احساس گناه به فکر خودکشی افتاده .
*
سپاسگزارم
باسلام
قبل از هرچیز از تشکر ویژه ای که به خاطر نظر قبلیم کردید ممنونم
درمورد اینکه چه ایده ای وجود دارد که بتوان احساس گناه را در فرد گناهکار از بین برد این موارد به نظرم رسید:
اولین کار اینه که شخص از به یادآوری آن گناه فرار نکند، مرگ یکبار شیون هم یکبار، به هیچ عنوان اینکه آن گناه را کرده کتمان نکند و برای فرار از احساس گناه توجیه نکند و گردن این و آن نیندازد چون اینطوری نه تنها خیالش راحت نمیشود بلکه احساس گناه تا آخر عمر گریبانگیرش خواهدبود و باوجودسعی در نادیده گرفتن و کوچک شمردن،ته دلش میداند کار کار درستی نبوده و احساس گناه رهایش نخواهد کرد. پس قدم اول پیش خودش بپذیرد و قبول کند که بله من چنین گناهی کردم اما از رحمت خدا ناامید نیستم چون میدانم که خدامرا دوست داشته و باوجود اینکه میدانسته ممکن است خطاکنم مرا آفریده پس میتوانم جبران کنم.
اگر شخص فکر میکند که افرادی بوده اندکه اورادر راه انجام این گناه تشویق کرده اند و به این شکل به او بد کرده اند باید به نحوی آن افراد را ببخشد مثلا بااستفاده از روشی مثل کوبیدن بالش و تخلیه ی خشم.
استفاده از عبارات تاکیدی مثبت هم در این راه خیلی کمک کننده است و باعث میشود ذهن شخص برای بخشش خودش آماده تر شود و مقاومتش در بخشش خودش کم کم از بین برود. عباراتی مثل” من خودم را میبخشم، خدادوستم دارد حمایتم میکند و راه را نشانم میدهد، من ذهن خود را از بند گذشته ها رها میسازم، من گذشته را با مهربانی رها میکنم و فقط بر امروز تمرکز دارم.”
برای جبران آن گناه راه حل بنویسد ؛ چه اینکه گناهی که انجام داده در گذشته بوده و نتایج و تاثیرات آن تمام شده و شخص موردنظر(که درموردش گناه کرده:قتل، تهمت و ..)در دسترس نیست و چه اینکه هنوز با شخص موردنظر یا شرایط موردنظر مواجه میشود. درهردو صورت روی یک صفحه کاغذ تمام راه حل های ممکن که به فکرش رسید برای جبران بنویسد(میتواند از روش طوفان فکریbrain storming استفاده کند)
حالا که از لحاظ ذهنی آماده شده وقت اقدام است! علاوه بر راه حل هایی که خود شخص در مرحله ی قبل نوشته یک راه مهمی که من همیشه شنیده ام که کارساز است اینکه به افرادی که رتکب گناه شده اند کمک کند تا خودشان را ببخشند و در حق آنها دعا کند! چون با دعا درحق چنین افرادی نسبت به آنها مهربانتر میشود و همینطور دلش نسبت به بخشش خودش هم نرم تر میشود و راحت تر خودش را می بخشد و احساس گناه خود به خود جای خود را به احساس ارزشمندی میدهد و به خاطر کمک به آنها احساس خوبی درمورد خودش پیدا میکند که زمینه ساز ایجاد اعتماد به نفس میباشد.
نکته ی آخر اینکه من فکر میکنم همانطور که با یک گل بهار نمیشود، با یک گناه هم شخص جهنمی نمیشود!! اگر توبه کند. و به خودش بگوید که همه خطا میکنند و فقط من نبودم که خطایی ازم سر زد فقط من یک فرقی که با بسیاری از خطاکاران دارم این است که در صدد جبرانم و این مرااز گروه آنها جدا میکند! یه مثال خیلی جالبی هم هست که من قبلا یه جایی خونده بودم اینکه:چیزی که باعث مرگ تو نشود ، حتما قویترت میکند!! پس به این موضوع هم توجه داشته باشد که “در هر آنچه که اتفاق می افتد خیر و شادی من وجود دارد”
با تشکر و آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان
به نام خدای مهربان. سلام خدمت استادعزیز،همکاران محترم ودوستان بزرگوار:ایده ی من اینه که فردخاطی برای خودش یک دادگاه خصوصی تک نفره تشکیل بدهدوبه طریقی که درادامه عرض می کنم خودش راببخشدوگناهش رافراموش کند.شخص گناهکار یک برگه کاغذویک قلم بردارد و در مقابل آیینه ای بنشیند و در واقع به تنهایی نقش قاضی و مجرم ومنشی را اجرا کند.قاضی که در واقع خودش است رو به آینه می گوید:اعتراف کن،چه گناهی رامرتکب شده ای؟ومجرم بلندمی شود و می ایستدودرحالت ایستاده گناهش را واضح و کامل می گویدودر هنگام گفتن، متن گناهش رامانند منشی دادگاه می نویسد(می توانددرحالت ایستاده خم شود وروی میز بنویسد)سپس می نشیند به متن نگاهی می اندازد و مانندقاضی به خودش روبه آینه می گوید:توانسانی راستگو وگناهکاری پشیمان هستی وازاین لحظه برای همیشه بخشیده می شوی،بلند شو و خودت نیز خودت راببخش وگناهت را فراموش کن.مجرم بلند می شود و می گوید:من در حضور خدای بخشاینده و قاضی محترم دادگاه طلب عفو وبخشش می کنم و خودم نیز خودم را می بخشم.در پایان هم متن گناهش را پاره می کند و به این روش خودش را می بخشد وگناهش را به فراموشی می سپارد.شاد،سلامت و ثروتمند باشید.
با سلام، جواب سوال ایده برای اینکه کسی احساس گناه نداشته باشد:
به نظر من در سوال قبلی انسان باید به خودشناسی برسه و در این سوال به خدا شناسی
1- برای خودش و دیگران ارزش قائل باشه و خودش رو انسان باارزشی بدونه.
2- خدا رو بهتر بشناسه و بدونه که خدا، خدای رحمانه و مهربانیه نه خدای عذاب(البته عذاب خدا برای کافران هست و کسانیکه منکر آیات الهی میشوند)
3- ایمان داشته باشه که خدا بخشنده هست، و با تمام وجود این رو بپذیره.
4- ایمان خودش رو حفظ کنه و از دستورات خدا پیروی کنه.
5- در صورت تخطی از دستورات خدا نا امید نشه.
6- از رحمت خدا نا امید نباشه.
7- خودش رو جزوی از این جهان در حال پیشرفت ببینه که باید به گسترش اون کمک کنه و خودش را انسان بیهوده ای نبینه.
8- سعی کنه که اشتباهات و گناهان گذشته رو تکرار نکنه
9- فهم بهتری از دین و قرآن داشته باشه و سعی کنه که بهتر قرآن رو بفهمه تا دیگران نتوانند برای اون تعیین تکلیف کنند و اون رو نا امید کنند.
10- به رحمت خدا امیدوار باشه
11- اگر حس میکنه که باید دینی رو ادا کنه یا کاری رو انجام بده همین الان و بدون فوت وقت این کار رو انجام بده
12- گناهان یا اشتاباهاتشو تکرار نکنه.
13- درکش رو از دین و خدا و قرآن عمیقتر کنه.
در یک کلام همونطوریکه در اول کامنت نوشتم، انسان باید به خدا شناسی عمیقی برسه.
با آرزوی موفقیت به همه ی دوستان و عزیزان دوست داشتنی و همراهان سایت عباسمنش.
همتونو دوست دارم، و برای تک تکتون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم
اعتماد به نفس به معنی باور داشتن خود است و اینکه اگر نیاز باشد کاری را یاد بگیرم حتما با استفاده از تجربیات دیگران ، مطالعه و … آن را خواهیم آموخت ، شخص دارای اعتماد به نفس از شکست ترسی ندارد و مصمم به راه خود ادامه می دهد ،
ویژگی های فرد دارای اعتماد به نفس بالا :
– همیشه خود را تحسین می کند
– نیازی به جلب توجه دیگران در خود نمی بیند
– برای شروع کار جدید برنامه ریزی می کند
– ورزش اعتماد به نفس را افزایش می دهد و افراد دارای اعتماد به نفس اغلب ورزش می کنند
– با ترس هایش روبرو می شود
– گذشته خود را می پذیرد و از آن درس می گیرد
– به روش خود زندگی می کند و به طرز فکر دیگران کاری ندارد
– اهل مطالعه و یادگیری است
– همیشه خوش لباس و زیبا است و با لحن محکم و جدی صحبت می کند
– تمرکزش همیشه روی نقاط قوت خود است تا نقاط ضعف خویش
– در حالات فیزیکی و رفتاری خود نیز نقش آدم های با اعتماد به نفس بالا را ایفا می کند
– در ذهن خود اهداف خود را تجسم می کند
– همیشه مثبت می اندیشد و به دنبال افراد مثبت اندیش است و از تفکرات و افراد منفی دوری می کند
– به اینکه خودش حاکم زندگی اش است ایمان دارد
– توانایی بالا در قدرت تصمیم گیری دارد
– روابط عمومی بالایی دارد
– سعی می کند در زمینه های مختلف تخصص کسب کند
– به توانایی هایش اطمینان دارد و مشکلات را از سر راه بر می دارد
– در صورتی که به کمک دیگران نیاز داشته باشد از آنها درخواست کمک می کند
– سعی می کند با افراد مختلف ارتباط برقرار کند
سلام
با ارزوی اتفاقات بی نهاین مثبت برای همه بویژه تیم تحقیقاتی عباس منش
بنظرم اگر نظر افرادی که برنده شدن یعنی درواقع به سوال جواب کاملی دادن رو با ی رنگ دگ مشخص کنید خیلی خوب میشه از مدیریت سایت خواهش میکنم پیام به استاد انتقال بدن
مرسی از همه روزهای عالی منتظرمون
با سلام به جناب آقای عباس منش و تمام دوستان عضو گروه تحقیقاتی عباسمنش
چه ایده ای برای کسی که به خاطر خطای بسیار بزرگی دچار احساس گناه شده است دارید تا دیگر احساس گناه نداشته باشد؟
احساس گناه میتونه دو حالت داشته :
1-گناه عمدی
قابل جبران: خوب تلاش کن جبرانش کنی و وقتی جبران شد دلیلی نداره دیگه بهش فکر کنی حالا دیگه یاد گرفتی اون بده و تکرارش نمیکینی پس حتی یه راه جدید هم یاد گرفتی
غیر قابل جبران: خوب دیگه تموم شده رفته توام پشیمونی و دیگه تکرارش نمکنی پس یه درس جدید گرفتی و آدم بهتری خواهی بود ازین به بعد.
2-گناه غیرعمدی
قابل جبران
غیر قابل جبران
کلا بیخیالش شو و اعتماد بنفس داشته باش ازونجا که آدم خوبی هستی واسه جبرانش اقدام کن اگرم نمیشه جبرانش کرد خوب برای پاک شدن اثرش و حلش از طریق دنیا انرژی مثبت بفرست بهرحال تو مقصر نبودی که.
در هردو حالت احساس گناه نشان دهنده پشیمانی ازون گناه هست و کنترل این احساس و هدایتش به سمت مثبت خیلی هم منفعت داره .
در ابتدای هر چیز باید بگم اولین چیزی که من در مورد زندگی یاد گرفتم اینه که قانون طبیعت بابت هر اشتباه فقط یکبار محاکمه میکنه و یا تاوان میده و ما آدما تنها موجوداتی هستیم که بارها و بارها خودمونو بخاطر یه اشتباه جریمه میکنیم حالا یا با ادامه دادن احساس گناه یا به طرق دیگه.
بهترین راه حل از نظر من اینه که روی اعتماد بنفسمون کار کنیم و خودمون رو دوست داشته باشم در نتیجه خودمون رو ببخشیم چون ما انسانیم و اشتباه کردیم و مطمینا تو اون زمان ارتکاب اون خطا غیر قابل اجتناب بوده و سعی کنیم ذهنمون رو برای جبران اثرات اون گناه اگه امکان داره تنظیم کنیم اگر قابل جبرانه که خوب سهم خودمون رو ازین موضوع ادا کردیم و باید خیلی هم خوشحال باشیم که اینقدر فکر قوی و فعالی داریم و اگر هم قابل جبران نیست یعنی گذشته و از گذشته باید گذشت ما فقط زمان حال رو میتونیم جهت بدیم یعنی در هر لحظه تلاش کنیم کار درست رو انجام بدیم آینده خودش درست میشه و گذشته هم پاک میشه.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت دوستان گل
درپاسخ به چه ایده ای برای شخصی که احساس گناه دارد میتونم بگم:
1.واقعا حس بدو سختی هستش خودم این احساس تلخ رو داشتم و واقعا شخص رو بی حس و پوچ میکنه
2.این شخص باید اول بپذیره که اشتباه یا گناهی انجام داده
3. سپس باید بپذیره که انسان کفور هستش و خطا کار هستش
4.زندگی خودشو و شرایط خودشو با هیچ کس دیگه مقایسه نکنه
5.باید توبه کنه و واقعا توبه کنه و بدونه که خدا می آمورزه بندگان خطاکارش رو
6. بدونه که خدا کمکش میکنه
7. گذشته خودشو هر طور بوده بپذیره همش نزه تا گندش در بیاد
8. نباید در گذشته زندگی کنه و فقط و فقط به آینده فکر کنه
9.تصمیم جدی بگیره که گذشته رو جبران کنه و آینده عالی واسه خودش بسازه
10.به دنبال احقاق حق کسانی باشه که به اونها بدی کرده
ولی بعد از اینکارها بایدچند کار و نکته رو مده نظر قرار بده
11.باید بخنده
12.باید به دیگران کمک کنه
13.باید به پدر و مادرش نیکی کنه
14.باید صله رحم بجا بیاورد
15.باید احسان کنه
16. باید نیکی کنه و دست دیگران رو بگیره این کار واقعا آدمو رو متحول میکنه واقعا لذت وصف نشدنی رو داره من تجربه اش کردم چه از نظر مادی و چه از نظر از معنوی …. من خودم یه بنده خدایی رو که چندبار خودکشی کرده بود و ناموفق بود و پیش چندین روانشناس و روانپژشک رفته بود رو و نتیجه نگرفته بود رو فقط و غفط با چند ساعت صحبت کردن به خواست خدای مهربان نجاتش دادم
17.بازم میگم دست دیگران رو بگیره
18. تا میتونه در زمینه هایی که میتونه به دیگران راهنمایی بده
19.به آسایشگاه سالمند بره و به سالمند سر بزنه
20. به یتیم ها کمک کنه
21.کنار خانواده اشای کنه زندگی کنه زندگی کنه نه زنده مانی
23.با خودش صادق باشه
24.خودش رو دوست داشته باشه
25.به هدف از بودن در این دنیا فکر کنه
26.به این فکر کنه که چقدر میتونه مفید با باشه واسه جامعه اش
27.ساده و رها زندگی کنه
28.زیاد به یاد خدا باشه
29.واقعا از خدا کمک بخواد !!!! چیزی که ما خیلی وقت ها یادمون میره
30.شایستگه ها و توانایی های خودش فکر کنه
31.شادی کنه
32.فقط از خدا کمک بخواد
33. پیش افراد دیگه از گناهش یا احساس گناهش صحبت نکنه
34.