اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1.احساس گناه واهی که خیلی وقتا واسه خیلی افراد به وجود میاد و تو دوران مدرسه و تحصیل خیلی از مواردی رو بیان کردن که تا اتفاق کوچکی بیفته ما ها حس میکنیم که خطاکارترین انسان های روی کره زمین هستیم
مثلا یادم میاد که سر کلاس دینی همیشه دبیرمون میومد و مارو هر صبح سه شنبه ساعت 7 صبح از جهنم میترسوند و میگفت با مو آویزونتون میکنند. یا نماز نخونید اینطوری میشه و…….
این مورد شاید دارای گناه باشه اما احساسش بعضی اوقات بیشتر از گناه بود.
بعضی وقتا حس گناه در رابطه با روابط به وجود میاد که طرف مقابل یه حرفی میزنه یا یه حرکتی انجام میده که شبیه همون رفتار رو ما انجام میدیم و چون در چارچوب شخصیتیمون نبوده احساس گناه داریم.
در این مورد طبق اسلامم که بخوایم بگیم خدا گفته بهتره که ببخشید و اون مساله رو رها کنید ولی میتونید از حق و حقوقتون دفاع کنید بنابراین حس گناه پوچ و بی معنی هست.
2.مورد سوم این هست که بعضی اوقات ما واقعا کاری میکنیم که گناه هست و این حس دقیقا درست هست
واسه من تمامی این موارد پیش اوده اما در رابطه با مورد سوم کاری که خودم انجام دادم و احساس رهایی و آرامش دارم رو خدمتتون میگم
اول این که با خودم خلوت کردم و تو خلوت خودم نسبت به درگاه خدا توبه کردم و برای جبران خسارت راه خدمت رو پیش گرفتم.
و به خودم قول دادم و با خودم پیمان بستم که در رابطه با هرکاری حضور لحظه به لحظه خدا رو احساس کنم و واقعا این مورد رو با گوشت و پوست و استخونم حس میکنم و زمانی که همچین پیمانی ایجاد شده باعث شده گناه نکنم یا گناهانم رو به طرز چشمگیری از دیدگاه خودم کم کردم و حس رضایت شخصی دارم .
-به نظرم بهترین راه برای رهایی از حس گناه توبه هست و تکرار نکردن گناه بعدش در صورت امکان بریم به یک نحوی جبران خسارت کنیم.
بعضی اوقات طرف مقابل ممکنه ظرفیت بیان گناه رو نداشته باشه…مثلا یکی دزدی کرده باشه و اگر بیان کنه طرف مقابل آبروش رو ببره و دیگه دیدش نسبت به شخص عوض شه و حقیرش کنه و بندازتش زندان.
اگر مساله این شکلی بود به نیت طرف مقابل میتوان کارهای خیر انجام داد.
اما اگر مساله با عذر خواهی و جبران خسارت تمام شه بهتره که گفته شه و حلالیت گرفت و حس گناه از بین میرود
به طور خلاصه راه رهایی از حس گناه از دیدگاه شخصی خودم (توبه /جبران خسارت/خدمت)
بچه ها در قسمت دوم سوال که موضوع بخشودن خود در مواقع انجام گناه و احساس گناه بعد از آن نظر خودم را به استحضارتون میرسانم:
من فکر میکنم اولاً بین آرامش و بیخیالی تفاوت است یعنی انسانهایی که در مواقع انجام گناه بیخیال هستند انسانهای موفقی نخواهند بود و اما انسانهایی که در مواقع انجام گناه یا کار اشتباهی احساس گناه گریبانگیرشون می کند و سد راه رشد و حرکت آنها میشود و دائم خود را سرزنش می کنند با بگویم آنها باید به این موضوع توجه داشته باشند که انسانها ممکن الخطا هستند و امکان خطا در هرلحظه برای انسانها یک امر طبیعی است اما سرزنش خود از خود آن خطا خطرناکتر و بدتر می باشد. احساس گناه جلو رشد انسان را میگیرد و اجازه نگاه کردن به جلو و حرکت و پیشرفت را میگیرد. من فکر میکنم انسانهایی که بعد از انجام عمل خطایی چه بصورت عمد و یا غیر عمد خودشان را سرزنش میکنند و یقه خودشان را رها نمیکنند، سرزنش خودشان از انجام عمل خطا زیان و ضررش بیشتر باشد. من انسانی هستم که توان خودم را برای کارها و رسیدن به اهدافم صرف میکنم اگر در مسیر زندگی و اهدافم اشتباهی هم از خودم دیدم سعی در رفع آن اشتباه میکنم و خودم را بعنوان انسان میپذیرم و خودم رابا سرزنش کردن محاکمه نمیکنم. من دائم به بالا رفتن اعتماد به نفس خودم از طریق عذت نفس کمک میکنم من در زندگی متوجه شدم من باید با خودم آشتی باشم صحبت کنم تا بتوانم به موفقیت و ثروت و پول برسم. من زمان عمل اشتباه خودم را بوس میکنم و به خودم میگویم که میتوانم با تکرار نکردن و مشورت از دیگران جلو تکرار خطاهایم را بگیرم و انسان دوست داشتنی باشم.
من بعد از آشنایی با برنامه های موفقیت مخصوصاً سایت عباس منش متوجه شدم نباید از کلماتی منفی مانند خسته نباشد و یا دست شما درد نکنه استفاده کنم من از استاد آموختم تا بگویم شادتر باشید. ممنون و سپاسگزارم، لطف کردین و یا……….
احساس گناه نداشتن از طریق پذیرفتن خود و خطای خود و اینکه خداوند و کائنات بینهایت سخاوتمند هستند و به ما برای برداشتن گامهای عالی در مسیر موفقیت کمک میکنند.
من انسان هستم و میتوانم با خود انسان بودنم صحبت کنم و برای احساس گناه نکردن گاهی در رانندگی صدای خودم را ظبط میکنم یعنی با خودم حرف میکنم ظبط میکنم معذرتخواهی میکنم میبخشم خودم را و بعد گوش میکنم و لذت میبرم.
انشاالله که همه دوستان از طریق بخشیدن خود و استفاده از جملات مثبت و تأثیرگذار در زندگی و تغییرباورها زندگیمان توأم با شادیهای روزافزون باشد.
باسپاس از استاد سیدحسین عباس منش و بچه های گروه تحقیقاتی عباس منش. شادتروموفق تر باشید
بازم سلام یکی دیگه از اوامری که میتونه این احساس گناهو بگیره اینه که بیایم باچیزایی که اون خودش از قبل قبول داره استفاده کنیم وبا اونا کخودش قبول داره بهش سابت کنیم کخدا اونو بخشیده واون دوباره میتونه زندگی کنه مثلا در مورد دوست من این بود که اون قبول داشت خدا بخشندست ولی خودش نمیتونست خودشو ببخشه وقتی من با بردن به اماکن تفریحی ومزهبی احساس خوبی بهش دادم وکم کم بعد چند وقت اتفاقای خوب براش افتاد ازش خواستم حالا که خدا اونو بخشیده اونم باید تمومش کنه وحد اقل تو کلامش خودشو ببخشه واین جوری کلامشو تونستم پاک کنم یه فرستی که ما در مورد این افراد داریم اینه که اونا براتی حرف مارو قبول میکنن اونا از خودشون هیچ اراده ای ندارن وفقط میخوان کسی دوستشون داشتهباشه وبراشون ارزش قاعل باشه اونا حرفتو قبول میکنن ولی انگار تلسم شدن ومجبورند همون کارای قبلیو انجام بدن که این با صبر وحوصله واحساس خوب بهشون دادن نیز حل میشه البته اگه بیحوصله گی کنی وتند بری اون روزارو برات بیاد ماندنی میکنه شاید بخاطر اینه که همچیزشو از دست داده وهیچی براش مهم نیست وضمیر ناخداگاهش عادت کرده به بد گفتنو بد اوردن وباز تمایل ببرگشت بهمون زمانو داره و چون از ضمیر خداگاه ضور بیشتری داره اون برنده میشه وسریع فرد میزنه زیر همچیز وفقط وفقط بدیا رو میبینه واز همچیز نا امید میشه خود من چند باری برام پیش اومده که باید با صبر وحوصله اونو به جایی که دوست داره ببری وچیزی کدوست داره رو براش بخری در کل احساس ارزشمندی بهش بدی ویواش یواش باورای خوبو بجای باورای منفی بذاری یکار دیگه ای کمیتونید بهش پیشناهاد بدین اینه که بیاد در مقابل چیزهای مثبت طاق باز(دستا افتاده) وایسته ودر مقابل منفیا طاق بسته (دست بسینه)که اینکارم باعث میشه اثر پذیریش از اون حرفای منفی کمتر بشه در مقابل در مورد حرفای مثبت اثر پذیری بیشتری داره اینم با صبر وحوصله جواب میده ونکته بعدی باید بهش زیاد در مواقعی که کاری خوب میکنه بگیم بینظیری دوستد دارم واین جوری هر چی بگی بدون چونو چرا قبول میکنه که برا اجرا کردنشم با کمی صبر بیشتر ودرخواست بجا اجرایی میشه اون در اوایل کار نمیگه خودشو دوست داره که البته وقتی تو مرتبا بهش گفتی زیبایی ویا باهوشی یا بینطیری افراد دیگه هم بهش میگن واون خودشم میتونه نکات مثبتشو نام بره م دوست من کارشو(گناهشو)غیر قابل جبران میدیدومیگفت گفتنش برا تو اسونه توکه جای من نیستی ببینی چقدر سخته کسی یه این جور چیزی بهت دگه خلاصه بازم با صبرو خوندن کتابایی کبتونن بمن کمک کنن کبهش احساس خوبی بدم این موضوع را هم حلش کردم وکار دیگه ای که میتونیم بکنیم اینه کبهش ثابت کنیم که گناهش اونقدر بزرگ نبوده وخدا حضرت موسی رو با این که قتل انجام داده بودن بخشید گناه تو که بالا تر از قتل نیست واین که تو خودتو نبخشیدی یعنی خدا رو دروغ گو کردی که این هم باید کاملا نا محسوس باشه تا احساس گناه بیشتری بهش ندی از سوال کردن از خودش وپرسیدن خدایی که اون گناه بزرگو بخشیده نمیتونه گناهای دیگرو ببخشه من خیلی از تجربه های خودمو براتون نوشتم حالا میام بیسشو براتون مینویسم که برا افراد مختلف بتونید راهای مختلفو بکار ببرید ابتدا باید از اون احساس گناه احساس گناه کمی کمتری بهش بدین باصبرو حوصله که اونم بتونه قبول کنه واین کارو بطریق گوناگون با دادن احساس خوب بهش و تعریف اینکه خدا مهربونه اگه خوبی هست از طرف اونه اگه شری که مابهش میگیم شر برا حرفا خودمونه وخدا هر چی برا ما میفرسته خیره چون او خیر مطلقه اگه رویدادی نا خوشایند هم اتفاق میفته اونم در اون راستا ک ما میرفتیم خیر بوده ومثالایی از این موارد براش زدن در زندگی خودمون تا بتونیم کم کم با احساس خوب بهش دادن وبراش ارزش قاعل شدن باعث بشیم که اون خودشو ببخشه خداروشکر میکنم کدوستان از این مطالب خوششون اومد وباز خدارو شکر میکنم کمنو همراهی کرد تا به این خوبی بتونم جواب این سوالو بدم واز استاد نیز تشکر میکنم برای راه اندازی این سایت گران بها ومطرح کردن این سوالات زیبا کواقعا میتونه جوابه خیلی از مساعل ما باشه وخود ماهم درتجربه مشابه خیلی راحت تر بتونیم اونم حل کنیم وباز تشکر برای اینکه جایزه من را با بخشندگی فراوان بسته روانشناسی ثروت را قرار دادن ومن برای ایشان وگروه توانمندش تقااضای خیر وبرکت وپیشرفت فراوان را خواستارم
استاد شما در فایل فرمودید که کاملا از تجربیات خود بنویسید و اصلا سراغ کتاب و اینترنت نریم.راستشو بخواهید من در اکثر اوقات زندگیم دچار بی اعتمادی نسبت به خودم هستم(که صد البته با توکل بر خدا و کمک شما تا کنون موفق به تغییر بسیاری از این حالات شدم)پس صادقانه به عنوان تجربه یک انسان با اعتماد به نفس آنچنان چیز خاصی ندارم اما ترجیح دادم رویه ای که در زندگیم برای رفع این ایرادات دارم رو ذکر کنم تا لا اقل من هم پیامم رو داده باشم.این رویه این است که نقاط ضعفم رو در مسئله اعتماد به نفس پیدا میکنم و (((((((کـــــــــــامـــــــــــلــــــــــا)))))))عکس این حالات رو در خودم ایجاد کنم پس در واقع موارد زیر دقیقا عکس تجربیات من هستند.به طور مثال:
1)در زندگی سعی در جلب “اعتماد” دیگران است.(اما چیزی که در زندگیم رخ میده جلب نظر دیگران و خوشحال کردن و خوشحال نگه داشتن دیگران برای من مهمه).
2)خود را در کنار خانواده می بیند نه سربار خانواده.
3)برای خود ارزشی مناسب می داند و خود را کوچکتر و ضعیفتر از دیگران نمی داند.
4)در اجتماعات موثر شرکت می کند(حداقل به عنوان یک شنونده هم که شده شرکت می کند تا از تجربیات سایرین در زمینه های مختلف”نحوه سخنرانی،حالات فیزیکی سخنران و دیگران،موضوع بحث وغیره”استفاده می کند)
5)مدام رنگ عوض نمی کند و شخصیتی مستقل دارد(متاسفانه در برخورد با دوستان مختلف مجبورم مدام تغییر شخصیت بدم)
6)سعی در پیشرفت در همه زمینه ها دارد به خصوص ظاهر فیزیکی(…!؟)
7)ایمان قوی دارد و دچار ترس و اضطراب نمی شودو نتیجتا تحت تاثیر شرایط و محیط قرار نمی گیره.
8)کمتر و کمتر دچار خشم،ناراحتی و عصبانیت میشه(خشم کمیاب شود!!!)
9)برای همه افراد با هر جنسیتی و هر سن و سالی احترام قائل است(که متاسفانه وقتی ناراحت میشم رو سر کوچکتر از خودم خالی میکنم که به نظرم این هم به کمبود اعتماد به نفس مربوط بشه).
10)خودش رو بازیچه دست دیگران نمی دونه ودر برابر هر خواسته ای از جانب دیگران سر تعظیم فرو نمیاره. برای خودش” اهداف” والا با “برنامه ریزی” مشخص داره البته با” اراده بسیار بالا”و مصمم اهدافش رو به پیش می بره تا اینکه مثل برگ خشک پاییزی با کوچکترین بادی به هر سمتی مجبور به رفتن باشه.
11)در برابر مشکلات ایستادگی و مقاومت می کنه(سطح خودش رو کمتر از مشکلات نمی بینه) و از باتجربه ترها کمک می خواد بجای فرار از مشکلات و یا اینکه مشکلات رو بر دوش دیگران بندازه.
12)نظرش رو در جمع می گه(کم رو و خجالتی نیست)و البته در برابر انتقادات نسبت به خودش صبوره و دیگران رو تخریب نمی کنه.
13)مسئولیت کامل اتفاقات زندگیش رو گردن می گیره و دنبال بهانه تراشی و مقصر دونستن دیگران نیست.
14)و اینکه به نظر من در نهایت،میشه آرامش رو در خودش و همه زندگیش دید حتی در چشمانش.
به امید روزی که آرامش واقعی رو در چشمان همه ی مردم دید.
به نظر شما ویژگی فردی که دارای اعتماد به نفس بالا می باشد چیست؟
با سلام خدمت استاد عباس منش و همکاران محترمشان
به نظر من اولین ویژگی فردی که دارای اعتماد به نفس بالا است دوست داشتن خودش و قائل شدن ارزش و احترام برای خودش است در این صورت است که دیگران هم اجازه بی احترامی و نادیده گرفتن وی را به خود نمی دهند .
ویژگی دوم این است که شخص از لحاظ ظاهری آراسته و منظم و شیک پوش باشد
سومین ویژگی اعتماد به نفس بالا این است که شخص ایمان قوی داشته باشد و قوانین الهی را باور داشته باشد با ایمان و اعتقاد راسخ
چهارمین ویژگی فردی که اعتماد به نفس بالا دارد این است که نترس و جسور باشد و بتواند و بخواهد درخواست کند هم پرودگار یکتا و هم از افراد و انسانها منظورم این است وقتی که اعتماد به نفس داشته باشی البته نه اعتماد به نفس کاذب بلکه اعتماد به نفس واقعی خیلی جسورانه البته با ادب و نزاکت درخواست خود را ارائه می کنی و ترسی از پذیرفتن یا عدم پذیرش درخواست خود نخواهی داشت
با سپاس از فایل های بی نظیر و فوق العاده شما به امید اولین فرصت که بتوانم کلیه محصولات شما را خریداری کنم و قوی و پر انزژِی به تمام خواسته های برسم .
با عرض سلام و وقت به خیر به شما عزیزان که در راه تعالی انسان ها و هم نوعان خود قدم برمی دارید. امیدوارم مانند همیشه خدای بزرگ بهترین یاری رسانتان باشد.
برای داشتن اعتماد به نفس بالا باید قدم اول را برداشت هر چند کوچک البته با اتکال به خدا. خیلی مواقع کارها به نظر ما بزرگ می آند و از وارد شدن به آنها ترس داریم ولی وقتی شروع کوچکی را اغاز کنیم می بینیم که بسیار ساده تر از آن است که فکر می کردیم . البته در این راه استفاده از تجربیات دیگران مطمئنا کمک زیادی به ما می کند.
آراستگی ظاهری (تمیزی و پاکی)خود چه در داخل و چه بیرون از محل زندگی یکی از علل اعتماد به نفس خواهد بود.
نظم و ترتیب در کارها واقعا کمک به روند بهبود کار و اعتماد به نفس خواهد داشت.
آینده نگری موقت در همان زمینه کاری نیز کمک می کند که با اعتماد بیشتر و کار منسجم تری انجام داده و آن را به پیش ببریم.
حساب کردن روی کمک خانواده و دوستان هم به ما اعتماد به نفس می دهد که در یابیم پس از خدا تنها نیستیم و می توان با اعتماد به دیگران اعتماد به نفس خود را بالا ببریم.
استفاده از تجربیات زندگی چه موفقیت و چه شکست چرا که انسان عاقل از یک سوراخ دو بار نیش نمی خورد خود کمک زیادی به بالا بردن اعتماد به نفس می کند.
ورزش و تغذیه سالم نیز کمک زیادی به بالا بردن این مهم می کند.
در پایان نیز مثل آغاز تکیه بر نام رب عزیز مشکل گشای همه کارها بوده و هست و خواهد بود.
از نظر من شخصی که احساس گناه از انجام خطای بزرگی که در زندگیش مرتکب شده داره به طرق زیر میتونه از این حس منفی رهایی پیدا کنه :
1- واقع بینی و پذیرش واقعیت: شخص ابتدا باید بپذیره که مرتکب خطا و اشتباه بزرگی شده و از اون لحظه به بعد، از اون ثانیه به بعد بپذیره نمیتونه گذشته رو برگردونه نمیتونه اتفاق یا خطای رخ داده رو با برگشت به عقب جلوی رخ دادنش رو بگیره
2- بعد از پذیرفتن واقعیت به این نکته توجه داشته باشه که همه انسانها اشتباه میکنند و یا ممکنه به دلیل نا آگاهی، کم تجربگی، اشتباه و یا هر عامل دیگه ای خطا کنند ولو اینکه اون خطا خیلی کوچیک یا حتی بزرگ باشه … حالا بهر دلیلی این خطای بزرگ رخ داده آیا تا آخر عمر باید خودمون رو سرزش کنیم یا تحقیر کنیم ؟؟؟ نه نه نه ….. اینجاست که باید به خودش بگه STOP … کافیه دیگه، گذشته رو نمیتونیم برگردونیم ، زندگی رو هم نمیتونیم متوقف کنیم چون چه ما حس خوبی داشته باشیم یا بد داره به سرعت با قوانین مشخص و منظمی حرکت میکنه … پس در این زمان باید بفهمه تنها راهی که میتونه دیگه احساس گناه نداشته باشه اینه که باید عمیقا خودش رو ببخشه … باید بتونه خودش رو دوست داشته باشه باید حس ارزشمند بودن رو در خودش زنده کنه…
با بخشیدن خودمون و پذیرش واقعیت و درس گرفتن از اون خطای بزرگ میتونیم از احساس گناه رهایی پیدا کنیم . .
در نهایت به این نکته باید توجه داشته باشیم که همه ما میتونیم اشتباه کنیم ، همه ما میتونیم مرتکب خطا بشیم ، اما هیچ کس “حق نداره” یه اشتباه رو دوبار تکرار کنه و باید از اون خطا و اشتباه درس بگیره …
گاهی اوقات تجارب تلخی در زندگی بدست میاریم که تاوان سنگینی مجبور شدیم براش بپردازیم اما اگه همون تجربه و اتفاق تلخ رو به خوبی مدیریت کنیم دست آورد های مثبتی از دلش میتونیم بیرون بیاریم ..
با سلام و سپاس
به نظر من دو نوع احساس گناه وجود داره
1.احساس گناه واهی که خیلی وقتا واسه خیلی افراد به وجود میاد و تو دوران مدرسه و تحصیل خیلی از مواردی رو بیان کردن که تا اتفاق کوچکی بیفته ما ها حس میکنیم که خطاکارترین انسان های روی کره زمین هستیم
مثلا یادم میاد که سر کلاس دینی همیشه دبیرمون میومد و مارو هر صبح سه شنبه ساعت 7 صبح از جهنم میترسوند و میگفت با مو آویزونتون میکنند. یا نماز نخونید اینطوری میشه و…….
این مورد شاید دارای گناه باشه اما احساسش بعضی اوقات بیشتر از گناه بود.
بعضی وقتا حس گناه در رابطه با روابط به وجود میاد که طرف مقابل یه حرفی میزنه یا یه حرکتی انجام میده که شبیه همون رفتار رو ما انجام میدیم و چون در چارچوب شخصیتیمون نبوده احساس گناه داریم.
در این مورد طبق اسلامم که بخوایم بگیم خدا گفته بهتره که ببخشید و اون مساله رو رها کنید ولی میتونید از حق و حقوقتون دفاع کنید بنابراین حس گناه پوچ و بی معنی هست.
2.مورد سوم این هست که بعضی اوقات ما واقعا کاری میکنیم که گناه هست و این حس دقیقا درست هست
واسه من تمامی این موارد پیش اوده اما در رابطه با مورد سوم کاری که خودم انجام دادم و احساس رهایی و آرامش دارم رو خدمتتون میگم
اول این که با خودم خلوت کردم و تو خلوت خودم نسبت به درگاه خدا توبه کردم و برای جبران خسارت راه خدمت رو پیش گرفتم.
و به خودم قول دادم و با خودم پیمان بستم که در رابطه با هرکاری حضور لحظه به لحظه خدا رو احساس کنم و واقعا این مورد رو با گوشت و پوست و استخونم حس میکنم و زمانی که همچین پیمانی ایجاد شده باعث شده گناه نکنم یا گناهانم رو به طرز چشمگیری از دیدگاه خودم کم کردم و حس رضایت شخصی دارم .
-به نظرم بهترین راه برای رهایی از حس گناه توبه هست و تکرار نکردن گناه بعدش در صورت امکان بریم به یک نحوی جبران خسارت کنیم.
بعضی اوقات طرف مقابل ممکنه ظرفیت بیان گناه رو نداشته باشه…مثلا یکی دزدی کرده باشه و اگر بیان کنه طرف مقابل آبروش رو ببره و دیگه دیدش نسبت به شخص عوض شه و حقیرش کنه و بندازتش زندان.
اگر مساله این شکلی بود به نیت طرف مقابل میتوان کارهای خیر انجام داد.
اما اگر مساله با عذر خواهی و جبران خسارت تمام شه بهتره که گفته شه و حلالیت گرفت و حس گناه از بین میرود
به طور خلاصه راه رهایی از حس گناه از دیدگاه شخصی خودم (توبه /جبران خسارت/خدمت)
سپاسگذارم استاد گرامی.واقعا فوق العاده بود.از زحماتتان سپاسگذارم
باسلام و شادتر باشید.
بچه ها در قسمت دوم سوال که موضوع بخشودن خود در مواقع انجام گناه و احساس گناه بعد از آن نظر خودم را به استحضارتون میرسانم:
من فکر میکنم اولاً بین آرامش و بیخیالی تفاوت است یعنی انسانهایی که در مواقع انجام گناه بیخیال هستند انسانهای موفقی نخواهند بود و اما انسانهایی که در مواقع انجام گناه یا کار اشتباهی احساس گناه گریبانگیرشون می کند و سد راه رشد و حرکت آنها میشود و دائم خود را سرزنش می کنند با بگویم آنها باید به این موضوع توجه داشته باشند که انسانها ممکن الخطا هستند و امکان خطا در هرلحظه برای انسانها یک امر طبیعی است اما سرزنش خود از خود آن خطا خطرناکتر و بدتر می باشد. احساس گناه جلو رشد انسان را میگیرد و اجازه نگاه کردن به جلو و حرکت و پیشرفت را میگیرد. من فکر میکنم انسانهایی که بعد از انجام عمل خطایی چه بصورت عمد و یا غیر عمد خودشان را سرزنش میکنند و یقه خودشان را رها نمیکنند، سرزنش خودشان از انجام عمل خطا زیان و ضررش بیشتر باشد. من انسانی هستم که توان خودم را برای کارها و رسیدن به اهدافم صرف میکنم اگر در مسیر زندگی و اهدافم اشتباهی هم از خودم دیدم سعی در رفع آن اشتباه میکنم و خودم را بعنوان انسان میپذیرم و خودم رابا سرزنش کردن محاکمه نمیکنم. من دائم به بالا رفتن اعتماد به نفس خودم از طریق عذت نفس کمک میکنم من در زندگی متوجه شدم من باید با خودم آشتی باشم صحبت کنم تا بتوانم به موفقیت و ثروت و پول برسم. من زمان عمل اشتباه خودم را بوس میکنم و به خودم میگویم که میتوانم با تکرار نکردن و مشورت از دیگران جلو تکرار خطاهایم را بگیرم و انسان دوست داشتنی باشم.
من بعد از آشنایی با برنامه های موفقیت مخصوصاً سایت عباس منش متوجه شدم نباید از کلماتی منفی مانند خسته نباشد و یا دست شما درد نکنه استفاده کنم من از استاد آموختم تا بگویم شادتر باشید. ممنون و سپاسگزارم، لطف کردین و یا……….
احساس گناه نداشتن از طریق پذیرفتن خود و خطای خود و اینکه خداوند و کائنات بینهایت سخاوتمند هستند و به ما برای برداشتن گامهای عالی در مسیر موفقیت کمک میکنند.
من انسان هستم و میتوانم با خود انسان بودنم صحبت کنم و برای احساس گناه نکردن گاهی در رانندگی صدای خودم را ظبط میکنم یعنی با خودم حرف میکنم ظبط میکنم معذرتخواهی میکنم میبخشم خودم را و بعد گوش میکنم و لذت میبرم.
انشاالله که همه دوستان از طریق بخشیدن خود و استفاده از جملات مثبت و تأثیرگذار در زندگی و تغییرباورها زندگیمان توأم با شادیهای روزافزون باشد.
باسپاس از استاد سیدحسین عباس منش و بچه های گروه تحقیقاتی عباس منش. شادتروموفق تر باشید
بازم سلام یکی دیگه از اوامری که میتونه این احساس گناهو بگیره اینه که بیایم باچیزایی که اون خودش از قبل قبول داره استفاده کنیم وبا اونا کخودش قبول داره بهش سابت کنیم کخدا اونو بخشیده واون دوباره میتونه زندگی کنه مثلا در مورد دوست من این بود که اون قبول داشت خدا بخشندست ولی خودش نمیتونست خودشو ببخشه وقتی من با بردن به اماکن تفریحی ومزهبی احساس خوبی بهش دادم وکم کم بعد چند وقت اتفاقای خوب براش افتاد ازش خواستم حالا که خدا اونو بخشیده اونم باید تمومش کنه وحد اقل تو کلامش خودشو ببخشه واین جوری کلامشو تونستم پاک کنم یه فرستی که ما در مورد این افراد داریم اینه که اونا براتی حرف مارو قبول میکنن اونا از خودشون هیچ اراده ای ندارن وفقط میخوان کسی دوستشون داشتهباشه وبراشون ارزش قاعل باشه اونا حرفتو قبول میکنن ولی انگار تلسم شدن ومجبورند همون کارای قبلیو انجام بدن که این با صبر وحوصله واحساس خوب بهشون دادن نیز حل میشه البته اگه بیحوصله گی کنی وتند بری اون روزارو برات بیاد ماندنی میکنه شاید بخاطر اینه که همچیزشو از دست داده وهیچی براش مهم نیست وضمیر ناخداگاهش عادت کرده به بد گفتنو بد اوردن وباز تمایل ببرگشت بهمون زمانو داره و چون از ضمیر خداگاه ضور بیشتری داره اون برنده میشه وسریع فرد میزنه زیر همچیز وفقط وفقط بدیا رو میبینه واز همچیز نا امید میشه خود من چند باری برام پیش اومده که باید با صبر وحوصله اونو به جایی که دوست داره ببری وچیزی کدوست داره رو براش بخری در کل احساس ارزشمندی بهش بدی ویواش یواش باورای خوبو بجای باورای منفی بذاری یکار دیگه ای کمیتونید بهش پیشناهاد بدین اینه که بیاد در مقابل چیزهای مثبت طاق باز(دستا افتاده) وایسته ودر مقابل منفیا طاق بسته (دست بسینه)که اینکارم باعث میشه اثر پذیریش از اون حرفای منفی کمتر بشه در مقابل در مورد حرفای مثبت اثر پذیری بیشتری داره اینم با صبر وحوصله جواب میده ونکته بعدی باید بهش زیاد در مواقعی که کاری خوب میکنه بگیم بینظیری دوستد دارم واین جوری هر چی بگی بدون چونو چرا قبول میکنه که برا اجرا کردنشم با کمی صبر بیشتر ودرخواست بجا اجرایی میشه اون در اوایل کار نمیگه خودشو دوست داره که البته وقتی تو مرتبا بهش گفتی زیبایی ویا باهوشی یا بینطیری افراد دیگه هم بهش میگن واون خودشم میتونه نکات مثبتشو نام بره م دوست من کارشو(گناهشو)غیر قابل جبران میدیدومیگفت گفتنش برا تو اسونه توکه جای من نیستی ببینی چقدر سخته کسی یه این جور چیزی بهت دگه خلاصه بازم با صبرو خوندن کتابایی کبتونن بمن کمک کنن کبهش احساس خوبی بدم این موضوع را هم حلش کردم وکار دیگه ای که میتونیم بکنیم اینه کبهش ثابت کنیم که گناهش اونقدر بزرگ نبوده وخدا حضرت موسی رو با این که قتل انجام داده بودن بخشید گناه تو که بالا تر از قتل نیست واین که تو خودتو نبخشیدی یعنی خدا رو دروغ گو کردی که این هم باید کاملا نا محسوس باشه تا احساس گناه بیشتری بهش ندی از سوال کردن از خودش وپرسیدن خدایی که اون گناه بزرگو بخشیده نمیتونه گناهای دیگرو ببخشه من خیلی از تجربه های خودمو براتون نوشتم حالا میام بیسشو براتون مینویسم که برا افراد مختلف بتونید راهای مختلفو بکار ببرید ابتدا باید از اون احساس گناه احساس گناه کمی کمتری بهش بدین باصبرو حوصله که اونم بتونه قبول کنه واین کارو بطریق گوناگون با دادن احساس خوب بهش و تعریف اینکه خدا مهربونه اگه خوبی هست از طرف اونه اگه شری که مابهش میگیم شر برا حرفا خودمونه وخدا هر چی برا ما میفرسته خیره چون او خیر مطلقه اگه رویدادی نا خوشایند هم اتفاق میفته اونم در اون راستا ک ما میرفتیم خیر بوده ومثالایی از این موارد براش زدن در زندگی خودمون تا بتونیم کم کم با احساس خوب بهش دادن وبراش ارزش قاعل شدن باعث بشیم که اون خودشو ببخشه خداروشکر میکنم کدوستان از این مطالب خوششون اومد وباز خدارو شکر میکنم کمنو همراهی کرد تا به این خوبی بتونم جواب این سوالو بدم واز استاد نیز تشکر میکنم برای راه اندازی این سایت گران بها ومطرح کردن این سوالات زیبا کواقعا میتونه جوابه خیلی از مساعل ما باشه وخود ماهم درتجربه مشابه خیلی راحت تر بتونیم اونم حل کنیم وباز تشکر برای اینکه جایزه من را با بخشندگی فراوان بسته روانشناسی ثروت را قرار دادن ومن برای ایشان وگروه توانمندش تقااضای خیر وبرکت وپیشرفت فراوان را خواستارم
با ارزوی موفقیت وثروت وشادی سعید واحدی
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
استاد شما در فایل فرمودید که کاملا از تجربیات خود بنویسید و اصلا سراغ کتاب و اینترنت نریم.راستشو بخواهید من در اکثر اوقات زندگیم دچار بی اعتمادی نسبت به خودم هستم(که صد البته با توکل بر خدا و کمک شما تا کنون موفق به تغییر بسیاری از این حالات شدم)پس صادقانه به عنوان تجربه یک انسان با اعتماد به نفس آنچنان چیز خاصی ندارم اما ترجیح دادم رویه ای که در زندگیم برای رفع این ایرادات دارم رو ذکر کنم تا لا اقل من هم پیامم رو داده باشم.این رویه این است که نقاط ضعفم رو در مسئله اعتماد به نفس پیدا میکنم و (((((((کـــــــــــامـــــــــــلــــــــــا)))))))عکس این حالات رو در خودم ایجاد کنم پس در واقع موارد زیر دقیقا عکس تجربیات من هستند.به طور مثال:
1)در زندگی سعی در جلب “اعتماد” دیگران است.(اما چیزی که در زندگیم رخ میده جلب نظر دیگران و خوشحال کردن و خوشحال نگه داشتن دیگران برای من مهمه).
2)خود را در کنار خانواده می بیند نه سربار خانواده.
3)برای خود ارزشی مناسب می داند و خود را کوچکتر و ضعیفتر از دیگران نمی داند.
4)در اجتماعات موثر شرکت می کند(حداقل به عنوان یک شنونده هم که شده شرکت می کند تا از تجربیات سایرین در زمینه های مختلف”نحوه سخنرانی،حالات فیزیکی سخنران و دیگران،موضوع بحث وغیره”استفاده می کند)
5)مدام رنگ عوض نمی کند و شخصیتی مستقل دارد(متاسفانه در برخورد با دوستان مختلف مجبورم مدام تغییر شخصیت بدم)
6)سعی در پیشرفت در همه زمینه ها دارد به خصوص ظاهر فیزیکی(…!؟)
7)ایمان قوی دارد و دچار ترس و اضطراب نمی شودو نتیجتا تحت تاثیر شرایط و محیط قرار نمی گیره.
8)کمتر و کمتر دچار خشم،ناراحتی و عصبانیت میشه(خشم کمیاب شود!!!)
9)برای همه افراد با هر جنسیتی و هر سن و سالی احترام قائل است(که متاسفانه وقتی ناراحت میشم رو سر کوچکتر از خودم خالی میکنم که به نظرم این هم به کمبود اعتماد به نفس مربوط بشه).
10)خودش رو بازیچه دست دیگران نمی دونه ودر برابر هر خواسته ای از جانب دیگران سر تعظیم فرو نمیاره. برای خودش” اهداف” والا با “برنامه ریزی” مشخص داره البته با” اراده بسیار بالا”و مصمم اهدافش رو به پیش می بره تا اینکه مثل برگ خشک پاییزی با کوچکترین بادی به هر سمتی مجبور به رفتن باشه.
11)در برابر مشکلات ایستادگی و مقاومت می کنه(سطح خودش رو کمتر از مشکلات نمی بینه) و از باتجربه ترها کمک می خواد بجای فرار از مشکلات و یا اینکه مشکلات رو بر دوش دیگران بندازه.
12)نظرش رو در جمع می گه(کم رو و خجالتی نیست)و البته در برابر انتقادات نسبت به خودش صبوره و دیگران رو تخریب نمی کنه.
13)مسئولیت کامل اتفاقات زندگیش رو گردن می گیره و دنبال بهانه تراشی و مقصر دونستن دیگران نیست.
14)و اینکه به نظر من در نهایت،میشه آرامش رو در خودش و همه زندگیش دید حتی در چشمانش.
به امید روزی که آرامش واقعی رو در چشمان همه ی مردم دید.
پیروز و موفق و سلامت باشید
سلام و خدا قوت به استاد عزیز.من همیشه مطالبشونو گوش میدم و واقعت رو زندگیم اثر مثبت داشته.مرسی استاد عزیز .دوست داریم
به نظر شما ویژگی فردی که دارای اعتماد به نفس بالا می باشد چیست؟
با سلام خدمت استاد عباس منش و همکاران محترمشان
به نظر من اولین ویژگی فردی که دارای اعتماد به نفس بالا است دوست داشتن خودش و قائل شدن ارزش و احترام برای خودش است در این صورت است که دیگران هم اجازه بی احترامی و نادیده گرفتن وی را به خود نمی دهند .
ویژگی دوم این است که شخص از لحاظ ظاهری آراسته و منظم و شیک پوش باشد
سومین ویژگی اعتماد به نفس بالا این است که شخص ایمان قوی داشته باشد و قوانین الهی را باور داشته باشد با ایمان و اعتقاد راسخ
چهارمین ویژگی فردی که اعتماد به نفس بالا دارد این است که نترس و جسور باشد و بتواند و بخواهد درخواست کند هم پرودگار یکتا و هم از افراد و انسانها منظورم این است وقتی که اعتماد به نفس داشته باشی البته نه اعتماد به نفس کاذب بلکه اعتماد به نفس واقعی خیلی جسورانه البته با ادب و نزاکت درخواست خود را ارائه می کنی و ترسی از پذیرفتن یا عدم پذیرش درخواست خود نخواهی داشت
با سپاس از فایل های بی نظیر و فوق العاده شما به امید اولین فرصت که بتوانم کلیه محصولات شما را خریداری کنم و قوی و پر انزژِی به تمام خواسته های برسم .
با عرض سلام و وقت به خیر به شما عزیزان که در راه تعالی انسان ها و هم نوعان خود قدم برمی دارید. امیدوارم مانند همیشه خدای بزرگ بهترین یاری رسانتان باشد.
برای داشتن اعتماد به نفس بالا باید قدم اول را برداشت هر چند کوچک البته با اتکال به خدا. خیلی مواقع کارها به نظر ما بزرگ می آند و از وارد شدن به آنها ترس داریم ولی وقتی شروع کوچکی را اغاز کنیم می بینیم که بسیار ساده تر از آن است که فکر می کردیم . البته در این راه استفاده از تجربیات دیگران مطمئنا کمک زیادی به ما می کند.
آراستگی ظاهری (تمیزی و پاکی)خود چه در داخل و چه بیرون از محل زندگی یکی از علل اعتماد به نفس خواهد بود.
نظم و ترتیب در کارها واقعا کمک به روند بهبود کار و اعتماد به نفس خواهد داشت.
آینده نگری موقت در همان زمینه کاری نیز کمک می کند که با اعتماد بیشتر و کار منسجم تری انجام داده و آن را به پیش ببریم.
حساب کردن روی کمک خانواده و دوستان هم به ما اعتماد به نفس می دهد که در یابیم پس از خدا تنها نیستیم و می توان با اعتماد به دیگران اعتماد به نفس خود را بالا ببریم.
استفاده از تجربیات زندگی چه موفقیت و چه شکست چرا که انسان عاقل از یک سوراخ دو بار نیش نمی خورد خود کمک زیادی به بالا بردن اعتماد به نفس می کند.
ورزش و تغذیه سالم نیز کمک زیادی به بالا بردن این مهم می کند.
در پایان نیز مثل آغاز تکیه بر نام رب عزیز مشکل گشای همه کارها بوده و هست و خواهد بود.
من هیچی به فکرم نرسیده وسالهاست از کمبود اعتماد به نفس رنج میبرم
با سلام و درود خدمت استاد عباس منش و سایر دوستان
از نظر من شخصی که احساس گناه از انجام خطای بزرگی که در زندگیش مرتکب شده داره به طرق زیر میتونه از این حس منفی رهایی پیدا کنه :
1- واقع بینی و پذیرش واقعیت: شخص ابتدا باید بپذیره که مرتکب خطا و اشتباه بزرگی شده و از اون لحظه به بعد، از اون ثانیه به بعد بپذیره نمیتونه گذشته رو برگردونه نمیتونه اتفاق یا خطای رخ داده رو با برگشت به عقب جلوی رخ دادنش رو بگیره
2- بعد از پذیرفتن واقعیت به این نکته توجه داشته باشه که همه انسانها اشتباه میکنند و یا ممکنه به دلیل نا آگاهی، کم تجربگی، اشتباه و یا هر عامل دیگه ای خطا کنند ولو اینکه اون خطا خیلی کوچیک یا حتی بزرگ باشه … حالا بهر دلیلی این خطای بزرگ رخ داده آیا تا آخر عمر باید خودمون رو سرزش کنیم یا تحقیر کنیم ؟؟؟ نه نه نه ….. اینجاست که باید به خودش بگه STOP … کافیه دیگه، گذشته رو نمیتونیم برگردونیم ، زندگی رو هم نمیتونیم متوقف کنیم چون چه ما حس خوبی داشته باشیم یا بد داره به سرعت با قوانین مشخص و منظمی حرکت میکنه … پس در این زمان باید بفهمه تنها راهی که میتونه دیگه احساس گناه نداشته باشه اینه که باید عمیقا خودش رو ببخشه … باید بتونه خودش رو دوست داشته باشه باید حس ارزشمند بودن رو در خودش زنده کنه…
با بخشیدن خودمون و پذیرش واقعیت و درس گرفتن از اون خطای بزرگ میتونیم از احساس گناه رهایی پیدا کنیم . .
در نهایت به این نکته باید توجه داشته باشیم که همه ما میتونیم اشتباه کنیم ، همه ما میتونیم مرتکب خطا بشیم ، اما هیچ کس “حق نداره” یه اشتباه رو دوبار تکرار کنه و باید از اون خطا و اشتباه درس بگیره …
گاهی اوقات تجارب تلخی در زندگی بدست میاریم که تاوان سنگینی مجبور شدیم براش بپردازیم اما اگه همون تجربه و اتفاق تلخ رو به خوبی مدیریت کنیم دست آورد های مثبتی از دلش میتونیم بیرون بیاریم ..
شاد باشید .