ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 129


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی مصفا گفته:
    مدت عضویت: 265 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد

    ‌اگر یکی از افراد نزدیک شما به یک موفقیت بزرگی برسه شما چه حسی دارید: حس حسادت دارم می گم چه شانسی داشته چقدر خوش شانسه احساس غم بهم دست میده که چرا من اون موفقیت ندارم الان حس می کنم که موفقیت تعداد محدودی هست اگر افرادی زیاد موفق بشن جایی برای من نیست دیگه که بتونم به رویاهام دست پیدا کنم این جزو باور های محدود کننده من هست

    ‌قدم اول موفقیت افراد نزدیک به خودمون :

    خواهرم : طلایی استانی و کشوری و سوم آسیا در کارته. : کمی احساس حسادت می کنم به خاطر اینکه سنش از من پایین تره و به چنین موفقیت های رسیده

    پدرم : موفقیت در بیزینس دوتا شعبه کافه : حس خوبی دارم خوشحالم که توی این بازه به این موفقیت رسیده

    بهترین دوستم مهدی : قبولی در مدرسه نمونه (دومین مدرسه خوب شهر ) : احساس ناراحتی غم که نتونستم من هم توی مدرسه قبول شم و احساس کم ارزشی

    دوسته برادرم : موفقیت در بیزینس : احساس حسادت می کنم که درامد بالایی داره

    ‌از چه زاویه مثبتی می تونم موفقیت نزدیکانم را ببینم که بتونه بهم کمک کنه

    از موفقیت خواهرم می تونم این درس و نتیجه بگیرم که موفقیت و رسید به خواسته هات سن و سال نداره و می تونیم هر موقع که بخواهیم به موفقیت برسیم

    از موفقیت پدرم این درس می گیرم که با تلاش و صبر می تونم به نتایج خوبی دست پیدا کنم

    از موفقیت بهترین دوستم مهدی این نتیجه رو می تونم بگیرم که اون نتیجه تلاش و زحمات خودش رو گرفته و هر کاری رو می تونیم با تمرین و تلاش بهش برسیم این می تونه توی کنکور آینده برای من الگوی باشه که اگر بقیه با تلاش. بهش رسیدن من هم می تونم بهش برسم

    دوسته برادرم از موفقیت اون این نتیجه رو می گیرم که تو حرفه ای که علاقه داری. اگر پا بزاری و استمرار داشته باشی می تونی به موفقیت ها ی مالی باور نکردنی هم برسی

    ‌ در مسیر موفقیت این نزدیکانم چه درسی می تونم بگیرم

    از خواهرم می آموزم که تلاش و تمرین کلید پیروزی است

    از پدرم می آموزم که صبر و استمرار اصل موفقیت است

    از دوستم می آموزم که تلاش و تمرین هر موفقیت امکان دارد

    از دوسته برادرم می آموزم که توکل و رفتن به سمت علاقه موفقیت با خود به همراه می آورد

    اولین کامنت بود که گذاشتم ترس داشتم ولی مقابله کردم کامنت گذاشتم

    از خداوند ممنونم که تونستم آگاهی ام را افزایش بدم و با ترسم مقابله کنم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    استاد از شما هم ممنونم بابت زحماتتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1518 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکار و باورهایمان ایجاد و خلق می شوند

    -ما توانایی تغییر باورها و افکار خود را داریم

    -به اندازه ای که بتوانیم باورهای خود را از محدود کننده به قدرتمند کننده تغییر دهیم به همان اندازه نتیجه می گیریم

    -جهان تنها افکار و باورهای ما را به ما باز می گرداند

    -مهم نیست اکنون در چه شرایط و موقعیتی قرار داریم با تغییر افکار و باورهایمان نتایج و شرایط زندگی ما تغییر می کند

    -با تغییر باورها و افکارمان نتایج و شرایط زندگی ما به کلی متحول و دگرگون می شود

    -به اندازه ای که باورها و افکار درونی ما تغییر کند نتایج بیرونی ما تغییر می کند

    اگر فردی در اطراف ما به موفقیت دست یابد چه احساسی داریم؟ او را تحسین کرده یا به او حسادت می ورزیم؟

    -اگر با شنیدن موفقیت افراد احساس بدی داریم به معنای داشتن باورهای محدود کننده در ذهن ماست

    دلایل داشتن احساس بد از موفقیت افراد می تواند متفاوت باشد:

    -با داشتن باور کمبود فکر می کنیم با موفقیت افراد از سهم موفقیت ما کم می شود

    -موفقیت محدود است با موفقیت افراد دیگر شانس موفقیت من کاهش میابد

    -ممکن است با داشتن احساس عدم ارزشمندی فکر کنیم موفقیت افراد باعث ضعیف تر دیده شدن من می شود

    -با باور به شانس و تصادف موفقیت افراد را به شانس نسبت دهیم

    -ممکن است عدم موفقیت خود را به تقدیر سرنوشت خواست خداوند نسبت دهیم

    بنابراین:

    +با داشتن باورهای نادرست خود را از موفقیت دور می کنیم

    +با حسادت به موفقیت افراد خود را از موفقیت دور می کنیم

    +باورهای خود را تغییر داده و از زاویه ای متفاوت به موفقیت افراد نگاه کنیم

    +موفقیت افراد به ما ثابت می کند دستیابی به موفقیت امکان پذیر است

    +از موفقیت افراد الهام بگیریم و باور پذیری و امکان پذیری تحقق خواسته ها را در ذهن خود ایجاد کنیم

    +با داشتن ذهنیت قدرتمند کننده، در مورد موفقیت افراد کنجکاو هستیم از آنها ایده و الهام می گیریم درس و تجربه کسب می کنیم و الگو برای موفقیت بیشتر می گیریم

    +با داشتن باورهای محدود کننده شروع به تحقیر سرزنش برچسب زدن به افراد کرده یا احساس ناتوانی و بی عرضگی داریم

    +برخی افراد با مقایسه و حسادت به طرف مقابل مسیر علایق خود را رها می کنند

    +داشتن ذهنیت قدرتمند کننده در مقابل محدود کننده می تواند نتایج عالی و بسیار بزرگی برای ما ایجاد کند

    +مهم است باورهای محدود کننده خود را شناسایی کرده و آنها را تغییر دهیم

    +اغلب به دلیل عدم خودشناسی احساسات خود را نمی شناسیم

    +به اندازه ای که باورها و افکار ما تغییر کند نتایج زندگی ما تغییر می کند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    سارا سعادت گفته:
    مدت عضویت: 313 روز

    به نام خدا باسلام به استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیزم وتشکر قدردانی از ایشان برای تمام زحمات شان

    من دوره 12 قدم را کار میکنم نتایج خوبی هم گرفتم امروز به این فایل هدایت شدم خدارا سپاسگزارم

    در مورد سؤال استاد در دفترچه یا دداشت کردم ولی خلاصه احساس و باورهای خودم را درباره موفقیت نزدیکانم را می‌نویسم از پیشرفت وداشتن ثروت اطرافیان خود بینهایت خوشحال میشم وحتی مثل اینکه خودم انرا کسب کردهام ذوق دارم باور دارم که هرکدام به طریقی به این موفقیت رسیدهاند مثل تلاش زیاد توکل امید داشتن ارزوی ان را در ذهن خود داشتند و پشتکار وانگیزه برنامه ریزی برای هدفشون وبعضا تلاش مستمر وپیگیری حتی پدر ومادر شان به این موفقیت ها دست پیدا کردند

    فقط یک مورد هست که روی مخ من هست البته برای پیشرفت فرزندانشان هست وهمیشه از خودم سوال میکنم چرا فرزند من با اینکه من هم تلاش کردم وپیگیری به این نتیجه نرسیده در جواب سعی میکنم حسادت نکنم واز پیشرفت فرزاندان اون فرد خوشحال باشم ودنبال علت ماجرا گشتم وقتی هم سوال کردم خود اون فرد گفت تا فزرند تو خوش نخواد فایده نداره بنابراین از گردن من رد اون باید خودش میخواست البته بچه من در زمینه های دیگری داره تلاش میکنه که امیدوارم بزودی به نتیجه دلخواه خود برسه من هم سعی میکنم باورهای خوب براش داشته باشم مطمئنم که فرزندان من خودشون راه خود را پیدا میکنند ودلیلی برای نگرانی وجود نداره

    خدایا کمکم کن نجواهای ذهنی را کنار بگذاریم وبه تو پناه میبرم که تو پناه پناهجویان هستی

    پروردگارا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا نصرتی گفته:
    مدت عضویت: 329 روز

    شکر و سپاس خداوندی را که در نهایت مهربانی میبخشد و عطا میکند.. بدون حساب و کتاب.

    سلام و درود خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته و همچنین دوستان بی‌نظیرم در این مسیر زیبا

    این فایل رو امروز دوبار نگاه کردم و هر بار که اومدم تمرین رو انجام بدم ذهنم قفل میشد، شاید باورتون نشه ولی 6 ساعته که دارم روش فکر میکنم یه برگه سفید با یه مداد گذاشتم جلو روم.. هِی مینویسم و هِی خط میزنم… خیلی گیجم، این تمرین خیلی سخت و چالشیه..

    نمیتونم صادقانه با حسادت درونم کنار بیام، مرتب خودم رو توجیه میکنم که نه نه من حسود نیستم، من از پیشرفت دیگران خوشحالم اما..

    وقتی متن نوشته شده توسط آیدای عزیز رو خوندم متوجه شدم که ای وااای من کجام، احساسم چیه، وضعیت الان زندگیم چطوره، چقدر دقیق و کامل بود تصمیم گرفتم چند بار بخونمش و ازش نکته برداری کنم

    اطرافیان و دوستانم رو از ذهنم گذروندم، اسم 3 نفرشون رو لیست کردم واینکه به چه پیشرفت هایی رسیدن، اما یه نیرویی اجازه نمیده تمرین رو ادامه بدم، استاد معذرت میخوام ولی فکر کنم باید یه کم دیگه زمان بزارم برای این تمرین.

    خواسته هایی که اول سال مینویسم تا اخر سال تیک نمیخوره اما این دوستانم شب خواسته ای رو میخوان و صبح روز بعد تیک میخوره

    تازه فهمیدم که چه ذهن محدود کننده ای دارم، تازه پی بردم که برای شاگرد اول شدن تو این مسیر باید زمان بزارم و اندیشه

    خدایا شکرت که هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2883 روز

    به نام خدای روزی رسان

    فکر میکنم پاسخم به این سوال بیشتر به سمت منفی و حسادت گرایش دارد. یعنی اگر یکی رو ببینم که خیلی موفق شده ( البته در مورد همه شاید اینجوری نباسم و ممکنه بعضی ها بزای من الهام بخش باشن و تحسینشون کنم ) ولی به صوزت کلی حالت حسادت فکر میکنم در من بیشتر باشه ،، یعنی به نظرم هر چقدر هم خودم موفق شده باشم دیدن موفقیت های دیگران باعث میشه حسادت کنم و توانایی ها و دستاوردهای خودم رو بی ارزش تلقی کنم. مخصوصا اگر طرف در زمینه مالی خیلی موفق شده باشه یا در زمینه روابط عاطفی ،، چون هررچقدز خودم تلاش کردم و موفق نشدم این موضوع من رو خیلی آزار میده و خودم رو خیلی ناتوان فرض میکنم و همش میگم خوش به حال طرف چقدر ثروتمنده و کلی داره زندکیش عشق و حال میکنه و مسافرت میره و تفریح میکنه و اینا و منه بدبخت این همه زحمت کشیدم نتونستم به پول یا رابطه ی عاطفی برسم !!! احتمالا اون ادمه شانس داره یا خدا براش میخواد ووووو یه عالمه از این حرفا !!! خوش به حالش چه زندگی ای داره و ما فقط پدر خودمون دراوردیم,,, ایییی توووف توی این مملکت فلان شده خخخخ که همه چی پارتی بازی توش !!! یا خیلی احساس ناتوانی در مقابل اون فرد میکنم که بااااابااااا اون ادمه احتمالا اگر توی حوزه ی کاریش خیلی موفق شده یه هیولایییههه که خیلییییی چیز بلده و خیلییییی خاص و شاخ و هیولاس و بابا ما که اصلا کارایی که بلدیم و مهارت هامون ارزشی ندارن ،، کی میاد بابت این کارا و مسخره بازیا پول به ما بده اخه !!! یا اگر توی رابطه ی عاطفی طرف خیلی موفق شده باز هم اغلب حس حسادت دارم که بابااااا اون احتمالا خیلی پسره جذابیه و یا بچه پولداره و یا جوون تر از منه و یا خیلی خوش قیافس وووو یه عالمه از این حرفا ،، من همش یه مربی ساده هستم که میاد بابت ورزش و مربیگری با من دوست شه یا با من وارد رابطه عاطفی بشه ،، اخه این شغل من هیچ پولی توش نیست و در نتیجه هیچ دختری هم نمیاد با من وارد رابطه بشه !! اگه شغلم املاکی بود یا اگر بچه مایه دار بودم یا اگر جوون تر و خوش قیافه تر بودم یا اگر کاشی فروشی داشتم یا مثلا اگر کارخونه دار بودم و کلی خونه و ماشین و تحصیلات عالیه در بهترین دانشگاه های دنیا داشتم و قیافه و موهای خوشگل وووو یه عالمه از این حرفا داشتم اون وقت همه دخترا عاشق این بودن که با من ازدواج کنن و با من وارد رابطه بشن !! و دیگه اون وقت اصلا به کسی حسودی نمیکردم !!

    و این حسادت کردن و نادیده گرفتن خودم و نادیده گرفتن ارزش هام در مقابل نزدیکانم بیشتر اتفاق میوفته ، در کل برای موضوعاتی که خیلی تلاش کردم و نشده و وقتی میبینم از نزدیکانم با تلاش خیلی خیلی کمتر از من و خیلی راحتتر و اسون تر از من به اون موفیت رسیدن ، این موضوع به شدت من رو ازار میده

    به صورت کلی ذهنیت فقیر و محدود کننده همه چیز رو خیلی سخت و پیچیده میبینه !!

    تمر ین 1: موفقیت افراد نزدیک به خودتان را بنویسید :

    خواهرم : دکترای پزشکی

    همسر خواهرم : متخصص گوش و حلق و بینی

    دوست دانشگاهم : قبولی در بهترین دانشکاه های دنیا و الان فکز کنم دکتری داره و امریکا هست .

    سجاد دهنوی: والیبالیست سابق تیم ملی و الان امریکاست.

    و دوستان دیگر دانشگاهم

    تمرین 2: من چه احساسی دارم در مورد موفقیت این فرد نزدیک به خودم ؟ احساستون رو بنویسید و واضح توضیح بدید.

    احساس حسادت و بی ارزش بودن مهارت ها و توانایی هایی که دارم و اینکه اونا خیلی خاص و عجیب و غریین

    تمرین 3: چه ایده های الهام بخشی یا خودباوریی میتونه موفقیت این فرد در من ایجاد کنه ؟ از چه زاویه مثبتی میتونم موفقیت این فرد رو ببینم که بزای من الهام بخش باشه بزای حرکت کردن، بزای پیشرفت کردن، بزای موفق شدن ؟

    خب اگر اینا تونستن پس من هم میتونم.

    خب هر کدام از این ها در حوزه های مورد علاقشون موفق شدن و خب من هم در حوزه ی موزد علاقم کلی موفقیت کسب کردم . من هم در ورزش خیلی موفق هستم و موفق هایی در سطح کشور دازم ، پس اینا خیلی هم ارزشمند هستن،، اونا در مسیر علایقشون موفق بودن و من هم در مسیر علایقم .

    تمرین 4: چه درس هایی میتونم بگیرم از مسیری که اون هجا برای موفقیت طی کردند ( مثل تمرکز بالا، کم کردن حواشی زندگی،پشتکار بالا، توکل به خدا ووو) چه در س هایی از مسیر موفقیت این ها میتونم بگیرم ؟

    اون افراد اگر موفق شدند به این دلیل بوده که پشتکار بالا داشتند . حواشی زندگی رو از خودشون دوز کردن و فقط به هدفشون فکر کردن و تمرکز کردن و برای رسیدن به هدفشون زمان و انرژی و پشتکار بالا داشتن. ایمان داشتن و توکل داشتن .

    و ادمای عحیب و غزیب و خاصی نیودن بلکه فقط تمرکز و عشق و علاقه و ایمان و توکل و این چیزها رو داشتن .

    خب اینم از رد پای بعدی من،، یادم باشه تعهد دادم

    خدایا شکزت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    امنه رجبی گفته:
    مدت عضویت: 472 روز

    سلام استاد عزیزومریم جون از اموزشای قشنگ وایدهاتون ممنونم

    فاطمه عروسم وقتی وارد خونه ما شد باهم خیلی مشکل داشتیم وطرز فکرامون فرق می‌کرد وهمیشه باهم درگیر بودیم اما الان نزدیک سه سال که خدارا شکر هم من روخودم کارکردم وهم اون وباهم آنقدر خوب وصمیمی شدیم که هیچ کس باورش نمیشه ما عروس ومادرشوهر هستیم ومن فهمیدم که این افکار و ذهنیتی بود که از گذشته تو ذهن ما گداشته بودن که عروسی ومادرشوهر باهم کنار نمیان

    برادرم مجتبی تو کسبو کارش خیلی از من جلوتر بود در سورتی که من خیلی ازاون بزرگترم همیشه ازش بدم می‌آمد که چرا اون پیشرفت کردی چون با پدرم کار میکر همیشه کنار پدرم بود فکر میکردم بابام به اون کمک میکنه ووقتی چیزی میخرید ناراحت میشدم ومیگفتم اون نمیزاره من پیشرفت کنم آن نزاشت من خونه بخرم اما خدارا شکرمیکنم الان دیگه این فکرارو نمیکنم وتوجه شدم اون طرز فکرای من بوده که به اینجا رسیدم واین جایگاه من فرکانسی که خودم ایجاد کردم والان هر موفقیتی که اون وهرکس دیگه بدست مبارک واقعا خوشحال میشم وتحسین میکنم وتلاش میکنم تا بتونم من هم به موفقیت‌های بیشتر برسم

    پسرم زود ازدواج کرد دراول ازدواجش تونست بدون حمایت من ویا هر کس دیگه ماشین دیوستو7بخره خیلی خوشحال شدم وتحسین کردمش والان با کمک خدا وپسرم بااستاد آشنا شدم وخداراشاکرم که تا حدودی تونستم درمدار درست قراربگیرم وآشنا استاد عزیزومریم جون سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مهدی یامی گفته:
    مدت عضویت: 1188 روز

    محمد برادر دامادمون هستش؛ 3سالی از من بزرگتره و توی دهه70 که موتور خریدن کاره بچه مایه دارا بود، با کار کردن موتور خریده بود، اوایل دهه80 پیکان خرید و سال 85ازدواج کرد و با پراید صفر خودش عروس‌کشون رفت، خب همه مثالشو بهم می‌زدن… بدیهی بود که یه امت بهش حسادت کنن و منم از این قائله مستثنی نبودم(از نظر من راز موفقیتش این بود که سره یه شغل سال‌ها موند/برعکس من) نکته جالب اینکه این نوع نگاه که آدم باید سرجای درستش قرار بگیره و اجازه بده به تکامل برسه؛ چیزیه که استاد به بی نظیرترین شکل ممکن واسم جا انداخت و تازه میفهمم که بههههله. حسین اصغر: برادر زن داداشم، یه پسر آقا، زحمت کش، و نون حلال‌خور که از روستا به تهران اومد و ایشون هم با مداومت در یک شغل و پشتکار بالا تونست به موفقیت‌هایی از قبیل خرید خونه در ورامین خرید ماشین ، حمایت از پدر و مادر و دهها مورد دیگه، که البته دمش گرم.

    نکته جالب اینه استاد: من در سال86 اولین وسیله نقلیه خودمو گرفتم(این که میگم وسیله نقلیه؛ به این خاطره که تا اون لحظه من یه گنجشک هم نداشتم که پرواز بدم) پرشیا مدل سال، به روح پدرم قسم که یک ریال از کسی کمک نگرفتم و خودم با تلاش خودم بهش رسیدم حلاااال. آره من اغلب به افرادی حسادت میکردم که از من پائین‌تر بودن و بعد از من سبقت گرفته بودن حسادت میکردم، اعتراف میکنم که این حس حسادت درحد چند دقیقه بود و فراموش می‌شد.

    استاد عباس منش شاید ندونی اما من با عزیز دلم، هفته‌ای ده‌ها بار به خودت و خانواده‌ات دورود می‌فرستیم. دوست دارم بزرگ مرد️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    قاسم بذرگر حقیقی گفته:
    مدت عضویت: 274 روز

    باسلام خدمت استادعمل عزیز وخانمستایش گرامی،مهدی همکارم،ایشون بااینکه تلاش فیزیکی کمترمیکنه وزمان کمترهم سرکارهست هم درآمد بهتری داره هم جایگاه بهتری داره درصورتی که اون مسول تاسیسات منم مسول جوشکاری هستم،اوایل رابطه خیلی خوبی نداشتیم چون احساس حسادت میکردم اما2سالی هست که بیشتر روی خودم کار میکنم الان بسیار رابطه خوبی داریم وزرنگی اوراتحسین میکنم،،،حمیداقاوافرادی که توانجمن از لحاظ معنوی ورهجوداشتن وخدمت کردن پیشرفت کردن؟؟من نسبت به این افراد خیلی احساس خوبی دارم وسعی میکنم از آنهایادبگبرم و الگویی خوب برایم هستند برای پیشرفت معنوی دربرنامه،،،،صاحب شرکتی که توش کارمیکنم،حاجی وپسرش عمادوانسانهای پولدار،،،قبلااصلااحساس خوبی به انسانهای پولدار نداشتم چون فکر میکردم که انهاازافرادی مثل من استفاده می‌کنند به پول و ثروت میرسندوحق مارونمی دهندودلیل بدبختی خودم که یک کارگربودم رواونهامیدونستم درصورتی که اونهاروزبه روز پیشرفت میکردم ومن بدبخت تربودم ولی الان صادقانه ازته دلم انهاوموقعیت انهاروتحسین میکنم و میگم دمشون گرم چقدرعرضه وهمت داشتن تونستم اینطور مکانی روفراهم کننده فقط200نفربه طور مستقیم و هزاران نفر به طور غیرمستقیم نون میخورن خودشان هم دررفاه ونعمت زندگی میکنندوچقدربه رشدجهان کمک می‌کنند واین جمله طلایی استادعمل عزیز که میگوید،،کسی که خوب زندگی کردوجهان راجای بهتری برای زندگی دیگران کردبه نظر من این معنوی تمرین جمله هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مونا حسین نیا گفته:
    مدت عضویت: 302 روز

    شروع کردم به دیدن دوره ذهنیت قدرتمند،سوال پرسیدید احساستون نسبت به موفقیت دیگران چطوره؟واقعا خوشحال میشم ونشونه میبینم برای خودم خواهرام وبرادرمو دیدم ک چقدر سختی کشبدن اما درنهایت ب درامد روز افزونشون رسیدن واقعا خوشحال واشک شوق ریختم براشون …اما به تازگی این حس درمن ب وجود اومده ک ببین دست ب دوتا شغل زدی اما نتونستی ب درامد برسی میرسیااا جوریکه درامد یک هفته من درامد چندماه اوناست شغلم ترید هست اما ازدست میدم وباخاک یکسان میشم ،حس سرخچردگی دارم ،بارها این اتفاق میفته یعنی مشکل ازمسیرمه؟یا نه باور غلطی تو ذهنمه ک نمیزاره خوشیم موندگار باشه؟ بکاردیگه ایی هم دست زدم تو اون شغلم همین اتفاق برام افتاده ،ترس ازدست دادن پول و امنیت مالی دارم باید چطور این حسو درستش کنم‍خیلی درموندم کمک کنید لطفا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مونا حسین نیا گفته:
    مدت عضویت: 302 روز

    سلام من تازه عضو سایت اقای عباسمنش شدم اما قبلنا ک نمیدونستم قانون جهان هستی چیه بادورشون اشنا شدم وباعث شد زندگیم رو تغیر بدم اما الان افتادم تو دور الگوی تکرارشونده از زندگیم ک بارها برام اتفاق میفته ونمیدونم باید چیکارکنم بااینکه دوره الگوی تکرارشونده رو دیدم ولی هنوز متوجه نشدم بابد چیکارکنم! اینکه تو شغلم زحمت میکشم وبه پول میرسم تا به یه نقطه امن میرسم تو سه سوت کل دارایمو ازدست میدم دوران خوشیم شده کمتراز یک ماه،اما دوران بدبختیم سالها طول میکشه این رویه چهار بار تو شش سال اخیر برام اتفاق افتاده ،تااینکه هدایت شدم سمت شما میدونم ک راه حلی داره اما مثل ورزشکارایکه ک میخوان وزن کم کنن واستپ وزنی میکنن من هم استپ ذهنی کردم ودرمانده چطور باورای غلطمو پیدا کنم چطور رفعش کنم لطفا جواب پیاممو بدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سپیده یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 799 روز

      سلام مونا عزیز

      وارد قسمت آزمون ها شو و گزینه آزمون شناسایی ترمزهای مخفی ذهن رو انتخاب کن و آزمون را در کمال آرامش انجام بده تا شما رو به دوره مناسب هدایت کنه.در دوره ها تمریناتی برای پیدا کردن ترمزهای ذهنی و ایجاد باور های قدرتمند کننده وجود دارد و میتوانید از نشانه امروز من هم استفاده کنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت