ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5211MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 526MB27 دقیقه














به نام الله مهربان
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم فرکانسی عزیز
در خصوص سوالی که فرمودین من اعتقادم بیشتر بر اینکه میشود در همه زمینه ها با تلاش تمرین و تکرار توانایی به دست اورد ولی در صورتی که علاقه هم همراه باشه من خیلی کارها بود که کلاس شرکت کردم مهارت هم بدست اوردم ولی چون بهش علاقه ای نداشتم نتونستم ادامه بدم و گسترش بدمش من احساس میکنم استعداد رو میشع کسب کرد به شرط علاقه مند بودن به اون زمینه *
از استاد عزیز تشکر میکنم که این اگاهی ها رو در اختیار ما قرار میدن تا به شناخت بهتر از خودمون برسیم امیدوارم خداوند بهتون سلامتی عنایت کنه و نگهدار و محافظ شما باشه .
به نام الله
به نام خدایی که هر لحظه در حال هدایت است
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته دوستداشتنی
که کلی دلم واسشون تنگ شده
خدارو شکر میکنم که در این سایت هستم که اگه یه روز صدای استاد رو نشونم انگار سالهاست که از اینجا دور بودم
خدایا شکککککرت
این فایل نشانه دیروزم بود ولی دیروز مهمان داشتم
نتونستم که فایل رو گوش کنم
امروز اومدم بعد از کارهای خونه گفتم به خودم قول دادم که تمریناتم رو روزانه باید انجام بدم
در مورد این موضوع باید بگم به نظر من باتلاش پشتکار وتمرین وتکرار هرکاری میتونیم یاد بگیریم
وانجامش بدیم باید قدم برداشت وتوکلمون به خداوند باشه شاید یه جاهایی توی مسیر یه چالشهایی داشته باشیم ولی باید ادامه داد
من خودم قبلاً هرکاری میکردم که کوبیده درست کنم پیش خودم میگفتم نمیتونم باید بلد باشی چطور سیخ بگیری باید مهارت داشته باشی
ولی با گوش دادن فایلهای استاد نشستم وبا خودم فکر کردم گفتم تو اصلأ اقدام کردی ببینی میتونی یا نه
مگه میشه بدون اینکه قدم برداری ووحرکت کنی نتیجه رو رقم بزنی اومدم روشی که دیده بودم خواهرم انجام دادم
میدونید نتیجه چی شد اینقدر خوب شده بود که خودم تعجب کردم
الان مرتب درست میکنم وخیلی خوشمزه میشه
امروز دخترم اومد پیشم داشت درس ریاضی رو انجام میداد بهم گفت من خدای ریاضی هستم گفتم چرا این حرفو میزنی گفت چون وقتی اینو میگم خدا کنارمه وکمکم میکنه
استاد من توی آشپزی اگه چیزی که فبلا درست نکردم تکرار میکنم شاید بار اول دوم خوب نشه ولی
ادامه میدم وعالی میشه
همیشه باید ادامه داد خود من یه مدتی زبان میخوندم همون اندازه هم یاد گرفتم ولی وقتی متمرکز شدم روی سایت دیگه کنار گذاشتم
ودیدم که خیلی این مسیر رو دوست دارم
ودارم ادامه میدم خیلی خوشحالم وحالم خیلی خیلی بهتر شده به لطف این سایت
از شما وخانم شایسته عزیز هم سپاسگزارم
در پناه الله بی همتا
درود
روز صد و نود و نهم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیزم
استاد چقدر این فایل بی نظیر بود. تا باحال اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم که استعداد مهم نیست. همیشه تو ذهنم این بود که برای هر کاری اول علاقه و بعد کمی استعداد لازمه اما خب این رو هم میدونستم که نیاز به تلاش و انگیزه هست .
اما در رابطه با سوالتون برای خودم کمی استثنا همیشه قائل بودم یعنی من برای هر کاری این باور رو داشتم و دارم که خوب یاد میگیرم در هر حرفه ای و اصلا به استعداد فکر نمیکردم که بگم نه من استعداد این رو کار رو ندارم.
بجاای استعداد چیزی که همیشه واسم مهم بود،علاقه بود که آیا علاقه به این حرفه به این درس به این هنر دارم یا ندارم ؟
و اگر علاقه بود مطمئن بودم از پسش برمیام و اگر علاقه نبود اصلا سمتش نمیرفتم.
من در هنر ، در درس ، در آشپزی ، در رانندگی ، همیشه تحسین و تمجید شدم چون کارم به نحو احسن بوده یعنی گاهی حتی بیشتر از آنچه که آموزش میدیدم بازدهی داشتم
،اما چیزی که همیشه مانع بود در هر زمینه ای ، اون حس کمالگراییم بود که از هیچ کارم رضایت کامل نداشتم.
بنابراین برای من استعداد اصلا مطرح نبوده. علاقه اولویت بوده و بعد تمام تلاشمو کردم که به نحو احسن اون حرفه رو انجام بدم .
یادمه دوران مجردی یک جایی مشغول به کار شدم، که بهم گفته شد که کار حسابداری هم باید انجام بدم و چون اصلا بلد نبودم بهم کمی آموزش دادند و وقتی اومدم شروع به کار کردم خیلی سر خورده شدم و ناموفق و کلا از اون کار اومدم بیرون ، همیشه توی ذهنم بود که من حسابداری رو دوستندارم، اما این فایل یک تلنگر بود که فقط شاید من از شیوه ی درستی آموزش ندیدم یا اینکه اموزشم خیلی کوتاه و ناقص بوده و نتیجه ی مطلوب نداشت و شاید اگر آموزش تخصصی میدیدم خیلی هم موفق عمل میکردم.
پس این ربطی به علاقم نداشته و استعداد هم اصلا بهش فکر نکرده بودم. چون من تو رشته ی کامپیوتر حرفی واسه گفتن داشتم یادمه توی دروس مربوط به سخت افزار بی برو برگرد بیست بودم خروجی ها همیشه درست در میومد و خودم تعجب میکردم . دیگه حسابداری که اصلا درمقابلش کار سختی نبود. فقط من مسیر رو اشتباه رفته بودم.
در این فایل یه زنگی تو گوشم زده شد که تابحال بهش فکر نکرده بودم من همیشه توی ذهنم این بوده که تو هر مسیری برم قدرت عملکردم عالیه اما دللیش رو با توجه با اموزه های استاد تو این مدت فهمیدم و این فایل یک تلنگر شد که تو هر زمینه ای اگر همیشه فکر کردم که خودم خیلی ماهرانه عمل میکنم اشتباه بوده بلکه لطف پروردگار بوده دستان خدا هدایتم کرده که عالی باشم.
نکات این فایل مثل همهی فایلها نکاتی بود نشنیدنی ، اصلا وقتی گوش میکنم تکان میخورم که اصلا تابحال از جایی این مطالب رو نشنیدم
اینکه فرزندانمون رو بخاطر استعداشون تحسین نکنیم بلکه بخاطر حرکتشون ، تلاششون … تحسین کنیم خیلی نکته ی بی نظیری بود .
هیچ کس برای پیشرفت به استعداد نیاز ندارد بلکه به توکل باور به خداوند به تلاش و پشتکار و ادامه دادن نیاز داره
یک نکته ی جالب دیگه این بود که بعضی ها کمی دیرتر در هر زمینه ای یاد میگیرند اما وقتی یاد میگیرند خیلی عالی عمل میکنند ، این من رو یاد ده سال پیش انداخت که میخواستم رانندگی یاد بگیرم درسته از سالها قبل کمی تمرین کرده بودم اما فاصله افتاده بود و وقتی شروع به آموزش کردم به مربی گفتم من اصلا هیچ چیز بلد نیستم و احساس میکردم خیلی گنگ هست واسم سوال زیاد میپرسیدم با اینکه بارها سالها قبل پشت فرمون نشسته بودم اما تو ذهنم بود که فقط آموزشگاه میتونه اصولی آموزش بده ، برای همین هر سوال ریز و درشتی که بود میپرسیدم اصلا مربی من خالی کرده بود احساس کرده بود من خیلی کند ذهن هستم اما وقتی یک ضرب عملی رو قبول شدم اونجا بهم گفت من روز اول ترسیدم که استعداد نداری ولی خیلی الان عالی عمل میکنی
دقیقا برای نقاشی هم همینطور بودم خیلی اوایل سوال میپرسیدم خیلی واسم چالش داشت اما وقتی کار رو اجرا میکردم همه تعجب میکردند حتی بارها بهم گفته بودند که تو نسبت به استادی که داشتی خیلی بهتر عمل میکنی.
و حالا که یکساله داخل سایت هستم و آموزش های هدیه رو دنبال میکنم کامنت ها رو میخونم خیلی واسم سوال پیش میاد خیلی احساس میکنم گنگ هستم خیلی گاهی روزها احساس میکنم مسیر سختی هست و نتایج نیست ولی همیشه یک امیدی میاد که شاید مثل مسیرهای دیگه اولش اینجوری هست و بعد بالاخره جواب میگیرم عالی .
به امید پروردگار
خدایا شکرت
با سلام و عرض ادب به استاد
سوال جلسه 5 :
1. آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
2. یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟
پاسخ : بله فکر می کنم با تمرین، تلاش و مداومت می توانم در مواردی پیشرفت کنم که اکنون درباره آن مهارت خاصی ندارم یا به اصطلاح با استعداد نیستم .
تمرین :
مرحله اول:
مهارتی که فکر می کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده ای که به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.
” فن بیان (بطوریکه منجر به متقاعد کردن مشتری برای خرید یک محصول شود. ) ”
سپس :
1. دستورالعمل : یک هدف قابل دستیابی و معقول برای بهبود در آن مهارت را در نظر بگیر .
اجرای عمل : ” هدف ” : متقاعد کردن یک مشتری برای اجاره ی یک محصول .
2. دستورالعمل : پیرامون آن موضوع مطالعه و تحقیق کن .
اجرای عمل : سایت های مختلفی را سرچ کردم از جمله شرکتی که تا 1 هفته ی پیش مشغول به کار بودم و اطاعات در مورد ” محصولات، نحوه کارکرد آنها، تفاوت آنها با یکدیگر، انواع برندهای محصولات موجود در شرکت، هزینه اجاره هر محصول و چک کردن محصولات موجود در شرکت ” را جمع آوری کردم که باعث شد، از نظر اطلاعات کافی برای کمک به مشتری برای انتخاب یک محصول غنی باشم.
3. دستورالعمل : ایده های قابل اجرا برای شروع کار را یادداشت کن .
اجرای عمل : ارسال نکته های ریز و مطالب خلاصه شده به همراه تصویر انواع برندهای محصولات شرکت به قسمت سیومسیج شبکه اجتماعی شرکت، در مواقعی که در خانه هستم تا در وقت های اضافه ای که در شرکت پیش میاید مرور کنم که موقع مشاوره دادن به مشتری و راهنمایی ایشان برای انتخاب یک محصول مسلط تر باشم و محصول مناسب با شرایط مشتری را پیشنهاد دهم.
4. دستورالعمل : و قدم اول را در آن راستا بردار.
اجرای عمل : تقریبا هرشب که میرفتم خونه یسری مطلب تازه ارسال میکردم .
مرحله دوم:
دستورالعمل : در طی برداشتن هر قدم در راستای این هدف، بهبودهایی که در این روند ایجاد می کنی را ببین و در یک دفترچه یاد داشت کن. خیلی سخاوتمندانه این کار را انجام بده و حتی کوچکترین بهبودها را ببین و یادداشت کن. حتی بهبودهایی که ذهن شما می خواهد آنها را بی ارزش جلوه دهد را نیز جدی بگیر.
اجرای عمل :
1. برام راحت تر شده بود که در پاسخگویی به تلفن با صدای بلند و شمرده و واضح صحبت کنم .
2. بعضی اطلاعات مورد نیاز را که باید از مشتری میپرسیدم را از حفظ میپرسیدم و نیازی به نگاه کردن یادداشت هایم نبود .
3. 2 روز در طی این مدت کوتاه تونستم به موقع کارهایم را انجام بدم و طبق ساعت اداری از شرکت خارج شدم.
4. پیگیری کردن بدهکاران را برای تسویه و تحویل محصول یا تمدید اجاره محصول بهتر شده بود . لحن کلامم محکم تر و قاطعانه تر شده بود . ( بطوریکه تحویل محصول و یا تمدید اجاره محصول سریعتر مشخص می شد . )
5. بالاخره تونستم 1 یا 2 تا مشتری رو راهنمایی کنم و ارسال محصول برایشان انجام شود.
مرحله سوم:
1. دستورالعمل : در طی روند پیشرفت، لیست بهبودهای خود را مرور کن و با استفاده از این شواهد، مرتباً این نکته را به ذهن خود یادآوری کن که : حتی در مواردی که فکر می کردی به درد انجام آن کار نمی خوری و استعداد نداری، ببین چقدر پیشرفت داشته ای!
اجرای عمل : تقریبا هر روز این مورد را در ذهنم مرور میکنم و زمانیکه فراموش میکنم دوباره حس این موفقیت را در ذهنم یادآوری میکنم.
2. دستورالعمل : آگاهانه به ذهنت ثابت کن که تمرین و تکرار به اندازه کافی، قطعاً نتیجه می دهد و مهارت را ایجاد می کند. در نتیجه بر طبق این تجربه ها، استعداد اصلا مهم نیست بلکه مهم حرکت کردن، قدم برداشتن و مداومت در مسیر است.
اجرای عمل : در طی این دوره کوتاه کاری، این مورد برام ملموس شد . اما هنوز باید بیشتر روی این مورد کار کنم . چون هنوز مقاومت هایی در این زمینه دارم.
سلام ودرود به استاعباسمنش وخانووم شایسته عزیز
استاد راجبه سوالتون من خیلی این شرایط برام پیش اومده که خیلی کارارو بلد نبودم اما الان توش عالی م به لطف خداوند
من خیلی به حفظ قرآن علاقه داشتم ودارم
وقتی وارد موسسه شدم برای حفظ اصلا بلد نبودم یه آیه روبازبان عربی بخونم
اما الان خدا رو شکر حافظ پنج جز ازقرآنم وکاملا مسلط به زبان عربی
تنهاچیزی که باعث شد هرروز بهتر بشم تو این کار استمرار من بود که هرروز تمرین کردم
بدون یه روز تعطیلی
والان بینهایت خوشحالم وخداروشکرمیکنم
وازشما استادعزیز تشکرمیکنم
درپناه الله مهربان باشید
سلام
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت که به همه انسانها به یک اندازه استعداد دادی .
این دیگه دست خود انسان هست درچه زمینه ای علاقه دارد باید حرکت وتلاش کندچه حرکت ذهنی ویا تلاش فیزیکی.
اگرکسی به نویسندگی علاقه دارد بیشتر تلاش ذهنی لازم دارد.اما اگر کسی به باستکبال علاقه دارد درکنار تلاش ذهنی باید حرکت فیزیکی هم بکند.خدانگهدار
بنام خدایی بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی
ذهنیت قدرتمند کننده دربرابر ذهنیت محدود کننده
قسمت 5
تمرین اول
به نظر من انسان اگر خواسته باشد تو هر زمینه آیی میتواند پیشرفت کند به استعداد این چیزا هم ربطی ندارد فقط به تلاش انسان بستگی دارد من قبلن هم چند بار در کامنت ها گفتم چون من به خیاطی علاقه نداشتم همه خواهرام خیاطی را بلد بودن ومن هیچ علاقه ای نداشتم واونا همیشه میگفتن که تو نمیتونی اینکار انجام بدی ومن بلاخره یه روز تصمیم گرفتم که اینکار را یاد بگیرم وطی یه مدت خیلی کوتاه تونستم یاد بگیریم واون آموزش ها را تموم کنم و به همه ثابت کردم که هرکسی خواسته باشه میتونه هرکاری که بخواهد میتواند انجام بدهد باوجودیکه هیچ استعدادی هم در این مورد نداشتم والان میتونم تمام لباس هامو خودم بدوزم وخیلی خوشحالم که تونستم این کارا بکنم وحالا همیشه یک روشی بهتر پیدا میکنم که کارم بهتر بهتر بشه اگر تلاش کنیم وباور داشته باشیم که ماهم میتونیم وهیچ کس از کسی بهتری ندارد همه میتونن یاد بگیرن تو هر زمینه ای که کوشش کنند پس میتونن سپاس از استاد عزیزم به امید موفقیت همه عزیزان در پناه خدا باشید
خدایا شکرت که تورا دارم
سلام ودرود بر استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسم
خدارو شکر من به این درک و فهم رسیده بودم که باید برای هر کاری تلاش کرد ولی به اینکه همیشه در مسیر بهبود باشم یه جایی خسته شدم و حالا با این شناخت هر روز و هر لحظه که ذهنم خواست من رو گول بزنه که بسه و کافیه چرا نتیجه نمیگیری ،یه دلیل محکم دارم و میگم من باید ادامه بدهم چون مسیرم درست هست من باید یه چیز دیگه رو بهبود بدم و با این باور جدید دوباره ادامه میدهم و پای همه چیز خودم و کسب و کار و زندگی م (در همه جنبه های زندگی )می ایستم با توکل و ایمان به خدایم .
پس من برای تمرین این فایل بسیار ارزشمند خودم رو در زمینه کسب و کار و زندگی ام هر روز بهبود می دهم با توکل به خدایم و هدایتهای ش و درک الهامات و اجرا به آنها.
بنام آن کسی که همه کس اوست
سلام وادب دوستای گلم واستادعزیزدلها
بنده میخواستم بگم که بله من کسی هستم که کارتفریحی که درحال حاضربرای خودم وتمام خانواده ام ایجادکردم هم بدون استعدادومهارت اولیه بوده وباتمرین وآموزشهای صحیح هرروزداریم خداراشکرپیشرفت میکنیم ودرهای زیبایی های بیشتری درش به رومان بازمیشود…
بله استادحتما نبایدتوکاری استعدادداشته باشیدهمان که ازکاری لذت ببریدباتمرین وآموزش صحیح به موفقیت میرسی /همین
درآخربینهایت ازتون سپاسگزارم که همیشه باعشق بهمون آموزش صحیح قانون آفرینش رویادمیدید//
سپاسگزارم /یاحق
درود خدمت استاد عباسمنش و دوستان
دوستان من یه سوال از شما دارم
اگه دوست داشتی جواب بده.
من چند وقته که دارم با استاد کار میکنم و روی قوانین تمرکز کردم و سعی میکنم تا جایی که میتونم درک کنم و به دانسته هام عمل کنم
ولی هر چند یک بار وقتی که توی جمع یا اجتماع یا دوستان نزدیکم قرار می گیرم
احساس میکنم احمقم ، رفتارم احمقانس ولی میدونم درونم انقدر هم احمق نیست ولی توی عمل و ظاهر خیلی از رفتار دیگران تاثیر میگیرم
غم ادمای دیگه و دوستام واقعا من رو هم غمگین میکنه و هیچ فرقی با خودم نداره همه ی انسان ها با خودم فرقی نمیکنن برام
احساس میکنم اونا هیچوقت نمی تونن منو درک کنن
گاهی حس میکنم بیشتر ادما نسبت بهم حس ترحم دارن
من یه ادم درونگرام و پر حرف نیستم ولی وقتی استرس میگیرم پر حرف میشم و خنده های عصبی …
من هیچوقت نمی تونم توی جمع حتی صمیمی ترین دوستام اونی باشم که هستم ، اونی باشم که میخوام
و فکر میکنم این بخاطر ضعف ذهن و عزت نفس منه
من اغلب فکر میکنم از طرف جامعه یا جمع دوستام پذیرفته نمیشم و نظر دیگران برام زیادی مهمه
ایا کسی رو دور و برتون با این ویژگی ها دیدید که از رفتارش بتونید این احساساتش رو بفهمید یا خودتون شده اینطوری باشید؟
فکر می کنید دلیلش چیه و راه حل چی میتونه باشه