همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابولفضل فنائ گفته:
    مدت عضویت: 1167 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام خدمت استاد جان

    و خانم شایسته عزیز

    بله کاملا حرف استاد درسته

    که اگر تو تلاش‌های برای درست کردن شرایط زندگی

    افراد نه به ا‌ن فرد کمک نکردی بلکه هم به اون فرد

    ضربه زدیی وهم خود تو بیچاره کردی

    مثال خودم

    یه زمانی خواهرم زندگیش به مشکل خورد

    وشوهری آمد وگفت این جور و اونجوری

    تو بیا صحبت کن بلکه درست شه وبریم سر زندگیمون

    من هم قبول کردم باز هم بگم قبل یاد گیری قوانین جهان بود

    رفتم شروع کردم روز اول گفت باشه

    روز دوم گفت فکرامو کنم

    روز سوم گفت نمیتونم زندگی کنم

    روزبعدتو دیگه نیا صحبت کن خودم یه فکری میکنم

    روز بعد باز من با اصرار هی صحبت می‌کردم در هر موقعیت ومکان وزمان که پیش می‌آمد

    ویک روز گفت با لحن خیلی تندی که برا چی دخالت میکنی

    به تو ربطی نداره

    اصلا همین اصرار کردن تو بود که من ازدواج کردم وبه این روز افتادم

    آخرش بدهکار هم شدم ونتیجه 3 سال با خواهرم قهر بودم

    وگفتم ای گوش نکن فراموش

    بعد که قوانین درک کردم به این نتیجه رسیدم ورها کردم ما واقعا نمی‌توانیم زندگی هیچ کس حتی خواهر وبرادر فرزند پدر ومادر خودمون را تغیر بدیم فقط میتونیم به خودمون لطف کنیم اگر خواسته باشیم

    باز هم خدا خیر به استاد بده که من رو با قوانین بدون

    تغییر خداوند آشنا کرد

    به امید توفیق روز افزون ثروت سلامتی آرامش برای تمام عزیزان عباس منشی

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1821 روز

    به نام خداوند هدایتگر و سریع الجوابم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستان مسیر الهی

    این فایل نشانه امروزم بود و وقتی که داشتم به این فکر میکردم که من چطوری باید با داداشم صحبت کنم که کمکش کنم که از مسیری ک داره میره فاصله بگیره و یکم خودشو اصلاح کنه به سراغ سایت اومدم و رو نشانه امروز زدم وای خدا واقعاااا سریع الجوابی، در کسری از ثانیه با این فایل فوق العاده جوابمو دادی که رها باشم و نخوام ک کسیو تغییر بدم. من بارها این فایل رو گوش دادم و امروز تا دیدمش و متن رو خوندم دیدم دقیقااا متناسب با مسئله امروز منه. من باید بفکر پیشرفت و بهبود خودم باشم خدای من، خدای داداشمم هست

    اگه الان داره با تضادی دست و پنجه نرم میکنه باید رهاش کنم تا مسیر درست رو خودش پیدا کنه

    من اگه دخالت کنم و بخوام تغییرش بدم ن تنها تغییر نمیکنه بلکه باعث میشم ک زمان بیشتری طول بکشه تا متوجه بشه که مسیر درست و خواستهاش چیه و عملا در روند رسیدن ب خواستهاش بجای اینکه پل باشم، میشم سنگ و مانع ک دیرتر برسه.

    خدایا شکرت برای این درک و اگاهی ک امروز بهم دادی

    استاادای عزیزم مرسییی هرچقد از شما تشکر کنم بابت این سایت فوق العاده بازم کمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1347 روز

    بنام پروردگار رب العامین

    خداوند جان و آفرین

    سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    برگ سیزدهم از سفرنامه من

    یکشنبه 1403/3/13

    ساعت 19:53

    متأسفانه از روزی ک متأهل شدم

    تصمیم ب تغییر دیگری داشتم

    از همون لحظه ی اول زندگی

    چقدر من نقش یک قربانی را در این زندگی خوب اجرا کردم

    چقدر با تعریف و تمجید های خودخواهانه دیگران

    خودم را اصل خودم را گم کردم

    15 سال میشه ک خودم را گم کردم

    اونقدر خودم را غرق در تغییر دیگران کردم‌

    اونقدر خودم را در نقش همسر و مادر گم کردم

    ک امروز میبینم اصلا وجود ندارم

    امروز میبینم از درون شکستم

    امروز میبینم فقط و فقط من از بین رفتم

    من صاحب چندین و چند بیماری شدم

    امروز میبینم اصلا نمیتونم بخندم

    امروز میبینم اصلا نمیتونم از زندگی لذت ببرم

    امروز میبینم اصلا من کجای این زندگی قرار دارم ؟

    اصلا من هستم ؟

    الان ک دارم مینویسم دارم درک میکنم ب معنای واقعی من غرق در دیگران شدم

    غرق تربیت بچه هام

    ک دخترمو درست تربیت کنم

    ک بگن چ مادر خوبی بودم

    چقدر خوب تربیت کردم

    کو ؟ چ نتیجه ای گرفتم

    امروز ن تنها هیچ نتیجه ای نگرفتم

    بیمار ک شدم هیچ

    میبینم ارزش یک مادر را برای بچه هام ندارم واقعا

    من الان میفهمم ک چیکار کردم با خودم

    الان ک دارم مینویسم اشکم میاد

    اما چ فایده

    من خودم کردم من خودم در حق خودم بد کردم‌

    من خودم در حق خودم ستم کردم‌

    و مسئولیت تمامش را بر عهده میگیرم

    امروز بعد از 15 سال به لطف خداوند

    و ب لطف استاد

    باید رها کنم

    باید همه چیز را همه کس را

    خدایا کمکم کن

    کمکم کن تمرکزم روی خودم بزارم

    خدایا کمکم کن

    تو این روز شمار ب لطف خداوند

    و هدایت های خداوند و

    استاد عزیزم

    میتونم ب جرأت بگم من خیلی خیلی زیاد

    تغییر کردم

    خیلی از کنترل های بی جهتم

    از نگرانی های بی جهتم

    از گیر دادن هام

    از حساسیتم

    بخاطر تغییر نگاهم بخاطر تغییر زاویه دید

    کم شده خیلی کم شده

    از تغییرم تو این 24 روز خیلی راضیم

    خدارو شکر میکنم

    و این حرف استاد را هم پذیرفتم البته با چک و لگد جهان

    ک من هیچ تأثیری در تغییر سرنوشت دیگران ندارم

    و همین باور موجب شده رها کنم

    از خداوند میخام کمکم کنه ثابت قدم باشم در این مسیر

    تا ب آرامش عمیق الهی برسم

    روز شمار تحول زندگی من

    روز سیزدهم 1403/3/13

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سیده فاطمه حسینی فر گفته:
    مدت عضویت: 2151 روز

    الهی فراوانی را سپاس، عدالت را سپاس، هدایتم را سپاس

    همه ما به یک اندازه به خان نعمت خداوند دسترسی داریم.

    مثل سفره ای که پهن هست و همه دعوت هستن. همه میتونن از اون غذاها و نوشیدنی و میوها میل کنن. حالا یکی یه گوشه بشینه و با حسرت نگاه کنه و یکی از هر نوع که دوست داره، بهره ببره.

    آیا کسی که حرکت نمیکنه به سمت سفره و نفعی نمیبره باید براش ناراحت بشیم ؟!

    ما نمیتونیم سرنوشت کسی رو در جهت خوب و بد تغییر بدیم. و باید اینو بپذیریم که هر کسی باید خودش تغییر کنه.

    کسی که عطش داره برای موفقیت، راهش رو پیدا میکنه و جهان مسیر رو براش هموار میکنه. چه ما کمک کنیم چه نکنیم.

    کسی هم که نخواد حرکت کنه و در مدار موفقیت نباشه، ما نمیتونیم کمکش کنیم. حتی اگه بخوایم.

    گاهی غم، درد، ناراحتی، سختی، شکست، تنهایی، گرسنگی و تشنگی و .‌‌‌… نیازه برای بیداری یک انسان. و اگه ما دخالت کنیم بهش آسیب زدیم. مثل پروانه که زودتر از پیله خارج شده.

    چه کسی میتونه در مورد یک موفقیت صحبت کنه؟ وقتی بهش رسیده باشه.

    چه کسی میتونه از طعم یه غذا تعریف کنه؟ وقتی خورده باشه.

    چه کسی میتونه یه طبیعت زیبا رو توصیف کنه؟ وقتی اونجا رفته باشه.

    خوشبخت میشیم با درک قوانین، درک مدارها، درک عظمت خداوند، ، رحیم و رحمان بودن خداوند

    ما باید زندگی طبیعی داشته باشیم.

    زندگی طبیعی یعنی سرشار از شادی، ثروت، عشق، روابط خوب، آرامش، نعمت و سعادت و ..

    و هر چیزی غیر از این غیر طبیعی هست.

    سپاس بابت آگاهی های دوره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3889 روز

    سلام

    توهم تغییر دیگران و کمک به دیگران

    توهمی که سالها درگیرش بودم و چه وقتهایی را از دست دادم چون روی دیگران تمرکز کرده بودم

    شاید به نظر زیاد هم تلاش نمیکردم برای تغییر دیگران اما اگر یک دقیقه هم برای دیگران زمان گذاشتم میبینم که بزرگترین اشتباه زندگیم بود چون فقط خودم را از مدار درست دور کردم

    دقیقا زمانی که تلاش میکردم درباره این قوانین با خانواده صحبت کنم همون موقع از مدار صحیح دور میشدم و دیگه نمیتونستم با تمرکز روی خودم کار کنم و احساسم بد میشد اما زمانهایی که پشت پرده و در تنهایی و بدون احساس دانایی و مشکل گشا بودن روی باورهام کار کردم نتایجم عالی بود

    روزهایی که قانون را نمیدونستم و هر تلاشی میکردم که برادرم را هدایت کنم و کمکش کنم و هیچ نتیجه ای نگرفتم و بدتر اینکه خودم را از موفقیت دور کردم الان که قانون را میدونم باز روزهایی بوده که پسرم یا همسرم را نصیحت میکردم که طبق قانون باید اینجور رفتار کنید و میدیدم که اصلا بدشون میاد و انگار دارن از من فرار میکنن مثل اینکه داشتم بهشون توهین میکردم که البته خیلی کم این کار را کردم و از روزی که تصمیم گرفتم فقط روی رشد خودم تمرکز کنم نتایجم عالی شد

    باید احساسی عمل نکنم و به قانون عمل کنم

    عمل به قانون یعنی باور کردن خدا و لبیک گفتن به کلام خدا در غیر این صورت مشرک خواهم بود

    الان میفهمم که 99 درصد آدمها یک جور فکر میکنن پسرم هم مثل برادرم فکر میکنه همسرم هم مثل اطرافیانش فکر میکنه مشتری هایی که وارد دفترم میشن مثل هم فکر میکنن

    پسرم که هنوز بچس اما باورهاش مثل اکثریت جامعه است وقتی قبلا ازم میپرسید بابا قانون در مورد فلان چیز چی میگه و توضیح میدادم اما فردا دوباره راه خودش را میرفت و همون راهی را که گذشتگان من رفتند

    انسانها فکر میکنن وقتی چیزی را شنیدن و بهش آگاه شدن دیگه کافیه اونا دیگه موفق میشن دیگه نمیدونن جمع آوری اطلاعات تغییری در زندگی اونها نخواهد کرد

    عمل به یک قانون میتونه تغییری اساسی در زندگی ایجاد کنه و دونستن و آگاه شدن در طی 50 سال اگر بدون عمل باشه هیچ فایده ای نداره

    الان که کمی بهتر قانون را فهمیدم احساسات را کنار گذاشتم و هیچ ایده ای در مورد کمک به فرزندم و خانوادم و هیچ کسی دیگه ندارم

    توهم کمک کردن به غیر از خود مثل این میمونه که من تو مسیر تبریز باشم و یکی دیگه تو مسیر اهواز ماشینش خراب شده باشه و من بخوام کمکش کنم

    به هیچ عنوان نمیتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزانم

    ((گام سیزدهم روز شمار تحول زندگی من ))

    ــخدایا شکر بابت این شرایط درونی که برای استاد پیش میاد و بعدش میاد یک آگاهی را منتشر میکنه و تو هدایتش می‌کنی و تو هدایتم می‌کنی و تو هر لحظه همه چیز را هدایت می‌کنی و به خاطر همین که در زمان انتشار یک فایلی به جواب خیلی از سوالاتمون میرسیم و اون چیزی که از خدا خواسته بودیم را در اپن فایل بهمون گفته میشه و نکته ی خوبش اینه که اون آگاهی تاثیر گذار و مهم هست و اصلی هست که از بی نهایت طریق داره تکرار میشه مثل آگاهی اصلی که در قرآن به طریق مختلف تکرار شده .

    سپاس گذارم که بهم میگی چطور از صدام استفاده کنم و هر روز بهتر صدای الهاماتت را متوجه میشم که با بالاتر رفتن مدار و فرکانسم بهتر عمل میکنم و بهتر نتیجه میگیرم و تو خیلی خوب در هر لحظه این فرکانس هدایت میفرستی .

    ــ استاد هدایت شده که از اون خانم دکتر مهربان بپرس که اون بنده خدایی که تو خونتون بود چی‌شد که بعدش داستان تعریف میکنن و به این صورت میشه که استاد هدایت میشن تا یک آگاهی دیگری را به اشتراک بگذارد و خداوند استاد برنامه ریزی در زمان مناسب خیلی منظم و مرتب و به آسانی هر آگاهی که لازم باشه به استاد از بی نهایت طریق می‌رسونه .

    ــ نکته ی طلایی : کسی که خودش نخواد موفق بشه کل دنیا هم بیان نیمتونن این فرد موفق کنن ،کسی که خودش نخواد اعتیاد ترک کنه کل دنیا هم بیان نمیتونن این فرد ترک بدن ،و برعکس کسی که خودش بخواد موفق بشه کل دنیا هم نخوان نیمتونن جلوشو بگیرن مثل استاد که خیلی ها میخواستن متوقفش کنن ولی همونها سکوی پرتابی شدن برای استاد که آسانتر به خواسته هاشون برسن.چقدر استاد خوب توضیح دادن کسی که فکر میکنه باید به دیگران خدمت کنه یا هنوز قوانین درک نکرده یا هنوز به خوبی خدمت نکرده که چک و لگد را بخوره مثل مثال پایین خود م

    ــ مثالی از خودم : چند سال پیش میخواستم داداشمو از دام اعتیاد نجات بدم و چقدر خودم زجر میدادم و چون این حس مسئولیت داشتم همه بهم زنگ میزدن و میگفتن هوای داداشتو داشته باش و بهش برس و منم با شدت و تمام قوا پیگیرش میشدم و به محل کار خودم آوردم و در جایی که زندگی میکردم اوردم که ترک کنه و بعدش یکی از دوستان مشترکمون هم که در دام اعتیاد بود جذبم شد و اونم اومد پیشمون ،بعدش واسه داداشم برای اینکه به کار خودش برسه پول قرض کردم و دوستم به صاحب کار خودم معرفی کردم و در اونجا مشغول شد و در آخر نتیجه این شد که با هر دوتاشون رابطه‌ی بدی داشتم و خودم هم معتاد شدم ‌و وقتی عاجز بودنم پذیرفتم و کمی متوجه شدم که نمیتونم زندگی کسی را تغییر بدم خیلی آسون ازم دور شدن .

    ــ همه ی ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم چون خداوند به عنوان یک سیستم طوری طراحی شده که به فرکانس های ما در هر لحظه پاسخ میده و هرکسی با افکار و باورهایش داره فرکانس می‌فرسته پس هرکسی فرکانس خودشو داره و من نمیتونم فرکانس کسی را تغییر بدم بنابراین سعی کنم خودم خوب زندگی کنم تا نتایجم بیشتر نشون بده و اگر کسی هم بخواد تغییر کنه به نتایج من نگاه می‌کنه و دنبال ردپای من می‌ره مثل استاد و ما شاگردانی که مشتاق تغییر هستیم .

    ــ درد و غم و ناراحتی و خیلی دیگر مسائل تماما تضادهایی هستند برای اینکه ما به خواستمون برسیم قبل از رسیدن به درآمد از علاقم میخواستم برای محیا شدن مکان و جای خوابم قرض کنم و به یکی دو نفر گفتم که خدارا شکر جور نشد چون همون مسئله بی پولی باعث شد به فکر بیفتم که چطور از این مهارتم کسب درآمد داشته باشم و خدارا شکر خیلی خوب نتیجه گرفتم و اگر کسی بهم پول قرض میداد خدا می‌دونه الان تو چه مسیر فرعی بودم .بنابراین با این مثالها وقتی میدونم که همه چی سر جای درستش قرار داره و قوانین برای همه یکسان عمل می‌کنه و هیچ ظلمی به کسی نشده کاری به کسی ندارم حتی عزیزترین کسانم و میدونم که اگر بخوان تغییر کنن خیلی خوب هدایت میشن و به خودم میرسم و خودم را رشد میدم و لذت میبرم از زندگی که دارم خلق میکنم و خداوند همه کار برام می‌کنه .و با پیشرفت خودم با کمک به خودم با خوب زندگی کردن خودم با رسیدن به خواسته هام با ثروتمند شدن و مواد ثروت بودن الگوی مناسبی میشم برای افرادی که هدایت میشن .

    ــ زندگی طبیعی یعنی طبق قوانین خداوند زندگی کردن یعنی آرامش یعنی شادی یعنی لذت بردن یعنی عشق یعنی ثروت و فراوانی یعنی آزادی زمانی و مکانی و مالی یعنی خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت و چقدر همه چی آسان و ساده و لذت بخش است خدایا چطور میتونم شکر گذار این همه نعمتت باشم و شکر گذار این لحظه و این سایت بهشتی و این استاد عزیز باشم شکر گذار مهارت و ویژگی هام باشم و از همه مهم تر شکر گذار ارتباط با تو باشم .

    ــ آفرین به خودم که در حال پیشرفت و یادگیری و بهبود هستم و با همین شرایطی که دارم کافی و ارزشمندم

    خداجون سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 469 روز

    خدایا، هر چی دارم از توئه…

    سلام به استاد مهربونم، خانوم شایسته‌ی عزیز، و دوستان دلم توی سایت،

    رسیدم به فایل سیزدهم از روزشمار تحول زندگی من…

    وای که این فایل، انگار برای من ساخته شده بود…

    هر جمله‌ش، هر کلمه‌ش، دقیقا مثل آیینه‌ای بود که چند سال گذشته‌ی منو بهم نشون داد.

    سال‌هایی که خودم رو انداختم وسط، با دلِ پاک و نیت خوب، فقط برای اینکه یکی رو نجات بدم… یکی که می‌دیدم داره اشتباه می‌ره. با تمام وجودم جنگیدم تا از اون راه غلط برش گردونم…

    اما چی شد؟

    من هر روز بیشتر غرق شدم. بیشتر خسته شدم، بیشتر آسیب دیدم.

    آخرش هم، نه تنها اون آدم تغییر نکرد، بلکه من شدم مقصر… منی که از جون و دلم گذاشته بودم، شدم “آدم بده‌ی قصه”.

    من نمی‌دونستم که دنیا یه قانون دیگه داره… نمی‌فهمیدم که هیچ‌کس، حتی با عشق، نمی‌تونه راه کسی رو تغییر بده، اگه خودش نخواد. من از ته دل می‌خواستم کمک کنم، اما واقعیت اینه که داشتم به خودم ظلم می‌کردم.

    خدایا شکرت…

    شکرت برای این آگاهی که مثل یه نور، اومد و تاریکی ذهن و دلم رو روشن کرد.

    فهمیدم من ناجی کسی نیستم. مسئولِ زندگی هیچ‌کس نیستم جز خودم.

    فهمیدم رها کردن آدم‌ها، حتی اگه برام عزیز باشن، یعنی احترام گذاشتن به انتخاب‌هاشون…

    و حالا، اون بار سنگین عذاب وجدانی که مدت‌ها رو دلم سنگینی می‌کرد، با شنیدن این فایل، از بین رفت.

    الان یه آرامش عمیق توی وجودمه… چون دیگه با خودم نمی‌جنگم. چون فهمیدم تنها کسی که باید براش نجات‌دهنده باشم، خودمم.

    خدایا شکرت…

    برای این لحظه، برای این فهم، برای این سبکبالی…

    و برای تمام چیزایی که بهم دادی… چون هر چی دارم، از توئه.

    خدایا خیلی دوستت دارم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4150 روز

    اولین قدم من رها شدن از وابستگی به تفکرات و علایق سلایق الانم هست

    رها شدن از بند وابستگی به اطرافیانم

    رها شدن از الگوهای خانوادگی و الگوهای

    اطرافیان و هر الگوی دیگری که تا حالا تو دهنم برای خودم ساختمش

    آمادگی برای تغییر

    من تازه خودمو رسوندم به باند فرودگاه

    تازه دارم کم کم آماده میشم برای پرواز

    تازه به این نتیجه رسیدم که من نیاز دارم به پرواز

    با قدم برداشتن و لنگان لنگان پیاده راه رفتن نمیشه به موفقیت خاصی رسید

    باید خودمو رها و آزاد کنم از بند هر چیزی که الان دارم

    آزاده آزاد رهای رها

    مثل آبی که به یک گیاه میدی و اون‌گیاه ابو جذب میکنه و رشد میکنه

    ولی اول باید اون گیاه آمادگی لازم برای دریافت آبو داشته باشه

    یعنی اول به قدر کافی تشنه شده باشه

    بعد بهش آب برسه اون آب باعث رشدش میشه

    وقتی به قدر کافی تشنه نباشه

    آب دادن به اون‌گیاه باعث خشک شدنش میشه

    یعنی نه تنها براش سود مند واقع نمیشه بلکه ضرر و زیان هم براش داره

    مثل سم هست براش

    یعنی کسی که آمادگی پذیرش چیزی رو نداشته باشه و ما اون چیز رو براش برسونیم مثل سم هست براش

    ضرر داره براش مثل که مفید نیست

    بعد توقع داریم اون شخص با ما چه رفتاری داشته باشه؟

    خپ معلومه

    احتمالا کدورت و اوقات تلخی و …بقیه شو خودتون حساب کنین….

    در پناه الله یکتا شاد پیروز و موفق و سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4150 روز

    یادمه یه جمله ای رو یه جایی خوندم این بود که :

    متفاوت زندگی کردن جسارت می‌خواهد

    با توجه به موضوع این فایل میخام درمورد متفاوت بودن و متفاوت شدن آگاهی های خودمو اینجا بنویسم

    اول اینکه برای متفاوت زندگی کردن باید در درون آدم متفاوتی بشیم تا بیرون ما متفاوت بشه و نعمتها موقعیت‌ها و شرایط متفاوتی رو تجربه کنیم

    اما متفاوت بودن یعنی ما نسبت به چیزی یا کسی داریم تفاوت ایجاد می‌کنیم تغییر کردن یعنی نسبت به چیزی یا کسی داریم تغییر می‌کنیم

    پس ما یک معیاری رو در نظر گرفتیم بعد میگیم نسبت به این معیار تغییر یا تفاوت ایجاد شده یا ایجاد کرده ایم

    نکته مهم دقیقا همینجاست

    که اون معیار چیه که نسبت به اون باید خودمون رو بسنجیم که اصلا آیا تغییر کردیم یا نه؟

    من خودم خیلی وقتا دچار اشتباه میشم و نا خود آگاه اون معیار رو اطرافیانم قرار میدم البته الان متوجه موضوع شده ام

    اون معیار که باید خودمو نسبت به اون بسنجم باید و باید گذشته خودم و فقط خودم باشه و نه هیچ کس و هیچ چیز دیگری

    اون وقته که من درست میتونم متوجه بشم که دادم تغییر میکنم یا نه و اگر تغییر کردم چه میزان تغییر کردم و در چه موضوعاتی تونستم تغییر کنم

    البته قبلا هم اینو میدونستم که باید نسبت به گذشته خودم خودمو تغییر بدم ولی چه کنم که من هم بشر هستم و کلی باورهای محدود کننده در اعماق وجودم وجود داره

    من هر 6 ماه و هر ماه باید خودمو بسنجم تا بدونم و بتونم پیشرفت کنم؛

    اما نسبت به چی؟‌

    نسبت به گذشته خودم

    بهترین و درستترین و عادلانه ترین فرد برای سنجش و قیاس من با او فقط و فقط گذشته خودمه و گذشته خودم

    تنها دانستن کافی نیست

    باید باور بشه

    باید بره تو اعماق وجودم

    باید بره جایگزین ناخودآگاه قبلیم بشه

    باید تبدیل به شخصیتم بشه

    در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1922 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 13 تحول زندگی من

    همه ما به یک اندازه به نعمت‌ها دسترسی داریم،

    کسی که توی مدار موفقیت نیست کسی که خودش نمی‌خواد موفق بشه کل دنیا هم اگه بخوان این اتفاق نمیفته

    کسی که خودش نمی‌خواد حرکت کنه کل دنیا نمی‌تونن با زور حرکتش بدن و این تو فرهنگ ما خیلی غالب‌تره این موضوع

    ما هی احساس می‌کنیم باید به این کمک کنیم اگر من به اون کمک کنم اگر من دست اونو بگیرم اگر من یه پولی توی جیب اون بزارم اگر من فلان کنم اون دیگه الان یه آدم متحولی میشه و تغییر می‌کنه

    چقدر از ماها زندگی‌های خودمون رو نابود کردیم برای اینکه فکر می‌کردیم داریم به بقیه کمک می‌کنیم و چقدر همه مون این باور اشتباه رو داریم،

    ما باید بپذیریم نه می‌تونیم سرنوشت کسی را به سمت خوبی هدایت کنیم نه می‌تونیم سرنوشت کسی رو به سمت بدی و شکست هدایت کنیم ما نمی‌تونیم ما دستمون کوتاهه، یعنی ما فقط می‌تونیم زندگی خودمون رو و سرنوشت خودمون رو تغییر بدیم نه سرنوشت دیگران رو

    ما این قدرت رو نداریم

    شما باید به این،

    من بهش میگم تسلیم بودن

    باید به این حالت تسلیم بودن در مورد تغییر دیگران برسید تا بتونید از زندگیتون لذت ببرید تا بتونید خوشبختی رو تجربه کنید،

    خود من هم بارها این اشتباه‌ها رو کردم

    یعنی من خودم میشده فک و فامیلام رو توی شرایط نامناسب بودن آوردم پیش خودم از دهاتمون توی شهر کلی امکانات و شرایط کار خواب زندگی خوب به هوای اینکه طرف تغییر کنه، طرف پیشرفت کنه، فکر می‌کردم که دارم بهش کمک می‌کنم، آخرش که کمک نشد هیچی هزاران هزار دردسر هم برای ما ایجاد شد و بازم ما این آدم بده شدیم توی نظر خیلی‌ها، سال‌ها گذشت و این قوانین را درک کردم و به این نتیجه رسیدم که ما نمی‌تونیم زندگی کسی رو که خودش نمی‌خواد رو عوض کنیم،

    حالا اگه یکی خودش بخواد ما چه بخواهیم چه نخواهیم نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم، برعکسش هم هست

    یعنی اگر یکی خودش بخواد تغییر کنه خودش بخواد پیشرفت کنه خودش بخواد ثروتمند بشه خودش بخواد موفق بشه اگه ما به فرض دلمون نخواد که این پیشرفت کنه باز نمی‌تونیم کاری بکنیم،

    یعنی هر دو حالتش همین جوریه،

    به همین دلیل خیلی از مواقع افراد

    انرژی شون رو بر روی دیگران میذارن به این هوا که دارن بهشون کمک می‌کنن

    در صورتی که هم اونو دارن از هدف دور می‌کنن هم خودشون رو دارن از هدفشون دور می‌کنن

    شاید در ظاهر این جمله خیلی خودخواهانه بیاد

    خیلی‌ها توی فکرشون اینه که ما باید کمک کنیم ما آفریده شدیم برای خدمت کردن به دیگران ما مگر جز خدمت به خلق اصلاً راهی برای خوشبختی هست،

    من فکر می‌کنم یه جایی قضیه رو افراد درست نگرفتن

    یعنی یا هنوز خیلی خوب بلا سرشون نیومده درست و حسابی،

    هنوز خدمت درست و حسابی نکردن که بلا سرشون بیاد و چون هنوز انجامش ندادن فکر می‌کنن داستان اینجوریه،

    یا اینکه کلاً اون قوانین جهان هستی رو خوب درک نکردن

    این بحث همیشگی که خیلی‌ها با ما دارن که نه استاد شما همش میگی به فکر خودتون باشید پس دیگران چی

    پس بقیه آدم‌ها چی

    من بارها گفتم اگه یک قانون مهم جهان هستی رو ما خوب درک کنیم تمام این سوالات جواب داده میشه

    همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم، یعنی اینجوری نیست که فکر کنید یه آدم خاصی بیشتر دسترسی داره یه سری آدم‌ها کمتر دسترسی دارن

    و اونی که بیشتر دسترسی داره باید یه کاری بکنه برای اونایی که کمتر دسترسی دارن

    نه اینطور نیست

    همه به یک اندازه دسترسی دارن

    حالا اونایی که خودشون رو به قول قرآن خودشون خودشون رو محروم کردن

    خودشون به خودشون دارن ظلم می‌کنن

    اگر اون آدم‌ها بیدار بشن دست دراز می‌کنن نعمت‌ها رو هرچی که می‌خوان برمی‌دارن

    اگر بیدار نشن شما اگر دست دراز کنی و به اون‌ها بدی بر خلاف مسیر قانون حرکت کردی و به خودت ضربه زدی و به اونا ضربه زدی، یعنی یه موقعی هست درد و غم و گشنگی و تشنگی و دربدری و بیچارگی و بی‌خونگی و هر رنجی که شما می‌تونید تصور کنید نیازِ برای بیداری یک انسان

    اصلاً باید این مرحله رو طی کنه

    مثل جوجه‌ای که باید اون درد و اون فشار بیرون اومدن از تخم مرغ رو بپذیره

    دردش رو بکشه برای اینکه بدنش قوی‌تر بشه، اگه ما بیایم بهش کمک کنیم مثل اون باز کردن پیله برای کرم ابریشم

    ما باعث میشیم جوجه مون از بین بره

    اون باید خودش این تلاش رو بکنه

    اون تلاش و اون حرکت بهش کمک می‌کنه،

    ما با کمک کردن به خودمون با پیشرفت خودمون با موفقیت خودمون با الگوسازی از خودمون می‌تونیم به دیگران کمک کنیم

    اگر ما قوانین جهان هستی رو خوب درک کنیم اگر ما بحث مدارها رو خوب درک کنیم اگر خدارو و عظمتش رو مهربانیش رو بخشندگیش رو خوب درک کنیم خیلی راحت زندگی می‌کنیم

    خیلی شاد زندگی می‌کنیم

    خیلی طبیعی زندگی می‌کنیم

    طبیعی یعنی چی؟؟

    یعنی یه زندگی سالم شاد پر از نعمت و ثروت پر از زیبایی آرامش پر از روابط قشنگ پر از روحیه خوب پر از عشق پر از یکتاپرستی پر از خوشبختی پر از سعادت پر از نعمت

    این یه زندگی طبیعیه،

    انسان باید به این شکل زندگی کنه

    طبیعی اینه اینجوری زندگی کنیم،

    هر چیزی غیر از این یعنی غیر طبیعی

    اگه قوانین رو درک نکنیم زندگی ما غیر طبیعی میشه

    رنج‌ها غم‌ها مشکلات میاد

    اما این مشکلات میاد برای اینکه به ما بفهمونه قوانین چیه

    بعضی‌ها زودتر می‌فهمن بعضی‌ها دیرتر می‌فهمن

    هر کسی در زمان خودش می‌فهمه

    ما نمی‌تونیم زمان فهمیدن کسی رو زودتر کنیم یا دیرتر کنیم

    ما باید تسلیم باشیم در مقابل تغییر دیگران

    ما باید به این درک برسیم

    هر کسی هم قبول نداره یه چند وقت بعد که به روش خودش یه سری کارها رو انجام داد قبول خواهد کرد حرف منو

    اصلاً شکی نکنید به این قضیه

    اینقدر تو زندگی بالا و پایین داشتم

    اینقدر تجربه کسب کردم

    با هزاران هزار نفر مشاوره دادم کار کردم که دیگه مثل روز می‌دونم چه اتفاقی میفته برای کسی که این قانون رو درک نکنه

    چه بهایی رو باید بپردازه

    چه ضربه‌های عاطفی و مالی رو باید بخوره تا این قضیه رو درک کنه،

    اجازه بدیم دیگران راهشون رو پیدا کنن

    و اگه می‌خوایم به دیگران کمک کنیم مصداق کسی باشیم که به خوشبختی رسیده

    به سعادت و موفقیت رسیده

    بعد دیگران از ما می‌پرسن که به نظر تو که الان موفق شدی من چطور باید زندگی کنم تا موفق بشم اون وقت اگه پرسید اون عطش یادگیری رو داشت می‌تونید براش وقت بذارید و بهش بگید

    هرچند اگر شما هم براش وقت نذارید جهان از بی‌نهایت دستش خداوند از بی‌نهایت طریق پاسخ رو به اون فرد خواهد داد

    ما بی اندازه به خدا و نزدیک هستیم

    اگر اینو باور کنیم

    اگر آسوده باشیم

    اگر تسلیم پروردگار باشیم

    اگر توکل کنیم

    اگر ایمان داشته باشیم دریافتشون می‌کنیم، اینقدر راحت دریافت می‌کنیم که اصلاً عادیه برامون انگار نه انگار که معجزه رخ داده،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1175 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست پر از آرامش و ساحل زیبایی

      ساحل عزیز قربونت بشم‌چه اسم قشنگی داری

      چه کامنته زیبایی و پر مفهومی نوشتی لذت بردم و درس گرفتم

      اونجایی که گفتی اگه اینو باور کنیم که همه به یک اندازه به نعمت‌ها دسترسی داریم

      اگر آسوده باشیم

      اگر تسلیم پروردگار باشیم

      اگر توکل کنیم بهش

      اگر ایمان داشته باشیم و فراوانی جهان را باور کنیم دریافت میکنیم

      من میگم مثل استاد

      نمونه بزرگشون داریم خودمون ،جای دوری نریم

      احساسه خوبتو درک کردم و حس کردم

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: