رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    AIDY گفته:
    مدت عضویت: 3847 روز

    با سلام به خدمت تمام دوستان عزیز واستادگرامی

    دوستان درشهرما( قزوین ) یه کوه مردمی هستش که هرجمعه صبح مردمی زیادی ( از زن ومرد وکودک )جهت کوهنوردی ازآن بهره می برند .دوستان دربین این جمع هرهفته من شاهد صعود یک پیرمرد که سنش حدود هفتادپنج می رسه می باشم. که با انرژی خیلی خوب وحتی بدون لحظه توقف تا قله خودش رو می رسنونه وجالب تراینکه دراین سرما زمستان که من خودم روباشال وکلاه وکفش مناسب خودم رومی پوشنم ایشان با یک پیرهن بدون زیرپوش که آستینش روهم زده بالا ویک شلوارورزشی ساده ویک جفت دمپایی بدون جوراب این مسی روبدون اینکه دروجودش سرماروببینم طی می کنه .پس سن وسال فرد درهیچ کاری ملاک نیست واین باوره که افراد رومیسازه .

    با تشکرازشما دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    در مسیر دارما گفته:
    مدت عضویت: 4084 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و همه هم فرکانسی های عزیز

    چقدر سوال جالبی طراحی شد چون برای خود من خیلی اتفاق افتاده بود مثلا من خودم عاشق فوتبال هستم و زمانی که تو سن 10 تا 15 سالگی بودم همیشه ندای درونم بهم می گفت که تومیتونی بهترین فوتبالیست شوی همیشه احساس میکردم فوتبال بازی کردن خیلی راحته و من از همه میتونم بهتر باشم و روز به روز این توانایی را در خودم حس می کردم. و وقتی با هم محلی هایم بازی می کردم بهترین فوتبال رو انجام میدادم اما هیچ وقت به خودم اجازه نمی دادم که جلوی بقیه بگم که بریم در یک باشگاهی یا جایی که میتونیم پیشرفت کنیم چون تا میگفتم اونا در جواب میگفتن فوتبال پول و پارتی می خواد توانایی نمی خواد و این باور خیلی راحت تو ذهن من شکل گرفت میدونستم اگر دوباره بگم مسخره می کنن و خیلی سریع میگن نمی شه حتی چند باری هم امتحان کردم دوستام همه میزدن زیرخنده میگفتن حالت خوش نیست میدونی اصلا ما نباید بریم بالا چون کسایی که دارن فوتبال بازی می کنند خیلی بالاترن و اصلا ما به اونا نمی رسیم یه چیز جالب دیگه که میگفتن این بود که باید از 10 سالگی زیر نظر مربی با تمرینات خاصی و عچیب وغریب و رژیم خاص و تخصصی باید باشیم نمی دونم مسی استثنا بوده و رونالدو چون تو اروپاست و اینجا ایران هستش رونالدو صبح تا شب تمرین می کنه و زیدان استثنا هستش و خیلی ورودی های دیگر که چون من از قوانین جهان هستی سر در نمی آوردم این باور در وجود من شکل گرفت که من نمی تونم یک فوتبالیست خوب بشم جالب بود هر وقت هم تلویزیون و مسابقات نگاه می کردم به خودم میگفتم به جان خودم من بهتر از اینا هم می تونم بازی کنم و حرص میخوردم ولی بازم اطرافیان من به من میگفتن بشین سرجات بابا. جالب تر از همه این بود که من خودم در فوتبال بیشتر از فکرم به جای جسمم استفاده می کردم و این حس خیلی قشنگی در من ایجاد می کرد. و همیشه تحسین هم میشدم تو بازی. شاید باورتون نشه حرکات مسی رو که می بینم انگار خودم رو می بینم و همیشه تحسین میکنم که ایولا چه فکر درستی و بجایی دارد به موقع حرکات خودش رو انجام میده و برام بدیهیه چون منم می تونم این کارا رو انجام بدم.

    باور کنید حتی در مورد خوانندگی هم به همین شکل فکر می کردم و واقعا صدای خیلی عالی داشتم در نوجوانی و وقتی تنها میشدم اواز میخوندم و خودم احساس میکردم بهتر از همه خواننده ها میتونم بخونم اما باز با رفتار اطرافیانم دست از رسیدن به خواسته هایم میکشیدم یادمه هست تو سن 27 سالگی رفتم که تست اواز بدم اون استاد تا شروع کردم بهم گفت که حنجره هر آدمی از 10 سالگی باید زیر نظر متخصص آواز باشد و حنجره من دیگه شکل گرفته و کاریش نمیشه کرد این نظر اکثر اساتید اواز هستش و من چون باور کردم خیلی راحت گذاشتم کنار.

    میخواستم بگم که باور انسان خیلی قوی تر از توانایی های انسان است باور انسان خیلی قوی تر از ورودی های ذهن است وقتی که ورزشکارها طبق ورودی های ذهن و نظر کارشناسان و مربیان ورزشی به اوج توانایی هایشان می رسن به نظر همان کارشناسان و ورودی هایشان باورهای دیگرشان در ادامه نیز شکل میگرد و خیلی راحت باور اینکه تا فلان سن می توانی ورزش کنی نیز و بیشتر از اون نمیشه نیز شکل می گیرد.

    اما اگر طبق باورهای درست خودشان به دوران اوجشان رسیده باشن و طبق ورودهای ذهن و نظر کارشناس ها و افراد مختلف جامعه و دیدن بقیه ورزشگار ها باورشان شکل نگرفته باشد باز هم با ساختن باورهای جدید تر می توانن تا هر زمان که بخواهند به ورزش خودشان در هرسنی ادامه دهند.

    نمونه های بارزی وجود داره که دقیقا این قوانین را اثبات کرده همون مثالی که خود استاد عباسمنش در مورد راجرز بنیستر در فایل هایشان گفتند و با نمونه دیگری که خیلی برای خود من جالب بود زمانی بود که رونالدو از منچستر به رئال مادرید اومد و بهترین مربی دنیا در اون زمان الکس فروگوسن و اکثر کارشناسان گفتند که رونالدو دیگر فوتبالش به آخر رسیده و هیچ پیشرفتی در رئال نخواهد کرد حتی رونالدو چون اینو باور کرد دراوایل کارش در رئال مادرید نمی تونست بازی عالی خودش را انجام دهد و یه جورایی این حرفها و نظرها که همان ورودی ها هستند غالب شد. اما خیلی سریع با ساختن باورهای درست در مورد خودش و توجه نکردن به به نظر فرگوسن و بقیه کارشناس ها دوباره رونالدو اوج گرفت و همه کارشناس ها و مربیان فوتبال دنیا را حیرت زده کرد. این قضیه در مورد مسی هم زمانی که بچه بود و مریض بود صدق می کند. مثلا مسی همیشه بازیکنی بی حاشیه ست و در تمام طول بازی با رفتار بازیکن ها و تماشگرها و کارشناس ها توجهی نمی کند و با تمام تمرکز کار خودش را انجام میدهد. اینها همه نتیجه باور ساختن است باور اینکه من میتونم.

    در مورد افشین قطبی و پرسپولیس هم در چند سال گذشته این قانون به خوبی قابل درک بود که با وجود قطبی قهرمان شد و تا قطبی از پرسپولیس رفت همه چی دوباره به روز اول برگشت. چون قطبی باور ساخت باور قهرمانی باور همدلی باور توانایی.

    من خودم با یکی از بازیکن های تیم ملی در ارتباط هستم و وقتی ازش میپرسم که چرا الان در تیم پیکان بازی میکنی و در حالی که در سنی هستی که ذره ای به توانایی سابق خودت شک نداری در جواب میگه نظر کارشناس ها اینو میگه و خودش خبر نداره که باید بشیند و باور بسازد و هرچی هم بهش بگی چون در مدار و فرکانس درست نیست گوش نمی کند در حالی خودش هم میداند که توانایی زیادی هم دارد اما این باور در ذهنش شکل گرفته که باید به نظر مربیان و کارشناسان احترام گذاشت و هرچه میگویند درست است.

    به نظر من دلیلش فقط نساختن باورعالی توسط خود ورزشکارهاست و پذیرفتن ورودی های ذهن است که آدمها رو از رسیدن به خواسته هایشان حتی در سن بالاتر باز می دارد.

    من عاشق آیه های اعراض در قران هستم که میگه باید از آنچه که تو رو باز میداره و جلوی حرکت کردن رو میگره باید رو برگردونی.

    امیدوارم در پناه حق تعالی همیشه در هر لجظه با ساختن باورهای درست سقف های دهنی را مبهوت کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    خدادر گُل،خدا در آب و رنگ است

    خدا نقاش این جمع قشنگ است

    خدا ذات گُل و ذات قنارى است

    خدا اثبات باران بهارى است

    خدادر هرنظر آیینه ماست

    همین حالا خدا درسینه ماست

    شبتون مملو از آرامش ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2587 روز

    خدا:

    وقتی شد که انسانها دلیل رسیدن به خواسته هاشون رو دیگران، یا دیگر چیزها دیدن؛ از خورشید و آب و خاک و سنگ برای برطرف کردن نیازهاشون گرفته تا پادشاهان و افرادی که اونها رو به هر شکلی به خواسته هاشون رسوندن.

    این باعث شد، در این نقطه متوقف بشن، خودشون رو مدیون بدونن و منشأ اصلی اجابت خواسته هاشون رو اون موجود خارجی ببینن؛ اون موجود خارجی به جای اینکه برای مردم، وسیله ای باشه برای حرکت و رسیدن به خواسته های بیشتر، شد یه ترمز، یه سد خیلی بزرگ که چون توی مغزشون خیلی گندش کرده بودن دیگه پسش بر نیومدن، و به جای اینکه از زندگی لذت ببرن و به خواسته های بیشتر و بزرگتر برسن، و ادامه بدن.. شروع کردن به راضی کردن اون موجوده. یعنی اصل و فرع رو قاطی کردن، یه جوری ذهنشون شرطی شد که اگر این موجوده راضی بشه ما هم به خواسته هامون میرسیم و حالمون خوبه، و این شد نقطه ی شروعی برای فراموش کردنِ خواسته‌ی اصلی، فراموش کردنِ «فکر کردن»، فراموش کردنِ لذت بردن، فراموش کردنِ فکر کردن به اینکه من چی می‌خوام اصلا؟! که دارم بخاطرش یه آدم، یا یه بت رو میپرستم؟!

    اصلا ما نیاز داریم که کسی رو بپرستیم؟!

    پرستیدن یعنی چی؟

    من اینجا رسیدم به این معنی که:

    پرستیدن یعنی راضی کردنِ اون عامل اصلی، برای رسیدن به درخواستت؛ یعنی طبق یک دستور العمل مشخص رفتار کردن برای رسیدن به خواسته ها؛ مثل به کار بردن یک فرمول برای حل مسئله، با این تفاوت که این فرمول، به همه ی سوالات جواب میده؛ به همممهههه ی سوالات و درخواست ها… تو فقط باید ورودی مناسب با درخواستت رو بهش بدی، و اون برات نتیجه ی دلخواهت رو برمیگردونه.

    همینه…

    اینجا بود که رسیدم به خدا…

    عامل اصلی

    قدرت اصلی

    راس همه چیز

    بدون واسطه

    اونی که وقتی راضیش می‌کنی(می‌پرستیش یا فقط طبق دستورالعمل اون رفتار میکنی) جواب دلخواهت رو بهت میده.

    اما خدا چیه دقیقا؟؟؟

    برای اینکه بفهمم خدا چیه، نشستم فکر کردم. ذهن می‌گفت برو سر قرآن، برو ببین بقیه چی گفتن، قلبم می‌گفت اول فکر کن، فکررر، بسه دیگه تو دهن بقیه نگاه کردن و از راه حذف گزینه رفتن، خودت به نتیجه برس.

    و این حاصل شد:

    خدا جریان هوشمندیه که کل کیهان رو در بر گرفته، حتی من رو، پس منم قسمت هوشمندی از خدام، که میتونم خلق کنم و مولد باشم.

    ما یه معامله‌ی دوسر برد با اون نیرو داریم، تو این معامله جفتمون سود میکنیم. من لذت میبرم،( این احساسِ‌خوب میشه نیروی هدایتگرم) و هرچه من لذت بیشتری میبرم و به خواسته های بیشتری میرسم اون نیرو گسترش پیدا میکنه، جهان بزرگتر میشه.

    من می‌خوام احساس خوب داشته باشم و با رسیدن به خواسته هامه که حالم خوب میشه، اینجاست که

    اون نیرو از درون منو هدایت میکنه که از چه راهی میتونم به خواستم برسم(احساس خوب و تائید و دنبال کردنِ هر آنچه که به تو احساس خوبی میدهد)،

    در قبالش منم باید به هدایتش عمل کنم(تحسین – تائید – عمل به ایده های ساده ای که بهم احساس خوب میدن)،

    وقتی دست به عمل بشم جهان گسترش پیدا می‌کنه و منم به خواستم رسیدم؛ that’s a good deal!

    [وَإِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإِنّی قَریبٌ ۖ أُجیبُ دَعوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ ۖ فَلیَستَجیبوا لی وَلیُؤمِنوا بی لَعَلَّهُم یَرشُدونَ﴿۱۸۶﴾]

    این آیه هام یهویی یادم میاد که منطبق با فکرام هستن! این نبود که برم قرآن رو بخونم بعد فکرامو بهش ربط بدم، قرآن منطبق میشه با این گفتگو های ذهنی. همین باعث میشه از قرآن واقعی‌تر خوشم بیاد، مثل اونجایی که استاد گفتن من قرآن رو قبول کردم نه چونکه میگن خدا گفته، چون با تجربیات من درست از آب در میاد! دقیقا استاد…

    پس یکتا پرستی چی شد؟

    اینکه روی هیچ عامل بیرونی جز خودت حساب نکنی، خودت رو مولد و عامل خواستت ببینی، و به قانون( قانون فیزیک، خدا، انرژی برتر، هر چییی که اسمشو میزاری، من میگم اون آگاهیه که الان تو ذهنمه) اعتماد کنی، خیالت راحت میشه که خودت درست باشی و در جهت خواستت باشی نتیجه میاد؛ پس اطرافیانت چه خوب باشن چه بد تو تمرکزت فقط و فقط روی خودته و وقتی روی خودت کار می‌کنی میشی آهنربای خواستت، موقعیت ها، افراد، و شرایط اطرافت به طرزی تغییر میکنن و چیده میشن که نتیجه و برایندشون بشه درخواستِ تو.

    وقتی خواسته ای در تو شکل میگیره و بهش توجه می‌کنی پشت بندش ایده میاد، عمل کن، نگاهت به کسی نباشه که بتونه تورو به خواستت برسونه، همینکه عزمتو جزم می‌کنی که به ایدهه عمل کنی، با هر قدمی که با نیتِ هدفت بر میداری انگار وزنِ اون خواسته درون تو بیشتر میشه، وقتی وزنش بیشتر بشه، تو شبیه یه گلوله ی سنگین وسط یک پارچه میشی، فضا زمان رو خمیده میکنی، و اینجوری نتایج همسنگ با خواستت ناخودآگاه به سمتت میان!

    [«وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِکَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا کَانُواْ بِآیَاتِنَا یِظْلِمُونَ»[۱۲]

    «وزن کردن (اعمال، و سنجش ارزش آنها) در آن روز، حقّ است! کسانی که میزانهای (عمل) آنها سنگین است، همان رستگارانند! و کسانی که میزانهای (عمل) آنها سبک است، افرادی هستند که سرمایه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمی که نسبت به آیات ما می‏کردند، از دست داده‏اند».]

    حس میکنم تازه همه چیز توی ذهنم سر جای درستشون نشستن…احساس میکنم تازه فهمیدم چی شد! همه چی منطقی شد…قطعات پازل سر جای خودشون قرار گرفتن…

    استاد

    ممنونم

    ممنونم که توی فایل ۴۵ سفرنامه بهم گفتین گوسفند نباشم…من نمی‌خوام دنباله رو باشم استاد، می‌خوام فکر‌کنم، می‌خوام خودم بفهمم، خودم بهش برسم

    استاد ممنونم که مارو به فکر کردن تشویق کردین،

    نگفتین نههه همین که من میگم،

    همین که خدا گفته

    همین که…

    گفتین شک کن، فکر کن..

    یه لحظه انگار همه چیز تو ذهنم هوار شد!!! ستون های بی بنیادی که یه عمر با ترس بهشون تکیه کرده بودم خراب شدن، و خوشحالم که حالا میتونم بگم

    استاد

    منم مثل شما

    اگر کللل کیهان هم جمع بشن و بگن خدا یه چیز دیگست فقط یه لبخند میزنم و میگم نوکر پدرتونم هستم😁 ولم کنین، شما به دین خودتون منم به دین خودم

    عاشقتونم استاد😍❤️💎

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1283 روز

    سلام

    من فکر میکنم کلا ما انسان ها مثل یک دستگاه پاک به دنیا میایم و خداوند که خالق ماست و میدونه ک ما یه همچین سیستمی داریم ک تقلید میکنیم ، باورهامون از دیده ها و شنیده ها ساخته میشه اومده کتاب قرآن رو نازل کرده ک یه دیدگاهی و یه سری باورهای مناسب نسبت به خودش و یه سبک زندگی در انسان ها ایجاد کنه

    اون کاملا از قوانین خودش آگاهه و فرکانس و مدار و همه اینارو خودش تعبیه کرده اما در اون زمانی ک قرآن نازل شده نمیتونسته این واژه هارو به کار ببره

    امشب یه آیه از سوره آل عمران رو دیدم خیلی برام جالب بود

    نوشته بود « ای مومنان با کافران هم نشین و هم صحبت نشوید چون شمارو به عقب برمیگردانند»

    مگه داریم از این شگفت انگیز تر؟؟؟

    منظورش فرکانسه

    بعد خیلی جالبه قران پر از مثال و الگوهایی ک در چالش های مختلف بودن و روش برخورد با مسائل رو میاد میگه

    من فکر میکنم کار ما اینه ک ایمان مونو هرروز بالاتر ببریم به همون نسبت در دنیا و آخرت نعمت و خوبی پاداش میگیریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1441 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوب خودم

    فایل عالی با نکته های فوق العاده

    هر چه بیشتر روی خودم و باورهای خودم کار کنم بی شک من موفق تر و آرام تر و پیروزمندتر و شادتر خواهم بود

    وقتی که من باور داشته باشم که خدای مهربان من را کمک خواهد کرد

    باور داشته باشم که خدای عزیز به من کمک خواهد کرد

    بی شک همان اتفاق خواهد افتاد و او دست های من را می گیرد و من را به موفقیت می رساند

    شروع کردن

    باور داشتن

    آرام بودن

    از مسیر لذت بردن

    اینها کلید موفقیت است

    استاد چقدر عالی و زیبا خداوند را توصیف کردند

    این نوع بیان و نگرش در مورد خداوند را تا به حال من نشنیده بودم

    درک این موضوع که خداوند همه جور است و در فهم و ذهن هرکس خداوند همان گونه است که او تصور می کند واقعا برای من زیبا و جالب بود

    هرچه باورهای من در این زمینه درست باشد من به خدای خودم نزدیک تر خواهم بود و او را بهتر و بیشتر درک خواهم کرد

    به قول استاد همه و همه چیز فقط و فقط باور است

    هر چه باورهای من نسبت به خدای خودم قوی تر و محکم تر باشد بی شک من موفق تر و پیروزتر خواهم بود

    تمام زندگی من را باورهای من می سازد

    باور

    باور

    باور

    این یکی از بزرگترین درس های امروز برای من بود

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای مهربانی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    فائزه رحیمی انگار گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان

    در ادامه فایل که استاد میگن همه چیز باوره و یکسری توضیحات دادن منم یکسری چیزهای رو بهشون فکر میکردم که دوست داشتم برای شما بنویسم

    من زمانی که فایلی که استاد توی دو قسمت داستان حضرت موسی رو توضیح میدادن که از دو زاویه بود و یکجا حضرت موسی داشت به خداوند میگفت که مثلا خدایا من زدم یکی رو کشتم اون ها دنبال منن که منو بکشن و یا من زود عصبانی میشم و از کوره در میرم و یکسری محدودیت ها دلیل هایی که داشت میگفت به این دلایل نمیشه من برم پیش قوم فرعون و خدواند در پاسخ میگه هرگز اینطور نیست

    یعنی این دوتا فایل انقدررررر تاثیر گذار و فوق‌العاده بود که خدا میدونه اگر دوستان هم کامنت من رو میخونن حتما این دوتا فایل رو گوش کنن فوق‌العادست

    خلاصه منکه این رو شندیم با خودم فکر کردم ببین هر فکری که تو الان داری میکنی و هر محدودیتی که توی ذهنت هست که به این دلایل من نمیتونم به فلان خواستم برسم بدون که برای خدواند جوابش اینه که هرگز اینطور نیست

    این ها محدودیت هایی که توی ذهن توعه وگرنه که قدرت خداوند فرای اصلا چیزی که در درک و تصور تو بگنجه و هر دفعه که یکسری فکرهایی اینچنین و محدود کننده توی ذهنم میاد که برای من و ذهنم منطقیه مثل حضرت موسی و دلایلی که آورد هرکدوم از ما که فکر می‌کنیم میگم آقا خیلی منطقی داره میگه راست میگه

    ولی خدا بهش میگه هرگز اینطور نیست

    یعنی هر منطقی که ما برای خودمون ساختیم این توی ذهن ماده توی باور های ماعه و در نتیجه توی زندگیمون هم بهمون ثابت میشه ولی از دید خداوند که نگاه میکنی تمام غیر ممکن ها ممکنه تمام محدودیت هایی که تو ذهن ما هست اصلا محدودیتی نیست ، منطقی نیست ، انگار که هیچ درست و غلطی توی این دنیا نیست به جز قدرتمندی خداوند

    و هی به خودم میگم ببین ایم محدودیته توی ذهن توعه ، توی باورهای توعه اگر تو بتونی این محدودیت رو این ترمز رو از توی ذهنت برداری با منطق هایی که میاری با یادآوری قدرت رب درها باز میشه درهایی که به قول استاد اصلا نمیدونستی که این دره فکر میکردی دیواره

    و داشتم فکر میکردم به تمام چیزهایی که الان خیلی خیلی برای ما بدیهیه و داریم استفاده می‌کنیم

    مثلا همین گوشی فکر میکردم مثلا اگر من یک فردی بودم در زمان پیامبر اینکه بشه با صدا یا تصویر با فردی اونسر دنیا صحبت کرد یا تعاملی غیر از حضور دو فرد در کنار هم برقرار کرد احمقانه ترین ، غیر ممکن ترین و نشدنی ترین چیزی بود که حتی یکی بخواد بهش فکر کنه اصلا همه اینجوری بودن که اصلا مگه میشه

    ولی روند جهان نشون داده که بله میشه ، غیر ممکن ها ممکن میشن اگر آماده باشی

    یکسری ها که اولین نفر ها بودن در کشف و یا ساخت این تکنولوژی ها ، الگویی هم نداشتن ولی قطعا این باور رو داشتن که می‌شود و هدایت شدن به مسیر شدنش

    مثل برادران رایت که هواپیما رو ساختن

    یا کارهایی که ایلان ماسک داره میکنه که استاد خیلی جاها راجبش توضیح دادن که مردم میگفتن بابا این هیچی بارش نیست اصلا نمیدونه چی داره میگه ولی می‌کنیم که خیلی چیزهایی که برای کل مردم جهان نشدنی بوده حتی متخصصان اون حوضه ها و غیرممکن بوده حداقل سال های آینده این آدم اومده و با باور های درست و فکر اینکه هرچیزی و هرکاری امکان پذیر است اومده و کارهایی رو کرده که هیچکس فکرشم نمی‌کرده و چقدر الگوی خوبی از لحاظ اینکه آدم این چیز ها رو میبینه پیش خودش میگه انگار این جهان هیچ محدودیتی نداره ، انگار همه چیز ممکنه همههههه چیز و از طرفی این واضحه که خداوند براش همه چیز ممکنه

    محدودیت فقط توی ذهن منه اگر من محدودیت های ذهنم رو برآرم خدا میدونه چه درهایی باز میشه چه اتفاقی میوفته

    چون قدرت های خداوند بی نهایت ، یک جا داشتم تو قرآن میخوندم که یک نفر فکر میکنم داشت راجب قدرت خداوند ازش می‌پرسید و اون مرد به مدت صد سال و خرش هم همینطور و وقتی دوباره زنده شد خداوند ازش میپرسه که فکر میکنی چند وقته خوابیدی میگه فکر میکنم یه نیمروز خوابیدم و میگه تو صد ساله که مردی و به اطرافت نگاه کن و میکنه که غذایی هم که با خودش برده بوده توی این صد سال سالم سالم مونده و خرش هم دوباره زنده میشه استخوان و گوشتش به همدیگه می‌چسبه

    و این دیگه غیر ممکن ترین چیز توی ذهن ماست که یکی صد سال بمیره و زنده بشه و غذاش توی این صد سال یکه تو وقتی یک غذا رو دو روز میزاری بیرون فاسد میشه سالم بمونه و مثالیه که اصلا آدم بهش فکر میکنه دیوانه میشه از قدرت خداوند میگه خدای من چقدر تو توانمندی چقدر تو غیر ممکن ها برات ممکنه

    همه چیز ممکنه بعد به خودم میگم خدایا خودت کمکم کن بتونم اینجوری نگاه کنم به هرچیزی که ببین این محدودیت توی ذهن توعه ها وگرنه که برای خدا هیچ غیر ممکنی نیست و اونه که قراره مسیر رو نشونت بده و غیر ممکن هایی که فکر میکردی غیر ممکنه به صورت تکاملی یواش یواش برات ممکن بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 862 روز

      یا حق

      درود بیکران به استاد عزیزمون و مریم جان شایسته و همه ی دوستان

      عزیزم ممنون و سپاسگزارم بابت کامنت پر محتوا و زیبا ی شما دوست عزیز

      آیا این امکان وجود دارد که لطفا بفرمایید در مورد داستانی که نگاشتید در قرآن هست(( در مورد پیرمرد)) نام سوره و آیه‌ را بفرمایید

      باز هم ممنونم و منتظر پاسخ

      شما دوست عزیز هستم

      و دعای همیشگی من برای همه تن سالم و‌دلخوش و ثروت حلال زیاد وآسون وسعادتمندی برای همه

      الهی آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        فائزه رحیمی انگار گفته:
        مدت عضویت: 1530 روز

        سلام دوست عزیزم

        البقره

        أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَىٰ قَرْیَهٍ وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ یُحْیِی هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَهَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَىٰ طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَىٰ حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَهً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

        ﻳﺎ ﭼﻮﻥ ﺁﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻫﻜﺪﻩ ﺍﻱ ﮔﺬﺭ ﻛﺮﺩ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺳﻘﻒ ﻫﺎﻳﺶ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ [ ﻭ ﺍﺟﺴﺎﺩ ﺳﺎﻛﻨﺎﻧﺶ ﭘﻮﺳﻴﺪﻩ ﻭ ﻣﺘﻠﺎﺷﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﺁﻣﺪ ] ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﺸﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ؟ ﭘﺲ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻣﻴﺮﺍﻧﺪ ، ﺳﭙﺲ ﻭﻱ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺖ ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ [ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ] ﺩﺭﻧﮓ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻱ ؟ ﮔﻔﺖ : ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻳﺎ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻧﮓ ﻛﺮﺩﻩ ﺍم . [ ﺧﺪﺍ ] ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻠﻜﻪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺩﺭﻧﮓ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻱ ! ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺍﻛﻲ ﻭ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ [ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻓﺼﻮﻝ ﭼﻬﺎﺭﮔﺎﻧﻪ ] ﺗﻐﻴﻴﺮﻱ ﻧﻜﺮﺩﻩ ، ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯ ﮔﻮﺵ ﺧﻮﺩ ﻧﻈﺮ ﻛﻦ [ ﻛﻪ ﺟﺴﻤﺶ ﻣﺘﻠﺎﺷﻲ ﺷﺪﻩ ، ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮﺳﺸﺖ ﺑﺮﺳﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﻱ ] ، ﻭ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻱ [ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺭﺑﻮﺑﻴّﺖ ﺧﻮﺩ ] ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩم [ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ]ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ ، ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎ [ ﻱِ ﺩﺭﺍﺯ ﮔﻮﺷﺖ ] ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﻰ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻰ ﺩﻫﻴﻢ ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﻰ ﭘﻮﺷﺎﻧﻴﻢ . ﭼﻮﻥ [ ﻛﻴﻔﻴﺖِ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﺪﻥِ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ] ﺑﺮ ﺍﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ ، ﮔﻔﺖ : ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺗﻮﺍﻧﺎﺳﺖ .(٢۵٩)

        براتون اینجا کپی کردم سوره البقره آیه 259 هست

        موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          زهرا گفته:
          مدت عضویت: 862 روز

          درود بیکران به شما دوست عزیز و گرامی

          بسیار سپاسگزارم از شما و زمانی که اختصاص دادید

          موفق و پیروز در پناه خداوند یگناه باشید

          ودعای همیشگی من برای همه تن سالم و‌دلخوش و ثروت آسان و سعادتمندی می باشد

          یا حق

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    رها عرفانی گفته:
    مدت عضویت: 2984 روز

    سلام به همه ی دوستان عزیز و استاد عزیز جناب عباس منش … خوشحالم که در جمعی هستم که اگاهی جاری هست … مخصوصا برای مردم ایران که مجبورمون کردن فکر نکنیم …. تقلید کنیم …

    بنظر بنده … توان جسمی (قدرت بدنی و عضلات) و ذهنی (ذهن باز و هوش) خیلی تعیین کننده هست … ورزشکاری که در ذهن خودش احساس پیری نکنه و عضلاتش قوی باشه مهم نیست چه سنی داره …

    البته در کنار اون چیزهایی دیگه هم هستند … مثل : تغذیه … کیفیت زندگی … مصرف دخانیات … ژنتیک … کارکرد دستگاه تنفسی و قلبی …… که امروزه با پیشرفت علم فاکتور ها برای سلامتی و طول عمر تخصصی و علمی تر شده … در واقع یک ورزشکار حرفه ای همه کارهاش علمی و قانون مند هست … و میتونه با علم و قانون سن بیولوژیک خودش کمتر کنه … تغذیه و ورزش علمی میتونه نقش مهمی در قوی شدن عضلات و رو فرم ماندن ورزشکار بذاره و ربطی به سن نداره … سلول ها و بافت ها قوی شدن و هم فاز و هم راستا با یک هدف ذهنی قرار گرفتن …

    یک نکته خیلی مهم هم که هست ورزشکاری که با عشق ورزش میکنه متوجه زمان نمیشه و زمان روی اون اثر کمتری داره … زمان قابلیتی داره که با اراده ما میتونه کش بیاد یا کوتاه بشه … زمان قانون عجیبی داره … یعنی هرچه که در جایی باشیم بهمون خوش بگذره و لذت ببریم زمان کوتاه تر میشه و برعکس … به علت قانون دیکتاتوری بازمان هست …

    باور ذهنی برنده شدن + تجربه + عضلات + اشتیاق برای ورزش … به نظر بنده میتونه مهمترین عوامل باشه

    سپاس از استاد عباس منش برای کمک به رشد جمعی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    نسترن حسین نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2975 روز

    سلام به استاد بزرگوارم،قبل از اینکه به سوال جواب بدم ،خواستم یک رویای صادقانه که حدود 3سال پیش دیدم رو اینجا بازگو کنم ، که به نظر خودم کاملا مرتبط به گفته های زیبای استاد داره، سه سال پیش در عین ناامیدی و یاس و بیچارگی خودم رو می‌دیدم،یه شب اونقدر برای خودم و تنهاییم گریه کردم و مدام می گفتم خدایا خسته شدم از این مدل زندگی کردن، راه رو به من نشون بده ،بگو چطور میتونم بهتر زندگی کنم، خواب دیدم بالای یک کوه نشستم و آسمون پر از ستاره بود، کنارم پیامبر نشسته بود به من گفت اگر مردم بدونن در معنی لااله الا الله به اندازه تمام ستاره های آسمون معنی هست، هر کاری اراده کنن میتونن انجام بدن، وقتی بیدار شدم باور میکنید هرچی سایت بود زیر و رو کردم تا ببینم معنی این ذکر و توصیحاتش چیه، چون تا اون زمان همون معنی تحت الفظی خدایی جز خدای یگانه نیست رو میدونستم و این اصلا برای من کاربرد دیگری نداشت، خب یک عمره که میدونم خدا یکی ست، دقیقا یک سال بعد اتفاقی فایل صوتی استاد با عنوان فقط خدا و فقط روی خداحساب کن رو گوش دادم و اونجا بود که معنی خوابم رو درک کردم،تازه متوجه شدم در هر کار و درهرلخطه با خدابودن و دعوت خدا که جلوتر از من قدم برداره، رمز یک زندگی موفقه، این ذکر باعث شد کمتر خودمو افکارمو دایم درگیر حرف مردم، طرز تفکرشون و ترس هام بکنم،تا خدا هست زندگی باید کرد

    هزاران بار استاد دستتون رو میبوسم که خدای به این زیبایی رو نشونم دادید.

    درمورد جواب سوال با توجه به گفته های استاد و شعر زیبای مولانا که انسان تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای، همه اعمال و اتفاقات اطرافمون از باورها یی که به خورد ذهن و روحمون میدیم نشأت می گیره،یک ورزشکار با این باور به ورزش روی میاره که تا ،30،سالگی باید بازنشسته بشه، و این نوع فکر و باور مانع تلاش بیشترش میشه،

    ممنون از همه دوستان و عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    هؽرو دانش گفته:
    مدت عضویت: 3394 روز

    سلام خدمت دوستان و استادعزیزم

    هیروهستم38ساله ازسرزمین عشق وفراوانی

    استادعزیزم من هرروزباشمامتولدمیشوم وهرلحظه دارم با شمارشدمیکنم هرلحظه درخداذوب میشوم و دوباره پیدامیشوم هم هستم هم نیستم حال عجیبی دارم اماهرچه هست حال باحالیه آروم آرومم .

    استادجان ممنون که هستیدخداجان ممنون که تومنی ومن توام.

    استادعزیزشمابامطرح کردن این سوال یادم انداختیدکه به ایده هام عمل کنم وپشت گوش نندازمشون

    بله من شدایدا به دویدن علاقمندم دونده بودم امابه دلایلی الان بیست سال است که ندویدم اماوقتی این فایل را دیدم دوباره انگاریه چیزی بهم گفت بایدبرگردی وازاول شروع کنی قبل از این سوال که شمامطرح کردیدخیلی وقتادلم میخاست دوباره دویدن را سر بگیرم اما همش پیش خودم میگفتم ای بابا من دیگه پیرشدم توان سالهاپیشو که ندارم امابادیدن فایل شماوانرژی بینهایتی که ازشمادریافت کردم بهم الهام شدوتصمیم گرفتم دوباره بهترازبیست سال پیش بدوم واین کاررامیکنم وتصمیم گرفتم بهترین دونده ی جهان بشم البته نمیدانم زمان رسیدن به این هدف کی میتونه باشه امامهم اینه که با عمل به الهامی که بهم شده میخوام جواب سوالتان را پاسخ دهم.

    ایمان دارم که آدم تا وقتی که باورداشته باشدکه پیرنشده پیرنخواهدشدوهمیشه جوان میماند

    اینهم یک باورخوب درموردجوان ماندن و میشودگفت که اکسیرجوانی راخداوندبیهمتااززبان استادبه مامنتقل کردنددوستان دیگه دنبال چی میگردیم استادبااین فایلشون کولاک کردن وچه زیباوساده ومقدس خداروتعریف کردن راستش من دیگرهیچی نمیتونم بگم ازبس حالم خوبه

    استادجان خیلی خیلی خوشتیپ شدین با زدن موهاتون خیلی بهتون میاد

    چقدر جنس حرفاتون و زدن موهاتون بهم میومدانگاربایدموهاتونوبرای گفتن این حرفهامیزدین چقدرهمدیگه روتکمیل کردن.

    دوستان خوبم استادعزیزم دوستتون دارم خیلیم ازتون مچکرم که وقت میزاریدونظرمنومیخونید.

    خداجون مثل همیشه سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      عباس کشوری گفته:
      مدت عضویت: 3035 روز

      سلام.هیرودانش عزیزبه سرزمین عشق وفراوانی خوش آمدی.امیدبخدادارم که دونده خوبی بودی وهنوزم هستی به باورت اطمینان داشته باش.چون بقول خودت‌.اکسیرجوانی روخدااززبان استادبماعنایت کرده است.به امیدموفقیعت وسربلندی برای شمادوست عزیز .منوازدعای خیرتان بی بهره نزارید.ممنون.??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        هؽرو دانش گفته:
        مدت عضویت: 3394 روز

        سلام عباس عزیزازاینکه وقت گذاشتیدودیدگاه منوخوندیدمچکرم وبابت انرژی خوبی که بهم دادیدبسیارسپاسگذارم ازاینکه بین شماها همراهان خوبم هستم به خودم میبالم چشم توصیه ی شماراباجان ودل پذیراهستم شماوهمه ی دوستان عزیزم رابه دستان پرمهرخداوندمی سپارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: