رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 47 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجتبی اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 3346 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان پر انرژی خودم که همیشه و همه جا یاد خدا رو توی دل و ذهنشون صد هزار برابر میکنن .از وقتی یادمه همیشه میگفتن سن فلان ورزشکار زیاده دیگه زمان براش نیست .دیگه نمیتونه .دیگه نفس نداره دیگه نمیتونه 90دیقه توپ بزنه .همه همه از ذهنیات گفته میشه که وقتی از زمانش گذشت ما نمیتونیم دیگه کاری بکنیم دنیا به آخر میرسه فقط فقط باید بشین کنار زمین .وهمیشه ما رو از چیزی به نام فردا .وفرداهای زیادی مترسونن که ماازش بی خبریم .یه مثال هست که به عقابی گفتن فردا چطوره .گفت فردای وجود نداره .من در حال در همین لحضه زندگی میکنم .وتا زمانی که خود شخص قبول نکنه که داره زمین گیر میشه به هیچ کس نمیتونه اون رو از حرکت نگه داره .ممنون از همه عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    mohsen گفته:
    مدت عضویت: 3308 روز

    با سلام به استا د عباسمنش عزیز

    واقعا خدارو شاکرم بخاطر این آگاهی که ازطریق خودش به ما انتقال میده

    واقعا این فایل خیلی منو به فکر فرو برد تازه احساس کردم که چقدر خداوند به من نزدیکه همیشه خدارو احساس میکردم یه

    چیزی جدا از منه اما با این فایل فهمیدم تو وجودمه واقعا عالی درک کردم این موضوع رو

    در مورد مسابقه شاید باور نکنین من همیشه به این مورد فکر میکردم همیشه میگفتم که چرا همیشه گزارشگر های فوتبال افراد مطرح که به سن بالاتر میرسن مدام میپرسن شما که دیگه دوران فوتبالیتون داره به پایان میرسه می خواین چیکار کنین

    و طوری سعی می کنن که این باور رو تکرا ر کنن که دیگه تموم داره میشه و من مطمئنم که این برای کسانی که باور میکنن که دار با افزایش سننشون دورانشون تموم میشه این اتفاق سریعتر میفته و به نظرم بیشترین عامل جو و باور موجود تو فضای ورزشی هست که بیشتر ازطریق خبرنگارها هم انتقال پیدا میکنه

    این چیزی هست که من برداشت کردم با احترام کامل به نظرات تمام دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    Mustafa گفته:
    مدت عضویت: 3210 روز

    درود به همگی

    این جمله که “دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است” صرفا یک باوره که اونقدر تکرار شده و اونقدر مطرح شده که نسل به نسل گشته و شده یک قانون تو زندگی آدمها، طوری که وقتی ورزشکاری بخواد تو سنین بالاتر شروع به فعالیت حرفه ای کنه همه میزنن تو سرش که تو نمیتونی تو تواناییشو نداری هیچکس نتونسته و هزاران دلیلی که مردم (حتی ورزشکاران حرفه ای) میارن و شونه خالی میکنن از زیر بار مسئولیت پیشرفت کردن در زندگی، این میشه که میمونن سر جاشون و حرکتی نمیکنن و راضی میشن به هر آنچه که هست و میگن دیگه همه میگن نمیشه و نبود کسی بتونه و…

    یک مثال شخصی دارم از خودم: من مدتی برای تحصیل خارج از ایران بودم و مرتب از زبون همکلاسیام میشنیدم که “انسان نمیتونه از سن 30 سالگی به بعد مثلا از کارشناسی شروع کنه و پیشرفت علمی و تحصیلی داشته باشه و به مدارج بالاتر برسه” و میگفتن که ادم مغزش طوری طراحی شده که از این سن به بعد اصلا نمیکشه که بخواد ادامه بده و باید حتما از سنین پایین شروع کرد به تحصیل وگرنه دیگه بی فایدس D:

    خوب خنده داره دیگه، هزاران نفر هست که تو سن 60-70 سالگی شروع کردن به تحصیل و با سرعت بسیار بالایی هم به نتیجه رسیدن و پیشرفت کردن و اینکه ادم نمیتونه نمیشه از فلان سن به بعد پیشرفت کنه و این حرفا میشه تخریب خود و دیگران و برنامه ریزی غلط برای آینده چون ما همگی در همه حال میخواییم سختی (ذهنی=کسب علم، فیزیکی=قهرمان ورزشی) پیشرفت رو نکشیم و آسونترین راه رو انتخاب کنیم و بگیریم بخوریم و بخوابیم و اتفاقا هم بشیم موفقترین آدم دنیا، اینجوری نیست، اصلا اینجوری نیست اگر که ما بخواییم بدون اینکه هزینه کنیم و انرژی صرف کنیم به همه چیز برسیم دنیا هم بگه بفرما نه این هیچوقت اتفاق نمیوفته تا وقتیکه مسئولیت پذیری داشته باشیم و واقعا هدفمند حرکت کنیم و آرزوهای مشخص و واضحی داشته باشیم و اینو باور کنیم که “اگر هیچکس نتونسته به این موفقیت برسه من میتونم، کاری هم به حرف بقیه ندارم”

    همینکه من بخوام واقعا به فلان هدف برسم تو هر شرایطی که باشم امکان نداره که هیچ عامل بیرونی بتونه منو نگه داره و نزاره من پیشرفت کنم چوووووووون من تصمیم قاطع گرفتم که میخوام پیشرفت کنم

    من موقعی که میخواستم از ایران برم واسه تحصیل همه و همه مخالف بودن، چرا؟ چون میگفتن و اعتقاد راسخ داشتن که من نمیتونم به زبون انگلیسی تو یه کشور انگلیسی زبان درس بخونم ، و خانواده بهم میگفتن که “اون تونست تو نمیتونی، داداشت تونست تو نمیتونی، همه میتونن ولی تو نمیتونی، بابا نمیکشی اصلا تو مغذت نمیکشه درس بخونی و…” خلاصه هزاران دلیل و برهان داشتن اطرافیانم که من نمیتونم و من بهشون گفتم من میتونم و من میخوام و اقدام کردم و رفتم و با شرایط مختلف و سخت و نفس گیر درگیر شدم و همه چالش ها رو یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم و اتفاقا بسیار موفق تر از همه اونایی شدم که همش میزدن تو سرم و همه موندن از پیشرفت های من و تعجب میکردن و میگفتن تو تونستی؟ D: باورشون نمیشد ولی بقیه باورشون نمیشد نه من ، من که 100% باور داشتم خودمو و کار خودمو انجام میدادم و کاری هم نداشتم به بقیه که چیمیگن وممکنه نشه و نتونم و شکست بخورم و سرخورده شم نههههههههههههههههههه اصلا کاری به تبعات تصمیمم نداشتم که هیچ کاملا تمرکز کردم روی تحصیلم و طوری بود که اونجا شده بودم الگو برای بقیه که درسشونو جدی بگیرن و زبان انگلیسی رو کار کنن و آموزش میدادم دوستان رو سعی میکردم تا اونجایی که میتونستم هم هل بدم بچه ها رو تا بجای وقت تلف کردن و خوش گذرونی های گذرا به هدفشون برسن که بعضی وقتا موفق شدم و بعضی وقتا هم دیگه خودشون نمیخواستن و به نتیجه نمیرسیدن و سرخورده بر میگشتن به کشورشون (دوستای صمیمیم بودن متاسفانه گوشن میکردن به حرفای من) بهرحال هر وقت من و شماهایی که 100% تصمیم گرفتیم که به فلان هدف برسیم پس پای تصمیممون میاستیم و کاری به هیچ مسئله جانبی نداریم و تمام تمرکزمون رو هم متوجه هدفمون میکنیم

    یک مطلب خیلی مهم جاموند اینکه در لحظه فقط و فقط یک هدف باید داشته باشید

    هیچوقت نمیتونید همزمان روی دو دوچرخه سوار شید و با دو دوچرخه دوچرخه سواری کنید، پس فقط باید روی یک هدف و آرزو در لحظه زوم کنید و انجامش بدید، مثلا من هدفم اینه که توی فلان آزمون قبول بشم یا به فلان کشور مهاجرت کنم یا فلان موفقیت رو در زمینه کسب علم یا کسب و کارم بدست بیارم، بهرحال هر چی هست باید فقط یک هدف و آرزو رو در لحظه زوم کنید روش و انجامش بدید و این رو هم بدونید که اصلا بهش نچسبید پیگیری کنید و انجامش بدید ولی دیگه نچسبید بهش یعنی چی؟ یعنی اینکه نشینید بگید ای خدایا اگه نشه چی میشه و هر روز بشینید فکر کنید به اینکه چجوری انجامش بدم که تهش همه چیز عالی پیش بره، اینجوری نابود میکنین هدفتونو و اصلا بهش نمیرسید، بجاش بشینید و بگید چکار کنم که همین امروز این مسئله این چالش این تمرین ذهنی یا فیزیکی رو چجوری انجام بدم که راحتتر و بهتر انجام بشه و فقط و فقط برای امروز زندگی کنید تا هدفتون باسرعت بسیار زیادتری به سمتتون جذب شه، به بیان ساده تر رها کنید آرزوتون رو و کاری نداشته باشید به ادامه مسیر چون اگه نگران فردا و روزهای آتی باشید امروزتون رو فراموش میکنید و دیگه پیشرفتی نمیکنید

    اینا تمامش تجارب شخصی زندگی خودم بود

    مرسی بابت زمانی که برای خوندنش گذاشتید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    عیسی ساعدپناه گفته:
    مدت عضویت: 2965 روز

    عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار جناب عباس منش :

    قبل از پرداختن به بحث دیدگاه شخص خودم باید یه تشکر و سپاس گذاری از ته دل از شما جناب عباس منش داشته باشم بنده حدود دو ماه پیش با فیلهای شما آشنا شدم و واقعاً خدا را شاکرم که به آنچه از حدود ده سال پیش دنبالش بودم رسیدم.

    اما در مورد دیدگاه شخصی بنده در مورد ورزشکاران ، اولین مطلبی که به ذهنم رسید بحث باور و احساس بازنشستگی در سن و سالی که یک پیش فرض شده برای ورزشکاران بودکه یه سنی رو برای بازنشستگی‌بازیکنها در

    میدان مسابقه در باور اونها به وجود آوردن.

    البته اگه بخواهیم با یه دید مثبتی به قضیه مسی نگاه کنیم دقیقاً معنای کار تیمی رو در ذهن تداعی میکنه بنده یه مطلبی در مورد حرکت دسته جمعی پرندگان خوندم که همیشه به شکل وی V لاتین حرکت میکنند و هر زمان رهبر گروه احساس خستگی‌کرد نفر دوم جایگزین او میشود واین حرکت در کل مسیر تکرار میشود و به این شکل تیم حرکت گروهی خودشو ادامه میده و هیچ وقت در مسیر هدف توقف نمیکنند و تا رسیدن به هدفشان از پرواز دست نمیکشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    روح الله رهروان سحر گفته:
    مدت عضویت: 2969 روز

    خداشاهده اون موقع فقط همین فکرهاتوی سرم بود که من انسان بی ارزشی هستم ویا اونهاخیلی از من بهترهستندومن درحد واندازه اونهانیستم ولی العان بعداز گذشت چندین سال که بااقای عباس منش اشناشدم میفهمم که این باورهاازکجااب میخورده نمیدانید العان که دارم این کلمات رامینویسم چه احساسی دارم وحالا میدانم که تمام زندگیمون دست خدمون هست که این هم از اقای عباس منش یادگرفتم واقعاایامن نمیتوانستم جوردیگه ای فکرکنم ایا من نمیتوانستم نوع نگرشم ونوع دیدم رانسبت به این موضوع عوض کنم ایا نمیتوانستم باورهایی درخودم ایجادکنم که هرگزتسلیم نشوم تابه مقصودبرسم من حالا که فکرش را میکنم میدانم که به راحتی می توانستم درفوتبال به جاهای بسیاربزرگی برسم ولی کم کم واروم اروم وقدم به قدم بایدپیش میرفتم چرامن ان زمان این تفکرات رانداشتم برای اینکه این اگاهیهای ناب رانداشتم یادم میاد مربیمون هم به این موضوع پی برده بود که من میتوانم ولی یه جورایی اعتماد به نفس ندارم چونکه به یکی ازبازیکنها گفت ببین اگر میخواهی این جوری سرتمرین بیای واذیت کنی فلانی رو یعنی من رو به جات مزارم وانقدر باش کارمیکنم تا براحتی جای تورو برام پر بکنه من معتقدم که انسان خودش به خودش لطمه میزنه چون در مورد من واقعا همین جوری بود خوب وقتی مربی یایکی ازبازیکنها بهت میگه ونمی گذارن که تو شروع کنی اول بار اتفاق خاصی نمی افته ولی وقتی این تکرارمیشه کم کم باور میکنی ودل سرد میشی که اصلاچراعضواین تیم شدی ودر موردمن واقعاهمین جوری بود گفتم ولش کن بابا من فقط داخل تیم محلاتی بازی میکنم چون اونجابرام ارزش قاعل میشن وبعدیادم میاد چندتا تیم محلاتی قویتر وبزرگتر که ازسن ما هم بالاتر بودند به من پیشنهاد دادندوحتی یک تیم باشگاهی دیگرولی من قبول نکردم چونکه در ذهنم کاشته شده بود که باز هم همان اتفاقات برام می افتد وبهتراست بلندپروازی نکنم به نظر من درهمه جنبه های زندگی این اتفاقات می افتد نه فقط در فوتبال وورزشی خواص ازتمامی اعضا سپاس گذارم خدانگهدارهمگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    طیبه عزیز گفته:
    مدت عضویت: 3593 روز

    لام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    من فایلو گوش کردم چقدر قشنگ گفتید استاد خیلی جالبه دقیقا منم به همین نتیجه رسیدم اما نمیدونستم چطور بیانش کنم ، امسال سال فوق العاده عالی و پر از حس های خوب و اشک های شوق برای من بود ولی همین یه هفته پیش تو فکر یکی از خواسته هام که چطور بهش برسم خیلی گیج شدم انگار از بهشت کنده شدم افتادم تو برزخ دیگه حاله دلم خوب نبود بعد از چند روز که مدام میپرسیدم چیکار کنم که به این خواستم برسم و حاله دلم خوب نبود یهو یه صدایی بهم گفت ” فکر کردی اگه بخاطر خواستت ناراحت باشی خدا دلش برات میسوزه و زودتر خواستتو برآورده میکنه ! خدا عادل هست پس اگه دلش بسوزه عدالتش کجاست ! خدا انرژیه درون تو و خدا همه چیزه ،خدا هر طور که باورش کنی و بهش شکل بدی هست ” ( آب آتش را مدد شد همچو نفت ) یهو قلبم آروم شد و پاسخ گفته شد .

    هیچ وقت برای کسی که فوت میکنه ناراحت نمیشم از وقتی بچه بودم خیلی منطقی پذیرفتم که خب همه میمیرن ، یه روز هم نوبت منه چند روز هست که پدربزرگم فوت شده ، من شهر دیگه ای زندگی میکنم وقتی برای مراسم اومدم گفتم چطور به این موقعیت نگاه کنم که احساسم خوب باشه خیلی وقت بود که فامیلها و و دوستامو ندیده بودم اینجا که همه دور هم جمع بودیم خیلی بهم خوش گذشت تصمیم گرفتم چند روز بمونم . ??????????????????

    حالا جواب مسابقه :

    این باور رو اغلب پذیرفتن

    وقتی بچه بودم میخواستم برم کلاس ژیمناستیک اما مربی بهم گفت نمیشه باید وقتی کوچیکتر بودی میومدی ! همون موقع تعجب کردم گفتم من که الان بچم پس باید از چند سالگی میومدم ؟ اما من حرفشونو باور کردم و هیچ وقت تا الان هیچ ورزشی نرفتم با اینکه علاقه داشتم اما چند روز هست تصمیم گرفتم برم ورزش دو میدانی ثبت نام کنم چون خیلی علاقه دارم 26 سالمه حتی اگه بقیه بگن دیگه نمیشه هم ثبت نام میکنم برای روح و جسم و اعتماد بنفس

    خیلی ها هم وقتی به هدفاشون میرسن دیگه هدفی انتخاب نمیکنن و متضرر میشن ، خیلی از ورزشکارها هدفاشون فقط تا 25 سالگی هست و دیگه هدف بزرگی ندارن که راهشونو تو ورزش ادامه بدن

    انسان اول که هدف بزرگی داره به نظرش رسیدن بهش دور و دراز هست خیلی ها وقتی هم به هدفشون میرسن دیگه زندگی براشون بی معنا میشه

    ???????????????

    براتون بهترین هارو آرزو میکنم امیدوارم همیشه خوشحال خوشبخت سلامت و ثروتمند باشید و به همه آرزوهاتون برسید ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    ابراهیم آقا Brj_auto_glass گفته:
    مدت عضویت: 2475 روز

    سلام

    روز ۸۴ سفر به درونم را ادامه میدم بدون وقفه

    الهی شکر

    🌺خداوند همه چیز میشه همگان را

    خداوند پاسخ میدهد به درخواست بندگان البته اگه قانون درخواست رو آن بنده بلد باشه🌺

    📌قانون درخواست چیه؟

    ♦️اینه که باور داشته باشم که خدا پاسخ میده

    ♦️اینه که جرأت درخواست رو داشته باشم

    ♦️خودم رو لایق درخواست از خدا بدون

    ♦️فقط از خودش بخوام و چشمم به دست دیگران نباشه

    ♦️قدرت اون رو باور کنم و بدونم همه کار ازش برمیاد

    ♦️اون رو همراه خودم ببینم نه اینکه تو ذهنم خداوند دور از دسترس باشه

    📌خداوند چطوری به درخواست من پاسخ میده؟

    ♦️به هزاران شکل

    ♦️توسط دستانش بر روی زمین

    📍اگه با این باور ازش درخواست کنم که من درخواست میکنم چون همه درخواست میکنن (از روی عادت ) خوب معلومه پاسخی هم دریافت نمیکنم

    مثل این میمونه که برم پیش یه کارخونه داری بگم چون داری به کارمندات حقوق میدی باید به من هم حقوق بدی

    خوب اون کارخونه دار میگه اگه میخوای حقوق بگیری باید بهای آن را «کار تو کارخونه» بپردازی📍

    📌بهای اجابت دعا چیه؟

    ♦️اینه با باور و ایمان قلبی دعا کنم

    ♦️پا روی ترسم بزارم

    ♦️در راستای آن خواسته قدم بردارم

    اگه با این نگاه دعا کنم که من صد ملیون می‌خوام اما صدملیون برای خدا زیاده

    خوب خداوند روی خسیسش رو به من نشون میده

    اگه با این نگاه از خدا درخواست کنم که بیماری من رو درمان کن اما برم بچسبم به فلان دکتر پاسخ خداوند هم این میشه که برو تا فلانی خوبت کنه

    همونجور که الان خدا ساخته شده تو ذهنمون همونجور هم باید این خدارو تو ذهنمون عوض کنیم

    ما میگیم خدایا یه کاری کن فلانی باهام خوب برخورد کنه

    خوب لامصب اون فلانی ، خود خداست

    خدا همه چیزه خدا همه کس است

    اون پول هم خداست اما باور من به اون پول باعث میشه خدا خودش رو در غالب اون مبلغ وارد زندگیم کنه اگر باورم به خدا وهابه خوب خدا بینهایت ثروت برام میاره

    اگر باور به خدا یه خداییه که مثل کمیته امداد خودمون بودجه محدود داره خوب خدای فقیر و روزی قطره چکونی میاد تو زندگیم

    هر کسی رو که میبینی داری خدا رو میبینی پس نباید بگم خدایا دل فلانی رو باهام نرم کن باید بگم خدایا روی خوشتو نشونم بده

    دعا باید اینجوری انجام بشه که

    خدایا اینو ازت فلان چیز رو می‌خوام به خاطر اینکه تو (باوری که دارم از خدا رو بگم)

    باوری که به هرکس داریم اون فرد وجه موازی با آن باور را نشونمون میده

    مثلا من میگم فلانی آدم خسیسیه

    فلانی خیلی آدم راستگوییه (راستگو بودن باور من نسبت به اون شخصه)

    باید با ذهن پاک از دیگران درخواست کنم یعنی بگم فلانی این کار رو برام بکن «تو دلم بگم آدم خوبیه انجامش میده برام»

    🌺باید از حالا به بعد با این باور از بقیه درخواست کنم که انجام میشه برام🌺

    🌸🌻تفتیش عقاید ممنوع🌸🌻

    هرکسی تو یه مدار متفاوتند پس نباید از کسی ایراد گرفت

    هرکسی یک گذشته متفاوت با ما داره

    هرکسی یک تضادهای متفاوت با ما داشته

    هرکسی یک میزان تعهد متفاوت با من داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    پوریا گفته:
    مدت عضویت: 1213 روز

    سلام. واقعا زندگی چجوری میتونه لذت بخش و عالی باشه بجز توجه کردن به نکات مثبت از خوردن یه سبزی معطر و بستن چشمها و حس رایحه بینهایت زیبای اون تا دیدن نعمتهای بزرگتر و لذت بردن از همین لحظه که خدا در اون وجود داره در عطر سبزی و گل و همه چیز و همه جا در جای جای زندگی که به جای اینکه غرق بشیم در تفکرات منفی و محدود کننده و نعمتها را از نبینیم و نخواهیم ببینیم و بعد بگیم نیست و همش به محدودیتها توجه کنیم درصورتی که در هر جایگاهی که باشیم اگر در لحظه لذت نبریم و نبینیم نعمتها رو کفران میکنیم و حال بد بیشتری رو برای خودمون به وجود میاریم و ایجاد میکنیم. آقای عباسمنش استاد عزیز من دانشجوی چهار تا از دوره های شما به صورت همزمان هستم. امروز دهم فروردینه و همونطور که میدونید و همه دوستانی که در ایران هستند میدونن رفت و آمدها و دید و بازدیدهای نوروزی هست و خواه ناخواه خیلی از افراد با تفاوت فرکانسی زیاد به دلیل این مسایل در کنار هم قرار میگیرن. به نظر من این یک تمرینه فوقالعادست. چند روز قبل مجبور شدم با فردی که مدام غر میزنه و دقیقاً بدبینانه ترین دیدگاه رو داره ساعاتی رو بگذرونم

    نمیتونستم ویسهای دوره رو گوش بدم، فرار فکری شدید برام پیشمیومد حالم داشت بد میشد حتی آهنگ ریلکس کننده هم گذاشتم و تاثیر زیادی روم نمیگذاشت. خلاصه خیلی زور زدم تا مقابله کنم و حالمو خوب کنم. دوستان خواستم مقابله کنم و حالمو خوب کنم. خلاصه زورم نرسید. به یکباره گفتم خدایا چکار کنم و واقعا نمیتونم کاری کنم و مثل همیشه در این مواقع احساس کاذب گناه اومد سراغم و ذهن حتی موقعی که ما میخوایم تکنیکها و قوانین رو بعد ازینکه حواسمون پرت شد از اونها و حالمون بد شد، و میخوایم برگردیم و حال خوب رو ایجاد کنیم، موقعی که میخوایم با تکنیکها و قوانینی که به لطف و هدایت خدا و به وسیله استاد عباسمنش آموختیم رو شروع کنیم به توجه به لحظه حال و نکات مثبت و در حقیقت توجه به نعمتهای خدا که بهمون داده ذهن میاد بعد از اینکه تکنیک مورد نظر و یا زاویه دید مورد نظری رو که هدایت میشیم برای اون لحظه، دقیقاً ذهن میاد سراغ همون چیزی و سراغ همون زاویه دید و میاد سراغ همون تکنیکی که ما هدایت شدیم در اون لحظه برای استفاده از اون راه. برای من با احساس گناه اومد. که ببین حواست نبود از خدا غافل شدی فرکانست اومد پایین و کلی ازین حرفها و وراجی های ذهنی که قطعا هر انسانی اعم از پیامبران و یا هر فرد دیگه ای داشته و داره. در اون لحطه هم باز با هدایت خدا گفته شد شروع کن از اولین نعمتی که میبینی و بهش فکر کن، اولش سخت بود ولی رفته رفته مثل آب جاری شد و بعد از حدودیک ساعت یه دفعه انگار بهم گفته شد اگر دسترسی به چیزی نداری و یا چیزی از بیرون حالتو خوب نمیکنه مثل اینکه نمیتونستم حتی ویسها و آگاهی های دوره ها رو گوش بدم، بهتره دست بکار بشی و از آگاهی هایی که دریافت کردی و یادگرفتی و یاداوری شده دیگه به طور عملی استفاده کنی. استاد عزیز و همراهان گرامی بعد از اون احساس قدرت بهم دست داد احساس قدرتی الهی قدرتی که از جانب پروردگار عالی خالق جهان و هدایتگر جهانیان است و از جنس اوست به من داده شد و دقیقا هدایت و همایت رو در اون لحظه دیدم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر. استاد من هر روز در تمرین ستاره قطبی هدایت و همایت و دیدن اون هدایتها رو از خدا میخوام. متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    مهدی میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان سایت

    این فایل نشانه امروز من بود

    نشونه ای که مثل همیشه برام وضوح کامل داشت و آن چیزی که از قبل توی ذهنم بود رو جواب داد.

    اولین مورد که قبل از زدن رو گزینه نشانه امروز من توی ذهنم بود مسئله تنهایی خودم بود و این که چطور کارای بزرگ انجام بدم که نشونه اش صحبت های استاد در مورد حضرت ابراهیم بود واین که تنها بود و با باورهای توحیدی خودش چقد به خدا نزدیک شد که ازش در قرآن و ادیان بسیاری نام برده شد.

    اما جواب به سوال استاد در مورد این که چی می‌شه که یک ورزشکار در سنین بالا دیگه نمیتونه به موفقیت های قبلی دست پیدا کنه

    همه ما میدونیم که باورهای ما است که داره دنیای مارو رقم میزنه و این که چقدر بهش باور داشته باشیم

    برای درصد بسیار زیاد ورزشکاران هم شنیدن مکرر همن موضوع که در سنین بالا توانایی ما کم می‌شود و عضلات ما دیگه توانایی خودشون رو از دست می‌دهند و دیگر توانایی مثل قبل ندارن باعث میشه که باور کنن و بعدش به راحتی نشونه های این موضوع رو میبینن و میگن آره ببین دیگه مثل قبل نیستم.

    مثلا وقتی به اون ورزشکار میگن که تو دیگه توانایی قبل رو نداری،همون زمان ها دچار یه آسیب هم میشه که حتی میشه گفت اون آسیب دیدگی هم به خاطر ذهنیتی که اون از اون حرف برای خودش ایجاد کرده و با توجه به این که جهان باورهای مارو بهمون ثابت میکنه اولین نشونه میشه براش(در صورتی که شاید قبلا هم دقیقا دچار همون آسیب شده بود) و اون لحظه توی ذهنش میگه آره بیین و بازی ذهن شروع میشه و همینطور نشونه پشت نشونه

    ما همیشه اول تو ذهنمون هست که شکست میخوریم یا موفق میشم و بعد در دنیای اطراف نشونه میبینم و به دستش میاریم

    خیلی وقت ها از خیلی افراد شنیدیم که میگفت من خودم رو تو لحظه تو اون ماشین تو اون موفقیت دیدم و بعد بهش رسیدم(قدرت تجسم که استاد میگن همین است)

    همه ما میتونیم تجسم کنیم یا بهتر بگم خیلی وقت ها در حال تجسم هست اما در بسیاری مواقع ناخودآگاه که مثلا تصور میکنیم اگه فلان اتفاق نیوفته و یا فلان جور بشه چقد بد میشه

    اما میخوام یه مثال برای دوستان بزنم که چطور آدم میتونه اینقدر خودش رو تغیر بده و الگوی خوبی بشه برای ما و ساختن باورهای خوب

    بوکسور تایسون فیوری

    داستان جالبی داره از شروع زندگی یعنی به دنیا اومدنش ولی مهمترین باوری که در من ساخت این بود که وقتی بخواهی و شروع کنی دنیا بهت کمک میکنه کسی که بعد از کلی کسب افتخار به یه زندگی کاملا داغون رسید اما دوباره شروع کرد اما این بار بهتر معروف شد،بهتر این لحاظ که نه‌فقط در ورزش بلکه در جنبه مهم دیگه زندگی اون دوباره بهتر شدنش رو از سی سالگی شروع کرد اما سی سالگی شاید به باور عموم برای بوکس بعد از مصرف مواد مخدر و … خیلی سخت باشه ولی حتی ناممکن باشه،اما اون با این تغیر بزرگ باورهای خیلی هارو تغیر داد.

    پس میشه حتی در سنین بالا هم قهرمان شد اونم در ورزشی مثل بوکس

    ممنون از دوستان که وقت گذاشتن و مطالعه کردن.

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1835 روز

    به نام الله به نام خدای مهربانیها

    سلام به همه عزیزانم

    به نظر من هدایتهای خداوند همیشه هست .خداوند در هر لحظه در حال صحبت کردن با ماست چه باور داشته باشیم چه باور نداشته باشیم خداوند همیشه خدایی خودش رو میکنه

    چیزهایی که باید گفته بشه گفته میشه کارهای که باید انجام بدیم انجام میدیم افرادی که باید بیان تو زندگیمون میان

    اما وقتی ما باور داشته باشیم که خداونده که ما رو هدایت میکنه و با ما صحبت میکنه با اطمینان بیشتری و امیدواری قدم بر میداریم

    اما وقتی که با این باور که این به ذهنم رسید حالا انجام بدم ببینم چی میشه اون اطمینان شاید نباشه ولی عمل هست

    خیلی از مردم از این قوانین و از اینکه خداوند به ما الهام میکنه غافلند اما کارهایی رو که باید انجام میدن چون اراده قوی دارن و مصممند برای پیروزی و ثروتمند شدن سالم زیستن و این اراده نتایج خوبی رو براشون خواهد داشت

    مهم اراده و عمل کردن وگر نه باور داشتن یا باور

    نداشتن به هدایت خداوند باعث نمیشه خداوند ما رو هدایت کنه خداوند مدام در حال هدایتمون هست

    اما یک نکته وجود داره و اونم اینکه وقتی باور داشته باشی که خداوند هدایتمون میکنه باعث میشه گوشهامون تیزتر و چشمانمون بازتر باشه برای شنیدن الهامات این باور به هدایت قلبمون رو باز میکنه برای دریافت الهامات و میدونیم که خداوند هدایت میکنه و حتما راهی هست که خدا میدونه و من نمیدونم و نتیجه میشه راحتر و ارامتر بودن

    وقتی با باورهای درست و توکل عمل کنی نتیجه متفاوت خواهد بود

    این دنیا یک آموزشگاه است برای درس یاد گرفتن برای تکامل و رشد

    وقتی باید رشد کنیم و درسی رویاد بگیریم اتفاقات جوری میفته که اون درس رو یاد بگیریم و با یاد گرفتن درسمون به مرحله بعد می‌رسیم و تکاملی جلو میریم برای بزرگ شدن روحمون

    ((یکتا پرستی بودن))

    ((پیروی آیین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود.))

    مدتی سوالاتی در ذهنم میچرخه که دنبال پاسخم و امیدوارم خداوند پاسخ را برای من روشن کنه تا بفهمم و درک کنم آمین

    خداوند میگه حضرت ابراهیم یکتا پرست بود .منم میگم من یکتا پرستم اما تفاوت از زمین تا آسمان هست.

    مثال

    وقتی که قرار شد حضرت ابراهیم را در آتش بندازند فرشته ها اومدن و به حضرت ابراهیم گفتن که با آب و باد و…فرمان بدیم تا دشمنان تو را از بین ببرند و آتش را خاموش کنند اما حضرت ابراهیم کمک هیچ کدوم را نخواست جبرئیل اومد و گفت از خدا چی میخوای.

    و حضرت ابراهیم گفت هیچی خدا خودش میبینه

    وقتی این جمله حضرت ابراهیم رو خوندم خیلی تاثیر عجیبی در وجودم داشت همه اومدن و گفتن چی میخوای گفت هیچی و این یعنی توکل و امید به خدا و ایمان داشتن واقعی به خداوند .و خدا پاسخ داد با سرد کردن آتش بر ابراهیم و گلستان شدن آتش برای او و باز هم پیروزی حضرت ابراهیم و سربلندی ابراهیم در برابر خداوند

    حالا من که ادعای یکتا پرستی و خدا پرستی میکنم چطور رفتار میکنم ؟!

    با کوچکترین مشکل دست به دامان همه میشوم و به همه توسل میکنم برای رهایی از کوچکترین چیزها من هم اگر ایمان و توکل ابراهیم را داشتم ارام و صبورانه فقط امید به مهربانی خدا داشتم و با امید در برابر مشکل می ایستادم و میگفتم خدا هست و میبینه

    خدایی که ما را برای شادی و لذت بردن آفریده چطور ما را رها میکنه در سختی‌ها.خدا گفته اسانت میکنم برای آسانیها. اما من هم باید ایمانم رو نشون بدم و نترسم مثل ابراهیم محکم و با ایمان بمانم

    چه زیبا گفت عزیزی که می‌گفت نقطه مقابل ترس امنیت نیست ایمانه

    با ایمان میشه از ترسها عبور کرد وقتی ایمان به خدا باشه ترسها میشه همچو قندی در آب ایمان که حل میشه و مثل شربتی شیرین میشه سرکشید

    خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای

    امین یا رب العالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: