این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ای کاش هر کسی تو این سایت حتما این فایل رو ببینه.با گوش دادن به این فایل یک تحول در خداشناسی در خودم حس میکنم.خداروشکر که در مدارش قرار گرفتم و دیدم این فایل رو.همه فایل های رایگان به قول مریم جان گنجن،ولی این یک گنجه عظیمه.این فایل رو همیشه باید گوش داد.
متحیر شدم.حس شعف و اشک خوشحالی
نمیدونم کجای سایت بگم که بچه های بیشتری ببینن پیامم رو این فایل رو ببینن.ولی نه هر کسی درمدارش قرار بگیره میبینه.
خدایا شکرت،خدایا شکرت
پس خدا اینقدر مهربونه که خودشو به هر شکلی که ما باور کنیم درمیاره.
چقدر عظمت، چقدر حکمت، چقدر منش بزرگ در این نظم و تدبیر خلقت جهان هست
خدا چقدر عظیمه،چقدر حکیمه،چقدر مدبره
وای از عظمت خلقت خدا
قانون افرینشش
جالبه این همزمانی،قبل دیدن این فایل من این ایاتی که خدا به پیامبر میگه این تو نبودی که کشتی من کشتم.این تو نبودی که زدی من زدم،رو تو سوره ی انفال خوندم.وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمه.سبحان الله.
خدایا شکرت، شکرت این آگاهی رو پیدا کردم.شکرت که بهتر شناختمت،و خوب هم میدونم،این اصلا نه تنها نهایت شناخت نیست،بلکه فقط قدمی نزدیکتر به شناخت بهتره،و ما در مسیریم،و فاصله داریم هنوز،و فکر نکنیم که دیگه من همه چیز رو فهمیدم و دیگه تمام که اشتباهه.ولی همین خیلی مهمه و این پیشرفت خیلی خوبه و این آگاهی بزرگی بود.
و و و استاد چقدر تاثیر گزار این آگاهی رو بیان کرد،وگرنه من خودم چن جا خونده بودم که خدا به شکلی که باورش میکنی درمیاد، ولی هیچ.انگار صم بکم بودم تا حالا که موقش شد.وخداروشکر
به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر و فرمانروای جهانیان است
خداروشکر میکنم که توفیق شرکت در این مسابقه ارزشمند رو داشتم و مواردی هم که در پاسخ مسابقه قبلی نوشتم میتونم بگم بخش عمده ای از اون همین الهاماتی بود که گفته میشد و همین که در مسابقه قبل شرکت کردم خودم رو برنده میدونم و همینطور همه دوستانی که درج نظر داشتند قطعا برنده هستند
خدارو شکر
از وقتی که جلسه دهم قانون آفرینش رو دیدم ( حدود دوماه پیش ) و بحث الهامات توسط استاد به خوبی توضیح داده شد و از وقتی که این باور رو در خودم شروع به ترویج کردم که خداوند همواره راه رو به من نشون خواهد داد به لطف الهی همواره در مواردی که خواستم ، خدای مهربانم بهترین راه و انتخاب رو به من نشون داده و میتونم به جرات بگم که اگر با تمام وجود موضوعی را از خدا بخواهم ، گفته خواهد شد و این به لطف هدایت خدای مهربانم است که توسط استاد عزیز که دستی از دستان خداوند در زندگی ام هست بوجود آمد و تبدیل به باور شد و از این بابت بسیار خوشحال و مسرورم
خیل برام جالب بود که استاد ظرف این مدت کوتاه سوال مسابقه قبلی بهش الهام شد ولی کاملا دیگه برام باورپذیر شده چون خودم یه سرسوزن درکش کردم
این فایل رو هنوز تا انتها ندیدم ولی دوست داشتم که این مطلب رو بنویسم
خدایا ممنونم که همواره در وجود و قلب و روحم هستی و من را به بهترین و راحت ترین و پرسودترین مسیرها هدایت میکنی و از الهاماتت مرا لبریز میکنی
دقیقا منم چند روز قبل از قرار گرفتن این فایل بر روی سایت از قدرت سوال استفاده کردم و جواب خودم رو در همین فایل دریافت کردم برات آرزوی بهترینها دارم عزیزم از استاد عزیز هم سپاس گذارم
سلام به استاد ابراهیمی مون، به مریم بانوی شایسته و به همه ی رفقای غار حراء
نشانه ی امروزم پنجشنبه 6 نوامبر
خدایا شکرت برای این حجم از حس خوب…
برای این حجم از گشایش قلب…
برای این فصل جدید زندگیم بعد از دوره ی بی نظیر همجهت با جریان خداوند…
شکرت برای رقیق تر شدن قلبم، نزدیکتر شدن دلم به تو
شکرت برای نشانه های روزانه ی متفاوت این روزا…
شکرت برای کنترل ذهن پریشب و هدایتت، و برای پاداشی که دیروز دریافت کردم
شکرت برای ذوب شدن قلبم وقتی به تو به قدرتش به عشقت به عظمتت و به اینکه من بخشی از توام فکر می کنم
شکرت که من رو خالق زندگیم آفریدی
شکرت که این حس و حال خوب من داره روزهای آینده م رو می سازه
شکرت که دارم تلاش می کنم برای دل خودم بنویسم و اینکه کی داره اینو می خونه و چی فکر می کنه رو از ذهنم بیرون کنم
شکرت که تو رو دارم… شکرت که استادی دارم به زلالی آب… ابراهیمی… توحیدی…
چقدر مثال آب قشنگ بود… خدا اون شکلیه که من بهش بدم، من تصورش کنم… خدا دستان منه که دارن تایپ می کنن… خدا اون قندیه که داره تو دلم آب میشه… خدا این نور لامپه، این گوشیه، این هواست، این پرنده ها… خدا همه چیزه…
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزی داناست (حدید 3)
همه چیز توحیده، همه چیز باوره…
خدای مهربونم دستم تو دستاته می دونم، تا همیشه نگهش دار… کمکم کن تو این مسیر باشم و هر روز رو خودم کار کنم.
هرجا رو تو حساب کردم کارم پیش رفته… هرجا به تو سپردم شاهکار کردی… کافیه من یه قدم بردارم تو هزاران قدم بر می داری… خداجونم ایمانم رو قوی تر کن، ایمانی رسوخ ناپذیر می خوام… کمکم کن یادم نره همه چیز تویی… یادم نره رئیس و همکار و همسر و بچه و رئیس جمهور و هر انسان دیگه هیییچ نقشی در زندگی من نمی تونن داشته باشن…یادم نره قادر مطلق تویی. منبع هرآنچه رزق و برکت و ثروت و سلامتی هست تویی…
سلام و درود به خانواده ی عزیزم و استاد دوست داشتنیم
به برندگان عزیز تبریک میگم و همینطور به تمام عزیزانی که نظر گذاشتند واقعا اینکه ما در جستجوی حقیقت هستیم بینهایت ارزشمند هستش.
*و اما سوال مسابقه….
من رشته جهانگردی رو در دانشگاه میخونم و توریست های بسیار زیادی رو دیدم که در سنین بسیار بالا به کشور من میان و واقعا روحیه خوبی دارند ومثلا خانوم هاشون در سنین بسیار بالا ارایش میکنن و بسیار شاد هستند و …وقتی این افراد رو با هموطنان کشور خودم مقایسه میکنم که در یک سن هستند میبینم که چیزی که باعث تفاوت در اونها میشه که یکی مثلا در سن 70 سالگی تصمیم بگیره بیاد و دنیا رو بگرده با کسی در سن 70 سالگی ده ها نوع قرص میخوره و اخر هم بیمار هستش میبینم که ریشه این تفاوت ها برمیگرده به باور های اونها؛کاملا دیدگاه های متفاوتی به زندگی دارند اونها سن بالا رو پایان زندگی خودشون نمیدونند و در تمام روز های عمرشون سعی میکنند که بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببرند…و اصلا باوری ندارند که حالا که مثلا سن من بالا رفته و یا …. دیگه خیلی از کارا برای من ممنوع هستش و…من فکر میکنم در زمینه ورزش هم همینطور هستش این باور اون ورزشکار هستش که باعث میشه تا یک سنی در اوج امادگی خودش باشه و از اونجایی که کار جهانم تاییدو اثبات باور های ما هستش این باعث میشه که فرد دقیقا اون چیزی که باور داره رو تجربه کنه و وقتی که افراد دیگه هم این فرد رو میبینند فکر میکنند که حقیقت همین هستش و اونها هم این موضوع رو باور میکنند و بازهم توسط جهان تایید میشه و باز هم افراد دیگه این موضوع رو میبینند و میگن اگه فلانی که اینقد ورزشکارِ اینقدر حرفه ای هستش این شده حتما همینه و این چرخه مدام تکرار میشه برای کسانیکه که باور هاشون شبیه هم بشه…اما بارها دیدیم تو بسیاری از زمینه ها که کسیکه که باور متفاوتی داره نتیجه متفاوتی هم میگیره…..ممنونم از زمانیکه برای خوندن نظرم گذاشتی….براتون سلامتی آگاهی عشق و ارتباط عالی با یگانه انرژی هستی رو ارزو دارم.:)نوید.
ممنونم از شما. عااالی بود. رهایی یعنی از شدت اطمینان به رسیدن بریم سراغ علاقه هامون. نه اینکه شق القمر نمیشه پس برم از لحظه لذت ببرم.ممنونم که اینو بهم یاد دادی
وقتی ما انسان ها تجارب دبگران را میبینم وقتی میبینیم که انسان ها بعد از سن خاصی بدنشان رو به افت میگزارد و همه این دلایل باعث میشود که این را با عنوان باور به اینکه بدن انسان بعد از مدتی ضعیف تر میشود بپذیریم.و وقتی چنین انتظاری هم داشته باشیم این چنین اتفاقاتی می افتد.
ولی اگر همانند زلیخا باور کنیم که میتوان دوباره جوان شد و انتظار چنین اتفاقی را داشته باشیم این اتفاق نیز رخ میدهد.به خاطر همین اصلی ترین مساله انتظار ما هست.اینکه در زندگیمان با توجه به باورهایمان ما منتظر یه سری اتفاقات هستیم.و دقیقا همان چیزی که انتظار داریم رخ میدهد.ولی اگر بر این باور باشیم که بدن ما همواره قوی هست و مکانیسم بدنمان طوری هست که کاملا سالم و قوی باشد و تفکری غیر از این را در سرمان نپرورانیم و هم چنین منتظر شواهد ودلایل این باور باشیم و از کنار دیگر شواهد که منکر باورمان باشد بگذریم و منتظر دلایل اثبات باور جدیدمان باشیم اتفاقات جدید رخ میدهد.اگر واقعا در سی سالگی یا بیشتر معتقد باشیم که بدنمان هم چنان سالم و قوی مثل بیست سالگی هست و در جست و جوی شواهد ان در زندگیمان باشیم ، شواهد ان را میبینیم و واقعا این اتفاق می افتد ولی وقتی انتظار داشته باشیم ما هم مثل بقیه در سن سی سالگی به بالا بدنمان افت کند و تمرکزمان روی دلایل و تجارب دیگران باشد این اتفاق می افتد که بدنمان افت میکند.
به نظر من جواب این است که هر فکری که در سر مان بکاریم و بعد منتظر رخ دادن ان اتفاق باشیم و در جست و جوی شواهد ان باشیم این اتفاق رخ می دهد.
بطبع اینکه یه ورزشکار حرفه ای دوران اوج موفقیتش رو در سنین ٢٠ تا ٣٠ می بیند ناشی از افکار محدود در اثر بینش محدود است. اجازه بدین بدون طولانی کردن مطلب در مورد یه خانومی صحبت کنم که بیماری لاعلاجی گرفته بودند و مدت ٣ سال بعد از شروع عوارض بیماری زمانی که به انتهای مدت تعیین شده توسط دکترهای معالج رسیدند ماجرا رو اینجوری توصیف کردند: همه جای بدنم بخاطر مریضی مرده بود، روی تخت بیمارستان بودم، صورتم کج و کوله شده بود، زندگی من حتی از مرحله نباتی هم بدتر شده بود، لحظه ای دیدم که روح از بدنم جدا شد و بالای سرم شاهد اوضاع بود، پرستارهارو میدیدم که داشتن تجهیزات پزشکی رو از بدنم قطع میکردن، پدر و مادرم که فوت شده بودن رو میدیدم که کنار تختم نشستن، همون لحظه داداشم رو میدیدم که تو یه شهرستان دیگه خبر فوت منو بهش داده بودن و داشت سوار هواپیما میشد که برای مراسم خاک سپاری من خودشو برسونه.ولی من نمیخواستم بمیرم. میخواستم برگردم. در کنار همه این موارد بخاطر جدا شدن روح از تنم به درجه ای از آگاهی رسیده بودم که اگر برمیگشتم میتونستم با نیروی تفکرم معجزه کنم. دید من نسبت به این دنیا و قوانین حاکم بر آن قبل از جدا شدن روح از تنم به مانند وارد شدن در یک انبار تاریکی به وسعت یک کشور بود که برای دیدن اجناس دوروبرم فقط یک چراغ قوه دستم بود، پس در نهایت وسعت دیدم به اندازه برد چراغ قوه بود. حال انکه بعد از جدا شدن روح از تنم انگار یک لحظه کل چراغ های اون انبار روشن شد و من انباری که به وسعت یک کشور بود رو در یک لحظه دیدم، تازه به قدرت بعضی چیزهایی که در اختیارم بود پی می بردم،یکی از اونها نیروی تفکر خدادادی بود که من نمی دونستم.قدرت این نیرو به اندازه ای بود که بعد از برگشتن روح به جسمم تونستم در عرض ١٠ روز ٨٠ درصد بهبودی حاصل کنم. یعنی در عرض ١٠ روز با استفاده از نیروی تفکرم تونستم جسمی که در عرض ٣ سال به مرحله متلاشی شدن رسیده بود ٨٠ درصد بهبود بدم. پس نتیجه میگیریم که ما بخاطر نادیده گرفتن نیروهای داخلی خودمون که در اثر شناخت محدود و نادرست از واقعیت داتیمونه خودمونو محدود می کنیم، درست مثل این خانوم که بخاطر پیش بینی دکترها زندگی خودشو بعد از ٣ سال پایان یافته می دید.
یک ورزشکار که درسن 20سالگی تا22-23سالگی که پابه دوران حرفه ای خودش گذاشته به دلیل شور واشتیاق جوانی وداشتن آرزوی بهترین بودن تمام تلاش خودش را انجام می دهد تامانند بقیه ی همتیمی هایش یا رقبایش نام ورنکینگی برای خودش داشته باشد ووقتی به درجه ای ازخواسته هایش رسید یامممکن است به دلیل غرور کاذبی که اورا فراگرفته یابه دلیل کم شدن آن شورواشتیاق اولیه تلاش خود را کاهش دهدوبعد از سنین25-27سالگی بهدلیل حضور جوانانی پرشوروبا انگیزه ی بالا که تلاش بیشتری دارند فرد دچار ناراحتی وحسرت اینکه تلاش بیشتری در دوران جوانی نکرده است وفکر اینکه جوانان کم سن وسال تر ازمن بهترازمن بازی میکنند ومن دیگر آن توانایی اولیه راندارم وقدرت بدنم کم شده است کم کم دچار افت رتوانایی هایشان میشوند.
درود بر استاد عزیز.بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی عزیزم.
یکشنبه 23 شهریور ماه 1404.
این فایل بینظیر.نشانه ی امروز من بود.درست به موقع.
چند روز قبل پیشنهاد کاری جدیدی داشتم که به علت ناآشنایی با فضا و حیطه ی کاری جدید. استرس و نگرانی زیادی به سراغم آمد و اما با دیدن این فایل.حسی در قلبم قدرت گرفت که نگران چرا؟
وقتی خالق هستی همواره حامی من هست و پاسخ و راه حل ها به من داده میشود درست در زمانی که باید.
آرامش تمام وجودم را فراگرفت و عشق خداوند را با بند بند وجودم حس کردم که میگوید نترس.
برو در دل ترس ها.فقط به من اعتماد کن و من همیشه در قالب هر آنچه باور کنی در کنارت هستم.
وهابیتم را باور کن.رزاق بودنم.رحمان و رحیم بودنم.
باورش با تو.انتخاب با تو.
و ادامه ی مسیر با من.هدایتت.قراردادنت در جای درست در زمان درست.و حضور در کنارت در تک تک لحظات مسیر.
کافیست به من اعتماد کنی و از هرچه غیر من قدرت را بگیری.
سپاس خداوندم برای قوانینت.
برای این فضای توحیدی و سپاس از استاد عزیز.و دوستان هم فرکانسی ام.
سلام علیکم دوستان عزیز ، تعدادی از یهودی ها از پیامبر پرسیدن خداوند چیست و کیست به ما توضیح بده بعد چند روز پیامبر براشون سوره توحید خواند … خداوند فراتر زمان مکان خداوند منبع تمام انرژی هاست
استاد عزیزم روزی که برای اولین بار با شما آشنا شدم تولد دوباه من روی این کره خاکی بود و نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم برای این آشنایی و شاگردی
و قصه از این جا شروع شد که من چند ماه دوره یک استاد دیگه ای رو خریده بودم و فکر میکردم خدای قانون جذب شدم و خیلی اتفاقی کسی رو که اصلا نمی شناختم و اون هم من رو نمی شناخت اومدم نصیحت کنم و دوره استادی رو که میخوندم رو هم به ایشون معرفی کردم و این دوستمون گفت من استاد عباس منش رو دارم دنبال میکنم و من هر چه سعی کردم بهش بقبولونم استاد من بهتره ایشون یه جمله در آخر گفتن و اون این بود
استاد عباس منش توحیدی هستند و فرقشون با بقیه اینه
من اصلا نفهمیدم چی گفت ولی از روی کنجکاوی سایتتون رو باز کردم و به قول معرف
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد و تا این لحظه آرامگاه قلب و روح من شده روی این کره خاکی شنیدن و یادگیری از شما و نمیدونم این به خاطر نیت خیرم بود که من میخواستم کسی رو که اصلا نمیشناختم بهش کمک کنم و بر عکس اون به من کمک کرد یا سالهای سال آرزوی شاگردی کردن پیش یه استاد که واقعا بتونم باورش بکنم و قبولش داشته باشم بود…
ولی هر چه بود خدارو بی نهایت شاکرم
و با شنیدن این فایل برای چندین و چند بار تازه دارم میفهمم اون دوست غریبه چه جمله ای گفت و استاد شما توحیدی ترین استاد دنیا هستید
و با شنیدن این فایل یاد شعر زیبای مولانا افتادم و تازه درکش کردم با بیانات زیبای شما
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
حضرت مولانام این دریافت رو کرد که خدایا همه چی تو هستی و همه انسان های موحد و اولیا در آخر این راز رو فهمیدن و چقدر شیوا شما توضیح دادین استاد و هدایتی
که بر دل و جان من نشست و امیدوارم که درک کرده باشم
چقدر زیبا مثال خدا رو با طیف رنگ زدید و من چقدر لذت بردم از این مثال و چقدر تونست به درک من کمک کنه و باز به قول مولانای عزیز : :
آینه ای
رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای…..
خدا همه رنگهاست و همه رنگ ها هم نیست
خدا همه چیزه و اصلا چیزی به جز خدا نیست
و همه ذرات خداست و اصلا هر چیز خداست و هر چه هست خداست و غیری وجود نداره —-
همش خود خداست
استاد چقدر زیبا گفتید که هم آتش و هم گلستان خداست ….
اصلا خود ابراهیم هم خداست
تو اول همه قصه های بچه ها میشنیدیم و میشنویم که یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچ کس نبود …
یعنی بزرگترین راز رو از همون بچگی میشنیدیم ولی خب درک نمیکردیم که یکی هست نه دوتا و نه چند تا و نه میلیاردها
اگرچه در ظاهر بی نهایت ماده و شکل و جرم وجود داره ولی همشون یکی هستند و همشون خداهستند و این یعنی وحدت در عین کثرت
و چقدر زیبا گفتید استاد عزیزم در باره باور که همه چیز باوره و اینو چند بار تکرار کردید
و در یافتی که من کردم از صحبت هاتون اینه :
و خداوند آینه باورماست
که ما چه ساختیم از اون در وجودمون و چه تصوری داریم ازش
همونو بهمون نشون میده….
استاد عزیزم من در این ساعت سه نیمه شب و این لحظات عالی از دل شب تازه میفهمم این همه که شما میگید باور باور باور باور یعنی چی و چرا گفتید من دیگه چیز ی نمیخونم و دنبال یادگیری چیز جدیدی نیستم و فقط دارم رو باورام کار میکنم
به خدا قسم من تازه الان فهمیدم
یعنی امیدوارم فهمیده باشم شما منظورتون چی هستش
من الان اینطور فهمیدم که یک نیروی واحد در تمام کائنات جاری هست به شکل های مختلف و ما به هر جا که بریم از شرق و غرب و تمام کهکشان ها و هر جسم وانرژی که پیدا کنیم اون خداست در اشکال مختلف و این آیه قرآن که میگه نه شرقی و نه غربی است و شرق و جهان بدان فروزانند رو تازه من الان دارم درک میکنم با فرمایشات شما
که هر کجا که برویم خدا هست و برای اینه که میگه من نزدیکم چون همه جا و همه چی خود خداست به شکل ها ی مختلف در عین اتصال و وحدت..
و همونجوری که مثال زدید بهترین تعبیر از هر انسان همون ظرف هست و تمام داستان اینه که من امین ظرف وجودم رو به شکلی دربیارم که دوست دارم و پر میشم از خدا و به همون شکلی که ساختم در میام و طراح این ظرف و دیزاینر این ظرف چیزی نیست جز باور -الله اکبر
و برای همینه که خدا میگه به محض درخواست اجابت میشه ولی من تا مادامی که ظرفم بد شکل هست انرژی خداوندی به همون شکل من در میاد و بر عکس
و این عین عدالت خداست که به شکل باور هر فرد در میاد تا نتیجه میلیون ها توجه و افکار و اعمال که ما در طی سالیان سال فرکانسش رو فرستادیم و بواسطه اونها این ظرف بی شکلمون
رو شکل دادیم در میاد و ما برآیند و نتیجه اونو به صورت کلی میبینیم و شکل کلی ظرفی که ساختیم
و تا وقتی باورهامون رو عوض نکنیم یعنی این ظرف وجود من همون قبلی هست و هر چقدر هم به زور بخوام بهش شکل بدم باز برمیگرده به همون شکل خودش و نمیشه و دلیل این همه نرسیدن به خواسته ها همین بوده چون ظرف من به شکل دریافت اون خواسته درنیومده هنوز چون من باور نکردم که میشه و به همین دلیل نشده
الله اکبر یه چیزایی دارم مینویسم که خودم دارم مست میشم از نوشته خودم و دریافتی که تو این لحظه دارم
نمیدونم شاید نتونم با کلمات منظورم رو بیان کنم و دریافتم رو ولی یه غوغای عجیبی تو وجودم به پا شده
که امین این همه به این در و اون در نزن برای دریافت خواسته هات خدا نزدیکه و خدا تویی و خدا همه چیزه و فقط کافیه تو اینو باور کنی با تمام وجود و یک چیز ببینی و وقتی میگی
اشهد ان الا اله الا الله با تمام وجودت این رو حس کنی که هیچ چیزی و هیچ انرژی و نیرویی نیست به جز خداوند و همه چیز خودشه و به هر سمت که رو کنی همونجا خداست و به هر کجا که بری خدا هست که یکی هست و نیست هیچ چیز جز او وحدهو لا شریک الی هو
خدایا شکرت برای دریافت این آگاهی
چه آرمشی که تو همه جا هستی و همه چیز تویی و همه کس تویی
یعنی هیچ غیری نیستو همه دستان تو هستند و همه تو جای درست خودشون هستند چون تو که اشتباه نمیکنی و تو آگاهی مطلق هستی و مگه میشه وقتی همه تو هستی
کسی تو جای اشتباهی باشه و من از این لحظه هر که در کنارم هست و هر که خواهد بود تو هستی و دستان تو و صورت های مختلف تو خدای مهربانم
که اومدن باورها و شکل ظرف من رو نشون بدن و من اگر میخوام جلوه هایی دیگه ببینم و چیزهای دیگه ای میخوام باید باورم رو عوض کنم تا ظرف وجودم عوض بشه و شکل دیگه ای بگیره
اون شکلی که میخوام تا دریافت به راحتی انجام بشه
خدا یا شکرت که همونطوری که در قرآن گفتی نه ترسی هست و نه غمی چون همه جا و همه چیز تویی
پس این اون چیزیه که این همه نعمت رو به سمت استادم سرازیر کرده و این اون چیزیه که دریافتش استادم رو به این جایگاه رسونده و استادم می دونن که هر چه این ظرف وجود یعنی باورشون رو بهتر و بزرگ تر کنند
دریافت های جدیدی در راهه و برای همینه استادم همیشه در حرکتند و دارن روز به روز به لطف تو ای خدای مهربانم ظرف وجودشون بزرگ و بزرگ تر میشه و دریافت ها و نتایجشون هم درخشان تر
اینو حتما هم بچه ها و هم استاد عزیزم درک میکنند که من اصلا نمیدونم چی شد اینارو نوشتم و این نتیجه گیری ها رو کردم و این دریافت ها رو
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم و میدونم چه من از شما سپاس گزاری بکنم و چه نکنم
این گسترش آگاهی خود به خود ظرف شما رو بزرگ تر و دریافت هاتون رو بیشتر میکنه
و با این وجود حق شاگردی اینه که من مراتب قدردانی و سپاسم رو خدمتتون اعلام کنم
که نمیتونم میزانش رو با عدد یا کلمه ای بیان کنم و خدا میدونه چه آگاهی و لذتی بردم از این فایل
استاد عزیزم بازم میخوام یادبگیرم ازتون و یاد بگیرم و یاد بگیرم
مثل پیامبر که فرمودن ما عرفناک حق معرفتک
چون باز میخواستن ظرفشون بزرگ تر شه با اون همه غظمتی که داشتن
بعد از این همه خوندن و شنیدن من امشب تازه حس میکنم به مفهموم باور دارم نزدیک میشم و آرزو به یاری الله یکتا هدایت بشم به سمتی که شما و همه بندگان موحد خدا قدم گذاشتن
سلام.
ای کاش هر کسی تو این سایت حتما این فایل رو ببینه.با گوش دادن به این فایل یک تحول در خداشناسی در خودم حس میکنم.خداروشکر که در مدارش قرار گرفتم و دیدم این فایل رو.همه فایل های رایگان به قول مریم جان گنجن،ولی این یک گنجه عظیمه.این فایل رو همیشه باید گوش داد.
متحیر شدم.حس شعف و اشک خوشحالی
نمیدونم کجای سایت بگم که بچه های بیشتری ببینن پیامم رو این فایل رو ببینن.ولی نه هر کسی درمدارش قرار بگیره میبینه.
خدایا شکرت،خدایا شکرت
پس خدا اینقدر مهربونه که خودشو به هر شکلی که ما باور کنیم درمیاره.
چقدر عظمت، چقدر حکمت، چقدر منش بزرگ در این نظم و تدبیر خلقت جهان هست
خدا چقدر عظیمه،چقدر حکیمه،چقدر مدبره
وای از عظمت خلقت خدا
قانون افرینشش
جالبه این همزمانی،قبل دیدن این فایل من این ایاتی که خدا به پیامبر میگه این تو نبودی که کشتی من کشتم.این تو نبودی که زدی من زدم،رو تو سوره ی انفال خوندم.وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمه.سبحان الله.
خدایا شکرت، شکرت این آگاهی رو پیدا کردم.شکرت که بهتر شناختمت،و خوب هم میدونم،این اصلا نه تنها نهایت شناخت نیست،بلکه فقط قدمی نزدیکتر به شناخت بهتره،و ما در مسیریم،و فاصله داریم هنوز،و فکر نکنیم که دیگه من همه چیز رو فهمیدم و دیگه تمام که اشتباهه.ولی همین خیلی مهمه و این پیشرفت خیلی خوبه و این آگاهی بزرگی بود.
و و و استاد چقدر تاثیر گزار این آگاهی رو بیان کرد،وگرنه من خودم چن جا خونده بودم که خدا به شکلی که باورش میکنی درمیاد، ولی هیچ.انگار صم بکم بودم تا حالا که موقش شد.وخداروشکر
ممنوووووون استاد.
موفق و سعادتمندباشید دوستان
به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر و فرمانروای جهانیان است
خداروشکر میکنم که توفیق شرکت در این مسابقه ارزشمند رو داشتم و مواردی هم که در پاسخ مسابقه قبلی نوشتم میتونم بگم بخش عمده ای از اون همین الهاماتی بود که گفته میشد و همین که در مسابقه قبل شرکت کردم خودم رو برنده میدونم و همینطور همه دوستانی که درج نظر داشتند قطعا برنده هستند
خدارو شکر
از وقتی که جلسه دهم قانون آفرینش رو دیدم ( حدود دوماه پیش ) و بحث الهامات توسط استاد به خوبی توضیح داده شد و از وقتی که این باور رو در خودم شروع به ترویج کردم که خداوند همواره راه رو به من نشون خواهد داد به لطف الهی همواره در مواردی که خواستم ، خدای مهربانم بهترین راه و انتخاب رو به من نشون داده و میتونم به جرات بگم که اگر با تمام وجود موضوعی را از خدا بخواهم ، گفته خواهد شد و این به لطف هدایت خدای مهربانم است که توسط استاد عزیز که دستی از دستان خداوند در زندگی ام هست بوجود آمد و تبدیل به باور شد و از این بابت بسیار خوشحال و مسرورم
خیل برام جالب بود که استاد ظرف این مدت کوتاه سوال مسابقه قبلی بهش الهام شد ولی کاملا دیگه برام باورپذیر شده چون خودم یه سرسوزن درکش کردم
این فایل رو هنوز تا انتها ندیدم ولی دوست داشتم که این مطلب رو بنویسم
خدایا ممنونم که همواره در وجود و قلب و روحم هستی و من را به بهترین و راحت ترین و پرسودترین مسیرها هدایت میکنی و از الهاماتت مرا لبریز میکنی
سلام آقای صدرایی عالی بود متن تون
دقیقا منم چند روز قبل از قرار گرفتن این فایل بر روی سایت از قدرت سوال استفاده کردم و جواب خودم رو در همین فایل دریافت کردم برات آرزوی بهترینها دارم عزیزم از استاد عزیز هم سپاس گذارم
سوره ی یس 82
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ
فرمان او چنین است که چون چیزی را اراده کند، میگوید: باش، پس میشود
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بنام خداوند قادر، رزاق، وهاب و هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام به استاد ابراهیمی مون، به مریم بانوی شایسته و به همه ی رفقای غار حراء
نشانه ی امروزم پنجشنبه 6 نوامبر
خدایا شکرت برای این حجم از حس خوب…
برای این حجم از گشایش قلب…
برای این فصل جدید زندگیم بعد از دوره ی بی نظیر همجهت با جریان خداوند…
شکرت برای رقیق تر شدن قلبم، نزدیکتر شدن دلم به تو
شکرت برای نشانه های روزانه ی متفاوت این روزا…
شکرت برای کنترل ذهن پریشب و هدایتت، و برای پاداشی که دیروز دریافت کردم
شکرت برای ذوب شدن قلبم وقتی به تو به قدرتش به عشقت به عظمتت و به اینکه من بخشی از توام فکر می کنم
شکرت که من رو خالق زندگیم آفریدی
شکرت که این حس و حال خوب من داره روزهای آینده م رو می سازه
شکرت که دارم تلاش می کنم برای دل خودم بنویسم و اینکه کی داره اینو می خونه و چی فکر می کنه رو از ذهنم بیرون کنم
شکرت که تو رو دارم… شکرت که استادی دارم به زلالی آب… ابراهیمی… توحیدی…
چقدر مثال آب قشنگ بود… خدا اون شکلیه که من بهش بدم، من تصورش کنم… خدا دستان منه که دارن تایپ می کنن… خدا اون قندیه که داره تو دلم آب میشه… خدا این نور لامپه، این گوشیه، این هواست، این پرنده ها… خدا همه چیزه…
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزی داناست (حدید 3)
همه چیز توحیده، همه چیز باوره…
خدای مهربونم دستم تو دستاته می دونم، تا همیشه نگهش دار… کمکم کن تو این مسیر باشم و هر روز رو خودم کار کنم.
هرجا رو تو حساب کردم کارم پیش رفته… هرجا به تو سپردم شاهکار کردی… کافیه من یه قدم بردارم تو هزاران قدم بر می داری… خداجونم ایمانم رو قوی تر کن، ایمانی رسوخ ناپذیر می خوام… کمکم کن یادم نره همه چیز تویی… یادم نره رئیس و همکار و همسر و بچه و رئیس جمهور و هر انسان دیگه هیییچ نقشی در زندگی من نمی تونن داشته باشن…یادم نره قادر مطلق تویی. منبع هرآنچه رزق و برکت و ثروت و سلامتی هست تویی…
خداجونم عاشششقتم تا بی نهایت…🩵
به نام خداوند یکتا
سلام و درود به خانواده ی عزیزم و استاد دوست داشتنیم
به برندگان عزیز تبریک میگم و همینطور به تمام عزیزانی که نظر گذاشتند واقعا اینکه ما در جستجوی حقیقت هستیم بینهایت ارزشمند هستش.
*و اما سوال مسابقه….
من رشته جهانگردی رو در دانشگاه میخونم و توریست های بسیار زیادی رو دیدم که در سنین بسیار بالا به کشور من میان و واقعا روحیه خوبی دارند ومثلا خانوم هاشون در سنین بسیار بالا ارایش میکنن و بسیار شاد هستند و …وقتی این افراد رو با هموطنان کشور خودم مقایسه میکنم که در یک سن هستند میبینم که چیزی که باعث تفاوت در اونها میشه که یکی مثلا در سن 70 سالگی تصمیم بگیره بیاد و دنیا رو بگرده با کسی در سن 70 سالگی ده ها نوع قرص میخوره و اخر هم بیمار هستش میبینم که ریشه این تفاوت ها برمیگرده به باور های اونها؛کاملا دیدگاه های متفاوتی به زندگی دارند اونها سن بالا رو پایان زندگی خودشون نمیدونند و در تمام روز های عمرشون سعی میکنند که بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببرند…و اصلا باوری ندارند که حالا که مثلا سن من بالا رفته و یا …. دیگه خیلی از کارا برای من ممنوع هستش و…من فکر میکنم در زمینه ورزش هم همینطور هستش این باور اون ورزشکار هستش که باعث میشه تا یک سنی در اوج امادگی خودش باشه و از اونجایی که کار جهانم تاییدو اثبات باور های ما هستش این باعث میشه که فرد دقیقا اون چیزی که باور داره رو تجربه کنه و وقتی که افراد دیگه هم این فرد رو میبینند فکر میکنند که حقیقت همین هستش و اونها هم این موضوع رو باور میکنند و بازهم توسط جهان تایید میشه و باز هم افراد دیگه این موضوع رو میبینند و میگن اگه فلانی که اینقد ورزشکارِ اینقدر حرفه ای هستش این شده حتما همینه و این چرخه مدام تکرار میشه برای کسانیکه که باور هاشون شبیه هم بشه…اما بارها دیدیم تو بسیاری از زمینه ها که کسیکه که باور متفاوتی داره نتیجه متفاوتی هم میگیره…..ممنونم از زمانیکه برای خوندن نظرم گذاشتی….براتون سلامتی آگاهی عشق و ارتباط عالی با یگانه انرژی هستی رو ارزو دارم.:)نوید.
??????????????????????????
در مورد سوال مسابقتون /
??????????????????????????
تنها عاملی که باعث شده اینکه تا حالا هرکسی رو دیدن توی این سن از فوتبال خارج شده/
و اگر یک نفر رو ببینند که توی این سن ها حتی بالا تر بیاد و خودشو نشون بده خواهیم دید/
که هزاران نفر هم بعد اون فرد پیدا میشند و میان و میدرخشند/
??????????????????????????
چون یک الگو پیدا میکنند و باور میکنند که می شود/
و اگر میبینیم که الان کسی حتی جرعت تجسم کردن موضوع رو نداره
چون باور نداره که میشه /
چون کل دنیا میگن نمیشه بنده خدا هم باورش شده/
نمیدونه که مرم جهان هیچ نظرشون مهم نیست و فقط ایمانه باوره/
اطمینان به توانستنه – اطمینان به لیاقت خودشون و تکیه به قدرت خداشونه که مهمه
و فقط تکیه به خدا
??????????????????????????
خدا گفته
اگر خدا خیری بهت برسونه کل مردم دنیا هم نمیتونن مانع بشن تا به تو برسه
??????????????????????????
نمیخوام طولانیش کنم چون واقعا کل جواب همونیه که گفتم
ولی کسی که حوصله داره باقی شرو بخونه میخوام یکمی دقیق تر توضیح بدم
وقتی فرد عشق فوتبال پای فوتبال و اخبار میشینه دوست داره با اونم بدرخشه
اما سنش بالاست و همرو میبینه که سن شون از اون کم تره تا میاد به این موضوع
فکر کنه ذهن منطق یش میگه چرت نگو ممکن نیست ببین هیچ کسی نتونسته
??????????????????????????
اما همین جاست که یه ندایی از درون میگه میتونی برو من کمکت میکنم اما
افراد چون نتونستن رو باور کردن و اصلا این ندا هرو نمی شناسند و نمی دونن
که اومدن تا لذت ببرن به حرف ندای درونی گوش بدن دنبال عشقشون برند
نمی دونن که کل جهان رام شونه
نمی دونند که کل قدرت جهان درونشنه
نمی دونن که لازم نیست زور بزنند (از ترس سخت یودن هم بعضی ها میترسند و وارد نمی شند)
نمی دونند که فقط لازمه به خدای درونشون بسپارند و ایمان به رسیدن داشته باشند و بعد زندگی رو لذت ببرند و نمی دونند که رسیدن به هدف به همین راحتیه
??????????????????????????
مطمئنن هم نمیخوان و هرکز هم نمی تونند
فاصله بین الانت تا رسیدنت فقط یک ایمانه
بخدا دروغه تلاش کردن همه چی ایمانه
بخدا خدا کل کارارو میکنه همه چیرو میگه بهت همه مسیرارو هموار میکنه
فقط تو باید توی این مسیر سرسبر راه بری لذت ببری از درختا میوه مورد علاقتو بچینی
آواز بخونی
??????????????????????????
و از دلیل زنده بودنشون که همین لذت بردنه کیف کردنه
رسیدنه باز هم رسیدنه خبر ندارند
و فکر کردند باید زور بزنند تا زنده بمونن
نه ایمان با ایمان به راحتی برسند
??????????????????????????
در نهایت جواب یکلمه است ایمان ندارند
به لیاقت خودشون/
به خدای خودشون/
دوستان یک سوال ؟?
چجوری میشه رها و شاکر بود در لحضه؟
دیدگاه ذهن شاکر ?
همیشه لذت برد ?
و فارق از وابستگی ها شد?
??????????????????????????
دوستان جواب این سوال ?
??????????????????????????
شما در یک جنگل زیبا برای 10 روز تنهایی میخوایین سر کنید .
لطفا تجسم کنیم یک جنگل زیبا رودخانه زیبا کوه هایی در سمت شمال جغرافیایی دیده میشه
که زیرشو دشت های سبز پوشونده.
الان احساس خوبی دارین /
بعد از یک روز مشکل آب غذا سر پناه خطر حمله حیوانات وحشی و غیر شرب بودن آب وبیماری و….
ضاهر میشند .
شما اصلا اطمینان و امنیت ندارید و مدام ترس چجور به سر کردن و زنده موندن دارید.
شما مدام نگران این مواردید و دغدقه میشه این نیاز ها./
اما الان خبر میدند که نه مثل این که به شما تمام امکانات رفاهی امنیتی رو دادند و هیچ حیوان وحشی
که بشما آسیب بزنه نیست و شما به راحتی میتونید این 10 روز رو در کمال آرامش و اطمینان طی کنید
بازی کنید قدم بزنید برید بالای کوه لذت ببرید آسمونو نگاه کنید از اون بالا و با خدا حرف بزنید بلند بلند آواز
بخونید و…
??????????????????????????
من با اضافه کردن اطمینان به جمله شما رو به رهایی و لذت رسوندم.
و کل جهان به همین صورته که رهایی با اطمینان همراه .
و برای اطمینان باید باور ساخت باور همون ایمانه همون چیزی که ابراهیم داشت و حاجر رو رها کرد همون
چیزی که چاقو رو زیر گردن پسرش برد همون چیزی که توی قرآن به ابراهیم نسبت داده شد صفت شاکر
??????????????????????????
دوستان شاید تاحالا فکر کرده باشین کافر بودن خیلی خیلی بده اما من این رو فهمیدم که منافق بودن
از کافر بودن هم بد تره منافق کسیه که اطمینان نداره به قول قران یه روز ایمان داره یه روز نداره اولش خیلی برام
عجیب بود با خودم میگفتم این لا اقل یه روز ایمان داره کافره که کلا ایمان نداره اما جدیدا فهمیدم که اون منافقه
گرگی در لباس گوسفند یه چیز میگه یه کار دیگه میکنه شاید شما هم مثل من بدترین چیز توی زندگیتون نصیحت
بقیه باشه من که از نصیحت متنفرم مثلا بابایی که یک قرون نداره میاد به من روش پول در آوردن یاد بده !!
یا یکی که یک بار هم قرآن رو نخونده میاد در مورد جن و … حرف میزنه . دقت کرده باشین بیشترین ضربه رو منافق
ها میزندد .
??????????????????????????
توی زندگی هم رهایی فقط با اطمینان حاصل میشه که نتیجه این فرایند سپاس گزار بودنه
ابراهیم چاقو رو برد زیر گردن پسر اما دلش قرص از خدای درونش بود
ابراهیم حاجر رو رها اگر اما اطمینان داشت حاجر نه تنها سالم میمونه بلکه شهری زیبا ایجاد میکنه
رها شدن با ایجاد اطمینان حاصل میشه با باور کردن قدرت درونی که جهان رو شکل داده و همیشه
هدایت میکنه و مسخر شه
رهایی یعنی خدا یا اینو میخوام بعد سری بگی ممنون اجابتش کردی.
کسی رهای یه که پشتش قرصه.
??????????????????????????
رهایی رو چجوری بسازیم:
1 باور خدا قدرت مطلق جهان هستی
2 باور کافی و کار ساز بودن خدا
3 باور خدا درون منه من روح خدایم
4 باور خدا عاشق منه
5 جهان مسخر منه من هر جا برم همه چی در تعضیم منه
??????????????????????????
کسی که این حد از باور ها رو داشته باشه چاقو قدرت بریدن
رو نداره
کسی که این حد از باور ها رو داره با خدا یکیه مرده زنده میکنه
کسی که این حد از باور ها رو داشته باشه دریا رو شکاف میده
کسی که این حد از باور ها رو داشته باشه پیر رو جوون میکنه
وکسی که این حد از باور ها رو داشته باشه میکه کن پس یکون
میشه
کسی که این حد از باور ها رو داره با درونش هماهنگه با الله ش
و سپاس گزاره
??????????????????????????
برداشت غلط از رهایی اینه که چی همه چی عادی میشه دیگه قرار نیست شق القمر بشه که
رهایی این نیست
رهایی اطمینانه ایمانه سپاس گزار بودنه مطمعن بودن از رسیدنه
رها بودن ایمان به نیروی برتر وجودیه که همه قدرت دستشه پس ایمان به این که نیاز به زور
زدن و سخت تلاش کردن نیست اصلا نیاز نیست کاری بکنم ه .
رها بودن یعنی مطمعنی میرسی و مطمعنی نیاز نیست کار شق القمری بکنی و بری سراغ
علاقه هات لذت ببری از لحضه.
لطفا هرگز خواسته های خودتونو سرکوب نکنید که واقعیت اینه که بعد یک مدت عادی میشه
بله درسته عادی میشه و اتفاق خاصی هم (شق القمر)هم نمیشه اما زندگی حرکته زندگی
یعنی رسیدن هدف گزاشتن گسترش دادن و باز هم رسیدنه .
??????????????????????????
رفقا
پس رهایی اینه که از شدت اطمینان به رسیدن بریم سراغ علاقه هامون
نه این که
قرار نیست اتفاق خاصی بیفته و شق القمر نمیشه پس بزار از الان لذت ببرم
یک نکته مهم در آخر
دوستان میدونید چرا زنده اید؟
فقط یک پاسخ داره
چون لذت ببرین کیف کنین برین توی علاقه هاتون
بدونید هدف زندگی لذت بردنه
و لذت قدم زدن توی پارک با خدای خودتون
و لذت قدم زدن با همسرتون توی یک جنگل سر سبز
یکیه
??????????????????????????
و موفقیت چیزی نیست جز لذت بردن از حال
دوستان کسی هم موفقه هم به هدفاش میرسه
که ایمان داشته باشه بعد بره لذت ببره
سلام،بسیار زیبا بود.
چقدر زیبا با مثال رهایی رو توضیح دادید
متشکرم از وقتی که گذاشتید و برامون نظراتتون رو نوشتید
ممنونم از شما. عااالی بود. رهایی یعنی از شدت اطمینان به رسیدن بریم سراغ علاقه هامون. نه اینکه شق القمر نمیشه پس برم از لحظه لذت ببرم.ممنونم که اینو بهم یاد دادی
ادامه پاسخ(اگر بالا رو کامل خوندید این هم توضیح اضافه است برای دوستانی که مشتاق ترند)
??????????????????????????
باور هایی مثل :
تو پیر شدی /
عظلاتت ضعیف شده/
تو نمیتونی/
تو لایق نیستی/
هزار تا جوون تر هستن من و چه به این حرفا /
باور این که عضلات به شدت ضعیف میشند به مرور و توان تحمل ندارند/
??????????????????????????
باور فکری که هزاران بار تکرار شده باشه
این حرفا هم هزاران بار توسط رسانه ها یا کانلای دیگه دریافت میشه/
نه یک بار هزاران بار /
توی ذهن ما میکنند و ما هم باور میکنیم راست میگند/
و طبق قانون باور هرکی حقیقتشه واقعیتشه/
??????????????????????????
مثال) بیایین عاملی که باعث کنار رفتن مسی میشه رو برسی کنیم/
مسی باور های خوبی مثل این که زیرکه /
خدا همراهشه/ لایقه و هر اعتقاد مثبتی که باعث شده الان اینجا باشه رو داره/
اما یک روز توی یک مجله ورزشی میبینه قرار داد نیمار 3 برار قرداد خودشه/
بعد مسی بزرگ ترین اشتباه عمرشو میکه/
از خودش میپرسه چرا قرار داد نیمار 3 برابر منه؟؟؟؟/
ذهن ادم م که بیکار نمیشینه و سریع دنبال جواب میره /
جواب اول : حتما خوش شانه /
چون توی زمان مناسب توی مکان مناسب قرار گرفته/
باوراش میاد کمکش میکنن نه بابا منم این مبالغ بالا رو قبلا بستم /
اصلا خوش شانسی هم نبوده چون لایق بودم/
جواب دوم ذهنش : حتما پارتی داره /
باوراش میاد سراغش نه چیزی به اسم پارتی وجود نداره من یادم میاد توی 13 سالگی خودشون
اومدن دنبالم با هیچکی هم پارتی نداشتم/
جواب سوم:حتما چون جوون تره و عمر ورزشی زیادی داره هنوز/
ایندفعه باوری نداره که کمکش کنه در عوض خیلی هم توی دنیای فوتبال ستاره هایی دیده که/
بعد سن طلایی (فکر میکنه 25 سالگی دیگه سن طلایی فوتبال تموم میشه)خداحافظی کردند /
بعد میبنه اره سنش طلاییش دیگه تموم شده /
کم کم حساس میشه نجوای ذهنش میشه پیر شدن و ناکارآمد شدن /
کم کم از همسرش میشنوه فوتبال رو بزار کنار کم کم از دوستان و مربی ها و…./
این که اینها رو از دور وریاش میشنوه چون خودش به این موضوع توجه کرده /
کم کم سست میشه و واقعا ایمان پیدا میکنه که باید بره و خداحافظ/
??????????????????????????
میدونید مشکل از کجا شروع شد؟
از اون سوال اولیه مسخره؟
چرا نیمار بیشتر داره میگیره؟
از مقایسه شروع شد/
??????????????????????????
مثال دوم)مسی بهتر میدرخشه/
مسی باور های خوبی مثل این که زیرکه /
خدا همراهشه/ لایقه و هر اعتقاد مثبتی که باعث شده الان اینجا باشه رو داره/
و یک روز توی یک مجله ورزشی میبینه قرار داد نیمار 3 برار قرداد خودشه/
این دفعه به جای مقایسه میگه اااا چه جالب پس بیشتر از این ها هم میشه قرارداد بست/
نیمار تونست منم میتونم/
بعد میره دنبال الگو میگرده مثلا همینی که استاد گفت اسمشو یادم نیست/
پیداش میکنه و زندگی نامشو میخونه/
کم کم الگو های دیگه ای ضاهر میشن /
و مسی رو تشویق میکنن به حرکت /
تا این که مبلغ قرار داد هاش میشه 10 برابر /
ایمانش بیشتر میشه و باز هم رشد بیشتر/
??????????????????????????
میدونید رسیدن به هدف از کجا شروه شد؟
همون لحضه که گفت اااا نیمار تونست پس منم میتونم/
بعد از خودش پرسید /
چجوری میتونم؟
و جهان به کمک مسی اومد و کم کم راه نمایان شد/
??????????????????????????
باور چیه؟
باور چیزی که تو داری تجربه میکنی /
یعنی واقعیتته/
واقعیت یک دونده ماراتون قدرت جسمی تمرکز ذهنی بالایه/
باور یک ثروتمند فراوانی ثروته/
و…
میبینید باور همه چیزه/
و اگر شما هم باور یک ثروتمند رو بسازید ثروتمند میشید/
چون خلاف قوانینه یکی جایی که هست رو باور نکنه/
حالا جالب تر اینه که باور فقط با بودن در اون لحضه ساخته نمیشه/
بلکه باور با روش های دیگه ای مثل /
تکرار یک عبارت /
تجسم کردن/
ایمان به وقوع /
نوشتن و…/
هم به مرور ساخته میشه/
??????????????????????????
سلام دوست عزیز
سپاسگزارم?? بسیار زیبا نوشتید.بله همینطوره همیشه باید خودمون رو با ورژن قبلی خودمون مقایسه کنیمنه با افراد دیگه
سلام دوست عزیز
دیدگاه و توضیحات شما بسیار خوب بود.
سلام دوست عزیز واقعا لذت بردم ممنون همیشه ازایجور جنس باور هایی رو کامنت بذار شادو موفق سلامت باشید
سلام دوست عزیز?
سپاسگذارم از دیدگاه کامل و زیباتون ??
سلام دوست عزیزم
دیدگاهتون رو خوندم، دقیقا همینطوره
هرچی میکشیم از این ذهن منطقیه که فقط میخواد بهمون بگه: تو نمیتونی
سلام اقای حیدری. بسیار بهتون تبریک میگم. انشالا در پناه خدا سالم و موفق و سعادتمند باشید.
سلام خانم عارفیان
سپاسگزارم
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم
سلام علی جون
تبریک میگم دوست عزیز برنده شدنت رو
سپاسگزارم?
به به
ممنونم از دیدگاه خوب و کاملتون
خیلی دیگه موشکافانه شما گفتین :)
عالییییی
سلام ممنونم از دیدگاهتون استفاده کردم و دقیقا همینطوره ک ایمان داشته باشیم و باور کنیم خدا همه کار ها رو واسمون هموار میکنه چون ما تیکه ای از خدایم
همیشه موفق باشید
از همه دوستانی که اظهار لطف کردن سپاسگزارم
با سلام
وقتی ما انسان ها تجارب دبگران را میبینم وقتی میبینیم که انسان ها بعد از سن خاصی بدنشان رو به افت میگزارد و همه این دلایل باعث میشود که این را با عنوان باور به اینکه بدن انسان بعد از مدتی ضعیف تر میشود بپذیریم.و وقتی چنین انتظاری هم داشته باشیم این چنین اتفاقاتی می افتد.
ولی اگر همانند زلیخا باور کنیم که میتوان دوباره جوان شد و انتظار چنین اتفاقی را داشته باشیم این اتفاق نیز رخ میدهد.به خاطر همین اصلی ترین مساله انتظار ما هست.اینکه در زندگیمان با توجه به باورهایمان ما منتظر یه سری اتفاقات هستیم.و دقیقا همان چیزی که انتظار داریم رخ میدهد.ولی اگر بر این باور باشیم که بدن ما همواره قوی هست و مکانیسم بدنمان طوری هست که کاملا سالم و قوی باشد و تفکری غیر از این را در سرمان نپرورانیم و هم چنین منتظر شواهد ودلایل این باور باشیم و از کنار دیگر شواهد که منکر باورمان باشد بگذریم و منتظر دلایل اثبات باور جدیدمان باشیم اتفاقات جدید رخ میدهد.اگر واقعا در سی سالگی یا بیشتر معتقد باشیم که بدنمان هم چنان سالم و قوی مثل بیست سالگی هست و در جست و جوی شواهد ان در زندگیمان باشیم ، شواهد ان را میبینیم و واقعا این اتفاق می افتد ولی وقتی انتظار داشته باشیم ما هم مثل بقیه در سن سی سالگی به بالا بدنمان افت کند و تمرکزمان روی دلایل و تجارب دیگران باشد این اتفاق می افتد که بدنمان افت میکند.
به نظر من جواب این است که هر فکری که در سر مان بکاریم و بعد منتظر رخ دادن ان اتفاق باشیم و در جست و جوی شواهد ان باشیم این اتفاق رخ می دهد.
موافقم
چون ما طبق قوانین میگیم ک وقتی تو ی فضای فکری قرار میگیریم
جهان کاری میکنه ک از همون جنس اتفاقات رو تو زندگیمون وارد کنیم
و جهان بیشتر و بیشتر از اون چیز رو تو زندگیمون تایید میکنه
سلام.جناب قاسمی درست میفرماید.منهم باشماموفق هستم منهم پدری دارم که سن87سالگی داردوبسیارپرشوق وبانشادوپرانرژی هست.وهمیشه خندان وسرحال هست چون ازجوانی باورزش وکارموافق بود.امیدوارم که شمادرزندگی موفق وسربلندوشاداب وپرانرژی باشید.منهم ازدعاخیرتان بی بهره نزارید.سپاسگزارم.ازمتن زیباهتان??
خواهش میکنم آقای کشوری.سپاسگزارم
با سلام مجدد خدمت استاد عزیز و همه دوستان مثبتم
خواستم مجددا جواب سوالتونو با یه مثال دیگه بدم
بطبع اینکه یه ورزشکار حرفه ای دوران اوج موفقیتش رو در سنین ٢٠ تا ٣٠ می بیند ناشی از افکار محدود در اثر بینش محدود است. اجازه بدین بدون طولانی کردن مطلب در مورد یه خانومی صحبت کنم که بیماری لاعلاجی گرفته بودند و مدت ٣ سال بعد از شروع عوارض بیماری زمانی که به انتهای مدت تعیین شده توسط دکترهای معالج رسیدند ماجرا رو اینجوری توصیف کردند: همه جای بدنم بخاطر مریضی مرده بود، روی تخت بیمارستان بودم، صورتم کج و کوله شده بود، زندگی من حتی از مرحله نباتی هم بدتر شده بود، لحظه ای دیدم که روح از بدنم جدا شد و بالای سرم شاهد اوضاع بود، پرستارهارو میدیدم که داشتن تجهیزات پزشکی رو از بدنم قطع میکردن، پدر و مادرم که فوت شده بودن رو میدیدم که کنار تختم نشستن، همون لحظه داداشم رو میدیدم که تو یه شهرستان دیگه خبر فوت منو بهش داده بودن و داشت سوار هواپیما میشد که برای مراسم خاک سپاری من خودشو برسونه.ولی من نمیخواستم بمیرم. میخواستم برگردم. در کنار همه این موارد بخاطر جدا شدن روح از تنم به درجه ای از آگاهی رسیده بودم که اگر برمیگشتم میتونستم با نیروی تفکرم معجزه کنم. دید من نسبت به این دنیا و قوانین حاکم بر آن قبل از جدا شدن روح از تنم به مانند وارد شدن در یک انبار تاریکی به وسعت یک کشور بود که برای دیدن اجناس دوروبرم فقط یک چراغ قوه دستم بود، پس در نهایت وسعت دیدم به اندازه برد چراغ قوه بود. حال انکه بعد از جدا شدن روح از تنم انگار یک لحظه کل چراغ های اون انبار روشن شد و من انباری که به وسعت یک کشور بود رو در یک لحظه دیدم، تازه به قدرت بعضی چیزهایی که در اختیارم بود پی می بردم،یکی از اونها نیروی تفکر خدادادی بود که من نمی دونستم.قدرت این نیرو به اندازه ای بود که بعد از برگشتن روح به جسمم تونستم در عرض ١٠ روز ٨٠ درصد بهبودی حاصل کنم. یعنی در عرض ١٠ روز با استفاده از نیروی تفکرم تونستم جسمی که در عرض ٣ سال به مرحله متلاشی شدن رسیده بود ٨٠ درصد بهبود بدم. پس نتیجه میگیریم که ما بخاطر نادیده گرفتن نیروهای داخلی خودمون که در اثر شناخت محدود و نادرست از واقعیت داتیمونه خودمونو محدود می کنیم، درست مثل این خانوم که بخاطر پیش بینی دکترها زندگی خودشو بعد از ٣ سال پایان یافته می دید.
ببخشید اگر طولانی شد
ممنون از لطف همه شما دوستان عزیز
سلام خدمت همه
یک ورزشکار که درسن 20سالگی تا22-23سالگی که پابه دوران حرفه ای خودش گذاشته به دلیل شور واشتیاق جوانی وداشتن آرزوی بهترین بودن تمام تلاش خودش را انجام می دهد تامانند بقیه ی همتیمی هایش یا رقبایش نام ورنکینگی برای خودش داشته باشد ووقتی به درجه ای ازخواسته هایش رسید یامممکن است به دلیل غرور کاذبی که اورا فراگرفته یابه دلیل کم شدن آن شورواشتیاق اولیه تلاش خود را کاهش دهدوبعد از سنین25-27سالگی بهدلیل حضور جوانانی پرشوروبا انگیزه ی بالا که تلاش بیشتری دارند فرد دچار ناراحتی وحسرت اینکه تلاش بیشتری در دوران جوانی نکرده است وفکر اینکه جوانان کم سن وسال تر ازمن بهترازمن بازی میکنند ومن دیگر آن توانایی اولیه راندارم وقدرت بدنم کم شده است کم کم دچار افت رتوانایی هایشان میشوند.
باتشکر ازهمه
سلام خانم طاهری عزیز
خیلی ممنونم از لطفتون
حامد جان دوست خوبم سلام.دیدگاه زیبایی بود.سپاسگزارم برای این مطلب زیبا
سلام مرتضی جان
خیلی خیلی لطف کردی که نظر بنده رو خوندی و تایید کردی
سرشار از موفقیت باشی
سلام.دوست عزیزم جناب حامدحسینی ازداستان بسیارزیبای شمالذت بردم.امیدوارم پرانرژی وشادباشید.ومنوازدعای خیرتان بی بهره نزارید.سپاسگذارم.??
سلام و عرض ادب و احترام
ممنون از لطفتون که وقت گذاشتین و ممنون از تایید شما دوست عزیزم
درود بر استاد عزیز.بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی عزیزم.
یکشنبه 23 شهریور ماه 1404.
این فایل بینظیر.نشانه ی امروز من بود.درست به موقع.
چند روز قبل پیشنهاد کاری جدیدی داشتم که به علت ناآشنایی با فضا و حیطه ی کاری جدید. استرس و نگرانی زیادی به سراغم آمد و اما با دیدن این فایل.حسی در قلبم قدرت گرفت که نگران چرا؟
وقتی خالق هستی همواره حامی من هست و پاسخ و راه حل ها به من داده میشود درست در زمانی که باید.
آرامش تمام وجودم را فراگرفت و عشق خداوند را با بند بند وجودم حس کردم که میگوید نترس.
برو در دل ترس ها.فقط به من اعتماد کن و من همیشه در قالب هر آنچه باور کنی در کنارت هستم.
وهابیتم را باور کن.رزاق بودنم.رحمان و رحیم بودنم.
باورش با تو.انتخاب با تو.
و ادامه ی مسیر با من.هدایتت.قراردادنت در جای درست در زمان درست.و حضور در کنارت در تک تک لحظات مسیر.
کافیست به من اعتماد کنی و از هرچه غیر من قدرت را بگیری.
سپاس خداوندم برای قوانینت.
برای این فضای توحیدی و سپاس از استاد عزیز.و دوستان هم فرکانسی ام.
به نام خداوند فرمانروای جهانیان
بگو خداوند یکتاست
2- خدا بی نیاز است
3- نه زاییده و نه زاییده شده
4- هیچ کس همتای او نیست
سلام علیکم دوستان عزیز ، تعدادی از یهودی ها از پیامبر پرسیدن خداوند چیست و کیست به ما توضیح بده بعد چند روز پیامبر براشون سوره توحید خواند … خداوند فراتر زمان مکان خداوند منبع تمام انرژی هاست
آفرین درود برتو خداوند همه چیز است????
به نام الله یکتا و سلام بر استاد شیرین تر از عسلم
استاد عزیزم روزی که برای اولین بار با شما آشنا شدم تولد دوباه من روی این کره خاکی بود و نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم برای این آشنایی و شاگردی
و قصه از این جا شروع شد که من چند ماه دوره یک استاد دیگه ای رو خریده بودم و فکر میکردم خدای قانون جذب شدم و خیلی اتفاقی کسی رو که اصلا نمی شناختم و اون هم من رو نمی شناخت اومدم نصیحت کنم و دوره استادی رو که میخوندم رو هم به ایشون معرفی کردم و این دوستمون گفت من استاد عباس منش رو دارم دنبال میکنم و من هر چه سعی کردم بهش بقبولونم استاد من بهتره ایشون یه جمله در آخر گفتن و اون این بود
استاد عباس منش توحیدی هستند و فرقشون با بقیه اینه
من اصلا نفهمیدم چی گفت ولی از روی کنجکاوی سایتتون رو باز کردم و به قول معرف
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد و تا این لحظه آرامگاه قلب و روح من شده روی این کره خاکی شنیدن و یادگیری از شما و نمیدونم این به خاطر نیت خیرم بود که من میخواستم کسی رو که اصلا نمیشناختم بهش کمک کنم و بر عکس اون به من کمک کرد یا سالهای سال آرزوی شاگردی کردن پیش یه استاد که واقعا بتونم باورش بکنم و قبولش داشته باشم بود…
ولی هر چه بود خدارو بی نهایت شاکرم
و با شنیدن این فایل برای چندین و چند بار تازه دارم میفهمم اون دوست غریبه چه جمله ای گفت و استاد شما توحیدی ترین استاد دنیا هستید
و با شنیدن این فایل یاد شعر زیبای مولانا افتادم و تازه درکش کردم با بیانات زیبای شما
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
حضرت مولانام این دریافت رو کرد که خدایا همه چی تو هستی و همه انسان های موحد و اولیا در آخر این راز رو فهمیدن و چقدر شیوا شما توضیح دادین استاد و هدایتی
که بر دل و جان من نشست و امیدوارم که درک کرده باشم
چقدر زیبا مثال خدا رو با طیف رنگ زدید و من چقدر لذت بردم از این مثال و چقدر تونست به درک من کمک کنه و باز به قول مولانای عزیز : :
آینه ای
رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای…..
خدا همه رنگهاست و همه رنگ ها هم نیست
خدا همه چیزه و اصلا چیزی به جز خدا نیست
و همه ذرات خداست و اصلا هر چیز خداست و هر چه هست خداست و غیری وجود نداره —-
همش خود خداست
استاد چقدر زیبا گفتید که هم آتش و هم گلستان خداست ….
اصلا خود ابراهیم هم خداست
تو اول همه قصه های بچه ها میشنیدیم و میشنویم که یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچ کس نبود …
یعنی بزرگترین راز رو از همون بچگی میشنیدیم ولی خب درک نمیکردیم که یکی هست نه دوتا و نه چند تا و نه میلیاردها
اگرچه در ظاهر بی نهایت ماده و شکل و جرم وجود داره ولی همشون یکی هستند و همشون خداهستند و این یعنی وحدت در عین کثرت
و چقدر زیبا گفتید استاد عزیزم در باره باور که همه چیز باوره و اینو چند بار تکرار کردید
و در یافتی که من کردم از صحبت هاتون اینه :
و خداوند آینه باورماست
که ما چه ساختیم از اون در وجودمون و چه تصوری داریم ازش
همونو بهمون نشون میده….
استاد عزیزم من در این ساعت سه نیمه شب و این لحظات عالی از دل شب تازه میفهمم این همه که شما میگید باور باور باور باور یعنی چی و چرا گفتید من دیگه چیز ی نمیخونم و دنبال یادگیری چیز جدیدی نیستم و فقط دارم رو باورام کار میکنم
به خدا قسم من تازه الان فهمیدم
یعنی امیدوارم فهمیده باشم شما منظورتون چی هستش
من الان اینطور فهمیدم که یک نیروی واحد در تمام کائنات جاری هست به شکل های مختلف و ما به هر جا که بریم از شرق و غرب و تمام کهکشان ها و هر جسم وانرژی که پیدا کنیم اون خداست در اشکال مختلف و این آیه قرآن که میگه نه شرقی و نه غربی است و شرق و جهان بدان فروزانند رو تازه من الان دارم درک میکنم با فرمایشات شما
که هر کجا که برویم خدا هست و برای اینه که میگه من نزدیکم چون همه جا و همه چی خود خداست به شکل ها ی مختلف در عین اتصال و وحدت..
و همونجوری که مثال زدید بهترین تعبیر از هر انسان همون ظرف هست و تمام داستان اینه که من امین ظرف وجودم رو به شکلی دربیارم که دوست دارم و پر میشم از خدا و به همون شکلی که ساختم در میام و طراح این ظرف و دیزاینر این ظرف چیزی نیست جز باور -الله اکبر
و برای همینه که خدا میگه به محض درخواست اجابت میشه ولی من تا مادامی که ظرفم بد شکل هست انرژی خداوندی به همون شکل من در میاد و بر عکس
و این عین عدالت خداست که به شکل باور هر فرد در میاد تا نتیجه میلیون ها توجه و افکار و اعمال که ما در طی سالیان سال فرکانسش رو فرستادیم و بواسطه اونها این ظرف بی شکلمون
رو شکل دادیم در میاد و ما برآیند و نتیجه اونو به صورت کلی میبینیم و شکل کلی ظرفی که ساختیم
و تا وقتی باورهامون رو عوض نکنیم یعنی این ظرف وجود من همون قبلی هست و هر چقدر هم به زور بخوام بهش شکل بدم باز برمیگرده به همون شکل خودش و نمیشه و دلیل این همه نرسیدن به خواسته ها همین بوده چون ظرف من به شکل دریافت اون خواسته درنیومده هنوز چون من باور نکردم که میشه و به همین دلیل نشده
الله اکبر یه چیزایی دارم مینویسم که خودم دارم مست میشم از نوشته خودم و دریافتی که تو این لحظه دارم
نمیدونم شاید نتونم با کلمات منظورم رو بیان کنم و دریافتم رو ولی یه غوغای عجیبی تو وجودم به پا شده
که امین این همه به این در و اون در نزن برای دریافت خواسته هات خدا نزدیکه و خدا تویی و خدا همه چیزه و فقط کافیه تو اینو باور کنی با تمام وجود و یک چیز ببینی و وقتی میگی
اشهد ان الا اله الا الله با تمام وجودت این رو حس کنی که هیچ چیزی و هیچ انرژی و نیرویی نیست به جز خداوند و همه چیز خودشه و به هر سمت که رو کنی همونجا خداست و به هر کجا که بری خدا هست که یکی هست و نیست هیچ چیز جز او وحدهو لا شریک الی هو
خدایا شکرت برای دریافت این آگاهی
چه آرمشی که تو همه جا هستی و همه چیز تویی و همه کس تویی
یعنی هیچ غیری نیستو همه دستان تو هستند و همه تو جای درست خودشون هستند چون تو که اشتباه نمیکنی و تو آگاهی مطلق هستی و مگه میشه وقتی همه تو هستی
کسی تو جای اشتباهی باشه و من از این لحظه هر که در کنارم هست و هر که خواهد بود تو هستی و دستان تو و صورت های مختلف تو خدای مهربانم
که اومدن باورها و شکل ظرف من رو نشون بدن و من اگر میخوام جلوه هایی دیگه ببینم و چیزهای دیگه ای میخوام باید باورم رو عوض کنم تا ظرف وجودم عوض بشه و شکل دیگه ای بگیره
اون شکلی که میخوام تا دریافت به راحتی انجام بشه
خدا یا شکرت که همونطوری که در قرآن گفتی نه ترسی هست و نه غمی چون همه جا و همه چیز تویی
پس این اون چیزیه که این همه نعمت رو به سمت استادم سرازیر کرده و این اون چیزیه که دریافتش استادم رو به این جایگاه رسونده و استادم می دونن که هر چه این ظرف وجود یعنی باورشون رو بهتر و بزرگ تر کنند
دریافت های جدیدی در راهه و برای همینه استادم همیشه در حرکتند و دارن روز به روز به لطف تو ای خدای مهربانم ظرف وجودشون بزرگ و بزرگ تر میشه و دریافت ها و نتایجشون هم درخشان تر
اینو حتما هم بچه ها و هم استاد عزیزم درک میکنند که من اصلا نمیدونم چی شد اینارو نوشتم و این نتیجه گیری ها رو کردم و این دریافت ها رو
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم و میدونم چه من از شما سپاس گزاری بکنم و چه نکنم
این گسترش آگاهی خود به خود ظرف شما رو بزرگ تر و دریافت هاتون رو بیشتر میکنه
و با این وجود حق شاگردی اینه که من مراتب قدردانی و سپاسم رو خدمتتون اعلام کنم
که نمیتونم میزانش رو با عدد یا کلمه ای بیان کنم و خدا میدونه چه آگاهی و لذتی بردم از این فایل
استاد عزیزم بازم میخوام یادبگیرم ازتون و یاد بگیرم و یاد بگیرم
مثل پیامبر که فرمودن ما عرفناک حق معرفتک
چون باز میخواستن ظرفشون بزرگ تر شه با اون همه غظمتی که داشتن
بعد از این همه خوندن و شنیدن من امشب تازه حس میکنم به مفهموم باور دارم نزدیک میشم و آرزو به یاری الله یکتا هدایت بشم به سمتی که شما و همه بندگان موحد خدا قدم گذاشتن
و روز به روز بتونم باورهام رو توحیدی تر بکنم
استاد عاشقتونم
سلام ب آقای امین عزیز
متنت سرشار از عشق و آگاهی بود ممنون از تو بخاطر نشر این آگاهی ها بهترینا رو برات آرزومندم چون اایق بهترینایی
چقد زیبا نوشتید و من چقد خوشحالم از خوندن کامنت شما🙏🙏🙏