رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیر علی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3409 روز

    سلام دوستان عزیز

    شاد باشین ،عاشق باشین ،محبت کنید، بخندید ،تنفس کنید، لذت ببرید، برنامه سفر داشته باشید برنامه زندگی در تک تک شهر های زمین و کرات آسمانی داشته باشید، نگران زمان نباشید زمان به اندازه کافی بی نهایت است ،یعنی در واقع زمان وجود ندارد همیشه هر چی بخواهی هست همیشه خدا هست، همیشه تو هستی همیشه ما هستیم، نگران نباشید همیشه سلول ها تازه اند همیشه سلول ها زنده اند همیشه کار می کنند هیچ وقت پیر نمی شن ،اصلا پیری تابع زمان ، و باور کنید زمان وجود نداره دوستان تابع زمان را از زندگی حذف کنیم انگاه همیشه زنده ایم همیشه جاودانیم همیشه می توانیم مسابقه بدیم همیشه می توانیم برنده بشیم همیشه می توانیم اول باشیم اصلا محدودیتی نیست همیشه می توانیم قهرمان شنا باشیم همیشه می توانیم مایکل فلپس باشیم اصلا هر وقت دوست داشتی و خواستی اراده کن و قهرمان شو

    اما وقتی باور کنی که زمان وجود دارد انگاه توابع زمان هم به سوی تو سرازیر می شوند؛ انگاه مریض می شوی؛ انگاه پیر می شوی؛ انگاه دچار تورم می شوی؛ آنگاه در مسابقات شکست می خوری؛ آنگاه به سلول هایت فرمان می دهی که تو دیگر نمی توانی ؛ آنگاه وقتی در زمینه مالی شکست می خوری ، خود را درمانده و زمان را از دست رفته می دانی و فقیر می شوی؛ از شما دوستان عزیز می خواهم یک لحظه تجسم کنید که زمان بی نهایت است (که البته حقیقت هم همین است) آنگاه چه حسی داری وقتی می دانی هر چیزی به هر اندازه ای هست ، دیگه نگرانی؟ این دنیای تجسم شده شما دنیای فراوانی هست از همه چیز به هر اندازه وجود دارد ،ایا دیگه نگرانی ؟ نگرانی که عضلاتت را از دست بدی ؟ نه عظلات تو به شکل و به قدرتی که بخواهی همیشه هست

    شاید دارم گستاخ سخن میگم شاید خیلی جلوتر از جواب استاد را میدم اما حقیقتی که من درک کردم همین است و دیگر هیچ اصلاچرا فیزیک دادنان کوانتم میگن هیچ یعنی همه چیز ؟ خوب یعنی وقتی زمان نباشه پس یعنی همیشه هست ؛ یعنی بینهایت زمان وجود داره، اما بس که وجود داره دیگه هیچ میشه؛ هر چی اون اقیانوس الماسی که استاد گفت تو زندگی ما بیشتر بشه پس دیگه ارزشش هیچ و هیچ تر میشه، خیلی جالبه هر چی تو زندگی ما بیشتر بشه ارزشش کمتر میشه یعنی در واقع نگرانی ما در مورد اون موضوع کم وکم و کمتر میشه و به هیچ نیل میکنه ،این قانون جهان هستیه

    پس دوستان عزیز با ایمان به بی نهایت بودن زمان زندگی ، یا به زبان دیگر با ایمان به نبود تابع زمان ؛هیچ سلولی نه دیگه مریض میشه نه دیگه پیر میشه فقط یه راه دار اونم” راه زندگی ” راه آفرینش و زیست دائم (میتوز) راه عشق ،راه شادی،

    باور پیری، مریضی، کمبود ، مرگ ،فقر و… …همون شرک خفی که حضرت محمد (ص) می فرمایند

    و مادامی که هر کس این باور هارو داشته باشه تو زندگیش اتفاق می افته ، مریض میشه می میره ؛ مریض میشه می میره؛

    اگر خداوند بی نهایت است و لامکان و لا زمان پس ما هم همونیم ؛مگر ماچیزی جز خدا هستیم؟

    آنگاه دیگه نگران سلامتیت نیستی انگاه به تو الهام میشه که چی بخوری وکجا زندگی کنی که سلامتیت در خطر نباشه و همیشگی باشه

    باور کنیم فراوانی را باور کنیم عمر جاودان را باور کنیم همیشگی بودن را باورکنیم بی نهایت بودن را باور کنیم خدا را باور کنیم واینکه خود ما خداییم را باور کنیم و هرباوری جز این شرک است

    پس همین الان تصمیم بگیر که می خوای چی باشه همین الان تجسم کن هر چی که می خواهی، بخدا همه اش همینه

    برنامه ریزی کن که امروز می خوای تو چه شهری باشی و به چه شکلی زندگی کنی

    تجسم کن ده سال دیگه می خوای کجا باشی و چه کیفیت زندگی داشته باشی ؛ پنجاه سال دیگه کجا به چه شکل و با چه کیفیتی ؛500 سال دیگه می خوای کجا و به چه شکلی زندگی کنی، یک میلیون سال دیگه می خوای کجا و به چه شکلی زندگی کنی یک میلیارد سال دیگه و……

    محدودیت زمان رو تو باورخودت کوچیک و کوچیک و نابود کن

    این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت

    هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت (وقت خوش نامحدود است)

    باده هر جا که بود چشمه کوثر نقدست

    هر کجا سرو قدی هست دو بالاست بهشت(هر جا که دوست داری زندگی کن ایران امریکا ماه مشتری کهکشان های دیگر)

    از درون سیه توست جهان چون دوزخ(درونت را آرام کن با باور )

    دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت(همه دنیا کجاست؟ دنیا نامحدود است)

    هست در پرده آتش رخ گلزار خلیل(حضرت ابراهیمبا باور اتش را به گلستان تبدیل کرد)

    در دل سوختگان انجمن آراست بهشت

    عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت(باور های پوچالی را باور نکن)

    نشد آگاه که در ترک تمناست بهشت(بهشت را خودت بساز نامحدود در همین دنیایی)

    صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش

    که درین آینه بی پرده هویداست بهشت

    دوستان جاودانم پیش به سوی مدار بالاتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  2. -
    هانا ... گفته:
    مدت عضویت: 3222 روز

    سلام به همه عزیزای دلم، دوستای فوق لعاده ام و استاد مهربونم????

    وقتی دیدم پاسخ به سوال بهترین باور در مورد خدا روی کانال اومده، پیج رو باز کردم، از دیدن سر تراشیده استاد، اولین چیزی که به ذهنم اومد، کعبه و حج بود.

    چقدر دلنشین بود، ” تقصیر” ، زدودن هر نوع کبر و نافرمانی و آراسته شدن به تواضع و پالایشی درونی به هنگام صحبت از باورهای قدرتمند در مورد خداوند…

    همین لحظه های به ظاهر کوچک شاید در روح ما تاثیری بس شگرف تر از چشم باطن ما می گذارد و همین کوچک ها، ورودی های مثبت زیبایی می شوند برای داشتن لحظاتی دوست داشتنی????

    …..خدایا شکرت…..

    ?و اما جواب مسابقه جدیدمون:?

    ?همه ما می دونیم که دنیا بر اساس قوانین تغییر ناپذیری آفریده شده و مهمترین قانون دراین پهنای هستی، این قانون هست که ” باورهای ماست که زندگی ما را می سازد” و این باورها از منابع مختلفی به ما میرسد. “تجربیات جوامع”، “مربیان” و “رسانه های جمعی” از جمله مهمترین منابع تاثیرگذار باوری در این مورد هستند.

    تمام این منابع ورود باورها، یک باور بسیار مخرب رو اشاعه میدن و اون باور “محدودیت” هست.

    اینکه انسان بعد از سن مشخصی، توانایی جسمی اش تحلیل میرود و این امر باعث می شه که مثل قبل نتواند به صورت حرفه ای ورزش ها رو دنبال کند، این باور باعث شده که فیلم های علمی زیادی در راستای اثبات این موضوع ساخته بشه که به صورت علمی این ناتوانی و تحلیل رو ثابت کنه. رسانه های جمعی، بعد از سنی ورزشکاران را تشویق به بازنشستگی می کنن، مربیان انسان ها را ناامید می کنن که : تا به حال من شخصی را ندیدم که بتونه بعد این سن بدرخشه، اگر هم کسی بوده، اون ویژگی خاص و توانایی خاصی داشته و اون آدم خاصی بوده ولی تو نمی تونی. جامعه ما هم همیشه بر این باوره که اگر شخصی کاری رو خلاف تصورات عمومی انجام بده، اون شخص استثنا وخاص هست و با بقیه متفاوت هست، وگرنه بقیه انسان ها نمی تونن این کار را انجام بدن.همونطور که همه ما این باور رو از بچگی داشتیم که اگه یکی بخواد ژیمناستیک کار کنه، باید از 5 6 سالگی شروع کنه و یه شخص 15 ساله به درد ژیمناستیک نمی خوره چون بدنش منعطف نیست. در حالی که حتی یه شخص 50 ساله هم می توانه ژیمناستیک رو شروع کنه، با این تفاوت که اگر بچه 5 ساله توی یک ماه بتونه 180 درجه پاهاشو باز کنه، یه شخص 50 ساله، زمان بیشتری احتیاج داره تا بتونه به اون انعطاف برسه.

    ?عادت ما انسان ها، استفاده از تجربیات سایرین هست و وقتی تمام اطراف ما این باور محدودیت را تزریق کنن که بعد سن خاصی امکان ستاره ورزشی شدن وجود نداره، و ما هم می پذیریم و متاسفانه این محدودیت رو باور خودمون می کنیم؛ در صورتی که فراموش می کنیم ما جزئی از خداییم، خدا محدودیتی ندارد، پس ما هم محدودیتی نداریم…. در حالی که اکثریت غریب به اتفاق آدم ها این امر رو باور ندارند.

    ?در دوی ماراتون سال ها باور بر این بود که امکان اینکه انسانی رکورد موجود را بشکنه وجود ندارد، چرا که توانایی انسان محدوده و در کمال ناباوری فردی این رکورد را شکست و در عرض یکسال با همان شرایط، تعداد بسیار بالایی دونده رکورد او را نیز شکستند. این مثال فقط نشان از محدود کرد ذهن آدمی دارد.

    ?یا شخصی که رکورد 13 دقیقه زیرآب بودن رو توانست تا 17 دقیقه ارتقا بده، فقط به این خاطر که باور داشته می توانه و تمرین کرده.

    ?اگر باور کنیم که بعد از سن خاصی از لحاظ جسمی، ناتوان می شویم برای کار خاصی، باید مطمئن باشیم که این اتفاق می افتد، همانطور که برای اکثر انسان ها این اتفاق می افتد.

    محدودیت رو باور نکنیم، حتی اگه کل دنیا بهمون بگن نمیشه و با هزار روش این محدودیت رو ثابتش کنن. یادمون باشه که اگر یک انسان در دنیا بتونه کاری رو انجام بده پس ما هم می تونیم، فقط کافیه باورهای اون رو بسازیم و مثل اون عمل کنیم.

    برای رسیدن به جایی که محدودیت ها را باور نکنیم، باید خودمون و توانایی هامون رو باور کنیم و بدونیم که “من می تونم” و خود باوری رو در خودمون تقویت کنیم. بدونیم که افرادی که کارهای خاص می کنن، خاص و ویژه و خارق العاده نیستن، ما هم بخوایم مثل اونها میشیم؛ باید باور کنیم که این کار در حوزه توانایی های ما هست.

    یادمون باشه که هر کاری رو می تونیم انجام بدیم فقط احتیاج به دو امر مسلم دارد: 1٫باور تقویت کننده که “میشود” و “من با این شرایط و پتانسیل تواناییش رو دارم”

    2٫ “تمرین و تکرار”.

    برای ستاره ورزشی در سن های بالا شدن هم فقط کافیه خودمون رو باور کنیم که من می توانم و توانمندم و قوی ام و تمرین می کنم و این تمرین رو تکرار می کنم تا مدال های طلای جهانیم رو بگیرم و الگویی بشم برای عشاق ورزشی که علاقه دارن توی سن های بالا ستاره باشند.

    دوستتون دارم با همه وجودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      علی حیدری گفته:
      مدت عضویت: 3417 روز

      سلام دوست عزیزم

      دقیقا همینطوره، مثال ژیمناستیک عالی بود. همه بر این باور هستن که بعد از یک سن خاص دیگه بدن خشک میشه و یا اینکه دیگه نمیشه حرکات آکروباتیک انجام داد. من از مرداد ماه ژیمناستیک رو شروع کردم، در سن 26 سالگی، درسته که اصلا فشار نمیارم به خودم و یجورایی برای عوض شدن حال و هوا و تفریح میرم ولی کم کم دارم 180 میزنم، و بالانس و… برام مثل آب خوردن شده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        هانا ... گفته:
        مدت عضویت: 3222 روز

        سلام

        متشکرم از حسن نظرتون

        من هم مثل همه این باور رو داشتم تا کلیپی از پیرزنی رو دیدم که در سن 90 سالگی رقص باله انجام میداد با نهایت اعتماد به نفس و حال خوب و انرژی

        امیدوارم شما هم از ژیمناستیک هر روز و هر روز بیشتر لذت ببرین و الگوی دیگه ای بشید برای از بین بردن این باور اشتباه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        هانا ... گفته:
        مدت عضویت: 3222 روز

        سلام

        متشکرم از حسن نظرتون

        من هم این باور اشتباه رو در مورد ژیمناستیک داشتم تا کلیپی دیدم از پیرزنی 90 ساله که باله میرقصید با نهایت عشق و لذت و حال خوب

        امیدوارم شما هم هر روز و هر روز بیشتر لذت ببرید از ژیمناستیک و یکی از الگوهایی بشید برای از بین بردن این باور اشتباه

        متشکرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مجتبی مرادزاده گفته:
      مدت عضویت: 3134 روز

      سلام واقعن زیبا و عالی بود نظرتون مخصوصن اون قسمتی که گفتید تقوزت باور میشود و میتوانم.???

      منم نظرم رو بصورت کاملتر و جامعتر و زیباتر در صفحه 10 نظرات قرار دادم?

      میتونید مطالعه کنید و لذت ببرین??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1938 روز

    سلام بر خداوند رزاق و وهاب!

    درود خدمت تمامی دوستان امیدوارم در پرتو حق تعالی شاد و پیروز باشیم همگی!

    خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر کادر اجرایی سایت!

    بسیار فایل آگاهی دهنده و تاثیرگذاری بود!

    اول از خداوند سپاسگزارم بابت این همه کامنت های فوق العاده!

    با اینکه تعداد کمی ازشون رو می خونم ولی واقعا همون تعداد محدود بسیار فوق العاده هستند!

    یه برنامه ی اساسی برای خوندن کامنت ها باید بعدا بریزم!

    اینکه گفتید: هر سخن و حرفی در زمان مناسبش به ما الهام میشود!

    کاملا باهاش موافقم؛ چرا که خیلی برام پیش اومده و اگر هر فرد تو زندگیش ریز بشه میتونه این موضوع رو اثبات کنه!

    باید باور کنیم فقط!

    ما در هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم!

    خداوند به تمامی بندگانش راه را نشان می دهد و همه را مدد، کمک و هدایت می کند!

    ساخت یک باور خوب:

    من لایق هم صحبتی با خداوند هستم!

    بنظر من هم سوال فایل قبلی، بهترین سوال بود!

    اینکه تو سمینارها، جوابِ سوال ها بهتون الهام میشد، نشانه ی باور قوی شما به خداوند است!

    هر کاری که با توکل و باور درست انجام شود، صد درصد بهترین نتیجه را دَر بَر دارد!

    همه چیزهای لازم به ما گفته می شوند!

    اینکه اساسِ کتاب رویاهایی که رویا نیستند، بر الهامات خداوند استوار است؛ خیلی خیلی جالبِ!

    باید شروع کرد، باید آرام بود، باید لذّت برد؛ این گونه هدایت می شویم و در زمان مناسب الهامات به ما منتقل می شوند!

    دین مان، یکتاپرستی باشد!

    اصلا؛ خودِ اسم یکتاپرستی، آرامش بخش و زیباست!

    پیرو آیین ابراهیم باشیم!

    که او موحد بود و موحد بود و موحد بود و …!

    سعی کنیم مثل ابراهیم نگاهِ یکتاپرستی داشته باشیم و راه و روش او را سر مشق زندگی مون قرار بدیم!

    اسلام یعنی تسلیم!

    فرق است بین ایمان آوردن و تسلیم شدن!

    با بالاتر رفتن آگاهی مون می فهمیم که چقدر کم خدا رو میشناسیم!

    باید خدا رو بیشتر حس کنیم و بفهمیم!

    تا زندگی مون زیباتر بشه!

    مثال توصیف شِئ جالب بود!

    خدا همه چیز است!

    زمان است، مکان است، رنگِ، صداست، تصویرِ، احساسِ، منم، توئی، همه است، حشرهِ، ستارهِ، قانونِ، نظمِ، تعادلِ و …!

    جریانِ جاری در زمان حال!

    در یک کلام، اول و آخر همه چیز است!

    برای درک این انرژی، باید باورهای درست بسازیم!

    آیه های قرآن می تونن تو این موضوع کمک مون کنند!

    خداوند می فرماید: همانا من نزدیک هستم و هر که مرا بخواند، دعایش را اجابت می کنم!

    تمام پیامبران در تلاش بودند تا خداوند رو بهتر درک کنند، سپس خداوند معجزات زیادی را برایشان فرستاد!

    اونها ایمانِ بیشتری آوردند و فهمیدند که چقدر خداوند بزرگ است!

    ما هم باید پیغامِ پیامبران را درک کنیم!

    همه ی ما بخشی از خداوندیم!

    یعنی خود خدا هستیم!

    فارغ از ذهنیت های قبلی باید این موضوع رو بپذیریم!

    تعاریف اون افرادِ برگشته از مرگ، خیلی جالب بود!

    اگر آتش بر ابراهیم گلستان شد!

    به این دلیل بود که آتش، خود یک انرژی بود که اراده کرد تغییر شکل دهد!

    اون انرژی کی بود!؟ خب معلومِ دیگه، همون خدا!

    اگر تو اینا تفکّر کنیم خیلی آروم میشیما!

    اگر به دنبال روابط خوب، ثروت و سلامتی هستیم!

    بدونیم که این ها همش خدا هستن!

    پس کافیِ که فقط خدا رو باور کنیم!

    قدرت فقط در دست خودش است!

    باور خوب در مورد پول بسازیم تا خدا به شکل پول در زندگی مان جاری شود!

    ما انسان هستیم و وقتی که می میریم، یعنی انرژی مون به یک شکل دیگه تبدیل شده!

    از شکل این جسم، به یک شکل دیگه خودشو در آورده!

    اگر آگاهانه این مفاهیم رو درک کنیم، دیگه همه چیز خودش میاد!

    اگر تونستیم آب و هوا رو توصیف کنیم، اون موقع می تونیم خدا رو هم یه توصیف کوچولویی بکنیم!

    خدا به اون ویژگیِ خاصی که در ذهن ما وجود دارد، تبدیل میشود!

    همه چیز ساخت باورهای درستِ!

    اگر الان راجِر فِدِرِر سوئیسی در این سن، کلی افتخار کسب کرده و هنوز هم جزو برترین هاست، یعنی یه جور دیگه فکر میکنه!

    اگر الان مسی تو سن ۳۳ سالگی، داره خوب بازی می کنه، بخاطر یقین و اعتماد به نفس بالاشِ!

    و …!

    عضله و عدد شناسنامه ای که ملاک نیست!

    اینا همش قراردادهای انسانی است!

    زمان هم همینطور!

    شاید باورتون نشه ولی اگر ما با زمان آشنا نمیشدیم، خواسته ها، تجسمات و …، تو جیک ثانیه به وقوع می پِیوست!

    فقط و فقط باورها، ایمان ها و عزت نفس ها هستند که اتفاقات رو خلق می کنند!

    ما؛ زلاتان ها داریم!

    ما، آنسو فاتی ها داریم!

    از هر شرایطی، ما مثال های موفق داریم!

    تمام اتفاقات زندگی ما، بخاطر تعبیرهای ما از زندگیست!

    از وقتی که تصمیم گرفتم، قوانین کیهانیِ بدون تغییرِ خداوند را بشناسم، حتی یک ثانیه به تعبیر خواب مراجعه نکردم!

    چون باور دارم هر خوابی که ببینم خِیر و خوبیِ!

    اونا آدم رو محدود می کنن!

    اگر می خواهیم مثل پیامبران نتیجه بگیریم؛ باید به دعاهای آن ها رجوع کنیم!

    در آخرین کلمات هر دعای آنها، باورهای آنها نهفته است!

    برای مثال:

    یکی از پیامبران: خدایا؛ ثروت را به زندگی من وارد کن، زیرا تو غنی ترین هستی!

    الان باور این پیامبر این بوده که: خداوند از هر چیزی غنی است!

    مثالِ: پدر، رئیس و اتفاقاتِ خرید و فروش ملک در آمریکا، خیلی خیلی جالب بودند!

    در مورد هر چیزی اگر بهتر و پاک تر فکر کنیم؛ به همون نسبت بهمون بیشتر داده می شود!

    بهتر و آرامتر زندگی می کنیم!

    در این جهان بین هر دو چیز یک فاصله ی مداری و فرکانسی وجود دارد!

    از هر جایی که الان هستیم؛ اگر باورهایمان را در مورد موضوعات مختلف نسبت به خداوند، بهتر کنیم؛ می تونیم جهان مون رو زیباتر خلق کنیم!

    آرام آرام بر اساس تکامل، لذّت بردن و باور ساختن (که با ورودی های مناسب، امکان پذیرِ)؛ مولفه ها کنار هم جمع شده و ثمره ی عظیم بوجود میاد!

    اینکه دلیلِ برداشتن بعضی از محصولات رو از سایت، گفتید؛ خیلی آرام تر شدم!

    چون همیشه یکی از سوال هایم بود!

    خیلی ممنون از خداوند، بخاطر این استادِ عزیز!

    روی خودمون که کار بکنیم!

    درک و فهمِ مون بزرگتر، وسیع تر و بهتر میشه!

    ثروت رو بهتر درک می کنیم!

    قانون رو که یاد بگیریم، دیگه خیلی راحت و سریع به خواسته ها و اهداف مون می رسیم!

    مسیر مون سر راست تر و بهتر میشه!

    حالا داریم تو این مرحله از زندگی مون، به خودمون افتخار می کنیم؛ چون هم خوب زندگی می کنیم، هم داریم دنیا رو زیباتر می کنیم!

    بسیار فایلِ عالی ای بود و کلی درس و جایِ گفتگو داشت!

    سپاسگزار خداوند هستم، که این فرصت رو به من داده تا روی خودم کار کنم و از نتیجه هایش لذّت ببرم!

    ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر اعضای سایت!

    در پناه خدا؛ پولدار، ثروتمند، بخشنده و آرام باشیم همگی در دنیا و آخرت!

    آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهران!

    خدای من زیباترین، مهربان ترین، ثروتمند ترین و همیار ترین است؛ پس من بهترین هستم!

    بدرود!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 2898 روز

      سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز ودوستان عزیزم

      سپاسگزارم استاد از شما ک بدون هیچ نوشته ای از قبل میای جلوی دوربین این آگاهیها رو بما میدی ک بیشتر خداوند رو درک کنیم و جوری نگاه کنیم به سیستمی بودن خدا ک همه چی انرژیه چون قبلا من پول و خدا رو جدا از هم میدونستم یعنی همه چی رو الان میفهم و درک میکنم ک پول یعنی خدا و خدا یعنی پول چون ذهنمون ۲تا جدا کرده بود و اگر اینو همیشه بخودم بگم پول انرژیه و خدا هم انرژیه منم انرژیه پس اگه ثروت پایدار میخوام داشته باشم فقط کافیه جلوی بینیمون نگیریم تا ثروت جاری بشه

      وقتی دنبال اصل باشیم و باورهای توحیدیمون عالی باشه ثروت و سلامتی و عشق ورابطه عالی به صورت طبیعی میاد تو زندگیمون بشرط اینکه در زمان حال زندگی کنیم و لذت ببریم از زندگیمون

      و خدا رو شکر میکنم که این تعهد رو دادم ک فقط بشینم روی باورهای توحیدی کار کنم چون از ریشه باید درست بشم وقتی اصل رو درک کنم براحتی میتونم مدارم رو بالا و بالاتر ببرم

      چون الان که نگاه میکنم فقط دنبال این بودم ک خیلی زود به نتیجه برسم بدون اینکه دوره تکاملم رو طی کنم و عجول بودم اما نگاه به رفتار و نتایج و شخصیتم کردم دیدم ی جای کار داره میلنگه و اون باورهایی که در مورد خدا بود نیومده بودم درستش کنم و فکر میکردم درک کردم سیستمی بودن خداوند رو

      اگه احساست هر دفعه بعد میشه و نگرانیم وشاد نیستم یعنی هنوز عوامل بیرونی رو دخیل میدونم و باید بیام این فایلها و کامنت بچها رو انقدر بخونم انقدر یاداوری کنم بخودم ک نتایج بیاد

      اون آرامش اون احساس خوب اون کنترل ذهن کردن اون شخصیت و رفتار عوض بشه اون خداگونه رفتار کردن و استاد عزیز ی چیزی گفتین من با کسی صحبت میکنم با کسی دوست دارم به حرفش گوش کنم ک نتیجه داشته باشه با نتایجش صحبت کنه نه اینکه بیام ی کامنت بزارم ک هیچکدوم رو عمل نکردم و دوست داشته باشم حرفهای قشنگ بزنم حرفهای زیبا همه میزنن مهم اینه که فقط عمل ونتایج پایدار مهمه و الان چند روز هست ک دیدم دوستانی که فقط گوش دادن و درک کردن و عمل کردن و اومدن از نتایجشون گفتن پس اگه اونا تونستن و انجام دادن پس منم میتونم فقط کافیه حرکت کنم و عمل کنم

      انشاءالله بیام از نتایج بزرگ و عالی ک در دستم هست بیام بنویسم که خداوند براحتی میتونه راههای رو باز کنه توی این مسیر ک موج عظیمی از ثروت رو وارد زندگیم کن و براحتی میتونه منو به عرش برسونه

      ۱۴۰۰/۲/۷

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا حسینی گفته:
      مدت عضویت: 2602 روز

      به نام یکتای بی همتا

      سلام به برادر عزیزم آرین

      چقدر لذت بردم از کامنت عالیتون

      تحسینت میکنم که اینقدر زیبا درک کردی و در قالب کلمات و جملات برامون بیان کردی

      و بیشتر تحسینت میکنم که با این سن پایین تونستی مدارت رو به شکلی تنظیم کنی که وارد این مسیر الهی بشی و خدا میدونه که قراره چه رشد و بهبودهایی توی این راه بی انتها و پر از لذت و خوشبختی داشته باشی

      هزاران بار تحسینت میکنم، به خودت افتخار کن برادر گلم چون یکی از بندگان برگزیده خداوندی که آگاهانه هدایت میشه و خالق مطلق زندگی خودشه

      بازم ممنونم و از خداوندم خواهان دنیا دنیا سلامتی شادی آرامش عشق حال خوب و ثروت برای هممون در این مسیر بی انتها هستم🙏🙏🌷🌷💯💯👋👋

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        آرین عبّاسی گفته:
        مدت عضویت: 1938 روز

        سلام خانم زهرا حسینی

        امیدوارم حالتون خوب باشه

        اول از خداوند سپاسگزارم که اینقدر بندگانِ خوب و تحسین کننده‌ای رو پرورش میدهد!

        دوم از خداوند سپاسگزارم که در قالب یک فرد میاد و اینقدر به من انرژی میده

        سوم از شما تشکّر می‌کنم بابت این کامنت فوق‌العاده‌تون؛ خیلی مچکرم بابت زمان و انرژی‌ای که برای نوشتن این کامنت صرف کردید!

        بسیار تأثیرگذار بود و خیلی بهم انرژی داد!

        به امید الله مهربان؛ همگی در این مسیر به تعالی و موفقیت در تمامیِ جنبه‌ها دست پیدا کنیم!

        هم خوب زندگی می‌کنیم، همان جهان رو بهتر می‌کنیم!

        سپاسگزارِ مالک و خالقِ‌مون هستیم بابت این فضای زیبا!

        فعلا در پناه حق💝🌹🎁👑💎⭐♥️

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    پگاه لطیف گفته:
    مدت عضویت: 3858 روز

    با سلام

    به نظر من این هم یک باور محدود کننده دیگر است که انسانها را در یک بازه سنی محدود می‌کنه و برای اثبات حرفم مثالهای زیادی دارم چند وقت پیش یک فیلمی از شخصی دیدم که در شصت سالگی تازه وارد دنیای مدلینگ شده بود و بعنوان مانکن داشت کار میکرد و در سن بالا شروع به یادگیری زبان انگلیسی کرده بود

    یک برنامه دیگر دیدم که یک تحقیق علمی انجام داده بودند و متوجه شدند سن تقویمی انسانها و سن عضلانی آنها میتواند بسیار. متفاوت باشد یادمه خانمی هفتاد ساله را نشان داد که سن عضلانی اش بیست و شش بود … و هزاران مثال دیگر از انسانهایی که محدودیت‌ها را باور نکردند خود من ده سال بعد از دیپلم تصمیم گرفتم کنکور بدم یادمه با یک مشاور تحصیلی هم مشورت کردم به ایشون گفتم من قصد دارم کنکور سراسری قبول شوم و باید دانشگاه اصفهان قبول شوم چون متاهل بودم و بخاطر کار همسرم نمی‌تونستم به شهر دیگری بروم مشاور محترم گفت خانوم شما سالها از درس دور بودید میدونید چقدر دانش آموزان قویتر از شما هستند که امسال باید باهاشون رقابت کنید من به شما توصیه میکنم شانستون را جای دیگه ای امتحان کنید

    من اولش خیلی تو ذوقم خورد ولی بعد فکر کردم این صرفا نظر یک مشاوره .من باورم این بود که میتونم و برنامه ریزی را شروع کردم و حسابی مشغول شدم رتبه ام 2200 شد و حسابداری دانشگاه اصفهان قبول شدم

    و جدا خوشحالم که باورهای محدود یک آدم بظاهر متخصص را باور نکردم.

    مطمئنم برای ورزشکاران هم این موضوع صادقه اونا این باور عمومی غلط را باور کرده اند و اگر کسی پیدا بشه که این باور را بشکند مطمئنا بقیه هم باور میکنند که میشود بعد 25سال هم رکورد های بهتری ثبت کرد

    من تاثیر باورها را بسیار بسیار تأثیرگذار میدانم من مادر بزرگی داشتم که اواخر عمر دچار اختلال حواس شده بود و زمان را گم میکرد گاهی پدر بزرگم را در جوانی فوت کرده بود میدید و باهاش حرف میزد یا افرادی را که سالهای دور مرحوم شده بودند میدید

    خیلی جالبه که در حالت معمول مادر بزرگم کمرش خم بود و به سختی راه می‌رفت ولی وقتی به علت اختلال حواسش به دوران جوانی اش بر میگشت خیلی سریع راه می‌رفت و صاف می ایستاد و آن زمان بود که من عمیقاً شاهد تاثیر باورها بر اندام فیزیکی انسان بودم. من باور دارم هیچ چیزی نمیتونه ما انسانها را محدود کنه مگر اینکه خودمون باورش کنیم و بپذیریم.

    با تشکر از تو دوست خوب که نظرم را خوندی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  5. -
    my_amin گفته:
    مدت عضویت: 4191 روز

    به نام آن بی نام ازلی و ابدی

    قبل از هر چیزی از جناب آقای سیدحسین عباس منش و گروه تحقیقاتی ایشون بخاطر عشقی که جاری می کنند تا از این طریق بتونند به دیگران کمک کنند، سپاسگزاری می کنم.

    در مورد جواب این سوال که “چرا عموما ورزشکاران نمی توانند توانایی هایی که در سنین بین 20 تا 25 از خودشون بروز میدند رو در سنین بالاتر از خودشون به نمایش بذارند، یا اینکه حداقل دیگران اینطور در مورد اونها چنین طرز فکر و باوری دارند” باید بگم که تا حدود زیادی آقای عباس منش در توضیحات خودشون در همین فایل آخر و همچنین در فایلهای دیگه، جواب رو گفتند. من هنوز نظرات دیگر دوستان رو در این باره مطالعه نکردم. اول دوست دارم که جواب خودم رو بدم و بعد نظرات دوستان رو ببینم. حتما برآیند نظرات میتونه دیدگاه بهتری به همه بده بشرطی که هر نظر فارق از نظرات دیگه و از درون هر شخص برخاسته باشه چرا که هر شخص ارتباط منحصر بفردی با ندای درونی و راهنمای الهی درونش داره که بهترین جواب رو برای اون شخص بهش میده.

    بنظر من تنها چیزی که مانع بروز این قابلیتها در سنین بالاتر میشه، تصور و تصویر ذهنی و شخصی و درونی ای هست که اون فرد در این مورد از خودش داره و این مسئله کاملا ذهنی هست و به هیچ وجه بدلیل عدم توانایی جسمی نیست. در اینجا میخوام کمی بیشتر در مورد این “تصویر شخصی” که درونی و ذهنی هست توضیح بدم و سعی میکنم مثالهایی با ذکر منبع بیارم که بتونه در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دیگر دوستان کمک کنه.

    تصویر درونی ما اون چیزی هست که ما از خودمون در ذهن خودمون ساختیم. این تصویر درونی چیزی هست که ما بهش میگیم “من” یا “شخصیت من” یا “آنچه که من هستم”. این تصویر ذهنی، بر اساس باورهای ما نسبت به خودمون شکل گرفته. باورهایی که بواسطه تجربیات گذشته، پیروزیها و شکستها و همچنین رفتارهای دیگران نسبت به ما در گذشته و مخصوصا در دوران کودکی شکل گرفته.

    حالا زمانی که یک حرف، جمله، ایده یا نظری، جزئی از این تصویر و شخصیت درونی و ذهنی ما باشه، ما بدون هیچ شکی و کاملا بدیهی اون رو میپذیریم و بر طبق اون عمل میکنیم. در واقع تصویر درونی ما، نحوه فکر کردن ما، احساسات ما، اعمال ما و باورهای ما از توانایی هامون رو میسازه. میزان موفقیت ما در هر امری و کلا نوع تجربیات ما بستگی به این تصویر درونی هست که از خودمون داریم. در واقع جنس فرکانسی این تصویر، مثل اثر انگشت هر فرد، منحصر به خودشه و فرکانس های مشابه و نزدیک تر رو جذب و تجربه میکنه. بهتره بگم که ما بغیر از صورت ظاهری و بیرونی که داریم و همدیگه رو میبینیم، یک صورت باطنی و درونی داریم که تعیین کننده نوع تجربیات و اتفاقات زندگی ماست. اگر چشمی یا لنزی بود که میشد این صورت درونی رو دید، اونوقت میشد براحتی فهمید که چرا بعضی ها همیشه موفق اند و بعضی ها همیشه شکست خورده. بعضی ها همیشه مثبت اند و بعضی ها همیشه منفی و … . خدا رو شاکرم که چنین لنز و چمشمی در جهان ساخته شده و اون تست باورهاست که آقای عباس منش عزیز، اون رو تهیه کردند و در محصولات مختلف شون مثل بسته روانشناسی ثروت 1 از اون بعنوان کلید حل مشکل استفاده کردند و ما با استفاده از اونها میتونیم شخصیت درونی و تصویر ذهنی خودمون رو کشف کنیم و بشناسیم. بعد از شناسایی اجزای اون تصویر و شخصیت ذهنی، ما میتونیم از طریق تصور خلاق مون و تزریق آگاهانه باورها و مشخصه ها و مولفه های مورد دلخواه مون، اون تصویر ذهنی رو تغییر بدیم. در واقع هر چیزی شدنیه، اون هم به راحتی بشرطی که جزئی از این تصویر درونی ما باشه. نیازی به صرف نیروی اضافی نیست، فقط کافیه این تصویر رو هماهنگ با هدف مورد نظرمون بکنیم. بعد از اون میبینیم که ناخودآگاه ما، افکار، ایده ها، احساسات و رفتارهایی رو در ما برانگیخته میکنه که در راستای اون هدف هست و ما فقط کافیه از اونها استفاده کنیم تا براحتی به هدف برسیم.

    برای بار اول، آقای ماکسول مالتز، در سال 1960 کتابی بنام سایکوسایبرنتیک به چاپ رسوند و بعد از اون هم نسخه های آپدیت شده اش به چاپ رسید و در اون کتاب برای بار اول در مورد “تصویر شخصی” یا “تصویر درونی” توضیح داد. ایشون پزشک جراح پلاستیک بود که بعد از جراحی های بسیاری که روی مراجعین خودش انجام داده بود، متوجه شد که احساسات و نحوه تفکر و رفتار بعضی افراد، بعد از عمل جراحی تغییر میکنه و در بعضی از افراد هم هیچ تغییری در رفتار و شخصیت شون رخ نمیده. و متوجه میشه که این تغییر بیرونی و ظاهری نیست که باعث تغییر رفتار انسانها میشه، بلکه برداشت افراد از تصویر درونی و شخصیت خودشون باعث تغییر رفتارشون میشه. در واقع، بعضی از افراد، بخاطر اینکه از نظر ظاهری زیباتر شده بودند، حس بهتری نسبت به خودشون پیدا کرده بودند و باورهای بهتری ازخودشون درونشون بوجود اومده بود، به همین جهت رفتار و عملکرد متفاوت و بهتری از خودشون بروز میدادند، این درحالی بود که عده دیگری، از این تغییر بیرونی و ظاهری، هیچ تاثیری نگرفته بودند و رفتارشون هم هیچ تغییری نکرده بود، چون اون شخصیت و باور و تصویر درونی شون همچنان مثل سابق بود.

    دکتر مالتز بعد از تحقیقات بیشتر به این نتیجه رسید که تمام اتفاقات و موفقیت ها و شکستهای یک انسان، بستگی به تصور درونی اون شخص از خودش داره و اسمش رو گذاشت، تصویر ذهنی یا تصویر درونی یا تصویر شخصی. این تصویر ذهنی از طریق ورودی های ذهنی ما تقویت میشه. یعنی هر آنچه که ما وارد وجودمون میکنیم، از طریق رفتارهامون، دیده ها و شنیده هامون، این مواد، وارد تصویر درونی ما میشن و ناخودآگاه ما، مثل یک مکانیزم خودکار، ما رو به سمت اون هدفی میبره که بهش داده شده و اون هدف چیزی نیست جز اثبات و تجلی اون تصویر درونی.

    پس برای رسیدن به یک موفقیت، باید اون موفقیت رو وارد تصویر ذهنی خودمون بکنیم. دکتر مالتز معتقد بود که با تصویر سازی صحیح و با تزریق باورهای صحیح، میشه این تصویر درونی رو تغییر داد و بعد از اون، ضمیر ناخودآگاه، بصورت کاملا اتوماتیک و هدایت شده، رفتارها، احساسات و افکار همجنس اون تصویر درونی رو برای ما بوجود میاره و متعاقبا با اقدام ما در اون راستا، ما به نتایج دلخواه دست پیدا می کنیم. تکرار میکنم با اقدام ما در راستای اون هدایتهای درونی این موفقیت بدست میاد. اما اگر بدون تصحیح این تصویر ذهنی، اقدام کنیم، الزاما به خواسته مون نمیرسیم، بلکه به اون چیزی میرسیم که تصویر درونی ما با اون هماهنگه. پس تصحیح تصویر درونی قبل از اقدام و در حین اقدام لازمه رسیدن به خواسته هست و برای حفظ نتیجه هم باید اینکار رو بعد از رسیدن به خواسته برای همیشه تا ابد ادامه داد و در ادامه به سمتی هدایت میشیم که در حال حاضر داریم برای اون برنامه ریزی میشیم.

    در مورد موفقیت و بروز توانایی های ورزشکاران در سنین بالاتر هم دقیقا همین مسئله هست. یعنی باور و تصویر درونی غالب افراد مخصوصا متخصصین و پزشکان اینه که یک ورزشکار، نمیتونه توانایی هایی که در سنین پایین تر داره، در سنین بالاتر از خودش بروز بده، به همین علت، این باور و تصویر ذهنی، در ورزشکاران شکل میگیره که من نمیتونم در سن 35 سالگی مثل 25 سالگی خوب بازی کنم و ورزش کنم. و با این تصویر ذهنی، خب نمیشه. اما ورزشکارانی که چنین تصویر ذهنی از خودشون نداشته باشند و برعکس، چنین تصویر و باوری رو داشته باشند که من همیشه میتونم بهتر از قبل عمل کنم، میتونند خلاف باور همگانی کاری رو انجام بدند که تابحال هیچ انسانی انجام نداده، درست مثل کاری که آقای راجر بنیستر در مورد دویدن مسافت یک مایل زیر 4 دقیقه انجام داد. کاری که تا قبل از اون، هیچ انسانی نتونسته بود انجام بده، چون باور و تصویر ذهنی ورزشکاران بخاطر باور و تصویر ذهنی غالب جامعه بخصوص متخصصان و پزشکان بر این بود که فیزیولوژی انسان، قادر به انجام چنین کاری نیست. اما راجر بنیستر، با باور و تصویر ذهنی شخصی درست، این کار رو انجام داد و جالب اینجاست که بعد از اون، چندین ورزشکار دیگه اینکار رو انجام دادند و رکورد راجر بنیستر، تنها 46 روز دوام آورد و امروزه دویدن یک مایل زیر 4 دقیقه یکی از توانایی های ضروری برای دوندگان نیمه استقامتی رده اول دنیاست و به این علت، دیگر دوندگان بعد از راجر بنیستر تونستند اون کار رو انجام بدند که، تصویر ذهنی اون افراد از انسان و خودشون تغییر کرد و باور کردند که میشود و شد.

    امروزه همه ورزشکاران موفق دنیا از این روش برای موفقیت خودشون استفاده می کنند. من فکر میکنم کسی مثل راجر فدرر هم با داشتن چنین آگاهی تونسته بر خلاف باور دیگران در سنین بالاتر به موفقیت های قبلی خودش ادامه بده. دیگران هم با تقویت چنین باورهایی و ساختن تصویر ذهنی درست میتونند به موفقیتهای دلخواه شون برسند.

    بنظر من، نه تنها چنین توانایی هایی، بلکه توانایی هایی بمراتب بالاتر از این رو، تمام انسانها میتونند از خودشون بروز بدند. توانایی هایی که تابحال هیچ انسانی از خودش بروز نداده. انسان نامحدود آفریده شده و میتونه نامحدود عمل کنه بشرطی که تصویر ذهنی و باورش از خودش نامحدود باشه. داستانها و مستندات و شواهد خیلی بیشتر و بزرگتر از مطالبی که در بالا اشاره شد، وجود داره که برای ساختن باورها و تصویر ذهنی قدرتمند، کمک کننده هست ولی بدلیل طولانی شدن این مطلب، مجبورم به همین مقدار بسنده کنم. امیدوارم برای دوستان مفید واقع بشه.

    باز هم از گروه تحقیقاتی عباس منش تشکر میکنم که چنین فضایی رو برای رشد دیگران فراهم کردند.

    سپاسگزارم که نظر من رو تا انتها مطالعه کردید.

    در پناه حق، برقرار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      عباس کشوری گفته:
      مدت عضویت: 3034 روز

      سلام.امین عباس خواه عزیزم.بسیارلذت بخش بودمطلب شماوکارسازحال کردم امیدوارم که موفق وپیروزوسربلنددرطول زندگیت باشی.منوهم ازدعاخیرت بی نصیب نزاریندبه.امیددلی خوش??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        my_amin گفته:
        مدت عضویت: 4191 روز

        سلام

        از همه شما دوستان و عزیزان بابت نظرات زیباتون ممنونم. تشکر اصلی رو باید از گروه تحقیقاتی عباس منش بکنیم که این فضا رو فراهم کردند تا بتونیم از آگاهی های ناب همه دوستان استفاده کنیم.

        باز هم از آقای عباس منش و تیم شون سپاسگزارم.

        در پناه حق، ثروتمند (صاحب تمام برکات) باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      جعفر عرب گفته:
      مدت عضویت: 3024 روز

      سلام دوست عزیز نظرتون رو تا آخر خواندم بسیار عالی بود.از اون دست نظراتی هست که حال آدم خوب میشه با خوندنش واین احساس را پیدا کردم که کارهای زیادی میتونم انجام بدم .ممنونم که نوشتی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3037 روز

      سلام دوست عزیزم امین عبا خواه امیدوارم که حالت عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

      بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا که در مورد تصویر درونی به اندازه ای توضیح دادید.

      دوست خوبم ترجمه ی اسم کتاب چیه؟

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

      ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        my_amin گفته:
        مدت عضویت: 4191 روز

        سلام به شما دوست خوبم

        من pdf کتاب به زبان انگلیسی رو دارم و شما با یک سرچ ساده در اینترنت میتونید اون رو دانلود کنید. انتشارات شباهنگ، در سال 1370، اولین چاپ این کتاب به زبان فارسی رو با ترجمه مهدی قراچه داغی با نام “روانشناسی تصویر ذهنی ، سایکوسیبرنتیک،علم کنترل ذهن” روانه بازار کرد. در حال حاضر نمیدونم که این کتاب در بازار موجود هست یا نه. میتونید پیگیر بشید.

        ممنونم از شما،

        من هم سعادتمندی در همه جنبه های زندگی رو براتون آرزومندم.

        در پناه حق باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          ابوالفضل اشرفی گفته:
          مدت عضویت: 3037 روز

          سلام دوست عزیزم امین جان امیدوارم که حالت عااالی باشه

          باز هم سپاسگزار خداوندم که دوستانی خوب چون شما دارم، از لطفی که کردید سپاسگزارم.

          آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

          ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4283 روز

    با سلام به استاد عزیرم و دوستان گرامی

    خدایا شکرت بخاطر همین لحظه …….

    پاسخ این سوال به نظرم برمیگرده به جامعه وقتی تو سن 45 سالگی میری کلاس باله ومسثول ثبت نام میگن دخترتون چند ساله است دیگه آدم روش نمیشه بگه نه میخوام خودم ثبت نام کنم و یا وقتی میری ثبت نام میکنی هر روز یه نفر میپرسه شما چند سالتونه یا اینکه مربی به تو که سن و سالت با معیارهای اونها همخوانی نداره اهمیت کمتری بهت میده و…. اینها همه روی انسان تاثیر میزاره و باید باور خیلی قوی داشته باشیم وقتی تو جامعه تو رسانه ها می بینیم افرادی که قهرمان شده اند در سن پایین بوده است همه ی اینها ورودیهای منفی است یا میری سرای محله سن 50 سال را در گروه سالمندان قرار داده اند اینها همه باور میسازند یا برای تبلیغ یه دوره ورزشی میگویند اگر میخواهید از بیماریها در سنین بالا دور باشید ورزش کنید هیچوقت ندیدم که یه تبلیغی با این عنوان باشه “پرورش قهرمانان در سنیین بالای 50 سال “یا یه سازمان داریم بنام سازمان جوانان کلا وقتی در جامعه همه چیز بسیج شود تا جوانان را به سر منزل مقصود برسانند کم کم باور اینگه تو سن بالا هیچ خبری نیست و باید فقط منتظر مرگ باشی نهادینه میشه ولی بقول دیباگ چوپرا که میگویند اگر شخصی سرطان دارد و بعد از یکسال دیگه هم باز هم این بیماری را دارد بخاطر این است که این باور داشتن سرطان همراه او است در صورتی که تمام سلولهای انسان بعد از یکسال نوسازی میشود و هیچ ربطی به سلولهای گذشته ندارد .بنابراین وقتی باور خود را عوض کنیم میتوانیم به هر آنجه که میخواهیم برسیم مثلا کی گفته در سنین بالا عضلات ضعیف میشن بلگه قویتر هم میشن چند وقت پیش یه آقای 85 ساله تمام این ذهنیتها را شکست و لقب چذابترین بدن را به خود اختصاص داد هر چفدر این افراد موفق در سنین بالا را ببینم باورمان بیشتر تقویت میشودبعضی وقتها به خودم میگم کی گفته در سن بالا پوست صورت کلازن از دست میده بلکه خیلی هم محکمتر میشه خانم 75 ساله ای بود که شبیه 35 ساله ها بود بدون هیچ عمل جراحی انقدر دوست دارم که یه باشگاه داشته باشم که افراد زیر 50 سال را ثبت نام نکنم تا آرزو داشته باشند به سن بالا برسند کلا یکی از آرزوهام اینه که افراد عاشقه سن بالا باشند و روی در باشگاه بنویسم سالمندی با شکوه است اینجوری خیلی خوبه چون اکثر افراد از پیری میترسند بخاطر این است که پیری در ذهنشان مساوی است با ناتوانی و….. استاد این فایلتون خیلی به من آرامش داد یه جوری بود که بهش نیاز داشتم موهاتونم زدید خیلی خوش تیپ شدید و آرامتر یاد راهبهای توی معبد افتادم

    همیشه شاد باشید و شکر گزار بمانید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      عارفه محمودی گفته:
      مدت عضویت: 1705 روز

      🌾In God we trust🌾

      🌾بنام الله مهربان من عارفه محمودی هستم بازهم سپاسگزار خداوندم که به من فرصت داد بار دیگر پای آموزهای استادعزیزم سیدحسین عباس منش بنشینم.

      سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیز که از ته دلم ازتون سپاسگزارم که دستی شدید از دستان خداوند تا من این آگاهی هارو دریافت کنم…🌾

      ……

      🌾سپاس خدایی را که هدایتگر است و نشان می دهد به وقت و زمانش آنچه را که باید دیدوشنید🌾

      🌾استادسپاسگزار شما هستم فقط برای همین فایل🌾

      🌾خدایا شکرت در مداری هستم که میتونم این حرفا رو بشنوم و درک کنم.

      خدایاشکرت برای شنیدن این همه از آگاهی های ناب که به رشدمن در زمینه توحیدی عمل کردنم توحیدماندنم یاری ام می کند انگیزه بی نظیر می ده برای ادامه و پایداریم دراین مسیرالهی، واقعا بهترین لحظات عمرم همین لحظه هاست که اینقدر حس و حال خوبی پیدا میکنم.احساس می کنم خدارو درکنارم دروجودم دیگه باهش غریبه نیستم.اینجا،روح آدم به پرواز درمی آید🌾

      سلام به دوست هم فرکانسی اینکه همه چیزی باوره حتی در رابطه با پیری چهره. اینو من به عینه دیدم.یکی خانواده در اقوام ماهستن دقیقا چون باور کرن پیر نمیشه چهره اشون و موهاشون سفید نمیشه باور اینکه جنس ژن شون به این شکله جوان موندن این باور رو به نوه هاشون هم منتقل شده. الان مادربزرگ این خانواده 80 یا 90 سالش وقتی می بینیش مثل 60 ساله ها چه بسا جوان تر…

      نوه ایشون 44 سالشه مجرده ن اهل آرایش ون عمل زیبایی

      هیچ هیچ ابروهاش موژه هاش همه چی طبیعی طبیعی…………

      هیچ وقت لحظه ای که مادر منزلشون مهمون بودیم ازشون پرسیدم چندسالشه بهم گفت من اول فکر می کردم همسن خودمه … چرا من این فکر کردم همسن منه اینقدر پوست صورت شاداب، تن صداشون پرشور مثل یه دختر 24 ساله ،پر پشتی موهایش و مشکی بودن موهاش، وقتی گفتن متولد 55 هستن من خوشکم زد از شدت تعجب فکر کردم داره با من شوخی می کنه اما مادرشون گفتن اره ما کلا پیر نمیشم. ما ژن مون این مدلی ن موهامون سفید میشه ن پوست صورتمون. وقتی هم ماروی میزصبحونه نشستیم.مادر این دختر خانم برگشت گفت که عارفه وقتی متوجه سن دخترم شده در تعجب مونده بود چنددقیقه سکوت بعدش فکر کرد ما سرکارش گذاشتیم. دایی این دختر خانم برگشت بهم نگاه کرد گفت ما ژن مون من الان 70 سالمه تازه چند تار موم سفید شده. اول اینکه اکثر همکارام بارها ازم پرسیدن کجا موهات رنگ می کنی اینقدر طبیعی باور نمی کنن من موهام سفید نشده اصلا دوم اینکه برای من جای تعجب داره افرادی هستن زیر دست من کار می کنن 30 سالشه کل موهاش سفیده… حالا که میگم این دایی 70 سالش خیلی سرحال کارشم طوری سر ساخت ساز ساختمان بلند مرتبه کار می کنه… الان که استاد می گن باوره واقعا تا کسی نبینه اینجور افراد رو باور نمی کنه سن شون با چهره و فعالیت شون.

      و تا باهشون صحبت نکنیم باورها و فکرهاشون نمی شناسیم. من اونوقت با قانون آشنا نبودم. فقط صرفا سرتعجب من بود سرمیز صبحانه این خانم از باورهاشون گفتن بعدهم برادر این خانم که دایی اون دختر خانم بود گفت از خواهر برادرهاش گفت ودر آخر گفت که ما خانواده ای ژن پوست و موهامونه این فرمی پیر نمیشیم

      خو اونوقت من باسایت و باورها آشنا نبودم….. الان که فکرشو می کنم می بینم چه باوری داشتن چه باوری باعث چه نتیجه ای شده 🌾سپاسگزارم که کامنت منو خوندید.🌾

      کامنت نوشتم هم تکمیل کننده پاسخ کامنت دوست مون باشه وهم ردپای من باشه. حس حال این لحظه ام رو بیاد بیارم متوجه روند تکاملی ام و روند پیشروی مدارهام ودر آینده بشم.

      🌾درپناه الله شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.🌾

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    حسین جهانی گفته:
    مدت عضویت: 3151 روز

    سلام به همگی

    استاد عزیز خدا قوت، گروه زحمت کش ممنون و سپاسگزاریم

    استاد کچل کردی چه گردو بامزه شدی، ممنون بابتت

    من یه فوتبالیست هستم

    و دلیل عمده این ماجرا رو در ادامه بیان میکنم

    دلیل اینکه انسانها از یک سنی به بعد برای خودشون محدودیت هایی در نظر میگیرن خب همه میدونن که ریشه در باورهاشون داره

    ولی چرا اینطورن؟

    به این دلیل هست که باور جمعی غالب در اون محیط همیشه همون بوده

    مثلا ورزشکارها که غالباً از سن 25 سالگی در یک سری ورزش ها و 35 سالگی عموما در ورزش پرطرفدار فوتبال خودشون رو پیر میدونن و احساس میکنن که دیگه نمیتونن در لیگ های حرفه ای به کار خودشون ادامه بدن، به این دلیل هست که تا بوده همین بوده

    یعنی صدها سال هست که همه افراد و ورزشکارها باور کردن که دیگه از این سن به بعد توان بدنی کم میشه و عضلات تحلیل میرن و یا با کاهش چابکی بدن و سرعت دوندگی پایین میاد و یه جورایی از رده خارجی در مقابل جوونترها

    و موارد کمی هست که دیده شده باشه یه فردی تونسته باشه تا مثلا 50 سالگی به ورزشش ادامه بده

    من واقعا تفاوتی بین بوفون 40 ساله با بوفون 41 ساله نمیبینم

    تفاوتی از لحاظ آمادگی جسمانی و استعدادی و …

    ولی واقعا چی میشه که مثلا بوفون که از بهترین الگوها در زمینه زیاد و تا سنین بقول بقیه پیری بازی کردن یکدفعه بخواد انقد نزول کنه

    هرچند فعلا خداحافظی نکرده

    ولی مثلا میبینیم که بوفون تا 40 سالگی بهترین دروازبان جهان و حتی تاریخ هست

    و بعد از 40 تصمیم به کنار رفتن از سطح یک فوتبال اروپا میکنه و مثلا میره تو لیگ ام ال اس امریکا توپ میزنه

    خوب که ببینیم متوجه میشیم که بوفون 41 ساله تو لیگ حرفه ای امریکا همون بوفون 40 ساله در یوونتوس و یا اصلا 20 ساله در تیم ملی ایتالیا هست

    اما واقعا چی میشه که حتی بوفون که اسطوره ی این ورزش هست و باورهاش حتی از 99 درصد فوتبالیستها قویتر و بهتر هست که تونسته تا 40 سالگی در سطح اول فوتبال اروپا و جهان باشه و ادامه بده هم بعد از مثلا 40 یا 41 سالگی بیخیال میشه و کنار میره؟

    واقعا به این دلیله که پیرمرده؟ بقول کریس رونالدو؟

    یا عضلاتش تحلیل رفته و آمادگی جسمانیش که در طی 25 سال گذشته یه فرم و عالی بوده در طی چندماه یا یک سال به یکباره از بین میره؟

    نه واقعا اینطور نیست

    جواب این هست که همیشه میشه باورهای بهتر و قدرتمندکننده تری داشت و ساخت

    نمونه های عینی زیادی هستن که تو فرم خوبی هستن و از لیگ های حرفه ای سطح اول اروپا کنار میرن و مثلا در لیگ های قطر و آمریکا و چین چندین و چندسال به فوتبال خودشون ادامه میدن و هنوزم عالین و موفق هستن و همون دوندگی و آمادگی جسمانی بالارو هم دارن

    مثل ژاوی تو قطر، دیوید ویا تو آمریکا، لمپارد، جرارد، دروگبا، توز و …

    یه بازی دوستانه ای بود چند وقت پیشا کلیپشو دیدم که زیدان و اسطوره های دیگه توش بازی میکردن

    زیدان رو وقتی دیدم با خودم گفتم خدایی این چی کم داره از خیلی از جوونترای حال حاضر؟ اتفاقا خیلی آماده تر و بهتر از خیلی از بازیکنای جوون و شاخص روز دنیا بود

    حتی نسبت به 5 سال پیش یا 10 سال پیش خودش هم هیچی کم نداشت، نه جسمانی نه ذهنی نه استعدادی و نه هیچ چیز دیگه ای

    تنها یک چیز هست

    این باور جمعی مزخرف که مثلا تا فلان سن میشه آماده بود، دونده بود، جوون بود و یا هرچیزی شبیه این که مانع از ادامه دادن میشه

    من فکر میکنم اگر بازیکنهای حرفه ای فوتبال این موضوع رو درک میکردن و باورش میکردن میتونستن به راحتی و خیلی خیلی بیشتر به همین روند حرفه ایشون ادامه بدن

    مثلا لیونل مسی میتونست تا 50 سالگی توپ طلا بگیره، یا رونالدو

    کما اینکه درسته الگوهای کمی هستن ولی هستن الگوهایی که تا حدودی تونستن برخلاف این باور جمعی باور کنن و عمل کنن

    مثل کریس رونالدو

    که هر سال همه میگن رونالدو دیگه تموم شد، دیگه پیر شد، دیگه فلان شد ولی چون رونالدو به تلاش و پشتکار و اراده فولادی خودش ایمان داره میاد و برخلاف نظر بقیه باز هم به موفقیت های زیادی میرسه و جوایز زیادی رو میبره

    خود مسی هم همینطور

    تقریبا همه کارشناسا و فوتبال دوستا میدونن که مسی الان در سن 31 سالگی در بهترین فرم فوتبالی خودش قرار داره

    چیشد پس؟ اگر مسی یا رونالدو هم میخواستن این باور عمومی فوتبالیست هارو بپذیرن که همون چندسال پیش باید از اوج به کنار میرفتن و کسای دیگه ای جاشون رو میگرفتن

    ولی با اینکه بوفون، مسی، رونالدو و یک سری معدودی بازهم باورهای خوبی دارن نسبت به بقیه، از یجایی به بعد کنار میرن احتمالا

    اون هم جایی هست که دیگه این باور به اوج خودش میرسه

    یعنی مثلا برای دروازبان ها دیگه خون پرش 40 سالگی و بقیه پست های فوتبال 35 سالگی، حالا یه سال دو سالم بالاو پایین

    دیگه این نقطه خط قرمز این باوره که بقولی جهان شموله، تمام جهان این ورزش یعنی فوتبال رو در بر میگیره، یه درصدی بالای 99 درصد

    یک هزارم درصد هستن که میتونن باورهای خودشونو تقویت کنن و از این باور عمومی تبعیت نکنن

    که مثل بازیکن کم نظیری که همین الان در سن بیش از 50 سالگی مهاجم یه باشگاه ژاپنی هست و اتفاقا آقای گل هم هست و مسن ترین بازیکن تاریخ فوتباله

    یا در ورزش های دیگه

    مثل مثالی که استاد در مورد فدرر زدن، یا مایکل فلپس که بالاخره نسبت به جوون ترها باید از رده خارج تر به حساب بیاد

    به نظر من همه چی به باور ما برمیگرده

    از بچگی من باور راسخی در مورد پاها و کل بدن خودم داشتم و البته دارم که مصدوم نمیشم

    به دلایل مختلفی این باور خیلی خیلی خیلی زیاد در من تقویت شده

    اولین دلیلش لُر بودنمون هست، باوری بوده که ریشه ای تو کل خاندانمون هست که لُرا هیچیشون نمیشه (ههههه)

    بعد بخاطر اعتقاد راسخی هست که من از بچگی به استخون بندیم داشتم و البته قدرت بدنی خانوادگی مون که مثلا پدرمون استخون بندی آهنی داره و منم مثل اونم

    و اینها کم کم باعث شده که انقدر این برای من بدیهی بشه که نمیدونید

    من الان این باور رو دارم و انقدر زیاد برام بدیهی هست که حتی اگر تو بازی پام از سه جا قطع بشه شب بخوابم صبح بیدار بشم پام چسبیده بهم و جوش خورده

    و این باور و اعتقاد راسخ من کمترین نتیجش این شده که سنگین ترین ضربات رو در فوتبال میخورم و بدون اینکه بخوام از بازی خارج بشم به 5 دقیقه نرسیده دردش کاملا میخوابه و واقعا هیچ اثری از مصدومیت درش باقی نمیمونه

    حتی بدترین ضربات در حد شکستگی و در رفتن و ضرب دیدن و عضلات و همسترینگ و رباط و هرچیزی

    هیچی اصلا هیچی، هیچ راهی نداره که مصدوم بشم به لطف خدا

    اینها همه بخاطر تقویت وحشتناک این باور هست که گفتم

    ولی دوستانی رو دارم که حتی با سن پایینتر از من بایک ضربه ساده 3 ماه 6ماه یکسال خونه نشین میشن اصلا حتی اگه نقطه حساسی از بدنشون هم مصدوم و درگیر نشه

    حالا اگه من بتونم باور اینکه من تا مثلا 60 سالگی در اوج آمادگی هستم رو به همون قدرت باور مصدوم نشدنم در خودم بسازم کمترین نتیجش این هست که تا 50 سالگی عالی و قبراق و سرحال و آماده و دونده و با ذهنیت فوق العاده ای مثل 20 سالگیم به بازی کردن و درخشیدن ادامه بدم

    اینکه گوش و چشم و ورودی هام رو به روی جملات و باورهای بقیه مبنی بر اینکه خون پر سن فوتبالی 35 تا 40 هست ببندم و بصورت همیشگی به خودم بگم که سن فوتبالی مثلا 60 هست و این رو نهادینه کنم برعکس همه جامعه فوتبال و بیام باورهایی رو بسازم که مثلا عضلات انسان حداقل تا 60 سالگی عالی و کارآمد هستن و یا باورهایی از این قبیل مطمئنا و به راحتی میتونم تا 60 سالگی بهترین فرم خودم رو حفظ کنم و به موفقیت هام ادامه بدم

    اما کار بی اندازه سختیه

    چون باور 99/99 افراد این جامعه یعنی فوتبال به این معتقدن و اصلا مثل یک قانون درومده دیگه

    به طوری که شاید همه فکر کنن قانون فوتباله تا تا 40 بیشتر نمیشه بازی کرد

    ولی نشد نداره و میشه… هرچند خیلی خیلی خیلی سخته که بشه ورودی هارو تو این فضای مصموم کنترل و هدایت کرد

    از مباحثی که استاد آموزش میدن و باورهای خیلی خیلی سختی در موردش هست و تغییر اونها کار ساده ای نیست همین مبحث ثروته

    ولی خوب که دقت کنیم بازهم شاید بتونیم 10 درصد نه 5 درصد نه 1 درصد افرادی رو پیدا کنیم که ثروتمند هستن و سعی در اشاعه باورهای ثروتمندی هستن

    ولی در فوتبال تقریبا 1 دهم نه شاید 1 صدم و یا 1 هزارم درصد باشن افرادی که این باور رو داشته باشن که میشه مثلا تا 60 سالگی توپ زد و ادامه داد و موفق بود

    به همین خاطره که خیلی خیلی بی اندازه سخته

    چون الگوهایی در این حوزه و باور بسیار بسیار کم و نایابه

    به همین خاطر که باورها تا این اندازه مخرب و مصموم هست در این حوزه، وقتی یک نفر میشه مثل بوفون تا 40 سالگی عالی باشه، یا فدرر که تو این سن این قهرمانی هارو عالی بدست میاره، یا یکی مث کریس رونالدو و مسی 10 سال تو بهترین فرمشون هستن و بی نظیرن در نوع خودشون، اونوقت بقیه افراد که باورهاشون اونه میانو دنبال توجیح و بهونه تراشی میگردن

    و دلایل مسخره خودشون رو میارن

    و میگن مثلا فدرر یا مسی خیلی خاصن دیگه

    خیلی اعجوبه ان، مسی که نابغست، رونالدو که شانس داشته اصلا، بوفون فلانه

    یه رفیقی داریم که همیشه میگه خدا به یه سری آدما عنایت داشته و داره اصلا، مثل مسی

    خدا خیلی به مسی عنایت خاص و ویژه ای داشته و…

    داستان داستان همون خدا هست که استاد فرمودن

    ما باید بتونیم اون خدائه رو شکل بدیم

    افراد کمی هستن که بتونن باور کنن خداوند همه چیزه

    همون باوری رو که از خداوند میسازیم برای ما به وجود میاد و نتایج رو به همراه داره

    من خداوند رو به شکل عضلاتی بی اندازه قوی و جسمی قدرتمند ساختم که مصدوم بشو نیست

    خدا هم شده قدرت بدنی خیلی فوق العاده من در فوتبال

    حالا بازیکن ها خدارو چطور شکل میدن؟ خدارو در چه ظرفی برای روند ورزشیشون قرار میدن؟ همون نتیجه رو هم میگیرن ازش

    که یکی میشه بوفون که تا 40 سالگی عالیه و جزء معدود افرادی هست که تا این سن در بهترین فرم خودش و سطح فوتبال به بازی ادامه داده

    هرچند که میتونست بهتر و بهتر هم باشه مثل اون بازیکن ژاپنی 50 سال به بالا

    و یکی مثل رونالدوی برزیلی میشه که علی رغم هنر ناب فوتبال و استعداد حیرت انگیزش خدارو به صورتی در ذهن خودش شکل داد که هر سال از دوران بازیگریش رو با نهایت مصدومیت پشت سر بزاره و هیچوقت هم نتونه بهترین فرم خودش رو حفظ کنه

    و یکی مثل رونالدینیو که هنرش به اندازه ای بی نظیره که فوتبال رو می سروده اصلا و شده بوده شاعر فوتبال

    و خدارو به یه صورت دیگه ای شکل داده که نه مصدومیت خاصی داشته و نه مشکل خاص دیگه اما از لحاظ ذهنی افت کنه و با حواشی دورو برش بعد از یه دوره کوتاه در اوج بودن و بی نظیر بودن خیلی زود علی رغم تمام شایستگی هاش و خیره کردن چشمای مردم به خودش از دنیای حرفه ای فوتبال به سایه بره و کم کم محو بشه به طوری که در سن 35-36 سالگی دیگه تصمیم بگیره دیگه برای همیشه خداحافظی کنه، کسی که نه مصدومه، نه چیزی از هنرش کم شده، نه بدنش نابود شده و نه هیچ چیز دیگه ای

    فقط خداش رو طوری شکل داده که قدرت رو دست حواشی اطرافش بده و همین ها باعث افتش بشن و از رده خارجش کنن

    همه این باورها در همه جنبه ها صادقه فقط مهم اینه که چیو باور کنیم، خدا، همون آب و انرژی رو چطور شکل بدیم

    شاد باشید

    سالم و سرحال باشید

    عزیز دلید همگی

    در پناه خدای یکتا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      my_amin گفته:
      مدت عضویت: 4191 روز

      سلام

      ممنون دوست عزیز

      خیلی خوب و عالی در مورد باوری که برای سلامتی خودتون ساختید توضیح دادید. مطلبی که موقع خوندن نظر شما به ذهنم رسید اینه که من خودم 30 سال دارم و برخلاف شما آدم فوتبالی نیستم و کلا از دنیای فوتبال بدورم. با اینکه پیش تر به گوشم خورده بود که بازیکنان فوتبال، خیلی زود کناره گیری می کنند و به اصطلاح بازنشسته میشن، اما اصلا یادم نبود و اینکه شما گفتید که همه انتظار دارند که فلان فوتبالیست نهایتا تا 35 سالگی بازی کنه برام خنده دار بود چون این باور بدلیل اینکه از جامعه فوتبالی بدورم به هیچ عنوان در من شکل نگرفته و اصلا هیچ مانع ذهنی برای این در ذهنم نیست و اگر قرار بود که فوتبالیست بشم، تازه الان شروع میکردم به فوتبال بازی کردن. کلا در حال حاضر هم بر خلاف خیلی ها که فکر میکنند بعد از 30 سال میفتند رو سرازیری، من به هیچ وجه اینطور فکر نمیکنم و همیشه خودم رو جوان میدونم. به همین علت اغلب کسانی که من رو میبینند، وقتی سن من رو میفهمند، با تعجب منو نگاه می کنند و همیشه میگن که اصلا به قیافه ات نمیخوره که 30 سالت باشه. بهرحال واقعا این باوره که تجربیات ما رو میسازه و میخوام بگم که شما بعنوان یک فوتبالیستی که صاحب این آگاهی های نابی هستید که عده کمی در حال حاضر از اون بهره مند هستند، حتما حتما حتما میتونید تا هر سنی که دلتون بخواد فوتبال بازی کنید و این باور رو بعنوان یکی از بدیهیات ذهن تون بگذاید و باهاش زندگی کنید. مطمئن هستم که به این هدف میرسید.

      در پناه حق ثروتمند (تعریف من از ثروت = شاد، سلامت، پر عشق، پر روزی و پر پول، معنوی) باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        حسین جهانی گفته:
        مدت عضویت: 3151 روز

        سلام امین جان داداش بزرگ من

        خیلی ممنون و سپاسگزارتم بابت توضیحات قشنگی که اضافه کردی

        واقعا هم همینه

        همه چی باور و دیدگاه انسان هست

        من تا زمانی که با داستان باورها و مسائلی از این دست آگاه نبودم فکر میکردم که مثلا همین نفوذناپذیری بدنم و قدرت بدنیم به ارث رسیده از خاندانم و خصوصا پدرمه یا مسائلی شبیه به این

        حتی در مورد هوش و نبوغ چون همیشه پدرم سرآمد همه بود تو اطرافیان من هم به اون رفته بودم مثلا و همه اطرافیان و همه و همه این باور رو برای من ساخته بودن که من نابغه ام

        و وقتی با داستان باورها و استاد عباسمنش آشنا شدم فهمیدم همه و همه اینها از صفر تا صد باوره

        ولی باور کن انقدر این مسائل مثل قدرت بدنی و هوش و نبوغ برام بدیهی شده از کودکی تا به الان و انقدر همه اینو برام ساختن و صد البته اعتماد به نفس خودم هم باعث این شده بود که هزار برابر قوی تر بشه این دو رکن در من که هنوزم که هنوزه منی که کاملا ماجرای باورها رو میدونم بازم یه صدایی در درونم میگه نه بابا تو ذاتاً اینطوری هستی، ذهنم بی اندازه مقاومت میکنه که بهم بگه اینها ارثیه یا ذاتیه و یا سرنوشته و قرار بوده که تو اینطور باشی و این کارو کنی اون کارو کنی و فلان

        در حالی که اصلا به سرنوشت و ذاتی و ارثی و این داستانها اعتقادی ندارم نه آگاهانه و نه ناخودآگاه (یکم کمتر)

        و همه اینها به خاطر این هست که بی نهایت در من بدیهی شده اینها

        البته خیلی خیلی خوبه ولی برای خودم جالب بود گفتم بگمش شاید برای بقیه هم جالب باشه

        لطف بزرگی کردی که کامنت دادی عزیز

        موفق و شاد بمونی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ندا رامی گفته:
      مدت عضویت: 3648 روز

      با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدرم و دوستان با تجربه ای که اینقدر قشنگ مطالب و آموخته های خودشون رو بیان میکنن ممنونم جناب سید حسین پاسخ تون واقعا تاثیر گذار بود و واقعا لذت بردم موقع خوندن تشکر میکنم از دوستان زیادی که آموزه های ارزشمندشون رو به اشتراک میذارن تا به خوبی استفاده کنیم.

      با تشکر فراوان از شما عزیزان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        حسین جهانی گفته:
        مدت عضویت: 3151 روز

        سلام خواهر بزرگم

        ممنون و سپاسگزارم از شما بزرگوار

        از تایید و تحسین شما عزیزان انگیزه های خیلی خیلی وافری برای ادامه این راه دریافت می کنم و انشالله به کمک و یاری خدای بزرگ ادامه دهنده این راه پر از شادی و ایمان به همراه هم باشیم

        شاد بمونید

        سپاس فراوان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مژگان زارع گفته:
      مدت عضویت: 3110 روز

      سلام دوست عزیز و ممنون از توضیحات کاملتون ، خیلی خوبه که با مثال توضیح دادین هر چند که هیچ کدوم از اسامی که گفتین برای منی که خانومم و از فوتبال چیزی نمیدونم آشنا نبود ولی خوب تونستم منظورتون رو بفهمم یه لحظه فکر کردم دارم گزارشگری فردوسی پور رو میبینم?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حسین جهانی گفته:
        مدت عضویت: 3151 روز

        سلام خواهر بزرگوارم

        ممنونم که قبول زحمت فرمودی کامنتی روحیه بخش گذاشتین برام

        هرچند دست کمی از فردوسی پور ندارم :) ولی سعی کردم با مثال و توضیح کافی باشه تا بتونم منظورم رو کامل برسونم

        اسامی نامبرده شده از اساطیر و الگوهای این ورزش ها هستند به غیر از خودم ?

        موفق و شاد باشید..

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    شیما گفته:
    مدت عضویت: 1822 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم

    من یه مدتیه خیلی فکرم رفته سمت باورهام و خیلی به این موضوع دقت میکنم و دارم کم کم رو باورهام کار میکنم و توجه میکنم به دور و اطرافم تا نمونه هایی برای تصدیق حرفم پیداکنم . من واقعا به این نتیجه رسیدم که همه چیز باوره و ما واقعا قدرتمندیم . درمورد سوال هم بگم بله من واقعا به این رسیدم که باور یک انسانه که توسن سی سال بدنش رو متوقف میکنه و کسی دیگر این باور رو نداره و تا سن های بالاتر تواوجه . بله من هم رو این باورم کار میکنم الان به همه چی شک میکنم . اینکه چرا سن که بالا میره بدن ما فرسوده میشه و موها سفید میشه و مریضی میاد . به نظرم تمام اینها باوره که ریشه در پوست و استخوان ما داره پس حتما این اتفاق میفته . یا وقتی میخوریم چاق میشیم . من خیلی آدمهارو دیدم که هرجقدرمیخورن چاق نمیشن . به خودم میگم بدن من هم اگه درست کار کنه باید هرچقدر بخورم چاق نشم و بدن من چیزهای مقوی رو نگه داره و چیزهایی که لازم نداره رو دفع کنه . از وقتی عمیقا به این موضوع فکر میکنم و باورش دارم میکنم چندکیلو وزن کم کردم و هیچ کاری هم نکردم فقط رو باورم کار کردم . یه چیز مهم دیگه همیشه توحرفاتون میشنوم و خیلی بهش فکر میکنم اینه که هر چیزی یه راه ساده ترم براش هست و همیشه میگم من نمیخوام محدود باشم نمیخوام کار زیادی انجام بدم فقط دنبال راحتترین راه هستم . مثلا برای لاغری من نمیخوام محدود شم و رژیم بگیرم یا ذهنم رو درگیر تغذیه کنم یا ورزش کنم . میگم بدنم اینقدر هوشمنده که خودش این کارو به ساده ترین راه انجام میده . و واقعا این کارو داره برام انجام میده . یه باور خیلی خوبی که دارم اینه که من برای تهیه مواد اولیه کارم هیچوقت لنگ نمیمونم و اینقدر این باور در من قویه که تا لحظه آخر هم نه شک میکنم و نه استرس میگیرم . و همیشه و همیشه در صد درصد موارد مواد اولیه عالی باقیمت پایین گیرم میاد و واقعا لنگ نموندم طوری که اطرافیان هم متوجه شدن و میگن چقدر خوششانسی . من به خودم میگن اگر این باور رو با این قدرت و بدون ذره ای شک در تمام ابعاد زندگیم داشته باشم به هرچی که بخوام میرسم . مثلا در قسمت پول و ثروت اگه صددر صد به این باور برسم من به میلیاردهاپول میرسم که به راحتترین راه به دستم میرسه . در قسمت سلامتی در قسمت کار و …. این روزا خیلی فکر میکنم و فایلهای شما منو به درون خودم فرو برده و فقط و فقط همه چی رو درون خودم جستجو میکنم و فکر میکنم و دارم ریشه باورهام رو پیدامیکنم و در بیرون تاییدی برای باورهای درست پیدا میکنم که دائم به خودم بگم ببین فلانی خلاف باورهای توا پس ببین میشه میشه میشه فقط کافیه بخوای و باورش کنی و یواش یواش متوجه میشم باورم داره عوض میشه . اگه من یه چیزی رو بخوام ولی فقط بخوام و باورم رو درموردش عوض نکنم هیچوقت اون موضوع برام اتفاق نمیافته . جهان ما رو باور های ما میسازه . اینها نکات طلایی که از صحبتهای شما یاد گرفتم و دائم به خودم میگم . با کسی صحبت میکردم که ۷۰ سالشه و دردی داشت گفتم خب نباید درد باشه برو دکتر خوبشه . گفت دیگه سنم بالاس دیگه درد هست و طبیعیه . به خودم گفتم وقتی مردم تو سن ۷۰ سالگی اینو باور دارن که باید بیماری باشه پس هست . مگه میشه تو باورت بیماری باشه اونوقت سلامت باشی . مگه میشه در اعماق وجودمون باور کمبود و فقر باشه اونوقت ثروتمند بشیم . وقتی باور داری تا ۳۰ سال میشه ورزش حرفه ای کرد مگه میشه عضلات و بدنت که تحت فرمان تو هستن به فعالیت ادامه بدن . مثل ماشین وقتی من رانندم و دارم گاز میدم ماشین با سرعتیکه من دارم گاز میدم و میخوام میره ولی وقتی من تصمیم بگیرم سرعتمو کم کنم و پامو شل کنم پس سرعتم میاد پایین و آروم آروم متوقف میشم . این بدن مثل ماشین در خدمت باورهای منه . اگه منم باورم اینه که بعد ۳۰ سال بدن میره تو افت پس پامو از پدال برمیدارم و بدنم شل میشه و یواش یواش میره تو افت و می ایسته . ولی اونی که همچنان میخواد باسرعت بره و پاشو از رو پدال برنمیداره تا هروقت بخواد میتونه با فشارپاش تا آخرین سرعت حرکت کنه . بله این باور ماست . هربلایی سرمون میاد نتیجه باور ماست و به هر خوشبختی و خواسته ای برسیم باز هم نتیجه باور ماست . یکی از بهترین چیزهایی که ازتون یادگرفتم اینه که من یک قربانی نیستم بلکه اختیار کامل زندگیم دست خودمه فقط و فقط خودم . واقعا از شما استاد خوبم ممنونم و خدارو شکر میکنم که این نکته خیلی مهم رو یاد گرفتم و امیدوارم در تمام بخشهای زندگیم پیاده کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      صادق گفته:
      مدت عضویت: 2640 روز

      لذت بردم شیما خانم از کامنتتون . واقعا نکات خیلی خوبی و بهش اشاره کردید مخصوصا اون مثال پدال و ماشین که ما تا وقتی پامون رو پداله گازه ماشین حرکت میکنه وقتی پامون شل میشه و از رو پدال برمیداریم معلومه که ماشین دیگه حرکت نمیکنه واقعا درسته ومثال روشن و جالبی زدید .

      در خصوص وزن بدن و لاغری که بهتون تبریک میگم که تونستید وزنتون و کم کنید اگه از لحاظ علمی برید و سیستم بدن و بخونید میبینید که همه بدن انسان ۴ تیپ متفاوت داره که اسم های مختص خودشونو دارند و مثلا یک تیپ بدن بالاتنه و پایین تنه لاغره ، یه تیپ دیگه هم بالاتنه و هم پایین تنه چاق میشه ، یه مدل دیگه خیلی عضلانی و درشته و یک مدل دیگه که مدل محبوب خودمه و الانم این تیپ فیزیکی و دارم لاغر عضلانی هستم که هر چه قدر غذامیخورم چاق نمیشم و اینجوریه که وزن اضافه کردنم سخت و لاغر شدنم راحته اینارو گفتم تا مسیر درست و پیدا کنیم و مسیر درست خودشناسیه مثلا اینکه وقتی بدونم بدنم خیلی راحت چاق میشه و خیلی سخت میتونم وزن کم کنم میام اول اینو قبول میکنم و بعد میام باورهای مناسبمو میسازم و در این مسیر ساختن باورهای درست یک سری الهامات بهمون میشه که مثلا برم پیش یک مشاور تغذیه تا تغذیم و بررسی کنم ، مثلا برم ورزش کنم تا هم حالم بهتر بشه چون ورزش کردن طول عمر و بالا ، شادابی و نشاط و افزایش میده میرم اصولی تمرین میکنم تا کمک کنم به روند رسیدن به بدن ایده الم و همینجوری در مسیر درست قرار میگیری تا به نتیجه برسی ، این برای همه چی چه ثروت و چه روابط روندش همینه که از باورسازی شروع میشه .

      به نظر من کم کردن وزنتون برام جالب بود تا بدونم ایا همون رفتارهای قبلی و داشتید دو فقط با تغییر باورهاتون وزنتون کم شد و یانه بعد تغییر باورهاتون مثلا تغذیه متفاوتی ایجاد کردید یا ورزش خاصی انجام دادید ؟

      چون من خودم ورزش کارم موردی ندیدم که کسی با تنها تفکر به بدن ایده آل برسه…

      در کل واقعا لذت بردم از کامنت پر از آگاهیتون..👏🤙

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        شیما گفته:
        مدت عضویت: 1822 روز

        سلام ممنونم از لطفتون . درجواب سوالتون باید بگم نه هیچ تغییری در تغذیه و ورزش بوجود نیومد و فقط با باورسازی بعد یه مدت دیدم که سبک شدم و وقتی وزن کردم دیدم ۴ کیلو کم کردم و آروم آروم شروع شد به پایین اومدن . تو موارد دیگه مثلا ریزش مو وقتی رو باورهام کارکردم آگاهی دریافت کردم که چه کارهایی انجام بدم و نتیجه گرفتم . ولی درمورد کاهش وزن هیچ تغییری دررویه زندگیم ایجاد نشد فقط بعد از دو سه ماه وزن کم کردم . مطمئنم از این ساده تر هم میشه . در هرموردی . اینقدر ما قدرتمند هستیم که قادریم هرکاری رو در زمان بسیار کوتاهی انجام بدیم . نمونه قرآنیش هم همان کن فیکون هستش . ما میتونیم به همچین جایی برسیم که به محض گفتن کن انجام بشه . ولی همچین باورهایی رو نداریم پس انجام نمیشه . مطمئنم خودتون بهتر ازمن میدونید این مسائل رو ولی چون جواب کوتاه منتشر نمیشه طولانی توضیح دادم . موفق باشید دوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محمدصادق امام بخش زاده گفته:
        مدت عضویت: 1804 روز

        سلام دوست عزیزم. صادق جان چیزی به نام تیپ بدنی که عامل چاق شدن و لاغر شدن باشه وجود نداره، چرا یک فردی در کودکی باورش اینه هر چی بخوره لاغر می مونه و همینطوری هست و هر چی میخوره لاغز میمونه، و وقتی بزرگ میشه باورش میشه که من هر چی بخورم چاق میشم، چربی غذا فلان کار رو با بدنم میکنه و … و بعد این اتفاقات رو تجربه می‌کنه؟ اگر ژنتیک یا تیپ بدنی بود که باید برای همیشه جواب می‌داد. ذهنیت ما قدرت زیادی در بدن ما داره. بنابراین این یک باوره. تا زمانی که باورهات مناسبه تیپ بدنی ات هم مناسبه. هدایت‌های بدنت هم مناسبه. دوست عزیزم برای درک لاغری با قدرت ذهن کافیه با به آموزش‌های رضا عطار روشن مراجعه کنی خیلی خوب این موضوع رو توضیح داده که چطور تونسته با تغییر ذهنیتش جسمش رو تغییر بده. و افراد زیادی هم نتیجه گرفتند و من این قانون رو در زندگیم تجربه کرده ام بارها و بارها. البته این موضوع دلیلی بر این نیست که ورزش مناسب نیست و نباید انجام بشه برای شادابی بیشتر و قدرت بیشتر ورزش باید انجام بشه. سلامت باشی و موفق و خداوند ره گشای زندگیت باشه همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمدصادق امام بخش زاده گفته:
      مدت عضویت: 1804 روز

      شیمای عزیز. خیلی تحسین ات می‌کنم به خاطر درک فوق العاده ای کهخ از قوانین پیدا کردی. دقیقا همینطوره اگر باور داشته باشی بدن من مواد لازم رو دریافت می‌کنه و مواد اضافی رو دفع می‌:نه و من هر چی بخورم لاغر میمونم و چاق نمیشم و واقعا این باور رو داشته باشی اتفاق می‌افته. این تجربه خودم هست در کودکی هر چی می‌خوردم می‌گفتم من همیشه لاغر می‌مونم و در انتها هم همینطور بود. غذا میخوردیم تا شکم باد می‌کرد میومد جلو اما هیچ موقع چاق نمیشدیم و همیشه متنساب بودیم. الانم همینطورم. الانم هر چی بخورم چاق نمیشم. البته همیشه انتخابم غذاهای سالم هست. تا جایی که در توانم باشه سعی می‌کنم غذاهای سالم بخورم که انرژی های خوب دارن و به من کمک میکنند. و همیشه دوست دارم روند بهبودی در در خوراکم داشته باشم تا حسو حال بهتری رو تجربه کنم. همیشه موفق و پیروز باشی دوست عزیزم. امیدوارم که خداوند همیشه ره گشای زندگیت باشه و عشقو سلامتی و خوشبختی رو وارد زندگیت کنه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    رضا عطارروشن گفته:
    مدت عضویت: 4063 روز

    جواب سوال 2

    سلام استاد خوبم، سلام دوستان هم خانواده

    خدا رو شکر میکنم که در این زمان زنده هستم و میتوانم از آموزشهای فوق العاده مردی که راه راست را تشریح میکند استفاده کنم

    برای پاسخ به سوال این قسمت به زندگی سه ساله خودم رجوع کردی که از وقتی با استاد عباس منش آشنا شدم چه تغییراتی در من شکل گرفته که نشان از تغییر باورها و تاثیر آنها است

    من دیدگاهی که خودم استفاده کردم و خیلی تاثیر در تغییر زندگیم گذاشت رو به عنوان پاسخ این سوال مینویسم

    من تصورم اینه که دو جریان بر جهان هستی حاکم هستند، اول قوانین و دوم باورها

    بخش اول: قوانین

    قوانین غیر قابل تغییر هستند و از ازل بوده اند و تا ابد خواهند بود، قوانینی که توسط خالق یکتا بر جهان حاکم شده اند

    مثل قانون جاذبه، قانون گریز از مرکز، قانون شناوری و تمام قوانینی که بر جهان فیزیکی حاکم هستند که از اول بوده و تا ابد خواهند بود

    بخشی از این قوانین به صورت متافیزیکی عمل میکنند در عین حالی که دیده نمیشوند اما بر شرایط زندگی ما تاثیر گذارند که همگی در قرآن کریم به عنوان کاتالوگ جهان هستی آورده شده است

    مثل قانون بخشش، قانون یکتاپرستی، قانون نیکو کاری و خیلی قوانین دیگر و این دسته از قوانین هم ثابت هستند و چنانچه هر بنده ای از این قوانین پیروی کند به درجات عالی در زندگی دنیایی خواهد رسید مانند پیامبران که از همین قوانین استفاده کردند و به درجات عالی رسیدند

    بخش دوم: باورها

    باورها در واقع قوانین حاکم بر شرایط زندگی هستند که قابل تغییر هستند، میتوانیم آنها را از حالتی به حالت دیگر تغییر دهیم و به طبع این تغییر شرایط ما در زندگی تغییر میکند

    نکته مهم اینه که با باور نمیشه قانون های حاکم بر جهان فیزیکی را تغییر داد یعنی نمیشه روی باورهات کار کنی و بعد از بلندی بپری با این باور که خداوند تو را از آسیب حفظ میکند این امکان ندارد اما میتوان با باور نتایج حاصل از قوانین متافیزیکی را تغییر داد

    به عنوان مثال خداوند در قرآن میفرماید انفاق کردن مانند وام نیکو داد به خداوند است و خداوند وعده جبران تا 700 برابر را داده است

    این یک قانون متافیزیکی است که میشود با باور اشتباه خود را از نتیجه این قانون محروم کرد

    به این شکل که اگر شما باور داشته باشید انفاق کردن فقط برای رفع بلاست در بهترین حالت شما مورد بلا و مصیبت قرار نمیگیرید و خود را از نتایج عالی 700 برابر انفاق دریافت کردن محروم کرده اید

    به دلیل عدم آگاهی ما از نقش باورها در زندگی روزمره متاسفانه اهمتی برای آنها قائل نشده ایم و همه ما مملو از باورهای اشتباهی هستیم که فقط ما را از برخوردار شدن از شرایط عالی در زندگی محروم میکنند

    قوانین فیزیکی قابل اجرا و غیرقابل تغییر خداوند هستند اما قوانین متافیزیکی بسته به باوری که ما داریم به شکل متفاوتی در زندگی ما نقش ایفا میکنند

    و اما در مورد باور یک ورزشکار که در سن بالا میتواند موفقیت خود را ادامه دهد یا خیر

    هیچ قانونی که انسان در چه سنی در چه وضعیتی قرار میگیرد در قرآن و از سوی خداوند مطرح نشده است

    و بارها مشاهده کرده ایم که افراد در سنین خیلی بالا حرکات و رکوردهایی ثبت کرده اند که شاید خودشان در جوانی قادر به ثبت آنها نبوده اند

    جسم ما محدودیت فیزیکی برای تجلی خواسته های ما را ندارد اما این ما هستیم که با شکل گیری باورهایمان محدودیت را برای خودمان به ارمغان می آوریم

    باورهای ما بر اساس ورودی های ذهن ما شکل میگرد، ورزشکاری که داده های پزشکی و علمی درباره ورزش کردن را معیار عملکرد خود قرار میدهد مطمئنا در سنی که از قبل برای اون تعرف شده است از ادامه کار انصراف میدهد چون باورش این است که مثلا در سن 40 سالگی پایان کار یک ورشکار در حرفه ورزشی اوست

    جهان هستی ادامه فعالیت را برای او منع نکرده است بلکه خود فرد است که با باورهای محدود کننده، خود را از ادامه روند موفقیت و کشف توانایی بیشتر خود و تجربیات بیشتر باز میدارد

    این روند در تمام جنبه های زندگی همه انسانها وجود دارد

    بسیاری از کارمندها در کشور ما باورشان این است که بعد از سی سال کار باید بازنشسته شوند، و بسیار دیده ایم افرادی با توانایی های فوق العاده فقط به خاطر داشتن این باور محدود کننده سالهای زیادی از عمر خود را به استراحت و بطالت سپری میکنند و عملا روزها را میگذرانند تا به پایان عمر خود برسند

    امیدوارم که تونسته باشم پاسخی مفید جهت یادآوری خودم و استفاده دوستان خوبم نوشته باشم

    برای بودن در این گروه فوق العاده و شاگردی استادی توانمند خدا رو شکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  10. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 3186 روز

    سلام به خانواده بزرگی که اینجاست، و تشکر از جناب عباس منش گرامی و همه کسانی که تا الان خوندن کامنت ها و تجربه هاشون کمکم کرده به داشتن احساس و زندگی بهتر.

    من تابستون عضو سایت شدم ولی این اولین باریه که می‌خوام در کمال خوشوقتی حضور داشته باشم بین اعضا. امیدوارم منو بپذیرین :)

    درباره سوال این پست، من به اندازه خودم فکر کردم و از همون اول به سرم زد که جوابم رو به صورت شعر بیان کنم! البته ادعای شاعری ندارم، ولی خب این کار چیزی بود که به دلم افتاد.

    پس با این شعر، اولین کامنتمو در سایت میذارم، به امید حضور بیشتر و بهتر بعد از این.

    به اسم عزیز و قشنگ خدا

    شروع میکنم قصّه ی این ندا

    ندایی که آمد به روز ازل

    و تا هست دنیا، بُوَد این غزل

    ندایی که گوید که «باور بساز»

    همین است تمام سخن، کل راز

    بخواه از خدا، پس بکن باورش

    نریزی غم و ناله را بر سرش!

    خدا جانِ خوب و قویِّ جهان

    اجابت کند با زمین و زمان

    تو باور بکن پس تمام است کار

    بکن راه را بر خدا واگذار

    پی ورزشی قهرمان جهان؟

    گمانت چه اندازه هستی جوان؟

    به تو گفته اند چون رسیدی به بیست

    پس از پنج سالی پس اینجا نایست؟!

    نکن باور این را! اسیرش نشو!

    جوانی دلاور! نه پیرش نشو!

    تن سالم و زور بازوی تو

    حسابی همیشه کند روی تو

    که سلّول، سلّولِ تن برقرار

    شده از اتم، از تراز، از مدار

    مدار تنت بر مدار تو است

    و چون بودنش، اصل کار تو است

    اگر کاستی را تو کردی قبول

    تنت هم رَوَد زود سوی افول

    اگر تو بگردی به گِردِ وفور

    مدارت رود حول نیرو و زور

    بله، البته سال ها است که تو

    به تمرین کنی روز را روز نو

    ولی دور کن از تنت خستگی

    به نیروی ذهنت بُوَد زندگی

    فقط همتی کن وَ برخیز زود

    بشو از هدف ها تو لبریز زود

    خدا را بکن باور و و قدرتش

    ببین آیَتَش، گوش کن صحبتش

    هدف را بخواه، باورش کن، همین

    خدا هست: کافی، وکیل و امین

    پس از آنکه رفتی به آغوش او

    خودش میشود مقصد پیش رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای: