رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 66 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پروانه انوری گفته:
    مدت عضویت: 2266 روز

    سلام استاد عزیز و مریم عزیز

    سپاس فراوان برای این فایلی که برای بنده فرستادید وقتی از خودم سوال پرسیدم که چه باوری داشته باشم از خداوند همون لحظه خودش گفت خدای قدرتمند وجواب سوال به نظر من فقط میتونه باورهای غلط جامعه باشه که به ما از قبل گفته شده که تا این سن شما باید ورزش کنید و ما هم باور کردیم در حالب که اگر بخوام یه مثال بزنم درباره زایمان حتی یک زن پیر که شنیدم توی یه ده بچه دار شده این یعنی ما هنوز هم درک درستی از خداوند نداریم یا اون کشتی کج کار آمریکایی که هنوز هم اون توانایی ورزش رو داره داره به ما میگه که چقدر باور درستی از خداوند ایجاد کردند و یه مثال از خودم میزنم چند سالی بود که کوه نرفته بودم وقتی تصمیم گرفتم خدا هم کمکم کرد باور کنید اصلا بدن دردم نداشتم و خداوند به خاطر همه بودنش کنار خودم سپاسگزارم به خاطر راهنمایی هدایتش سپاسگزارم و امیدوارم منم درک درستی از این راهنمایی داشته باشم🙏🏻🌸💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    پریسا قلی پور گفته:
    مدت عضویت: 812 روز

    به نام مهربان خدای بخشنده

    اولین باره که چیزی می نویسم اولین بار اسم عباسمنش را سال 98 شنیدم اما توجه ای نکردم طی این سالها به قول استاد چک و لگدها از جهان خوردم و اتفاقی چندتا فایل از استاد را شنیدم که در مورد خداوند صحبت می کرد و در مورد قرآن و چون خودم هم برام سوال شده بود از چندتا آیه که تو قرآن خونده بودم اینکه هر جای قرآن را باز کرده بودم نوشته بود از هر چیز و هرکسی غیر من کمک بگیرید شرک هست و این برام سوال بود پس چرا ما داریم به هر چیز و هر کسی دخیل می بندیم غیر خدا از فلان امامزاده گرفته تا فلان شخص که پارتیمون بشه در عین حال ادعای دینداری می کنیم باز تو قرآن خونده بودم شرک بزرگترین گناهه پس چطوری میشد هم مسلمون هستیم هم مشرک باز تو قرآن مرتب به تفکر و تامل کردن تاکید شده در حالی که از بچگی تو گوش ما خوندن که باید مقلدهای خوبی باشیم و حتما یه مرجع تقلید داشته باشیم باز هم این برام تضاد داشت با چند نفر صحبت کردم اما دلیل های مسخره و پوچی می آورند که نتیجه همون باورها و افکاری بود که بزرگترها و مدارس تو مغز ما کرده بودن تا اینکه یه فایلی از استاد عباس منش به دستم رسید که جریان آشنا شدنش با قرآن و خدا و توحید را توضیح داده بود و دیدم وای چقدر جالب یه نفر دیگه هم براش سوال پیش اومده اما رفته دنبالش و کشف کرده و به خدای واقعی رسیده نه خدایی که برای ما ساختند هرچقدر بیشتر گوش دادم مشتاق تر شدم بیشتر بشنوم که چی میگه این آدم حرفاش فرق داشت با بقیه و درست حدس زده بودم به خاطر جنس حرفاش شروع به آزار و اذیتش کرده بودن چرا چون داشت حقیقت را می گفت حرف های خدا تو قرآن را تکرار می کرد که خوشایند خیلی ها نیست و اینکه من دقت کردم ما اصلا خدا برامون غریبه است و تو مدارس از خدا برای ما یه موجود ترسناک ساختند منم همیشه ازش فاصله می گرفتم از اون موجود خشمناک که باید به زور بپرستمش کلا خدای زوری را دوست نداشتم اولین بار که خدا را به صورت جدی تو زندگیم درک کرده بودم 14 سال پیش بود وقتی که‌ برادرم تصادف کرده بود و به ما گفتند یه پاش باید قطع بشه و پدرم برگه رضایت را امضا نمی کرد من اونجا از روی عجز به خدا پناه بردم که جواب منو بده آیا واقعا باید پاش را قطع کنیم تو دل شب قرآن را باز کردم با تمام عجز و ناراحتی ازش جواب خواستم آیه ای که اومد سوره اعراف آیه 34 بود( هر امتی را اجلی است معین که چون اجلشان فرا رسد نه ساعتی تاخیر افتد ونه ساعتی پیش ) من باور نکردم که خدا همچین جوابی بهم داده باشه اصلا تو فکر مرگ برادرم نبودم اما دو شب بعد فوت کرد خیلی بهم سخت گذشت و از اون خدای ظالم شاکی بودم که چرا باید برادرم فوت کنه این اولین بار بود که خیلی واضح جوابم را داده بود اگرچه تلخ بود از خدا عصبانی و ناراحت بودم که چرا نجاتش نداد این همه التماس کردم چرا نشد چندین سال گذشت تا به پذیرش رسیدم چندین سال بعد دوباره یه مسئله مهمی برام پیش اومد که سر دو راهی موندم باز گیر کرده بودم باز رفتم سراغ همون خدا ازش جواب خواستم دوتا گزینه جلو راهم بود باید یکی را انتخاب می کردم من انتخابم را کرده بودم گزینه اول انتخابم بود و گزینه دوم را رد کرده بودم اما بازم از خدا جواب خواستم باز قرآن باز کردم در جواب سوره الرحمن و این آیه که در کل سوره تکرار شده بود (فبای الا ربکما تکذبان)( پس کدامین نعمت پروردگار تان را تکذیب می کنید ) خدا در جوابم گفت اون گزینه که تو انکارش کردی نعمت من بود اما من لجوجانه پای حرف خودم بودم تا اینکه به قول استاد چک و لگدها را خوردم. در مورد مالی هم با کسی از نزدیکانم قصد شراکت داشتم شب همون شب که قرار بود فردا شراکتم قطعی بشه و پولی بهش بدم خوابی دیدم که ترسناک بود و تعبیرش را پرسیدم گفتند هشداره که مال ات را دست کسی نده و گرنه زیان خواهی کرد اما من باز گوش ندادم و کار خودم را کردم 6 سال بعد پولم نابود شد حالا بعد این همه سال دیدم که خدا سر بزنگاه ها به من هشدار داده و از اتفاقات آگاهم کرد اما من مثل بچه ای لجوج که حرف بزرگتر را قبول نمی کنه به خدا گوش ندادم اوایل باور نمی کردم واقعا خدا جواب منو داده باشه سرسری می گرفتم اما نه واقعا جوابم را محکم و قطعی داده بود به قول استاد خدا راهنمایی می کنه ما گوش شنوا نداریم تا چک و لگد ها را نخوریم حرف گوش کن نمی شویم هر چقدر بیشتر فایل های استاد را گوش دادم بنابه تجربه هایی که خودم از سر گذروندم بیشتر به صحبت های استاد ایمان آوردم چون خودم هم درک کرده بودم منم حس کرده بودم خدا یه جریان انرژیه که همه جا حضور داره تو زندگیم اما من اجازه ورود بهش نداده بودم چون باورش نداشتم بعد این اتفاقات بود که با استاد عباسمنش آشنا شدم و این صحبتهاشون که میگند خدا همه چیزه ودر همه چیزه درسته چون در این صورته که خداوند همیشه حاضر و ناظر بر اموره خداوند جریانه مثل الکتریسیته مثل نور مثل هوا مثل آب همه اینها شکلی از ماده هستند حالا خداوند جان و روح همه این ماده هاست یاد تعریف فیزیکدان ها از انرژی می افتم که انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگه در میاد این می تونه تعریف خیلی ساده ای باشه از خدا تازه دارم بعد این همه سال به درک کمی از خدا میرسم اما چیزی که متوجه شدم اینکه خدا راهنمای واقعیه اگه دل بهش بدیم اگه سد نشیم جلوی خدا استاد درست میگه باورهای ما مثل 7 لایه پرده است که جلوی پنجره وجودمون زدیم و اجازه ورود نور را به داخل وجود تاریکمون نمی دیم بعد خورشید را اون بیرون انکار می کنیم تو گوشه ای از اون باورهای محدود کننده را کنار بزن نور با شدت به درون وجودت می تابه و روشنت می کنه این حرف ها را دارم به خودم می زنم به اون ذهن منفی باف و عصیانگرم که همیشه منو ترسونده که پردها را کنار بزنم و نور عشق خداوند را با تمام وجود در آغوش بگیرم و ببینم که خدا نه تنها دشمن من نبوده که فقط مهر و عشق خدایا به تو پناه می برم از خودم منو رها نکن که بد سرگشته و پریشانم .الهی آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    💚💙❤💛🧡💜😀ایمان طهان😀💜🧡💛❤💙💚 گفته:
    مدت عضویت: 3392 روز

    ?باسلام?

    ??به نظر من عاملی که افراد نتونستند در سن بالا توانایی های خود رو نشون بدن وجود محدودیت های است که در ذهن این افراد است و در واقع اون ها نمی توانند بزرگ تر فکر کنند

    ?مثلا می گن که از این سن دیگه نمی شه و بدن اون توانایی رو نداره ولی اون محدودیت در ذهن اوناست

    و در واقع اون ورزشکار باید به حرف ها دیگران که ناشی از باورهای نادرست است، توجه نکنه و بزرگتر فکر کنه

    وعلت های که ما نمی تونیم بزرگ فکر کنیم

    1- الگوهای ما خوب نبودن

    2- اعتماد به نفس نداریم

    ?در واقع ما با پیدا کردن الگوی مناسب اعتماد به نفسمون بالا میره و بزرگتر فکر می کنیم و اون الگوها به ما می گن ،که میشه در سطح بزرگتر نیز فکر کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    سعید ملکی گفته:
    مدت عضویت: 3091 روز

    سلام ب همه دوستان عزیز و استاد بزرگوار

    نظر خودم رو اینطور میگم ک در حدود 5 دهه قبل یا کمتر اکثر مردم در سن جوانی باور این رو نداشتند ک نیرو جوانی خود را از دست میدهند،دلیلش هم این بود ک اکثریت بر این باور بودن ک همیشه نیرومند میماند و حرفهای منفی کمی از دهان مردم در این مورد زده میشد

    و واقعا چون باور نداشتند تا زمان مرگ با انرژی بسیار کار میکردند مثل پدر بزرگ های خیلی از ماها

    الان هم یکی از دلایل بزرگ همه ورزشکاران ک خود رو در سن 30 سالگی بازنشست میکنند،دلیلش حرفهای مردم هست ک باور ورزشکاران تاثیر منفی میگذاره و نا خوداگاه شکست رو میپذیرن

    ولی اگر باور این رو داشته باشند ک تا سنین بالا میتواند موفق تر و هدف بالاتری داشته باشه هرگز نمیتونه حرف و باورهای اشتباه مردم بر اون تاثیر بگذاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سارا منوچهری گفته:
    مدت عضویت: 2493 روز

    سلام به همه ی هم مسیرهای جاده موفقیت و خوشبختی

    بچه ها من این ویدئو را امروز دیدم و چیزی که به نظرم رسید که درموردش با هرآنکس که باهاش تو یه فرکانسه فکری هستم به اشتراک بذارم اینه که به همه ی ما الهام میشه تو زندگی و با صحبت جناب عباسمنش کاملا موافقم ولی چیزی که در این مورد میتونه متفاوت باشه برای هرکسی اینه که صدای این الهام برای بعضی ها خیلی ضعیفه در حدی که شخص نمیتونه بشنوه، چرا بخاطر اینکه باورهاش خیلی ضعیفه و ذهن و فکرش با افکار منفی پر شده و افرادی که صدای این الهامات رو بخوبی میشنون بخاطر اینه که تو مسیر درست بخاطر باورهایه درست و افکار + قرار گرفتن و این الهامات هدایتگر اونا واسه رسیدن به هدف و موندن تو مسیره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 2479 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستانی که برای رسیدن به سعادت و خوشبختی کنار هم گرد آمده ایم

    بهترین باور درباره خداوند را من اینگونه توصیف می کنم که خداوند قادر مطلق است و با ایمان به اینکه تمامی قدرت ها در دستان خداوند یکتا هست دیگر نباید از کسی و چیزی بترسیم چون هیچ کس قدرتی درباره ما ندارد و دیگر از شر برخی خرافات مانند چشم زخم و جادو و جمبل خلاص می شوم و با ایمان به قدرت تمام و کمال خداوند با عزت نفس بهتر و بیشتری زندگی می کنم خدای من خیلی مهربان و دوست داشتنی هست دوست ندارد من هیچ بدی و شری را تجربه کنم مگر اینکه خودم بخواهم این قضیه برایم اتفاق بیفتد و قتی ناراحت و افسرده می شوم با فکر به الله یکتا انگار در دل تاریک و رنجور من یک نوری روشن می شود که آن نور تمام ناراحتی ها و استرس ها و ترس ها را می زداید خدای من مدام بگونه ای می خواهد من را خوشحال و شاد ببیند و بخاطر همین شرایط و افراد و فرصت هایی را نصیب من می کند که من با گوش دادن به الهامات درونی ام و استفاده از این شرایط خوشحال و شاد می شوم مثلا مشکلی در زمینه کاری ام وجود داشته و شرایطی پیش می آید تا این مشکل دوباره از جانب خودم مطرح و حل و فصل شود خدای من در تمام مراحل سخت زندگی مانند یک کودک محکم دستان من را گرفته و حمایتم می کند تا آن شرایط سخت را با موفقیت به اتمام برسانم خدای عزیز و دوست داشتنی من مدام و در همه حال آرزو ها و رویاهای من را برایم یادآوری می کند و شرایط بگونه ای فراهم می شود که این آرزو رویا از حالت دست نیافتنی تبدیل به خواسته و یک هدف مهم در زندگیم شود و من برای رسیدن به آن تلاش کنم نه فقط شب ها با فکر به آن آرزو خوشحال و شاد بشوم و بخوابم.

    خدای من مدام به من گوشزد می کند که باید در تمام زمینه ها موفق و نفر اول باشم در کار، زندگی، روابط، ثروت، معنویت و …

    من مدام با خدای مهربان و بخشنده ام حرف میزنم و از او بخاطر اینکه در تمام لحظات زندگی به فکر من است سپاسگذار او هستم.

    الله یکتای من دیگر مثل سابق از من دور نیست و مدام وجودش را در کنارم حس می کنم و این به من قدرت جسارت می دهد تا شرایط جدید را تجربه کنم واقعا نمیدونین این باور چه حس زایدالوصفی در وجود من ایجاد ساخته خدایی که دوست بغلش کنم و از او بخاطر همه چیز هزار و هزاران بار تشکر کنم خدایی که میدونم منو خیلی دوست داره و مدام به من میگه آزاده من منتظر موفقیتت هستم منو ناامید نکن و من هم داد میزنم و میگم خدا جونم من حتما با حمایت های تو و باورهایم و راهنمایی استاد عزیزتر از جانم موفق رمی شوم خدای عزیزم خیلی دوست دارم و ممنونم که منو آفریدی و یک فرشته کوچولو به من عنایت کردی ممنونم ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3525 روز

    خواب عجیبی دیدم که هنوز نمی دانم دقیقا چه هدفی داشت خداوند .

    اما می دانم که در خواب احساس بسیار خوبی داشتم طوری که

    از اشک شوق می ریختم .

    انگار به تمام درخواست هایم پاسخ داده شده بود.

    نکته ی جالب دیگر اینکه ازم سوال پرسیدن که خوشبختی یعنی چه.

    و من اونو در کار کردن معنی کردم.

    و توضیح دادم که کار منظورم کار مورد علاقه ام است به همراه این سبک شخصی.

    چون من ادمی هستم که معتقدم باید همیشه درحال کار کردن و یادگیری و پیشرفت باشم.

    و ناگهان با همزمانی خاصی از خواب بیدار شدم و احساس خوبی داشتم.

    خدایا سپاسگزارم بابت این خواب و هدایت.

    امدم و گفتم خدای من برای این خواب نشانه ای برایم قرار بده.

    که به این فایل هدایت شدم.

    الان حس میکنم خداوند به من می گوید هر چیزی که می خواهی من به تو می دهم

    و در این مسیر وجود دارد. از شهرت و ثروت و روابط زیبا و علم و …

    تمام ان چیزی که می خواهی حتی بیشتر.

    نکته ی بعدی که باید به خودم یاداور و متذکر باشم

    اینه که من باید تعهدم را حفظ و ارتقا دهم.

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت.

    الان ایمانم و تعهدم و احساسم بهتر شده.

    خدایا سپاسگزارم که اینقدر زیبا سخاوتمند و مهربان در زندگی ام ظاهر شدی.

    صد هزار مرتبه شکرت بابت این مسیر زیبا این سبک .

    یقین دارم نشان کرده ی خداوند هستم و کاری را درجهان قرار است انجام دهم.

    به همین خاطر مانند همین فرد زندگی می کنم و رفتار می کنم

    و خودمرا برای ان روز اماده می کنم.

    اری دقیقا انگار خداوند گفت فقط در این مسیر بمان بقیه اش با من.

    از من نیز می خواهد که ارام باشم و ادامه دهم و هدایتم با اوست که او بهترین هدایت کننده است.

    در این مسیر توحید هرگز فراموشم نشود .

    و زندگی ام با او معنا پیداکرد و گرنه قبل از او تنها مرده ای بودم که داشت فقط نفس می کشید.

    یکتاپرستی ان چیزی است تمام قران در مورد ان سخن می گوید.

    بدون اینکه حتی ذره ای به مواردی مانند نحوه ی پول دراودن یا کاسبی کردن توضیحی دهد.

    با این خواب دوباره فایل توحید عملی شش که نقطه تغییر زندگی ام بود دوباره برایم

    تداعی شد. ابراهیم بهترین الگو است.

    که به رفیق خداوند تبدیل شد.

    باور های توحیدی چنان در وجود او ریشه گردانده بودند که هیچ چیز قادر

    به ورود شک به یکتاپرستی اش نداشت.

    خداوند همه چیز است.

    برای من هماهنگی با خداوند از همه چیز مهمتر و با ارزش تر است.

    هیچ محدودیتی برای این خدا نیست و هیچ قالبی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      زهرا تقی زاده گفته:
      مدت عضویت: 2416 روز

      سلام به استاد عزیزم و خانواده صمیمیم?

      میدونم که برای کامنت گذاشتن این فایل دیر شده اما دلم نیومد که ننویسم

      واقعا تحت تاثیر این فایل استاد قرار گرفتم.

      من قبلا خداوند رو پادشاهی در عرش میدیدم

      و او را با باور های محدود کننده از خودم و

      از زندگیم جدا کرده بودم

      اما الان فهمیدم که خدا مانند مجموعه ای از اعداد صحیح است که بی نهایت است

      وهر کسی به اندازه درکش میتواند خداوند و قدرتش را بشناسد

      خداوند همه چیز و هر چیز است

      خداوند در درون هریک از ماست.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا براتی گفته:
    مدت عضویت: 2810 روز

    به نام خداوندی که بسیار بخشنده و مهربان است.

    خداروشکر میکنم برای هدایتم به این صفحه ی پر از نور،صفحه ای که پراز باورهای زیبایی است از خداوند ،

    که همه ی دوستان حرف از خدایی میزنند که خالق تمام جهانیان هست،و من چقدر امشب به این همه انرژی و نگاه توحیدی نیاز داشتم،

    برای من هم خداوند،هدایتگر است،خدایی که وقتی تسلیم میشم و میگم خدایا من نمیدونم،تو میدونی،تو بگو از چه راهی برم،تو حل کن مسائلم و خداوند هدایتگر من و آروم میکنه و هدایتم میکنه،،مثله همین لحظه که به این صفحه هدایت شدم،

    خداوند برای من نور و روشناییه،زمان و مکانه،آنقدر برام قشنگ برنامه ریزی میکنه که خودم میمونم،همه چیز دقیق سرجای خودش قرار میگیره در زمان مناسب،

    هدایتم میکنه به بهترین زمان و بهترین مکان.

    خداوند برای من آرامش هست

    خداوندی که با یادش دلم آرام میگیرد،

    الابذکرالله تطمعنن قلوب،

    خداوند برای من همه کس و همه چیز میشود،

    وقتی بهش اعتماد دارم،اتفاقات و قضاوت نمیکنم و ایمان دارم همش به خیر من هست،

    چون خداوند برای من خیر و خوبی میخواد.

    و من ناخودآگاه شکرگذارتر میشم ،چون از چیزهای به ظاهر کوچیک زندگیم لذت میبرم،

    من اگه ناشکر باشم،خیلی بی انصاف هستم ،

    چون خداوند اینقدر به من نعمت و سلامتی و احساس آرامش قلبی داده که تضادهای زندگیه من در برابر این همه نعمت خیلی کوچیک و قابله صبر ،خدارو شاهد میگیرم که چیزهایی رو که در گذشته حالم و خیلی بد میکرد ومن سخت گرفته بودم ،الان اصلا اون حس و ندارم ،انگار از اون مدار در اومدم و در این مدار فقط صلح درونی با خودم،ارزشمندی خودم و دیگران،وبخشش خودم ودیگران،ونیاز بیشتر به حضور خداوند در قلبم دارم ،احساس میکنم بزرگتر شدم،در این مسیر خودم و به دستان خداوند سپردم و خداوند ،من و با خودش میبره همونجایی که باید باشم،من و تربیت میکنه ،تا بنده ای باشم شکرگذار که هدفش لذت بردن و رسالتش استفاده با عشق از تمام لحظاتیه که داره،

    اگه دارم غذا درست میکنم ،باعشق ولذت

    اگه دارم با بچه هام صحبت میکنم،باعشق

    اگه موسیقی رو میزنم باعشق

    اگه به طبیعت و آسمون نگاه میکنم با عشق

    اگه قرآن و مطالعه میکنم باعشق هدایت بخوام و لذت ببرم و…..

    این رسالته منه ،من باید سرتا پا عشق باشم،چون باوردارم خداوند منبع فراونی از عشق هست،منبعی بی انتها،که نهایت نداره

    پس من چرا موازی نشم با این منبع.

    خدایی که گفته من به تو نزدیکم،واجابت میکنم تورا .

    خداوندی که گفته یاری میکنم تورا ،وپیروزی نزدیک است.

    خداوندی که وعده اش حق است،

    خداوندی که پاداش میدهد به شجاعان،به کسانی که چشم میپوشند از بدی هاوتوجه میکنند به خوبیها وخواسته هاشو ن وشکرگذارند.وبدون عجله از مسیرشون لذت میبرند.

    خداوندا تویی رب العالمین،

    تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میخواهم،

    مرا هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ودر دنیا وآخرت مرا سعادتمند وروسفید بگردان،

    سپاسگذار تمام دوستانی هستم که با کامنتهای زیباشون امشب احساس منو زیباتر کردند،خداروشکر برای وجودتون و وجود استاد عزیزم،که همگی دستانی هستید نازنین از دستان خداوند.

    دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      Beh Afarin گفته:
      مدت عضویت: 2168 روز

      به نام رب تنها خالق و مالک و فرمانروای دنیا..

      به نام خدایی که من رو خالق زندگی خودم قرار داده است..

      سلام دوست و همکلاسی عزیزمم..

      خدا رووو هزاااران مرتبه شکر که تونستین اینقدر با خودتون در صلح باشین و اینقدر با عشق کاراتون رو انجام بدین..

      منم بابت این دیدگاه زیباتون ازتون تشکر میکنم..

      در پناه خداا هر روزت عالی تر و بهتر از دیروزت باشه عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2178 روز

    به نام خدا

    خدایا شکرت بابت همه چیز که خودت همه چیز هستی

    سلام به استاد عزیزم

    ی دریچه هایی در ذهنم باز شد با این کلام پر درک و توحیدی زیباتون

    واقعا با کلامتون فهمیدم چقدر ذهن من محدوده و چقدر باید باور سازی کنم

    واقعا چرا منی که ادعا دارم خدا مالک منه و خدا در زندگی من هست همیشه میبینمش و همیشه باهام هست ولی نمیبینمش

    چرا درخواستام اینقدر کوچیک باشه ازش

    مگه من میخوام چکار کنم ؟

    من میخوام باور کاملی نصبت بهش داشته باشم که باز هم هر چی باور دارم و هرچی درکمه کوچیکه در مقابل بزرگی رب من

    ی جورایی دریچه های ذهنم باز شد یسری کار دیروز کردم که امروز به این فایل استادم بر خوردم

    مثلا اخرین چک برگشتی که داشتم و گرفته بودم از طرف حسابم دیروز کلا بیخیال این شدم که ببرم تحویل بانکش بدم که از سیستم پاکش کنن گذاشتمش توی گاو صندوق با این دید که من که دیگه نیازی به دسته چک ندارم من که دیگه نیازی به وام ندارم

    بزار این همینجا بمونه

    خدا خودش به من وام میده خودش جای من چک میکشه و چقدر خوش حساب و خوش وعدست

    قبل موعدش که بشه خودش بیشتر هم میده و اینو باور دارم

    واین فایل عزیزم واقعا تاثیر گذاشت روم واقعا یسری دریچه به ذهنم باز شد

    من کی هستم چی هستم واقعا مثال اب منو یاد این انداخت بله خدا اب هم هست که با ظرف اونو حالت میدیم با باور اونو حالت میدیم

    یادمون نره دو سوم از بدن ما رو اب تشکیل داده و شکل مولوکولی اب با احساسات و باور های ما تغییر میکنه نه محیط ازراف ما ی زمانی ی استادی میگفت شکل مولوکولی اب از طریق محیط تغییر میکنه مثلا اب داخل شهر به خاطر امواج منفی شکل مولوکولی زشتی به خودش میگیره و کم کم از شهر که دور میشیم به خاطر امواج مثبت و طبیعت بهترین شکل مولوکولی رو به خودش میگیره

    اما اینجا من پی بردم شکل مولوکولی اب به احساسات من بستگی داره به باور های من بستگی داره به ایمانم به الله بستگی داره

    و هرچی مثبت اندیش تر باشم شاد تر باشم لذت بیشتری ببرم چون بدن من از دو سوم اب تشکیل شده این شکل مولوکولی تغییر و دنیای اطراف من هم تغییر میکنه

    چرا سن رو عامل محدودیت میدونیم؟

    ۱-بنا به باور های گذشته شامل {که بعضی افراد رو میبینیم که در سن مثلا سو چند سالگی ورزش رو کنار میزارن }{بعضی افراد رو میبینیم که دیگه توی اون سن در اوج نیستن }اما این دیدن محدودیت باعث میشه که ما فکر کنیم که در سنین بالا نمیشه در اوج بود در صورتی که خیلی از افراد هستند مثلا مایکل فلپس که با چندین مدال المپیک و به هدف رسیدن میره سراغ اعتیاد ولی وقتی میفهمه مسیر رو اشتباه رفته و میدونه که این همون مایکل فیلیپس قهرمانه دوباره میاد و مدال المپیک رو میگیره

    ۲-چون اعتماد وباور به خودمون نداریم و الگوسازی اشتباه میکنیم

    {وقتی من به ویزگی های که خودم دارم شک دارم و عذت نفسم پایینه و خدای خودم رو باور نکردم و ذهنم محدوده دنبال یسری الگو ها هستم که بهانه ای باشند برای انجام ندادن و سمت هدفم نرفتن در صورتی که برای انجام دادن یک کار تنها یک دلیل لازمه و انجام ندادنش هزاران بهانه هم کم

    ۳چون کنترل روی ورودیهامون نداریم {هرچیزی که محدود کنندست بنا به باور های گذشته و نداشتن عذت نفس قبول میکنیم }

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: