خودمان را هم قضاوت نکنیم‌، چه برسد به دیگران - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

795 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سامیار گفته:
    مدت عضویت: 1385 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان

    سپاس خداوندی ک منو هدایت می‌کنه و قدم به قدم منو جلو می‌بره

    این دوهفته که تصمیم گرفتم زندگی خودم را تغییر بدم و همه ی لحظات از خدا میخواستم منو هدایت کنه تا ب آرامش برسم،خداوند روز ب روز منو به فایلی که نیاز دارم هدایت می‌کنه

    پیش خودم میگفتم از کجا بدونم تو این همه فایل کدوم را باید اول ببینم و تمرین کنم

    اما خداوند منو هدایت می‌کنه و هر روز فایلی ک نیاز دارم به چشمم میاد و من از اون فایل استفاده میکنم

    از امشب دیگه هیچ کس را قضاوت نمیکنم حتی تصمیم گرفتم اگه ناخواسته کسی را قضاوت کردم خودم را تنبیه کنم

    استاد عزیزم دو هفته هست ک زندگیم شده سایت شما روزی هفت هشت ساعت فقط تو سایت شما به صحبت های شما گوش میکنم

    صبح اولین کاری ک میکنم میام تو سایت کامنت میخونم،شب کامنت میخونم

    خداشکر ک منو هدایت کرد ب سمت شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1512 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    بسیاری از ما به راحتی دیگران را قضاوت می کنیم. افرادی که از دیگران انتقاد می کنند خودشان نیز حتما اشتباهاتی مرتکب شده اند. افراد را قضاوت نکنیم ما هیچ گاه نمی دانیم که این افراد چه گذشته ای داشته اند، ممکن است ما هم اگر جای چنین اشخاصی بودیم همین کار یا حتی بدتر از ان را انجام می دادیم. کسانی که از افراد خصوصا در زمینه ی سیاست انتقاد می کنند خودشان اگر در چنین جایگاهی قرار بگیرند بدتر از این عمل خواهند کرد. پس زمانی که در چنین شرایطی قرار بگیریم دهان خود را بسته نگه داشته و خودمان را جای طرف مقابل قرار دهیم. زمانی که سرگذشت و زندگینامه افراد را مطالعه می کنیم متوجه می شویم آن ها نیز شرایط مناسبی نداشتند. ما گذشته افراد را نمی دانیم و مشخص نیست به چه دلیل و انگیزه ای اینگونه رفتار می کنیم .

    افراد ممکن است اشتباه کنند. همان گونه که اشتباهات خود را می پذیریم باید اشتباهات دیگران را نیز بپذیریم. ما نباید و نمی توانیم گذشته ی افراد را قضاوت کنیم. کسانی که بیشترین انتقاد را می کنند بیشترین اشتباهات را نیز مرتکب می شوند. این فرهنگ اشتباه را باید تغییر داده و درباره ی اعمال گذشته ی افراد قضاوت نکنیم. ما تنها می توانیم خودمان را قضاوت کرده رفتارهای خود را بررسی کنیم. هر چقدر با خودمان مهربان تر باشیم و خودمان و دیگران را بپذیریم و به خود سخت نگیریم زندگی بسیار بهتری خواهیم داشت. خداوند در آیات قرآن بسیار با افراد رئوف و مهربان است و متناسب با شرایط حال حاضر انان شرایط را برای انها تعیین کرده است. هیچگاه در زمان حال نمی توانیم شرایط گذشته را قضاوت کنیم چون آن زمان با چنین شرایطی فردی تصمیمی گرفته که ممکن است امروز نادرست باشد. اشتباهات خود و دیگران را به راحتی بپذیریم. وقتی خودمان چنین اتفاقاتی را تجربه نکرده ایم نمی توانیم در باره ی هیچ کسی قضاوت کنیم. اگر نتایج متفاوت می خواهیم باید متفاوت از دیگران عمل کنیم. اشتباهات خود را به خود گوشزد کنیم ما انسان هستیم و نباید دیگران را قضاوت کنیم حتی اگر تمام شرایط را نیز داشته باشیم باز هم نمی توانیم دیگران را قضاوت کنیم چون ما در شرایط ساده تر اشتباهات زیادی مرتکب شده ایم. تمرکز خود را تنها بر روی خود قرار داده و دیگران و خودمان را راحت تر ببخشیم.

    – ما بسیار کمتر از دیگران در گذشته از شرایط و وضع موجود شکایت کرده و دیگران را قضاوت کرده ایم اما در تمامی جمع ها عده ی زیادی هستند که همیشه دیگران را قضاوت کرده و به آن ها تهمت می زنند. ما سعی کرده ایم خصوصا پس از آشنایی با استاد و حذف تلویزیون و شبکه های اجتماعی و….. دیگران را کمتر قضاوت کنیم و تا آن جا که می توانیم درباره ی نکات مثبت آن ها صحبت کنیم هر چند که هنوز هم موفق نشده ایم به صورت کامل چنین کاری انجام دهیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 802 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم مریم شایسته بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی

    یه موضوعی که متوجهش شدم اینه که من هر کسی که واقعا دوستم داشته باشه و برام فقط خوبی بخواد و خواسته باشه در حقم خوبی کنه تمام تلاشم رو میکنم که اون رابطه رو بهم بزنم و کاری سر طرف مقابل میارم که اون دشمن من بشه و دیگه با من نتونه مثل قبل برخورد کنه و خلاصه یه جورایی دلسردش میکنم و بهش با رفتارم و کلامم میفرمونم که داری اشتباه میکنی تویی که میخوای در حق من این خوبی رو بکنی

    من همین کار رو سر استاد کار نانواییم آوردم اونقدر با رفتارم و کلامم اذیتش کردم و اعصابش خورد کردم ولی اون خیلی با من راه میومد و منو نمینداخت بیرون و خداوند به نظر خودم دست به کار شد و من خودم درخواست دادم بهش که دیگه نمیخوام بیام خیلی راحت راه من رو خدا از او جدا کرد

    هیچی هم جا نذاشتم که اگه یه روزی خواستم دوباره برگردم راه برگشت داشته باشم

    همین چند روز پیش بود که زنگش زدم گفتم می‌خوام برگردم گفت خبرت میدم و خبر هم نداد

    ماشالا یه کارگر گرفت بعد من یک ماه موند پیشش و شاطر شد و الان مغازه داده به دست اون و خودش رفته خونه و اون داره مغازشو میچرخونه

    اتفاقا خیلی هم آدم خوبی بود و خیلی هم آدم خوش حسابی بود و اخلاق و رفتار که نگم براتون پلی من چون خودم رو دوست ندارم و دشمن خودم هستم نمیتونم ببینم که کسی در حقم خوبی کنه

    اونوقت در مقابل دشمنهام خیلی نرم هستم یعنی همکاری میکنم باهاشون که بهم ضربه بزنن

    خدا نکنه الان خبر چیزی بهم بدن که فلان جا تو رو میخوان برا کار و کارش هم خوبه و تو میتونی انجامش بدی

    اونقدر هیجانی میشم که حد نداره اونقدر فکرو خیال میاد تو سرم و فکر میکنم که حتی اگه بگن تو فقط برو اونجا سر کار بخواب کار هم نمی‌خواد بکنی من نمیتونم

    چند روز پیش یه کار خیلی خوبی پیدا کردم یه دفتر فروش ارده و حلواارده نیرو میخواست کار بسیار راحت آقا این بنده خدا گفت ما میخوایمت و خلاصه ما هیجانی شدیم و اومدیم خونه اون روز میخواستم سیگار کمتر بکشم نشد شروع کردم سیگار کشیدنو اینا خلاصه ما اونشب دیگه خواب نرفتیم از بس هیجانی و خوشحال بودم که این کار به این اسونی پیدا کردم و فرداش متوجه شدم که نیروی دیگه ای گرفته و یه جورایی خوشحال و ناراحت شدم

    در مورد فایلهای استاد عباس منش هم همینم وقتی که میفهمم داره نتیجه میده همین گوش دادن به حرفای استاد و حالا در حد توان عمل کردن اونم ناراحت میشم و یه جورایی خرابش میکنم

    میدونی چیه من اگر الان به هیج جا نرسیدم مقصرش خودم هستم و من الان دارم متوجه میشم که هیچ کسی در حق من نمی‌خواد بدی کنه من خودم می‌خوام و دوست دارم که دیگران در حقم بدی کنند و نمیخوام کسی در حقم خوبی کنه

    مثلاً توی روابط خدا نکنه متوجه بشم که طرف مقابل میخواد در حقم خوبی کنه و دوستم هست اونوقت هست که تمام تلاشم رو میکنم تا دشمن خودم کنمش

    اونقدر خودمو زجر میدم اونقدر دارم خودمو زجر میدم بخواطر اینکه این اشتباهات کردم نانوایی و اومدم بیرون که حد نداره

    پریشب بود زدم رو نشانه روزم دوره کشف قوانین زندگی اومد برام و متن دوره رو که خوندم دقیق خدا داشت بهم می‌گفت تو میتونی تغیر کنی و این بهانها رو نیاز وسط

    وقتی که برمیگردم به گذشته خودم میبینم من از بچگی تا به حاالا اینجور بودم

    من همچیز رو به بازی گرفتن همه چیز رو

    یه خورده میپذیرم که مقصر خودم هستم اما یه جاهایی نمیپذیرم ولی وقتی که عمیق میشم تو اون اتفاقه که افتاده میبینم که خودم بودم که خلقش کردم

    مثالشم یک بنده خدایی تو پارک با هم دوست شده بودیم و آورده بودمش خونه آقا این بنده خدا لر بود و می‌گفت ما لر ها اگر کسی فحش به ناموسمون بده میکشیمش خلاصه آقا نجوا اومد که خدا نکرده اگر تو فحش به ناموسش بدی میکشتت و منم میگفتم در جواب ذهنم که من هیچ وقت وقتی که عصبانی میشم فحش ناموس کسی نمی‌دم خلاصه آقا ترس رفت تو وجود ما و دست به دامن خدا شدیم و تو ذهنم تجسم کردم که بابا خواهر زن بابا بیاین این آدم رو اینجا بیرون کنید همینم شد آقا همینم شد حالا خودم در اومدم گفتم خوانوادم حسود بودن که نتونستن ببینن کسی پیش من زندگی کنه و بابام اومد و کاری کرد که بره از خونم بیرون

    امیدوارم این رد پا رو زمانی بخونم که تغیر کردم و به خودم اونروز افتخار کنم

    من تنها کسی که نمیتونم بهش بی احترامی کنم و خیلی دوسش دارم و هر موقع اون صحبت می‌کنه وجودم به وجر میاد و آروم میشم عسل آقا هست همون حس کودکانه که تو کامنتهای قبلیم در موردش نوشتم همون کودک درونم همون خدای درون و من هر موقع به اون وصل بشم یعنی با اون حس زندگی کنم خدا شاهد میگیرم همه بهم محبت میکنن و اونوقت خودم هم همه چیز رو درست جای خودش میبینم و مقاومتم کمتر میشه و اون حس به این راحتی ها رو تو درونم فعال نمیشه و الان فقط از خدا میخوام کمکم کنه تا به اون حس وصل بشم و وقتی هم که به اون حس وصل میشم با هم مقاومت هایی دارم که خارج بشم از اون حس نمیدونم چرا من آنقدر غرور دارم و همین غرور هم باعث شده که عسل آقا رو فراموش کنم و با اون زندگی نکنم

    براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی شادی و آرامش و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زهـرا خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2788 روز

    سلام استاد مهربانم

    سپاس بابت این اگاهی ناب??بسیار عالی بود

    مثل همیشه بی نظیر بود استاد جان

    ذهنم بازترشد و خوشحالم ک لیاقت شنیدن این فایل رو داشتم،چون شنیدن وفهمیدن فایل های شما لیاقت میخاد ،خدایا شکرت . . .

    یاد گرفتم هیچوقت نع خودمو قضاوت کنم نع دیگرانو ، راجب خودم اگه بگم : من اگر در گذشته اشتباهی مرتکب شدم اون موقع دراون (((((شرایط)))))) بهترین کاری ک از دستم اومده انجام دادم و خودمو قضاوت نمیکنم ،چون تو اون شرایط خاص بودم با اون باورها با اون ورودی ها با اون افکار با اون شرایط احساسی و روحی . . .یقینا هرکسی دیگه م جای من بود همون کارو میکردک من کردم ،همون تصمیمی رو میگرفت ک من گرفتم

    من حق قضاوت خودمو ندارم

    من حق قضاوت دیگران و ندارم

    من حتی حق قضاوت خدارم ندارم

    اینارو میگم ک یادم باشه شرایطو حتما%100درنظربگیرم چون خیلی مهمه شرایط . . .

    شرایط . . .

    شرایط . . .

    الحمدولله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    نجمه صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1349 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار وخانم شایسته ی مهربان و دوستان همراه عزیزم

    من امروز یک سوالی برام پیش آمد با توجه به تضادی که بهش برخورد کردم من یه مساله جسمی دارم چند وقت هست امروز و چند وقته ذهنم درگیرش بود که چرا این اتفاق افتاد از عقل کل پرسیدم هدایت شدم به این صفحه من فهمیدم که یک روری یک نفری را قضاوت کردم با سن کم خودم یا صحبت های اطرتفیان باور کردیم اون شخص به خاطر رفتار اشتباهش به اون مساله دچار شده امروز من خودم هم به اون شکل قرار گرفتم فکر کردم من قضاوت نابجا کردم من در شرایط اون شخص نبودم من از چیزی خبر نداشتم من اشتباه کردم امروز از خدا طلب بخشش میکنم از روح پاک اون شخص طلب بخشش میکنم وازش میخوام من را ببخشه قضاوت کار من نیست

    خدایا من را ببخش من به خودم ظلم کردم من را اجابت کن ومن را نجات بده از غمها، وقرار بده از مومنان خدایا سپاس گزار وجود لطیف و بخشنده ی توام

    سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    میثم چراغی گفته:
    مدت عضویت: 2681 روز

    سلام استاد عزیز و دوست داشتنی

    مثل همیشه از دیدن این کلیپ زیبا لذت بردم خداشاهده همین دیروز بود که داشتم با یه نفر در مورد شرایط و آدما صحبت میکردیم و اون بنده خدا داشت قضاوت میکرد ادمارو و خود من هم متاسفانه دیشب ادم دیگه ای رو به خاطر اختلافات خانوادگی قضاوت میکردم ضمن اینکه اکثر مواقع در جمع های مختلف عملکرد مسؤلان و نظام رو قضاوت میکنم اما با شنیدن حرف های واقعا روشنگرانه شما از این به بعد به خودم قول میدم که هیچ وقت هیچ وقت هیچ کسی رو قضاوت نکنم قاضی فقط خداست و بس . و من باید فقط رو افکارم و آرزوهام تمرکز کنم و ذهنم جای خالی برای اینگونه بحث ها نداشته باشه البته بلطف خدای مهربان.همون خدای بزرگ و رحمانی که استاد گرانقدر و با دانشی چون شما رو جلو راه ما قرارداد امیدوارم همیشه سرحال و شاد ثروتمند باشید و این آرزو رو برای تمام بچه های عزیز گروه صمیمی عباس منش دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    نوژن همتی گفته:
    مدت عضویت: 3844 روز

    جناب آقای عباس منش

    درود بر شما

    بنده قطعن با کلیات بحث شما موافقم! اما فکر نمی کنید در کشورهایی شبیه ایران یکی از راههای مجبور کردن دولت ها و حکومت ها به پاسخگویی، همین موج های اعتراضات باشه؟،هرچند در بعد فردی به تک تک افراد هم همان خطا وارد باشه، هرچند این رفتارها غلط باشه! این که شما میفرمایید درست است به شرطی که فرهنگ سازی در کلیه ی سطوح صورت پذیرد. به شرطی که یه فرد بیست و چند ساله بدون تجربه و تخصص فرمانده ی نظامی یک جنگ نشود. سوال اینجاست که آیا با توجه به خطا پذیری رفتار انسان و اینکه هر کسی هم در معرض همان ایرادی است که در دیگری میبیند و میگیرد،و با توجه به صحبت های شما، چه کسی حق پرسش گری دارد؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سمانه فکور گفته:
    مدت عضویت: 2673 روز

    با سلام و خداقوت به تو که بهترینی

    و دست خدا شده ای برای من بر روز زمین

    هر اتفاقی که در این دشواری زندگی می گذرد

    فردایش به صورت برگ الهام بخشی از سوی خدا برایم میشوی

    و پیغام خدا را برای من میرسانی که امیدوار باش ، توکلت را از دست نده ، نترس ، مضطرب نشو، من هستم

    دلم میلرزد آن زمان که طلبکاری با برگ جلب و مامور در محل کارم حاضر میشود ، و به آنی معجزه سر میرسد و باز مهلت به من داده میشود .

    طلبکارها مهربان شده اند ، توهین نمی کنند ، و با من با حترام سخن میگویند از آن روز که به تو تکیه کرده ام . در آن شرایط بحرانی که خودم را به تو میسپرم و تو هم با نوازش دست برسر من میکشی .و آن زمان که فکر میکنم آبرو اعتبارم در اداره از بین رفت .

    این الهام و نوید و امید را از زبان استاد عزیزم جاری میکنی تا آرام جانم شود

    و امیدوارتر به زندگی و پشت سر گذاشتن این بحران فکر کنم

    برایت از الله یگانه بهترینها را خواستارم

    لطفا برایم آرزوی موفقیت و پیروزی را داشته باشید

    سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محدثه عابدی گفته:
    مدت عضویت: 3408 روز

    سلام استاد ,موضوعی که انتخاب کردید خیلی موضوع خوبی و اینکه واقعا یکی از مشکلات و یکی از خطاهای بزرگ ما آدماست اینکه خودمون و مبرا از هر اشتباهی میدونیم یا به قول شما وقتیم که میپذیریم یه اشتباهی کردیم یه عالم توجیه داریم برای اون اشتباه ولی فقط کافی یه نفر دیگه اون اشتباه رو بکنه اون وقت که دیگه به هیچ علتی برای انجام اون کار طرف فکر نمی کنیم و فقط و فقط اونو تخریب میکنیم حالا یا تو ذهن خودمون یا بدتر از اون جلوی دیگران .ومن فکر میکنم گاهی این کار به خاطر اینه که ما اعتماد به نفس نداریم و برای این که خودمون رو خوب جلوه بدیم میایم دیگران رو بد جلوه میدیم واشتباهاتشون رو قضاون میکنیم.استاد توی صحبتاتون از انتقاد نکردن گفتین سوالم از شما اینه ایا شما میخواین بگین که کلا ما باید انتقاد کردن رو از واژگان روزمرمون حذف کنیم شاید گاهی اوقات انتقاد کردن برای یک نفر سازنده باشه مرز بین انتقاد و قضاوت مرز خیلی باریکی به نظرم نباید کسی رو قضاوت کرد که بگیم اصلا چرا این کار رو کرده ما اگه بودیم این کار رو نمیکردیم یا…ولی گاهی با انتقاد و گوش زد کردن یه سری چیزا البته بدون محکوم کردن طرف مقابل میشه یه سری از رفتارای اشتباه تصحیح بشه البته این نظر منه نمیدونم تا چه حد درست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: