خودمان را هم قضاوت نکنیم‌، چه برسد به دیگران - صفحه 45 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

795 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    چقدر عالی استاد توضیح دادین من یادمه اون کمپین ها و هیچ وقت بهش فکر نمیکردم که خب که چی اصلا چکار میخوان بکنن شکایت بکنن یا نه کلا در این فاز ها نبودم توی اینستا میدیم و رد میشدم گاهی میخوندم و میگفتم خب حتما میخوان این اتفاق برای بقیه نیفته و این مسیر برای شخص دیگه نشه

    اما برام مهم نبود چون خودم در اون شرایط نبودم

    درست و غطتش نمیدونم اینکه ما بگیم تا بقیه بترسن این اتفاق نیفته یا ما نگیم هم باز این شرایط باشه

    نمیدونم کار درست کدومه پس من تلاشم میکنم که در مدارش نباشم

    دیدم اینه من زندگی خودمو بتونم بسازم پس میتونم پیش برم حتما اون افرادی هم که اومدن اعتراض کردن در مدار این داستان بودن حتی در مدار این تجاوز ها و خیلی از بازیگران هستن که این شرایط نداشتن و تجاوزی تجربه نکردن

    پس باز برمیگردیم به اصل من خالق زندگی خودمم نه نجات بقیه

    پس من تلاش میکنم به من تجاوز نشه چطور با فرکانس مثبت توجه نکردن به ناخواسته

    حالا اینکه استاد اومدین توضیح دادین من شخصا دوس داشتم برسید به همین داستان

    نه این بحث قضاوت کنیم یا نکنیم

    اونیکه داره توتیت میکنه مینویسه در اون فرکانسه هدف خودشو داره ایا منم هدفم همون فرکانسه یا نه چیزی بهتر

    خداروشکر میکنم هر بار میشنوم اول میرم سراغ قانون پس همین کافیه

    بقیه چکار میکنن به من چه

    اعتراض دارن به من چه

    تجاوز شدن به من چه

    کلا یک به من چه میگم میرم سراغ خودم

    خودم چکار کردم خودم چکار مبکنم خودم کجای زندگی و جامعه ام خودم رفتارم چیه

    بااین دید خیلی خوب شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 151 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    الان که داشتم گوش میدادم دیدم چقدر خود من مرتکب این اشتباه شدم

    که بعنوان مثال دوتا از اقوام من باهم سر مسائلی بحث میکردن

    و من با یکیشون صمیمی تر بودم و فقط حرفای اونو گوش میدادم

    و اون یکی رو دشمن خودم میدونستم

    چرا؟

    چون میگفتم چون ب این بدی شده پس ب منم بدی شده!!

    با اینکه اون طرف اصلا ب من بدی نکرده

    و من الان مدتی هست ک خودمو کشیدم بیرون از ماجرا ب اون فرد صمیمی هم گفتم حق نداری از این چیزا ب من بگی

    و یا سرکار شده اشپزمون یا .. داد بزنن یا حرفی بزنن

    و من لکنت دارم و در حال درمانم

    توی اینجور شرایط چون هنوز به تسلط کامل نرسیدم سعی میکنم بیشتر سکوت کنم ولی اینطور نیست ک بترسم یا سرمو بندازم پایین یا عذر خواهی کنم فقط خیره میشم ب طرف

    و شده بود از کار زدم بیرون

    ولی دوباره باید میرفتم

    و اومدم تمرکز گذاشتم روی نکات مثبت و دو هفته ک میرم یعنی روابطمون فوق العاده شده

    حتی آشپز میگه از وقتی تو اومدی اصلا انگار رژیم عوض شده خخخ

    و صاب کارم جفتشون مخصوصا آقاعه خیلی صدای بلندی داره خیلی خیلی زیاد

    و همه اونجا بزرگش میکنن

    نمی‌دونم با صداش کل محل بلند میشن و..

    و من بازم میگم اولا من اصلا دلم نمی‌خواهد طوری بشه ک اون سرم داد بزنه یا من بخوام بهش ثابت کنم من ازت ترسی ندارم

    ولی تو دلم میگم که بالاخره کسبو کارشه طبیعیه

    ولی من کارمو خوب انجام میدم روی نکات مثبتش تمرکز میکنم و این خودش روند رو بهتر پیش می‌بره

    و از کجا معلوم تو دل طرف چی میگذره دلش از کجا پره

    ولی با این حالی که همه گندش کردن

    یکبار من قرار بود برم خونه بعد بخاطر تسلط نداشتن کافی ب بیانم بدون اینکه اجازه بگیرم رفتم لباس پوشیدم ک برم

    چون گفتم نکنه برم بگم و گیر کنم (این برای همه در هر شرایط پیش میاد ن فقط این )

    و کاری کردم ک خیلی بدتر از اجازه گرفتن بود

    و با لحن شوخی گفت که خوب آماده می‌شی نمیگی صاب کار داریم و..

    در کل همه چی برمیگرده ب ذهن ما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3648 روز

    سلام و عرض ادب به خانواده دوست داشتنی عباسمنش????

    دوستان من قبلا کامنتی اینجا گذاشتم اما در مورد توحید نوشتم بی اختیار حالا اومدم در مورد قضاوت دیگران بنویسم .چقدر این فایل درس داشت برام واقعا حرفهای گوهرباری استاد زدن چقدر خوبه یه سوزن به خودمون بزنیم تا بیدار شیم و یادبگیریم دیگران رو قضاوت نکنیم.هرکسی از دوست و همکارو خانواده گرفته تاااااا مسئولان جامعه و سیاستمداران و هرکسی که ما میخایم قضاوتش کنیم.من اینا به خودم میگم که به هر تضادی بر میخورم یاد بگیرم فکر کنم که من جای طرف نیستم که قضاوت بکنم چقدر زندگی اینجوری قشنگتر میشه،چقدر لذت بخش تر میشه وقتی ما از خودمون شروع کنیم دیگران هم یاد میگیرند.

    مثلا من در مورد شغل خودم بگم که کمتر دیگرانو قضاوت کنم.همیشه و اکثرا ما و البته من هم داریم از روی ظاهر آدما اونا رو قضاوت میکنم حداقل در مورد کسایی که باهاشون در ارتباطیم و اونا رو میبینم .ممکنه به خاطر ظاهر نامناسبشون قضاوتشون کنیم که البته ما جای اونا نیستیم فقط راهشون اشتباست که به موقعش اگر بخوان بهشون گفته میشه .اصلا به من چه که کی چیکار میکنه من فقط سرم باید تو زندگی خودم باشه به کارم به پیشرفتم اینکه بخوام زمان بذارم دیگرانو قضاوت کنم واقعا کار بیهوده ایه که فقط یه سری باورهای اشتباه برام ایجاد میکنه.اصلا قضاوتم کردم بعدش چه سودی داره مثلا اینقدر در مورد کم کاری و بی توجهی مسئولین گفتیم سودی داشت؟یا همسایه مونو به فرض قضاوت کردیم سودی حاصل شد؟_اصلا قضاوت خودش نوعی شکوه و شکایته که ما رو از مسیر اصلی هدایت دور میکنه و ما رو بیشتر به اتفاقاتی از این مثل میکشونه که منجر میشه من از زندگیم عقب بیفتم توجهم بره روی نکات منفی و درجا بزنم.اینهمه دارم تلاش میکنم باورهای درست بسازم زمان و انرژی میذارم برای چی بیام همچین کاری بکنم؟خدایا بهم یاد بده فقط جای خودم فکر کنم و تصمیم بگیرم من جای بنده ی تو نیستم.

    الهی! خواندی تأخیر کردم. فرمودی تقصیر کردم.

    الهی! عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم.

    الهی! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشه و مور محتاجم.

    الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آرد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آرد.

    الهی! اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.

    الهی! گناه در جنب کرم تو زبون است، زیرا که کرم تو قدیم و گناه اکنون است.

    الهی! اگر عبدالله را بخواهی سوخت، دوزخی دیگر باید آلایش او را و اگر بخواهی نواخت، بهشتی دیگر باید آسایش او را

    الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.

    الهی! همه از تو ترسند و عبدالله از خود زیرا که از تو همه نیک آید و از عبدالله بد.

    الهی! گفتی کریمم امید برآن تمام است. چون کرم تو در میان است نا امیدی حرام است.

    الهی! اگر امانت را نه امینم، آن روز که امانت می نهادی می دانستی که چنینم.

    الهی! همچو بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. فریاد از معرفت رسمی و عبارت عاریتی و عبادت عادتی و حکمت تجربتی و حقیقت حکایتی.

    الهی! اقرار کردم به مفلسی و هیچکسی. ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی. چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی.

    الهی! اگر با تو نمی گویم افکار می شوم. چون با تو می گویم سبکبار می شوم.

    الهی! ترسانم از بدی خود بیامرز مرا به خوبی خود.

    الهی! بر تارک ما خاک خجالت نثار مکن و ما را به بلای خود گرفتار مکن. پادشاها گریخته بودیم تو خواندی، ترسان بودیم بر خوان ‘لاتقنطوا …’ تو نشاندی.

    الهی! بر سر از خجالت گرد داریم و رخ از شرم گناه زرد داریم.

    الهی! اگر دوستی نکردیم، دشمنی هم نکردیم. اگر چه بر گناه مصریم بر یگانگی حضرت تو مقریم.

    الهی! در سر خمار تو داریم و در دل اسرار تو داریم و به زبان استغفار تو داریم.

    الهی! اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم.

    الهی! بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن و به گناه روی ما را سیاه مکن.

    در پناه خداوند یکتا شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    حسن محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 2797 روز

    استاد عزیز سلام.فایلی بی نظیر با مضامین زیبا و عالی رو از شما دیدیم مثل همیشه. چه قدر ما همه مبتلا هستیم به این بیماری قضاوت دیگران.داشتم از یه سری افراد انتقاد میکردم که همسرم گفت فایل اومده نمیخوای دانلود کنی امدم فایل رو دیدم خندم گرفت.استاد چه قدر به موقع فایلتون اومده بود روی سایت چه قدر حرف های شما برای این روزای زندگی من که مدام داشتم خودم و دیگران رو به شدت قضاوت می کردم لازم بود و ضروری.مدتی بود خیلی همه رو انالیز میکردم و همش میگفتم فلانی این کارش اشتباه بود اون یکی این حرفش اشتباه بود. بچه ام این اشتباه رو کرد همسرم این حرفش یا کارش اشتباه بود. با گوش دادن به این فایل انگار ساکت شد درونم.یکم به خودم امدم که چقدر ناخوداگاه داشتم همه ادم های زندگیم رو قضاوت میکردم.و چقدر روی این موضوع متمرکز شده بودم.ممنون استاد چه قدر حرف های خوب و مفیدی گفته شده بود.واقعا اگر خودمون رو یکم جای ادم هایی که قضاوتشون میکنیم بذاریم یه جورایی بهشون حق هم میدیم به خاطر کارهای که کردن.چه قدر خوبه به جای سرک کشیدن تو زندگی بقیه یکم سرمون تو کار خودمون باشه. من همیشه به همه میگم علت اصلی اینکه ما موفق نمیشیم و تو زندگیمون به جایی نمیرسیم اینه که همیشه داریم درباره دیگران نظ میدیم قضاوتشون میکنیم سرزنششون میکنیم واقعا این انرژی رو به جای قضاوت دیگران روی هرکاری بذاریم کلی پیشرفت میکنیم.من ادم های زیادی رو میشناسم که واقعا برای خودشون زندگی میکنن و به زندگی دیگران کار ی ندارن ویژگی همشون این هست که به شدت تحصیل کرده و موفق و ثروتمند هستند و خیلی هاشون هم دارن خارج کشور تحصیل یا زندگی میکنن.من که خیلی تاثیر گرفتم از این حرف های شما استاد عزیزم و واقعا متنبه شدم و متعهد میشم که از همین لحظه تمام تلاشم رو بکنم که دیگران رو قضاوت نکنم.امیدوارم همه دوستان عزیز در سایت این تصمیم رو بگیرن مطمینا تاثیر خوبی تو زندگی همه مون داره.بهتره انرژی مون رو روی موضوعات مهم زندگی خودمون بذاریم.با ارزوی موفقیت هرچه بیشتر شما استاد عزیز و همه دوستان و همراهان سایت.منتظر فایل های بعدی تون هستم.ممنون که هستید استاد.خدارو شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    جعفر مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2781 روز

    سلام به استاد عزیزم

    واقعا که این فایل شما هم خیلی عالی بود و حرفهای خیلی تاثیرگذاری را عنوان کردید و اینکه ما نباید در باره هیچکس قضاوت کنیم چرا که ما در آن شرایط نیستیم و نمی توانیم حس و حال آن شخص را در آن موقعیت درک کنیم پس نباید در مورد افراد قضاوت بیخودی کنیم .

    ممنونم استاد عزیز پاینده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ماندانا مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2651 روز

    سلام خیلی زیبا بود لذت بردم زمانی که استاد گفتند که حتی خودتون را هم قضاوت نکنید خیلی عالی بود این قسمتش انگار مال من بود امروز صبح مدام به خودم میگفتم چرا من اینقدر زودعصبی میشم ومیگفتم کسی که داره در ضمینه تزکیه نفس کار میکنه نباید عصبی بشه بدشم عذاب وجدان گرفته بودم با شنیدن این فایل استاد حالم خیلی خوب شد وبعد با خودم گفتم همه عصبانی میشند باید روی خودم کار کنم که عصبی نشم ولی نباید اینقدر خودم را قضاوت کنم واین قضاوت کردن ادامش احساس گناست خلاصه اینکه حالم خیلی بهتر شد استاد ازت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    کرامت ضیایی گفته:
    مدت عضویت: 2929 روز

    سلام ب استاد عزیزم

    ک همیشه با ی مطلب بینظیر منو شگفت زده میکنه

    چقدر این قضاوت کردن احساسو بد میکنه و ما رو در جهت ناخاسته های بیشتری از همون جنس قرار میده

    چون تمام قضایا یا در جهت خواسته های ماست یا ناخاسته

    قضاوت یعنی توجه ب نکات منفی = با برخورد من با ناخاسته های بیشتر

    من نمیتونم بناخاسته توجه نکنم چون این توجه همیشه وجود داره

    پس باید یا هدایتش کنم ب یک موضوع مثبت یا از اون قضیه اعراض کنم

    البته میتونم توی همون قضیه دنبال یک نکته مثبت باشم واونو تحسین کنم

    وقتی یه مقامی رو میبینم باید ب خودم بگم ک او چ تلاش و باور و احساس لیاقتی داشته ک ب این مقام رسیده فارغ از اشتباهاتش

    البته من نمیتونم ی دکمه رو فشار بدم و دیگه قضاوت نکنم

    ولی میتونم ب قول استاد هر روز از روز قبل یکم بهتر باشم کمتر قضاوت کنم و ب نکات مثبت یکم بیشتر دقت کنم واز خودم انتظار بیجا نداشته باشم

    ونکته زیبایی ک استاد اشاره کردن ومن باید با تک تک سلول ای بدنم قبولش کنم اینه ک تصمیمات درست یا اشتباه دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداره ومن خالق زندگی خودم ب شکل دلخواهم هستم

    توی کتاب قران یه ایه هست ک میگه هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد

    باز م از خداوند تشکر میکنم ک منو ب این مسیر زیبا هدایت کرد چون در جهان بینهایت مسیر وجود داره

    شاد سالم وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سید علی جلال الدینی گفته:
    مدت عضویت: 3262 روز

    با سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی در خانواده بزرگ عباس منش

    استاد بابت این فایل بسیار سپاسگزارم موضوعی را مطرح کردید که ما در این روزگار هر لحظه با آن درگیر هستیم و خیلی سخت است کنترل ذهن که دیگران را قضاوت نکند ما حتی در زندگی روزمره با برخورد با آدمها حتی با دیدن رفتارهای عادی آنها ، طرز لباس پوشیدنشان و ….. در محیط اطرافمان هر لحظه آنها را قضاوت میکنیم آدمهایی که اصلاً نمیشناسیم و پیشینه و نوع تفکر آنها و … را نمیدانیم ولی خیلی راحت در ذهنمان به آنها ایراد میگیریم تا چه رسد به اشخاصی که معروفند و یا صاحب منصبی هستند و ما در خصوص قضاوت آنها خود را محق میدانیم و استدلالمان هم اینست که این فرد حقوق این مملکت را میگیرد و وظیفه دارد درست عمل کند .

    در قرآن هم خداوند مسئله قضاوت را به جهان دیکر موکول کرده و نخواسته قضاوت کردن دیگران را در این جهان دامن بزند. همانطور که استاد در بسیاری از فایلها گفتند ما نمیتوانیم به ذهنمان بگوئیم من به فلان موضوع توجه نمیکنم بلکه با جایگزین کردن موضوع مثبت دیگر و توجه کردن به آن و تغییر کانون توجهمان از موضوع قضاوت دیگران میتوانیم خارج شویم . در هر صورت کار مشکلی است و پاشنه آشیل من است خداوند به من و دیگر دوستان که این مسئله برایشان وجود دارد یاری دهد . مجدداً از استاد برای یادآوری موضوع به این مهمی که ما را به سمت ناخواسته ها میکشاند بسیار سپاسگزارم .

    از خداوند توفیق روزافزون برای استاد و دیگر دوستان خواستارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    لیلا رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 2639 روز

    سلام. آقای عباسمنش امیدوارم که پیام من رو بخونین. من خیلی تلاش کردم که در مدار شما بمونم ولی فشار بدهکاری متاسفانه من رو از مدار شما خارج کرد. متاسفانه طلبکارا به من فشار میارن و این وضعیت قابل تحمل نیس.من در یه شهر خیلی خیلی خیلی کوچیک هستم که به راحتی از طرف اهالی شهر چه آشنا و چه غریبه مورد قضاوت قرار میگیری.

    من به خاطر نیت خیر و کمک به کسی مجبور به قرض شدم برای همین به خودم قول دادم و قسم خوردم تا آخر عمر نه قرض بگیرم و نه به کسی کمک کنم حتی در بدترین شرایط زندگی.

    خودم با دستای خودم آرامش رو از خودم گرفتم.پول نداشتم ولی مدیون و مقروض کسی نبودم ولی آرامش داشتم ولی غصه نداشتم.واقعا به غلط کردن افتادم.هیچکس درک نمیکنه چی میگم.

    فقط میخوام تشکر کنم از زحمات شما و دوستان در این مدتی که در این جا بودم.

    برام دعا کنین کارم به جاهای باریک نکشه.ممنون.خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: