ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!! - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    197MB
    58 دقیقه
  • دانلود با کیفیت HD
    607MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    51MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    سلام استاد جانم قربونتون برم من

    این فایل نشانه روز من بود.

    این، فایل منو بدجور تکون داد.

    تصمیم گرفتم کامنت بنویسم.

    وقتی اومدم خودمو ولو کردم رو تخت ک کامنت بنویسم.سرم محکم خورد،تو دیوار (پشت سرمو ندیدم ک دیواره)

    خوب شد،ک خورد.

    قبل اینک. جهان منو تکون بده واینطوری محکم بکوبه به سرم باید تغییر کنم.

    من نمیخوام حرف مفت بزنم.

    من نمیخوام فقط حرفای قشنگ بزنم.

    تادقیقه15گوش دادم و اون صداقت کلامتون اون پاکی فرکانستون اجازه نداد ک ادامه بدم.به خودم گفتم نازی،

    تو ک انقد سنگ استادو به سینه میزنی مث اون عمل کردی؟؟؟؟

    تو چقد مث استادت بودی،چقد عمل کردی.

    چقد سعی کردی شخصیتت رو تغییر بدی چقدر ایمان داشتی.

    نازی لطفا پاشو و تموم کن این کمال گرایی رو ک نمیذاره به هییییچ جا برسی و بدبختت کرده.

    دست بردار از گول زدن خودت.

    لطفا دیگه پاشو و مرد و مردونه احساساتت رو کنترل کن.

    ماها دقیقا، از احساسات و هیجانات لحظه ی وعدم اعتماد به نفسمون ضربه میخوریم.

    از نیاز به جلب توجه.

    بجای اینک وقت بذارم دیگرانو راضی کنم و جلب توجه کنم.

    و بگم من چقد خفنم.

    باید جمع کنم خودمو باید با خودم روراست باشم

    منه نازنین دیگه قول میدم به خودم و خدام ک تا حد توانم به قانون عمل کنم باتمام وجودم

    مث استادم باشم کمال گرایی رو بذارم کمال و عمل

    کنم

    ایمانی ک عمل نیاورد حرف مفت است من نمیخوام خودمو تو شرایط اضطراری قرار بدم

    من باید الان ک اوضاع خوبه خودمو جمع کنم.

    خدایاهدایتم کن

    دوستون دارم استاد من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سجاد قربانی گفته:
    مدت عضویت: 3075 روز

    سلام به همه ی دوستان عزیز و خانم شایسته و استاد الان که دارم این مطلب را می نویسم آهنگی را که در فایل بود را دانلود کردم و دارم گوش میدهم و حس خوبی هم دارد. ممنون از این فایلی که استاد گذاشتید که من درس خیلی زیادی از این فایل گرفتم از وقتی که تصمیم گرفتم به صورت مسکن به فایل ها نگاه نکنم و جدی تر روی خودم کار کنم و ۱۰۰درصد صحبت های شمارا جدی بگیرم و باور کنم همان روز اول به مغازه برادرم رفتم و چند وقتی بود که میخواستم موتور بخرم ولی نمی شد و سی چل روزی بود که رها کرده بودم و اتفاق جالب این بود که برادرم یک موتور پشت مغازه اش گذاشته بود و گفت این را میخواهم برایت بخرم ولی با ساحب موتور معامله مون نشد ولی برادرم گفت که این هفته به جمعه بازار می ریم و موتور را برات میخرم و مادرم هم به من گفت هرچه پول موتور دادی من بهت میدهم البته میدانم که نباید روی آن ها حساب کنم و از این موظوع هم ظربه خورده ام ولی این را به عنوان نشانه دیدم یا این که هر پولی خرج میکنم چند وقت بعدش دوباره بهم برگردانده میشود همین که دوستانم که قبلا به من محل نمیدادن تو این چند روز دنبال من راه افتادن و این بار من به بعضی از آن ها محل نمی دهم و سعی میکنم دور باشم ازشون? همین که تا چند وقت پیش احساس بدی به پدرم داشتم و بعضی وقت ها هم با هم دعوایمان میشد ولی در این چند روز بگو و بخند و شادی احساس دوست داشتن ?همین که بعضی از افراد میگویند در این چند روز قدت رشد کرده و بزرگ شدی و خودم هم حس میکنم ولی تا چند وقت پیش از این که نکند رشد قدم کند شود نگران بودم . همین که دوستی که بهش فکر کردم یک ثانیه بعد بهم زنگ زد و گفت بیا بریم بگر دیم و کیک پیتزا برایم خرید و من پولی ندادم و یا برخورد دیگران با من که خیلی بهتر شده هم در مدرسه و هم در خانه از دوستان تا معلم ها و خانواده ام. برادرم خیلی راحت تر موتورش را به من میدهد در صورتی که قبلا نمی داد یا شرایط جور نمی شد. یا مهم تر از همه هر چیزی که از خدا خواستم را به من داده که بعضی وقت ها متعجب میشوم.وقتی از خیابان میخواهم رد شوم با این که خیا بان خیلی شلوغ است راه برایم باز میشود وقتی که یکی از دوستانم عکسش را میدهد که برایش بکشم و قبل از این که نقاشی را به او بدهم بهایش را پرداخت میکند این نشانه است در صورتی که قبلا هیچ کس برای نقاشی های من بهایی پرداخت نمی کرد. وقتی که مادرم در خانه غذانپخته و تازه از سر کار میاید و می خواهد تخم مرغ درست کند و من دوست ندارم زیاد تخم مرغ بخورم ولی دو ساعت قبلش یکی از دوستان ناحارمن را مهمان کرد نتیجه خوش مزه ای بود? وقتی که امروز سر امتحان نه خدکار و نه ماشین حساب و نه زیر دستی داشتم و چند دانش اموز دیگه هم این وسایل را نداشتم چون نمی دانستیم امتحان است و خدا برای من کمتر از ۳ دقیقه همه ی این ها را جور کرد و بقیه بدون وسیله سر جلسه نشستن ?یا وقتی که چند نفر من را میبینند دوست دارن بیشتر کنارشان بمونم و…..خدا یا شکرت که وقتی از ت خواستم هدایتم کنی همه چیز را تغییر دادی بهترین و با معرفت ترین دوست من خدا جونمه عمل کرد من بهتر از روز های قبل شده خیلی بهتر و نتایج خیلی جالبی گرفتم و زندگی با طعم جدیدی را تجربه کردم ممنون از همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    پرویز محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 2806 روز

    با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار و همه خانواده عباس منش دات کام٫

    بنده چند ماهی است که از طریق یکی از دوستانم با این خانواده فوق العاده آشنا شدم و بیشتر فایلهای رایگان استاد و همچنین کتابهای “چطور فکر خدا رو بخوانیم” و “رویاهایی که رویا نیستند” و همچنین دوره زیبای “دوره عملی دستیابی به رویاها” را تهیه کرده و تا فایل پنجم گوش داده ام٫

    خیلی تاثیر گرفته ام ازشون؛ واقعا کلی تو رفتارم،افکارم و دیدگاهم نسبت به زندگی و اطرافم تغییر کرده و از این بابت خیلی خوشحالم٫

    راستش من بیش از چهار سال است که توی کارخونه ای مشغول به کارم ولی ذره ای به شغلم علاقه ای ندارم و ازش لذت نمیبرم ولی همش ترس داشتم که کارمو ول بکنم و برم سراغ کاری که ازش لذت ببرم؛ وقتی فایلهای استاد رو یکی یکی گوش دادم و بهشون فکر کردم آرام آرام باورهایم تغییر کرد و دیدگاهم نسبته به خدا عوض شد و ایمانم بهتر شد٫ من هم مثل خیلی ها خدا را به قول استاد عباس منش مثل یک پادشاه قهاری می شناختم که اگه به کارهایی که دستور داده عمل نکنم یا اگه از کارهایی که نهی کرده خودداری نکنم منو به جهنم میفرسته و عذاب و٫٫٫٫ در پی داره

    اما از وقتی با استاد آشنا شدم دیدم عجب شناخت بچگانه ای از خدا داشتم و خدا رو شکر الان دیگه اون دیدگاه رو ندارم و میدونم خداوند قوانینی بر جهان وضع کرده که اگر درکشون کنیم و بهشون عمل کنیم میتوانیم زندگی خود را آنگونه که دوست داریم رقم بزنیم و خدا هم در تمام مراحل ما رو هدایت میکنه و به مسیر ها و راه کار هارو بهمون نشون میده٫

    مدتی بود که با توجه به حرفهایی که از استاد شنیده بودم فهمیده بودم وقتی من سرکاری می روم که هیچ لذتی ازش نمیبرم نشان دهنده اینه که من ایمان و باورم به خدا ضعیفه و همش نجواهای ذهنی و شیطانی بهم حمله می کردند که اگه شغلتو ول کردی به زنت به پدر و مادرت و به اطرافیان چی خواهی گفت؟ اگه کار دیگه ای گیر نیاری چیکار میخوای بکنی؟ و هزار جور از این نوع حرفها که شاید شما هم تجربه کرده باشید٫

    تا اینکه این فایل رو گوش دادم٫ یه کم قاطع تر شدم که از کارم استعفا بدم اما هنوز اون دل و جرات لازم رو نداشتم٫ تا اینکه یه مقاله ای که خانم شایسته در قسمت “راهکار برای مسائل شما” در مورد خراب کردن پل های پشت سر نوشته بودند و من قبلا ازش پرینت گرفته بودم و خونده بودم ولی هیچی ازش درک نکرده بودم( به قول استاد حتما اون موقع آمادگی شنیدن آن حرفها رو نداشتم) رو یه بار دیگه خوندم( یعنی یه حسی از درون بهم گفت برو اون مقاله رو بخون) ولی این بار اصلا یه چیزای دیگه ای میخوندم؛وای خدای من انگار خود خودت روبروم نشسته بود و داشت مستقیم باهام حرف میزد و اون حرف ها رو با من میزد ؛ داشتم از تعجب دیوونه میشدم٫ وقتی مقاله را خواندم تمام شد تصمیم قطعی گرفتم که استعغایم رو بنویس و شنبه اولین کاری که توی شرکت کردم رفتم استعفایم را نوشتم٫ خیلی ها گفتن بابا بیرون کار نیست کجا میخوای بری؟

    اگه بری فلان میشه بهمان میشه٫ این کار دیوونگیه این کار حماقته و ٫٫٫ ولی من به خودم گفتم من باید ایمانم رو به خدا ثابت کنم من باید ثابت کنم که ایمان دارم خدا همیشه حامی و پشتیبان و هادی من است٫ درسته هیچ ایده و برنامه ای ندارم که چه شغلی رو میخوام انتخاب کنم اما یقین دارم این بهترین تصمیمی بود که باید می گرفتم٫

    سال ۹۸ را سال موفقیت مالی و شغلی برای خودم انتخاب کردم و متعهد شدم که با کار کردن روی باورهایم و تقویت ایمانم و با عمل به نشانه های خداوند بتوانم شغل مورد عشق و علاقه ام رو پیدا کنم و جلو برم و از سال ۹۸ دیگه سر اون کارم که ازش لذتی نمیبرم نمیرم٫

    همانطور که گفتم الان که دارم اینها رو مینویسم واقعا هیچ ایده ای ندارم ولی یقین دارم خداوند هدایتم خواهد کرد یقین دارم سال ۹۸ بهترین سال زندگیم خواهد بود٫ یقین دارم به قول استاد: خداوند پاسخ می دهد٫ الان وقتی نجواهای ذهنی میاد سراغم میگم مگه خدا مرده؟ مگه من نمیتونم مثل خیلی هاا و مثل خود استاد عباسمنش با درست کردن باورهایم و ارسال فرکانسهای مناسب زندگیم را آنطور دوست دارم خلق کنم؟ مگه من صاحب ندارم؟ من خدا رو دارم و اون منو به بهترین راه ها هدایت خواهد کرد٫

    برای تک تک دوستان خوبم آروزی بهترین ها را دارم و خدا رو هزاران مرتبه شاکرم که عضو چنین خانواده فوق العاده ای هستم که قراره باهم و در کنار هم قوانین رو درک کنیم و بهشون عمل کنیم و از زندگی نهایت لذت رو ببریم و کمک کنیم جهان جای زیباتری برای زندگی کردن باشد٫

    به زودی به لطف خدا با خبر های فوق العاده ای میام و براتون می نویسم که خدا چطور پاسخ داد٫ و چطور در مسیری که باید قرار گرفتم٫

    به امید خدا این اتفاق به زودی خواهد افتاد٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      بهار رضوی گفته:
      مدت عضویت: 2677 روز

      سلام جناب محمدزاده به این جسارتتون تبریک میگم بعد از باور سازی حتما باید روی بالا بردن مدارتون کار کنید استاد ی فایل رایگان در همین خصوص دارن وقتی روی مدار مالیتون کار کنید کم کم ایده های پولساز به سمتتون میاد من خودمم همین کار شما رو انجام دادم و با وجود مخالفت زیاداطرافیان مبنی بر نبود کار اما الان واقعا راضیم. بازی فراوانی خانم استر هیکس رو حتما حتما انجام بدین فایلهای تصویری استاد خیلی خیلی میتونه ب شما کمک کنه چون دایما با دیدن اموال استاد فراوانی رو می بینید توی اینستا پیج های ماشین ویلا خونه رو فالو کنید تا ورودی چشمتون همش فراوانی باشه به امید خدا با ایمان و اشتیاق فراوان و در نهایت با اصلاح باورهاتون ب هدف مورد نظرتون می رسید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2761 روز

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر افکار و باورهام

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان سیال این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار

    دقتی بر میگردم به دو سال پیش خردین دوره دوازده قدم برام ی رویا بود

    وقتی این دوره روی سایت قرار گرفت با خودم فکر میکردم میشه ی روزی من هم این دوره رو تهیه کنم .وقتی به ذهنم مراجعه میکردم مینشست دو دوتا چهار تا میکرد که :

    دوازده قدم هر قدم یک میلیون و جهار صدو پنجاه میدونی چقدر میشه ؟!!!!!

    اما اون انرژی و قدری که من از فایل های رایگان به دست آورده بودم فایل هایی که شده بودن همدم من و به صورت جدی و متمرکز نشسته بودم و کار میکردم روشون

    اون شادی و آرامشی که با همون فایل های رایگان نصیبم شده بود

    اون مثبت اندیشی گم شده زندگیم که با اون فایل های رایگان کم کم تجلی میکرد

    بقول استاد چربید به اون مقاومت ذهنه و من خریدم قدم اول روالبته با دو سه ماه تاخیر و شروع کردم به کار کردن ، شروع کردم به ساختن ی من جدید در تمام ابعاد

    خیلی حال خوشی داشتم ایمانی در وجود من بیدار شده بود که سالها موتورش خوابیده بود چون بنزینی توش ریخته نشده بود اونقدر حالم خوب بود که حتی ی مدتی که بیکار شده بودم هم حالم خوب بود و خداوند رزق و روزی من رو میرسوند

    قدم ها رو یکی یکی میخریدم و روشون کارمیکردم و نتیجش آرامش و شادی و سلامتی و نزدیک شدن به خودم و خدای خودم بود اونقدر حالم خوب بود که دوستم تعجب میکرد که من چطور با وضعیتی که داشتم اونقدر حالم خوب بود

    درآمدم دو سه برابر شد . در سال دوم این بیماری من نسبت به همه ی سال های قبلم درآمد ساختم. تضادها توی زندگی من کمرنگ شدن و هزینه های غیر مترقبه رخت بر بستن .سلامتی در جسم و روحم پدیدار شد منی که سالی چندین بار براحتی سرما میخوردم با اون آگاهی ها واکسینه شدم

    احساس گناه توی وجودم کمرنگ شد و خودم رو لایق هم صحبتی با خدا کردم

    مشتری ها به سراغم می اومدن بدون اینکه من ی قرون تبلیغ بکنم .

    الهاماتی بهم شد که اجراشون کردم که نتیجش حذف هزینه های الکی از زندگیم بود

    راحت تر کار میکردم و سختی ها م خیلی کمتر شدن

    خلاصه اینکه در تمام ابعاد زندگی من آرام آرام تغییر کرد

    دوره ای که ی روزی جزو رویاهای من بود الان توی هارد من توی دسته بندی محصولات استاد قرار داره هاردی که اون هم جزو رویاهام بود

    بعد از اون دوره دوره کسب و کار شخصی و بعدش هم عزت نفس رو خریدم که با خریدن اون فهمیدم که تمام مسائل من ریشش در کمبود عزت نفسه و شروع کردم به شناختن خودم تازه اونجا بود که فهمیدم من اصلا خدم رو تا حالا بررسی نکرده بودم و نمیشناختم .با این دوره شروع کردم به شناسایی ضعف های شخصیتیم و هنوز که چند ماه از اونموقع میگذره من در حال مرور کردن اون دوره هستم

    میخواستم دورهی جدیدی از استاد بخرم اما هرچی که با خدام مشورت میکردم همش دوباره هدایت میشدم به دوره دوازده قدم و الان دوسه ماهی هست که دوباره شروع کردم به مرور آگاهی هاش

    امشب بعد از اینکه چند بار این فایل رو گوش دادم یاد چکاپ فرکانسی افتادم که مهر ماه نوشته بودم دفترم رو باز کردم دیدم همون اولش نوشته بودم میزان پس انداز 3 تومن اما الان بعد از سه ماه شده نزدیک 7 تومن یعنی دوبرابر شده اصلا به این موضوع دقت نکرده بودم یعنی من جدای از تمام خرج و مخارجم که خودم میپردازم تونسته بودم این پس انداز رو داشته باشم و این برای من یعنی بهبود .شاید اگر کسی این متن رو بخونه بگه آخه 7 تومن که چیزی نیست اما برای من این دوبرابر شدن یعنی پیشرفت و من باید سپاسگزار همین مقدار باشم

    راستش رو بخواین الان مدتیه که ی کم اون استرس هایی که این دوساله ازشون خبری نبود به سراغم اومدن و بعضی وقت ها حالم رو بد میکنن که خودم میدونم این بد شدن احساسه نسبت به سال قبلم که توی اوج احساس خوب بودم بیشتر شدن .اون شادی و آرامش و اطمینان قلبیه کمتر شده و این نشون میده ایمانی که من ساخته بودم ی کم متزلزل شده که همش هم بر میگرده به مسائل مالی و امروز و امشب با این آگاهی ها فهمیدم که اون باورهایی که من روشون کار کردم هنوز بنیادین و ریشه ای قوی نشدن توی این بعد و همین ابعاد دیگه رو تحت تاثیر قرار میده .همینه که استاد میگن باورهای نادرست مثل علف هرز میمونن اگر غفلت کنیم از کار کردن دوباره پیداشون میشه .

    امشب با این آگاهی ها من مرور کردم تمام اون لحظات خوشی رو که من با فایل های رایگان و دوره دوازده قدم تجربه کرده بودم و میخوام دوباره برگردم به همون لحظات ناب .البته همونطور که گفتم بهم الهام شده بود که دوباره دوره دواز ده قدم و من هم گوش کرده بودم اما نه 100 و با اومدن این فایل نه تنها الهامم تایید شد بلکه مرور فایل های رایگان همراه با این دوره هم بهم گفته شد و هر دوتای اینها رو من شروع کرده بودم و داشتم انجام میدادم اما نه خیلی جدی جدی .

    اما از امشب من تعهد خودم رو مینویسم در دفتر اهدافم که با تمام وجودم دوباره همون مسیری رو که دو سال پیش شروع کردم رو شروع کنم با همون شور و شوق

    بقول دوستم عزیزم آیدا جان باید این توقفه و این فکر کردن برای من اتفاق می افتاد تا بشینم فکر کنم کجای کارم در مورد مسائل مالی ایراد داره که نمیذاره از این حد فراتر برم

    سپاسگزارم استاد با این تلنگرهای بموقع

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فریبا فاضلی گفته:
      مدت عضویت: 2380 روز

      سلام نسرین عزیز

      اولا که در جریان هستید که من کامنتهای زیباتون رو دنبال میکنم ،دوماامروز که این قسمت فایل ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست رو گوش دادم متعهد شدم که این دوره رو رو خریداری کنم

      آخه من قبلا دوره های اساتید دیگه رو خریده بودم وخیلی راضی نبودم ،به همین دلیل تا بحال هیچ یک از محصولات استاد رو نخریدم وهمش مشغول دیدن وشنیدن فایل های رایگان استادم والحق والانصاف که خیلی هم نتیجه دیدم .

      ولی دیروز که این فایل رو گوش دادم بخودم تعهد دادم که حتما قسمت اول دوازده قدم رو بخرم ،و خوندن کامنت شما منو بیشتر ترغیب کرد.

      ممنون میشم اگه موردی هست که میتونه کمکم کنه رو بهم یاداوری کنید ،بی نهایت از لطف تون سپاسگژارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        نسرین سلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2761 روز

        سلام دوست عزیزم فریبا جان .اصلا لحظه ای شک نکن در خرید قدم به قدم این دوره من هرچی الان دارم از کار کردن روی این قدم هاست اصلا شور و وشوقی داشتم وصف نا پذیر .الان هم اونقدر پول توی حسابم هست که بتونم دوره بخرم اما صرف دوره خریدن کافی نیست تعهد به عمل کردن مهم تره .اصلا عجله نکن که سریع قدم ها رو بخری قدم اول رو بخر و آروم آروم کار کن البته من شناختی از مدار شما ندارم و نمیدونم تو چه فرکانسی هستین که میخواین شروع کنین اما به جرات میگم تو هر فرکانسی باشین 100 درصد فرکانستون با این دوره میره بالا.پس با خیال راحت بخر .حتما نکته برداری کن و تمریناتش رو انجام بده نتیجه قطعیه .موفق باشی و سپاسگزارم از توجهی که به کامنت های من داری عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          فریبا فاضلی گفته:
          مدت عضویت: 2380 روز

          سلام نسرین عزیز ممنون از راهنمایی خوبت

          دوست مهربانم

          من قدم اول از دوره ۱۲ قدم رو به لطف خدای مهربان دیروز ۱۹ دیماه که مصادف با سالگرد ازدواجم بود خریدم

          که این خودش برام هم هدایت بود وهم نشونه وممنونم که شماهم برام مشوق خوبی بودید

          شادو سلامت باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    نگین گفته:
    مدت عضویت: 2985 روز

    به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اووست

    درود و سلام استادان عشقم و درود و سلام دوستان الهی ارزشمندم

    یه روز و یه فرصت زندگی بهشتی دیگه و هدایت به آگاهی های از جنس نور و زندگی

    سپااااس فراوان از پروردگارم و سپااس فراوان نازنین استاد برای عمل کردنتون به الهاماتتون و ثبت اینچنین شگفتی هایی در این بهشت برین

    من زندگیم با این جمله که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است زیر و رو شد

    من به خودم میباااالم من به خدایی که خلقم کرد و عاشقانه و موشکافانه و دقیق یک به یک نعمت ها و ثروت های بی انتهاش رو این گنجینه ای که در وجووودم دارم رو خلق کرد میبالم و میپرستمش

    من به خودم میبالم برای هر روزی که بیشتر باورش کردم بیشتر خودمو باور کردم و بیشتر رفتم تو دل ترسالم و خلق کردم زندگی رو که الان دارم زندگیش میکنم

    من شاکرتم هر لحظه ای رب من ای پروردگار من

    شده درخواست هر روزم که خدایاااا دوست دارم امروز یکم بیشتر بفهممت و هر چی بیشتر میفهممش میرسم به اینجا که چقددددر راه دارم تا درک کنم این عظمت رو و رسیدم به اینجا که هر چی بیشتر میفهمم خدارو میفهمم که هیچیییی از عظمتش رو نمیفهمم از عشقش به خودم رو مغزم قد نمیده حلاجیش کنم

    میرسم به اینجا که چقدددر عاشقانه خلقم کرد خلقمون کرد و بهتر درک میکنم که چراااا مشتاق تره از ما برای رسیدنمون به خواسته هامون و اینا فقط حرف نییییست به شگفتی شکوفه های گیلااااس قسسسم زمین و زمانش رو برامون جوری میچینه که برسیم به خواسته هامون

    بابا خواسته های ما اگه توانایی خلقشون رو نداشتیم اصلاااا حتی فکرش به ذهنمون نمیییرسید

    بیشتر باور میکنم بابااااا خدایی که هر چیزیییی رووووو در بی نظیرترین در پرفکت ترییین در شگفت انگیز ترین حالتی که امکانش وجوود داره خلق کرده و میکنه اونم با عشق با اشتیاق اونم با قدرت و توانمندی غیر قابل درکش برای منه انسان, من رو هم خلق کرده و با عششششق دونه دونه توانایی هام و استعدادهام رو درونم قرار داده و تمایلاتی که برگرفته ازین توانایی ها و استعدادهاست و هر کدوم رو در بهترین زمانش و در بهترین مکانش آلارمش رو روشن میکنه که درخواستش رو بفرستم چون وقت مناااسبش اوونجااااست و بعد زمین و زمانش رو بهم میدوزه و قوانین کشورها و انسان هایی که خودش خلقشون کرده رو برام تغییر میده تنها به این خاطر که عاشقمه و با عشق خلقم کرده و به طرق مختلف از طریق انسان های متعددی که حرفاشون رو میتونم بفهمم مثل حضرت محمد مثل ابراهیم نبی مثل استاد عباسمنش بهم گفته من بر خووودم واجب کردم که درخواستی که کردی رو اجاااابت کنم

    فقط بااااید این سیستم این توانمندیش و توانایی های خودمونو باااور‌ کنییییم

    باید درک کنیم بفهمییییم ما لاااایقیم

    به قوول استااااد فقط به این دلیل که انسانیم لایقیییییم

    آخ استاد چه قشنگ میگین بابا هممون یه سنگ داریم تو دستمون یکی خوش قلق تر یکی بد قلق تر اما ابزااار همه یکیه

    همه حق داریم خووش بگذرونیم ولذت ببریم

    برای لذت بردن مگه عجله و ترس و اضطراب و شک و تردید و نگرانی معنایی داره؟؟

    معلوومه وقتی باورش کنی عمممل میکنی

    معلووومه ایمانی که عمل نیاره حرفه مفته

    من باااورش کردم و هر چیییی بیشتر باورش کردم سریییییع تر زندگی من چرخش روان تر عزت و اعتبارم بیشتر حرف بقیه برام پووچ تر و موفقیت هام پر رنگ تر شد و مهم تر از همهههه بیشتر با خودم با دنیای شگفت انگیزی که فرصت زندگی کردن درش رو داشتم آشتی کردم و دیدم که چقققدر زندگی لذت بخشه و امید و اشتیاق در وجودم شروع کرد به زبانه کشییییدن

    رنگااا برام زیباتر شدن و دلبری هاشون برام بیشتر شد

    لبخندها برام زیباتر شدن و انرژی هاشون برام ضروری تر شد

    آدم ها زیبااتر شدن و قضاوت نکردنشون نقطه ی قوتم شد

    داشتن نعمت ها و ثروت ها و بودن با انسان های کار درست و خفن برام بدیهی تر شد و اصن استانداردهام بالاتررر‌ رفت

    مگه چی میخوام دیگه

    هر چی بیشتر باورش کردم هر چی بیشتر خودمو دوست داشتمو لایق دونستم خواسته هامم عمیق تر و زیباتر و بزرگتر شد

    هر چی بیشتر عاشق خودم شدم توانایی هام رو دییییدم و شگفت زده شدم از این حجممم و دقققققت و بی انتهایی توانایی هایی که خدا تنها در وجوووود من قرار داده بعد باااااا چه عشقییییی هی دونه دونه برام روشووون میکنهههه

    واااای دیوااااانه مییییشم

    بعد دیددددم چقد به خودم ظلم کردم که ندیدمشون و باورشون نکردم.انققققدر قوی و زیاد هستن که برام بدیهی بودن ولیییی چرا ندیدمشون یا اصلا چرا ندیدم اینا اسپشیال وجووود منن و فقط منمممم که میتونم ایناروووو یه جور متفااااوتی از بقیه به مرحله ی ظهووور برسووونم

    وااای از قدرت بااااور

    آخه چطور وقتی یه نعمت ارزشمند به یکی بدی به چشمش نیاد نبیندش اصلا چقدر عششششق میخواد خسته نشییی از هدایتش که چطور ازش استفاده کنههه.تو 7 سالگی نفهمید تو 13 سالگی بهش بگی نفهمید 16 سالگی بگی نفهمید و اصن کتمانش کرد بگی اکی بیا فعلا رو موارد دیگت زوم کنیم ولی هی به هر طریقی تلنگرایی بزنی که یادش نره و بااز تو 35 سالگی بش بگی و تاااازه دو زااااری طرررف بیفتهههه. باباااااا من خیلییییی گیج میزنم یه وقتااایی.

    آاااخ خدا قربوون قدرت و سخاوتت برم که انقدر من رو پر از توانایی و نعمت خلق کردی اصن من دغدغم این بود به کدوووم بپردازم. حالا که دیگه طبق پلن های در حال اجرایه جفتمون در قرار ملاقات های ابتدای روزانمون که جلسه هامون شدیییدا رسمیه قرار نوبتی هر چند مدتی که نیاااز شد به بارور کردن و تجربه ی توانایی های هر مقطعی از زندگیم برسیم.فعلاااا به توانایی های دوران ابتدایی میپردازیم.

    وااای من ذووق خدا رو میبییینم بیشتر از خودم وقتی که نگاهم داره روز به روز بهتر میشه نسبت به خودم و میبینم توانایی هامو و توووو دل خدااااا قند آب شدهههههه

    آاااخ که چقدر با صبوری صبر کردی من برسسسسم به این مرحله

    وااای من عاااااشقتم خدااااااااا

    من عااااااشقتم خداااااااا

    وااااای کرک و پرم میریییییزه وقتی با تمام وجوووودم حس میکنم چطووور عاااااشقمییی

    من عاشق این پچ پچ‌ کردنامون باااهمم

    آاااخ که دووور عظمتت بگردم

    ولی چه خوشیم میگذرونیییی هاااا آخه میدووونم که میدونی چقد نمکییییییم من چه لعبتییی سااختییی

    آااااخ دووور عظمتت بگردم دووور عشقی که بهم داری بگررررردم من فرمانرواااای کیهاااان و زمین من

    خداااای من آرااام بخش وجووودم من طبق معاهده بینابین جفتمون اساس رو گذاشتم زندگی آگاهانه تر به تمااامیه مسایل اطرافم و توجهم به شگفتی هایی که خلق کردی و اووردر دادنای خفن ازون اوردرا که لایقشونم و باور دارم هم به خودم هم به توووو که به سااادگییییی به زیبااااییی به هلووووترین حالت ممکن من رو به سمتشون هدایت میکنی و مننننننن هموووووون بنده ایت هستم که هر چیییی بگیییییی میگم چششششششم

    من ثانیه ای زندگیم بی تووو لذتی برام نداره

    خدایاااا کمکم و هداااایتم کن به سمتی که بیشتر درکت کنم بیشتر خودمو باور کنم و بیشتر خواسته هام رو تجربه کنم و خدایاااا من جون میدم برای این آرامشه برای این امییییده براای این حس اشتیاق برای زندگی برای این شادیه درونی و برااای پووووول

    خدا جونم شماره کارتام حضورتون تشریف دارن که

    واریزیای صفر تپل تر را خواستاریم

    ازون رزقا که پولی نیستن و الان غرق لذت استفادشونم از اینا از ایناااا (به سبک خردادیااان :) )

    عااااشق اووون حسه قدرته اون حس خلق کنندگی و اووون حس به ثمر رسوندن استعدادهام و توانایی هامم

    چه سیستمت خوووووووبههههههه

    آااااااخ عاااااااشقتمااااااااااا

    یه سیستم برد برد پر اززززززز عششششق پر از حال خوب پر از حس توانمندی پر از قدرت و صدااااقت و درستی

    پروردگارم تنها تو را میپرسم و تنها از تو یااری میجویم

    پروردگارا من را به راه راست هدایت کن راه کساااانیکه به ایشااان نعمت داده اییییی رااااه کسااانیکه صدای واریزی به حساب بانکشان موزیک جاری در زندگیشان میباااااشد راه کسااانیکه الرزق و الرزقان رو تجربه میکنن ازونا که پوووله دنبالم بدواهههه تازه دویدنشم پرفشنال بااااشه و بفهمه چه لعبتیم و ولم نکنهه هی بیاااد دووورم بگردهههه

    دووووست داااارم و دوووستوووون دارم

    در پنااااه حق باشیییید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 682 روز

    سلام به روی ماهتتون

    واقعاً درسته که افکار و باورهای ما دارن دنیای بیرونمون رو می‌سازن. اما خیلیا هنوز اینو جدی نگرفتن. بیشتر آدم‌ها فقط یه نگاه رویایی و فانتزی به این قانون‌ها دارن. چند تا جمله‌ی مثبت رو می‌گن، شاید یه مدت هم پرانرژی تمرین کنن، ولی وقتی زود به نتیجه نمی‌رسن یا یه مشکلی جلو پاشون سبز می‌شه، خیلی راحت جا می‌زنن. چون ته دلشون هنوز باور نکردن این قانون واقعیه.

    در حالی که واقعاً این قانون همیشه داره کار می‌کنه. فقط باید یاد بگیریم چطوری باهاش هماهنگ بشیم. باید سکوت درونی داشته باشیم تا صدای این قانون رو بشنویم. باید ذهنمون رو تربیت کنیم، از فکرای منفی و باورای محدودکننده‌مون جدا بشیم. این دقیقاً همون چیزیه که استاد عباس‌منش با تمام وجودش داره یاد می‌ده. با مثالای واقعی از زندگی خودش. با این که چطور با ترس‌هاش روبه‌رو شده، چطور تونسته به خدا اعتماد کنه و این ایمان رو تو وجودش نهادینه کنه.

    این‌که ما خودمون خالق شرایط زندگی‌مون هستیم، حرف آسونیه، ولی در عمل خیلی عمیقه. چون وقتی اینو بپذیریم، یعنی دیگه نمی‌تونیم تقصیرها رو گردن بقیه بندازیم. نمی‌تونیم بگیم “قسمت این بود” یا “شرایط بد بود”. چون می‌فهمیم همه‌چی از درون خودمونه. برای همینم‌ قبولش کردن نیاز به شهامت داره… نیاز به این‌که به قدرت درونی‌مون و به خدا اعتماد کنیم.

    استاد همیشه میگن : تمرین، استمرار و ایمان. این سه‌تا اگه با هم باشن، کم‌کم قانون جذب برات تبدیل می‌شه به یه ابزار واقعی برای ساختن همون زندگی‌ای که ته دلت می‌خوای.

    در نهایت، بدون که این قانون چه بخوای چه نخوای، همیشه فعاله. پس چه بهتر که بفهمیش، باورش کنی و باهاش هماهنگ بشی. اون‌وقت زندگیت پر از حس خوب، آرامش، اطمینان و نور می‌شه.

    پس از همین الان، با دل و جون شروع کن. چون تو لایق بهترین‌هایی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سمیه زاهدی گفته:
      مدت عضویت: 1885 روز

      به نام خدایی که همه چیز می شود همه کس را به شرط پاکی دل وطهارت روح

      سلام داداش محسن عزیزم،مرسی که می نویسی وبشارت دهنده ایی برای بقیه خودت

      آخر متن کامنتت نشانه ایی برام بود که داستان الهامی که ب قلبم شد رو اینجا بنویسم ، شایدچراغ هدایتی باشه برای مسیر دیگری.

      روزی که بااشتیاقی که خداوند تو قلبم گذاشت شروع کردم به خوندن یه سری از کامنت هات، هر بار یه چراغ برای من سبز میشدازمسیر و انگار بیشتر تسلیم میشدم برای اینکه اجازه بدم هدایت شم، با انجام یه سری ایده های ساده ذهنم آرومتر میشد ، آرامشم بیشتر ، شاخک هام فعالتر برای دریافت نشونه ها ، تونوشته های تو وبقیه دوستان، تو یه فایل صوتی ،یه ندا از درون و…. هربارکه عمل میکردم چراغ بعدروشن وقدم بعدی…

      دیروز بعد مراقبه صبحم هدایتی رودریافت کردم که قلبمو بازکرد، چنان شوقی برای تغییربنیادین به وجودم آورد که تا به حال تجربش نکرده بودم ، خلاصه ایی ازش رومی نویسم.

      ب من گفت یادته بهت گفتم فضا خالی کن با نه گفتن به هر چیزی غیر ازمنه؟

      میخوام از ارزش این اقدام وتصمیمت بهت بگم.

      گفت طرف حساب تو منم ، میخوام مشتریت بشم هرچیزی که از نفست جدا می کنی روازت بخرم، اینکه میگم باید برگردی از خیلی ازعادت ها ،باورها، تصمیم هایی که از جنس من نیست درحقیقت داری با من معامله می کنی، وقتی از تعلقات نفسانی ،وابستگی ها، چیزایی که ب واسطه اونااحساس ارزشمندی داری وب اونا تکیه کردی،من بلدم هات، تائید های ازبیرون و… جدا بشی وب من بفروشی ، منم بهت وعده حق رومیدم تواین معامله، هم دنیا روبهت میدم وهم آخرت و توسوره توبه آیه 111 درموردش گفته شده ودرحقیقت هر نه که بگی داری ب خدابرمیگردی وکوچکترین برکتش نور ب قلبت تابیدنه.

      تو همین آیه میگه؛ پس شادمان باشید به معامله ایی که با خدا کرده ایدکه این رستگاری عظیمه

      معامله ایی باخداوندبی نیاز که همش تنها برای من سوده ، فروختن چیزایی که برای من خوب نیست ب خدا ودریافت چیزایی که نور به قلبم میارن ،دنیا وآخرت منو آباد می کنه،همه چی زندگی منو به نور وعطر خودش مزین می کنه ، همون درخواستی که ازش کردم، دریافت خواسته هایی که بوی خدا روبدن

      گفت حالامیدونی راهکار عملیش چیه؟

      (جهاداکبرتوشخصیت خودت )

      از دکمه هدایت به نشانه سایت استفاده کردم وخواستم ب دوره ایی که در راستای این هدایت بوده ورود کنم ،که به زیبایی همون اول صفحه دوره کشف قوانین برام باز شد وبه یاری خداوندبه زودی این دوره روکه قبلابا اکانت خواهرم خریداری شده رواستارت میزنم باتعهدی قلبی از دل یک هدایت زیبا برای جهاد در راه خدا، برای معامله باخدا وچه کسی وفادارترازخدا به عهد خودش؟

      خدایاشکرت برای هدایتی که قلبم رومنورکردبه عشقت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 682 روز

        سمیه‌ی عزیزم سلام صمیمی و گرم

        اول از همه بگم چقدر خوشحالم این هدایتها و آن آرامشهای الهی راهت رو روشن کرده. متنت رو که خوندم، حس کردم دارم با یه رفیق میشنوم که از ته دل داره مسیرش رو توصیف میکنه ؛هم خلوتِ عاشقانه باخدا رو، هم تصمیم شجاعانه برای «نه» گفتن به هرچیزی که راهِ وصل رو میبنده. واقعاقشنگ نوشتی؛ نگه داشتن این حس و این وضوح، خودش هزار نعمتِ کوچیک و بزرگه.

        یه چند تا حرفِ رفیقانه و ساده میخوام باهات بزنم، مثل همون که کنار هم تو کوچه‌پس‌کوچه‌های زندگی راه میریم:

        1. کاری که کردی — خالی ‌کردن فضا با «نه» گفتن — شجاعت میخواد و تو انجامش دادی. این «نه»ها خریدنِ نفست از خداست، معامله‌ای ک ِ توصیف کردی. هر «نه» یک گامِ آزادتر شدن و روشنتر شدنِ قلبه. نگهش دار، تکرارش کن، و ازهر «نه» یه نفسِ سپاس بکش.

        2. این معامله با خدا ساده‌ست ولی مستمر: هر روز صبح قبل از هرکاری، یه نیتِ کوتاه کن ؛ «امروز هرچه ازمن نیست، نه میگم؛ هرچه نور به قلب میاره رو میگیرم.» این نیتی میشه مثل یک طنابِ وصل که روزت رو نگه میداره.

        3. لیستی از وابستگیا و عادتایی که احساس میکنی دارن انرژیت رو میگیرن یا جلوِ وصل رومیگیرن، بنویس ؛ فقط بنویس، بدون قضاوت. بعد هر روز یک مورد ازش رو با «نه» تمرین کن؛ حتی کوچک باشه. دیدنِ کاهشِ وزنِ آن چیزها روی قلبت، انگیزه مضاعف میده.

        4. جهاداکبر همینِ که گفتی: کارِ داخلیِ بزرگ روی خودِ توست. از کارت نترس، از تغییر نترس. هر قدمِ کوچک، مبارزه‌ای‌ست که تو پیروزش میشی. با هر قدم، خدا بیشتر اعتبارِ وعده‌ش رو بهت نشون میده.

        5. درباره‌ی دوره‌ای که باز شده: برنامه‌ریزیِ ملایم داشته باش. قولِ قلبی که دادی گوهریه ؛ ولی لازم نیست همه‌چیو یک‌باره برداری. جلسه‌به‌جلسه جلو برو، یادداشت بردار، هر نکته‌ای که نور به قلبت میاره تو دفترِ هدایتت ثبت کن تابعدا مرجعِ خودت باشه.

        6. وقتی نشونه میاد، عجله نکن برای تفسیر. نگه دار، از خدا تشکر کن، و اجازه بده معنی‌ها یک‌به‌یک توی زندگیت جور بشن. بعضی وقتاخودِ نگه داشتنِ نشانه و شکر برایش، خودش بارِ تغییر رو میکشه.

        7. دوست داری که این تجربه‌هات رو با دیگران به اشتراک بذاری؟ نوشتی و حس کردی این میتونه چراغی برای بقیه باشه ؛خیلی خوبه. اما یادت باشه هر چیزی که عمومی میکنی، از خلالِ آرامشِ درونت بیرون بیاد، نه از هیجانِ لحظه‌ای. اینطوری نوشته‌هات خودش راهبرمیشن.

        ⭕️ 8. وقتی تردیدی افتاد یا غر زدی – که طبیعیه! – با خودت مهربون باش. تو با خدا رابطه عاشقانه‌ای داری؛ غر زدن‌هات هم حرفِ عشقه. بزار بگه، بزار بشنوه، بعددوباره برگرد به اون «نه» آرام و محکم.

        9. هر شب قبل از خواب، یه لحظه برای دیدنِ نورهایی که امروز تابیده بود متشکر باش. حتی اگرچیز کوچیکی بوده ؛ یک نفسِ سبک، یک نشانه، یک لبخندِ ناگهانی. این شکرها، سرمایه‌ی مسیرن.

        سمیه‌ی عزیز، کارت بزرگ و تحسین برانگیزه. تو چیزی رو انتخاب کردی که خیلیها جراتش رو ندارن: معامله با خدای بی‌نیاز و وفادار. میدونم خدا وعده‌هاش رو با وفا ادا میکنه؛ تو فقط ادامه بده و با آرامش و ثبات پیش برو.

        ■ از آیه 111 توبه برام گفتی… و من دوباره احیا شدم… إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ ۚ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ : 🟣 چیزایی که ذره‌ای بدرد من نمیخوره رو خدا به بالاترین قیمت ازم میخره، خودش رو جایگزین اونا میکنه و زندگی من ازطریق همین معامله ساده در تمام ابعاد رشد میکنه

        واقعـــــا ممنونم ازت .

        ~~~~~

        برای تو نورِ بیشتر، آرامشِ پایدار، و گشایشِ قلبی و بیرونی از خدا میخوام. هر وقت خواستی بنویسی، ثبت کنی یا فقط بگی «خوبم»، من اینجام رفیق باشم و گوش بدم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          سمیه زاهدی گفته:
          مدت عضویت: 1885 روز

          به نام خدایی که ازرگ گردن ب من نزدیک تر

          سلام داداش محسن عزیز

          اول بگم که وقتی این کامنت روازت دریافت کردم یه لبخند بزرگ به قلبم اومد، ازخداوند درخواست کرده بودم که زیر همین کامنت یه آگاهی برای مسیری که پیش رومه به من بده ودیگه اینجوری خوشگل ، شسته رفته همه چی روبرام قدم ب قدم باز کرد از دریچه قلب نازنینت

          محسن جان این آگاهی ها برام مقدسن چون گیفت های هدایت دلبرجانمه ،همه رو می نویسم جلو چشمام میذارم که بشن نشونه مسیرم وحتماعمل می کنم بهشون.

          واینکه باعشق صبورمی مونم تورفاقت باخدا

          مرسی ازت برای قلب مهربونت،برای حضورت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ربابه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2527 روز

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جان قشنگم و سلام به همه‌ی دوستان گرامی

    استاد این فایل رو انگار مخصوص من گذاشتید

    دیروز خیلی فکر کردم به اینکه چرا اونجوری که میخام هنوز رشد نکردم ایراد کجاست حتی توی تمرین ستاره قطبی هم از خداوند درخواست کردم و بقول شما در دوره هم جهت با جریان خداوند گفتم خدایا من باید چه کاری رو انجام بدم و امروز به عنوان نشانه من هدایت شدم ب این فایل

    چند روزه همش به خودم میگم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    سعی کردم که عمل گرا باشم و خب نشانه ها هم اومده ولی استاد حس میکنم هنوز نفوذ نکرده به قلب و روحم و ذهنم

    چند روزه به خودم میگم درسته چندین ساله عضو سایتی ولی چقدر عمل کردی

    میدونید استاد من خوشحال بودم فقط فایل می‌شنوم خوشحال بودم که عضو سایتم و میگفتم بله من یک عباس منشی هستم

    ولی ایمانی ک عمل نیاورد حرف مفت است و کارها و رفتار و گفتار من همون حرف مفت بود

    از دوره هم جهت با جریان خداوند احساس می‌کنم قلب و ذهنم ی ذره تکون خورده و من میتونم بگم 95 درصد از زمانی که من گوشی ب دست هستم فایل های شما توی گوش من داره تکرار میشه اما با این تفاوت که داره ی ذره عمل هم وارد قضیه میشه

    کمی عجول هستم و چند شب قبل خواب می‌دیدم ک خداوند با زبان شما بهم گفت ببین این تخم مرغ رو مرغ نشسته روش اگر زودتر از موعد توقع داشته باشی جوجه بده همچین اتفاقی رخ نمیده تکاملت رو طی کن

    الان حس میکنم ذهنم سیمان های زیادی بهش چسبیده و هنوز حرفاتون رو جسارت نباشه صددرصد نپذیرفتم چون عملم داره نشون میده این رو

    ولی واقعا دلم میخاد عملگرا باشم دلم میخاد همون‌جوری که این فایل ها قلبم رو میلرزونه ذهنم رو هم تکون بده

    بقول اقا رضای عطار روشن اینقدر فایل ها رو تکرار میکنم و تکرار میکنم تا اون اتفاقی که باید بیوفته بیوفته

    امیدوارم که در این مسیر ثابت قدم باشم وبشم شاگرد زرنگ کلاس خداوند

    عاشقتونم دوستتون دارم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    شبنم عطاپور گفته:
    مدت عضویت: 2637 روز

    سلام استادعزیزم بطور اتفاقی شش ماه پیش با قانون آشنا شدم و به فایل های صوتی تون گوش دادم.استاد من تو زندگیم خیلی سختی ها کشیدم.5سال پیش اسید پاشی شدم و چشمم کور شده بود ولی همیشه باورم به خوب شدن و بهبودی بود.اونقدرکه بخدا ایمان داشتم تویک شب چشمم رو خدا بهم داد.و من از صفرترین نقطه وسختترین شرایطم خودمو کشیدم بالا چون هیچوقت شکست رو قبول نداشتم.ازوقتی باشما آشنا شدم خیلی شرایط زندگیم عالیترشده و حتی صورتم به صورت معجزه وار داره خوب میشه.من درهمه شرایط تحت هرسختی و شادی شاکر خداوندبودم وهستم و مطمئنم این شکرگزاریم باعث شد با انسان والایی مثل شما اتفاقی آشنا بشم.خیلی خوشحالم که تونستم تو جمعتون باشم وازوقتی شناختمتون همیشه دعاگوتونم.امیدوارم یک عمرشاد وسعادتمند باشید درپناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3117 روز

    سلاممممممممممممممم استاد و بچهااا

    امشب هدایت شدم به یه الگوو موفق

    من اخبار و کلا تلویزیون نگاه نمیکنم

    ولی وقتی قراره چیزی ببینی حتما میبینی

    خیلی حال کردم با این نشونه

    اقای مهران دالان از یکی از روستا های استان کهگلویه و بویرحمد

    توی سن حدود 15 سالگی بود

    که لباسش میفروشه و یه بسته نصف ادامس میگیره

    وبعد یه نمایشگاه بوده که صنابع دستی اونجا از استان های مختلف میفروختن

    یه سفالگر همدانی بهش میگه بیا پسرجون من ادامسات میخرم تو بیا نگهبان غرفه هاامون باش

    انگاری ازش خوششون میاد

    باهاشون میره همدان

    پیش اون مرده کوزه گری یاد میگیره

    به سن 16 سالگی میرسه خیلی مهارت پیدا میکنه

    و به استادش میگه من میخوام برای خودم کسب و کار بزنم

    از اون موقع شروع میکنه تا الان

    کسب و کارش خیلی رشد کرده

    سنشم حدود 30 خورده بود 35 فک میکنم

    ماهیی 20 میلیون در امد داره

    5 یا 6 خونه داره

    6تا مغازه

    بعدش اینا چیزایی بود همینطوری تقریبی گفت

    به قول خواهرم خدا میدونه چقد دیگه داره

    بعدش پرسید تحصیلاتت چیه

    گفت

    دیپلم

    همونجا یه انرژی منفجر کننده وجودم گرفت که محکم دست میزدم

    اخه منم دیپلم و از رفتن به دانشگاه منصرف شدم

    قیافه مامان و بابام دیدنی بود ??

    پدرم دیپلم هستن بعد از این مصاحبه

    جوی گرفته بودش که بره مرغ داری بزنه

    البته اونها بخاطر باوراشون بعد مدتی میگفتن نه چه فایده این علم نداره ??

    منم تیکه مینداختم اره هر کسی شجاعت نداره

    خیلییییییی خوب بود خیلیی

    واقعا نشونه عالییی بود

    این اقااا رفته بود و توی روستای استانش واسه 600. خورده نفر شغل ایجاد کرده بود

    یکی از ظرفای سفالی مجری قیمت کرد

    گفت 130 هزارتومن

    بعدش مجری پرسید چقد واسه خودتون در میاد

    گفت 7 تومن

    بعد مجری با تعجب پرسید واسه این 7 تومن خرج میکنید اونوقت 130 میفروشید

    بعد اون گفت اخه واسش زحمت کشیده شده

    کار دسته

    این اقای مهران گفت خواهرم اومد پیشم گفت داداش تو که واسه خیلیا شغل ایجاد کردی

    یه چیزی بگو من برم دنبالش

    بهش گفته بود ابجی از مهارت نون پزی استفاده کن

    گفت خواهرم از این نون پزی ماهیی 11 الی 12 ملیون در میاره

    بعدش گفت من یه روزی برگشتم به کهگلویه

    به تمام روستاها گفتم که شما گلیم و فرش ببافین من ازتون میخرم

    واسشون کلاس گلیم بافی و کلا چیزایی که مربوط به صنایع دستی میشه میزاره

    یه کار آفرین موفق بود

    خانمش رییس هیئت مدیره شرکتش بود

    راستی اینم بگم

    گفت به پسرام هیچ پولی نمیدم

    بهشون گفتم خودتون باید کار کنید

    پسراشم حدود 16 یا 17 سال بودن

    باهاشون که مصاحبه کردن گفتن ما میخواهیم عین بابامون بشیم

    خیلی خیلی حال کردم

    گفتم بهتون بگمممممم حتماااااااااا

    این اهنگ ام تو این حال و هوا گوش میدادم و خودم مخاطب قرار میدمممممممممم

    دونه دونه دونه دونه این حسی که الان بینمونه مال خود خودمونه مارو بهم میرسونه

    دونه دونه آخ دونه دونه آخ

    دونه دونه دونه دونه یه ستاره تو آسمونه یه جوری میزون میکنه که مارو باز بهم برسونه

    دل گرفتاره عاشق یاره من نه مستم و هوشیار حال جدیدی بینمونه

    یه چیزایی توی چشاته که دلمو میلرزونه آدمو از تک و تنهایی بدجوری میترسونه

    این زندگی زندگی نمیشه نباشی یه زندونه چی داری که نفساتم آخه یه جورایی درمونه

    دل که به رفتار تو طرفدار تو گرفتار شد وقتی که دلبریاتو دید یه شبه بی افسار شد

    تو دلربایی منی نفسی هوای منی بالا بری پایین بیای تو دیگه برای منی

    یه چیزایی توی چشاته که دلمو میلرزونه آدمو از تک و تنهایی بدجوری میترسونه

    این زندگی زندگی نمیشه نباشی یه زندونه چی داری که نفساتم آخه یه جورایی درمونه

    یه چیزایی توی چشاته که دلمو میلرزونه آدمو از تک و تنهایی بدجوری میترسونه

    این زندگی زندگی نمیشه نباشی یه زندونه چی داری که نفساتم آخه یه جورایی درمونه

    ????

    10اسفند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    محسن حیدری فرانی گفته:
    مدت عضویت: 2892 روز

    Mohsen:

    من امشب اینجایم تا حسم رو با شما به اشتراک بزارم ، حس قشنگی که خیلی وقتا دارمش و هر لحظه تمرین میکنم تا این حس قوی و قویتر بشه ،،،

    الان ده ماهه که تغییر رو شروع کردم و از روز اولی که به خودم تعهد دادم تا به امروز حتی یه لحظه هم آنرو فراموش نکردم و با تمام جون و دل خواستار تغییرات اساسی تو زندگی و درونم شدم تغییری که از دریافت آگاهی نسبت به قوانین الهی شروع شد و با عمل کردن به اون هر لحظه شرایط بهتر و بهتر شد و ایمانم نسبت به خدا و قوانینش بیشتر و بیشتر شد ، بعضی وقتها شرایط سخت شد و فقط با توکل و تسلیم بودن در برابر خدا آروم شدم ، بعضی وقتها کارها درست پیش نرفت و با قبول قانون تکامل آروم شدم و عجله رو گذاشتم کنار ، بعضی وقتها تو اتفاق‌های ناراحت کننده دنبال نکات مثبت اون اتفاق گشتم و حسم رو خوب نگه داشتم ، بعضی وقتها که حالم بد بود سپاسگزاری میکردم و به خاطر داشته هام از خدا تشکر میکردم و حال خوب آروم آروم به سراغم می‌آمد ، بعضی وقتها با بعضی آدمها مشکل داشتم و با عشقی که براشون می‌فرستادم آرامش به سراغم می‌آمد و رفتاری رو که دوست داشتم از اونها می‌دیدم ، بعضی وقتها وقتی چیزی رو میخواستم و آدمها درست انجامش نمیدادن به خودم می‌اومدم و قدرت رو فقط به خدا میدادم و شرک رو از خودم دور میکردم و به شیوه عجیبی اون خواسته اتفاق می‌افتاد ، بعضی وقتها دلتنگ بودم و وقتی با خدا حرف میزدم کلی دلم باز میشد و سرحال میشدم و میگفتم خدایا چقدر عالیه که من تو رو دارم ، این بعضی وقتها هر روز و هر روز پیش میاد و من هر روز همین جوری که گفتم باهاشون برخورد میکنم و اونوقته که احساسم عالی میشه و اتفاقای عالی برام میافته ،،،،

    می‌بینید چه حسی دارم ، عالیم ، حالا می‌دونم که اتفاق‌های زندگی ام رو خودم رقم میزنم البته به اندازه ای که به خودم متعهدم و روشون کار میکنم ، بیاین به خودمون متعهد باشیم و همه چی رو یه جور دیگه ببینیم و اونوقته که زندگی مون یه شکل دیگه میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3261 روز

      به نام خدای بهار

      آقای محسن عزیز تکبا تبریک سال جدید واغاز تحول دیگر در زندگیمان و آرزوی بهترین ها در سال جدید میخواهم بهتون تبریک بگویم که اینهمه خلوص وپاکی وتعهد در شما میبینم .

      با عزت نفسی والا در مسیر رسالت خویش گام بردارید و همواره در پناه عزیز عالم باشید ???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3537 روز

      با سلام

      دوست من سادگی جملاتت عجیب عطر ایمان داره. عطر توحید عملی. عطر عشق ناب، عطر آرامش… عطر خدا. این مثال هایی که از زندگی روزمرمون زدی و نحوه نگاهت و مهم تر از اون عملت ی الگوی بسیار عالی برام بود.

      ممنون

      شاد باشید….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سجاد قربانی گفته:
      مدت عضویت: 3075 روز

      سلام محسن دمت گرم با این کامنت خیلی به همچین چیزی احتیاج داشتم و خدا سر راهم قرار داد کامنت را زخیره کردم تا هر موقع نا آرام بودم بخوانم منهم تعهد میدهم که به همه چیز جور دیگه ای نگاه کنم جوری که بهم احساس مثبت بده?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: