ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!! - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    197MB
    58 دقیقه
  • دانلود با کیفیت HD
    607MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    51MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسن احمدیان گفته:
    مدت عضویت: 3023 روز

    سلام ویژه. هرجای دنیا هستید سلامت و شاد باشید.

    حقیقتاً من یک مشتری دارم و اون حاضر شده که محصولات من رو بخره. با پولی که دستم میاد میتونم یکی از خواسته هام رو داشته

    باشم خدارو شکر. ولی فکر می کردم که ممکنه طرف مصرف شه و محصول منو نخره. با این فایلی که گذاشتید همون یک درصد هم برطرف شد واقعاً از شما تشکر می‌کنم!

    ((ما تنها خالق هر لحظه زندگیمون هستیم))

    البته نباید این دیدگاه ایجاد بشه که خدا فقط از این مشتری می‌تونه به من ثروت بده. دستای خداوند بی‌نهایته. مثل خودش :)

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 4283 روز

    استاد عزیزم اگه خداوند تو قرآن نگفته بود که محمد (ص) آخرین پیامبرش هست من ادعا میکردم شما پیامبری.هر چند هنوزم معتقدم هستی.شما پیام هایی که از خدا دریافت میکنید رو ساده و واضح بدون تغییر و کم و زیاد کردن و فقط با مثال های زیاد و متنوع به ما میرسونید.به کسانی که آمادگی شنیدن دارند.اولین بار که با شما آشنا شدم دانشجو بودم.19 ساله.شدیدا دنبال موفقیت مالی.یه تراکت از شما روی دیوار بود اونو کندم با خودم بردم خونه.دوره روانشناسی ثروت تو کرج گذاشته بودید سالن کوثر.از اونجا با شما آشنا شدم و حالا تو دوره بی نظیر 12 قدم کنار شمام.نمی تونم بگم چه قدر خوشحالم چه قدر ذوق دارم برای این دوره.برام با همه دوره های قبل فرق داره احساسش میکنم.امیدوارم بتونم تو آمریکا شمارو ببینم دوباره.نمیدونم چه طور بابت این دوره از شما تشکر کنم.من اینجام و خلق میکنم و پیش میرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    بهروز گفته:
    مدت عضویت: 2661 روز

    سلام استاد عزیزم

    امشب دوازدهم اسفند ماه۹۷ بعد از یک هفته کلنجار رفتن با افکار و باورهایم،بالاخره محصول ۱۲قدم را خریدم و استارت این دانشگاه دوست داشتنی را برای خودم زدم.روز چهارشنبه گذشته به خاطر درگیری های ذهنی زیادم خیلی حس خوبی نداشتم و در خودم فرو رفته و ناامید بودم چرا که از طرفی واقعا دلم میخواست این دوره را شرکت کنم و از طرفی هیچ پولی نداشتم،واقعا هیچ پولی!!!

    در چند وقت اخیر تمام فایلهای رایگان را دانلود کردم و اکثر شبها تا ساعت ۲یا۳ مشغول دیدن و یادداشت این فایلها بودم و روزها نیز کتاب صوتی،، بخواهید تا به شما داده شود«اثر استر هیکس»را گوش میدادم و کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید «اثر ناپلئون هیل» را میخواندم،آموزه هایم از این فایلها و کتابها در آن چهارشنبه کذایی به کمکم آمدند.بعد از اینکه با انجام تعدادی از تمرینات سطح ارتعاشی خود را بالا بردم،از خودم پرسیدم من واقعا چه چیزی میخواهم؟؟؟؟؟

    روحم با قاطعیتی مثال زدنی جواب داد:میخواهم با داشتن دوره ۱۲ قدم،برنامه ای برای حرکت به سوی سعادت داشته باشم.!!!!

    بعد به خودم گفتم:خوب پس من لیاقت دارم که تا روز یکشنبه یا حتی بعد از فرصت تخفیف پول کافی برای خرید این محصول را داشته باشم…*

    همین گفتگو آنقدر آرامم کرد که مطمئن شدم خالق هستی خواسته ام را متوجه شده و …..

    صبح روز بعد هنوز خواب بودم که یک مشتری تماس گرفت و درخواست خدمات کرد و بعد از آمدنم به مغازه نیز چندین مشتری به من مراجعه کردند و تا ساعت ۱۰ صبح رکورد فروشم را شکستم.روز شنبه و یکشنبه(روزی که گذشت) هم فروش و سفارش خوبی داشتم و…

    در آخرین لحظه محصول را خریداری کردم*

    از دقایق آخر ،قبل از خرید برایتان بگویم:

    ذهن فقیرم با ترس ها و دلایل و تردیدهای همیشگی خودش سراغم آمد«هزینه های شب عید،قسط وام،بدهی هاو….»

    طوری که تا حدودی منصرف شده بودم اما در یک لحظه توانستم ذهنم را خاموش کنم،بعد تصمیم گرفتم دوش بگیرم تا آرامش بیشتری پیدا کنم.پس از دوش کسی از درون دعوتم کرد تا قرآن را باز کنم:

    از مضمون آیات تازه فهمیدم دلیل اینهمه مقاومت ذهنم برای پرداخت تنها ۸۰۰هزار تومان برای محصولی که اصلا قابل قیمت گذاری نیست را فهمیدم……

    خداوندا* شاکرم که اینطور توان خاموش کردن ذهنم را به من دادی و به این زیبایی با آیاتت با من صحبت کردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2429 روز

    به نام فرمانروای عالمیان

    سلام به استاد عزیز عامل عاشقم

    سلام به تمام دوستان در مسیر خلق و تکامل

    واقعا من چند روزه هنگ هنگم. هنگ از اتفاقات، هنگ از ستاره قطبی، هنگ از فایل هایی که در ” روز شمار تحول زندگی من” میاد. روز 88 ام و فایل فوق العاده ی عالی ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    وقتی بعد مدتی برای بار چندم داشتم این فایل رو گوش میکردم مثل تمام فایل های اخیری که دارم مرور میکنم اصلا انگار نشنیده بودم به یکجای خاصی میرسه شک میکنم من اینا رو انگار شنیده بودم بعد با خودم میگم اگر شنیده بودم پس اونایی که دارم میشنوم کجا بوده خلاصه که هنگ این همه ام استاد جان. یک هنگی خوب.

    امروز این فایل به ذهنم زد که پارسال قبل این تصممیم به اومدن مون به تهران، این فایل رو خیلی شنیده بودم خیلی. من ایمان آوردم و با این بــــاور کل اون امنیت ، آرامش و چیزهای خوبی که در شهر تولدم داشتم رو رها کردم و راهی این مسیر تحول و تغییر شدم. باور کردم که این قانون باید جواب بده چون یک قانون همیشه درست حتما همیشه درسته و این قانون ثابت و بدون تغییر همیشه ثابت هست و تغییری نمیکنه و من فقط باید فکر خالق این قوانین رو بدانم فکر خدا رو بدونم. واقعا چقدر فرکانس این فایل بالاست. چقدر این فایل پر از درس و آگاهی ناب هست. چقدر این فایل منو تکون داد و هنوز هم لرزشی در کل سلول های ذهنم ایجاد میکنه که منو هنگ میکنه.نمیدونم قضیه چیه اما انگار یکجای دیگه ام.

    من حرف زدن درباره قانون رو تعطیل کردم و حرف مفت نزدم و با این باور با همون غلظت که استاد میگن بــــا ایــــن بــــاور حرکت کردم از شهر خودم به یک جای دیگه…اما یک چیزی درست نیست باخودم میگم من نتیجه ایی گرفتم و ذهنم میگه هیــــچـــی. الان چندین ماه هست که تو قدم دوم موندم. من اصلا کارم رو استعفا دادم و الان هم بیکار هستم و اون ایده ایی هم که داشتم رو نمیتونم عملی کنم. دیگه اونو فعلا رها کردم و چند روزی هست رزومه ارسال کردم. این چند روز مرور کردم من 9سال سابقه کاری دارم الان چه پولی دارم، چه پس اندازی. الان چرا این همه مورد تایید هستم اما یک چیزی میشه نمیدونم. نمیخوام بهش فکر کنم. اصلا نمیدونم هنگم. فقط میدونم خدا منو هدایت میکنه به درست ترین مکان و ادم ها و کار و درآمدها.فقط میدونم باید خواسته هامو شفاف تر کنم. فقط میدونم انگار جهان هم به من میگه تو تهران نیومدی دوباره برای کسی کار کنی البته شاید اینو میگه. نمیدونم این همه آدم های خوب که سرراهم قرار میگیره و این اتفاقات می افته چه مشکلی تو مغزم هست که یک ترمز سنگین شده و نمیذاره پول بدست بیارم نمیدونم چه باوری فعال شده…خلاصه من میخوام برم در مدار مناسب و جهان منو به مناسب ترین جا هدایت کنه

    اگر بتونم افکارم را و کانون توجه ام را کنترل کنم میتونم زندگی خودم را به شکلی که میخواهم خلق کنم.

    بـاور

    بـــاور

    بـــــاور

    اگر نتایج اتفاق نمی افته شک داری، به همه چی شک داری.

    قانون ساده است: زندگی ما توسط خودمون داره خلق میشه.

    کل کار من اینه که ذهنم و افکارم رو کنترل کنم چون این منم با افکار غالبم زندگی شرایطم رو خلق کردم. حالا کدوم باورهام شدن ترمز و مخرب در این مسیر پیدا میکنم. باید پیدا کنم چون راه بازگشتی ندارم من کشتی هامو سوزوندم پس باید کشتی خلق کنم پس وقتی من با این بـــاور این حرکت رو انجام دادم باید با همین بــاور با همین قدرت و حتی بیشتر پیش برم تا راه ها به من گفته بشه تا رزق ها به سمت من بیاد. تا بتونم فایل راهنمای عملی دستیابی به رویاها و قدم ها روان شناسی ها رو بخرم با نتیجه هام بخرم. من دارم فایل ها رو میخورم تا در پوست و گوشت و استخوان هام بره. تا مثل قبل تو خواب هام قانون رو مرور کنم و کل زندگیم بشه اونم با عشق. خدایا عاشقتم میخوام عشقت رو بر من به شکل نعمت و ثروت و کار و ایده نشون بدی.خدایا من فقط تو رو میپرستم و ستایش میکنم. من دلتنگ وصل توام تو دستم رو بگیر. خدایا من ثروتمند بشم بتو نزدیک میشم پس من به خودت نزدیک و نزدیکتر کن.

    خدایی که خدای محمد بوده خدای من هم هست. خدایی که خدای سیدحسین عباسمنش هست خدای منم هست.

    من نمیخوام زور بزنم یعنی خیلی وقته که زور نمیزنم من فقط کافیه درست باشم خدا و جهان هدایت میکنه. من چطور به اینجا هدایت شدم پس خدا بقیه مسیر منو هم هدایت میکنه و کل کار من این هست که روی ذهنم هر ثانیه کار کنم مثل الان. من چقدر خوشحال و خوشبختم که اینجا هستم. خوشبختم که ستاره قطبی ها مسیر منو به اندازه مهارتم جهت دهی میکنه به سمت خواسته هام. خداوند سریع الاجابه است

    خدا میگه تو با ایمان درخواست کن من اجابت میکنم و ایمان از عملـــکرد مشخص میشه…

    فرکانس… از عمل به آگاهی ها میاد.

    من ذهنم ایراد داره و اون ها رو باید پیدا کنم تا رزق بیاد دنبالم. من میخوام یاد بگیرم چه باورهایی داشته باشم تا رزق دنبال من بیاد. خدایا منو در این مسیر کمک کن.

    قدم به قدم با رعایت کردن قانون تکامل میخوام این مسیر رو با عشق و شادی پیش برم. خلق کنم اتفاقات زندگی خودمو چون من خالقــم.

    همیشه باید روی ذهن کار کنیم تا اون هم برای ما کار کنه. به اندازه ای که روی ذهنم کار میکنم تغییر میکنم و نتایج هم تغییر میکنه.

    نتایج به اندازه ایی میاد که روی خودمون کار کردیم.

    به اندازه ایی که باورها تغییر میکنه نتایج هم تغییر میکنه.

    مسائل مالی پاشنه آشیل اغلب ماست چون باورهای محکمی در ذهن مون درباره پول و ثروت هست.پایه های اون باورها نسل در نسل ایجاد شده و پایه های قوی دارند چرا پایه های قوی ایی دارند چون بارها و بارها تکرار شدند و با یک خبر بد اتفاق بد به هم میریزه.

    حدایا شکـــرت

    من میخوام بــاران بشــم نپرسم این خانه کیست. سقف و حرم و میخانه یکی است.

    خدایا شکـــرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    مطهره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 669 روز

    به نام نامی الله

    سلام به استاد عزیز

    مریم دوست داشتنی

    وهمه ی دوستان

    امروز هدایت شدم به این فایل

    و تصمیم گرفتم از نتایجی که از گوش دادن به فقططططططططط 3جلسه اول قدم اول گرفتم بگم….

    استاد من دوماه هست که وارد سایت شما شدم

    وواقعا باحال بد اومدم

    شرایطم طوری بود که صبح ها با تپش قلب ساعت4 از خواب بیدار میشدم و باخودم میگفتم که حالا من باید چیکار کنم وچرا انقدر حالم بده خدایا یه راهی بزار جلوی پام تمام وجودم سراسر استرس بود به خاطر مسائل کارم ،وبدهی که داشتم

    من خوشبختانه در رابطه با باور اینکه نباید قرض بگیریم کمی پیش‌زمینه از بچگی داشتم همیشه این باور و داشتم که اگر قرض بگیری بدبخت میشی و همیشه هرقرضی که داشتم رو که اونم خیلی خیلی کم بود رو سعی میکردم اولویت بزارم و واقعا اولین پولی که دستم میومد رو میدادم تا قرضم ادابشه

    و خب قبل ورودم به سایت من خیلی برای استارت کسب وکارم عجله کردم و گول خوردم و تصمیم گرفتم که پول قرض کنم خدای درونم مدام می‌گفت که بزرگترین اشتباه اینه که برای شروع کسب و کار قرض بگیری این کار رو نکن و این جمله ای بود که من روزی هزار بار به همه میگفتم ولی خودم فراموشش کرده بودم انگار …..

    اما با آگاهی الآنم متوجه شدم که حتی همون قرضی که گرفتم یجورایی منو هدایت کرد به این خونه به این مأمن وبه این بهشت…

    من پول رو قرض کردم و خودم رو قانع کردم که خب از خواهرم قرض میگیرم وازغریبه نمی‌گیرم و اون خب مراعات منو می‌کنه و ….

    واز روزی که قرض کردم نگرانی های شبانه و روزانه مغزم رو پرکردند هر لحظه فکر میکردم که چطور حالا پرداختش کنم وکم کم دیدم که صبح ها با استرس از خواب بیدار میشم و باخودم میگم من چطور این بدهی رو بدم وتپش قلب بالا ….

    که اتفاقی یروز رفتم پیش یک دوستم که اون فایل های شما رو گوش میده باهاش حرف زدم اون گفت یه بخشی توی سایت استاد عباسمنش هست

    تحت عنوان من را به سمت نشانه ام هدایت کن

    بیا نشانه ات رو ببین

    گفت که خیلی خوب جواب میده

    خب من خودم از 3,4سال پیش باشما آشنا بودم

    و همزمان با یک استاد دیگه هم آشنا شدم

    از خدا خواسته بودم هدایتم کنه که باکدوم پیش برم

    چون به خوبی میدونستم که باید با یک راهنما پیش بری

    ومن رفتم وبااون استاد دیگه آموزش هارو شروع کردم

    ضربتی روی خودم وباورهام کارمیکردم و نتایج میومد

    آرامش بود

    رابطه خوب باخانوادم بود

    خدارو کمی بهتر شناخته بودم

    از کارمندی استعفا دادم و شروع کردم روی خودم ومهارتم کارکردن

    و توی عرض دوسال من به یک مهارت فوق العاده رسیدم

    وحالا وقتش بود که پول بسازم

    اما من کارکردن روی باورهای رو متوقف کردم

    فکر کردم همه چی داره خودش اتفاق میوفته واصلا نمی‌دونستم که اینها همش فرکانس های هر لحظه منه

    از روزی که کار کردن روی باورهای رو متوقف کردم دقیقا بهمن 1402اوضاع رفته رفته بد شد واین بد شدن اوضاع مصادف شد بااستارت کسب وکارم بصورت جدی

    واااای همه چیز بهم ریخت و اوضاع از کنترل من خارج شده بود

    بعد دوماه حدودا فهمیدم که باید روی باورهای کارکنم

    باید دوباره ادامه بدم

    من آموزش های زیادی رو خریداری کرده بودم

    چیزی حدود 25میلیون تومان

    وواقعا بهاش روپرداخت کرده بودم

    ونتیجه هم گرفته بودم

    اما رهاشون کرده بودم و

    انقدر ذهنم بخاطر قرض وبدهی درگیر شد

    که حتی باوجود اینکه خودم میدونستم الان باید روی باورهای کار کنم اما توان نداشتم تا اینکه اون روز دوستم بهم گفت بیا روی نشانه هدایت توی سایت استاد عباسمنش بزنیم

    من باخودم گفتم تو داری برخلاف آموزش هات کار می‌کنی مگه استادت نمیگه به فایل های استاد دیگه ای گوش نده چرااااااا میخوای بری توسایت استاد عباسمنش ؟؟؟

    من به خوبیِ آموزش های شما شکی نداشتم

    ولی این رو برای خودم وحی منزل کرده بودم که فقط بایک راهنما باید پیش بری

    .

    ولی اون روز خدا دلم رو نرم کرد….

    ما رمیت اذ رمیتتَ لکن الله رمیٰ

    تو تیر رانینداختی زمانی که تیر را پرتاب کردی بلکه این خدای تو بود که تیر را انداخت

    خداتیر رو انداخت ومن هدایت شدم به صفحه از سایت

    انگار زمانش فرا رسیده بود

    انگار مدارداشت تغییر میکرد

    انگار من آماده ی دریافت آگاهی های جدید شده بودم

    و وارد سایت شدم

    نقل به مضمون میکنم چون دقیق یادم نمیاد که چه فایلی باز شد اما اون فایل محتوایش برای من این بود که باید تکامل رو طی کنی وپله پله مسیر روجلوبری

    الله اکـبر

    اللــــه اکبـــر

    انگار واقعا پیشگویی کرده بود انگار از شرایط من خبر داشت

    ومن ایمان آوردم که باید وارد این سایت بشم و وارد شدم شروع کردم به فایل های دانلودی رو گوش کردن

    از همون 3,4سال پیش که برای اولین بار باشما آشنا شدم آرزوم بود که روانشناسی ثروت روبخرم اما خب مسیرم عوض شد دوباره که برگشتم به سایت باخودم گفتم تو الان بااین همه دوره ای که خریدی میدونی که

    اگر قراره نتیجه بگیری از همین فایل های دانلودی هم میگیری تو بهتر از هرکسی میدونی که این فایل ها اسمش رایگانه ولی چقدر ارزش دارند و…

    بدون هیچ مقاومتی شروع کردم به گوش دادن فایل ها

    هرلحظه هرروز هرثانیه

    و دوباره به خدا متصل شدم

    دوباره حالم داشت بهتر میشد

    و من کم کم آرامشم رو به دست آوردم

    همون روزها دوباره شروع کردم به نوشتن خواسته هام

    از خدا خواستم که دوره روانشناسی ثروت رو بخرم

    باپولی که از دوره های رایگان بدست میارم

    و خیلی هم دوست داشتم که 12قدم رو بخرم چون من نتایج کانال تلگرام رو مدام می‌خوندم ومیدیدم که همه از نتایج 12قدم میگن

    ولی باخودم گفتم اینبار دیگه هزینه نمیکنم باید اول از رایگان ها پولش دربیاد

    و همچنان کارکردم بعد دوماه از ورودم به سایت خواهرم تصمیم گرفت دوره 12قدم رو بخره به من گفت بخرمش؟من بااینکه خیلی خوشحال بودم ولی گفتم هرطور خودت صلاح میدونی ولی اون تصمیمش رو گرفته بود

    واااااای خدای من

    همون روز قدم اول رو خرید

    و دوباره این آیه توی مغزم مرور شد

    مارمیت اذ رمیت لکن الله رمی

    دوباره خداتیر انداخت

    خدایا چقدر این قوانین دقیق کار می‌کنه

    ومن بدون اینکه هزینه ای پرداخت کنم

    یک نفر ان فایل هارو به من هدیه داد

    ومن رو غرق کرد در دریای آگاهی های این دوره

    می‌دونم که خیلی طولانی شد ولی به قول رزا توی قسمت37نتایج دوستان :

    دلم نیومد که نگم …

    چون من هم دقیقا باهمین کامنت هایی که انقدر دقیق بچه ها داستانشون رو گفته بودن آروم میشدم و

    هر ثانیه که مغزم شروع میکرد به حرف زدن سریع میرفتم کانال تلگرام و نتایج رو میخوندم

    و به خودم قول دادم که من هم یک روز بیام و اینطوری نتیجه مو بنویسم

    ورود من به 12قدم یک معجزه بود که من با فرکانس هام خلق کردم و حالا مصمم تر روی باورهام کارمیکنم

    حالا بزار از نتایجم بگم از فقط3جلسه توی 5 روووووز

    اولین کاری که کردم

    تموم دوره هامو که ارزشش25میلیون تومان بود

    رو پااااااااااااااااااک کردم

    چون به خوبی درک کردم که

    من حالا وارد مدار جدیدی شدم

    و باید با این مدار باشم

    اگر خودم رو سبک نکنم

    نمیتونم وارد این مدار بشم

    ومن تا همیشه دلم پیش اون ها میمونه

    وتمرکزم رو از من میگیره

    مثل رضای عزیز در فایل شماره 12نتایج دوستان :

    که چشماشو بست و دسته چک هارو پاره کرد

    چشمامو بستم و یکی یکی کانال های اون دوره های آموزش رو پاک کردم

    اونها برای من مثل در وگوهر بود و کلی بابتش هزینه هایی داده بودم که از تموم لذت های این دوسالم زده بودم کارررر کرده بودم و تموووووووووم پولمووووووو آموزش خریده بودم

    اما من به هدایت الله گوش کردم

    از رزا ی عزیز در فایل 37گفتگو بادوستان

    یاد گرفتم که

    اتفاقی که در ظاهر بد است ،

    میتواند به خیر ما باشد وما باید باایمان بپذیریمش

    ومن تصمیمم رو گرفتم و

    خودم رو سبک بال در دریای آموزش های استاد عباسمنش غرق کردم

    من برای چکاپ فرکانسی 1 روز و نیم وقت گذاشتم

    و 10صفحه نوشتم

    چون به خوبی می‌دونم که اشتباهاتی که درگذشته توی دوره های اموزشیم کرده بودم

    رو نباید اینجا بکنم

    من قبلنا فقط جلسات رو گوش میدادم که تموم بشن

    و برم دوره ی بعدی وپشت هم دوره می‌خریدم

    اما الان فهمیدم که دوره های زیاد

    باورهای من رو درست نمیکنن

    بلکه عمل به این آگاهی ها می‌تونه من رو تغییر بده

    وحالا باارامش وخیال آسوده دارم وری خودم کار میکنم

    و با آگاهی از این قانون که

    اول باید حالت خوب باشه تا نتایج مالی بیاد

    نه اینکه اول پول بیاد بعد حالت خوب بشه

    شروع کردم به کنترل ذهنم

    الان دوهفته هست که هرروز ساعت5صب از خواب بیدار میشم و یک ساعت پیاده روی میکنم و فقط فایل هارو گوش میدم اونقدر حالم باخدای خودم خوبه که

    دیگه نگران بدهی نیستم

    دیگه نگران مشتری نیستم

    دیگه نگران کرایه آخر ماهم نیستم

    من حالا فقط دارم روی باورهام کار میکنم

    و به زودی میام واز نتایج مالیم میگم

    چون به این قانون ایمان آوردم که

    احساس خوب =اتفاقات خوب

    سپاسگزارم 🫂

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      صالح فتح خانی گفته:
      مدت عضویت: 1762 روز

      با سلام

      چه قدر عالی تجاربت رو نوشتی،خیلی از خداوند سپاسگذارم که همیشه اونچیزی که من می‌خوام رو بهم میرسونه بابت یه کامنت خوب دیگه،منم مثل شما دوست دارم تجارب دوستان و مخصوصا نتایجشون وقتی از قانون استفاده کردن و نکردن رو بخونم ،خیلی کمک میکنه که منطقی بشه ذهن،درستی و ایمان به قانون تایید میشه،چه قدر عالی نوشتید اون قسمت رو”متن خودتون رو کپی میکنم که از قشنگیش کم نشه””من قبلنا فقط جلسات رو گوش میدادم که تموم بشن

      و برم دوره ی بعدی وپشت هم دوره می‌خریدم

      اما الان فهمیدم که دوره های زیاد

      باورهای من رو درست نمیکنن

      بلکه عمل به این آگاهی ها می‌تونه من رو تغییر بده”

      این پاشنه اشیله تقریبا همه کسایی هست که تکاملشون رو نمی‌خوان طی کنن،عجله دارن،منم داشتم خیلی بهتر شدم ولی باز خیلی جای کار دارم خیلی عاقل تر شدم که همه لطف و فضل خدا بوده که خودش رو به شکل آگاهی و آرامش وارد زندگیم کرده، مورد بعدی باز برمی‌گرده به عجله فکرمیکنم، منم 3 ،4 سال هست دارم رو خودم کار میکنم خیلی دوست داشتم از اول روانشناسی ثروت رو بخرم فکرمیکردم اونو بخرم دیگه تمومه از درو دیوار پول می‌ریزه برام،اون اوایل شرایط و پولش رو نداشتم بخرم و نمی‌خواستم تکاملم رو طی کنم،الان پولش و شرایطش رو دارم که بخرمش ،خیلی هم جلو خودمو گرفتم ،ولی به خودم قول دادم که تکاملم رو طی کنم بموقش میخرم،چون من اینو باور کردم که اومدن پول نتیحه برایند فرکانس ها و احساس من هستش،یعنی اگه حسادت می‌کنی قضاوت می‌کنی، حرص می‌خوری ،عصبانی هستی،توقع و انتظار داری از آدما ،روی خدا حساب نمی‌کنی و روی غیر خدا(آدما و ذهنت و… ) حساب باز میکنی، دروغ میگی،ذهنت رو نمیتونی کنترل کنی،احساس گناه داری،خودتو سرزنش میکنی،احساس قربانی شدن داری،دلسوزی می‌کنی،باور کمبود داری،نا امید هستی،خجالت میکشی،حرکت نمی‌کنی،اقدام عملی نمی‌کنی،از نازیبایی ها اعراض نمی‌کنی،به زیبایی ها توجه نمی‌کنی،سپاسگذار نیستی و…هیچوقت نعمت ها(پول،سلامتی،روابط عاشقانه،آرامش،احساس خوشبختی و…)تجربه نمی‌کنی و وارد زندگیت نمیشه،من قبول کردم که ایراد هام رو درست کنم نعمت ها بصورت طبیعی وارد زندگی میشه،جهانی که داریم می‌بینیم پاسخ فرکانس های غالب و احساس غالب ماست،سپاسگذارم از خداوند که با بی‌نهایت دستش داره کمکمون می‌کنه، از استاد بزرگ که انرژی میذاره برای سایتش،و شما دوست عزیز که میایید می‌نویسید که اول به خودمون کمک میشه این آگاهی ها بعد به همدیگه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2301 روز

    به نام حضرت دوست که هر چه دارم از اوست

    یه سلام پر انرژی به استاد عزیزم!

    از دیشب دارم فکر می کنم که کجای سایت این دیگاه رو بذارم

    تا اینکه الان که داشتم به اونچه که می خوام بگم فکر میکردم دیدم جاش دقیقاً تو همین صفحه هست!

    نتیجه ای که می خوام ازش حرف بزنم سال ها آرزوم بوده و سال ها من و همسرم براش تلاش می کردیم و بی نتیجه بود!

    هفته ی آخر اسفند ماه هدایت شدم به فایل بی نظیر “هدفی انگیزه ساز” برای امسالت انتخاب کن! که استاد جان برای نوروز سال ۹۵ گذاشته بودن.وااااااای خدای من این فایل رو دیدم و جوششی در قلبم ایجاد شد که زود باش و هدفت رو انتخاب کن! این فکر دیگه ولم نمی کرد! تمام وجودم درگیر شده بود! جمله جمله ی این فایل تو مغزم صدا می کرد!و هی تکرار می شد! تا اینکه رفتم پشت میزم و گفتم من چی می خوام؟ من واقعاً چی می خوام؟ دیدم اولین و آخرین چیزی که دلم می خواد اینه که لذت ببرم از زندگی ، دیدم دلم می خواد برای بچه هام بیشتر وقت بذارم دیدم دلم تنگ شده برای اینکه براشون لقمه بگیرم ، دیدم دلم تنگ شده برای اینکه با آرامش هر کاری انجام بدم و به خودم قول دادم که سعی کنم از لحظه هام لذت ببرم ! اگه دارم از تو حیاط رد میشم و دیدم گلدونمون گل داده مکث کنم و بنشینم نگاهش کنم! اگه میرم به مرغامون غذا بدم یه کم بیشتر نگاهشون کنم و به این کار مثل وظیفه و اجبار نگاه نکنم!(تو پرانتز بگم این طرز فکر و این الهام ها قبلاً هم برام پیش اومد و انگار هر بار تکاملی محکم تر و بهتر از قبله و این اولین بار نبود که با خودم اینطوری می گفتم ولی انگار این بار خییییییلی مصمم تر شده بودم! ) بعد گفتم حالا دو سه تا هدف برای خودم انتخاب کنم که خییییلی برام مهمه !و نوشتم آب کردن چربی های دور شکمم !که چند ساله ذهنم درگیرشه و خیلی کارا کردم براش ، من تو هشت سالگی از ارتفاع با صورت افتادم زمین و بینی ام شکسته و خیلی ها به من می گفتن برو جراحی زیبایی بینی اما من همیشه می گفتم اگه چنین پولی داشته باشم میرم شکمم رو درست می کنم یعنی اینقدر برام مساله شده بود! بعد هم خیلی دلم می خواست که ماشینمون رو عوض کنیم که این رو هم نوشتم! و در آخر نوشتم دلم می خواد که تا دو سال دیگه یه تیکه زمین بخریم! و بعد هر روز بارها و بارها اون فایل رو نگاه می کردم حتی وقتی تو آشپزخونه بودم فایل رو پلی می کردم و تبلت رو جایی می ذاشتم که بتونم ببینم و آخر فایل وقتی استاد با یه لحن زیبایی می گفت ان شاءالله که هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاااد ، شااادِ شاد ، سالم ، سالمِ سالم ، ثروتمند! از در و دیوار ثروت براتون بیاد ، ثروت فقط یک موضوع ذهنیه…. من همراهش تکرار می کردم و می گفتم چشم استاد چشم! وقتی میگفت شاد ، شاااد شاد حال دلم رو صد برابر خوب تر می کرد و حتی برمی گشتم و بارها همین قسمت رو پلی می کردم و ….. و بعد به سه هدفم فکر می کردم که چه کارایی الان می تونم براشون انجام بدم؟! کارها رو زیر هر هدف نوشتم! و واااااااااای خدای من! و دیگه می دیدم هررررر فایلی از استاد گوش می کنم انگار برداشتم یه جور دیگه ای شده و یکی یکی چراغ تو ذهنم روشن می شد و هر اشتباهی از خودم رو سعی می کردم برطرف کنم ! حتی اشتباه هایی که شاید خیلی مسخره به نظر برسه!مثلاً اواخر اینقدر سرم شلوغ بود که می خواستم مربا درست کنم کلی زحمت می کشیدم اما آخرش می سوخت! من که تو درست کردن یه سری از مربا ها خیلی حرفه ای شده بودم! حتی به این جور اتفاق ها فکر کردم و دلیلش رو پیدا کردم ، دیدم درست در لحظه ای که اگر فقط دو دقیقه تو آشپزخونه بمونم کار مربا تموم میشه با خودم یه لحظه میرم فلان کار رو می رسم و میام ولی میرفتم که می رفتم و مربا هم می سوخت! تو اخلاق و رفتارم دیدم که من آرامشم رو حفظ می کنم اما یهو قاطی می کنم و بهم می ریزم … خلاضه هر فایلی که از استاد گوش می کردم یه تمرینی برای تغییر پیدا می کردم! و ادامه دادم و ادامه دادم و البته هنوز هم دارم ادامه می دم و از این بعد صد براااابر محکم تر و مصمم تر ادامه میدم ! چرا ؟! الان میگم

    وقتی که ورزش هایی که برای شکم و پهلوم بود رو شروع کردم بعد از دوسه روز استخوان مفصل رانم به شدت درد گرفت طوری که نمی تونستم بنشینم و حتی یه افطاری دعوت بودیم من و دخترم نرفتیم!گفتم شاید دیسک کمر باشه ورزشای کمر رو انجام دادم درد بدتر شد و بدتر شد و هر چی ادامه دادم دیدم بی فایده است.تا اینکه همسرم گفت که یه زنگ بزن دکترت وبریم اصفهان.گفتم نه! من اگه پول داشتم که قانون سلامتی رو می خریدم! و مطمئنم که پام که هیچ کلی از مشکلات دیگه ام بر طرف میشه! همسرم گفت باشه می خریم! و خیلی معجزه وار پولش جور شد و خریدم و همون دو هفته ی اول کلی از چربی های شکمم آب شد و سبک بال و پر انرژی شدم و از طرفی با برنامه ی پیاده روی هم پادردم خوووووووووب شد! خدایاااااااا! چجور شکرت کنم ؟! چجور شکرت کنم؟!عاااااشقتم خدای مهربان! سرمنشاء تمام خوبی ها و فراوانی ها!تو را سپاس!فرااااااوان سپاس!

    و اما اون دو تا هدف دیگه! با خودم فکر کردم که ما که چند بار پول جمع کردیم چی شد که نتونستیم زمین بخریم ؟! تا هدایت شدم به جواب ها و یکی یکی ایراد های خودم و همسرم رو در این زمینه پیدا کردم و تصمیم گرفتم که دیگه اشتباهاتم رو تکرار نکنم و شروع کردم به انجام حداقل کارهایی که این مدت می تونستم در راستای هدفم انجام بدم! و یکی از حساب هام رو اسمش رو توی گوشیم تغییر دادم و نوشتم هدف: خرید زمین محبوب مان! یعنی هر پیامکی که از هر جا و هر کسی میومد وقتی باکس رو باز می کردم و می خواستم بیام بیرون این اسم رو می دیدم و همیشه هم پیامک های غیر لازم رو پاک می کردم که این مخاطب بالا باشه و ببینم و یه حس خیییلی خوبی بهم می داد!تا اینکه یهو متوجه شدیم صاحبخونه می خواد خونه اش رو بفروشه! ثانیه اول که فهمیدم نجوا گفت تو می خواستی زمین بخری حالا همینم از دستت رفت!!! سریع گفتم نه این حتماً حکمتی داره! و به همسرم گفتم بیا بریم باهاش صحبت کنیم ببینیم چجوریه و اگه میشه ما بخریم! رفتیم اما با شرایط ما جور نبود و گفت یک درصد احتمال داره بفروشم! اما فکر خرید زمین دیگه ولم نکرد و به همسرم گفتم بریم و بگردیم! تو اینترنت گشتم و زنگ زدم ، بی فایده بود! رفتیم بنگاه املاک بی فایده بود! یه جا هم به یه مهندس که دفتر مهندسی داره و یه جورایی هم آمار منطقه خودمون و مناطق اطراف دستشه گفتیم گفت عمراً با این توان شما این اطراف نمی تونیین بگیرین. خونه ای که ما توش مستاجریم یکی از خوش آب و هواترین و زیباترین روستاهای اینجاست و من آرزو داشتم یه چنین جایی زمین داشته باشیم!پرسیدم امیرده چطور؟! گفت اوه امیرده متری سه چهار تومنه و معمولاً هم متراژ بالاست! گفتم دو تا روستا

    بالاتر و بعد از امیرده چطور ؟ گفت اونجا ها که اصلاً خوش نشین شده و قیمت نجومیه!شما نمی تونید! همون جا تو دلم‌ گفتم ، خدایا من همین رو می خوام ، از خلق تو دیگه نمی پرسم و نمی خوام! خودت هدایت کن و همین خوش نشین رو هم می خوام!اینکه چطور هدایت شدیم خیییلی مفصّله ، فقط همین قدر بگم که قدم قدم دست ما رو گرفت و مستقیییییم برد به همون منطقه ی خوش نشین ها! و با نصف قیمتی که اون مهندس می گفت یه زمین صد متری معامله کردیم! با تمممممممااااااااام وجودم این چند روز کرنش کائنات رو دیدم ، چه در مورد خرید قانون سلامتی و چه در مورد خرید زمین و دقیقاً جایی که آرزوش رو داشتیم !

    فقط مونده ماشین که البته برای خرید زمین ماشین رو قراره بفروشیم و ماشین یه ذره رسیدگی لازم داشت و الان پولش رو نداشتیم ، وقتی به داداش کوچیکه ام گفتم زمین خریدیم و گفتم باید ماشین رو بفروشیم گفت بهش یه کم برسید گفتم نمی تونیم ! گفت آبجی ! گفتم جانم ؟گفت پول نمی خوای گفتم یعنی چی؟ گفت خودم بهتون پول میدم به شرط اینکه سریع پیگیر کار بشید و عقب نندازین! خدایا!خداییییا! عاشقتمممممممم! همین جا برای برادرم هم دعا می کنم که هر چی می خواد به همین سرعت خدا بهش بده!

    و مطمئنم که همینطور به کار کردن روی باورهام و رفتارم و عملکردم ادامه بدم ماشین که هیچ ،خیییییییییییلی از رویاهام یکی یکی از راه می رسند و دیگه رویا نخواهند بود.

    اینکه این صفحه رو انتخاب کردم برای نوشتن این دیگاه برای این بود که بگم هم به خودم بارها و بارها و هم به دوستانم که خواهشاً هررررر فایلی از استاد گوش میدین شاخک هاتون رو برای دریافت تمرینی که استاد میگه تیز کنید و به محض اینکه درک کردین سریع عمل به اون ها رو شروع کنید و با توکل و با توکل و با توکل به الله یکتا پیش برید! هدفی که تو ذهنم دو سال دیگه می خواستم برسم در کمتر از دو ماه به طرز معجزه آسایی بهش رسیدم و تمامی این چند روز من و همسرم بهت زده بودیم و اینقدر درک این حجم از کرنش جهان برامون عجیب بود که ساکت بودیم و اگر هم حرفی می زدیم فقط در مورد همین قضیه بود! و جالب بود که در تمام لحظه ها حرف های استاد میومد تو ذهنم و کاملاً با آرامش مراحل رو پیش رفتیم.

    استاااااد عباس منش عزیز! الان خیلی دوست دارم برم فایل خوش آمدگویی رو دوباره ببینم ، و امروز رفتم اولین کامنتم که دقیقاً روز اولی که عضو سایت شده بودم رو خوندم و حال خوشی بهم دست داد و خیییییییلی خوشحال شدم که من در برابر این کامنت گذاشتن مقاومتی نداشتم و از همون روز اول شروع کردم و امیدوارم که بارها و بارها و بارها از این دست دیدگاه های حاوی نتایج بنویسم و می دونم که این نتایج ماست که با شما حرف می زنه و شما رو خوشحال می کنه و این من رو هم خییییلی خوشحال می کنه و باید بگم این جمله ی شما برای من یه کاتالیزوره و هی به خودم میگم با نتایجت از استادت قدردانی کن.

    خدای مهربان رو هززززززاااااران هزززززار شاکرم که در آذر ماه سال هزار و سیصد و نود و هشت من رو در مدار شما و آگاهی های ناب شما قرار داد.

    از شما هم سپاسگزارم که هم خودتون خوووووب زندگی می کنید

    و هم این خووووب زندگی کردن رو به دیگران آموزش میدین!

    و خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر است❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ســــــمـــــیـــه گفته:
      مدت عضویت: 1735 روز

      با سلام دوست عزیزم

      چقدر کامنتتون زیبا و تاثیر گذار بود ،و خیلی خوشحال شدم اینقدر عمل کردید به اموزه ها و پیشرفت کردید ،امیدوارم همیشه شاد و سعادتمند باشید .

      💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1690 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام به دوست موحد و ثروتمندم

      خداروشکر میکنم که در جمع فوق العاده شما هستم

      دوست خوبم یکی از دلایلی که خدا هدایتت کرد تا زیر این پست کامنت بذاری من بودم

      و خدارو صد هزار بار شاکرم که فقط داره از در و دیوار و آسمون و زمین برام نشونه میفرسته.

      دوست عزیزم منم اون فایل هدف گذاری رو بارها دیدم ولی چون الان روی دوره روزشمار تحول هستم واقعا امکان اینکه برم کامنتای اونجا رو بخونم خیلی کم بود

      بنابراین اون فرمانروای بنده نواز دست به کار شد و شمارو هدایت کرد تا اینجا دستش بشین و کلام و هدایتشو بهم برسونین

      الحق که مو لای درز این برنامه ریزی بی نظیرش نمیره

      همونه که استاد میگه

      انگار قربونش برم کار و زندگیشو ول کرده فقط مراقبه من یه ریزه نا امید نشم و پا پس نکشم

      دوست خوبم منم یه موقعیتی شبیه به شما دارم

      منم دنبال خونه جایی هستم که همه میگن نمیشه

      ولی اونی که صاحب و فرمانروای عالمه همش داره پیغام و پسغام میفرسته که میشود

      و من گوشم به دهن رب العالمین هست

      بذار هر کی هر چی میخواو بگه

      خدای من کارشو بلده

      الهی شکرت

      الهی شکرت

      الهی شکرت

      و شما هم که تاییدی شدین برام

      و دلمو بیشتر روشن کردین

      و این اتفاقی نیست

      در جهانی که هیچ چیز اتفاقی نیست و همه چیز حکمت داره و قانون منده

      الهی شکرت

      الهی شکرت

      الهی شکرت

      دوست عزیزم ؛ سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    نرگس صدر گفته:
    مدت عضویت: 2840 روز

    خدایا شکرت که هنوز زنده هستم.

    خدایا اجازه بده باز هم زنده باشم و بتونم دنیامو تغییر بدم.

    خدایا خودت گفتی اگه کسی آرزویی داره به این دلیله که توانایی رسیدن بهش رو داره.

    خدایا من میخوام بازم زنده بمونم.

    خدایا من که تونستم مدارمو بیارم بالاتر که به این سایت برسم پس باز هم میتونم بالاتر ببرم و خواسته هامو خلق کنم.

    خدایا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    حمید جاوید گفته:
    مدت عضویت: 3537 روز

    باسلام

    دوستان عزیز و استاد امیدوارم حالتون خوبتر باشه

    چون این فایل خودش ی دوره 1 ساعتس.

    دوستانی که تازه وارد سایت شدید، اول این فایل رو 10000 بار گوش کنید و بعد برید محصولات رو تهیه کنید.

    اول 10000000000 بار این فایل رو گوش کنید و بعد فایل رایگان ببینید.

    اول 10000000000000000000000000000000 بار این فایل رو گوش کنید و بعد هر اگاهی دیگه رو که بهتون داده میشه رو بهش عمل کنید.

    استاد، خدایی چ کردی با این فایل!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    انگار اصلی ترین ترمزم رو پیدا کردم

    خانم شایسته شما چ کردی.

    مقاله

    https://abasmanesh.com/fa/the-strategy-of-discovering-the-lifes-laws/#toggle-id-4 (ساختن باور های قدرت مند کننده و هماهنگ با خواسته)

    بینظیره.

    بچه ها این مقاله رو بخونید و بعد این فایل رو نگاه کنید.

    نمیدونم شاید این نقطه گم شده من بود اما مطمئنم به درد شما هم میخوره.

    من تو این چند روزه و قبل از این فایل به نحوی هدایت شدم، متن هایی رو خوندم، این مقاله ای رو که لینکش رو گذاشتم رو خوندم و اصلا چی بگم، انگار کل ذهنیتم شخم خورد و اگاهیم نسبت به توانایی هام، هدایت خدا، قانون، نحوه عمکردش، زیبایی جهان، زیبایی خودم، ارزشمندی خودم تغییر کرد، اصلا ی چیزی میگم ی چیزی میشنوید (شایدم نشنوید!!!!!)

    اما بدونید شما درخواست کنید خداوند به طبیعی ترین روشش به شما پاسخ میده

    خانم آیدا خانم مقاله شما هم تو صفحه

    https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C/

    خیلی بهم کمک کرد و در حرکت از مسیر شرک خفی به توحید در انجام دادن کاری که امروز قرار بود در راستای طی کردن تکاملم انجام بدم، بی نهایت موثر بود.

    همچنین وقتی از دوست داشتن خود گفتین، الهامی بهم شد که ببین حمید باید اینجوری عمل کنی که سلامتیت افزایش پیدا کنه ها

    چون من تازه فهمیدم در مسئله ای که در ی بخشی از سلامتیم دارم، مسئله از اینجا شروع میشه که انگار با اون عضو از بدنم قهر کردم، انگار به عنوان ی عضو اضافی داشتم بهش نگاه میکردم. انگار ازش خوشم نیمومد و ناخوداگاه بهش میگفتم برو بابا، تو اصلا اینجا چیکار میکنی.

    تو اضافه ای، تو متعلق به من نیستی.

    اما الان فهمیدم که ن اتفاقا باید عاشقش باشم، عاشق کل بدنم و تک تک سلول هام باشم. و اینجوریه که عشق عشق می آفریند.

    تاکید بر درستی این الهام عکسی بود که قبلا تو کانال تلگرام استاد از طرف یکی از بچه ها فرستاد که توش ازمایشی در مورد 3 تا شیشه برنج انجام شده بود. ک توش نسبت به این 3 تا شیشه 3 حس مختلف ساطع شده بود. عشق، نفرت و بی تفاوتی. که بدترین نتیجه و زودترین فساد در شیشه بی تفاوتی رخ داد و بعد نفرت.

    و خب شیشه عشق کاملا سالم بود.

    و این تلاقی خوندن مقاله شما، این الهام و این الگو ایشا…. میترکونه

    ممنون از همتون

    عاشقتونم بچه ها

    شاد باشید…. (:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سید کاظم فلاح گفته:
      مدت عضویت: 3578 روز

      سلام حمید جان . چشمم به پیامت افتاد . میدونم چرا خوندمش چون باید میخوندمش و بهت بگم چیزی رو که خدا چند روزه از طریق این فایل بهم یاد داده رو به توام بگم .

      ایمان دارم توی این حالو هوات بی نهایت مدارتو بالاتر میبره . منو که ترکوند اصلا

      توی همین صفحه دنبال پیام من که لایک خورده باش . موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    نفس آریان گفته:
    مدت عضویت: 3024 روز

    سلام به دوستان هم فرکانسی و استاد عزیزم… امروزززز خ خ خ خوشحالمممممممممم. چون اولا گوشیم رو تعمیر کردن و میتونم بیام توی سایت و از اون مهمتر اینکه اومدم یه اعترافی بکنم ولی بهم نخندینا….خخخخ…..البته من از گفتنش اصلا هم خجالت نمیکشم. اعترافم اینه که من فهمیدم با اینکه یکساله توی این سایت عضوم و همیشه مطالبش رو روزی حداکثر ۵ساعت میخوندم و فایلها رو گوش میدادم، متوجه شدم معنای باورررر رو درک نکرده بودم, یعنی کلا یجور دیگه فهمیده بودمش که اشتباه بود. من تلاش میکردم باورامو عوض کنم اما حس خوبی که داشتم موقتی بود و بعدش دلسرد میشدم. البته ورودیهامو کنترل میکردم. سعی میکردم تمرینا رو انجام بدم.تلویزیون ندیدم و…. دقیقا نمیدونم چطور بیان کنم اما مثله کسی بودم که نقشه گنج داره اما هر چی میگرده به گنج نمیرسه…خ وقتا انقدر غرق مطالب سایت میشدم که از کارهای روزمره ام دست میکشیدم…از نظافت و ظرفهای نشسته بگیر تا میدیدم شب شده و همه جا تاریکه و چراغهای خونه خاموشه…بی نظم بودم و درگیر و کلافه میشدم…من تلاش میکردم باورامو تغییر بدم اما نمیشد چون کلا مفهومش رو اشتباه درک کرده بودم و قطعا نتایجم هم خ کوچولو بود…که اونم بخاطر سپاسگزاری و کنترل ورودیهام بوده احتمالا. اما از دیروز که توی بخش عقل کل سوال برادر خوبم شهرام کرمی رو دیدم که پرسیده بودن : ( با سلام خدمت دوستان هم فرکانسیم . دوستان چطور باور بسازیم چطور؟ خواهش میکنم واضح بگین اگه ممکنه. در ضمن دوستان من باز متوجه نمیشم ما با باور فرکانس میفرستیم یا توجه؟ اگه با توجهه چرا پس باید باورامونو عوض کنیم؟ آیا این درسته که ما با توجه مدام به یک چیز داریم شواهد بیشتری رو در مورد اون چیز جمع میکنیم و بعد اونو باور میکنیم؟ اینو خودم اینجوری فهمیدم پس ما اتفاقات زندگی رو با باور رقم میزنیم یا توجه ؟ دوستان من قاطی کردم بین این دو……! )یعنی من این سوالو و جوابهایی که دوستان داده بودن رو که خوندم انگار برق منو گرفت….فهمیدم ای دل غافل….که من یکساله راهو اشتباه میرم….فهمیدم به هر چیزی توجه کنی داری فرکانسشو میفرستی و هر چی که بیشتر توجه کنی بهش , داری باورش رو میسازی… غرق خوشحالی شدم …انگار روی ابرها راه میرفتم….من یکسال بود با ذهنم درگیر بودم که چرا مدارم عوض نمیشه. فایل مدارها رو بیشتر از ده بار گوش دادم و حالا مثله کسی هستم که تازه به کلاس اول دبستان میره…خ خ خوشحالم از اینکه خدای بزرگ هدایتم کرد…الان دیگه فایلها روکه گوش میدم خ عالی میفهمم استاد چی میگه….الان دیگه خدا رو بهتر باور میکنم….من میرم که از نو شروع کنم چون حس میکنم تازه متولد شدم…حس میکنم خدا مدارمو بالاتر برده…حس میکنم خواسته هام همه برآورده شده.ذهنم دیگه درگیر نیس….الان دیگه آرامش دارم. الان حسی که دوستان از نتایج عالیشون میگن رو لمس میکنم….الان دیگه نگران قسطهای وامهامون نیستم…الان دیگه نگران نداشته هام نیستم…الان دیگه ترس از آینده ای که هنوز نیومده ندارم…! دوستان باور همه چیزه….فقط باید بخوایم …ادا در نیاریم چون بخودمون که نمیتونیم دروغ بگیم…بنظرم خ هم سخت نیست, مثله یه بازیه….باید از مسیر رسیدن به خواسته هامون لذت ببریم….باید عجله نکنیم.باید حرفهای استادو باور کنیم و بهش عمل کنیم…باید فقط روی خدا حساب کنیم و توکل کنیم….من به همه خواسته هام میرسم و به وقتش میام از نتایجم براتون میگم…من میرم زندگی رو زندگی کنم….خدااااااااااااایا شکرررررررررت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3537 روز

      با سلام

      دوست عزیز قطعا با این درک مدارتون بالاتر رفته

      پس با ارامش این مسیر تکامل رو طی کنید. من به تجربه تا الان اینجوری بودم که هر وقت ی مدار پیشرفت میکردم انگار این باور مخرب هنوز در من قدرت داشت که میگفت خب دیگه یکم سریع تر، یالا زود باش و خب این عجله باعث میشد بعد ی مدت دوباره درجا بزنم

      پس به تکامل خیلی توجه کنید

      شاد باشید…(:

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1645 روز

    سلام استاد

    کم پیدایین

    مشخصه تمرکز بالایی برای اهدافتون دارید

    راستش منم چند وقتی کامنت نذاشته بودم ولی نه به این معنی که رو خودم کار نکردم

    از اول اردیبهشت امسال هدایت شدم به خرید دوره عشق و مودت و الان تا وسط دوره پیش رفتم و کامنت هارو تقریبا نصفشون مطالعه کردم

    ولی میخام برگردم به دوسال و خورده ای پیش که این فایل رو دیدم

    اون زمان دقیقا همچین شرایطی داشتم:

    یعنی کسی هست این همه دوره رو خریده باشه؟ یعنی منم میتونم؟ من که پول ندارم؟ من که سر کار نمیرم؟ من که تو رشته ای درس میخونم که علاقه بهش ندارم؟ من که ماشین ندارم؟ من که سنم فلانه؟ من که ….

    دی ماه سال 1400بود که اولین قدم رو خریدم به عنوان اولین محصولم بعد از خرید چند تا کتاب ها

    خلاصه گذشت و گذشت و من نفهیمدم چی شد ولی پول قدم ها جور میشد

    منی که خودم کشتم اولین قدم با 1500 بخرم بقیه قدم ها دیگه برام 870 هزار تومان پولی محسوب نمیشد

    باورتون نمیشه بگم هنوزم نمیدونم پولا از کجا میومد

    الان اگه حساب کاربریم رو چک کنید میبینید خیلی از دوره ها رو دارم

    ولی راستش حس و حال دوازده قدم یچیز دیگه بود برام

    حتی میتونم بگم با اینکه سایر دوره ها رو خیلی دوست دارم ولی حاضرم همین دوازده قدم فقط برام بمونه

    اون زمان من فقط دنبال حال خوب بود

    چون از افسردگی اومده بودم

    داشتم تو رشته ای درس میخودم که دوسش نداشتم و جرئت تغییر دادنش نداشتم

    کلی ارزو داشتم و خودم رو در زنجیرهایی میدیدم که فقط امکان ناپذیری خواسته هارو برام تکرار میکرد

    خلاصه بدون هیچ درکی و با انجام تمرین های کم و نا منظم( البته کمالگرا هم هستم ولی یک سال و نیم بود حتی یه شب ستاره قطبی رو فراموش نمیکردم!)

    خلاصه با درک کمم بعد قدم دوازده نتایج رو دیدم

    بیشترین چیزی که ارزو شو دارم همیشه یه ماشین بود و دیدم یه ماشین صفر داخل قرمز دقیقا شبیه اونی که تجسم میکردم و اصلا خبر نداشتم همچنین چیزی تو ایران تولید میشه دم در خونمون بود

    و کلی نتیجه باحال دیگه

    متاسفانه بعد اون درگیر این شدم که خب پس برم دوره های دیگه که بترکونم

    غافل ازین که بابا همش همینه

    منی که عاشق دوازده قدم بود الان یک سال و سه ماهه این دوره رو گذاشته بودم کنار و تو دوره های دیگه بودم

    ولی اون حس خوب و ارامشی که دوازده قدم بهم میداد رو دریافت نکردم

    با اینکه همه دوره ها بی نظیر هستن

    ولی من خیلی با این دوره حال میکنم

    چون واقعا باهاش زندگی کردم و زندگیم رو عوض کرد

    هنوز چکاب سه سال پیشم دارم

    خیلی باحاله استاد

    شاید در ظاهر هنوز سر کار نمیرم ( این چالشی که بهش خوردم و میخام حس و حالم خوب کنم )

    ولی حسابام پر پول شدن

    ولی خرج کردنم راحت تر شده

    و کلی اتفاق بینظیر دیگه که قراره جلسه به جلسه دوره من کامنت بزارم ازشون

    راستش حدودا یک ساله وارد رابطی عاطفی شدم و وابستگی بیچارم کرد

    یه مشکلی دارم که 8 ساله داره اذیتم میکنه ولی دنبال این بودم اشغالارو بزارم زیر مبل

    راستش میخام پروژه سرباز نخبگی بگیرم ولی جریت قبل ندارم

    راستش میخام از ایران برم ولی زمان برای زبان خوندن نمیزارم

    راستش میخام رابطه عاطفیم عالی بشه

    راستش میخام حسابم پر پول باشه هدایت بشمم به یه کار و همکارهای عالی

    راستش خیلی چیزا این حس نیاز برام ایجاد کرده

    و هدایت الله که منو هدایت کرد استاد

    دیشب حالم خیلی بد بود

    زدم رو رندوم

    فایل 5 قدم 8 در مورد تضاد

    کلی گریه کردم ازین دقیق بودن هدایت

    صبح از نشونه من از خدا نشونه خواستم

    اومد فایل مقدمه دوازده قدم

    گفتم بسم الله

    به یاری الله شروع میکنم دوره رو

    اگه دوره ای جدید اومد رو سایت اونو کنارش کار میکنم

    دوره عشق مودت هم تعهد دادم و باید تمومش کنم

    ولی عشق زندگی من دوازده قدم باید باشه

    اصلا جنس صحبت ها فرق میکنه

    اصلا استاد تو یه حال و هوا دیگه ای

    اصلا یه چیز خفن

    اینجا تعهد میدم که هر جلسه رو بنویسم 5 بار گوش کنم کامنت بخونم کامنت بزارم تمارین انجام بدم و بزارم با قانون تکامل کوچولو کوچولو هدایت بشم به حال خوب و البته بعد از اون به راحتی به خواسته هام

    تو دوره میبینمتون بچه ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 922 روز

      باسلام خدمت شما دوست عزیز

      کامنت شما روخوندم یاد خودم افتادم چقدر من حال روحیم خوب بود چقدر من اشک میریختم از خوشحالی از حال خوب از یک حس عجیب ک توی عمرم تجربه نکرده بودم بخدا چقدر عالی بود

      این روزها همش میگم ای کاش برگردم ب دوازده قدم بااینکه من تا قدم 3 بیشتر جلو نرفتم

      بعد عزت نفس رو خریدم وکار کردم

      خیلی حال آدم رو خوب میکنه وحتی احساس خالق بودن رو بهتر درک میکنیم باستانی قطبی مم 3ساله ک دارم این تمرین و انجام میدم هرچی مینویسم براحتی آب خوردن رخ میده ب صورت تکاملی اوضاع زندگیم بهتر وبهتر شد خاسته هام تیک خورد والان مث شما با برخورد ب تضادها خاسته های جدیدتری دارم وب امید خدا بعد از خرید دوره ثروت 1 حتما برمیگردم دوازده قدم رو از اول شروع میکنم وتا آخر ادامه میدم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: