این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/02/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-02-26 22:54:292024-07-24 10:42:34ایمانی که عمل نیاورد، حرف مفت است!!
1190نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد فایل رو گوش نداده می خوام بگم عاشق این زندگی، این خدا، این قوانین، و این لبخندی که بر لبان شما نشسته هستم که لحظه به لحظش داره بهم میگه این جهان بهشتیه که کلیدش در دستان همه ماست و میشه با استفاده از این قوانین به جایی رسید که این لبخند دلنشین همواره بر لبانمون جاری باشه و اون رو با عشق به بقیه هدیه بدیم.
امروز به لطف خداوند و هدایتش و البته درخواست خودم به مسیری هدایت شدم که نسبت به نقاط ضعف (ترمزها)ی خودم به شفافیت بیشتری رسیدم.
مطمئنا این فایل هم یکی دیگه از مسیرهایی است که خداوند از طریقش داره من رو به درک بهتر نسبت به قوانین و نحوه استفاده از اون میرسونه.
به خاطر این همزمانی که در عمل کردن شما به الهامی که باعث شد دوباره بیاید جلوی دوربین و از درکتون نسبت به قوانین صحبت کنید و درخواست خودم برای هدایت شدن بیشتر و نقطه اشتراک همه اینها، یعنی خداوندی که جهانی رو خلق کرده که تماما قانونمند، در اختیار افکار و باورهامونه و همواره وظیفه هدایت کردنش رو به عهده گرفته و انقدر زیبا این همزمانی رو رقم زده سپاسگزارم
به نظر من ما به دلیل عدم تکاملمون دوست داریم با همون یه بار گوش کردن فایل ب درک وسیع و به نتایج گسترده ای برسیم و در تله «من میدانم »گیر کرده ایم و موضوعی که شما همواره می گویید که چند بار یک فایل و مطلب را تکرار کنید تا در ما نهادینه شود را به فراموشی میسپاریم….
دوست داریم در همان قدم اول بجای زدن وزنه های کوچک تر وزنه های فوق العاده سنگین تر را بزنیم….
حاضر نیستیم خود را به درجه استادی در یک موضوع برسانیم و در تله «من می دانم»گیر کرده ایم
من این موضوع را برای خودم یاداور می شوم و اکنون فقط برای اینکه از خودم رد پایی بگذارم تا وقتی در مسیر با شما همگام شدم و به نتایج رسیدم بدانم از کجا به کجا رسیده ام….
اکنون باید به خود تعهد را بدهم که من تا از فایلی از شما به درجه استادی نرسیده ام به فایل دیگر گام بر نمی دارم..
ما خیال می کنیم فایل که همان فایل هست و همین که یک بار شنیده ایم یعنی درک کرده ای در حالی که بار ها شما تاکید کرده اید که «با یک بار شنیدن نه من درک کردم نه شما درک می کنید (در مقدمه کشف قوانین زندگی) »و همواره ای موضوع را بیان کرده اید که وقتی مدار شما بالا تر بیاید و به فرکانس بالاتر وارد شوید با شنیدن همان فایلی که به اصطلاح 100بار شنیده اید در دفعه 101امین بار حاضرید قسم بخورید که آن موضوع را نشنیده اید….
و موضوع دیگر این است که پایبندی به تعهد را فراموش می کنیم «در جایی(در فایل های میکس شده) از شما شنیدم که گفته بودید یکی از دوستانتان از شماراه حل خواسته بود و شما هر بار دوره ثروت 1را به ایشان معرفی کرده بودید….
که بعد از مدتی دوباره به شما رجوع کرده بود و برای بار دیگر از شما کمک خواسته بود و شما گفته بودید اگر از روانشناسی ثروت یک استفاده کرده و نتیجه نگرفته امری محال است….
و دوستتان این بار با خود میگوید من هر وقت از عباس منش راهنمایی خواستم دوره روانشناسی ثروت را معرفی میکند خب پس با تعهد پیش می روم وهمانگونه که استاد بیان میکند عمل می کنم…..
بعد از کسب نتیجه اذعان داشته بود که من در قبل از آن در وقت های مرده خود از فایل های شما استفاده می کردم ولی وقتی با تعهد این کار را کردم وروزانه در اتاق کارم ساعتی را برای تمرینات و گوش کردن فایل ها اختصاص دادم نتایج تغییر کرد…
یا از شما بار ها با بیان های مختلف شنیده ام که گفته اید باید طوری روی خودمان کار کنیم که شخصیتمان تغییر کند و نباید ادا در بیاوریم ….
اگر نتایج حاصل نمی شود مشکل از ماست و از طرف خداوند مطمئن باشم که همواره پاسخ می دهد پس باید روی خودمان کار کنیم تا شخصیتمان تغییر کند
در فایلی از کوین ترودو شنیدم که میگفت :«افراد مولتی میلیاردر اعتقاد دارند که ثروت از طریق ژنتیک به آنها می رسد»(در نگاه اول این بیان اشتباه است ولی منظور او اینگونه بود که باید این باور ثروتمند شدن در وجودمان رسوخ کند .)
در کتاب رویا هایی که رویا نیستند در آخر فصل ها با این مضمون نوشته شده :شما برای افزایش کسب اطلاعات و جمع آوری اطلاعات این کتاب را تهیه نکرده اید پس به تمرینات عمل کنید شما باید شخصیتتان تغییر کند.
دلیل دیگر که ما حاضر نیستیم پی تغییر کردن به بدنمان بمالیم این از که می ترسیم :
می ترسیم ک نکند دیر به نتایج برسم ….
نکند قانون برای من عمل نکند….
از موفقیت و نتایج می ترسیم شاید دوستان بیان کنند که چطور ؟باید بگویم می ترسیم که اگر ثروت مند شویم باید محل زندگی مان را تغییر دهیم یا حتی از دوستانمان جدا شویم به دلیل وابستگی ای که داریم….
ولی باید به خودم یاداور شوم با تغییر کردنمان افراد بهتر و دوستان بهتر و شرایط بهتر وارد زندگی مان میشوند….
باید برای رسیدن به نتایج چیزهایی را قربانی کنیم نمی شود که هم چاقو را بر ندایم و هم به مقام خلیل اللهی خداوند برسیم….
زیگ زیگلار :اگر میخواهید با عقابها پرواز کنید از گل بازی کردن با اردک ها دست بر دارید…..
به گفته آنتونی رابینز انسان ماشین اثبات باور های خویش است
و یک روایت در موضوع باورها:
امام رضا ع ب بزیع می فرماید:
خداوند میفرماید من نزد بنده ی مومن خود گمانی رادارم
که اگر بنده من نسبت به من گمان خیر و نیکی را داشته باشد جواب او را به نیکی میدهم واگر بنده من نسبت به من گمان بد را داشته باشد جواب او را به بدی می دهم.
باشد که متذکر شویم….
فایل هایی که پیشنهاد میکنم بار دیگر هم خودم و هم دوستان ببینند ….
خدا را بهتر بشناسیم…
فایل ابراهیم عید قربان….
جهان مثل آیینه عمل می کند….
باید شخصیتمان عوض شود ادا در نیاوریم….
کی به رویا هام می رسم…..
کتاب رویا هایی که رویا نیستند….
سپاس از استاد که با این فایل بار دیگر این موضوعات را یادآور شدند
امروز حال عجیبی دارم اومدم بنویسم به کجا رسیدم ……خدا خدا خدا
خدا برای من کافیست بچه ها باور کنین اصل خداست باور توحیدی اصل .من از وقتی باور کردم که خدا فقط میتونه کمکم کنه برای کوچک ترین کارام از خدا کمک خواستم یه حیاط داریم که یه درخت بزرگ توت داره که اینقدر بزرگ شده استفاده دیگه ای نمیتونم ازش بکنم تصمیم گرفتم امسال هرسش کنیم خوب من طبق معمول اول به شوهرم گفتم …قبول کرده ولی یا وقت نمیکنه یا حوصله نداره،به پدر شوهرم گفتم ،گفت باشه ولی خبری از اونم نشد تا اینکه یه روز گفتم مگه من خالق نیستم مگه خلق نمیکنم پس میخوام امسال تکلیف درخت مشخص شه و داشتم از خدا میخواستم تا اینکه به دلم افتاد زنگ بزنم به پدرم که چون اره برقی هم داره و قرار بر این بود با مادرم برا خرید عید بیان شهرستان ،همراهش اره رو هم بیاره و برا من انجام بده…پدرم قبول کرد اینم بگم من میتونستم اره رو از پدرم قرض بگیرم ولی نخواستم گفتم که خودمون میریم کرایه میکنیم وقتی بخوایم …مادرمم با خواهرم اومد خرید پدرم سر کار بود ،این یعنی بابا دیگه نمی اومد چون کاری نداشتن که این همه راه رو بیان و اینو بگم پدرم کم میشه بیاد خونه ما به خاطر مسافت راه و …..ولی خیلی عجیب که فقط به خاطر من داره میاد درخت رو برام حرص کنه تنهایی داره میاد ،پدری که قبلا میگفتم بیا نمی اومد این از طرف خداست،پدر من دست خدا شده برا کمک من،برای خواستع من پس من این جوری خلق کردم با درخواست از خدا ،با باور توحیدی درست و عمل به اون، بعدشم همسرم گفت میخوای هرس کنی کن ولی فکر نکنم امسال باغچه داشته باشی خاک بیارم، اولش مردد شدن بازم گفتم چرا نشه من خلق میکنم هر چی رو بخوام و شوهرم قدرتی نداره بخواد جلومو بگیره قدرت مطلق از ان خداست و اون هر چی بخوام برا من میخواد بقیه کارای باغچه عم درست میشه، یا از این بگم دنبال نرم افزاری میگشتم بتونم یه اهنگ ملایم بزارم رو باورهای صوتیم که اونو پیدا کردم و طبق روند کارش درست عمل نمیکرد صدای اهنگ فقط بود دیشب به همسرم گفتم یه نگاه بنداز خیلی تو این کارا وارد …..فکر کنم یادش رفت تا چند لحظه پیش داشتم با خدا حرف میزدم و میگفتم چیکار کنم یه لحظه حسم بهم گفت جای فایلا رو عوض کن سریع عوض کردم و درست شد……نشستم زار زار گریه کردم که ای خدای من تو این همه به من نزدیکی و این قدر سریع اجابت میکنی درخواست منو اون وقت من شرک میورزم و از بنده میخوام این همه مدت تو بودی و من نمیدیدم…..بچه ها خدا کافیه برا هممون امیدوارم که بیشتر تو این حالت بمونم و از خدا فقط بخوام اون که اجابت میکنه منو نه بنده.خداروشکر تا به امروز من به درک بهتری از قانون رسیدم از نتایجم بگم یه کار خوب پیدا کردم و مطمینم اوضاع مالی خیلی بهتر از قبل میشه از درامد صفر میخوام به یه درامد معقول برسم ،روابط و سلامتین عالین،یه مثال دیگه بگم از باور توحیدی من شوهرم اوایل موافق نبود برم سرکار که موافقت کرد ثبت نام کنم اینم بگم هنوز ازمون ندادم و نتایج هم نیومده ولی مطمینم این کار رو به دست میارم و خلق میکنم بعد که که دید این قدر مطمینم که قبول میشم گفت اگه هم قبول بشی من میرم و میگم اجازه نمیدم من همون موقع تو دلم گفت قدرت مطلق خداست و ذره ای قدرت رو به شوهرم ندادم و با همون روحیه قبل ادامه دادم و شوهرم خوب شده نظرش و موافق میخوام بگم اگه قدرتش رو باور میکردم به هم می ریختم و حالم خراب میشد و کارم از دست میدادم ولی ثابت شد بهم من خودم دارم خلق میکنم خودم خلق کردم رفتار شوهرم رو با خودم. خلاصه ایمانم خیلی قوی شده فرشته ای که مطیع همه بود هر چی میگفتن قبول میکرد،تعهد بستم هر روز رو باورام کار کنم صوتی گوش بدم ،بنویسم،یه فایل تصویری استاد رو ببینم،هر روز یه فایل صوتی استاد رو نکته برداری کنم ،کامنت سایت بخونم،نوشتن برا من قدرت عجیبی داره،فایل های رایگان استادم برای من حکم گنج رو دارن با هر فایل باورهای قوی تری پیدا میکنم و روز به روز پیشرفت میکنم خودم بالا رفتن مدارم رو متوجه میشم سلامتی عالی رو احساس میکنم،روابط خوب و اینا روز به روز بهتر میشه و جالب خیلی وقت هم برا خوندن نمیزارم بیشتر فکر میکنم موفقیتم ذهنی ،باورام رو باید درست کنم و تلاش فیزیکی هم دارم اما نه به اندازه وقت گذاشتن روی باورام،خدایا شکرت بابت این حس خوبی که دارم این ارامش خوبی که دارم این لذتی که از زندگی میبرم.با ارزوی موفقیت روز افزون شما عزیزان.
خداوکیلی نمیدونم چی بنویسم، انقد که حس و حالم عجیبه
فقط سپاسگزاری میکنم از خدا بعد هم از شما که دست خدایی
شوقم برای این دوره، برای انجام تمریناتی مثل ستاره قطبی اندازه شوقم برای کل دوره های دیگست، نمیدونم چی داره این دوره که مثل آهنربا جذبم میکنه
حق با شماست استاد، ما باور نکردیم و به حرفای شما مثل یه مسکن نگاه میکنیم، دیگه قرار شده من تو این دوره با خودم روراست باشم دیگه
کسی اینو نمیخونه که، خودمونیم دیگه، من و شما و یه هفت هشت ده بیست هزار نفر دیگه که میان میخونن?
پس اول باید خودمون رو بشناسیم و من اعتراف میکنم که هنوز با گوشت و پوست و استخونم باور نکردم چون وقتایی که دیگه عصبانی میشم رفتاری رو بروز میدم که قشنگ مشخصه با تمام وجود باور نکردم، پس باید رو خودم کار کنم، خدارو شکر که این ترمز رو با صحبت هاتون فهمیدم
این میگه این کارو بکن ،، نون و تبلیغات و بازاریابی و سئوئه !!!
اون یکی میگه نون تو فلان شغله !!
اون یکی میگه مملکت خرابه چرت نگو !!
اون یکی میگه همه چی پارتی بازیه تف تو مملکت !!
اون یکی میگه بچسب به زندگیت توهم نزن !!
اون یکی میگه گوشات درازه !!
اون یکی میگه اگه نشه چی !!
اون یکی میگه بگیر نگیر داره!!
اون یکی میگه درامد نداره برو حمالی کن !!
اون یکی میگه بیا برای من کار کن ولللل کن عشق و علاقه زو خرجش زیاده !!
اون یکی فحش میده و تحقیر میکنه !!
اون یکی مسخره میکنه !!
اون یکی ظاهرت رو و مسخزه میکنه و به شخصیتت بی احترامی میکنه !!
وووو
همه ی اینایی که گفتن واقعیه ها .. برام اتفاق افتاذه !!!
و در واقع دریک مداری قرار میگیری که همه به نوعی تو سرت میزنن و تو رو به این باور میرسونه که ای بابا من عجب ادم بی دست و پا و بی اعتماد به نفس و ضعیفی هستما !!!! و من عرضه ی هیچ کاری ندارم !!!
در یک موجی از ادم هایی قرار میگیری به خاطر اون مشاوره گرفتن از صد نفر که تمام وجودت همش توی شک و تردید و ترس و نکرانی و اضطراب و عصبانیت و خشم و کینه و انتقامه !!! و همه از ضعف شخصیتت سو استفاده میکنن و تو رو به عنوان یک ادم بی دست و پای ترسوی ضعیف بی اعتماد به نفس تلقی میکنن !!!
چرا؟؟ چون اروم اروم خودت به این باور راجب خودت رسیدی !!! پس نگاه دیگران هم به تو همون نگاهی که خودت به خودت و توانایی هات داری !!!
یه ادمی که شخصیت قویی داشته باشه دنبال مشاوره گرفتن و همنشینی با یه مشت چرت و پرت نمیره !!! برای وجودش ارزش قائل میشه !!!
به خودش میگه بابا من تکه ای از خدام … من لایق بهترین هام .. اخه چرا دارم با دست خودم زندگیم رو وسط یک مشت به درد نخور هدر میدمو و به راحتی اجازه میدم از شخصیتم سو استفاده کنن . و چرا میرم از هزار نفر مشاوره میگیزم که هی بزنن تو سرم و همش در شک و تردید باشم !!!
به خاطر این چیزاس که نتیجه نمیگیرم !!!
به همه چیز شک دارم !!
چرا ؟؟ چون همش دنبال اینم ببینم بقیه چی کار میکنن و بقیه چی میگن ؟؟
فلانی تو پیجش چی گفته ؟؟
احتمالا جول اوستین رو باید گوش کنم..
احتمالا الهی قمشه ای رو باید گوش کنم !!
احتمالا فلان و بهمان وووووو
احتمالا توی صفحه ی اینستاگرام فلانی باید همش باید چک کنم ببینم چطوری مخاطب میگیره !!!
ووووو
و وقتی ذهنت از هزار طرف با هزار نفر پر شده باشه عملا جا برای حرفای استاد نیست…
و عملا مثل برگی در باد هی میدوئم و همش دیگران از ضعف من به نفع خودشون استفاده میکنن !!!
اگه جسارت داشته باشم و قوی باشم و اعتماد به نفس داشته باشم دگ فلانی غلط اضافه نمیکنه بیاد به من پیشنهاد بده علایقت رو ول کن بیا با من توی بیابون کارگری کن و اونجا تنها باش و خودشم بره عشق و حال کنه !!! میزنم تو دهنش !!
عوامل بیرونی کنتزلم میکنه .. یعنی چی ؟؟
یعنی دیگران برای زندکی من تصمیم میگیرن !!
و خودم قائم به ذات نیستم !!
این ضعف های شخصیتی باعث میشه نتیجه نگیرم !!!
از طرف سایت جول اوستین برام ایمیل میومد ریموش کردم و دگ برام از این سایت ایمیل نمیاد ..
دارم تمام تلاشم رو میکنم جلوی دهنم رو بگیرم و هی از این اون مشاوره نگیرم..
دنبال تغییر بقیه نیستم..حداقل کمتر شده ..
به طور کاملا مخفیانه فایل زو گوش میکنم ..
منتظر نشانه هستم برای دوره ی ۱۲ قدمی..
اصلا راجب این مسائل با کسی صحبت نمیکنم و خیلی دارم سعی میکنم چراغ خاموش جلو برم…چون یه چیزی که درک کردم بابا اینقدر ملت فکرشون بیماره که گفتن این مسائل به شدت دردسر ساز میشه بزای ادم ..یا ممکنه به خاطر مداریه که توشم !!!
اگر کسی صحبتی میکنه اصلا به دنبال بحث کردن و قانع کردنش نیستم و فقط سعی میکنم یه جوری فضا رو ترک کنم..
راجب ارزوها و خواسته هام فقط با خدای خودم صحبت میکنم..
همینجوری ادامه بدم تا ایمانم تقویت شه تا بازم بتونم مهاجرت کنم و از شک و تردید دور باشم..
مشکل اینجاس ادم خیلی زود فراموش میکنه و هی دوست داره بره با بقیه بشینه صحبت کنه .. دلیلشم اینه که یه ذره روی خودت کار میکنی ارامشت بیشتر میشه.. حست قشنگ تر میشه..روحیت بهتر میشه.. ولی اینو ادامه نمیدی .. این تعهد رو ادامه نمیدی و باز میری با بقیه صحبت میکنی و باز از بقیه مشاوره میگیری و این باعث میشه تمام مدت در شک و تردید و اضطراب که جواب میده یا نمیده و بازم برمیگردی به همون عادات قبلی ..
به همین خاطره که اینقدر تاکید میشه زوی ایزوله کردن خودت !!! چون اجازه نمیدم اون بذری که تازه یه ذره داره جون میگیره رشد کنه … !!!
به این خاطره این همه ساله من فقط درجا زدم !!!
چون اجازه نمیدم باوره تقویت بشه …
چون پایه های افکار منفی در من به شدت قویه !!!
به این خاطره که تاکید میشه روی مهاجرت و خراب کردن پل های پشت سر !!!
این ضعف های شخصیتی واقعا دازه خیلی به من آسیب میزنه …
وقتی میرم از هزار نفر مشاوره میگیرم ازونجایی فرکانس اکثریت جامعه بر پایه ترس و نگرانی و بی ایمانی و خراب بودن مملکته و شرکه من با این کارم اجازه نمیدم باورهای توحیدیم رشد کنه که منجر شود به غلبه بر ترس هایم و مدام در شک و تردید هستم..چون اون ورودی ها داره کار خودش رو میکنه.. اون ورودی ها مث زنجیر میخ میشه تو مغزت و دست و پات رو چنان محکم محکم میبنده که احازه نمیده حتی یک قدم برداری !!!
چون فرکانس اکثریت جامعه به شدت بر پایه پوچی و ناامیدی و یاس و ترس و نکرانی و افسردگیه وووو !!!
هرموقع میام شروع کنم ب نوشتم نمیدونم چی بگم از کدوم دستاوردم بگم ک مربوط به این فایلم باشه و وقتی سلام رو میگم خودش دیگه ادامه رو میره و دونه به دونه حرفا نوشته میشن .
خب یکم اندامم تازگیا برام مهم شده و دلم میخواست عالی تر بشم ولی خب فقط میخواستم و هیچ حرکتی نمیکردم براش و توقع داشتم خودبه خود عالی بشه و دو روز پیش بود ک گفتم حتی استادم برا سلامتیشون تلاش کردن ک الان همچین هیکلی دارن بعد من میخوام همینجوری خودش بهتر بشه و این راهش نیس من علاوه بر درخواست و نیت باید قدم بردارم باید حرکت کنم
باید در جهت خواستم تلاش کنم ولی ن در حدی ک اذیت بشم در حد توانم انجام بدم و مطمئن باشم ک نتیجه میگیرم و صد درصد به خواستم میرسم و من به هرچی ک بخوام میرسم و مهم نیس شرایط بیرون چجوریه مهم اینه شرایط درون من در چ حد و سطحی هس همینو بس
برای همین از دیروز برای خودم تعهد 40روزه دادم که تا 40 روز حداقل تلاش کنم برای این خواستم و قطعا نتیجه میگیرم انشالله.
سلام به شما استاد عباس منش عزیز خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان ارزشمندم در این سایت فوق العاده
این دیدگاه رو برای خودم ثبت میکنم
درس اول : اجرای قانون نه به شکل حرف بی ارزش و پوچ زدن بلکه اجرای اون در عمل
استاد عزیزم جلسه سوم بخش اول قانون آفرینش و جلسه ششم قدم اول از 12 قدم رو خیلی دوست دارم
شما در این دو جلسه بیشتر از اینکه در رابطه با تمرکز بر نکات مثبت صحبت کنید در رابطه با چگونگی روی بر گرداندن (اعراض) از ناخواستهها و در واقع توجه نکردن و تمرکز نکردن بر نکات منفی صحبت میکنید
این تصمیمی که از این لحظه گرفتم و ز خداوند طلب حمایت میکنم که در این مسیر ثابت قدم باشم رو ، چند روز و چند شب بود که خدای درونم به من میگفت که باید انجام بدم
و اون تصمیم این هست که:
بیام و تمرکز بگذارم و جسارت به خرج بدم که از هر ناخواستهای اعراض کنم چه نجوای ذهنی باشه و چه هم صحبتی یا شنیدن حرفهایی که دوست ندارم و به طور مشخص احساس من رو بد میکنه.
یعنی در واقع تصمیم بر این دارم که بیشتر از اینکه تلاش کنم برای دیدن زیباییها و یادآوری و تذکر دادن به خودم به این زیباییها رو ببین و به خاطر اونها سپاسگزار باش !!! بیشتر به خودم تذکر بدم و یادآوری کنم که مواظب موندن در احساس خوب باش و احساس خوبت رو با هیچ چیزی معامله نکن چرا که به قول قرآن این نوع معامله ، معاملهای پر از ضرر و زیان است.
درس دوم : برای اینکه ایمانم قویتر بشه که چقدر دقیق و درست قوانین کار میکنند ، زیاد به خودم یادآوری کنم که اگر من الان سلامتم در صورتی که دارم با چشم خودم میبینم افرادی رو که بسیار محتاط هستند بسیار پول خرج خودشون میکنند چه از نوع تغذیه چه از نوع باشگاه و ورزش چه هزینه کردن برای مراجعه به پزشک و دارو و درمان ، این سلامتی من همینجوری الکی الکی به وجود نیومد یادم نرفته قبل از آشنایی با قوانین چقدر مشکلات روحی روانی و جسمی داشتم ، اون هم در چه سنی در سن 24 سالگیام!!
این افراد که سر راه من قرار میگیرند به جهت عدم کنترل ذهن من نیست لطفی از الطاف خداوند هست که با زبان واضح و گیرا و مشخص داره قانون رو به من یادآوری میکنه
بدون شک بدون شک ، به قول قرآن این است و جز این نیست که من سلامتی خودم رو از بعد روحی و روانی و از بعد جسمی فقط و فقط با استفاده از قانون به دست آوردم
یا یه مثال واضح دیگه اینکه : من میبینم افرادی رو که بسیار ادعا در روابط و توانمندی در حوزه روابط دارند در عین حال که به زعم خودشان روابط گسترده و زیبایی رو ساختند بسیار بسیار زیاد از همون آدمهای اطرافشون ضربه میخورند چه ضربه مالی و چه ضربه روحی ، و حتی دیدم که کارشون به دعوای کلامی فیزیکی و کتک کاری یا مراجعه به دادسرا و قاضی میکشه … نمیخوام دلایل اینکه چرا افراد این نتایج رو میگیرند با اینکه خودشون فکر میکنند … فکر میکنند !! که روابط بسیار عالی دارند چی هست …
میخواهم این رو بگم منی که قبلاً ادعا داشتم و الان ادعا ندارم و روابطم و اعتبار نیکی که دارم و تمام برخوردهای زیبایی که افراد با من دارند و تمام رفتارهای زیبایی که خودم با افراد دارم را ، سعی میکنم اعتبارش رو بدهم به هدایت خداوند و تسلیم بودن در برابر خداوند و تلاش برای ماندن در احساس خوب میبینم …. تفاوت نتایج من در حوزه روابط با این افراد واقعاً واقعاً و واقعاً از زمین تا آسمان است.
و یه مثال دیگه هم این که: خداوند به من لطف داشت و بسیار عاشق من بود که در شروع مصرف مواد مخدر منظورم سیگار و قلیان هست (چون من این ها رو هم جزو مواد مخدر می بینم) به واسطه یکی از دستان بینظیر خودش چنان اهرم رنج و لذتی در ذهن من ایجاد کرد که منی که یک سال بود مردد بودم به ترک سیگار و قلیان و البته که اصلاً با این دو مورد راحت نبودم و ناراحت بودم ولی توان و قدرت و خودباوری برای کنار گذاشتنش هم نداشتم به واسطه همنشینی با این دست خداوند که اون دوران با هم دو رفیق صمیمی که از برادر به هم نزدیکتر بودیم … به واسطه این دست خداوند و صحبت های همیشگی و همیشگی ایشون درباره سیگار و قلیان ، و گفتن از مضرات این دو … و گفتن این جمله که … محمد باور کن من دوستت دارم تو هنوز جوان هستی … به خودت رحم کن!! من خیلی زود اول قلیون رو بوسیدم گذاشتم کنار و پاش ایستادم و دیگه بعد از اون فکر می کنم یه بار یا دوبار با دوستان کافه قلیان رفتم ، تازه اون موقع هم استفاده نکردم. ولی بعدش گفتم چرا اصلاً برم … می خواهند اون دوستان از دست من ناراحت بشن یا تمسخر کنند یا هر چی …. مهم نیست … این بهای تغییر کردن من هست و من با عشق می پردازم … آخرش اینه که دوستی ما به هم می خوره!! من اوکی هستم با این اتفاق. و خیلی زود بعد از ترک کامل قلیان سیگار هم برای همیشه گذاشتم کنار … به شکلی قبلاً هم در دیدگاه هام گفتم حاضر نیستم حتی بوش رو استشمام کنم چه برسه به اینکه بخواهم ،بکشم!!
این مثالهای واضح رو به خودم بگم و ایمان خودم رو تقویت کنم که به لطف الله من این همه توی زندگیم با استفاده عملی از قانون تغییر ایجاد کردم من در تمام ابعاد زندگی خودم رو متحول کردم حتی در جنبه روابط عاطفی هم نمیتوانم کتمان کنم که بهتر شدم اما به اندازه کافی ایمان نداشتم توی دل ترسهام نرفتم ، مثلاً الان دو سال هست که به خودم میگم من باید برم تمرین گهی بازرگانی را برای خانمها انجام بدم هر بار این کار رو نمیکنم!!
مثلاً الان مدتهاست که به خودم میگم و یقین دارم که من یک شخصیت کارآفرین دارم یک شخصیت مدیر با ایمان 100 درصد به این موضوع مهم رسیدم و یقین دارم بهش. ولی چرا در تمام این مدت حرکت نکردم و با همون چیزی که داشتم شروع نکردم به پسانداز کردن … چون حمایتهای مالی خانوادهام هست چون هنوز دلخوشم به اینکه یه خونه خیلی خوب و یه پدر و مادری که اوکی هستند که من با اونها زندگی میکنم هستند
همون مثال معروف گاو شیرده هستش….
یه مبحث دیگه هم هست که من در طی این دو سه سال اخیر مثل روزهای اول اون ایمان و یقین از آموزههای استاد استفاده نمیکردم و حتی در سایت هم کمرنگتر شده بودم (فراموش کردن مومنتوم) اون زمانها تا قبل از معرفی دوره هم جهت با جریان خداوند استاد عباس منش عزیز به صورت خیلی جدی مفهوم مومنتوم را توضیح نداده بودند اما بارها و بارها در فایلهای مختلف دانلودی و البته در دورهها به این مبحث اشاره کرده بودند که فرکانس به معنای ادامهدار بودن است.
با یکی دو بار ارسال فرکانس خواسته احتمالاً نشانههای اون خواسته رو در زندگیم میبینم شاید حتی همون نشانهها هم اتفاق نیفته یا اتفاق بیفته اما اونقدر کوچک باشه که من متوجهاش نشم ، باید فرکانسهای همجهت با خواستهام را تکرار کنم باید کنترل ذهن و همون مبحث اول اعراض از ناخواستهها را آنقدر تکرار تکرار و تکرار کنم که به قول استاد در همون جلسه سوم بخش اول قانون آفرینش به خودم بگم میخواهم در اعراض کردن از ناخواستهها به مقام استادی برسم.
در حوزه خلق ثروت و رسیدن به کسب و کار شخصی که خودم مدیر و کنترلگر آن باشم باید به این شکل عمل کنم
بیام برای خودم توضیح بدم که غرور باید مولد باشه در خدمت خواستههات نه تعصباتت که از باورهای محدود کننده میان
یعنی این تفکر قدیمی و ریشهدار در ذهن من که نه من غرورم اجازه نمیده برای دیگران کار کنم یا در حالت بدتر اصلاً کار کردن عار هست!!
بیام برای خودم توضیح بدم که غرور یعنی من برای خودم ارزش قائل هستم تواناییهای خودم رو میشناسم به خدای خودم رزاق بودنش باور دارم… الان توی این موقعیت بله برای دیگران کار میکنم و حتی اگر میبینم که یک سری از رفتارهای مدیر کسب و کار با روحیات و با استانداردهای من هم جهت نیست به جای تحمل کردن با احساس بد و ایجاد احساس سرخوردگی در خودم میام و به خودم میگم تمام تمام شرایط و ضوابطی که و البته روابطی که الان توی زندگیم دارم خودم خلقش کردم و خودم هستم که میتونم با گرفتن مسئولیت صد درصد زندگیم اوضاع رو به شکلی که دوست دارم با طی کردن تکامل عوض کنم قدم اول اینه که به جای تحمل کردن با احساس بد ، با ایمان و صبر به معنای احساس خوب ، به خودم بگم من دیگه باج نمیدم ، پسانداز کردن رو تمرین می کنم و یادش میگیرم ، من پول خوب ساختن رو تمرین می کنم و یاد میگیرم من هر بار توی اعراض از ناخواسته و توجه به خواستههام بهتر و بهتر میشم ، من ادامه میدم.
خیلییی حرفاتون منو تکون داد غیر از اینکه هر چیز حاشیه ای واقعا به نصف سوالام جواب داده شد و مطمعنم که منم در این مسیر میام و در این دوره شرکت میکنم چون واقعا به شما و خدای شما ایمان دارم و تا الان هر قدمی که با ایمان بر داشتم نتیجه فوقالعاده داده و نتیجه شرکم که مشخصه
الان اینو بهتر فهمیدم که من فقط واس اینکه ی مدت حالم بهتر بشه و بتونم با آرامش زندگی کنم روی خودم کار میکردم ن دائمی و خیلییی خوشحالم که اینو متوجه شدم ..
استاد جان از تیکه آخر فامیلتون که قسمت خونتون بود با آهنگی که روش گذاشتید خیلییی قشنگ بود واقعااااا از تمام وجودم براتون آرزوی بهترینها کردم و باور دارم که به نتایج بزرگترم می رسید و چقدر که شمارو به عنوان یکی از بهترین دستان خدا قبول دارم راستش استاد منم اول داشتم از ی پکیج دیگه استفاده میکردم که راجب ذهن شناسی بود پکیج تغیرات درونی نتایج بیرونی و یواش یواش به سمت شما هدایت شدم لِوِلم رفت بالا تر تا به اینجا رسیدم …استاد در نهایت شمارو با تمام وجود باور دارم و مطمعن که حرفامون توحیدی و منم که عاشق توحیدم عاشق فهمیدن خدام رابطه بیشتر با خالقم برای همین از کلام بی نقص شما ایمان رو عملی میکنم …?????
سپاسگذارم خدا جونم …
سپاسگذارم استاد خوبم ..?
سپاسگذارم تمام دوستانم در این سایتم ..??
که در هد لحظه برای بهتر کردن جهان روی خودشون کار میکنن ،هزینه میکنن، زمان میزارن و تلاش ذهنی میکنن..?
استاد فایل رو گوش نداده می خوام بگم عاشق این زندگی، این خدا، این قوانین، و این لبخندی که بر لبان شما نشسته هستم که لحظه به لحظش داره بهم میگه این جهان بهشتیه که کلیدش در دستان همه ماست و میشه با استفاده از این قوانین به جایی رسید که این لبخند دلنشین همواره بر لبانمون جاری باشه و اون رو با عشق به بقیه هدیه بدیم.
امروز به لطف خداوند و هدایتش و البته درخواست خودم به مسیری هدایت شدم که نسبت به نقاط ضعف (ترمزها)ی خودم به شفافیت بیشتری رسیدم.
مطمئنا این فایل هم یکی دیگه از مسیرهایی است که خداوند از طریقش داره من رو به درک بهتر نسبت به قوانین و نحوه استفاده از اون میرسونه.
به خاطر این همزمانی که در عمل کردن شما به الهامی که باعث شد دوباره بیاید جلوی دوربین و از درکتون نسبت به قوانین صحبت کنید و درخواست خودم برای هدایت شدن بیشتر و نقطه اشتراک همه اینها، یعنی خداوندی که جهانی رو خلق کرده که تماما قانونمند، در اختیار افکار و باورهامونه و همواره وظیفه هدایت کردنش رو به عهده گرفته و انقدر زیبا این همزمانی رو رقم زده سپاسگزارم
شاد باشید…. (:
به نام الله مهر گستر مهربان
سلام به استاد وهمه دوستان
خیلی خوشحالم به عنوان اولین نفر دیدگاه این قسمت رو مینویسم اخه یه نشونه اومد وخیلی واضح بود خواستم بنویسم خیلی ذوق زده هستم
داشتم دیدگاه فایل اخر رو میخوندم حسم بهم گفت استاد فایل میزاره بیخیال شدم ولی خواستم لب تاب خاموش کنم نشد خیلی جالب بودخخخخخخخ
وقتی بستم وخاموش شد همین که رفتم تو اتاق خوابم پیغام فایل جدید اومد
خدایا شکرت که اینقدر به من نزدیکی
خدایا سپاسگزارم
ممنون استاد برای اگاهی دادنمون برای این قوانین کیهانی ویاداوری مجدد
خدا نگهدار
سلام اکنون در حال گوش کردن به این فایل بودم…..
میخواستم موضوعی رو بیان کنم….
به نظر من ما به دلیل عدم تکاملمون دوست داریم با همون یه بار گوش کردن فایل ب درک وسیع و به نتایج گسترده ای برسیم و در تله «من میدانم »گیر کرده ایم و موضوعی که شما همواره می گویید که چند بار یک فایل و مطلب را تکرار کنید تا در ما نهادینه شود را به فراموشی میسپاریم….
دوست داریم در همان قدم اول بجای زدن وزنه های کوچک تر وزنه های فوق العاده سنگین تر را بزنیم….
حاضر نیستیم خود را به درجه استادی در یک موضوع برسانیم و در تله «من می دانم»گیر کرده ایم
من این موضوع را برای خودم یاداور می شوم و اکنون فقط برای اینکه از خودم رد پایی بگذارم تا وقتی در مسیر با شما همگام شدم و به نتایج رسیدم بدانم از کجا به کجا رسیده ام….
اکنون باید به خود تعهد را بدهم که من تا از فایلی از شما به درجه استادی نرسیده ام به فایل دیگر گام بر نمی دارم..
ما خیال می کنیم فایل که همان فایل هست و همین که یک بار شنیده ایم یعنی درک کرده ای در حالی که بار ها شما تاکید کرده اید که «با یک بار شنیدن نه من درک کردم نه شما درک می کنید (در مقدمه کشف قوانین زندگی) »و همواره ای موضوع را بیان کرده اید که وقتی مدار شما بالا تر بیاید و به فرکانس بالاتر وارد شوید با شنیدن همان فایلی که به اصطلاح 100بار شنیده اید در دفعه 101امین بار حاضرید قسم بخورید که آن موضوع را نشنیده اید….
و موضوع دیگر این است که پایبندی به تعهد را فراموش می کنیم «در جایی(در فایل های میکس شده) از شما شنیدم که گفته بودید یکی از دوستانتان از شماراه حل خواسته بود و شما هر بار دوره ثروت 1را به ایشان معرفی کرده بودید….
که بعد از مدتی دوباره به شما رجوع کرده بود و برای بار دیگر از شما کمک خواسته بود و شما گفته بودید اگر از روانشناسی ثروت یک استفاده کرده و نتیجه نگرفته امری محال است….
و دوستتان این بار با خود میگوید من هر وقت از عباس منش راهنمایی خواستم دوره روانشناسی ثروت را معرفی میکند خب پس با تعهد پیش می روم وهمانگونه که استاد بیان میکند عمل می کنم…..
بعد از کسب نتیجه اذعان داشته بود که من در قبل از آن در وقت های مرده خود از فایل های شما استفاده می کردم ولی وقتی با تعهد این کار را کردم وروزانه در اتاق کارم ساعتی را برای تمرینات و گوش کردن فایل ها اختصاص دادم نتایج تغییر کرد…
یا از شما بار ها با بیان های مختلف شنیده ام که گفته اید باید طوری روی خودمان کار کنیم که شخصیتمان تغییر کند و نباید ادا در بیاوریم ….
اگر نتایج حاصل نمی شود مشکل از ماست و از طرف خداوند مطمئن باشم که همواره پاسخ می دهد پس باید روی خودمان کار کنیم تا شخصیتمان تغییر کند
در فایلی از کوین ترودو شنیدم که میگفت :«افراد مولتی میلیاردر اعتقاد دارند که ثروت از طریق ژنتیک به آنها می رسد»(در نگاه اول این بیان اشتباه است ولی منظور او اینگونه بود که باید این باور ثروتمند شدن در وجودمان رسوخ کند .)
در کتاب رویا هایی که رویا نیستند در آخر فصل ها با این مضمون نوشته شده :شما برای افزایش کسب اطلاعات و جمع آوری اطلاعات این کتاب را تهیه نکرده اید پس به تمرینات عمل کنید شما باید شخصیتتان تغییر کند.
دلیل دیگر که ما حاضر نیستیم پی تغییر کردن به بدنمان بمالیم این از که می ترسیم :
می ترسیم ک نکند دیر به نتایج برسم ….
نکند قانون برای من عمل نکند….
از موفقیت و نتایج می ترسیم شاید دوستان بیان کنند که چطور ؟باید بگویم می ترسیم که اگر ثروت مند شویم باید محل زندگی مان را تغییر دهیم یا حتی از دوستانمان جدا شویم به دلیل وابستگی ای که داریم….
ولی باید به خودم یاداور شوم با تغییر کردنمان افراد بهتر و دوستان بهتر و شرایط بهتر وارد زندگی مان میشوند….
باید برای رسیدن به نتایج چیزهایی را قربانی کنیم نمی شود که هم چاقو را بر ندایم و هم به مقام خلیل اللهی خداوند برسیم….
زیگ زیگلار :اگر میخواهید با عقابها پرواز کنید از گل بازی کردن با اردک ها دست بر دارید…..
به گفته آنتونی رابینز انسان ماشین اثبات باور های خویش است
و یک روایت در موضوع باورها:
امام رضا ع ب بزیع می فرماید:
خداوند میفرماید من نزد بنده ی مومن خود گمانی رادارم
که اگر بنده من نسبت به من گمان خیر و نیکی را داشته باشد جواب او را به نیکی میدهم واگر بنده من نسبت به من گمان بد را داشته باشد جواب او را به بدی می دهم.
باشد که متذکر شویم….
فایل هایی که پیشنهاد میکنم بار دیگر هم خودم و هم دوستان ببینند ….
خدا را بهتر بشناسیم…
فایل ابراهیم عید قربان….
جهان مثل آیینه عمل می کند….
باید شخصیتمان عوض شود ادا در نیاوریم….
کی به رویا هام می رسم…..
کتاب رویا هایی که رویا نیستند….
سپاس از استاد که با این فایل بار دیگر این موضوعات را یادآور شدند
از طرف برادر کوچکتر شما امیر هادی ذاکری
سلام استاد سلام بچه ها
امروز حال عجیبی دارم اومدم بنویسم به کجا رسیدم ……خدا خدا خدا
خدا برای من کافیست بچه ها باور کنین اصل خداست باور توحیدی اصل .من از وقتی باور کردم که خدا فقط میتونه کمکم کنه برای کوچک ترین کارام از خدا کمک خواستم یه حیاط داریم که یه درخت بزرگ توت داره که اینقدر بزرگ شده استفاده دیگه ای نمیتونم ازش بکنم تصمیم گرفتم امسال هرسش کنیم خوب من طبق معمول اول به شوهرم گفتم …قبول کرده ولی یا وقت نمیکنه یا حوصله نداره،به پدر شوهرم گفتم ،گفت باشه ولی خبری از اونم نشد تا اینکه یه روز گفتم مگه من خالق نیستم مگه خلق نمیکنم پس میخوام امسال تکلیف درخت مشخص شه و داشتم از خدا میخواستم تا اینکه به دلم افتاد زنگ بزنم به پدرم که چون اره برقی هم داره و قرار بر این بود با مادرم برا خرید عید بیان شهرستان ،همراهش اره رو هم بیاره و برا من انجام بده…پدرم قبول کرد اینم بگم من میتونستم اره رو از پدرم قرض بگیرم ولی نخواستم گفتم که خودمون میریم کرایه میکنیم وقتی بخوایم …مادرمم با خواهرم اومد خرید پدرم سر کار بود ،این یعنی بابا دیگه نمی اومد چون کاری نداشتن که این همه راه رو بیان و اینو بگم پدرم کم میشه بیاد خونه ما به خاطر مسافت راه و …..ولی خیلی عجیب که فقط به خاطر من داره میاد درخت رو برام حرص کنه تنهایی داره میاد ،پدری که قبلا میگفتم بیا نمی اومد این از طرف خداست،پدر من دست خدا شده برا کمک من،برای خواستع من پس من این جوری خلق کردم با درخواست از خدا ،با باور توحیدی درست و عمل به اون، بعدشم همسرم گفت میخوای هرس کنی کن ولی فکر نکنم امسال باغچه داشته باشی خاک بیارم، اولش مردد شدن بازم گفتم چرا نشه من خلق میکنم هر چی رو بخوام و شوهرم قدرتی نداره بخواد جلومو بگیره قدرت مطلق از ان خداست و اون هر چی بخوام برا من میخواد بقیه کارای باغچه عم درست میشه، یا از این بگم دنبال نرم افزاری میگشتم بتونم یه اهنگ ملایم بزارم رو باورهای صوتیم که اونو پیدا کردم و طبق روند کارش درست عمل نمیکرد صدای اهنگ فقط بود دیشب به همسرم گفتم یه نگاه بنداز خیلی تو این کارا وارد …..فکر کنم یادش رفت تا چند لحظه پیش داشتم با خدا حرف میزدم و میگفتم چیکار کنم یه لحظه حسم بهم گفت جای فایلا رو عوض کن سریع عوض کردم و درست شد……نشستم زار زار گریه کردم که ای خدای من تو این همه به من نزدیکی و این قدر سریع اجابت میکنی درخواست منو اون وقت من شرک میورزم و از بنده میخوام این همه مدت تو بودی و من نمیدیدم…..بچه ها خدا کافیه برا هممون امیدوارم که بیشتر تو این حالت بمونم و از خدا فقط بخوام اون که اجابت میکنه منو نه بنده.خداروشکر تا به امروز من به درک بهتری از قانون رسیدم از نتایجم بگم یه کار خوب پیدا کردم و مطمینم اوضاع مالی خیلی بهتر از قبل میشه از درامد صفر میخوام به یه درامد معقول برسم ،روابط و سلامتین عالین،یه مثال دیگه بگم از باور توحیدی من شوهرم اوایل موافق نبود برم سرکار که موافقت کرد ثبت نام کنم اینم بگم هنوز ازمون ندادم و نتایج هم نیومده ولی مطمینم این کار رو به دست میارم و خلق میکنم بعد که که دید این قدر مطمینم که قبول میشم گفت اگه هم قبول بشی من میرم و میگم اجازه نمیدم من همون موقع تو دلم گفت قدرت مطلق خداست و ذره ای قدرت رو به شوهرم ندادم و با همون روحیه قبل ادامه دادم و شوهرم خوب شده نظرش و موافق میخوام بگم اگه قدرتش رو باور میکردم به هم می ریختم و حالم خراب میشد و کارم از دست میدادم ولی ثابت شد بهم من خودم دارم خلق میکنم خودم خلق کردم رفتار شوهرم رو با خودم. خلاصه ایمانم خیلی قوی شده فرشته ای که مطیع همه بود هر چی میگفتن قبول میکرد،تعهد بستم هر روز رو باورام کار کنم صوتی گوش بدم ،بنویسم،یه فایل تصویری استاد رو ببینم،هر روز یه فایل صوتی استاد رو نکته برداری کنم ،کامنت سایت بخونم،نوشتن برا من قدرت عجیبی داره،فایل های رایگان استادم برای من حکم گنج رو دارن با هر فایل باورهای قوی تری پیدا میکنم و روز به روز پیشرفت میکنم خودم بالا رفتن مدارم رو متوجه میشم سلامتی عالی رو احساس میکنم،روابط خوب و اینا روز به روز بهتر میشه و جالب خیلی وقت هم برا خوندن نمیزارم بیشتر فکر میکنم موفقیتم ذهنی ،باورام رو باید درست کنم و تلاش فیزیکی هم دارم اما نه به اندازه وقت گذاشتن روی باورام،خدایا شکرت بابت این حس خوبی که دارم این ارامش خوبی که دارم این لذتی که از زندگی میبرم.با ارزوی موفقیت روز افزون شما عزیزان.
سلام سید
خداوکیلی نمیدونم چی بنویسم، انقد که حس و حالم عجیبه
فقط سپاسگزاری میکنم از خدا بعد هم از شما که دست خدایی
شوقم برای این دوره، برای انجام تمریناتی مثل ستاره قطبی اندازه شوقم برای کل دوره های دیگست، نمیدونم چی داره این دوره که مثل آهنربا جذبم میکنه
حق با شماست استاد، ما باور نکردیم و به حرفای شما مثل یه مسکن نگاه میکنیم، دیگه قرار شده من تو این دوره با خودم روراست باشم دیگه
کسی اینو نمیخونه که، خودمونیم دیگه، من و شما و یه هفت هشت ده بیست هزار نفر دیگه که میان میخونن?
پس اول باید خودمون رو بشناسیم و من اعتراف میکنم که هنوز با گوشت و پوست و استخونم باور نکردم چون وقتایی که دیگه عصبانی میشم رفتاری رو بروز میدم که قشنگ مشخصه با تمام وجود باور نکردم، پس باید رو خودم کار کنم، خدارو شکر که این ترمز رو با صحبت هاتون فهمیدم
تمرین ستاره قطبی میتونه این باور رو خیلی قوی کنه
خدارو شکر واقعا
ممنونم استاد، اعتبارش با خداست واقعا
خدارو شکر
چی میشه گفت
یه تلنگر ب موقع بود استاد
تو تموم یه ساعتی ک داشتم فایلو میدیدم فقط سرمو تکون دادم و این ایمان رو تحسین کردم
احساس عجیبی دارم… انگار یه چیزی درونم عوض شده.. انگار ک از یه خواب بد بیدار شده باشی
خدایا شکررت
سلام
فایل ۸۸
ضعف شخصیت :
مرد اونه که عمل میکنه نه فقط حرف میزنه !!!
از خودم بگم :
تا چیزی میشه دنبال مشاوره گرفتن از صد نفر میرم..
این میگه این کارو بکن ،، نون و تبلیغات و بازاریابی و سئوئه !!!
اون یکی میگه نون تو فلان شغله !!
اون یکی میگه مملکت خرابه چرت نگو !!
اون یکی میگه همه چی پارتی بازیه تف تو مملکت !!
اون یکی میگه بچسب به زندگیت توهم نزن !!
اون یکی میگه گوشات درازه !!
اون یکی میگه اگه نشه چی !!
اون یکی میگه بگیر نگیر داره!!
اون یکی میگه درامد نداره برو حمالی کن !!
اون یکی میگه بیا برای من کار کن ولللل کن عشق و علاقه زو خرجش زیاده !!
اون یکی فحش میده و تحقیر میکنه !!
اون یکی مسخره میکنه !!
اون یکی ظاهرت رو و مسخزه میکنه و به شخصیتت بی احترامی میکنه !!
وووو
همه ی اینایی که گفتن واقعیه ها .. برام اتفاق افتاذه !!!
و در واقع دریک مداری قرار میگیری که همه به نوعی تو سرت میزنن و تو رو به این باور میرسونه که ای بابا من عجب ادم بی دست و پا و بی اعتماد به نفس و ضعیفی هستما !!!! و من عرضه ی هیچ کاری ندارم !!!
در یک موجی از ادم هایی قرار میگیری به خاطر اون مشاوره گرفتن از صد نفر که تمام وجودت همش توی شک و تردید و ترس و نکرانی و اضطراب و عصبانیت و خشم و کینه و انتقامه !!! و همه از ضعف شخصیتت سو استفاده میکنن و تو رو به عنوان یک ادم بی دست و پای ترسوی ضعیف بی اعتماد به نفس تلقی میکنن !!!
چرا؟؟ چون اروم اروم خودت به این باور راجب خودت رسیدی !!! پس نگاه دیگران هم به تو همون نگاهی که خودت به خودت و توانایی هات داری !!!
یه ادمی که شخصیت قویی داشته باشه دنبال مشاوره گرفتن و همنشینی با یه مشت چرت و پرت نمیره !!! برای وجودش ارزش قائل میشه !!!
به خودش میگه بابا من تکه ای از خدام … من لایق بهترین هام .. اخه چرا دارم با دست خودم زندگیم رو وسط یک مشت به درد نخور هدر میدمو و به راحتی اجازه میدم از شخصیتم سو استفاده کنن . و چرا میرم از هزار نفر مشاوره میگیزم که هی بزنن تو سرم و همش در شک و تردید باشم !!!
به خاطر این چیزاس که نتیجه نمیگیرم !!!
به همه چیز شک دارم !!
چرا ؟؟ چون همش دنبال اینم ببینم بقیه چی کار میکنن و بقیه چی میگن ؟؟
فلانی تو پیجش چی گفته ؟؟
احتمالا جول اوستین رو باید گوش کنم..
احتمالا الهی قمشه ای رو باید گوش کنم !!
احتمالا فلان و بهمان وووووو
احتمالا توی صفحه ی اینستاگرام فلانی باید همش باید چک کنم ببینم چطوری مخاطب میگیره !!!
ووووو
و وقتی ذهنت از هزار طرف با هزار نفر پر شده باشه عملا جا برای حرفای استاد نیست…
و عملا مثل برگی در باد هی میدوئم و همش دیگران از ضعف من به نفع خودشون استفاده میکنن !!!
اگه جسارت داشته باشم و قوی باشم و اعتماد به نفس داشته باشم دگ فلانی غلط اضافه نمیکنه بیاد به من پیشنهاد بده علایقت رو ول کن بیا با من توی بیابون کارگری کن و اونجا تنها باش و خودشم بره عشق و حال کنه !!! میزنم تو دهنش !!
عوامل بیرونی کنتزلم میکنه .. یعنی چی ؟؟
یعنی دیگران برای زندکی من تصمیم میگیرن !!
و خودم قائم به ذات نیستم !!
این ضعف های شخصیتی باعث میشه نتیجه نگیرم !!!
از طرف سایت جول اوستین برام ایمیل میومد ریموش کردم و دگ برام از این سایت ایمیل نمیاد ..
دارم تمام تلاشم رو میکنم جلوی دهنم رو بگیرم و هی از این اون مشاوره نگیرم..
دنبال تغییر بقیه نیستم..حداقل کمتر شده ..
به طور کاملا مخفیانه فایل زو گوش میکنم ..
منتظر نشانه هستم برای دوره ی ۱۲ قدمی..
اصلا راجب این مسائل با کسی صحبت نمیکنم و خیلی دارم سعی میکنم چراغ خاموش جلو برم…چون یه چیزی که درک کردم بابا اینقدر ملت فکرشون بیماره که گفتن این مسائل به شدت دردسر ساز میشه بزای ادم ..یا ممکنه به خاطر مداریه که توشم !!!
اگر کسی صحبتی میکنه اصلا به دنبال بحث کردن و قانع کردنش نیستم و فقط سعی میکنم یه جوری فضا رو ترک کنم..
راجب ارزوها و خواسته هام فقط با خدای خودم صحبت میکنم..
همینجوری ادامه بدم تا ایمانم تقویت شه تا بازم بتونم مهاجرت کنم و از شک و تردید دور باشم..
مشکل اینجاس ادم خیلی زود فراموش میکنه و هی دوست داره بره با بقیه بشینه صحبت کنه .. دلیلشم اینه که یه ذره روی خودت کار میکنی ارامشت بیشتر میشه.. حست قشنگ تر میشه..روحیت بهتر میشه.. ولی اینو ادامه نمیدی .. این تعهد رو ادامه نمیدی و باز میری با بقیه صحبت میکنی و باز از بقیه مشاوره میگیری و این باعث میشه تمام مدت در شک و تردید و اضطراب که جواب میده یا نمیده و بازم برمیگردی به همون عادات قبلی ..
به همین خاطره که اینقدر تاکید میشه زوی ایزوله کردن خودت !!! چون اجازه نمیدم اون بذری که تازه یه ذره داره جون میگیره رشد کنه … !!!
به این خاطره این همه ساله من فقط درجا زدم !!!
چون اجازه نمیدم باوره تقویت بشه …
چون پایه های افکار منفی در من به شدت قویه !!!
به این خاطره که تاکید میشه روی مهاجرت و خراب کردن پل های پشت سر !!!
این ضعف های شخصیتی واقعا دازه خیلی به من آسیب میزنه …
وقتی میرم از هزار نفر مشاوره میگیرم ازونجایی فرکانس اکثریت جامعه بر پایه ترس و نگرانی و بی ایمانی و خراب بودن مملکته و شرکه من با این کارم اجازه نمیدم باورهای توحیدیم رشد کنه که منجر شود به غلبه بر ترس هایم و مدام در شک و تردید هستم..چون اون ورودی ها داره کار خودش رو میکنه.. اون ورودی ها مث زنجیر میخ میشه تو مغزت و دست و پات رو چنان محکم محکم میبنده که احازه نمیده حتی یک قدم برداری !!!
چون فرکانس اکثریت جامعه به شدت بر پایه پوچی و ناامیدی و یاس و ترس و نکرانی و افسردگیه وووو !!!
روز88
سلام به همه
هرموقع میام شروع کنم ب نوشتم نمیدونم چی بگم از کدوم دستاوردم بگم ک مربوط به این فایلم باشه و وقتی سلام رو میگم خودش دیگه ادامه رو میره و دونه به دونه حرفا نوشته میشن .
خب یکم اندامم تازگیا برام مهم شده و دلم میخواست عالی تر بشم ولی خب فقط میخواستم و هیچ حرکتی نمیکردم براش و توقع داشتم خودبه خود عالی بشه و دو روز پیش بود ک گفتم حتی استادم برا سلامتیشون تلاش کردن ک الان همچین هیکلی دارن بعد من میخوام همینجوری خودش بهتر بشه و این راهش نیس من علاوه بر درخواست و نیت باید قدم بردارم باید حرکت کنم
باید در جهت خواستم تلاش کنم ولی ن در حدی ک اذیت بشم در حد توانم انجام بدم و مطمئن باشم ک نتیجه میگیرم و صد درصد به خواستم میرسم و من به هرچی ک بخوام میرسم و مهم نیس شرایط بیرون چجوریه مهم اینه شرایط درون من در چ حد و سطحی هس همینو بس
برای همین از دیروز برای خودم تعهد 40روزه دادم که تا 40 روز حداقل تلاش کنم برای این خواستم و قطعا نتیجه میگیرم انشالله.
به نام خدای مهربان
سلام به شما استاد عباس منش عزیز خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان ارزشمندم در این سایت فوق العاده
این دیدگاه رو برای خودم ثبت میکنم
درس اول : اجرای قانون نه به شکل حرف بی ارزش و پوچ زدن بلکه اجرای اون در عمل
استاد عزیزم جلسه سوم بخش اول قانون آفرینش و جلسه ششم قدم اول از 12 قدم رو خیلی دوست دارم
شما در این دو جلسه بیشتر از اینکه در رابطه با تمرکز بر نکات مثبت صحبت کنید در رابطه با چگونگی روی بر گرداندن (اعراض) از ناخواستهها و در واقع توجه نکردن و تمرکز نکردن بر نکات منفی صحبت میکنید
این تصمیمی که از این لحظه گرفتم و ز خداوند طلب حمایت میکنم که در این مسیر ثابت قدم باشم رو ، چند روز و چند شب بود که خدای درونم به من میگفت که باید انجام بدم
و اون تصمیم این هست که:
بیام و تمرکز بگذارم و جسارت به خرج بدم که از هر ناخواستهای اعراض کنم چه نجوای ذهنی باشه و چه هم صحبتی یا شنیدن حرفهایی که دوست ندارم و به طور مشخص احساس من رو بد میکنه.
یعنی در واقع تصمیم بر این دارم که بیشتر از اینکه تلاش کنم برای دیدن زیباییها و یادآوری و تذکر دادن به خودم به این زیباییها رو ببین و به خاطر اونها سپاسگزار باش !!! بیشتر به خودم تذکر بدم و یادآوری کنم که مواظب موندن در احساس خوب باش و احساس خوبت رو با هیچ چیزی معامله نکن چرا که به قول قرآن این نوع معامله ، معاملهای پر از ضرر و زیان است.
درس دوم : برای اینکه ایمانم قویتر بشه که چقدر دقیق و درست قوانین کار میکنند ، زیاد به خودم یادآوری کنم که اگر من الان سلامتم در صورتی که دارم با چشم خودم میبینم افرادی رو که بسیار محتاط هستند بسیار پول خرج خودشون میکنند چه از نوع تغذیه چه از نوع باشگاه و ورزش چه هزینه کردن برای مراجعه به پزشک و دارو و درمان ، این سلامتی من همینجوری الکی الکی به وجود نیومد یادم نرفته قبل از آشنایی با قوانین چقدر مشکلات روحی روانی و جسمی داشتم ، اون هم در چه سنی در سن 24 سالگیام!!
این افراد که سر راه من قرار میگیرند به جهت عدم کنترل ذهن من نیست لطفی از الطاف خداوند هست که با زبان واضح و گیرا و مشخص داره قانون رو به من یادآوری میکنه
بدون شک بدون شک ، به قول قرآن این است و جز این نیست که من سلامتی خودم رو از بعد روحی و روانی و از بعد جسمی فقط و فقط با استفاده از قانون به دست آوردم
یا یه مثال واضح دیگه اینکه : من میبینم افرادی رو که بسیار ادعا در روابط و توانمندی در حوزه روابط دارند در عین حال که به زعم خودشان روابط گسترده و زیبایی رو ساختند بسیار بسیار زیاد از همون آدمهای اطرافشون ضربه میخورند چه ضربه مالی و چه ضربه روحی ، و حتی دیدم که کارشون به دعوای کلامی فیزیکی و کتک کاری یا مراجعه به دادسرا و قاضی میکشه … نمیخوام دلایل اینکه چرا افراد این نتایج رو میگیرند با اینکه خودشون فکر میکنند … فکر میکنند !! که روابط بسیار عالی دارند چی هست …
میخواهم این رو بگم منی که قبلاً ادعا داشتم و الان ادعا ندارم و روابطم و اعتبار نیکی که دارم و تمام برخوردهای زیبایی که افراد با من دارند و تمام رفتارهای زیبایی که خودم با افراد دارم را ، سعی میکنم اعتبارش رو بدهم به هدایت خداوند و تسلیم بودن در برابر خداوند و تلاش برای ماندن در احساس خوب میبینم …. تفاوت نتایج من در حوزه روابط با این افراد واقعاً واقعاً و واقعاً از زمین تا آسمان است.
و یه مثال دیگه هم این که: خداوند به من لطف داشت و بسیار عاشق من بود که در شروع مصرف مواد مخدر منظورم سیگار و قلیان هست (چون من این ها رو هم جزو مواد مخدر می بینم) به واسطه یکی از دستان بینظیر خودش چنان اهرم رنج و لذتی در ذهن من ایجاد کرد که منی که یک سال بود مردد بودم به ترک سیگار و قلیان و البته که اصلاً با این دو مورد راحت نبودم و ناراحت بودم ولی توان و قدرت و خودباوری برای کنار گذاشتنش هم نداشتم به واسطه همنشینی با این دست خداوند که اون دوران با هم دو رفیق صمیمی که از برادر به هم نزدیکتر بودیم … به واسطه این دست خداوند و صحبت های همیشگی و همیشگی ایشون درباره سیگار و قلیان ، و گفتن از مضرات این دو … و گفتن این جمله که … محمد باور کن من دوستت دارم تو هنوز جوان هستی … به خودت رحم کن!! من خیلی زود اول قلیون رو بوسیدم گذاشتم کنار و پاش ایستادم و دیگه بعد از اون فکر می کنم یه بار یا دوبار با دوستان کافه قلیان رفتم ، تازه اون موقع هم استفاده نکردم. ولی بعدش گفتم چرا اصلاً برم … می خواهند اون دوستان از دست من ناراحت بشن یا تمسخر کنند یا هر چی …. مهم نیست … این بهای تغییر کردن من هست و من با عشق می پردازم … آخرش اینه که دوستی ما به هم می خوره!! من اوکی هستم با این اتفاق. و خیلی زود بعد از ترک کامل قلیان سیگار هم برای همیشه گذاشتم کنار … به شکلی قبلاً هم در دیدگاه هام گفتم حاضر نیستم حتی بوش رو استشمام کنم چه برسه به اینکه بخواهم ،بکشم!!
این مثالهای واضح رو به خودم بگم و ایمان خودم رو تقویت کنم که به لطف الله من این همه توی زندگیم با استفاده عملی از قانون تغییر ایجاد کردم من در تمام ابعاد زندگی خودم رو متحول کردم حتی در جنبه روابط عاطفی هم نمیتوانم کتمان کنم که بهتر شدم اما به اندازه کافی ایمان نداشتم توی دل ترسهام نرفتم ، مثلاً الان دو سال هست که به خودم میگم من باید برم تمرین گهی بازرگانی را برای خانمها انجام بدم هر بار این کار رو نمیکنم!!
مثلاً الان مدتهاست که به خودم میگم و یقین دارم که من یک شخصیت کارآفرین دارم یک شخصیت مدیر با ایمان 100 درصد به این موضوع مهم رسیدم و یقین دارم بهش. ولی چرا در تمام این مدت حرکت نکردم و با همون چیزی که داشتم شروع نکردم به پسانداز کردن … چون حمایتهای مالی خانوادهام هست چون هنوز دلخوشم به اینکه یه خونه خیلی خوب و یه پدر و مادری که اوکی هستند که من با اونها زندگی میکنم هستند
همون مثال معروف گاو شیرده هستش….
یه مبحث دیگه هم هست که من در طی این دو سه سال اخیر مثل روزهای اول اون ایمان و یقین از آموزههای استاد استفاده نمیکردم و حتی در سایت هم کمرنگتر شده بودم (فراموش کردن مومنتوم) اون زمانها تا قبل از معرفی دوره هم جهت با جریان خداوند استاد عباس منش عزیز به صورت خیلی جدی مفهوم مومنتوم را توضیح نداده بودند اما بارها و بارها در فایلهای مختلف دانلودی و البته در دورهها به این مبحث اشاره کرده بودند که فرکانس به معنای ادامهدار بودن است.
با یکی دو بار ارسال فرکانس خواسته احتمالاً نشانههای اون خواسته رو در زندگیم میبینم شاید حتی همون نشانهها هم اتفاق نیفته یا اتفاق بیفته اما اونقدر کوچک باشه که من متوجهاش نشم ، باید فرکانسهای همجهت با خواستهام را تکرار کنم باید کنترل ذهن و همون مبحث اول اعراض از ناخواستهها را آنقدر تکرار تکرار و تکرار کنم که به قول استاد در همون جلسه سوم بخش اول قانون آفرینش به خودم بگم میخواهم در اعراض کردن از ناخواستهها به مقام استادی برسم.
در حوزه خلق ثروت و رسیدن به کسب و کار شخصی که خودم مدیر و کنترلگر آن باشم باید به این شکل عمل کنم
https://abasmanesh.com/fa/living-in-the-paradise-102/
بیام برای خودم توضیح بدم که غرور باید مولد باشه در خدمت خواستههات نه تعصباتت که از باورهای محدود کننده میان
یعنی این تفکر قدیمی و ریشهدار در ذهن من که نه من غرورم اجازه نمیده برای دیگران کار کنم یا در حالت بدتر اصلاً کار کردن عار هست!!
بیام برای خودم توضیح بدم که غرور یعنی من برای خودم ارزش قائل هستم تواناییهای خودم رو میشناسم به خدای خودم رزاق بودنش باور دارم… الان توی این موقعیت بله برای دیگران کار میکنم و حتی اگر میبینم که یک سری از رفتارهای مدیر کسب و کار با روحیات و با استانداردهای من هم جهت نیست به جای تحمل کردن با احساس بد و ایجاد احساس سرخوردگی در خودم میام و به خودم میگم تمام تمام شرایط و ضوابطی که و البته روابطی که الان توی زندگیم دارم خودم خلقش کردم و خودم هستم که میتونم با گرفتن مسئولیت صد درصد زندگیم اوضاع رو به شکلی که دوست دارم با طی کردن تکامل عوض کنم قدم اول اینه که به جای تحمل کردن با احساس بد ، با ایمان و صبر به معنای احساس خوب ، به خودم بگم من دیگه باج نمیدم ، پسانداز کردن رو تمرین می کنم و یادش میگیرم ، من پول خوب ساختن رو تمرین می کنم و یاد میگیرم من هر بار توی اعراض از ناخواسته و توجه به خواستههام بهتر و بهتر میشم ، من ادامه میدم.
سپاسگزارم.
سلام استاد جان
خیلییی حرفاتون منو تکون داد غیر از اینکه هر چیز حاشیه ای واقعا به نصف سوالام جواب داده شد و مطمعنم که منم در این مسیر میام و در این دوره شرکت میکنم چون واقعا به شما و خدای شما ایمان دارم و تا الان هر قدمی که با ایمان بر داشتم نتیجه فوقالعاده داده و نتیجه شرکم که مشخصه
الان اینو بهتر فهمیدم که من فقط واس اینکه ی مدت حالم بهتر بشه و بتونم با آرامش زندگی کنم روی خودم کار میکردم ن دائمی و خیلییی خوشحالم که اینو متوجه شدم ..
استاد جان از تیکه آخر فامیلتون که قسمت خونتون بود با آهنگی که روش گذاشتید خیلییی قشنگ بود واقعااااا از تمام وجودم براتون آرزوی بهترینها کردم و باور دارم که به نتایج بزرگترم می رسید و چقدر که شمارو به عنوان یکی از بهترین دستان خدا قبول دارم راستش استاد منم اول داشتم از ی پکیج دیگه استفاده میکردم که راجب ذهن شناسی بود پکیج تغیرات درونی نتایج بیرونی و یواش یواش به سمت شما هدایت شدم لِوِلم رفت بالا تر تا به اینجا رسیدم …استاد در نهایت شمارو با تمام وجود باور دارم و مطمعن که حرفامون توحیدی و منم که عاشق توحیدم عاشق فهمیدن خدام رابطه بیشتر با خالقم برای همین از کلام بی نقص شما ایمان رو عملی میکنم …?????
سپاسگذارم خدا جونم …
سپاسگذارم استاد خوبم ..?
سپاسگذارم تمام دوستانم در این سایتم ..??
که در هد لحظه برای بهتر کردن جهان روی خودشون کار میکنن ،هزینه میکنن، زمان میزارن و تلاش ذهنی میکنن..?