ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!! - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    197MB
    58 دقیقه
  • دانلود با کیفیت HD
    607MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    51MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 455 روز

    درود

    روز هشتاد و هشتم از تحول روز شمار زندگی من

    من صحبتی برای این فایل ندارم ، چون فهمیدم که من باور نکردم قانون رو که الان که رسیدم به هشتاد و هشتمین فایل ، هنوز تغییری در سلامتی من رخ نداده ،

    هنوز دارم یک روند رو به پایین رو طی میکنم .

    این فایل یک تلنگر بود که بابا فقط نوشتن هر روز این فایلها و کامنت گذاشتن برای تو تغییر نیست .

    باید بخودت بیای

    باید زمان بیشتری روی باورهات بزاری ، باید باور کنی، ایمان داشته باشی و متعهدتر باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1463 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش داشته باشم یه مشتری زنگ زد و 5 بسته سفارش داد بردم براش 100 تومن دریافت کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم سحر دوستم زنگ بزنه که زنگ زد و گفت 10بسته پودر زعفران میخوام قبلی هارو هم فروختم پولت پیش منه و گفت از 15 تومن بده که با اعتماد به نفس گفتم نمیتونم قیمتش 20 تومن هست گفت پس نمیخوان مشتری ها گفتم باشه و چند ساعت بعد زنگ زد و گفت از 20 تومن بده 12 بسته .خدای من منی که هیچ روش بازاریابی بلد نیستم این حرفارو تو به میگی و منم با ایمان میگم و نمی‌ترسم  که از دست بدم مشتری رو و مشتری خودش زنگ میزنه و به اون چیزی که من میگم راضی میشه خدایا شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم مشتری بفرستی یه مشتری اصلاندوز که قبلا ازم خرید کرده بود 50 بسته سفارش داد از 17 تومن خدای من شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم استوپر ماشینم رو دوستم خرید و درستش کرد و به کلید ساز داد و دستگیرش رو عوض کردند خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه میخوام دوره 12 قدم رو بخرم فایلهای آگاهی های دوره 12 قدم رو گوش میدم که دیشب گوش دادم استاد گفتند یه دفتر خوشگل برای این دوره بردارید که من عمل کردم به حرف استادم و  رفتم دفتر خوشگل با جلد صورتی رنگ 100 برگ خریدم و یه دفتر 40 برگ و یه خودکار آبی که انشاالله بازم میخرم

    خدایا شکرت بابت اینکه یه دفتر و یه اسلایم برا الساخانوم خواهرزادم هدیه خریدم

    خدایا شکرت بابت اینکه 3 بسته پودر زعفران فروختم برا خواهرم 50 تومن دریافت کردم (طبق درخواست ستاره قطبیم)

    بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی

    ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!

    ● معجزات تو زندگیتون خواهید دید با تمرین چکاپ فرکانسی

    ● دوره های منو بچه ها تهیه می‌کنند بخاطر اینکه ازش نتیجه می‌گیرند

    ● اگر نتایجتون تغییر نکرده به این دلیله که اون حرفا رو باور نکردید

    ● اگه از فایلهای رایگان و دوره ها استفاده کردی و تغییر نکردی نتیجه نگرفتی چون مثل روزنامه بهش نگاه کردی مثل فیلم نگاه کردی

    ● وقتی فهمیدم که افکارم اتفاقات رو رقم میزنه دیگه تموم شد من شروع کردم به تغییر زندگیم و خلق زندگیم

    ● من با این باور که میتونم زندگی خودم رو خلق کنم از کارم استعفا دادم و وسایلمو گذاشتم اونجا و بلند شدم اومدم تهران با دو تا بچه

    ● خداوند پاسخ میده به باورهای من

    ● اگر من جایگاهم اینجاست من اینجوری باور و عمل کردم

    ● صدها کتاب خرید کردم اونقدر خوندم

    ● رفتم کلاس از بندرعباس تا تهران

    ● من انقدر مطمئن بودم که خودم زندگیم رو خلق میکنم هیچی نیاوردم آمریکا گفتم خودم خلق میکنم

    ● من هیچ تبلیغی نکردم چطور میشه که این همه مخاطب میان ازم محصول میخرن

    ● چرا نتایج من انقدر متفاوته چرا افراد انقدر عاشقانه میخوان دوره ها رو تهیه کنند

    ● من گفتم اگه باورها داره کارارو انجام میده چرا تبلیغ کنم

    ● تسلا گفت ما نیازی به تبلیغ نداریم حالا میبینیم نتیجشو که مردم خودشون براش تبلیغ می‌کنند

    ● باور های متفاوت نتایج متفاوتی رو رقم میزنه

    ● اگر داری روی فایلها و دوره ها کار میکنی نتایج بااااید اتفاق بیفته قانونشه که اتفاق بیفته اگه اتفاق نمیفته چون شک داری

    ● خداوند به شیطان گفته تو هیچ تسلطی به بندگان من نداری چون ما خالق زندگیمونیم

    ● همه دوره ها بیسش یکیه فقط باید تکرار بشه

    ● دوره های من مال همه نیست مال اوناییه که آماده هستند

    ● چطوری شرایط شما تغییر میکنه؟با تغییر باوراتون

    ● اگر این نتیجه برام اتفاق افتاد چون باور کردم

    ● وقتی یکم باور میکنی از همون روز نشانه ها رو میبینی پس بیشتر کار کن رو با رات تا بیشتر نتیجه بگیری

    ● اگه قدم اول تاثیری داشت ادامه بده اگه نداشت ادامه نده

    ● این فایلا مسکن نیست

    ● خدایی که برا محمد آدمارو آورد برا منم میاره مگه محمد تبلیغ کرد؟!

    ●  تو مسیر درستتو برو خداوند آدما رو میاره

    ● فایل خالی منو اومدند خریدند چون باورام متفاوته

    ● من خودم ورودی هامو کنترل کردم

    ● یه نگاهی به مغازه ها بندازید یکی پر از مشتری یکی مشتری نداره چون یه نگاه دیگه ای داره

    ● به قول حضرت علی در نهج البلاغه الرزقُ رزقان

    ● من بیام باورهایی رو بسازم که رزق دنبال من بیاد

    ● وقتی قانون تکامل رو رعایت میکنی و قدم به قدم میایی زجر نمیکشی بعدش تو قدم 12 میبینی همه چی تو زندگیت داری

    ● اتفاقات شما هرروز داره خلق میشه وقتی هرروز ورودی هاتو کنترل میکنی

    ● تو همیشه باید روی ذهنت کار کنی مثل غذا خوردن

    ● میای روی خودت کار میکنی با یه خبر بد همه اون ترسها برمیگرده چون خوب روی خودت کار نکردی چون خیلی تکرار شده باورهای محدود کننده

    ● خداوند سریع الاجابه

    ● از کجا میفهمیم کسی ایمان داره؟از عملکردش

    ● همه چی باوره من همه چی تو درون منه چرا گیر میدم به بیرون و دولت و دلار و…

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 544 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز شمار تحول زندگی من روز 88 ام

    سلام به استاد عزیزم و دوستان محترم

    اتفاقاً من وقتی این فایل ها را گوش میدم خیلی آرامش میگیرم ولی نتیجه‌ خاصی تو زندگیم ندیدم و استاد درست میگه من به عنوان یک فایل یا یک فیلم نگاه کردم و خیلی دچار روز مرگی میشم نمیدونم چیکار کنم و هنوز هیچ اقدام عملی انجام ندادم و خیلی باور های مخربی دارم در هر مورد و نمیدونم از کدام دوره شروع کنم از لحاظ باور های توحیدی خیلی بهتر شدم ولی از نظر خودم راضی کننده نیست و میدانم که همه چی به باور بر میگرده و هیچ چیز دیگه ای نیست این فایل انگار یه پتکی بود که تو سرم خورد که به خودم بیام بگم تو این یه سال خورده‌ای چه نتیجه‌ای گرفتی

    انشاالله که عمل کننده باشم و بیام از نتایج ام بنویسم

    دوستون دارم استاد

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3241 روز

    بنام خداوندبخشنده ومهربان ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست

    وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیّاً وَحِینَ تُظْهِرُونَ

    وحمد و ستایش در آسمان ها و زمین و هنگام شب و هنگامى که ظهر مى کنید، مخصوص اوست

    ای یگانه هستی، ای سرچشمه‌ی نور و آرامش

    در برابر عظمت بی‌کرانت، زبانم قاصر است از شکرگزاری کامل. این لحظه، لحظه‌ی تجلی حضور تو در قلبم است؛ حضوری که آرام‌تر از زمزمه‌ی باد در میان برگ‌ها و استوارتر از کوهساران است

    سپاسگزارم برای خاکی که زیر پایم است؛ خاکی که هر روز بذر امید در خود می‌پروراند و با سخاوت، سفره‌اش را برای مخلوقاتش می‌گشاید. شکر بر این پایداری که در هر سختی، تکیه‌گاهم بوده است.

    سپاسگزارم برای آن گنبد کبود بی‌انتها. برای خورشیدی که بی‌منت، گرمای زندگی می‌بخشد و برای ستارگانی که در تاریکی شب، کورسوی راهنمایی‌مان هستند. هر طلوع، تکرار عهد تو با ماست؛ عهدی از نو شدن.

    برای طبیعت، آیینه‌ی زیبایی،تو زیبایی را در هر گوشه‌ای از این جهان دمیده‌ای. شکر بر عطر گل‌ها که روح را تازه می‌کند، بر سبزی بی‌حد و حصر جنگل‌ها و دشت‌ها که نوازشگر چشم و روان است. در پیچ و خم شاخه‌ها و نظم ظریف گلبرگ‌ها، نشانه‌ی حکمت تو موج می‌زند

    سپاسگزارم برای حرکت مداوم آب. رودها که با صلابت مسیر می‌یابند و دریاها که با وسعت بیکرانشان، عظمت صبر و بخشش را به ما می‌آموزند. جاری بودنِ آن‌ها، درس ایستادگی و حرکت است.

    سپاسگزارم، برای نعمت‌های پنهان و آشکار ،آرامش درونی‌ام را می‌ستایم که در طوفان‌های زندگی، لنگرگاه درونم است؛ و امنیتم را که به من اجازه می‌دهد با خیالی آسوده، صبح را بدرقه و شب را استقبال کنم. این دو، سرمایه‌های اصلی من برای زیستن‌اند.

    پروردگارا، کمکم کن تا شکرگزار بودن، فراتر از یک کلام باشد؛ بلکه تبدیل به یک سبک زندگی شود. کمک کن تا این همه زیبایی و نعمت، در من اثر کند و مرا به انسانی مهربان‌تر، صبورتر و بخشنده‌تر بدل سازد.

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته نازنینم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت که هدایت‌های تو همواره جاری است ،شکرت که افکارم رو قبل از اینکه به زبان بیارم میدانی وبهترین شکل هدایتم میکنی

    دیروزکه جلسه آخر دوره عزت نفس رو کارمیکردم گفتم خب نت برداری این جلسه که تموم شد برم ادامه دوره دوازده قدم ،به خودم گفتم از اول شروع کنم یا از همون قدم شش ادامه بدم وزدم روی نشانه امروز واین فایل پربرکت که در خصوص شروع دوره دوازده قدم بود آمد من جوابم رو از این نشانه گرفتم خدایا شکرت

    اگر منِ فهیمه از محصولات سایت چه فایلهای هدیه وچه دوره های استاد استفاده می کنم ولی نتیجه ای نمی‌گیرم وزندگی ام تغییری نکرده یعنی من فقط به شکل فانتزی،به شکل مسکن به این آگاهیها نگاه کردم مانند یک روزنامه فقط یه نگاه گذرا انداختم ومانند یک آهنگ آرامش بخش گوش دادم ،ونتیجه آن هم به همین اندازه ،یه آرامش واحساس خوب لحظه ای هست ،که با بروز کوچکترین مشکل بر میگردم به همون خونه اول

    به اندازه ای که من این آگاهیها را باور کنم حرکت میکنم وبه این آگاهیها در زندگی ام عمل‌ کنم زندگی من هم تغییر میکند ونتایج در همه زمینه ها وارد زندگی ام میشود

    با کنترل ورودیهای ذهنم ،کانون توجه ام ،با توجه کردن به چیزهایی که به من احساس خوب وباورهای مناسب میده ،من می‌تونم به خواسته هایم برسم

    من در هرلحظه با افکار واحساساتم ،شرایط واتفاقات زندگی ام را خلق میکنم به اندازه ای که این رو باور کنم به آن عمل میکنم وبا تغییر افکار وباورهایم شرایط واتفاقات زندگی ام را تغییر می‌دهم

    وهمین که من شروع به تغییر کنم نتایج وارد زندگی ام میشود که اگر این تغییرات بنیادین وهمراه با احساس خوب وآرامش باشه نتایج بزرگی وارد زندگی ام میشود وزندگی من در همه زمینه ها تغییر میکند

    خدایا شکرت که چکاپ فرکانسی الانم هیچ ربطی به چکاپ فرکانسی یکسال قبلم نداره واین یعنی ایمان داشتم وعمل کردم وآنقدر این تغییرات آرام رخ داده که آرامش واحساس خوب الانم گواه این تغییرات هست خدایا شکرت

    عاشقتونم ……

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    عارفه مظاهری گفته:
    مدت عضویت: 2771 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان عباس‌منشی.

    روز پنج‌شنبه گذشته من تونستم این فایل ” ایمانی که عمل نیاورد…” رو گوش کنم. احساسم خیلی بهتر از قبل شد. واقعا باید این فایلها و این مطالب رو هر روز گوش کرد. خدارو سپاسگزارم به خاطر اینکه منو با فردی مثل استادعباش منش آشنا کرد.و ایشون هم مهمترین قانون یعنی احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب رو بهمون یادآوردی کردند.

    مدتی بود که ما پولی رو پس‌انداز کرده بودیم و میخواستیم باهاش یه خونه برای سرمایه‌گذاری بخریم اما خب نزدیک عید بود و پول ما هم خیلی زیاد نبود و . با این حال تو اینترنت میگشتیم دنبال خونه. همون روز که من این فایل رو گوش کردم عصرش تصمیم گرفتیم بریم اندیشه و خونه ببینیم و رفتیم. فرداش هم رفتیم و یه بنگاهی خیلی خوب یه خونه خیلی خوب به ما معرفی کرد. وقتی صاحبخونش اومد دیدیم که یکی از داورهای قدیمی و معروف فوتبال کشورمون هستن و خیلی آدم جاافتاده و باشخصیتی بودن. همون شب قولنامه خونه رو نوشتیم. اون خونه وام داشت و به ما گفتن ضامن پیدا کردن خیلی سخته و هرکسی رو قبول نمیکنن. اما من و همسرم میگفتیم برای ما حتما یه ضامن خیلی خوب پیدا میشه و فرداش کسی رو که اصلا فکر نمیکردیم بتونه ضامنمون بشه نامه رو گرفت و آورد و بانک هم قبول کرد.من و همسرم مطمئن بودیم که همه کارها رو به راحتی و خیلی عالی خدا برامون انجام میده و واقعا هم همونطور شد و ما اون خونه رو خریدیم. مقداری پول هم کم داشتیم که از یکی از نزدیکان درخواست کردیم و این پول رو خیلی زود به ما قرض دادن.

    واقعا اگه بتونم این روحیه رو حفظ کنم حتی در روزها و شرایطی که همه در حال شکوه و شکایت هستن من میتونم پیشرفت کنم و از همه مهمتر احساس خوبی داشته باشم

    یه مطلب دیگه که میخواستم بگم این بود که من یه دختر دو ساله دارم و دقت کردم هر زمان که من تو وجود خودم افکار منفی داشته باشم و احساسم بد باشه دخترم هم شروع میکنه به غر زدن و جیغ زدن و کارهایی که زیاد جالب نیست ولی اگه من درون خودم احساسم خوب باشه و مثبت فکر کنم دخترم هم آرومتره و خودش حتی تنهایی بازی میکنه و اونم احساسش خوبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    كالي نمه شيري گفته:
    مدت عضویت: 2879 روز

    سلام به همه دوستان صمیمی و پر انرژی و استاد عزیزم

    استاد واقعا سپاسگذارم برای این فایل تاثیر گذار٫من اول فقط فایل صوتی رو دانلود کردم٫ دو سه بار گوش دادم در حین انجام کارها٫مثل همیشه حرفاتون زیبا بودن اما انگار من یه کوچولو مدارم بالاتر رفته بود٫به خودم گفتم درسته این حرفا حرفای قشنگین اما به قوله استاد بسه مثل شعر گوش دادنشون٫بیا و عمل کن و اعتماد کن٫ کی از استاد عباسمنش و این همه نتیجه عالی بهتر برای باور کردن و باجان و دل اعتماد کردن٫نشستم پای لب تابم و گفتم بسم الله٫ اولین کاری که کردم دانلود فایل تصویری بود و نشستم با دقت گوش کردم و این بار تاثیرش غوغا کرد٫سه یا چهار بار نگاش کردم و هر بار از ذوق کلی اشک ریختم٫ واقعا و از ته دلم آرزو کردم دوره ی یک ساله ی ۱۲ قدم رو داشته باشم چون پر واضحه استادی این چنین عالی یه سال تموم هر هفته با یه آگاهی جدید و تاثیر گذار به خونه آدم سر بزنه اون سال نتایج غوغا میکنن اما به خودم گفتم تو ببین با این فایل چند تا نشانه کوچک میبینی از تغییر در فرکانس هات چون به قول استاد نشونه ها از همین لحظه ای که داری فایل ها رو گوش میدی باید رخ بده و این حرف چسپید به من چون نتایج هر چند کوچک پدیدار شدن و من به خودم قول دادم و تعهد دادم که تاییدشون کنم٫ مثلا استاد و دوستان عزیزم اخباری رو که پدرم همیشه وقتی میاد خونه گوش میده از تلویزیون و من اتفاقی که میام میرم میشنوم دیروز فقط خبرهای خوب مثل شادی و آزادی و فراوانی بودن و به وضوح دیدم که حتی از دل یه چیز ناخوشایند برای من خبرهای خوب اومد چون من یه کوچولو مدارم بالاتر رفته بود٫ بعدشم استاد من در حال حاضر کلاس زبان میرم و مشغول خوندن زبانم کتابی رو که توی سطح ۵ زبان هستش دیروز که خوندم و معمولا کلماتش همیشه سخت و سطح خیلی بالا هستن عجیب بود چون این بار این درس کلماتش اکثرا آسون و مثل سطح ۱ و ۲ بودن و من بازم گفتم شکرت خدا٫ نتایج باز ادامه داشتن و منی که همیشه استرس وقت و کمبود زمان داشتم دیروز عجیب بود انگاری عقربه های ساعت روی دیوار داشتن آهسته تر از همیشه حرکت میکردن و من کلی کار تونستم انجام بدم بدون استرس و گفتم خدایا شکرت این هم نشانه٫ چی از این زیباتر که آرام ترم٫ نتایجم شاید برای دوستان عزیزم خیلی کوچک باشه ولی من دوسشون داشتم و فقط گفتم شکرت خدا چون استاد گفتن همه چی تکاملش رو باید طی کنه٫ خودم رو متعهد کردم به شنیدن فایل های سفرنامه هر چند خیلی از دوستان عقبم ولی مطمینم در طی این مدت و با این فایل های عالی سفرنامه کلی آگاهی ناب بدست میارم و شرایط و آمادگی داشتن دوره عالی ۱۲ قدم رو کسب میکنم٫ دوستون دارم و سپااس فراوان از همه دوستان و استاد عزیزم٫ روز خوش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3537 روز

      با سلام

      دوست من واقعا بهترین و پر بازده ترین تمرین برای بهبود نتایج و بالاتر رفتن مدارمون همین تایید نشانه های کوچیک و بعد بزرگ و بزرگتر.

      همون طور که با تاییدشون میتونیم کم کم پیشرفت کنیم، طوریکه بعدها ممکنه اصلا متوجه تغییر شرایطمون نشیم (البته اگه اگاهانه روی خودمون کار نکنیم و چکاپ فرکانسی رو انجام ندیم) همونطور هم اگر این تمرین رو انجام ندیم باز هم طی روند خودش و اروم اروم میتونیم پسرفت داشته باشیم.

      پس حمید حواست رو جمع تر کن….!!!!

      شاد باشید… (:

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سعید دهستانی گفته:
    مدت عضویت: 2641 روز

    به نام خدای مهربان

    استاد عزیزم ، خانم شایسته و همه دوستای گلم سلام

    چیزی و میخوام براتون بگم که امروز برام اتفاق افتاد و واقعا فکرمو درگیر خودش کرد که چرا انقدر دیر به این نتیجه رسیدم و بی ربط به این فایل استادم نیست و میتونم بگم درمورد خود خود چکیده این فایل استاده

    راستش من از مدت عضویتم 62 سه روزی هست که گذشته و تو این مدت با دانلود فایل های رایگان ومحصولات ارزون سایت مشغول مطالعه و این کارها بودم

    خیلی دوست داشتم که محصولات استاد داشته باشم ولی شرایط مالیم واقعا جواب نمیده در حال حاضر که بتونم تهیش کنم چون برای سال جدید و تو فروردین عروسی دارم و از یه طرفی دارم کار های خونه خودمو انجام میدم و زودتر آماده بشه و برای عروسیم آماده میکنم برنامه هارو برای همین از نظر مالی برنامه ریزیم رو این هاست تا مستقل بشم و با جدیدت بیشتری کار کنم

    تو این مدتم نمیگم که خیل ایمانم قوی بود و میگفتم که استاد راست میگه و حتما جواب میده نه ، منم مثل همه دوستای دیگه یه ندای درنی بهم میگفت ببین داری این مبلغ پول میدی به خاطر چی ؟ اگه جواب نده این همه پولت میسوزه . این همه تلاش کردی و پول به دست آوردی یک دفعه به باد نده . اینها برای بازار گرمی خودشون این کار هارو میکنن و انقدر ارزش نداره محصولاتش نهایتش صد صدو پنجاه تمن و از این حرف هایی که نجواهای درونی با آدم حرف میزنه

    ولی اینم باید بگم که حساب بانکی پر پیمونیم نداشتم که اگه خرج میکردم برام مهم نبود چون تو این مدت که بازار کار ها خراب هستش من کاری میکردم پولی تو حسابم میومد چون از قبل برنامه ریزی روی ساخت خونه داشتم میگفتم اول کاره خونه و انجام بدم بعد تمام شد مستقل شدم به این موضوع هم فکر میکنم ، فعلا با این پول کار خونه و انجام بدم برام مهمتره تا تهیه فایل ها

    منکر اینم نمیشم که استاد چیزهایی که میگه درست نیستش و انجام شدنی نیست نه اتفاقا خودم تجربه کردم هر لحظه هر روز و واقعا ایمان دارم که با تغییر باور ها و تغییر فرکانس مناسب میشه شرایطی و رقم بزنم که خودم میخوام

    همین تغییر باور ها بود که من تونستم یه وام ازدواجم که در آستانه تمام شدن محلت دریافتش بود و با این حجم زیاد متقاضی تونستم تو مدت بیست روز از شروع پرونده تا دریافتش ، دریافت کنم . باورتون نمیشه دقیقا نوشتم که این تاریخ پول تو حسابم هست و من دریافتش میکنم .دقیقا همون تاریخ من وام و دریافت کردم

    اصلا نمیدونم چطور پروندم جلو افتاد ضامن کارش حل شد تو نوبت دریافت قرار گرفتم و دریافت کردم و میدونم همشم کار قانون سیستمی جهان هست که خودش به بهترین شکل کارهارو انجام میده

    این تازه یکی از این اتفاقات هست و اگه بیام تو این مدت تمام اتفاقات خوبی که خودم رقم زدم و تو دفترم نوشتم و تو سایت بنویسم باید یه متن سنگین و زیاد باشه

    باور کنین این قانون جواب میده اصلا شکی درش نیست

    گذشت این مدت و این کارها و فکر و خیال ها ولی بازم با این ترمز با این نجوای درونی درگیر بودم که این فایل ها ارزششون انقدر نیست که قیمت گذاشتن روش تا رسیدم به شروع دوره 12 قدم و وقتی اولین فایلشو دیدم باخودم گفتم که این فایل دیگه قیمتش کمه و من حتما دریافتش میکنم و استفاده میکنم و جوابم میگیرم

    منتظر بودم تا قیمتش برسه

    بعد گذشت چند روز که اینترنتم قطع بود و دوباره شارژ کردم سریع داخل سایت رفتم و دیدم قیمت سایت رسید و رفتم با همون تخفیف خرید کنم چقدر ذوق داشتم که دارم یه محصول خوب میخرم البته همه محصولات عالی هستن

    وقتی رفتم قسمت پرداخت آنلاین و رفتم رمز کارتو بزنم یهو چشمم به قیمت خورد و یه لحظه شکه شدم که قیمت به تومان هست و من به ریال دیدم اصلا انگار یه پارچ آب یخ ریختن روم

    یه لحظه تمام اون نجواهای درونی که میگفت نخر و ولش کن و این چیزها اومد تو ذهنم و گفت دیدی نزدیگ بود خودتو گرفتار کنی نزدیک بود برای خودت داستان درست کنی ، چه کار احمقانه ای داشتی میکردی ها

    از قسمت پرداخت اومدم بیرون و پشیمون شدم البته من یه مبلغ یک و نیم میلیونی تو حساب داشتم که برای چک دو روز دیگه بود و از یه طرف منطقم میگفت که اگه اینم میخریدی تو این دو سه روز محال بود این مبلغ و جایگزین کنی و این چک و پاس کنی پس بیخیال فعلا این محصولم ارزشش انقدر نیست که گذاشتن و اگه بیام تو 12 ماه این مبالغ و جمع کنم میتونم یه ماشین بخرم

    بعد چند روز این فایل و دانلود کردم ولی نگاه نکردم ولی امروز صبحی نگاه کردم قشنگ که استاد چیمیگه و منظورش چیه

    بعد تمام شدن فایل ذهنم گفت آفرین به استاد با این همه حرف های خوب بعد گذاشتم تو آرشیوم فایلو

    وقتی امروزم یعنی جمعه داشت میگذشت تو ذهنم داشتم به حرف های استاد گوش کرده بودم مرور میکردم بعد تو ساختمونمون که دو واحد هست و با برادرم زندگی میکینم تو ساختمون و واحد من تقریبا آماده هست و بالاتره ، داداشم علاقه خاصی به داشتن کبوتر داره و چندین ساله کبوتر داره و این سری هم یه سی چهل تایی کبوتر داره که واقعانم بعضیهاشونم قشنگن تا چند شب پیش یه راسو بزرگ که از موش بزرگتره تو یه شب همشون و کشت و سه تا دونه زنده گذاشت و این موضوع اذیتمون میکرد که هر چند وقت میاد و یه قتل و عامی میکنه و میره برای همینم به ذهنم زد یه تله مرگ براش درست کنم که با ساخت یه قفس با فنس مرغی و متصل کردنش به برق ساختمون بتونم زمانی که میاد فنس و سوراخ کنه و داخل بره دچار برق گرفتگی بشه و از بین بیره و از دستش راحت بشیم چون قبلا هم جایی دیده بودم ابلته خیلی بزرگتر برای حیوانات بزرگتر مثل گرگ و گراز واین چیزها

    خلاصه این تله مرگ و ساختم و آمادش کردم و به داداشم گفتم که همه چی آمادست فقط باید اون سه تا کبوترو که مونده بندازی داخل به عنوان طعمه و کلید برق و بزنی و منتظر باشیم تا عمل کنه و به دام بیفته

    داداشم گفت که اگه این سه تارم بندازم و عمل نکنه و این سه تا دونه هم بکشه من دیوانه میشم برگشتم بهش گفتم ( تو قبلا از این سه تا بهترم داشتی که این حیوون کشتش و الان اینارو داری اگه میخوای دوباره اون قبلی هایی که خیلی بهتر از این سه تاست و داشته باشی این هارو فدا کن تا این مشکلت حل بشه تا اون بهتر هارو بتونی دوباره داشته باشی . تو تا اینهارو قربانی نکنی نمیتونی از این مرحله رد بشی و بهتر هارو داشته باشی ) اینو گفتم و کارو تحویلش دادم و اودم دوش بگیرم

    زیر دوش داشتم به نجواهای ذهنم گوش میکردم که چی به برادرم گفتم یه یهو اصلا نمیدونم چیشد که هنگ کردم ،شکه شدم برگشتم اتاقم نشستم به این حرفی که بهش زدم و اصلا نفهمیدم چی گفتم

    اومدم تو یه صحنه تو ذهنم تمام فایل هایی که از استاد دیدم و حرف هایی که زده بود اتفاقاتی که برای خودم افتاده بود مثل یه فیلم کوتاه از جلوم گذشت وااااای خدا من چه حرفی زدم که خودم یه سر سوزنی بهش توجه و عمل نکردم

    چقدر من با این نجوای درونی که یه ترمزی بزرگ برام بود برای خرید محصولات و تهیشون درگیر بودم و چه چیز های که استاد میگفت و من گذری ازشون گذشتم

    تمام حرف هایی که استاد تو این فایل زده بود به خاطر اومد و حرف های گذشتش

    با خودم گفتم وقتی خدا از ابراهیم خواست بهترین چیزش که پسرش بود و قربانی کنه تا به بهترین چیز برسه و اون به خاطر ایمانش انجام داد و اتفاقات بعدش

    و خیلی از چیزهای دیگه که استاد گفته بود

    من چیکار کرده بودم تو این مدت ؟

    حتی فایلی که دانلود میکردم میگفتم چقدر حجمش زیاده و ولش کن یا اینکه این محصول ارزش نداره انقدر پول بدم براش

    حتی من در حال حاضر داراییم که مثلا دو میلیون بود و ازش نمیتونستم بگذرم تا به بهتر از این دو تمن برسم

    من هنوز ایمانی نیاوردم به حرف های استاد فقط الکی تایید میکردم و عملی نکردم

    من هنوز جهاد ابراهیمم و انجام ندادم

    نمیدونم شاید این دست اتفاقات برای شما هم افتاده باشه ولی جای فکر داره که الان چیکار کردیم برای تغییر زندگیمون واقعا چه چیزی و فدای خواسته هامون کردیم

    الان ناراحت نیستم که چرا اون شب نیومدم با تخفیف قدم اول بخرم چون صبحش چک داشتم نمیتونستم جایگذین کنم

    الانم دقیقا 47 روز دیگه جشن عروسیم هستش و تو این مدتم شاید نرسم به سایت سر بزنم و یا تمرینی انجام بدم و اگه قدم اولم الان تهیه کنم به خاطر جشن و کاراش از تمرینانش عقب بمونم پس صبر میکنم این 47 روزم بگذره تا برم خونه جدید خودم و با وقت بیشتر و فکر آزادتر بتونم دونه دونه از قدم ها استفاده کنم

    انقدر مصمم هستم به تهیه محصولات استاد و بخصوص دوازده قدم که فکر نکنم دیگه این نجوا های درونی و ترمز های درونی بتونه دیگه جلومو بگیره فقط باید صبر کنم این مدت بگذره و تو این مدت دوباره برگردم به اول و تک تک فایل هارو دونه دونه ببینم و بخونم مطالبو و بهترین گزینه برای من اینه که سفرنامه رو شروع کنم که واقعا عالیه جواب میده

    میدونم خیلی طولانی شد متنم ولی واقعا جای شک نیست که واو به واو حرف های استاد درسته و برای تغییر زندگی خودمون میگه و انقدر انرژی میزاره

    دوستان به این نجواهای درونیتون توجه کنین که ترمز اصلی این ها هستن و من بعد از 62 روز به این نتیجه رسیدم

    ممنون از همتون که وقت گذاشتین و متن و مطالعه کردین

    دوستون دارم و عاشقتونم

    ممنون از استاد گلم که تحولی جدید در من ایجاد کرد

    عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    غزلک گفته:
    مدت عضویت: 1769 روز

    سلام…من یه دختر نونزده ساله هستم که یک ماهه کار میکنم….شغل مورد علاقمه عاشقشم….قبل از اینکه وارد این این شغل بشم همه بهم میگفتن دختر تو عقل نداری واسه چندر غاز میخوای بری انقدر زحمت بکشی حرص بخوری که به بچه های مردم زبان یاد بدی؟….ولی من به هیچکس گوش ندادم….همه میگفتن بابا برو یه کاری که حقوق درست درمون داشته باشه و جواب من این بود که راه چند ساله رو نمیشه یه شبه رفت و مدام جملات استاد درباره تکامل رو توی ذهنم مرور میکردم….بعد از دوره کاراموزی باید سه تا امتحان میدادم ولی من یکیشو اصلا شرکت نکردم….و هیچ اتفاقی هم نیفتاد…هیچ کس نگفت چرا امتحان ندادی دلیلت چی بود….نه تنها گیر ندادن بم بلکه خییییییلی هم راحت توی امتحانا قبول شدم….بلافاصله استخدام شدم در حالی که اونجا قانون بود که باید شیش ماه بیای بقیه اساتید رو نگاه کنی تا کار یاد بگیری….اما این دختر تازه کار که تاحالا هیچ جایی تدریس نکرده بود زووووووووودی رفت سر کار….اینجا بود که یاد حرفای استاد میفتادم که میگفت وقتی در راهی قدم برداری…بهش توجه کنی و ایمان داشته باشی….تمام جهان هستی در خدمت تو قرار میگیره…و الان دارم با حقوق دو برابر کار میکنم (: (درسته که حقوق اونجا در حالت عادی کم بود…ولی نه برای کسی ایمان و عشق داره….قراردادی که من بستم برابر با قرارداد کسی بود که حداقل حداقل چهار سال برای اون سازمان کار کرده باشه)….با بیمه و کلی عشق و حال خوب….الان من موقعیتی دارم که همون ادمایی که به من میگفتن بی عقل هیچوقت بهش نرسیدن…چون ایمان مهمه…چون ایمان مهمه…چون ایمان مهمه!

    ارزو میکنمممم همتون زندگی شادی داشته باشید و عشق الهی همیشه در قلبتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3612 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است

    سلام و درود و سپاس بر استاد عباس‌منش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی

    خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    اگر بگم این جمله را هزاران بار از استاد شنیده‌ام و هزاران بار در قرآن به آن برخورد کرده‌ام حرف گزافی نگفته‌ام و هروقت این جمله را می‌شنوم انگار خداوند بصورت مستقیم و چشم‌تو‌چشم داره بهم اشاره می‌کنه که طرف این جمله خودت هستی و اگر دست به عمل نشوی و شروع نکنی فرصتت در حال تمام شدن است و جزء دسته گمراهان و زیانکاران خواهی بود و عذاب من در آن دنیا سخت‌تر خواهد بود

    ولی بازهم بقول استاد همان میس‌اندرستندینگ‌ها و کج‌فهمی خودم دست‌بکار شده و میگوید استاد گفته همه‌چیز را از خداوند بخواه تو فقط بشین و روی باورهات کار کن بقیه کارها را خداوند انجام می‌دهد ولی غافل از اینکه استاد در جلسه چهارم از ثروت یک با خطاب و عتاب شدید می‌گویند اگر داری روی خودت کار می‌کنی و این کار کردن منجر به اقدام نمی‌شود داری خودت را گول میزنی و سرخودت کلاه میگذاری

    اگر درست روی خودت کار می‌کنی باید قدم برداری، قدم برداشتن به‌معنای کوه کندن نیست، قدم برداشتن یعنی حتی خواندن یک صفحه کتاب بمنظور بیشتر کردن توانایی‌ها و رشد شخصیتت

    از روزی که از شغل قبلی خودم بازنشسته شدم و پس از یکسالی که با شور و اشتیاق در محل جدید بعنوان کارآموز مشغول به یادگیری شدم و بعد از آن که کارآموزی‌ام تمام شد، همین کج‌فهمی‌هایم کار دستم داده و فقط نشسته و به‌زعم خودم روی باورهایم کار می‌کنم ولی استاد میفرمایند از کجا بفهمم که روی باورهایم کار می‌کنم؟ از روی نتایجم

    ولی من نتایج دلخواه را کسب نکرده‌ام پس مطمئناً یا فکر میکنم دارم روی باورهایم کار می‌کنم و یا اینکه درست روی آنها کار نکرده‌ام چون باید نتایج با خودش همراه می‌شد

    هنوز ترس‌ها و نگرانی‌ها همراه هستند هنوز ناامید‌ی‌ها از راه می‌رسند و هنوز عوامل بیرونی در زندگی‌ام تاثیرگذارند پس توهم می‌زنم که روی خودم کار می‌کنم

    امروز خداوند در آیات صفحه 304 که قسمتی از سوره مبارک نحل بود بشدت تهدیدم کرد که اگر به‌همین روند زندگی ادامه بدهی عذاب آخرت بسیار سخت است

    و در آنجا هم گفت کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می‌‌دهند بهشت پاداش آنهاست

    پس باید طرز فکر و عمل و نگاهم و رفتارم و عملکردم را بازنگری کرده و تغییری بنیادین و جهادی اکبر براه بیندازم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    «« مخلـوق شکرگـذار خالـق »» گفته:
    مدت عضویت: 4226 روز

    «« خیلی مهمِ ، حتماً بخون »»

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه بر و بچه های باحال عباس منشی.

    بدون مقدمه و سریع میرم سرِ اصل مطلب: راستش رو بخواهید عزیزان، ما در هر لحظه در حال دریافت آگاهی ها و در واقع یادآوری های الهی هستیم و وظیفه داریم تا به هر طریقی که میتونیم (گفتاری، نوشتاری، صوتی، تصویری و . . . ) اونها رو با تمامیِ افراد “هم فرکانسی” خودمون به اشتراک بگزاریم (ذکات علم ، انتشار آن است) و در این راستا من هم میخواستم 2 مورد آگاهی ئی را که به تازگی دریافت نمودم، با تمامیِ دوستان و همراهان سایت عباس منش در میان بگذارم:

    1) آگاهیِ اولی که به من داده شد این بود که ما انسانها، دارای ابعاد شخصیتیِ مختلف و گوناگونی هستیم که در مکاتب جامعه شناسی و همچنین روان شناسی، با عنوان نقش های اجتماعی از اونها یاد میشه، یعنی ما در هر جایگاه و موقعیتی که هستیم دارای یکسری رفتارها و منش های خاص همان موقعیت هستیم که با هم متفاوت هستند. مثلاً منِ نوعی در منزل و کنار همسر و فرزندم یک کاراکتر و شخصیت دارم و در محل کار و میان جمع دوستان و همکارانم یک شخصیت و کاراکتر رفتاریِ دیگر که البته هر دوی اینها با شخصیت و کاراکتر رفتاری که من در یک سوپر مارکت و یا یک فروشگاه با فروشنده دارم تا حدود زیادی متفاوت است!!

    دوستان و عزیزان همراه، منظور و نیت من از بیان موضوع فوق، این است که اگر ما خواهان ایجاد تغییرات عظیم، همه جانبه و پایدار در زندگیمان هستیم و دلمان میخواهد که مانند استاد عزیزمان، پله های ترقی و پیشرفت را خیلی محکم، استوار و ادامه دار برداریم، باید در تمامی ابعاد شخصیتی مان این تغییرات را اعمال کرده و ایجاد نماییم نه فقط در یک بُعد و فقط یک وجه!!

    به طور مثال منی که در محلِ کارم سعی میکنم قوانینی که درک کرده ام را دنبال نمایم و به قول استاد در اکثر موارد زیپ دهانم را ببندم و لب به شکایت باز نکنم و گله و شکایت و قضاوت و . . . را کنار بگذارم، باید در جمع دوستان صمیمی و در گفتگوهای محاوره ای خودمانی با نزدیکانم نیز این موارد را رعایت کنم. باز از خودم مثال میزنم: همین چند روز پیش موقعیتی شد تا با تعدادی از دوستان قدیمی دوران دانشگاه، دیداری داشته باشیم و به قول معروف با هم تجدید خاطرات کنیم. در گرماگرم گفتگو با دوستانم بودم که ناخودآگاه متوجه شدم در حال بیان صحبتهایی هستم که با قوانین دوره های استاد و تمامیِ آموخته هایم از مکتب ایشان منافات و تناقض دارند!! چرا؟؟ برای اینکه خودم را با جمع دوستانم هماهنگ کنم و موجبات شادی و سرگرمیِ آنها را فراهم نمایم!! غافل از اینکه من در آن دوران مزخرف و پوچ و بیهوده دانشجوئی، در مدارهای بسیار پَست و پائینی قرار داشتم که مرور دوباره آنها و بیان خاطرات مرتبط با آن دوران، ناخواسته مرا وارد همان مدارها میکرد و به قول قدیمی ها ” هر چه رشته بودم را پنبه میکردند ”

    بله عزیزان، باید خیلی مواظب باشیم، مواظب باشیم که قوانین و آموزه های استاد را در همه زمانها و همه مکانها و در همه جمع ها (چه رسمی و چه خودمانی) به کار ببریم و یادمان نرود که ما این آگاهی ها و این نتایج را با پرداخت بهایِ آنها (وقت و انرژی و پول و . . . ) به دست آورده ایم و نباید به سادگی و فقط به خاطر خوشایند چند تا دوست قدیمی یا چند تا فک و فامیل درب و داغون، اونها رو ارزون بفروشیم و یادمون بره که از کجا به کجا آمده ایم و چه مراحلی را طی کرده ایم و چه تمرینهایی را انجام داده ایم که تبدیل به انسان فعلی شده ایم.

    پس یادمون باشه: هم توی خونه ، هم توی اداره با مغازه یا فروشگاه ، هم توی تاکسی ، هم توی صف نانوایی ، هم توی اتوشوئی ، هم بین جمع دوستان و رُفقای فابریک ، هم موقع پخش فوتبال ایران – استرالیا!! ، هم توی مسافرت و هر جای دیگه که میتونید تصور کنید، باید باید باید باید باید باید باید حواسمون به رعایت قوانین و آموزه های استاد باشه، نه اینکه یه جا مواظب باشیم و قوانین رو رعایت کنیم و یه جای دیگه همه چیز یادمون بره و پَشتِ پا بزنیم به هر چی که تا اون روز یاد گرفتیم و فهمیدیم.

    امیدوارم خوب توضیح داده باشم و مطلب رو کامل براتون جا انداخته باشم.

    2) آگاهیِ دوم رو داخل یه کامنت دیگه (پشت سرِ همین کامنت) براتون مینویسم که خیلی طولانی نشه . . .

    «« پیشنهاد میکنم اون آگاهی رو هم حتماً بخونید ، خیلی براتون مفیدِ »»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3537 روز

      با سلام

      دوست من نکته بسیار خوبی رو بهش اشاره کردید. این همون نکته ای ک استاد میگه شما باید اگاهانه یسیری کارهارو انجام بدی مثلا افرادی رو که مناسب نیستن رو حذف کنید و بقیشو جهان انجام میده

      شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        «« مخلـوق شکرگـذار خالـق »» گفته:
        مدت عضویت: 4226 روز

        با سلام مجدد خدمت جناب آقای جاوید بزرگوار

        خیلی خیلی خداوند مهربان را شاکر هستم که به من توفیق داده است و افکار و کلامم را هدایت فرموده است تا در جهت یاری رساندن به دوستان و عزیزانم و همچنین به منظور نشر و گسترش اطلاعات و آگاهی هایی (هر چند کوچک و جزئی) از آنها استفاده نمایم.

        بله آقای جاوید، شما دقیقاً به نکته مهم و بنیادی اشاره فرمودید: آگاهانه

        همه اتفاقات و جریانهای اساسی و پایه ای در وجود ما انسانها از زمانی شروع میشوند که ما ارادی و آگاهانه آنها را گزینش کرده و انتخابشان میکنیم، نه از روی عادات گذشته و بصورت غیرارادی و ناخودآگاه!! مثلاً من وقتی دوستی دارم که بد دهن و فحاش است، باید آگاهانه ، بدون تعارف و بی رودربایستی!! او را از کانتکت لیست (موبایلم و زندگیم و ارتباطاتم) خط بزنم و حذف کنم، چون در غیر این صورت من هم آرام آرام مانند او شده و بد دهن و فحاش میشوم!! به نظر من، دوستانِ هم فرکانسیِ عباس منشی، باید در رابطه با اجرای همه قوانین الهی که در مکتب استاد یاد میگیرند، خیلی محکم و جدی برخورد کنند و تعارف و خجالت را کنار بگذارند و به قول استاد عباس منش (در یکی از فایلهای رایگانشان) باید شخصیتمان را عوض کنیم و آدم دیگری بشویم تا نتایج متفاوت دریافت کنیم و زندگیِ جدیدی را تجربه نمائیم. «« اندکی صبر ؛ سحر نزدیک است . . . »»

        باز هم از همراهیِ شما دوست گرامی، بینهایت ممنون و سپاسگزارم و شما و همه عزیزان را به خالق متعال می سپارم. شاد و مهربان باشید . . . :)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: