ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!! - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    197MB
    58 دقیقه
  • دانلود با کیفیت HD
    607MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    51MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1322 روز

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    استاد امروز هدایت شدم به دیدنِ این فایل بینظیر

    خواستم با آگاهی های این فایل مروری کنم به زمان‌هایی که عمل کردم

    من به شدت به حمایت خداوند همیشه ایمان داشتم و فقط خداوند و حامی خودم میدونستم

    وقتی خواستم ازدواج کنم مهریه ام یک سکه انتخاب کردم به نیت یگانه یی خداوند

    پدرم ناراحت شد و گفت این مسخره بازی ها چیه ؟

    منم با قدرت گفتم من بخدا یگانه ایمان دارم و یک سکه نماد خداست برام

    حالا این ایمان چیکارا که نکرد ، وقتی طلاق توافقی گرفتیم به آسانی و یک روز کل کارها انجام شد و اینکه شوهر خونه و تمام وسایل و بخشید به من با اینکه من هیچ حق و حقوقی نداشتم از لحاظ قانونی

    و یک ماشین هم بهم داد

    من هر جا به معنای واقعی خودم و به دستهای مهربان خدا سپردم بهترین ها رو بهم داد

    وقتی المان بودم نامه از دولت المان اومد که باید برم هلند ، با یه آقای ایرانی دوست شده بودم و آدم مهربونی بود و چند بار اقدام کردیم که ازدواج کنیم و من بتونم المان بمونیم اما هر بار اداره ازدواج یه ایرادی میگرفت و نمیشد بعد از چند ماه که سعی کردیم و نشد من گفتم حتما خیرِ و دیگه تلاشی نکردم

    و فقط از خدا حمایت خواستم و خودش مسیر و برام روشن کرد

    بعضی وقتها اتفاقاتی میافته که به ظاهر نازیبا ست اما دقیقا اتفاقی که ما رو به خواسته مون میرسونه

    سال 86 با ماشین چپ کردم طوری که باک بنزین سوراخ شد اما حتی قطره ایی خون از جایی نیومد حتی یک خراش سطحی هم نداشتم

    حالا چرا این اتفاق افتاد چون من یک ماشین مدل بالا دیدم که خیلی خوشم اومد ازش و امکاناتش اما به ماشین خودمم وابسته بودم خدا به روش خودش ماشین گرفت و خواسته ام و بهم داد

    100٪ ایمان دارم که ایمان عمل میاره و هرچی اتفاقات زندگی مو با قوانین تطبیق میدم ایمانم قوی تر میشه

    خدا درون ماست خدا انرژی ِ که همه جا جاریِ و اجابت میکنه خواسته های ما رو ،اما به شرط بندگی و ایمان ما

    من ایمان دارم به الخیر ما فی الوقع

    من ایمان دارم به خدایی که طلوع میده خورشید و

    خدایی که ستاره ها رو بدون هیچ ستونی در آسمان نگه داشته

    خدایی که به قلبم آرامش داده و خودش لحظه به لحظه هدایتم میکنه

    خدایی که شب رو برای آرامش قرار داد

    خدایی که قرآن رو برای هدایت ما نازل کرد ، کتابی ساده و راهنما

    استاد عزیزم عاشقانه از شما سپاسگزارم که فهم کردین و بینظیر فهموندین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    انسیه گفته:
    مدت عضویت: 2725 روز

    سلام دوستان عزیز

    چند روز پیش آیاتی از قران را به عنوان هدایت از خداوند دریافت کردم …که برایم بسیار تکان دهنده و البته اذعان می کنم ترسناک !!

    آیه های ۲۰ تا ۲۶ سوره مائده که راجع به علت سرگردانی و حیران شدن ۴۰ ساله قوم یهود است

    با خوندن معنی و جستجوی تفسیر این آیات که دقیقا ماجرا به چه شکل بوده ..به درک جالبی رسیدم که قلبم هدایتم کرد برای دوستانم هم بنویسم

    در این آیات قوم یهود در مقابل فرمان خدا برای جهاد با قومی که در حال حاضر در آن ساکن بودند مخالفت کردند

    و حتی از اینکه از مصر خارج شدند و به همراه موسی اومده بودند اظهار پشیمانی کردند ( شکایت و گله کردند )

    باید دید که دیدگاه قوم یهود چی بوده که مرتکب این اشتباه شدند …به این موارد رسیدم ..در سرچ و تفاسیر:

    در آیه ۲۰ اشاره کرده که خدا به قوم یهود میگه به سرزمین مقدسی که خدا برای شما مقرّر گرداند وارد شوید….

    در واقع قوم یهود به امدادهای غیبی خداوند مغرور شده بودند و تصور میکردند حالا که خداوند برای آنها مقرّر کرده که وارد این سرزمین بشوند ..دیگه حتی بدون زحمتِ جهاد و عمل کردن ،خداوند وعده خودش رو اجابت میکنه

    در واقع آنها انتظارشان این بود مثل شکافته شدن دریا …اینجا هم خداوند با قدرت خودش این قوم را نابود کند

    و نتیجه این عمل نکردن واقعا تاسف بار بود ( اگر چه خداوند در آیه ۲۶ همین سوره به موسی میگه به خاطر این تاخیر و عذاب محزون نباش که این نتیجه سرکشی این قوم هست )

    توی تفاسیر نوشته …۴۰ سال محروم شدند تا تمام افراد ۲۰ سال به بالا در همین بیابان عمرشان به سر بیاد و بمیرند و وعده خداوند برای نسل بعدی محقق بشه

    و خداوند در این آیه نشان داد حتی چیزی که برای شما مقرر میشه نیاز به شرایط مناسبی داره که باید از سوی شما مهیا بشه …باید فرکانس ایمان و اقدام کردن را بفرستین

    و این اثبات میکنه ما هستیم که داریم نتایج را رقم میزنیم و هیچ سرنوشتی وجود نداره …حتی آنچه که برایت مقرر شده میتونه به واسطه ی عمل نکردن و ارسال فرکانسهای نامناسب و ناشکری و …تغییر کنه

    چقدر قشنگ اینجا درک کردم حرف استاد رو : هیچ چیزی از قبل برامون نوشته نشده و ما هر لحظه… تاکید می کنم… هر لحظه با تغییر فرکانسهامون میتونیم نتیجه رو تغییر بدیم …چه به سمت خوب و چه به سمت بد

    این جا میشه درک کرد که کنترل کردن ذهن ( تقوا ) نیاز به استمرار در هر لحظه داره …

    و خداوند به خاطر عمل نکردنِ آنها ، تجربه رویایشان که ورود به ارض موعود بود رو یک نسل به تاخیر انداخت..

    به نظرم تاسف باره که رویاهای تو را فرزندانت تجربه کنند !!

    ترسناک هست !!

    چقدر زندگی پوچ و بی ثمر میشه :(

    تو میتونی سالها مقاومت کرده باشی …و معجزات بسیاری از خداوند را دیده باشی و در مرزِ ارض موعود ( رویایت ) به خاطر ترس از عمل کردن ، بی بهره از لذت تجربه ی رویایت باقی بمانی !

    در یک قدمی موفقیت !

    و علتش اینه که به خودت یادآور نشدی که خداوند بارها و بارها قدرتش رو بهت نشون داده و اینبار هم میتونه کمکت کنه

    اینه مفهومه این آیات :

    # ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    آنچه من متوجه شدم اینه که خداوند بارها در لحظات و شرایطی برایت معجزه می کنه ( منظورم اتفاق افتادن و تجربه کردن همزمانی ها و کمک های واضح و غیر قابل تصور در ذهن دیگران )…تا تو ببینی و ایمانت قوی تر بشه ….

    و یه جاهایی در آینده میخواد که ایمانت رو بهش نشون بدی

    ازت میخواد جایی عمل کنی که به نظرت سخته ، غیر منطقیه

    جایی که از شدت تلاش کردن و نرسیدن، خسته شدی…

    # چه کار کنیم که این مواقع حساس عمل کنیم ؟

    بهترین کار اینه که این اتفاقات را در جایی ثبت کنیم و به خودمون یادآوری کنیم تا وقتی قراره در جایی عمل کنیم هر چند در ظاهر سخت و غیر معقول ..بتونیم با استناد به گذشته اقدام کنیم

    من یه لیست از تمام کمکهای خداوند در زندگیم تهیه کردم و هر از گاهی مرور میکنم ..حداقل در زمانهایی که نیاز به ایمان بیشتری دارم تا عمل کنم

    خدایا سپاسگزارم که هدایتم می کنی که از تجربه گذشتگانم عبرت بگیرم و با ایمان تر و مصمم تر در مسیر خواسته هایم قدم بردارم

    💖💖💖💖

    خدایا گوشهایم ،چشمانم و قلبم را آماده دریافت هدایتهایت قرار بده تا الهامات تو را بفهمم و عمل کنم

    💖💖💖💖

    فقط میتونم بگم من عاااااااااشقتم فرمانروای من💖💖💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      الهامی گفته:
      مدت عضویت: 2576 روز

      سلام به همه دوستان عزیزم .

      سمای عزیز خط به خط کامنتتو که میخوندم قلبم ضرباانش میرفت بالاتر

      چقدر تفسیر خوبی بود و چقدر شما قشنگ توضیح داده بودی.

      واقعا ممنونم ازت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نسترن فضیلت گفته:
      مدت عضویت: 2626 روز

      به نام رب العالمین

      سلام دوست عزیز.

      خداروشکرررر که هدایت شدم به نوشته ی الهامی شما.

      مرسی که به الهام و هدایتی که اومد عمل کردین و این آگاهی هارو نوشتین. عالی بود. مرسیییییی.

      در پناه رب العالمین باشین.

      یا رب

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    الهام محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3155 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز، خانم شایسته دوست‌داشتنی و همه دوستان خوبم. من از همه فایل‌های رایگان استاد استفاده کردم و دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها و دوره عزت نفس رو هم تهیه کردم. دیگه نیازی به تعریف از این آموزش‌ها نیست چون هم استاد هم خود شما خیلی خوب از محتوای فوق‌العاده این فایل‌ها اطلاع دارید.

    من اکثر فایل‌های استاد رو چندین و چند بار گوش دادم اما واقعا جرات نکردم این فایل آخر استاد در مورد ایمانی که عمل نیاورد رو بیشتر از دو بار گوش بدم. درک فایل‌های قبلی استاد، مخصوصا اوایل آشناییم با این سایت، خیلی برام سنگین بودن چون انگار یه نفر یه آیینه کاملاً تمیز و باکیفیت رو روبروی من قرار می‌داد و من باید توش زل میزدم و به حرف‌های یه نفر گوش می‌دادم که داشت تک تک عیب و ایرادهای ذهن و روحم رو بهم نشون می‌داد.

    اما این فایل جدید یه تلنگر خیلی سنگین برام بود که نه تنها من رو تکون داد بلکه قدرتش به حدی بود که اون آینه رو هم شکست و اون را با دقیق‌ترین دستگاه اشعه ایکس جهان جایگزین کرد. چیزهایی رو دیدم که تو اون آیینه هیچ وقت ندیده بودم.

    وحشت برم داشت. دوست داشتم فایل رو قطع کنم. اصلا نفسم موقع شنیدن این حرف‌های سنگین استاد بند اومده بود. بار دوم با پدر و مادرم نگاهش کردم تا شاید بودن تو جمع یه کم راحت‌ترم کنه. اما نشد. برای همینه که هنوز نتونستم برای بار سوم بهش گوش بدم. انگار یه نفر من رو با ذهن و روح عریانم مواجه کرده و هیچ توضیح و توجیهی برای چیزهایی که تو عکس افتاده ندارم بدم… جز اینکه ظلمت نفسی…

    تا قبل از این فایل فکر می‌کردم که فقط چند تا باور هستن که تو ذهنم درست نساختمشون. اما اینکه یکی برگرده و غیرمستقیم بهم بگه که چطور جرئت می‌کنی به چیزهایی که تو ذهنت ساختی بگی «باور» بدون اینکه بهشون «ایمان» داشته باشی، خیلی برای آدم دردناکه. تازه اونجاست که آدم میفهمه باید تو همه چیز تجدیدنظر کنه و دوباره از اول این بنا رو بر پا کنه. تازه فهمیدم که شاید «باور»هام چیزی جز یه نقل قول زیبا برای نقل کردن برای دیگران نبودن.

    چیزی که من رو بیشتر حیرت‌زده کرد این بود که با یه امتحان ساده متوجه شدم که استاد دارن در مورد چی حرف میزنن.

    بعد از شنیدن اون فایل، تصمیم گرفتم بیام و دوباره از روز اول سفرنامه شروع کنم اما کامپیوترم مدتی بود مشکل پیدا کرده بود و نمی‌تونستم از هدفونش استفاده کنم.

    تو فایل «زمان رسیدن به خواسته‌ها» استاد یه سری گفته بودن که باید به نشونه‌ها توجه کرد و به خاطرش سپاسگزار بود. گفتن مثلا اینکه یه وسیله‌ای که کار نمی‌کرده یه دفعه درست بشه! من همیشه به این قسمت فایل که می‌رسیدم ناخودآگاه یه لبخندی روی لبم میومد و میگفتم استاد همه مثال‌ها رو قبول دارم اما آخه مگه میشه یه وسیله همینجوری خود به خود درست بشه؟ اونم مثلا یه وسیله برقی؟

    خلاصه چند بار بعد از گوش دادن به اون فایل سعی کرده بودم که مشکل لپ‌تاپم رو از این روش حل کنم. هی میگفتم که امروز دیگه لپ‌تاپم درست میشه و صداش از هدفون درمیاد. اما غافل از این بودم که اون لبخند تمسخرآمیز من نمیزاشت جهان کار خودش رو انجام بده.

    بعد از فایل آخر استاد به خودم گفتم بیا و حالا که قراره سفرنامه رو شروع کنی با ایمان و با تمام وجود باور داشته باش که الان مشکل صوتی لپ‌تاپت حل شده. دست کشیدم روی لپ‌تاپ و گفتم که مطمئنم درست شدی چون الان میخوام فایل‌های استاد رو با یه دید جدید از اول گوش بدم.

    باورتون نمیشه وقتی صدا از هدفون دراومد دهانم از تعجب باز مونده بود. با اینکه میدونم هیچ چیزی در این دنیا اتفاقی نیست و اگر قانون رو بدونیم از هیچ چیز سورپرایز نمیشیم اما حل شدن مشکل لپ‌تاپ به همین سادگی اونم بعد از یک ماه کلنجار رفتن شگفت‌زدم کرد.

    استاد شاید خیلی از اعضای این خانواده صمیمی با نتیجه گرفتن از آموزش‌ها و دوره‌های شما به همراهی بیشتر با شما تشویق بشن. اما جالبه بدونید که من با نتیجه نگرفتن از عمل نکردن به آموزش‌های شما بیشتر تشویق میشم که دوباره به این سایت برگردم.

    یه وقت‌هایی فکر می‌کنم که قانون‌های جهان هستی جزئی از زندگی روزمرم شدن و نیازی ندارم که هر روز روی باورهام کار کنم. یه وقت‌هایی فکر می‌‌کنم که میشه به جای روزی یه سیب خوردن در هفته، هفت تا سیب رو یه روز بخورم. اما مثال سوختی که تو این فایل زدید من رو متوجه کرد که نمیشه باک رو یه دفعه بیش از اندازه پر کرد و یه روز خالی خالی نگهش داشت. باید هر روز سوخت وارد ماشین روح و جسممون کنیم. هر چقدر هم که کیفیت سوخت بالاتر بره خوب مسلمه که ماشین بهتر کار میکنه.

    استاد کامنت‌هایی هم در مورد قیمت محصولاتتون خوندم. قیمت محصول دوازده قدم در حال حاضر برای من بالاست اما من حتی یه لحظه هم فکر نکردم که قیمت‌گذاری شما ایراد داره. فقط و فقط گفتم که من هنوز تکاملم رو طی نکردم که این مبلغ برام زیاد به نظر میرسه.

    توصیه من به افرادی که توانایی تهیش رو دارن اینه که حتما تو این دوره شرکت کنن و به این فکر نکنن که این دوره براشون چقدر گرون تموم میشه. باید به این فکر کنن که اگر بهش نیاز دارن و تهیش نکنن چقدر براشون تو زندگی گرون تموم میشه.

    در مورد فایل‌های رایگان هم همینه. من یه وقت‌هایی گوش‌ دادن به این فایل‌ها رو تو اولویت آخرم تو روز میزارم اما بعدش متوجه میشم که چقدر این وقت و انرژی نزاشتن برام جای دیگه گرون تموم میشه.

    دلیلش هم خیلی سادست: اگر نیروی معنویمون رو تقویت نکنیم باید به همون نسبت از نیروی جسمیمون بیشتر کار بکشیم… و این یعنی یه دور باطل من بدو پول بدو… من بدو خوشبختی بدو… من بدو سلامتی بدو…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3536 روز

      با سلام

      دوست عزیز میخواستم چند تا قسمت از متن فوق العاده تون رو کپی کنم و بهش اشاره کنم و بگم که چقدر از این نوشته هایی که بوی هدیات خداوند رو میداد سپاسگزارم.

      اما واقعا نمیشه.

      اما شاید بشه کل متنتون رو تو 2 تا پاراگراف اخر خلاصه کرد.

      یه وقت‌هایی گوش‌ دادن به این فایل‌ها رو تو اولویت آخرم تو روز میزارم اما بعدش متوجه میشم که چقدر این وقت و انرژی نزاشتن برام جای دیگه گرون تموم میشه.

      دلیلش هم خیلی سادست: اگر نیروی معنویمون رو تقویت نکنیم باید به همون نسبت از نیروی جسمیمون بیشتر کار بکشیم… و این یعنی یه دور باطل من بدو پول بدو… من بدو خوشبختی بدو… من بدو سلامتی بدو…

      از خداوند برای هممون درک بیش از پیش و توحید در عمل رو ارزومندم.

      شاد باشید…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        الهام محمدی گفته:
        مدت عضویت: 3155 روز

        دوست عزیزم سلام. خوندن کامنت شما لبخند رو به لب من آورد و انرژی خاصی رو در من ایجاد کرد. خوشحالم که میتونم رد پاهایی هر چند کوچیک رو تو این سایت برای دیگران بزارم و از رد پاهای دوستانی چون شما هم برای هدایت به مسیر درست استفاده کنم. پاینده و جاوید باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3261 روز

      به نام خالق عشق

      الهام عزیز حسن خواندن کامنت شما خودم را آنجایی دیدم که بشدت حین گوش دادن برای بار دوم عیب های درونم را دیدم .

      حالم را دوباره با این کامنت منقلب کردی .سپاسگزارم که با اشتراک آگاهی های تابستان وتحربیاتاان ارزشمندتان به خودتان وهم دیگران راه را روشن می‌کنید .

      در پناه خدای عزیز وعزتمند ??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    Alisha گفته:
    مدت عضویت: 2599 روز

    خلوتی با تو در قدم اول

    در تمام لحظه های زندگی ،

    هر جا که نیت ارتباطم با افراد ،

    بهره برداری از شرایط و فرصتهای اونا بود ، یا امید به کمک اونها در یک روز مبادا داشتم …. درواقع داشتم با سر و سرعت هر چه تموم تر سقوط میکردم و از تو و محبتهای تو و ثروت و فراوونی بی حساب جاری از دستای تو فاصله میگرفتم ، اما پیش خودم فکر میکردم دارم چیزای خوبی جمع میکنم !!!!!!!

    سقوط در خواستنهای بی ارزش !!!!!

    یاد این آیه قرآن افتادم :

    قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم‌ بِالاخْسَرِینَ أَعْمَـٰلاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی‌ الْحَیَو’هِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا .

    أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِـَایَـٰتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَآئِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَـٰمَهِ وَزْنًا .

    ذَ’لِکَ جَزَآؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا کَفَرُوا وَ اتَّخَذُوٓا ءَایَـٰتِی‌ وَ رُسُلِی‌ هُزُوًا . (آیۀ 103-106 سوره‌ کهف‌ )

    «بگو آیا شما را آگاه‌ کنم از کسانیکه‌ اعمالشان‌ زیان‌بارتر است‌ ؟! کسانی که‌ سعی‌ و کوشش‌ آنها در حیات دنیا در گمراهیست در حالیکه‌ خودشان‌ می‌پندارند کردار شان نیکوست !

    آنها به‌ آیات‌ و نشانه های پروردگارشان‌،و به‌ دیدار او کافرند ! پس همه اعمالشان‌ نابود می شود.

    و امروز که به باور تو و خالق مطلق بودنت رسیده ام، تمام تلاشم اینه که به تویی که یگانه منبع رزق و آرامش هستی ملحق بشم ، به شکلی که هیچ لحظه ای از تو جدا نشم. شادی و سلامتی و امنیت و ثروت و سعادت و خوشبختی فقط در دستای تو قرارداره !!! دستایی که به غیر حساب در حال بخششه !!! و ظرف دستای من به خاطر درک و شناخت نادرست همیشه از این محبت خالی بوده .

    تو تنها منبع جریان خوشبختی و سعادتی و این در ذات جریان بی وقفه ربوبیت توست.

    منو ببخش ! بابت همه اون کسایی که بجای تو در وجودم بزرگ شده بودن!!!! و میدونم که از همین لحظه بخشیدی !!!!

    از این لحظه نه !!! قبل از اینکه به زبون بیارم بخشیده بودی !!!! فقط منتظر همراهی من بودی !!! دلتنگ من بودی !!!

    دوستم داری که اینقدر برات مهمم !!! منو ببخش عزیز دوست داشتنی !!!

    دوست ندارم غم نمایی کنم، چون اصلا غمگین نیستم ، راستش تا حالا اینقدر توی زندگیم شاد نبودم دلیلشم اینه که برای اولین بار احساس به تو رسیدن رو لمس کردم ، و از اینکه تو با منی، شاد شاد شادم . شادم از اینکه تموم کمبودها و کاستی های گذشتم رو به سرعت جبران کردی و با سرعت داری منو با خودت به سمت قله های سعادت می بری !!!!!! شادم از اینکه برای اولین بار در زندگی با “تو”! “تو شده ام” و دیگه نه “من” هستم و نه “ما” !!!! فقط تو و تو و تو ……

    ولی ایکاش زودتر تو رو پیدا کرده بودم ، اون روزا که دستام در میان انسانهای هر چند محترم بدنبال خوشبختی می گشت ! و هر چه بیشتر می گشت ، کمتر پیدا می کرد……خب ! تمام ! باشه شنیدم چی گفتی …. دیگه کاری به گذشته ندارم ، همه چی اصلاح شده! اصلا گذشته بدی وجود نداشته !!!!!

    باشه عزیزم !!! باشه خوبم !!! باشه مهربونم !!! باشه وجود مطلق !!! چشم !!! دیگه چیزی نمیگم ، ولی به جون خودت یه حسی چشمام رو بی قرار کرده ، هیچ توجهی به من ندارن ، اونا خوب فهمیدن نباید به آدما توجه کرد ، البته که همه آدمای خوب محترم هستن و محبتهاشون قابل تقدیره ، اونا حتی من رو هم به واسطه تو دوس دارن . خلاصه این چشما یه مدتی هست که تو حال و هوای خودشونن ، بی اختیار اشک می ریزن ، چون دارن چیزایی رو می بینن که سالها ندیده بودن !!! چیزایی که باعث شده اشگ شوقشون در بیاد . دارن بابت چیزایی که تو این مدت کوتاه بهشون داده شده اشگ می ریزن ، بابت چیرایی که قبل از این ندیده بودن!!!!!! پس سلام به تو !!!! سلام به تو که این روزا تنها باور مطلق و بی مانند وجودم شده ای !!! باوری که وقتی به اون تکیه میکنم خیالم راحته راحته !!! کسی که فقط روی اون حساب میکنم و از وقتی توی این حس قرار گرفتم به شدت همه دوست داشتنی شدن !!! چون هیچکس رو به خاطر خواسته هام نمی خام ، چون همه رو تنها دستی از دستان زیبا و پر کرامت و بخشش تو برای سعادت خودم و تمام بشریت می بینم. واسه همینه که اینقد دوستت دارم خدای مهربونم

    تنها تو رو دوست دام و تنها تو را می پرستم و تنها از تو کمک می خواهم

    “ایاک نعبد و و ایاک نستعین” “ایاک نعبد و و ایاک نستعین” “ایاک نعبد و و ایاک نستعین”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      رحیم خان گفته:
      مدت عضویت: 3732 روز

      سلام بر علی جان وسلام بر بنده ی خوب خدا ؛ آری علی جان آدرس این خدا واین یگانه پادشاه جهان را اشتباهی به ما گفتند به قول زنده یاد قیصر امین پور ؛ پیش از اینها فکر میکردم خدا خانه ای دارد میان ابرها …. خشتی از الماس خشتی از طلا ….

      اما دیدم این خدا پیش من است خانه اش ساده وبی آلایش است ((شعرش را بخوان بسیار زیباست )

      آری برادر جان , احساست را درک میکنم . خیلی زیبا نوشتی موفق باشی

      گذشتگان ما ، این خدا را بد به ما معرفی کرده بودند اما من هم مثل شما ؛ اشکانم امان نمیدهد از شوق یافتنش وبا خود خودش حال کردن .که چگونه حوای مارا دارد

      علی جان ؛ این خدا برابر حال وآگاهی هر کسی حال میدهد هر کسی هر باوری نسبت به آن دارد .همانطور برایش ظاهر میشود

      خوشحال شدم کامنتت را خواندم با اینکه مدت زیادی از همراهی این خانواده به شما نگذشته است ولی به شما عرض کنم که شما دست روی بزرگترین وزیباترین اهرم برای خوب زندگی کردن گذاشته اید

      چون پیوسته بگوبی بردری

      عاقبت برون آید زان در ، سری

      درنور او باشی وخدا یاریت دهد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        Alisha گفته:
        مدت عضویت: 2599 روز

        سلام رحیم عزیز ،

        همراه و هم قدم راه سعادت

        از یادداشت محبت آمیزت ممنونم و نام زیبای تو من رو برد به حال و هوای شعر پر از احساس فراوانی الهی .

        چیزی برای گفتن با وجود این شعر زیبا نیست . امیدوارم در تمام ابعاد زندگی سرشار از ثروت الهی توام با صفت رحیمیت باشی.

        شرف نفس به جودست و کرامت به سجود

        هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود*

        ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش*

        که محالست در این مرحله امکان خلود*

        وی که در شدت فقری و پریشانی حال*

        صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود*

        خاک راهی که برو می‌گذری ساکن باش*

        که عیونست و جفونست و خدودست و قدود*

        این همان چشمهٔ خورشید جهان افروزست*

        که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود*

        خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان*

        خاک مصرست ولی بر سر فرعون و جنود*

        دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند*

        ای برادر که نه محسود بماند نه حسود*

        قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن*

        گرت ایمان درستست به روز موعود*

        دست حاجت که بری پیش خداوندی بر*

        که کریمست و رحیمست و غفورست و ودود*

        از ثری تا به ثریا به عبودیت او*

        همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود*

        کرمش نامتناهی، نعمش بی‌پایان*

        هیچ خواهنده ازین در نرود بی‌مقصود*

        پند سعدی که کلید در گنج سعد است*

        نتواند که به جای آورد الا مسعود*

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3261 روز

      به نام خدای مهربان

      آقای شعبان پور عزیز عجب نوشته ای عجب حس وحال زیبایی و عجب حکایتی رف های عاشقانه ی قشنگی با خدای خودتان زدید .

      لذت بردم و از راز ونیازی که کردین واز داستان من وخدا سخن گفتید .

      رایت میگین این روزها فقط اشکام فقط به خاطر خدا شده یعنی بی اختیار یه جاهایی اصلا دست خودم نیست میاد پایین این چشمه های زلال .

      خیلی عالی بود در پناه امن وامان خداوندم همیشه شاااد وخوشحال وخوشبخت وثروتمندباشید ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        Alisha گفته:
        مدت عضویت: 2599 روز

        نامهای که بوی خدا می دهند

        یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ

        ای کسانی که ایمان آورده اید ، از هر آنچه پاکیزه های الهی (طیبات) که روزی شما کرده ایم بخورید و سپاس گزار خدا باشید، اگر تنها او را می پرستید ٫

        و در این آیه مبارک چه آدرس زیبایی از روش دستیابی به نعمات داده شده است :

        ۱٫بهره مندی از طیبات

        ۲- تنها پرستش الله و از او خواستن

        ۳- تنها شکر گزار الله بودن

        آدرس برتر برای جذب ثروتها مختلف : ” لئن شکرتم لازیدنکم” ٫ یعنی بدون شکر ، پرستش تمام نیست و نعمت زمانی کامل است که با پرستش محض الله توام باشد ٫

        واقعا چه نشانه ای بهتر از این باید داده بشه ؟؟؟؟

        چه خط فرکانس و مداری بهتر از این برای قرار گرفتن در اون باید داده بشه ؟؟؟؟

        الحمدلله ، الحمدلله ، الحمدلله رب العالمین

        الحمد لله که نام دوستان همراه این گروه خدایی ، آدرس و فرکانس های دقیق رو ارسال میکنه٫

        او جمیلست و محب للجمال/

        کی جوان نو گزیند پیر زال/

        خوب خوبی را کند جذب این بدان/

        طیبات و طیبین بر وی بخوان/

        در جهان هر چیز چیزی جذب کرد/

        گرم گرمی را کشید و سرد سرد/

        وجودتون چون نامتون “طیبه” سرشار از طیبات و هدایتهای خاصه باشه

        انشاالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1538 روز

    ممنونم ازت استاد عزیزم، همین لحظه که دارم کامنت مینویسم شرایط خرید دوره رو ندارم . ولی یه احساسی بهم میگه بزودی این دوره رو خریداری میکنم به لطف و هدایت رب العالمین. و براش یه دفتر آماده کردم و ابتدای دفتر نوشتم in GOD we TRUST و در ادامه نوشتم

    ۱۲steps upcoming soon 😂😂

    میریم که بزودی داشته باشیم دوره دوازده قدم رو به لطف و هدایت رب العالمین و میدونم که نیاز جدی هست که باورهای نادرست گذشته رو بتکونیم و باور های درست الهی رو جایگزین کنیم .

    الهی شکر، الهی شکر الهی شکر این فایل نشانه من شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      سعیده شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 1553 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

      أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ ﴿٢۴ ابراهیم﴾

      آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعی به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است.

      تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا ۗ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ﴿٢۵ابراهیم﴾

      میوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می دهد. و خدا مَثَل‌ها را برای مردم می زند تا متذکّر حقایق شوند.

      @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

      حمید حنیف عزیزم سلام

      الهی که حال دلت عالی باشه،قلبت پر از نور باشه و متصل به اون بالایی که لا اله الا هو…

      خداوکیلی خودت این کامنتت رو بخونی،یک لبخند سرشار از آرامش به خودت هدیه نمیدی؟!

      وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ ۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ(34 فاطر)

      و می گویند: همه ستایش ها ویژه خداست که اندوه را از ما برطرف کرد؛ بی تردید پروردگارمان بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.

      ببین این فایل امروز نشانه ی روزانه م شد،اولش اسمشو دیدم یکم گرخیدم:)گفتم یا امامزاده های جماهیر شوروی،نکنه باز من حرف مفت زدم:))) بعد گفتم چرا سریع بی دلیل خودت رو سرزنش میکنی؟!چرا سریع جنبه ی منفی ماجرا رو میبینی؟!آروم باش ببین چه هدایتی برات داره،بعد بهش عمل میکنی…

      خلاصه که چون امروز فایل جدید داشتیم هنوز نرسیدم بهش گوش بدم ولی وقتی اومدم طبق عادت دنبال ردپاهای دوستام گشتم ببینم چه خبره،این کامنتت رو دیدم و یک سوت بلبلی کشیدم و گفتم کی میرررره این همه راهووووو…

      خداوکیلی الان نگاه کن ببین چندتا دوره از‌ استاد رو‌ خریدی؟!چقدر زندگیت بهبود پیدا کرده؟!چقدر شرایط مالیت بهتر شده؟!اینارو به خدا به خودم میگم…به خودم میگم…به خودم میگم،که همیشه یادم بمونه از کجا به اینجا رسیدم…که مسیر درست رو ادامه بدم،که بفهمم شرایط واقعا تغییر کرده و سپاسگزار این تغییرات باشم تا بتونم برم مدارهای بالاتر….

      خلاصه که دم شما گرم برای این استمرارت در مسیر توحید،برای این همه تغییرات مثبتی که ایجاد کردی و ممنون که این همه سال،سخاوتمندانه از آگاهی های قرآنیت با ما به اشتراک گذاشتی…

      خداوند به شما برکت ده برابری بدهد…

      در پناه نور الله مهربانم میسپارمت.

      به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان

      قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 68 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1538 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        «إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ» ؛ «وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ» ؛ «وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ» ؛ «وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ» ؛ «عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ» ؛ «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ»» ؛ «الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ» ؛ «فِی أَیِّ صُورَهٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ»

        (هنگامی که آسمان بشکافد) (و هنگامی که ستارگان پراکنده شوند)

        (و هنگامی که دریاها شکافته شوند)

        (و هنگامی که قبرها زیر و رو شوند)

        (هرکسی آنچه را از پیش فرستاده و باز پس نهاده بداند) (ای انسان؛ چه چیزی تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟) (همان کسی که تو را آفرید و اندامت را درست و نیکو ساخت و متعادل و متناسب قرار داد) (و تو را در هر نقش و صورتی که خواست ترکیب کرد.)

        (1-8 انفطار)

        ————————————————————————————

        سلام و درود به سعیده جان نورانی پروردگار. امیدوارم که حالت عالی و توحیدی باشه و در مدار توحید و مومنتوم مثبت باشی ، متنعم از فضل بینهایت پروردگار.

        توی این لحظه ای که کامنت می‌نویسم توی خیابون ساحلی روی نیمکت پیاده رو نشستم و خورشید یه غول قرمز و زیبا با رنگی شگفت انگیز در حال غروب کردنه. تک و توکی مرغهای دریایی سر و کله شون پیدا شده که خبر از کمی خنک‌تر شدن هواست.

        اگه بخوام یه شوخی کنم اینو بگم که یه شماره کارت بده یه حق سکوت بریزم به کارتت ، تو رو خدا این کامنت های مسموم قدیمی منو اکتشاف نکن، اینجا الآن صورتم شطرنجیه اینا چی بوده من می‌نوشتم. (ایموجی خنده و شرمندگی)

        البته نکته مثبتش اینه که الان میبینم چقدر تغییر کردم. واقعاً هیچ ربطی به گذشته ندارم؛ یه زمانی خرید PDFها هم برام امکانپذیر نبود. وقتی قدم اول رو گرفتم خیلی خوشحال شدم، ولی امیدی نداشتم بتونم ادامه بدم. چون شرایط مالی سختی داشتم. و سخت‌تر از شرایط مالی، بسیار بسیار ناامید بودم.

        زیاد چکاپ فرکانسی قدم اول رو یادم نیست، باید دفترم رو ببینم؛ یادمه بالای 90 میلیون اون موقع بدهی داشتم. آرامشی که نداشتم ، عزت نفس و احساس ارزشمندیم داغون بود (از دیدن خودم توی آینه هم احساس منفی میکردم) ، روابط داغون با همکاران و خانواده. دوست صمیمی رو نگم بهتره… و یادمه نوشته بودم هیچ امیدی به بهبود شرایط ندارم. یادمه با اینکه مسئله جدی برای سلامتی نداشتم و ورزش میکردم ولی خب یه اسم آلرژیک داشتم که باید اسپری تنفسی استفاده میکردم و یه کتف درد قدیمی که باید کتف بند میبستم تا دردش اذیتم نکنه.

        به فضل و رحمت پروردگارم که منت سرم گذاشت و رحمتش بر عدالتش پیشی گرفت و منو هدایت کرد، مدتهاست debt free هستم. و منی که همیشه قبل از دهم ماه زیرصفر بودم، الان هر ماه از فضل و رحمت خداوند متنعم هستم. مدتهاست اتفاق غیر مترقبه ای نداشتم، مدتهاست که عزت نفسم و احساس ارزشمندیم بهبود پیدا کرده.( سر هر ماجرایی با خودم مثل یه دوست مهربان رفتار میکنم) از رحمت خداوند کل دوره دوازده قدم اومد به پروفایلم ، مخصوصاً اینکه قدم 11و12 رو با هم اومد. دوره عزت نفس و دوره هم‌جهت ، دوره احساس لیاقت و دوره شیوه حل مسائل و دوره ارزش تضاد ، دوره روابط … همه‌ش از رحمت خداوند اومد به پروفایلم. (دوره ها اومدن سراغ من)

        ولی هیچ کدوم مهمتر از این نبود که از ناامیدی رسیدم به امیدواری به رحمت خداوند.

        «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»

        ببین حساب بانکی و بدهی رو میشه با اعداد و ارقام بیان کرد. از ناامیدی رسیدن به امیدواری ، و باور کردن این آیه 17 سوره سجده قیمتش چند؟ اینو با چی بیان کنم؟ چطوری میشه امیدواری رو از دل ناامیدی خلق کرد؟ خدا می‌دونه من چندتا صفحه پر کردم توی این مدت از نوشتن درسها و آگاهی های قرآنی. اینها تا قبل از 12 قدم نبود.

        هنوزم نجوای شیطان هست که میاد سراغم و نیاز دارم که روی خودم کار کنم و با نجوای شیطان و احساس منفی مقابله کنم‌، نیاز دارم دائماً مسیرم رو از تاریکی به سوی نور تصحیح کنم. ول این آدم فعلی هیچ ربطی به اون آدم داغون قبلی نداره. چقدر خداوند از فضل و رحمت و عزتمندی خودش بهم آبرو بخشید. الان یه کامنت می‌نویسم توی سایت دوستان نازنینم برام پاسخ مینویسند و دست و زبان خداوند میشن برای مهربانی و آموزش دادن به من.

        بقول سعدی شیرازی «از دست و زبان که برآید ، کز عهده شکرش به درآید؟»

        یا بقول سنایی غزنوی: «نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی ؛ نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی»

        یا بقول جامی: «حد من نیست ثنایت گفتن ؛ گوهر شکر عطایت سفتن»

        از کدوم نعمت خداوند بگم…؟

        از این بگم که خودش رو بهم عطا کرد، منو با توحید آشنا کرد. اینو چطوری شکر بگم آخه؟؟ اصلا امکانپذیر هست؟ این ذهن و دست و زبان ناتوان و بیان فضل بینهایت رب العالمین. غیر ممکنه.

        از قرآن و آشنایی با قرآن بگم، از نعمت آیات نورانیش بگم؟ اینکه هر وقت کم میارم نجاتم میده مثل نور آتش برای موسی توی دل تاریکی شب توی بیابان، همون‌جوری برام «إِنِّی آنَسْتُ نَارًا» میشه ؟؟ چطوری آیاتش رو شکر بگم؟

        از نعمت دوستان عزیز و نازنین و توحیدیم توی این سایت بگم؟؟ که خداوند قلبهای نازنینشون رو بر من الفت داد؟ چطوری توانایی شکر نعمت حضور دوستانم رو دارم؟

        فرصت ها و چالشهای بیرون ، توی محل کار ، و زندگی روزمره که هر روز شرایط رو برام راحتتر کرد و بهم آرامش بخشید.

        این نعمتها رو هنوز هیچ شاخص و کمیتی براش ندارم که بیان کنم که چقدر از زیر صفر نجات پیدا کردم.

        ………….

        مِنّت خدای را عزَّ وَ جَلّ که طاعتش موجبِ قُربَت است و به شُکر اندرش مَزیدِ نعمت. هر نفسی که فرو می‌رود مُمدِّ حیات است و چون بر می‌آید مُفَرِّحِ ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

        «از دست و زبان که برآید ؛ کز عُهدهٔ شکرش به‌در‌آید؟»

        «اِعمَلوا آلَ داودَ شُکراً وَ قَلیلٌ مِن عبادیَ الشَّکور»

        «بنده همان به که ز تقصیرِ خویش ؛ عُذر به درگاهِ خدای آورد» «وَر نه سِزاوار خداوندی‌اش ؛ کس نتواند که به جای آورد»

        ————————————————————————————

        ازت متشکرم سعیده جان. بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتی ، یبار دیگه به ردپای قدیمی خودم نگاه کنم و ببینم از کجا به کجا رسیدم.

        یادمه سالها پیش توی دبیرستان یه معلم داشتیم یه ماجرایی رو می‌گفت که انگلیسیها یه ضرب المثل دارن که میگن وقتی یه مسیری رو طی میکنی، هر چقدر هم آروم حرکت میکردی ، بعد از چند ساعت برگرد پشت سرت رو نگاه کن، و ببین که از کجا تا کجا اومدی، این باعث میشه برای ادامه دادن انگیزه داشته باشی.

        راستی ماجرای شماره کارت منتفیه؛ با این محبوبیت شما توی سایت و ایمیلی که برای همه رفته ، الان دیگه همه این کامنت تباه منو دیدن و بهش کلی خندیدن، پس حق سکوت بی معنیه.

        خلاصه اینکه توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی و عدم استخراج کامنت های قدیمی ، (ایموجی خنده فراوان)

        به امید دیدارت در توحیدی‌ترین زمان و مکان.

        در پناه رب العالمین همیشه شاد و تندرست و سلامت باشی.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 68 رای:
      • -
        نرگس حلوایی زاده گفته:
        مدت عضویت: 1169 روز

        سلام به شما سعیده خانم دوست خوب و عضو فعال سایت

        امیدوارم این لحظه که من دارم برات مینویسم در خواب ناز و آرامش باشی و حال دلت همیشه عالی

        قبلا هم گفتم که از کامنت هات لذت میبرم و ایمیلش را فعال کردم تا دسترسی آسون تر داشته باشم بهشون هرچند که پیدا کردن کامنت هات کار سختی نیست بس که ماشاالله اکثرا پنج ستاره هستن؛(((

        اول میخام بهت یه هدیه بدم بعد کارت دارم

        ۞ وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا

        به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب هایی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم، و به آنان از نعمت های پاکیزه روزی بخشیدیم، وآنان را بر بسیاری از آفریده های خود برتری کامل دادیم.

        چون میدونم عاشق قرآن هستی

        یه سوال هم ازت داشتم که امیدوارم فرصت کنی و جوابم را بدی میدونم بخش عقل کل هست و…. ولی چون خیلی از شما خوندم انگاری یه جورایی میشناسمت و با خودت و زندگیت آشنام و حس میکنم تا حدی افکارت برام قابل درکه،،،، ببخشید که خودمونی دارم خطابت میکنم اونم علتش هر روز خواندن کامنت های قشنگته ،،،،

        یادته زمان مدرسه شاگردهای متوسط و تنبل همیشه آویزون شاگرد زرنگا بودن تا یه جورایی درسا و نکته ها رو براشون خلاصه بیان کنن و دنبال میانبر بودن؟؟؟ حالا منم حکم همونا رو دارم و دفتر به دست دنبال شما راه افتادم تا درس استاد رو خلاصه وار برام یه مروری بکنی⁦:⁠,⁠-⁠)⁩

        سعیده جان گفتی داری کتاب مینویسی و من مطمئنم با تسلطی که رو نوشتن داری حتما موفق میشی حالا سوال من اینه:

        چه باوری در خودت ایجاد کردی در مورد محصولت که خالقش هستی که بعد از چاپ به فروش انبوه برسه؟؟؟

        چه احساسی داری نسبت به کنابت؟؟؟

        احساس لیاقت در مورد کتابت که با ذوق و شوق نوشتی رو چطوری و با چه دید و نگاهی ایجاد کردی؟؟؟

        این سوالات را استاد در قدم اول جلسه سوم پرسیدن و کامنت های عالی برای اون جلسه اومده ولی من دوست دارم نظرت رو الان با این مداری که کسب کردی بدونم

        با اینکه نزدیک هزار روزه که من در این بهشت هستم و یادم نمیاد روزی رو که به اینجا سر نزدم ولی هنوز نتونستم به اون نتایجی که دلخواهمه برسم

        تکامله دیگه،،،، یکی مثل چیتا تکاملش رو طی میکنه یکی هم مثل من حلزونی⁦;⁠-⁠)⁩.

        ممنونم بابت وقتی که میزاری و کامنت مینوسی با اون دلنوشته های قشنگ و عشق بازی هات با خدا که حال همه مون خوب میشه

        خداروشکر شما شاگرد زرنگا هستین که مثل کتابای کمک آموزشی درسا رو تکرار میکنین تا بلاخره ماهم یاد بگیریم

        خدا پشت و پناه خودت و عزیزانت باشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
        • -
          سعیده شهریاری گفته:
          مدت عضویت: 1553 روز

          سلام به نرگس عزیزم،مررررسی برای عکس پروفایل قشنگت…دقیقا مثل اسم و فامیلت…هم اسمت قلب آدمو باز میکنه…هم فامیلیت یک شیرینی خاصی داره که به دل آدم میشینه…

          خلاصه که واسه همه دلبری هات مرسی،مخصوصا قلب روشنی که داری و میتونی اینطور سخاوتمندانه دوستت رو تحسین کنی،اینا همه ش تجلی های زیبایی های درون خودته عزیزم

          نرگس جان،خیلی وقته دنبال یک فرصت مناسبم بتونم به کامنتت جواب بدم حتی یک بار هم نوشتم اما باز هم نشد که تکمیل بشه…منم رها کردم تا فرصت مناسب…به قول استاد هر مسیر سختی،مسیر اشتباهیه…

          نرگس جان،سوالت سوال قشنگی بود اما زمان پاسخ دادنش برای من الان نیست میدونی چرا؟!چون من از استاد یاد گرفتم با نتیجه حرف بزنم،خب وقتی من هنوز کتابم رو تموم و آماده ی چاپ نکردم،هنوز از توی لپ تاپم خارج نشده و به انتشارات نرسیده،هنوز مشخص نیست قراره با چه تیراژی چاپ بشه من چطور میتونم به این سوال جواب بدم؟!

          استاد تو جلسه4 قدم 1 میگه:

          میخوای بدونی چقدر باورسازی کردی؟!

          به نتیجه هات نگاه کن!

          میدونی؟!ترجیحم اینکه وقتی کتابم چاپ شد و به چاپ چندم هم رسید بیام بگم نرگس جان من این باور و این باور ور اینجوری ساختم و تونستم این نتیجه رو بسازم…

          اما با چه اطمینانی دارم قدم اول رو برمیدارم وبسیار امیدوارم که نتایج خوبی بسازم؟!

          یک)چون این مسیر،مسیر عشق و علاقه ی منه،مسیری که از بچگی براش کوآلیفای شدم،مسیری که اگر بهم پول ندن حاضرم شب ها براش بیدار بمونم،مسیری که وقتی دارم کار میکنم،روحم به پرواز درمیاد و از بعد زمان و‌مکان خارج میشم،انقدر احساسم خوب میشه که انگار در آغوش خداوندم…

          دو)این مسیر،مسیری نبود که من از اول انتخاب کرده باشم،من قدم به قدم پیش رفتم…از شغل پرستاری تا تجارت در جزیره ی کیش…و بعد زمانی که داشتم با تمرکز بالا روی باورهام و تمرینات جلسه 3 قدم8 کار میکردم،بهم الهام شد یا بهتره بگم بهم تکلیف شد که تو باید کتاب بنویسی!انتخابی نبود…بایدی بود…یعنی من خودم انقدر عزت نفس نداشتم که باور‌کنم من میتونم کتاب بنویسم،اما خداوند رحمان که از قلب من خبر داشت یک دنیا رو بسیج کرد تا زمانی که من دارم خالصانه ازش طلب هدایت میکنم که چطور میکنم رشد کنم وبه خواسته هام برسم،بهم از بی نهایت طریق بگه:کتاب،کتاب،کتاب…

          خب با توجه به این 2 تا موضوع،میتونم حدس بزنم با طی کردن روند تکاملی،به امید خدا میتونم ازین مسیر به وعده هایی که خود خدا بهم داده برسم…

          حالا چه زمانی میرسم؟!چقدر طول میکشه؟!

          به اندازه ای که ایمان من عمل بیاره،به اندازه ای که منتظر درست شدن شرایط بیرونی نباشم و‌قدم اول رو بردارم،ترس ها و نگرانی ها رو‌ رها کنم و به جای بیماری کمالگرایی،از اصل بهبود گرایی استفاده کنم و بدونم که تا قدم اول‌رو برندارم و طبق مداری که توش هستم،پول نسازم،من به مدارهای بالاتر دسترسی فرکانسی ندارم…من نمیتونم آب رو به صد درجه برسونم زمانی که هنوز ده درجه داغ نشده…

          این به معنی لزوم طول کشیدن مسیر ثروت سازی نیست،بلکه به معنی طی کردن تکامل و برداشتن قدم های عملی پیوسته ست…

          راستی من یک کامنت هدایتی نوشتم درمورد همین نویسندگی،لینکش رو‌میزارم برات،احتمالا از جنس فرکانسی که اون جملات داره متوجه بشی که چرا من احساس میکنم این مسیر نتیجه میده…میدونی ؟!من عاااشق نوشتنم،من میمیرم اگر ننویسم،من بیشتر از هر کس دیگه ای نوشته هام رو‌ میخونم…

          https://www.abasmanesh.com/fa/what-have-you-believed/comment-page-49/#comment-1764111

          پس با توجه به ارزشی که خودم برای محصولاتم قائلم،میتونم حدس بزنم جهان چه پاسخی بهم خواهد داد…

          فقط من باید اولین قدم رو بردارم و‌ کاری که سمت خودم هست رو انجام بدم…

          نرگس عزیزم،امیدوام در این تمرین و‌تکرار قانون برای من،برای شما هم نور هدایتی بوده باشه و برای ادامه ی مسیرت کمک کننده باشه…

          دوست دارم و در پناه نور آسمون ها و‌زمین میسپارمت.الله یارت باشه همیشه.

          @@@@@@@@@

          بعدا نوشت:

          نمیدونی چقدر گشتم تا کامنتت رو پیدا کنم که بتونم پاسخی که برات نوشتم رو ارسال کنم…

          دیگه کلافه شدم،گفتم وقتی پیدا نمیشه یعنی نباید جوابمو بفرستم دیگه،هر مسیر سختی مسیر اشتباهیه!باید رها کنم وبه وقتش خودش پیدا میشه…

          باورت میشه؟!تا رها کردم و رفتم سروقت کارهای خودم و داشتم ستاره قطبی امروزم رو مینوشتم،خدا یک تصویری ازین فایل توی ذهنم آورد؟!گفت کامنت نرگس جان اینجاست…

          وبعله…مثل همیشه خدا زد تو هدف…و مارمیت اذ رمیت…ولکن الله رمی!

          خدایا کمکم کن همیشه به جای حساب کردن روی عقل ناقصم:)فقط روی دریافت هدایت از تو حساااب کنم…

          عاااششقتم خدا و این عشششق بزرگترین سرمایه ی زندگییییمه.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 44 رای:
          • -
            آوه پیری نژاد گفته:
            مدت عضویت: 3371 روز

            سلام آبجی سعیده ی عزیز و توحیدی

            آبجی سعیده ی نوسینده که نوشته هاش همیشه درس های زیادی داره برای من و خاطرات ایمان به خدا رو یادم میاره

            آبجی سعیده شما اینقدر توانایی توی نویسندگی داری قطعا کتاب هات بینهایت پُر فروش میشه و کلی علاقه مند پیدا میکنه ، یه چیز در سطح جهانی :)

            بنظرم شما کتاب هاتون رو 2 زبانِ بنویس از یک طرف به زبان فارسی ، از یک طرف به زبان انگلیسی

            من یک کتاب شعر از جناب فریدون مشیری دارم کتابش 2 زبان ست یه لحظه یاد اون کتاب افتادم گفتم بهتون اینو بگم :)

            راستش و بخوام بگم توی همه ی نوشته هات کلی آگاهی و باور های ارزشمند پیدا میکنم که خیلی بهم کمک میکنه ، ولی میگم نیاز نیست همیشه براش بنویسم تو دلم تحسین و تشکر میکنم ازش چون فرکانسش ارسال میشه

            کامنتِ مثل همیشهِ ارزشمندت یه اتفاقی که خدا رقم زدُ که دقیقا داغِ داغ برای همین دیروز بود رو مینویسم هم برای بازگو کردن دوباره هم ردپایی از خودم

            دیروز رفته بودم یکسری کارهام و انجام بدم یک پیاده روی دلچسب هم داشته باشم ، چون هوا خیلی عالی بود

            میخواستم از این نوارهای اتویی کابینت های MDF بخرم ، سایز نواری که میخواستم 4 سانتی بود ولی من چنتا جایی که از این چیزا دارن رو رفتم همه 2 سانتی داشتن میگفتن اینو بگیر کنار هم بچسبون میشه 4 سانتی ، 4 سانتی پیدا نمیکنی ، من مثل همیشه مقاومت داشتم میگفتم نه زشت میشه بین شون یک خط می افته

            خلاصه راضی نشدم به 2 سانتی چنیدن مغازه رو رفتم باز هم 2 سانتی داشتن

            آخرین جایی که رفتم فروشنده بهم گفت مغازه ی فلانی و فلانی و…‌ رفتی؟

            گفتم آره

            خندید گفت آخه خوشگل من تو هفت خاج و رفتی دیگه ، وقتی پیدا نکردی الان اومدی پیش من ، منم ندارم انتظار داری بری جای دیگه پیدا کنی!!! :)))

            من هم وقتی یکی یه چیزی رو بگه نمیشه کلا مقاومت دارم میخوام ثابت کنم که می‌شود یعنی باید بشود ، اصلا نشدن توی چهارچوب ذهنیِ من نمیگُنجه

            گفتم فعلا با اجازه من برم بگردم جای دیگه اگه پیدا نکردم مزاحم شما میشم

            گفت برو ولی تو همه جا رو رفتی دیگه کجا میخوای بری :))

            باشه برو

            من وقتی از مغازه اومدم بیرون گفتم خدایا من میدونم این چیزی که میخوام وجود داره فقط اینجاهایی که اومدم نداشتن خدایا خودت منو هدایت کن به جایی که داره

            همینطور که داشتم میرفتم یه مغازه ای بود از این مغازه های دکوراسیون که با MDF و سنگ های خاص دکور میکنن بود ، یه حسی گفت برو اینجا بپرس ، ذهن درجا گفت نه بابا این که نداره چی میخوای الکی بری بپرسی

            من رفتم ولی فروشنده گفت ما نداریم اینچیزی که شما میخواین ، آدرس یه مغازه ی دیگه رو داد گفت برین اونجا اون آقا داره ، تشکر کردم و اومدم رفتم سمت اون مغازه

            جالبه دقیقا اون مغازه ام از این دکوراسیون ها بود فروشنده گفت ما از اینا نداریم باید بری پیش فلانی و فلانی

            همونایی که من اول رفته بودم پیششون

            گفتم رفتم پیش اینا نداشتن گفت اینا ندارن دیگه کجا میخوای پیدا کنی

            بعد چند صدم ثانیه گفت یکم بری بالاتر این خیابون و همونجایی که پیچِ بری 2 تا مغازه هست اونا قطعا دارن

            بعد من پرسیدم خیلی مسیرش طولانی؟

            گفت نه یکم بری بالاتر یه پیچ هست

            که یه مشتری داشت اونجا خرید کرده بود گفت : وسیله نداری؟؟

            گفتم نه

            گفت منتظر بمون برق تازه اومده فاکتور و بگیرم خودم میرسونمت چون خودم دارم میرم همونجا

            خلاصه رفت فاکتور و گرفت اومد منو رسوند اون مغازه دقیقا همون چیزی که من میخواستم و داشت

            (همون لحظه که من رسیدم اون مغازه برق اومد همزمانی خدا که کارِ من پیش بره به موقع)

            و اینچنین شد…

            با باور به اینکه این چیزی که من میخوام موجوده فقط با هدایت خواستن از خدا خواسته ی من به راحتی حل شد

            خداوند دستانش رو فرستاد که خواسته ی من اجابت بشه

            در آخر از شما آبجی سعیده ی عزیز سپاسگزارم بابت این کامنت سراسر ارزشمندت که کلی درس و آگاهی برام داشت

            خدای عزیزم انرژی دوست داشتنی تو وجودم ازت بینهایت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم بابت همه چیز

            خدایا عاشقتم که عاشقمی

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
          • -
            نرگس حلوایی زاده گفته:
            مدت عضویت: 1169 روز

            از گرما و نور خورشیدخوزستان به گرما و روشنی قلب نازنینت« سلام »

            سعیده ی قشنگم وقتی کامنتت دستم رسید که من چند روزی سفر بودم یه سفر معنوی پیش امام مهربانی ها خیلی خوشحالم کردی با دلنوشته ی قشنگت نمیدونی چقدر منتظرش بودم و دائم سایت رو چک میکردم وقتی کامنتت دستم رسید با عشق چندین بار خوندمش و خیلی لذت بردم ولی برای جوابش ترجیح دادم بزارم تا برگردم خونه تا با فراغ بال و ذهن آسوده بنویسم

            چند وقتی بود اصلا حالم روبراه نبود هرچی تقلا میکردم خودمو نجات بدم نمیشد که نمیشد،، تنها راهی که به ذهنم رسید شکرگزاری بود شروع کردم اولش با حس و حال پایین و کم کم متوجه شدم که داره یه اتفاقاتی میوفته دارم سبک میشم انگار یه بار از روی نفس هام برداشته میشه سبک تنفس میکنم خلاصه که ادامه دادم و ادامه،،،

            دقیقا بعد از دوسه روز نقطه آبی قشنگت برام روشن شد حالا دلیل پیدا نکردن کامنت منو متوجه میشی،،،

            چه خدای قشنگی داریم همه ی کاراش بجا و بموقع ست عاشقشم مثل خودت،،

            خدایا شکرت

            و اما جوابت عزیزم برای من کامل و رسا بود مخصوصا این جمله «با توجه به ارزشی که خودم برای محصولم قائلم میتونم حدس بزنم جهان چه پاسخی بهم خواهد داد»

            باز هم میرسم به خودم از هر مسیری که برم برمیگردم به خودم اصل مطلب همینه که استاد نازنین میگن،، تو روی خودت کار کن اون بیرون خودبخود درست میشه،،

            باید روی خودم کار کنم وگرنه محصول من ارزشمند هست ،،من هم خیلی هدایتی با حرفه ام آشنا شدم اصلا قبل از اون نمیدونستم همچین حرفه ای هست از کسی تقلید نکردم همش هدایت خدا بود چون اون به درون من آگاهه و سلیقه و استعداد منو بهتر از خودم میشناسه ،،بسادگی و بدون زحمت یادش گرفتم و انقدر عاشقشم که موقع انجام دادنش زمان را احساس نمیکنم دوست دارم هیچ کی حتی صدام هم نکنه بزارن تو حال و هوای خودم باشم،، پس من هم حتما اگر باورهامو درست کنم به نتیجه خواهم رسید به فضل پروردگار

            تو حرم امام رضا امسال با یه دید تازه به زیارت میرفتم برعکس اکثر آدما حاجت طلب نمیکردم دخیل نمیشدم قسم نمیدادم به جان فلان و فلان چون به لطف اموزش های استاد بزرگ شدم قانون رو درک کردم،، سعیده جانم یه درک جالب که داشتم این بود که ببین چقدر یک انسان میتونه موفق باشه(گذشته از فضایل اخلاقی که داشتن ) علاوه بر این که در زمان حیات حتما متمول و بی نیاز بودن از مال و ثروت ،حتی بعد از مرگ هم میشه میلیاردی پول ساخت بدون زحمت تاااااا ابد حالا کاری به کم و کیف این کار ندارم منظور ساختن ثروت هست یا به قول استاد بدرد بخور بودن یا بدرد نخور بودنه

            بازم ممنون برای وقتی که گذاشتی برای جواب ارزشمندت که روز و روزهای منو ساخت بابت حس قشنگی که بهم دادی ،بابت آینه ی درونت که انقدر پاک و زلاله که انعکاسش از شمال کشور تا جنوب و حتی اونطرف کره ی زمین پیش استاد میرسه ممنون ازت که انقدر خوبی⁦:⁠-⁠*⁩

            راستی این لینک که فرستادی رو قبلا خوندم همه ی کامنت هات رو میخونم نه یک بار….

            یه بار یه کامنت نسبتا کوتاه رو که در جواب یکی از دوستان نوشته بودی خوندم من همیشه سعی میکنم به کامنت های قشنگ دوستان رای کامل بدم چون خودم دوست دارم و لذت میبرم کامنت شما در جواب دوستمون بود و جنبه تشکر داشت منم اومدم رد شم برم کامنت بعدی دستم اشتباهی خورد روی پنج ستاره و این سوال اومد که میخای امتیاز کامل بدی؟؟؟؟⁦;⁠-⁠)⁩

            به خودم گفتم ببین خدا داره میگه کامنت کوتاه و بلند و جواب کی باشه نداره ،، اول رای میدی به این بنده م بعد رد میشی چون و چرا هم نداره⁦;⁠)⁩⁦;⁠)⁩⁦;⁠)⁩ خلاصه که خدا اینجوری همه جا هوای بنده های صالحش رو داره⁦(⁠⁠_⁠⁠)⁩

            در پناه خدای قادر و عالم میسپارمت خودت و عزیزانت را ،،،یه بوس گرم به قلب نازنینت

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    اسماعیل حسن نیا گفته:
    مدت عضویت: 2769 روز

    سلام استاد سلام عزیزم سلام روح پاکِ اشرف مخلوقات سلام ای بالاتر از علم و دانش سلام بچه خوب خدا سلام بر تو ای زیبااااااا….

    داشتم جلسه هفتم قانون آفرینش قسمت دوم رو گوش میدادم و نت برداری میکردم ، یهو یه پا شدم رفتم آشپزخونه که چیزی بخورم دیدم فقط به اندازه یه نصفه کف دست نون هست ، واقعاً از عمق وجود گفتم خدایاشکرت که این یه تیکه نون هست بخورم ، آهان این و هم بگم قبلش بخاطر داشتن دوره قانون آفرینش خیلی آروم انگار کسی درو ورم هست که میخوام نشنوه ، گفتم خدایاشکرت بخاطر داشتن این دوره …

    چون امروز مامانم زنگ زده بود و از بیماریش میگفت و منم باید تا ۱۵ اسفند ۳۰ میلیون پول به طلبکارم بدم ولی فعلا چیزی در بساط نیست …

    احساسم زیاد خوب نبود ولی با توانایی کنترل ذهن و به زبان نیاوردن ناخواسته ها که همون قدرت کلام میشه این دوتا رو انجام دادم هدایت شدم به جلسه هفتم آفرینش ، منی که شش ماه هست تو جلسه دوم گیر کردم و نمیرم جلو …

    جلسه هفتم درباره قدرت احساسات هست ، وقتی بعد از این اتفاقات آشپزخونه و اینایی که گفتم دیدم تو تلگرام نوشته فایل جدید استاد روی سایت قرار گرفت …

    هنوزم دانلود نشده به خودم گفتم بزار اولین کامنت رو بزارم چرا ؟ چون من با این جمله ای که میگید ، ایمانی که عمل نیاره حرف مفته خیلی خیلی خیلی حال میکنم و کاملا بارش دارم …

    و فهمیدم که نتیجه احساس خوب و کنترل کردن ذهن یعنی اینکه قبل از خواب خداوندی هدیه ای از طرف سایت برام فرستاد که حالم بهتر بشه و بخوابم و فردایی بهتر داشته باشم …

    دوستان تو فایل قانون جذب از استاد این نکته رو شنیدم که وقتی ما میخوایم بخوابیم مثل ضبط ماشین میمونیم که دکمه رو میزنیم و خاموش میشه و وقتی فردا صبح بیدار شدیم خود به خود دکمه روشن برای خودش زده میشه و ما روشن میشیم ، به همین دلیل باید شب با احساس خوب بخوابیم تا صبح با همون احساس و فرکانس روزمون رو شروع کنیم و استاد اونجا توضیح داد که قانون جذب تو خواب عمل نمیکنه ..

    برای رسیدن به احساس خوب راهکارهایی برای خودم دارم که خدمت شما عزیزان عرض میکنم …

    قبلا بیشتر اوقات از کتاب معجزه سپاسگزاری استفاده میکردم یعنی تمرین روزی را که فردا میخواستم انجام بدم ، شبش میخوندم و به احساس خوب میرسیدم و میخوابیدم یا سپاسگزاریم رو مینویسم یا اتفاقات خوب اون روز رو مینویسم و براش دلیل میارم تا ذهنم قبول کنه یا مراقبه میکنم به مدت چند دقیقه یا تجسم خوب انجام میدم یا ذکر میگم ، من از این طریق خودم رو به احساس خوب میرسونم معمولا سعی میکنم ۱۵ دقیقه قبل خواب باشه …

    و واقعا فهمیدم ایمانی که عمل نیاره حرف مفته !! دوستان خدمتتون قبلا عرض کردم و دوباره میگم یه شب حدود ساعت ۲ و نیم بود که بیدار بودم و فرداش باید میرفتم دنبال کارِ مهمی یه حسی بهم گفت سناریوشو بنویس ، بدون هیچ مقاومتی صبح فردا اینکارو کردم و ایمان شدیدی داشتم به این تمرین … اتفاقی که افتاد رفتم پیش یکی از طلبکارام که صد میلیون چکمو و جواز کسب یه دوستی رو که سال پیشش بود به راحتی ازش گرفتم بدون اینکه یک دینار پول بدم ، البته من نگرفتم اون ایمانی که داشتم کارشو انجام داد.. این و هم خدمتتون عرض کنم که صد میلیون بابت هفت میلیون بدهی سه سال پیش بود …

    اصلا نمیتونم اون روز رو توصیف کنم با کامنت نوشتن چون لحن نداره که آدم متوجه شه ، وَ وقتی به خونه رسیدم چه اتفاقی پیش اومد ؟ وقتی به خانمم گفتم سناریو نوشتم و تمام بند بند سناریوم رو خدا برام کارگردانی کرد ، باورش نشد ! گفت تو برگشتی خونه دوباره این و نوشتی !؟ گفتم بهش من هنوزم که یک دقیقه نیست رسیدم و تازه دفتر تمریناتم به تو نزدیکه چطوری نوشتم ؟

    برای خودمم جالب بود اون ایمانیکه اون روز داشتم و قبل از رفتن کاملا میدونستم این اتفاق پیش میاد و اصلا به خدا گفته بودم که من اون آدم رو امروز به شکل تو میبینم و تو منتظری تا من بیام ازت درخواست کنم و بگی بفرما عزیزم !!! دوستان بخدا دقیقا مثل همون شد‌…

    وقتیکه انسان از همه جا ناامید میشه بنظرم تازه اول راش هست یعنی اینکه خداوند دعوتش کرد ، و این دعوت و حالا مونده خودش چه جوری بپذیره ، دست خالی بره پیشش با گل بره بالباس تازه بره یا گل و شیرینی و لباس تازه و عطر و ادکلن و ماشین و کارواش ببره بره همه اینا مونده به همون ایمان ..‌.

    هر وقت که ایمان داشتم نتیجه شو به راحتی و با آسانی و آرامش گرفتم …

    هنوزم این فایل و گوش نکردم که درباره فایل نظری داشته باشم و فقط اومدم بگم که خداوند جواب کنترل ذهن و احساسم رو با عنوان این فایل بهم داد و خدا رو شاکرم .‌.

    در پناه الله یکتا شاد پیروز سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید .‌‌…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      سیده مهین گفته:
      مدت عضویت: 2233 روز

      سلام به استاد عزیزم و دوستان سایت عباسمنش و آقای حسن نیا عزیز

      دوست عزیز خداروشکر می کنم به خاطر اینکه با دوستان با ایمان و پرانرژی چون شما آشنا شدم و خداروشکر می کنم به خاطر استاد عزیز و دوستان سایت عباسمنش و خداروشکر می کنم به خاطر این ایمان قوی و قدرتمند شما 👏👏👏🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌷🌷🌷🌷🌷

      چندین سال پیش قبل از اینکه با قوانین آشنا بشم این ایمان را تجربه کردم و حس شما رو خوب درک می کنم و اینو می دونم که هر کی قانون رو درک کنه ایمانش چندین هزار برابر میشه امیدوارم که این لذت قشنگ نصیب تمام جهان بشه (ایمان با درک قوانین).

      چون ایمانی که با درک قوانین باشه لذتش بالاتر از ایمان بدون درک قوانینه.

      من انقدر لذت بردم از ایمان بدون درک قوانینم که هر بار یادم میاد و برای دیگران تعریف می کنم با تمام وجودم خداروشکر می کنم، اگه قوانین رو درک می کردم( که انشاالله هر چه زودتر برای من و برای کسانی که درک نکردند اتفاق بیفته) واقعاً هزاران برابر لذت داشت.

      به امید بهترینها برای جهان برای درک قوانین

      الااااااااااااااهی آآآآآآآآآمین❤❤❤❤

      بهترینها را از صمیم قلب برایتان آرزومندم دوست عزیز

      در پناه حق سالم و سعادتمند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آگاهی یک نعمت است از طرف الله مهربان و شکر این نعمت عمل به این آگاهی است

    و با عمل به آن آگاهی شکر نعمت را بجا می آوری و نتیجه چه میشود آگاهی بیشتر و بیشتر و….

    و از آنجایی که هیچ محدودیتی برای نعمت های خدا نیست و این آگاهی هم جزو نعمت های خداست با هر بار عمل به این آگاهی ها به آگاهی های بالایی میرسی تا به مدار راسخون فی العلم وارد میشوی…

    اینجا من سخن امام باقر علیه السلام را میفهمم که در نقلی میفرمایند:

    هر کس به آنچه که میداند عمل کند ، خدا آن چیزهایی را که نمیداند به او می آموزد

    چنین مفهومی هم در قرآن ما داریم که در انتهای بزرگترین آیه سوره قرآن خدا میفرماید:

    و اتقوالله و یعلمکم الله

    یعنی شما کنترل نفس و ذهن داشته باشید آن وقت خدا معلمتان میشود

    آره دیگه

    ما الان این آگاهی را کسب کردیم که قدرت خلق زندگی ما در اختیار فرکانس های ماست و فرکانس های ما توسط باورهای ما به جهان ارسال میشود و باورهای ما در اثر تکرار افکار ما پدید می آید

    خب پس بیایم عمل کنیم

    چجوری؟

    ورودی های خوب بدیم به ذهنمون و در مورد خوبی ها صحبت کنیم و بشنویم و بنویسیم و ببینیم و…. تا این ورودی ها تبدیل به افکار غالب ما شوند و….

    اگر به همین آگاهی عمل کنیم ، مجوز این صادر میشود که در دوره بعدی خدا شرکت کنیم

    ولی وای به روزی که فقط به فکر انبار کردن آگاهی ها باشیم که قرآن خیلی صریح ما را تشبیه میکنه به الاغ

    مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا

    وصف حال آنان که علم تورات بر آنان نهاده شد (و بدان مکلف شدند) ولی آن را حمل نکردند (و خلاف آن عمل نمودند) در مثل به الاغی ماند که بار کتابها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد)

    آره اینجوریاس

    اگر توی جامعه یه نفر به ما بگه الاغ به ما برمیخوره ولی وقتی طبق گفته قرآن اگر…

    پس بیایم تلنگری بزنیم به خودمون تا عملگرا باشیم

    فقط خدا کنه همین نشانه برای ما کافی باشه تا تغییر کنیم و هیچ وقت به مدار آیه ۱۷۹ سوره اعراف

    أُولَٰئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ

    وارد نشویم که دیگه…😶

    خدای اجابت کننده من توفیق ایمان به همراه عمل و عمل با ایمان به همه ما عطا کن

    تا الان فقط از استاد و خانم شایسته بابت این فایلا تشکر میکردم ولی الان با خودم فکر میکنم خیلیا نقش دارند در این کلیپ

    از آقا ابراهیم و خانم فرهادی

    از اون شرکتی که سرور سایت را پشتیبانی میکنه تا ما بتونیم خیلی راحت به سایت دسترسی داشته باشیم

    از اون شرکتی که گوشی و لب تاب تولید کرده تا جلوی ما باشه برای دسترسی به سایت

    از اون شرکتی که اینترنت تامین میکنه برای ما تا دسترسی داشته باشیم به سایت

    از اون شرکتی که میکروفون جلوی استاد را تولید کرده تا صدای واضح به ما برسه

    و….

    واو😍😍چقدر زیادن😁 اصن لا تعد و لاتحصی هستند

    اصن من نمیتونم همین فراوانی نعمت هایی که باعث میشن برای چند دقیقه کوتاه در سایت باشم را بشمارم دیگه چه برسه به این همه نعمت…😀😀

    خدایا شکرت بابت این فراوانی

    از همتون ممنونم خاصتا از استاد عباس منش و خانم شایسته🌺🌺🌻🌻🌻❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  8. -
    آذر کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2783 روز

    سلام به همه دوستان

    اومدم بگم که دوستان من . اونایی که محصولات استادو استفاده کردین و نتیجه نگرفتین . عزیزان من . استاد درست میگه . هزار هزار بار میگم استاد راست میگه . حرفاش درسته . اگه نتیجه نمیگیریم ایراد از خودمونه . به خدا ایراد از خودمونه . یا ریشه های شرک در وجودمون زیاده یا اینکه تکاملمونو طی نکردیم یا به الهاماتمون به ندای درونمون گوش نمیدیم . باید گوش بدیم بهش . جنس صداشو بفهمیم . اینقدر تکرار کنیم تا دستمون بیاد صداش چجوریه . اگه چند بار اشتباه کردیم نا امید نشیم . ادامه بدیم . ادامه بدیم . دوستای خوبم حرفای استادو همیشه گوش کنیم . باید بدونیم چطوری نتیجه میگیریم .باید خودمونو بشناسیم . بعضیا با فایلای صوتی .بعضیا با فایلای تصویری . بعضیا با خوندن مطالب سایت باید جنس خومونو بدونیم با کدوم روش بهتر جواب میگیره . همه رو امتحان کنیم . اونیکه روی ما بهتر جواب میده اونو انتخاب کنیم . به بقیه کاری نداشته باشیم . هر کی روشش فرق میکنه . مهم اینه روش خودمونو بشناسیم . دوستان از دیگران خودتونو جدا کنید قدر لحظات تنهاییتونو بدونید . به حرفای استاد فکر کنید . تجزیه تحلیلش کنید . مدام ….مدام…. هر کی به اندازه ای که وقت بذاره نتیجه میگیره ….حواستون مدام به شیطان وجودتون باشه هر وقت ناامید و افسرده شدین بدونید کار اونه . بدونید دارین مسیرو اشتباه میرین . باید از لحظه لحظهای زندگیتون لذت ببرین . در عین حال که یه هدف کلی دارین از جز جز زندگیتونم باید لذت ببرین . حالا هر کی به یه نحوی . مثلا دارین ظرف میشورین اون لحظه رو برای خودتون لذت بخش کنین . حالا یا موسیقی گوش میکنین . یا حرفای استادو گوش میدین . یا آواز میخونین . …همینطور توی همه کارهاتون . تو همین لحظات خوشه که بهتون الهام میشه واسه هدف کلی زندگیتون . واسه شیطان وجود همیشه ی جمله ای از قبل آماده داشته باشین که هر وقت سراغتون اومد اون جمله رو بهش بگین و اون بره پی کارش . البته بعد ی مدت اون جمله واسش تکراری میشه و دیگه روش اثر نداره اونوقته که باید ی جمله دیگه واسه رد کردنش آماده کنین . همینطور اگه ی مدت حواستون بهش باشه دیگه کمتر میاد سراغتون . البته همیشه میاد ولی دیر به دیر تر همیشه باید حواسمون بهش باشه. دو چیز همیشه ادامه داره یکی مسیر استاد و شنیدن صحبتاش یکی ساکت کردن شیطان وجود. اگه ی مدت قطعش کنیم هر کدومشنو دوباره از مسیر خارج میشیم . دوستان ادامه بدین ادامه بدین موفق میشین . به خدا دنیا پر از آگاهیه . وقتی مسیر استادو حتی با فایلای رایگان قبلیش ادامه بدیم در مسیر دریافت آگاهیها قرار میگیریم . همیشه باید رو خودمون کار کنیم . باورهای توحیدی رو در خودمون تقویت کنیم . این عین عدل خداست اگه ما باور کنیم برامون اتفاق میفته . عین عدل خداست .اگه غیر از این باشه با عدالت خدا جور در نمیاد . آرامش خودتونو حفط کنین ‌ . خودتونو در شرایط تنش زا قرار ندین . دیگرانو از معادله زندگیتون حذف کنین . همه مشکل ما از شرکه شرک شرک . ممنونم استاد عزیزم .همیشه راهتو ادامه میدم . حرفات عین حقیقت و یکتا پرستیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      اكرم آرمندي گفته:
      مدت عضویت: 3133 روز

      دوست عزیز خانم کریمی :چقدر زیبا ودرست به هدف زدید

      واقعاً با شما موافقم همه انچه را که بیان کردید عین واقعیته

      دوستان تکامل وتکامل وتکامل

      اگاهی واگاهی وباورهای درست ودرک صحیح همه اینها کمک مبکنه که راهمونو پیدا کنیم

      خیلی ممنون از شما همفرکانسی عزیز. شاد وسربلند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    لیلا بشارتی گفته:
    مدت عضویت: 2655 روز

    خداجون شکرت، خداجون شکرت، عاشقتم خدای من، عاااااااااااااشقتمممممم

    خبرخوب خبر خوب خبر خوب، پولم واسه خرید اولین قدم جورشده، تا صبح خوابم نمی‌بره، فقط دلم میخواد زودتر صبح شه، برم پولو بزنم به کارتم تا خرید کنم????

    نزدیک به چهارصد کم داشتم، خدای خوبم جورش کرد، چه هدیه های قشنگی گرفتم واسه چه خرید قشنگی ????

    صدتومن دخترم بهم کادوی روز مادر داد، صدتومن همسرم کادوی روز زن داد، صدتومن به مامانم کادوی روز مادر دادیم، که وقتی برگشتم خونه مادرم کادو رو گذاشته بود تو کیفم وخواهرم پیام داده بود که مامان گفت خودش شبه عیده بیشتر لازمش میشه، نود تومنم از یارانه تو کارتم مونده بود…… ای خدا شکررررررت، ?????

    فردا خرید میکنم، چقدر خوشحالم، چقدر تو این دو روز نشونه دیدم، اینم نشونه ی آخر شب که کادو هایی که گرفتم، پولی که تو کارتم بود درست مبلغی بود که کم داشتم واسه خریده اولین قدم….

    ????????الهی شکرت، یارب عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      سارا صمدی پور گفته:
      مدت عضویت: 1806 روز

      سلام به لیلای عزیزم

      چقدر خوندن این کامنت، وقتی کامنت های موفقیت شمارو در دوره های دوازده قدم، قانون سلامتی و… خوندم میچسبه

      یه جورایی حس کردم خدا دستمو گرفت و‌ آورد تا اینجا، چون من همیشه از کامنت اول شروع میکنم به خوندن ولی هی دستمو صفحه به صفحه گرفت و آورد تا به اینجا برسم

      و بهم بگه دیدی؟

      کسی که بارها کامنت های موفقیت مالی و سایر موفقیت هاش رو خوندی و تحسین کردی هم از پله یک شروع کرده، نمیتونی یهو بپری بری پله ده

      منم به خودم قول دادم از پله یک شروع کنم و عجله نکنم تا همه چی خودش درست بشه، به امید روزی که منم مثل شما داستان های موفقیتم رو بنویسم :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      اسماعیل حسن نیا گفته:
      مدت عضویت: 2769 روز

      سلام خانم بشارتی ، بهت تبریک میگم از صمیمممممممم قلبببببب میدونم الان چه احساس خوبی داری ،

      خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت که همه کارمون رو اگه اجازه بدیم به راحتی درست میکنی …

      من و تو شادی خودت شریک بدون و باور کن یه احساس خوبی پیدا کردم که انگار خودم دارم خرید میکنم ، مبارکت باشه و این و بدون نتایجی میگیری فوق العاده با این همه ذوق و شوقی که بیان کردی …

      در پناه الله یکتا شاد پیروز سلامت ثروتمند و سعادتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        لیلا بشارتی گفته:
        مدت عضویت: 2655 روز

        سلام آقا کیهان شکیب، ممنونم از پاسخی که به احساس من داده بودین، من از خدا میخوام همه ی بچه های گروه توی مدار خرید این دوره قرار بگیرن، وتک تک خبر بدن وما از شنیدن خبر های خوش اونها، حالمون خوب شه وفرکانس مثبت به جهان ارسال کنیم، مخصوصاً شما دوست هم فرکانسیه عزیز، شرمنده دیر پاسخ نظرتونو دادم، چون غرق در جلسات اول ودوم قدم اول بودم وهستم…. از خدا میخوام شما وهمه ی بچه‌ها در پناه خودش، ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          رضا پیری اردکانی گفته:
          مدت عضویت: 3080 روز

          سلام خانم بشارتی. تبریک میگم بهتون هم واسه روز زن وهم واسه جورشدن پولتون واسه خرید دوره 12 قدم. ایشاا..موفق باشین ونتجه لازم رابگیرید. لطف کنین توقسمت نظرات همین صفحه گوشه ای ازمطالب دوازده قدم ونتایجی که دارین میگیرین هم واسه ما بنویسید تاانگیزه ای بشه برای دوستانواونهاهم بهره برداری کنن. ممنونم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3536 روز

      با سلام

      واقعا از ته دل براتون خوشحالم

      خوشحالی که لبخند رو به لبام اورده و این خودش خدارو شکر گرفتن رو میطلبه چون حس میکنم که دارم پیشرفت میکنم. منم این چند روزه به خیلی از سوالاتم جواب داده شد. یکی از ترمزهای اصلیم رو به لطف خوندن یکی از مقالات صفحه راهکار برای مسائل شما دریافت کردم. کلی حرکت کردم که داره ظرف وجودم رو رشد میده.

      کلا خدایا شکر این روزا داره تو سایت مثل نقل و نبات تو سایت میپاچه

      خدایا شکرت

      شاد باشید…. (:

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مرتضی فتوحی گفته:
      مدت عضویت: 1518 روز

      سلام لیلا خانم دیگه واقعا نمیدونم چطوری از شما تشکر بکنم و سپاسگزار خدای مهرابنم هستم که قوانین بدون تغییری گذاشته تا من بتونم زندگی خودمو خلق بکنم بازم از شما تشکر میکنم بابت کامنتهای شما که با خوندن رد پای شما ایمان من قویتر و قویتر میشه از استاد هم ممنونم که همچنین فضای درست کردن برای ما تا راحت بتونیم ذهنمونو کنترل بکنیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمد مردانی گفته:
      مدت عضویت: 3362 روز

      فقط میتونم بگم خدایاشکرت بابت قوانین بدون نقصت خدایاشکرت بابت فضل و کرمت

      چه ایمانی چه شور و اشتیاقی چه تکاملی هر چی کامنتهاتونو میخونمو میام بالاتر احساسم بهتر میشه کسی که 400 هزار تومن کم داشته برای خرید قدم اول ولی با ایمان راسخ این کارو انجام میده و دوره رو استارت میزنه الان به جایی رسیده که ماهی 500 میلیون تومن درامد داره خدایاشکرت بابت این الگوهای بی نظیر که در اختیارم میذاری و من این رو نشانه ای از طرف خداوند میبینم که من هم به مدار دریافت این پول و ثروتها و این درامدها و حتی بیشترش میرسم

      باشد نشانه ای برای من هم که وقتی رسیدم برگردم کامنتهامو بخونم و این روزهارو یادم بیاد

      سپاسگزارم ازتون لیلا خانم بابت رد پاهای بی نظیری که توی سایت گذاشتید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    هُوانس جوهانس گفته:
    مدت عضویت: 4190 روز

    سلام به جناب عباس منش عزیز، سلام به خانم شایسته عزیز و سلام به تمامی دوستان گلم

    من از ارامنه مسیحی مقیم تهران هستم. در گذشته ای نه چندان دور، من به تصور خودم آدم با ایمان و دین داری بودم. سعی میکردم حداقل هفته ای یک بار به کلیسا رفته و دینم رو به دین و خدای دینم ادا کنم.(کلیسای سرکیس مقدس واقع در خیابان کریمخان که احتمالا عباس منش عزیز زمانی که داشتند تراکت های مربوط به اولین دوره های حضوریشان در تهران را در این خیابان پخش میکردند، این کلیسا را دیده اند.)

    از سن 20 21 سالگی عطش موفقیت در من شعله ور شد و از اون دوران همواره عاشق موفقیت در تمام جنبه های زندگیم شدم. آدمی نبودم که به کم راضی بشم و میخواستم در تمام جنبه های زندگیم (سلامتی، معنویت، ثروت و مخصوصا آرامش درونی ) به بالاترین حد ممکن برسم.

    دوران آشنایی من با این سایت الهی و عباس منش عزیز به 4 5 سال قبل برمیگردد. با فایل چگونه درآمد خود را در یک سال سه برابر کنیم. از اون روز بود که درهای پیشرفت در تمام جنبه های زندگیم بر روی من باز شد. از اون روز تا به الان که دارم این متن الهی را مینویسم، جناب عباس منش با آموزش های الهی خود، دین پوشالی من را ازم گرفته و یک دین الهی بسیار قدرتمند و بر پایه توحید را در من دمیده است. در حال حاضر من فقط اسما یک مسیحی هستم و دین واقعی من خدا و توحید میباشد. چند سالی هست که دیگر به کلیسا نمیروم. به جاش خدا رو دعوت کردم به خونم. دعوت کردم تو وجودم و همیشه پیشمه. زمانهایی که تو خونم، سر کارم، تو خیابونم، تو مسافرتم و …. همیشه همارمه. مثل یه دوست فوق صمیمی و با معرفت. تو همه ی کارام بهم کمک میکنه. و جالبه بدونید هر وقت کارهای سختم رو بهش واگذار میکنم با معرفت تر میشه و خیلی حال میکنه که میتونه واسم مفید باشه.

    بگذریم ….

    چند کلامی با عباس منش عزیز…

    جناب عباس منش مهربان و عزیز و دوستان هم مدارم شاید باورتون نشه اما من در این چند سالی که با آموزه های این سایت الهی و استاد گرامیش آشنا شدم زندگیم به طور 180 درجه تغییر جهت داده. در تمام جوانب زندگیم دستخوش تغییرات بسیار شگرف و عظیمی شدم. از لحاظ سلامتی، معنویت ، روابط ، درآمد و ثروت و از همه مهمتر آرامش درونی.

    معلم عزیز، جناب عباس منش!! دست مریزاد !! سپاسگذارم از خدای بزرگ و مهربانی که معلمی به این توانایی و این جذبه و این تاثیر گذاری فوق العاده در مسیر زندگی من و تمام اعضای بی نظیر این خانواده قرار داد.

    صبح ها که چشمانم را باز میکنم اولین کاری که انجام میدم، بدون معطلی وارد این سایت الهی که مانند یک دریای بیکران مملو از اطلاعات و دانایی های بی نظیر است میشوم. کامنت های کم نظیر دوستان را مطالعه میکنم و نمیدونید که چه حس فوق العاده ای رو بهم میده این مطالب.

    شاید کمتر کسی باور کند اما من یک هارد مخصوص فقط برای آموزه های استاد عباس منش دارم که تمامی فایل های رایگان از ابتدا تا الان را به صورت خیلی حرفه ای دسته بندی و فولدر بندی کردم. ( فایل تصویری، فایل صوتی). من خیلی بیشتر از فایل های رایگانی که الان در سایت موجود میباشد را دارم از استاد عباس منش عزیز. فک کنم بیشتر از 250 فایل رایگان، چه صوتی و چه تصویری به شکل خیلی عالی و مرتب دسته بندی کردم.

    از اول صبح تا آخر شب و حتی نیمه های شب که در خواب هستم، این آموزه های بی نظیر به صورت صوتی در گوشم هست و آگاهانه ورودی های ذهنم رو کنترل و باورهای قدرتمند کننده را نه روزی 1ساعت، نه روزی 2 ساعت، نه روزی 6 ساعت، بلکه روزی 24 ساعت بمباران میکنم.

    تنها و تنها و تنها راه رسیدن به موفقیت مالی ، به ثروت ، به سلامتی و به آرامش درونی، کنترل ورودی های ذهن ، توجه به زیبایی ها و خواسته ها و رویگرداندن از تمامی چیزهایی که به ما احساس خوبی نمیدهد میباشد.

    لحظه به لحظه ی زندگی اکنون من با یک جمله پیوند خورده است ====> احساس خوب، برای اتفاقات خوب و زندگی فوق العاده.

    لحظه به لحظه زندگیم دنبال احساس خوب هستم. خلاصه حواسم خیلی به احساسی که در هر لحظه دارم هست. خیلی توحیدی شدم ، خیلی آرامش دارم . خدا رو خیلی نزدیک خودم میدونم . نگران آینده و هیجی نیستم . در زمان حال زندگی میکنم و از همه چی، تاکید میکنم از همه چی لذت میبرم. اعتماد به نفسم بسیار رشد کرده طی این چند سال اخیر. خیلی کم پیش بیاد از کسی ناراحت یا دلگیر بشم. حرف و نظر دیگران که اصلاااااا برام اهمیتی نداره.

    سعی میکنم هر طوری که راحتم زندگی کنم و خدا رو برای خودم و رسیدن به سعادت کافی میدونم. اگر قرار باشه کسی رو تو زندگیم راضی نگه دارم، اون خدای مهربان و صمیمی من است.

    سعی میکنم با سبک زندگی توحیدی و یاری خواستن از خدای خودم در تک تک لحظات نفس کشیدنم، اون رو از خودم راضی نگه دارم و مجبورش کنم بهترین زندگی رو در این دنیا و آخرت برام فراهم کند.

    جناب عباس منش عزیز، از اونجایی که من تخصصم تو حوزه ی وب هستش (طراحی سایت، بهینه سازی، سئو و ….) میتوانم به شکل کامل درک کنم که موفق کردن یک سایت اینترنتی چقدر زمان بر و پر هزینه میباشد.

    تعداد و کیفیت کامنت هایی که اعضای سایت درج میکنند، در نوع خودش بی نظیر هست. شخصا سایتی به این پویایی و با این فاکتورهای عالی تا به حال ندیدم. یکی از دلایلی که من ایمانم به آموزه های شما بسیار قوی تر شده، اعضای فعال و بی نظیر این سایت میباشند. چیزی که تا به حال نه در سایتی ایرانی و نه در سایتی بین المللی ندیدم.

    الهی و توحیدی بودن این سایت را به طور کامل درک و حس میکنم. و همین باعث شده که روزانه چندین ساعت رو مشغول مطالعه مطالب و کامنت های فوق العاده این سایت بکنم.

    فایل های رایگانی که رو سایت قرار میگیرند بی نظیرند.هیج گونه ارزش مادی نمیشه گذاشت براشون (حتی میلیارد ها تومان)

    دیگه دوره هاتون هم که نیازی به صحبت و تعریف ندارد.

    جناب عباس منش عزیز و دوستان هم فرکانسی خوبم، نویسنده این متن خداوند یکتا بود. من فقط زحمت تایپ کردنش رو کشیدم.

    به قول عادل فردوسی پور: چقدر خوبیم ماااااااا ….. چقدر فوق العادست این سایت الهی …… چقدر بی نظیری عباس منش عزیز …..

    در پنا خداوند یکتا، شاد ، سالم ، ثروتمند و سعادت مند باشید، در دنیا و آخرت …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3536 روز

      با سلام

      دوست عزیزم چقدر خوشحال کنندس وقتی با نمونه های بسیار زیاد از دوستانی اشنا میشم که انقدر حس فوق العاده ای دارن و باعث میشن بقیه هم حسشون عالی بشه.

      واقعا سپاسگزاری نسبت به خداوند به خاطر این حد از زیبایی که در این جهان وجود داره هر لحظه در وجودمون باید زبانه بکشه که چقدر اخه ی زندگی میتونه زیبا باشه. زندگی که مثل رود زیبا در ی طبیعیت سر سبز که پر از میوه ها و نعمات و صدای های زیبای پرندگان و هوای پاک و خورشید درخشان و دوستان عالی است.

      واقعا بعضی وقتا که تصور میکنم هممون دور هم جمع شدیم و داریم فقط با هم صحبت میکنیم، میخندیم، شادیم، لذت میبریم خود به خود لبخند که چ عرض کنم ی نوشخند، ی شکرخند عمیق روی صورتم میشینه.

      واقعا خداوند رو به خاطر این محیط سپساسگزارم

      شاد باشید و موفق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: