ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!! - صفحه 68

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    197MB
    58 دقیقه
  • دانلود با کیفیت HD
    607MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!
    51MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم شریعت گفته:
    مدت عضویت: 1130 روز

    به نام خدای مهربانم

    استاد خوبم سلام

    این فایل نشانه امروزم بود که البته امروز که چه عرض کنم ساعت نزدیک دو نیمه شب بود حالا چرا اون موقع

    دیشب من خوابیده بود اصلا نمیدونم چرا یهو بیدار شدم و هر کار کردم خوابم نبرد از این پهلو به اون پهلو چرخیدم خوابم نمیبرد

    گفتم خدایا بیکاریا این چه وقت بیدار کردنه خلاصه که کلی حرف زدم باهاش گفتم خدای نازنینم چیکارم داری میخای چی بگی میخای چه آگاهی ای بهم بدی

    آخه قشنگم بزار بخابم

    دیدم نه ول کن نیست پا شدم نشستم خب حالا چیکار کنم طبق معمول رفتم تو سایت ببیننم چه خبره

    دیدم خبری نیست زدم رو نشنانه اسم فایل رو که دیدم چند ثانیه ای مات و مبهوت مونده بودم گفتم همینه خودشه ولی من قبلا اینو گوش کرده بودم بعد به خودم گفتم کار خدا بی علت نیست

    اومدم توضیحات فایل که نظر انتخابی دوست عزیزمون بود رو خوندم که کل صحبتهای شمارو نوشته بودند خوندم گفتم جواب سوالم رو ندادی خدا جونم که چرا بیدارم کردم به خود خدا قسم خیلی واضح و بلند گفت خوب همینه جواب همینه

    بلند شدم رفتم وضو گرفتم جانمازم رو باز کردم و نشستم ی کم سکوت کردم هیچی نگفتم یادم نیست اصلا فکری هم کردم یا نه

    بعد شروع کردم قربون صدقه خدا رفتن و با صفات خداوند صداش کردن و حرف زدن

    اشکها میومد حال عجیبی داشتم به اسم فایل فکر میکردم آروم آروم حرف میزدم ی ندایی گفت فقط خدا فقط توحید … روی همین کار کن روی همین کار کن

    گفتم دارم روی خودم کار میکنم و چندوقتیه سعی میکنم حالم رو خوب نگه دارم دوباره گفت روی همین کارکن

    سکوت کردم اشک ریختم اشک ریختم با خودم گفتم ببین آره همینه همینه

    من حال خودم رو خوب نگه میدارم اتفاقات خوب هم میوفته وسپاسگزاری میکنم ولی نمیدونم حسم درست بود یا نه به من گفت تو ی جورایی تو این گیر کردی و همش منتظر اتفاقات خوب مخصوصا مالی هستی دیدم داره راست میگه و این طبیعیه ولی انگار ی جورایی داشتم از اصل دور میشدم نمیدونم چرا اون لحطه اون حس رو کردم

    گریه کردم گریه کردم گفتم آره اصل خداست اصل توحیده

    بابا جان بچسب به همین منتظر چیزی نباش فقط بچسب به تقویت باور توحیدی این اصله بقیه فرعیاته اگه اصل رو درست کنی بقیه خودش درست میشه

    تازه داشتم میفهمیدم اون اصلی که استاد همش تو فایلها فریاد میزنه یعنی چی من اگه این رو درک کنم و ایمان بیارم فرعیات خودش میاد

    همش به خودم میگفتم ببین عزیز دلم اصل خداست ثروت و سلامتی و شادی و روابط خوب فرعیاته وقتی خدا باشه همه اینها هم هست خودشون میان

    خداوند منبع همه خوبیهاس وقتی اونو درک کنی و بهش وصل شی همه اینهارو داری

    استاد بخدا تازه معنی اصل و فرع رو متوجه شدم چیزی که هزاران بار تو فایلها از شما شنیده بودم و فکر میکردم فهمیدم نه نه تازه فهمیدم و دیشب در مدار دریافتش بودم خدایا شکرت

    اصلا حالم عوض شد یاد حرف شما افتادم که میخاستین هدفگذاری مالیتون روی کارهای ملکی بزارین ی حسی بهتون گفت همین مسیررو ادامه بده هر چی بخای اینجا بهت میدیم

    دیدم درسته من ی جورایی وابسته نتیجه شده بودم و داشتم از اصل دور میشدم و در اون نیمه شب به قول حافظ تازه براتم دادند و داستان رو فهمیدم

    خدای مهربانم سپاسگزارم که این آگاهی رو در دل شب به من دادی و قطعا بیدار کردن من بی ثمر نبوده

    خدای قشنگم همینطور که این آگاهی رو به من دادی به راه درست هدایتم کن و یاریم کن تا بتوانم ایمان بیاورم و عمل کنم

    استاد جان یعنی من عاشق این جمله طلایی شما هستم که میگین ایمان بدون عمل حرف مفت است

    و خداوند هدایتم کرد خدایا شکرت

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 391 روز

    به نام خدایی که عشق آفرید ومن را عشق خودش زنده کرد.

    فرمانروایی که همه ی کائنات فرمانبرِ اوهستند.

    حالا این خدا قدرت خلقِ زندگیمو به خودم داده تا اون جوری که دوست دارم زندگیمو بسازم بدور از باورها وحرفِ مردم.

    سلام به استاد جانم وخانمِ شایسته جانم و همه عزیزانم در این سایتِ توحیدی ومقدس.

    یک عزیزی توی سایت یک کامنت خیلی قشنگ نوشته بود که:

    (حرف های قشنگ رو برای خودم بزنم وبگذارم که جهان با نتایجم با مردم حرف بزنه)

    برام خیلی جالب بود چون روز گذشته وقتی دیدم مامان داره با یک خانمی تلفنی حرف میزنه واز اون خانم درخواست میکنه که گره از مشکلاتش بردارد وبرایش دعا کند که مریضی اش خوب شود .

    و

    من بعداز قطع تلفن به مامانم گفتم که هیچ کس روی کره زمین نمیتونه گره از کار من وتو باز کنه چون خداوند شرک را به خودش نمی پسندد ووخداوند قدرت را به خودمان داده تا خودمان مشکلمان را حل کنیم ووقتی من از کسی بخواهم که گره از مشکلم بازکند دارم به آن فرد قدرت میدهم وخودم را باور ندارم که خودم خالق زندگی خودم هستم.

    وقتی من کسی را شریکِ خدا قرار میدهم اونوقت خدا میگه خُب برو همون آدم مشکلت را حل کند دیگه چرا من رو صدا میزنی؟

    چرا خدا خدا میکنی؟

    اینجاست که حلقه ی طلایی اتصال به خدا قطع میشه وغم وناراحتی وفقر و….. توی زندگی سرازیر می شود.

    اینجاست که دیگه خدا صدامون را نمی شنوه ومیگه برو بنده ی مشرک …..

    خدایااااا من را لحظه ای به حال خودم رهاااانکن

    که

    من هر لحظه به توجه وحمایتِ تومحتاجم.

    خدایااااا هر لحظه از تو می خواهم درهای قلبم به رویت باز باشد تا صدایت را واضح تر بشنوم.

    ربِّ زدنی علماً وعمل صالحاً والحقنی بالصالحین

    خدایا بر ایمان وعمل صالحم بیافزا ومن را با صالحین محشور بفرمااااااا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 443 روز

    نمیدونم چرا اینجا دارم کامنت میذارم ولی خب

    من راستش یه هدیه از طرف سایت دارم که تا شیش روز دیگه هرچی بخرم 25 درصد اضافه میشهبع کیف پولم بجای 15 درصد

    منم اون اول اینو نشونه گرفتم که ازه باید بگیزم یه محصول و فلان

    ولی من فقط شونزده سالمه

    مامان بابام تو این مسیر نیستن

    خودم کار میکنم پول خودم رو در میارم

    و پی پل هم نمیتونم استفاده کنم چون زیر هیجده سال هستم

    خیلی هم میترسم

    و احساس گناه دارم بخاطر اینکه مامان بابام نمیدونن…منکه نمیتونم به زور بیارم شون توی مسیر، نمیدونم چیکار کنم

    *خارج از ایران ژندگی میکنم و پرداخت ش برام مسئله ست

    میخاستم از حساب دوستم بدم که نوزده سالشه ولی نشد

    خطا خورد چندبار که زدم

    نمیدونم واقعا چیکار کنم

    میخواستم قدم اول دوازده قدم رو بخرم

    ولی خیلی وقته با استمرار به سایت سر نمیزنم

    همین باعث شده بیشتر احساس گناه بکنم و ذهنم میگه تو میخری و گوش نمیدی در حالی که چیزی که واسش پول بدم رو قطعا گوش میدم

    نمیدونم

    شاید ی راهی پیدا بشه

    والا تقصیر من نیست که توی شونزده سالگی نمیتونم از پی پل استفاده کنم، این مسئله خودش باید حل بشه:) من همین الان شم از خیلی از هیجده ساله ها جلو ترم اژونجا ک سر کار میزم و پول در میارم اونم جوری که نیازی به پول خانوادم ندارم

    انی وی

    خیلی استرس دارم با توجه به اینکه مهلت زیادی هم نمونده برای استفاده ازین هدیه سایت

    ولی نمیدونم

    واقعا نمیدونم

    امیدوارم بتونم بخرم

    یا حداقل به مسیر برگردم و دوباره آموزش هارو دنبال کنم و وصل باشم و از چیز های رایگان درست استفاده کنم تا وقتی هیجده سالم بشه یا یه راه ساده تر پیدا بشه…

    پی نوشت:

    الان که دارم فکر میکنم در هرصوزت پول محصولات واسه من چیزی نیست و بدون پیشنهاد ویژه هم میتونم بخرم و قیمت هر قدم دوازده قدم واسم مفت در میاد.

    هرچقدر ذهنم اذیتم کنه که تو اژ هدیه ت استفاده نکردی

    برام مهم نبست

    من درهرصوزت میتونم پول شو بدم و نیازمند نیستم

    و میدونین چیه

    شاید فقط این هدیه اومده بود که بگه تلاش هات ارزشمنده حتی همین چند کامنتی که گذاشتی بهت هدیه داده شد. با همین چنتا کامنتی که به نظرت هیچی نبود.

    من دیگه تو کمبود نبستم که خودمو جر بدم واسهتخفیف

    در حالت عادی و نورمال هم میتونم دوازده قدم رو بخرم و پولش واسم چیزی نیست چندین برابر شو هر ماه در میارم

    همین امروز چند برابر شو خرج لباس کردم اگه پول نداشتم که خرج نمیکردم

    کسی هم چیزی از دست نداده وقتی در حالت عادی و بدون تخفیف و هدیه سایت اومده محصول خزیده.

    منم چیزی از دست نمیدم

    هروقت آماده شد شرایط خرید ش میرم می‌خرم.

    بیشتر ازین خوشحالشدم که تلاش هام ارزشمند بوده له اندازه ای که از طرف سایت هدیه بگیرم همین

    و گرنه پولش که مهم نیست…

    ایشالا هروقت حسش گفت میرم می‌خرم قدم اول رو

    فعلا واسم مهمه که برگردم به مسیر و اتصال مو برگردونم

    دوباره متصل شم به مسیر ، به خدا، و حسم خوب شه حالم بهتر شه فشار از روم برداشته بشه . فشار ذهنی.

    همین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهدیه جهانی گفته:
      مدت عضویت: 391 روز

      سلام عزیزِ دوست داشتنی.

      چقدر با صداقت حرفِ دلت رو نوشتی اینقدر واضح وشفاف بود که صدای قلبت را از اون ور ایران تا اینوَر ایران(استان کرمان) شنیده شد.

      حالا من که اینقدر از توفاصله دارم خواسته ی تو رو شنیدم، اون خدایی که از رگ گردن به تو نزدیکتره صدای تو رو نشنیده واجابت نکرده؟

      مطمئناً خدا درخواستت را شنیده واجابت کرده ولی باید در مدار دریافتِ خواسته ات قرار بگیری.

      حالا چه جوری؟

      هرروز یک فایل رایگان گوش کن وکامنت بنویس.

      ودر انتهای کامنت از استاد سپاسگذاری کن.

      اینکار را هرروز انجام بده تا درمدار دریافت خریدِ دوره های استاد قرار بگیری.

      دوستت دارم دوستِ جوان وشانزده ساله ی عزیزم.

      قلب فراوان

      ()()()()()()()()()()()

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1456 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش داشته باشم یه مشتری زنگ زد و 5 بسته سفارش داد بردم براش 100 تومن دریافت کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم سحر دوستم زنگ بزنه که زنگ زد و گفت 10بسته پودر زعفران میخوام قبلی هارو هم فروختم پولت پیش منه و گفت از 15 تومن بده که با اعتماد به نفس گفتم نمیتونم قیمتش 20 تومن هست گفت پس نمیخوان مشتری ها گفتم باشه و چند ساعت بعد زنگ زد و گفت از 20 تومن بده 12 بسته .خدای من منی که هیچ روش بازاریابی بلد نیستم این حرفارو تو به میگی و منم با ایمان میگم و نمی‌ترسم  که از دست بدم مشتری رو و مشتری خودش زنگ میزنه و به اون چیزی که من میگم راضی میشه خدایا شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم مشتری بفرستی یه مشتری اصلاندوز که قبلا ازم خرید کرده بود 50 بسته سفارش داد از 17 تومن خدای من شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم استوپر ماشینم رو دوستم خرید و درستش کرد و به کلید ساز داد و دستگیرش رو عوض کردند خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه میخوام دوره 12 قدم رو بخرم فایلهای آگاهی های دوره 12 قدم رو گوش میدم که دیشب گوش دادم استاد گفتند یه دفتر خوشگل برای این دوره بردارید که من عمل کردم به حرف استادم و  رفتم دفتر خوشگل با جلد صورتی رنگ 100 برگ خریدم و یه دفتر 40 برگ و یه خودکار آبی که انشاالله بازم میخرم

    خدایا شکرت بابت اینکه یه دفتر و یه اسلایم برا الساخانوم خواهرزادم هدیه خریدم

    خدایا شکرت بابت اینکه 3 بسته پودر زعفران فروختم برا خواهرم 50 تومن دریافت کردم (طبق درخواست ستاره قطبیم)

    بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی

    ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!!

    ● معجزات تو زندگیتون خواهید دید با تمرین چکاپ فرکانسی

    ● دوره های منو بچه ها تهیه می‌کنند بخاطر اینکه ازش نتیجه می‌گیرند

    ● اگر نتایجتون تغییر نکرده به این دلیله که اون حرفا رو باور نکردید

    ● اگه از فایلهای رایگان و دوره ها استفاده کردی و تغییر نکردی نتیجه نگرفتی چون مثل روزنامه بهش نگاه کردی مثل فیلم نگاه کردی

    ● وقتی فهمیدم که افکارم اتفاقات رو رقم میزنه دیگه تموم شد من شروع کردم به تغییر زندگیم و خلق زندگیم

    ● من با این باور که میتونم زندگی خودم رو خلق کنم از کارم استعفا دادم و وسایلمو گذاشتم اونجا و بلند شدم اومدم تهران با دو تا بچه

    ● خداوند پاسخ میده به باورهای من

    ● اگر من جایگاهم اینجاست من اینجوری باور و عمل کردم

    ● صدها کتاب خرید کردم اونقدر خوندم

    ● رفتم کلاس از بندرعباس تا تهران

    ● من انقدر مطمئن بودم که خودم زندگیم رو خلق میکنم هیچی نیاوردم آمریکا گفتم خودم خلق میکنم

    ● من هیچ تبلیغی نکردم چطور میشه که این همه مخاطب میان ازم محصول میخرن

    ● چرا نتایج من انقدر متفاوته چرا افراد انقدر عاشقانه میخوان دوره ها رو تهیه کنند

    ● من گفتم اگه باورها داره کارارو انجام میده چرا تبلیغ کنم

    ● تسلا گفت ما نیازی به تبلیغ نداریم حالا میبینیم نتیجشو که مردم خودشون براش تبلیغ می‌کنند

    ● باور های متفاوت نتایج متفاوتی رو رقم میزنه

    ● اگر داری روی فایلها و دوره ها کار میکنی نتایج بااااید اتفاق بیفته قانونشه که اتفاق بیفته اگه اتفاق نمیفته چون شک داری

    ● خداوند به شیطان گفته تو هیچ تسلطی به بندگان من نداری چون ما خالق زندگیمونیم

    ● همه دوره ها بیسش یکیه فقط باید تکرار بشه

    ● دوره های من مال همه نیست مال اوناییه که آماده هستند

    ● چطوری شرایط شما تغییر میکنه؟با تغییر باوراتون

    ● اگر این نتیجه برام اتفاق افتاد چون باور کردم

    ● وقتی یکم باور میکنی از همون روز نشانه ها رو میبینی پس بیشتر کار کن رو با رات تا بیشتر نتیجه بگیری

    ● اگه قدم اول تاثیری داشت ادامه بده اگه نداشت ادامه نده

    ● این فایلا مسکن نیست

    ● خدایی که برا محمد آدمارو آورد برا منم میاره مگه محمد تبلیغ کرد؟!

    ●  تو مسیر درستتو برو خداوند آدما رو میاره

    ● فایل خالی منو اومدند خریدند چون باورام متفاوته

    ● من خودم ورودی هامو کنترل کردم

    ● یه نگاهی به مغازه ها بندازید یکی پر از مشتری یکی مشتری نداره چون یه نگاه دیگه ای داره

    ● به قول حضرت علی در نهج البلاغه الرزقُ رزقان

    ● من بیام باورهایی رو بسازم که رزق دنبال من بیاد

    ● وقتی قانون تکامل رو رعایت میکنی و قدم به قدم میایی زجر نمیکشی بعدش تو قدم 12 میبینی همه چی تو زندگیت داری

    ● اتفاقات شما هرروز داره خلق میشه وقتی هرروز ورودی هاتو کنترل میکنی

    ● تو همیشه باید روی ذهنت کار کنی مثل غذا خوردن

    ● میای روی خودت کار میکنی با یه خبر بد همه اون ترسها برمیگرده چون خوب روی خودت کار نکردی چون خیلی تکرار شده باورهای محدود کننده

    ● خداوند سریع الاجابه

    ● از کجا میفهمیم کسی ایمان داره؟از عملکردش

    ● همه چی باوره من همه چی تو درون منه چرا گیر میدم به بیرون و دولت و دلار و…

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2488 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به شما استاد عباس منش عزیز خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان ارزشمندم در این سایت فوق العاده

    این دیدگاه رو برای خودم ثبت می‌کنم

    درس اول : اجرای قانون نه به شکل حرف بی ارزش و پوچ زدن بلکه اجرای اون در عمل

    استاد عزیزم جلسه سوم بخش اول قانون آفرینش و جلسه ششم قدم اول از 12 قدم رو خیلی دوست دارم

    شما در این دو جلسه بیشتر از اینکه در رابطه با تمرکز بر نکات مثبت صحبت کنید در رابطه با چگونگی روی بر گرداندن (اعراض) از ناخواسته‌ها و در واقع توجه نکردن و تمرکز نکردن بر نکات منفی صحبت می‌کنید

    این تصمیمی که از این لحظه گرفتم و ز خداوند طلب حمایت می‌کنم که در این مسیر ثابت قدم باشم رو ، چند روز و چند شب بود که خدای درونم به من می‌گفت که باید انجام بدم

    و اون تصمیم این هست که:

    بیام و تمرکز بگذارم و جسارت به خرج بدم که از هر ناخواسته‌ای اعراض کنم چه نجوای ذهنی باشه و چه هم صحبتی یا شنیدن حرف‌هایی که دوست ندارم و به طور مشخص احساس من رو بد می‌کنه.

    یعنی در واقع تصمیم بر این دارم که بیشتر از اینکه تلاش کنم برای دیدن زیبایی‌ها و یادآوری و تذکر دادن به خودم به این زیبایی‌ها رو ببین و به خاطر اون‌ها سپاسگزار باش !!! بیشتر به خودم تذکر بدم و یادآوری کنم که مواظب موندن در احساس خوب باش و احساس خوبت رو با هیچ چیزی معامله نکن چرا که به قول قرآن این نوع معامله ، معامله‌ای پر از ضرر و زیان است.

    درس دوم : برای اینکه ایمانم قوی‌تر بشه که چقدر دقیق و درست قوانین کار می‌کنند ، زیاد به خودم یادآوری کنم که اگر من الان سلامتم در صورتی که دارم با چشم خودم می‌بینم افرادی رو که بسیار محتاط هستند بسیار پول خرج خودشون می‌کنند چه از نوع تغذیه چه از نوع باشگاه و ورزش چه هزینه کردن برای مراجعه به پزشک و دارو و درمان ، این سلامتی من همینجوری الکی الکی به وجود نیومد یادم نرفته قبل از آشنایی با قوانین چقدر مشکلات روحی روانی و جسمی داشتم ، اون هم در چه سنی در سن 24 سالگی‌ام!!

    این افراد که سر راه من قرار می‌گیرند به جهت عدم کنترل ذهن من نیست لطفی از الطاف خداوند هست که با زبان واضح و گیرا و مشخص داره قانون رو به من یادآوری می‌کنه

    بدون شک بدون شک ، به قول قرآن این است و جز این نیست که من سلامتی خودم رو از بعد روحی و روانی و از بعد جسمی فقط و فقط با استفاده از قانون به دست آوردم

    یا یه مثال واضح دیگه اینکه : من می‌بینم افرادی رو که بسیار ادعا در روابط و توانمندی در حوزه روابط دارند در عین حال که به زعم خودشان روابط گسترده و زیبایی رو ساختند بسیار بسیار زیاد از همون آدم‌های اطرافشون ضربه می‌خورند چه ضربه مالی و چه ضربه روحی ، و حتی دیدم که کارشون به دعوای کلامی فیزیکی و کتک کاری یا مراجعه به دادسرا و قاضی می‌کشه ‌‌‌‌… نمی‌خوام دلایل اینکه چرا افراد این نتایج رو می‌گیرند با اینکه خودشون فکر می‌کنند … فکر می‌کنند !! که روابط بسیار عالی دارند چی هست …

    می‌خواهم این رو بگم منی که قبلاً ادعا داشتم و الان ادعا ندارم و روابطم و اعتبار نیکی که دارم و تمام برخوردهای زیبایی که افراد با من دارند و تمام رفتارهای زیبایی که خودم با افراد دارم را ، سعی می‌کنم اعتبارش رو بدهم به هدایت خداوند و تسلیم بودن در برابر خداوند و تلاش برای ماندن در احساس خوب می‌بینم …. تفاوت نتایج من در حوزه روابط با این افراد واقعاً واقعاً و واقعاً از زمین تا آسمان است.

    و یه مثال دیگه هم این که: خداوند به من لطف داشت و بسیار عاشق من بود که در شروع مصرف مواد مخدر منظورم سیگار و قلیان هست (چون من این ها رو هم جزو مواد مخدر می بینم) به واسطه یکی از دستان بی‌نظیر خودش چنان اهرم رنج و لذتی در ذهن من ایجاد کرد که منی که یک سال بود مردد بودم به ترک سیگار و قلیان و البته که اصلاً با این دو مورد راحت نبودم و ناراحت بودم ولی توان و قدرت و خودباوری برای کنار گذاشتنش هم نداشتم به واسطه همنشینی با این دست خداوند که اون دوران با هم دو رفیق صمیمی که از برادر به هم نزدیک‌تر بودیم … به واسطه این دست خداوند و صحبت های همیشگی و همیشگی ایشون درباره سیگار و قلیان ، و گفتن از مضرات این دو … و گفتن این جمله که … محمد باور کن من دوستت دارم تو هنوز جوان هستی … به خودت رحم کن!! من خیلی زود اول قلیون رو بوسیدم گذاشتم کنار و پاش ایستادم و دیگه بعد از اون فکر می کنم یه بار یا دوبار با دوستان کافه قلیان رفتم ، تازه اون موقع هم استفاده نکردم. ولی بعدش گفتم چرا اصلاً برم … می خواهند اون دوستان از دست من ناراحت بشن یا تمسخر کنند یا هر چی …. مهم نیست … این بهای تغییر کردن من هست و من با عشق می پردازم … آخرش اینه که دوستی ما به هم می خوره!! من اوکی هستم با این اتفاق. و خیلی زود بعد از ترک کامل قلیان سیگار هم برای همیشه گذاشتم کنار … به شکلی قبلاً هم در دیدگاه هام گفتم حاضر نیستم حتی بوش رو استشمام کنم چه برسه به اینکه بخواهم ،‌بکشم!!

    این مثال‌های واضح رو به خودم بگم و ایمان خودم رو تقویت کنم که به لطف الله من این همه توی زندگیم با استفاده عملی از قانون تغییر ایجاد کردم من در تمام ابعاد زندگی خودم رو متحول کردم حتی در جنبه روابط عاطفی هم نمی‌توانم کتمان کنم که بهتر شدم اما به اندازه کافی ایمان نداشتم توی دل ترس‌هام نرفتم ، مثلاً الان دو سال هست که به خودم میگم من باید برم تمرین گهی بازرگانی را برای خانم‌ها انجام بدم هر بار این کار رو نمی‌کنم!!

    مثلاً الان مدت‌هاست که به خودم میگم و یقین دارم که من یک شخصیت کارآفرین دارم یک شخصیت مدیر با ایمان 100 درصد به این موضوع مهم رسیدم و یقین دارم بهش. ولی چرا در تمام این مدت حرکت نکردم و با همون چیزی که داشتم شروع نکردم به پس‌انداز کردن … چون حمایت‌های مالی خانواده‌ام هست چون هنوز دلخوشم به اینکه یه خونه خیلی خوب و یه پدر و مادری که اوکی هستند که من با اون‌ها زندگی می‌کنم هستند

    همون مثال معروف گاو شیرده هستش….

    یه مبحث دیگه هم هست که من در طی این دو سه سال اخیر مثل روزهای اول اون ایمان و یقین از آموزه‌های استاد استفاده نمی‌کردم و حتی در سایت هم کمرنگ‌تر شده بودم (فراموش کردن مومنتوم) اون زمان‌ها تا قبل از معرفی دوره هم جهت با جریان خداوند استاد عباس منش عزیز به صورت خیلی جدی مفهوم مومنتوم را توضیح نداده بودند اما بارها و بارها در فایل‌های مختلف دانلودی و البته در دوره‌ها به این مبحث اشاره کرده بودند که فرکانس به معنای ادامه‌دار بودن است.

    با یکی دو بار ارسال فرکانس خواسته احتمالاً نشانه‌های اون خواسته رو در زندگیم می‌بینم شاید حتی همون نشانه‌ها هم اتفاق نیفته یا اتفاق بیفته اما اونقدر کوچک باشه که من متوجه‌اش نشم ، باید فرکانس‌های همجهت با خواسته‌ام را تکرار کنم باید کنترل ذهن و همون مبحث اول اعراض از ناخواسته‌ها را آنقدر تکرار تکرار و تکرار کنم که به قول استاد در همون جلسه سوم بخش اول قانون آفرینش به خودم بگم ‌می‌خواهم در اعراض کردن از ناخواسته‌ها به مقام استادی برسم.

    در حوزه خلق ثروت و رسیدن به کسب و کار شخصی که خودم مدیر و کنترلگر آن باشم باید به این شکل عمل کنم

    https://abasmanesh.com/fa/living-in-the-paradise-102/

    بیام برای خودم توضیح بدم که غرور باید مولد باشه در خدمت خواسته‌هات نه تعصباتت که از باورهای محدود کننده میان

    یعنی این تفکر قدیمی و ریشه‌دار در ذهن من که نه من غرورم اجازه نمیده برای دیگران کار کنم یا در حالت بدتر اصلاً کار کردن عار هست!!

    بیام برای خودم توضیح بدم که غرور یعنی من برای خودم ارزش قائل هستم توانایی‌های خودم رو می‌شناسم به خدای خودم رزاق بودنش باور دارم… الان توی این موقعیت بله برای دیگران کار می‌کنم و حتی اگر می‌بینم که یک سری از رفتارهای مدیر کسب و کار با روحیات و با استانداردهای من هم جهت نیست به جای تحمل کردن با احساس بد و ایجاد احساس سرخوردگی در خودم میام و به خودم میگم تمام تمام شرایط و ضوابطی که و البته روابطی که الان توی زندگیم دارم خودم خلقش کردم و خودم هستم که می‌تونم با گرفتن مسئولیت صد درصد زندگیم اوضاع رو به شکلی که دوست دارم با طی کردن تکامل عوض کنم قدم اول اینه که به جای تحمل کردن با احساس بد ، با ایمان و صبر به معنای احساس خوب ، به خودم بگم من دیگه باج نمیدم ، پس‌انداز کردن رو تمرین می کنم و یادش می‌گیرم ، من پول خوب ساختن رو تمرین می کنم و یاد می‌گیرم من هر بار توی اعراض از ناخواسته و توجه به خواسته‌هام بهتر و بهتر می‌شم ، من ادامه میدم.

    سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2488 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به شما استاد عباس منش عزیز خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان ارزشمندم در این سایت فوق العاده

    امروز با کامنت یکی از دوستان هدایت شدم و به سراغ این فایل اومدم جالبه چند روز پیش هم اسم این فایل به من الهام شد اومدم داخل سایت دنبالش گشتم ولی پیداش نکردم و مطمئناً اون زمان هنوز آماده شنیدن این آگاهی نبودم و اگر هم ی‌شنیدم احتمالاً عمل نمی‌کردم

    یه همزمانی دیگه هم اتفاق افتاد قبل از دیدن این فایل در واقع در حین دانلود این فایل ، با یه پاسخ از یکی از دوستان عزیز هدایت شدم به این کامنت

    https://abasmanesh.com/fa/a-different-goal-for-new-year/comment-page-65/#comment-1642323

    با توجه به نتایجی که توی زندگیم دارم و شناختی که از خودم دارم من تا حد بسیار خوبی روی مبحث مسئولیت پذیری کار کردم و باور کردم که خودم خالق زندگیم هستم

    و باز هم وقتی که بررسی کردم که چرا در حوزه مالی رشد خوبی ندارم فکر می‌کردم که احساس لیاقت و شایستگی ندارم

    ولی وقتی بیشتر بررسی کردم یدم نه مشتری دارم اتفاقاً مشتری‌های خوب و با ادب و با شخصیتی هم دارم اتفاقاً اون دسته از مشتری‌هایی سراغ من میان که قدرشناس و سپاسگزار برای کاری که انجام میدم هستند

    نمی‌تونه دلیل عدم مسئولیت پذیری یا عدم کسب تخصص در کسب و کارم و یا عدم احساس لیاقت و شایستگی باشه

    عامل باید چیز دیگه‌ای باشه در واقع باور دیگه‌ای باشه

    استاد جان شما در این فایل فرمودید که تو بعضی از موضوعات من ، شخص محمد حسین تجلی ونقدر باورهام تضعیف کننده است و اونقدر می‌ترسم که ر چقدر میام باورهای خوب می‌سازم با یه تماس و با یه صحبت کوچک بین همکارانم یا غیر ایمان خودم رو از دست میدم ناامید می‌شم

    بعد به خودم گفتم که همینه… عامل نتیجه نگرفتن من همین باور به عدم رزاق بودن خداونده درسته که در حرف من میگم خداوند رزاقه باور به فراوانیه و غیره ولی واقعاً در عمل وقتی رفتارهای خودم رو بررسی می‌کنم ی‌بینم دارم با ترس و با باور به عدم نبود پول تقلا می‌کنم برای پول به دست آوردن

    یه جمله‌ای از شما در همین این فایل شنیدم که خیلی من رو تکون داد !!! شما گفتید: محمد حسین اون علف‌های هرز ذهن تو در برابر رزاق بودن خداوند و فراوانی جهان هستی و اینکه نیازی نیست بدوی دنبال مشتری نیازی نیست روی فن بیان و زبان بدن کار کنی نیازی نیست در کسب و کارت یک کلمه دروغ بگی ، اون علف هرزها خیلی خوب توی ذهن تو ریشه دوانده و باید خیلی روی باورهات کار کنی ا این علف‌های هر ریشه کن بشن و این جنگل اونقدر متراکم و بزرگ بشه که دیگه نور آفتاب به زمین نرسه و علف‌های هرز نتوانند رشد کنند

    خیلی این حرف شما بهم آرامش داد که دیگه خودم رو سرزنش نکنم ، اگه یه جایی با یه تماس یا با یه جمله مخصوصاً در حوزه ثروت ترس ها میاد سراغم ، به خودم بگم طبیعیه من باید اونقدر روی خودم کار کنم تا این جنگل اونقدر رشد کنه که در برابر طوفان ها و زلزله ها و سیل ها مقاوم باشه. وقتی من جنگلم قوی و قدرتمند باشه اونوقت خداوند هم حمایتم می کنه

    یه جمله‌ی دیگه هم امروز توی این یکی فایل شنیدم

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-16/?orderby=comment_rate&order=asc#comments

    اینکه شما گفتید وقتی میگی ایمان دارم به خداوند ، توکلم فقط به اونِ ، دیگه خیالت راحته … اگر خیالت ناراحته !! یعنی هنوز اونجوری که باید و شاید ایمانت رو نساختی

    مثل همون جسارت و شجاعتی که شما به خرج دادید برای مهاجرت از بندر عباس به تهران (اگه من خالقم؟ پس میرم خلق می کنم)

    مثل همون جسارت و شجاعتی که شما به خرج دادید برای مهاجرت از ایران به آمریکا (اگه من خالقم؟ پس میرم خلق می کنم)

    ترکیب این دوتا آگاهی یه قدرت زیادی رو بهم داد برای بیشتر جدی گرفتن قانون در تمام جنبه های زندگیم مخصوصاً در مقوله خلق ثروت ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1758 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم سلام به مریم خانوم عزیز

    و همه ی دوستان عزیزم در سایت

    ،

    واقعا چقدر زندگی توی این جهان شگفت انگیزه

    و چقدر ماها موجودات شگفت انگیز هستیم

    ،

    خیلی باحاله و هر بار درکت از یک موضوع بیشتر و دقیق تر میشه و انتهایی نداره

    .

    می‌خوام درک‌ عمیقی که بعد از 4 سال گوش دادن فایل های استاد و عمل کردن داشتم رو بنویسم

    در پی گوش دادن بالای 10 بار این فایل دیروز

    تا هم درک خودم بهتر بشه و هم درک دوستانم

    البته واقعا هر کدوممون به اندازه ی ظرفمون و مدارمون درک می‌کنیم این آگاهی هارو ،

    ،

    اون اوایل که من این فایلو گوش میکردم

    از اونجایی که مربوط میشد به عمل

    و من هم آدم عملگرایی بودم

    و عاشق انجام کارهای فیزیکی ،و کار و کسب و کار

    و در کل فعالیت

    و یک جورایی هم تربیت شده بودم برای انجام کار فیزیکی

    کل این فایلو به این دید می‌دیدم که اگر موفق نمیشم به خاطر اینه که فعالیت فیزیکی کمتری دارم انجام میدم و هر بار گوشش میکردم همش هم یه جورایی احساسم بهم می‌ریخت که خب من باید چیکار کنم؟ باید چه عملی انجام بدم ؟ چه کاری انجام بدم که پولدار بشم؟ موفق بشم ؟ ثروتمند بشم؟ چه کار ؟ چه کار ؟ چه کار؟

    اون موقع به دنبال موفقیت بودم و موفقیت رو توی یه کار فیزیکی و متفاوت می‌دیدم ،

    .

    با اینکه بارها و بارها استاد توی فایل هاشون از این صحبت میکردن که افکار ما فرکانس های ما دارن اتفاقات رو رقم میزنن اما

    بعد که دوره ی دوازده قدم رو شروع کردم تازه داشتم با توانایی ذهنی آشنا میشدم

    .

    اگر کار فیزیکی رو در این سر بازه و کار ذهنی رو در اون سر بازه قرار بدیم

    اون موقع میتونم بگم 100 درصد اون سمت بازه بودم یعنی سمت کار فیزیکی

    با کار کردن روی تمرین ستاره قطبی

    هر روز من داشتم به سمت کار ذهنی بیشتر حرکت میکردم

    خب خیلی اتفاقات مختلف توی این مسیر افتاد تا من هر بار درکم بهتر بشه

    استاد تو هر فایل از جنبه های مختلف صحبت میکردن

    و من خب خیلی جاها اشتباه می‌فهمیدم یا اصلا نمی‌فهمیدم و به خودم این فرصت رو میدادم که بارها و بارها تکرار کنم و به اندازه ی درکم عمل کنم،

    .

    به جایی رسید که فکر کنم زیر همین فایل هم من کامنتش کردم

    من تازه فهمیدم که بابا استاد میگه عمل عمل عمل منظورش عمل به قانونه

    عمل به قانونه

    عمل به قانونه

    عمل به قانونه

    !

    قانون چیه؟ چطور کار میکنه؟

    ما داریم با افکارمون ، با کانون توجهمون

    صددددد در صد

    صدددددد در صد

    صدددددد در صد

    نه 99 درصد

    صدددددد درصد

    داریم رقم می‌زنیم

    اوکی الان میگی پس فیزیک چی؟

    رفتارهایی که ما الان داریم انجام میدیم

    تو همه ی زمینه ها

    کاری که انتخاب کردیم برای شغل

    روابطمون

    طرز برخوردمون با دیگران

    با کار

    نوع خوراکمون

    نوع پوششمون

    هر چی

    هر کار فیزیکی که الان داریم انجام میدم به هر شکل و هر نحوی و هر شدتی

    ریشش توی باور های ماست

    باورها چه هستن ؟

    افکاری که بارها و بارها به طرق مختلف در ما ایجاد شدن

    از طریق پدر مادر خانواده جامعه تلویزیون رسانه مدرسه معلمین و و و …

    ،

    درسته خیلییییی از مواقع خیلی از مواقع خیلی از اتفاق ها خودشون برای ما رخ میدن

    اونم نه به خاطر کار فیزیکی که انجام دادیم

    بلکه به خاطر فرکانسی که به جهان ارسال کردیم

    .

    خیلی از مواقع داریم کاری درست رو هم انجام میدم

    اما فکر درستی پشتش نیست

    مثلا خودمو مثال میزنم

    10 سال داشتم تمرین هنرهای رزمی میکردم

    اما

    با فکر نادرست

    در جهت نادرست

    به محض اینکه باورهام تغییر کرد

    مجموعه ای از باورهام

    باعث شد که من رفتار متفاوتی انجام بدم

    و نقطه قوتم که بوکس بود رو ارزشمند بدونم و موفقیت توی این موضوع رو خیلیییی سریع تر و راحت تر و لذت بخش تر بدونم

    و همین باعث شد که من تمام تلاشم رو بکنم که کل تمرکزمو بیارم همین سمت

    وقتی که کل تمرکزمو آوردم همین سمت

    انرژی در همین جهت شروع کرد به حرکت

    و من با فقط روزی یک وعده تمرین

    بدون مربی

    تونستم موفقیت های خیلی زیادی رو توی بوکس کسب کنم و حتی از لحاظ مالی هم به زودی می‌تونست منو به آزادی برسونه

    که فعلا مسیرم یک مقدار متفاوت شده،

    ولی همون موقع هم من درآمد های مختلف از خود مسابقاتم هم تجربه کردم ،

    ،

    متوجه شدیم باورها چطور کار میکنن؟

    ،

    یعنی داستان فیزیکیش خیلی نرم خودش اتفاق میوفته ،

    یعنی وقتی باور های ما تغییر کنه

    اگر واقعا تغییر کرده باشه

    خود به خود منجر میشه به تغییر رفتار

    اگر تغییر رفتاری ایجاد نشه

    باورهای ما تغییر نکرده

    ،

    یک سری اعمالی هم که استاد تمرین میدن که انجام بدیم مثل تجسم کردن خواسته ها

    ما در حال خلق کردن آینده ی خودمون هستیم

    یعنی هم ما میتونیم اتفاقات امروزمون رو رقم بزنیم

    هم میتونیم بریم توی آینده و آینده ی خودمون رو هم رقم بزنیم

    که همین هم ایمان میخواد که ما انجامش بدیم

    ایمان به این که ما داریم به صورت صد در صد اتفاقات زندگیمونو رقم می‌زنیم با فرکانس ها مون ،.

    .

    پس

    برای خود من اینطوری اتفاق افتاد

    که هر چقدر جلو تر دارم میرم

    دارم بیشتر سعی میکنم از انرژی ذهنیم استفاده کنم تا انرژی جسمیم

    ،

    الان در مورد کسب و کار و بیزینس

    اگر ورودی هایی به غیر از حرف های استاد بدیم به ذهنمون

    مثل این چیزایی که توی اینستاگرام هست و افراد مختلف میان ایده هاشونو برای رشد کسب و کار و افزایش درآمد میگن

    نیمیگیم اونا درست هستن یا نیستن .اصلا درست و غلط نداریم

    اگر اونارو بشنویم نمی‌تونیم حرف های استادو‌ باور کنیم

    و چون اونارو باور کردیم حتما باید اونطوری عمل کنیم تا نتیجه بگیریم و چیزی به غیر از اونو نمی‌تونیم باور کنیم

    نمیتونیم این حرف استاد رو باور کنیم که من بدون تبلیغ دارم اینقدر نتیجه میگیرم

    بدون فعالیت خاصی توی شبکه ی خاصی

    ،

    در مورد این موضوع خود استاد هم میگن

    کافیه فقط به این فکر کنیم که چطوری ما با استاد آشنا شدیم؟؟؟

    فقط همین یک سوال رو بپرسیم از خودمون

    متوجه میشیم که قانون چطور داره کار می‌کنه

    .

    اون باوری که استاد ساخته در مورد مخاطب هدفش و خداوند و جهان

    داره اتفاقات رو رقم میزنه

    نه کار فیزیکی خاصی

    استاد .تمرکزش فقط روی بهبود کسب و کارش و بالا بردن کیفیت مارشه

    و مخاطب هدفش رو هم توی ذهنش میسازه که دوست داره با چه افرادی کار کنه و خداوند ،جهان، چه افرادی رو به سمتش هدایت کنه،

    ،

    همین رو هم اول باور کرده، بعد بهش عمل کرده ،و الان داره بهره ی اون عمل به قانون، که فکر کردن در مورد مخاطب هدفش هست رو میبینه،

    که ما

    هر کدوممون به طرق های مختلف وقتی با استاد آشنا شدیم که آماده بودیم

    بعد فایل های رایگان رو گوش کردیم آماده تر شدیم

    بعد شروع کردیم به خرید دوره ها

    و نتیجه گرفتیم و میایم در موردش توی سایت مینویسیم و صحبت میکنیم ،

    ،

    تموم این اتفاقات به خاطر افکاری هست که استاد بار ها و بارها به طرق مختلف بهش توجه کرده و الان جزئی ثابت از باورهای استاده که داره خود کار کار. میکنه،

    .

    این قانونه،

    این عمل به قانونه،

    این عمل اصلی هست که ما باید انجام بدیم

    که قبل از انجام این عمل، این تلاش ذهنی،

    باید اینو بااااور کرده باشیم که خودمونیم که داریم به صورت صد در صد اتفاقات شرایط موقعیت های زندگیمون رو در تمام جنبه ها بدون شک رقم میزنیم،

    ،

    خدارو شکر میکنم

    امید وارم خودم با همین دقتی که نوشتم عمل کنم،

    ،

    مثلا خود من وقتی این آگاهی رو با خودم مرور میکنم

    انکیزم بیشتر میشه برای اینکه مثلا برم دریم بوردو ببینم،

    مثل الان،

    امید وارم همگی عالی باشید

    در پناه خداوند .

    استاد جان خیلی ممنونم ازتون انشاالله سالهای سال سلامت و شادو ثروتمند زنده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  8. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 447 روز

    درود

    روز هشتاد و هشتم از تحول روز شمار زندگی من

    من صحبتی برای این فایل ندارم ، چون فهمیدم که من باور نکردم قانون رو که الان که رسیدم به هشتاد و هشتمین فایل ، هنوز تغییری در سلامتی من رخ نداده ،

    هنوز دارم یک روند رو به پایین رو طی میکنم .

    این فایل یک تلنگر بود که بابا فقط نوشتن هر روز این فایلها و کامنت گذاشتن برای تو تغییر نیست .

    باید بخودت بیای

    باید زمان بیشتری روی باورهات بزاری ، باید باور کنی، ایمان داشته باشی و متعهدتر باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مسعوده احمدیار گفته:
    مدت عضویت: 655 روز

    درود خدمت استاد نازنین ام و تمامی همفرکانسی های ثروتمندم

    آرزو میکنم صحتمند و تندرست باشید استاد این فایل چقدررر تاثیر گذار است دست تون گل باران استاد عزیزم

    استاد جان راست میگین هیچ تبلیغاتی ندارین اما اصلا خود من بشخصه اینقد که ذوق دارم حتی شما میگین در مورد این موضوعات با کسی صحبت نکنید اما خیلی از ماها نمیتونیم جلوی خودمونو بگیریم و در مورد این فایل های شما مطمئنا پرافگنی کردیم تا اینکه به حرف شما رسیدیم اصلا نیازی به تبلیغات خودتون نیست، خدا داره براتون تبلیغ میکنه و دقیقا افرادی را میاره توی این سایت که واقعا آماده باشن،هم از لحاظ مالی که بتونه شرایط تهیه دوره را داشته باشه و هم تعهد و اشتیاق برا پیش بردن و ادامه دادن دوره ها

    استاد خیلی قشنگ استاندارد های ما داره با شما بالا میره هم مدار مون بالا میره هم استاندارد ها مون و احساس لیاقت مون، چقدر برا خودتون و محصولات تون ارزش قائل هستید که از خداوند درخواست میکنید نه تنها افراد بیاد دوره تهیه کنه بلکه ازش میخوای افراد که کاملا آمادگی شو داره را فراوان به سمت تون هدایت کنه و چقدر خود ارزشی دارید استاد جان.

    افراد که میخواد به فایل های شما به عنوان مسکن نگاه کنه، شما نمیخواید باهاش کار کنید

    مبلغ و هزینه های دوره های شما برا کسانی است که بتونه اون مبلغ را پرداخت کنه واقعا چه بگم این حدداز خود ارزشی و لیاقت تون

    کسی که پایین است قرار نیست پایین بمونه همه میتونن بیاد بالا بشرط باور بشرط حرکت

    افکار ما فرکانس های ما، و باور های ماست که داره اتفاقات را رقم میزنه نه عوامل بیرونی، نه بابا مون نه فرهنگ نه هیچ چیزی، فقط و فقط افکار و باور های ما عامله.

    واقعا استاد ایمان تون قابل تحسینه چقدرر شما قشنگ بها پرداخت نمودید چقدر قشنگ ایمان تون رو به خداوند نشون دادید منم دارم از دوره عزت نفس جلسه چهارم، موقع که این دوره را استفاده کردم تصمیم گرفتم از شکست ها نترسم و با ایمان برم توی دل تجربه ها، البته با اکانت قبلی ام این دوره بی‌نظیر را تهیه کردم که با اکانت فعلی ام اون از اتاق شخصی من از بین رفت اما فایل هارو توی موبایلم دارم شون.

    قانون عمل کردن بهش تکامل میخواد ، من از وقتی با شما و مباحث‌تون آشنا شدم سعی کردم تا میتونم و تا اندازه ای که درک‌میکنم بهش عمل کنم آنموقع 17 سالم بود و شهرستانی هم هستم از افغانستان، یعنی تجربیات متعدد و متفاوت از هر جنبه ای اصلا نداشتم و هنوز هم ندارم اما بعد آشنا شدن با مباحث شما من کل روند زندگیم 180 درجه تغییر کرد دیگه اجازه ندادم ترس ها مرا کنترل و محدود کند ترس ها برام تصمیم بگیرد خواستم به الهامات ام عمل کنم حتی اگر نمیفهمم شون، ولی اگر ذوق دارم انجام میدم بازخورد شو میگیرم و بهتر درک میکنم و بخاطر همین انگار این 3 سال که در مسیر قانون قرار گرفتم تمامی ناکامی ها و اصلا هر آنچه کمبودی در طول 17 سال گذشته ام داشتم برطرف شد اینقد که زندگی را با عمق اش تجربه کردم خدای من واقعا احساس میکنم خوشبخت ترین آدمی هستم که میشناسم

    دوست دارم نکته نکته ای که می‌فهمم و درک میکنم که استاد چه میگه چجوری به قانون عمل میکنه ،منم همون کارها رو بکنم اعراض از ناخواسته ها، تا حد که میتونم ، توجه به خواسته ها، تا خد که میتونم ، در جاها و موقعیت های که قرار میگیرم ایمانم را نشون بدم به خداوند، عمل کنم

    من الان 20 سالمه ولی با توجه به آموزش های استاد 2 بار میشه که روابط عاطفی ام را با دوست پسرم قطع کردم 2 بار با 2 تا آدم متفاوت، چون موقع که فهمیدم که این آدم آن سبکی نیست که من میخوام کات کردیم و این ایمان و این جرات را به خودم دادم با اینکه برام اوایل سخت بود اما نا ممکن نبود و هربار چقدرر نتایج سریع خودشو نشون داد خدای من

    و دوست دارم تو هر مورد در زندگیم سعی کنم عمل کنم و توکل به او

    استاد جان چقدر قشنگ گفتید کیفیت که خوب باشه مردم دنبال ما هستند ، با شما ما یاد گرفتیم خیلی از حاشیه های که افراد حامعه درگیر شون هستند اعراض نماییم و از بسیاری خطاها جلوگیری صورت بگیرد و خیلی سریعتر و لذت بخش تر و قشنگ تر به خواسته هامون برسیم

    واقعا از خدای عزیزم بی نهایت سپاسگذارم که شمارا دست نجات مون کرد

    که ما هم خوشبختی دنبا و آخرت را نصیب بشیم

    هر کجا هستید همیشه لب تون خندان و قلب تون پر از مهر خداوند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    زهرا مزرعه گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان همفرکانسیم

    من دوره قدم اول پارسال تهیه کردم و شروع کردم به تمرین نتایج برام میومد ولی بخاطر تضادها متاسفانه کم کم ازش فاصله گرفتم و خیلی کم گوش میکردم و چک و لگد هم بد میخوردم. و نمیدونستم. که در قانون باید استمرار داشته باشم و تا اینکه 1ماه پیش بخاطر اینکه باورهام محدود شدن بدجور زمین خوردم ولی با الهامی که بهم شد حرکت کردم من اصلا به سایت نمی یومدم و کامنت بخونم و کامنت بزارم ولی الان بیشترین وقت من تو سایته و اول از فایلهای رایگان سایت شروع کردم و الان دوباره قدم اول شروع کردم که واقعا من نشونه هاش دارم میبینم خانمی که بهشون محصول فروخته بودم و مبلغ ناچیزی بود بهم توهین کرد و پولم نداد و من پیگیرش نشدم امروز صبح بهم پیام داد که میخواد پرداخت کنه.

    یا حتی دخترم برای پیش دبستانیش که فشرده بره و تو ثبت نامش کرده بودم تشکیل نشد و من هرروز سپاسگزاری میکردم که خدایا شکرت که مدرک پیش دخترم رو براحتی و اسونی گرفتم دیروز براحتی و اسونی ثبت نامش انجام شد تو مدرسه غیر انتفاعی با مبلغ کم خیلی خوشجال شدم که قانون داره کار میکنه.

    ومن تعهد میدم که دوره 12قدم رو باجدیت ادامه بدم و استمرار داشته باشم. و تا نتیجه نگرفتم سراغ قدم 2 نرم

    از شما استاد عزیزم بخاطر این دوره بی نظیر سپاسگزاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: